جلسه 021 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره صبر بود شعب صبر را توضیح دادیم که چه بود حالا بیشتر در این فرمایشات معصومین درباره صبر مطالبی را خدمت عزیزان عرض میکنم یک فرمایشی هست از حضرت امیر(ع) میفرماید که(أفضَلُ العِبادَۀ الصَّبر) بالاترین عبادت صبر است.@ چون توضیح دادیم که ایمان که یک شدن هست یک حقیقت هست مثل یک پیکر هست که سر آن پیکر صبر است و علی(ع) در نهجالبلاغه فرمود که ایمان بر چهار شعبه است صبر و یقین و عدل و جهاد، که صبر یکی از چهار پایه اصلی ایمان است.@ اینجا میفرماید بالاترین عبادت صبر است صبر یعنی انسان بتواند یک چیزی را به نفسش بقبولاند تحملش در مورد یک چیز دقیقاً با ریاضیات حرکتش به سمت آخرت تنظیم بشود اگر شما یک چیزی را در حرکتت به سمت آخرت تحمل بکنی صبر میشود مناسب با حرکت آخرتت تحمل بکنی.@ ما در یک حرکت موفق مثلاً شما یک کوهپیمایی را در نظر بگیرید یک کوهپیمایی خوب این هست که یک کسی که میخواهد از سطح پایینی دو هزار متر سه هزار متر بالا برود بتواند وسائل مورد نیازش را برای صعود با خودش ببرد لباس مخصوص، طناب، میله و قلاب، لوازم کمکهای اولیه، مقداری غذا اینها را بتواند با خودش ببرد این حمل حمل خوبی است.@ ما قبلاً که در جبهه میخواستیم عملیات برویم یک سلسله از چیزها را باید با خودمان میبردیم مثلاً پوتین باید انتخاب میکردیم آن موقع چون اوائل جنگ بود خیلی حساب و کتاب نداشت گاهی وقتها پوتینها آنقدر سنگین بود که به زور باید میکشیدی ولی بعدها یاد میگرفتند که پوتین محکم و در عین حال سبک انتخاب کنند.@ بعد تجربه شده بود کسانی که پوتین نظامی خوب پایشان هست اگر در میدان مین پایشان روی مین برود درست است که ممکن است منجر به قطع شدن پا بشود اما حجم کمی از پا قطع میشود آسیبدیدگی پا کمتر است چون آن لاستیک فشرده کف پوتین خیلی جلوی بسیاری از آسیبها را میگیرد.@ بعضیها بیحالی میکردن کفش کتانی پایشان میکردند برای عملیات میگفتند پوتین ولش کن سنگین است یا حوصلهاش را نداریم چه کسی میخواهد بند این را باز کند حوصله نمیکردند تنبلی میکردند بارها شده بود که با کتانی افراد آمده بودند یعنی کفش سبک و ضعیف.@ از این جهت که سبک است خوب است راحتتر راه میروند دردسر کمتری دارند ولی آسیبش این بود که وقتی روی مین میرفتند یا تَرکش و گلوله میخورد پایش بیشتر آسیب میدید بنابراین این سبکباری سبکباری مثبتی نیست بار باید به تناسب هدف تنظیم بشود که ما چه چیزی را میخواهیم با خودمان ببریم.@ وقتی شما میخواهید به سمت آخرت حرکت بکنید مسیرتان ابدیت است بارهایی را باید تحمل بکنید زیر بار مسئولیتها، بارها، روابط، چیزهایی بروید که با حرکتت به سمت ابدیت منافاتی نداشته باشد اما بارهای اضافه به درد نمیخورد پوتین بار اضافه نیست کولهپشتی نیست قمقمه آب سنگین است ولی نیست نارنجک تفنگی.@ ما یک موقعی باید میرفتیم در ارتفاع دو هزار متری درگیر میشدیم نفر به نفر هم درگیر میشدیم مثلاً با کُردها و کمولهها و دموکراتها، دیگر پشت سرمان راحت ماشین نمیتوانست برای ما تجهیزات بیاورد خودت بودی و خودت، غذا و آب و فشنگ میخواستی مثلاً ما صدتا فشنگ بیست تا به اسلحهمان بود در خشاب.@ هشتادتا به کمرمان میبستیم دوتا صدتا هم روی شانههایمان میبستیم این لازم است چون ممکن است شما ساعتها آنجا بمانید و مهمات نداشته باشی سنگین است ولی لازم است درست است سنگین است ولی کمکت میکند بیل و کلنگ کوچک میاوردیم.@ برای اینکه تو باید میتوانستی بکَنی یک فضایی برای خودت سنگر مناسب درست بکنی گونی اضافه هر نفری باید شش تا گونی میاورد که خودمان میکَندیم خودمان پر میکردیم و خودمان هم برای خودمان سنگر درست میکردیم مواد غذایی لازم است باید ببریم.@ کمکهای اولیه باند و گاز و چسب، هر کس طبق تخصص خودش، من چون تخریبچی بودم مثلاً باید سیمچین، سیمخاردارچین میبردم یک کسی تیربارچی بود چیز دیگر، یک کسی آرپیچیزن بود تجهیزات مناسب خودش، به این بار بار اضافه نمیگویند اینها بارهای متناسب با هدف است آدم باید ببرد.@ در حرکت به سمت آخرت شما اگر صبر نداشته باشید بارهای مناسب با حرکت به سمت ابدیت را نمیتوانید تحمل کنید این صبر خیلی دقیق است صبر یعنی انتخاب بار مناسب چون وقتی میگوید صبر بر معصیت یعنی تو بار معصیت را نباید با خودت ببری مثل بچهای هست که از رحم مادر با خودش دُم و شاخ و دست اضافه بیاورد اینجا برایش دردسر میشود.@ شما در رحم دنیا داری حرکت میکنی به سمت ابدیت بار اضافهای که با ساختار بهشت سازگاری ندارد ببری آنجا در بهشت راه نمیدهند میگویند باید جهنم بروی درمان بشوی این شکل غیر انسانیات را پاک کنی بعد به بهشت بیایی اگر کسی گناه برده باشد چون شکل را از حالت انسانی خارج میکند شما آنجا معطل میشوید.@ دوست داری بهشت بروی آنها هم دوست دارند که شما را بهشت ببرند هیچ کس بدش نمیاید که تو بهشت بروی دریغی نیست ولی تو اصلاً با ساختار بهشت سازگاری نداری چیزی را با خودت داری که آنجا استفاده از بهشت برایت غیر ممکن است.@ لذا میگویند برو درمان شو مثل اینکه شما میخواهید کاری بکنید یک دست اضافه یک پای اضافه داری میخواهی بروی در مسابقه دو شرکت بکنی یا انسان انگشت اضافه دارد بعضی از جنینها داریم با یک سر و دو بدن متولد میشوند یک بدنش اضافه است باید از این کَنده بشود نمیتواند اینطوری در دنیا زندگی بکند.@ شرائط دنیا یک سر و دو بدن را قبول نمیکند باید کَنده بشود صبر خیلی مهم است یعنی تو دوری از این بار را تحمل کنی بار برداشتن نیست بار برنداشتن است در صبر بر معصیت اینکه تو بار برنداری این بار اضافه است به دردت نمیخورد.@ مثل اینکه یک کسی بگوید من میخواهم بروم یک عملیات نظامی انجام بدهم یا کوه برود بعد پایین کوه خواهر کوچکش را هم ببیند خوشش بیاید بگوید این هم دوستش دارم من تحمل ندارم چند ساعت کوه بروم این کنارم نباشد این خواهر کوچکم را بغل کنم با خودم ببرم اگر بغل کنی با رفتن کوه منافات دارد.@ نمیتوانی با بچه بغل با اینکه چیز عزیزی است ولی به دردت نمیخورد آنجا اصلاً نمیگذارد که شما کوه بروی یا بگویی من تلویزیون را هم با خودم ببرم آنجا از برنامه عقب نمانم این اضافه است نمیتوانی این کار را بکنی هر چیزی خوشمان آمد نمیتوانیم با آن رابطه برقرار کنیم.@ چون با حرکتت به سمت ابدیت و محلی که میخواهی تو متولد بشوی سازگاری ندارد اینجا تو به صبر بر معصیت احتیاج داری که بار برنداری معصیت یعنی یک باری که نمیگذارد که در شرائط ریاضی و شرائط زیستی حقیقی آخرت تو شاد زندگی کنی نمیگذارد که از بهشت بهرهبرداری کنی.@ نمیگذارد قدرتهای انسانیات آنجا شکوفا بشود این صبر بر نبردن است ولی در مقابل طاعت خدا ما باید صبر بر بردن داشته باشیم مثل حالت طناب و پوتین و قلاب و کمکهای اولیه و آب و غذاست که باید با خودت این را ببری باید بار را تحمل کنی پس ماهیت صبر فرق میکند.@ یک موقع هست تو باید صبر کنی که از چیزی فارغ بشوی فراغش را تحمل بکنی با خودت نبری یک موقع صبر داشته باشی که یک چیزی را با خودت ببری دیگر در این مسیری که میخواهی بروی خیر که نمیکنند میخواهی بروی به یک هدف بزرگ برسی باید سختیهای راه را هم تحمل کنی صبر بر مصیبت، پس شد صبر بر طاعت، صبر بر مصیبت.@ من یادم هست یک موقعی میخواستیم شناسایی برویم هشتاد نود کیلومتر باید پیادهروی میکردیم در این نود کیلومتر پیادهروی کلی بار باید با خودمان برمیداشتیم من چون تخریبچی بودم باید سیم خاردارچین و سیمچین و یک طناب بزرگ برای میدان مین به خودم میبستم میبردم اسلحه و یک کلمن آب باید میبردیم.@ چون چند روز باید آنجا میماندیم از عراقیها که نمیتوانستیم غذا بگیریم خودمان باید آب خودمان را میبردیم غذا و خیلی بار سنگین است حالا در این وسط هم فرض بفرمایید یک حیوان وحشی دنبالمان میکرد به ما حمله میکرد یکدفعه طناب و کلمن را ول میکردیم و فرار میکردیم حالا کجا افتاد برو بگرد پیدایش کن از یک شیار پایین میافتاد.@ من یادم هست یک موقعی در باتلاق افتادم تا خِرخِره در لجن رفتم حالا تا از باتلاق درآمدم تا بعد حالا بیا درستش کن قرار است پیادهروی بکنی شب سرد بدنت هم در باتلاق رفته باید آنقدر این را تحمل میکردیم تا این خشک میشد هیچ کاری نمیشد کرد حمام و حوله و آبی وجود ندارد که بخواهیم کاری بکنیم دردسر دارد.@ در مسیر مشکلاتی پیش میاید دشمن منور میزند تو میایی بخوابی که دیده نشوی یکدفعه اشتباهی میخوابی روی بوته تیغ، میبینی پنجاه تا تیغ در سینه و دستت رفت حالا چه موقع میشود این پنجاه تیغ را در بیاوری باید تحمل کنی.@ نمیتوانی آنجا بایستی چراغ قوه بیاندازی دانه دانه با سوزن در بیاوری باید این تیغ را در بدنت تحمل کنی تا بروی مأموریتت را انجام بدهی و برگردی. پس ما در حرکت به سمت بهشت و ابدیت و آخرت یک سلسله دستورالعملها داریم که باید با خودمان ببریم یعنی یک سلسله از کارها را باید بکنیم یک سلسله از کارها را نباید بکنیم.@ اگر بکنیم راهمان مشکل پیدا میکند دردسرساز میشود در این مسیر هم سختیهایی ممکن است پیش بیاید که آن هم شما باید تحمل بکنید که همان صبر بر مصائب بود برای همین میفرماید(أفضَلُ العِبادَۀ الصَّبرُ) بالاترین عبادت صبر است.@ چون شما هر عبادت دیگری را انجام بدهید وقتی صبر نداشته باشید آن عبادت اثر خودش را از دست میدهد دیگر فایده ندارد نمیتواند روی شما تأثیرگذار باشد مثلاً شما فرض بفرمایید سرما خوردید دکتر برای شما 21 روز آنتیبیوتیک چرک خشککن نوشته حالا آمدی خوردی زحمت هم کشیدی 18 روز خوردی.@ بعد بیصبری کردی و نتوانستی خود دارو را برای 21 روز تحمل کنی زحماتت هدر رفته یا نه قرصها را خوردی اما جلوی شکمت را نتوانستی بگیری چیزهای که برای سرماخوردگی ضرر دارد خوردی تمام زحمات هدر رفته پس صبر در واقع از محصول کارها محافظت میکند از محصول زحمات شما حفاظت میکند.@ صبر اجازه نمیدهد بار مضر و مزاحم برداری و صبر به شما قدرت میدهد که اگر در این مسیر با مشکل روبهرو شدید نبُری مشکل را تحمل بکنی موقعیت را درک بکنی و بچهبازی در نیاوری و مسیر را طی بکنی و جلو بروی دیگر قاعدهاش این است.@ من چند سال که از پشت جبهه میامدم در فاصلهای که شهر میامدم میگفتن که یک تعدادی سرباز پادگان آوردن شما یک آموزشی هم در این فرصتی که اینجا هستی به آنها بده توصیهای که من به همه سربازها میکردم میگفتم شما سربازی را باید بروید سربازی یک وظیفه وجدانی و عقلی و انسانی و شرعی است.@ کسی کوتاهی بکند خیلی معصیت کرده حالا این سربازی را باید بروید دو سال هم باید سربازی بکنید شما به هر حال به طور طبیعی یکجا تقسیم میشوید به آنها میگفتم شما خوش بگذرانید خوش میگذرد بد بگذرانید بد میگذرد.@ یعنی اینکه باید قبول کنی صبر اینطوری نمیگذارد که آدم بچهبازی بکند تو یکجا افتادی حالا یا خوب یا بد باید این مسیر را بگذرانی پس با شادی بگذران تو مادری هر طوری رفتار کنی بچهات بعداً بازتاب رفتارهای خودت را دارد پس بهترین رفتار را داشته باش بیحوصلگی نکن.@ از اینکه مادری، از اینکه پدری، از اینکه همسری، وظیفهای که به عنوان همسر به عهدهات است آن را قشنگ انجام بده بیصبری و بیتحملی نکن در آن وظائفی که به عنوان همسری داری چون در آینده به ما برمیگردد هر بار بیحوصلگی و بیصبری آثار زیانباری را به ما متوجه خواهد کرد هیچ طوری نمیشود از زیرش در بروی.@ فرمایش بعدی باز از امیرالمؤمنین(ع) هست(الصَّبرُ خَیرُ جُنودِ المُؤمِن) صبر بهترین سرباز مؤمن هست بهترین سپاهی و لشکر یک مؤمن هست بنابراین کسانی موفقتر هستند که میخواهند از گِل طبیعت از ظلمات سهگانه طبیعت در بیایند تا به نور برسند کسانی که تحمل داشته باشند.@ بعضی از دانههارا دیدید آنقدر تحمل میکند شما در جاده شمال میبینید سنگهای خیلی بزرگی هست از دل آن سنگها یک گُل خیلی زیبا درآمده این توانسته آن فضا را با آن فشار تحمل کند و بالأخره بالا بیاید و شکوفا شود.@ یک موقع میبینی یک دانه تحمل این را ندارد که حتی در گِل خاک رُس یک خاک نرم بالا بیاید وقتی به موقع بالا نمیاید و فشار را تحمل نمیتواند بکند آن زیر میپوسد و از بین میرود بهترین لشکر ما برای اینکه بتوانیم از ظلمات سهگانه در بیاییم تاریکیهای طبیعت خارج بشویم.@ صبر است که انسان باید بداند از دل ظلمت به نور رفتن از جهنم دنیا به بهشت رفتن صبر میخواهد ما الان متولد در جهنم هستیم یعنی در دنیا، دنیا باطن جهنم و حقیقت جهنم است ما در این جهنم متولد شدیم با همه امکانات گناه امکانات آلودگیهای مختلف، اگر صبر نداشته باشی به چیزهایی که تو را پاک نگه میدارد صبر نداشته باشی.@ به دوری از چیزهایی که تو را آلوده میکند و صبر به سختیهای مسیر نداشته باشی هر چقدر هم آدم خوبی باشی و بخواهی خوب باشی شکست میخوری لذا خودت را مسلح کن به صبر، مثل کوهنوردی هست که خیلی کوهنورد قابلی است ولی مهمترین تجهیزاتش که قلاب و طناب و چکش هست نخواهد ببرد شکست میخورد.@ مثل رزمنده است که اسلحه با خودش نبرد باید با خودت اسلحه ببری. (الصَّبرُ خَیرُ جُنودِ المُؤمِن) برای همین آدمهای صبور آدمهایی که زودرنج و حساس نیستند آدمهایی که عصبی نیستند آدمهای خوش اخلاق موفقتر هستند آدمهای آرام موفقتر هستند در خروج از جهنم، آدمهای هیجانی، بیتاب، زودرنج و حساس اینها زود آسیب میبینند.@ آدمهایی که زود جوش میاورند زود به هیجان میافتند اینها نمیتوانند مسیر را کامل طی کنند بالأخره یک مقدار که میرود یکجا عصبانی میشود یکجا هیجانی میشود کار را خراب میکند بیحوصله میشود بار را زمین میگذارد.@ روایت بعدی راجع به صبر زیباست از امام باقر(ع) هست از او سؤال کردند که صبر جمیل یعنی چی؟ چون در قرآن صبر جمیل آمده زیبا صبر کنید یعنی زیبا حرکت کند زیبا آلوده نشود باربندیاش برای حرکت به سمت ابدیت زیبا باشد خوب بتواند جلو برود یک کسی که میخواهد کوهپیمایی بکند زیبا باربندیاش یعنی چی؟@ یعنی بار اضافه اصلاً نداشته باشد لباسها و تجهیزات سبک و قدرتمند، و طرز استفاده از تجهیزات هم مهم است شُل و کج نبسته باشد کمربندش را شُل بسته باشد یک موقع جانش در حرکت میافتد همایلش را شُل ببندد جانش در خطر میافتد.@ یک نظامی پیچ و مُهره اسلحهاش را خوب سفت نکرده باشد آسیب میبیند کفشش ضعف داشته باشد خوب و مرتب و قوی باشد همه چیزش منظم باشد جمیل و زیبا(سَئَلَ جابِر عَن أبی جَعفَر) از امام باقر(ع) سؤال کرد(عَنِ الصَّبرِ الجَمیل) صبر جمیل چیست؟@ حضرت جواب میدهد(قال ذلِکَ صَبرٌ لَیسَ فیهِ شَکوَاً إلی النّاس) صبری هست که در آن انسان گله و شکایت پیش مردم نبرد حرفش را نگه دارد مشکلش را بتواند نگه دارد با همه ننشیند بگوید یکسره نق بزند از بدبختیها و مصائب و مشکلاتی که سرش آمده گرفتاریها و شکایت بکند.@ خیلی بد است که انسان از مشکلات برود پیش خلق خدا شکایت کند اگر هم مصیبت و گرفتاری پیش آمده فقط با خدا در میان بگذاری میفرماید مشکلاتتان را نگویید اگر دوستتان باشد ناراحت میشود دشمنتان باشد خوشحال میشود.@ یک موقع مشکلی هست که تو اگر به دوستت بگویی دوست خوب و باوفا و بامرام و مؤمن بگویی شکایت محسوب نمیشود آن زمانی است که کاری از دستش بربیاید یعنی شما بگویی و این بار را از روی دوشت بردارد اشکالی ندارد ولی جایی که امکان ندارد نباید بگویی همین روحیه باعث میشود که انسان به یک گناه کبیره خیلی خیلی بزرگ به نام غیبت بیفتد.@ در روایت داریم غیبت تلاش عاجز است مثلاً کسی در حقت کار بدی کرده درست است کار بد است ولی تو فقط زمانی میتوانی بروی به کسی بگویی که بتواند کار بد آن شخص را برطرف کند حق نداری بروی بگویی فلانی در حق من این کار را کرد این حرام و غیبت است نباید بگویی.@ یک موقع هست یک کارمند این کار را کرده میروی به ریئسش میگویی رئیس میتواند کاری بکند آن ظلم را برطرف کند ولی یک موقع هست به کارمندان دیگر میگویی کارمندان دیگری کاری از دستشان برنمیاید صبر جمیل این است که شما وقتی میایی بار مصائبت را برای دیگران میگویی فقط دیگران را ناراحت میکنی کاری نمیتوانند برایت بکنند.@ نمونه عالی آن در داستان حضرت ابراهیم(ع) هست وقتی میخواهند او را در آتش بیاندازند لحظهای که میخواهند پرتابش کنند جبرئیل(ع) مشرف میشود خدمت حضرت ابراهیم میگوید کاری با من داری؟ میگوید نه کاری ندارم.@ خدا مگر نمیداند من در چه وضعیتی هستم خودش اگر صلاح بداند خودش کمکم میکند با تو کاری ندارم برای همین ما زمانی میتوانیم مشکلاتمان را با کسی در میان بگذاریم که بخواهیم او کمک و راهنمایی و مشاوره بکند یک خانم از دست شوهرش ناراحت است میتواند برود با مشاور صحبت بکند غیبت هم نیست.@ یک آقایی از خانمش از کس دیگر ناراحت است میتواند برود مشاوره کند این غیبت محسوب نمیشود ولی وقتی میروی پیش دوستان و همکاران و کسان دیگر از شوهرت میگویی داری غیبت میکنی چون هیچ کدام از اینها کاری نمیتوانند برای تو بکنند که شوهرت خوب بشود.@ از بدیهای زنت میگویی، به پدرت یا مادرت میگویی از بدیهای همسرت، حرام است برای اینکه آنها هم کاری نمیتوانند بکنند جایی باید مشکل را بیان بکند که واقعاً یک اثر منطقی و معقولی از آن انتظار و توقع داریم.@ لذا میفرماید صبر جمیل صبری هست که در آن پیش مردم شکایت نبری گله نکنی خدا با من این کار را کرد آن کار را کرد من الان اینطور گرفتار هستم آنطور گرفتار هستم.@ روایت بعدی از امام باقر(ع) هست میفرماید(إنَّ أهلَ الصَّبرِ یَدخُلُونَ الجَنَّۀَ بِغَیرِ حِساب) اهل صبر بدون حساب وارد بهشت میشوند میدانید چقدر پاداش بزرگ است که اصلاً کاری ندارند که تو چکار کردی یا نکردی.@ همین که اهل صبر بودی آدم صبوری بودی صبر یعنی خودش حسابها را رسیده اگر بار اضافه بوده صبر کرده نبرده اگر بار ضروری بوده صبر کرده برده اگر هم مشکلاتی بوده به مشکلات مسیر را تحمل کرده با مشکلات مسیر ساخته.@ این اگر برود آماده آماده رفته مثل اینکه مگر میشود کوهپیما کسی که میخواهد کوهنوردی بکند بیاید وسائل کامل ببرد ولی موفق نشود وقتی وسائلش کامل باشد موفق است لذا حساب و کتاب و معطلی ندارد وقتی وارد صحنه قیامت بشود بدون حساب خداوند او را وارد بهشت خواهد کرد.@ در حدیث داریم که اگر کسی فرزندش از دنیا رفت صبر بکند جزع و فزع نکند بر این مصیبت صبر بکند بدون حساب و معطلی وارد بهشت میشود بعضی از مصیبتها هست که انسان باید تحملشان کند گله نکند سروصدا راه نیاندازد بعضیها نه گله میکنند سروصدا و داد و فریاد و جزع و فزع میکنند اجرشان را از دست میدهند.@ مژده خیلی بزرگ است که اگر کسی اهل صبر بود به شکایت به خدا منجر نشد بدبین نشد سوءظن پیدا نکرد به خدا این بدون حساب وارد بهشت میشود. حضرت داود(ع) به سلیمان فرزندش که هر دو از انبیاء بودند فرمود(یُستَدَلُ عَلی تَقوَی المُؤمِن بِثَلاثٍ) با سه چیز میشود به تقوای یک آدم مؤمن استدلال کرد که این دیگر آدم باتقوایی است.@ (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ) گرامیترین انسانها نزد خدا کسی است که تقوای بالاتری داشته باشد ملاک در حرکت به سمت آخرت و ابدیت بهرهمندی از تقوای بالاتر هست هر چقدر تقوا بیشتر باشد شخص نزدیکتر و گرامیتر نزد خدا هست.@ میفرماید با سه چیز میشود ما بفهمیم یک نفر تقوا دارد یکی(حُسنُ التَّوَکُل فیما لَم یَنَل) خوب توکل کردن، توکل درست کردن، توکل درست به خدا داشتن در کاری که پیروز نشده یک قصدی داشت یک کاری داشت انجام بدهد شکست خورد نرسید به مقصدی که میخواست برسد نمیبُرد له نمیشود احساس خوردی نمیکند به پژمردگی نمیرسد.@ توکل به خدا میکند خدا را وکیل میگیرد تکیه بر خدا میکند در شکست که از آثار آن شکست خارج بشود و جبران بکند. (وَ حُسنُ الرِّضا فیما قَد نالَ) و اگر که به کاری موفق شد به آن کار رضایت دارد راضی هست در پیروزیهای خودش.@ خشنودی در واقع به آنچه که به دست میاورد ناخشنود نیست هر چه را که به دست آورد رضایت دارد غرغر نمیکند هر چه که برایش پیش آمد به آن چیزی که برایش پیش آمده و رسیده راضی هست و شکوهای ندارد هر چه که هست روزیاش، قیافهاش، پدر و مادرش، وضع مالیاش، وضع جسمیاش راضی است.@ (وَ حُسنُ الصَّبرِ فیما قَد فاتَ) و خوب صبر کردن به آنچه که از دست میدهد یعنی فقدانها، کسی یا مالی از او گم میشود آسیب بدنی میبیند مریض میشود یا کسی از او فوت میشود یا بلاهایی که در سلسله مباحث قبلاً خدمتتان مفصل عرض کردم اگر چیزی را از دست داد خوب صبر میکند یک مصداقش صبر جمیل بود.@ خوب صبر میکند بیتابی و جزع و فزع ندارد اگر چیزی را از دست داد سعی میکند خودش را با وضعیت پیش آمده وفق بدهد و نگذارد که روحیهاش خراب بشود. از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(الصَّبرُ یُهَوِنُ الفَجیعَۀ) صبر باعث میشود که آن فاجعهای که اتفاق افتاده حادثه ناگواری که اتفاق افتاده صبر میاید آن را برای انسان آسان میکند.@ آدمهای بیصبر خیلی مچاله و له میشوند در این کارهایی که برایشان پیش میاید یک حادثه تلخ پیش آمده یک نفر میبینی خوب خودش را نگه میدارد با خدا و قیامت خودش را دلداری میدهد شاد میشود یک بچهای از او مرده مینشیند فکر میکند میگوید این بچهای که از من مرده من دوستش داشتم خدا هم دوستش داشت.@ من پدرش بودم ولی سهم خدا در وجود بچه من بیشتر میشود من پدر حقیقت جسمیاش بودم خداوند اصل حقیقت روحیاش و ابدیاش است من یک درصدی دوستش دارم خدا بینهایت دوستش دارد بچه بیشتر مال خداست آنجایی که رفته میلیاردها برابر بهتر از آغوش و خانه من است.@ پیش کسی رفته که میلیاردها برابر بیشتر از من دوستش دارد خدای مهربان، ائمه مهربان، برای چه من بیتابی کنم؟ اگر بیتابی کنم برای او است که او جایی رفته که بهتر از اینجاست و بهتر از پیش من است کاری که خدا برای او میکند من نمیتوانم برای بچهام بکنم.@ خوشبختی که خدا برای کسی که از من مرده فراهم میکند من نمیتوانم آن خوشبختی را برای عزیزترین کسام فراهم کنم نه برای خودم نه برای عزیزترین کسام نمیتوانم همچین خوشبختی که خدا برایش تدارک دیده تدارک ببینم اگر برای خودم گریه میکنم باید بدانم که گریه کردن برای خودم باعث میشود که آن میت من ناراحت بشود.@ اگر دوستش داری خیلی بیتابی نکن آن آرامش تو را دوست دارد و تو اینطوری برایش بیتابی میکند او هم بدش میاید و ناراحت میشود البته نه اینکه انسان بیعاطفگی کند و گریه نکند دلتنگی نداشته باشد به هر حال انسان یک عزیزی را از دست میدهد.@ به هر حال با او انسی دارد اشکی میریزد ولی ناشکری و جزع و فزع و حرف بیربط و احساس بد و احساس له شدگی و احساس باختگی با وجود خدا زشت است اینها خیلی بد است انسان بالأخره پدر و مادر و برادر و همسر است دلش میسوزد حالا یک مقدار گریه هم بکند اشکالی ندارد.@ ولی نباید تاریک و تیره ببیند مچاله نشود این حادثه را بد ترجمه نکند بد برندارد همانطور که حضرت زینب(س) هر چه بلا دید فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) هر چه بود زیبا و قشنگ بود حسن صبر اینطوری است که انسان خوب تحمل کند.@ اگر کسی این کار را کرد این صبر میاید(الصَّبرُ یُهَوِنُ الفَجیعَۀ) میاید فجیعه و فاجعه و حادثه ناگواری را که اتفاق افتاده برای ما آسان میکند دیگر نمیگذارد که ما این وسط له بشویم و رشته امور از دستمان برود مثلاً میگویند چرا طرف سر کار نمیاید چرا درس نمیخواند؟@ میگویند برادرش مرده خواهرش مرده همسرش مرده چند وقت است درس نمیخواند یک گوشهای نشسته کِز کرده این کار یک آدم مؤمن و عاقل نیست امام روزی که فرزندش را کشتن ما فکر کردیم امام ممکن است روی کارش تأثیر بگذارد.@ بعد دیدیم هفت قدم دنبال جنازه آمد آن هم چون مستحب است هفت قدم دنبال جنازه بروی یعنی با میتهای دیگر فرقی نگذاشت هفت قدم با جنازه آمد و جنازه را تشییع کردند و بعد خانه برگشت و رفت سر کتابهای خودش، نشست سر درسهایش، گفت کشته شدن مصطفی یک لطف خفیه الهی است یک نعمت است.@ بعد گفت من کتاب امام را علامت زدم دیدم همان مقدار مطالعهای که هر روز میکرده کرده هفتاد صفحه آن روز علامت گذاشتم دیدم کتابش را خوانده این یعنی تعادل.@ مرحوم میرزا جواد آقای ملکی مهمان دارد بچهاش در حوض آب میافتد خفه میشود اصلاً تعادلش به هم نمیخورد قشنگ مینشیند با مهمانها کارهایش را انجام میدهد وقتی صدایش میکنند که بچه خفه شده میگوید بچه را یک گوشهای جنازهاش را بگذارید که کسی نبیند مهمانها ناراحت نشوند چقدر تعادل است.@ این بچه پیش خدای مهربانتر از من رفته میلیاردها برابر مهربانتر از من است جای بدی که نرفته یک سفر رفته به اصل خودش، آخرین نفر که دوست صمیمیاش هست نگه میدارد میگوید صبر کنید وقتی ما در مهمانی بودیم بچه در حوض خفه شده بیا برویم کمک من دفنش کنیم حالا پدر هم هست.@ ممکن است انسان یک دلبستگیهایی دارد دلش بسوزد گریهای بکند هیچ اشکالی ندارد این گریه عاطفه است ولی تلخکامی اینکه خودش را بدبخت ببیند یکدفعه دنیا جلوی چشمش سیاه بشود و در نظم کارهایش در تعادل زندگیاش تأثیر بگذارد غلط است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، از مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@