اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم آغاز امامت و ولایت آقا امام زمان(ع) را خدمت همه خواهران و برادران گرامی، امشب ما بحثمان را در دو قسمت تقدیم میکنیم یک بحث ادامه همان حدیث معراج هست و بخش دیگر هم درباره مناسبتی که در آن به سر میبریم یعنی آغاز امامت و ولایت آقا امام زمان(ع).@ جملهای که به عنوان بخش سوم از حدیث معراج آغاز کردیم یک مقدمهای عرض کردیم از آن این بود که خداوند تبارک و تعالی به پیامبر این توصیه را کرد که (یا) این خود این کلمه(یا) و خطابی که هست خیلی در آن لطافت وجود دارد@ که خداوند پیامبر را با آن اسم آسمانی خودش خطاب میکند و اینگونه میفرماید که (یا أحمد إن أَحبَبتَ أن تَکونَ أورَعَ النّاس فَازهَد فِی الدُّنیا) اگر میتوانی و دوست داری که پارساترین مردم باشی در دنیا زهد داشته باش.@ کلمه پارسایی یا تقوا و کلمه زهد از کلماتی هست که معمولاً افراد خیلی راحت نه میفهمنش نه میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.@ شما نگاه کنید در آن محفل آسمانی خداوند تبارک و تعالی به عنوان یک امر مهم به پیغمبر این را میگوید. مثل اینکه شما الان میخواهید به یک نفر یک خبر خوش بدهید یک جایزه بدهید یک راهنمایی خیلی خاص و ویژه بکنید@ بعد میگوید اگر دوست داری اینطوری باشد این کار را انجام بده. دوست داری فلان چیز را بدست بیاوری، دوست داری به فلان جا برسی، دوست داری این مقام را احراز بکنی این کار را بکن@ یعنی در واقع یک نوع تحریک و تحریص در آن است. درست در نقطه مقابل حس و حالهای خود ما که اگر خداوند تبارک و تعالی بخواهد ما را تحریک بکند بگوید که دوست داری پارساترین مردم باشی اگر دوست داری پس زهد در دنیا داشته باش@ ما برای هیچ کدام از اینها قلقلکمان نمیاید، یک مقدار راجع به این صحبت بکنیم که این اصلاً داستانش چی هست و چکار میکند این با ما.@ اصل حقیقت ما، این فرمولی که دارم عرض میکنم در همه جا این فرمول به کار میاید این قاعده خیلی به کار میاید بخصوص در تنظیم سبک زندگی چه برای خودمان چه برای کسانی که دوستشان داریم خیلی مهم است که اصل ما و حقیقت ما همان نفخه هست@ یعنی من حقیقی من که فردا شادیهایم و غصههایم با آن هست همان نفخهای هست که از خداوند تبارک و تعالی در ما دمیده شده و حیثیت اصلی من همان بخش فوق عقلانی و منی هست@ همان کودک عزیز روانی هست که از خداوند تبارک و تعالی در ما هست. خود عقلانی، خود حیوانی، خود وهمی، خود خیالی و خود حسی همه غریبه هستند@ و همسایههایی هستند که ما فقط ناچاریم با آنها زندگی بکنیم و باید ملاحظهشان را هم بکنیم. هم ناچاریم با آنها زندگی بکنیم. هم باید ملاحظهشان را بکنیم که به هر حال حق همسایگی دارند. ولی خود ما نیستند@ آن خود ما که نفخه خداست کودک عزیز روان هست آن از جنس خداست آن همانی هست که همه اسماء و صفات را دارد. همانی است که میشود مَثَل اعلی@ همانی هست که خلیفۀ الله هست همانی هست که قرار است در بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین هست پادشاهی بکند. بخشهای دیگر بخشهای مقدماتی هستند@ نه بخشهای حسی نه بخشهای خیالی نه بخشهای وهمی نه بخشهای حیوانی حتی نه بخشهای عقلانی ما هیچ کدام قرار نیست اینها همه مقدمه بودند برای بخش اصلی ما آن که از جنس خداست آن کودک عزیز روان.@ اینکه یک نفر از شب اول قبر به بعد یا در دنیا چقدر احساس خوشبختی شادی و آرامش دارد از شب اول قبر به بعد چقدر احساس نجات و رستگاری و خوشبختی و تملک و پادشاهی دارد همهاش به آن بخش مربوط هست زور هم نمیشود گفت@ یعنی ما خیلی وقتها داریم زور الکی میزنیم هم کارشناسهای ما، اساتید ما، مربیانی که ما داریم به اسم مربی هستند واقعاً هم مربی نیستند. ادای مربیها را در میاورند اساتید@ و چه کسانی که دارند درس میخوانند همه دارند زور میزنند بدون آن که آن من را به رسمیت بشناسند خودشان را به شادی و آرامش برسانند و اصلاً نمیشود@ خداوند ذاتاً، باطناً این بخش همان بخش اصلی و مرکزی و هسته اصلی که کودک عزیز روان هست قابلیت خلیفۀ اللهی دارد. قابلیت مَثَل اعلی شدن دارد را شادی و آرامش را به آن اختصاص داده. قدرت مال آن است.@ الان یک کسی به شما بگوید شما آدم شادی هستی یا نه، آدم آرامی هستی یا نه، احساس خوشبختی میکنی یا نه، زودرنجی، حساسی، بدبینی، حسودی یا نیستی اصلاً، غم میگیرد شما را، یا نمیگیرد، چطوری هست@ اینکه در روایت میگوید (المُؤمِنُ دائِمُ النَشاطه) مؤمن نشاطش دائمی است مال همان بخش است. همه اینها جوابش مربوط به این هست که آن که میتواند حسود نباشد، آرامش داشته باشد، شاد باشد، قوی باشد@ هیچ اضطراب و ترسی سراغش نیاید، این همان من کودک عزیز روان است. ما این را به رسمیت نشناختیم و جدی نمیگیریم در زندگی، نه تغذیهاش را و نه رشدش را@ و بخشهایی هم که همیشه اختصاص میدهیم برای تغذیه و رشدش مثل موقعهایی که میخواهیم نماز بخوانیم یا زیارت برویم یا مثلاً مکه برویم جدی نیستیم در رسیدگی به آن@ لذا به قول حضرت شصت سال هم ممکن است یک نفر نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود. چون اصلاً دریافتی ندارد سر نماز این بدبخت بیچاره چیزی گیرش نمیاید. حج هم که میرود باز اینقدر دل مشغولیهای بخشهای پایینی وجود دارد که باز به این هم چیزی نمیرسد@ یعنی ملاقاتی، زیارت هم که میرود همینطور، روزه هم که میگیرد ماه رمضان اصلاً خبری از این بخش نیست خیلی همان بخشهای پایینی وارد روزه میشوند و این بخش همینطوری بیچاره مظلوم و کوچک میماند.@
یعنی همین بخش هست که ما متأسفانه به آن خیلی جنایت میکنیم برایش وقت کم میگذاریم جدی نگرفتهایم،جدی نمیگیریم آن را@ این من هست که میتواند شبیه خدا بشود. خلیفۀ الله بشود و میزان شادی و آرامش هر کس چه در دنیا چه در برزخ چه در قیامت چه در بعد از قیامت میزان سلطنت، حاکمیت، قربش به اهل بیت به الله میزان اختیار و میزان تسلط هر کس بسته به قدرت بخش فوق عقلانیاش دارد@ این را خوب دقت کنید یعنی نیرومندی بخش قلبی خودش دارد نه نیرومندی بخش عقلانیاش، ممکن است از نظر عقلانی بشود یک پروفسور یک دانشمند یک محقق یک مفسر یک فیلسوف@ ولی این معلوم نیست بعداً آنطرف چه چیزی داشته باشد ممکن است خیلی ریزترین و قامضترین مطالب علمی را هم بتواند بشکافد ولی واقعاً من حقیقیاش چیزی نداشته باشد. اصلاً بچه است@ و از همین سبک زندگی دنیاییاش از همین بالا پایین شدنهای خیلی راحتش از همین مثل ذرت پریدن بالاهای در زندگیاش سر هر چیزی، نشان میدهد که اصلا وزنی ندارد (مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) میزانها اگر سنگین باشند شخص در زندگی خوش است@ این (عِيشَةٍ راضِيَةٍ) مال آخرت نیست فقط، مال دنیا هم هست (مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ) سبکی یعنی چی؟ یعنی وزن نداشتن، یعنی هر چیزی که به تو ضربه بزند ضربهپذیر هستی. اثر میگیری از آن@ میتواند هر چیزی ناراحتت بکند، میتواند هر چیزی غمگینت بکند. میتواند هر چیزی اضطراب بیاورد برایت، میتواند هر چیزی برنجاند تو را، میتواند هر چیزی سوءظن راحت برایت ایجاد بکند@ راحت حسودیات تحریک میشود، راحت قوای دیگرت تحریک میشود راحت دچار خودفراموشی میشوی، وزن نیست@ وزن وقتی نباشد آدم همینطوری هست سنگینی که نباشد هر چیزی میتواند آدم را ناراحت کند هر چیزی میتواند عصبانی کند@ هر چیزی میتواند زودرنجی و حساسیت ایجاد بکند هر چیزی میتواند سوءظن ایجاد بکند هر چیزی میتواند حسادت در آن ایجاد بکند بدبینی ایجاد بکند ناامیدی ایجاد بکند یأس ایجاد بکند@ سرخوردگی ایجاد بکند هر چیزی میتواند راحت احساس پوچی به شخص بدهد انگیزههایش را راحت از آن بگیرد برای اینکه این وزن ندارد اصلاً ثقلت نیست. سنگین نیست. سنگین که باشد خودش برای خودش یک موضوعیتی دارد@ لذا وقتی خدا میفرماید (إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) خدا یک موعظه میکند شما را که برای خدا اهل قیام باشید چه دوتایی چه یکی@ این برای یک آدمی است که اینقدر وزن دارد که میتواند یک نفره بلند شود قیام بکند خیلی حرف است یک کسی یک نفره قیام بکند دو نفره قیام بکند یعنی دوتا آدم خوردند دوتا آدم سنگین در اجتماع خوردند به همدیگر میگویند حالا بنشینیم یک کار کارستان انجام دهیم@ یک کار بزرگ انجام بدهیم با جیب خالی و دست خالی یک کاری انجام بدهیم این وزن میخواهد کار هر کسی نیست@ یعنی اینطوری نیست که اگر کسی پول داشته باشد امکانات داشته باشد فکر خوبی داشته باشد اندیشه خوبی داشته باشد بتواند یک همچین کاری را انجام بدهد قبل از اینکه بخواهد فکر خوب، پول خوب، اندیشه خوب داشته باشد باید روح سنگین و وزین داشته باشد@ موازینش را سنگین کرده باشد موازین یعنی آن اسمائی که از حق تعالی گرفته باشد باردار شده باشند بارور شده باشند تا بتواند این کار را بکند.@ مثلاً میخواهد الان یکجایی مدیریت بکند یک کسی میخواهد مدیر باشد ریاست بکند این دو حالت بیشتر نیست یا مدیریتش میبرد جهنم او را، یا مدیریتش میبرد بهشت.@ اگر کسی ریاست داشت مثلا رئیس یک خانه شد مدیر یک خانه شد زن است مدیر خانه است شوهر است مدیر خانه است مدیر یک مؤسسه شد مدیر یک مجموعه شد، مدیر یک کارخانه شد، مدیر یک شرکت شد@ اگر کسی میخواهد بداند موفق است یا نه، باید ببیند این مدیریت این را به الله نزدیک میکند یا نه، روزبهروز دارد اعصابش را خورد میکند هی روزبهروز دارد تحلیل میرود این وزن ندارد سنگین نیست، مدیریت، ریاست، یک کسی بلد است از آن استفاده بکند با آن میرود بهشت@ یک کسی بلد نیست موازین است یک مثال در روایت دارد (الحِلمُ آلَۀُ الرِیاسَۀ) حلم آلت ریاست است،شما مثلا الان میگویند ارّه آلت چیست؟ نجاری است شما نجار سراغ دارید ارّه نداشته باشد چکش و میخ نداشته باشد، اصلاً مسخره است شدنی نیست.@ ریاست اگر کسی خواست مدیر بشود زن خانه است مرد خانه است خواست مدیر یک مجموعه بشود اگر حلم ندارد ریاست این را میبرد جهنم، اگر حلیم نیست، حلم یعنی چی؟@ در روایت داریم که سه چیز اگر با کسی نباشد هیچ کدام از اعمالش نمیماند در نامه اعمالش، همهاش از بین میبرد، یکی (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) حلمی هست که بتواند اگر یک آدم نفهم، نادان، بیظرفیت، سبک، کوچک، فقط سبک، ممکن است آدم خوبی باشد ولی سبک است@ مثلاً پدرش آدم خوبی است ولی سبک است مادرش آدم خوبی است ولی سبک است یک چیزی به آن گفت به آن برنخورد، همسرش یک چیزی به او گفت، بچههایش یک چیزی به او گفتند، همکارش یک چیزی به او گفت@ یک کسی که میریزد به هم یعنی این به درد مدیریت، ریاست، حکومت، مسئولیت نمیخورد. چون آلت حکومت و ریاست را ندارد به درد این کار نمیخورد اصلاً@ ممکن است آدم خوش فکری باشد آدم فهمیدهای باشد آدم خوش نیتی باشد اما کافی نیست. آلتش مهم است وقتی میگویم اسم باید موازین شخص سنگین باشد، یکی از میزانها چیست؟@ حلم است دیگر، شما الا نمیخواهید بفهمید شخص برای مدیریت خوب است یا خوب نیست، باید با چه چیزی بسنجید یکی از آلتها؟ حلم است میزان دارد این به درد ریاست میخورد یا نه، یکی از آن آلتهایی که باید داشته باشد این هست که این باید حتماً آدم حلیمی باشد@ اگر نداشته باشد به درد این کار نمیخورد. خیلی از کارهای هست، هر کاری مثلاً میخواهد آشپز خوبی باشد میخواهد خیاط خوبی باشد@ میخواهد زن خوبی باشد میخواهد شوهر خوبی باشد میخواهد مادر خوبی باشد میخواهد پدر خوبی باشد هر چی، هر کاری و هر شأنی میزانهایی دارد این را دقت کنید موازین، جمعش میشود موازین، اول از آن میخواهند یک کسی را گزینش بکنند در یک اداره چکار میکنند؟@ میگویند گزینش، همینطوری کسی را مدیر نمیکنند میخواهند بدانند آیا شرایط مدیریت را دارد یا ندارد اصلاً در دانشگاه رشته مدیریت برای هر صنعتی، مدیریت بازرگانی، مدیریت فرهنگی، مدیریتهای مختلف، این اصلاً یک رشته است یک تخصص است@ میزانها را میخواهند به این شخص بدهند که آیا واقعاً دارد،تازه بعد از اینکه اطلاعاتش را گرفت باید معلوم بشود که آیا این جربذهاش را هم دارد یا نه، از خودش هم چیزی دارد یا ندارد@ اگر نداشته باشد به درد ریاست، مدیریت این آدم نمیخورد. آدم جوشی، آدم تندخو، آدم حساس، آدم بیصبر، آدم بیمعنویت نمیتواند رشد کند و به جایی برسد این باید به یک قدرت برسد.@ (مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) یعنی میزانهای شخص باید سنگین باشد تا این شخص (فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) در یک زندگی رضایتمند باشد یعنی برسد به مقام رضا، در دنیا ما به رضا احتیاج داریم که بحثش را قبلاً کردیم. رضا@ در سیل این بحث کردیم راضی بودن، خوب وقتی کسی راضی بود عیش راضیه دارد یعنی از زندگیاش راضی است (وَ ما رَأَیتُ إِلاّ جَمیلا) این هیچ حادثهای در حوادث زندگیاش اتفاق نمیافتد مگر اینکه دارد زیبا نگاهش میکند.@ اگر رفت تصادف کرد، اگر کسی مرد، اگر کسی را از او گرفتند، اگر ورشکسته شد، اگر سرطان به او دادند، اگر قطع عضوی صورت گرفت@ اگر هر حادثهای در زندگیاش اتفاق میافتد، این با صورتش کار ندارد این میگوید من الان تحت ربوبیت اللهی هستم که حواسش به من هست. تحت ربوبیت خانواده آسمانی هستم که همه من را دارند@ لذا در سیر این ربوبیتی که من دارم میشوم این ازدواج، این طلاق، این حادثه، این بچه، این دختر، این پسر، این همیشه آدمی راضیای هست. صورتش خیلی برایش مهم نیست. صورت خوش باشد راضی است. بد هم باشد راضی است@ اینکه قرآن میفرماید (نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً) ما شما را هم با خیر آزمایش میکنیم هم با شر. سنگین کیست؟ کسی که میزانش سنگین است نه در خیر انحراف پیدا میکند. زیادهروی میکند و انحراف پیدا میکند@ تعادلش را از دست میدهد از خدا دور میشود تا یکذره پول به آن بدهند، تا یکذره مقام به او بدهند، تا یکذره مدرک تحصیلیاش بالا برود@ تا یکذره دورش را بگیرند چهار نفر دورش را بگیرند هُل بکند قاتی بکند و نه در شر تعادلش را از دست میدهد حالا مثلاً فرض بفرمایید یک همسر ناجور پیدا کرده یک مریضی پیش آمده برای خودش یا برای عزیزانش، یا مثلاً یک پولی دستش رسیده@ یا پولی از او گرفته شده، حالا چهار نفر آدم نادان و سبک اطرافش هستند با سبکسری دیگران سنگینی این از بین نمیرود سبکی دیگران این را نمیتواند سبک بکند (حلمٌ یَرُدُ به جهل الجاهل) حلمی که بتواند با آن نفهمی و جهل دیگران را رد بکند. اینقدر سنگین است که وقتی میاید سراغش این اصلاً تکان نمیخورد@ اینطوری نیست که اگر ریختند دورش چهار نفر حرف مفت زدند این یکدفعه تعادلش به هم بزند قرصی بشود عصبی بشود دکتر باید برود، نه سنگین است حضرت میفرماید کسی که سه تا خصوصیت نداشته باشد هیچ کدام از اعمال خیرش برایش نمیماند@ یکی حلم است. آدمی که حلیم نیست چون سنگین نیست تا کسی یک فحش به آن بدهد یک غیبت بشنود یک حرفی بزند یک انتقادی از آن بکند@ یک گیری به آن بدهد یک سوءتفاهمی پیش بیاید یکذره ناملایمی بشود میریزد به هم، پس این ندارد وقتی میریزد به هم یعنی هر چه دارد خالی میکند و میریزد سنگین نیست که نگه دارد@ (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) کسی که بیارد با خودش حسنهای را ده برابر به آن میدهیم یعنی باید نگه دارد که ببرد نریزد، خیلیها هستند گاو نُه مَن شیرده هستند دور از جان گاوها. چون آنها مسئول نیستند@ این زحمت میکشد کار خیر انجام میدهد کار بزرگ انجام میدهد کار برای امام زمان انجام میدهد کار برای خدا انجام میدهد کار خیر انجام میدهد ولی ضایعش میکند یکدفعه. میزند همه را خراب میکند. پر میکند پر میکند بعد خالی میکند@ دوباره پر میکند خالی میکند خدمت میکند خالی میکند، میشود به قول استادمان مثل آن تونچی حمام میماند که خودش همیشه سیاه است بقیه از زحماتش سفید میشوند و تمیز میشوند.@ پس سبک است این وز ندارد (وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَن مَحارِمِ الله) یکی از آن سه تا ورعی داشته باشد که بتواند به حرام آلوده نشود (یَحجُزُهُ عَن مَحارِمِ الله) از حرامهای خدا بتواند@ و الا وقتی این را ندارد کار خیر انجام میدهد یکدفعه میخورد به یک حرام، یک موقع هست آدم میخورد به یک حرامی که حالا یک بخشی از کمالات و فضائل و آسیبهایی که به این میرسد از بین میبرد@ کمالاتی که به این میرسد را از بین میبرد ولی نمیاندازد او را، حالا یک صدمه است یک مشت خورده در صورتش دیگر بالأخره حالا یکذره چشمش باد کرده، مثل رینگ کشتی میماند حالا دو تا هم مشت خورده ده تا خورده صورتش باد کرده نمیافتد@ اما یک موقع هست وقتی یک نفر بیمبالات است وسط رینگ درازکش میشود یعنی یکدفعه یک کاری میکند که بیست سال را خالی میکند سی سال را خالی میکند@ بیمبالاتی، بیقیدی، نگران نبودن نسبت به حرام، بعضیها هستند اینقدر وزنشان سنگین است قرآن میگوید اگر اینها یک موقع دچار شهوتی بشوند دچار فحشایی بشوند@ ببین میگوید فحشا، شهوت، میشود، ممکن است بشود ولی زود اینقدر قوی است بدن، مثل بدن دیدید که زحم زده زود بازسازی میکند خونش بند میاید بازسازی میکند پوست میسازد تمام میشود میرود پی کارش@ فقط زجر میکشد یک مدتی که آسیب دیده زجر میکشد ولی زود بازسازی میکند. بعضی از روحها اینطوری است که اگر (إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) دچار یک فحشایی بشوند یا یک ظلمی به خودشان بکنند بلافاصله جبران میکنند@ سریع بازسازی میکنند. بعضیها نه اینطوری نیستند. وزن ندارند اگر یکدفعه بخورند به یک ظلم، بخورند به یک فحشا@ میبینی این دو سال سه سال پنج سال بیفتد دیگر بلند نشود از جایش دیگر، دیگر بلند نشود. شما نگاه کنید مثلا یک کسی با یک سفر خارجی، خیلیها بودند یک سفر خارجی رفتند تمام شد@ همین یک سفر رفته خارج از کشور، یک ماهواره گذاشته خانهاش، همه چیزش تخلیه شده با این ماهواره، خیلی راحت، مثلاً یک آدم ظاهراً وزینی بوده، ظاهراً مایهداری بوده بعد میبینی که با چهارتا اینترنتی، چهارتا ماهوارهای، یا یک سفر خارجی، کاملاً خالی میکند. ندارد اصلاً@ فقیر فقیر میشود هیچ چیزی در مشتش نیست. چون اگر باشد نباید آسیب ببیند. ولی بالأخره آن ذخیرهای که داشته به دادش نمیرسد@ معلوم میشود فکر میکرد خیلی وزین است. فکر میکرد خیلی سنگین است، اما خورد به این موضوع، یک موضوع همچین خالیاش میکند میگوید اَه ما چقدر کم وزن بودیم خودمان نمیدانستیم@ پس این سی سال چه غلطی میکردیم در این نمازها، در این حرمها، در این روزهها، در این ماه رمضانها، در این زیارتکدهها، در حج، در کربلا، ما چکار میکردیم پس این سی سال، اینقدر ما شُل بودیم. اینقدر دستمان خالی بود، بله، آدم خالی میکند.@ پس وجود شیطان یک نعمت بزرگ است که اگر نباشد هیچ کس نمیتواند ارزیابی از خودش بکند همانطور که وجود هوای نفس و جنبه حیوانی کمک انسان میکند و آدم را میفهماند که تو چقدر سنگینی.@ جنبه حیوانی خوبیاش این هست که وقتی هست کمالات جمادی، نباتی، حیوانی وقتی هست تو با آن وزن خودت را میتوانی بسنجی که آیا این سوار تو است یا تو سوار این هستی قشنگ میتوانی بفهمی@ کسی که وزانت دارد از این بخش میتواند بفهمد. مثلاً مدیریت میماند مثلا به یک کسی بچه دادند بچهاش را نمیتواند کنترل بکند@ بچه از دستش میافتد معلوم است این قدرت تربیتی خوبی نداشته یک بچه نوزاد به او دادند، نوزاد که هیچی، اصلا نطفهاش دست خودش بوده، این میتوانسته قبل از اینکه نطفهاش را ببندد رویش نقاشی بکند در آن پنج جهتی که گفتیم@ یک آدم ضعیفی بوده اصلاً نقاشیاش خوب نبوده. نقاشی خوب نکرده زنش هم روی تخمک نتوانسته کاری بکند آن هم مثل خودش ضعیف بوده@ حالا نطفه بسته شده در دوران بارداری میبینی که باز هم این نتوانسته بچهای که الان شکل میگیرد حرف گوش میکند این نتوانسته این نُه ماه سوار این بچه بشود. دوباره بچه به دنیا میاید میبینی دو سال اول نه، بچه میاید در هفت سال اول، هفت سال دوم، هفت سال سوم@ اصلاً بچه از دست رفت. دو تا آدم بزرگ نتوانستند این را کنترلش بکنند از دستشان میرود، من با شرایط محیطی کار ندارم. شرایط محیط داخلی و خانواده را دارم میگویم@ یک موقع هست آدم نه زحمتش را کشیده ولی خوب محیط خارجی یکطور دیگر است شخص با اختیار یک غلطهایی را میکند. حالا یک کسی میبینی نمیتواند@ خدا به او حیوانیت داده نفس داده وهم داده خیال داده حس داده عقل داده. چون فوق عقلش وزین نیست اینها هر کدام گردن کلفت یک طرف این را میکشند میبرند. هر کدام یک ادعایی دارند برای این شخص@ یعنی هر کدام صاحب اختیار هستند و طلبکارند و خودشان را ذی حق میدانند این چون موازین سنگین ندارد یک بخش حیوانی یک بخش وهمی یک بخش عقلی، یکدفعه میبنی طرف خیلی هم سنگین است و خوب است حالا خیلی که چه عرض کنم@ یکدفعه یک ریاست به او پیشنهاد داده میشود یک چشمکی از یک جایی به او زده میشود، میبینی که تمام شد دیگر، کاملاً خالی کرد نمیتواند نگه دارد@ (فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) ورع که داریم میخوانیم فرمود (أحبَبتَ أن تَکونَ أورَعَ النّاس) اگر میخواهی با ورعترین مردم باشی یعنی حرام اصلاً نتواند، حمله چپ اصلاً به تو نتواند آسیب بزند حالا حملههای دیگر هم که هست.@ پس وزانت یک بحث دیگر است اینکه قرآن تأکید میکند سنگین بشوید وزن داشته باشید (ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) هر کسی میتواند در طول روز بسنجد که چقدر میزان دارد چقدر موازینش سنگین است@ موازین یعنی چه؟ همان خصوصیات خوب، اسمهایی که شخص باید از الله تبارک و تعالی داشته باشد بتواند به آن شادی بدهد@ آرامش بدهد با این خدا بتواند حال بکند در دنیا، یک کسی که وزن ندارد یعنی خدایش بیوزن است در واقع، چون خداوند فرمود با من شاد باشید و از من لذت ببرید، پس اگر یک کسی وزانت نداشته باشد@ نه میتواند با خدا، خانواده آسمانی، و آسمان شاد باشد و نه میتواند از آنها لذت ببرد. بیشتر ارتباطات معنویاش یک بارکشی است مثلاً نماز بار است برایش، گفتم بعد از پنجاه سال هم نماز چهار رکعتیاش دو رکعت بشود در دلش قند آب میشود@ یکذره خوشحال است که الان دو رکعتی میخواهیم بخوانیم چهار رکعتی نمیخوانیم. حالا چه میشود آدم اینقدر آسیب میبیند؟ این رمز خیلی مهم است@ یعنی دو سه جلسهای که انشاء الله میخواهیم صحبت بکنیم تمام این حدیث معراج اینطوری است یعنی ما هر دفعه میگوییم این رمز خیلی مهم است این خیلی کلیدی است همهاش کلیدی است.@ چطوری میشود آدم آسیب نبیند؟ چکار بکنیم سنگین بشویم؟ چکار کنیم وزن پیدا کنیم؟ حالا شما هنر نکردی آقای شجاعی بیایی بنشینی بالای منبر از این حرفها بزنی، بگو ببینم الان که داری اینطوری حرف میزنی داری تُرکتازی میکنی@ بگو ببینم وقتی صحبت از وزن میکنی ما چطوری وزین بشویم، راهش را بگو، طرح مشکل، هی در سر خودمان و دیگران زدن که هنر نیست، الان مشکل را چطوری حلش بکنیم؟@ یعنی چکار بکنیم حلیم بشویم؟ چکار بکنیم ورع پیدا کنیم؟ چکار کنیم آسیب نبینیم؟ چکار کنیم وزانت داشته باشیم؟ چکار کنیم با خدا بتوانیم شاد باشیم از خدا بتوانیم لذت ببریم. چون با خدا شاد شدن و از خدا لذت بردن یک قدرت میخواهد@ سیب و انار نیست موز نیست که با یک وزن خیلی کم، با بیوزنی هم بشود از آن لذت برد، الله است شوخی نیست@ یعنی یک خوشکلی هست که هر کسی اصلاً نمیتواند نگاهش بکند، فرمود یک دانه از حوران بهشتی را اگر یک کسی ببیند در دنیا، اهل دنیا اگر یک حوری را ببینند در دنیا، همهشان از شدت کم آوردن میمیرند@ از شدت قدرت زیبایی حوری، حوری عرض کردم جنس ندارد یعنی هم زن حوری دارد هم مرد، این حور که میگویم هم زنانه است هم مردانه، زنها حور بهشتی دارند مردها هم حور بهشتی دارند این حوری یا آن همسر بهشتی که هم برای خانمها هست هم برای آقایان@ این حوری میگوید اینقدر زیباست که یک دانه را یک کسی ببیند اگر اهل زمین ببینند میمیرند. خدا رحمت کند آقا سید جمال را میگفت که، چقدر مکاشفات داشت@ مرحوم علامه میگفت حوری آمده سراغش رویش را برگرداند، چون استادش گفت اگر حوری دیدید رویتان را برگردانید، خیلی جگر میخواهد خیلی قدرت میخواهد@ آقا سید جمال میگوید بله نشسته بودم دیدم در بهشت بودم کنار حوض، دیدم چقدر حوری آمدند آنجا نسستند، عجب صحنهای، نشستند کنار حوض ترانه دارند میخوانند، آب میپاشیدند به همدیگر و ترانه میخواندند@ ترانه حوریها در بهشت و آن هم اُوه، چه تشریفاتی، آقا سید جمال چقدر وزن دارد که میتواند برود ببیند، ما اصلاً خواب بهشت ببینیم خواب جهنم ببینیم، ما سنگین نیستیم برویم ببینیم اصلاً@ ما اینجا یک سفره بیاندازند جلویمان میریزیم به هم، وزن نداریم اصلاً، یک سفره رنگی به ما بخورد اصلاً تعادلمان از دست میرود، ما با یک مدل ماشین روحیهمان عوض میشود، با یک مبل روحیهمان عوض میشود@ با دلار میرویم بالا و پایین میرویم، تا قیامت میرویم و برمیگردیم با دلار و با ارز و با چیزهای دیگر، با لباس عوض میشویم. وزن گفتند چیه؟ وزن یعنی این، من همهاش بحثهای کاربردی باید برای شما بکنم@ وزن یعنی اینکه فرمود اگر به شما گفتند بفرما، بتمرگ، بشین، هیچ فرقی برایت نکند. میشود وزن. سلمان ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ اگر از صراط رد شوم ریش من اگر رد نشوم دم سگ.@ یک کسی که الان هزار بار از زنش میرنجد از شوهرش میرنجد از مادرشوهر میرنجد، از پدرشوهر میرنجد، مادرزن میرنجد، باجناق میرنجد، جاری میرنجد@ این مرنج و مرنجها یعنی ثقالت یعنی سنگینی، نه میرنجاند کسی را و نه میرنجد اصلاً. وزانت دارد. اگر بخواهد کسی را برنجاند یعنی آدم خیلی سبک و احمقی است که میتواند برنجاند اصلاً حیفش نمیاید خودش.@ به ما اگر یک موقعی بگویند زنا، قمار، لواط، چیزهای اینطوری، شراب، میترسیم، وقتی میگویند غیبت اصلاً حالیمان نیست هفتاد برابر زناست. وزن دستمان نیست. میزان، اطلاعات هم به درد نمیخورد برای کسی که میزان در دستش نیست@ از یادتان نرود عزیزان اینهایی که دارند درس میخوانند، حوزه، طلبه میشوند، دانشگاه میروند، کلاسهای اساتید مختلف میروند میخواهد خودسازی بکنند تا شما صاحب میزان نشوید@ وزنها دستتان نشود با اطلاعات و علم قویترین عارف هم به شما درس بدهد شما هیچی نمیدانید، ضعیفید، یک استادی که نمیتواند میزان بدهد به مخاطبین خودش، ولی میتواند علم زیادی به آنها بدهد معرفت زیادی به آنها انتقال بدهد بدون میزان اینها همه آسیب میبینند.@ (وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ) پیامبرها فقط کتاب نیاورند یعنی اطلاعات و علم، مهمتر از کتاب بعد از کتاب میزان داشتند. میزان اگر کسی در دستش نباشد.
34:38
این دانشمندان هستهای رفته بودم من آنجا برایشان جلسه داشتم@ میگفتند این سانتیفیوژها را که ما درست میکردیم اول بعد میساختیم بعد این شروع میکرد به کار چند دقیقه بعد میترکید، دوباره میساختیم میزان حساسیتها را کم میکردیم@ محیط را کاملاً میساختیم بعد دوباره میترکید گفت دیگر نهایت رسیدیم به اینجا که وقتی ما داریم این سانتیفیوژ را کار میگذاریم این مقدار عرق دست، الان مگر عرق دارد، این مقدار عرق دست سنگینی میکند و این را میترکاند، چقدر وزنش کرد@ میزان، ما همین مقداری که یک کمی از دست ما یک چیزی برود روی دستگاه میتوانست تعادلش را به هم بزند و منفجرش بکند، میزان، پس کدام سانتیفیوژ را میشود با آن کار کرد؟@ پس باید میزان، اینقدر باید این ظریف و تمیز باشد که آن اتفاقات پیش نیاید. راهش چیست؟ راه را میخواهیم بگوییم، الان من چکار کنم حسود نباشم چکار بکنم عصبی نشوم@ چکار کنم پرخاشگر نباشم چکار کنم اگر چهار نفر سبکی کردند سبکی آنها من را سبک نکند در سبکها سبک نشوم. در جلسه قبل گفتم قیمت شما به چیزهایی هست که از آن ناراحت میشوید و غصه میخورید، ببین برای چه عصبانی میشوی@ وزنت هم همان است. چه چیزی خوشحالت میکند وزنت هم همان است. حالا ببین آن چیز جزء کدام یک از کمالات است، جمادی است نباتی است حیوانی است عقلی است یا فوق عقلی است. قیمتت هم همانطور است. در میاید دستت که وزن ما چقدر است.@ دین اگر آزمایشگاهی نباشد اصلاً مفت نمیارزد، دین مثل پزشکی مثل مهندسی مثل هر چیز باید آزمایشگاه داشته باشد یعنی کارشناس دینی درس خواندن دینی، دانشجوی دینی اگر آزمایشگاه نداشته باشند و نتوانند به شما اندازهها و حدود را بدهند@ (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) نتواند استاد به تو مقدار بدهد تو ممکن است تا چند سال توهم کنی که آدم بزرگی هستی با چند تا خواب، توهم کنی آدم بزرگی هستی ولی بعد معلوم میشود نه.@ میزان خیلی مهم است اندازهها فوقالعاده مهم است. الان من اندازهام چقدر است وزنم چقدر است چقدر قشنگ به شما وزن میدهد.@ میگوید ببین چقدر، در قانون نیوتن اگر یک نیوتن نیرو وارد بکنی به چیزی یک نیوتن نیرو به تو چی؟ وارد میشود این قاعده است. ببین چه چیزی میتواند تو را بالا و پایین بکند همان قدر وزن داری.@ حضرت زهرا (س) گریه میکرد به امیرالمؤمنین(ع) فرمود من ناراحت هستم برای تو، حالا چه بلایی سر مادر ما فاطمه زهرا آوردند ناموس خدا، چه کسی فاطمه زهرا را بهتر از امیرالمؤمنین میشناسد، حالا این خانم میگوید من نگران شما هستم@ حضرت فرمود فاطمه تحمل این مصائب برای من در راه خدا آسان است، خیلی وزن میخواهد. به غصههایتان، به اضطرابهایتان، به افسردگیهایتان، به دغدغههایتان، به امید و ناامیدهایتان، به انگیزههایتان در طول روز نگاه بکنید قیمت میاید دستتان، وزن میاید دستمان.@ الان من چکار کنم سنگین بشوم؟ یعنی وقتی خورد به من، الان ضربه خورده دیگر، وزنه سنگین چه وزنهای است، وقتی زدی به آن تکان نخورد آسیب نپذیرد. چکار کنم الان؟@ چکار میتوانم بکنم که وقتی آمد سراغ من حمله کرد و خورد من هیچ چیزم نشود؟ خیلی قشنگ دارد میگوید، خدا دارد پیغمبر را قوی میکند فرمول دارد میدهد به پیغمبر، میخواهم ببینم این رمزهایش را شما تا در نیاورید نمیدانید خدا چه گفته به پیغمبر.@ از آن سه تا دوتایش را گفتیم، (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) ورع، حالا رمز را نگاه کنید. از نظر ریاضی، میگوید اگر میخواهی با ورعترین باشی زهد داشته باش@ یعنی اگر میخواهی هیچ گناهی نتواند به تو صدمه بزند باید به زهد برسی یعنی باید میلهایت را کم بکنی، خیلی مهم است، حضرت فرمود کسی که آرزوهایش را کم بکند هیچ گناهی به آن صدمه نمیزند شیطان دیگر نمیتواند به آن تسلط پیدا بکند.@ یعنی چی یعنی ما زن و بچه را دوست نداشته باشیم مال را دوست نداشته باشیم تجارت و تفریح را دوست نداشته باشیم غذا را دوست نداشته باشیم، نه، این را نمیگوید.@ حالا میرسیم الان تازه داریم الفبای این کلمه را اول کار کنیم این جلسه هم به بیشتر از این هم نمیرسیم. اول این الفبایش معلوم بشود تا بعد انشاء الله جلسات بعد اگر عمری بود آنها را توضیح میدهیم.@ میگوید زهد داشته باش اگر آمد برایت فرقی نکند اگر لذت از آن میبری ببر. یک مثال بزنم، ببینید شما یک آدم بزرگ ممکن است از بازی با یک بادکنک خوشش بیاید زیباست هوا دارد آدم میزند اینطرف و آنطرف یک لذتی دارد@ بچه هم همینطور، فرق آدم بزرگ که سنگین است با بچه چیه؟ بچه وقتی بادکنکش میترکد چکار میکند؟ گریه میکند، آدم بزرگها چی؟@ میخندند، بازیشان را میکنند بعد که ترکید خود ترکیدنش هم یک خنده دارد برایشان، توجه کردید چطور شد. میگوید این تخم مرغ را بگیر دستت اینطوری بیانداز بالا، اینطوری عوض کن، این عوض میکند بعد که یکدفعه میخورد در لباسش کلی خنده میکند@ میگوید الان بیا برو از اینجا رد بشو برو اگر یکدفعه افتادی در آب مواظب باش نیفتی در آب، این آدم بزرگ وقتی رد میشود میافتد در آب کلی هم میخندد@ یعنی شکستش خنده دارد موفقیتش هم برایش خنده دارد. این فوتبال که بازی میکند چون آدم عاقل و سنگینی است با دوستانش والیبال بازی میکند، من دیدم آدمهای بزرگ که وقتی فوتبال والیبال بازی میکنند@ دیدم آنهایی که جزء دوستان خدا بودند وقتی ورزش میکردند اینها وقتی میبُردند ککشان نمیگزید وقتی هم میباختم هم باز میخندیدند، اما یک کسی که ناراحت میشود فحش میدهد چرا گُل خوردی، چرا اینطوری شد، چرا آنطوری شد@ چرا اینطوری پاس میدهی فلان فلان شده، این معلوم است که اصلا وزن ندارد، (فازهد) یعنی اینی که ما به شما دادیم این بچه این همسر@ این شوهر این زن این مال این خانه این مدرک تحصیلی حالش را ببر لذتش را ببر وقتی گرفتیم غصهاش را نخوریم، اگر وزن نداری مینشینی پژمرده میشوی یعنی برای یک کمال حیوانی میشوی افسرده@ انگار همه دنیا روی سرت خراب شده انگار هیچی نداری دیگر نه خدا را میبینی نه خانواده آسمانی را میبینی، نه بهشت را میبینی، نه نعمتهای بالایی، اصلاً انگار هیچی نداری@ اگر اینقدر میریزی به هم آدم سبکی هستی اصلاً وزن نیست. دنیا را دادیم از آن لذت ببرید (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا) چه کسی زینتهایی که خداوند برای بندگانش گذاشته حرام کرده، نه لذت ببرید@ اما وقتی گرفتیم حواستان باشد چه کسی دارد میگیرد از شما؟ همانی که به شما داده. لذا یادتان هست حدیث را خواندیم از موسی(ع) چقدر زیرک بوده حضرت موسی@ میگوید خدایا چه کسی از همه پیش تو محبوبتر است؟ فرمود کسی که اگر یک کسی محبوبش را از آن گرفتم با من در نیفتد، بچهاش را از آن گرفتم، مالش را گرفتم@ خانهاش را گرفتم، ماشینش را گرفتم، مقامش را گرفتم، شوهرش را گرفتم، زنش را گرفتم، این بتواند با من شاد باشد، بخاطر اینها یکدفعه احساس نکند که همه چیزش رفت، هیچ چیز همه چیز ما نیست، فقط یک چیز همه چیز ما هست. آن چیست؟@ خدا (یا جَنَّتی وَ نَعیمی یا دُنیایَ وَ آخِرَتی) میگوید تا من را داری غصه نخور ولی بقیه چیزها نه، نمیتوانی هر کس گفت تا من را داری غصه نخور، باید بگوییم تو هم نداشته باشیم ما خدا را داریم غصه نمیخوریم.@ پس رمز را دقت کنید اگر میخواهی (فَازهَد فِی الدُنیا) در دنیا یکطوری باش که از دنیا لذت ببری از کمالاتش، اما اگر دریافت کردند از تو گرفتنش برگشت@ هیچ کس نتواند مچالهات بکند. نتواند بریزد شما را به هم، اصلاً ما چیزی به نام بی تو هرگز جز در مورد خدا و خانواده آسمانی نداریم بی تو هرگز ترجمه فارسی لا اله الا الله.@ (فَازهَد فیها) یک کاری کن که دل نبند به چیزی، چون وقتی دلت میاید وسط آسیب میبینی، اگر دل نبسته باشی سنگین هستی یعنی این دل اینقدر، چون به چیزی بسته نیست خودش وزن دارد دیگر چیزی نمیتواند بالا و پایینش بکند@ تا دل میبندی خالی میشوی سبک میشوی به یک موبایل به یک چادر به یک روسری به یک عبا به یک تسبیح به یک ساعت به یک خانه به یک آدم به یک بچه به همسر به مقام به مدرک تحصیلی به تعداد این چیزهایی که خدا به آن داده این بیچاره دلش زنجیر خورده@ حالا فکر کن چطوری میتواند بِکَند این آدم، چطوری میتواند بکند. یک خانه داشت یک زنجیر به آن خورده بود شد دو تا خانه بیشتر شد، شد پنج تا خانه، این مگر حالا میتواند بکند برود بالا، میبینی شب و روز اصلاً ندارد اصلاً نشاط دیگر ندارد اصلاً آرامش دیگر ندارد.@ گفت آقا خانهات را دزد برد گفت آقا حلالش من حوصله ندارم قیامت، دنیایش که هیچی،میگوید قیامت حوصله ندارم بایستم آنجا بکش بکش بکنم وقت ندارم اصلاً آنجا، حلالش، وزن است.@ استاد ما فرمود ما کنار حرم اباالفضل ایستاده بودم اباالفضل مظهر جلال الهی است عربها میخواهند بروند حرم امام حسین همینطوری بلند میشوند میروند آنجا حرف میزنند پایشان را دراز میکند قسم الکی میخورند به امام حسین به ائمه کلاً میخورند@ ولی به حضرت عباس اصلاً جرأت نمیکنند قسم دروغ بخورند چون خودشان میدانند چطوری هستند طرف حرم اباالفضل خیلی محتاطند@ خیلی، استاد ما فرمود دستم به ضریح اباالفضل بود دیدم یک کسی دست کرده در جیب من، گفتم آقا هر کس از این کارها، از این خلافکاریها بکند اینجا سوسک میشود چی میشود راضی هستی مثل اینکه دست بکند در جیب ما، ما هم راضی هستیم@ اگر تو راضی هستی پس ما هم دیگر مچش را نمیگیریم، گفت گذاشتم قشنگ هر چه میخواست برداشت و رفت، این وزن میخواهد کار هر کسی نیست@ ما باشیم اُوه یعنی جنازه طرف از ضریح امام میرود بیرون، مچ، میشکنیم دستش را، بزن سر و صورت و پَک و پهلوی طرف، داری دزدی میکنی. همین استادمان گفت یک کسی آمده بود خانهمان دزدی بکند با موتور ایستاده بود@ دو نفری آمده بودند زن موتور را نگه داشته بود این داشت در را باز میکرد که یک چیزی بردارد ببرد بعد گفت رفتم سر وقتش، گفتم سلام علیکم، گفت بیچاره داشت بیهوش میشد@ گفتم نه عزیزم چیه چرا ناراحتی، گفتم بابا جان با موتور که نمیتوانی ببری، این سنگین است برو تو یک وانت بگیر سر کوچه، من الان خودم کمکت میکنم، گفت یارو وارفته بود گفتم نه@ خلاصه اینقدر به آن اطمینان دادم یکذره آرام شد گفتم با موتور که نمیتوانی اینها را ببری، آن هم با زن و بچه، خانم را بفرست برود موتور را هم بگذار ترک وانت، گفت خلاصه خودم آمدم کمکش کردم گفتم چه میخواهی ببری من سرش را بگیرم@ سرش را گرفتیم کمک کردیم گذاشتیم در ماشین برایش و گفتم برو عزیزم خیالت راحت باشد هیچ مشکلی نیست. لازم دارد بنده خدا حالا خدا فرستاده در خانه ما@ (اَلسائِلُ رَسولُ الله) حالا آمده یک چیزی از ما بردارد ببرد. این کار هر کسی نیست تعریفش راحت است ما باید تمرین بکنیم از سر سفره شروع کنید از خانه، چون خدا همین الان که میخواهد به پیغمبر بگوید میدانید چه را مثال میزند@ حالا الان میرسیم به پیغمبر میخواهد مثال بزند که سنگین بشو، اولین چیزی که به پیغمبر مثال میزند میگوید شکم، شکمت را کنترل کن@ خیلی حرف است از کجا یکدفعه کشیدش پایین پیغمبر را، داشت راجع به چی میگفت، یکدفعه خدا، مثل دفعه قبل که با هم یک فرازی رفتیم اول توکل و رضا و محبت و برد برد بالا یکدفعه آمد روی لقمه@ حالا الان یک کسی باید وزنش را سر سفره امتحان بکند ببین با غذا بالا و پایین میشود یا نه، این خیلی مهم است تا بعد بقیه چیزها بماند، حالا میرویم واردش میشویم چون میخواهیم راجع به امام زمان هم صحبت بکنیم فعلاً تا این حد کافی است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
خوب زیاد وقت شما را نمیگیرم این بحث ما خیلی مفصل نیست از خصوصیات مؤمن این هست که شرائط محیطی و زمان او را غافلگیر نمیکند مؤمن اهل بصیرت هست فتنهها، حوادث، اوضاع روزگار اصلاً چیزی به اطلاعات او اضافه نمیکند@ چون با بصیرت نگاه میکند آدم بصیری هست برای هر چیزی آمادگی دارد. شهید باکری در آن زمان فرمود بعد از جنگ مردم به سه قسمت تقسیم میشوند یک عده پشیمان میشوند از انقلابی بودن و جنگ و اینها، تقسیمهایی که کرده@ یک عده باید خون دل بخورند، ببین این میفهمد زمان را میشناسد دارد آینده را میبینید خیلی راحت برای شما میگوید که آینده چه اتفاقی میافتد، مؤمن بصیر است اوضاع روزش را رصد میکند.@ امام صادق(ع) فرمود (العالِمُ بِزَمانِه لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَوابِث) کسی که آگاه به زمان هست تندبادهای روزگار او را نمیتوانند بلرزانند هجوم نمیتوانند به آن بیاورند.@ یک کسی بصیر هست یک کسی بصیر نیست یک کسی بصیر نیست در این فتنههای مثل فتنه 88 خیلیها سبک بودند بصیر نبودند یک عده بصیرند آمادهاند حضرت فرمود برای آخر الزمان خودتان را آماده کنید@ در آخر الزمان اول از این تمنای فتنه داشته باشید از فتنه هم بدتان نیاید فتنه برای شما خوب است یک آدم بصیر متوجه هست که در شش ماه آینده یک سال آینده چه اتفاقهایی قرار است بیفتد در کشور خودش در سطح جهان@ اینکه الان ولی فقیه نائب امام زمان رهبر ما، دو سه سال است همینطوری یکسره دارد به ما تذکر میدهد که وعده الهی، پیچ تاریخی، زمان خاصی هست یکسره دارد به ما تلقین میکند@ و بعد هی دارد میگوید بصیر باشید بصیرت داشته باشید همین هست که ما بدانیم داریم به چه سمتی میرویم. من چون وقت کم هست الان فرصت ندارم که اوضاع را تحلیل بکنم در جهان اسلام و خارج از جهان اسلام برای شما@ که ما به شدت اوضاع ما دارد میرود به سمت شفاف شدن مرزها، حزب خدا دارد نیروهای خودش را جمع میکند در بیداری اسلامی دیدید چه اتفاقی افتاد در غرب هم همینطور@ زمانی که امام زمان(ع) ظهور میخواهد بکند خیلی خیلی خیلی از مسیحیها و پیروان ادیان دیگر آمادگی دارند میپیوندند و در حال پیوستن هستند به لشکر حق@ (وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً) این اتفاق دارد خیلی لطیف میافتد شرائط الان فراهم شده اینکه مقام معظم رهبری فرمود این حرکت تا دل اروپا میرود هیچ منطقی نمیتواند به شما بگوید بشود در لندن یعنی پایگاه کفر و شیطان تظاهرات بشود@ و یک مسیحی چفیه گردنش بیاندازد و بگوید الله اکبر، با کدام منطق میتوان تحلیلش بکنیم، هیچ منطقی نمیتواند به شما بگوید که در آمریکا قرآن بسوزانند@ به مسلمانها حمله بکنند هزاران کانال ماهوارهای علیه مسلمانها تبلیغات مسموم راه بیاندازند و بعد آمار گرایش به اسلام بیشتر بشود هیچ منطقی به شما نمیتواند بگوید محبوبترین اسم در اروپا محمد(ص) هست نه در کشورهای اسلامی@ در کشورهای غیر اسلامی. ما الان در زمان بسیار حساسی قرار داریم و باید آن وظیفه و رسالت تاریخی خودمان را رسالت قرآنی و الهی خودمان را انجام بدهیمدر قبال آقا امام زمان(ع)@ یعنی هر کسی باید در سپاه امام زمان نقش داشته باشد همانطور که عرض کردم وزن داشته باشد وزانت داشته باشد هر کسی باید این را به خودش بگوید که من چکار باید بکنم که وزن داشته باشم سهم داشته باشم@ ما شرط ظهورمان همانی است که خود حضرت فرمود همدلی جهانی و وفاداری جهانی. در این بالا پایین شدنها در این حوادثی که دارد اتفاق میافتد گاهی وقتها میگوییم بیداری اسلامی شده، بعد میگوییم حالا چه کسانی آمدند سر کار؟@ اخوان المسلمین آمدند سنیها آمدند، گاهی وقتها ما میگوییم اِ کاشکی همان مبارک بود بهتر بود لااقل مردم بکر و دست نخورده بودند بعضی جاها حکومت اسلامی میاید@ مردم به جای اینکه به حق نزدیک بشوند درست است ممکن است متدینتر بشوند ولی بر علیه شیعه بسیج میشوند علمایشان میایند در رأس کار، آدمهای افراطی، شما نگاه کنید الان هفتاد هشتاد هزار بسیجی سلفی، بسیجی دوست ندارم این لفظ را بکار ببرم@ ولی برای اینکه بفهمید دارم میگویم، که آمادند که کشته بشوند در راه دین خدا در گردانهای یزید بن معاویه و شمر بن ذی الجوشن و معاویۀ بن ابی سفیان گردانهای اینطوری در سوریه میایند@ شما فکر بکنید مسلمانهای چین بلند شدند آمدند به عشق الله در سوریه جنایت دارند میکنند پس میتوانند صدها هزار نفر را بسیج بکنند به اسم الله@ راه بیاندازند اینکه آخر الزمان آدمها صبح از خانه میروند بیرون مؤمن و غروب کافر میشوند شما فکر نکنید که از بس شبهات و تردیدها زیاد است یعنی او میرود در سوریه میجنگد جنایت میکند به عشق اینکه میخواهد به اسلام برسد به الله برسد@ چه کسی این را اینطوری تربیت کرده؟ به اصطلاح علمای اسلام. الان در سراسر دنیا دارند بسیج میکنند افراد اینطوری را@ ما هم یک وظیفه خیلی سنگین داریم یک جنگ نابرابر بین ما بچههای امام زمان با اقلیتی که داریم با اکثریتی که دست دست آنها هست با همه امکانات@ ثروت دست آنهاست امکانات دست آنهاست، به قول مقام معظم رهبری یک نابرابری از نظر امکانات در دنیا وجود دارد چه رسانه چه تبلیغات چه امکانات فرهنگی، یک ظلم است@ یک اقلیت کمی مثل ما که حتی تلویزیونها و ماهوارههای ما را تعطیل میکنند در مقابل یک خیل عظیم با امکانات زیاد هزاران کانال ماهواره روزنامه رسانه، پول، ثروت دارند علیه ما کار میکنند.@ یک عده مسلمان هم با بودجههای افسانهای علیه تشیع کار میکنند شما ببینید ماهوارههایی که سر بزنید میبینید چند تا ماهواره علیه شیعه دارد کار میکند و شیعه مظلوم و غریب چند تا ماهواره چند تا کانال دارد که میتواند تبلیغ بکند@ یک عده نه مسیحی هستند بهائی هستند یهودی هستند یک عده فاسد و فاجر هستند همه دارند سر ما حمله میکنند (اَللّهُمَّ اِنا نَشکُوا اِلَیکَ فَقدَ نَبِیِنا وَ غَیبَۀَ وَلِیِنا وَ کَثرَۀَ عَدُوِنا) زیادی دشمنان، (قلۀ عددنا) کمی خودمان@ الان وقتی است که ما همین دعاها را بخوانیم، ولی همیشه یک نکته همیشه خدا به ما گفته، آن چیست؟ (كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً) چه بسیار گروه کمی که به یک گروه کثیر غلبه میکنند@ (بِإِذْنِ اللَّهِ) اذن خدا. یک رمز را من به شما بگویم در یک جنگ اصلاً کثرت و قلت معنا ندارد در جنگ فقط گروهی میتواند موفق باشد که شجاعت بیشتری و خطرپذیری بیشتری میتواند بکند@ اگر در اقلیتی آن اقلیت خطرپذیر بودند که این بیرغبتی به دنیا میخواهد. یک کسی که میدود در میدان مین، هزار لشکر هم جلویش را نمیتوانند بگیرند@ این رمزی بود که ما سی سال سی و خوردهای سال جلوی دشمن ایستادیم که ما آدمهای خطرپذیری بودیم در مقابل کل جهان، امام فرمود اگر همه ابرقدرتها بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه دنیا میایستیم.@ ما باید دست به دست هم بدهیم چون میگوییم آغاز امامت امام زمان، آغاز امامت امام زمان سال 260 تا الان همینطوری شروع شده، محصول چیه تا الان؟@ این را بعد عرض میکنیم برای اینکه من الان کجا هستم، چکار میخواهم بکنم چه سهمی چه نقشی در این ماجرا باید داشته باشم سنگینم، سبکم، سربازم، درجهدار هستم یا سردارم در این لشکر امام زمان، حیثیت آخرتی هر کس ثروت هر کس@ بسته به این هست که در این لشکر چه جایگاهی داری هر کس مقام آخرتی میخواهد الان وقتش هست هر کس میخواهد قرب پیدا بکند به الله به خانواده آسمانی و ابدیت خودش را بسازد@ الان باید تکلیف خودش را روشن بکند کجای لشکر امام زمانی تو، تو الان کجا قرار داری، این هم خوب نیست یک کسی بگوید حالا یک جا مشغولیم، نه، به وزن خودت در این لشکر فکر کن@ ببین تو الان چه وزنی داری چه جایگاهی داری در این لشکر، یعنی الان اگر امام زمان صدایت بکند تو را برای چه کاری میفرستد، میفرستد چکار بکنی، چه حجمی از کار و مسئولیت به تو میسپارد، این خیلی مهم است تو چکارهای.@ ما الان در مؤسسه خودمان الحمد لله از روندی که شروع کردیم روز اول از زیر صفر شروع کردیم آمدیم خوب ما آجر به آجر این مؤسسه را خودتان چیدید@ خیلی هم لذت دارد آدم یک موقعی به آن بگویند این سازمان این پول، برو کار کن این مفتخوری است خیلی کار چیزی نیست، یک موقعی میگویند نه پول نداریم هیچی هم نداریم@ خودت برو آجر بخر دانه دانه این آجرها را بگذار روی هم و یک بنا بساز بعد برو کار کن تلاش کن امکانات تهیه کن و مبارزه کن برای امام زمان، به لطف خدا به عنایت امام زمان این مؤسسه الان در یک جایگاه خیلی ویژه و خاصی در کشور و در خارج از کشور به سر میبرد@ الحمد لله رب العالمین الان ما از بسیاری از کشورهای دنیا مراجعه داریم مخاطب داریم هیچ روزی نیست که با ما از کشورهای مختلف تماس نگیرند که راهنمایی نخواهند یا نیازی نداشته باشند و هیچ روزی نیست که امام زمان(ع) برای لشکر منتظران منجی که شما هستید یک جبهه باز نکند@ الحمد لله یک مأموریت جدید به ما ندهد من خدا را شاهد میگیرم به خود حضرت قسم که بعضی از شبها تا دیر وقت یک موقعی تا اذان صبح دارم قدم میزنم در خانه و هی دارم مینویسم دارم طراحی میکنم دارم نقشه میریزم دارم فکر میکنم که باید صبح چه کاری را انجام بدهیم@ جواب این همه مخاطب را باید چگونه بدهیم. شب و روز الان ذهن ما مشغول به این هست که ما چکار میتوانیم بکنیم در مورد این عنایات ویژهای که امام زمان(ع) دارد به ما میکند هر روز بیشتر و بیشتر@ از شهرهای مختلف، ایالات مختلف آمریکا شما بگیرید کشورهای مختلف اروپا بگیرید از آفریقا بگیرید از کشور با عظمت هند، که آقا فرمود شیعیانش امید آینده شیعه هستند@ چه ایرانیهای عالی و خوبی که آنجا هستند چه غیر ایرانیها، حتی من یک مژده بزرگ به شما بدهم حتی از هندوها و مسیحیهای خیلی زیادی که روزبهروز بیشتر در معرض ارتباط ما قرار میگیرند و از ما کمک و راهنمایی میخواهند@ من اگر به شما بگویم که الان که اینجا نشستیم چند تا از کشیشهای جهان مسیحیت چند تا از علمای بزرگ و رئیس العلماهای بزرگ عالم اهل سنت از ما کمک میخواهند و ما دستمان خالی است@ باور نمیکنید یک عالِم یک کشیش بزرگ و برجستهای که مخاطبهای زیادی دارد در دنیا وقتی میاید به ما میگوید شما به ما کمک بکنید یک هندو وقتی میاید یعنی غیر مسلمان، یک عالِم برجسته اهل سنت وقتی به ما میگوید شما به داد ما برسید ببین یعنی چی@ برای همین ما تکتکمان،باز دارم تذکر میدهم، موظفیم که در این لشکر فعال باشیم، فعالیتمان هم باید چطوری باشد خانمها و آقایان؟@ من چون به قدرت شما ایمان دارم به معجزهای خدا به دستهای شما کرده و میکند و دارد میکند ایمان آوردم، ایمان داشتم از اول نه اینکه ایمان آوردم از روز اولی که دست خالی شروع کردیم ایمان داشتیم تا الان هم ایمان داریم@ میدانیم گرههای بزرگی در این لشکر به دستان شما تکتک شما باز میشود به شرطی که خودتان را از امام زمان بدانید امام زمان را از خودتان بدانید باور کنید فرزندی امام زمان را، باور کنید سربازی امام زمان را@ چون به میزان باور به انسانها میدهند نه به میزان دوندگی صرفا، باور خیلی مهم است این را باور کنید حکایت همه ما در این مؤسسه حکایت بچههای رزمندهای هست که در جبهه میخواهند کار بکنند@ وقتی امام میفرماید حصر آبادان باید شکسته شود خرمشهر باید آزاد شود مهران باید آزاد شود فرماندهانی که تا قبل از آمدن نامه میگفتند نمیشود همیشه همینطوری بود@ میگفتند نمیشود نامه امام که میرسید میگفتند که باید بشود بعد اینجا دیگر هیچ کس نمیگفت من تخریبچی هستم تخریب عمل میکنم اطلاعات عملیات هستم اطلاعات عملیات، من تدارکاتچی هستم بهداری هستم@ نه، همه وقتی میرفتند وسط برای همین فرماندهان بزرگ ما در این عملیاتها خودشان رفتند وسط کشته شدند چون میگفتند صرف اینکه من یک فرمانده باشم کافی نیست باید خودم وسط معرکه باشم@ آنجا من اطلاعات عملیات بودم میدان مین هم باز میکردم تخریبچی بودم این اتفاقاتی که افتاده برایمان میگویم، اگر تیربارچی کمک تیربارچی یا خودش تیر میخورد تیربار را برمیداشتیم شلیکمان را هم میکردیم@ کسی احتیاج به پانسمان داشت پانسمان میکردیم برگشتنی مجروحی بود میاوردیم، نبود اموالی اگر از ما جا مانده بود یا آرپیجی افتاده بود یا موتور افتاده بود برمیداشتیم میگفتیم مال بیت المال است@ چون همه مال همه است نمیگفتیم به ما ربطی ندارد، این حس را همهتان داشته باشید که هر کس هر کاری میتواند بکند بکند یعنی نگوید وظیفهام این است@ چه عزیزانی که در مؤسسه تقسیمبندی سازمانی شدند مسئولیت رسمی دارند چه عزیزانی که مسئولیت و نیروی افتخاری مؤسسه هستند چه عزیزانی که هنوز کاملاً مشغول به کار نشدند همه باید حسمان همینطوری باشد ما بخاطر این حجم از فشار@ نمیدانم میدانید یا نمیدانید، انشاء الله که میدانید خیلی سخت است انسان یک کسی از آن نان بخواهد و نان نداشته باشی به آن بدهی یک کسی بگوید من دارم میمیرم و تو نتوانی به آن چیزی بدهی.@ من الان خودم خدا شاهد است شبها مثل یک پدری که الان بچههایش گرسنه هستند دارند داد و بیداد میکنند صدای گرسنههای زیادی همهاش در گوشم هست تا صبح@ تا صبح راه میروم یک موقعهایی، دعا میخوانم مینشینم ذکر میگویم، حالا ذکرها را هم باید به خودتان همین امشب بگویم مینشینم یک موقعهایی دیگر وقتی میرسم به یک جایی تمرکز میگیرم و شروع میکنم به خدا میگویم خدایا کمک کنبه ما@ (قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی) خدایا قوی کن ما را، جدیت به ما بده، قدرت به ما بده، عظمت به ما بده، اراده به ما بده@ خیلی سخت است من میخواهم شما با من همدرد باشید یعنی فکر نکنید حالا یک کاری را یک گوشهای دارید انجام میدهید خوب حالا دارید انجام میدهید، خدمتتان دلتان را خوش نکند، همین صرفاً داریم یک کاری یک خدمتی میکنیم@ نه میخواهم بفهمید که ما این مسیحیان هندوها، سنیها، شیعیان مختلف کشورهای دنیا که رو میاورند به مؤسسه از ما غذا میخواهند@ یک خانمی که اتفاقاً آمد از آمریکا آمد اینجا گفت ما بزرگترین مرکز فرهنگی را در کالیفرنیا داریم ولی امکاناتمان کم است عزیزان دیدند چند هفته پیش آمدند اینجا ظهر که من شاید تقریباً نزدیک دو میلیون تومان سیدی و کتاب دادم به اینها بردند یک دانه ایمیل برای ما میزند@ ببین چقدر برای ما کار دارد، یک ایمیل زده آقا ما نخواستیم نوامیسمان در آمریکا دختر و پسرهایمان در مراسم اردوی دبیرستانها و دانشگاههای آنجا شرکت بکنند چون میدانید مختلط است همه آسیب میبینند@ برای اینکه بچههای ما و نوامیس ما آسیب نبینند ما مجبور شدیم خودمان برویم هزینه تهیه کنیم یک اردو راه بیاندازیم مثل اردوهای آنها که بچههای ما جذب آن اردوها نشوند، چون در آن اردوها همه جور فسادی وجود دارد@ حالا به من ایمیل داده بود که حالا شما میگویید که ما با اینها چکار بکنیم ما اینها را جمع میخواهیم بکنیم ولی نمیدانیم باید با اینها چکار بکنیم چکار کنیم برایشان جذابیت داشته باشد@ شاید دو سه هفته کشید که من بدانم چکار باید بکنم 150 صفحه مطلب آماده بکن و بعد سه روز فقط طول کشید ما اینها را ایمیل بکنیم چون هم تجهیزات خودمان ضعیف بود اینجا و هم گیرندگی آنطرف@ شما باید در این سه روز در اردویی که دارید برای بچهها چکار کنید برای بزرگسالها چکار کنید، تازه خودم راضی نبودم وقتی داشتم این کار را میکردم حجم عظیمی از این جمعیت سراغ@ من واقعاً درد دارم قلبم درد میکند فشار به من میاید سختی میکشم که ما چکار کنیم بالأخره اینها بچههای امام زمان هستند خواهر برادرهای ما هستند پیغمبر فرمود کسی که صبح بکند به فکر اینها نباشد مسلمان نیست@ (مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِأمُورِ المَسلِمین) غیر مسلمانش را هم اگر کسی اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست آیت الله بهجت فرمود من اگر برای مسلمانها دعا نداشته باشیم برای چینیها دعا میکنم.@ ما چکار کنیم برادران عزیز خواهران گرامی، ما الان با این فشار چکار باید بکنیم من میخواهم فکرهایتان را کار بیاندازید ذهنتان را کار بیاندازید آن چیزی که الان من احتیاج دارم اینکه ما جهاد مالی اعلام کردیم@ ولی جهاد مالی بخش کوچکی از این جهاد است ولی مهمتر از بحث جهاد مالی این هست که شما دلتان بسوزد برای غربت آقا و برای این همه خواهر و برادرهای شما بچههای امام زمان که دارند بیپدری میکشند@ یتیمی میکشند و زجر میکشند خدا میداند یک دانشمند اهل سنت که من نیم ساعت با آن صحبت کردم راجع به امام زمان@ خدا میداند که این وقتی بلند شد بعد از این بحثی که من به آن گفتم که تو چه نسبتی با حضرت داری، نمیتوانم بگویم چطوری، بدتر از یک نوزادی که گریه میکند و شیر میخواهد این گریه میکرد@ جلوی بچه بزرگش در دفتر من را بغل کرده بود اینقدر فشار داد که نزدیک بود استخوانم خرد بشود و عربده میکشید تا گفتم تو یک دانشمندی اما حواست باشد بچه امام زمان هستی اصلت این است حقیقتت این است@ این وقتی یکدفعه با آیات و روایات من برایش اثبات کردم یکدفعه این صحنه جلویش رفت کنار، که یکدفعه دید اِ من بچه پسر فاطمه هستم با هویت جدیدی که پیدا کرده بود جیغ میزد داد میزد در مؤسسه جلوی همه، خجالت هم نمیکشید@ چون تازه به قول خودش آن لحظه متولد شده بود و پدرش را پیدا کرده بود. خانم از آمریکا آمده بود میگفت آقای شجاعی من فقط اسم کتاب آشتی با امام زمان را شنیدم@ سه بار از آمریکا زنگ زده تا آمده اینجا فقط من آدم کتاب آشتی را بگیرم میخواهم بردارم ببرم. من میخواهم شما بیعاطفه نباشید بیرحم نباشید@ واقعاً خدا نمیگذرد از ما اگر ما با خودمان و خانواده خودمان خوش باشیم و اهتمام به امور مسلمانها نداشته باشیم خداوند نمیامرزد ما را@ لعنت خدا و اهل بیت بر ما خواهد بود خودشان لعنت کردند ما باید شب و روز غصه بخوریم فکر بکنیم که بالأخره این جمع کثیری از فرزندان و ایتام آل محمد(ص) اینها را ما باید چطوری جوابشان را بدهیم چکار باید برایشان بکنیم.@ گاهی وقتها بعضی از عزیزان طرحهایی میاورند که واقعاً فوقالعاده است ما شب جمعه که اینجا جلسه داشتیم تا ساعت 12 شب تقریباً ما جلسه داشتیم اینجا با یکی از عزیزان@ بعد از اینکه در جریان این قضایا بود گفت من یک نفر را میشناسم، خودش از اساتید بزرگ دانشگاه و روحانی برجسته است از آدمهای بسیار کمنظیر، گفت من هفت سال هند بودم میروم تبلیغ@ من یک آدم شاخص و خوب سراغ دارم که اگر شما بروید به آن سر بزنید یا دعوتش بکنید این لشکر است آنجا، همین در یک هفته ما همهاش دنبال شکار این آقا بودیم بالأخره تماس گرفتیم و تماس برقرار شد@ دیدیم اَو چه آدم عظیمی است آنجا، ایرانی هم بود آنجا، جزء آن شیرازیهای قدیم بودند که رفتند آنجا مستقر شدند گم شده است یک لشکر است بعد گریه@ میگفت من تمام آرزویم این هست که بتوانم به شیعیان و ایرانیها خدمت بکنم هیچ کس ما را به بازی نگرفته، من اگر بدانم واقعاً میتوانم یک کاری بکنم، بعد گفت من بلند میشوم میایم،قرار گذاشتیم دارد میاید اینجا@ یک نفر آمد یک فکر داد یک لشکر زنده شد در مهمترین شهر هند پایگاهی که آنجا هست در مغزهای شما خیلی چیزها میگذرد من نمیدانم خداوند به هر حال هر کسی را معدن قرار داده هیچ کس نیست که معدن نباشد بیخاصیت باشد@ هر کدام از شماها باید بِکَنید تا آن اسمی که از خدا در شما هست بیاید بالا، رمزش هم این است که باید دعا بکنید یکذره دلتان بشکند نروید در خانههایتان راضی باشید امام رضا رفتیم جنوب داریم میرویم@ مشهد داریم میرویم، کربلا داریم میرویم این مفتخوریهایی که ما داریم میکنیم مفت به ما دادند اینها را، ولی یک عده برای اینکه خودشان را برسانند به اینجا خیلی خون دل میخورند@ کِیف بکنیم که ما در این لشکر داریم میخوریم و میخوابیم و امام زمان داریم فاطمه زهرا داریم اهل بیت داریم خدا داریم قرآن داریم این همه استاد و کلاس و اینها داریم@ و یک عده واقعاً یک دانه کتاب ندارند یک کتاب و یک جزوه ندارند این روا نیست ما اینطوری بخوریم شکمهای ما سیر که بعضی وقتها به قول معروف افتادیم به عاروق زدن و خیلی وقتها دیگر حالمان دارد به هم میخورد و یک عده اینقدر در فشار.@ اینکه (النّاس مَعادِنُ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَ الفِضَّۀ) شما هر کدامتان باید بِکَنید وجودتان را بکنید الان این مؤسسه نابود شد مؤسسهای وجود ندارد، شما میخواهید چکار بکنید یعنی همینطوری در خانههایتان کار خودتان را بکنید همین زندگی عادی داشته باشید برای خودتان هر کس@ کسی نباشد شما را جمع بکند، هیچ کس نباشد واقعاً، شما هر کدام میخواهید یک آدم باشید نمیخواهید یک سهمی داشته باشید در لشکر امام زمان برای خودتان@ خودتان یک پیوند شخصی یک عهد و میثاق شخصی با امام زمان باید داشته باشید هر کدامتان دیگر، (أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) قیام نمیخواهید بکنید هیچ کدام یعنی، نمیخواهیم اهل قیام باشیم@ (اثَّاقَلْتُمْ إِلَىالْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا) الان کسی نبود مؤسسهای نبود یعنی چی، یعنی ما باید چکار بکنیم، مثل همین آقایی که بود میگفت من یکی از بزرگترین مساجد را اداره میکنم@ ایرانیها را جمع کردم دارم سازماندهی میکنم همین که در هند دارد کار میکند، هر کاری از دستم بربیاید میکنم میگفت من روحانی ندارم شما یک روحانی اردوزبان خوب و شیعی و ایرانی برای من بفرست بیاید.@ الان چقدر کشور به ما زنگ میزنند سخنران میخواهند استاد میخواهند کتاب میخواهند ما الان میخواهیم یک سایت بزنیم اینجا این کتابها را بریزیم در آن@ برایشان به ده زبان ترجمه کنیم چه کسی بیاید تایپ بکند چه کسی بیاید انتخاب مطلب بکند چه کسی بیاید ترتیب مطلب بکند، چه کسی بیاید حروفچینی بکند، چه کسی غلطگیری بکند، چه کسی ویراستاری بکند@ چه کسی بدهد ترجمه بکنند هزینههایش را از کجا بیاوریم، سایتش را کجا بزنیم ما یک دفتر میخواستیم بزنیم نداریم، الان واقعاً در بخش بینالملل امروز چند نفر آمده بودند از اساتید خوب میگفت من پنج تا زبان بلد هستم@ کشورهای مختلف دارم میروم آمدم مؤسسه برای شما رایگان کار بکنم گفتم آقا من شرمندهام، چند تا خانم آمدند گفتم من یک اتاق ندارم به بخش بینالملل اختصاص بدهم که یک اتاق داشته باشیم@ این نُه متر ده متر مال بخش بینالملل است ما یک کتابخانه هنوز نتوانستیم بزنیم برای بخش بینالملل، نمیتوانیم برای همین ما باید دعا بکنیم تا ( اِضطرار عِندَ تَناهِ الشِدَّۀ یَکُونُ الفَرَج) آن موقعی که کارد به استخوان میرسد خدا فرجش را میرساند تا شما نسوزید فرجی حاصل نمیشود تا شما دلتان به آدمها گرم است@ حالا خود حضرت گرم است هیچ اتفاقی نمیافتد باید مار گزیده شبها در خانهتان بپیچید برای اینکه من باید چکار بکنم من چکار میخواهم بکنم.@ آبادان آزاد نشده حالا همه بروند کار بکنند یک عالَم به چه درد، امام گفته آزاد بشود باید آزاد بشود، تا آزاد نشود به درد ما نمیخورد تا مهران آزاد نشود تا خرمشهر آزاد نشود کار ما این هست ما باید امام زمانمان را@ به یکی از مترجمانم امروز گفتم، گفتم من به شما میگویم شما اگر خدای وکیلی مادرت پدرت مریض بشوند بیفتند گوشه بیمارستان چکار میکنی؟@ گفت همه کارهایم را تعطیل میکنم میروم پرستاری مادرم، گفتم میدانی امام زمان حالش بدتر از پدر و مادر زمینی تو است الان، میدانی الان امام زمان خیلی وخیمتر است اوضاعش، تنهاتر، مظلومتر، غریبتر، آوارهتر از این حرفهاست@ چکار میخواهی بکنی برایش؟ ما تا جگرمان برای امام زمان نسوزد قیمت پیدا نمیکنیم ما مثل اُودی هستیم که باید آتش بزنند تا آن عطر بلند شود تا به اضطرار نیفتی برای امام زمان@ نتوانی بگویی أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ به اضطرار باید بخوانی دعایش را، نه رسمی همینطوری دستت را بالا بگیری و بخوانی تا جگرت نسوزد مثل کسی که عزیزترین کسش را دزدیدند و بردند@ ناموسش را، بچهاش را، همسرش را، هر کس، و حالا دارد جیغ میزند که خدایا آن را به من برسان، تا اینطوری ما به دعا نیفتیم خیر و برکت نمیاید چون امام زمان دارد به دلهای ما نگاه میکند@ دلی که نسوزد قیمتی ندارد پیش امام زمان، روحی که نسوزد به تلاطم نیفتد هیچ قیمتی پیش امام زمان ندارد امام زمان فقط تاپتاپ قلبهای شما صدای قشنگی هست برایش@ به ضربان قلبتان میخرد شما را، نه به بیخیالیها، حتی شما اگر کمک هم بکنید ولی بیخیال باشید به درد نمیخورد باید دلتان به تپش بیفتد. این چند تا کلمهای که میگویم حفظ بکنید انشاء الله شبها اگر نماز شب خواندید دعا کردید دعا بکنید دعای فرج بخوانید@ ولی این چند تا کلمه را که من میگویم حتماً از خدا بخواهید برای خودتان برای امام زمان این چند تا ذکری که میگویم: 1 ـ اول دو تا ذکر من بگویم که شما موانع تپش قلب و موانع قدرتمند شدن از شما برطرف بشود آنها@ اول آفتها برطرف بشود این را شروع همه ذکرهایتان قرار بدهید اگر میخواهید در همه دعاهایتان چه برای دنیایتان میخواهید بکنید چه برای امام زمان،شروع همه ذکرهایتان این باشد به هر کس هم ما ذکر دادیم ولی باید اینها را داشته باشید یا عفوو صد مرتبه@ یعنی خدایا من خیلی غلطها میکنم در طول روز، گناه میکنم معصیت میکنم دامنگیر نشود این گناهانی که میکنم خدایا جذیمهام نکن زندانیام نکن، بدبختم نکن، گرفتارم نکن.@ 2 ـ یا غفور خدایا آثار کارهایی که کردم را همه را از بین ببر آثار ضعفها شرکها آلودگیها گناهان، اینها را از وجود من از بین ببر، بعد از این شما باید به وزانت بیفتید به سنگینی بیفتید تا به وزن شما خدا برکت نازل بکند@ صد مرتبه، به وزن شما خدا برای شما برکت نازل بکند به وزن شما خداوند جبهه برایتان باز بکند وزن پیدا بکنید در لشکر امام زمان بگویی یا قوی 116 بار@ نصف شب نماز شب نداری ذکرهایت را بگو صبحها بعد از نماز صبح این ذکرها خیلی مهم است یا قوی، خدایا به من قدرت بده جسمی، روحی، مادی، معنوی من را قوی کن. یا مُیَّسِر 310 بار،خدایا آسان کن همه چیز را برای من، آسان کن.@ یا مُبَدِّل 76 بار خدایا همه چیز همه ضعفها گناهان، آلودگیها، نقصها، ناتوانیها بدیها، شرها، کینهها، حسادتها، سوءظنها همه را مبدل کن به خیر به خوبی به عکسشان، یا مبدل.@ و انشاء الله برای اینکه خیر و برکت بیفتد در مؤسسه ما الان جهاد مالی اعلام کردیم بعد از جهاد مالی، الان دو سه ماه هست ما جهاد مالی اعلام کردیم به 5% نیازهایمان هم نرسیدیم.@ یا مُنعِم خدایا نعمت بده به ما، هم نیت کنید برای مؤسسه در درجه اول، اول مؤسسه، خدا کند خودتان را یادتان برود انشاء الله اگر به حق امام زمان خودتان را یادتان رفت خدا خودش جداگانه به شما انعام بکند@ خوش به حال کسی که دارد این ذکرها را میگوید و اصلاً خودش را هم یادش نیست، یا منعم 200 بار. یا غنی 100 مرتبه و یا وهاب 100 مرتبه، بخشنده. برای اینکه انشاء الله هیچ مانعی سر راهتان ایجاد نشود و بتوانید موانع را بردارید یا مانع، خدا مانع است خودش@ بگویید خدایا تو مانع شو بین ما و همه ناتوانیها، ضعفها، شکستها خودت بایست وسط، (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) خدا میگوید من بعضیها را اینقدر دوستشان دارم@ در روایت داریم امام میفرماید بعضی از وقتها بندگان من به یک چیزهایی کشیده میشوند خیلی علاقه دارند به یک سلسله چیزهایی وقتی که میخواهند به آن برسند یکدفعه خدا میاید میایستد جلویش@ دلش را عوض میکند اِ دیگر نمیخواهم این را، خدا میگوید ما هستیم به آن توجه نکن برازنده تو نیست لایق تو نیست نگاهش نکن حیفی تو حیفی تو، خدا بیاید مانع بشود این وسط@ بیاید مانع بشود باینکه موانع را همه را، دشمنیها، آدمهای حسود، شیاطین، آدمهای بیظرفیت، توطئهگرها، حسودها، همه را یاد کنید خدایا خودت مانع شو تو مانع شو خدایا من که از خودم (لا حَولَ لی وَ لا قُوۀ) من نه توانی دارم نه قوهای دارم که بتوانم از خودم چیزی@ (لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاۀً وَ لا نُشوراً) هیچ کاری خودم برای خودم نمیتوانم بکنم ای خدا، ولی تو مانع باش هر چیزی که بین من و تو قرار است جدایی بیاندازد@ بین من و امام زمان بین من و مادرم فاطمه زهرا بین من و خانواده آسمانیام بین من و لشکر امام زمان قرار است حائل بشود تو مانع بشو نگذار من کنده بشوم@ نگذار من ببرم نگذار من ضعیف بشوم نگذار من بیخیال بشوم نگذار من حساسیتهایم را از دست بدهم دغدغههایم را از دست بدهم. این ذکرها را انشاء الله بگوید به عشق امام زمان. مانع 126 مرتبه.@ در مورد جهاد مالی عرض کردم ما جهاد مالی خیلی از عزیزان زحمت کشیدند من این مژده را بدهم به شما این مژده خیلی مژده خوبی بود برای خود من موقعی که من جهاد مالی را اعلام کردم ما در این مؤسسه بچهها دارند با خون دل کار میکنند@ من یکی از آرزوهایم این بود که بتوانم یک زمانی اینقدری داشته باشیم که حداقل از شرمندگی نیروهای مؤسسه در بیاییم افرادی که اگر جای دیگر کار بکنند چند برابر حقوق میگیرند و زندگیشان هم با سختی نمیگذرد@ واقعاً بچههایی که در مؤسسه دارند کار میکنند با سختی است ولی معجزهای که اتفاق افتاد این بود که در جهاد مالی بیشترین کمک را خود همین بچههای مؤسسه که من خودم دلم برای همشان میسوزد و عشق من هستند کردند@ یعنی از کسانی که بیرون از مؤسسه ما خیلی توقع داشتیم بچههای مؤسسه خودمان خیلی خوشحال هستم حس من حس امام حسین شب عاشوراست که میگوید من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم ندیدم@ الان ارادت من به بچههای مؤسسه خودمان الحمد لله که چه معجزاتی کردند چه شاهکارهایی کردند چه صحنههای زیبایی ایجاد کردند در جهاد مالی واقعاً حس عجیبی است@ و من خدا را شکر کردم که خدایا اینها لشکر هستند برای امام زمان اینها هستند که امید خود من هستند برای اینکه من بتوانم بهتر بجنگم به خود من ثابت شد که من خیلی قویتر میتوانم حمله بکنم کار بکنم@ خود بچهها با دستهای خالیشان معجزاتی آفریدند که واقعاً من شرمنده شدم اما در مجموع ما کار زیادی نمیتوانیم بکنیم الان، یعنی ما برای اینکه بتوانیم بنیهمان را آنقدر قوی بکنیم@ چون امکانات داریم آشپزخانهمان خیلی غذا تولید کردیم برای هزینه بستهبندی و دادن این غذا به همه شیعیان و ایتام اهل بیت(ع) امکانات میخواهیم ما همه جور امکانات میخواهیم ساختمان میخواهیم ماشین میخواهیم کامپیوتر میخواهیم@ پرینتر میخواهیم پول میخواهیم چند تا طرح اقتصادی خوب هم داریم که میدانیم انشاء الله اگر به بنیه مالی خوبی برسیم آن طرحهای اقتصادی انشاء الله مؤسسه را برای همیشه قوی نگه میدارد@ ما برای اینکه به آن حداقلها برسیم احتیاج به کمک داریم اینکه عزیزان، جانبازان، خانوادههای شهدا، دوستان، خواهران، برادران، زحمت کشیدند سی میلیون ده میلیون بیست میلیون یک خواهری همین چند روز پیش چقدر از خواهران طلاهایشان را آوردند انگشتر آوردند چیزهای ازدواجشان را آوردند@ بعضی از عزیزان که تازه ازدواج کرده بودند هر چه که در خانه بوده فروختند یعنی جز یکسری لوازم ضروری، هر چه اینها داشتند، جهاد در راه خداست واقعاً@ هر چه داشتند خود من متأثر میشوم این صحنهها را میبینم راضی هم نبودم بعضیها که خبردار شدم میخواهند کارهای اینطوری بکنند بعضیها که اصلاً من خودم باید به آنها یک کمکی میکردم رفتند وام گرفتند که بتوانند در این مشارکت بکنند@ کمکهای خوبی شده از سی میلیون و چهارده میلیون و پانزده میلیون و ده میلیون و اینها اما نسبت به کاری که ما قرار است برای امام زمان در سطح دنیا انجام بدهیم@ و الان دارند یک عده میمیرند از این بیغذایی و نسبت به خود کاری که باید در مؤسسه بکنیم ما 5% هم نتوانستیم هنوز، به 5% هم نرسیده بحث من این نیست که یک کسی الان میتواند ده میلیون بیست میلیون سی میلیون صد میلیون@ یک عزیزی صد میلیون کمک چند سال پیش به ما کرده، بحث من الان این نیست یک کسی خانه بیاید بدهد یک کسی ماشین بیاورد بدهد@ یک کسی طلایش را بفروشد مهمتر از آن، آن سوزش شما، دعای شما برای برطرف شدن موانع هست و اینکه شما مشارکتهایتان مثل جبهه باشد در جبهه یک کسی کاری میکند ولی چند تا کار دیگر هم از دستش برمیاید@ میگوید من تیراندازی میتوانم بکنم ولی مجروح هم میتوانم پانسمان کنم. من عرض کردم شما باید مشارکت بکنید در کار، یعنی چی؟ یعنی اینکه یک کسی حالا خودش پنج میلیون تومان سی میلیون تومان صد میلیون تومان بدهد باید ببیند چند نفر را میتواند@ چون اینها جزء نامه عمل خودتان هست، من الان پنج میلیون تومان میتوانم بدهم الان میتوانم ده تا پنج میلیون تومان از اینطرف و آنطرف هم جور کنم بگیرم اینها هم در نامه عمل شما نوشته میشود درست است آنها ثوابش را میبرند@ ولی چرا ما نکنیم وقتی میتوانیم مال مردم مال ما باشد روز قیامت به من نمیگویند پنج میلیون تومان، میگویند این آقا صد میلیون تومان داده برای امام زمان، در حالی که پنج میلیون دادیم، ولی چرا؟@ چون مشارکت کردیم وسع یادمان نرود خدا فرمود (لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها) وسع دارایی شخصی نیست توانایی است من خودم یک تومان میتوانم بدهم اما وسعم صد میلیون تومان است@ میتوانم بروم صد میلیون تومان جور بکنم برای مؤسسه از اینطرف و آنطرف آبرو بگذاریم هزینه بکنیم برای امام زمان که آبرومند بشویم انشاء الله بیخجالت با افتخار برویم این کار را انجام بدهیم که بتوانیم جواب این ایتام را بدهیم@ زجر نکشیم اینقدر بتوانیم یک مقدار رهبرمان را، نائب بر حق امام زمان را از تنهایی از غربت در بیاوریم چه برسد به خود امام زمان.@ بعضی از عزیزان آمدند گفتند ما اینقدر داریم بدهیم آنها هم دادند ده میلیون بیست میلیون کمک کردند بعضیها طلاهایشان را فروختند چهار میلیون پنج میلیون، بعضیها گفتند ما کار اقتصادی میکنیم کار تجاری میکنیم پول قلمبه نداریم@ پولدارهایی هستند که پول قلمبه ندارند میگوید اگر من بخواهم این پولی که الان هست قلمبه ده میلیونش را بیست میلیونش را سی میلیونش را بدهم برای این کار روند کار اقتصادی و تجاری من آسیب میبیند@ ولی میتوانم ماهیانه بپردازم میتوانم وام بپردازم میتوانم ده میلیون بیست میلیون وام شما بگیرید به من بدهید یا من بگیرم به شما بدهم قسطش را بپردازم@ من ماهی یک میلیون دو میلیون برایم خرجی نیست کما اینکه یکی از عزیزانی که کار تجاری میکند الان دیروز به من گفت من یک میلیون دارم میدهم هر ماه هم یک میلیون تومان میدهم تا زنده هستم میایم میدهم@ ولی الان نمیتوانم یکدفعه پنجاه میلیون بدهم میتوانم بیایم ماهی یک میلیون دو میلیون تومان به شما کمک بکنم. برای همین دوستان یک طرحی ریختند عزیزان مالی و هیئت امنا اینکه ما چند تا کار@ یک عده هم از نداری گفتند ما نمیتوانیم پول قلمبه بدهیم من طلبهام ندارم کارمندم ندارم نمیتوانم یکدفعه بیایم یک پول کلان به شما بدهم ولی میتوانم قسط بپردازم@ میتوانم بروممثلاً وام بگیرم دو میلیون سه میلیون پنج میلیون ماهی صد هزار تومان قسط میتوانم بپردازم یا پنجاه هزار تومان قسط میتوانم بپردازم تا این وام تمام بشود لذا عزیزان طراحی کردند@ یک مجموعهای از وامها را که فعلاً برای اینطرف سال یک چیزی اطراف بیست تا یا سی تا وام طراحی کردند که اینها پنج میلیونی هست برای کسانی که سند ملکی دارند میتوانند وثیقه بگذارند، برو ضامن بیار و برو کثر از حقوق بیاور@ ندارد پنج میلیون تومان سند میگذارند میروند وام میگیرند قسطشان را خودشان بپردازند پولش را بدهند به مؤسسه، اگر سند در رهن هم باشد عیبی ندارد همین کپی سند هم باشد کافی است دیگر خیلی ساده گرفته بانک برای ما@ یک چیزی اطراف بیست سی نفر اینطرف سال و بیست سی نفر انشاء الله آنطرف سال، قسطش را نمیدانم که پنج میلیون تومان ماهی چقدر میشود این را حساب میکنیم به شما انشاء الله تا پنجشنبه خبر میدهیم@ وامهای سه میلیونی چهار میلیونی هست وامهای یک میلیونی هم هست که خود مؤسسه بخش قرض الحسنه مؤسسه عزیزان بیایند درخواست وام بکنند@ تعهد قانونیاش را بسپارند دفترچه قسطش را هم بگیرند آنها که دیگر خیلی واقعاً نمیتوانند میتوانند بیایند این کار را بکنند دفترچه قسطش را از مؤسسه بگیرند و مشارکت کنند و مهمتر از این، این کار خودتان است@ مهمتر از این، این هست که ما قرض الحسنه هم الان احتیاج داریم دوساله البته، یک کسی بگوید من میتوانم ده تا پنج میلیون تومان یک میلیون تومان دو میلیون تومان قرض الحسنه بیاورم@ از چند نفر میتوانم قرض الحسنه دوساله بگیرم که بلکه ما بتوانیم آن کارگاه اقتصادی که برای مؤسسه میخواهیم بزنیم را بزنیم انشاء الله بیفتد به کمک خود شما@ طرح خوبی هم داریم الحمد لله بیفتد به سوددهی انشاء الله بتوانیم از پس این بدهکاریها بربیاییم و یک خانه قدرتمند یک لشکرگاه قدرتمند انشاء الله برای امام زمان درست بکنیم.@ پس در خیر انشاء الله برای همه ما باز است ولی عرض کردم هیچ کس به جیب خودش نباید فکر کند جیب خودش میداند و با امام زمان خودش میداند که از جیبش برای پدرش چقدر میخواهد هزینه بکند@ چقدر میخواهد سود ببرد در دنیا چقدر میخواهد سود ببرد در آخرت، خدا هم تضمین کرده نترسید شما اگر دست کردید در جیبتان من یک تا هفتصد برابر در همین دنیا به شما میدهم غیر از آخرتش@ این بماند این به خودتان مربوط است که با امام زمانتان چقدر رابطه دارید با خانواده آسمانی و خدا چه رابطهای دارید این به هیچ کس ربطی ندارد ولی این کافی نیست وسع ما این نیست وسع ما این است که برویم در خانه مردم بخاطر امام زمانمان برویم در خانه مردم@ چطور امیر المؤمنین بخاطر حفظ دین خدا دست حضرت زهرا را گرفت روی الاغ سوار کرد دست حسنین را گرفت در خانه تکتک اصحاب رفت و گفت بابا دین خدا@ بیایید کمک بکنید آبرو گذاشتند چطور این کار را کردند ما هم باید آبرو بگذاریم ما هم باید گدایی بکنیم ما هم نباید خجالت بکشیم و کمک بکنیم هر جا هم میتوانیم و وسعمان من پنج نفر خَیِر@ برادرم هست خواهرم هست داییام هست عموم هست این هست آن هست بیاوریم وسط، ببینیم چقدر میتوانیم بیاوریم وسط، غیر از این فکرهایتان را کار بیاندازید طرحهایتان را بیاورید انشاء الله، بسوزید@ دعا کنید دعای شما، یک موقع یک کسی میگوید من واقعاً، البته نداریم فکر نمیکنم کسی را داشته باشیم بگوید من نمیتوانم کار اقتصادی بکنم@ کمک اقتصادی بکنم یا از کسی بگیرم ولی اگر مثلاً هم همین هم هست حتی در همین حد، آن که خیلی خیلی به ما کمک میکند دعای شماست سوزش شماست، اگر خدا ببیند، در روایت داریم چهل تا مؤمن یکجا برای یک هدفی دعا میکنند به معنای واقعی به آنها یک نظر ویژه خواهد کرد.@ بله فرمودند بعضیها هست ممکن است بتوانند وام بگیرند یکی از رفقا گفت من میتوانم با یک شرکتی صحبت بکنم اینقدر وام بگیرم وام قرض الحسنه حتی@ که یک مرحله از خرسنگهای بدهکاریهای ما با یک وامی که یکی از عزیزان قرض الحسنه جور کرده بود در سازمان برطرف شد، یک کسی میگوید من میتوانم پنجاه میلیون صد میلیون دویست میلیون وام جور کنم، بله.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) دو سه تا بچه تصادفی داریم یک بچهای هست فردا باید عمل بشود خانوادهاش گفتند که پول عمل ندارند و حالا غیر از صدقاتی که میدهید در بین آقایان@ آقای افشار زحمتش را بکشند جدای از صدقات برای پول عمل این بچه یک هزینهای را بگذاریم کنار امشب خواهران و برادران حدود ششصد هزار تومان پول عمل این بچه است فردا برای پایش@ باز هم چند مورد اینطوری داریم یک دختر هست که ناشنوا شده است یک و نیم ساله است، یک بیمار تصادفی داریم، بیمار سرطانی داریم یکی دو تا@ آقای عزیزمان جناب آقای تهرانچی زنگ زدند ایشان هم یک عمل سخت سر راه دارند که دکتر گفته بالأخره یک خطراتی هم دارد یک خیر خوبی بوده سالها زحمت کشیدند با اخلاص برای مؤسسه خودشان@ خانم تهرانچی عزیزمان زحمت کشیدند با حضور قلب انشاء الله با اضطرار همه این مریضها را دعا بکنیم در رأس همه مشکلاتمان ظهور آقا امام زمان، فرج آقا امام زمان باشد@ مؤسسه را دعا بکنید انشاء الله، همه ایتام امام زمان را که چشم به راه کمکهای ما هستند قحطی زدهها و زلزله زدههای روحی و معنوی اینها را باید دعا بکنیم مد نظرمان باشد با سوزش با آه با اضطرار انشاء الله دعا کنیم@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَهدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم@ انشاء الله تکتک ما خانواده ما نسلمان، سربازهای خوب امام زمان یاران خوب امام زمان باشند انشاء الله امام زمان یار تکتک ما باشد در دنیا و آخرت انشاء الله رفیق همهمان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@