زهد - جلسه 10 04/09/1396
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی الاعدائهم من الان الی یوم القیامه
ما روزیمان شد که در عین حالی که بحث حدیث معراج را عرض می کردیم، یک مدتی را که کم هم نبود، به سراغ شرح زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها بپردازیم که الحمدلله رب العالمین تا حدودی به انجام رسید. هر چند این زیارت نامه هنوز خیلی حرف ها دارد. بحث مان را برمی گردیم به حدیث معراج خودمان که توصیه هایی بود که خداوند تبارک و تعالی در حدیث معراج به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند. جمله این بود: «یا احمد ان احبطت ان تکون اوردالناس فزهد فی الدنیا». اگر دوست داری پارساترین مردم باشی، در دنیا زهد داشته باش.
در مورد زهد مفصل صحبت شده که گفتیم زهد یعنی انسان همان طور که قرآن فرمود، امیرالمومنین در تعریف زهد فرمود اینکه اگر نعمتی به شما رسید بی ظرفیتی نکند. مست نعمت نشود. غفلت از خداوند و وظائفی که پیدا کرده غفلت نشود بابت نعمتی که بدست می آورد و اگر هم که چیزی ازش فوت شده غصه نخورد، ناراحتی نکند، بچگی نکند، کوچکی نکند، که در این باره ما مفصل مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردیم.
بحث مان درباره زهد در قرآن بود که آن را هم خدمت عزیزان آیاتش و بعضی از اصول زهد در قرآن و روش تحصیلش را در قرآن عرض کردیم. و روایت هاش باقی مانده که من دوست دارم این روایت ها را تقدیم کنم که خیلی به ما کمک می کند. متاسفانه این نوع بحث ها مثل بحث زهد، یا بحث تقوا یا پارسایی یا ورع مطرح می شود، ما چون معمولا دلبستگی جمادی، گیاهی، حیوانی داریم معمولا وقتی این جور چیزها می آید، ما چون باید کنده بشویم خیلی از این مباحث خوشمان نمی آید. خیلی استقبال نمی کنیم. حتی اگر استقبالی کنیم یا درکی ازش نداریم یا میلی پیدا نمی کنیم به سمتش. در حالی که بحث زهد تضمین کننده شادی و آرامش انسان است، یعنی اگر خداوند تبارک و تعالی این موارد را می گوید اگر انسان اینها را رعایت کند واقعا دنیای شادی و آرامی خواهد داشت. یعنی دنیایی بسیار شاد و آرام و ضمن اینکه این جور مباحث راه انسان را خیلی زود به غیب به آسمان باز می کند و انسان راحت می تواند ارتباط داشته باشد با غیب با آسمان با جلوتر.
حالا من روایت هایش را می خوانم اگر ما به این روایت ها عمل کنیم زندگی شاد و آرامی خواهیم داشت.
روایت اول از وجود امام صادق علیه السلام است که از قول نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است. «من لم یتعز با....» یعنی این روایت ما را دعوت می کند به یک عالمی بسیار نورانی و دوست داشتنی و شیرین. می فرماید که هر کس به عزا الهی، آرام نشود.
می دانید کلمه عزا که می گوییم یعنی ما کاری را انجام می دهیم که تسکین خودمان در برابر مصیبتی بشود. هرکس که به دل داری خدا آرامش پیدا نکند. خدا ما را توصیه به زهد می کند. می گوید ببینید در این دنیا که زندگی می کنید، به دلایلی که آن دلایل را توضیح دادیم، به آزمایش، ابتلا، خودسازی شما، بزرگ شدن شخصیت تان و خیلی چیزهای دیگر، ابتلا دارید بالاخره چیزهای به شما داده می شود و چیزهای هم داده نمی شود. چیزهای خوب داده می شود می تواند برای شما دردسرساز بشود. دقت کنید چی دارم می گویم.
خیر بهتان می دهیم ولی خوب دردسرساز دارد. زن می دهیم، بچه می دهیم، پول و ثروت می دهیم، می دهیم ولی خب دردسرساز است. یا یک چیزهایی را بهتان نمی دهیم. یا دارید ازتان می گیریم یا اصلا بهتان نمی دهیم، این روند دنیاست. یعنی این برای شما هم نیست. خداوند برای اینکه ما را آرام کند، می گوید نگاه کنید هر مشکلی که برایتان پیش می آید، برای کفار هم پیش آمده. اگر جنگ بوده، در اسارت بوده، آنها هم داشتند. کشته بوده، آنها هم داشتند، مجروح بوده آنها هم داشتند، هر چی هست آنهاهم داشتند. این جور نیست که ما مسلمان ها داشتیم آنها نداشتند. نه. آنها هم دارند. برای همه هم هست. ولی اگر صبر کنید غر و نق نزنید دو اتفاق برایتان می افتد. یکی اینکه زندگی دنیایتان شیرین می شود. و یکی اینکه اجر آخرتی دارید. هم کفاره گناهانتان می شود و هم اجر آخرتی برایتان دارد. به قدری اجر دارد که مومن می گوید وقتی در آخرت در مقابل مصائب خدا بهش نعمت می دهد، می گوید ایکاش من در دنیا با قیچی تکه تکه می شدم. ای کاش آن آرامش و آسایشی هم که داشتم، نداشتم. در عوضش اینجا در نظام جاودانگی و ابدی من به این لذات، نعمت ها و آسایش ها می رسیدیم.
این تعزی خداست. این دل آرام کردن خداست. این درواقع موعظه ای است که خدا به ما می کند. «من لم یتعز بعذابه» اگر کسی به آنچه که خدا دلداریش می دهد و آرام نشود با این دلدادگی ها، بالاخره ما مصیبت زیاد داریم، خدا ما را با این مسائل دلداری داده در قرآن که آقا اول از اینکه همه دارند، این دلداری است. پس دیگر آن عمومی است. دوم کفاره گناهانت است. سه درجه آخرتی است. چهار: اگر دل ندهی اگر اذیت نشوی اگر تحمل کنی دنیای شیرینی داری. ولی یک چیز هست از همه مهمتر است. آن چیست؟ که این دل آدم را خیلی آرام می کند؟ توجه به این مسائل دل آدم را خیلی آرام می کند؟ این خداوند می فرماید که این مصائب شما را شبیه من می کند. قرب به من پیدا می کنید. محبوب من می شوید. این چیز کمی نیست. یعنی انسان در این خشم ها، دراین غر زدن ها، از خدا فاصله می گیرد. خدا می گوید هر کس به قضای من راضی نیست «فلیتخذ رب سوای» برود یک خدای دیگر پیدا می کند اگر از کارهای که من می کنیم خوشش نمی آید برود یک خدای دیگر پیدا کند. این خیلی بد است که خدا به آدم این جوری بگوید که نمی خواهی برو سراغ کس دیگر. ولی اگر یک کسی در دنیا این جوری باشد که برای دنیا غصه نخورد یعنی زهد. نوع غصه هایش به شخصیتش بخورد. نوع ناراحتی هایش کلاس داشته باشد به قول امروزی ها، به شخصیتش بخورد. برای چی غصه می خوری! غصه ات باید بهت بخورد دیگر. برای یک چیزی غصه می خوری قیمتت هم همان قدر پائین می آید. پس برای یک چیزی غصه بخور که قیمتت را چیکار کند؟ ببرد بالا. پائین نیاورد.
نوع غصه های آدم است که برای انسان درجه ایجاد می کند یا سقوط ایجاد می کند. دقت کنید که چی دارم عرض می کنم. مسئله مسئله فوق العاده مهمی است. مسئله این نیست که چه اعمالی، چه عباداتی، چه اعمال صالحی انجام بدید که بروید بالا یا اگر گناه زشتی کردید سقوط می کنید. اصلا بحث این نیست. خداوندمی گوید اگر چکار نکنید بالا می روید!. دقت کنید بحث را. مسئله خیلی بالاتر است. می گوید شما از جنس غصه نخوردن بالا می روید. خوب توجه کنید. لازم نیست کار دیگری بکنید. لازم نیست هیچ کاری کنید. غصه نخور. همین. غصه نخور. همین. آقا من برم نماز شب بخوانم، برم چند سال روزه بگیرم، چقدر صدقه بدهم، چیکار کنم، قرب پیدا کنم، ثواب پیدا کنم، بعضی ها این جوری می گویند که بریم چه کارهای انجام بدهیم. آقا هیچی غصه نخور. همین غصه نخوردن تو را بالا می برد یا غصه های خوب بخور. ما ده دسته در بحث غم معرفی کردیم که اینها غصه های خوب است. اگر انسان از این غصه ها داشته باشد، بالا می رود. مثل غم خودخدا، غم امام زمان، غم دین، غم مستضعفان عالم، الان ما غم زلزله دها را داشته باشیم این آدم را بالا می برد. این آدم را کوچک، حقیر و پست نمی کند. به آدم بزرگی می دهد. به قول امام سلام الله علیه غم مظلومان عالم. این غم های خوبی هست. غم یتیمان، غم بی سرپرست ها، غم های این جوری، غم مردم را خوردن. اینها خیلی خوب است. ولی این غم ها غیر از این است که تو برای خودت غمگین باشی.
ببینید خیلی فرق می کند یکبار انسان بخاطر ندانشتن دیگران غصه می خورد که این او را می کشد بالا. یکبار به خاطر نداشتن خودش غصه می خورد، این او را می کشد پائین.
خدا می گوید برید غصه های انتخاب کنید که به شما بخورد. به قیمت شما به شرافت شما بخورد. این غصه ها خوب است. خیلی ارزش دارد. شما را بزرگ می کند. ببینید پس سلوک است. رشد است. سرعت است. قدرت است ولی از جنس عمل نیست از جنس صبر است. از جنس سکوت است. از جنس پرهیز است. این کار را بکنید تا شما را بالا بکشد. غم هایتان را تنظیم کنید. شادی هایتان هم همین طور.
انسان گاهی وقت ها سلوک پیدا می کند با شادی. خیلی جالب است. می گوید با چیزهای خوب شادی کن. با آن سلوک پیدا می کنید و سرعتش سرعت نوری است. یادتان هست امام جواد چی فرمود. فرمود: «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ بالجوارح بالاعمال» این که انسان قصد کند و حرکت کند به سمت خدا با دلش زودتر می رسد تا اینکه با عمل برسد. قلب حالتش چیست؟ قلب عمل نمی کند. قلب چی دارد فقط؟ غم و شادی دارد. حب و بغض دارد. انسان با یک سلسله از غم ها عروج پیدا می کند و با یک سلسله از غم ها سقوط پیدا می کند ولی سرعتش موقعی که عرج پیدا می کند بالاتر است از موقعی که فقط عمل خیر انجام می دهد. دقت کنید. قلب چون مقوله نورانی است زودتر می رساند.
انسان با یک سلسله از دوست داشتن ها اوج می گیرد و با یک سلسله از تنفرها اوج می گیرد و نقطه مقابل با یک سلسله از دوست داشتن سقوط می کند و با یک سلسله از تنفرها سقوط می کند. و همین طور با یک سلسله از شادی ها اوج می گیرد. عملی لازم نیست انجام بدهد.ببینید چقدر مهم و قشنگ است. عملی لازم نیست انجام بدهد. عملش خیلی کم است، قلب خیلی خوب کار می کند. یعنی لازم نیست هی بلند شود این ور و آن ور بزند.نه. عملش خیلی نیست اما قلب حرکت می کند بالا می بردش. با یکی سلسله از شادی ها اوج می گیرد. مثلا ده سال جلو می افتد. و با یک سلسله از غصه ها اوج می گیرد و جلو می افتد و متقابلا. با یک سلسله از شادی ها سقوط می کند که حالا همه را می گوید وبه درسش می رسیم. با یک سلسله از غم ها سقوط می کند. پس ببینید این فرمول، فرمول خیلی مهمی است. که امام جواد می گوید یک در بزرگی از حکمت، عرفان ، معنویت و معرفت را به روی ما باز کرده است. فقط یک قاعده. قربانشان بروم. فرمودند ما امیر کلام هستیم. امیرکلام یعنی این. امیر کلام فقط مال پیغمبر نیست. مال همه ائمه است. می تواند یک حقیقت عرشی یک حقیقتی که می شود هزاران جلد کتاب برایش نوشت در یک خط به ما بگوید. توجه فرمودید. یعنی ما در این کلاس را ببیندیم و بگوییم ما می خواهیم دو سال در مورد راجع به همین یک جمله امام جواد حرف بزنیم خیلی حرف دارد. که شما عمل خاصی نمی کنید. عملتان عمل قلبی است. عمل بدنی نیست. در خانه نشستید یا اصلا روی تخت بیمارستان افتاده، هیچ کاری نمی کند، کاری ازش برنمی آید،الان فلج هست روی تخت بیمارستان افتاده، این قلب از هزاران هزاران میلیون آدم که سالمند می تواند جلو بزند. چه جوری جلو بزند؟ چهارچیز را در دلش ایجاد کند: محبت های که بالا می بردش و بغض های که بالا می بردش، شادی که بالا می بردش و چی؟ غم های که بالا می بردش.
این فرمایش امام فوق العاده است. حق است که خداوند به فرشته ها بگوید به این آدم چیکار کنید؟ سجده بکنید. چون علم الهی است. حقیقت الله است که دارد این طور حرف می زند. کی می خواهد این را دربیاورد. کی می تواند این جور در بیاورد. کدام دانشمند کدام حکیمی و کی می تواند این را دربیاورد که به تو میگوید آقا سرجات بشنین با غصه با شادی با محبت با بغض هزار سال برو جلو. شما فکر می کنید که بسیجیان راه صد ساله را یک شبه رفتند، با عمل رفتند؟ رفتند حوزه علیمه درس خواندند؟ نماز شب خواندند؟ چه کاری کردند که ره صدساله یک شبه طی شد؟ در کجا اتفاق افتاد؟ در قلب اتفاق افتاد. این در قلب اتفاق بیفتد همه راه ها طی می شود.
حر چطور رفت؟ حر چی رو تنظیم کرد؟ عمل خاصی کرد؟ نه. آقا حر چی. آن کسانی که در غروب عاشورا با امام حسین جنگیدند با یک هل ناصر من ینصرنی امام حسین برگشتند 32 نفر ذکر کردند، مگر اینها چیکار کردند؟ چقدر فرصت داشتند؟ رفتند. تمام شد. چی اینها رو به حرکت داشت؟ قلبشان. یعنی دلشان گفت ما دلمان نمی آید پسر فاطمه زهرا این جوری تنها باشد. همین. دلشان به آنها اجازه نداد که نماند. این دلشان آنها را برد. یعنی دل از ته جهنم تا قرب الی الله تا مقام محمود آدم را بالا می برد.همین دل. خیلی حرف است. این حرفی که حضرت به ما می گوید این حرف را کجا سوارش می کند؟ در عمل سوارش نمی کند. در کجا سوارش می کند؟ روی دل سوارش می کند. «من لم یتعز بعزاالله» اگر یک کسی با این دل داری ها خدا همین حرف های که ما زدیم دلش آرام نشود، یعنی هی بنشیند غصه دنیا را بخورد، هی بنشیند افسردگی داشته باشد، هی بنشیند حرص و جوش بخورد، ناراحتی بکند، دعوا بکند، زودرنجی داشته باشد، حساسیت داشته باشد، عصبانیت داشته باشد، هی این جور چیزها را داشته باشد. هی احساس حقارت های الکی، احساس عزت های الکی، هی بشنید این جوری باشد، اتفاق های که برای شما می افتد ، دقت کنید آفت شناسی اش را، «تقطعت نفسه حسرات علی الدنیا» یعنی کسی که روند صبر و شکر را کنار می گذارد، و آرام نمی شود. ببینید پیغمبر چی می فرماید. می فرماید این آدم حسرت بر دنیا به سختی و جان کندن می اندازدش. یعنی این هر روز در حال جان کندن است. هر روز افسرده است. مثلا می گوید یک فشاری الان بهش آمد که داشتم تا مرگ می رفتم. می بینی این روزی چند بار می میرد بیچاره. حسرت ها هر روز این را میکشد. این شب که می خوابد نوع خواب هایش از نوع حسرت است. چون خواب هایش نشان می دهد که این دارد حسرت چه چیزهای را می خورد. غصه هایش مشخص است که چی هست. از صبح که بلند می شود یعنی مشخص است که حسرت هایش یکسره می کشدش. ببینید این 40 سال، 50سال و 60 سالش شده و هنوز حسرت دارد. این نکته خیلی مهمی است که حواسمان جمع باشد.
خدا می گوید بابا من دارم برات 1،2،3، 4،5، دلیل آوردم می گویم با اینها آرام باش. خوبه! آرام باش با اینها. دیگر غصه نخور. حسرت در دلت نیار. اگر دنیا سرت آورد، آرام باش. غصه دنیا نخورد. یک کسی قبول می کند. بچه خوبی است قبول می کند. می گوید خوب این جوری است. اینکه بسیجی ره صدساله را یک شبه می رود چون قبول می کند. پذیرشش خیلی خوب است. یقین هایشان چقدر بالاست. شما شهید حججی را نگاه کنید. خانواده اش را. خانواده عزیزش را نگاه کنید. از خودش کم اصلا نیاوردند. نه خودش ، نه پدرش، نه همسرش. هیچ کم نیاوردند از این مرگ. یعنی ما چون شهید حججی کشته شده این جوری داریم می گوییم والا مگر همسرش کمتر هست. همسرش می گفت جلوی رهبر من پسرم را تربیت می کنم که فدای اسلامش کنم . مگر این حججی کم دارد؟ این کارش سخت تر هست. حججی شهید شد، رفت. به بهشت رفت. زنش هست که هر لحظه دارد صبح تا شب ده بار شهید می شود ولی با رضایت. همسران ومادران اینها اگرنگوییم بیشتر از اینها نیستند کمتر نیستند.
دیگر چه اتفاقی می افتد؟ الله اکبر. قربان این دینمان بروم. قربان این رهبرانمان بروم. «ومن تبع بصره ما فی ایدی الناس کفره همه..» آدمی که چشمش دنبال دست مردم است که کی چی دارد ، به یکی از صاحبان دعاها که بهشون می گویند صاحب نفس. یک خانمی آمده بود می گفت حاج آقا من دعا کن، التماس دعا دارم. من را دعا کن. چشم.
آقا می رود دوباره این خانم می روددنبالش می گوید حاج آقا حاج آقا. من را دعا کن. او هم می گوید چشم دعا می کنم .
دوباره دفعه سوم حاج آقا خواهش میکنم من را دعا کنم. من خیلی گرفتارم من را دعا کن. حاج آقا می گوید چشم دعا می کنم. گرفتاری و مشکلت چی هست؟ می گوید برادرشوهرم برای جاریم ماشین خریده دعا کن شوهرم برام بخرد. یعنی این التماس دعای که او می گوید چی اتفاق افتاد . یعنی شما فکر کن خدا و اهل بیت و این حرم ها پر از این مراجعات این جوری. که وقتی طرف می گوید حال خدا و امام بهم می خورد. می گویند الان برای چی آمدی پیش من، الان چه درخواستی داری، حاجتت چی هست، سوال چی هست، مشکلت چی هست. بعد بروی بگویی ای امام رضا، ای امام زمان، من الان دچار یک مصیبت عظمی هستم. اون چی هست؟ جاریم دارد ماشین دار می شود من چیکار کنم؟ می میرم. حضرت می فرماید : اگر کسی چشمش دنبال داشته های مردم باشد. داشته های مردم یعنی چی؟ چی ها؟ مال اموال قدرت شهرت محبوبیت حکمت هر چیزی. چشمش دنبال اینها باشد. حالا دیگری چرا این جوری . من نه! حتی صور مقدس. ما زیاد داشتیم دو نفر درس خواندند. هر دو مرجع شدند. باور کنید من این را زیاد دیدم. هر دو مرجع شدند. یک نفر به قدرت محبوبیت امامت رسیده این نفری که نرسیده حسادت او می کند. شما نگاه کنید که چقدر آدم ها حسودی امام را می کردند. اصلا اینها تحمل نداشتند امام را در آن وضعیت ببینند. چقدر آدم حسودی مقام معظم رهبری را می کنند. چون مقدسات این هم هست. بابا اگر دادند تو بهش راضی باش. خدا ثواب آن را هم می دهد به تو. تازه ممکن است آن از دست بدهد و تو از دست ندهی. همین که راضی به آن باشی، دوستش داشته باشی تو از دست ندهی ولی او از دست بدهد. ما چقدر این جوری داشتیم. چقدر داشتیم که ابراز کردند که مثلا آخ این از من چیش بالاتر هست که الان باید رهبر باشد. این از من چیش بالاتر است که الان باید مرجع تقلید باشد. نمی تواند تحمل کند. در این درجه ما هم داریم. یا مثلا استادنسبت به شاگرد خودش. بجای اینکه لذت ببرد و خوشحال باشد که شاگرد یک رشدی کرده، حکمتی کرده، یک موفقیت های داشته، رویت های داشته، مکاشفه های داشته، استاد بجای اینکه خوشحال باشد، لذت ببرد از اینکه شاگر من این همه دارد رشد می کند بهش حسودی می کند به شاگردانش.
فرقی نمی کند. مقوله دل غیر از مقوله سواد است. آن چیزی که در حوزه های علمیه به ما یاد می دهند، چی هست؟
سواد و اطلاعات است. عمل شدن یک داستان دیگر است. خیلی افراد که عوام هستند این درس ها را نخواندند از خواصی که این درسها را خواندند خیلی جلوتر هستند. خیلی موفق تر هستند.
حالا حضرت می فرماید چی. می فرماید کسی که به دنبال داشته های مردم هست، هر چی. فرقی نمی کند می خواهد ثروت باشد، قدرت باشد، معنویت باشد، شهرت باشد علم باشد حکمت باشد مقام باشد حتی مقام های معنوی. طرف انقدر بیشعور است این جوری می کند. بابا من الان مجتهدم، مجتهد طراز اولم، من از ابوالفضل خیلی بالاترم. مگر ابوالفضل کی بوده؟ چی بوده؟ حالا رفته چهارتا درس خونده، چهارتا کتاب حفظ کرده، هوش است دیگر. فقه یاد می گیرد، کتاب می گیرد. همان طور که آدم می رود دکتر یا مهندس می شود، یک کسی می رود انرژی هسته ای یاد می گیرد، انرژی اتمی یاد می گیرد.
ما الان در این حوزه علمیه قم جاسوس روسیه داشتم از علمای ما اجتهاد گرفته. جاسوس روسیه رفته درس خوانده، امتحان داده اجتهاد گرفته. یعنی مجتهده. کافر مجتهده. جاسوس مجتهد. دیگر درس خواندن که چیزی نیست. حالا کسی مهندسی می خواند، دکتری می خواند، کسی هم می رود این درس ها را می خواند. این که چیزی نیست. طرف غرور گرفته اش. عجب گرفته اش می گوید که من از ابوالفضل بالاتر هستم . من از فلانی بالاتر هستم. توهم برش می دارد. بهرحال وقتی که چشمت دنبال داشته های مردم هست. هر چی که می خواهد باشد. فرقی نمی کند. اگر داشتن یک نفر اذیتت می کند. یعنی شخص قاعده هو انت چی شده؟ فاصله گرفته. همین که فاصله گرفتی، تمام است. دخلت در می آید. یعنی وقتی شما کنده بشوی، ولایت شیطان می روی. شیطان چنبره می زند روی آدم . دیگر برای آدم داستان درست می کند. این خیلی مهم است. چه اتفاقی می افتد؟ «کثره همه» غصه هایش زیاد می شود. یعنی نوع غصه های مردم، مردم اگر خودشان باشند خودشان خیلی غصه ندارند. آن چیزی که الان حرص و جوش مردم را در می آورد، دائم غصه می خورند، چیزهای هست که بقیه دارند. داشته های دیگران بیشتر اذیت شان می کند. چون می افتد به چشم و هم چشمی، رقابت، مقایسه. حالا بعد این جوری. پرده هایشان را دیدی، ماشین شان را دیدی، خانه هاشان را دیدی، دائم حسرت دارد. کثرت همه. همه اش زیاد می شود. غصه هایش زیاد می شود. «ولم یشته غیضه» این خیلی بدتر است. آن غیض قلبش، خشم درونی که دارد دیگر شفا پیدا نمی کند. آرام نمی شود.
حالا اگر این آتش آمد چه اتفاقی می افتد، چیکار می کند؟ می گذارد دنیا راحت باشید یا نه؟ می گذارد ما دنیا راحت باشیم که افتادیم به مقایسه! نمی گذارد. بعد چه اتفاقی می افتد. این به جهنم. دنیا خراب می شود. اما چون دنیا حالت جنینی دارد و رحمی برای انسان دارد، انسانی که در دنیا غصه خور هست، غیظ دارد، مثل جنینی است که در رحم مادر دائما مادر عصبانی می شود، حرص و جوش دارد،. چه اتفاقی می افتد؟ این بچه دیگر وقتی به دنیا می آید آرامش ندارد. مسئله این است که غیظ و غلبه این جور مسائل حسادت، این عصبانیت احساس های این جوری، مقایسه ها، اینها ابدیت به خطر می اندازد، فشارقبر برات ذخیره می کند.
این نکته که من هزار بار هم تکرار کردم که ما با هر زودرنجی، حساسیت، عصبانیت حجم زیادی فشار قبر ذخیره می کنیم آن موقع که صدایمان بالا می رود، این باید حواسمان باشد که حجم صدایمان بالا می رود. این را باید باورمان باشد. که آقا من دارم خودم را آتش می زنم. در روایت داریم اولین کسی که از بداخلاقی زجر می کشد، کیست؟ خودش دارد زجرمی کشد. می سوزد و داغون می شود. این فرمایش پیغمبر است.
می گوید این دیگر سوز دل، غیظ یعنی سوز دل. این سوز دلش آتش دلش دیگر فروکش نمی کند. اگر فروکش نکرد جان این را سوزاند فقط جان را نمی گوید بسوزاند. آتش دنیا نیست آتش چی هست؟ آتش آخرت هم هست. هم دنیا را می سوزاند و هم آخرتت را. دیگر چی؟ ببینید آن بحث های است که پیغمبر تکمیل می کند تا ما به زهد برسیم. «و من لم یره له علیه نعمة» کسی که نعمت های خدا را نبیند در مورد خودش مگر چی؟ الا فی مطمن او فی مشرب. می گوید کسی که نعمت های خدا را خوردنی و نوشیدنی می داند، اینها را فقط نعمت می داند. خداروشکر، الحمدلله نعمت فراوان است. نعمت فراوان هست یعنی چی؟ روزی می اید. نانی می آید آبی میاد غذای هست. بالاخره زندگی می گذرد. می گوید خدا خدا خوبی هست. امام رضا امام رضا خوبی است. برای چی؟ می گوید الحمدلله همه چیز براه است. عیش و نوشش براه است. یک کسی که نعمت های خدا را فقط این می داند، یعنی نعمت های انسانی نعمت های فوق عقلانی اینها را نعمت نمی داند . با آنها شادی نمی کند. با آنها احساس رضایت نمی کند، خیلی خطری است که ما را تهدید می کند.
عزیزان دقت کنید یک موقع هست یک کسی اینها را ندارد خب ندارد. ما که داریم اگر نتوانیم لذت ببریم ازش شاد باشیم ازش آرامش داشته باشیم، خیلی خطرناک است. ببینید شما تشیع داریدولایت دارید. آمد گفت من بدبختم گرفتارم. حضرت فرمود: نه. تو فقیر نیستی. چرا؟ فرمود: تو حاضری ولایت ما را نداشته باشی همه دنیا را داشته باشی؟ گفت نه. گفت پس معلوم است چیز گران قیمتی داری که حاضر نیستی با آن همه دنیا راعوضش کنی. این ها را نمی بینیم ما که خدا به ما چی داده. شادی هم برایش نمی کنیم . ما از اباالفضل، از علی اکبر، از علی اصغر، از رقیه.. هر کدام از اینها از شهدای که داریم. حضرت فرمود شهدا ذخائر عالم بقا هستند. اینها ذخیره هستند. از این که این همه ذخیره داریم و ذخیره است مال خودت است. پس اندازت است، شادی نمی کنیم از این که اینها را داریم. ما از اینکه حضرت عبدالعظیم داریم، امام زاده طاهر داریم، از اینکه امام زاده حمزه داریم، از اینکه امام زاده صالح داریم، از اینکه امام رضا داریم، از اینکه نجف داریم، از اینکه هیئت داریم، از اینکه دوستان خوبی داریم که خدا نصیب کرده. ببینید یک دوست خیلی سرمایه است. یک مومن خیلی سرمایه است برای ما. حالا من چندتا دوست جون جونی دارم. دوست قلبی دارم، دوستی دارم که با دیدنش آرامش پیدا میکنم. با دیدنش شاد می شوم. با بغل کردنش آرامش پیدا می کنم. از پشتیبانی های این دوست برخوردار هستم. این خیلی مهم است. این ها را مانعمت نمی دانیم. و جزء دارائی مان حساب نمی کنیم.
وقتی می گوییم دارائی و نعمت، می گوییم خدا به من چی داده است. بابا یک ذره فکر کن ببین چی بهت داده است. داشتن یک دوست خوب داشتن یک برادر ایمانی خوب که دوستش داری، بهش خیر برسانی، نفعش به کی می رسد؟ به خودت. خیر بهت برساند باز هم نفعش به شماست. این همه جور هست. دعات می کند از پشتیبانی دعاش برخورداری. دعاش کنی، به خودت برمی گردد.
دقت کنید که چقدر این داستان لطیف است. حضرت می گوید یک موقع شما چیزهائی میخواهید که خودت بروی بگویی خدا بهت نمی دهد. دهنت آلوده است، بی ادبی کردی، گناه کردی، نمی دهند بهت دیگر. ادب این جوری است. گاهی انسان بی ادبی می کند جسارت می کند خدا از خیلی از نعمت ها محروم می کند.
ادب ها را که انسان رعایت نکرد، بی ادبی کرد، این بی ادبی محرومش می کند. حالا من محروم هستم. در به روی من بسته است، ولی اینکه می تواند دعا کند. دعا کند دعای او در حق من اجابت می شود. ببینید چقدر زیباست. اینها نعمت نیست که آقا 5 نفر من را امشب دعا می کنند. 10 نفر دارند دعام می کنند. اینها نعمت است. این ها را آدم ببیند که نعمت است.
خدا رحمت کند مرحوم آسیدمرتضی علم الهدی. این جور که یادم هست اگر اشتباه نکنم که وقتی به رحمت خدا رفتند، من حالا به کی پناه ببرم در مشکلات! آقا یک مادر شوخی نیست. مادر دستش را می برد بالا. خیلی مهم است. بگو مامان دعام کن. بابام دعام کن. داداش دعام کن. به دوستانت بگو. اینها نعمت های عظیمی هستند که ما باید قدر بدانیم اینها را. این نعمت است. حسینیه نعمت است. مسجد نعمت است. محرم نعمت است. صفر نعمت است، ربیع الاول نعمت است. ماه رمضان نعمت است. انقدر خدا به ما داده که نگو. غرق نعمت خدا هستیم. خب اگر کسی حیوان بود و ندید. البته حیوانات هم این جور نیستند. حیوانات هم شاکرند، «قد علم صلاته» من اشتباه می کنیم معذرت خواهی میکنیم از ساحت محترم همه حیوانات. خدا همه را ببخشد. اینکه خدا میگوید اولئک کالانعام بل هم اضل نمی خواهد بگوید که حیوانات بد هستند. می گوید حیوانات سقف خودشان را دارند. اما شما وقتی تعریف حیوانات را می شنوید می بینید خدا چقدر به اینها احترام می گذارد. همه نماز خوان هستند، بهشت می روند. محترم اند. شخصیت دارند. عزیزند. چکار کرده برای حیوانات. حیوانات هیچ. گیاهان. گیاهان هیچی. جمادات. خدا جمادات را...
پیغمبر تمام اشیاء اطراف شان اسم گذاشته. تمام شمشیرهای پیغمبر اسم داشتند. این شمشیر این، این شمشیر این، این شمشیر این. با آنها مثل آدم معمولی رفتار می کرد. مثل شخصیت رفتار می کند. با اسب هاش همین طور، با قاطرش همین طور. با منبرش همین طور. عصاهای پیغمبر شخصیت دارند. یک موقع توهین نکنیم نعوذبالله. فردا بگویند این الاغ و حیوان های که شما می گفتید حیوان حیوان اینها بهشت می روند. تو ایستادی اینجا گیر هستی.
والا اگر آدم هوشیار و مومن باشند حیوانات نعمت های خوبی هستند برای دعا کردن ما. حیوانات دعا می کند بالاخره. شما اگر دلش را بدست بیاوری دعات کند خیلی خوب است. دعاش هم مستجاب است. این هم برای ما نعمت است. یک سگی که در خیابان می رود یک نعمت است برای ما. این پرنده های در خیابان براش نعمت هستند. می توانند دوستانش باشند. ما این فرصت ها را ازدست می دهیم. حالا حضرت می فرماید اگر یک کسی نعمت خدا را همین چیزها بداند، «فقط قصر عمله و دنی عمله» این شخص چون نگاهش محدود است عملش هم کم است. اندک است. چون نسبت به نعمتی که از خدا دارد عبودیت دارد. اطاعت دارد. اندیشه های بزرگ دیگر انسان نمی تواند داشته باشد. افکار بزرگ آرمان بزرگ دیگر این آدم ندارد. چون کل نعمت را همین چیزها می بیند. یک ازدواجی، یک خانه ای، یک ماشینی، یک زنی، یک شوهری، چهارتا بچه، غذائی، خوراکی، خاله خاله بازی ها، این یک نعمت است. خب این در حد زندگی حیوانات است. در زندگی حیوانات است چون تو لیاقت و ظرفیت بیشتری دارد تو بل هم اضل می شود. والا حیوانات که سر جای خودشان اینها را دارند. نمازشان را هم به موقع می خوانند. حالا انشاله در اردو می رسیم به امید خدا که امام حسین علیه السلام 50تا حیوان را ذکر می کند. عبادت ها و نمازهای اینها را سیدالشهدا می گوید. مثلا قورباغه ها دارند غورغور می کنند، این یعنی چی! مثلا چکاوک صداش یعنی چی! جغد چی می گوید، عبادت هایش چی هست، سگ چی می گوید، خروس چی می گوید، عبادت است. این ذکرها را حضرت دانه به دانه می گوید. این ذکرها را دارند برای خودشان. حضرت می گوید اگر نعمت را کوچک و محدود دیدی عملت هم کم می شود. خودت کوچک می شوی، خودت فشار پیدا می کنی، خودت از حیات ابدیت و نعمت های ابدی می افتی چون خودت را در همین نعمت ها دیدی. و چی؟ «ودنی عذابه» این دنی عذابه خیلی دردناک است. می گوید این آدم چون با داشتن ظرفیت حیوانات این آدم عذابش نزدیک است. عذابش نزدیک است یعنی چی؟ اول جلسه توضیح دادیم.
یعنی نزدیک به عذاب است. این دنیایش که عذاب می کشد. چون دنیاش کوچک است. در دنیا دائما غصه دارد، ناراحتی دارد، حرص و جوش دارد، مسابقه دارد، چشم و هم چشمی دارد، اینجاش که همین جوری است. می سوزد آخرتش هم که خراب می کند. «دنی عذابه» خیلی لطیف است. خیلی حرف دارد. نمی گوید عذاب می شود یا می رود جهنم. اینها نه. آن جاهائی که سریع فرموده «من بکی علی الدنیا دخل النار» آدمی که به دنیا گریه می کند جهنم می رود. این را فرمودند. نه. «دنی عذابه» یک لطافتی دارد. یعنی این دائما غصه بهش نزدیک است. غصه بهش نزدیک است. می دانی. منطقه امن ندارد.
منطقه امن حضرت زینب دارد که آن هم بلا سرش می آید ولی در منطقه امن می گوید مارایت الا جمیلا. منطقه امن یک کسی دارد که اگر دنیا را ازش بگیرند یک عالمه آخرت و ابدیت را در نعمت های دیگر دارد. ماشینش تصادف کرد، زنش مرد، شوهرش مرد، بچه اش مرد، سرطان گرفت، برشکسته شد، باباش مرد، مامانش مرد، داستان پیش آمد یک عالمه دارائی دارد که با آنها سرمست باشد. یک عالم خوشی های دیگر دارد. این منطقه امن دارد این آدم. می دانید. یعنی این در مرکزی نشسته که انقدر دورش امنیت هست، که حالا در مرز وجودی این اتفاقاتی بیفتد مثالش زدم مثل یک آدمی که غرق اقیانوس باشد نعمت حالا یک کاسه یا ده کاسه از این اقیانوس بردارند چیزی کم نمی شود اصلا برای این. الان ماهی ها برایشان فرق می کند که این همه آدم دارند از این آب ها استفاده می کند. او دارد در آن عمق استفاده اش می کند. بشر دارد می آید از این آب برمی دارد، تصفیه می کند، استفاده می کند، آب شیرین می کند از آب دریا استفاده می کند. ولی چیزی از این کم نمی شود. این خیلی مهم است خدا می گوید اگر می خواهی به آرامش برسی خودت را به یک منطقه امن بگذار. این دم دست بودن همین که نعمت را کوچک دیدی همین ها آسیب است. یعنی غیر از خوراکی، شراب و زندگی حیوانی چیزی دیگری نداشتی این دم دستی ها آسیب می بیند. دنیا یعنی همین.
شما یک زن ومرد را نگاه کنید. اوج سنخیت اوج عشق اوج خوبی بهم می رسند. تا بهم می رسند داستان جدایی شان شروع می شود. یعنی یک روزی از هم چی می شوند؟ جدا می شوند. بهترین بچه را خدا بهت بده، بهترین نوه را خدا بهت بده، بهترین مال را خدا بهت بده، خوب و مثبت باشد ولی در معرض چی هست؟ در معرض جدایی است. ولی آدم برود سراغ نعمت های که وقتی می آید دیگر ماندگار است و جدا هم نمی شود. دل آدم این جوری می رود سراغ امنیت که وقتی در معرض بیرونی وقتی آسیبی پیش آمد، قلب اتفاقی نیفتد. درسته! مثل کسانی که هستند مثلا لباس های ایمنی می پوشند یا در جنگ مثلا فرض بفرمائید موتورسواری یا رانندگی آسیب های می بینند. ولی این آمده مثلا کیسه هوا گذاشته از ماشین بیفتی دره ولی این 6 یا 10 تا کیسه هوا او را نگه داشته. اصلا نمی گذارند این اتفاق بیفتد. ماشین داغون می شود ولی این سرجای خودش هست.کلاه کاس گذاشت صدمه نبیند. امنیتی کرده قضیه را. قشنگ خودش آنقدر از این چیزها چیده. ببینید حضرت دارد داستان وجودی می زند. نمی خواهد ما را موعظه کند. نمی خواهد ما را نصیحت کند که آقا مثلا راضی باشید به قضای الهی بهتر است برایتان. اگر این جوری نباشید.. نه. حضرت دارد حقیقتی خارجی بیان می کند می گوید ببین تو اگر نعمت ها را کوچک دیدی اگر یک ذر شکمت آسیب ببیند چی می شود؟ اگر من فقط مطمع و مشرب را دیدم، منکح را دیدم. حالا آمدیم مشکل جنسی پیدا کردیم نتوانستی رابطه داشته باشی، آمدی یک مشکل غذایی پیدا کردی، آدمی معده درد گرفتی، سرطان معده گرفتی غذا نتوانستی بخوری. اما مشکل حنجره پیدا کردی، از مایعات نتوانستی لذتش را ببری. بعد می گویی زندگی چه فایده ای دارد. می گویی دنیا دیگر چه فایده ای دارد. زود به بن بست می رسی. آنهائی که خودکشی می کنند یا خودکشی می رسند به طلاق می رسند به قهر می رسند به قطع رحم می رسند به بن بست می رسند برای این است که یک حدی سراغ دارد از کمالات حالا طاقش آسیب می بیند پس دیگر فایده ای ندارد. یک مرد هست که انقدر وجود دارد که وقتی با یک زن ازدواج می کند زن بچه اش نمی شود، می بینی هیچی از علاقه اش عشقش و توجه اش به این زن کم نمی شود. یا زن مریض می شود. می بینید مرد تا آخر پای این زن هست. چون ترجمه ای که از همسر دارد و رابطه مقدس دارد یک چیز دیگر هست. در حد این چیزها نیست. زن جوان هست الان من یک نمونه دارم اگر فرصت بشود نشان داده بشود بد نیست. چون بحث مان درباره زهد است، از آقای هاشمیان خواهش می کنم جلسه بعد به من بگوید من بدهم این مطالب را پخش بکنند و ببینیم. من خودم هر وقت می بینم لذت می برم. ببینید طرف رفته ازدواج کرده با یک آقای سالم و خوشگل، رفته فردا نصف بدنش از بین رفته، یا تصادف معمولی بده، سرطان گرفته افتاده گوشه خانه، یا جبهه رفته مثلا دست و پایش قطع شده، از این بالاتر دخترهای خوب و جوان و همه چیز تمام رفتند با یک جانباز فلج شده قطع نخاعی است می گوید خوب است باهاش ازدواج می کنم. این چی می بیند که با او هم ازدواج می کند و راضی هست؟ این دلش به چی خوش است. یعنی چه مابازائی می گیرد که با این زندگی می کند.
پیغمبر دارد روح ما را در این داستان بزرگ می کند که می گوید دنی عذابه. یعنی تو حریم آسیبت نزدیک است، یعنی آن چیزی که داری و نزدیک است زود آسیب می بیند. درست شد که چه جوری شد. بر فرض مثال. یک مثال برایتان بزنم. یک خانه داریداز این شیشه های معمولی زمستان که می شوید آلودگی هوایی دارید، می گوید دود می آید خانه. این شیشه هست چه جوری گرمش کنم! شیشه که جلوی سرما نمی تواند نگه دارد. منتقل هم می کند بعد آلودگی صوتی هم که هست. درسته! بعد گردو خاک و هوای آلوده و دود ماشین از این پنجره ها می آید خانه. هر روز خانه پر از دود است. می بینی حریم خانه خیلی نزدیک است حریم یک شیشه است. وقتی حریم خانه و زندگی ات، سلامتی خودت از نظریه ریه از نظر سلامت از نظر غذا از نظر بهداشت محیط از نظر بهداشت صوتی یک شیشه است. تابستان هم که هست گرماش. الان میان چیکار می کنند برای اینکه حریم بندی بشود؟ میاند پنجره ها را عوض می کنند شیشه دو جداره می گذارند، ایمن تر است. می گوید آهان من الان ایمن ترم پس. حالا هر چقدر بیرون می خواهد سروصدا باشد. هر چقدر می خواهد بوق باشد هر چقدر می خواهد سروصدا باشد من یک حصاری بستم دور خودم، که چیزی به من نمی تواند آسیب برساند. چیزی نمی تواند آسیب برساند.
پیغمبر دارد ما را دعوت می کند به یک جای بزرگ. می گوید بابا دایره نگاهتون نسبت به نعمت ها را افزایش بدهید، تااز شما چی دور شود؟ عذاب دور شود. غصه خوردن، قهر کردن، قهر، ناراحتی، عصبانیت اینها از حریم شما دور بشود.
وقتی تو نعمت ها را محدود کردی این را بدان در معرض عذابی. این عذاب ها چی هست؟ زودرنجی، حساسیت، ناراحتی است. این آسیب می رساند به تو.
خدا میرزا را رحمت کند. روحش شاد. این ها با آنجا می رسند که همه چیز برایشان بوده. می فرماید اگر کسی بهت بدی کرد (این در حیطه مسائل شخصی است. باخودمن) نه هر بدی. یک موقع هست یک کسی بدی می کند این بدی بد هست برای من هم بد نیست. برای اسلام بد است برای چیزهای دیگر. این بحث دیگری است. بحث شخصی است. به تو بدی کرد. راهش چیست برای اینکه ناراحت نشوی؟ ببینید باید این جوری حریم نگه داشت. حالا خوب بهش بکنی احسن من احصی الیک . تو متقابلا خیرش بخواه. میرزا می گوید تو برو یک گوشه ای بشین اول برای خودت استغفار کن. و بعد برای آن. اگر نشستی از صمیم قلب برای آن شخص استغفار کردی دلت آرام می شود. و انسان بزرگ می شود. این راامتحان کنیم. تمرین کنیم. تمرین ما از این درس معراج همین باشد که آقا از این به بعد تمرین کنیم ببینیم این عرضه داریم به کسی که به ما بدی می کند خوبی بخواهیم. بریم براش استغفار بکنیم. یا این فقط یک داستان بوده که برای مالک اشتر بهش آن هم با آن مقام بهش جسارت کردند آن هم رفت مسجد براش استغفار کرد. نه برای ما هم می تواند این جوری باشد. تمرین کنیم. تمرین عملی خوبی است برای ما. از این به بعد تمرین کنیم بجای پرورش کینه، پرورش بغض، بجای این برویم برای طرف مقابل استغفار کنیم. این را در دلمان پرورش بدهیم. استغفار کنیم. این می شود وادی امن. وادی امن یعنی چی؟ یعنی بدی آن دیگر به تو اثر نمی گذارد. تو تمام بدی های آن و آتش های که به سمت تو شلیک می کرده را تبدیل به چی کردی؟ به نور. نار ها را تبدیل به نور کردی. بدی را او کرده بردش را تو . استغفار با آدم این جوری می کند. یعنی آدم را به این سمت می برد. این تمرین را انشاله بکنیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.
58:52