جلسه 023 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
11
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در صبر در جلسه گذشته به اینجا رسید که صبر در برابر نیروهای مخالفی هست که برای انسان ایجاد میشود یا مصیبت هست که برای انسان سخت است مصیبت فشاری هست که به طبیعت انسان وارد میشود یا بر معصیت هست معصیت هجوم آلودگیها و میکروبهایی هست که روح را تهدید میکند.@ ولی چون در بسیاری از معصیتها لذت وجود دارد انسان گول لذت ظاهریاش را میخورد و به سمتش میرود ولی روحش آلوده میشود که باید به آن محبوب به آنچه که انسان میلش و شهوتش به آن کشش دارد غلبه بکند اگر غلبه نکرد پرده و آلودگی میاید قلب را میگیرد اگر غلبه کرد در این غلبه به طبیعت انسان فشار میاید.@ لذا سیطره وجودیاش بر ما کمتر میشود و نوری که از خدا در وجود ما هست فراگیرتر و قویتر در وجود ما خواهد شد و یکی هم طاعت هست طاعت خودش نورانیت میاورد یعنی تولید نورانیت میکند اگر بتوانی تحمل کنی طاعت خدا را، بیتابی نکنی در مقابل عبادات و طاعات خدا و وظائفی که به عهده داری خودبهخود نورانیت در قلب تولید و گسترده میشود.@ ولی اگر نتوانی تحمل کنی خودت را از نورانیت محروم کردی بنابراین صبر در مقابل هر کدام از این موارد که قرار بگیرد چه طاعت چه معصیت چه مصیبت ایجاد نورانیت میکند و ظلمتها را در وجود ما کم میکند که حدیثش را از فرمایشات امام صادق(ع) هفته گذشته خواندیم.@ به همین جهت دو روایت را برایتان انتخاب کردم راجع به خیر بودن اطلاعات که خدمتتان عرض میکنم یکی از امام باقر(ع) هست که از قول نبی اکرم(ص) فرمود(عَجَبَاً لِلمُؤمِن إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ لا یَقضی لَهُ قَضائَاً إلاّ کانَ لَهُ خَیراً إنِ ابتُلِیَّ صَبَر وَ إن أعطِیَّ شَکَر).@ میفرماید که کار مؤمن عجیب است شگفتا از مؤمن که هیچ کاری خدا با او نمیکند مگر اینکه خیر مؤمن در اوست یعنی هر حکمی که خدا برای مؤمن رقم بزند در هالهای از محبت خدا و لطف الهی به سراغ مؤمن میاید این خیلی مژده بزرگی هست که جلوی حمله از جلو شیطان را میگیرد حمله از جلو حمله از آینده بود.@ یعنی شیطان دائماً در انسان دلشوره نسبت به آینده ایجاد میکند که آینده چه میشود چنین میشود چنان میشود نکند اینطور شود مؤمنی که میخواهد به وظائفش عمل کند تسلیم امر خداست وقتی که میداند آنچه که اتفاق میافتد خیرش هست هر چه که خدا برای او رقم بزند با محبت این هدیه را خداوند به او میدهد دلشوره ندارد نه در دنیا دلشوره دارد نه در آخرت.@ اینکه میگویند مؤمن آرام و شاد است یکی از دلائلش همین است(لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) چون میگوید هر اتفاقی برایم بیفتد هر چیزی که خدا برایم رقم بزند به نفع من است با تلخ و شیرینش کاری ندارم ولی در نهایت به نفع من است هم دنیای من را دوست دارد هم آخرت من را دوست دارد.@ لذا چیزی خلاف مصلحت من برای من رقم نمیزند در روایت داریم خداوند از 100 رحمت خودش 99 رحمتش را برای آخرت گذاشته لذا او نه در دنیا ما را رها میکند نه در آخرت، همیشه دوستمان دارد خودش هم مالک دنیا و آخرت است.@ یک کسی که خودش صاحب دنیا و آخرت است ما را هم بینهایت دوست دارد جز خیر هم برای ما نمیخواهد آدم در این دنیا چه اضطرابی بگیرد اگر ترس و اضطرابی هست از دور شدن از این خداست از این باید بترسیم از یک همچین خدایی انسان دور شود و فاصله بگیرد.@ و الا اگر کسی بیاید در حیطه ولایتی خدا زیرمجموعه ولایتی خداوند تبارک و تعالی بیاید همیشه در این عضویت در این مجموعه ولایتی خداوند انسان احساس گرما شادی و آرامش میکند میداند یک قدرت قاهره خداوند تبارک و تعالی و تمام اولیائش انبیاء و ائمه بیشتر از خود او او را دوست دارند و مراقبش هستند.@ بیشتر از خودش دوستش دارند بیصاحب نیست یله و رها نیست مواظبش هستند خیلی احساس امنیت، شادی و آرامش برای انسان میاورد لذا پیامبر از یک همچین نعمت زیبایی که خداوند داده به مؤمن اظهار تعجب میکند میفرماید(عجباً للمؤمن) این حس فقط برای مؤمن است.@ (إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ لا یَقضی لَهُ قَضائَاً إلاّ کانَ لَهُ خَیرً) هیچ حکمی را درباره او قضا نمیکند مگر اینکه برای مؤمن خیر است(إنِ ابتُلِیَّ صَبَر) اگر مبتلا بشود به هر بلایی صبر میکند چون میداند خیرش است میداند که این باید همین باشد صبر میکند جزع و بیتابی و بیصبری و کفرگویی و عصبانیت و غصه خوردن و احساس بدبختی ندارد(وَ إن أعطِیَّ شَکَر).@ پس اگر به بلا دچار بشود از چیزی محروم بشود چیزی به او نرسد صبر میکند و اگر چیزی هم به او داده بشود مؤمن شکر میکند شاکر خداوند تبارک و تعالی است راحت هست.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست(قیلَ لِأبی عَبدِ الله(ع) مَن أکرَمَ الخَلق عَلَی الله) از حضرت سؤال کردند چه کسی نزد خدا گرامیترین مخلوقات و افراد هست؟ فرمود(مَن إذا أعطِیَ شَکَرَ وَ إذَا ابتُلِیَّ صَبَر).@ موقعی که چیزی به او داده میشود شکر بکند و اگر بلایی هم به او رسید بیتابی نکند و صبر با رضایت و شادمانی کند نه با ناراحتی و کینه و بغض و دلخوری باشد صبر جمیل بکند مؤمن اینطوری است از امام باقر(ع) سؤال کردند صبر جمیل چیست؟ فرمود صبر جمیل صبری هست که انسان در او هیچ گله و شکایتی پیش کسی نکند.@ حالت حزن و غم و اندوهی به خودش نگیرد که دیگران بفهمند که این مصیبت زده است بخواهد نشان بدهد نمود داده باشد غم و غصهاش، نه اصلاً اینطور نیست آن حالت آرامش و شادی و رضای خودش را حفظ میکند.@ به امام صادق(ع) که نگران مریضی فرزندش بود اطلاع دادند که فرزندش مُرد بعد دیدند که حضرت انبساط و آرامش پیدا کرد با حالت منبسط و آرامش فرمود(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه است خدایی که فرزند ما را میکشد و ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود.@ چون فرزند قبل از اینکه فرزند ما باشد مال خداست عبد خداست بنده خداست به خدا نزدیکتر هست انتسابش بیشتر از ماست ما هم خودمان نسبت به خداوند تبارک و تعالی همینطور هستیم چون اینطوری هست دیگر جزع و فزع کار خوبی نیست.@ برای همین احمقانهترین و بیفایدهترین کار که هم اجر ما را ضایع میکند و هم مصیبت ما را افزایش میدهد فشار عصبی روی ما را بیشتر میکند تلخکامی ما را بیشتر میکند بیتابی کردن و داد و فریاد و بیصبری کردن است.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن لَم یُنجِحِ الصَّبر أهلَکَهُ الجَزَع) کسی که صبر نمیتواند نجاتش بدهد چون صبر منجی است همه را نجات میدهد کسی که نمیتواند با صبر خودش را نجات بدهد جزع و بیتابی او را نابودش میکند انسان باید بین نجات و نابودی یکی را انتخاب کند نجات در صبر است و نابودی در بیتابی است بیتابی و بیحوصلگی کردن و کفر گفتن این کار را خراب میکند.@ چون اول از این اجر بلایی که برایت آمده از دست میدهی از آنطرف هم فاصله بین تو و خدا میافتد. از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(إن أتَتکَ المِحَّن فَاقعُد لَها فَإنَّ قِیامَکَ فیها زِیادَۀٌ لَها) میگوید اگر محنتها و غمها و بلاها سراغ تو آمد بلاها به تو رو کرد محکم سر جای خودت بنشین ثابت باش و تکان نخور وادارت نکن به تحرکهای بیهوده.@ هر چه که آمد سر جایت بنشین بلند شدن و حرکت کردن برخواستن و بیتابی کردن و زاری کردن آن محنتها را بیشتر میکند دردسر بیشتری برایت درست میکند خیلی جالب است ولی باید تمرین کرد تا تمرین نکنید شاد نمیشوید.@ یعنی انسان در تمرینها هست که قدرت پیدا میکند از این به بعد هر وقت چیزی برایتان که خوشتان نمیاید اتفاق افتاد تمرین کنید که سکونتان را حفظ کنید عکسالعمل نشان ندهید بعد ببینید چقدر شاد میشوید و آرامش دارد از چیزهای کوچک هم شروع کنید.@ مثلاً در خانه یکدفعه یک شیشه شکست یک پارچ آب افتاد چندتا لیوان و بشقاب شکست حالا با آرامش خم میشویم فقط تکههایش را جمع میکنیم در سطل آشغال بریزیم کارمان را ادامه بدهیم آخ و وای نگویید.@ دیدید بعضیها یک بشقاب که میشکند هم آخ و وای را میگویند بعد هم نقلش میکند گوشی را برمیدارد به مادرش زنگ میزند که داشتم ظرف میشستم فلان بشقابم شکست بعد شوهر خانه میاید برای شوهر نقل میکند بعد فردا خواهر و خاله را میبیند تعریف میکند که فلان بشقاب فلان کریستال فلان گلدان شکست.@ یاد بگیریم اصلاً به روی خودمان هم حتی نیاوریم فقط تنها کاری که میکنیم در سلط آشغال بریزیم باید تمرین کنیم این تمرین احتیاج دارد از کارهای کوچک هم شروع کنید بعد یواش یواش کارهای بزرگ هم همینطوری خواهد شد.@ در پادگان نشسته بودیم یکی از این رفیقها خیلی آدم قوی و شادی بود مربی بود خبر دادن که برادرت شهید شده گفت اِ شهید شد خدا رحمتش کند بالأخره او هم به آرزویش رسید بعد گفت ببخشید من باید بروم دنبال کارهایش مقدمات کفن و دفن، صدها مادر شهید اینطوری بودند خیلی با آرامش.@ من زیاد بوده با مادر دوستانم بالای سر رفقایم رفتیم یا تابوت یا جنازهشان، خیلی با قدرت، با آرامش خیلی خاص، این را باید تمرین بکنید یعنی بدون این هم نمیشود کلاس بیایید و یک چیزی من بگویم نه، از همین امروز تمرین کنید هر چیزی که ممکن است کوچکترین اضطرابی ایجاد بکند اصلاً به روی خودتان نیاورید.@ برعکس این کار را بکنید اگر یک همچین اتفاقی افتاد به جای آخ و وای یکذره بخندید خدا رحمت کند دختر علامه مجلسی را یک موقعی افتاده بود پایش شکسته بود دیدن دارد میخندد، گفتن به چه میخندی؟ فرمود به ثوابش.@ ایمان و یقین چقدر است میگوید حالا که من پایم شکسته یک ثواب بزرگی هم خدا برای من در نظر میگیرد وقتی یک شب تب کردن 40 شب عبادت برای انسان دارد حجم زیادی از جهنم را خاموش میکند.@ آدم خوشحال نباشد ولی این یقین و ایمان میخواهد حالا میتواند به جایش داد و بیداد راه بیاندازد این را باید تکرار و تمرین بکنید که اگر یک حادثهای اتفاق افتاد به روی خودمان نیاوریم و نقطه مقابل یواش یواش یاد بگیریم که شاد باشیم و بخندیم.@ یک دوستی دارم ایشان یک پسر 15 ـ 16 ساله داشت چند سال این پسرش مریض بود بعد به رحمت خدا رفت روز تشییع جنازه دیدم یک لباس خوشگل پوشیده تمیز و خیلی به خودش رسیده بود و با یک قدرت و نشاط خاصی تشییع جنازه فرزندش آمده بود.@ این پیرو همان امامی است که میگوید(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) پس داد و بیداد نمیکنیم به روی خودمان نمیاوریم و مرحله سوم یک کمی هم میخندیم.@ در جبهه یادم هست رفته بودیم یکجایی شناسایی برای یکی از عملیاتها این حدیث را راجع به دختر علامه مجلسی برای یکی از رفقا خواندم خیلی فرد شوخ و بامزهای هست این بنده خدا همزمانی که من داشتم این حدیث را میگفتم که دختر علامه خندیده.@ نشست روی زنبور زنبور باسنش را زد بعد هم دردش میامد هم میخواست بخندد ولی بعداً در یکی از عملیاتها به شدت مجروح شد و هم شیمیایی شد و پاهایش کاملاً آسیب دید و بسیار شیرین صبر کرد.@ روایت بعدی از امام کاظم(ع) هست میفرماید که(إن تَصبِر تَغتَبِط وَ إن لا تَصبِر یَنفَدِ اللهُ مَقادیرَهُ راضِیاً کُنتَ أنکارا) میفرماید که اگر صبر بکنی خوشحال میشوی به خوشحالی میرسی خوشحالیاش آرامش و شادی در دنیا و اجر در آخرت است اگر صبر کنی این خواهد شد.@ بعد میفرماید اگر صبر نکنی خداوند مقدرات خودش را انجام میدهد چه میخواهی تو راضی باش چه نباش خدا کار خودش را میکند جلسات قبل عرض کردم خدا چون ما را دوست دارد با بلندای ابدیت و مصالح ما با ما رفتار میکند نه با میل ما، تو خوشت میاید یا خوشت نمیاید.@ اگر چیزی به مصلحتت باشد خدا سرت میاورد کسی را قرار است بکشد میکشد کسی را قرار است از تو بگیرد میگیرد در جایی شکست باید بخوری میخوری اقتصادی مشکل پیدا کنی ضرر مالی داشته باشی مریض میشوی هر چه که میخواهد سر راهت میگذارد تو چه میخواهی راضی باشی چه نباشی او کار خودش را میکند.@ چون او تو را به بلندای ابدیت دوست دارد بهتر از هر کس دیگر هم میداند چه برای تو خوب است پس حالا که او انتخاب کرد تو هم با انتخاب خدا همراهی کن بگو اگر این را انتخاب کردی:@

مثل سیدالشهدا(ع) که در آن لحظات که در خون خودش میغلتید میگفت(إلهی رضاً برضاک) رضایت کامل داشت هیچ کدام غصهای نداشتند لذا میفرماید اگر صبر کنید به شادی میرسید و اگر نکنی خدا کار خودش را میکند تو چه راضی باشی چه نباشی.@ بنابراین بهتر است که انسان صبر کند و بیتابی و بداخلاقی نکند دیگران را ناراحت نکند با عصبانیت و پرخاش و چیزهای دیگر رفتار نکنیم. حدیث دیگر از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إن صَبَرتَ صَبرَ الأکارِم وَ إلاّ سَلَوۀَ سُلُوَّ البَهائِم).@ میفرماید اگر صبر کردی صبر اکارم یعنی صبر بزرگان صبر آدمهای باارزش این به نفعت است و اگر صبر نکردی مجبوری مثل چهارپایان اگر به شما مشکلی رسید بروید گوشهای بنشینید تحملش کنید آنجا آرامش پیدا میکنی ولی مثل چهارپایان آرامش پیدا میکنی باید تحمل کنی.@ پس اگر صبر بزرگان را کردی به نفعت است و اگر صبر نکردی مثل چهارپایان تسلی پیدا میکنی این باید یک فرهنگ و ادب باشد برای ما که هر چه من برای شما بگویم یک قطره بیشتر از یک اقیانوس نگفتم که چقدر فوائد و آثار برای انسان دارد.@ انسان ممکن است که خیلی از کارهایی که لازم است برای رشد خودش نتواند انجام بدهد آفت وجود داشته باشد شکست بخورد ولی فقط با صبرهایش ذخائر زیادی را میتواند برای خودش ببرد با همین صبر کردن خیلی میتواند توشه برای خودش جمع کند.@ بعضیها هستند هم کار زیادی میکنند مثل ائمه و اولیاء خدا، عملیاتی هستند آدمهایی هستند که دائماً در فعالیت و تولید و انجام کار خیر و انجام عبادات و یکسره در حال انجام کارهای بزرگ و جمع کردن ثواب هستند و ضمناً صبور هم هستند اگر مصائبی برایشان بیاید صبور هستند.@ بعضیها هستند که توان و توفیقی ندارند صبر در همه اقسامش با صبرشان میتوانند توشه بسیار بسیار زیادی را با خودشان ببرند اینقدر این توشهای که انسان با صبر جمع میکند زیاد هست که فرمود خداوند اجر صابران را بدون حساب میدهد.@ پس یا ما عُرضه داریم کارهای بزرگ انجام میدهیم عبادت میکنیم کارهای خیر زیاد و اعمال صالح داریم در کنارش هم صبور هستیم ولی اگر نمیتوانی و عرضه نداری لااقل صبرت را از دست نده با صبر خودش خیلی کار میشود کرد خود صبر خیلی کار است اگر کسی این را داشته باشد صبر بر معصیت، مصیبت و طاعت.@ روایتی از امیرالمؤمنین که نقل از پیامبر(ص) کرده این روایت کاملاً دقیق است یعنی یک روایت کاملاً روانشناسانه و انسانشناسانه است اگر کسی این را یاد بگیرد به خیلی از زوایای حالتهای خودش و دیگران میتواند پی ببرد میتواند نقاط قوت و ضعف خودش و دیگران را در این روایت ببیند و پیدا کند.@ حضرت از پیامبر نقل میکند که(عَلامَۀُ الصّابِرِ فی ثَلاثَ) آدم صابر سه علامت دارد قرآن فرمود خداوند به صابران بدون حساب اجر میدهد یعنی همین که روز قیامت اینها محشور میشوند چون آدم صابری بودند همینطوری به بهشت میروند اصلاً کاری ندارند که گناهانی دارد ضعفهایی دارد.@ همین صابر بودن و صبر کردن آنها را بهشتی میکند و نجاتشان میدهد میگوید صابر سه علامت دارد(أوَّلُها أن لا یَکسِل) آدم صابر تنبل و کسل نمیشود این بحث مفصلی هست آدمهای تنبل و کسل نمیتوانند صابر باشند مثلاً قرار است کاری را انجام بدهد با بیحالی.@ میخواهد درس بخواند امتحان دارد دارو بخورد غذا بخورد از روی تنبلی و بیحوصلگی نمیتواند اصلاً نفس این کسالت و تنبلی و بیحوصلگی با صبر منافات دارد که گفتم حضرت فرمود دو آفت هست که کلید همه بدیهاست یکی تنبلی و یکی بیحوصلگی است کسالت خیلی کار خطرناکی است.@ روح خیلی خطرناکی هست که بسیاری از افرادی که سر از جهنم در میاورند اکثر جهنمیان به خاطر کسالت و تنبلیشان است آدم صابر کسل نیست کسی که میخواهد با معصیت و مصیبت و طاعت برخورد مناسب بکند بیحوصله نیست.@ کافی است شما کسالت داشته باشید شما نگاه کنید الان چقدر مفت جهنم میروند فقط به خاطر اینکه نماز نخواندند در روایت داریم چرا آدمی که نماز نمیخواند کافر است ولی کسی که زنا میکند کافر نیست؟ حضرت فرمود چون کسی که زنا میکند به میل و شهوت و تحریک و لذتی که در درونش به او فشار آورده رفته این کار را کرده.@ ولی آدمی که نماز نمیخواند اینقدر بدبخت است که هیچ لذتی از نماز نخواندن نمیبرد بیخود دارد خودش را محروم میکند آدم تنبل نماز نمیخواند کاری ندارد وقتی هم نمیگیرد ولی اینطوری است وقتی کسالت باشد انسان صبر بر بسیاری از طاعات ندارد بر طاعات الهی و وظائفش نیست.@ من در این سالهای مشاورهام خیلی از خانمها را دیدم که شوهرشان طلاقشان داده به خاطر تنبلی خانم، کسالت و بیعرضهگی خانمها، وظائف همسریاش را خوب انجام نمیدهد خوب شوهرداری نمیکند شوهر هم یکسال دو سال پنج سال ده سال تحمل کرده طلاقش داده چون عرضه ندارد شوهرداری بکند.@ شرائط منزل را خوب نمیتواند فراهم کند بسیاری از مردها دیدم به واسطه اینکه تنبل بودند در انجام وظائف مردی و مردانگی و شوهری مورد تنفر همسرشان و بچهشان قرار گرفتند یک خانمی نوشته بود من شوهرم هر وقت میخواهد از خانه بیرون برود جورابهایش هم من باید بگردم دستش بدهم اینقدر عرضه ندارد که خودش لباسش را بردارد.@ مثلاً میتواند از کمد لباس و جورابش را بردارد ولی حتی این تکان را هم به خودش نمیدهد این آدم را تبدیل میکند به یک آدم مفتخور و ظالم و تنپرور، کسالت خلاف صبر است باید کنار بگذاری وظیفه دارد بچهاش را بغل کند و ببوسد این کار را نمیکند میگوید حوصله ندارم.@ وظیفه دارد برای بچهاش قصه بگوید یکی از کارهای لازم که در ساخت روحیه بچه تأثیر دارد ولی پدر تنبل تو ده دقیقه برای بچه هر شب کتاب بخوان این که کاری ندارد ولی این را هم بیحوصلگی میکند و نمیخواند میخواهد به بچهاش دیکته بگوید، اگر کسی به بچه دیکته نگوید درسش ضعیف میشود فردا در طول آینده زندگیاش اثر میگذارد.@ خانم که نمیرسد همه کارها را انجام بدهد تو وظیفهات هست به بچه دیکته بگویی تمرین ریاضیات برایش حل کن یک کمی با او درسهایش را کار کن بیحوصلگی بعد میبینی که سر از یک فاجعه در میاورد.@ الان شده از طرف مدرسه نامه نوشتن که پدرت بیاید آنجا میرود میگویند بچه شما دیکتهاش ضعیف است این هم نمرههایش است ریاضیات ضعیف است این خیلی راحت حل میشود با نیم ساعت وقت گذاشتن پدر یا مادر در خانه حل میشود ولی هیچ کدام حال ندارند به این درس بچه رسیدگی کنند ولی پای تلویزیون راحت مینشینند کارهای دیگر راحت میکنند.@ اما اینکه یک مقدار به خودشان فشار بیاورند بنشین درس بچهات را کار کن دفترچهاش را نگاه کن ببین معلم برایش چه نوشته سر و تهاش را شما وقت بگذارید نیم ساعت بیشتر نمیگیرد ولی همین تنبلی پدر و مادر باعث بدبختی بچه میشود چقدر پدر و مادرها هستند بچه تولید کردند بعد بیمسئولیت نسبت به درس بچه هستند.@ بچه باید خودش بخواند نه خیلی وقتها تو باید بچه را راه بیاندازی بچه ممکن است با چندهزار آفت روبهرو شده باشد اتفاقاً ممکن است آن آفتها از ناحیه رفتار تو و همسرت باشد شرائطی را فراهم کردید بچه یکطور غصهدار شده یا حادثهای برای بچه اتفاق افتاده.@ باید بچه راه بیفتد لذت درس خواندن راحت شدن درس برایش فراهم بشود تا بعد خودش درسخوان بشود اما فعلاً گیر دارد و تا شما هم اقدام نکنید برای رفع این مشکل این بچه همینطور با تلخی درس را میخواند نمراتش هم روزبهروز ضعیفتر میشود میگوید پدر و مادر تنبل این کار را انجام نمیدهند.@ یک کمی ما در خانواده خودمان یا در اطرافیانمان نگاه کنیم میبینیم که خیلی چیزهایی که اعصاب ما را خورد کرده دارد به مجموعه ذهن و روح همه اعضای خانواده فشار میاورد با یک کار کم برطرف میشود ولی این کار را نمیکند.@ ما در فارسی دبستان یک داستان داشتیم اسم داستان سنگریزه بود یک آقایی یک مسیری را میخواست برود این یک مقدار که راه رفت دید یک سنگ در کفشش هست اذیتش میکند بعد پایش را یکذره تکان داد این سنگ را برد گوشهای که دیگر زیر گوشت پایش نیاید.@ مسیرش را ادامه داد رفت دوباره این سنگ اذیتش کرد دوباره پا را تکانی داد و مقداری رفت و این را لای دو انگشتش نگه داشت که دیگر اذیت نکند وقتی بخواهی نگه داری به عضلات انگشت فشار میاید دوباره یک مقدار دیگر رفت این از لای انگشت درآمد رفت لای انگشت دیگر اذیت کرد.@ همینطوری رفت بعد دید خیلی اذیت میکند خسته شد دولا شد و کفشش را باز کرد و کفش را تکان داد و سنگ را انداخت میتوانست همان اول این کار را بکند ولی نکرد ای داستان در زندگی همه ما اتفاق میافتد یعنی هی پشت گوش انداختند.@ خدا رحمت کند مرحوم علامه جعفری را میفرمود اگر من یک روز در خانه بیکار باشم یک ساعت لحظهای ببینم بیکارم بلند میشوم جارو را برمیدارم میروم خانه را جارو میکنم که تنبل نشوم پدر میبیند بچهاش میخواهد بازی کند این بچه تو نیاز به بازی دارد باید انرژیاش تخلیه بشود.@ کودک و نوجوان هر چه که هست ده روز بیست روز میگوید بابا این چرخ من پنچر است لاستیکش باد ندارد ترمزش بریده باشه فردا، انشاء الله هفته دیگر، میبینی یک ماه از وقت بازی بچه گذشته بیرون میرود حرص و جوش میخورد که همه بچهها دوچرخه دارند.@ میخواهد بازی کند این پدر بیمسئولیت و تنبل یک ساعت وقت بگذار این دوچرخه را درست کن در این کار خودت را هُل بده و انسان بدون تلقین به جایی نمیرسد اگر کسی میخواهد به تنبلیهایش غلبه کند باید به خودش فشار بیاورد لامپ خانه خراب است.@ شیر خانه آب میدهد ما میگذاریم این پول برق و آب چکه چکه میکند در 24 ساعت میگویند حدود یک بشکه 220 لیتری آب مصرف میشود بعد میگذارد دو بار پول آب گران برایش میاید بعد یک زمانی مثل همان قضیه سنگریزه آچار برمیدارد میرود واشِرش را عوض میکند.@ این آچار برداشتن و واشِر عوض کردن یک ربع نیم ساعت طول میکشید یک شیر فلکه را ببندی و بعد بروی آچار بیاندازی یک بنده خدایی بود ماشینش خراب بود من هر وقت سوار ماشینش میشدم میدیدم این فرمانش در میامد اول لق میخورد گفتم چرا فرمانت لق میخورد؟@ گفت خراب شده بعد یک موقع دیدم اصلاً درآمد بعد گفتم در جاده این میدانی چه فاجعهای برای آدم درست میکند چقدر آدمها تصادف کردن تلف شدن مردن به خاطر اینکه زورش آمده دست به ماشینش بزند به موقع به لاستیک و به ماشین نرسیده من آدم سراغ دارم برای اینکه تنبل و بیحوصله بوده.@ این هر وقت با ماشین بیرون میرفت اولین کاری که میکرد این بود که به اولین پمپ بنزین میرسید بنزین میزد یعنی از نصف که آنطرف میرفت بخصوص وقتی که میخواست مسافرت برود خیلی حساس بود آدم میشناسم به خاطر اینکه تنبلی کرده بود بنزین به موقع نزده بود در یک جاده سرمایی و زمستانی ماند یخ زد با چهار نفر مردند.@ مرگ چهار نفر شوخی نیست فقط به خاطر اینکه آقا تنبلی کرده که به موقع بنزین بزند یا به موقع به کار ماشین رسیدگی بکند صابر یعنی کسی که به وظائفش صبر کند بگوید دختر عزیزم تو الان میخواهی ازدواج بکنی بیا بنشین این چند نواری که در رابطه با ازدواج دختران است گوش کن پسرم بیا بنشین این را گوش کن.@ بیحوصلگی میکند صبر نمیکند بنشیند این کار را انجام بدهد حوصله ندارد بنشیند این مطالعه را انجام بدهد این کار را انجام بدهد بعد یکدفعه چند سال بعد سر از یک فاجعه در میاورد که قابل جبران نیست میگوید خانم شما وقتی میخواهی دخترت را شوهر بدهی پسرت را زن بدهی باید یاد بگیری شرائطش چطوری است.@ یاد بگیری که اگر خواستگار آمد یک خواستگار را چطوری شناسایی بکنی آقا تو الان خواستگار آمده برای خواهرت، آقای عزیز خواستگار آمده برای دخترت این تحقیق دارد دو روز سه روز چهار روز پنج روز باید تحقیق بکنی استخاره کردیم خوب آمده روش مفتخورها و تنبلها، خیلی هم مد شده به جای اینکه ذهنمان را کار بیاندازیم وظیفه واجبمان را انجام بدهیم یک استخاره کنیم.@ استخاره جا دارد باید جایش باشد کار تخصصی است جای وظیفه را که نمیگیرد بلند شو برو تحقیق کن، نه گفتن آدم خوبی است عقد کردن، طلاق، عروسی کردن، ماه بعد طلاق، چرا؟ چون پدر و برادر بیحوصله بودن نسبت به ناموس خودشان که بروند تحقیق کنند که این پسری که الان خواستگاری آمده این حرفهایی که راجع به او میزنند راست است یا دروغ.@ نمیرود تحقیق سه روز کار داشت بعد سه سال در دادگاه میدوند تو سه روز تحقیق میکردی میفهمیدی این چکاره است نکردی حالا بعد رفتی با مشکل برخورد کردی حالا برو در دادگاه که مشکل را حل کنی بعد با تلخی، آن موقع میتوانستی جلویش را بگیری.@ مثل واکسن زدن است آدم بیحوصلگی میکند واکسن نمیزند بعد بچه فلج میشود یک عمر اسیری دارد بسیاری از کارها واکسن زدن است یعنی شما اگر به موقع به خودتان بجنبید بگویید همین الان من باید این کار را انجام بدهم و سریع دنبال کار بروید و پیگیری بکنید یک واکسن است برای همیشه راحت میشوید.@ ولی اگر تنبلی کردی و کسالت به خرج دادی یک فاجعه هم برای خودت درست میکنی هم برای دیگران. دختر حال دارد درس میخواند کنکور میخواند ولی آنچه که برای سعادتش لازم است برای آینده دنیا و آخرت بیحوصلگی میکند.@ همین بیحوصلگی باعث میشود که شکستهای پیدرپی بخورد پس علامت صابر اولش این هست که شخص کسل نیست(وَ الثانِیَۀُ أن لا یَزجَر) بیقراری نمیکند جزع و فزع و بیتابی ندارد یعنی به راحتی تکان نمیخورد.@ اینطوری که شما بخواهید در او اضطراب و داغونی ببینی چون این جزع و بیتابی در مصیبتهایی که سراغ انسان میاید در سختیهایی که انسان با آن روبهرو میشود همانطور که حضرت فرمود هم اجر را از بین میبرد هم مصیبت را بیشتر میکند فشارش را روی آدم بیشتر میکند.@ باعث میشود اطرافیان ناراحت بشوند پژمرده بشوند روحیهشان ضعیف بشود تا آخر عمر هم ممکن است رویشان بماند تا آخر عمر ممکن است روی اطرافیان بیتابی و جزع و فزع بیموقع بماند(وَ الثالِثَۀُ أن لا یَشکُو مِن رَبِّهِ تَعالی) این هست که هیچ وقت از خدا شکایت نمیکند.@ چون گفتیم هر چه که خداوند سر انسان بیاورد به نفع انسان است هم برای دنیا هم برای آخرت و ابدیت لذا انسان صابر از خدا شکایتی نمیکند بلکه آن مصیبت و مشکل را زیبا میبیند مثل حضرت زینب(س) بچهها و برادرزادهها و خواهرزادهها و برادرش را جلویش کشتند ولی فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی چیزی ندیدم.@ این خیلی مهم است که انسان با حادثه اجازه ندهد که یک حادثه رفاقت و صمیمیت و علاقه و پیوند او با خدا و معصومین را ضعیف بکند(لِأنَّهُ إذا کَسِلَ فَقَد ضَیَّعَ الحَقّ) میگوید اگر کسالت به خرج بدهد حقوق را ضایع میکند.@ در حق همسری کم میگذارد در حق پدر مادری و فرزندی کم میگذارد پدرش به او میگوید فلان کار را انجام بده وظیفهات است به خاطر تنبلی نمیرود انجام بدهد ده روز است مادرش به او گفته برو فلان کار را انجام بده نمیرود.@ بیکاری نصف روز وقت داری دو ساعت بلند شو برو یک پاسپورت برای خودت بگیر نمیگیرد بعد یکدفعه میخورد به یک عمره به یک تمتع به یک سفر خارجی از کشور زیارتی میخواهد برود به موقع هم نمیرسد همه میخواهند برود به او پاسپورت نرسید نرفته بگیرد اقدام بکند.@ پس آدم تنبل حقوق را ضایع میکند حق همه را ضایع میکند حق خودش، دین، ائمه، امام زمان، خدا، همسر، فرزند، پدر و مادر، دوست، همسایه را ضایع میکند(وَ إذا زَجَرَ لَم یُؤَدِی الشُّکر) آدم بیقرار شاکر نیست آدمی که دچار جزع و فزع هست شاکر نیست رضایت و آرامش را از دست میدهد هم رضایت خدا را از دست میدهد هم آرامشش را از دست میدهد.@ (وَ إذا شَکی مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلّ فَقَد عَصی) هر وقت هم شکایت از خدا بکند گناه کرده معصیت خدا را کرده چون خدا به او میگوید تو خودت را بیشتر دوست داری یا من تو را، روز قیامت از ما سؤال میکند ما خودمان را بیشتر دوست داریم یا خدا ما را بیشتر دوست دارد؟ تو خودت را بهتر میشناختی یا من؟@ تو، تو مصلحت خودت را بهتر میدانستی یا من؟ تو، پس چرا به من گله و شکایت کردی؟ چرا به من بدبین شدی؟ چرا رابطهات را با من خراب کردی؟ معصیت است این کار خوب نیست بیادبی است.@ ما از مجموعه مباحثمان بحث جزع را داشتیم بحث علامت و نشانههای صابر را داشتیم بحث خیر بودن بلا را داشتیم چند بحث دیگر مانده که انجام بدهیم یکی یک مروری بر صبر بر معصیت صبر بر مصیبت و صبر بر طاعت که چند روایت دارد و یکی هم نتیجه و پاداش صبر که انشاء الله جلسات آینده داریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ اگر کسی در خانهاش مسائل شرعی رعایت نمیشود مثلاً پدر خمس نمیدهد یا پول حرام به خانه میاورد بچهها و همسر خانه موظف هستند امر به معروف و نهی از منکر کنند گله و شکایت و نارضایتی خودشان را اعلام کنند.@ اما اگر میدانند که نمیشود و ممکن است خطر تشنج در خانه ایجاد بشود یا کار به جاهای باریک بکشد با مرجع تقلیدشان تماس بگیرند از دفتر مرجعشان اذن بگیرند که مشکلی نداشته باشد اگر مرجع اذن بدهد شما اشکال ندارد از آن لقمه استفاده بکنید و از آن جهت نگران نباشید.@