جلسه 002 - زندگی از نو
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
7
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - زندگی از نو

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما در جلسه گذشته درباره این مسئله صحبت کردیم که یک زندگی متعادل یک زندگی هست که در آن دو چیز وجود دارد شادی و آرامش و علامت ایمان هم در قرآن کریم یکی از علائم مهم ایمان و سلامت زندگی و علامت دین و دینداری شادی و آرامش هست از یک طرف.@ از طرفی یک ملاک هم دادیم در رابطه با روابط بین اعضای خانواده که عبارت بود از افرایش علاقه و عشق روزافزون اعضای خانواده به همدیگر همسران نسبت به همدیگر و سایر اعضای خانواده نسبت به هم.@ در ملاکهای اجتماعی هم مطالبی را عرض کردیم و گفتیم که اکثر آدمها با اینکه عاشق خودشان هستند و برای خوشبختی خودشان همسرانشان فرزندانشان تلاش میکنند اما اکثراً موفق نمیشوند آن چیزی را که دوست دارند در مورد خودشان فرزندانشان و همسرانشان را تحقق بدهند.@ و یک آمار جهانی را عرض کردیم که اگر هر کس را به گذشته برگردانید در چهار مقطع انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار این چهارتا، گفتیم این چهار چیز در گذشته حال ما را ساخته تا الان، آینده ما را هم همین چهار چیز میسازد مجموعه افکار انتخابها ارتباطات رفتارها.@ گفتیم اگر انسانها را برگردانیم به گذشته در مورد این چهار چیز غالباً اظهار پشیمانی میکنند یعنی نسبت به انتخاب همسرشان پشیمانند نسبت به انتخاب رشتهشان پشیمانند نسبت به نوع تربیتی که نسبت به فرزندانشان اعمال کردند پشیمان هستند نسبت به انتخاب شغل پشیمان هستند.@ نسبت به انتخاب روشهای تربیتی و برخوردشان پشیمان هستند نسبت به نوع افکاری که قبلاً داشتند پشیمان هستند نسبت به مسائلی اخلاقیشان و کلاً ارتباطات انتخابها رفتار و افکار خودشان نوع انسانها پشیمان میشوند.@ علت را ارزیابی کردیم گفتیم علت این هست که ما داریم تلاش میکنیم برای خوشبختی کسی که آن کس را خوب شناسایی نکردیم ما با تعریفات غلطی که از خودمان داریم برای کسی تلاش میکنیم کس ما نیستیم و اکثر انسانها تعریفی که از خودشان دارند و شناختی که از خودشان دارند یا یک شناخت غلط هست و یا یک شناخت ناقص هست.@ بنابراین وقتی برای کسی که نمیشناسیش یا کامل نمیشناسیش میخواهی دست به انتخاب ارتباط رفتار یا طراحی و مهندسی فکر بکنی به آن نتیجه مطلوب نمیرسی میگویی من فکر نمیکردم اینطوری بشود من فکر میکردم با این کس ازدواج بکنم دیگر برای همیشه خوشبخت هستم.@ من فکر میکردم اگر بچهدار بشوم مثلاً به اوج میرسم بعد الان آرزو میکنم ای کاش این بچه را نداشتم چقدر پدر مادرها هستند الان بچههای خودشان را از آنها راضی نیستند یا شاید آرزو میکنند نداشتند همهاش میگویند من فکر نمیکردم من نمیدانستم اگر میدانستم.@ ما چون در دانشگاه صدها دانشگاه در طول سال کارمان اقتضا میکند باشیم و مشاوره داریم از طریق سایت با دانشآموزان دانشجویان وقتی که با دانشجویان خیلی از مسائل را عوامل شکستها یا عوامل موفقیتها را در میان میگذاریم اینها میگویند ای کاش ما این مسائل را مثلاً دبیرستان میدانستیم.@ آنهایی که دبیرستانی هستند با دبیرستانیها که صحبت میکنیم معمولاً میگوییم که شما خوب موقعی در این جلسات شرکت میکنید که از الان نوع برنامهریزیهایتان یعنی همین چهار چیز انتخابها ارتباطات رفتارها و افکارتان طوری تنظیم بکنید که وقتی به دانشجویی به ازدواج آشنا شدن با جنس مخالف، ازدواج یا تعیین شغل یا رشته رسیدید بعد از یک مدت پشیمان نشوید.@ نگویید ای کاش من این مسیر را نمیامدم اگر من پنج سال برگردم عقب ده سال برگردم عقب این مسیری که آمدم را هرگز دیگر نمیایم برای اینکه این اتفاق نیفتد ما باید اول چکار کنیم اول بدانیم که من چه کسی هستم من چطوری خوشبخت میشوم چطوری میتوانم شاد بشوم آرام بشوم چطوری میتوانم یک زندگی داشته باشم که در آن دائماً آرامش شادی و عشق باشد و یک عشق پایدار باشد.@ اضطراب زودرنجی حساسیت بداخلاقی نق و غر تنفر از همدیگر خسته شدن از همدیگر نباشد چطوری میشود اینطوری باشد مثال هم زدیم چون من خیلی از کشورهای دنیا را رفتم میروم ارتباط دارم در جوامعی که مثل جامعه ما از نظر فرهنگ و محتوای فرهنگی غنی نیستند ولی اهل عمل هستند عمل میکنند.@ اطلاعات خوب را وقتی به دست میاورند وقتی در اختیارشان میگذاریم واقعاً میایستند پای کار عمل میکنند میبینیم که او در آن شرائط بد محیطی سالمترین بچهها قویترین بچهها را تربیت کرده و ما در این محیط بسیار غنی که خیلی امکانات فرهنگی داریم میبینیم که بچههایمان از دستمان میروند.@ الان خیلی از خانمها شوهرهایشان را نمیتوانند نگه بدارند زنها حتی از دست میروند بچهها از دست میروند میبینید که این شکست است چرا؟ چون آنها اطلاعات را دقیق جذب میکنند وقتی میگذارند عمل میکنند رعایت میکنند فرمولها را ما با اینکه اینجا هستیم از این فرمولها استفاده نمیکنیم.@ فرمولها را نه درست وقت میگذاریم و گفتیم یکی از بزرگترین معضلات زندگی ما دو آفت هست امروز هم یکی دو تا روایت حدیث من در این زمینه برایتان بخوانم که حتماً روی این کار بکنید هم در نظام شخصیتی خودتان و هم در تربیت فرزندان و مسائل دیگر خیلی به کارتان میاید.@ که گفتیم دو عامل هست که عامل همه شکستها و بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت هست که باید از این دو عامل به شدت ما فرار بکنیم و اگر بگذاریم این دو عامل سراغ ما بیاید ما هر چقدر هم عاشق خودمان و فرزندانمان و همسرمان باشیم نمیتوانیم مزه شادی و آرامش را احساس بکنیم.@ آن دو عامل چه بود؟ تنبلی و بیحوصلگی، اکثر آدمها این ضربه را میخورند یعنی اینکه بتوانند بخواهند بروند یاد بگیرند این امکانش هست استاد هست کتاب هست مراکز تخصصی هست میتوانند بروند مثلاً روشهای عصبانی نشدن روشهای شاد بودند روشهای افکار منفی نداشتن اینها را که جلسه قبل مفصل گفتیم.@ چطوری عصبانی نشوم چطوری آرامش داشته باشم چطوری یک بارداری موفق داشته باشم چطوری انعقاد نطفه بکنم چطوری قبل از انعقاد نطفه آن پنج دسته خصوصیات اصلی بچه را تقویت بکنم در خودم و همسرم، چطوری مثلاً دوران شیرخوارگی را باید چکار بکنم.@ گفتیم ما از ماه اول تا نُهم مراقبت میدهیم چطوری یک دوران بارداری موفق داشته باشیم بعدش باید چکار بکنیم چطوری شاد باشم چطوری مشکلات زندگی نتواند من را مچاله بکند فشار به من بیاورد چطوری بتوانم در حالی که سختترین مشکلات را دارم آرامشم را حفظ بکنم چطوری عشق و علاقهام را حفظ بکنم به کینه به دل چرکینی به تنفر نیفتم.@ گفتیم تکتک اینها مهارت است قابل کسب هست مثل گلدوزی مثل خیاطی مثل سرمهدوزی مثل مرواریدبافی مثل آشپزی مثل رانندگی تکتک اینها، ولی آنچه که نمیگذارد ما برویم به سراغ اینها این هست که ما دچار دو تا دشمن خطرناک هستیم یکی تنبلی و یکی بیحوصلگی.@ تنبلی و بیحوصلگی را توضیح دادیم که فرقش چیست تنبلی اصلاً نمیگذارد آدم یک شروع داشته باشد مثلاً یک خانمی الان اضافه وزن دارد رفته دکتر یا شوهرش اصلاً از هیکلش راضی نیست خودش هم از هیکلش راضی نیست بعد رفته دکتر به او میگوید شما اگر میخواهید موفق بشوید باید 30 دقیقه ورزش بکنید.@ ورزش با فعالیت بدنی فرق دارد مثلاً بعضیها وقتی به آنها میگویند 30 دقیقه ورزش بکنید میگویند حالا ما از در خانه تا پارک پیاده میرویم و میاییم یا مثلاً از پارک تا مؤسسه تا کلاس پیاده میرویم پیادهروی روزانه ما ورزش محسوب نمیشود فعالیت بدنی است خوب است مفید است.@ اما این برای این کاری که من در نظر دارم مثلاً کاهش وزن مثلاً داشتن یک اندام مناسب کافی نیست من باید برایش برنامه داشته باشم مثلاً میگویند شما فرض بفرمایید که باید بروید باشگاه باید در خانه یک همچین ورزشی را یک همچین حرکاتی را انجام بدهید این را میداند اما به خاطر اینکه گرفتار تنبلی یا بیحوصلگی هست این کار را انجام نمیدهد.@ تنبلی باعث میشود که اصلاً شروع نکند هی میگوید بگذار حالا این کار را انجام بدهم میروم باشگاه ثبت نام میکنم بگذار این کار را انجام بدهم میروم از فردا قرار میگذاریم صبح برویم ورزش بکنیم بعد میبینی دوباره فردا هم تنبلیش میاید از این جمعه و از آن جمعه هی امروز و فردا میکند.@ گفتیم مشکلات آخرتی هم همینطور است از قول پیغمبر خواندیم اکثر آدمهایی که میروند جهنم آدمهایی نیستند که بد باشند فقط بیشتر آدمهای تنبل و بیحوصله بودند یعنی میدانسته باید چکار بکند برود بهشت میدانسته چه وظائفی دارد میدانسته چکار بکند جهنم نرود.@ همین تنبلی و بیحوصلگی باعث میشود نگذارد یک کاری را مثلاً میخواهد نماز را شروع بکند میبینی هی تنبلی میکند میخواهد روزه را شروع بکند میبینی هی تنبلی میکند این تنبلی خیلی کار دست ما میدهد.@ 2ـ بیحوصلگی، بیحوصلگی باعث میشود که ما یک کاری را وقتی شروع کردیم به تنبلیمان غلبه کردیم ادامهاش ندهیم نیمه کاره رهایش بکنیم الان میرود ورزش ثبت نام میکند چهار روز میرود بعد میبیند که در هفته باید شش ساعت آنجا برود کار بکند ولش کن بنشینیم تلویزیون نگاه بکنیم سریال دارد مهمانی برویم عروسی هست به هر بهانهای رهایش میکند.@ بعد میبینی آن نتیجهای که میخواست بگیرد دیگر نمیگیرد لذا باید این دو دشمن را خیلی از آن متنفر باشیم که نگذاریم این صفت بیاید سراغ ما تنبلی و بیحوصلگی، شما اگر زندگینامه خیلی از بزرگان آدمهای موفق را بخوانید.@ کسانی که بخصوص معلولیت داشتند محرومیت یا معلولیت داشتند میبینید که این شخص از آدمهای سالم و چشمدار گوشدار و دست و پادار از نظر نعمت و توانایی خیلی عقب است ولی چون همت داشته تنبلی و بیحوصلگی نداشته خیلی جلو زده خیلی موفق بوده او تنبلی و بیحوصلگی ندارد توانسته غلبه بکند.@ بنابراین ما اولین کاری که باید بکنیم این که خوب خودمان را بشناسیم که حالا میخواهیم راجع به خودشناسی صحبت بکنیم بعد عاشق خودمان باشیم چون گفتیم عشق ما به خودمان به اندازه شناختی هست که از خودمان داریم عشق تابع نگاه هست.@ گفتیم دو عامل در انسان کار میکند: یکی نگاه یکی احساس از نظر احساس همه آدمها عاشق خودشان هستند احساسشان کامل است به خودشان، هر کس خودش را دوست دارد سعادت و خوشبختی را برای خودش میخواهد مشکل کجاست که با وجود تلاشی که میکند و عشقی که به خودش دارد خوشبخت نمیشود؟ @ مشکل این هست که نگاهی که به خودش دارد تعریفی که از خودش دارد تعریف غلط است بنابراین فکر میکند که اگر به این کار برسد به این هدف برسد دیگر خوشبخت میشود بعد میبیند نه اینطوری نیست اول میگوید دیپلم بگیرم خیلی خوب است بعد میگوید کنکور قبول بشوم حالا کنکور هم قبول میشود میبیند نه آش دهان سوزی هم نبود.@ میگوید نه دانشگاه بروم میرود دانشگاه مدرک بگیرم بروم سر کار ازدواج بکنم همهاش را هم که میرود آخر میگیرد میبیند جانش آرام نشد اصلاً به آرامش به شادی به آن چیزی که میخواست نرسید مزه خوشبختی را ندارد کسانی که صد قدم جلوتر از ما هستند ما حسرت آنها را میخوریم وقتی بروید به آنها بگویید شما شاد هستید شما آرام هستید میگویند نه.@ الان خود شما میلیونها آدم آرزو میکنند جای شما باشند حالا اگر آرزو میکنند جای ما باشند حالا مثلاً ما الان خیلی احساس خوشبختی میکنیم خیلی شاد هستیم خیلی آرامش داریم میبینیم نه ما بلد نبودیم با خودمان چطوری رفتار بکنیم.@ حدیثی هست از امام باقر –علیهالسلام- میفرمایند: (اِیّاکَ وَ الکَسَل وَ الزَجَر فَاِنَّهُما مِفتاحُ کُلِّ شَرٍ) بپرهیزید از کسالت و تنبلی و بیحوصلگی این دو کلید همه بدیها هستند دوباره میفرماید امام صادق(ع) (اِیّاکَ وَ الزَجَرَ وَ الکَسَل فَاِنَّهُما یَمنَعانِکَ حَظَکَ مِنَ الدُنیا وَ الآخِرَۀ) از بیحوصلگی و تنبلی بپرهیز چرا؟ چون تمام لذتها بهرهمندیها و سعادت دنیا و آخرت را از تو خواهد گرفت محرومت میکند.@ این اصل خیلی مهم است لذا اگر ما برای همین علی(ع) میفرماید اگر کاری را شروع کردید میخواهیم دستورالعمل بدهیم یعنی بگوییم بحث کاربردی، میگوید وقتی یک کاری را فهمیدید خوب است خواستید شروع بکنید حداقل یکسال استقامت بکنید.@ مثلاً میروی گلدوزی میروی آشپزی میروی سرمهدوزی میروی سفرهآرایی برو تا آخرش نگو ما یک چند جلسهای رفتیم الان به هر کدام خانمها و آقایان بگوییم میگویند من چند تا هنر را شروع کردم اما به پایان نبردم زبان رفتم ورزش رفتم خط رفتم نقاشی رفتم خیلی کلاسهای مفید هست برای زندگی هم خوب است میبینی رفته ولی به جایی نرسانده.@ همین تنبلی و کسالت باعث شده کار را یا اصلاً شروع نکند یا رها کرده یک کار خوب یک کتاب خوب یک استاد خوب یک کلاس خوب یک دوره خوب یک برنامه خوب شروع کرده استقامت نمیکند.@ لذا میفرماید حداقل یکسال کارتان را حداقل ادامه بدهید اگر قرار باشد نتیجه بدهد آن یکسال برای شما از حالت اطلاعات و دانایی به مهارت و دارایی میرسید یعنی دیگر با خودت هست ما اطلاعاتمان خیلی زیاد است ولی به دردمان نمیخورد چون این اطلاعات تبدیل به توانایی نشده.@ تمرین نکردیم مهارتها را کسب نکردیم به توانایی تبدیل نشده و فقط آدمها زمانی میتوانند شاد باشند و آرامش داشته باشند که دارایی داشته باشند نه دانایی، علم بدون اینکه به مهارت و دارایی تبدیل بشود برای ما فایدهای ندارد.@ یک خانمی آمده بود برای درمان وسواس پیش من شوهرش میگفت این شش ساعت زیر دوش است یعنی یک غسل این خانم شش ساعت طول میکشد وسواسی واقعاً یک بیماری یک جنون است ولی قابل برطرف کردن هم هست ولی خیلیها عاشق همین بیماری خودشان هستند.@ من وقتی با این خانم صحبت میکردم با همسرشان آمده بودند میدیدم که این وقتی من دارم روشهای حل مشکلش را به او میگویم این یک حالت خیلی سرد یخ خیلی بیخیال حرفهای من را گوش میکند من به او گفتم که مثل اینکه حرفهای من برای شما جذابیت و تازگی ندارد.@ گفت بله من چون رشتهام روانشناسی است پایاننامهام راههای درمان وسواس بوده این اطلاعاتش را دارد روشهای علمیش را رفته یک مقدارش را یاد گرفته که وسواس را چطوری درمان بکند دوباره یک خانمی از آمریکا آمده بود میگفت که من یک همچین مشکلی دارم گفتم تحصیلات شما چیست؟@ گفت من از آمریکا فوق لیسانس روانشناسی دارم ولی خودم دائماً اضطراب دارم پس اطلاعات زمانی به درد ما میخورد که ما این اطلاعات را به مهارت تبدیل بکنیم یعنی داناییهایمان به دارایی تبدیل بکنیم یعنی بتواند در من قدرت ایجاد بکند.@ مثلاً برخورد با همسر، خوب خندیدن اینطور نیست که من اگر فهمیدم باید بخندم این خیلی خوب است که انسان همیشه لبخند روی لبانش باشد این خیلی خوب است که انسان وقتی صبح از خواب بلند میشود بتواند به روی همه اعضای خانوادهاش بخندد.@ که حضرت میفرماید کمتری کاری هست که انسان میتواند برای دیگران انجام بدهد این هست که خندهرو باشد از این پایینتر میشود یک حیوان واقعاً، کسی که عرضه ندارد در خانواده بخندد یا نسبت به دوستانش فامیلهایش لبخند روی لبش نیست.@ میبینید آدمی هست که درونش درون خطرناکی هست باید بتواند بخندد وقتی کسی را میبینی با او برخورد میکنید بخندید سلام و علیکی بکنید گرم باشید صمیمی باشید این را میداند ولی اگر قرار باشد تبدیل بشود باید این حالت تکرار بشود این شخص هی سعی بکند برای همین همان فرمولی را که حضرت امام(س) فرمود را خیلی مهم است فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد.@ انسان تلقین بکند برنامه را به خودش، یقیه خودش را بگیرد بچهها هم همینطور اگر بچهها را فرستادید دنبال یک کاری حالا زیر هفت سال میگوییم خیلی سعی نکنید بچهها سختی به آنها زوری، دوست دارد بیاید کلاس مهدکودک، بیاید ولی اگر یک موقعی برید عیبی ندارد.@ ولی هفت سال به بالا بگوید مدرسه نمیخواهد برود یا یک دورهای را میخواهد شروع بکند یک کلاسی را میخواهد نرود باید حتماً ادامه بدهد بچهها میایند پدر مادر زحمتکش جان میکنند پول بدست میاورد با چه سختی بعد پسر میاید اصرار که من میخواهم بروم کلاس ژیمناستیک.@ اصرار که من میخواهم بروم مدرسه فوتبال اصرار که من میخواهم بروم کلاس اسکیت اصرار که من میخواهم بروم خط و نقاشی یاد بگیرم مادر و پدر هم دوست دارد بچهاش پیشرفت بکند میخواهد برود مثلاً زبان بخواند قبلش باید به او بگویید که ما سرمایهگذاری میکنیم ولی باید حتماً مستمر باشد.@ برایم کفش بخرید 100 هزار تومان گرمکن بخرید 50 هزار تومان اینقدر هم ثبت نام باشگاه هست چقدر هزینه بکنیم حالا رفته آنجا چهار روز رفته ورزش آقا تنبلیش گرفته خانم تنبلیش گرفته چهار دفعه خورده زمین باید برود بخورد زمین، باید برود اذیت هم بشود باید برود سختی هم بکشد تا روحش بزرگ بشود.@ یک کسی تا به سختی میخورد برمیگردد آخ بچه عزیزم نه دیگر تو نمیخواهد بروی آنجا آنجا بچهام را زدند خوب زدند که زدند بگذار بزنندش بگذار یاد بگیرد از خودش دفاع بکند بگذار این سختی را بکشد باید این در جامعه بتواند سرش را بلند بکند بچهام را زدند بچه اینطوری شد دیگر نروم نه باید استقامت بکنی باید بروی.@ اگر قرار است استقامت نکنی هزینه باشگاه را از پول تو جیبیت کم میکنم باید بپردازی پول علف خرس نیست که زحمت بکشیم در بیاوریم بدهیم جنابعالی بعد هم ادامه ندهید باید به یک نتیجه باید این حالت کلاس این زبان این فلان آموزش تبدیل به دارایی بشود یعنی به یک جایی برسانیش اگر نمیخواهی از اول نرو.@ الان ما چقدر داریم خانوادهها را نقرهداغ میکنند دانشگاه قبول شدند فلان رشته پیام نور فلان رشته دانشگاه آزاد فلان رشته اینطوری مادر بیچاره پدر بیچاره دو سه شیفت اینها زحمت میکشند کار میکنند پول دانشگاه را میدهند موبایل هم باید داشته باشم موبایلم باید دوربیندار باشد.@ موبایل سادهای که یک تماس بشود با آن برقرار کرد نه باید حتماً دوربیندار باشد مدلش اینقدر باشد چند صد هزار تومان پول این موبایل باشد این بیچاره باید بخرد یک ماشین برای من بخرید زیر پایم باشد آنجا دانشگاه خجالت میکشم همه ماشین دارند ما نداریم یعنی قر و فر زیاد.@ نمرهها همه ناپلئونی 10 ـ 12 ـ 13 ـ 15 این همه امکانات ریختیم پایش یک آدم تنبل بیحوصله دانشگاه به جای اینکه محل رشد باشد شده محل وقت تلف کردن و عیاشیها و کیافیهای بیهوده، این خوب نیست پس این را ما باید در خانوادهمان نهادینه بکنیم در خودمان هم نهادینه بکنیم که واقعاً با خودمان جدی باشیم شوخی نکنیم و اجازه هم ندهیم کسی با ما یک همچین کاری انجام بدهد.@ اگر قرار است هزینهای گذاشته بشود اگر قرار است شروعی باشد انسان حتماً استقامت بکند تا به نتیجه برسد پس وقتی کاری را شروع کردیم استقامت باید بکنیم برویم تا آخر، در مورد خودشناسی گفتیم اگر کسی نتواند خودش را بشناسد افکارش افکار درستی نیست.@ همانطور که انتخاباتش ارتباطاتش رفتار درست نمیتواند داشته باشد افکار درستی هم نمیتواند داشته باشد چون شناختی که از خودش دارد یک شناخت غلط است هر چه فکر میکند به نفع خودش ظاهراً فکر میکند خیلی به نفع خودش درست دارد کار میکند اما بعد میبیند که نتیجه نگرفت میبیند نه آن چیزی که میخواست نشد.@ بنابراین اگر کسی میخواهد واقعاً خودش را خوشبخت بکند اطرافیانش را خوشبخت بکند باید اطلاعات دقیق از ساختار وجودی خودش تواناییهای خودش قوای خودش و نحوه استفاده از این تواناییها و قوا داشته باشد من کیستم.@ الان افتخار شده ما گاو میشناسیم گوسفند میشناسیم حیوان میشناسیم بازیکنهای فوتبال میشناسیم بازیگران تئاتر و سینما را میشناسیم تاریخ را خوب بلد هستیم جغرافیا را بلد هستیم سرزمینها را بلد هستیم زبان بلد هستیم ولی وقتی نوبت به خودمان میرسد از خودت چه میدانی چند تا قوه داری؟@ اصلاً هدف از خلقت تو چه بوده تو برای چه آفریده شدهای میدانی قرار است کجا بروی بعد از وفات؟ میروی در حیات ابدی جاودانه آخرت آنجا میدانی باید یک سلسله داراییهای روحی داشته باشی تا خوشبخت بشوی؟ نه چه چیزهایی هست؟@ سؤالهای قبر را بلد هستی سؤالهای قیامت را بلد هستی پنجاه تا سؤال قیامت را بلد هستی نه اصلاً برایم مهم نبود که بروم یاد بگیرم نه من اصلاً برایم هیچ دغدغهای نبوده که بروم دنبال این چیزها، میدانی آنجا نوع برخوردی که با تو میشود محصول نوع روحی هست که داری؟@ داراییهای روحیت؟ نه حیات ابدی که شوخی نیست ما ببینید برای حیات دنیاییش چقدر جلز و ولز داریم این حیات جاودانه است تمام چیزهایی که در حیات جاودانه گیر آدم میاید همه را باید آدم از کجا ببرد؟ از دنیا باید ببرد چه چیزی داری الان ببری؟@ حالا دقیقاً بعداً انشاء الله روی صفحه خواهید نمودارهای منحنی خلقت را که انشاء الله خواهید دید و نمودارهای خطی حرکت انسان را که توضیح میدهیم قواعد را که میگوییم یکی از قواعد حرکت ما به سمت جاودانگی این هست که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ ببینید یک بچه اگر قرار باشد خوشبخت باشد در دنیا باید هر چیزی را که در دنیا لازم دارد از رحم مادر باید تهیه بکند اینجا کسی به او چیزی نمیدهد این که بچه سالم به دنیا میاید یا مریض یا ناقص این که چقدر باید درد بکشد اگر ناقص است این که چقدر باید زجر بکشد رنج درمان تحمل بکند اگر مریض است بسته به این است که دوران رحمی را چطوری گذرانده.@ چند تا بیماری با خودش آورده شدتشان چقدر است نوعشان چیست اینها خیلی مهم است دقیقاً در رابطه با آخرت همینطور هست من باید چطوری زندگی بکنم چه داراییهایی باید کسب بکنم روحم باید چه شکلی باشد چطوری باید باشد.@ این که علی(ع) میفرماید بعضیها با خودشان یک کاری میکنند که 300 هزار سال بین ما و خودشان فاصله میاندازند در قیامت که ما تا بخواهیم اینها را از دل عذاب در بیاوریم و بدادشان برسیم 300 هزار سال طول میکشد چه چیزهایی هست بین من و خانواده آسمانی خودم مادرم فاطمه زهرا پدرانم اهل بیت(ع) چه چیزهایی بین من و آنها فاصله میاندازد جدایی میاندازد.@ من اصلاً برایم مهم نیست بروم یاد بگیرم نه برایم مهم است یاد بگیرم نه اگر یاد گرفتم به آن عمل میکنم نه اینکه قبولشان ندارم دوستشان ندارم بلکه به خاطر تنبلی و بیحوصلگی، اینکه میگوید تنبلی و بیحوصلگی سعادت دنیا و آخرت را خراب میکند به همین جهت هست که من نه در دنیا جدی هستم زندگی دنیاییم و نه زندگی آخرتیم.@ و اگر یک کسی بخواهد زندگی آخرتیش را خوب بسازد اول باید دنیایش را خوب بسازد یک کسی که عُرضه ندارد دنیایش را به شادی و آرامش برساند فشار قبرش هم زیاد است در بحثهای عصبانیت و خشم گفتیم آنجا هر یک بار عصبانیت حجم زیادی فشار قبر برای ما ذخیره میکند.@ اینطوری نیست که اگر کسی عصبانی شد مفت باشد بتواند اخم بکند داد بزند قر بزند تند نگاه بکند به کسی، بترساند یک کسی را، اصلاً اینها همه گران در میاید هزینههایش برای ما هر یک بار ترسی که در دل یک نفر ایجاد بکنی هر یک بار تحقیری که یک نفر را بکنی هر یک بار مسخرهای که یک نفر را بکنی هر یک بار فشاری که به روح یک نفر بیاوری در قبر مدتها انسان باید فشار تحمل بکند خیلی هزینه دارد.@ به این ما باید توجه بکنیم پس یک کسی که عُرضه ندارد اینجا یک آدمی هست که پرخاشگر است عصبی است آن طرف هم خیلی باید مار و عقرب تحمل بکند چون مار و عقربها خودش هستند خودش میشوند روحش تولید مار و عقرب میکند نیشش میزند.@ یک کسی که عصبی است پرخاشگر است زودرنج و حساس است دائماً همه باید مواظبش باشند این ترقه نترکد بعضیها ترقه هستند کافی است یک حرفی بزنند یک فکر بد بکند حتی یک خیال بد میترکد نه تو منظورت این بود به من توهین شد این وسط، به خدا من هیچ منظوری نداشتم به راحتی راضی نمیشوند.@ راحت کینه میگیرند راحت عصبانی میشوند راحت تهدید میکنند راحت افسرده میشوند راحت پژمرده میشوند راحت گریه میکنند راحت میرنجند این آدم دنیایش هم خراب است روح اینطوری ناآرام نمیتوانیم یک قبر آرام داشته باشیم اصلاً نمیشود.@ هر کس میخواهد آن طرف شاد باشد باید عرضه داشته باشد اینجا هم شادی بکند بلد باشد خودش را شاد و آرام نگه بدارد بهشت خانه شادی است لذا کسی که تمرین شادی نمیکند اینجا، نمیتواند در خانه شادی برود پس حالا نسبتهایش را برایتان بگویم.@ علی –علیهالسلام- میفرمایند: (مَن کَسِلَ عَن اَمرِ دُنیا فَهُوَ عَن اَمرِ آخِرَتِهِ اَکسَل) کسی که در کارهای دنیاییش تنبل است در کارهای آخرتیش تنبلتر است باید کارهای دنیایی را دست کم نگیریم چون(اَلدُنیا مَزرَعَۀُ الآخِرَۀ) دنیا سازنده آخرت است.@ من اینجا نمیتوانم روابطم را با اطرافم حالا همسرم فرزندانم خانوادهام پدر مادرم خانواده همسر یک طوری تنظیم بکنم که در آرامش و شادی باشم عُرضه ندارم همهاش یک افکاری دارم یک باورهایی دارم یک عقائدی دارم یک عادتهایی دارم که همیشه بین من و دیگران اختلاف ایجاد میشود دردسر ایجاد میشود.@ اگر نمیتوانی اینجا را آرام بکنی به مراتب از پس مار و عقربهای آنجا بر نمیایی اگر اینجا خودت را آرام کردی آنجا مار و عقربها هم وجود ندارند اما کسی که اینجا حریف خودش نمیشود حریف مار و عقربهای درون خودش نمیشود حریف زودرنجی حساسیت عصبانیت تکبر حسادت خودش نمیشود آن طرف باید خیلی تحمل داشته باشد سالهای سال.@ من یک موقعی شب خواب یکی از این اقوام را دیدم دیدم یک اژدها از آتش روی این افتاده و این نعره میکشد خیلی ترسیدم خیلی وحشتناک بود این اژدها یک تکه از آتش بود بعد دستم را دراز کردم گفتم دستت را به من بده بکشانمت از دست این بیرون نجاتت بدهم.@ این همانطور که نعره میزد به من گفت که نه این هیچ وقت از من جدا نمیشود من فهمیدم اخلاق خودش بوده آنطوری خلق خودش لذا فرمود بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود گفتند برای چی(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود از پیغمبر(ص) هست.@ فرمود برای اینکه شخص وقتی که بداخلاق است معذرتتخواهی هم که میکند خلقش عوض نشده دوباره عصبانی میشود یا مثلاً یک بار یک گناهی را انجام میدهد توبه میکند جبران میکند اما وقتی تبدیل به خلق میشود به راحتی قابل تغییر نیست این هی گناه میکند میافتد در آتش دوباره عذرخواهی میکند دوباره میافتد در آتش.@ بنابراین انسان باید این خلق را بکند بگذارد کنار این عقرب و این مار را از خودش دور کند. باید حریف خودش بشود اینها همه قاعده دارد فرمول دارد آدم میتواند واقعاً وقتی سختترین عصبانیتها را دارد یک کاری بکند که دیگر اصلاً عصبانی نشود یا اگر عصبانی شد در درجه اول چند مرحله است اینها را دیگر در جلسات گذشته حالا این هفته هم آخر جلسه توضیح میدهم.@ یک مرحله این هست که اول بتوانم خودم را کنترل بکنم افکارم را کنترل بکنم که منفی نباشد تحریک نشوم 2ـ اگر عصبی شدم روی دیگران استفراغش نکنم روی دیگران نریزم 3ـ اصلاً چکار کنم کسی نتواند عصبانیم بکند این خیلی قشنگتر است بتوانم یک کاری بکنم به راحتی عصبی نشوم.@ اینها عزیزان همه مهارت است ما میتوانیم یاد بگیریم اینها را، اول مهارتش را یاد بگیریم بعد آن مهارت را بدست بیاوریم با تمرین هیچ جایی هم مثل محیط خانواده بدرد تمرین کردن نمیخورد اصلاً خداوند خانواده را برای ما گذاشته که ما بتوانیم در محیط خانواده درجات بهشت را طی بکنیم.@ تمرین کنیم بهشتی بودن تمرین کنیم خاموش کردن جهنم را، پس این یک فایده که من اگر خودم را بشناسم میتوانم خودم را شاد و آرام بکنم نکته دوم این هست که ما در زندگیمان ارتباط داریم با دیگران، هیچ کس هم نمیتواند تنها زندگی بکند ما احتیاج داریم با دیگران ارتباط داشته باشیم.@ با همسرمان با فرزندانمان با اطرافیان و به هر حال نیاز داریم به این ارتباط و خیلی وقتها نیاز هست روی دیگران تأثیرات مثبت بگذاریم بشناسیمشان تأثیرات مثبت روی آنها بگذاریم بچهام ژن چیست من میخواهم بچهدار بشوم یک خانم میخواهد بچهدار بشود نطفه را خوب بشناسد.@ ببیند چطوری میتواند از الان مثلاً خودش یا همسرش صفتهای بدی دارند جلوتر چطوری طراحی بکنند که آن صفتها به بچه منتقل نشود حالا در دوران بارداری چکار کنیم بعد از شیرخوارگی چکار کنیم وقتی من ماهیت را میشناسم میتوانم روی آن کار بکنم.@ مثل یک نقاشی است وقتی میبینم خوب تمرین نقاشی میکنم روز مسابقه بهترین نقاشی را میکشم ولی اگر اصلاً اهل تمرین نقاشی نیستم روز مسابقه هم که بروم نقاشی خوبی ندارم نمیتوانم بکشم حالا الان من نیاز دارم در این ارتباطات روی دیگران تأثیر مثبت بگذارم یا از دیگران تأثیر منفی حداقل نگیرم من باید دیگران را هم بشناسم.@ لذا حضرت فرمود کسی که خودش را نمیشناسد اصلاً دیگران را هم نمیشناسد چون من خودم برایم عزیز است دوست داشتنی هستم خودم برای خودم خودم که به من نزدیکترین شخص هست روحم که به خودم نزدیکترین موجود هست نفسم را نمیشناسم میتوانم دیگران را بشناسم؟ نه.@ خودشناسی راحتتر از شناخت دیگران هست اگر کسی خودش را نشناسد هرگز نمیتواند دیگران را بشناسد لذا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(کَیفَ یَعرِفُ غَیرَه مَن یَجهَلُ نَفسَه) چطوری میتواند دیگران را بشناسد در حالی که به خودش هیچ آگاهی ندارد.@ این شناختی هم که از خودش دارد شناخت غلط است اگر کسی شناخت غلط از خودش داشته باشد بقیه را هم همانطوری غلط میبیند مثل آدمهایی هستند که خودشان افکار منفی دارند دائماً همیشه هم نسبت به دیگران بدبین هستند.@ حضرت میفرماید انسان بد به هیچ کس نگاه نمیکند مگر به صفتهای نفس خودش(اَلرَجُلُ السُوء لا یَظُنُّ بِاَحَدٍ اِلاّ بِصِفَتِ نَفسِه) آدم بد به هر کس نگاه میکند با صفت روحی خودش نگاه میکند یعنی شما عینک مشکی عینک سیاه بزنید همه چیز را سیاه میبینید.@ وقتی روی چشمت روی روحت افکار منفی هست نمیتوانی به دیگران حتی کارهای خوب و قشنگ دیگران را هم منفی تفسیر میکنی لذا میبینی زحمت میکشی برای خیلیها قدر نمیدانند خیلیها برایت زحمت میکشند اصلاً نمیتوانی خوبیش را ببینی.@ اینقدر این بد است که پیغمبر میفرماید بعضی از شما درخت را در چشمهای خودتان نمیبینید ولی خار را در چشم کس دیگر میتوانید تشخیص بدهید یعنی اصلاً عیبهای خودتان را ضعفهای خودتان را نمیبینید خودشیفتگی و خودخواهیهای زیادی که ما داریم ولی عیب را در دیگران میبینیم.@ ما باید اول خودمان را خوب بشناسیم تا دیگران را بشناسیم تا ارتباطمان با دیگران یک ارتباط حسنه و خوب باشد یک ارتباط بهشتی باشد با هر کس هست مسلمان است شیعه است سنی است کافر است با او هم خوب باشیم روابط خوب داشته باشیم کلاً با هر کس با حیوانات با گیاهان بتوانیم رابطه خوب داشته باشیم.@ پس شناخت خودمان فقط به این نیست که ما فقط روی خودمان میتوانیم کار مثبت بکنیم بلکه کمک میکند که ما دیگران را هم بشناسیم یک معلم خوب کسی هست که خوب خودشناسی دارد میتواند شاگردان را خوب بشناسد و بعد با شاگردان خوب ارتباط برقرار بکند.@ یک همسر خوب کسی است که خودش را میشناسد راحت دیگر همسرش را هم میتواند خوب بشناسد بعد هم میداند که باید چطوری با او برخورد بکند فرزند را میشناسد مقتضای سن را میشناسد مثلاً میداند که هفت سال اول باید چطوری رفتار بکند هفت سال دوم با بچه رفتارش کاملاً متفاوت است با هفت سال اول.@ الان رفت مدرسه من باید چطوری رفتار بکنم باید همان رفتارهای هفت سال قبل را داشته باشم؟ کاملاً غلط است روش جدید هفت سال سوم که خیلی مهم است تعیینکننده است از 14 سال تا 21 سال من باید چطوری رفتار بکنم.@ ما نمیدانیم وقت نمیگذاری میبینی یک روش یکنواخت لوسپرور داریم الان یکی از بیماری کشور ما رایج در خانوادهها فرزندسالاری است بچههای لوس بیطاقت الان 90% طلاقها درخواستش مال خانمهاست بیشتر از 90% پسرهایمان هم لوس هستند.@ یعنی اینطوری نیست که اگر زندار باشد خیلی راحت بتواند مشکلات زنداری را تحمل بکند بتواند از پس کار بر بیاید تا دعوایش میشود بلند میشود میاید خانه مادرش تا یک طوری میشود کمربند میکشد تا یک طوری میشود داد میزند جیغ میکشد ظرف میشکند کتک میزند برای اینکه اصلاً مرد بار نیامده.@ با کوچکترین چیزی قهر میکنند میروند طلاق میگیرند الان عرض کردم ما الان تقریباً 70 ـ 75% خانوادههایمان پیوندهایمان به نتیجه مطلوب نمیرسد 20 ـ 25% طلاق داریم 20 ـ 25% تقریباً به فکر طلاق هستند 20 ـ 25% هم طلاق عاطفی دارند برای اینکه ما قوی بار نیامدیم شاد بار نیامدیم محکم بار نیامدیم.@ این فرزندسالاریها باعث شده بچهها نتوانند انتخابهای خوب بکنند ارتباطات خوب داشته باشد انتخابهای خوب داشته باشند وقتی هم انتخاب میکنند نمیتوانند بایستند وقتی ما سه هزار جوان داریم در زندان هستند برای مهریه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.@ ببینید پسرها چقدر بیعرضه شدند دخترها چقدر بیعرضه شدند نه فرزندسالاری خیلی غلط است ولی چرا اینطوری است؟ چون ما مهارتهای لازم را نداریم آگاهیهای لازم را نداریم نسبت به شناخت بچههایمان، این که باید چطوری برخورد بکنیم.@ میگوید بچهام را دوست دارم عاشقشم ولی هر کاری میکنم مثل یک ماهی از دستم مثل یک صابون لیز از دستم در میرود نمیتوانم آن چیزی که میخواهم بشود هر طوری که دلم میخواهد نمیتوانم شکلش بدهم من اصلاً فکر نمیکنم بچه چرا اینطوری شده چرا اصلاً آنطوری که من میخواهم شکل نمیگیرد چرا درست خلاف آن مسیری که من میخواهم میرود.@ پس ما باید برای این قسمت وقت بگذاریم شناخت خودمان شناخت دیگران، راه شناخت دیگران هم چیست؟ خودشناسی هست حالا یک مقدمه بگویم بحث را تمام بکنیم برای هفته بعد انشاء الله آن هست که ما قبل از اینکه بدانیم چه هستیم بدانیم چه چیزی نیستیم این خیلی مهم است.@ چون تعریفات غلطی من بررسی کردم نظریات دو هزار سال پیش به این سمت را در مورد خودشناسی دیدم ما نزدیک به بیش از 300 نظریه در مورد انسان داریم و اکثر اینها غلط یا ناقص هستند و این از طریق دانشگاهها مراکز علمی تلویزیون رادیو فیلمها ماهواره کتابها به انسانها در سراسر عالم انتقال پیدا میکند.@ مردم شناختی که از خودشان دارند شناخت واقعاً غلط و ضعیفی هست ما آن تعریف غلط را انشاء الله هفته بعد میخواهیم در بیاوریم ببینیم آن تعریفاتی که تا الان مرسوم بوده و باورش کردیم واقعاً جدی باورش کردیم داریم برای همان هم سرمایهگذاری میکنیم اول آن از مخ ما باید در بیاید از سر ما باید در بیاید.@ باورهای غلطی که در مورد خودمان داریم خرافهها باورهای غلط و ناقصی که در مورد خودمان داریم ما چه چیزی نیستیم اینها را اول در بیاوریم که بیخود در این وقت سرمایهگذاری نکنیم.@ مولانا یک داستان میگوید میگوید یک بنده خدایی زمینی داشت که در روز به او اجازه نمیداند بسازد این شبها میرفت میساخت که دیگر معلوم نباشد وقت تمام شد یک روز گفت دیگر ساخته شده روز برویم ببینمش رفت دید این مدت در زمین همسایه داشته خانه میساخته یعنی زمین خودش خالی است چون شب میساخته.@ ما یک موقعی به خودمان یک خدمتهایی میکنیم مثلاً 30 سال 40 سال 50 سال بعد میبینیم که نه شاد شدیم نه آرامش پیدا کردیم نه آن عشقی که میگویند گفتم امام صادق میفرماید اگر میخواهی ببینی یک نفر چقدر آدم خوبی است ببینید چقدر عاشق همسرش هست چقدر همسرش عاشقش است اینها خیلی مهم است.@ ما میبینیم که نه 40 سال 50 سال گذشت آن چیزی که میخواستیم نشد آرزوهایی داشتیم اصلاً به یک صدمش هم نرسیدیم تازه این هیچی از این بدتر این هست که من چند روز دیگر میخواهم بروم در عالم ابدی که میلیاردها برابر بزرگتر از اینجا زیباتر از اینجا کاملتر از اینجا پیشرفتهتر از اینجاست و من هیچ کدام از تجهیزات یک همچین زندگی پیشرفتهای را نیاوردم.@ ببینید دنیا چند برابر رحم مادر است دنیا چند میلیارد سال نوری که داریم میبینیم این عالم به این بزرگی چند برابر رحم مادر است چند برابر پیشرفتهتر از مادر است چند برابر زیباتر و کاملتر و پیچیدهتر از رحم مادر است دقیقاً عالم برزخ به همین مقدار از اینجا بزرگتر است.@ اگر یک عالم آنطوری من بخواهم واردش بشوم اگر تجهیزات نداشته باشم میدانی نداشتنش چه بدبختی میاورد میدانی چقدر غصه برای آدم میاورد دیگر هم نمیتوانی برگردی جبران بکنی همه این بدبختیها برای این هست که من خودم را نمیشناسم.@ و اگر دارم یک کسی را میسازم یک کسی را میسازم که اصلاً بدرد نمیخورد یک کسی را میسازم که کس نبوده اصلاً من نبوده من یک غریبه را داشتم میساختم داشتم به غریبه خدمت میکردم یک عمر، به بخشی که نه عرضه دارد شادی و آرامش و عشق من را تأمین بکند در دنیا و نه عرضه دارد سعادت ابدی من را بسازد هیچ کدام به درد نمیخورد.@ اگر روشهایت درست بوده انتخاباتت درست بوده ارتباطاتت درست بوده افکارت درست بوده الان چرا بعد از 30 سال بعد از 40 سال بعد از 50 سال نسبت به گذشتهات یک عالم پشیمانی داری این برای این بوده که ما به یک تعریف غلط از خودمان داشتیم داشتیم به آن خود که در واقع ناخود بوده خدمت میکردیم.@ بعد میبینیم که هر کاری که میکنیم آن جوابی که باید بگیریم نمیگیریم پس اویی که میتواند شاد باشد اویی که میتواند آرامش داشته باشد کیست چیست در وجود من؟ اویی که من اگر همین لحظه از دنیا بروم یک ابدیت دارایی با خودم میتوانم بروم سالم میتوانم بروم از اینجا، همه سلامتی مورد نیاز برای یک حیات جاودانه را دارم آن کیست آن چیست؟@ چطوری خوشبختی او تأمین میشود هم دنیا هم آخرت این فوقالعاده مهم است حالا انشاء الله هفته بعد میخواهیم روی این کار بکنیم که ما چه چیزی نیستیم این را اول حلش بکنیم که اول ما چه چیزی نیستیم این تعریفات قلابی کنار برود یواش یواش چهره اویی که هست نمایان میشود که ما اصلاً کیستیم.@ حالا نمودارها هم انشاء الله هفته بعد پاورپوینتها را بیاوریم ببینند عزیزان نمودارهای منحنی و خطی را تا قشنگ این خوب جا بیفتد قلم و کاغذ گفتم حتماً همراهتان باشد تا انشاء الله اینها را ببینیم که ما اصلاً چه کسی هستیم من بتوانم خودم را کامل ببینم.@ اگر خودم را کامل ببینم آنوقت عاشق این خود میشوم عاشق این خود جدید اینکه اسم این برنامه را گذاشتیم زندگی نو برای همین است ما میخواهیم عاشق آن خودی بشویم که هم عُرضه دارد در دنیا ما را شاد بکند و آرام بکند تولید شادی بکند برایمان هم آخرت.@ من با این من باید آشنا بشوم من جدید خودم و این را دوستش داشته باشم عاشقش بشوم با او رفیق بشوم و وقتی هم به او برسم و تغذیهاش بکنم او هم میتواند برای من تولید شادی و آرامش بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@