أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان در حدیث معراج درباره زهد بود، مفصل درباره معنای زهد و ضرورتش و جایگاهش و نسبتش با نفس خودمان سخن گفتیم، الان فقط روایتهای مربوط به این بخش را میخوانیم، حالا توضیحاتی هم در این زمینه در مورد خود روایات تقدیم میکنیم.@اولین روایت از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) هست میفرماید «مَا فَتَحَ اللهُ عَلَى عَبْدٍ بَاباً مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ مِنَ الْحِرْصِ مِثْلَهُ» خداوند هیچ بابی از دنیا را به روی کسی باز نمیکند، بابهای دنیایی: بابهای جمادی، گیاهی، حیوانی یا علمی.@هر بابی از بابهای دنیایی را خدا به روی ما باز بکند، میفرماید که «مَا فَتَحَ اللهُ عَلَى عَبْدٍ بَاباً مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ مِنَ الْحِرْصِ مِثْلَهُ» یک دری از حرص به اندازه آن در باز میکند، یعنی مثلاً یک کسی حقوقش زیاد میشود، که قبلاً نداشته حرصی هم ندارد، همسر و فرزنددار میشود.@حرص جدیدی در او ایجاد میشود، ثروتی پیدا میکند حرص جدیدی در او ایجاد میشود، موقعیت و مقامی دارد حرص جدیدی نسبت به آن موقعیت و مقام پیدا میکند، حالا اگر این باب از دنیا کم باشد حرصش هم کم است.@این معنایش این هست که دو مسیر باز میشود، یکی اینکه دارایی کمتری داشته باشد تا در نتیجه حرص کمتری داشته باشد، هر چه داراییها کمتر حرص کمتر میشود، این چهار مرحله، اینها دنیاست، مستقل وقتی به آن نگاه بشود در مقابل فوق عقل دنیا میشود.@اگر هم در رابطه با فوق عقل نگاه بشود دنیای ممدوح میشود دنیای خوبی هست، دنیای بدی نیست، چون در استخدام بخش فوق عقلانی است، حالا این منطق را شما میپذیرید یا عقل سلیم میپذیرد که از خدا بخواهیم به ما دنیای کمتری بدهد تا حرص ما کمتر بشود این خوب است.@شما وقتی به دعاها نگاه میکنید میبینید مثلاً دعای عالیة المضامین، خدایا به من رزق کثیر بده، مال فراوان بده، عزت فراوان بده، عمر طولانی بده، دنیای با برکت بده، پس ما از خدا چه چیزی میخواهیم اینها را میخواهیم، اگر این قاعده هست که خداوند هر چیزی که میدهد یک بابی از حرص باز میشود، پس ما نخواهیم.@چه چیزی اینجا راهکار هست، چه چیزی میتواند به دادمان برسد که ما ضمن اینکه داریم، آن باب حرص اذیتمان نکند، و اساساً باب حرص باز نشود، نگاه، نگاه درستی است ولی چه چیزی کمکمان میکند که ما اگر مالی در این چهار تا به دست آوردیم، دنیایی در این چهار تا به دست آودیم حریص نشویم، این باب باز شد اذیتمان نکند، همان زهد است.@زهد چاره آن است، زهد چه بود؟ اینکه «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» تأسف نخورید به خاطر چیزی که از دستتان رفت شادی هم نکنید به خاطر چیزی که به دست آوردید.@پس این وقتی میآید دیگر باب حرص ندارد، اگر یک کسی فقط عاشق است، یعنی در عشقش اخلاص دارد، به داراییهای بخشهای پایینی به چه چشمی نگاه میکند؟ یک نفر عاشق یک نفری هست حالا پولدار میشود به این پول چطوری نگاه میکند؟ میگوید این پول به این درد میخورد که این را من خرج معشوقم بکنم، خانمها این را بیشتر درک میکنند.@خانمها چون جنسشان از پاکی و وفا هست، در این جهت خیلی قدرتمند هستند، این هر چه که دارد در خانه برای شوهرش، برای بچهاش و برای زندگیش هزینه میکند، اصلاً به این نگاه به این نگاه میکند، حالا همین را باید الگوبرداری بکنیم برای آخرت.@یک شخصی که واقعاً مسافر آخرت است، حرکت آخرتی دارد، به آخرت دل بسته است، این هر چیزی که در دنیا به دست میآورد باب حرص به رویش باز نمیشود، حرص آخرتی دارد، میگوید خوب شد، الان من پولم زیاد شد، این را دارم، برای ابدیتم هزینهاش میکنم.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ثروتمندترین مرد زمان خودش بوده، این همه باغ، قنات، دارایی، ایشان تولید ثروت میکرد، اما مثل فقیرترین افراد زندگی میکرد، تا دستش میآمد، آخرت میفرستاد، میگفت آنجا برود، برای همین این به دست که میآورد حریص نمیشود، باب حرص به رویش باز نمیشود.@ولی اگر یک کسی زهد نداشته باشد سنگین میشود، این خطر را دارد هر چه ثروتش بیشتر میشود سنگینتر میشود، زهد ببینید چقدر به داد ما میرسد، که خداوند در اولین قدمها به پیغمبر توصیه زهد کرد، یعنی آدم نجات پیدا میکند، زهد چند جوره آدم را نجات میدهد.@یکی اینکه غصهها را برمیدارد، فشار روحی و روانی را از روی آدم برمیدارد، چون شخص به نعمت نمیچسبد، 2ـ باعث میشود انسان چون به نعمت نمیچسبد از نعمت بهتر استفاده بکند، برایش خیلی لذتبخش است، نعمت سنگینش نمیکند، یعنی انسان لذتش را بیشتر از خود دنیا میبرد.@آنهایی که زهد دارند چون به آن چسبیده نیستند، اسیرش نیستند، از آن خیلی خوب میتوانند استفاده بکنند، غصه ندارند حرص ندارند، اعصابشان خورد نمیشود، تا دنیا به آنها عرضه میشود فقط لذتش را میبرند استفادهاش را میکنند ولی چسبندگی ندارد.@مثلاً یک باغی میرود، یک پارکی میرود، یک کشور خارجی میرود، بعد یک عالم نعمتهای متنوع میبیند حرص نمیخورد چرا ما نداریم، چرا من ندارم، هیچی، اصلاً نمیخواهد، داشتن را نمیخواهد، چون سنگینش میکند، لذتش را میبرد پروازش را هم میکند.@زهد خیلی به داد ما میرسد، ما در حرکت به سمت ابدیت احتیاج به چه چیزی داریم، مثل یک هواپیما میمانیم، مثل یک موشک میمانیم، هر چه سبکتر زودتر میرسیم امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» سبک بشوید ملحق میشوید.@همه عدم الحاقهای ما به امام زمان، اینکه نمیتوانیم هیچ خوابی ببینیم، اینکه رؤیت نداریم، اینکه رؤیا نداریم، اینکه ارتباط نداریم، اینکه دیدن نداریم، اینکه اوج نداریم، اینکه حضور قلب نداریم، همین حضور قلب یک پرواز است، همه اینها به خاطر اینکه سنگین هستیم.@علامتهای مشخص است، شما وقتی سر سجاده میآیی این چهار تا میآید تو را اذیت میکند، حواسها را نگاه کنید سر نماز چطور پرت میشود، دلبستگیهای این چهار تا هست، دغدغهها، حتی ترسها و اضطرابهایمان هست، یک موقع هست وابستگی به این صورت نیست که تو عاشق آن هستی، بلکه تو ترس داری همین اضطراب تو را میکشد.@یعنی سر نماز شادی و اضطرابها با هم سراغ آدم میآید، این دیگر مگر میتواند حضور قلب داشته باشد پرواز بکند، نه رکوع دارد، نه سجده دارد، نه قنوت دارد، نه قیام دارد هیچی، هیچ حرکتی ندارد.@لذا حضرت فرمود خودتان را سبک بکنید تا ملحق بشوید، سبک کنیم چطوری سبک کنیم؟ یعنی ازدواج نکنیم؟ خیلیها این روش را پیش گرفتند، گفتند ما ازدواج نمیکنیم چون سنگینمان میکند، بچهدار نمیشویم چون سنگینمان میکند.@دنبال تجارت و کار دنیا و مال دنیا نمیرویم سنگین میشویم، دنبال جهاد و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی نمیرویم چون مشغولمان میکند سنگین میشویم، دنبال درس و علم نمیرویم چون مجبور هستیم یک سلسله ذهنیاتمان را سر یکسری فرمولها بگذاریم دیگر من نمیتوانم پرواز بکنم، این یک روش است واقعاً اینطوری طی کردند یک جاهایی هم به کار میآید، اما عمومی نیست برای همه به درد بخور نیست.@خدا میگوید نه چه کسی گفته اینها را نداشته باش، داشته باش اما همراهش یک اکسیر هست به این چهار تا بزن دیگر سنگینی و ثقلش را از دست میدهد و دیگر تو را اذیت نمیکند، آن زهد است، آن زهد را بزن دیگر سنگین نمیشوی.@خدا رحمت کند حضرت آیت الله غیوری را، ایشان میگفت من با چه زحمتی پول خیلی زیادی تهیه میکردم، آن موقع که امام در نجف در تبعید بود، ایشان حق زیادی هم واقعاً در این انقلاب داشت، ایشان امام را مجبور کرد که امام رساله بدهد مرجعیت پیدا بکند، خیلی نقش مهمی داشت چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب روحش شاد.@در همین مؤسسه خودمان هم الحمدلله ایشان نقش زیادی داشت، میگفت سخت بود رفتن عراق، از دست مأمورها فرار کردن و رفتن با چه بدبختی باید ما این پول را میبردیم به امام میرساندیم، بعد میرفتیم دَم در میگفتیم سلام علیکم، میگفت سلام علیکم، بعد میگفت چه چیزی آوردی؟ میگفتم یک کیسه بزرگ پول آوردم بینداز آنجا، میگفت من حرصم میگرفت این همه زحمت میگفت امام اصلاً اینها را نمیدید.@به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفتند که فلانی پول میخواهد، گفت نمیدانم هزار تا یا صد تا به او بدهید، گفتند چی، طلا یا نقره بدهیم، گفت هر دو پیش من سنگ است، میخواهید طلا بدهید یا نقره بدهید هر دو پیش من سنگ است.@ما باید تمرین بکنیم این آزادگیها را یاد بگیریم که نریزیم داغون نشویم، که اگر از دست دادیم به هم نریزیم، ما به تعداد عصبانیتهایمان ما اینجا حرص داریم، ما وابستگی داریم، سنگین هستیم نمیتوانیم بالا برویم، حالا شما این را نگاه کنید از این طرف یک آدم را نگاه کنید خسیس و بخیل است.@حضرت فرمود تمام نکبتهای همه بدیها در آدم خسیس و بخیل است از خودش کم میگذارد، از زن و بچهاش کم میگذارد، به خودش و اطرافیانش سخت میگیرد، همین که سخت میگیرد، خداوند میبندد، هم نکبتهای دنیایی دارد، هم نکبتهای آخرتی، هم منفور دنیاست و هم منفور آخرتی، یک آدمی که خسیس و بخیل است.@آدمهای تنگنظر اصلاً نمیتوانند پرواز بکنند، آیت الله بروجردی (رحمت الله تعالی علیه) یکی از بزرگان تعریف میکرد فکر کنم حضرت آیت الله اراکی (رحمت الله تعالی علیه) بود میگفت که برایش یک مبلغ خمس آورده بودند، گذاشته بودند جلویش در حیاط باصفای مدرسه فیضیه.@آن موقع مثل الان نیست فیضیه من رفته بودم بچه بودم آقای اراکی بود خیلی از بزرگان و مراجع بودند همه میآمدند در فیضیه نماز جماعتی بود مغرب اصلاً یک بهشتی بود مغربش که پر از نور بود از این آسمان در فیضیه نور میریخت، خیلی لذت داشت فرشها را در حیاط هم میانداختند کنار حوزها، همان حوزی که بارها بزرگان ما امام زمان را آنجا دیدند.@کنار آنجا، امام بوده، کسان دیگر بودند، خیلی شخصیتهای بزرگی بودند، میگفت نشسته بود آنجا بعد سر نماز یک دفعه یک باد آمد این پولها را برد وسط طلبهها ریخت، این نمازش را خواند طلبهها دویدند این پولها را برداشتند که از بین نرود هر کس هر تعداد اسکناس برداشته بود آورد که به آیت الله بروجردی بدهد، آقای بروجردی گفت هر کس هر چقدر برداشته مال خودش.@یک انبساطهای عجیبی هست، آدم وقتی که انبساط پیدا میکند، خدا هم شل میگیرد، خدا همینطوری رزق را میریزد آدم وقتی شبیه خدا میشود، ولی وقتی آدم نمیتواند، پستی دارد، پستفطرتی دارد، پست روحی دارد، گرفتگی دارد، انقباض دارد، روحش بزرگ نیست، فشار دارد، زود جوش میآورد زود به تنگ میآید هم دنیایش خراب میشود، هم فشار قبر دارد.@این خیلی مهم است ما میخواهیم پرواز بکنیم، میخواهیم برویم باید سبک باشیم، دو راه هم بیشتر نداریم یا باید با تعریف غلط زهد بگوییم که ما اصلاً به دنیا کاری نداریم، فلانی فرد زاهدی هست، از زُهّاد است، بعد میگفتند این از زهّاد است یعنی چی؟ میگفت یک لباس پشیمنه تنش هست، ساده است، خشن میخورد، با هیچکس کاری ندارد، ازدواج نکرده، در روز اینقدر غذا میخورد یک تعریف اینطوری.@یا باید کلاً ارتباطتان را قطع بکنیم، یا اگر میخواهیم داشته باشیم، تمامش کوفتمان است، هر چه ما داریم از دنیا بهرهبرداری میکنیم کوفتمان است، مگر اینکه این اکسیر را به آن بزنی رودهدل نکنی، میگویند فلان غذا را بخور وقتی میخوری برو مصلحش بخور که سنگینت نکند تو را نیندازد، دنیا اینطوری است.@هر کدام از این چهار تا از ذائقهات دریافت کردی، درش باز شد، بدان که داری سنگین میشوی، مقام، ریاست، محبوبیت، شهرت، علم، حتی عبادت است، عبادت اگر شما ظرفیتش را نداشته باشی میتواند تو را سنگین بکند.@خیلی از عزیزان میآیند به ما میگویند، ما این خواب را دیدیم، چند تا خواب دیدیم، من هم به آنها عرض میکنم خواب اگر پیام دارد که دارد پیامش را دریافت میکنی، اگر ندارد ولش کن اصلاً به آن توجه نکن، اصلاً نایست بروم از صد جا بپرسم، از صد تا معبر که اینکه من دیدم چه بود، ولش کن برو اینجا گیر نباش چون گیر میکنی.@بنابراین میتواند حواسپرتی بیاورد، هر چیزی که برای ما حواسپرتی میآورد ما را سنگین میکند، نمیگذارد بالا برویم هر چه بیشتر حرص بیشتر، فرمایش بعدی باز هم از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) هست اینها مباحث روانشناسی بینظیری است که حضرت دارد به ما دهد، دنیا صدها سال بعد میآید اینها را شناسایی بکند و اینها را بفهمد، این تمامش قواعد و سنتهای انسانشناسی و خلقت است.@«مَن أصبحَ و أمسَى و الدُّنيا أكبرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللهُ الفَقْرَ بينَ عينَيهِ، و شتَّتَ علَيهِ أمْرَه» هر کس صبح را شب بکند، شب و روز داشته باشد، «و الدُّنيا أكبرُ» دنیا بالاترین همّش باشد، همّ یعنی دغدغه، یعنی این چهار تا بالاترین دغدغههای زندگیش باشد.@خداوند «جَعَلَ اللهُ الفَقْرَ بينَ عينَيهِ» به این فقر میدهد، فقر میدهد یعنی چی یعنی دیگر آدم ثروتمند نیست؟ چرا این آدم ثروتمند هست اما روحش فقیر است، این الان ماشین 400 میلیونی دارد اما غصه میخورد برای اینکه من چرا ماشین 4 میلیاردی نمیتوانم سوار بشوم این به قبل نگاه نمیکند، به کسانی که ندارند بالاترش را نگاه میکند و همیشه حس فقر دارد.@خانه دارد، خانه 200 متری دارد، مال دارد، فرش دارد، مبل دارد، اما این آدم بدبخت است، میگوید خداوند اگر یک کسی فقط این چهار تا را دارد، از نعمتهای خدا فقط همین را دید این آدم 70 ـ 80 سالش که بشود هنوز تشنه است، هنوز گداست، هنوز فقیر است، هنوز چشم دنبال داراییهای دیگران است، بعد هم میگوید ما که بیچاره و بدبخت زندگی کردیم، ما که هیچی نداشتیم، این فقر روحی دارد غنا ندارد.@چون بخش پنجمش که بخش اصلیش هست تغذیه نشده، همه نعمت را همین میبیند این اگر خدا را میبیند، امام حسین را هم میبیند، اباالفضل را هم میبیند، امام رضا را هم میبیند، در قالب یکی از این چهار تا میبیند، امام رضایی که پول میدهد مشکلات مالی را حل میکند.@امام رضایی که مشکلات گیاهی را حل میکند، شفا میدهد، امام رضایی که زن و شوهر میدهد، باعث میشود ما رأی بیاوریم، رئیسجمهور بشویم، نماینده مجلس بشویم، به ما پست میدهد، امام رضایی که مشکلات درسی و علمی و قبولی کنکور و دکتر و مهندس شدن ما را حل میکند، این آدم بیچاره است هیچی ندارد.@چون بخش پنجم بینهایتطلب است، این چون بخش پنجم که معشوقش بینهایت یعنی الله را گم کرده، با الله نمیتواند ارتباط برقرار بکند، معشوقش را گم کرده، دچار گمگشتی در معشوق و محبوب و آرزو و غایت شده، غایتش را گم کرده، آن بینهایتطلبی کار خودش را دارد میکند، ولی در یکی از این چهار تا دارد کار خودش را میکند.@لذا همیشه فقیر است، این به هیچ وجه احساس سیری نمیکند، همیشه میگوید ما بدبخت هستیم، ما نداریم، ما گرفتار هستیم، ما بیچاره هستیم، یعنی با این هر وقت حرف بزنی، فقط ناله، همینطوری است، بچههایش همینطوری هستند، خانوادهاش همینطوری هستند، خودش همینطوری است، نسلش همینطوری است.@این هر وقت با او حرف میزنی یک شکری، یک الحمدلله، یک خدا را شکری، خدا همه چیز به ما داده، میبینی این اصلاً نمیتواند، یک دعایی فوقالعاده زیبا هست که جزء ادعیهای هست که هر کس خیر دنیا و خیر آخرت را میخواهد، یعنی هم دنیا و هم آخرت را میخواهد، و دنیایی که ضرر به آخرت نزند آن را بخواند دعای خوبی هست فوقالعاده است خیلی دلانگیز و عالی است یادم بیندارید برایتان بخوانم.@«جَعَلَ اللهُ الفَقْرَ بينَ عينَيهِ» خداوند یک آدمی که همه آرزوهایش، خوشیهایش، شادیهایش، غمهایش، دغدغههایش در یکی از این چهارتاست این آدم روحش فقیر است گداست، این دیگر آنجا به صورت انسان متولد نمیشود، چون بخش انسانیش هیچ خوراکی نمیخورد.@«و شتَّتَ علَيهِ أمْرَه» تشتّت یعنی پراکندگی، «و شتَّتَ علَيهِ أمْرَه» یعنی کارهایش دائماً تشتّت دارد، در بخش جمادی و مالی و اقتصادی همینطور، در بخش گیاهی و بدنی و بچه و نسل تشتّت دارد، در بخشهای حیوانی تشتّت دارد، در امور اجتماعیش تشتّت دارد، در امور درسی و عقلی و علمیش هم این آدم تشتّت دارد.@یعنی این درس دیوانهاش میکند، روانیش میکند، میگوید مُردم تا یک لیسانس گرفتم، مُردم تا این شش سال اول طلبگی را توانستم بخوانم، طلبهها هم اینطوری میشوند، چون همّش دنیاست، به قول امام میگوید گفت بگذار لمعتین را تمام کنم میدانم با کدخدا چکار کنم، بگذار بروم درس حوزه بخوانم قاضی بشوم بروم پدر مردم را در بیاورم، یا رشوههای کلان بگیرم، در دادگاهها شما نگاه کنید آخوند و غیر آخوندش، البته بعضیها.@«و شتَّتَ علَيهِ أمْرَه» خیلی وحشتناک است یعنی این آدم از صبح تا شب دائم داغون است، این تلفن دستش این گوشی، اینطرف، آنطرف، بدو، بیا، حرص و جوش از خیلی کارهایش هم میماند، یک عالم خدا به او نعمت میدهد اصلاً نمیتواند از آن لذت ببرد.@بعد آن گداها با یک هزارم ثروت این عشق و حال میکنند، صفا میکنند، لذت میبرند، واقعاً خوش هستند، استادمان میگفت نه به پول الان، به پول 20 سال پیش میگفت رفته بود یک ویلا خریده بود چند میلیارد در آن آرامش نداشت.@دو تا ویلا اینطرف و آنطرفش بود که آنها یک ذره خوش بودند و سر و صدا داشتند مرغ داشتند، میگفت نزدیک 400 میلیون دادند این دو تا را خریدند که سر و صدای همسایهها نباشد نمیتواند از ویلایش لذت ببرد، ماشین دارد، زن خوب دارد، بچه دارد، نعمت دارد نمیتواند لذت ببرد، این آدم تشتّت دارد.@بعد یک آدمی که این خصوصیت زهد را دارد این وقتی میخواهد با زن و بچهاش بنشیند یک صبحانه بخورد کیف میکند، یک چایی شیرین میخورد، یک تخممرغ با هم میخورند، یک املت با هم میخورند، یک آبگوشت با هم میخورند، یک مسافرت با هم میروند.@شما این جاده تهران قم، یک ذره چشم بیندازید ببینید طرف یک پراید با زن و بچه یک گوشه زده یک فرش پهن کردند نشستند با چه صفایی در آفتاب گرم در سایه ماشین با همدیگر صفا میکنند، یک چایی، یک عصرانه، یک هندوانه، یک صبحانه.@بعد یک کسی که شکمش سیرتر است اصلاً نمیتواند، چیه این جاده برویم آنجا بنشینیم من باید یک جای خاصی باشد، اصلاً نمیتواند لذت ببرد، از سادگی نمیتواند لذت ببرد، این فقط امور خیلی خیلی پیچیده با شرائط خیلی خیلی سخت میتواند یک ذره به او آرامش بدهد، که حالا برای اینکه آن سختی را فراهم بکند که بتواند در آن آرامش داشته باشد باید حرص و جوش بخورد تا بتواند آن را فراهم بکند این قاعدهاش هست.@این قاعده است خدا میگوید من در خلقت با بندهام این کار را میکنم اگر کسی اینطوری باشد اوضاعش را به هم میریزم، «و شتَّتَ علَيهِ أمْرَه» میآید مسائل مالی را درست میکند، بالا خراب میشود، بالا را درست میکند، پایین خراب میشود، اینها را درست میکند، بخشهای حیوانیش به هم میریزد، آن را درست میکند، بخشهای اجتماعی و سیاسی و آبروییش به هم میریزد، آن را تا میآید درست میکند سکته میزند همینطوری اینطرف و آنطرف میدود.@«وَ لَمْ يَنَلْ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ مَا قَسَمَ لَهُ» از دنیا به این آدم حریص، به این آدمی که بیشترین همّش دنیایش هست هیچ چیزی بیشتر از آن چیزی که قسمتش شده بود نمیرسد، آخرش همان که قسمتش شده بود میرسد.@رزق اضافهای است که حضرت فرمود برای ورثه میگذارد، خودش نمیتواند هیچ کاری بکند، بقیه دارند میخورند، مال خودش نیست، نه میفرستد آخرتش که خودش بهرهبرداری بکند در وانفسای برزخ و قبر، نه میتواند مصرف بکند، این فقط دویده برای بقیه گذاشته، بقیه هم میخورند، عمراً یادی از این بکنند، عمراً از این خوردنها، چیزی به آخرت او برسد، در گناه و غفلت مصرفش میکنند.@یک بنده خدایی آمد پیش من برای مشاوره، گفت که چند تا خانه دارم، چند میلیارد هم میارزد، اینها را چکار کنم، میخواهم به بچههایم بدهند، گفتم بچههایت چطوری هستند، گفت نصفشان خارج هستند، نصفشان داخل هستند، همه برای خودشان پول و ثروت و خانه دارند.@گفتم برای چی میخواهی این کار را بکنی، ببر برای خودت شب اول قبر به بعد واقعاً احتیاج داری، شوخی نیست قبر یعنی از مردن تا قیامت، خدا رحمت کند مرحوم میرزا میگفت توشه میخواهد، توشه برزخ را باید با خودت ببری، خیلی برزخ وانفسا است.@من عرض کردم اخویم را خیلی از شما میشناختید آقا مهدی یک پسر پاکیزهای بود، یک پسر باصفا و پاکیزه و مهذبی بود، خیلی وقتها دیگران، یا خود من خوابش را دیدم همیشه یا میگفت پیش این امام هستم، یا پیش آن امام هستم، الان پیش سیدالشهدا هستم، در بهشت چند بار خوابش را دیدم.@این پدر ما بعد از اینکه این اخوی ما مگر چقدر سن داشت، اصلاً نه زنی داشت، نه مالی داشت، نه شغلی داشت، از مال دنیا چیزی نداشت، پدر ما وسائل این را برداشت، به من گفت محمد این وسائلش را بردار کتابهایش را لباسهایش را ببر بده طلبهها هر کس میخواهد ببر به آنها بده، ما هم بردیم دادیم.@اخوی ما یک میز داشت این میز را به یکی از فامیلها داد، اخوی خدا شاهد است به خواب من آمد او نیاز نداشت وضعش خوب بود گفت این میز را به من بدهید، گفت این میز را برای خودم بفرستید خودم به آن نیاز دارم آنجا وانفسا است خیلی وانفسا است.@به او گفتم این را برای آخرتت بگذار، صد جور برایش استدلال کردم، گفتم این همه فعالیتهای خیر هست برو بده، چند وقت بعد آمد دیدم ناراحت غصه، گفتم چیه، گفت خانههای میلیاردی را به بچههایم دادم الان بینشان دعوا شده و تف و لعنشان همه دارم به من میکنند، بچههایم همه از من متنفر شدند بعد از دریافت خانهها گفتم چرا؟@گفت سر متراژ خانه با هم دعوا دارند به آن یکی پنج متر زمینش بیشتر بوده، یعنی هیچ کس این میلیاردی را که پدر دارد میدهد نمیبیند، اینکه چرا خواهر من، برادر من خانهاش ده متر از مال من بزرگتر بوده، یعنی چشم ندارد خواهر و برادرش را ببیند، همه تا اینجا در ثروت، میگفت الان آنها به جان هم افتادند ما هم منفور اینها شدیم.@گفتم خدا همین کار را میکند با یک کسی که متوجه نیست چکار میکند، البته دلش را نسوزاندم، پیش خودم گفتم، دنیا همین است، به ورثه میدهی میخورند، اصلاً، میگوید همان مقداری که قسمتش هست میخورد بقیهاش اضافه است که حسرتش را میخورد، بقیه میخورند عشق و حالش را میکنند، این هم در برزخ داد و فریاد میکند، و گریه و ناله میکند و حسرت میخورد.@«وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَى وَ اَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ» برعکس آنهایی که صبح و شب میکنند و آخرت بالاترین همّت و دغدغهیشان هست، واقعاً شب اول قبر به بعد برزخ، 50 تا سؤال قیامت، آن 50 هزار سال قیامت، بعدش برایشان واقعاً مهم است، خدا با اینها چکار میکند.@«جَعَلَ اَللهُ اَلْغِنَى فِي قَلْبِهِ» خدا در دل این آدم بینیازی میگذارد، در روایت داریم در شخصیت مؤمن میگوید مؤمن (یسیر المؤونه) است آسانخرج است اصلاً سخت نمیگیرد، یعنی دائم قر و فر ندارد، این را میخواهم، آن را میخواهم، اینطوری باید باشد، نه، (یسیر المؤونه) است.@غنا دارد، به کمترین با یک موقعیت ساده راضی است، میخواهد مسافرت برود، میبینی یک جای راحت میتواند پیدا بکند بخوابد، یک حسینیه، یک مدرسه، یک مسجدی، میرود میخوابد، نه من حتماً هتل میخواهم، باید شرائطش اینطوری باشد، مؤمن اینطوری نیست، مؤمن ساده میگیرد، غنا دارد.@یعنی نفسش یکسره به او دستور نمیدهد، زیربار دستورش هم نمیرود هر چه نفس دستور بدهد، خدا در دل این بینیازی قرار میدهد چون همه همّتش آنطرف است، اینجا خیلی ساده میگیرد، ممکن است میلیاردر باشد اما سخت نمیگیرد خودش ساده است.@من آدمهای اینطوری سراغ دارم که ثروتشان خیلی زیاد است اما ساده هستند، قر و فر ندارند، اصلاً تکلّف ندارند، کلاس برای کسی نمیگذارند، فخرفروشی نمیکنند، چند وقت پیشها یکی از رفیقهایمان این بعد از جنگ اروپا رفت زندگی کرد.@افتاد به تجارت ثروت خیلی زیادی هم به هم زد، صادرات فرش، و بعد پمپ بنزین گرفت و باشگاه ورزشی، پارسال یا پیارسال دیدم یک شب به من زنگ زد گفت میخواهم تو را ببینم، رفتیم یک جایی من هم نمیدانم کجا بودم حالا ببینید قرار را کجا گذاشته، یک آدم اروپایی در این ثروت قرار کجا میگذارد، مثلاً بیا لابی هتل استقلال، لابی هتل آزادی.@گفتم کجا بیایم، گفت قهوهخانه فلانی، رفتیم قهوهخانه نشستیم، گفت آمدم خداحافظی کنم، گفتم کجا، گفت حلال کن دارم میروم سوریه، گفتم زن و بچهات آنجا، گفت آنها همه راضی هستند، دارم میروم، رفتم پنهانی آموزش دیدم خداحافظ.@ یک بار که من به او سر زدم در همان کشوری که بود رفتم به او سر زدم، گفت این اتاق شماست برو بخواب، گفت لباس از آنجا بردار، رفتم در کمد را باز کردم دیدم این کمد داخلش چقدر مواد منفجره و بمب هست گفتم اینها چیست، گفت این فلان فلان شده آمریکا ایران را تهدید کرده گفتم اگر بخواهد جدی بشود به ماشین میبندم داخل سفارتشان میشوم.@یعنی آنجاست شهید آنجاست، همانجا هم این شهید است است، اینجا هم که هست هیچی دلبستگی، وابستگی نه دارم میروم، غنا دارد، چقدر مسجد درست کرده، به فقرا کمک کرده، حسینیه فلان جا نیاز داشته، فلان هیئت چی نیاز داشته.@آنجا فرمود به او فقر میدهد و تشتّت امر به این غنا میدهد و «وَ جَمَعَ لَهُ اَمْرَه» کارهایش را خدا برایش میزان و منسجم میکند، نظم دارد مرتبط است، همه چیز برایش جور است، شاکر است، راضی است از زندگیش لذت میبرد همه چیز برای این آدم جور است.@همان حدیث که خداوند به دنیا وحی کرد دنیا هر کس دنبالت آمد او را بدوان و هر کس از تو فرار کرد دنبالش بدو، محلش نگذار مثل سگ وفادار دنبالت میآید و خودش را به تو عرضه میکند، ولی وقتی دنبالش میدوی تو را میدواند، خستهات میکند و ابدیت را از دست میدهی، دنیایت هم خراب میشود.@موقع مردن میبینی داری میروی هیچی نداری، از مردن که میترسی انسی با آنطرف نداری، توشه هم نداری، اینطور زندگی کردن وحشتناک است، «أَبْعَدُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ إِذَا لَمْ يُهِمَّهُ إِلَّا بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ» دورترین حالت بنده از خدا زمانی است که همه همّتش و دغدغههایش شکم و شهوتش هست.@الهاش طبیعتش هست دور است نمیتواند بالا بکشد چون تمام دغدغهاش در چیزی است که مربوط به اینجاست، دورترین حالت این است موقعی که غصههای انسان، آرزوهای انسان، شادیهای انسان مربوط به شکم و سفره و غذا و شهوتش باشد، میگوید این دورترین حالتی است که انسان از خداوند تبارک و تعالی پیدا میکند.@فرمولهای دیگر هم داریم در این بخش که اگر خوب انشاءالله به قلبمان وارد بشود خدا کند داریم میخوانیم، من نمیخوانم که شما نصیحت کنم از اول هم قرارمان این بود که اینطوری نباشد و نبوده، قرارمان این هست که با هم مباحثه کنیم من اول برای خودم دارم اینها را میخوانم که انشاءالله خدا توفیق بدهد به ذرهای از اینها عمل بکنیم تا هم دنیای آرام و شادی داشته باشیم و انشاءالله آخرت آبادی داشته باشیم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@