جلسه 009 - زهد
شماره جلسه
9
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
3
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - زهد

سلام علیکم و رحمۀ الله. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ در بحثمان در حدیث معراج درباره این نکته سخن میگفتیم که خداوند پیامبر را دعوت به زهد کرد زهد را معنا کردیم (لِدُّنیا وَ فِی الدُّنیا) زهد برای دنیا و زهد در دنیا و زهد در دنیا را هم توضیح دادیم.@ یک تتمّهای دارد این بحث عرض کنم که برویم سراغ فقره بعدی این حدیث شریف. درباره زهد در دنیا چند شاخص داریم که این شاخصها خیلی مهم هستند که البته باز جلسه گذشته در اینباره هم توضیحاتی عرض کردیم گفتیم زهد به این معنا نیست که انسان از دنیا بهرهبرداری نکند یا از نعمتهای او یا از لذات او بهرهبرداری نکند.@ و اساساً کسی که قادر نیست به تعبیر امام(ع) یک چهارم وقتش را به لذات حلال بگذارد توانایی برای بخشهای اصلی و حرکتهای اصلی ندارداین سر جای خودش مفصل این را توضیح دادیم بلکه به این معنا هست که انسان همه داشتنها در بخشهای پایینی و نداشتنها بلاها خِیرها و شَرها شیرینیها و شادیها برایش برابر باشد.@ یعنی بداند که زیر نظر یک مربی دارد کار میکندیک مربی یعنی ربّ ما گاهی نوازش دارد گاهی تنبیه دارد گاهی تمرینهای سخت میدهد گاهی استراحت میدهد او مربی است و ما را دوست دارد ما اگر از چشم خداوند خودمان را نگاه بکنیم که او به ما چگونه نگاه میکند و ما را با چه هدفی خلق کرده و ربوبیت او نسبت به ما چگونه است آن موقع است که انسان به زهد میرسد یعنی:@

این به جد کار هر کسی نیست، یعنی دیگر خدایا چرا اینطور کردی چرا باید سر من اینطور بیاید چرا این مشکل باید برای من ایجاد بشود چرا بقیه اینجوری هستند این مشکلات را ندارند چرا فقط من مگر من چه گناهی کردم اصلاً گله ندارد.@ این شبهای ماه مبارک رمضان ده شب آخر که فوقالعاده مهم است هر شب این را داریم که یک یقینی به من بده که (أَنَّهُ لَن یُصیبَنی إِلاّ ما کَتَبتَ) چیزی سر من نمیآید مگر اینکه تو خودت این را نوشتی این را اگر خود انسان به آن توجه بکند آن موقع است که دیگر آرام میشود.@ ملاک و شاخص زهد چه بود؟ (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) اگر اینجوری شد انسان دیگر به آرامش به شادی به نشاط و به قدرت میرسد این چیزی است که اول خداوند تبارک و تعالی دارد برای پیغمبر ترسیم میکند که تو باید چنین وضعیتی برسی.@ اما چگونه باید به چنین وضعیتی برسیم راهکارها هنوز شروع نشده خدااول کلیات را میگوید بعد میآید سراغ راهکارها. شاخصها را مشخص کنیم 1. (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ).@ شاخص بعدی را دقت کنید چقدر زیباست: سوره نور آیه 37 چقدر این دلبری میکند (رِجالٌ) حسرت هم میآورد برای انسان (لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش اینها را از یاد خدا غافل نمیکند حالا من یک ملاک به شما بگویم سخت است ولی مجبورم بگویم چارهای نیست این را باید بدانیم.@ بدانید در بخش نماز این را توضیح دادیم دربخش مباحث معنوی همین را توضیح دادیم اول یک مثال بزنم مثلا یک نفر ورزش میکند غذا میخورد چرب میخورد شیرین میخورد شور میخورد به خودش میرسد میوه میخورد مراقب بدنش هست یا نیست، هرچیز.@ ولی وقتی که میرود پزشک، پزشک باید بفهمد که این آدم با خودش چکار کرده یک آزمایش میگیرد خروجیها را آزمایش میگیرد یعنی (الظّاهِرُ عِنوانُ الباطِن) چه میگیرد خون میگیرد ادرار میگیرد مدفوعاتش را میگیرد اینها را آزمایش میکند.@ خروجیها در اینها ظاهر میشود یا در خون یا در پوست یا در ادرار مشخص میشود که این شخص با خودش چکار کرده، یعنی در خروجیها، دیگر چه؟ مریضیها را هم نشان میدهد در قدرتها مثلا چشمش اینطور شده موهایش اینطور شده ناخنش اینطور شده پوستش اینطور شده این نشان میدهد که آن تو چه خبر است.@ خیلی از افراد شما وقتی میروی به آنها میگویی من یک چنین مسائلی دارم میگوید زبانت را باز کن ببینم با زبان تشخیص میدهد در بعضی از کشورها که قدرتمندتر از ما هستند در آن جهات، کشور ما قدرتهای دیگری دارد.@ مثلا نبض در هند خیلی قدرتمند است شخص نبض را بگیرد میفهمد که او چِش است بعضیها زبان را میبینند الآن چند روش داریم مثلاً چشم را نگاه میکنند یا با لیزر یا با همین عکسهای معمولی، به چشم نگاه کنند میگویند که این چِش بوده چطوری شده چطوری خواهد شد همه را میگویند اینها خروجی هست.@ در بُعد روح کجا معلوم میشود که یک نفر با خودش چکار کرده؟ این خیلی مهم است کجا معلوم میشود که من مجموعه انتخابها ارتباطات رفتار و افکارم منجر به چه وضعیتی شده؟ چون قرآن یک مریضی بزرگی را که تعریف میکند توهمزدگی است.@ توهمزدگی یعنی آدم الکی خوش و دلخوش میشود به خودش خودشیفته الکی خوش و دلخوش (وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) فکر میکند خیلی کارش درست است فکر میکند آدم خیلی مهمی است آدم بزرگی است آدم کاردرستی است آدم موفقی است.@ بخصوص که یک مشت آدم ضعیف هم به آدم بگویند آره تو خیلی بزرگی تو خیلی قوی هستی التماس دعا و فلان و بَهمان. قرآن میگوید از کجا معلوم میشود یک نفر با خودش چکار کرده؟ این قضیه از کجا درمیآید؟@ میگوید موقع نماز، موقع نماز یک نفر معلوم میشود آدم با خودش چکار کرده چه در وقتشناسی در مورد نماز (اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا مَواقیتَ الصَّلاۀ) شیعیان ما را موقع نماز امتحان کنید (کَیفَ مُحافِظَتَهُم عَلَیها) چطور به وقت نماز دقت دارند.@ یعنی نگاه میکنند به ساعت، برایشان نزدیک شدن به ساعت مهم است از 12، 12 و نیم دیگر حواسش هست برای مغرب او چهل دقیقه 1 ساعت قبل قلبش شروع میکند به زدن برایش مهم است که برسد به وقت اذان.@ یک کسی که اصلا دغدغه آمدن ظهر دغدغه آمدن صبح دغدغه آمدن مغرب را ندارد به راحتی نمازش قضا میشود باید ببینیم با خودش چکار کرده که اینجوری است این موقعشناسی نماز خیلی مهم است وقتشناسی نماز نشان میدهد که اینآدم چه وضعیتی دارد، این یک نکته.@ کسی که نمیتواند مراقب نماز و وقت نماز باشد دستها را نگاه کنید یعنی دلبستگیهای پایینی زیادی دارد که او را از وقت نماز غافل میکند چه بسا چیزهای مقدسی هم باشند اما یک شهوت هست و یک شیطان، هیئتبازی چیزهای مقدس کارهای خوب مثبت کارهای خِیر کارهای خِیریه.@ من با استثناءها کاری ندارم در مورد استثنائات آن یک بحث دیگر است حتی در مورد استثناء شخص حواسش به نماز هست قلبش دارد میزند ولی مجبور است یک بچهای کسی سئوالی دارد، یک کسی مسئلهای دارد، شوهرش آمده خانه.@ یک زن است قلبش دارد میزند برای نماز ولی باید به شوهرش اول جواب بدهد اول وقت است ولی خدا میگوید اول به شوهرت برس بعد بیا نماز بخوان ولی حساسیت را دارد بیخیال نیست.@ 1. زمان نماز است زمان عبادتها است آن موقعها که خدا میگوید بدو بیا خدا صدا میکند نشان میدهد آدم با خودش چکار کرده دیگر خیلی سر خودمان را کلاه نگذاریم خیلی واضح شفاف این نشان میدهد.@ 2. کیفیت نماز، حالا اگر نماز را شروع کرد ببینید که وسط نماز که داری با خدا حرف میزنی باز انگشتهای مرا نگاه کنید کدامیک از این 4 تا چیز شما را یکدفعه از نماز غافل میکند یادت میرود ایستادی داری با خدا حرف میزنی کدامیک از این کارها تو را میکِشد پایین هر کدام بکِشدَت پایین نشان میدهد که تو آن قسمت زنجیر داری آن قسمت زهدی وجود ندارد.@ چون وقتی که انسان با حقتعالی حرف میزند ترجیح میدهد رویش را از خدا برگرداند دارد با خدا حرف میزند یک دفعه رویش را از خدا برگرداند برود سراغ یک چیز دیگر یک چیزی بتواند حواسش را پرت بکند این نشان میدهد چقدر این آدم ضعف دارد.@ ممکن است یک امر جمادی باشد یک امر خیالی باشد یک امر وهمی باشد یک امر علمی باشد فرقی نمیکند، ما در این جهت ضعف داریم هیچ کس نیست بگوید من ضعف ندارم شاید بیشتر از همه شما خودِ من، در این جهت که ضعف داریم باید مراقبت بکنیم و تمرین کنیم.@ بدون مراقبت نماز خواندن یعنی اگر کسی حواسش نیست که نماز باشگاهش است باسکول است دیدید کسانی که وزن میکنند رژیم میگیرند آخر شب یک ترازو در خانه گذاشتند ببینند بالاخره این ورزشهایی که کردند این رژیمی که گرفتند هر شب خودشان را میکِشند.@ باشگاه ما نماز است باسکول ما هم نماز است بیا روی نماز بیا روی سجاده ببینم چکار میکنی اینجا معلوم میشود شخص با خودش چکار کرده به میزانی که حواست سر نماز پَرت میشود دلبستگی داری زنجیر داری و خبری هم از زهد نیست.@ خداوند میخواهد پیغمبر را پرواز بدهد با چه فرمولهایی اول آشنایش کرده؟ اینها را با هم طی کردیم آمدیم رسیدیم به سومین چهارمین قدم میگوید زهد، زهد یعنی چه؟ یعنی مواظب باش هیچ چیز حواس تو را از من پَرت نکند.@ از آخرتت از ابدیتت و از من پَرت نکند وقتی داری با من حرف میزنی به کس دیگر فکر نکن به کس دیگر نگاه نکن به جای دیگری فکر نکن به چیز دیگری فکر نکن این مبناست یک مبنای خیلی مهم است.@ (رِجالٌلا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مردانی که شغل تجارت، تجارت خیلی سنگین است یک شهوت بسیار خطرناک است پول یک شهوت بسیار خطرناک است که خداوند تجارت را با بیع آورده در حالی که بیع جزء تجارت هست ولی میگوید (رِجالٌ) مردانی که نه تجارت و نه بیع آنها را از یاد خدا غافل نمیکند.@ یعنی وقتی میرود توی حرم امام رضا دیگر یادش میرود وقتی میرود مکه یادش میرود وقتی میرود نماز یادش میرود برای همین هم وقتی میرود نماز نماز میخواند برمیگردد تازه باید به بقیه سلام کند چون از بقیه غایب بوده رفت پیش خدا رفت سِیرش را کرد با پیامبر (اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیُّهَا النَّبِیّ).@ ما اصلا اینها را جدی نمیگیریم که من رفتم الآن پیش پیغمبرم باید به او سلام بدهم ملاقات داریم (اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیُّهَا النَّبِیّ) یعنی داری میبینی روبرویت است (عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ) آنها را هم زیارت میکنی بعد تازه رسیدی پایین پرواز تمام شد به بقیه میگویی (اَلسَّلامُ عَلَیکُم) برای همین هم نگاه میکنی میگویی (اَلسَّلامُ عَلَیکُم) حالا رسیدم پایین (وَ رَحمَۀُ اللهِ وَ بَرَکاتُه).@ وقتی اصلا بالا نمیرود داستان، یعنی اصلا هیچ حسی نمیرود بالا هیچ ملاقاتی زیارتی صورت نمیگیرد ما میگوییم زیارت امام رضا ولی ما زیارت امام رضا نمیرویم ضریحی را میبینیم و غیر از امام رضا مکه میرویم مدینه میرویم کربلا میرویم 5 دقیقه زیارت اتفاق نمیافتد چه زیارتی؟ رفتیم چه اتفاقی افتاد؟@ نماز نشان میدهد ذکرها نشان میدهد دعاها نشان میدهد فقط نماز هم نیست بعد از نماز تعقیبات هم هست در دعا هست در مناجات هست در عزاداری هست در حرم رفتن هست در هر جا که قرار است تو اتصالی داشته باشی.@ معلوم میشود که دلبستگیها وابستگیهای تو و زنجیرهای تو حسی است خیالی است وهمی است عقلی است داستان چطوری است کاملا خودش را نشان میدهد، نماز همه چهره وجود انسان است چهره عبادت انسان چهره معنویت انسان چهره انسانیت انسان و چهره انسان نمازش است.@ خدمت یکی از اولیاء خدا رفتیم یک موقعی من چهارشنبهها که میرفتم قم خدمت یکی از اولیاء خدا میرسیدم بعضی از دوستان هم با من آمده بودند آنجا، یک موقع ایشان به من گفت که یک روز حاضر شو برویم خدمت یکی از اولیاء خدا.@ چون این بنده خدا من وقتی میروم پیشش قشنگ یک هفته من را به من میگفت مثلا توی این هفته چکار کردی چکار میکنی حالت چطور است همه را به من میگفت یک کسی مثل میرزا بود من وقتی رفتم پیشش همه آینده من را برایم تعریف کرد که از الآن چه میشود و چکار باید بکنی یک کسی مثل این گذشته من را قشنگ برایم میگفت.@ وقتی رفتیم پیش او یک تعدادی از دوستان جمع شدند شاید مثلا دوتا ماشین بودیم رفتیم آنجا رفتیم خدمت مرحوم آیت الله ؟؟؟تألّحی از شاگردان مرحوم قاضی بود در بحار همدان رفتیم منزلشان، سلام و احوالپرسی و پذیرایی ایشان هم تشریف آوردند و چند دقیقهای نشستند.@ یک حدیث خواندند گفت مرحوم شیخ لمعه این حدیث را از پیغمبر آورده که شماهایی که سر نماز حواسهایتان پَرت میشود نمیترسید از اینکه خداوند صورت شما را به الاغ تبدیل بکند؟@ الآن یک کسی شما داری با او حرف میزنی میخواهد با موبایلش بازی کند یا با کس دیگر حرف بزند، رفتی با او حرف بزنی حرف جدی هم میخواهی بزنی علی الخصوص دو نفر باشند که به هم علاقه دارند پدر و فرزندند مادر و فرزندند دوتا خواهر و برادرند زن و شوهر هستند دوتا دوستأند بالاخره خیلی به هم علاقه دارند.@ قرار است با هم حرف بزنند حرف هم نیاز دارند بزنند در آن حرف جدی هست بخصوص که از یک طرف نیاز بیشتر است حالا همانی که نیاز دارد میخواهد برود حرف بزند میبیند که یکسره دارد بازیگوشی میکند.@ یک آدم خدا شاهده دو ماه در نوبت بوده تا وقت گرفته بیاید با من صحبت کند وقتی آمده نشسته صحبت بکند میگوید ببخشید من این تلفن را جواب بدهم 5 دقیقه ایستادم تا آمده، دوباره تلفنش را قطع نمیکند، میگوید عذر میخواهم من این تلفن را جواب بدهم.@ میخواستم بگویم من چنین مشکلی دارم دوباره تلفنش زنگ میخورد میگوید تلفن را جواب بدهم یک ربع 20 دقیقهای که وقت داشته 18 دقیقهاش تلفن جواب داده یعنی انقدر احمق است بعضی از مدیران هم از این حماقتها دارند میآیند جلسه میگذارند وسط جلسه تلفنشان چهل دفعه زنگ میزند جلسه است جلسه کار مهمی است تلفنها باز است یعنی مسخرهبازی است یعنی الاغبازی خربازی یعنی خریت.@ میخواهی با خدا حرف بزنی تو به او نیاز داری رفتی غذا بگیری میخواهی با او خلوت بکنی بعد بگویی ببخشید من گرفتاری دیگر دارم چقدر مسخره است نماز خواندن ماها، چقدر توهین در آن هست چقدر جسارت در این نماز خواندنهای ما هست.@ ما دلمان را واقعا به چه خوش بکنیم؟ یعنی بگوییم خیلیما آدم کاردرستی هستیم ما عرضه نداشتیم بعد از 40 سال بعد از 50 سال دو رکعت نماز بخوانیم خدا رحمت کند مرحوم کافی را میگفت که این برای من مهم بود که من بالاخره دو رکعت نماز بخوانم.@ بعد از سالهای سال بالاخره دو رکعت نماز با حضور قلب تا آخر خواندم بعد فهمیدم وضو نداشتم همین دو رکعتی هم که من تمرکز داشتم آخر فهمیدم این دو رکعت هم خواندم وضو نداشتم، این خیلی مهم است.@ نماز برای یک کسی که جدی است یعنی واقعا این قضیه برایش مهم است فکر میکند به این مسئله یعنی ما نماز را تفننی یک چیزی کنار بقیه کارهایمان دیدیم اصلا خودش موضوعیت ندارد تا نماز خودش موضوعیت پیدا نکند ما جدی نیستیم و تو بازی و باشگاه نیستیم.@ این که میگوید (رِجالٌلا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) تجارت و بیع آنها را از یاد خدا غافل نمیکند نه فقط این دوتا هر چیز دیگری، ببین سر نماز چه چیز تو را میکِشد پایین و با خدا حرف نزدی همان مقدار گرفتاری داری و همان مقدار شهوت داری حالا شهوتهای مقدس هست شهوتهای پایینی هست.@ یکی از اساتید یک موقعی از او سئوال کردند که چقدر طول میکشد حضور قلب سر نماز گفت اگر خوب کار بکنید جدیت داشته باشید 7-8 سال طول میکشد تا شما بتوانید نماز بخوانیدگفتند ما مثلا سر نماز یک دفعه یاد فلان کار خِیر هم میافتیم گفت خوب است.@ آن هم خوب است آن هم بد نیست حواست به این پرت شده ولی این کامل نیست، وسط واجبات خیلی چیزها ممکن است پیش بیاید ولی در مستحبات در خلوتها این خیلی اهمیت دارد برای همین قیمت خلوتها بیشتر از واجبات است ثواب خلوتها و مستحبات بیشتر از واجبات است.@ پس نماز نشان میدهد که من با خودم چکار کردم 30 سال 40 سال 50 سال چکار کردم یک کسی میگوید ما شب تا صبح داریم میدَویم برای امام زمان برای خدا جهاد داریم میکنیم جبهه میرویم کار میکنیم زحمت میکشیم درس میخوانیم درس میدهیم اینها واقعا ثواب دارد.@ یعنی اینها حمالیهای خوبی است خدا هم به آن پاداش میدهد در این شکی نیست ولی اینکه انسان برای قُرب برای محبت برای اُنس برای خودمانی شدن و برای محرمیت بخواهد آماده شود.@ جدی جدی جدی باید به نمازش فکر بکند به یاد خدا فکر بکند به میزان هوسهایی که به یاد میکند به میزان عطشهایی که به یاد دارد به میزان دلتنگیهایی که برای مسجد دارد.@ شخص میبینی الآن صبحانه خورده گرسنهاش هست دیشب بیدار بوده کار کرده زحمت کشیده صبح بلند میشود صبحانه میخورد، رغبت دارد گرسنهاش هست با رغبت در سفره مینشیند، تا ظهر با رغبت میرود توی رستوران مثلا سفره توی خانهشان باشد برای نهار، شب با رغبت مینشیند شام میخورد اصلا اسم غذا میآید کِیف میکند.@ ما باید ببینیم وعدههای نمازی که میخوانیم برای ما چجوری است لذا چون اصلا خودش موضوعیت ندارد سرِ نماز هم همش داریمبه بعد از نماز فکر میکنیم یعنی سر نماز هم هول هستیم که این زودتر تمام شود به کارهایمان برسیم خودش اصلا کار ندارد.@ یک موقعهایی من به عزیزان میگویم من ذهنم خیلی مشغول است الآن آمدم باید یک کار واجبی انجام بدهم میگویم حالا نماز اول وقتم را میخواهم بخوانم ولی کیفیت ندارد نماز اول وقتت اگر لااقل چهار رکعت خواندی بگذار بقیه را وِل کن ما این شجاعت را نداریم میگوییم نماز را بخوانیم راحت شویم.@ بعد هم عجله دارد من دیدم بعضی از آقایان عجله دارند هول است دیر است من بعضی وقتها شده اردو میرویم جایی میرویم بعضی افراد را میگویم پاشو نمازت دارد قضا میشودآفتاب دارد میزند میرود وضو میگیرد تا تو بخواهی وضو بگیری نماز قضا شده، مقدسبازیهای ناجور.@ بعد تازه وضو هم گرفته میگوید (اللهُ اکبر اللهُ اکبر أَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلاّ الله) آخه کی گفت تو اذان بگویی کی گفت تو اقامه بگویی نماز دارد قضا میشود تو به قنوتش هم نمیرسی مقدسبازیهای از روی نادانی.@ اینها را اصلاً ول کن این اذان را ول کن آن اقامه را ول کن ولی نمازت را آرام بخوان دو دقیقه وقت داری این را با آرامش بخوان بعد نمازت تمام شده ظهر را خواندی وِلش کن میگوید نه نماز مزاحمم میشودواقعا میگوید نماز مزاحمم میشود وسط کار دیگر نمیتوانم بخوانم.@ بگذار همین الآن این کار را انجام بدهم هول هولی تمام بشود برود دیگر من تا مغرب راحت باشم شجاعت داشته باش مغربت را بنداز مغرب عشاءت را بنداز عشاء دو ساعت بعد سه ساعت بعد یک ذره با آرامشتر، مگر بدت میآید دوباره برگردی پیش خدا؟ مگر تخلیه شدن اینطوری بد است؟ خب برگرد برو آن کار را انجام بده.@ ریاکاری خوب نیست کار داری عجله داری نمازت را بخوان بگو من میخواهم 4 رکعت نماز بخوانم یا 3 رکعت نماز بخوانم ولش کن بعد برو دنبال کارهای خودت، به کارهای خودت برس بعد هم برو یک جایی وقتی سبک شد حالا یک ربع 20 دقیقه 10 دقیقه نماز بعدی را بخوان.@ ما برایمان این قضیه اصلا مهم نیست یعنی فقط از سر خود بازکردن مهم است تا نماز هم برای ما جدی نشود ما جدی نیستیم اصلا توی باشگاه نیستیم باید جدی شویم ملاک نمیگوید از نماز، من نماز مصداق را گفتم میگوید(رِجالٌلا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ).@ درسی که به نماز اول وقت لطمه بزند میشود عفونت هر کاری که به نماز اول وقت لطمه بزند میشود عفونت، مگر یک حق الناسی وسط باشد که آن بحثش جداست وإلاّ وقتی نماز رد میشود و تو مشغول کار دیگری هستی تو گرفتار یک لجن میشوی این دیگر برایت خیر ندارد این میشود یک عفونت یک نکبت و هِی ما را دورتر میکند و دورتر میکند.@ نماز یکی ذکر هم یکی دعا هم یکی اینها خیلی مهم است میروی زیارت حواست اگر جایی نمیرود خیلی خوش به حالت اگر داری دعای توسل میخوانی بتوانی تا آخر بخوانیش با حضور، یک زیارت عاشورا با حضور بخوانی خیلی خوب است آن خرابکاریهای نماز را هم جبران میکند.@ تعقیبات خیلی خوب است تعقیباتت را حداقل با حضور بخوان نگذار چیزی حواست را پَرت کند، این وصله پینهها را آدم باید انجام دهد تا یک چیزی بالاخره برود بالا.@ به قدری این مسئله مهم است از بحثمان میلاد حضرت معصومه(س) نصفی از زیارتنامه ایشان را ما اینجا شرح کردیم قرار شد نصف دیگرش را بگذاریم برای رحلت حضرت نفهمیدم آمده رد شده یا رد نشده هنوز، که آن نصفه را گفتیم یا نگفتیم، در نصفه دغدغههای دیگر انسان را میگوید یعنی آدمهایی که دغدغههای مهمی دارند میآید توی آن نصفه قرار میگیرد.@ یک چیزی اشارتاً بگویم قیمت یک آدم به دغدغههایش و دلنگرانیهایش است هر چیزی که دلت را میلرزاند قیمتت هم همان است هر چیزی که تکانت میدهد کجا گیر داری یعنی آنجا وزنه دارد آنجا به تو فشار میآید خوب باشد خوب بد باشد بد.@ هر جای که تکان میخوری شیطانی است شیطانی الهی است الهی، شما بعد از نماز عصر چه میگویی؟ (وَ أَعُوذُ بِکَ مِن صَلاۀٍلا تُرفَع) درست است؟ تعقیب نماز عصر است. دغدغههای یک آدم حسابی میآید آنجا، آنجاها که (أَعُوذُ) داریم یعنی یک آدم باید ببیند چقدر قیمت دارد.@ پناه بر خدا. پناه بر خدا برای چه؟ برای چه میگویی پناه بر خدا؟ برای چه میگویی (اَستَغفِرُ الله) این چه کاری است؟ باید ببینی موضوعش چیست من فلان چیز خیلی بدم میآید از فلان چیز خیلی خوشم میآید عاشق فلان چیزم هر چه که موضوعش هست قیمتت را هم دارد تعیین میکند.@ ببین از چیها بدت میآید از چیها خوشت میآید قیمت میآید دستت، یکی از چیزهایی که آدم خیلی باید از آن بترسد چون ترسهای آدم قیمت آدم را نشان میدهد مثل غم و شادی است میگوید (وَ أَعُوذُ بِکَ مِن صَلاۀٍ لا تُرفَع) خدایا من به تو پناه میبرم از اینکه نمازم بالا نرود خیلی خطرناک است نماز بالا نرود.@ چون (اِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ اِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها) حالا چاره چیست؟ اگر بخواهی سر نماز پروازی صورت بگیرد ملاقاتی صورت بگیرد یک قنوتی یک رکوعی، تک تک هم انجام بدهید یعنی یک تمرکز بگیرید یقه یکیشان را بگیرید لاأقل قنوتش را.@ اگر این کار را بکنید من قول میدم خود خدا و فرشتهها نمیگذارند دیگر از آنجا رد شوید یعنی خدا انقدر در این رکوع نگهت میدارد انقدر در این سجده نگهت میدارد که اگر شیطان دارد گولت میزند برود باز تو یک ذکر خوب بگویی بعد بلند شوی.@ قنوتت همینطور سجدهات همینطور بعد یواش یواش آدم باید زیاد بکند حواست به تمرین است تمرین باشگاه است از اول قرار بگذار که همهاش را تمرکز داشته باشی، بعضی از عزیزان میگویند ما سرِ نماز نمیتوانیم چنین قولی بدهیم چنین کاری نمیتوانیم بکنیم میآییم تمرکز میگیریم نمیشود.@ ولی من میتوانم یک دعا یک ذکر خوب را بعد از نماز با حضور بگویم همان کار را بکن بلافاصله که نماز تمام شد (اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَۀُ اللهِ وَ بَرَکاتُه) شروع کن ببینم چکار میکنی ترمیم بکند نمازت را، ولی آن را میتوانی با حضور قلب بگویی من همان را میتوانم بگویم همان را بگو یواش یواش به داخل نماز هم إن شاء الله سرایت میکند.@ ما باید تنبلیهای فرار از تمرکز را کنار بگذاریم لازمهاش چیست؟ اگر من بخواهم تمرین تمرکز داشته باشم لازمهاش این است که عوامل ضدّ تمرکز را از خودم دور کنم که در نماز گفتیم اگر خستگی است دربرود اگر چایی میخواهی آب میخواهی غذا میخواهی اول اینها را بخور.@ اگر قرار است یک دوشی بگیری بگیر قرار است یک عطری بزنی بزن اگر مسواکی میخواهی بزن اگر لباست را باید سبک کنی بکن گاهی وقتها لباس واقعا مزاحم نماز است یکی از مزاحمتهایی که نماز درست میکند لباس است این را باید بگذاری کنار حتما عوضش کن.@ روسری است چادر است لباس تنگ است شلوار است یک لباس بلند بپوش بیفت به نماز آن کار را درست میکند یک عطر است سجاده است یک رنگ است یک بو است در بستن است تلفن خاموش کردن است بعضیها سر نماز جواب پیامک هم میدهند خاموشش کن هر چه هست.@ این یکی یک کار دیگر هم آدم باید بکند اینکه باید همانطور که وقتی با عزیزترین کَسَش خلوت میکند دوست ندارد تَهَش ساعت داشته باشد میگوید أه فیلم دارد تمام میشود سریال دارد تمام میشود فوتبال دارد تمام میشود مهمانی دارد تمام میشود ناراحت است.@ قیمت آدم این است وقتی نماز را میخواهد شروع کند خوشش میآید تمام شود یا خوشش نمیآید حداقل از آخرش یک ذره خیال خودمان را راحت کنیم برای آخرش کار نگذاریم یک موقعی شروع نکن که مجبوری آخرش را ببینی.@ سفره انداختند میگوید وایسید الآن میخوانم میآیم مگر سفره چقدر میتوانند تحمل کنند این یعنی چه؟ یعنی دو دقیقه دیگر من سر سفره نشستم! برو سر سفره غذایت را بخور بعد بلند شو بیا نمازت را بخوان بقیه را معطل میگذارد بایستید الآن نماز بخوانم میآیم سر سفره، این را تمرین بکنیم که یواش یواش اینها برایمان مهم باشد.@ بقیه را معطل نکنیم اگر کسی گفت حالا ما معطلیم بگو باشه میآیم چایی میخورم میآیم شام میخورم بعدا بلند میشوم میروم نمازم را میخوانم چون این دیگر نماز نمیشود مگر اینکه آدمهای خاصی باشند آدمهای خیلی قَدَری باشند که بگوید باشه تا شما سفره را میاندازید من رفتم معراج و برگشتم و واقعاً برود و برگردد سبک برود و برگردد.@ حالتان هم تحمیل به دیگران نکنید اگر یک موقعی انسان حالش خوش است نباید دیگران را اذیت کند معطل باشند به خاطر حال خوش ما. حالت را به هم بزن اگر کسی معطل هست او راه بیفتد گناه دارد انسان بقیه را معطل کند چون میخواهد یک کاری بکند.@ چند وقت پیش ما با یک بنده خدایی یک مشکل وحشتناک کُشت و کُشتاری یعنی مسئله قتل بود مسئله مرگ و زندگی بود آن هم خیلی ناجور آمده بود گفته بود جان من در خطر است یکی از اعضای خانواده من میخواهد من را بکشد او هم گفته بود آره من میکُشم حتما میکُشمش.@ گفت قید زندان و جهنم و بهشتش را زدم میکُشمش انقد سفت و محکم، حالا باید یک کاری میکردیم این آرام شود و دست از این کار بردارد قتل چیست میگفت آقای شجاعی به آن چیزی که شما میگویی من هیچ اعتقادی ندارم نه خدایی نه دینی نه پیغمبری میخواهم این کار را بکنم.@ شما میگویی جهنم میروم باشه عاق میشوم باشه من میخواهم بکُشم یعنی انقدر سفت ایستاده بود آنی هم که جانش در خطر بود پناه آورده بود به ما که توروخدا یک کاری بکنید این واقعا میکُشد.@ ما وقت هم نداشتیم مثلا یک کلاس پنجشنبهمان بود شما بعد از کلاس راحت تشریف میبرید خانههایتان من تا 10، 10 و ربع باید مشاوره جواب بدهم دو ساعتی مینشینم خسته نه شامی خوردیم نه چیزی آمدیم اینها را جمع کردیم اینجا.@ مرد نادان میگوید من نماز نخواندم ساعت 10 و نیم آمده میگوید من نماز نخواندم اینها اینجا نشستند آن بنده خدا هم چاقو دست خیلی مگسی نشسته بود. برو نماز بخوان، ما نشستیم (اللهُ اَکبر بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم) این رفت (اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَۀُ اللهِ وَ بَرَکاتُه) خدا را شکر آمد پایین.@ دوباره (اللهُ اَکبر) بگذار برای بعد، دوباره نشستیم یک چایی دادیم اینها خوردند اینها هم عصبانی مگسی ناجور (اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَۀُ اللهِ وَ بَرَکاتُه) به خیر گذشت. بفرمایید بفرمایید. (اللهُ اَکبر) ما رفتیم توی اتاق دیدیم هِی قنوت گرفت سلام داد قنوت گرفت سلام داد.@ همینطور ایستادم 10-15 رکعت یعنی گفتم خودم خونت را میریزم اگر کسی نکُشد من خودم میکُشم!! رفتم یقهاش را گرفتم سر نماز گفتم چه خبرت است نادان خجالت بکِش این همه آدم را معطل کردی اینجا برای خودت.@ آنی که میخواست خون این را بریزد میخندید شکمش را گرفته بود میگفت تو را هم کلافه کرد هان! گفت این 20 سال است من را دیوانه کرده شما را هم بالاخره توانست کلافه بکند گفتم ببین چاقویت را بده خودم بزنم! رفتم به او میگویم بیا اینجا میگوید بگذار من دو رکعت دیگر بخوانم.@ مرد حسابی 11 شب است من میخواهم بروم قم ساعت 3 میرسم قم. تصور کنید انقدر ما از این آدمها داریم که معنویتشان را تحمیل میکنند به دیگران. بسوزیم و بسازیم شما میخواهید معنویت داشته باشید واقعاً معنویت نیست. باشه حالا چون شما گفتید بقیهاش را میروم خانه بخوانم.@ آیه را هم بخوانم بس است (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) ای کسانی که ایمان آوردهاید مواظب باشید (زهد یعنی این) اموالتان و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند بعد میگوید (وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) این دیگر خیلی تند است یک دفعه خیلی تند میشود هر که اینجوری باشد خاسر است.@ خاسر یعنی چه؟ یعنی اصل سرمایه را از دست داده اگر اینجوری بشود، مواظب باشید به مؤمنین دارد میگوید (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مواظب باشید اینها شما را از یاد خدا غافل نکنند.@ این معنا دارد معنای این که اموال ما را غافل نکنند اولاد ما را غافل نکند چیست؟ این یعنی چه؟ یک موقع میبینید دلبستگی به همسر به اولاد به مال انقدر زیاد است که انسان ترجیحش میدهد به خداوند تبارک و تعالی و اگر از اینها گرفته بشود رابطهاش با خدا خراب میشود این خیلی خطرناک است.@ اگر دلبستگی به هر چیزی فقدانش گرفته شدنش رابطه ما با خدا را سایه بیندازد و خراب کند معنویت ما را و حس و حال ما را نشان میدهد که ما خاسر هستیم بچه مُرد همسر مُرد پدر مُرد مادر مُرد مریض شدی سرطان گرفتی تصادف کردی مشکل مالی پیدا کردی ورشکست شدی.@ اگر دیدی حس و حالهایت با حقتعالی دارد خراب میشود قرآن میگوید باختی سوختی، یعنی آنها برای تو از من عزیزتر بودند که تو حاضری رابطهات با من خراب شود و من را ترک بکنی رابطهات با من کمرنگ شود چون عزادار آنها هستی.@ مؤمن رمز شادی و آرامشش در چیست؟ در این است که اگر یک چیزی را از دست میدهد هیچ وقت در درگاه خدا عزادار ظاهر نمیشود خیلی زشت است انسان عزادار در درگاه خدا ظاهر شود خداست به او تمرین داده.@ برای همین آن جمله کلیدی را امام صادق فرمود، فرمود(سُبحانَ الَّذی یَقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) تا گفتند بچه مُرد دیگر هیچی نگفت خندید لبخند یعنی من اصلاً با تو مشکل پیدا نمیکنم بچه میکُشی بکش خودم را هم میکُشی بکُشورشکست میشوم مریض میشوم تصادف میکنم.@ یکی از اولیاء خدا تعریف میکرد، تعریف میکرد و میخندید میگفت بچهام را دزدیده بودند بعد یک مشکل دیگری هم جای دیگر پیدا شده بود آمدم از خیابان رد شوم داشتم هِی با خدا مناجات میکردم یک دفعه دیدم روی هوایم یک ماشین زد به من در این هیروویر آمدم پایین دست و پا شکسته.@ ولی اینکه تا یک ذره فشار میدهند تا یک چیزی میشود یا روی نماز اثر میگذارد روی معنویت آدم با خدا اَخموتَخم دارد، اَخموتَخم با خدا دارد یعنی چه؟ یعنی میآید سر شوهر داد میزند خدا یعنی همان شوهر خدا یعنی زنت خدا یعنی بچهات خدا یعنی همکارت یعنی دوستت اینها مظاهر خدا هستند صورتهای خدا هستند.@ میبینی در خانه شمر است یزید است زن عصبانی است دَرّنده شده برای دنیاست قطعاً برای دنیاست (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَل النّار) موضوع غصهات موضوع عصبانیتت موضوع درگیریات هر چه هست همانقدر میآیی پایین و اگر عالی باشد همانقدر میروی بالا.@ یک کسی موضوع ناراحتیش بالا باشد میرود بالا، اگر موضوع ناراحتیش یک امر حیوانی باشد مربوط به مسائل زناشویی باشد یا یک امر خیالی باشد یا یک امر حسی باشد دیگر قیمت ندارد واقعا آدم به لجن کشیده میشود (فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) خسران است مالی مادی هر چه که میخواهد باشد.@ پس وقتی میگوییم سر خدا داد نزن عصبانی نشو یعنی سر دیگران هم همینطور، یک کسی که میتواند روی دیگران استفراغ بکند راحت این خیلی خودشیفته است فوق العاده آدم خودشیفتهای است این مریض است گرفتار است مشکلات دارد این (زُهد فِی الدُّنیا) که میگوییم یعنی این.@ این دوتا قاعده پس یادمان نرود (رِجالٌلا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) یا (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ). این دیگر تمرین است باید هِی تمرین انجام بدهیم تا یواش یواش نمازهایمان خوب باشد.@ یک کسی هم که عرضه میخواهد به خرج دهد نمازش خوب باشد قطعاً یک برنامه تعقیباتی خوب برای خودش دارد یک برنامه تعقیباتی با حوصله مینشیند چون باید ترمیم بکند یعنی انتخاب میکند.@ تعقیبات هم مثلا یکی میگوید تسبیحات حضرت زهراست چنین و چنانما بیسلیقگی خیلی داریم جاهایی که جماعت هست فوقالعاده بیسلیقهایم چون انتخابی است طرف خوشش میآید امروز این دعا را بخواند یک روز دیگر آن دعا را بخواند.@ ولی خودت برای حالتهای شخصی خودت در خلوتهای خودت در تنهایی خودت آنجا که کسی با تو نیست یک برنامه شیرین جذاب پرمحتوای تعقیباتی برای خودت انتخاب کن اگر بخواهیم جدی باشیم اینها هست که به ما شادی نشاط قدرت و آرامش میدهد حالا وقتی که به این زُهد آمد یک آثاری را یواش یواش روی دل ظاهر میکند که حالا جلسه بعد میگوییم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@