أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ ما درسمان جلسه گذشته درباره قواعد حرکتمان به سمت آخرت و ابدیت بود یک قاعدهای را عرض کردیم که خیلی مهم هست گفتیم که ما در حرکتمان به سمت ابدیت و آخرت حرکتمان مثل حرکت یک جنین هست در رحم مادر که دائماً در حال شدن هست و به عالمی که آن عالم محیط بر رحم هست و قبل از رحم وجود دارد متولد میشود.@ ما هم آخرت قبل از دنیا وجود دارد دنیا به عنوان رحم دوم ما در دل آخرت به وجود میاید ما از این رحم متولد میشویم به آخرت و ابدیت گفتیم همانطور که در حرکت جنین از رحم مادر به دنیا پنج تولد وجود دارد در حرکت ما هم از رحم دنیا به آخرت پنج نوع تولد وجود دارد.@ انواع تولدها را توضیح دادیم الان راجع به تولد سالم میخواهیم یک مقدار صحبت بکنیم در تولد سالم قواعد تولد سالم را هم جلسه گذشته توضیح دادیم حکمش را و تعریف تولد سالم را، کسانی که از این دنیا میروند وفات پیدا میکنند و انتقال پیدا میکنند به آخرت یکی از این پنج تولد را دارند.@ یا تولدشان سالم هست یا سالم قوی است که در این صورت خوشبخت هستند اما اگر ضعیف باشد باید در عالم برزخ معطل بشوند تا تقویت بشوند مثل بچهای که در دستگاه در بیمارستان نگه داشته میشود تا تقویت بشود بعداً به مادر ملحق میشود.@ کسانی که بیمار هستند بسته به سه عامل تعداد بیماری شدت بیماری و نوع بیماری باید رنج درمان را تحمل کنند که گفتیم جهنم در واقع بیمارستان بهشت هست برای کسانی که تولدشان فقط بیمار است بسته به این است با چه مریضی بروند گناهان بدنی کرده باشند گناهان اخلاقی داشته باشند یا گناهان عقیدتی داشته باشند.@ اینها گرفتاریهایی دارند که باید آنجا رنج درمان را تحمل بکنند و آنهایی که ناقص از دنیا میروند اساساً دیگر اهل جهنم هستند و هیچ وقت از جهنم خارج نمیشوند چون اصلاً ناقص از اینجا رفتند که گفتیم سه گروه کفار، منافقین و مشرکین تولدشان تولد ناقص هست.@ چون کفار مشرکین و منافقین اساساً آخرت را قبول ندارند و خودشان را هیچ وقت برای آخرت آماده نمیکنند جایی را که ما اصلاً قبولش نداریم به آن اعتقاد نداریم هیچ وقت بر اساس آنجا زندگی نمیکنیم در تولد سالم جنین در رحم مادر هر چه زندگی میکند بر اساس تولد سالم زندگی میکند.@ یعنی تمام قصدش این هست که چند ماه دیگر به صورت سالم به دنیا متولد بشود ما هم همینطور اگر بخواهیم تولد سالم داشته باشیم باید از اینجا نوع برنامهریزیمان براساس تولد سالم به بهشت باشد و طوری که بتوانیم موقع وفات وقتی از اینجا رفتیم سالم وارد بهشت بشویم.@ امکانات تجهیزات مورد نیاز برای بهرهبرداری از بهشت را با خودمان از اینجا برده باشیم این تجهیزات عبارتند از کمالات روحی اخلاقی عقیدتی و معنوی که انسان باید در خودش ایجاد کرده باشد تا روحش قدرت بهرهبرداری از بهشت را داشته باشد که قاعدهاش را خدمتتان عرض کردیم.@ قاعدهاش را ذکر کردیم که چه قاعدهای هست و یک آیهای را عرض کردیم که انسان خودش را در این آینه و آیه ببیند و شاخصههای بهشتی بودن و سلامت قلب را پیدا بکند گفتیم چون انسان روحش بینهایتطلب هست و خداوند اساساً انسان را عاشق خودش خلق کرده.@ سلامت روح انسان به این هست که همیشه عاشق کمال بینهایت باشد کمال مطلق، که گفتیم کمال مطلق و بینهایت همان الله یا خداوند تبارک و تعالی است لذا کسی که عاشق خدا نیست یعنی کمال مطلق را رها کرده و اگر به کمتر از خدا بپردازد یعنی خودش را در واقع فروخته ارزش خودش را پایین آورده.@ سه چیز را در آیه 24 سوره مبارک توبه عرض کردیم که اینها شاخصههای تولد سالم هستند عشق به خدا عشق به اهل بیت چهارده معصوم و جهاد در راه خدا که توضیحاتش را خدمتتان دادیم حالا ما اگر بخواهیم حرکت روحیمان را براساس این سهتا تنظیم بکنیم.@ یعنی عشق به الله که کمال مطلق هست عشق به چهارده معصوم و عشق به جهاد باید برای حرکت اول اطلاعات را کسب بکنیم یعنی شما وقتی که میخواهید بروید یکجایی شبیه بشوید چون گفتیم که تقرب به خدا یعنی شباهت به خداوند یعنی سنخیت پیدا کردن به خدا، اخلاق خدا را داشتن تخلق به اخلاق الهی است.@ شما وقتی میخواهید یکجا شبیه یک استاد بشوید اول باید چکار بکنید؟ مثلاً استاد خیاطی است استاد نقاشی است استاد آشپزی است اول باید از خودش چیزهایی را ببینید بشنوید بعد وقتی دیدید آن چه کمالی دارد چه تواناییهایی دارد.@ خودش راهکار شبیه شدن به خودش را به شما یاد میدهد میگوید اگر میخواهید مثل من بشوید اینطوری مثل من بشوید یا استاد ورزش، یعنی هر استادی هر صاحب کمالی وقتی میخواهد شبیه خودش را بسازد اول آن کسی که میخواهد شبیه صاحب کمال بشود باید اطلاعات را از خود صاحب کمال بگیرد آنها را خوب بشنود بعد تمرین بکند و بعد شبیه به آن بشود.@ حالا در سوره والعصر ببینید خدا چقدر زیبا انسانها را طراحی میکند و میگوید یعنی معرفی میکند(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها در حال زیان هستند، زیان هستند یعنی چی؟ یعنی اینها موقع مردن اول بدبختیشان هست اول بیچارگیشان است، چرا؟@ چون آن سرمایه جاودانه و ابدی که خداوند به آنها داده به جای اینکه صرف بکنند تا خودشان را برای بهشت و بالاتر از بهشت آماده بکنند در رحم دوم صرف فقط کمالات دنیایی کردند یعنی یک شوهری بکنند یک بچهای داشته باشند یک زنی بگیرند بچهها را بزرگ بکنند شوهر بدهند زن بدهند بعد هم بمیرند.@ یک غذایی بخورند یک ماشینی یک اتومبیلی مسافرتی، همین، به یک پستی مقامی، اصلاً هیچ کدام جزء کمالات انسانی نیست مربوط به بخشهای حیوانی ماست ازدواج، تشکیل خانواده، زندگی اجتماعی، مقام، ریاست، گفتیم اینها بخش حیوانی ما هست.@ بخش انسانی ما فقط و فقط با خدا آرام میشود فقط با شباهت به خدا و تقرب به خداوند تبارک و تعالی به کمال میرسد و اشباع میشود میفرماید همه انسانها در حال زیان هستند(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) مگر کسانی که ایمان بیاورند، ایمان به چه کسی بیاورند؟@ به کمال مطلق به جاودانه یعنی الله، ولی ایمان کافی نیست مثل اینکه شما یک استادی را قبول دارید به آن ایمان دارید که این آشپز خوبی است خطاط خوبی است ورزشکار خوبی است اصلاً استاد بینالمللی است دیگر به آن ایمان دارید این توانایی را دارد آیا برای شبیه به یک استاد شدن ایمان به او کافی هست یا نه؟@ نه، باید اول بروید شاگردی بکنید یعنی باید بروید خودتان را بسپارید به استادی که به آن ایمان دارید حرفهایش را بشنوید و بعد تمرین بکنید حرفهایش را عمل بکنید تا یواش یواش شبیه آن استاد بشوید حالا قرآن نمیگوید ایمان تنها، میگوید(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) عمل هم باید بشود.@ یعنی ما ببینیم خدا چه میگوید عمل بکنیم تا یواش یواش این روح ما شبیه الله بشود و تواناییهای الله را به دست بیاورد کمالات الله را به دست بیاورد و به این شکل ما یواش یواش به مرور زمان شبیه خداوند میشویم و تقرب به خداوند پیدا میکنیم.@ مثلاً مثال میزنم یکی از اسمهای خدا عفوو است یعنی بسیار عفوکننده درگذرنده از گناه هست کمال ما به این هست که شبیه خدا بشویم یا غفور است غفور غیر از عفوو است در عفو وقتی شما میگویید الهی العفو یعنی خدایا من را به خاطر گناهی که کردم جهنم نبر عذاب نکن.@ این گناهی که کردم دامن من را نگیرد چوبش را نخورم این را درخواست عفو میگویند اما وقتی درخواست مغفرت میکنید میگویید الهی استغفر الله، غفران غیر از عفو است غفران یعنی خدایا ضمن اینکه من چوب گناهم را میخواهم بخورم نمیخواهم پاسوز گناهم بشوم گرفتار گناهم بشوم میخواهم که تو با هم قهر نکنی.@ آشتی باشی رویت را از من برنگردانی مثل یک بچهای که مادر تصمیم میگیرد تنبیهاش بکند و با گریهای یا با وساطتی از مادر میخواهد که آن تنبیه را انجام ندهد مادر جلوی خودش را میگیرد آن تنبیه را انجام نمیدهد ولی بچه این برایش کافی نیست.@ بلکه میخواهد که مادر در آغوشش بگیرد او را ببوسد نوازشش بکند به این نیاز دارد این را مغفرت میگویند حالا ما اگر بخواهیم شبیه خدا بشویم باید هم صفت عفو داشته باشیم هم صفت مغفرت، یعنی اگر کسی در حق ما ظلم کرد به راحتی نخواهیم عقده بکنیم تلافی بکنیم اشتباهات دیگران را، به راحتی قصاص بکنیم.@ خداوند زمینهای را فراهم میکند که در زندگی ما افرادی در حق ما ظلم بکنند افرادی در حق ما بدی بکنند و به ما میگوید که شما عفو بکنید(وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) شما هم عفو کنید هم ندید بگیرید آیا دوست ندارید خداوند شما را ببخشد.@ بالأخره ما هر کداممان با یک دریایی از گناه از اینجا میرویم از دنیا میرویم هم توقع داریم خداوند ما را جهنم نبرد هم دوست داریم که خداوند ما با قهر نکند اهل بیت با ما قهر نکنند این خیلی مهم است دوست داریم موقعی که میخواهیم از این دنیا برویم اهل بیت واقعاً بالای سر بچههایشان بیایند آنها پدر و مادر حقیقی ما هستند.@ پدر و مادر آسمانی ما هستند و دوست داریم که آنها بالای سر ما بیایند موقع رفتن اگر خدای نکرده حضرت زهرا نیاید بالای سر ما امیرالمؤمنین بالای سر ما نیاید پیغمبر بالای سر ما نیاید معنایش معنای خوبی نیست معنای خیلی بدی دارد.@ یعنی خانواده با تو قهر هستند مثلاً یک پسری رفته مسافرت یک دختری رفته مسافرت، چند سال مسافرت بوده حالا میاید فرودگاه میبیند نه مادرش آمده استقبالش نه پدرش، هیچ کس اصلاً نیامده استقبالش، معنا معنای خوبی ندارد ما انتظار داریم که آنها جدای از آنکه ما را میبخشند اما با ما قهر هم نباشند.@ آشتی باشند ما را تحویل بگیرند ما را پیش خودشان ببرند اینها را دوست داریم، کسی هست این را دوست نداشته باشد؟ همه این را دوست دارند بنابراین ما به این احتیاج داریم خداوند میفرماید پس حالا اگر این را میخواهید باید خودتان اهل گذشت باشید.@ اینقدر کینه به دل نگیرید دلچرکین نباشید یک مادرشوهری یک جاری یک باجناقی یک پدرزنی مادرزنی همکاری یک ظلمی در حق ما کرد اینها را در دلمان نگه نداریم چون در آن صورت آن وقتی در دل ما میماند مثل مریضی است مثل عفونت است خیلی آلودگی در روح انسان کینه ایجاد میکند.@ پس تمرین کردن یعنی همین، پای درس خدا نشستن یعنی همین، یعنی یاد بگیریم که خدا از ما خواسته چطوری شبیه خودش بشویم خدا میگوید ندید بگیرید همانطور که من هم گناهان شما را جزاتان نمیکنم و ضمناً مغفرت هم دارم.@ لذا خداوند بلافاصله میگوید آیا دوست ندارید که خدا مغفرتش شامل حال شما بشود پس روز قیامت من نمیتوانم به خدا بگویم خدایا من را ببخش یا شب اول قبر بگویم خدایا بیخیال شو در حالی که کینه یک عالم از بندگان در دلم باشد خدا میگوید تو خودت عرضه نداری یک نفر را ببخشی.@ مادرزنت را پدرزنت را مادرشوهرت را پدرشوهرت را همسرت را بچهات را دوستت را همسایهات را نتوانستی ببخشی آنوقت از من توقع داری که من گناهان زیاد تو را ببخشم پس ببین خداوند دارد به ما میگوید اگر میخواهید مشمول مغفرت خدا باشید شما خودتان باید اهل بخشش مغفرت باشید و در بخشیدن هم منت سر طرف نگذارید با خدا معامله کنید.@ بگویید خدایا من با تو معامله میکنم خدایا من میبخشم که تو هم ببخشی این خیلی مهم است پس ما برای اینکه بتوانیم شبیه یک استاد بشویم شبیه یک صاحب کمال بشویم.@ باید اول حرفهای آن را گوش بکنیم تا بعد ببینیم چه میگوید تا یواش یواش با انجام حرفهای آن و تمرین روی حرفهای آن شبیه به آن صاحب کمال بشویم ولی دل انسان با هر استادی با هر صاحب کمالی آرام نمیشود.@ میرود ممکن است سر درس یک استادی بنشیند بعد از یک مدت تمرین میکند از آن استاد هم جلو میزند هیچ استادی وجود ندارد که دل ما را در دنیا اشباع بکند و راضی بکند مگر استادی که به اندازه دل ما بزرگ باشد دل ما هم چون بینهایتطلب است تنها اساتید بینهایت از نظر ساختار وجودی خود خدا هست و چهارده معصوم هستند.@ برای همین هم قرآن میگوید اگر کسی خدا و چهارده معصوم را بیشتر از هر کس دیگری دوست نداشته باشد در واقع خودش راضی شده به محدود شدن فاسق شده محدود شده دیگر نمیخواهد رشد زیادی بکند.@ این مثلاً فرض بفرمایید یک ورزشکار یک هنرپیشه حالا هر جور با هر شخصیتی باشد یک نویسنده یک شاعر هم کافی است شخصیتش همان مقدار کوچک است از هر کسی الگو میگیرد از هر کسی میتواند الگوی شخصیتی بگیرد شخصیتش بزرگ نیست قیمت خودش را نمیشناسد.@ ولی یک کسی که میداند قیمتش خیلی بزرگ است جاودانه است خداوند روح خودش را در انسان دمیده او هیچ وقت به کمتر از خدا راضی نمیشود به الگویی کمتر از خدا و الگویی کمتر از چهارده معصوم راضی نمیشود.@ بنابراین حتی اگر در دنیا هم سر درس استادی میرود به این خاطر نیست که میخواهد فقط با آن استاد کار داشته باشد میگوید اگر این استاد حرفی از الله که کمال مطلق هست و الگوهای اصلی من که چهارده معصوم هستند اگر حرفی از آنها دارد میارزد آدم سر کلاسش بنشیند و اگر ندارد میخواهد از خودش حرف بزند ارزش نشستن ندارد.@ کتابهایش را ارزش خواندن ندارد اگر او میتواند من را به کمال مطلق برساند به جاودانگی برساند میتواند من را به خانواده آسمانیام برساند این استاد میارزد آدم سر کلاسش بنشیند و میارزد کتابش هم بخواند و الا اگر استادهایی هستند که کوچک هستند.@ محدود هستند خودکمبین هستند ریزند آنها هم ما را مثل خودشان کوچک و ریز میکنند برای همین هم امام جواد(ع) میفرماید هر کس که دلش را به یک گوینده میدهد در واقع دارد گوینده را عبادت میکند اگر گوینده از الله بگوید شنونده دارد الله را عبادت میکند چون جاودانگی دارد در دل این شنونده میرود.@ و اگر گوینده از شیطان بگوید حرفهای بد بزند حرفهای کوچک بزند حرفهای طبیعی و دنیایی بزند شنونده دارد شیطان را عبادت میکند پس این یک قاعده است حالا پس اول ما قبل از اینکه بخواهیم حرکت مثبتی به سمت انسان بودن سعادت و خوشبختی داشته باشیم.@ چه خوشبختی دنیا چه خوشبختی آخرت اولین کاری که بکنیم باید اطلاعاتمان را بالا ببریم در حرکت به سمت آخرت ما احتیاج به سهتا اطلاعات داریم اول از این باید آخرت را بشناسیم پیغمبر(ص) فرمودند(إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِل بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت هست چرا؟@ چون وقتی من ندانم آخرت چطور جایی هست هیچ وقت برای آنجا هم نمیتوانم حتی اگر قبولش هم داشته باشم نمیتوانم خودم را برای آنجا آماده بکنم نمیدانم باید چکار کنم پنجاه تا سؤال روز قیامت میپرسند من وقتی اصلاً نمیدانم آن سؤالها چیست دوست نداشتم بروم یاد بگیرم وقت نگذاشتم بروم یاد بگیرم همت نکردم یاد بگیرم.@ هیچ وقت هم جواب آنها برایم اصلاً اهمیتی ندارد نمیتوانم خودم را برایش آماده کنم من باید بدانم که آنجا چه سؤالهایی را میکنند من باید چه چیزهایی را جواب بدهم چه چیزهایی نیاز هست برای آخرت، برای بهشت چه چیزهایی نیاز هست.@ من باید آنها را در همین رحم دنیا تهیه کنم مثل جنین موفق، یک جنین موفق برای دنیا دست، پا، چشم، گوش، قلب، سلسله اعصاب همه را تهیه میکند با اینکه هیچ کدام اینها در رحم به دردش نمیخورد ولی برای دنیا دارد کار میکند.@ شما نگاه کنید اگر حرکت جنین را در رحم مادر نگاه کنید فیلمهایش را هم که نگاه کنید حرکت جنین یک حرکت کاملاً بیهوده است یعنی وقتی نگاه میکنید از زمانی که نطفهاش بسته میشود تا وقتی که یک بچه میشود یک حرکتی هست که هیچ کدام معنادار نیست.@ به خاطر اینکه هیچ کدام از چیزهایی که دارد زحمت میکشد به دست میاورد هیچ کدام به درد رحم نمیخورد، چه موقع حرکت یک جنین معنادار میشود و میگوییم کار کار درستی است؟ زمانی که بعد از دوران رحمی ما دوران زندگی دنیا را ببینیم.@ بعد بگوییم حالا این میخواهد اینجا استفاده بکند درست است آنجا کاربرد ندارد اما اینجا استفاده بکند همین فریب را خیلیها میخورد وقتی میگویی نماز، میگوید حالا آنهایی که نماز نخواندند حالا چه شده این فکر میکند نماز فقط باید یک کارآیی الان داشته باشد مثلاً نماز بخوانم یک اتفاقی همین الان برایم بیفتد.@ روزه، حجاب، خمس، زکات، امر به معروف، نهی از منکر، کارهای خوب، پرهیز از محرمات، انجام واجبات، این فکر میکند میگوید اینهایی که نماز نخواندند الان چه شده اینها که مشروب میخورند چه شدند آنهایی که خیلی از واجبات را رعایت نمیکنند.@ این دقت نمیکند این فکر میکند که همه چیز باید با دنیا معنا داشته باشد همین الان یک چیزی دست ما بدهد هر چند انجام واجبات و ترک محرمات بهترین چیزی که در دنیا به ما میدهد این هست که در ما شادی و آرامش ایجاد میکند کسانی که اهل معصیت هستند هیچ وقت دل شادی ندارند دل آرامی ندارند.@ پراضطراب پرتشویش، زودرنج، حساس، عصبی، پرخاشگر، خوابهای بد، گرفتاری زیاد دارند ما خاصیت انجام دستورات خدا را هم در دنیا از آن استفاده میکنیم دنیای شادی داریم آخرت شادی هم خواهیم داشت پس باید انسان اول خودش را به بلندای ابدیت نگاه بکند.@ عاشق خودش به بلندای ابدیت بشود خودش را به بلندای ابدیت دوست داشته باشد و بعد برود سراغ خدا، چون میداند عمر انسان عمر محدودی نیست هر انسانی عمرش چقدر است؟ ما چقدر عمر داریم؟ به اندازه عمر خدا زنده خواهیم بود تا خدا زنده است ما هم زنده هستیم.@ بنابراین من وقتی میدانم من قرار است به اندازه خدا زنده باشم باید به همین بلندا خوشبختی را برای خودم تحصیل کنم و بعد مهمتر از همه این است که من باید به فکر آخرتم باشم چون حیات اصلی من از وفات شروع میشود تازه داستان اصلی زندگی ما از وفات شروع میشود اینجا که رحم است رحم خیلی نه مدتش طولانی هست.@ پیغمبر میفرماید متوسط عمر امت من 60 سال است اگر بگویند 60 سال یعنی بیشتر ما هم که اینجا نشستیم نصفش را دو سومش را گذراندیم الان خیلی طی شده چیزی نمیماند با وجودی که عمر ما جاودانه است ما به کمتر از حیات جاودانه راضی نیستیم.@ حالا اگر اینطوری هست باید خودمان را برای بلندای ابدیت بسازیم خودسازی برای زندگی جاودانه و ابدی داشته باشیم که هم دنیایمان شاد باشد آرامش داشته باشیم و هم آخرتمان شاد و آرام باشد برای همین آخرتشناسی جزء وظائف واجب ماست که ما بدانیم آخرت چطور جایی هست.@ سکرات موت چه اتفاقی میافتد وفات چه اتفاقی میافتد در برزخ که عالم قبر هست میلیاردها برابر زیباتر از اینجا کاملتر از اینجا جذابتر از اینجا پیشرفتهتر از اینجاست آنجا چه اتفاقی قرار است بیفتد اگر من برای یک همچین فضایی که آنقدر بزرگ است.@ بزرگی قبر به اندازه بزرگی دنیاست نسبت به رحم مادر، دنیا چند برابر رحم مادر است؟ اصلاً میشود گفت، شما هر چه چشم میاندازید میلیاردها سال نوری این دنیا بُعد دارد عالم برزخ که همان عالم ملکوت هست یا عالم قبر، این عالم اینقدر عظمت دارد نسبت به دنیا، قبر این گور خاکی نیست که ما را در آن میگذارند.@ در گور خاکی فقط جسم و جنازه را میگذارند آنجا وفاتی صورت نگرفته عالم قبر عالم حقیقی قبر خیلی زیباست خیلی باعظمت است ولی اگر خدای نکرده کسی خودش را برای آنجا آماده نکرده باشد مثل یک جنینی هست که از رحم مادر آمده به دنیای به این بزرگی و قشنگی اما مثلاً برایش چشم نیاورده.@ گوش نیاورده دست نیاورده خیلی خطرناک میشود اگر انسان خودش را برای آن عالم به آن زیبایی آماده نکند و نتواند استفاده بکند جهنم ما اینطوری میشود جهنم یعنی عدم آمادگی برای بهشت، پس جهنم را خدا نمیبرد بلکه ما جهنم را خودمان با خودمان از اینجا میبریم.@ بر اثر تنبلیها، بیحوصلگیها، آن دوتا عامل اصلی که چه چیزی باعث میشود انسان جهنمی بشود؟ تنبلی و بیحوصلگی این دوتا بزرگترین عواملی هست که آدمها جهنمی میشود بیحوصلهها و تنبلها، حوصله ندارند بروند یاد بگیرند حوصله ندارند بروند عمل بکنند.@ در عمل تنبلی میکنند سستی میکنند خوب رعایت نمیکنند کامل رعایت نمیکنند و روحشان به مرور زمان آسیب میبیند لطمه میخورد لذا مهمترین چیزی که در درجه اول ما نیاز داریم اطلاعات است اطلاعات خیلی مهم است نیاز است لذا فرمود(الجَهلُ مَعدَنُ الشَرّ) جهل معدن همه بدبختیهای انسان هست.@ (الجَهلُ أصلُ کُلِّ فَسادٍ) اصل هر فسادی ریشه هر فسادی نادانی است اینکه انسان نداند چه کسی هست نداند از کجا آمده نداند کجا میخواهد برود نداند وظائفش چی هست نداند هدف خلقتش چیست نداند مراحل حیاتش چیست نداند آیندهاش چه میشود نداند آخرت چطور جایی هست.@ اینها همه بدبختی برای انسان میاورد این همه پیغمبر آوردند من الان یک مثال بزنم الان شما اینجا نشستید یک نفر که ما آن را نمیبینیم چه کسی هست از بیرون سالن داد میزند که فرار کنید بمب گذاشتند چند نفر در سالن مینشینند؟@ همه فرار میکنند حالا ممکن است شوخی کرده باشد فقط میخواهد کلاس را به هم بزند یک کسی یک شیطانی میخواهد بیاید کلاس را به هم بزند مثل بچههایی هستند که میروند زنگ خانهها را میزنند فرار میکنند زنگ میزنند فرار میکنند میخواهند آزار برسانند حالا یک کسی سرش را از پلهها بگوید در کلاس بمب گذاشتند در سالن فرار کنید الان منفجر میشود.@ معلوم نیست راست است دروغ است ولی ما همین که یکذره یک درصد احتمال بدهیم راست است همه فرار میکنند حالا شما نگاه کنید این همه 124 هزار پیغمبر آمدند گفتند آخرت داریم قرآن میگوید آخرت داریم میلیونها عالم دانشمند میگویند آخرت داریم مسیحیها میگویند آخرت داریم یهودیها میگویند آخرت داریم.@ میلیاردها انسان روی زمین دارند میگویند آخرت هست حالا یک کسی بگوید ول کن چه کسی رفته چه کسی آمده این را آدم احمق میگویند اگر یک نفر بیاید بگویند بمب گذاشتن هیچ کس فرار نکند یا کسی در نرود میگویند تو احتمال خطر که میدادی عقل میگوید وقتی انسان احتمال خطر میدهد باید احتیاط بکند.@ احتمال خطر احتیاط میاورد یک نفر میگوید بمب، همه فرار میکنند یک درصد احتمال دادند این همه میلیونها جمعیت دانشمند، عالم، فاضل، اولیاء خدا، پیامبران، امامان همه آمدند راجع به آخرت و ابدیت گفتند قرآن کریم که کتابی است که تحریف نشده است.@ هیچ بشر نتوانسته مثلش را بیاورد دارد به ما میگوید آخرت، ابدیت، قیامت، سؤالهای قیامت، قبر، روز قیامت اگر کسی بگوید خدایا من نمیدانستم میگویند نشنیده بودی شنیده بودی یا نشنیده بودی که هست؟ بله شنیده بودم، احتمال هم نمیدادی که راست باشد؟@ انسان اگر احتمال هم بدهد باید احتیاط را رعایت بکند پس ما اول به اطلاعات احتیاج داریم اطلاعات و انسان احمقی نکند جهالت نکند که خودش را به نفهمی بزند لذا یادگیری اینطور مسائل واجب شمرده شده در دین(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.@ ممکن است کسی سؤال بکند طلب علم بر هر مسلمانی واجب است که برود سواد یاد بگیرد برود ریاضیات بخواند زبان بخواند شیمی بخواند فیزیک بخواند پیامبر میفرماید نه، آن علمی که من میگویم بر هر مسلمانی واجب است سهتاست سهتا علم است 1 ـ اصول دین، 2 ـ اخلاق 3 ـ فروع دین، این سهتا بر همه واجب است.@ چون همه انسان هستند و همه حرکت ابدی دارند همه حرکت جاودانه دارند پس سهتا دسته اطلاعات را همه باید بلد باشند 1 ـ آن کمال مطلقی که من عاشقش هستم کیست؟ الله واقعاً کیست؟ الان خیلی از آدمها هستند میگویند ما از خدا خوشمان نمیاید.@ خیلیها در تاریخ از خدا بد هم گفتند اصلاً با خدا دشمنی کردند ولی وقتی به آنها میگویی خدا کیست خدایی که معرفی میکنند معلوم است یک خدای خیالی است خدای حقیقی نیست انسان هم وقتی با خدا درگیر میشود در ذهن خودش با یک خدای خیالی که خودش ساخته درگیر میشود.@ خدای حقیقی که قرآن معرفی میکند کمال مطلق است زیبایی مطلق است هیچ کس امکان ندارد که از او بدش بیاید یا او را قبول نداشته باشد همه عاشقش هستند چو ضعفی ندارد نقصی ندارد کمال مطلق است ما هر وقت خدا را نقص میدهم آن دیگر خدای حقیقی نیست خدای قلابی است.@ هر کس از خیال خودش خدا میسازد هر کس برای خودش یک خدا میسازد به اندازه فهم و شعور خودش، امام صادق فرمود اگر به مورچه بگویی خدا چه شکلی است؟ مورچه میگوید خدا مثل من دوتا شاخک دارد اینطوری است.@ هر کس از نگاه خودش به اندازه سوادش معلوماتش فهمش معرفتش خدا میسازد آنهایی که عاشق خدا میشوند خدا را شناختند که عاشقش میشوند امام حسینی که میاید کربلا همه چیزش را فدای خدا میکند حضرت زینبی که همه چیز را میدهد و بعد میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم.@ او خدایی دیده که میارزد همه چیز را برایش فدا بکنی عاشق این الله هستند پس این الله کیست؟ اهل بیت چه کسانی هستند که خدا به من گفته شما باید اینها را دوست داشته باشید عاشق اینها باشید شبیه به اینها باشید از اینها یاد بگیرید چهارده معصوم چه کسانی هستند؟ پیغمبر کیست؟@ پس اصول دین که میگوییم خدا کیست پیغمبر کیست معصومین چه کسانی هستند ائمه چه کسانی هستند معاد کجاست آخرت کجاست حالا عدل هم بعضیها اضافه میکنند عدل خدا عادل است یعنی باید بدانیم خدا به کسی ظلم نمیکند هر ظلمی هست افراد خودشان به خودشان میکنند.@ خدا روز قیامت میگوید شما در یک خطری احتمال میدادید دهتا شیشه اینجا گذاشتند پنجاهتا شیشه آب اینجا گذاشتند میگویند یکی از آنها سمی است اگر بخورید میمیرید کسی دست به این پنجاهتا میزند؟ میگوید ممکن است همان که من بردارم سم باشد من را جادرجا بکشد میگذاری بچهات بخورد.@ خدا میگوید این همه احتمال، این همه اطراف تو عالم، دانشمند کتاب بود همه میگفتند آخرت معاد قیامت تو چرا اصلاً یک لحظه نترسیدی پس عقلت را به کار نیانداختی جهنم جای بیشعورهاست جای بیعقلهاست.@ قرآن میفرماید اینهایی که به جهنم وارد میشوند فرشتهها به آنها میگویند چه چیزی باعث شد شما جهنم آمدید؟ میگوید دوتا صفت ما نداشتیم.@ (لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر خوب اهل شنیدن بودیم شجاعت و همت شنیدن داشتیم یا خوب فکر میکردیم دیگر جهنمی نمیشدیم اشکال ما این بود که حوصله شنیدن نداشتیم اصلاً خوشمان نمیامد از این حرفها به ما بزنند دوست داشتیم یک حرفهایی بزنند که مربوط به دنیا باشد.@ مسائل دنیایی به ما بگویند یک جایی برویم مثلاً یاد بدهند چطوری بدنتان خوشکل باشد قیافهتان خوشکل باشد چطوری بدوزید چطوری ببافید چطوری سفرهآرایی بکنید چطوری خیاطی بکنید چطوری رانندگی بکنید همین مربوط به اینجا باشد.@ ما حوصله شنیدن در مورد خودمان خود حقیقیمان را نداشتیم چون از خود حقیقیمان متنفر بودیم از خود حقیقیمان بیزار بودیم هر کس و هر جا و هر کتاب و هر چیزی که میخواست ما را یاد خود حقیقیمان بیاندازد ما از آن فراری بودیم دوست نداشتیم برویم بنشینیم یاد بگیریم(نَسْمَعُ) حوصله شنیدن نداشتیم.@ دوم نه تنها نمیخواستیم بشنویم بلکه خودمان هم فکر نمیکردیم آدم عاقل برود یکجا بنشیند فکر بکند این همه آدم راجع به آخرت گفتند حالا شاید راست باشد من بروم یک تحقیقی بکنم بروم یک فکری بکنم بروم یک مطالعهای بکنم شاید راست باشد.@ امام رضا(ع) به یک کسی که به خدا اعتقاد نداشت به آن گفت ببین تو میگویی قیامت وجود ندارد من میگویم وجود دارد گفت بله، امام رضا(ع) فرمود اگر قیامت وجود نداشته باشد چه کسی باخته؟ گفت هیچ کس، نداشته تو به کار خودت راضی بودی در این دنیا، من هم راضی بودم وقتی آخرت وجود نداشته باشد کسی نباخته.@ امام رضا فرمود اگر وجود داشته باشد چه کسی باخته تو یا من؟ گفت من باختم، پس آدم اگر احتمال باختن میدهد. یک خانمی که خیلی متدین بود خانم آمریکایی بود مسلمان شیعه شده بود ایشان میگفت من یک کتابی دستم رسید از مسلمانها خواندم اینطوری شد که یکی از دوستانم به من گفت شاید اینها راست باشد برو فکری کن ببین چطوری هست.@ گفت من آمدم خانه همین فکر که شاید راست باشد دیگر نگذاشت بخوابم همینطوری مطالعه کردم دیدم همه چیز با عقل جور در میاید معقول و منطقی است دیگر نتوانستم مقاومت بکنم هم اسلام را پذیرفتم هم تشیع را پذیرفتم.@ پس اطلاعات حرف آخر را میزند این اطلاعات را ما باید هم برای خودمان تحصیل بکنیم هم برای خانواده باید تحصیل بکنیم چون هر کس زیرمجموعه ماست یک مادری که مثلاً میخواهد باردار بشود قبلاً گفتیم که اول باید قبل از بارداری ما به آنها مراقبت میدهیم.@ شش ماه یکسال قبل از بارداری بیا این ژنهایت را تقویت کن، چند دسته بود ژنها چیزهایی که باید تقویت میکردند؟ پنجتا بود سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، خودت شوهرت بیایید برنامه بگیرید تمرین بکنید تا این بچه با یک ژن قدرتمند در این پنج جهت به دنیا بیاید.@ چون مادر حق ندارد که بچهاش را کوچک ببیند همانطور که خود مادر جاودانه است بچه هم جاودانه است بچه روز قیامت اگر خدای نکرده آلوده بشود جهنمی بشود شب اول قبر خوبی نداشته باشد لعنتش را به پدر و مادرش میفرستد و گناهش هم در نامه پدر و مادر مینویسند.@ میگویند این بچه بچه ابدی بوده بهشت میخواسته چرا این بچه را کوچک نگه داشتی چرا محدودش کردید چرا فقط فکر سلامت و زیبایی و درس خواندنش بودی فقط ازدواج بکند این بچه بهشت میخواست آخرت میخواست خدا نیاز داشت ابدیت نیاز داشت چرا بچهات را کوچک کردی.@ لذا پیامبر میفرماید روز قیامت هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند یک پدر یک مادر از اساسیترین نیازهایی که باید برای بچه تأمین بکنند نیاز به اطلاعات آخرتی و ابدی هست مادر باید تهیه بکند.@ من یادم هست یک موقعی یک نمایشگاهی مؤسسه ما زده بود در سوئیس در ژنو من یک روزی دیدم یک خانم با چه هولوولایی خودش را به من رساند و سلام علیک کرد گفت من خیلی از شما تشکر میکنم من شنیدم که شما کتاب در مورد آموزههای دینی بچهها آوردید از ایتالیا بلیط گرفتم آمدم فقط این را از شما بگیرم برای بچهام ببرم.@ ماشاء الله چه مادری، همت، بلیط از ایتالیا گرفته آمده تا ژنو گفتم خانم تمام شد آنقدر این گریه کرد ناراحت شد گفتم از ایران برایت میفرستم آنوقت اینجا مادرها کتاب کنار دستشان هست به بچه نمیدهند بخواند یا برای بچه اصلاً این چیزها را نمیخوانند که بچه یاد بگیرد که با بلندای ابدیت تربیت بشود.@ میگویند این برود سیندرلا یاد بگیرد سفیدبرفی یاد بگیرد زیبای خفته یاد بگیرد از این کارتونها دم دست بچه میگذارند بچه یواش یواش خراب میشود بچه دیگر روحیهاش میمیرد همینها را برایش میخوانند اینها را بنشین نگاه کن هی وقتش را با این چیزها پر میکنند.@ بعد این بچه اصلاً آنطوری بار نمیاید آن بخش انسانیاش بخش ابدیاش فعال نمیشود همان بخشهای گیاهی و جنسیاش فعال است بزرگ شود فقط دوست دارد دوستپسر داشته باشد یا ازدواج بکند مدرسه برود شوهر بکند دوست داشته باشد بگردد پارک برود همین چیزها را فقط دوست دارد.@ دیگر آن جنبههای عالی انسانی کششهای ابدی بینهایت در بچه فعال نمیشود ظلمی هست که والدین میکنند لذا پیغمبر فرمود هیچ کس روز قیامت به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش خدا را ملاقات نمیکند، چرا؟@ چون در حق اینها جنایت کرده ظلم کرده که خانواده خودش را کوچک دیده ریز دیده خانواده خودش را بزرگ ندیده به اندازه ابدیت، تا بهشت ندیده بهشتشان را دوست نداشته فقط دنیا برایشان خواسته و این توهین به انسانها هست که انسانها را کوچک بکند آدم و ریز ببیند آدمها را، پس ما مهمترین چیزی که الان نیاز داریم داشتن اطلاعات هست.@ پیامبر فرمود طلب علم بر هر مسلمانی واجب است آن علمی هم که واجب است سه شاخه بود اصول دین، اخلاق و فروع دین، اینها را انسان باید یاد بگیرد واقعاً وقت بگذارد چون اگر اینها را یاد بگیریم متوجه میشویم آن الله کیست و با چه روشی من باید خودم را شبیه او بکنم.@ خودم را برای بهشت آماده کنم و بعد گفتیم بهشت هم پاداش انسان نیست از امام کاظم(ع) گفتیم غایت ما بهشت نیست بهشت کمترین جایی هست که ما میتوانیم برویم انسان برای بالاتر از بهشت آفریده شده بهشت مال کسانی هست که حالا سالم متولد میشوند دیگر جهنم نمیروند.@ ولی مقام انسان مقامی هست که بالاتر از بهشت است بهشت برای انسان خلق شده انسان برای بهشت خلق نشده انسان برای بالاتر از بهشت خلق شده پس این را دقت بکنیم ما باید تمام تلاشمان را بکنیم خودمان را قوی بزرگ آنطوری که خدا ما را آفریده خودمان را تربیت بکنیم.@ به بلندای ابدیت به بلندای جاودانگی به لیاقت روح خودمان که عبارت است از خداوند تبارک و تعالی، پس باید این سهتا عشق را در دل خودمان پرورش بدهیم حالا اینکه هر کسی بخواهد بداند واقعاً چقدر زندگی انسانی داشته چقدر رشد انسانی کرده.@ باید ببیند در گذر عمرش الان از این سهتا عشق که گفتیم باید از بقیه عشقها بالاتر باشد از این سهتا عشق کدامش را دارد چندتا دارد و چند درصد هست آیا واقعاً این سهتا عشق بزرگترین عشق زندگیاش هست یا نه، یا نه عشقهایش عشقهای کوچک و محدود است.@ ذلیل و اسیر و محتاج و گدای عشقهای پایین هست عشقهای کوچک عشقهای دنیایی عشقهای محدود، اگر اینطوری هست که خودش را کوچک نگه داشته رشد انسانی ندارد بلوغ انسانی پیدا نکرده پس ما باید برویم به سمت رشد بخش انسانی و بلوغ بخش انسانی این سهتا اطلاعات را یاد بگیریم.@ سهتا اطلاعات را کامل برایش وقت بگذاریم و سؤالهای آخرت را بشناسیم سؤالهای شب اول قبر را بشناسیم اینها چیزهایی هست که ما به زودی به آن خواهیم رسید چند روز دیگر، چند ساعت دیگر به آن میرسیم یعنی دیگر از وضعیتی که داریم از همه عزیزانمان جدا میشویم.@ متولد میشویم به نظام جاودانه آخرتی، وقتی وارد آنجا بشویم آنجا اصلاً چیز دیگری است عالم دیگری است شرائط دیگری است چیزهای دیگری نیاز هست پس ما باید از الان خودمان را برای آن چیزها آماده بکنیم مثل یک جنین موفق، جنین موفق میداند در رحم باید چطوری زندگی بکند و چیزهایی را برای جای دیگر تهیه میکند.@ یعنی میفهمد که باید برای یک جایی که غیر از رحم مادر هست محیط رحمی یک محیط کوچک است غذایش هم یک غذای ساده است بچه خون میخورد ولی میداند که آنطرف باید برای هوا برای انواع غذاها، مزهها، برای رنگها، برای صوتها برای همه چیز تجهیزات مناسب را تهیه بکند تنوع دنیا چقدر نسبت به رحم زیاد است.@ تنوع نعمتها چقدر زیاد است تنوع بهشت مثل تنوع دنیاست نسبت به رحم، میلیاردها برابر بعد از وفات شما وارد یک عالمی میشوید که اینقدر تنوع دارد و اگر کسی خودش را برای آن تنوعها تجهیزات لازم را تهیه نکرده باشد امکانات لازم را نداشته باشد.@ خودش غصه میخورد این غصه جهنم میشود خودش میسوزد این سوختن جهنم میشود وارد جایی شده که آنجا چیزهای زیادی لازم دارد و این هیچی را الان ندارد مثل کسی است الان یکدفعه با هواپیما برش دارند یکدفعه در خیابان آدم را بگیرند.@ یکی از علما میگفت من سربازهای صدام خانهمان آمدند در کربلا همین دم در آمدند گفتند کارت داریم آمدم دم در همینطوری با لباس خانگی بودم من را در ماشین کردند آورد در فرودگاه، از فرودگاه فرستادند تهران نه پاس نه ویزا نه پول نه هیچی.@ یکی از مراجع تقلید میگفت، گفت آمدم در تهران همینطوری هواپیما نشست من را پیاده کردند برف هم میامد زمستان سرد، من یک لباس تنم بیشتر نبود اصلاً نمیدانستم الان اینجا کجا هست اصلاً نمیدانستم من را کجا آوردند حالا باز ایران آدم میتواند بگوید بالأخره تحویل میگیرند اینجا مسلمان هست.@ حالا انسان را ببرند در کشوری الان یک جایی که آدم نمیداند کجاست ولش کنند در یک جایی در بیابانی آدم را بنشانند پیاده کنند بعد بگویند خداحافظ، بعد میایی میبینی نه زبان بلد هستی نه پول داری نه کسی را میشناسی نه کسی تو را میشناسد چقدر برای انسان دردناک میشود.@ حالا اگر یک کسی را بردارند ببرند در برزخ برود در آنجا میبینی با هیچ کس آشنا نیست نه با چهارده معصوم در دنیا زندگی کرده با آنها آشنا نبوده با آنها رفیق نبوده رفت و آمد نداشته نه با خدا رفت و آمد داشته نه با چهارده معصوم نه با فرشتهها این اصلاً دوست بوده.@ انس داشته نه با خودش امکانات آورده هیچی نیاورده چقدر غصه انسان زیاد میشود خیلی سخت است لذا انسان باید خودش را آماده بکند واقعاً، باید زندگیاش را زندگی انسانی بکند و زندگی محدود گیاهی یا زندگی محدود جمادی یا زندگی محدود حیوانی را کنار بگذارد.@ آنها را داشته باشد به اندازهای که در دنیا نیاز هست اما اصل سرمایهگذاری انسان وقت انسان استعداد انسان باید برای خودسازی باشد برای آماده کردن خودمان برای فضای جاودانه بهشت باشد و بالاتر از بهشت انشاء الله.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - زندگی از نو
متن کامل (خام) جلسه 009 - زندگی از نو