اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از این جلسه به بعد ما بحثمان را که تحت عنوان رشد و قدرت در سایه سختیهاست با موضوع جدیدی پی میگیریم یعنی عنوان اصلی همان هست اما در این مدت ما بحث مصائب و بلاها را خدمت عزیزان مطرح کردیم از این به بعد موضوع صبر را که باز هم مستقیماً ارتباط با عنوان اصلی جلسهمان دارد خدمت عزیزان عرض میکنیم چند جلسهای هم درباره این مسئله بسیار بسیار مهم.@ مسئله صبر جایگاه فوقالعاده بلندی در معارف الهی دارد تا جایی که درباره ایمان که اصل هست برای یک انسان اگر بخواهد در دنیا و آخرت خوشبخت باشد فرمودند اگر ما ایمان را به صورت یک پیکر انسان در نظر بگیریم صبر سر این پیکر هست که اگر سر نباشد ایمانی هم نیست.@ (اَلصَبرُ مِنَ الاِیمان بِمَنزَلَۀِ الرأسِ مِنَ الجَسَد کُلَّما ذَهَبَ الرَأسُ ذَهَبَ الجَسَد فَکَذلِکَ کُلَّما ذَهَبَ الصَبرُ ذَهَبَ الاِیمان) صبر نسبت به ایمان مثل سر نسبت به بدن هست همانطور که اگر سر برود بدن هم میرود و نابود میشود اگر صبر نباشد ایمانی هم برای کسی وجود ندارد پس یک نفر به میزانی که صبر دارد مؤمن است.@ آنجا گفتیم اثر ذاتی ایمان آرامش و شادی است دو تا از آثار مهم ایمان یعنی در کسی که آرامش نیست یا شادی نیست این ضعف ایمانی دارد کسی که نمیتواند شاد و بانشاط و آرام باشد این ضعف ایمانی دارد پس ما چقدر شاد هستیم چقدر آرام هستیم؟ به میزانی که مؤمن باشیم هر چقدر مؤمن باشیم شادتر و آرامتر هستیم.@ حالا چقدر مؤمن هستیم؟ به میزانی که صبرمان زیادتر باشد در واقع میتوانیم نتیجه بگیریم که صبر عامل شادی و آرامش است یعنی شخصیت انسان را قدرت میدهد و شادیها و آرامش زیادی را برای انسان ایجاد میکند.@ در قرآن کریم آیات خیلی زیادی به صبر اختصاص داده شده در روایات هم همچنین اگر بحث معرفت نفسی موضوع را بخواهیم پی بگیریم بارها عرض کردیم این مسئله را که آن نفخه الهی که از خداوند تبارک و تعالی در وجود انسان هست یا آن کودک عزیز روان وقتی که در خاک طبیعت وارد میشود مثل دانهای هست که کاشته میشود باید ذره ذره از ظلمات خاک بیرون بیاید و مسیر شکوفایی را طی بکند.@ اگر نتواند این سختی را تحمل بکند رشد و شکوفایی هم در کار نیست به جایی نمیتواند برسد از بُعد رابطه فطرت و طبیعت اگر بخواهیم مسئله را تبیین بکنیم به این صورت هست که فطرت که همان بُعد الهی هست با طبیعت قرین هست همراه هست رشد یک انسان و تعادلش در غلبه فطرت بر طبیعت هست.@ اگر که طبیعت فرمانروا باشد مسیر انسان به سمت جهنم است به سمت شکست در دنیا و جهنم یعنی شکست در دنیا و آخرت(خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ) بنابراین سعادت یک انسان چه در دنیا و چه در آخرت به حاکمیت فطرتش بر طبیعتش هست و لازمه این، این هست که فطرت بتواند تغذیه بکند و طبیعت مانع تغذیهاش نشود.@ فطرت باید جلوی زیادهخواهی طبیعت را بگیرد و اجازه تغذیه بیش از حد به او ندهد مشکل اساسی غالب انسانها غیر از آدمهای خیلی خوب و مؤمنین حقیقی و دوستان خدا غالب انسانها مشکلشان در تحصیل سعادت دنیا و آخرت این هست که بخش حیوانی آنها زیادهطلب است بیشتر وقت و انرژی و امکانات را او برای خودش میخواهد.@ برای بخش فطری ارزشی قائل نیست اصالتی قائل نیست اگر هم اجازه بدهد که بخش فطری بخواهد نمازی بخواند روزهای بگیرد خوراک فطری بخورد خرابش میکند و رنگ طبیعی به آن میدهد حتی وقتی که بخش فطری میرود غذای عقلانی بخورد.@ مثل اینکه درس میخواند دانشگاه میرود در نهایت همان درس خواندنها را هم به آن جنبه حیوانی میدهد نمیگذارد که آن درسها مؤثر واقع بشود قدرت حیوانیت فاجعهآور هست در وجود انسان بنابراین اگر فطرت بخواهد از دست حیوانیت نجات پیدا بکند باید حتماً حیوانیت و بخش طبیعی را به آن محدودیت بدهد.@ اسم این محدودیت صبر است یعنی صبر در واقع تحمل این محدودیتها هست که در سه قسمت عرض کردیم وارد میشود یکی در انجام طاعات الهی که باید طبیعت وادارش بکنی به انجام طاعت تا قدرتش را از آن بگیری و در مقابل بخش فطری وجودمان بخش الهی وجودمان متواضعش بکنی مطیعش بکنی.@ پس باید وادار به عبادت بشود عبادات واجب و در مورد مستحبات آنجایی که نشاط وجود دارد انسان مستحبات را هم به نفس تحمیل میکند تا نفس مؤدب بشود واجبات قطعی است بدون استثناء صددرصد و مستحبات هم آنجایی که برای انسان نشاط دارد نه آنجایی که نشاط نداریم.@ در روایت داریم(لا تُکرِهُوا اِلی اَنفُسِکُمُ العِبادَۀ) عبادت را به نفسهای خودتان تحمیل نکنید زوری خودتان را به عبادت وادار نکنید این مربوط به بخش مستحبات هست واجبات که همیشه هست چه نفس آمادگی داشته باشد چه نداشته باشد ما واجبات را انجام میدهیم.@ اما در مورد مستحبات میفرماید با کراهت به آن عبادت واردش نکنید موقعی که نشاط دارد خیلی خوب است که انسان اعمال مستحبی انجام بدهد تا یک مقدار این طبیعت آرام بشود و فطرت قویتر بشود و یکی در مورد مصائب هست.@ وقتی سختیهایی مصائبی به انسان وارد میشود نباید بگذاریم که جنبه حیوانی جزع فزع بکند و بیتابی زیادی انجام بدهد و بیصبری بکند و دست به کارهای غیر شایست و نامعقول یا خدای نکرده انسان به زبانش چیزهایی بیاید که شایسته نیست باید جلویش را بگیریم.@ پس شد طاعت، مصیبت یکی هم معصیت هست که اگر خواست بخش حیوانی گناه بکند یعنی خواست خلاف قاعده الهی خلاف صراط مستقیم فطرت را به جایی ببرد و آلوده بکند فطرت در مقابلش مقاومت بکند و اجازه آلودگی به آن ندهد این تبیین رابطه فطرت و طبیعت و صبر هست.@ حالا چند تا آیه برایتان میخوانم بعد میرسیم به روایات آیه 24 سوره رعد میفرماید که وقتی که بهشتیان وارد بهشت میشوند فرشتگان به آنها میگویند(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ) سلام بر شما به خاطر صبری که کردید در واقع میخواهد بگوید بهشت مساوی هست با صبر به خاطر صبری که داشتید سلام بر شما.@ یعنی این سلامی که فرشتهها میگویند و هم سلام خداست هم سلام فرشتهها هست و سلامتی هم برای انسان میاورد تا ابد یعنی انسان را تا ابد سالم میکند از هر خطری از هر غمی از هر غصهای از هر رنجی سالم میکند این به خاطر صبر است.@ حالا رابطهاش چیست؟ وقتی که آنها به ما سلام میکنند یعنی تو برای ابد خیلی این بزرگ و شیرین و دلنشین است که یک موقع به انسان خداوند اینطوری سلام بکند یعنی انشاالله یک زمانی همه ما این سلام خدا و فرشتهها را بشنویم که به ما سلام میکنند این سلام یعنی تو دیگر تا ابد تا خدا خدایی میکند از هر رنج و غم و غصه و محدودیتی نجات پیدا کردی.@ خیلی این پاداش مهم است که انسان به جایی برسد که هیچ چیز سر راه ارادهاش وجود نداشته باشد هر چه اراده میکند بشود برای ابد هم بشود غصه و غم و نگرانی و اضطراب و کمبودی هم نداشته بشود هر چه دلش میخواهد اراده میکند و آن تحقق پیدا میکند.@ این سلامتی که به واسطه صبر به انسان داده میشود چیزی است که انسان در دنیا باید این سلامتی را به دست بیاورد آنجا شما از هر رنج و غم و محدودیت و سختی در امان خواهید بود به سلامت میرسید یعنی با سِلم به این میرسید لازمهاش این هست که انسان در دنیا اینطوری باشد.@ اگر مصیبت دید با صبرش خودش را از بیتابی شکسته شدن غم و غصه و زدن حرفهای کفرآمیز با صبرش سالم نگه دارد پس موقع مصیبت آنچه که ما را از انحراف شکسته شدن غصه خوردن نجات میدهد صبر است سلامتی به ما میدهد صبر است.@ پس صبر در دنیا برای انسان سلامتی میاورد در هنگام معصیت آنچه که به ما سلامتی میدهد صبر است از اینکه آلوده بشویم به جهنم و در موقع طاعت آنچه که ما را سالم نگه میدارد از ترک طاعت از ترک وظائف الهیمان موفقمان میکند باز صبر است پس صبر در دنیا اگر سلامتی داد آنجا هم این صبر به ما سلامتی میدهد در قبر از همان شب اول قبر به بعد انسان سالم هست تا ابد.@ آنجاهایی که انسان بعد از مرگ سالم نیست یعنی ضربه میخورد عذابی سراغش میاید مال این هست که معادل آن در دنیا بیصبری کرده پس اینکه(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ) یعنی عاقبت خوبی شما پیدا کردید جای خوبی آمدید آخرت برای شما جای خوبی هست مژده خیلی خوبی دارند به ما میدهند خیلی شیرین هست که انسان این را از زبان فرشتهها یا از زبان خداوند بشنود.@ آیه بعدی سوره 22 رعد هست(وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ) تعریف میکند خداوند از کسانی که به واسطه رضای خدا در طلب رضای خدا صبر کردند. من یادم هست یکی از اقواممان مادر شهیدی بود یک پسرش شهید شده بود پسر دومش شیمیایی شده بود مثلاً عقد کرده بود با یک دختر خانمی قرار بود ازدواج بکنند.@ عملیاتی پیش آمد رفت جبهه و شیمیایی شد به شدت ایشان در خانه یک غروبی نشسته بود و آن هم در بیمارستان رفته بودند سر بزنند پسرش زنگ میزند میگوید مهدی شهید شد یعنی دومین پسر هم شهید شد این مادر گفت آخ شهید شد بعد یک دفعه گفت استغفرالله خدایا ببخش من آخ گفتم.@ خیلی جالب بود که یک پیرزن شاید تحصیلات زیادی هم ندارد ولی معرفتش خیلی است خیلی معرفت دارد که حتی از آخ هم استغفار میکند که چرا وقتی یک هدیه کرده به خدا و در راه خدا فرزندش را داده آخ گفته.@ ما کسانی را داشتیم در زندان شکنجه میدیدند و خودشان میگفتند که ما داغ یک آخ گفتن را به دل این شکنجهگرها گذاشتیم یعنی ناخنهای پایمان را کشیدند اتو روی بدنمان گذاشتند شلاق به ما زدند روی بخاری داغ ما را نشاندند و شکنجه میکردند اما یک آخ هم نگفتیم که اینها خوشحال نشوند صبر به خاطر رضای خدا.@ یک موقع هست انسان میگوید من صبر میکنم ثواب دارد صبر میکنم جهنم نمیروم صبر میکنم بهشت میروم یک موقع هست یک کسی میگوید چون خدا دوست دارد من صبر میکنم این قشنگ است خدا این صبر را دوست دارد یعنی انگیزه انسان برای صبر این هست که خداوند دوست دارد یعنی شخص اینقدر خاطرخواه خدا هست خدا هم خاطرش را میخواهد با خدا صمیمی و رفیق هست که به خاطر خدا صابر هست.@ اصلاً چون خدا دوست دارد حالا برای من مصیبتی پیش آمده معصیتی پیش آمده هر چه هست به خاطر خدا صبر میکنیم یک آقایی یک خانمی هست مثلاً در محیط خانوادگیش میخواهد مسائل شرعی را رعایت بکند مادرش مقید نیست پدرش مقید نیست خواهر برادرانش مقید نیستند این را تحت فشار قرار میدهند مسخرهاش میکنند فشار روانی زیادی خانواده به این شخص میاورند.@ ولی این اصلاً نمیبرد روحیهاش ضعیف نمیشود به خاطر خدا صبر میکند نه بداخلاقی میکند بعضیها هستند اگر رفتند توبه کردند و با خدا آشتی کردند اگر کسی بخواهد مثلاً پدر یا مادرشان جلویشان را بگیرد به پدر مادر توهین میکنند این بد است ما حق نداریم به پدر مادر ولو ما را به گناه دعوت میکنند به آنها توهین بکنیم.@ در عین حفظ ادب در عین حفظ حقوق والدین و متانت انسان باید راه خدا را برود نه اینکه به دیگران توهین بکند بعضیها هستند اینطوری صبر میکنند و میگذارند به حساب خدا من یادم هست یک کسی اینطوری شده بود پدرش گفته بود راضی نیستم در خانه من نماز بخوانی بعد از خانه بیرونش کرده بود.@ یک آقا پسری بود شبها میرفت مرقد امام میخوابید بعد به او پول هم نمیدادند هر روز روزه میگرفت میگفت روزه قضا زیاد دارم معصیت که کردم روزه قضا زیاد دارم روزههایم را میگیرم ماهها این وضعیت را تحمل کرد تا دوباره به خانواده برگشت.@ ولی ادب را اصلاً کنار نگذاشت ادب و احترام را نسبت به والدین را به هیچ وجه کنار نگذاشت یعنی حتی اعتراض نکرد که چرا شما با من این کار را کردید این تأثیر زیادی روی خود خانواده گذاشت این خیلی مهم است انسان به خاطر خدا صبر بکند.@ یکی از دوستان ما از بزرگان هست ایشان میفرمودند که من کتابهایم که آمریکا فرستاده بودم میگفت در آمریکا که من این کتابها را فرستادم یک مقدار از کتابهای من رفته بود در زندانهای آمریکا در زندانهای آمریکا یک عده از زندانیان این کتابها را میخواندند و مسلمان شده بودند بعد فهمیده بودند که شراب حرام است گوشت خوک حرام است.@ میگفت دیگر غذای زندان را نمیخوردند و چون غذاهای آنجا همه آلوده بود به گوشت خوک و چیزهای حرام میگفت اینها شش ماه روزه گرفتند در زندان، میگفت فقط شیر و میوه یا بعضی از انواع بیسکویتها را میخوردند و به خاطر همین روزه شش ماهه و محدودیت غذایی به شدت مریض شده بودند ولی اصلاً دینشان را کنار نگذاشتند.@ آن آقایی که در زندان بود گفت من رفتم به رئیس زندان گفتم اینها اینطوری هستند و مسلمان هستند و نمیخواهند از این غذاها استفاده بکنند شما رژیم غذایی اسلامی برایشان دستور بدهید درست بکنند که میگفت رئیس زندان به اینها دستور داد که غذای ذبح شرعی و چیزهای دیگر به آنها بدهند که از این ضعف در بیایند شش ماه تمام به خاطر خدا.@ یا خانمهایی که مثلاً در کشورهای غربی در کشورهایی که خیلی فساد بالاست آنجا حجابشان را کامل کامل رعایت میکنند با عشق هم رعایت میکنند با خنده و شادی نه با غصه و احساس خجالت و احساس گوشهگیری و حقارت نه با افتخار با شادی با قدرت این حجاب را دارند.@ من یادم نمیاد یکی از اینها را آنجا دیده باشم یا دوستان خودم یادم نمیاید گزارش داده باشند که ما یکی از آنها را دیده باشیم با او صحبتی مصاحبهای کرده باشیم از آن وضعیتشان ناراحت باشند میگویند خدا به ما نعمت زیادی را در این جهنم عطا کرده که ما میتوانیم اینطوری باشیم بقیه اگر نیستند جاهل هستند و ما دعایشان میکنیم که اینها هدایت بشوند ولی از اینکه ما این وضعیت را داریم خیلی خوشحال هستیم.@ این غیر از این هست که یک زنی یک خانم مسلمانی مثل کشور ما هستند خیلیها حجابدار هستند اما از حجاب خودشان ناراحت هستند حتی مردهایی هستند که از حجاب خانمهایشان ناراحت هستند اینقدر بیحیا و بیغیرت هستند که از حجاب همسرانشان و دخترانشان ناراحت هستند اینها را مسخره میکنند.@ آیه بعدی سوره مؤمنون آیه 111 است خداوند میفرماید(قال الله إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ) من امروز اینها را جزا میدهم مؤمنین را(بِما صَبَرُوا) به خاطر صبری که در دنیا داشتند بعد میفرماید(أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ) حقیقتاً اینها فقط رستگار هستند رستگاران حقیقی کسانی هستند که در دنیا اهل صبر بودند.@ یک خانمی که الان بدحجاب هست چرا این بدحجابی یا بیحجابی را میپذیرد؟ به خاطر اینکه نمیتواند صبر بر حجاب بکند و این بیصبری و بیطاقتیش باعث میشود که بیحجاب بشود ضعفی که از خودش نشان میدهد باعث میشود که حجاب را کنار بگذارد بنابراین به خاطر این بیصبری هست که گرفتار میشود.@ چقدر زیباست کلام خدا(إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ) من امروز به اینها جزا میدهم چه جزایی بالاتر از جزای الهی. باز خداوند تبارک و تعالی آیه 75 سوره مبارکه فرقان میفرماید(أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً) اینها هستند که خداوند تبارک و تعالی به آنها آن غرفههای مخصوص بهشتی کاخهای مخصوص بهشتی را به اینها میدهد.@ (وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً) یعنی اینها وقتی وارد این غرفهها میشوند مثل همان آیه اول که خواندم ملاقاتکنندههای زیادی دارند(يُلَقَّوْنَ) با آنها ملاقات میشود همدیگر را ملاقات میکنند در حالی که به همدیگر تحیت و سلام میگویند.@ خیلی فرق دارد تحیت و سلامی که انسان در دنیا میکند به یک کسی با اینکه شما فکر کنید انسان راه پیدا کرده باشد در بهشت آنجا به او تحیت و سلام بگویند یعنی سلامهایی هست که این سلامها پشتش هیچ غصهای وجود ندارد خوشآمدگویی دائماً میایند خوشآمدگویی میکنند به انسان به خاطر اینکه به بهشت وارد شده و سلام میکنند.@ انسان میرود در بهشت خودش قرار میگیرد و بعد میداند که دیگر هرگز از اینجا بیرون نخواهد رفت در روایت داریم یکی از نعمتهای بهشت که از خود بهشت بالاتر است ابدیت بهشت هست جاودانگی بهشت اینکه انسان میداند هیچ وقت از اینجا خارج نمیشود آنوقت دیگر آنجا ملاقاتها و دید و بازدیدها و مهمانیها شروع میشود.@ با(الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ) همانهایی که میگفتیم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) اینهایی که در نمازهایتان همیشه گفتید خدایا ما را به راه آنها هدایت کن این چهار دسته ملاقاتها و مهمانیها شروع میشود با انبیاء شهدا صدیقین و صالحین ملاقاتهای خصوصی از دو نفره بگیرید تا چند نفره گروهی و فردی.@ چقدر آنجا وقت داریم برای مهمانی؟ وقت زیاد داری تا ابد یکی از مهمانیهای بهشتی میفرماید شنبهها بهشتیان دعوت میشوند به بهشت حضرت آدم(ع) بهشت حضرت آدم چیست مثلاً آنجا شرابش یک شراب دیگری است مثلاً درختانش یک جور دیگر هستند البته مقام حضرت آدم مقام بزرگی است در میان انبیاء خیلی حضرت آدم(ع) بزرگ هستند.@ اینقدر بزرگ است که در قرآن میفرماید که(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها) خداوند تمام اسماء را تعلیم حضرت آدم(ع) کرد خیلی مقامشان بزرگ هستند. یعنی شما در مقام آدم از مقام آدم پذیرایی میشوید یعنی چیزی گیرتان میاید که در واقع به درجات شما اضافه میشود.@ یکشنبهها مهمان حضرت نوع(ع) دوشنبهها مهمان حضرت ابراهیم(ع) سهشنبهها مهمان حضرت موسی چهارشنبهها مهمان حضرت عیسی پنجشنبهها مهمان نبی اکرم(ص) جمعهها هم مهمان خدا هستیم یعنی اینها وقتی میگوییم مهمان هستیم چون پذیرایی میکنند پذیراییشان از خودشان هست از مقام خودشان پذیرایی میکنند یعنی شما آنجا خیلی چیز گیرتان میاید.@ این تازه یکی از مهمانیهای بهشت است مهمانیهای دیگری هم وجود دارد در بهشت الی ماشاء الله ملاقاتها و مهمانیها و جلسات و گفتگوها خیلی زیباست یکی از نعمتهای خیلی بزرگی که در بهشت ذکر شده همین فرصت ملاقاتها و سخن گفتنها و رودررو بودن و مهمان بودن و مهمانیها و جلساتی که دائماً(عَلَی الاَرائِک) روی این تختها مینشینند و رودر روی همدیگر و تکیه میدهند روی این تختها و بالشها.@ در قرآن بالشها را هم ذکر کرده رنگ این بالشها چه رنگی است به چه حالتی هست تختهایشان چطوری هست شرابهایشان چطوری هست نوع شرابهایشان ظروفی که استفاده میکنند در قرآن این خیلی مفصل است خیلی این ملاقاتها لذت دارد و در این ملاقاتها خیلی چیز گیر انسان میاید.@ آیه بعدی 28 سوره کهف هست(وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ) همیشه خود را با آنهایی که خدا را صبح و شب میخوانند خودت را وادار کن به رفاقت با اینها به صبر و همراهی با اینها یعنی اگر یک دوست حزب اللهی دارید یک دوست مؤمن دارید در دوستی با افراد مؤمن و حزب اللهی و خدایی که اهل خدا هستند و شما را به یاد خدا میاندازند پایدار باشید مقاومت بکنید.@ قرآن میفرماید(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) سوره اسراء، میفرماید شیطان تلاش میکند بین انسانها را به هم بزند انسانهای خوب یا بد فرقی نمیکند همه را به هم میزند یک مؤمن باید خیلی دقت بکند که بین او و یک مؤمن دیگر اختلاف ایجاد نشود فاصله نیفتد اینها خیلی مهم هست لذا باید انسان صبور باشد نسبت به مؤمنین.@ ما الان خیلی آدمهای حزب اللهی داریم خیلی آدمهای خوب و کاردرستی هستند سرباز قوی امام زمان هستند ولی همسرشان نمیتواند تحملشان بکند بچههایشان تحملشان نمیکنند خانمهایی هستند که خانمهای قوی هستند بسیار قدرتمند در سربازی امام زمان خدمت به اسلام اما میبینید همسران اینها یا خانواده اینها یا دوستان اینها تحمل اینها را ندارند.@ چون بودن با اینها یعنی مبارزه با نفس بودن با اینها یعنی بیداری کشیدن یعنی دویدن یعنی مبارزه کردن یعنی سختی کشیدن لذا قرآن میفرماید شما باید با آدمهای اینطوری صبر بکنید(وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ) آدمهایی که صبح و شب خدا را میخوانند و اهل خدا هستند تحملشان سخت است انسان باید اینها را تحمل بکند و میگوید دنبال کسانی که اهل دنیا هستند نرو.@ یک موقعی ارتباطاتتان را با مؤمنین با دوستان حزب اللهیتان دو تا خانم هستند دو تا آقا هستند خواهر برادران هستند زن و شوهر هستند اینها را به خاطر دنیا یک موقعی رابطهتان را ضعیف نکنید در راه خدا با همدیگر قوی باشید ارتباطاتتان استحکام داشته باشد البته این آیه باطنهای دیگری هم دارد که البته الان فرصت نمیکنیم به این بپردازیم.@ آیه بعدی سوره انسان آیه 12(وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً) من نمیخواهم راجع به نعمتهای بهشتی صحبت کنم موضوع این هست که میخواهد این را به ما بفرماید که آنچه که انسان آنجا گیرش میاید از صبر گیرش میاید.@ (وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً) خداوند پاداش آنها را به خاطر آن صبری که کردند بهشت و حریر، حریر یعنی لباسهای خاص لباسهایی که از حریر هستند نه حریر اینجا حریر بهشتی با حریر اینجا میلیاردها برابر فرق میکند این لباس را تنشان میکنند در مقابل جهنمیان که لباسشان از آتش هست.@ آیه بعدی سوره لقمان هست آیه 17 خداوند از قول لقمان میگوید لقمان به قدری بزرگ است لقمان یک بَرده است که به قدری پاک و بزرگ بوده که در روایت داریم خداوند او را بین حکمت و نبوت مخیر کرد گفت میخواهی پیغمبر باشی یا حکیم باشی فرمود من حکمت را انتخاب میکنم.@ برای همین کلامش کلام خداست یعنی نصیحتهای او همان فرمایشات خداست یک سوره در قرآن داریم به نام سوره لقمان فرمایشات حضرت لقمان(ع) هست که به فرزندش کرده یعنی در واقع همان حرفهای خدا را زده(يا بُنَيَّ) فرزندم(أَقِمِ الصَّلاةَ) نماز را به پا دار حالا به پا داشتن نماز گفتم غیر از خواندن نماز است به پا داشتن نماز یعنی نماز مؤثر خواندن، نمازی که انسان را قدرتمند میکند شاد میکند(تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ) هست نه صرفاً خواندن نماز.@ (وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ) امر به معروف بکن(وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ) از منکر بازبدار(وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) صبر کن به آن چیزی که به تو میرسد هر سختی به تو میرسد تحمل بکن بدان که راه خدا این هست اگر بخواهی اقامه نماز بکنی سختی دارد باید بتوانی سختیهای اقامه نماز را تحمل بکنی.@ پاک نگه داشتن خودت طهارت، طهارت اقتصادی طهارت روحی مبارزه با خیال خودت قوه خیال خودت در این مبارزه سختی دارد انسان با خیال خودش مبارزه کند باید حوصله بکند انسان اگر بخواهد نماز با حضور قلب بخواند و عبادت با حضور قلب داشته باشد باید در حضور قلب حوصله داشته باشد.@ یعنی ذهنش را ول نکند با ذهنش درگیر بشود سعی بکند یقهاش را بگیرد در محضر خدا بیاورد ولش نکند شل نیاید در مقابلش اگر حواسش پرت شد دوباره یقهاش را بگیرد سر نماز بیاورد اگر تا آخر نماز این جنگ ادامه پیدا کرد.@ بعد از نماز با تعقیبات نماز با حضور قلب دوباره این خیال را عادتش بدهد که در محضر خدا باشد دوباره نماز بعدی همینطور نماز بعدی همینطور یعنی این سختی دارد اقامه نماز، و اقامه نماز در جماعت اجتماعات توسعه نماز فرهنگ نماز اینها صبر و حوصله میخواهد نماز جماعت به پا کردن نماز جمعه رفتن خیلیها هستند به خاطر تنبلی به نماز جمعه نمیروند.@ پیغمبر فرمود هر کس در زمان من یا بعد از من نماز جمعه را عمداً ترک بکند پیغمبر نفرین کرده چند تا بلا فرموده خداوند سرش بیاورد نماز جمعه شوخی نیست اگر کسی بتواند برود واقعاً و نرود گناه خیلی بزرگی هست اینطور نیست که حالا اگر رفتی رفتی نرفتی هم نرفتی بنشینی در خانه تلویزیون نگاه بکنی خیلی نماز جمعه مهم است.@ (وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ) امر به معروف در امر به معروف صبر میخواهد شما میخواهید امر به معروف بکنید باید صبر داشته باشی چون ممکن است در اثر این امر به معروف و نهی از منکر سختیهایی به شما وارد بشود این سختیهایش را باید تحمل بکنی مسخره بشوی به تو چه بگویند.@ ممکن است بعضی از آثار را داشته باشد بخصوص در امر به معروف و نهی از منکر در سطح کلان مثل جهاد، جهاد یکی از شاخههای امر به معروف نهی از منکر است انسان جبهه میخواهد برود خیلی سختی دارد برای خانمها یک سختی دارد وقتی برادرانشان و فرزندانشان و همسرانشان میروند برای آقایان چندین سختی دارد.@ سختیهای زیاد اینکه باید از خانواده جدا بشوند اینکه باید بروند فضای جبهه را فضای سخت جبهه را گرما و سرما و کم غذایی و بیغذایی و خطرات جانی و اسارت و قطع عضو و شهادت و اینها همه سر راهش هست خیلی سخت است ولی میفرماید(وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ) در این راه باید صبر داشته باشی اگر کسی میخواهد مسیر خدا را برود باید صبر بکند.@ در روایت داریم جبرئیل(ع) به خداوند عرض کرد که من میخواهم بهشت را ببینم بهشت را که دید در روایت داریم که اینقدر جذاب بود این بهشت برای حضرت جبرئیل(ع) که بیطاقت شد یا از حال رفت به تعبیر خود ما، بعد گفت که خدایا اگر این بهشت تو است که هیچ کس فکر نکنم اینجا نیاید همه اینجا میایند.@ فرمود جبرئیل به راهش نگاه کن راهش بهشت را که نگاه کرد دید عجب راه سختی دارد در آن گرفتاری دارد سختیهای زیادی دارد گفت اگر این راهش هست کم اینجا میایند بعد جهنم را دید دوباره همان حال به آن دست داد گفت چه کسی اینجا میاید چه کسی اینقدر احمق است که اینجا بیاید به تعبیر ما.@ فرمود جبرئیل باز هم اشتباه کردی به مسیرش نگاه کن راهش را نگاه کرد دید چه راه پر از شهوات و چیزهای دیگر هست گفت خیلیها گول این راه را میخورند سر از اینجا در میاورند برای همین در روایت داریم(اَلجَنَّۀُ مَحفُوفَۀٌ بِالمَکارِهِ وَ الصَبر) بهشت پیچیده شده با سختیها و صبر یعنی تو اگر بخواهی به آن برسی باید در چرخه از سختیها و صبر بیفتی تا به آن پاداش و شادی برسی.@ مثل این هست که یک کسی مثلاً میخواهد در کنکور قبول بشود باید پی خیلی چیزها را به تن خودش بمالد خیلی محدودیتها و سختیها تا بالاخره سر از پیروزی در بیاورد یکی میخواهد قهرمان جهانی بشود در مسابقات ورزشی باید خیلی به بدنش فشار بیاورد سختیهای زیادی را باید تحمل بکند تا بتواند قهرمان جهان بشود.@ هر شغلی هر صنعتی اگر انسان بخواهد در آن به پیروزی و موفقیت و شادی و افتخار برسد باید تن بدهد به سختیها و صبر، بهشت هم همینطور هست بهشت هم اگر کسی بخواهد باید شجاعت و قدرت و حوصله رفتن در سختیها و صبر و تحمل کردن را داشته باشد گرسنگی تشنگی انواع و اقسام سختیها را داشته باشد فقر مالی از دست دادن خیلی از چیزها به خیلی از چیزها نرسیدن تحمل کردن به محدودیتها باید داشته باشد.@ پس اقامه نماز امر به معروف و نهی از منکر و هر چیزی که خدا واجب کرده یا حرام کرده نباید سمتش برویم احتیاج به سختی دارد(وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ) این کلام خداوند هست از زبان لقمان، سختی که در راه خدا به تو میرسد آن را تحمل بکن نَبُر بیطاقت نشو(إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) این از نشانههای پایداری و عزم هست.@ (إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) یعنی وظائفی که ما داریم و کارهایی که مربوط به مصلحت ماست احتیاج به عزم و اراده دارد اگر کسی بخواهد در زندگیش موفق بشود باید اهل حوصله و مراقبت باشد باید اهل اراده باشد.@ آیه بعدی آیه 35 سوره احقاف خیلی این آیه خطاب به رسول خدا هست(فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ) صبر بکن همانطور که پیامبران اولوالعزم قبلی صبر کردند(وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ) عجله نکن علیه امتت.@ عجله نکن یعنی چی؟ یعنی شما گاهی وقتها هست در مسیر خداوند آدمهایی هستند که شما را اذیت میکنند مسخرهتان میکنند اذیت میکنند آبرویتان را میبرند غیبت میکنند تهمت میزنند با شما جنگ میکنند از شما میکُشند شما را در قحطی و فشار میگذارند خانوادهتان را میکشند دوستانتان را میکشند زندان میاندازند.@ مثل استکبار مثل این همه مصائبی که انبیاء از روز اول با آنها دچار بودند تا الان دشمنان خدا برای شما مصیبت زیاد درست میکنند بعضی وقتها آدم میگوید خدایا آخر تو چطوری صبر میکنی که مثلاً صدام یک دفعه بیاید 5000 نفر را شیمیایی بزند یک دفعه بکشد زن و بچه و مرد.@ ما الان تقریباً بیش از 100 هزار نفر مجروح شیمیایی داریم که هزاران نفر اینها الان در وضعیتی هستند که در نوبت شهادت هستند یعنی دانه دانه دارند شهید میشوند خیلی سختی میکشند اینهایی که شیمیایی شدند یا مجروحین دیگر قطع نخاعیها موجیها معلولین ما.@ یک دفعه مثلاً میبینی در شهر طرف رفته بچهاش را فرستاده مدرسه یک موشک میزد در مدرسه چند ده تا دختر کوچک پرپر میشدند بعضی وقتها انسان بیطاقتی میکند که خدایا پس چه موقع برای این عذاب میفرستی در روایت داریم حضرت موسی(ع) وقتی فرعون را نفرین کرد که خدایا ما را از دست فرعون نجات بده.@ فرمود دعوت شما دو تا اجابت شد یعنی موسی و برادرش هارون در روایت حضرت میفرماید 40 سال بعد از این خطاب فرعون غرق شد این که اجابت کردم دعای شما را نه اینکه همین الان میکشمش هر کاری یک موقعی دارد به قول معروف میگویند صبر کوچک خدا 40 سال است نباید عجله بکنی.@ حضرت زهرا را کشتند حالا این الان عذاب نازل بشود همه آنها کشته بشوند تکهتکه بشوند امام حسین هم کشتند ولی اینطوری نشد آن همه جنایت در یک روز سر خاندان اهل بیت آوردند ولی ببینید آب از آب تکان نخورد اگر بلایی هم نازل شد سالها طول کشید تا اینها به جزای اعمالشان رسیدند(وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ) یک موقعی نگوییم خدایا چرا آمریکا را از بین نمیبری چرا این دشمنان را این کارها را نمیکنی.@ این مهرهچینی خدا را ما نباید در آن عجله بکنیم باید مبارزهمان را بکنیم جهادمان را بکنیم و منتظر باشیم ببینیم خداوند نصرش را چه موقع میرساند وظیفه ما این هست که انجام طاعت بکنیم به وظائف خودمان عمل بکنیم به خدا دستوری ندهیم.@ عجله نکنیم که ای خدا این کسی که آبروی من را برده این کسی که با من دشمن است این کسی که با من مخالف است یالله حتماً نابودش بکن حتماً از بین ببرش انشاالله تکهتکه بشود انشاالله چه بشود میفرماید که(وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ) عجله نکن.@ آیه بعدی آیه 200 سوره مبارکه آل عمران هست میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ) چقدر عجیب است چقدر عالی و تکاندهنده است دوبار آورده(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا) ای کسانی که ایمان آوردید وقتی میگوید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) ما در جواب میگوییم لبیک(اصْبِرُوا) اهل صبر باشید صبر بکنید در کار دینتان صبور باشید.@ (وَ صابِرُوا) هم اصبروا هم صابروا باب مفاعله است(فاعلَ یُفاعِلُ مُفاعَلَه) این باب مفاعله دو طرفه است یعنی یکبار میگوییم کَتَبَ، نوشت، یکبار میگوییم مُکاتَبه میگوییم مکاتبه کرد مکاتبه یعنی نامهنگاری دو طرفه(اصْبِرُوا) یعنی صبر کنید در دینتان در مسیر خدا صابر باشید.@ اما میفرماید(وَ صابِرُوا) یعنی همدیگر را صبر بدهید به همدیگر قدرت بدهید همدیگر را توصیه به صبر بکنید همدیگر را تقویت بکنید تحمل همدیگر را بالا ببرید به فکر صبر همدیگر باشید چون در روایت داریم یک تعریفی کردند از یک خانمی چقدر حضرت جالب تعریف میکند خانمی میاید بچه میمیرد مرد خانه میاید زن اصلاً سروصدا راه نمیاندازد.@ مرد میاید قشنگ مینشیند به مرد غذا میدهد استراحتش را میکند بعد بلند میشود میگوید حالا با تو یک صحبتی دارم میگوید بگو ببینید چقدر این زن بزرگ است میگوید که اگر خداوند تبارک و تعالی به شما یک هدیه داده باشد از آن استفاده بکنی بعد از یک مدت هدیه را از شما بگیرد ناراحت میشوی؟ گفت نه، خداوند هر وقت بدهد هر وقت هم بگیرد.@ گفت خداوند یک هدیه چند وقتی به ما داد حالا از ما گرفته گفت چی؟ گفت دخترمان را گرفته ببینید چطوری وارد میشود که به شوهر خودش صبر بدهد کار خیلی خوبی است یک موقعی تسلیت گفتن اینکه یک کسی کسی را از دست میدهد دورش را بگیریم به او دلداری بدهیم تنهایش نگذاریم.@ یا یک کسی کاری دارد مشکلی دارد ممکن است سختش بشود تماس ما ارتباط ما کمک کردن به او قبول کردن مسئولیت زیر بار کارش رفتن قسمتی از کارش را پذیرفتن اینها خیلی خوب هست که وظائف ایمانی هم هست واجب هم هست.@ یعنی اگر ما جایی بتوانیم یک نفری که در فشار هست از فشار نجاتش بدهیم از سختی نجاتش بدهیم و نکنیم این کار خیلی خطرناک است بنابراین این صابروا یعنی اهل این باشید که همدیگر را صبر بدهید کمک کنید به همدیگر تا صبر بالا برود افراد به بریدن نیفتند به بیطاقتی نیفتند کمک همدیگر بکنید.@ فرمودند بعضی وقتها ما یک غمهای غیر منتظره پیش میاید که حتی با یاد خدا و نماز و ذکر هم نمیتوانیم خودمان را آرام بکنیم؟ این مال ضعف ایمان است اگر ایمان قوی باشد با یاد خدا زود انسان هر مصیبتی باشد فرقی نمیکند میتواند خودش را آرام بکند البته این به این معنا نیست که گریه نکند.@ در روایت داریم شما اگر کسی از انسان میمیرد عاطفه است رابطه عاطفی هست گریه میکند این اشکال ندارد که انسان اشک بریزد و گریه بکند در فراغ کسی ولی جزع فزع و جیغ و داد و یقهدری و در سر زدن و بیتابی کردن و حرفهای نامربوط زدن و اینها یا اینکه روی عبادت انسان تأثیر بگذارد این بد است.@ نگاه انسان را تأثیر بگذارد انسان احساس بدبختی و بیچارگی بکند این بد است و الا اگر گریه بکند در فراغ کسی که از او جدا شده و بعد نشاط ایمانیش را رابطه صمیمیش با خدا حفظ بشود اشکالی ندارد.@ فرمودند اگر کسی اشتباه دیگران در زندگی او کرده باشند اطرافیان او یا خود انسان به قدری این اشتباهات زیاد باشد که آثارش همینطوری پایدار باشد و این دائماً عذابهای ناشی از اشتباهات را باید بکشد چطوری هست؟ اول از این ما میتوانیم با داشتن روش صحیح عوض کردن روش زندگیمان جلوی اشتباهات را بگیریم آثار اشتباهات را میتوانیم از بین ببریم اما اگر رنجی هم دارد به خاطر خدا تحمل بکنیم این رنجش هم ثواب دارد.@ در رابطه با خوشرو بودن و اینها گفتیم ما اگر بخواهیم روی اخلاقمان و فکرمان تسلط داشته باشیم و به آرامش برسیم آن چهار تا مسیر را عرض کردم یعنی چهار تا سیدی هست گفتم عزیزان گوش کنند یکی سیدی دشمنشناسی بعدش غضب بعدش حلم بعدی مهرورزی اینها به شما کمک میکند که بتوانید آرام باشید.@ نه خانمها آنقدر که آقایان در مورد نماز جماعت چون نماز جماعت و جمعه بر خانمها به این صورت واجب نیست بروند ثواب بردند خیلی خوب است اما اگر نرفتند معصیت نکردند ولی اگر عذر نداشته باشند بهتر هست که بروند مثلاً شوهرشان موافق باشد پدر مادرشان موافق باشند خیلی بهتر است که بروند.@ در عروسیها مراسمی که آلوده هست ما باید اطاعت کسی را نکنیم نرویم مگر اینکه اگر یک خانمی شوهرش را اطاعت نکند یا یک آقا و خانمی پدر مادر خودش را اطاعت نکند ممکن است از ناحیه پدر مادر یک خطر یا از ناحیه همسر یک بدقلقیها و بلاها و سختیهایی سرش بیاید که تحملش خیلی سخت باشد آنطور جاها مجبور باشد جبراً برای اینکه فتنهای در زندگیش پیش نیاید برود آن عیبی ندارد.@ من در رابطه با تمرکز و درس خواندن سیدی خاصی ندارم ولی کتاب در مؤسسه هست ولی درباره درسهای مدرسه تا سطح دیپلم کتابی داریم. قبولی طاعات به چه معناست؟ قبولی طاعات به این معنا هست که ما یک صحت طاعات داریم که طاعت صحیح است مثل اینکه نماز میخوانیم روبه قبله است قرائتمان درست است وضویمان درست است این طاعت صحیح میشود که خدا انشاالله این را هم قبول کند.@ ولی قبولی به معنای واقعیش به معنای میزان تأثیری هست که یک عمل در سازندگی انسان میگذارد این قبول میشود این که در نماز فقط وقتی با حضور قلب شما سخن میگویید پذیرفته است خدا نمازی را قبول میکند که با حضور قلب هست.@ یعنی اگر حضور قلب نداشتید نه اینکه نمازت باطل است نمازت صحیح است اما قبول نیست قبول آن مقداری هست که شما توجه کردید چه گفتید چون توجه هست که سازندگی دارد بله آن سیدی که توضیح دادیم راجع به گذشته عمر که چطوری عمرمان را جبران بکنیم اسمش هست سیدی شرح حدیث عنوان بصری آنجا توضیح دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، و از شیعیانش و مسلمین و مستضعفین، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 019 - رشد و قدرت در سایه سختیها
متن کامل (خام) جلسه 019 - رشد و قدرت در سایه سختیها