اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در موضوع بحثمان که صبر هست امروز یکی از حکمتهای نهجالبلاغه را خدمتتان عرض میکنم که فوقالعاده در تبیین ابعاد مختلف صبر کامل و رسا است جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که رابطه صبر با ایمان مثل رابطه سر هست با بدن(اَلصَبرُ مِنَ الاِیمان بِمَنزِلَۀِ رَأسِ مِنَ الجَسَد) که اگر صبر سر برود جسد میرود همینطور هم اگر صبر نباشد ایمان نیست.@ در این حکمت که حکمت 31 نهجالبلاغه است امیرالمؤمنین(ع) ایمان را به چهار پایه و چهار شعبه تقسیم کردند که کتاب ایمان شهید دستغیب(ره) که من توصیه میکنم همه عزیزان این کتاب را بخوانند بسیار کتاب شیرین و نورانی و سازنده هست براساس همین حکمت نوشته شده.@ ما همه این حکمت را نمیخواهیم بخوانیم الان بحثی که داریم آن مقداری هست که به موضوع ما ربط دارد یعنی بحث یکی از پایههای چهارگانه ایمان که صبر هست ایشان میفرماید که(اَلاِیمانُ عَلی اَربَعِ دَعائِم) ایمان چهار پایه دارد از حضرت سؤال کردند در مورد ایمان برای ما بگویید حضرت اینگونه فرمودند که ایمان چهار پایه دارد اولیش هم صبر است.@ (عَلَی الصَبر وَ الیَقین وَ العَدل وَ الجِهاد) یعنی چهار ستون ایمان را این چهار تا تشکیل میدهند صبر و یقین و عدل و جهاد بعد برای اینکه ابعاد صبر مشخص بشود خود ایشان خیلی خیلی عالی، غیر معصوم کسی نمیتواند اینطوری حرف بزند این نوع حرف زدن معلوم است که شخص علمش از روی زمین نیست.@ این علم از خداوند مستقیم به او داده شده که میتواند اینطوری تقسیمبندی ریاضی بکند مسائل روحی را قالبهای ریاضی و دقیق برایش بریزد بعد میفرماید(وَ الصَبرُ مِنها عَلی اَربَعِ شُعَب) برای اینکه خوب جا بیفتد صبر را میگوید خودش چهار تا پله دارد پس ایمان چهار تا ستون دارد صبر و یقین و عدل و جهاد خود صبر هم چهار تا دارد.@ حالا میخواهد چهار ستون صبر را برای ما بیان بکند(الصَبرُ مِنها عَلی اَربَعِ شُعَب) چهار شعبه دارد(عَلَی الشَوق وَ الشَفَق وَ الزُهد وَ التَرَقُب) آن چهار تا شعبه عبارت است از شوق، ترس، زهد، مراقبت، یعنی اگر انسان نسبت به چیز خاصی شوق داشته باشد صبرش زیاد میشود و اگر از چیز خاصی بترسد صبرش زیاد میشود اگر نسبت به چیز خاصی زهد بورزد صبرش زیاد میشود و اگر مراقب چیز خاصی باشد صبرش زیاد میشود.@ یعنی ما اگر صبر را به صورت کامل میخواهیم باید در ما هم شوق باشد هم ترس باشد هم زهد باشد و هم مراقبت حالا سؤال: شوق به چی ترس از چی زهد نسبت به چی مراقبت از چی این را حضرت توضیح میدهد.@ (فَمَن اِشتاقَ اِلَی الجَنَّۀِ صَلی عَنِ الشَهَوات) هر کس که اشتیاق به بهشت داشته باشد از شهوتها دوری میکند شهوتش کم میشود اگر کسی شوق به بهشت داشته باشد در این باره جلسه گذشته یک مقدار توضیح دادیم در بحث بلا و بهشت هم مفصلتر شاید حدود شش هفت جلسه آنجا توضیح دادیم.@ اگر کسی واقعاً یقین داشته باشد به بهشت بهشت را باور کرده باشد یعنی پذیرش بهشت جزء داراییهای شخص باشد نه داناییهای شخص، واقعاً بهشت را پذیرفته باشد به هیچ وجه خودش را در مقابل شهوات پست نمیکند یعنی امیر شهوت هست نه اسیر شهوت ما چارهای نداریم چون بخش حیوانی داریم شهوت هم داریم.@ این شهوت با ما هست انواع شهوات شهوت غذا شهوت لباس شهوت محبوبیت شهوت جنسی شهوت به مال شهوتهای دیگر هست انواع شهوتها هست شهوت یعنی اشتیاق، میل به یک چیزی، ولی اسلام هم این شهوتها را تا یک حدودی به رسمیت میشناسد چون خود خدا در ما گذاشته لازم هم هست.@ ولی فرموده که باید شهوت شما جهتدار باشد یعنی اگر شهوتی ارضا میشود باید در ازای این شهوت قدرتی برای حرکت به سمت ابدیت ایجاد بشود از آرامش به دست آمده توسط یک ارضاء حلال از یک میل باید برای حرکت به سمت ابدیت استفاده بشود.@ مثلاً ما میل غذایی داریم میل به میوه پیدا میکنیم میل به نوشیدنی پیدا میکنیم این یک شهوت است نباید هم با آن مبارزه کرد برای اینکه بدن لازم دارد میل همیشه هوسبازی نیست میل خیلی وقتها تابع مصلحت بدن انجام میشود یعنی چون بدن فلان نیاز را دارد آن میل در ما ایجاد میشود پس ما باید به این احترام بگذاریم.@ یکی از بزرگان را دیدند از عرفا داشت جایی میرفت از او سؤال کردند که کجا میروی؟ اشاره به بدنش کرد گفت این الاغه از من چلوکباب میخواهد میروم به این الاغه چلوکباب بدهم اما اگر این شهوت را ما برآورده کردیم یعنی نفس را به یک آرامشی در این جهت رساندیم باید چند برابر از این بدن کار بکشیم در راه حرکت به سمت خداوند تبارک و تعالی، نه اینکه ارضاء این شهوت در ما سستی و تنبلی و ضعف را به وجود بیاورد.@ اگر انسان دفع شهوت کرد و سراغ دفع شهوت میرود به ما سفارش شده که شما یک سوم وقتتان را در روز از 24 ساعت برای لذات حلال بگذارید برای این هست که انسان در سایه این لذات حلال قدرتش برای مقابله با حرام بیشتر میشود.@ شما اگر در مقابل یک مزه یک طعم و یک رنگ و بو از خوردنیها بخواهی ضعف نشان بدهی به زانو بخواهی در بیاوری آن موقع اسیر شکمت میشوی شکم تو را اسیر میکند انسان اگر میلی دارد خوب است این میلش را طوری ارضا بکند که شخصیتش اسیر نشود گرفتار نشود.@ شما نگاه بکنید ماه مبارک میل شما به چیزهای ساده خیلی بیشتر از غیر ماه مبارک است یعنی از چیزهای ساده خیلی لذت میبرید در غیر ماه مبارک اینطور نیست مثلاً شما خرما را ماه مبارک راحت میخورید ولی بعد از ماه مبارک خیلیها دیگر خرما هم نمیخورند سوپ و آش و نان خالی و نان و سبزی و نان و پنیر را خیلیها میخورند.@ چرا انسان اشتیاق دارد که ماه رمضان این سادهها را بخورد؟ رمزش در آن فرمایش حضرت لقمان(ع) هست به پسرش با اینکه اینها فقیر بودند لقمان خودش یک بَرده بود مشهور اینطوری هست به پسرش میگوید تو همیشه بهترین غذاها را بخور و بهترین جاها بخواب، پسرش عرض میکند چطوری ما چه چیزی داریم که بهترین غذاها را بخوریم؟.@ فرمود بگذار آنقدر خوب گرسنهات بشود که هر چه بخواهی بخوری به تو مزه بدهد بگذار خوب خسته بشوی که وقتی میخوابی از خوابت لذت ببری ما خیلیها هستند که وقتی میخواهند بخوابند نیم ساعت فقط در رختخواب غلت میزنند از خواب لذت نمیبرند چون خودشان را خسته نکردند.@ یعنی بدن را به مرز نیاز حقیقی به خواب نرساندن اینطور که چشمهایش خسته بشود نیازی واقعاً داشته باشد بدن خسته بشود که وقتی سرش را گذاشت با شیرینی در خواب برود دستوری میخوابد بدن دستور قبول نمیکند بدن تابع نیاز حقیقی است.@ شما ماه رمضان چرا نان تازه به شما میچسبد میگوید اگر من روزه نبودم الان از کنار این بربری که رد میشدم تافتونی و سنگکی که بویش به مشامم میخورد مثلاً من یکی از این سنگک میخوردم یا با پنیر خیلی خوشمزه است خیلیها هم این کار را میکنند موقع افطار نان و پنیر و سبزی میخورند همین برای شام یک غذای کامل است.@ ما چون گرسنهمان هست خوب گرسنهمان شده میل به آن داریم خوب هم میخوریم و از آن لذت میبریم شما اگر این را خوردی و از آن لذت بردید دیگر میلت به غذاهای دیگر میکشد یا نه؟ به غذاهای دیگر نمیکشد چون با چیزی که از آن لذت بردی سیر شدی دیگر غذاهای رنگینتر و پرخرجتر هم نمیطلبد.@ علی(ع) داریم چاه و قنات درست کرده بودند خسته کلنگ زده بود خیلی خسته بود از چاه بیرون میاید بعد داریم که دستهای مبارکشان را میشویند میگویند غذای من را بیاورید غذای حضرت یک مقدار کدو بوده کدو را میل میکنند یا در جای دیگر داریم چند تا دانه خرما میخورند بعد میگوید خدا لعنت کسی را که به خاطر شکمی که با چند تا دانه خرما سیر میشود خودش را جهنمی کند.@ یعنی اگر واقعاً ما نیاز غذایی داریم میل به خوردن داریم واقعاً هم میشود با چند تا دانه خرما یک وعده را گذراند من یادم هست چند وقت پیش داشتم برای بچههای خودم تعریف میکردم گفتم ما یک زمانی خوارکمان نان و نمک بود یعنی واقعاً یک وعده نان و نمک میخوردیم خوراکمان نان و روغن بود یک مقدار نان میگذاشتیم یک مقدار روغن روی آن میمالیدیم.@ حالا اگر خیلی هم میخواستیم اشرافیبازی در بیاوریم یک مقدار هم شکر روی آن روغن میریختیم یک وعده غذا میشد ما زیاد از این موارد داشتیم خیلی بوده که خواستیم صبحانه بخوریم مثلاً یک چای خالی داشتیم نان را زدیم در این چایی خوردیم تمام شد پنیر هم نداشتیم یک وعده هست حالا آدم صبحانه چند تا دانه خرما بخورد ناهار یا شام همین کار را هم میتواند انجام بدهد.@ ولی این جلوی خیلی از شهوتها را میگیرد جلوی خیلی از میلها را میگیرد انسان وقتی که سیر باشد بهترین غذاها را هم که جلویش بگذارند خیلی اشتیاقی به آن پیدا نمیکند لذا شهوت و میل به یک حلال وقتی که انسان میرود به سراغ یک حلال اگر به آرامش رسید به ارضا رسید این را باید در جهت حرکت به سمت ابدیت از آن استفاده بکند.@ (فَمَنِ اشتاقَ اِلَی الجَنَّۀ صَلی عَنِ الشَهَوات) در مقابل این شهوات حلال شهوات حرام هم هست یعنی نفس میگوید حالا که میخواهی بخوری زیادهروی کن که آن حرام و اسراف میشود یا حرام بخور بیمبالاتی در خوردن پول حرام لقمه حرام غذایی که نمیدانی ما چه کسی هست.@ اگر کسی شوق به بهشت داشته باشد بهشت را باور کرده باشد هرگز حاضر نیست به خاطر شکمش شهوتش فعل حرام مرتکب بشود(فَمَنِ اشتاقَ اِلَی الجَنَّۀ صَلی عَنِ الشَهَوات) اگر کسی اشتیاق به بهشت داشته باشد از شهوتها دور میماند از شهوتها جدا میشود شهوت در مقابلش پست میشود کوچک میشود این اشتیاق احتیاج به بهشتشناسی دارد که ما بهشت را خوب بشناسیم.@ اگر کسی بداند که با هر بار رفتن سراغ یک امر حرام چه چیزهایی را دارد از دست میدهد هرگز این کار را نمیکند هرگز این پستپسندی را نمیکند این بدپسندی را نمیکند که به خاطر یک شهوت پست یک میل پست یک امر خیالی یک امر وهمی یک امر حسی بیاید ابدیت خودش را به خطر بیندازد.@ پس میگوید اگر میخواهید اهل صبر باشید شوقتان را به بهشت زیاد بکنید تا صبرتان بر حرام زیاد باشد اگر یادتان باشد گفتیم صبر سه نوع است یک نوع صبر بر معصیت بود صبر بر گناه اگر قرار باشد این بشود ما باید اشتیاقمان را به بهشت به آخرت و بالاتر از آن به خدا زیاد کنیم کسی که اشتیاقش اینطوری است راحت اسیر حرام نمیشود راحت اسیر خلاف نمیشود بنابراین خودبهخود صبرش زیاد میشود.@ در دوران دفاع مقدس این رزمندگان ما وقتی تیر و ترکش میخوردند اسیر میشدند واقعاً این اشتیاق به آخرت آنها را خیلی قدرتمند میکرد این که یقین داشتند که اگر شهید دادند او اهل بهشت هست و شفیع اینهاست خیلی با قدرت میگفتند این گُل پرپر شده هدیه به رهبر شده با باور میکردند و صبر هم میکردند به شهادتش صبر شیرین میکردند نه غرغر بکنند واقعاً صبر شیرین میکردند.@ پدر در فراغ فرزند، فرزند در فراغ برادر و پدر، مادرها در فراغ بچههایشان، خواهرها در فراغ برادرانشان، خانمها در فراغ همسرانشان قدرتمندانه عمل میکردند همانطور که زینب(س) عمل کرد آخرتشناسی فوقالعاده صبر انسان را زیاد میکند باور آخرت شناخت آخرت شوق به آخرت صبر را زیاد میکند انسان را از بیحوصلگی در میاورد.@ انسان اگر بداند که کارهای او در یک عالم ابدی جزا داده میشود نه به راحتی عصبانی میشود چون میداند جزایش در عالم آخرت طولانی است نه زودرنجی به سراغش میاید که هر کس هر حرفی زد به او بربخورد و ناراحت بشود حساسیت سراغش نمیاید و همین که اگر خواست کار خیری انجام بدهد با قدرت انجام میدهد صبر میکند.@ یا اگر مصیبتی سراغش آمد اگر خواست از شهوتی کنارهگیری بکند به عشق آخرت از آن شهوت دست برمیدارد پس ابعاد مختلف مسئله شوق به آخرت را به آن توجه بکنید که(مَن اِشتاقَ اِلَی الجَنَّۀِ صَلی عَنِ الشَهَوات) هر کس اشتیاق به بهشت داشته باشد از شهوتها جدا میشود.@ (وَ مَن اَشوقَ مِنَ النّار اِجتَنَبَ المُحرَمات) یکی از صبرها صبر بر معصیت بود شعبه دوم صبر چه بود؟ اولیش اشتیاق به بهشت بود دومیش ترس از جهنم، هر کس از جهنم بترسد از عذاب بترسد از محرمات پرهیز میکند دیگر انسان ظاهر گولزننده شیرین و جذاب حرام را نمیبیند بلکه آن باطن جهنمی و دردناکش را میبیند آن سوزانندگی حرام را میبیند.@ انسان بسیار هم که عطش داشته باشد تشنهاش باشد وقتی یک مایه خیلی خوشرنگ و خنکی را جلویش میگذارند میگویند این یک شربت است ولی در آن زهر است نمیخورد میلش و نیازش نمیگذارد گول ظاهر و خنکی و رنگ آن را بخوری عقل به شما میگوید که باطن او یک سوزانندگی دارد برای همین انسان اسیرش نمیشود.@ مثل مار میماند که خیلی ظاهر قشنگی دارد ولی نیشش هم کشنده است مثل عروس دریایی میماند عروس دریایی خیلی زیباست حرکات فوقالعاده زیبایی دارد ولی زهرش کشنده است اگر انسان واقعاً ترس از جهنم سراغش بیاید اینطور نیست که عِنان نفس خودش را رها بکند راحت تن به حرام بدهد(اِجتَنَبَ عَنِ المُحَرَمات) پرهیز میکند یعنی خیلی راحت میتواند از یک محرم بگذرد و به باطنش نگاه بکند.@
برای یک کسی که از جهنم میترسد دیگر آتش جهنم در یک عمل حرام پنهان نیست آن ذوق آشکارش هم گولزننده و فریبنده نیست حضرت باقر(ع) میخواست ازدواج بکند به یکی از اصحاب گفت من یک خانمی میخواهم با این خصوصیت، به او معرفی کردند یک خانمی با این خصوصیتهایی که حضرت میخواست.@ البته حضرت خصوصیتهای ظاهری مدنظرش بود چون خصوصیات باطنی را فرض گرفته بود یعنی فرض این بود که وقتی امام باقر دارد میگوید من به یک زن احتیاج دارم با این خصوصیات ظاهری یعنی یک زن مؤمن با این خصوصیات ظاهری، شنونده خیلی دقت نداشت به این فرض، به حضرت یک خانمی را با همان خصوصیتهایی ظاهری خیلی خوب و جذاب معرفی کرد.@ بعد حضرت پرسید که این از کدام قبیله است؟ عرض کردند آقا این از قبیله فلان است آن قبیلهای که همه دشمن اهل بیت بودند حضرت فرمود من هرگز بدنم را به بدن یک زن جهنمی نمیزنم این معنایش این هست که ظاهر من را از باطن غافل نمیکند آدم از یک نفر خوشش آمد حالا خوشش آمد آیا واقعاً صرف اینکه خوشش بیاید دلیل میشود که طالب ارتباط با او باشد چه بسا او یک تکه آتش باشد یا لذتی که محفوف هست به انواع زهرها.@ مثل مال یتیم خوردن، مال یتیم خوردن مال است پول است خیلی از مشکلات افراد ممکن است با خوردن مال یتیم حل بشود کسی را که ندارد گولش میزند مالش را میگیرد کسی را هم که ندارد از او دفاع بکند میفرماید شمایی که سرپرستی یتیمان را به عهده میگیرید مواظب باشید از بیزبانی آنها استفاده نکنید اگر اموالی دارند حق تصرف در آن اموال را به نفع خودتان ندارید.@ قرآن میفرماید کسانی که اموال یتیمان را به ناحق میخورند(إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً) نمیخورند در شکمشان مگر آتش یعنی واقعاً آن لحظه دارد آتش میخورد ولی الان متوجه نیست چون حجاب طبیعت نمیگذارد ولی اگر این نباشد همان لحظه این آتش است و این آتش موقعی که حجاب طبیعت برداشته میشود معلوم میشود و سوزانندگیش را شروع میکند.@ الان در رحم هست خیلی انسان متوجه نمیشود مثل بچهای که در رحم دست ندارد ولی خیلی هم متوجه نمیشود که دست ندارد دست نداشتن هم دردی برایش در رحم ندارد پا نداشتن دردی برایش ندارد وقتی که متولد میشود به اینجا میاید وفات پیدا بکند از رحم و حیات پیدا بکند در دنیا، منتقل بشود بیاید اینجا آنوقت معلوم میشود که دست نداشتن چقدر درد دارد پا نداشتن چقدر اذیتکننده هست.@ گفتیم چهار شعبه هست شوق و ترس و زهد و مراقبت، شوق و ترس را گفتیم زهد از چی اگر کسی زاهد نسبت به دنیا باشد زهد نسبت به دنیا یعنی چی؟ زهد در قرآن تعریف کرده میگوید اگر چیزی به دست آوردید شادی نکنید اگر چیزی از دست دادید غصه نخورید.@ اگر واقعاً یک نفر یک همچین روحیهای داشته باشد خیلی راحت صبر میکند به جزع فزع نمیافتد که حالا این را توضیح میدهم(وَ مَن اِرتَغَبَ المَوت سارَعَ اِلَی الخَیرات) هر کس مراقب مرگ باشد این اهل سرعت به سمت خیرات میشود راحت میتواند کارهای خیر بکند راحت میتواند از مال و منال و خیلی چیزهای دیگر بگذرد از آسایش خودش بگذرد از رفاه خودش بگذرد برای آخرت اگر مراقب مردن باشد.@ مردن یعنی چی؟ یعنی اینکه مراقب این باشد که خودش از این خانه به خانه جدید که خانه خودش هم هست قرار است منتقل بشود که آنجا هم احتیاج به تجهیزات برای زندگی دارد که این دو تا را انشاالله برای جلسه بعد توضیح میدهم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ به فرمایش خود ولی فقیه حضرت آیت الله خامنهای حفظه الله تعالی اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد به اعتقاداتش لطمه وارد نمیشود ما نمیتوانیم او را کافر بدانیم ولی نداشتنش یک ضعف است ضعف بزرگی هم هست باعث میشود انسان در نظام اجتماعی سیاسی و نظام فردی آسیبهای زیادی ببیند خیلی شیطان زود به او غلبه بکند.@ ولی از خود ایشان که سؤال کردند کسی که معتقد به ولایت فقیه نیست را در حالی که اصول دین را کامل قبول داشته باشد کافر نمیدانند ولی این عیب بسیار بزرگی هست نماز و روزهاش هم امیدواریم انشاالله قبول باشد.@ مگر اصل بر این نیست که ما به آن شهوت پاسخ بدهیم در مسائل جنسی هم با یکبار ازدواج انسان تقریباً ارضاء میشود پس چرا اهل بیت(ع) چند بار ازدواج کردند مثل امام باقر(ع) که فرمودید که زن میخواستند با این ظواهر درونی و بیرونی؟.@ ازدواج فقط برای شهوت نیست ازدواج خیلی وقتها یک مصلحت هست خیلی وقتها هم نیاز هست و این یک بحث مفصل دارد بحث تعدد زوجات اگر کسی خواست مراجعه کند به کتاب نظام حقوق زن در اسلام نوشته شهید مطهری بحث تعدد زوجات آنجا مفصل ایشان بحث کردند که چرا ما در اسلام قاعده تعدد زوجات داریم.@ فقط برای دفع شهوت نیست یکی از دلائلش این هست که انسان نیاز جنسی این چنینی داشته باشد ولی این فقط به خاطر این مسئله نیست دلائل خیلی متعددی دارد تعدد زوجات که الان در این مقام نیستیم اگر کسی خواست به همان سیدی پرسمان هم شما میتوانید مراجعه بکنید پاسخهای مبسوط را بگیرید ولی اصل پاسخ همین هست که مسئله فقط برای دفع شهوت نیست.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، و رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@