اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.
بحثمان در مورد ساختار نفس بود و به سنخیت نفس با جهنم رسیدیم. ساختار نفس طوری است که چنانکه گفتیم می تواند یک بهشت باشد به اندازه همه آسمان ها و زمین یا جهنم باشد در تنگ ترین و سخت ترین شرایط آن قدر که وقودُها الناس و الحجارة - قُوا انفسکم و اهلیکم ناراً وقودُها الناس و الحجارة اُعِدَّت للکافرین – خود و خانواده تان را از آتش نگه دارید که دستگیره ها و هیزم آن مردم و سنگ هستند. در انسان شناسی ، قرآن کریم پنج دسته انسان معرفی می کنند که از نظر کمالات وجودی ، دارایی، قیمت و ارزش، یک بحث کاملاً ریاضی است یک ترازو خداوند گذاشته ، یک میزان وَالوَزنُ یومئذٍ الحق. بر مبنای حق نفس انسان را می سنجد. پنج گروه از انسان ها داریم دسته ششم هم نداریم. می گوید انسان ها دارایی و کمالاتشان به گونه ای است که در هر وقت بخواهیم انسان را وزن کنیم چون وزن حق است والوزن یومئذ الحق میزان حق است، حساب حق است ما همیشه در دنیا و آخرت سنجیده می شود. در آخرت هم از شب اول قبر تا تمام مراحل برزخ، قیامت پنجاه هزار ساله که هر هزار سال یک ایستگاه برای سنجش است همه اش سنجش است دائماً ما با حساب و سنجش سروکار داریم. اصلاً یک نظامی است که حساب و کتاب و ارزیابی اصل آن است، وزن، میزان، و سنجش اصلش است یک امر خیلی خیلی مهمی است که ما متأسفانه به این ها خیلی توجه زیادی نمی کنیم و از کنار این الفاظ خیلی خیلی ساده رد می شویم. مثلاً وزن ، میزان، کشیدن فمن ثقلت موازینه، خَفَّت موازینُه همه مبناها با میزان است. تعیین تکلیف انسان با میزان است. میزان ، حساب، میزان ، حساب... حاسبوا انفسکم قبل اَن تُحاسَبوا این ها همه اش حساب است، موتوا قبلَ اَن تموتوا این هم باز خودش حساب است یکسره به ما دستور حساب حساب حساب محاسبه داده اند آن قدر این مسئله محاسبه مهم است که امام کاظم (ع) می فرماید کسی که اهل محاسبه خودش نیست در هر روز یا حداقل هفته ای یک بار، از شیعیان ما نیست : لیس منّا مَن لم یحاسِب نفسَه . کسی که اهل محاسبه و ارزیابی خودش نیست از ما نیست. انشاءالله باید بعدها راجع به ( از ما نیست) هم صحبت کنیم ، لیس منّا اصلاً یعنی چه؟ چرا از ما نیست کسی که خودش اهل محاسبه و ارزیابی و سنجش خودش نیست؟ فکر نمی کند در خودش ، دائماً با خودش کار ندارد. جلوی آینه نمی ایستد که خود را ببیند. در نظام طبیعی اگر به یک انسان بگویند که شما بیست و چهار ساعت خودت را در آینه نگاه نکن برایش خیلی کشنده است همه ما همین طوریم به آینه خیلی احتیاج داریم در نظام طبیعی برای همین سروسامان دادن به صورتمان و لباس هایمان و وضع ظاهر حتماً جلوی آینه می رویم و نگاه می کنیم. چیزی که خیلی هم مظلوم است در اوج اهمیت، چقدر جلوی آینه و در آن نگاه کردن در زندگی ما نقش دارد؟ حالا شما آینه را از زندگی حذف کنید ببینید چقدر افراد دچار مشکلات می شوند چقدر سختشان می شود بالاخره به یک چیزی احتیاج دارند که قبل از بیرون آمدن از خانه خود را در آن نگاه کنند چون برایشان مهم است که چگونه مردم به ظاهر آنها نگاه کنند. نسبت به روح هم همین طور است ما احتیاج به آینه داریم آینه های فراوانی معرفی شده ما در انسان شناسی خیلی آینه داریم آینه هایی که ما دائماً می توانیم هر لحظه خود را در آن نگاه کنیم. مثل همین آینه های جیبی که بعضی آقایان هم حتی ممکن است همراهشان باشد خودشان را نگاه کنند ما آینه هایی داریم که می تواند همیشه همراهمان باشد ، اصلاً آینه همراه داریم. خداوند این سیستم و ساختار نفس را طوری مجهز کرده که دائماً آینه سرخود است یعنی می تواند دائم خودش را ببیند و هر لحظه خود را ارزیابی کند ببیند کجاست، چکاره است. چکار کرده، الان قیمتش چقدر است در این زندگی که کرده ده ساعت گذشته، بیست و چهار ساعت گذشته، یک ماه و یک سال گذشته چه وضعیتی دارد؟ حالا بحث سنجش بحث مفصلی است که متاسفانه خیلی هم مورد غفلت است که این تهدید تند امام کاظم و سایر معصومین را دارد. کسی که اهل نگاه کردن در آینه و محاسبه خودش نیست این از ما نیست کسی با خودش کار نداشته باشد، یقه خودش را نگیرد، خودش را کاملاً رها کرده ، در تنهایی و خلوت خود، کاری ندارد که خودش را ارزیابی کند. چرایش هم بعداً روشن می شود که چرا آدم ها با خودشان خیلی کار ندارند. به تعبیر پیامبر (ص) آن قدر که با دیگران کار دارند با خودشان کار ندارند می فرماید شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید ولی خار را در چشم دیگران می بینید، چرا ما دیگران، آدم ها، زندگی هایشان برای ما خیلی مهم هستند؛ اما اصلاً با خودمان کار نداریم. حتی متأسفانه آن قدری که جلوی آینه طبیعی می ایستیم، چند بار در روز جلو آینه طبیعی می ایستیم خودمان را نگاه می کنیم این مقدار هم تمرکز در مورد خودمان نداریم، چند ثانیه، چند دقیقه می شود که جلو آینه هایی که می شود نفس را با آن ارزیابی کرد می ایستیم؟ حتی ما این را هم انس نداریم اصلاً خوشمان نمی آید خودمان را نگاه کنیم از خودمان فراری هستیم. قرآن کریم یک مقیاس و مبنای خیلی عالی دارد که اجمالاً می گوییم حق است. والوزن یومئذ الحق. که در دنیا هم همان وزن است. فعلاً که داریم الفبا می گوییم انشاءالله در بحث های تخصصی بیشتر توضیح می دهیم. می گوید آدم ها پنج دسته اند( سوره بقره آیات 72،73و74 را نگاه کنید) ثمّ قَسَتت قُلوبکم فهِیَ کَالحجارة دل های شما سخت شد مثل سنگ- اجمالاً می گوییم تفصیل اش را در بحث قلب انسان شناسی مراجعه کنید بحث هایی که الان در سعادت آباد تهران داریم – همه حقیقت انسان دلش است بقیه چیزها غیر از دل مقدمه است عقل و کارهای عقلانی ، مطالعاتی ، علمی ، تعلیم و تعلم این ها مقدمه است. کارهای وهمی ، خیالی ، حسی همه فعالیت ها مقدمه است برای این که یک چیز در نهایت ، ساخته بشود و آدم ها را در نهایت با آن می سنجند. در انسان شناسی وقتی شما روبرو می شوی با ولیّ خدا با آقا امام زمان با اولیاء الهی وقتی به شما نگاه می کنند کار ندارند شما زنی، مردی، چند سالت است، در گذشته چکار کرده ای، چقدر اعمال و عبادات داشتی ، چقدر گناه داشتی، با هیچ چیز کار ندارد همان لحظه ای که نگاهت می کند فقط به یک چیز نگاه می کند می فهمد که آن گذشته شما چیست؟ ( فرمولش را هم برسیم توضیح می دهم) آن را که دربیاوری همه چیز معلوم می شود و آن وضعیت دل است، دل آدم ، بقیه اش مقدمه است. در قرآن از آن تعبیر به قلب می کند. در فارسی به آن دل می گوییم. آن تعیین کننده است، نگاه می کند به دل می گوید معلوم است که این چه کاره بوده چه گذشته ای داشته ماجرای تمام عمر ما ضبط می شود در یک جا و آن را شکل می دهد و آن دل است. ببینید فرمول چقدر راحت است! تمام چیزهایی که شما گرفته اید ، تمام مراحل چهارگانه که بعداً توضیح می دهم معلول چهار چیز است همه همه سرریز می شود می آید توی یک جا که می ریزد در دل و دل شکل می گیرد. و یک ولیّ خدا که به شکل دل نگاه می کند می فهمد ککه تو چکاره ای چطور آدمی هستی؟ می خواهد هزار سال عمر کرده باشی یا بیست یا سی سال اصلاً مهم نیست. تمام گذشته ما ریز و درشتش توی دل می آید و شکل آن نشان می دهد که چکار کرده ایم. قرآن ملاک ارزیابی را همین دل می داند بقیه مقدمه است تو پنجاه بار حج رفتی، ما توی لشکر عمر سعد کسانی داریم که پنجاه حج انجام داده آمده سر امام حسین را ببرد. خوب این پنجاه تا حج توی دل این ، ریخته یا نریخته؟ - آمده ولی چه چیزی ساخته؟! نماز خوانده؟ بله نماز هم خوانده روزه هم پنجاه سال گرفته. الان آمده روی ولیّ خدا شمشیر می کشد. اصلاً کاری با این حرف ها ندارند. ما هم نباید سرخودمان را کلاه بگذاریم. همین فرمولی که امشب دارم عرض می کنم قاعده فوق العاده مهمی است. که توی ارزیابی خودتان و دیگران به این چیزها خیلی توجه نکنید سرخود را هم کلاه نگذارید : من چقدر درس داده ام؟ چقدر به اسلام و مسلمین خدمات کرده ام چقدر جبهه رفتم ، چقدر مجروح شدم، چند سال اسیر بودم، خانواده ام کی اند؟ سادات هستیم نیستیم، مجتهدیم، مرجعیم ... نمی دانم همه را بریز دور، همه را بریز کنار. هر چه می خواهد باشد حتی گناه کرده ای به این هم نباید توجه کنی. ما چقدر گناهکارهای حرفه ای داشته ایم که مثل حرّ ، مثل طیب رضایی خودمان، مثل دو تا داداشی که تا چند لحظه آخر داشتند رو به امام حسین شمشیر می کشیدند چه اتفاقی در آن دل افتاده؟ آن دل چه داشته؟ که در چند لحظه آخر تمام تاریکی ها را برطرف می کند و می آیند فدای امام حسین می شوند، الله اکبر! این چه ساختاری است. شما اگر به خدا بگویی آخر یعنی چه؟ یک کسی در راه پیغمبر سیف الاسلام مثل زبیر که علی علیه السلام می فرماید خدا می داند شمشیر زبیر چه غم هایی از پیامبر برطرف کرده. این همه خدمات به پیغمبر و اسلام چرا زبیر این جوری شد؟ جوابش را در کجا به شما می دهند؟ در دل! دل این شده، آن دو برادر ، طیب خدا بیامرز رحمة الله تعالی علیه حرّ و ... این ها چه طوری می شوند که آن دقیقه آخر این اتفاق می افتد می گوید دلش این قابلیت راداشته. یعنی این ضمن این که گناه می کرده در لشکر معاویه بوده، وووو یک خوراکی هایی در دل داشته می خورده که آن ها خیلی چیزهای خوبی بوده جذب شده جذب شده قرآن می گوید این قلباً کافر بوده و کانَ مِن الکافرین در حالی که با کفرش شش هزار سال عبادت کرده. در حالی که شش هزار سال عبادت می کرد – فرمول ها را خوب دقت کنید – که علی علیه السلام می فرماید معلوم نیست از سال های دنیایی است یا آخرتی. قرآن می فرماید این تمام مدت در دلش کفر بوده ولی ظهور نداشته آن لحظه آخر آنچه که داشته آماده می شده به لحظه ظهور آدم که می رسد کفرش علنی می شود. حجت را تمام می کند : فاخرُج رانده می شود. شش هزار سال را خدا به او نمی گفته فاخرج، اوج می گیرد( در این سال ها) اوج می گیرد می آید می آید، از جن بوده می آید قاطی فرشته ها می شود خیلی اوج گرفته عجب ساختاری است این نفس! تا کان مِن الکافرین. پس آن که خیلی مهم است و محل ارزیابی است قلب است. قیمت، ارزیابی، موقع وفات، موقع سکرات موت، شب اول قبر، بعد در برزخ و قیامت پنجاه هزار ساله بعد در بهشت هرچه... همه چیزها تعیین کننده دل شماست. یعنی نگویید چطوری است این آقا هفتاد سال توی حوزه بوده پس چرا یک دفعه این جوری شد؟ شصت سال در حوزه درس خوانده چرا این طوری شد؟ این همه سال رفیق امام بوده رفیق معصوم بوده ما چقدر از رفیق های ائمه داشته ایم بعد از چهل سال پنجاه سال ائمه این ها را از خود طرد کردند، چه طوری می شود که این اتفاق می افتد؟ - دل خیلی مهم است دل- دل – دل! این را در بحث های تخصصی انشاءالله باید رویش کار کنیم. قلب. لذا خداوند آب پاکی را این جوری روی دست انسان می ریزد. حرف آخر را یک جا می زند: یوم لا ینفع مال و لا بنون الّا مَن اتَی الله بقلبٍ سلیم. قلب همه دارایی قلب است. سالم باشد اهل نجاتی ، مریض باشد در جهنم معطل می شوی تا خوب شود، ناقص باشد، از کار افتاده باشد، مرده باشد دیگر نجات پیدا نمی کنی اولئک اصحابُ النار هُم فیها خالِدون. بنابراین مواظب باشیم ما خیلی سرمان را با رفتار ، عمل ، این که ما چه کار کردیم، جبهه رفتیم، مجروح شدیم، جانبازیم، سیّدیم، مرجع تقلیدیم، مجتهدیم ، خدمت کردیم ، چنین و چنانیم... نه اصلاً سرخودمان را با این ها گرم نکنیم این قدر نماز شب خوانده ام، این قدر روزه گرفته ام چه ذکرهایی گفته ام، چه چیزهایی انجام داده ام چه کتاب هایی تألیف کرده ام... می گویند آقا کرده ای؟ قبول توهمه این ها هستی قبول است خیلی خوب این ها سرریز شده توی دلت دیگر درست است؟ این نشان می دهد چه طور بوده آینه است. قشنگ نشان می دهد که تو چه کاره ای. انسان مبنا دارد. مبنا قلب است. ثمّ قَسَتت قُلوبکم من بعد ذلک فهِیَ کَالحجارة پس از آن ماجرا قلب های شما سخت شد و مانند سنگ شد. پس این یک دسته : قلب هایی که مثل سنگ اند. اَو اشدُّ قَسوَةً نه از سنگ هم دل های شما پایین تر شد. خداوند دارد ارزیابی ریاضی می کند دارد غره می دهد می گوید شما قلب هایتان مثل سنگ یا بدتر از سنگ است بعد شروع می کند کمالات سنگ ها را می گوید. یک بحث سنگ شناسی در قرآن کریم داریم که بحث خیلی مفصلی است و خیلی بحث مطلوبی است خودش یک پروژه است. طرح خیلی خوب تحقیقاتی است : سنگ شناسی، جماد شناسی که اگر کسی جماد شناسی و حیوان شناسی در انسان نکند بسیار در انسان شناسی اشتباه می کند. خیلی در انسان شناسی اشتباه می کند. شما غالب آثاری که از نویسندگان بزرگ می بینید که راجع به انسان شناسی کار کرده اند می بینید که این بنده های خدا اصلاً انسان را نشناخته اند. از تعابیری که استفاده کردند تعابیری است ضعیف غلط، و کوچک در مورد انسان. خیلی زور زده اند گفته اند انسان حیوان ناطق است. اگر روی حیوانات کار کرده بودند اگر حیوان شناسی داشتند خوب روی حیوانات و جمادات کار کرده بودند اصلاً نمی گفتند انسان حیوان ناطق است حالا هست دیگر همین جور افتاده توی زبان ما، آن قدر هم که فسقلی نگاه می کنیم با این جمله به انسان که دیگر تربیت شده های این نوع فکر همه ریز میز هستند کوچولو هستند. پس دو دسته شد : انسان هایی که معادل سنگ اند یا کمتر از سنگ. الان نمی خواهم آن بحث را بکنم چون می خواهیم به بحث جهنم برسیم. این ها مقدمه بود اولئک کالاَنعام این دسته سوم از نظر کمالات ، قلب خاصیت حیوانی دارد. به قول علی علیه السلام الصورةُ صورةُ الانسان و القلب قلبُ الحیوان. صورتش صورت انسان است برای همین به او می گویند بشر. بشره یعنی پوسته. از نظر پوستی و قیافه، آدم است. والقلب ( باز تعیین کننده در فرمایش حضرت، چیست؟ قلب ، تعیین کننده شخصیت نه عقل است ، نه فعالیت است، هیچ چیز، والقلبُ قلبُ الحیوان مبنا قلب است، قلب آدم... اولئک کالانعام بل هم اضل چهارمین گروه از حیوان پایین تر هستند. توهین نیست. بعضی ها فکر نکنند خدا خیلی عصبانی شده دارد فحش می دهد می گوید مثلاً : آی چهار پا، یابو! به او بحش بدهد و بگوید ای بدتر از حیوان! نه... خداوند دارد ارزیابی می کند می گوید قیمت های قلب ها همین است یعنی کمالات دارند خیلی هم خوب است. کمالات خوبی هم دارند ثواب هم خدا بهشان می دهد. اگر کمالات سنگی دارند به آن ها ثواب می دهد اگر کمالات حیوانی دارند به آن ها ثواب حیوانی می دهد. اگر کمالات بدتر از حیوان دارند در حد گیاه هستند کمالات گیاهی دارند ثواب به آن ها می دهد در کار خودشان: اِنَّ الله لا یُضیع اَجرالعاملین اجر کسی را ضایع نمی کند، سرجای خودش. اما قیمت این است این چهار گروه یک گروه هم هستند که فقط آن ها انسانند یعنی باطناً انسان هستند که بسم الله الرحمن الرحیم و العصر ان الانسان لفی خسر همه آدم ها در خسرانند بدون استثنا یعنی اصل این که همه در خسرانند، همه حیوانند الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر استثنا این است. این چهار تا را اگر داشت از خسران بیرون می آید. اگر نداشته باشد در خسران است. یعنی اصلاً در وادی انسان نمی توانیم رویش حساب بکنیم. ایمان ، عمل منطبق با ایمان، فکر دیگران بودن یعنی در فکر خودخواهی خودت نباشی ، حتی اگر مؤمن هم هسبی باید فکر جامعه اسلامی باشی : مَن اَصبَحَ و لَم یَهتمَّ باُمور المسلمین فلیس بِمُسلم. کسی که اهتمام به مردم نداشته باشد توجه و عشق به مسلمین، نگاه الهی به مسلمین نداشته باشد، آدم ها را کوچک و پست ببیند به فکر نجات آن ها نباشد، به فکر ایتام ال محمد صلی الله علیه واله بخصوص، نباشد، آدم نیست. الان یک جا زلزله می آید یک کسی توی خانه نمی توانند بنشینند واقعاً انسان های شریف دلشان می سوزد. شما این غزه را نگاه کنید ، فجایع انسانی بدنی ایجاد می شد، یک کسی سرش بریده می شد، یک کسی کشته می شد یک کسی یتیم می شد یکی دست و پایش قطع می شد ، اگر یک کسی متأثر نشود انسان نیست. می گویند یک جا زلزله است، جشن عاطفه ها اگر کسی نرود کمک کند معلوم است که مشکل دارد هیچ آدمی – شما بروید تلویزیون نگاه کنید آدم هایی که اصلاً اهل دین هم نیستند آدم های جور واجور می آیند ، خدمت می کنند چون عاطفه جزء صفات حیوانی است. مهرورزی خدمت به همنوع جزء کمالات انسانی نیست، جزء کمالات حیوانی است تازه، ولی می آیند، سرمایه گذاری می کنند پول می دهند، کهریزک پول می ریزند، ایتام پول می ریزند، تالاسمی ها و بیماری های خاص پول می ریزند، بیماری های قلبی پول واریز می کنند، مردم که نمی توانند بی تفاوت باشند، اگر یک نفر نسبت به آخرت دیگران بی خیال باشد خیلی آدم خطرناکی است. می گوید به من چه کسی برود جهنم ! اِ ؟! شما اگر یک مادروپدری ببینید بچه شان برود سمت فحشا، سیگار ، مواد مخدر، سمت اشتباهات، اگر مادر داد نزند، عصبی نشود، پرخاش نکند جلوگیری نکند، عکس العمل نشان ندهد این پدر خیلی بی خیال و عاطفه است. چه طور ما راضی می شویم یک نفر برود در جهنم بسوزد، از خط منحرف شود. شما در ثواب الاعمال نگاه کنید می گوید یک کسی راه را به یک کسی نشان بدهد ثواب دارد، جزء صدقات خیلی مهم این است که انسان کور را راهنمایی کند، کر را بشنواند. آقا یکی از شما بپرسد مسجد کجاست؟ این مسیر را با دلسوزی به او یاد می دهی پیش خدا اجر دارد. ما چه طور بتوانیم راضی باشیم که انسان ها جهنم بروند، حق را نشناسند و برای بسط و توسعه حق، معرفی و تبلیغ حق بی خیال باشیم؟ یکی از صفات برجسته روحانیت همین صفت رحمانیت روحانیت است، آن ها مظهر اسم رحمت خدا هستند. همه انسان ها را دوست دارند. تبلیغ می کنند برای همه انسان ها، مؤمن و کافر هم ندارد و هر جا بتواند حرف می زند تبلیغ و هدایت می کند ارشاد و راهنمایی می کند این صفت عالی طلبه ها و روحانیت است اگر یک طلبه یا روحانی در این صفت ضعیف باشد گرفتاری برایش ایجاد می شود. خدا شاهد است من انسان های بزرگی را در حوزه دیده ام بعد از چهل سال دست حسرت می گزیدند که کاش ما در عمرمان بیشتر تبلیغ می رفتیم. خیلی اشتباه کردیم تبلیغ نرفتیم یا کم تبلیغ کردیم. تبلیغ رفتن ، حرف زدن، معرفی و نشان دادن حق با افتخار سر را بلند کند تبلیغ کند مثل پزشکی که طبیب دوّارٌ بِطبِّه انسان که پزشک است چقدر قابل احترام است می افتد در این روستاها این طرف و آن طرف می رود. طب خودش را معرفی می کند. مردم را به بهشت راهنمایی می کند، جان مردم را نجات می دهد چقدر این آدم ارزش دارد؟ حالا یک کسی که پزشک روحانی است، طلبه است می رود خدمت می کند تبلیغ می کند اگر کوتاهی کند معصیت کرده حالا شما نگاه بکنید نسبت به مردم این جور است. یک کسی نسبت به خانواده خودش بی رحم باشد. نسبت به شوهر، زن، بچه ها ، خاله ها، دختر خاله و پسر خاله ها، پدرمادر، همه... بی خیال باشد به من چه این جور می کند؟ به من چه این حجابش اینجوری است، به من چه این این جور و آن آنجور است؟ این که نمی شود. اگر بتواند و احتمال اثر بدهد باید کار بکند. با شرط احتمال اثر گذاری باید کار بکند. و تواصوا بالحق یعنی مواظب همند همدیگر را به حق توصیه می کنند. چون حق خیلی مشتبه می شود فتنه ها و حمله های شیطان زیاد است انسان زیاد دچار اشتباه و لغزش می شود شما الان فتنه های آخر الزمانی را نگاه بکنید از پیشکسوتان جهاد و خون در این فتنه ها، جذب دشمن و شیطان شدند، یکی ، دوتا، ده تا بودند؟ فتنه ها را نگاه کنید که با آن صدو چند هزار نفری تا روز عید غدیر آمدند نفر به نفر با امیرالمؤمنین بیعت کردند و پیامبر سه روز آنجاماند تا مطمئن شود همه بیعت کرده اند و فهمیده اند مسئله چیست؟ ماندگار شد به خانم ها گفت جداگانه بیایی رأی بدهید بیعت کنید به آقایان جداگانه، یک بیعت جمعی گرفت، کلماتی را القاء کرد که دانه دانه همه بگویند یک ساعت و خرده ای پیغمبر آن جا سخنرانی کرده، متن سخنرانی را شما بخوانید ببینید پیغمبر چقدر تأکید کرده ... آقا فتنه ها یک جوری است که یک دفعه اِرتَدَّ الناس بعد النّبی الّا ثلاث یا الّا السَبع ! چه می شود این جوری می شود؟ یکسره باید مواظب همدیگر باشیم. به تو چه، به من چه تو با من چکار داری چرا دخالت می کنی؟ از این حرف ها نیست. یک بچه نسبت به پدرومادرش یا خواهر و برادرش نمی تواند بگوید شما چرا در کار من دخالت می کنید؟ دخالت می کنید چیست عزیز من داری می روی سمت جهنم! مواد مخدر است سیگار است، فحشاء است منکرات، راه بد ، شغل بد، درآمد بد، انحراف است خطر مرگ دارد. برای مسائل جسمی ما این همه مراقبت می کنیم مسائل روحی چه؟ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. حالا برگردیم سراغ آیه : قوا انفسکم و اهلیکم ناراً و قودُها الناس و الحجارة خودتان و خانواده تان را از آتشی نجات بدهید نگه دارید مواظب باشید قُوا یعنی نگذارید بروند، بایستید نگذارید توی آن جهنم بیفتید خودتان و خانواده تان یک چنین آتشی خطرناک است این ها واقعاً جدی است؟ ما واقعاً این را باور کرده ایم؟ آدم های بی خیال باور نکرده اند اگر کسی باورش بشود اصلاً بی خیال نمی تواند باشد. اگر کسی پذیرفته باشد جهنم را و به آن ایمان آورده باشد: والنّارُ حق والجنة و النار حق در زیارت آل یاسین می خوانیم دیگر. امام زمان تو شاهد باش که من جهنم و بهشت را قبول دارم. حضرت هم می فرماید اگر قبول داری پس کو پرهیزت؟! اَلا اِنّی لَم اَرِ کَالنّار نامَ هارِبُها من ندیدم مثل جهنم فرار کننده از آن این قدر بی خیال باشد. ساختار نفس انسان می تواند تولید جهنم بکند : و قودُها الناس و الحجارة مردم توی جهنم نیستند تولید کننده جهنم اند خیلی مهم است ها! تولید جهنم می کند تولید آتش می کنند اصلاً آتش از همین ها به جاهای دیگر سرایت می کند که در مورد بعضی ها داریم که در یک چاه مخصوصی در جهنم هستند در سرزمین های مخصوصی اند آدم های متکبر مثلاً ، می گوید آدم های متکبر که تحمل موعظه، نصیحت و حرف حق را ندارند، بهشان خیلی برمی خورد آدم های مغرور در یک وادیی هستند بنام « سَقَر» اِنّ فی جهنمَ وادٍ یُقالُ لَه « سَقَر» حدیث معروفی است امام امت در اربعینشان این را خیلی زیبا شرح کرده اند در جهنم یک وادی هست به آن سقر می گویند مخصوص متکبران است. بی نمازها را هم همان جا می برند. قرآن دارد: ما سَلَککُم فی سقَر قالوا لَن نکُ مِن المصلّین نماز نمی خواندیم آدم های بی نماز و متکبر را آن جا می برند. چون در قیامت همه چیز شعور دارد می فرماید این وادی خودش از حرارت خودش ناراحت است می گوید من خیلی گرمم است حرارتم زیاد است اجازه نفَس بده خدا می گوید بکش راحت شوی. می گوید تا دَم را بیرون می دهی تمام جهنم گُر می گیرد فریاد همه جهنمی ها بالا می آید! این وادی مخصوص کبر است. کبر، عجب یک چنین جهنمی برای انسان دارد خودبینی ، تکبّرت ، خود برتر بینی، لجاجت این ها جهنم هایش خیلی خطرناک است. لجبازی با خدا با دین با عقل این ها خیلی خیلی خطرناک است درباره آن « اصحاب تابوت» داریم دوازده تابوت در یک چاهی هستند که اصل شعله و حرارت جهنم از آن ها است. اصلاً با آتش آن چاهی که این دوازده نفر هستند همه جهنم حرارتش کنترل می شود. کوره آن جاست آدم چه می شود؟! بهشتی ها به اندازه همه آسمان ها و زمین است این نفس می تواند باشد همین نفس می تواند آن کار را بکند یعنی تولید جهنم بکند نه این که نفس توی جهنم است این که بزرگان می گویند جهنم توی نفس است درست است چون قرآن می فرماید و قودُها الناس و الحجارة. خود نفس ما تولید جهنم و آتش می کند هم خودمان را می سوزاند هم دیگران را. هم خودمان را اذیت می کند، در تنگنا و حرارت و سوختن و چیزهای دیگر قرار می دهد هم دیگران را. هیزم یعنی چه؟ خاصیتش چیست؟ خاصیتش این است که خودش را می سوزاند دیگران را هم می سوزاند آدم نفسش این جوری می شود هم خودش می سوزد هم دیگران را می سوزاند. این مقدمه را داشته باشید برویم سراغ آیه. قل هل نُنَبّئُکم بالاَخسَرینَ اعمالاٍ شما را آگاه کنم به کسانی که بیش از همه اهل زیانند، الذین ضلَّ سعیُهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبونَ اَنّهم یُحسنون صُنعاً کسانی که تلاش هایشان در دنیا به درد نمی خورد سعی شان، کارهایی که کردند زحمت هایی که کشیدند عرق هایی که ریختند خون دل هایی که خوردند شب نخوابی ها، روزه گرفتن ها، نماز خواندن ها ، جهاد رفتن ها، سعی دیگر! درس خواندن هایشان ، تدریس کردن هایشان ، کتاب نوشتن هایشان، همه چیز هر سعیی که کردند – خیلی تلخ است تمام سعی این ها تباه شده، تمام زحمت هایشان هدر رفته، این سؤال خیلی مهم است 1- ما چه کنیم زحمت هایمان هدر نرود؟ اصلاً مکانیزم « هدر» چیست این را تا به حال شناخته ایم فرمول هدر چیست ؟ چه طور اعمال حبط می شود، هدر می رود؟ یک بحث بسیار مهم در قرآن بحث آسیب شناسی ، آفت شناسی، ما چه طوری زحماتمان هدر می رود؟ چه طور پنجاه – شصت سال نماز به قول امام صادق یک رکعتش قبول نمی شود؟ چه طور یک خانم خانه دار یک عمر در یک خانه ، آب می شود بعد خداوند یک کدام از کارهایش را نمی پذیرد؟ چکار کرده که همه زحمات سالهایش به هدر رفته است؟ یک آقا چه کار می کند حبط عمل سراغش می آید آقا ما هی داریم عمل می کنیم جان می کنیم زحمت می کشیم اصلاً نرفته ایم آشنا شویم چکار کنیم این هدر نرود. پول جمع کنیم آن را بدزدند چه فایده ای دارد؟ هی عمل بکنیم هی از بین برود. هی نماز بخوانیم خراب شود روزه بگیریم خراب شود قرآن بخوانیم خراب شود درس بدهیم درس بخوانیم خدمت بکنیم خراب شود این نصّ قرآن است دیگر حبط عمل ضایع شده عمل اولئک الذین کفرُوا بٰایاتِ ربّهم. کفر به آیات ربّ نشانه های پروردگار. کفر هم نسبی است این که در قرآن دقت نکنی وقتی می گوید اولئک الذین کفرُوا بگویی ما که الحمدلله طلبه ایم حزب الهی هستیم ما که دانشجوی مسلمانیم نه، اصلاً این حرف ها را بگذارید کنار. کفروا یک معنای عام دارد از مؤمن می گیرد تا عالی ترین درجات کفر. یا ایها الذین امَنوا امِنوا. هم شرک هم کفر این جوری است یعنی همیشه انسان درصدی از شرک، درصدی از کفر با اوست. لذا شما نگاه کنید پیغمبر به زنان مسلمان و کسانی که پیغمبر را دوست داشتند به این ها فرمود شما اهل جهنمید بیشتر شما اهل جهنم اند. گفتند یا رسول الله ما با وجودی که نماز می خوانیم به تو اعتقاد داریم با این چیزها؟! فرمود شما به حق همسرانتان کافر هستید. این خودش کفر است. بچه ای که کافر به حق پدرومادر است زیر بار حرف پدرمادر نمی رود قبول نمی کند حق پدرو مادر را می گوید خدا زور گفته ! زن زیر بار حق مرد نمی رود مرد زیر بار حق زن نمی رود رسماً حقی را که خدا برای همسرش گذاشته قبول نمی کند کافر است دیگر! کفر یعنی جلوی خدا می ایستد می گوید قبول ندارم دوست ندارم خوشم نمی آید اصلاً خدا چرا یک چنین قانونی گذاشته ؟! کفر است. وقتی خدا برایت زیر سئوال می رود یعنی کفر. نمی توانی سر نماز خم شوی بگویی سبحان الله سبحان الله سبحان الله این یعنی من تو را صددرصد قبول دارم تو از هر اشتباه ، خطا ، حرف زور منزّهی. ولی عملاً ما جلوی خدا می ایستیم می گوییم این قانون ، قانون خوبی نیست این ها قوانین به درد نخور و ضعیف و ظالمانه ای است خدا حواسش نبوده معصومین هم حواسشان نبوده! پس تو چه طور می آیی سبحان الله می گویی ؟ وقتی خدا برایت زیر سئوال رفت، دیگر سبحان الله گفتنت چیست؟ کفر، الذین کفروا بایات ربهم و لقائِه یعنی ملاقات خدا را قبول ندارند این که یک روزی من با خدا رودررو می شوم : ملاقات. به مادر می گویند این کار را کن می گوید من حوصله نق نق این بچه را ندارم الان می آید ولش کن این جوری است. یعنی مادر از این لقاء می ترسد می گوید الان می آید غرغر می کند من هم نمی خواهم با این روبرو شوم تحمل غرغر این را ندارم پس پرهیز می کند تقوا دارد می گویی این کار را بکن می گوید الان شوهرم بفهمد قشقرق به پا می کند- لقاء – یعنی با هم که روبرو می شویم نمی توانیم از پس لقاء یعنی این ملاقات بربیایم ملاقات برایم کُشنده است. جواب ندارم بدهم. من حوصله نق نق و اعتراض رئیسم را ندارم این کار را بکنم رئیسم بفهمد چه می شود؟ فرمانده ام بفهمد چه می شود استادم بفهمد چه می شود؟ این ایمان به لقاء است می داند ملاقات صورت می گیرد و اگر صورت بگیرد این آنجا خیلی کم می آورد! اگر آدم قبول کند که یک روزی خودش و خدا رودررو می شوند چون فرمود روزی که انسان می میرد بعد از مرگ قبل از این که ببرند برای حساب و کتاب و نکیر و منکر و این ها، اولین ملاقات انسان با خود خداوند تبارک و تعالی است. خیلی کمر شکن است. من خدا شاهد است هر وقتی یادش می افتم غصه ام می گیرد برای این بخش. چند دقیقه به لقاء ما و خدا مانده؟ اصلاً مگر همین الان لقاء صورت نمی گیرد؟ واقعاً این لقاء الان نیست؟ والله موقعی که داری نماز می خوانی – نماز هم که نمی خوانی لقاء صورت می گیرد ماها چشم توی چشم هستیم ما نمی فهمیم. معرفتمان ضعیف است. فکر می کنیم قیامت و بعد از مردن لقاء حاصل می شود ولی بعد از مردن شهود است آن لقاء را انسان شهود می کند تو و خدا. حالا خدا می گوید: خوب! بنده من با خودت چه کار کردی؟ با آن امانتی که از خودم به تو دادم چه کار کردی؟ فَحَبطَت اعمالُهم این ها اعمالشان ضایع می شود فلا نُقیمُ لهم یوم القیامة وزناً. اصلاً اقامه وزن نمی کنیم. وزن مال چیست؟ کی صورت می گیرد؟ مثلاً شما می روی طلافروشی می خواهد طلا را بسنجد آن چیزی که دست می گیری می گویی این را می خواهم بفروشم طلا می خری یا نه؟ اول به عنوان طلا معرفی اش می کنی. او اگر دستش بگیرد بفهمد طلا نیست مس است که اصلاً وزن نمی کند می گوید این قلّابی است. برو نه شما حالا بِکش! – نمی شود این اصلاً طلا نیست. هی شما بگو بکش. نیست آقا من چی را بکشم برو وقت مرا تلف نکن مزاحم کاسبی ما نشو. این اصلاً قلابی است عزیزم نمی شود آن را بکشی. – حالا بکش بگو چقدر می ارزد. آخر این مس طلا نیست عزیزم. فلا نُقیمُ لهم یوم القیامة وزناً اصلاً این آدم قابل وزن نیست. نمی کشند آدم را. به خدا قسم، والله قسم ما چقدر از مسلمان های زحمت کش را داریم که نمی کشندشان روز قیامت. نماز خوان داریم روزه گیر، زحمت کش داریم، جهاد کن داریم اصلاً این را وزن نمی کنند کافر هم نیست مسلمان بوده ولی قابل وزن نیست. وزن، سنجش مال جایی است که یک چیزی دارد. وقتی می گوید شصت سال نماز می خواند یک رکعتش قبول نیست یعنی تمام شد. چون اِن قُبلَت قُبل ماسِواها و اِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها. بحث خیلی مهمی که حالا چون نزدیک ایام محرم هستیم این را می خواهم بگویم (بحثش مفصّل است و بعداً باید بگویم از همه بحث هایی هم که تا حالا گفته ایم همین چند دقیقه ای که می خواهم بگویم از همه اش مهم تر است. شاید اگر ده سال کلاسمان طول بکشد هیچ حرفی مهم تر از این که می خواهم بگویم نتوانیم بزنیم. ماها را روز قیامت به نصّ قرآن با رابطه مان با امام زمان می سنجند نه با نمازمان. اِن قُبلت قُبل ما سوٰاها مال کسی است که از خانِ امام زمان رد شود. این که تو با امام زمان چه کردی! یوم نَدعُوا کل اُناسٍ باِمامِهم ( سوره اسراء آیه هفتاد و یک) همه آدم ها را با امام زمان می سنجند نه اینکه می سنجند می گویند السلام علیک یا میزان الاعمال به حضرت علی می گویند میزان الاعمال ما را با او می سنجند آن بحث دیگر است. نه، تو با این آقا چه کار کردی؟ این آقا را برطرف کردی؟ چه مشکلی از مشکلات امام زمانت را که در اوج اضطرار بود به فرمایش امام باقر علیه السلام تو چکار کردی برای امام زمان؟ به خدا می برند جهنم! هر چه بگویی من زحمت کشیدم جنگ کردم جبهه رفتم این ور رفتم آن ور رفتم... تکلیفمان را باید با این روشن کنیم. آن قلبی که دارم به شما می گویم اول بحث گفتم – قلب – این مژده را هم به شما بدهم اساس سلامت قلب ارتباط شماست با معصوم. چیزی که نمی گذارد قلب فاسد شود، تباه بشود، نمی گذارد قلب به خطر بیفتد و اگر هم مریض بشود به شفا می رسد ولایت و ارتباط با معصوم علیهم السلام است. معصوم که می گوییم یعنی آقا امام زمان علیه السلام. امام زمان خودت، این که الان زنده است به قول خودش هر بیست و چهار ساعت یک بار می گوید : هل مِن ناصر ینصرُنی. این را اصلاً بی خیال شویم محرم می آید شصت روز برویم برای هل من ناصر ینصرنی امام حسین گریه کنیم و آن را مطرح کنیم.پس این چه؟ مگر این حسین نیست؟ این حسین نیست خودش فرمود من همه معصومین هستم. همه صدو بیست و چهار هزار پیغمبر و بقیه معصومین من هستم. آقا این در سلامت قلب خیلی مهم است. از امام زمان دور بشوی، از فکر کردن و خدمت به امام زمان از توجه به او، در جهنمی. هر کاره ای می خواهی باشی، باش. مبناست. حالا بچسب به شهوات دیگرت برو دنبال کارهای دیگر... شهوت های مقدس! ما که دنبال نامقدس ها انشاءالله نیستیم. می رویم سراغ شهوت های مقدس.
بحث را ببندیم چون بحث امام زمان خیلی بزرگتر از این است که من بخواهم این جا مطرحش کنم. توی برنامه هایتان نوشته ام آن هایی که برنامه گرفته اند خودم به طور طبیعی سِیرش را نوشته ام که باید چکار بکنیم. نمی توانیم الان این جا مطرحش بکنیم چون خیلی کار می برد ولی چون بحث هایش آماده است آن ها را خودتان کار بکنید که ما دیگر این جا روی این قضایا سرمایه گذاری نکنیم. اصلاً قابل ارزیابی نیست. فلا نُقیم لهم یوم القیامة وزناً. اصلاً ارزیابی نمی کنند. ساقط است. مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانه ماتَ میتةً جاهلیة. گفتند – میتةً جاهلیه – جاهلیت یعنی چه؟ فرمود : الکفر و الضَلال والنفاق. خوب آقا حالا امام زمان را شناختیم. امام زمان را می شناسید؟ کیست؟ - خوب معلوم است دیگر پسر امام حسن عسگری است و حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها255 متولد شده پنج سالگی بابایش شهید شده 69 سال غیبت صغری داشته بعد هم غیبت کبری شروع شده. خوب همین؟! این را که دشمن ها بهتر از ما بلدند. این را که همه می دانند. این شناخت امام زمان است؟! اصلاً شناخت به چه درد می خورد؟ مقدمه چیست؟ شناخت مقدمه ارتباط است. مقدمه توی چادر حضرت رفتن است. مقدمه دست توی دست حضرت دادن است. مقدمه خدمت به حضرت و زندگی کردن با ایشان است. مقدمه این است که خودت را وقف آقا بکنی . برای او نفَس بکشی، برای او زندگی بکنی، برای او هزینه کنی، برای او فکر کنی برای او دغدغه داشته باشی از صبح که از خواب پا می شوی تا شب که می خوابی با او خودت را تنظیم کنی. اِ ... ما یک حسینی داریم به این بزرگی که همه معصومین و انبیاء است. بیست و چهار ساعت یک بار هم به قول خودش می گوید هَل مِن ناصر ینصرنی هزاروصدوخورده ای سال هم هست که در غربت و مظلومیت و آوارگی است به تعبیر امام علی علیه السلام ما هم بی خیال بی خیال داریم زندگی می کنیم.. درس داریم می خوانیم داریم خدمت می کنیم داریم کار می کنیم بارک الله !! کو دغدغه ات؟ کو ناراحتی ات؟! آقا پیغمبر می گوید مَن اَصبحَ ولَم یهتمّ بامور ایلمسلمین فلیس بمسلم؟ آیا امام زمان مسلمان هست یا نیست؟ این مسلمان الان کجاست؟ او همه حقیقت اسلام است دیگر، این الان کجاست؟ چرا توی ماها آواره و به قول علی علیه السلام طرد شده است. چرا هیچ کس را ندارد؟ چرا توی ماها غمگین است؟ چرا توی ماها، تنهاترین فرد است؟ سئوال کنیم از خودمان دیگر! ما چه جوری داریم زندگی می کنیم واقعاً؟ صبح از خواب پا می شویم تا شب مشکلاتمان و دغدغه هایمان برای چیست؟ چه شکلی است؟ ملاک ها، دغدغه ها، ارزیابی ها، فعالیت ها، حس ها، شور و هیجان ها قبض و بسط هایمان برای چه موضوعاتی است؟ امام زمان بزرگترین آینه ای است که خداوند در اختیار انسان قرار داده که آدم خودش را در مقیاس امام زمان نگاه کند و ببیند چکاره است. چقدر قدرتمند : یوم ندعوا کلَّ اُناس باِمامهم... اوه اوه اوه! ذلک جزاءُهم جهنم بما کفروا واتَّخذوا بایاتی و رُسُلی هزُوا. این ها کسانی هستند که جزایشان جهنم است به خاطر کفر. حضرت زهرا فرمود بعضی از شماها چند صد هزار سال در جهنمید تا خودتان را به ما برسانید ، جهنم! شوخی است؟! واتخذوا ایاتی و رُسُلی هزُوا آیات خدا برایشان ارزشی نداشت. رسولان خدا حرف های خدا فرستادگان خدا ، معصومین انبیاء ... وقعی به این حرف ها نمی گذاشتند. آقا این کار اشتباه است این کار حرام است، این کار آتش است، جهنم است، خدا راضی نیست! –ول کن بابا این حرف ها چیست؟ اصلاً خدا راضی نباشد... توی ماها نیست این جور حرف ها؟ مسخره کردن؟- نه ، توی ماها نیست ما خدا را قبول داریم- بله زباناً قبول داریم، عملاتً خیلی چیزها را مسخره می کنیم.اصلاً برایمان مهم نیست ارزش ندارد. همین مبناست بسنجیم ببینیم مردم دارند چه جوری زندگی می کنند؟ ما خودمان چه طوری با امام زمان زندگی می کنیم؟ چه جوری می شود انسان جاودانه می شود؟ چه جوری می شود انسان گرفتار جهنم می شود؟ چه جوری می شود انسان یک شب، دو شب، یک سال دو سال، یک قرن دو قرن یک میلیون ، دو میلیون، یک میلیارد سال تولید جهنم می کند؟ هر کس یک مقدار تولید جهنم می کند گرمایش این مقدار تولید جهنم می کند بعد سرد و خاموش می شود. خوب ، می برندش به بهشت. چرا یک عده اولئک اصحابُ النار هم فیها خالدون تا خدا خدایی می کند وجود این ها تولید آتش می کند روحشان به قدری جهنم و آتش دارد که خالد تولید جهنم می کند. یعنی هر چه می خواهند به بهشت او را ببرند نمی تواند برود توی بهشت چون حرارت دارد. سرد نمی شود، خدا هر چه منتظر می شود که این سرد شود ببرندش بهشت سرد نمی شود، یک سره دارد تولید می کند! یک عده جهنم هایشان همان شب اول قبر، سرد نمی شود. شب اول قبر را تمام کنند یخ می کند دیگر جهنم ندارند خوب می روند توی بهشت. یک عده نه، دو شب می مانند. یک عده یک سال می مانند یک عده ده سال، یک عده تا قیامت آن جا می مانند خاموش نمی شوند. قیامت خاموش می شوند. توی گرفتاری های قیامت خاموش می شود می تواند این کار را بکند. به شفاعت معصومین، معصوم هم می آید فوت می کند خاموش می شود اگر فوت معصوم اثر بگذارد خوب می برندش به بهشت، اما یک عده معصوم هم بیاید فوت بکند نمی شود، معصوم فوت می کند این گُر می گیرد. می آید شفاعت کند شفاعت پذیر نیست! نمی پذیرد این شفاعت را. نه اینکه معصوم نخواهد. حدیث داریم. خدا رحمت کند امام خمینی رحمة الله علیه را فرمود پیغمبر توی جهنم سراغ ابولهب هم می رود خودش می گوید من نمی خواهم از این آقا متنفرم. آتش را برقرار کنید من اصلاً نمی خواهم ببینم. خودش نمی پذیرد. انسان از لجاجت یک جایی می رسد که هیچ خیرخواهی را قبول نمی کند تکبر در برابر خدا! لجاجت در مقابل خدا خودش قبول نمی کند و نمی پذیرد. ساختارش قبول کننده نیست. من یک موقع برای خلبان ها درس می دادم یک روز یک خلبانی آمد به من گفت استاد من تازه نامزد کرده ام و گرفتار بودم و مشغول بودم نتوانستم امتحان را خوب بدهم شما به من ارفاق کن من این ترم نمانم. تجدید دوره نشوم. گفتم کار بسیار مبارکی کردی ازدواج کردی نصف دینت را حفظ کردی. بارک الله خودم کمکت می کنم هیچ اشکالی ندارد. برو برگه ات را بگیر بیا ببینم. آنجا نمره قبولی دوازده بود. ورقه اش را آورد دیدم شده دو گفتم حالا مثلاً شده یازده، یازده و نیم، ده، به او گفتم مثلاً تو می خواهی من چند نمره به تو بدهم که تو قبول بشوی الان من به عنوان یک استاد، از زحمتم و مهربانی ام و عقلم و دینم و فهمم و این ها سرمایه گذاری کنم این عقل و دین و فهم و هوش می گوید من چقدر باید به تو ارفاق کنم؟ سؤال کردم یعنی می خواهی من دوی تو را دوازده بکنم که تجدید دوره نشوی؟ این شفاعت را نمی پذیرد دیگر! شفاعت مال نه و نیم است، نه و هفتادو پنج ( اگر مبنا ده باشد) مال نه است نه مال دو. این اصلاً مسخره بازی است که من دو را بکنم دوازده. بعضی ها نمی پذیرند هر چه علماء ، بزرگان، کتاب، درس ، می بیند می خواند می شنود می فهمد هیچ تأثیری روی قلب این نمی گذارد.هیچ تکانی نمی خورد، شفاعت یعنی همین دیگر. مگر الان علما برای ما شفاعت نمی کنند چرا ما حرف هایشان را نمی پذیریم؟ مگر اساتید اخلاق نیستند؟ مگر کتاب نمی خوانیم. این ها همه شفاعت است دیگر. مگر کلام معصوم به ما نمی رسد این ها یعنی الان دارد شفاعت می شود شفاعت یعنی همراهی ، جفت. الان دارد می آید سراغ ما چرا ما قبول نمی کنیم؟ چرا زیر بار نمی رویم؟ چرا تحول در زندگیمان ایجاد نمی شود؟ چرا تصیمیم نمی گیریم خودمان را در آیینه ها نگاه کنیم چرا تصمیم نمی گیریم حرکت بکنیم ، شدنی ایجاد بشود؟ این ها همه شفاعت است دیگر. مگر حضرت معصومه الان شفیع ما نیست همین جا در قم شفیع ماست کنار ما هم هست. چرا ما با او نمی توانیم همراه بشویم؟ چرا با امام زاده ها با معصومین همراه نمی شویم؟ مگر امام زمان الان نیست؟ چرا نمی رویم شفیع ما بشو؟ ما را حرکت بدهد به آن مقامی که خودش می خواهد ببر؟ مگر رفتن به مقام امام زمان برای ما شدنی نیست؟ اگر نبود که نمی گفتند به معصوم به امام حسین بگو اَسأَلُ الله اَن یُبلّغنی المقام المحمود لکم عند الله من می خواهم به مقام شما برسم. اگر شدنی نبود که نمی گفتند به امام حسین این را بگو. پس امکان دارد. این شفاعت دارد انجام می شود. امام حسین همین الان آمده ما را ببرد در مقام خودش. امام زمان همین الان آمده که ما را ببرد در مقام خودش. همین الان هر کس اراده کند می تواند در مقام امام زمان باشد. همین الان هر کس بخواهد می تواند در مقام امام حسین باشد، امیرالمومنین فرمود کسی که منتظر حقیقی است با من و هم درجه من در قیامت است. شوخی کرده؟! نعُوذ بالله تعارف کرده نعوذ بالله نعوذ بالله دروغ گفته؟! خوب می گوید بیا منتظر شو با من و هم درجه منی. من تضمین می کنم. خوب این همه شفاعت دارد انجام می شود ما خودمان زیر بار شفاعت نمی رویم! می گوییم زحمت دارد. من باید به شیطان غلبه کنم، به نفسم غلبه کنم، باید آتش ها را خاموش کنم، حوصله این ها را ندارم خوب خودت نمی خواهی ، باشد ، بسوز! من باید از شهوتهایم دست بردارم خوب نمی خواهم بردارم... همین الان دارد شفاعت صورت می گیرد. باید با این ساختار ما آشنا شویم نفس را اگر نشناسیم نمی دانیم چه طوری است. که انشاءالله بماند برای جلسه آینده که بعد از عاشورا است. اولین سه شنبه بعد از عاشورا.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین