أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره آثار بلا و نقش آنها در زندگی بود که به اینجا رسیدیم که بلا مذکر هست یعنی انسان را به هوش میاورد سر عقل میاورد این به هوش آوردن و سر عقل آمدن مثل درد در بدن هست گاهی وقتها انسان وقتی که بدنش یک وضعیت غیر طبیعی پیدا میکند با مختصری درد و علائم ناراحتکننده به انسان هشدار میدهد.@ اگر انسان متوجه شد میرود مشکل را حل میکند اما اگر با این علائم هشداردهنده اولیه به فکر درمان نیفتاد علائم بعدی دردناکتر هست و با شدت بیشتری به انسان هشدار میدهد تا انسان به فکر درمان باشد اگر انسان با این هشدارهای بعدی که شدیدتر هست به فکر درمان افتاد که هیچی، اگر نیفتاد در مراحل بعدی کار را به جایی میرساند که کلیه کارهای انسان تعطیل میشود.@ از شدت درد پیکر را میاندازد انسان را زمینگیر میکند تا به فکر باشد اگر با این حال کوتاهی کرد نهایتاً بدن میمیرد در دنداندرد اول علائم سیاهی و جرم در دهان روی دندانها مشخص میشود اگر به فکر بهداشت دهان نیفتاد یواش یواش کرمخوردگی و درد پیش میاید تا به جایی که انسان مجبور میشود دندان را بکشد.@ در مسائل روحی هم همین هست یعنی انسانی که طبق مقررات الهی عمل میکند هر چند دنیا جای سختی هست زندان است محدودیت در آن هست اما خداوند بیش از دردسرها و سختیهای دنیا لذت خوب و حلال در دنیا قرار داده از همه بالاتر نماز را قرار داده معنویت و ارتباط با خودش و ارتباط با اولیاء خودش را قرار داده اینها باعث میشود که انسان خیلی در دنیا سختی نکشد.@ همین که میتواند ساعتها مستقیماً با خود خداوند خلوت بکند این لذت همه سختیها را از بین میبرد لذت دعا و مناجات و خلوت با حق تعالی آن هم خلوت بیواسطه به قدری این لذت زیاد هست که آنهایی که چشیدن آنهایی که انس گرفتن با لذت معنویت و لذت ارتباط با خداوند تبارک و تعالی.@ خیلی سختیهای دنیا را احساس نکردن و چون همیشه یک کانون انس و لذت و عشق داشتن که وقتی که سختیها به آنها فشار میاورده خودشان را با آن کانون آرام میکردن و به قدری این لذت زیاد هست که آنهایی که از دنیا رفتن همه حسرت بازگشتن به این دنیا را دارند که باز هم بتوانند در دار تکلیف بیایند این لذت را ببرند این عبادت را بکنند.@ در آخرالزمان بعد از اینکه امام زمان(ع) اجازه ظهور میگیرند در بهشت به مؤمنین میگویند امام شما میخواهد ظهور کند یا ظهور کرده چه کسی میخواهد به دنیا برگردد در جنگ و جهاد با ایشان شرکت کند بهشت یعنی دار السرور هیچ دردسر و ناراحتی در آن نیست.@ عدهای که نمیایند میگویند همینجا جایمان خوب هست دوباره حال و حوصله نداریم با دردسر به دنیا برویم اذیت شویم ولی عدهای که اینجا توانسته بودند با این کانونهای عشق و عاطفه ارتباط برقرار کنند برمیگردند میگویند ما دوست داریم برگردیم در دنیا یعنی دار محنت و رنج و در محضر امامان باشیم اینقدر برایشان لذتبخش است.@ خداوند اگر دنیا را جای سختی قرار داده در آن بلا و سختی هست لذتهای فوقالعاده زیاد و بینهایتی هم قرار داده که اگر انسان اهلش باشد هرگز این بلاها اینطور نیست این محدودیتها اینطور نیست که او را واقعاً افسرده و پژمرده بکند.@ لذت ملاقات با خدا، ذکر خدا، لذت ارتباط با ائمه لذت مناجات با امام زمان، خلوت با امام زمان، لذت دیدن مؤمنین، علما، اولیاء خدا، در حدیث داریم(لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستَریحُ إلَیه وَ إنَّ المُؤمِنَ لَیَستَریحُ إلی أخیهِ المُؤمِن) هر کسی هر چیزی یک چیزی را دارد که در کنار او آرامش میگیرد و مؤمن آرامشش در کنار برادر مؤمنش هست.@ شما گاهی وقتها دیدید حتی پدر و مادرتان، خواهر و برادرتان، همسرتان نمیتواند به شما آرامش بدهد ولی زیارت مؤمنین، ملاقات چند مؤمن، یک مؤمن، برادر مؤمن، عزیز مؤمنی که با او انس دارید میبینید که کاملاً آرامتان و شادتان میکند.@ یک نماز جماعت شرکت کردن یک حرم رفتن یک زیارت رفتن یک روضه رفتن میبینی کاملاً انسان را شاد میکند ما در روضه و عزاداری هم در واقع شادی میکنیم وقتی که گریه میکنیم این حالت طبیعی ماست که گریه میکنیم اما شما در روضه و گریه میبینی فطرت شاد است.@ به قدری شاد است که شما اگر جایی بروید که روضه بخوانید یا زیارت بروید اما گریه نکنید و اشک نریزید خودتان ناراحت هستید اما اگر بتوانید خوب گریه کنید این گریه شادی برای شما میاورد این شادیها به قدری زیاد است به قدری متنوع خداوند قرار داده که دردسرها و محدودیتها و سختیهای زندگی خیلی محسوس نیست.@ اگر انسان درست عمل کند ولی اگر مؤمن مؤمن نباشد مؤمن سطحی و شُل و وِل و قلابی باشد با بینش و معرفت نباشد آن که میگویم که کاری میکند با انسان که انسان چنان از خودش در این دنیا لذت ببرد که سختیها را احساس نکند مال کسی است که معرفت دارد مؤمن قوی هست.@ ولی خیلیها هستند ظاهراً مسلمان هم هستند شاید ظواهر را هم رعایت بکنند اما از خدا، از امام زمان، از اهل بیت، از حرم، از مسجد، از نماز، از جماعت، از هیئت، از عزاداریها، از ذکر، از تسبیح، از قرائت قرآن، از موسیقی قرآن هیچ لذتی نمیبرند.@ خداوند مظاهر بهشت را در دنیا زیاد قرار داده تجلیات زیادی اینجا از مظاهر بهشت کرده که واقعاً اگر انسان با اینها انس بگیرد بیماریها و سختیها و فقدانها هرگز او را اذیت نمیکند اینکه میگویند مؤمن در کنار مؤمن آرامش میگیرد اینطور است.@ خدا رحمت کند شهید دستواره را از فرماندهان لشکر 27 بود عملیات کربلای یک من یادم هست آمده بودم در خط مغرب بود داشتیم آماده میشدیم برای عملیات، ایشان چند روز قبلش برادر کوچکش شهید شده بود.@ بعد آمد چشمش به این بچهها خورد گفت بچهها من واقعاً وقتی شما را میبینم اصلاً یادم میرود که برادرم شهید شده شما را میبینم به قدری شاد میشوم که فقدان او اصلاً فراموشم میشود.@ گاهی وقتها واقعاً اینطوری است انسان با خدا و مظاهر خدا به قدری مأنوس است و از اینها لذت میبرد که هر مصیبتی سرش بیاید عصبانی و غصهدار و بدخلق و پژمرده نمیشود واقعاً اینطوری است یعنی با هیچ فقدانی احساس تنهایی اصلاً نمیکند احساس خلأ واقعاً نمیکند.@ این خیلی مهم است که انسان احساس کند بفهمد که در این دنیا خیلی کسانی را دارد صاحب دارد خدا را دارد معصومین را دارد دوستان خیلی خوبی دارد که با اینها میتواند ارتباط برقرار کند واقعاً با این حس انسان مصیبتی احساس نمیکند در این دنیا اگر هم احساس کند او را به مرز پژمردگی و افسردگی و عصبانیت و کجخلقی نمیکشاند.@ میداند دارد بله من یک مصیبتی و دردی دارم اما لذتهای زیادی هم در کنارش دارم امام صادق(ع) میفرماید که این دستورات خدا وقتی که با خطاب(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) میاید این خطاب به قدری شیرین است که رنج آن طاعت از بین میرود.@ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) ببین چقدر قشنگ است بعد هم مستحب است وقتی انسان این قسمت آیه را میخواند هر جای قرآن بود بگوید(لبیک) مستحب است انسان بعد از شنیدن کلمه(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) لبیک بگوید اگر کسی با باور هم لبیک بگوید.@ این لذت شنیدن(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) به قول امام صادق(ع) میفرماید که هر دستوری بعدش بدهد انجام دادنش راحت است خطاب خطاب خداست خدا دارد خطاب میکند که این کار را بکنید دیگر راحت میشود خیلی لذتبخش است طاعت لذتبخش است غلبه کردن بر گناه لذتبخش است تحمل مصیبت لذتبخش است.@ اگر انسان بتواند با این کانونها ارتباط برقرار کند حالا یک موقع یک کسی این کار را نکرد این لذتها را نبرد بعد خدای نکرده جذب گناه و معصیت شد غفلت کرد خداوند اول با یک سلسله از علائم ضعیف به او هشدار میدهد که تو حیف هستی برگرد تو نباید جهنم بروی برگرد بیا تو این کاره نیستی تو نباید بروی.@ اگر که برگشت که برگشت، اگر برنگشت این درجه مصیبت را خداوند شدتش را زیاد میکند مثل درد در بدن هست که این مصیبت هی شدیدتر میشود تا انسان توبه کند و برگردد گاهی وقتها خداوند تبارک و تعالی به طور طبیعی به یک نفر میگوید شما نمازت را اول وقت بخوان نماز جماعت شرکت کن ترک جماعت اشکال دارد.@ اگر انسان نماز جماعت بتواند برود و نرود یهودی میمیرد مسلمان نمیمیرد اگر کسی بتواند در جماعت شرکت کند و نکند این هشدارها را میدهد حالا یک نفر یا شعورش به این میرسد که بیاید در نماز جماعت شرکت کند نماز اول وقت بخواند یک موقع میبینی نه مست است این نعمتهای دنیا چنان کور و مستش کرده که وظائفش را کوتاهی میکند.@ خدا میبیند این خیلی به پول و خانه و همسرش چسبیده در یکی از این موارد خدا یکذره گوشش را میگیرد یا در مورد همسرش یا در مورد بچهاش یا در مورد مریضی، ضرر اقتصادی مختصر، مثلاً نماز جماعت شرکت نکرده مغازه ایستاده که بیشتر بفروشد.@ یکدفعه میبینی که مشتری میاید وقتش را میگیرد این هم به هوای اینکه چیزی بفروشد میایستد در مغازه بفروشد میگوید بگذار این را هم بفروشم حیف است پنج هزار تومان جنس میخرد و میرود این آقا هم از نماز جماعت میافتد دو ساعت بعد مشتری میاید میگوید این جنست خراب بود نمیخواهم پولم را پس بده یا یک ضرر اقتصادی سبکتری میکند.@ یک موقع هست که انسان مستیاش زیاد میشود یعنی هر چه که خدا هشدار میدهد نمیشود خدا این بلا را بالا میبرد تا این برگردد یکدفعه میبینی یک ضرر اقتصادی کلان میکند من چند تا آدمهای گردن کلفت اقتصادی را سراغ دارم که ضررهای 400 میلیون 500 میلیون میلیارد کردن الان خیلی شاد و آرام شدن همه چیز را از دست دادند.@ الان دیگر راحت هر روز میاید نماز جماعتش را میخواند اول وقت، کلاسهایش را میرود ولی شدت مستیاش برای به هوش آوردنش یک میلیارد هزینه خورد تا این برگردد واقعاً میارزد چون آنطرف با ابدیت سروکار دارد شوخی نیست.@ خیلی میارزد یک نان بخور و نمیر یک زندگی فقیرانه ولی یک دل شاد و آرام یک بدنی که سابقه عبادی زیادی دارد نماز و ذکر زیادی از او صادر شده این خیلی بهتر از این هست که انسان یک رفاهی داشته باشد ولی با غفلت، واقعاً نمیارزد دفعه اول که دندان سیاه شد و جرم گرفت هزینهاش چیزی نبود یک مسواک مرتب زدن آن جرمها را هم از بین میبرد.@ ولی وقتی که نرفت مسواک بزند و تنبلی کرد دفعه بعد با مسواک هم نمیرود باید برود یک هزینه چند هزار تومانی بدهد جرمگیری، اگر باز هم نخواست این کار را بکند دیگر به کِرم خوردن و کشیدن و عصبکُشی میافتد بلا اینطوری مذکر هست گاهی وقتها لازم است یک موقعی یک نفر زن و بچه و همه را از دست بدهد تا آدم بشود.@ لازم است یک نفر شوهر و بچههایش را از دست بدهد تا سر خط بیاید لازم است یک تصادف خوب بکند تمام داراییاش را از دست بدهد اتومبیلش داغون بشود خودش هم دست و پایش بشکند تا آدم خوبی بشود.@ ما یک دوستی داشتیم در مسجد نماز میخواند در کارخانه کار میکرد که آنجا یک کوره داشتند چقدر حرارت دارد ایشان یکجایی از این کوره سه ثانیه در این کوره افتاد یک قسمتی از کوره که محصولی بیرون میداد سه ثانیه افتاد و او را در آوردند.@ در این سه ثانیه تمام پاهایش، دستهاش، سینه و صورتش سوخت تا مدتها داد میزد آی سوختم، حالا ضمن اینکه این اگر گناهی کرده باشد پاک میشود بالأخره درجاتی هم دارد ولی این مذکر خوبی است وقتی رفته بودم ملاقاتش به او گفتم که آتش دنیا چند بار شسته شده آتش آخرت آتش دنیا شده آتش دنیا از رحمت خداست اما آتش جهنم و قبر از غضب خداست.@ ببینید آنجا دیگر چقدر دردناک است امیرالمؤمنین در دعای کمیل میگوید وقتی اینها را به او میگفتم خیلی گریه میکرد میگفت آنجا دیگر چه خبر است این خانمها گاهی وقتها آشپزی میکنند دستشان به قابلمه میخورد و میسوزد کبریت دستشان است میسوزد یا روغن روی بدنشان میریزد یک مذکر است.@ خوب است انسان متوجه بشود که تو طاقت اینها را نداری غفلت نکن تو نمیتوانی خیلی از بزرگان ما، علما، عرفا وقتی چشمشان به آتش میافتاد یک مقدار بدنشان را به آن آتش نزدیک میکردن میگفتند تو تحمل این را نداری آن که دیگر مال غضب خداست پس اینجا جلوی خودت را بگیر.@ این کار را میکردند امیرالمؤمنین(ع) صورت مبارکش را مقابل تنور میگرفت بعد میگفت بچش تو تحمل عذاب آخرت را نداری بچش که دفعه بعد کوتاهی نکنی این مذکر بودن خیلی مهم است.@ در حدیث داریم(کُلُّ بَلاءٍ دُونَ النّار عافِیَۀ) هر بلایی غیر از آتش عافیت است میخواهی بسوزی میخواهی سرطان بگیری دست و پایت قطع شود کور بشوی فقط انسان جهنم نرود فرمود هر بلایی غیر از جهنم عافیت است میارزد انسان به بلاهای مختلف در دنیا دچار بشود اما دیگر جهنم نرود.@ موقع مردن شاد و آرام، آنطرف هم که میرود به بهشت برود چون ما تحمل دقیقهاش را هم نداریم نه عذابش و نه رسواییاش و نه تنهایی و نه غصههایش را، شما فکر میکنید غصه خوردن بلای کمی است آن هم غصههای آنطرف، تنهایی آنطرف.@ طرف اینجا خیلی برای خودش مستی دارد با غفلت فکر میکند حالا حالاها زنده است بعد ناگهان با یک تصادف شب عروسیاش که فکر میکند الان فردا چه زندگی شروع میکند میبینی که عروس و داماد با هم به برزخ رفتند برزخ هم تولد است.@ گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، یعنی هر جنینی در سیستم و آن تجهیزاتی که از رحم با خودش آورده متولد میشود(جِئْتُمُونا فُرادى) هر کس فردی وارد آنطرف میشود اینکه فکر کنیم عروس و داماد با هم مردند با هم هستند اینطور نیست هر کس میرود در عالم مخصوص خودش، تنهای تنها، خیلی این تنهایی غصه زیادی دارد.@ خود غصهها و غمهایش وحشتناک هستند و آنچه که انسان در درون خودش از جهنم درست کرده با خودش میبرد دانهدانه تجلی پیدا میکند یعنی تکتک حسادتهایی که کرده تکتک بدگمانیهایی که کرده تکتک فکرهای گناهی که کرده دانه دانه مار و عقرب میشوند:@
یعنی دانه دانه شخص نفسش تولید میکند یک مار تولید میکند به چه وحشتناکی، مدتی با این سروکار دارد این مار زبانی بوده که با آن دوستش را رنجانده یک نوبت، دو نوبت، سه نوبت ده نوبت رنجانده.@ این مار میرود یک اژدها میاید بدتر و زشتتر از آن با عذابی بدتر، این زبانی بوده که با آن پدر و مادرش را آزار میداده یا کسی را مسخره میکرده کسی را نیش میزده کسی را تحقیر میکرده یک کسی را له میکرده همینطوری نفس دائماً تولید میکند خیالات بد، خیالات منحرف.@ آلودگیهایی که انسان داشته اگر پاک نکرده باشد و توبه نکرده باشد وقتی انسان میمیرد هر چه هست در نفس ذخیره است و با خودش میاورد و اینها دانه به دانه تجلی و ظهور پیدا میکند مثل مریضی است که وقتی شما کمردرد و چشمدرد و پادرد داشته باشی همه سر جای خودش هست.@ اگر شما پایت را درمان کردی دلیل نمیشود چشمت هم خوب بشود چشمت سر جای خودش است اگر چشمت را درمان کردی دلیل نمیشود دنداندردت هم خوب بشود آن هم سر جای خودش هست لذا شما نگاه کنید بلا چقدر برای انسان مفید است هم کفاره گناه است.@ ما یک عزیزی داریم در فامیلمان خودم دو سه مرتبه این صحنه را دیدم که یکدفعه میگوید آخ، میگویم چه شد؟ میگوید من دوباره یک فکر بد کردم خدا به من تذکر داد دستم را بریدم زبانم را گاز گرفتم خودش میگوید یک فکر بد کردم اینطوری شد یک فکر بد کردم محکم زمین خوردم هم مذکر است.@ یعنی خدا با بلا به تو میگوید تو که الان طاقت این را نداری این تنهایی این غم این رسوایی این آبروریزی را نداری آنجا میخواهی چکار کنی زودتر برگرد برو توبه کن زودتر خودت را اصلاح کن.@ (کُلُّ بَلاءٍ دُونَ النّار عافِیَۀ) هر بلایی غیر از جهنم و آتش عافیت است ائمه هم همین را از خدا میخواستند عرض میکردن خدایا هر چه بلا داری در دنیا سر ما بیاور ولی آنطرف ما جهنم نرویم آنطرف گرفتار نشویم چون ما واقعاً تحملش را نداریم.@ کافی است انسان چند دقیقه قبرستان برود در قبر بخوابد درست است روح در قبر نیست ولی این بدنی هم که در قبر هست آن موقع احساس دارد و میفهمد نفسی که در عالم برزخ هست باز با این بدن ارتباط دارد.@ تنهایی و تنگی جایی که شما در قبر خاکی دارید فکر نکنید اگر آنجا در برزخ هستیم اگر کسی اهل گناه باشد جایش خیلی وسیع است یکی از عذابهای جهنم و برزخ تنگی و فشار قبر است در همان عالم برزخ، که نمونهاش همین است که آدم در گور خاکی هم انسان میبیند چرا انسان به دیگران تنگ بگیرد با خلق و خویاش، پدر و مادرش را اذیت بکند نیش بزند.@ انسان هر کدام اینها را انجام بدهد هر بار فشار قبر را زیاد میکند همسرش و دوستش و خواهرش و برادرش در تنگنا بگذارد و فشار بدهد این فشار قبر برای انسان میشود قبر یعنی خودت، اگر الان خودت از حسادت در فشار هستی اگر از سوءظن داری له میشوی اگر از بدبینیها و کینهها داری خورد میشوی.@ الان در قبر هستی فشاری که آنجا به تو میدهند معادل فشاری است که اینجا داری ولی آنجا صورت برزخیاش است اگر اینجا وقتی با دیگران هستی از نعمتهایی که آنها دارند اصلاً احساس تنگی نمیکنی یعنی از اینکه دوستت ده دفعه مکه رفته اتومبیل خوبی دارند پدر و مادر خوب و ثروتمندی دارند.@ تو هیچ کدام از اینها را نداری ولی ناراحت نیستی میگویی او مسلمان هست من هم یک مسلمان هستم او مسلمان است دارد من خوشحال هستم که یک مسلمان اینطوری است وقتی در ناراحتی نمیافتی روحت تنگ نمیشود یعنی آنطرف فشار قبر نداری.@ اما اگر از اینکه پدرت به آن خواهرت بیشتر محبت کرد به آن برادرت بیشتر محبت کرد احساس تنگی کردی اعصابت خورد شد احساس حسادت کردی نفست دچار تنگی شد این همان تنگی قبرت است وقتی تحمل دیدن یک آدم مؤمن را نداری وقتی تحمل دیدن یک آدم خوب را نداری وقتی تحمل دیدن یک رقیب را نداری اعصابت خورد شد یعنی داری له میشوی.@ فشار قبر میشود برای چه ما اعصابمان خورد بشود برای چه حسادت کنیم بعضیها به خواهر و برادرشان حسادت میکنند این فشار قبر است همین فشاری که الان داری آن موقع آنجا میافتد چون حق نیست.@ یک آدم پولداری یک موقعی یک غلامی را از بازار رفت خرید این غلام میگوید وقتی این آقا من را خرید خیلی من را تحویل گرفت من غلامش بودم ولی مثل پسرش با من رفتار میکرد هر چه میخواستم فراهم بود ظاهرش این بود که من غلامش بودم ولی باطناً مثل پسرش بودم.@ مدتها گذشت دیگر من حسابی شیفته محبت و اخلاق این مرد بودم یک روزی صدایم کرد گفت تو غلام من هستی، گفتم بله، گفت ولی من مثل غلام با تو رفتار کردم؟ گفتم نه تو انصافاً مثل پدر با من رفتار کردی، گفت امروز باید جواب محبتهای من را بدهی قول بده.@ گفتم هر کاری بخواهی برایت میکنم بخواهی بمیرم برایت میمیرم چون تو در حق من خیلی خوبی کردی ، گفت برویم، کجا؟ ما را پشت بام خانه برد گفت سر من را میبُری در خانه همسایهمان میاندازی، گفتم برای چی؟@ گفت من هیچ وقت چشم دیدن این را نداشتم خیلی از این بدم میاید چشم دیدنش و چشم محبوبیتش و مالش و موفقیتهای مالیاش را نداشتم دارم دق میکنم از شدت حسادت دارم میمیرم سر من را ببُر در خانه اینها بیانداز تا به جرم قتل من این را بکشند.@ دقت کنید آدم گاهی وقتها به کجا میرسد حسادت چکار میکند گاهی وقتها حسادت یک کاری میکند که انسان بچه خودش و شوهر خودش را فانی میکند انسان جنایت میکند وقتی شدت حسادتش اوج میگیرد صدها نفر را حاضر است بکشد گاهی وقتها فشار روحی به قدری زیاد میشود در واقع فشار قبر است که دارد به او میاید.@ به قدری زیاد میشود که یک نفر حاضر است یک مملکت را به هم بریزد به خاطر خواستههای خودش. الان نگاه کنید جنگهایی که در تاریخ اتفاق افتاده مگر سر حق و باطل بوده این جنگها سر خدا بوده؟ نه بعضی وقتها هر صد سال یک جنگ ممکن است اتفاق افتاده باشد به خاطر خدا، بقیهاش همه سر این فشارهای روحی بوده.@ صدام را نگاه کنید صدام تنهایی در کشته شدن بیش از ده میلیون سهم داشته یک نفر ده میلیون نفر را کشته شما فکر کنید این فشار روحی که دارد به این میاید چقدر زیاد است بعضیها به خاطر شدت حسادتشان به امیرالمؤمنین به قول خودشان اعتراف داشتند که امیرالمؤمنین حق است ولی نمیتوانستند این حسادت را تحمل کنند.@ به خاطر شدت حسادتشان به امیرالمؤمنین هزاران نفر شیعه را کشتند با اینکه میدانستند حق است تمام خلفایی که ائمه را کشتند میدانستند ائمه حق هستند ولی فشار ریاستطلبی به آنها اجازه نمیداد حاضر شدند امام معصوم را بکشند ولی این فشار حاکمیت امام معصوم را تحمل نکنند امام معصوم را آن بالا نبینند.@ شما در همین انتخاباتی که در مملکت خودمان گذشت نگاه کنید چقدر آدمها خودشان را واقعاً جهنمی کردن با آبروی افراد بازی میکردند به دروغ، طرفداران احمق، خود بعضی از کاندیداها، نه این انتخابات انتخابات قبلی همینطور.@ طرف نمیتواند تحمل کند که روی آن صندلی ننشیند حاضر است از بیتالمال دزدی بکند بیتالمال یعنی پول دهها میلیون نفر انسان یعنی دهها میلیون نفر قیامت یقه انسان را بگیرند تو میتوانی چکار بکنی در مقابل این دهها میلیون نفر، میگویند هر چه ثواب کردی مال اینها.@ وقتی ثواب هم نداشته باشی گناهان و عذابهای این ده میلیون نفر را به این آقا میدهند جابهجا میکنند میگویند حالا برو تحمل کن آدم به کجا میرسد که حاضر است برای اینکه دو روز روی صندلی بنشیند در حاکمیت و مدیریت و ریاست مدیون دهها و صدها میلیون نفر بشود این فشار قبر است.@ این الان دارد به او فشار میاید که چهار روز رئیس بوده حالا به او میگویند نیستی ماشین بیتالمال را راحت میخورده حالا میگویند دیگر نرو دیگر نباید بخوری دیگر حقوقهای آنطوری خبری نیست پولهای آنطوری خبری نیست ماشین را تحویل بده میبینی که شروع میکند به فتنهانگیزی در سطح کشور.@ حاضر است در مملکت اختلاف بیفتد ولی این بخوربخورش سر جای خودش باشد فشار حسادت یک فشار قبر وحشتناک است که انسان به یک نفر حسود باشد نسبت به محبوبیت و دوستی یک نفر حسود باشد زن را نگاه کنید چقدر احمق میشود مشاوره آمده با شوهرش نمیتواند بسازد میگویم چه شده؟@ میگوید شوهرم به خواهر و برادرش محبت میکنم من اذیت میشوم خواهر و برادرش را میبوسد من خیلی دیوانه میشوم به مادرش محبت میکند میخواهد چشمم در بیاید این طبیعی نیست این فشار قبر بعداً وقتی ظهور میکند خیلی زیاد است.@ یک آدم بهشتی هیچ وقت از اینکه همسرش به کس دیگر محبت بکند ناراحت نمیشود در فشار قرار نمیگیرد الان مرد داریم آمده مراجعه کرده میگوید خانمم به محض اینکه بخواهم به بچههایم محبت کنم به هم میریزد میگوید تو بچههایت را بیشتر از من دوست داری مردهشور محبت زوری را ببرند که آدم بخواهد زوری یک نفر را وادار کند به او محبت کند.@ اگر واقعاً یک نفر را دوست داشته باشد آدم چرا گدایی محبت بکند نسبت به یک نفر، بگذارید هر کس هر چقدر دوستتان دارد همان قدری که خودش هست ظهور بدهد شما زوری از او نخواهید که به شما محبت بکند آن هم به این قیمت که به بچههایش محبت نکند به کسان دیگر محبت نکند یا کسان دیگر را در فشار قرار بدهد.@ میگوید اگر من را دوست داری باید فلانی را محروم بکنی یا با فلانی قهر بکنی پدر احمق و مادر احمق داریم پدر و مادر با برادر و خواهرشان به هم ریختند به بچه میگوید دیگر حق نداری خانه عموت بروی دیگر حق نداری خانه دایی و خالهات بروی.@ شما مشکل شخصی با هم دارید هر دو شما نفسانیت دارید به هم ریختید دلیل ندارد که من صلهارحامم را قطع کن وظیفه شرعی من است باید صلهارحام بکنم من با خالهام خوب هستم من با عمو و عمه و داییام مشکلی ندارم ولی پدر و مادر میگویند تو نمکنشناسی تو نمیدانی ما با آن الان دعوا داریم بلند شدی رفتی خانه آن برای چی.@ همینطوری آدم جهنم میرود ما تحمل آن عذابها را نداریم برای همین خداوند تبارک و تعالی همینجا به ما میفهماند تذکر میدهد با بلا که تو تحمل این را نداری و داری اذیت میشوی آنطرف قضیه خیلی بدتر است.@ من سرطان که داشتم وقتی میخواستم آب بخورم یکی از تلخترین لحظات ما دردآورترین، البته برای من خیلی شیرین بود خدا شاهد است یکذره من گله نکردم خیلی هم شاد بودم ولی آدم درد را دارد نمیتواند دروغ بگوید که درد ندارم غذا و میوه و حتی یک تکه نان میخواستم بخورم مثل اینکه یک تیغ هشتپَر یا دهپَر را در دهانت کردی.@ میخواهی قورت بدهی این گلو را همینطوری میخراشید و پایین میرفت با درد شدید، همین آب به همین صافی که آدم لذت میبرد میخورد با چه دردی پایین میرفت بعد آنجا میگوید ما به شما زقوم میدهیم حمیم، زقوم و حمیم شوخی نیست.@ غذا آتش است میگوید وقتی میخورد تمام آن امعا و احشام بدنش بیرون میریزد پاره میشود بیرون میاید از شدت حرارت، ولی چون مرگی نیست فقط آدم باید تحمل کند دوباره برگردد سر جایش، دوباره این کار بشود یک دنداندرد به تو میدهد یک تب میدهد با تب هوشیارت میکند.@ در روایت داریم تب سهم مؤمن از جهنم است تب حرارتش حرارت بیرونی که نیست انسان از داخل آتش میگیرد وقتی تب میکند از داخل میسوزد بیرونی که نیست شبیه آتش جهنم است که روح را هم میسوزاند بر خلاف آتش دنیا که فقط جسم را میسوزاند آتش جهنم روح را هم میسوزاند.@ (الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ) دل آدم آنجا میسوزد خدا با این بلاها تذکر میدهد بیدارمان میکند که به شما یک گرمای 47 ـ 48 درجه به شما میدهد تابستان اینجا میخواهید بروید و بیایید مغزتان جوش میاید سرگیجه میگیرد اصلاً جلوی چشمت سیاهی میرود در حرارتهای اینجا.@ نمیتوانی بایستی زود خودت را به سایهای به کولری به پنکهای جای خنکی میرسانی تو تحمل این زمین را نداری میتوانی در آن ده دقیقه یک ربع پیاده پای برهنه بروی تحمل آفتاب رحمت را نداری این تذکرها خیلی خوب است درد و بیماری، خطر آبروریزی، حتی آبرو رفتن گاهی وقتها انسان آبرویش هم میرود اینها به انسان تذکر است.@ (کُلُّ بَلاءٍ دُونَ النّار عافِیَۀ) هر بلایی غیر از جهنم عافیت است(وَ کُلُّ نَعیمٍ دُونَ الجَنَّۀِ مَحقُور) هر نعمتی غیر از بهشت پست است هر چه میخواهی داشته باشی داشته باش غیر از بهشت هر چه باشد پست است.@ لذا اینقدر انسان نباید نادان بشود که آن را از دست بدهد به خاطر لذت اینجا، (وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ) گفتند که تابستان گرم است جبهه نروید خیلیها تابستان جبهه نمیرفتند زمان پیغمبر گفتند گرم است چه کسی الان جهاد میرود.@ خدا میگوید(قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ) اگر بفهمید آتش جهنم خیلی حرارتش بیشتر از تابستان است آدم نباید احمقی کند به خاطر اینکه ممکن است در جنگ و جهاد، در امر به معروف و نهی از منکر، در بسیج و فعالیتهای اسلامی، در خدمت به امام زمان و کارهای فرهنگی و اجتماعی سختی میکشد.@ محدودیت میکشد آبرویش در خطر میافتد فشار مالی دارد تابستان و زمستان دارد خودش را محروم کند کسی که تحمل اینها را ندارد بعداً تحمل از دست دادن بهشت و خدا را چطوری دارد.@
تو الان تحمل نمکنی دنیای پست را از دست بدهی اگر بعداً بفهمی که خدا را از دست داری چطوری تحمل میکنی انسان یکی از بزرگترین عذابهایش که این جگر و روحش تا همیشه میسوزد.@ این است که بعد از مرگ میفهمد که خدا را از دست داده میتوانسته با خدا رفیق و دوست باشد با اهل بیت و امام زمان و چهارده معصوم با فرشتهها، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت حضرت عزرائیل(ع) با اینها میتوانسته رفیق باشد با 124 هزار پیغمبر با شهدا با صدیقین با صالحین مفت همه اینها را از دست داده.@ خیلی جالب میگوید، میگوید الان پنج هزار از تو گم میشود یک میلیون تومانت را میزنند ماشینت خراب میشود بچهات میمیرد زنت میمیرد شوهرت میمیرد فکر میکنی دنیا به آخر رسیدی بعداً اگر بفهمی امام زمان و پیغمبر را از دست دادی میفهمی یعنی چی.@ الان حالیت نیست ولی آنطرف که بروی پرده کنار میرود معلوم میشود چه چیزی را تو از دست دادی سیدالشهداء در دعای عرفه میگوید بزرگترین خسران مال کسی است که خدا را از دست داده باشد.@
بعداً میتوانیم این را تحمل کنیم خدا و فرشتهها و انبیاء و ائمه را بفروش میدانی بعداً چه اتفاقی میافتد الان معلوم نمیشود بعداً که قیامت یا در قبر قیامتی که پنجاه هزار سال زمینش هم از جهنم هست انسان تلاش میکند خودش را به یکی از این آدم حسابیها برساند در آن هول و ولا نمیرسد.@ زمانی میرسد که میبیند همه اینها به بهشت رفتند و این بدبخت اینجا مانده یک بنده خدایی که برادر شهید بود ولی آدم خوبی نبود بعداً توبه کرد خودش تعریف میکرد میگفت من خواب دیدم قیامت شده خیلیها را دیدم گفت صدام و هیتلر و یزید و خیلی کسان دیگر را در قیامت دیدم.@ گفت وضع خیلی وحشتناک و بدی بود نوبت من هم که شد گفتند شما جهنمی هستی گفت خیلی اوضاع بدی بود هر چه فریاد زدم گفتم من برای چی من برادرم شهید شده فلانی است، گفت صدای برادرم از بهشت آمد که برادر جان دست من به تو نمیرسد که تو را شفاعت کنم نمیتوانم کاری برایت بکنم.@ چون شفاعت یعنی نزدیک شدن یعنی آمدن و دوست شدن یعنی جفت شدن یعنی همراهی، تو خودت همیشه خودت را از این چیزها دور نگه داشتی از آدم خوبها از حزب اللهیها از مسجد از بسیج از کار فرهنگی از هیئت از حرم از آدمهای مؤمن دور نگه داشتی همهاش رفتی با جهنمیان گشتی و رفیق بودی خودت شفاعت را نخواستی.@ شفاعت یعنی ما خودمان بخواهیم و خودمان خودمان را نزدیک کنیم به آدمهای اینطوری، بدمان نیاید خوشمان بیاید از آدمهای اینطوری، از رفت و آمد با آدمهای اینطوری خوشمان بیاید و خودمان را به این آدمها نزدیک بکنیم این شفاعت میشود.@ وقتی تو از اینجا با خودت شفاعت را نبردی آنجا هر چه فریاد بزنی برادرت هم که شهید باشد پدرت باشد هیچ کس به داد انسان نمیرسد این مذکر بودن بلا خیلی فایدهها برای انسان دارد که شما به محض اینکه کوچکترین سختی به شما رسید هر سختی فرق نمیکند.@ چه بیماری چه مسائل روحی چه مسائل مالی چه غصه و غمی که در روایت داریم که گاهی اوقات مؤمن به غمی دچار میشود که خودش هم نمیداند علتش چیست(وَ لَو مِن غَمٍ لا یَدری مِن عَینُهُ) خودش هم نمیداند، دچار شدید یاد قیامت بیفتید.@ یک روایت هم هست از امیرالمؤمنین(ع) (أکثِرُوا ذِکرَ المَوت وَ یَومَ خُرُوجِکُم مِنَ القَبر وَ قِیامِکُم بَینَ یَدَیِ الله عَزَّوَجَلّ تَهُونُ عَلَیکُمُ المَصائِب) میگوید زیاد یاد روز مردنتان باشید روزی که هر چه داری از دست میدهی فقط و فقط روحت و اعمالت را با خودت میبری چیزی با تو نمیاید.@ میگوید این را زیاد یاد کنید آن لحظه مردن را زیاد یاد کنید و روزی که از قبر خارج میشوید برای قیامت و حسابرسی پنجاه هزار ساله، پنجاه هزار سال هر هزار سال یک سؤال از انسان میکنند باید محاسبه بشود یک روز به تو میگویند تو با امام زمانت رابطهات چطور بود سؤالهای خیلی مهم، عمرت را چطوری گذراندی.@ جوانیات را چطور گذراندی، نمازت چطور بود، روزه، برو تا اصول دین و فروع دین، با قرآن رابطهات چطور بود هر کدامش هزار سال معطلی دارد اگر رابطهات خوب نباشد انسان گرفتاری دارد ولی خوش به حال کسی که اینجا به حسابش رسیده باشد.@ حضرت میگوید این روز را یاد کنید که عمر و وقتت را بردی صرف چیزهایی کردی آنجا از تو نمیپرسند که دکتری یا مهندسی، کاری با این ندارند من نمیخواهم بگویم دکتر و مهندس بودن بد است این خیلی هم خوب است ولی به شرطی که انسان از آخرت و معنویتش محروم نشود.@ چقدر ما دکتر و مهندس داشتیم بعد از اینکه دکتر مهندس شدن همان سالهای اول دکتر مهندسیشان مردند اصلاً به بهرهبرداری از این دنیا نرسیدند نه ازدواج کردند نه بهرهبرداری کردند مردند و رفتند روی چیزهایی که باید جواب بدهید را کار کنید این را میگوید خیلی یاد کنید این واقعاً آن موقع مصیبت نیست.@ اگر انسان آماده نباشد ولو برای یکی هم آماده نباشد ما تحمل معطلی در زمین قیامت را نداریم همین الان باید مسأله را برای خودمان حل کنیم با پدر با مادر با خواهر با برادر با همسر با امام زمان با نماز با حجاب با روزه با همسایه است رابطهات را حل کن بهشت را در این روابط ایجاد کن یک کاری کن در این روابط تو پیروز رابطه باشی.@ ببین خدا چطوری دوست دارد نه دلت چطوری میخواهد خدا چطوری دوست دارد همانطوری رابطه داشته باش(وَ قِیامِکُم بَینَ یَدَیِ الله عَزَّوَجَلّ) روزی که میایستی در مقابل خدا میخواهی جواب بدهی، تو و خدا، خیلی این خطرناک است انسان بیایستد در مقابل خدا بخواهد جواب بدهد.@ یک موقع موقع مردن آدم را میبرند آدم وقتی میبرند بهشت و جهنم نمیبرند اولین کاری که میکنند به محض اینکه روح بدن را رها میکند تعلق قطع میشود انسان اولین جایی که میبرند پیش خود خدا میبرند یکجایی خطاب الهی هست و باید جواب بدهد بعد میگوید برگردانید به قبرش ببرید یا با نوازش خدا میگوید برگردانید یا با خشم.@ ببین الان رابطهات با خدا چطوری است با نوازش است با دوستی و محبت است رابطهات دوستانه است یا با او قهر هستی هر چه باشیم بعد از مردن هم همین است هیچ تغییری نمیکند تو که اینقدر از خدا بدت میاید که وقتی نماز میشود حالت گرفته است زوری میخوانی.@ میخواهی اذان و اقامه بگویی میبینی نمیتوانی حالش را نداری میخواهی تعقیبات نماز بخوانی میبینی اصلاً تحمل نشستنش را نداری در مسجد میخواهی بنشینی میبینی حوصله نشستن در مسجد را نداری قرآن میخواهی بخوانی حداقل 50 آیه در روز که فردای قیامت قرآن نگوید خدایا این بندهات من را ضایع کرد تو هم ضایعش کن.@ نگوید خدایا لعنت بر این باد، قرآنی که قرار است شفاعتت بکند روز قیامت نفرینت نکند چون قرآن دعایش برگشتناپذیر است اگر نفرین کند حتماً انسان بدبخت میشود ببین الان با قرآن رابطهات چطوری است با قرآن صمیمی هستی از صوت قرآن خوشت میاید.@ از خواندن قرآن، از یادگیری قرآن، از معنا و تفسیر قرآن، از درس قرآن، لذت میبری یا نمیبری یا نه حالت گرفته است ترجیح میدهی داستان بخوانی حوادث بخوانی صفحه حوادث روزنامهها را بخوانی رمان بخوانی فیلم سینمایی نگاه کنی کارتون نگاه کنی.@ طرف الان 30 سالش است قرآن خواندن بلد نیست معنای قرآن را بلد نیست معنای نماز را بلد نیست معنای اذان و اقامه را بلد نیست بعد میگوید من در خانه حوصلهام سر میرود میروم ویدئوکلوپ سه فیلم میگیرم سه تا فیلم جهنمی میگیرد میاورد تمام خیالش را پر میکند با قهرمان آن داستان که حالا اگر بهشتی نباشد تو با آن به جهنم میروی.@ چون این تصویرها دائماً در ذهن میاید و ذهن شکل میگیرد ذخیره میشود برای شب اول قبرت، هر چه دیدی از طریق تلویزیون، سه تا فیلم گرفتم که حوصلهام سر نرود یعنی حوصله خدا را اصلاً ندارد با جهنم و جهنمیان و بازیگرهای جهنمی و الگوهای جهنمی خودش را آرام و شاد نگه میدارد تا حوصلهاش سر نرود.@ وقتی تو اینقدر بدبختی و غریبی با خدا بلافاصله وقتی آنطرف بروی تو اصلاً هیچ انسی با آنطرف نداری همه چیزهایی که آرزو داشتی در دنیا به آن برسی آنجا نیست هر چیزی هم که آنجا هست اصلاً آرزوی تو نبوده تو قادر به بهرهبرداری از آن نیستی جهنم میشود حالا این را برای چه زیاد یاد کنیم؟@ حضرت علی میگوید(أکثِرُوا ذِکرَ المَوت) موقع مردن را زیاد یاد کنید(وَ یَومَ خُرُوجِکُم مِنَ القَبر) روز محشور شدنتان روز بعث و حشرتان را یاد کنید که از قبر میخواهید بیرون بیایید برای قیامتتان(وَ قِیامِکُم بَینَ یَدَیِ الله عَزَّوَجَلّ) و اینکه در مقابل خدا باید بایستی تا مصائب و سختیهای زندگی برایتان راحت بشود.@ الان مریض هستی سردرد و پادرد داری گرفتاری داری هر چه که هست قرض داری مشکل هر چه هست هر مشکلی داری شاد باش که زندهای اگر بمیری تمام آرزویت این است که پنج دقیقه از وقت دنیا را به تو بدهند چون آدم وقتی آنطرف میرود میفهمد با پنج دقیقه وقت اینجا میتواند خودش را از جهنم نجات بدهد.@ ولی الان بیشعوری و بیلیاقتی و بیمعرفتی و غفلت و مستی نمیگذارد ما از وقتمان خوب استفاده کنیم بعد هم میگوید(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) تا موقع مرگشان میرسد میگوید خدایا برگردم آنچه که ترک کرده بودم انجام بدهم آن چیزهایی که ترک کردم کارهای بدی که کردم نکنم.@ کارهای خوبی که ترک کردم انجام بدهم(كَلاَّ) هرگز امکان بازگشت نیست(إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها) خیلی ادب قرآن بالاست میگوید این حرفی است که تو داری میزنی این حرف دروغ است این حرف مفت است داری میزنی، چرا؟ چون تو هر شبی که خوابیدی و صبح بلند شدی مرده بودی ما روحت را به تو برگرداندیم.@ این نص قرآن است خود خدا میگوید(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها) خدا جانها را میگیرد وقتی از خواب بلند میشوی خواب صبح، خواب نصف روز، بعدازظهر، تو را برگرداندم ولی تو آدم نشدی تو عمل صالحهایی که نکردی دوباره همان آدم، بارها تا لب مرگ رفتی بارها بوده.@ ممکن است سقوط بکنی سرطان گرفتی تصادف کردی در آستانه هزار و یکجور بلا قرار گرفتی خدا جانت را نجات داده ولی باز هم نشد نمیشود برگردی میگوید اگر واقعاً در خانه و زندگیتان مصیبت دارید خیلی غصه نخورید شاد زندگی کنید با این مصیبتها.@ هیچ شادی که الان ما داریم به پای اینکه ما زنده هستیم نمیرسد همین که زنده هستیم خیلی شادی بزرگی است هیچ لذتی و هیچ نعمتی بالاتر از این نیست که من الان زنده هستم و میتوانم خودم را از جهنم نجات بدهم و بهشتی کنم وجود ندارد شما تصور کنید امشب بخواهید بمیرید تصور کنید دیروز مرده بودید الان آرزویتان چیست؟@ یکساعت وقت اضافه است که به شما بدهند الان داری ممکن است امشب و فردا هم زنده باشی تا هفته بعد هم زنده باشی خیلی فرصت زیادی است قرار بوده من امشب بمیرم به من گفتن که به تو یک هفته دیگر فرصت میدهیم این چه جشنی است چقدر آدم شاد است واقعاً هیچ شادی و لذتی بالاتر از این نیست که من هنوز در این دنیا هستم هنوز در قبر نرفتم نیست.@ من الان زنده هستم میتوانم راحت به بهشت خودم را برسانم با یک همت میتوانم خودم را به بهشت برسانم و گذشتهام را جبران کنم.@ اگر 40 سال هم اشتباه رفتی واقعاً انسان میتواند جبران بکند ولی بجُنب این بلاها نعمت زیادی برایت است تا یادت بیاید یک مرگی هست یک جهنمی هست یک عذابی آنطرف هست دردسرهای بالاتر از این هم هست این را فراموش نکنید انشاء الله هفته بعد این بحث مذکر بودن را به پایان میرسانیم و وارد بحث جدیدی خواهیم شد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) و رفع اضطرار از همه شیعیان حضرت و مسلمین جهان و مظلومین جهان با هم پنج مرتبه با حضور قلب آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ کلیه غم و اندوههایی که به انسان میرسد و ناخواسته هست برای انسان خیلی خوب است از جهالت پدر و مادر خواهر و برادر از مردم برای انسان خوب هست پاداش دارد هم ثوابها و پاداشهایی که گفتم کفاره گناهان هست.@ انسان گاهی وقتها از ناحیه بعضیها در فشار روانی قرار میگیرد تحمل اینها به شرطی که عصبانی نیشود حرف بد نزند مقابل به مثل بیادبانه نکند برای انسان اجر زیادی دارد برای همین هم اگر یک مادر از اذیتهای بچهاش و نوزادش اذیت میشود این ثواب میبرد.@ بچه نادانی دارد اذیت دارد از نوزادش بگیر تا وقتی بزرگ میشود اینها اجر عظیمی برای انسان دارد این ناراحتیها ذخیره است اذیتهای همسر، اذیتهای کسان دیگر اینطوری هست.@ اگر انسان توبه حقیقی بکند توبه هم علامت و شیوه دارد اگر توبه حقیقی بکند دیگر مشکلی ندارد. حسادت در علم و ایمان گناه است؟ حسادت گناه است ولی غبطه خوردن گناه نیست غبطه یعنی ای کاش من مثل این بودم و خودم را سعی کنم مثل آن بکنم.@ حسادت یعنی اینکه من چشم ندارم طرف را ببینم که از نظر ایمانی از من بالاتر است سوادش بیشتر است حافظ قرآن است معلم خوبی است اطلاعاتش بالاتر است ایمان خوبی دارد مثلاً خوابهای قشنگی میبیند سید است اینها که آدم دوست ندارد در کسی ببیند حسادت است ولی یک موقع هست اینها را میبیند میگوید ای کاش من هم مثل این بشوم این غبطه میشود و غبطه خوب هست.@ حسادت در مؤمنان بیشتر نیست چون طبیعتگرایی هر چه بیشتر باشد حسادت هم بیشتر است ولی در مؤمنین هم هست ولی اینطور نیست که در مؤمنین بیشتر باشد نه حتماً در غیر مؤمن بیشتر است. سعی کنید پدر و مادرتان را برای کلاسها راضی کنید به کلاسها تشریف بیاورید این بهتر هست.@ البته ما یک مؤمن خوب و حسابی و متقی نداریم که بلا نداشته باشد ممکن است ما یک مؤمنی داشته باشیم خیلی هم ثروتمند باشد پولدار باشد تحصیلات عالی داشته باشد چون برای این کارها زحمت کشیده و خون دل خورده اینطور نیست که مفت به این چیزها رسیده باشد.@ اگر به ایمان و ثروت و محبوبیت رسیده زحمت زیادی کشیده تا این شده ما نباید بگوییم که این چرا این را دارد ولی اینطور نیست که مصائب نداشته باشد نه مؤمنهایی هستند که خودشان مصائبی دارند که شاید ما خبر نداشته باشیم.@ آدم وقتی میبیند فکر میکند که این هیچ مشکلی ندارد ولی در درونش در مسائل خانوادگی و فامیلی و رفاقتها و دوستیها در درون خودش به مصائب خیلی زیاد دچار است گاهی وقتها مصیبتهای معنوی خیلی سختیاش بیشتر از مصیبتهای مادی و دنیایی است مصیبتهای معنوی دارد این مصیبتهای معنوی واقعاً برای انسان کشنده است.@ شما نگاه کنید یک موقع مصیبتی مثل اینکه انسان امام رضا رفته باشد مصیبت معنوی این هست که میخواهد حرم برود انقباض دارد قبض دارد نمیتواند داخل بشود یا در دعا داریم خداوند یک موقع برای اهل معنویت بلاهای معنوی میاورد فراغهای طولانی و کشنده به آنها میدهد که کلی هم اذیت میشوند ما فکر میکنیم که مصیبت ندارد.@ مصیبت که فقط مسائل ظاهری نیست گاهی وقتها شخص مدتها جان میکند تا یکبار خدا به او بخندد نمیخندد، اَخم خدا مصیبتش خیلی زیاد است مثلاً یکدفعه میبینی چند ماه است نماز بدون حضور قلب خوانده مصیبتی از این بالاتر هست، یا گریهاش نگرفته اینها خیلی مصائب بزرگی هست که راجع به این هم توضیح خواهم داد.@ موسیقی برای همه افراد یک حکم را ندارد موسیقی یکی از مسائلش این هست من یک حکم به شما بدهم که شما بفهمید موسیقی حرام چیست موسیقی حلال چیست چون مبتلاٌبه است اگر موسیقی شما را از حس، خیال و وهم خارج بکند عقلانیت را در شما زیاد بکند و فوق عقلتان را فعال بکند و به خدا، آخرت، تقوا نزدیکتان بکند این موسیقی حلال است.@ بقیه موسیقیها که انسان را میبرد در خیال و واهمه و جلوههای طبیعی و انسان را از خود حقیقیاش غافل میکند مطلقاً حرام است قاعده این است پس اگر موسیقی شما را بالا آورد به شما قرب داد قشنگ و خوب است از آن استفاده بکنید.@ موسیقیهایی داریم کم هم نیستند که این حالت را برای انسان ایجاد میکنند که مرحوم علامه فرمودند که بعضی از موسیقیها قرب میاورد این است یک موقع میبینی قبل از نماز شب، قبل از اذان، قبل از نمازی که میخواهی بخوانی یک موسیقی خوبی که تو را یاد ابدیت و آخرت و یک نوای خوب یک قطعه خوب ساز، نواخته میشود.@ انسان حس قشنگی پیدا میکند برای ارتباط با امام زمان، برای اذان و اقامه گفتن برای اوج گرفتن برای نماز این قشنگ و خوب است ولی نه اگر موسیقی باشد و بگویند مجاز است اسم مجاز رویش بگذارند مگر بادمجان مجاز نیست مجاز است بادمجان که حرام نیست.@ گوجه الان حرام است قند و شیرینی حرام است چه کسی گفته اینها حرام است؟ هیچ کدام، ولی کسی که مرض قند داشته باشد قند بخورد حرام است یا نه؟ حرام است مثل گناه کبیره است خوردن قند، چون خودکشی است بادمجان اگر به او نسازد و بخورد گوشت چه کسی میگوید حرام است ذبح اسلامی، تازه یک گوشت بره تازه خوشمزه، طرف نقرس دارد بخورد.@ موسیقی هم مثل همین است شما نمیتوانید بگویید حلال و حرام اینطوری نیست مجاز است، مجاز باشد تو وقتی میخوری حالت خراب میشود، اصلاً چه کسی مجاز کرده این مسخره بازیها که وزارت ارشاد مجاز کرده یعنی چی مگر آنها کارشناس موسیقی هستند نشستند آنجا مجاز میکنند.@ طرف آمده پاپخوانی میکند از ذلت یک مرد در مقابل یک زن، از ذلت یک زن در مقابل یک مرد دارد میگوید حرفهای سکسی، اگر جلف و سکسی نباشد حداقل حرفهای طبیعی است طبیعت انسان را تحریک میکند جنس مخالف به جنس مخالف معلوم است حرام است چون طبیعت را فعال میکند.@ طرف میبینی با شوهرش هم خیلی رابطهاش خوب است بعد چند وقت شوهرش میامد میگفت این بداخلاقی میکند من دیدم این خانمی نیست که واقعاً بداخلاقی کند.@ فهمیدم که دو سه تا نوار مجاز گوش کرده که در این مجازها راجع به عشقهای دروغین و بیوفایی بوده این به شوهرش بدبین شده روحیهاش به هم ریخته یادتان باشد هیچ دیدنی و شنیدنی خنثی ما نداریم بالأخره یک اثری در نفس دارد.@ ائمه چطور میگفتن هر بلایی میخواهی در این دنیا سر ما بیاور در جلسه قبل گفتید از خدا طلب بلا نکنید؟ ائمه میگفتن اگر قرار است ما آنطرف بلا ببینیم اینطرف ببینیم بهتر است نه اینکه اینها در دنیا طلب بلا میکردند و بلادوست باشند اصلاً بلا دوستی و طلب بلا حرام است نباید بشود.@ اگر خدا خودش داد انسان به شیرینی میپذیرد ولی خود انسان نباید از بلا استقبال بکند و خودش را در بلا و مریضی بیاندازد اینها حرام مطلق است اگر مراقبت کرد و بلایی آمد آن را انسان دیگر غرغر نکند و به شیرینی میپذیرد.@ حضرات حرفشان این بود که اگر واقعاً چیزی برای ما هست که قرار است ما را آنطرف به خاطرش عقاب بکنی اینطرف این کار را بکن. برای کنترل عصبانیت شما دنبال ذکر و دعا نمیخواهد بروید همان سیدی غضب چهارتا سیدی ما گفتیم برای اینکه شما خودتان را از وضعیت منفی به یک وضعیت آرامش و شاد برسانید.@ این چهار سیدی را عزیزان پشت سر هم گوش کنند سیدی دشمنشناسی، غضب، حلم، مهرورزی، این چهارتا برای هر کسی هم توصیه کنید خوب است ذکرهایی مثل یاد جهنم کردن انسان را از عصبانیت نجات میدهد یاد مرگ کردن، لا إله إلا الله گفتن اینها میتواند آرامبخش باشد لا حول و لا قوۀ إلا بالله اینها میتواند به شما کمک بکند.@