جلسه 008 - زندگی از نو
شماره جلسه
8
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
9
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - زندگی از نو

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته قاعدهای مطرح کردیم که این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، گفتیم که ما به سمت آخرت در حال حرکت هستیم و هر لحظه‌ای که از عمر ما میگذرد، ما داریم به آن مرحله تولد باشکوه خودمان نزدیک میشویم و چون آنجا خیلی بزرگ و پیچیده و باشکوه هست.@ اگر برای چنین فضای باشکوه و بزرگی خودمان را آماده نکنیم ورودمان به آنجا به جای شادی برای ما غصه و حسرت و افسردگی و پشیمانی خواهد داشت و برای اینکه دچار یک همچین حالتی نشویم باید خودمان را آن عظمت و بزرگی آنجا را بشناسیم.@ خودمان را برای آن عظمت و شکوه آماده بکنیم تا ورودمان به آنجا همانطور که فرمودند عروسی ما باشد شادی ما باشد در روایت داریم که(المُوتُ عُرسُ المُؤمِن) موت عروسی مؤمن هست.@ یعنی وصال انسان هست به کمالات به حق تعالی به بهشت و به گونهای هم هست که وقتی کسی آماده میشود از اینجا میرود این رفتنش به گونهای هست که بعدش دیگر غم و غصه ندارد میداند که یک شادی جاودان یک عیش جاودان و راحتی جاودان و سعادت جاودان در استقبالش هست در انتظارش هست.@ گفتیم که ما باید برای این مسأله آماده باشیم یک فرمولی علی(ع) دارد برای فهم اینکه ما چطوری باید حرکت بکنیم این فرمول خیلی زیباست میفرماید که(إنَّکُم إلی الآخِرَۀِ صائِرُون وَ عَلَی اللهِ مُعرَضُون) آخرت را که گفتیم توضیح دادیم یعنی همان نظام ابدی که با وفات ما شروع میشود و صائر هم یعنی شونده با صاد هست.@ غیر از سائر با سین است یعنی سیرکننده، سائر با سین یعنی سیرکننده اما صائر با صاد یعنی شونده(إنَّکُم إلی الآخِرَۀِ صائِرُون وَ عَلَی اللهِ مُعرَضُون) شما به سوی آخرت در حال شدن و تکامل هستید و بر خدا عرضه میشوید اگر بخواهیم روی نسبت دقت بکنید.@ صائر با صاد همان حرکت یک نطفه هست از نطفگی تا موقعی که یک بچه کامل میشود یعنی شدن، پس حرکت ما به سمت آخرت مثل حرکت جنین در رحم مادر هست به سمت دنیا یک جنین از جایی به جایی حرکت نمیکند مسافتی را طی نمیکند به جایی نخواهد رفت همانجا در رحم مادرش یعنی در دل دنیا در رحم مادرش هست.@ دنیا محیط بر رحم هست این در رحم آماده میشود و فقط یک وفات از رحم و یک تولد به دنیا پیدا میکند ما هم الان آخرت با ما هست یعنی آخرت دنیا را احاطه کرده در رحم دنیا در حالی که محاط هستیم نسبت به آخرت داریم زندگی میکنیم.@ آخرت الان با ماست همین الان با ما هست فرشتهها همین الان هستند نظام برزخی همین الان همه جای ما را احاطه کرده همه جای عوالم ما وجود ما محاصره هست مثل یک رحم که محاصره دنیاست همه جای عوالم ما محاصره شده از نظام ملکوتی و نظام فرشتگان و نظام ماوراء طبیعی، ما فقط یک انتقال پیدا میکنیم.@ یعنی در رحم که هستیم یک انتقال از اینجا پیدا میکنیم از رحم دوم که دنیاست انتقال پیدا میکنیم یک لحظه این بدن را رها میکنیم وارد آن نظام میشویم پس ما برای رفتن به سمت آخرت مسافتی را طی نمیکنیم.@ از اینجا یک کسی فکر کند روح را از اینجا میبرند آسمانها، از آنطرف آسمانها یک جایی هست به نام آنطرفها آن آخرهای آسمانها یک جایی هست به نام برزخ یا بهشت، نه آن چیزی که ما به آن میگوییم نظام برزخی نظام ملکوتی آن چیزی هست که همین الان ما را در احاطه خودش دارد.@ همانطور که جنین از رحم مادر فقط یک تغییر مکان میدهد یک لحظه از رحم مادر به دنیا میاید ما هم یک لحظه از اینجا وارد نظام برزخی میشویم تمرینهایش هم قبلاً توضیح دادم مثل خواب است شما یک لحظه که خوابتان میبرد یک لحظه که خوابیدید بدنتان رها میشود با یک بدن دیگر بلافاصله با آن بدن دارید کار میکنید.@ اصلاً انتقال را شما نمیفهمید وفات را نمیفهمید ما بدن دوممان که بدن برزخی هست بدن مثالی هست همان لحظه با ما هست یعنی با ما آن بدن هست ولی الان چون ما تمام نفسمان اشتغال به آن بدن دارد از آن بدن غافل است نه اینکه آن بدن نیست آن بدن الان هم با ما هست.@ ولی ما چون در بیداری و در فضای ماده با این بدن انس داریم از آن بدن غفلت میکنیم و بعد به محض اینکه از این بدن غفلت کردیم توجهمان به آن بدن جلب میشود آن بدن را به کار میگیریم موقع خوابیدن دیدید چطوری هست مثل خواب است.@ لذا میفرماید مرگ مثل خواب است(النَوم أخُ المَوت) خواب برادر مرگ است وقتی میگوید برادر مرگ است یعنی مثل همان است شما همین که میخوابید چطوری با یک بدن دیگر به کار میروید این بدن را رها میکنید موقع رفتن هم همینطور است.@ یک لحظه طرف میبینی با هر چی یا با سکته یا در خواب یا با یک بیماری یا با تصادف یا با هر چیز دیگری یک لحظه میبینی که این بدن نیست و آن بدن هست با آن بدن وارد نظام ملکوتی و نظام برزخی میشویم ما یک شدن داریم.@ جنین در رحم مادر که هست یک موجود است ولی دائماً در حال قدرت بزرگ شدن افزایش و تناسب پیدا کردن با محیط دنیاست در لحظهای که سلول تخم هست یعنی اسپرم و تخمک که لقاح پیدا میکنند کسی فکر نمیکند که این قرار است یک انسان کامل بشود اصلاً میتواند این یک همچین چیزی بشود یا نه این معجزه الهی است.@ بعد میبینیم که این یک سلول یواش یواش شد دوتا شد سهتا شد چهارتا شد پنجتا، یواش یواش یکسره تقسیمات را انجام میدهند تقسیمات میتوزی و میوزی و این همینطوری زیاد میشود یک توده سلولی میشود.@ بعد این توده سلولی که درست شد بعد یواش یواش از این توده سلولی فرشتهها شروع میکنند روی این توده کار میکنند نقاشی میکنند و تصویرگری میکنند روی این توده سلولی و این توده سلولی یک قسمتش مغز میشود یک قسمتش استخوان میشود یک قسمتش پوست میشود چشم میشود دست میشود پا میشود.@ به مرور زمان این یواش یواش شکل یک بچه را پیدا میکند و بعد این تغذیه صورت میگیرد اول شکل بچه را پیدا میکند در حالت کوچکتر و بعد ذره ذره بزرگ میشود هر چقدر هم بزرگ میشود به خصوصیات دنیایی شبیهتر و نزدیکتر میشود هر چقدر بزرگ میشود برای تولد آمادهتر میشود.@ عین این حالت را ما الان در رحم دوممان که دنیا هست باید داشته باشیم یعنی ما باید روحمان متناسب با شرائط بهشتی اول شکلش بدهیم و بعد قویاش بکنیم اما اگر روح اول بهشتی نشود شکل بهشتی نگیرد شکل جهنمی بگیرد اگر بخواهد آماده بشود باید اول آن خصوصیات جهنمیاش را از دست بدهد.@ از او گرفته بشود اول خصوصیات بهشتی پیدا بکند بعد یواش یواش آن خصوصیتها را با غذا با عبادت با معرفت با عمل یواش یواش آن شکلها را به دست بیاورد پس ما اول باید بدانیم سلامت یعنی چی وقتی میخواهیم راجع به سلامت صحبت بکنیم.@ باید بدانیم سلامت یعنی چی چون گفتیم پنج نوع یا شش نوع تولد داریم تولدهای سالم، سالم قوی، بیمار، ناقص، این تولدها، که گفتیم ناقص را دوجور میتوانیم حساب بکنیم با آن محاسبهای که توضیح دادیم که بعضی وقتها نقص کمبود است بعضی وقتها اضافه آوردن هست.@ مثل یک دست اضافه پای اضافه سر اضافه ولی بالأخره میشود کلاً این دوتا را در یک تولد گنجاند و گفت تولد ناقص. ما الان باید اول بدانیم تولد سالم چیست ملاک سلامت را بدانیم چیست تولد سالم چی هست تا در دنیا اول روحمان را با ملاک تولد سالم هماهنگ بکنیم.@ بعد یواش یواش شروع کنیم به تغذیه، یواش یواش این را تغذیه بکنیم تا شکل بگیرد رشد پیدا بکند و قوی بشود، الان الگوی یک جنین در رحم مادر چیست؟ ژنی که از پدر و مادر گرفته یعنی یک پدر و مادر بیرون داریم که این اسپرم و تخمک از آنهاست بعد مادر از جهت پنجتا صفت کلی گفتیم سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق.@ یک خصوصیاتی این مادر دارد که تخمک دارد پدر هم که اسپرم را به اشتراک گذاشته از این پنج صفت یک خصوصیاتی دارد حالا قوی یا ضعیف، این دوتا وقتی با هم ترکیب میشوند حدوداً 55% مادر 45% پدر اشتراک میگذارد.@ ترکیب اینها میشود زمینه اولیه رشد یک سلول تخم یا آن جنین که بعداً شکل میگیرد حالا ممکن است مادر در طول دوران، ما خودمان در مراقبتها میدهیم مثلاً مراقبت ماه اول دوم تا نُهم مراقبت میدهم به کسانی که باردار هستند و بعد هم برای بعد از تولد، اما ممکن است در این نُه ماه مادر یک فعالیتهایی را انجام بدهد.@ فعالیتهایی که این جنین خصوصیتهایش قویتر بشود یعنی آن ترکیبی که صورت گرفته از مادر و پدر میشود یک ترکیب اولیه، یعنی دارایی اولیه از ترکیب خصوصیتهای پنجگانه پدر و مادر دارد ولی کارهایی را میشود کرد که جنین کارهایی را انجام بدهد که این قویتر بشود در رحم.@ کارهایی بکند که این یا اگر نقصها یا ضعفهایی را دارد پدر داشته مادر داشته هر دو داشتند این ضعفها از بین برود برطرف بشود و چیز قویتری در بیاید تا بعد متولد بشود دقیقاً ما در رحم دوم که هستیم یعنی در رحم دنیا که هستیم داریم به سمت آخرت حرکت میکنیم.@ الگویمان چه کسی بوده یعنی آن کسی که ما از آن آمدیم چه کسی بوده آن روحی که در ما دمیده شده الان ما هستیم این روح را داریم چون جنین در دنیا چیست؟ جنین در دنیا روح ماست در رحم مادر آن بچه است آن بدن است ولی وقتی به دنیا میاییم الان ما به اصطلاح روح ما شخصیت ما آن جنین هست که دارد شکل میگیرد به سمت آخرت دارد حرکت میکند.@ چون این روح منتقل به آخرت میشود وفات به آخرت پیدا میکند بدن ما وارد آخرت نمیشود، بدن ما چیست؟ بدن ما الان فقط حکم جفتی را دارد که در رحم مادر بچه را به رحم مادر وصل میکند و از طریق آن جفت تغذیه صورت میگیرد بدن ما هم باعث شده روح ما با دنیا فعلاً گیر بکند در دنیا.@ پیوند داشته باشد در دنیا و بتواند تا مدتی که در دنیا هست زنده بماند و تغذیه بکند ولی این بدن بعداً رها میشود مثل جفت که ما رهایش میکنیم این هم رها میشود و بعد آن شخصیت اصلی که ساخته شده وارد نظام برزخی میشود بنابراین ما اول باید ملاک سلامت را بدانیم چی هست الگوی ما چه بوده.@ الگویی که از رحم هست ترکیب خصوصیتهای پدر و مادر در سلول تخم هست که ترکیب اسپرم و تخمک است ولی الگوی ما چه بوده یعنی ما از کدام الگوی کامل وارد دنیا شدیم که حالا باید شبیه به آن بشویم و برگردیم الگوی ما روح خداست خدا فرمود(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم.@ روح خودم را که در مقیاسی که نمودار منحنی قوس و نزول بود توضیح دادیم روح خدا همان نور محمد (ص) همان انسان کامل هست روح خدا یا همان انسان کامل، خداوند در اولین جلوه خودش در اولین تجلی خودش اولین مخلوقش نور پیامبر را خلق میکند که همه خصوصیات خدا را دارد انسان کامل.@ غیر از یک خصوصیت و آن این است که خدا خالق است و او خالق نیست خدا قائم به ذات است و او قائم به ذات نیست قائم به خداوند هست غیر از این مورد خداوند همه خصوصیات کمالی خودش را به این نور میدهد در این نور جلوه میکند.@ بعد میفرماید من از روح خودم یعنی از همین نور در همه انسانها دمیدم پس الگوی کامل ما آن چیزی که ما باید شبیهاش بشویم در دنیا، برگردیم همان روح خداست یا خود خداوند تبارک و تعالی است فرقی نمیکند چون خدا جلوه کامل در این کرده پس ما باید وقتی میخواهیم برگردیم تلاشمان این باشد.@ همانطور که یک جنین وقتی میخواهد برگردد هر چقدر به سلامت نزدیکتر باشد به یک انسان کامل یعنی بدن کامل سالمتر نزدیکتر باشد خوشبختتر هست ما هم در حرکتمان به سمت آخرت موقع وفات هر چقدر شبیهتر به خدا باشیم یا شبیهتر به پیغمبر و اهل بیت باشیم.@ سعادتمان بیشتر است و هر چقدر دورتر باشیم از سعادت کمتر بهرهمند هستیم پس اینکه در روایات داریم پنجتن میایند بالای سر شخص شخص را با خودشان بهشت میبرند یا چهارده معصوم میایند انبیاء دیگر میایند یا اولیاء میایند این بسته به این هست که این شخص چقدر توانسته باشد به آنها شباهت پیدا بکند.@ چقدر توانسته باشد به آنها شباهت پیدا بکند تا آنها را جذب بکند و بیایند او را ببرند اینکه در روایت داریم بعضیها چندصد هزار سال طول میکشد تا ما را ببیند برای این هست که اینها در دنیا رفتارهایی کردند که بین خودشان و آن الگو چندصد هزار سال فاصله انداختند.@ خودشان خودشان را عقب نگه داشتند مثلاً الگوی ما مادرمان فاطمه زهراست پدرمان آقا امیرالمؤمنین هست اینها الگوهای ما هستند پس ما باید ببینیم وقتی میخواهیم وارد بهشت بشویم اگر هر چقدر شبیهتر باشیم به فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین سلامت ما وفات ما شیرینتر و شادتر و آرامتر است.@ هر چقدر خصوصیتهای رفتاری ما ظاهری و باطنیمان با فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین اختلاف داشته باشد رفتن ما آنطرف غصه و حسرت و پشیمانی می آورد پس ما الگویمان در سلامت نفس چی هست پس الان یواش یواش داریم به دست میاوریم که سلامت یعنی چی.@ وقتی میگوییم تولد از رحم مادر یک جنین تولد سالم باید داشته باشد و از رحم دنیا هم باید به برزخ تولد سالم داشته باشد تولد سالم را از رحم به دنیا فهمیدیم یعنی چی یعنی شبیه یک انسان باشد یعنی بدنش بدن یک انسان باشد.@ اما از رحم دنیا به برزخ باید شبیه انسان کامل باشد و همان خصوصیات الهی و صفات و اخلاق و کمالات الهی باشد چون الله الگوی ماست یا نور او، قرآن فرمود(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) رسول خدا اسوه کامل شما هست الگوی شما هست بنابراین علامت سلامت شباهت به پیغمبر هست یا شباهت به خود خداوند تبارک و تعالی است.@ حالا اگر یک جنین در رحم مادر حرکتش به سمت انسان شدن نباشد یعنی روزبهروز شبیه یک انسان نشود و بلکه از آن حالت فاصله بگیرد مثلاً سونوگرافی کردیم دیدیم این دارد فاصله میگیرد بعد از چند ماه که نگاه میکنیم اصلاً دست ندارد ولی چهارتا پا دارد اینطوری هست.@ الان جنینهایی میایند که اینطوری هستند یا چهارتا دست دارند پا ندارند یا دوتا سر دارند ولی اصلاً از کمر به پایین را ندارند، وقتی این حالت را میبینیم یعنی چه اتفاق افتاده؟ انحراف ایجاد شده در مسیر حرکت این، به اصطلاح میگویند فسق یعنی انحراف از حالت طبیعی.@ وقتی که از حالت طبیعی یک چیزی خارج میشود اصطلاح فسق را برایش به کار میبرند یعنی آن به آن سمت نزدیک نمیشود آن خصوصیتها را پیدا نمیکند وقتی یک نفر در زندگیاش یکطوری زندگی کرد که حرکت زندگیاش به سمت شبیه پیغمبر شدن شبیه فاطمه زهرا شدن شبیه امیرالمؤمنین شدن و شبیه خدا شدن نباشد.@ یعنی این در مسیر زندگیاش انحراف ایجاد شده فسق ایجاد شده این به آن خصوصیتها نزدیک نمیشود به آن کمالات نزدیک نمیشود دارد دور میشود این را خسارت میگویند خسران و فسق.@ خیلی خطرناک است که انسان یکطوری زندگی بکند که روزبهروز از نظر ظاهر و باطن بین او و خانواده اصلیاش ریشه اصلیاش پدر و مادر اصلیاش و آسمانیاش و حقیقت خودش فاصله اتفاق بیفتد این خیلی بد است و خطرناک است.@ معنایش این است که ما وقتی ملاک سلامت را میدانیم باید الگوهای زندگیمان آنها را قرار بدهیم اینکه قرآن میفرماید الگوی شما رسول خداست یا حضرت صاحب الزمان(ع) میفرماید الگوی من فاطمه زهراست یعنی یک انسان کامل را دارد مثال میزند که ما باید به سمت آن از نظر خصوصیتهای روحی اخلاقی معنوی و فکری به آنها شبیه بشویم.@ پس ما باید نوع تصمیماتمان، انتخابهایمان، ارتباطمان، رفتارهایمان سبک زندگیمان به گونهای انتخاب بشود که این سبک زندگی مانع شبیه شدن ما به اصل خودمان نشود به ریشه خودمان نشود اگر سبک زندگی یک نفر طوری بود که داشت نمیگذاشت که این شبیه اصل خودش بشود نمیگذارد که سعادتمند بشود.@ باید آن سبک را انسان تعطیل بکند و باید برگردد یک سبک جدیدی را انتخاب بکند تا وقتی نمرده و فرصت هست و در این فرصت خودش را شبیه بهشت بکند شبیه شرائط بهشتی بکند و روح را متناسب با فضای بهشت تربیت بکند.@ همانطور که یک جنین در رحم مادر بدن را شبیه شرائط دنیا تربیت میکند ما هم باید در رحم دوم که دنیاست آمدیم برای حرکت به سمت آخرت خودمان را شبیه آخرت بار بیاوریم یعنی شبیه بهشت تربیت بکنیم روحمان را شبیه بهشت تربیت بکنیم.@ لذا در قرآن کریم برای ما چندتا شاخص گذاشتند که میگویند شما اگر میخواهید بدانید که حرکت روحتان در رحم دنیا به سمت آخرت حرکت سالمی هست یا نه خودتان را با آن شرائط بسنجید در آینهای هست ما نگاه کنیم الان ما میتوانیم بفهمیم که جنین حرکتش طبیعی هست یا نه چطوری؟@ با سونوگرافی با آزمایش میشود فهمید که این جنین قلبش دارد کار میکند ضربان قلبش طبیعی است رشدش طبیعی است اندازهاش طبیعی است اینها را میتوانیم بفهمیم هر چقدر هم علم پیشرفت میکند امکان ارزیابی جنین بیشتر میشود که میتوانیم بررسی بکنیم.@ ما هم میتوانیم الان در رحم دوم که هستیم رحم دنیا از خودمان عکس بگیریم خداوند چندتا آینه گذاشته میگوید شما اگر میخواهید بدانید شبیه بهشت شدید شبیه انسان شدید در اینها خودتان را نگاه کنید میتوانید بلافاصله بفهمید هم خودتان را میتوانید بشناسید هم دیگران را، چون آینه است.@ وقتی آینه شد برای بررسی همه کس به درد میخورد در آینه آدم نگاه میکند یا دیگران را جلوی این آینه میگذارد و معلوم میشود که این شخص الان حرکتش به سمت آخرت حرکت سالمی هست یا نیست آن آینه چیست؟ آیهاش را برایتان بخوانم آیه 24 سوره مبارک توبه آیه را بخوانم این آیه خیلی مهم هست.@ حتماً این آیه را بنویسید در خانهتان بزنید جلوی چشمتان باشد یا در تلفن همراه بگذارید یا روی صفحه رایانه بگذارید یا روی یخچال بگذارید یا در اتومبیل بگذارید جلوی چشمتان باشد این آیه خیلی مهم است.@ صبح به صبح که شما از خانه میخواهید در بیایید خودتان را در این آیه که همان آینه هست نگاه بکنید دقیقاً میفهمید که حرکت شما حرکت طبیعی هست یا حرکت غیر طبیعی هست رشدتان رشد طبیعی هست یا رشد غیر طبیعی هست.@ سوره توبه، آیه 24 (قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) بگو، این بگو خیلی مهم است.@ قبلاً هم گفتم هر جای قرآن بگو آمد یعنی مطلب خیلی مهم است شاهکلید است خیلی حیاتی هست در واقع یک آینه است میخواهد جلوی چشم ما بگذارد ما در این آینه میتوانیم خیلی چیزها را ببینیم بگو اگر بدرانتان(إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) پسرهاتان، پدرها را که میگوید مادرانتان را هم در برمیگیرد.@ پسرها را که میگوید دخترانتان را هم در برمیگیرد و برادرهایتان که خواهرها را هم در برمیگیرد و همسرانتان، و عشیرهتان فک و فامیل و خاندانتان، (وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها) اموالی که جمع کردید و شغل و تجارتتان و خانههایی که ساختید و از آنها راضی هستید خانههایی که دلتان را برده و خیلی شیفته آن خانهها هستید.@ یعنی هشت تا مظهر طبیعت، دنیا و کمالاتی که قبلاً گفتیم اینها جزء کمالات جمادی و نباتی و حیوانی از هر سه هم خداوند مثال زده بگو اگر اینها نزد شما در دل شما محبوبتر از سه چیز هستند الله، پیامبر و همان اهل بیت(ع) و جهاد در راه خدا.@ اگر آن هشت تا برای شما محبوبتر از این سهتا هستند پس منتظر عذاب باشید یعنی بدبخت میشوید یعنی مسیرتان انحراف دارد مسیر شما مسیر طبیعی نیست(وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) خدا فاسقین را هدایت نمیکند، چرا کلمه فاسق را به کار برده؟@ چون شخص از حالت طبیعی منحرف شده طبیعت انسان این هست که انسان عاشق کمال مطلق است انسان از کمالات محدود بدش میاید از محدودیت بیزار است بدش میاید از کمال محدود متنفر است پس طبیعی انسان این هست که عاشق کمال مطلق باشد کمال جاودانه باشد اگر آمد عشق به کمال مطلق و جاودانه را رها کرد عشق به الله را رها کرد.@ رفت سراغ عشق به کمالات محدود پیدا کرد و عاشق کمالات محدود شد پس مسیر بینهایتطلبیاش و رسیدن به بینهایتش اختلال پیدا کرده دچار فسق شده یعنی انحراف دارد اگر یک کسی محدود را ترجیح داد به نامحدود یعنی این دیگر طبیعی نیست.@ یعنی بدبخت میشود بیچاره میشود یعنی جهنم میرود چرا؟ چون روح انسان فقط و فقط با رسیدن به کمال نامحدود و بینهایت آرامش پیدا میکند و شاد میشود انسان وقتی که در یکجا محدودش بکنی احساس زندانی بودن محدودیت کوچک بودن و له میشود.@ لذا قرآن میگوید اگر یک آدمی را شما دیدید که دنیا را ترجیح داد به آخرت به خدا، خانواده را ترجیح داد به خانواده آسمانیاش، شوهرش و زنش و بچهاش و خواهر و برادرش را چیزهایی که محدود به دنیاست کمالات دنیایی هست ترجیح داد به حیات جاودانه به زندگی ابدی این معلوم است شعورش را از دست داده فهمش را از دست داده.@ حرکتش دیگر حرکت طبیعی نیست این دیگر در واقع همانجا در دنیا خودش را گرفتار کرده دیگر برای آخرت دیگر آماده نمیشود، چون گفتیم آماده شدن برای آخرت یعنی چی؟ یعنی خودمان را با شرائط بینهایت تربیت بکنیم.@ آن الگوهای اصلیمان مثل جنین که در رحم مادر خودش را با الگویی که بیرون از رحم هست یعنی پدر و مادر سالم تربیت میکند ما هم باید با اصل سالم خودمان که عبارت بودند از محمد و آل محمد(ع) ما باید با اصل سالم خودمان خودمان را تربیت بکنیم با تناسب به آنها خودمان را تربیت بکنیم.@ اگر یک نفر آخرت را رها کرد به دنیا چسبید دنیا را ترجیح داد به آخرت، کمالات دنیا را ترجیح داد به کمالات ابدی و آخرتی در این فسق ایجاد شده این دیگر نمیتواند به سمت آخرت حرکت بکند این ترجیح داده در دنیا یک چیزهایی را به دست بیاورد.@ حالا اگر آخرتش خراب شد خیلی برایش مهم نیست دیگر اهمیتی برایش ندارد این فسق میشود پس قرآن میگوید عشق سه چیز باید از هشت چیز در دل شما بیشتر باشد خدا، چهارده معصوم و جهاد، حالا چرا خدا؟ چون خدا کمال مطلق است نامحدود است، چرا چهارده معصوم؟ برای اینکه اینها خلیفه خدا هستند مظهر خدا هستند.@ الگوهای ما در روی زمین هستند و اگر ما به اینها که انسان کامل هستند عاشقشان نباشیم حرکتی به سمت کمال نمیکنیم شما نگاه کنید الان در هر جامعهای هر انسانی که کمالاتی دارد همه به او احترام میگذارند آیا این احترام گذاشتن به آدمهایی که کمالات حقیقی دارند نه کمالات قلابی.@ مثلاً پولدار بودن کمالات حقیقی نیست گفتیم پول جزء کمالات جمادی است مقام داشتن کمال حقیقی نیست مقام جزء کمال حیوانی بود زیبا بودن جزء کمالات حقیقی نیست زیبایی از کمالات گیاهی بود مثلاً شما میگویید یک انسانی مهربان است.@ یک انسانی قهرمان است یک انسانی شجاع است سخی است هنر دارد قدرت دارد کمالاتی دارد بزرگانی که ما الان در طول تاریخ یادشان میکنیم از آنها تجلیل میکنیم آیا این کار کار درستی است یا غلط است؟ تجلیل از بزرگان کار درستی هست یا غلط است؟ کار درستی است از شهدا، بالاترین اینها شهدا هستند.@ اگر ما از اینها تجلیل میکنیم چرا تجلیل میکنیم؟ چون خوب بودند برجسته بودند به عالیترین مقامات خودشان را رساندند کمالات داشتند درست هم هست پس انسان نمیتواند یک موجودی را که واقعاً کمال دارد دوست نداشته باشد میخواهد آن کمال را خودش هم به دست بیاورد. پس نمیشود.@ انسانی که میخواهد روح بینهایتطلب داشته باشد الله را نخواهد چهارده معصوم را نخواهد اگر کسی با الله انس ندارد الله را دوست ندارد یعنی حرکت روحش متوقف شده انحراف پیدا کرده اگر کسی چهارده معصوم را دوست نداشته باشد.@ یعنی الگوهای کامل انسانیت کاملترین انسانها را دوست نداشته اگر کسی کاملترین انسانها را دوست نداشته باشد معنایش این هست که این شخص به کمال علاقهای ندارد که کاملترین انسانها را دوست ندارد این مریض است این انحراف دارد این مشکل دارد که نمیتواند کاملترین انسانها را دوست داشته باشد.@ عاشق کاملترین انسانها باشد جهاد برای چی؟ چرا جهاد؟ جهاد برای اینکه اگر کسی کسی را دوست داشت باید برای رسیدن به آن تلاش بکند نمیشود بگویی من دیپلم را دوست دارم اما درس نمیخوانم دانشگاه را دوست دارم اما درس نمیخوانم دوست دارم دکتر بشوم اما حوصله درس خواندن ندارم.@ دوست دارم هنرمند بشوم اما اینکه بخواهم روی چیزی تمرکز بگیرم کار کنم حسش را ندارم یا اینکه من بچهام را دوست دارم اما اگر مریض بشود برایم فرقی نمیکند بمیرد هم فرقی نمیکند این معلوم است طبیعی نیست بچهام را دوست دارم.@ اما اگر یک کسی بخواهد یک حیوانی یک بادی یک مانع طبیعی خطر طبیعی مثل برقگرفتگی، آتش یا یک حیوانی یا یک انسانی بخواهد بچهام را تهدید بکند بکشد من برایم مهم نیست معلوم است این اصلاً بچه را دوست ندارد اگر کسی بچه را دوست داشته باشد از دشمنان بچهاش بیزار است.@ از خطراتی که بچه را ممکن است تهدید بکند با آن خطرات درگیر میکند جهاد یعنی روح مبارزه با هر کمالی که انسان را محدود میکند جهاد غیر از جنگ است جنگ که در تاریخها زیاد است این جنگها برای چه انجام شده؟ برای کمالات جمادی بوده میخواستند به طلا برسند به نفت برسند به منابع برسند.@ برای قدرت بوده برای حسادت بوده برای درگیری بوده سر کشورگشایی و چیزهای اینطوری بوده این اصلاً چیز پسندیدهای نیست ما در اسلام جنگ اینطوری نداریم در اسلام جهاد داریم جهاد برای این هست که آدمها یا شرائطی که سایر انسانها را محدود نگه میدارند و نمیگذارند به کمال مطلق خودشان برسند.@ با آنها باید مبارزه کرد این را جهاد میگویند که کار مقدسی هست و اگر کسی در این راه هم کشته بشود نزدیکترین انسانها به خداست شهید شده در راه کمالات، شهید یعنی کسی که کشته فضیلتهاست.@ برای رسیدن خودش و دیگران به فضیلتها تلاش کرده مبارزه کرده و در این راه هم کشته شده این خیلی ارزش دارد پس اگر یک کسی روح جهاد نداشته باشد یعنی اصلاً خدا را دوست ندارد اصلاً خودش را دوست ندارد یعنی از خودش متنفر است وقتی انسان از خودش متنفر شد دیگر حالت طبیعی ندارد.@ چون طبیعی این هست که انسان از خودش متنفر نباشد واقعاً کمالات خودش را بخواهد پس اگر یک کسی خدا را دوست نداشته باشد بگوید من خدا را دوست ندارم اهل بیت را دوست ندارم یعنی انسانهای کامل را دوست ندارد یعنی نمیخواهد به آن کمالات برسد.@ بگوید من فلان ورزشکار فلان هنرپیشه فلان خواننده فلان شاعر فلان نویسنده را بیشتر از اهل بیت قبول دارم و دوست دارم اگر اینطوری گفت یعنی انسانهای کوچک و با کمالات بسیار بسیار محدود را ترجیح میدهد به انسانهای بزرگ و کمالات بینهایت، این آدم طبیعی هست یا نه؟@ نه اگر یک کسی مثلاً بگوید من دیپلم را بیشتر از لیسانس دوست دارم طبیعی نیست لیسانس را بیشتر از فوق لیسانس دوست دارم طبیعی نیست فوق لیسانس را بیشتر از دکترا دوست دارم طبیعی نیست چون آنها نسبت به پایینیها کمالات برتر هستند یک کسی بگوید من یک میلیون تومان را بیشتر از صد میلیون تومان دوست دارم طبیعی نیست.@ اگر یک کسی کمال محدود آدمهای محدود را ترجیح داد به کمالات نامحدود و آدمهای نامحدود معلوم است این آدم خودش کوچک است این آدم اصلاً انحراف دارد یک کسی که میتواند فاطمه زهرا را الگوی خودش بکند ائمه را الگوی خودش بکند.@ رسول الله را الگوی خودش بکند حتی خدا را الگوی خودش بکند چون پیغمبر فرمود خدا را الگوی خودتان بکنید(تخلقوا باخلاق الله) به اخلاق خدا خودتان را متخلق بکنید یک کسی که میتواند اینطوری باشد و نباشد در واقع دارد خودش را محدود میکند دارد خودش را کوچک میکند این فسق دارد طبیعی عمل نمیکند.@ پس ملاک تولد سالم چیست؟ ملاک تولد سالم از رحم دوم یعنی دنیا به آخرت این هست که ما شبیه انسانهای سالم و کامل بشویم شبیه الله یا جلوههای الله کمالات الله.@ پس اینکه قرآن در سوره شعراء آیه 89 میفرماید(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه هیچ چیز دیگری فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد نمیخورد از همان هشتتا چیزی که در سوره توبه گفته هیچ چیزی به درد نمیخورد.@ جز اینکه انسان با روح سالم متولد بشود از امام صادق(ع) سؤال کردند روح سالم یعنی چی؟ فرمود روح سالم یعنی(الّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ أحَدٌ سِوی) روح سالم یعنی که به ملاقات خدا برود و هیچ چیز جز خدا در آن نباشد یعنی انسان عاشق کمتر از خدا نباشد اگر هم عاشق کمتر از خداست عیبی ندارد.@ ولی عشق خدا باید در دلش بیشتر باشد نه وجود داشته باشد بلکه بیشتر باشد لذا خود خدا هم در قرآن داریم در روایت هم داریم آن هشت تا چیز را نمیگوید دوست نداشته باشید اتفاقاً میگوید هر کس به خدا نزدیکتر هست آن هشت تا چیز را بیشتر هم دوست دارد هیچ اشکال ندارد.@ انسان پدر مادر خواهر برادر اقوام همسر اینها را دوست داشته باشد و امام صادق میفرماید اتفاقاً علامت اینکه یک نفر ایمانش بالاست این هست که بتواند خانوادهاش و اطرافیانش را دوست داشته باشد این هیچ اشکالی ندارد انسان هر چقدر به خانواده محبت داشته باشد انسانتر است شبیهتر به خداست.@ چون رحمانیت است، دوست داشتن یعنی چی؟ یعنی رحمانیت، اگر در انسان رحمانیت باشد هر چقدر انسان رحمانتر بشود به خدا شبیهتر شده مگر قرار نیست ما شبیه خدا بشویم پس انسانی که در آن خشونت هست زودرنجی و حساسیت و عصبانیت هست.@ توقع هست پرتوقعی هست خود کمبینی هست این معلوم است اصلاً شبیه خدا نیست نه قوی است نه مهربان است نه امیدوار است یک شخصیت له و کوچک دارد یک شخصیت آسیبپذیر دارد این معلوم است اصلاً قوی نشده رشد نکرده پس اگر کسی مهربان نبود یعنی شبیه خدا هم نشده.@ پس خدا نمیگوید شما آن هشت تا چیز را دوست نداشته باشید مثلاً مال را دوست نداشته باشید خانه را دوست نداشته باشید میگوید دوست داشته باشید، اما باید چه چیزی را بیشتر دوست داشته باشید؟ خدا را، از کجا میتوانیم بفهمیم که ما خدا را بیشتر از آنها دوست داشته باشیم؟@ از اینجا میتوانیم بفهمیم که اگر جهادی صورت گرفت ما دلبستگی به این چیزها مانع فداکاری در راه خدا و جهاد نشود اگر خدا خواست ما از آن هشت تا چیز سرمایهگذاری کنیم برای ما سخت نباشد مثل عاشورا پیش نیاید.@ در کربلا که همه کسانی که چند هزار نفری که دور امام حسین جمع شدند 18 هزار نفری که نامه نوشتند برایشان، همه گفتند آقا ما دوستت داریم راست هم میگفتند دوستش هم داشتند علاقه قلبی داشتند اصلاً منتظر امام حسین بودند امام حسین را منتظرانش کشتند همانطور که الان امام زمان را منتظرانش در آوارگی کردند در طردشدگی و تنهایی کردند.@ امام حسین را هم منتظرانش کشتند همه دوستش داشتند ولی حاضر نبودند دست از آن هشت تا بردارند به آن هشت تا بیشتر از امام حسین علاقه داشتند نه اینکه دشمن امام حسین به این معنا بودند که از امام حسین متنفر بودند.@ در لشکریان سعد آدمهای کمی بودند که به تنفر رسیده بودند بقیه اصلاً به تنفر نرسیده بودند خیلی هم امام حسین را دوست داشتند، اما گیر اینها چه بود که 18 هزار نامه نوشتند بعد فرار کردند؟ این بود که آن هشت تا چیز را بیشتر از امامشان دوست داشتند، فضیلت شهدای کربلا در چه بود؟@ این بود که امام را(الذین بذلوا مهجم دون الحسین) امام حسین را از آن هشت چیز بیشتر دوست داشتند بنابراین آنها به اوج انسانیت رسیدند پس نمیگوییم آنها را دوست نداشته باشید نباید دوست داشته باشید بلکه آنها را دوست داشته باشید اشکالی هم ندارد خدا نمیگوید دنیا را دوست نداشته باشید میگوید دنیا برایتان عزیزتر از خدا نباشد.@ اگر یکجا بین خدا و دنیا مجبور شدید یکی را انتخاب بکنید خدا را انتخاب بکنید بین همسر و فرزند با خدا یکی را قرار شد انتخاب بکنید خدا را انتخاب بکنید بین دنیا و آخرت آخرت را انتخاب بکنید این خیلی مهم است.@ مبنا این هست چون آخرت کاملتر هست خدا کاملتر هست این یک فرمول کاملاً دقیق و ریاضی است برای اینکه ما همیشه بفهمیم آیا حرکت ما به سمت آخرت حرکت طبیعی هست یا طبیعی نیست در این آینه نگاه بکنیم ببینیم خودمان انسان هستیم یا انسان نیستیم دقیقاً میتوانیم خودمان را ترجیح بدهیم.@ پس ملاک تولد سالم از دنیا به آخرت عشق خداوند عشق چهارده معصوم، آنجا که رسول میگوید ولی بقیه چهارده معصوم را از کجا بیاوریم؟ از آیات دیگری هست که توصیه کرده هر کس میخواهد پاسخ محبتها و زحمات پیغمبر را بدهد باید مودت خاندان پیغمبر را داشته باشد.@ پس عشق به خدا عشق به چهارده معصوم و عشق به جهاد، اگر این سهتا عزیزترین چیز دل یک آدم بود این آدم آدم سالم بهشتی و حرکتش و زندگیاش هم یک زندگی سالم و بهشتی هست و دارد به سمت آخرت و ابدیت حرکت میکند اما اگر این نبود چیزهای دیگر بود چیزهای دیگر توانست غصهدارش بکند.@ لهاش بکند مچالهاش بکند ناامیدش بکند مضطربش بکند بیحسش بکند بیخیالش بکند پژمردهاش بکند و آن غیر از این سهتا بود معلوم است روند طبیعیاش را از دست داده یکجا دلبستگیهایی غیر از دلبستگیهای الهی پیدا کرده که به خاطر نرسیدن به آنها احساس بدبختی و بیچارگی و بیارزشی و مچاله شدن دارد میکند.@ در حالی که این دروغ هست قیمت ما ارزش ما به این هست که آن سهتا را داشته باشیم نه اینکه اگر اینها را نداشته باشیم انسانهای کوچکی باشیم انسانهای بیارزشی باشیم انگیزهای برای زندگی نداریم انگیزه شما برای زندگی یا این سهتا چیز است یا آن هشتتا چیز، اگر این سهتا چیز انگیزه باشد.@ پس معلوم است مسیر ما یک مسیر سالم طبیعی و قوی و انسانی هست اما اگر انگیزه زندگی ما تنفرهایمان محبتهایمان امیدمان ناامیدیمان شادیمان، غممان، آرامشمان، اضطرابمان با آن هشتتا چیز است معلوم است ما هنوز به حد طبیعی رشد نکردیم و باید خودمان را به حد طبیعی برسانیم باید غصههایمان را کنار بگذاریم.@ اضطرابهایمان را به خاطر این مسائل طبیعی کنار بگذاریم دلشورههایمان را کنار بگذاریم و به یک نشاط انسانی به یک قدرت انسانی برسیم تا حرکتمان حرکت طبیعی و انسانی باشد باطنمان شبیه انسان بشود.@ این ملاک تولد سالم هست حالا این ملاک باشد انشاء الله تا جلسه بعد انشاء الله درباره خود تولد سالم انشاء الله بیشتر صحبت بکنیم و سایر تولدهایی که جنبه کاربردی در زندگی ما دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@