جلسه 015 - زهد
شماره جلسه
15
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - زهد

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت را می‌فرمود تهران به وسیله دو نفر محافظت می‌شود از جنوب حضرت عبدالعظیم، از شمال امامزاده صالح، نه تنها بلاهای زیادی به واسطه این بزرگوار از ما دفع می‌شود، خیرات و برکات بسیار زیادی به ما رسیده و می‌رسد، در واقع آنچه که به ما می‌رسد از کانال وجودی این بزرگواران به ما می‌رسد.@موضوع بحثمان در حدیث معراج دربارۀ ذکر بود، یاد خداوند، من امشب به مناسبت میلاد حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) احادیثی را از ایشان انتخاب کردم که در همین رابطه هست، چند حدیث را از ایشان که ناقلش هست خدمت شما تقدیم می‌کنیم که هم عرض ارادتی به خود ایشان کرده باشیم و هم به سیر بحثمان هم لطمه‌ای وارد نشود.@اولین روایتی که ایشان نقل کردند به واسطه نقل کردند از حضرت هادی تا به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌رسد «لَمَّا كَلَّمَ‏ اللهُ تعالی مُوسَى‏ بْنَ‏ عِمْرَانَ‏ قَالَ فَمَا جَزَاءُ مَنْ‏ أَتَمَ‏ الْوُضُوءَ مِنْ خَشْيَتِكَ قَالَ يَا مُوسَى أَبْعَثُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَهُ نُورٌ يَتَلَأْلَأُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ» یک مجموعه‌ای از سؤالات حضرت موسی هست، چون ایشان کلیم الله هست، در بین انبیاء بیشترین مکالمه را با خداوند تبارک و تعالی داشته است.@«اِتَّخَذَا اللهُ موسی کَلِیماً» خدا او را برگزیده برای حرف زدن با خودش، خیلی عظمت است که خداوند کسی را انتخاب بکند با او مستقیم سخن بگوید، در این مکالمه یک جاهایی خدا سخن می‌گوید که یک مجموعه طولانی است که با یا موسی شروع می‌شود.@و یک بخشی از حضرت موسی (علیه السّلام) دائماً سؤال می‌کند و خداوند تبارک و تعالی پاسخ می‌دهد، در یک روند از سؤالها سیاق سؤال ثابت است «فَمَا جَزَاءُ مَنْ» خدایا جزای کسی که فلان کار را می‌کند، یا فلان دان هست چگونه هست؟@جزای کسی که وضو را کامل می‌گیرد از خشیت تو چیست؟ خداوند می‌فرماید من او را روز قیامت در حالی برمی‌انگیزم، مبعوث می‌کنم که نوری در برابر چشمانش « لَهُ نُورٌ يَتَلَأْلَأُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ» بین دو چشمش نوری هست که تلألؤ می‌کند کسی که وضو را کامل می‌گیرد.@در بحث سیر و سلوک یکی از چیزهایی که خیلی سفارش کردند کسی که می‌خواهد سلوک جدی داشته باشد حرمت وضو را داشته باشد، یعنی دعا هم داریم «اللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ تَمَامَ الْوُضُوءِ» خدایا تمام وضو را نصیب من کن، بتونم وضو را کامل بگیرم.@اهل بیت و بزرگان خیلی سفارش کردند که مؤمنین وضو را کامل بگیرند، یعنی تمرکز داشته باشند، دعا بخوانند، سوره را بخوانند، دعاهایی را که دارند می‌خوانند را متوجه بشوند.@ اگر یک کسی حرمت الهی را، حرمت خدا را در وضو رعایت کرد یعنی خشت الهی را رعایت کرد و فهمید دارد چکار می‌کند، این وضو یک باطنی دارد، این وضو خودش یک توبه است، یک شستشو است، و یک آمادگی برای ملاقات است.@ما حواسمان باشد، کمااینکه ما اگر جایی می‌خواهیم برویم لباسمان را عوض می‌‌کنیم، با کسی ملاقات داریم، خودمان را شستشو می‌دهیم، این وضو یک ادب هست، یک پاکیزگی است برای ورود به بارگاه الهی، اگر انسان توجه داشته باشد عادتاً این کار را نکند، متوجه باشد دارد چکار می‌کند، و نیتی داشته باشد که من دارم صورتم را می‌شویم یعنی چی، دستم را می‌شویم یعنی چی.@جزایش چیست؟ فرمود جزایش این هست که یک نوری برای او هست در بین چشمانش که می‌درخشد، بنابراین این اختصاص به وضو هم ندارد، هر عملی نار و نور دارد، یک عملی شما انجام می‌دهید جهنم درست می‌کند، آتش درست می‌کند.@یک عملی انسان انجام می‌دهد، نورانیت ایجاد می‌کند، فرقی نمی‌کند، هر عمل صالح و خوبی یک نور به نورهای انسان اضافه می‌کند، بسته به تناسب ریاضیات الهی دارد، «قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً» خدا برای هر چیزی قدر و اندازه قرار داده است، ریاضی است.@اینکه نور وضوی با خشیت الهی چقدر است هست، یا نور دست کشیدن به سر یک بچه یتیم، یا به یک فقیر کمک کردن، یا مشکل برادر دینی‌ات را حاجتش را برآورده کردن این یک نورانیتی برای انسان می‌آورد.@در نقطه مقابل هم ما نار داریم، شما برادر دینی‌ات به شما مراجعه می‌کند، نیازی به شما دارد، کاری با شما دارد که شما می‌توانید آن کار را برایش انجام بدهید، سخت‌گیری نمی‌کنی، می‌توانی انجام بدهی، سنگ سر راهش نمی‌اندازی، مثلاً یک جا مدیر و رئیس هستی کار یک کسی را می‌توانی انجام بدهی، انجام بده، اگر واقعاً شدنی و معقول هست انجام بده.@یک موقع هست نه انسان بهانه‌گیری می‌کند، حتی می‌تواند بهانه قانونی بگیرد ولی می‌داند می‌تواند حل بکند اما حل نمی‌کند، می‌فرماید اگر حل بکند یک نورانیت دارد، فرمود ولی اگر حاجت برادرت را بتوانی برطرف بکنی نکنی، حتی اگر بهشتی هم باشی خداوند یک مار در بهشت سراغت می‌فرستد هر روز تو را بزند.@یعنی انسان در بهشت لذتش را می‌برد اما به خاطر اینکه حرمت مؤمن را رعایت نکرده که «أَعْظَمُ‏ حُرْمَةً مِنَ‏ الْكَعْبَةِ» است، از حرمت کعبه بالاتر هست، یک بهانه‌ای گرفت، یک سختی ایجاد کرد، یک سنگی سر راه دیگران گذاشت، یک کاری کرد، خداوند این مار را در بهشت می‌فرستد، به جزای اینکه انسان می‌توانسته کاری را حل بکند و نکرده.@این خیلی خطرناک است که انسان در تصمیم‌گیریها باید حواسش باشد دچار حبّ و بغض نشود، اگر کسی نفسانیت داشته باشد، خودش را نساخته باشد، و حبّ و بغض داشته باشد این گرفتار است.@خدا رحمت کند آیت الله بروجردی را، مثلاً ایشان عادتش این بود یک روزهایی می‌نشستند یک ساعتی نامه‌هایی که از سراسر کشور یا دنیا برایشان می‌آمد می‌خواندند، بعد یک موقعی صدایش بلند می‌شود نامه را می‌خواند بعد می‌گوید آقا می‌دانم، بخدا می‌دانم، اینها فکر می‌کنند ما نمی‌دانیم.@به او نامه نوشتند این مأموری که شما فرستادی به عنوان نماینده خودت فلان شهر علیه شما دارد آنجا تبلیغات می‌کند، به مردم می‌گوید ایشان چنین و چنان هستند مردم به او پول ندهید، بعد نوشته بودند شما چرا این را منصوب کردی عزلش نمی‌کنید؟ دارد علیه شما آنجا حرف می‌زند، تازه به او می‌گفتند شما چرا به او پول می‌دهید.@آیت الله بروجردی فرمودند که من اگر بخواهم او را عزل بکنم، من می‌دانم ایشان به خاطر اینکه از من غیبت می‌کند خیلیها به ایشان وجوهات نمی‌دهند، اذیت می‌شود، بالاخره او رفته آنجا تبلیغ دین بکند، باید لنگ نماند ولو علیه من هست.@ حرفی که آقای بروجردی می‌زند این است که دوست نداشتن من، مخالفت با من جزء اصول دین نیست، حالا یک کسی مرجعیت من را قبول ندارد، من را قبول ندارد که من نباید نانش را ببرانم این خیلی مهم است، که در تصمیم‌گیریها مصالح فرد، مصالح یک سازمان در نظر گرفته بشود، در مصالح فردی و مصالح شخصی، اگر این شد آنوقت انسان باید بعداً جوابگو باشد.@خیلی انسان باید کنترل باشد، کف نفس داشته باشد که حواسش باشد این اتفاقات نیفتد، طرف می‌بینی در خانه‌اش فرزندش یک ذره حرفش را گوش نمی‌کند، از خیلی چیزها محرومش می‌کند، همسرش یک ذره حرفش را گوش نمی‌کند، اینقدر به او برمی‌خورد، اینقدر برایش سخت است که همسرش فلان جا با او راه نیامده با همسرش قهر می‌کند.@این خودشیفتگی خیلی وحشتناک است، جهنم عجیبی هست که بدترین وحشتها خودشیفتگی است این است، بدترین تاریکی‌ها، زنش را محروم می‌کند، جریمه می‌کند، می‌گوید حالا که اینطوری هست، دیگر خانه پدرت حق نداری بروی، حالا که اینطوری هست من هم خانه پدرت نمی‌آیم، حالا که اینطوری هست مسافرت بی‌مسافرت.@مردها الان الی ماشاء الله ظلم می‌کنند، بهانه‌گیری می‌کنند یک چیزی را، یا زن برعکس، زن یک خواسته‌ای دارد شوهر موافقت نمی‌کند، می‌بینی به شدت می‌رود به سمت انتقام کارهای بی‌اخلاقی، کارهای ناشایست، یا برادر در حق برادر، یا چیزهای دیگر.@خیلی باید حواسمان جمع بشود که ما رضای الهی را در نظر بگیریم، که الان رضای الهی چیست، الان امام زمان چه می‌خواهد، الان رضای الهی اینجا چیست، خیلی مهم است چه در کمک کردن، چه در کمک نکردن، چه در قبول، چه در رد، انسان باید رضای الهی را در نظر بگیرد و بعد اقدام بکند.@بنابراین هر کاری شما در نظر بگیرید هم نار دارد هم نور دارد این یک قاعده است، در طول روز ما دائماً با نار و نور سر و کار داریم از خوابمان شروع می‌شود، تا بیدار می‌شویم، یک موقعی انسان بیدار می‌شود با یک اخمی بلند می‌شود به اعضای اهل خانه، این نار است.@یک موقع بلند می‌شود سلام می‌کند، می‌خندد لبخند می‌زند این نور است، این سلام و لبخند، سلام گرم، سلام مهربانانه نور می‌شود، یک موقع هست با بی‌حالی، کسالت، و دمق بودن و گرفتار خود بودن، انسان می‌خواهد با اهل و خانواده‌اش برخورد بکند، با بی‌حوصلگی این نار است، این را باید خیلی دقت بکنیم که همیشه همراه ما هست.@روایت داریم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید «يَحْشُرُ اللهُ أُمَّتِي‏ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ بَيْنَ الْأُمَمِ غُرّاً مُحَجَّلِينَ مِنْ آثَارِ الْوُضُوءِ» خداوند در روز قیامت امت مرا از میان امتها انسانهایی شاخص، نشان‌دار، و پیشانی‌سپید، یعنی درخشان هست، امت من از بین امتها اینطوری محشور می‌شوند به خاطر آثار وضوء.@میلیاردها انسان محشور می‌شوند در عرصه قیامت در زمین حالا شما در نظر بگیرید یک عده هستند پیشانی‌سپید هستند، اینها دائماً وضو می‌گرفتند بقیه امتها این کار را نمی‌‌کنند، و این وضو دائماً برای آنها نورانیت می‌آورد.@و این نورانیت در زندگی شخصی هم هست، شما ببینید در بین مردم جهان افرادی که پیر می‌شوند، زشت‌تر، گرفته‌تر می‌شود چهره‌شان، غیر از مؤمنین، شما مؤمنین را نگاه کنید هر چه سنشان بالاتر می‌رود، نورانی‌تر، زیباتر، جذاب‌تر می‌شود.@شما الان این سیر عکسهایی که از علما هست، بزرگان، شهدا، علما، مراجع، عکسهایشان را از بچگی نگاه کنید تا سن بالا، این هر چه بالاتر آمده، مثل امام امت، شهید بهشتی، وقتی عکس دارند نگاه می‌کنید، سیر قیافه‌ها را که نگاه می‌کنید، می‌بینید هر چه به آخر عمر نزدیکتر شده اینها نورانی‌تر و جذاب‌تر شدند.@اگر یک موقع یک کسی هم اینطوری نیست مال این هست که تاریکی‌های زیادی با خودش دارد، یک جور دیگر با خودش تاریکی دارد، ممکن است در مقوله وضو نورانیت دارد، اما در مقوله اخلاق تاریکی دارد، در روح و جسم آدم تأثیر می‌گذارد.@«أَكْثِرْ مِنَ‏ الطَّهُورِ يَزِدِ اللهُ فِي عُمُرِكَ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَى طَهَارَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّكَ تَكُونُ إِذَا مِتَّ عَلَى الطَّهَارَةِ شَهِيداً» باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، می‌فرماید «أَكْثِرْ مِنَ‏ الطَّهُورِ» طهارت را زیاد کن، که در روایت داریم «اَلْوُضُوءُ نُور أَنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ» نگو ساعت 9 وضو گرفتم حالا باشد با آن نماز می‌خوانم، نه الان موقع نماز هست می‌توانی وضوی دیگر بگیر، وضویت را زیاد کن.@طهارت زیاد داشته باش، این همه جور معنا دارد، اینکه طهارت به وضو، همیشه با وضو بودن، آنهایی که می‌توانند، عذر ندارند، گرفتاری ندارند، مریضی ندارند، کسی که می‌تواند، یعنی همیشه این را داشته باش زیاد هم به این بپرداز.@اتفاقی که می‌افتد این خیلی جالب است که آثار وضعی را چگونه بیان می‌‌کند، شما در فیزیک می‌گویید آقا یک نیوتن نیرو به چیزی وارد بکنی، یک نیوتن نیرو به تو وارد می‌شود، این عمل و عکس‌العمل است، قاعده است.@آب را اگر صد درجه بجوشانی به آن حرارت بدهی به جوش می‌آید، قاعده است، یا فلان چیز را اگر بخوری این آثار را دارد، در متافیزیک هم دقیقاً همین نظام برقرار است، ما هم نمی‌فهمیم یعنی چی، می‌گوید وضو بگیرید به عمرتان زیاد می‌شود.@ «يَزِدِ اللهُ» انسان زیادی عمر و برکت عمر پیدا می‌کند، با وضو، با نورانیت، با طهارت، عمر انسان زیاد می‌شود، بعد می‌گوید اگر می‌توانی ببینید چقدر پیامبر قشنگ حرف می‌زند، حکم نمی‌کند که اگر کسی نکرد، چنین و چنان است.@«وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ» اگر می‌توانی که شب و روز طهارت داشته باشی این کار را بکن، چرا؟ نتیجه‌اش کجا ظاهر می‌شود؟ می‌گوید آدم یا شب می‌میرد یا روز میمیرد، حضرت می‌فرماید که تو اگر می‌توانی این کار را بکنی بکن.@«فَإِنَّكَ تَكُونُ إِذَا مِتَّ عَلَى الطَّهَارَةِ شَهِيداً» وقتی که به طهارت بمیری، وقتی که شب و روز مراقبت می‌کنی، هر موقع با طهارت بمیری شهید از دنیا رفتی، شهید دایره‌اش خیلی وسیع است، یک بخشی از شهدا شهدای قتال هستند، اما شهدایی داریم که شهید هستند اما شهید معرکه نیستند، در خانه به رحمت خدا رفته، تصادف کرده، مریضی گرفته، ما انواع و اقسام شهید داریم که دایره‌اش وسیع هست.@باز در روایت بعدی یک بخش دیگر از سؤالات حضرت موسی (علیه السّلام) هست، «فَمَا جَزَاءُ مَنْ‏ قَامَ‏ بَيْنَ‏ يَدَيْكَ يُصَلِّي‏» جزای کسی که در مقابل تو می‌ایستد نماز می‌خواند چیست؟ رمز کجاست؟ مقابل خدا بودن، شما هر دفعه می‌خواهید نماز بخوانید، صحنه را مجسم کنید، به قول امام اگر کسی تلقین نکند بدون تلقین به هیچ جا نمی‌رسد.@برای نماز انسان باید به خودش تلقین بکند، تلقین یعنی صحنه را حواسش باشد، اگر این صحنه را حواسش باشد ببیند چه اتفاقی می‌افتد، خداشکر در اردوی امسال این تمرینات بدنی را زیاد داریم، یکی از حالتها ایستادن است، خود این قیام ایستادن، حالت قیام در نحوه ارتباط با غیب تأثیر دارد.@شما یک موقع هست به نماز می‌ایستید اصلاً آنتن نمی‌دهد، ایستادی ارتباط قطع است، یک لحظه ایستادنت را درست می‌کنی، درست کردن ایستادن به اینکه حواست به این فرمایش باشد «قَامَ‏ بَيْنَ‏ يَدَيْكَ» روبروی خدا ایستادی، حواست باشد، قلبت اگر این بفهمد که من الان روبروی خدا ایستادم و بینهایت هم فرشته اطراف من هستند، ببین چه اتفاقی می‌افتد.@یا وقتی می‌گوید وقتی سجده می‌کنی سرت روی پای خداست، شما هر وقت می‌خواهی سجده بروی یعنی حواس انسان باشد دارد سرش را روی پای خددا می‌گذارد و با خدا حرف می‌زند ببین چه اتفاقی در سجده برای انسان می‌افتد.@ یا نه، نماز هم نمی‌خواهد بخواند، حالت عادی در خانه دارد، یک دفعه دلش برای خدا تنگ می‌شود یک دفعه یاد یک نعمتی می‌افتد شکر می‌کند به سجده می‌افتد، یا اینکه می‌خواهد سرش را روی پای خدا بگذارد.@ الان یک چیزی دارد تو را کلافه می‌کند، یک چیزی تو را به سطوح آورده، یک چیزی تو را گیج کرده، یک چیزی دارد تو را اذیت می‌کند، یک چیزی مزاحم تو است، یک چیزی دارد تو را می‌ترساند، یک چیزی دارد تو را غمگین می‌کند، آدم قدر و قوی و همه کاره کنار دستش باشد می‌رود به او وصل می‌شود.@سرت را روی پای خدا بگذار، کاری که ائمه کراراً انجام می‌دهند، در سیره و سلوک ائمه کراراً دیده می‌شود، که حضرات یک دفعه می‌بینند سجده رفت، دارد حرف می‌زند، روی شتر است، روی اسب است، یک دفعه پایین می‌آید سجده می‌رود، این خیلی جالب است، این در فرهنگ ما خیلی نیست، ما این را نداریم، ما نهایتاً اگر یک موقعی خیلی ذوق‌زده بشویم می‌گوییم الهی شکر، الحمد لله، ولی معصوم اینطور نیست.@معصوم با همه وجودش تشکر می‌کند، همه بدنش را ذوب در خدا می‌کند، چون سجده فنا است، سجده یعنی غیب شدن، فانی شدن، دیده نشدن، محو شدن، با همه وجودش این کار را می‌کند.@حالا ببینید چقدر قشنگ موسی (علیه السّلام) حرف می‌زند، چون حس را خودش دارد، اینقدر قوی است که کلیم الله شده است، جزای کسی که در مقابل تو می‌ایستد نماز می‌خواند چیست؟ می‌توانست بگوید جزای کسی که نماز می‌خواند چیست، فرقی می‌کرد؟ نه، نماز می‌خواند، می‌گوید نه در مقابل تو می‌ایستد و نماز می‌خواند.@خدا می‌فرماید «يَا مُوسَى أُبَاهِي بِهِ مَلَائِكَتِي رَاكِعاً وَ سَاجِداً وَ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ مَنْ بَاهَيْتُ بِهِ مَلَائِكَتِي لَمْ أُعَذِّبْهُ» چقدر دایره را وسیع کرد، عجب شاگرد و استادی هستند، آن نحوه سؤال کردن موسی، این نحوه جواب دادن خدا، اصلاً آدم از این کلاس و درس و دانشگاه لذت می‌برد، اینها درسهای فوق عقلی است.@خدا می‌گوید من به این شخص پیش ملائکه مباهات می‌کنم، مباهات فخرفروشی خداست، تعریف از بنده‌اش است پیش ملائکه، بنده من را ببینید، بعد خدا نمی‌گوید اگر کسی در مقابل من بایستد نماز بخواند من به او مباهات می‌کنم، یک دفعه دایره را وسیع می‌کند.@می‌گوید من مباهات می‌کنم به کسی که «أُبَاهِي بِهِ» به این بنده‌ام نزد ملائکه‌ام، چه رکوع باشد، چه سجده باشد، چه قائم باشد، چه نشسته باشد، بعد فرمود، «وَ مَنْ بَاهَيْتُ بِهِ مَلَائِكَتِي لَمْ أُعَذِّبْهُ» اگر من یک کسی را در نزد ملائکه‌ام به ابو مباهات کنم دیگر عذابی ندارد، نمی‌شود خدا از یک کسی تعریف بکند بعد او را جهنم ببرد، اینطوری نیست، از او تعریف کرده است.@حالا یک فهرستی از مباهات‌ها را هم بگویم، چند جا هست که خدا در روایت داریم مباهات می‌کند به فرشته‌ها می‌گوید بنده‌ام را ببین، یکی اینجایی هست که بنده آزار دیگران را تحمل می‌کند، عصبانی نمی‌شود، از راه حق به در نمی‌شود، غیبت نمی‌کند، دری وری نمی‌کند، توطئه نمی‌کند، آزار را تحمل می‌کند، به شیرینی به بزرگواری، آزار پدر و مادر، آزار همسر، آزار فرزند، خیلی مهم است.@چون ما هیچ وقت نمی‌توانیم از نظر عبادت به عبادت مرحوم علامه برسیم، علامه می‌گوید من وقتی عبادت می‌کنم همه عالم با من حرف می‌زنند، مرحوم علامه طباطبایی شوخی نیست که اینطوری می‌گوید، که ارتباطات خودش را با غیب بیان می‌کند، ریزشهای الهی را بیان می‌کند.@امام امت یک کسی هست که چه کسی می‌تواند مثل امام عبادت بکند، شما اگر آداب و صلات او را بخوانید یک جاهایی انسان دیگر قاطی می‌کند، ما استاد ما می‌فرمود نخوانید حرام است، تازه استاد ما خودش یکی از مراجع عظام، از اولیاء، از اخلاقیان خیلی بزرگ، می‌گفت برای شما این حرام است نخوانید، چون واقعاً آدم قاطی می‌کرد.@من گاهی اوقات یک جمله‌ای می‌خواندم ده روز من مریض بودم تب می‌کردم، دوباره یک ذره حالم خوب می‌شد، می‌رفتم دو صفحه دیگر می‌خواندم دوباره حالم بد می‌شد، خیلی سنگین است، خیلی چیزهای سختی را امام آورده.@امام یک کسی که این مسیر سخت را همه را طی کرده، آنوقت در عبادت به آنجا رسیده، خودش هم می‌فهمد که به کجا رسیده، در یکی از داستان‌ها یک کسی به امام گفته بود آقا آب وضویتان را یک ظرفی از این آب وضویتان بگیرید ما می‌خواهیم به مریضها بدهیم.@امام به حیطه ولایتی خودش اشراف دارد، آب وضویش را می‌دهد، وقتی مریض پیش او می‌آورند دست می‌گذارد مریض شفا پیدا می‌کند، من چند نمونه با چشم خودم دیدم، نقل شده باشد نه خودم دیدم، که امام دست گذاشتند شفا گرفت امام می‌فهمد خودش چکاره است.@بعد امام به گونه‌ای وضو می‌گرفته که هیچ اضافه آب ریزش نداشته باشد، شیر را سفت می‌بسته، بین وضو شیر را می‌بسته، با یک نصف لیوان آب، حالا به امام گفتند یک مقدار از آب وضویت جمع کن، بعد از چند روز امام گفت بیا یک ذره برایت جمع کردم، ما هم شوخی کردیم گفتیم آقا حتماً اسراف کردید چند تا قطره شما جمع کردید.@می‌داند چه خبر است، ما عبادت اینها را عمراً به اینها نمی‌رسیم، مثل علامه، مثل امام، بعد اینها می‌گویند ما حاضر هستیم همه عبادات عمرمان را بدهیم ثواب اذیت یک بچه‌داری را یک خانم به ما بدهد.@برای اینهایی که می‌ترسند باردار بشوند، بچه‌دار بشوند، جنایت می‌کند، هم به خودشان، هم به فرزندانشان، هم به همسرشان، هم به نسلشان، هم به پیری خودشان، هم به امام زمان، هم به پیغمبر، چون پیغمبر می‌گوید من روز قیامت به شما مباهات می‌کنم حتی به سقط.@ می‌گوید دو تا بچه کافی است، سه تا بچه کافی است، چه خبر است، متوجه نیست، بعضی‌ها اینقدر نادان هستند، می‌گویند بچه ما را از سیر و سلوک می‌اندازد، بچه ما را از پیشرفت می‌اندازد، این پیشرفت نیست، خودش پیشرفت است، نمی‌فهمد این خودش سلوک است، خودش نورانیت است.@خود آن اذیت، می‌گوید من عبادت همه عمرم را می‌‌دهم ثواب، علی (علیه السّلام) فرمود ثواب یعنی نورانیت، نورانیت اذیت را می‌‌گیرد، علی (علیه السّلام) فرمود «عَلَى‏ كُلِ‏ ثَوَابٍ نورٌ» هر ثوابی نور دارد.@ اذیت شوهرداری، اذیت بچه‌داری، می‌گوید من شوهر نمی‌کنم چون اذیت می‌شوم، حوصله شوهرداری ندارم، حوصله بچه‌داری ندارم، حوصله مادرشوهرداری ندارم، بعضیها دنبال یک دختر خاص می‌گردد، می‌گوید حوصله باجناق و حوصله جاری را ندارم، فکر می‌کند خیلی زرنگ است و خیلی چیز گیرش می‌آید.@دقیقاً مثل همان آقایی می‌ماند که دوپینگ می‌کند آخر می‌رسد به او می‌گویند چرا آخر رسیدی می‌گوید خواستم نفهمند دوپینگ کردم، اینها زرنگی‌های احمقانه است، از مهمان در می‌رود، از مهمانی در می‌رود، از پذیرایی پدر و مادر، از مریض‌داری، از خدمت به اعضای خانواده فرار می‌کند، از خدمت به مادر، خدمت به همسر فرار می‌کند، فکر می‌کند که خیلی زیرک است.@نمی‌فهمد که چه نورانیتی را دارد از دست می‌دهد، امام حرف زده، علامه دارد حرف می‌زند، من همه عبادتهای عمرم را می‌دهم اذیت بچه‌داری را به من بدهید، لذا در روایت داریم کسی که برای رضای خدا آزار دیگران را تحمل بکند، احساس بدبختی به او دست ندهد، بیچاره شدم، بدبخت شدم، این چه روزگاری است من دارم، این چه وضعیتی است من دارم.@احساس غربت، بدبختی، تاریکی، تنهایی، بی‌کسی، پوچی، نه، وقتی به عشق خداست، هیچ پوچی اصلاً نداری، خدا می‌داند اگر کسی به عشق خدا اذیت بندگان خدا را تحمل بکند چقدر نورانیت در وجودشان می‌آید، چقدر عنایتهای ویژه به او می‌شود.@ خدا اگر یک کسی به خاطر او اذیتهای دیگران را تحمل بکند، نق و غر هم نزند، احساس بد هم نکند، مادرشوهر، جاری، همسر، خدا به این بنده مباهات می‌کند، شوخی نیست، الله جل جلاله است، یعنی خدا به حرف می‌افتد، خدا به مباهات می‌افتد بنده‌ام را ببین، ملائکه بنده‌ام را ببینید، به خاطر من اذیت را تحمل کرد.@آن هم یک اذیتی که در آن پر از سازندگی است، پدرداری، مادرداری، همسرداری، بچه‌داری، آدم خیلی زرنگ، عافیت‌طلب، بی‌عرضه، ضعیف النفس من بچه نمی‌خواهم، بچه اذیت می‌شویم.@کسانی که از آن کارهایی که هیچ کس نمی‌کند به ندرت می‌کنند، ما خنده‌مان می‌گیرد اینها را می‌شنویم، در رساله هم می‌بینیم می‌گوییم بی‌خیال، نماز شبش را قضا بکند، در روز، یعنی آدم نماز شب‌خوان است، حالا شب به هر دلیلی نتوانسته بخواند، گاهی اوقات آدم نباید بخواند، گاهی اوقات نمی‌تواند بخواند، می‌گوید روز قضا بکند.@کسی که در بیابان بی‌آب و علف به تنهایی بایستد عبادت خدا را بکند، یعنی ترس او را برندارد در بیابان بی‌آب و علف تمرکزش سراغ امنیت و آب و علف نرود، سراغ خدا برود، بگوید حالا یک بیابان بی‌آب و علف گیر آوردیم اینجا جای عبادت است، حواسش جای دیگر نرود می‌گوید خدا به این بنده مباهات می‌کند.@ یک کسی که دارد نماز شب می‌خواند خوابش می‌برد، خدا به این هم مباهات می‌‌کند، می‌گوید این بنده‌ام بلند شد به خاطر من نماز بخواند خسته بود، خدا به این هم مباهات می‌کند، به خواب و چرت بنده‌اش که آمده نماز بخواند خوابش برده.@کسی که در جبهه همه فرار بکنند او بایستد، بایستد با دشمن قتال بکند و شهید بشود، به این خدا مباهات می‌کند، فقط صحنه این قتال نیست، هر جایی که کاری برای خدا و امام زمان هست، سختی‌ها و گرفتاریها و مشکلات دارد همه در می‌روند این می‌ایستد مقاومت می‌کند، خدا به این بنده مباهات می‌کند.@دوباره سؤال حضرت موسی است «إِلَهِي فَمَا جَزَاءُ مَنْ صَلَّى الصَّلَوَاتِ لِوَقْتِهَا» خدایا جزای کسی که نماش را اول وقت می‌خواند چیست؟ «أُعْطِيهِ‏ سُؤْلَهُ‏ وَ أُبِيحُهُ جَنَّتِي‏» خواسته‌اش را به او می‌دهم، بهشتم را هم به او می‌دهم، بهشت را برایش مباح می‌کنم یعنی ممنوع نیست، اجازه دارد وارد بهشت بشود کسی که نمازش را اول وقت می‌خواند.@چون نماز اول وقت یعنی هر وقت خدا صدایت می‌کند می‌گویی بله من با کس دیگری کار ندارم، این یعنی عبودیت، عبد است، نه اینکه به خدا بگویی زنم کار دارد، بچه‌ام کار دارد، یک موقعهایی هم باید به خدا گفت زنم کار دارد، بچه‌ام کار دارد، پدرم کار دارد، یک وقتهایی عیب ندارد، خود خدا هم می‌گوید عیب ندارد، ولی آن یک وقتهایی هست استثناء هست.@ولی به کارهای مباح دیگری نپردازی بگو خدا صدایم کرد الان باید جواب بدهم؛ عایشه می‌گوید پیامبر با من خیلی خوب بود، می‌گفت، می‌خندید، خوش بودیم، بعد وقتی یک دفعه اذان می‌گفتند پیامبر با ما غریبه می‌شد، انگار ما را نمی‌شناسد.@بعدی گریه از بیم خداست، باز حضرت موسی (علیه السّلام) «إِلَهِي فَمَا جَزَاءُ مَنْ‏ دَمَعَتْ‏ عَيْنَاهُ مِنْ خَشْيَتِك‏» خدایا جزای کسی که چشمانش از ترس تو گریه بکند چیست؟ انسان از عظمت الهی، یا از ترس عذاب الهی، گناهی کرده، بترسد برود حیا بکند در خلوتی گریه بکند، معصیتی کرده برود از ترس خدا گریه بکند، اینکه خدا به او جزا ندهد، عفوش بکند، وقتی الهی العفو می‌گوید گریه‌اش بگیرد، وقتی استغفرالله می‌گوید گریه‌اش بگیرد.@ خداوند در جواب می‌فرماید: «أَقِي وَجْهَهُ مِنْ حَرِّ النَّار» من چهره او را از گرمای جهنم نجات می‌دهم، یعنی صورتش گرمای جهنم را احساس نمی‌کند، «وَ أُومِنُهُ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ» روز قیامت روز فزع اکبر است، یعنی وحشت بزرگ و فزع شوخی نیست، آن ناله و فریاد عظیم و اکبر من او را ایمن می‌کنم.@خیلی خوب است که انسان یک موقعی در تنهاییهایش بنشیند برای گناهانش گریه بکند، از ترس خداوند این را داشته باشد، در روایت داریم از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «الْبُكَاءُ مِنْ‏ خَشْيَةِ اللهَ مِفْتَاحُ الرَّحْمَةِ» اگر کسی به ترس افتاد گریه‌اش گرفت باب رحمت به رویش باز می‌شود، کلید رحمت الهی نزد انسان از ترس خدا یک جا گیر می‌کند.@ سؤال: ما چقدر از ترس خدا گریه می‌کنیم؟ در طول روز، چند روز یکبار، هفته‌ای یکبار، چله‌ای یکبار، آخرین باری که از ترس خدا گریه کردیم چه موقع بوده؟ آخرین بار که داشتیم الهی العفو می‌گفتیم گریه‌مان گرفت، استغفرالله می‌گفتیم گریه‌مان چه موقع بوده؟ خوب است آدم از خودش سؤال بکند که من با این فرمایش چطوری هستم.@ از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «مَنْ‏ خَرَجَ‏ مِنْ‏ عَيْنَيْهِ‏ مِثْلُ‏ الذُّبَابِ‏ مِنَ الدَّمْعِ مِنْ خَشْيَةِ اللهِ آمَنَهُ اللهُ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ» هر کس از ترس خدا به اندازه مگسی اشک از چشمش بیرون بیاید، از ترس خدا، خداوند او را در آن روز ترس بزرگ فزع اکبر ایمن می‌دارد.@پیامبر می‌فرماید که ای ابوذر به هر کسی دانشی داده شود، ولی از بیم خدا نگرید، چون دانش شوخی نیست، شما در هر دانشی که به رویتان باز می‌شود یک دریایی از عظمت علم الهی باز شده، شیمی می‌خواند، زیست‌شناسی می‌خواند، یک مستند را نگاه می‌کند، راجع به یک پرنده، درخت، مورچه، این عظمت انسان را به سجده وادار می‌کند.@یک ذره غیر عادی نگاه بکنید یعنی چی، یک موز، سیب، یک انار، یک انگور، یک پرتقال به آن نگاه می‌کند، دانش است، یا یک علمی یاد می‌گیرد، فرمود دانشی بی‌سود داده شده است، زیرا خدای عز و جل دانشمندان را توصیف نموده و فرموده «إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً».@کسانی که دانش یافته‌اند چون این کتاب بر آنان خوانده شود سجده‌کنان به روی در افتند و می‌گویند «وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً» شما فکر می‌کنید یک چیزی وعده داده شده شما خبر دارید که دارد می‌آید بعد بیاید.@اهل کتاب منتظر منتظر پیغمبر بودند، یک عده از آنها تا پیغمبر را دیدند فهمیدند همین حالت به آنها دست داد یعنی 600 صد سال فترت، یعنی دوری از پیامبران، حالا این منتظر است، یک دفعه آثارش را می‌بیند، پیامبر را می‌بیند، به سجده می‌افتد، و می‌گوید منزه است پروردگار ما، وعده پروردگار ما انجام شدنی است.@«وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزيدُهُمْ خُشُوعاً» این آدمها چه آدمهایی هستند که می‌فرماید اینها به روی در می‌افتند روی زمین و می‌گریند، به فروتنی اینها اضافه می‌شود، الان شما نشستید امشب، شب 23 ماه مبارک رمضان نشستم احیا می‌گیریم من هم نشستم برای شما صحبت می‌کنم، یک دفعه صدای جبرئیل را بشنوید، صدایی که همه زمین را می‌گیرد و حضرت بشارت ظهور را می‌دهد، چه احساسی دارید.@یک دفعه همین الان نشستید در حسینیه این صدا بیاید، آدم چکار می‌کند، می‌گوییم آنهایی که منتظرش هستند اینها به روی به سجده می‌افتند، خشوعشان زیاد می‌شود، خشیت سراغشان می‌آید، چیزی که هزاران سال همه منتظرش بودند یک دفعه اتفاق می‌افتد.@ان‌شاءالله این کلام امام ما که فرمود من به شما جوانان با اطمینان می‌گویم شما با چشم خودتان نابودی اسرائیل را خواهید دید، برای ما هم بشود به زودی زود تحقق پیدا بکند و ما هم لذت این سجده را ببریم.@«سَمِعْتُ‏ عَلِيَ‏ بْنَ‏ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيَّ» یعنی امام هادی (علیه السّلام) «یَقُولُ‏ إِنَّمَا اتَّخَذَ اللهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا لِكَثْرَةِ صَلَاتِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ صلوات الله علیهم» حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) می‌فرماید از امام هادی شنیدم که فرمود خداوند ابراهیم را از این جهت برای خودش دوست گرفت، چون موسی را کلیم گرفت، و ابراهیم را خلیل گرفت رفیقش می‌شود.@حالا قاعده می‌خواهد بدهد چون «قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً» و کذلک، همینطوری، یونس چکار کرد، «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين‏» وقتی این را گفت «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ» همینطوری «نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ» ما مؤمنین را از تاریکی‌ها نجات می‌دهیم، همان کاری که یونس کرد شما هم همان کار را بکنید.@همان کاری که یونس کرد تو هم بکن خدا از تاریکی تو را در می‌آورد، برای همین بزرگان وقتی می‌خواهند شاگردانشان یک مقدار از تاریکی در بیاورند، این باز بشود، به یک جایی راه پیدا بکند، می‌گویند ذکر یونسیه بگیرید تا خارج بشود، ذکر یونسیه گفتن هم معرفت می‌خواهد، هم عرضه می‌خواهد هم توان می‌خواهد ولی این قاعده‌اش است.@حالا این هم دارد به ما قاعده می‌دهد، ما همینطوری حرف نمی‌زنیم می‌خواهیم برای شما راه پیدا بکنیم، می‌گوید خدا ابراهیم را برای این رفیق گرفت چون زیاد به پیامبر و اهل بیتش صلوات می‌فرستاد.@ اگر می‌‌خواهی دوست خدا بشوی زیاد صلوات بفرست، در اعمال خیلی صلوات، در روایت داریم هیچی مثل صلوات نامه عمل را سنگین نمی‌کند، این یک قاعده است، و این صلوات فقط سنگینیش مال آخرت نیست، اینجا هم شخصیت انسان را ثروتمند و غنی و سنگین می‌کند، یعنی در دنیا هم انسان را سنگین می‌کند، و خیلی خواص عجیبی دارد.@به یک بنده خدایی گفتم تو این عطرت را از کجا آوردی؟ گفت من عطر نمی‌زنم، گفتم مگر می‌شود تو هر وقت بغلت می‌کنیم بوی خوش می‌دهی، گفت نه، خلاصه خیلی اصرار کردیم گفت صلوات زیاد می‌فرستم، یک موقع آدم صلوات می‌فرستد پایش هم بو نمی‌گیرد، بدنشان به راحتی بو نمی‌گیرد، خوشبو هستند، بغلش می‌کنی، از وجود این شخص بوی خوش می‌آید، بوی آزاردهنده نمی‌آید.@صلوات انسان را نورانی و خوشبو می‌کند، فضا، دل، مکان، شهر، کشور، همه جا را صلوات سنگین و نورانی می‌کند، خدا رحمت کند آیت الله بهجت را فرمود شما نمی‌دانید که یک صلوات در برزخ چه اتفاقاتی ایجاد می‌کند.@صلوات در نظام برزخی مثلاً شما می‌گویید برای اموات، برای اهل بیت، برای صدیقین، شهدا، صالحین، اموات، بدوارث، بی‌وارث، ما نمی‌فهمیم حواسمان هم نیست، صلوات را دست کم نگیریم، صلوات خیلی اتفاقات عجیبی در نظام درونی انسان می‌اندازد، اینقدر هست که امام رضا می‌گوید اگر یک کسی یک گناه کبیره نمی‌تواند نکند پس صلوات زیاد بفرستد.@این به خاطر اینکه زورش به خودش نمی‌رسد، یعنی صلوات گناهان را منهدم می‌کند، اینقدر عظمت دارد، صلوات حقیقت است، گناه در شریعت و طریقت اتفاق می‌افتد، صلوات قدرتش بالاتر است، از جایگاه حقیقت است.@شما توحید را دارید، نبوت را دارید، امامت و ولایت را دارید، عشق و محبت را دارید، این بالاتر از همه اینها است، لذا آن اثر خیلی عجیب را دارد، بعضیها بخلشان می‌آید؛ یک بنده خدایی چند وقت پیش به من گیر داده بود می‌گفت که آقا حالا خدا گفته اگر این کار را بکنیم بهشت می‌روی بهشت به همین راحتی است؟ گفتم بله به همین راحتی است.@بخلت می‌آید خدا ما را بهشت ببرد، خدا باید به آدم گیر بدهد، اینجا و آنجا یکسره گیربازار است، بله ما گناه می‌کنیم، معصیت هم داریم، گناه کبیره هم داریم فراوان، بالاخره صلوات هم داریم، استغفار هم داریم، ولایت داریم، گریه داریم، چرا ما سخت می‌گیریم.@بالاخره از این طرف هست، بله گناه هست، آدم باید جبران بکند، از این طرف این همه آثار خیر و برکت‌دار وجود دارد، کار است خداوند نظام ارزشیش اینطوری هست؛ خدا رحمت کند علامه را می‌گفت چه مانعی دارد که آدم با یک قطره اشک بر سیدالشهدا یک دریای جهنم را خاموش بکند، استبعادی نیست که انسان با یک قطره اشک بر اباعبدالله (علیه السّلام) یک دریای آتش را خاموش بکند، می‌‌شود این قدرت را دارد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@