جلسه 008 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
8
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
1
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره فلسفه بلا و سختیهایی که در زندگی به آن دچار میشویم به اینجا رسید که یکی از دلائل سختیها و بلاها در زندگی ما این هست که خداوند برای دوستانش سختیها را مایه پاک شدن نفسشان و آمرزش گناهانشان قرار داده.@ قبلاً این را گفتیم که یکی از دلائل سختیها آزمایشاتی هست که در زندگی ما پیش میاید و ما خودمان به این آزمایشات نیاز داریم هم به خاطر اینکه خودمان را خوب بشناسیم هم به خاطر اینکه دیگران را خوب بشناسیم به این آزمایشات نیاز داریم.@ یکی از دلائل این بود که خداوند تبارک و تعالی بلاها و سختیها را مایه آمرزش انسان، کفاره گناهان انسان قرار داده که چند روایت در این زمینه از معصومین(ع) خدمتتان عرض کردم امروز هم باز در همین رابطه چند حدیث را عرض خواهم کرد که بدانیم این سختیها چقدر در پاک شدن روح ما و آمرزش گناهان ما مؤثر هست.@ چون همه انسانها این دو مرحله حیات را دارند یک مرحله حیات دنیا و یک مرحله حیات آخرت و ابدیت، که البته حیات آخرت خودش چهار مرحله است وفات، حیات برزخی، قیامت که پنجاه هزار سال است به نص قرآن(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) و حیات ابدی بعد از قیامت.@ در این دو مرحله حیات، حیات دنیا و حیات آخرت انتخاب سختیها و لذات به عهده خود انسان هست گاهی از وقتها افراد دوست دارند که در دنیا اهل لذت و خوشگذرانی و خوشحالی و شادمانی باشند و از سهم لذت آخرتی خودشان در دنیا استفاده میکنند و آنجا به سختی دچار میشوند.@ گاهی وقتها افراد هستند که با هوشیاری سختیها را در دنیا میپذیرند و لذات خودشان را در آخرت بالا میبرند ممکن است این سؤال پیش بیاید که ما خوشی و سختی دنیا با خوشی و سختی آخرت خیلی فرق میکند چطور ممکن است که بین اینها موازنهای برقرار بشود.@ قبلاً در رابطه و نسبت دنیا با آخرت این را توضیح دادیم در موازنههایی که بین دنیا و آخرت برقرار هست توضیح دادیم که دنیا قوه بالایی دارد مثل دوران رحمی میماند گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، در رحم قوه خیلی زیاد هست یعنی در نُه ماه معادل یک عمر دنیا بدنسازی میشود.@ ولی در دنیا قوه خیلی ضعیف است فعلیت زیاد هست و توان آن اندامسازی وجود ندارد بنابراین نُه ماه رحم عمر در رحم برای جنین معادل یک عمر دنیا هست دنیا هم نسبت به آخرت و ابدیت اینگونه هست یعنی عمر دنیا سازنده همه آن چهار مرحله ابدیت هست.@ تمام مراحل زندگی ابدی انسان از وفات بگیرید تا دوران برزخی و قیامت که پنجاه هزار سال هست و حیات ابدی بعد از قیامت همگی به کیفیت گذران دنیا مربوط هست دنیا آنقدر قیمت دارد با اینکه 60 ـ 70 سال 30 ـ 40 سال عمر هست اما سازندگیاش فوقالعاده است نسبت به ابدیت.@ برای همین پنج دقیقه لذت نامشروع دنیا لذت حرام دنیا معادل هزاران سال آخرت اثر دارد همانطور که پنج دقیقه زحمت و بلا در دنیا معادل هزاران سال بهشت و لذت وجود دارد یعنی معادل آن هست بنابراین مهم این نیست که دنیا محدود هست و آخرت ابدی است.@ مهم این است که کیفیت در هر دو عالم یکی است اینجا بلایی که شما در پنج دقیقه تحمل میکنید وقتی در آخرت میرود برای شما لذتی معادل میلیونها سال میاورد، چرا؟ چون آنجا فعلیت هست اینجا قوه خیلی زیادی دارد مثل رحم با دنیا، که در رحم آنقدر سازندگی زیاد است که در مدت نُه ماه یک بدن کامل ساخته میشود اما در دنیا این سازندگی وجود ندارد.@ بچهای که یک بند انگشت کم آورده باشد 90 سال هم که زندگی کند آن بند انگشتش تکمیل نمیشود بنابراین دقت کنیم که ما بدانیم چه موازنه ریاضی و علمی بین دنیا و آخرت وجود دارد ظاهراً در عمر دنیا ما 20 سال 30 سال 40 سال عمر دنیا را میگوییم 40 سال است اما این 40 سال را شما وقتی ببرید در آخرت و ابدیت بینهایت سال میشود یک ابدیت میشود.@ بنابراین وقتی 40 سالش معادل یک ابدیت باشد نسبت ریاضی بگیرید ببینید پنج دقیقهاش چقدر میشود الان ما آدمهایی داریم در طول تاریخ که 3000 سال عمر کردند این 3000 سالی که اینها عمر کردند دوران رحمیشان چقدر بوده؟ نُه ماه، حالا این نُه ماه را ببرید در 3000 سال ببینید چقدر ارزش دارد.@ درست است ظاهراً نُه ماه است ولی 3000 سال را پوشش داده قدرتش اینقدر زیاد است دنیا هم نسبت به ابدیت همینطور هست بنابراین وقتی انسان با خدا رابطه خوب و دوستانهای برقرار بکند.@ خداوند تبارک و تعالی چون نمیخواهد در حیات ابدی این بنده دچار عذاب و سختی بشود به او در همین دنیا بلا برایش میاورد اگر بلا برایش آورد کفاره گناهانش میشود برای آخرتش، خیلی ارزش دارد.@ جلسه گذشته چند روایت در این زمینه خواندم امروز هم چند روایت عرض میکنم اولین روایت از نبی اکرم(ص) (إنَّ اللهَ یُبغِضُ العِفرِیَۀَ النِّّفرِیَۀَ الذّی لَم یُرضَع فی جِسمِهِ وَ لا مالِه) گاهی وقتها شما آدمهایی را میبینید که آدمهای خوبی نیستند اصلاً ارتباطی با خدا ندارند از نظر ایمانی ضعیف هستند حتی مؤمنین را اذیت و آزار میکنند آدمهای شروری هستند کافر و فاسق و بدجنس هستند.@ ولی میبینید که اینها خیلی خوش هستند بدنهای خیلی قوی دارند وضع مالیشان خیلی خوب است مشکلات کم دارند یا اصلاً ندارند اگر برایشان دردسری پیش بیاید زود حل میشود گاهی وقتها مؤمنین نسبت به این افراد حسادت میکنند یعنی مؤمنین کمظرفیت هستند در روایت داریم مؤمن نسبت به کافر حسود است یعنی چشم ندارد ببیند که کافر یک زندگی خوشی دارد.@ مؤمن فکر میکند که چون خودش مؤمن است و رفیق خداست خدا هم که صاحب این عالم است باید یکسره به این همه جوره مؤمن برسد برایش بسازد به او بدهد چون من رفیق خدا هستم حزب اللهی هستم جبهه و جنگ میروم زحمت کشیدم نماز میخوانم برای دین خدا دارم کار میکنم.@ چرا ما که همیشه در مسیر امام حسین و حضرت زهرا و ائمه هستیم همیشه کارمان هشتمان گرو نُهمان است گرفتاری داریم مشکلات داریم ولی اینهایی که اصلاً هیچ رابطهای با خدا ندارند همه چیزشان به راه است سوروسات و بساطشان به راه است و هیچ مشکلی هم ندارند ما از همه جهت گرفتاری و مشکلات و پیچیدگی داریم ولی آنها اینطور نیستند، چرا اینطوری هست؟@ حضرت دارد جواب را میدهد، این به کجا برمیگردد؟ به مفهوم خوشی و سعادت و خوشبختی، ما وقتی میخواهیم خوشبختی و سعادت و خوشی و زندگی و لذت را معنا کنیم باید در مقیاس کل یک موجود معنا کنیم.@ انسان یک موجودی است که گفتیم دو مرحله حیات دارد که یک مرحلهاش دنیاست و یک مرحلهاش هم ابدیت است چهار مرحله سر راهش بود وفات، حیات برزخی، قیامت پنجاه هزار ساله و آخرت حیات ابدی بعد از قیامت، مجموعه این را انسان میگویند یعنی از تولد تا بینهایت، وقتی من خودم را به همین بلندا نگاه میکنم اینطوری خودم را معنا میکنم.@ وقتی اینطوری نگاه و معنا میکنم آنوقت باید خوشی را هم در همین مبنا ببینم یعنی میبینم که مجموعه خوشیها و سعادت و خوشبختی و شادیها و خندههای من در مجموع باید نگاه کنیم ببینیم چه چیزی گیر من میاید اینکه یک نفر در یک مقطع دردسر داشته باشد در مقطع بالاتری شاد باشد.@ نمیتوانیم بگوییم بدبخت است بدبخت ما زمانی میگوییم که در اصل حیاتش دچار بدبختی و سختیها و مشکلات و غم و غصه باشد شما هیچ وقت یک دردسر موقت را برای رسیدن به یک لذت و آرامش طولانی را بدبختی نمیدانید مثلاً محدودیتهای تحصیلی که یک بچه از 5 ـ 6 سالگی دارد که آمادگی میروید مهد میرود دبستان میرود دوران راهنمایی محدودیت دارد.@ دوران دبیرستان محدودیت دارد دانشگاه میرود درس میخواند خودش دارد این محدودیتها را به خودش میدهد ولی این محدودیتهایی را که دارد میبیند در مجموع زندگیاش وقتی معنا میکند میبیند میارزید که چند سال زود درس بخواند و یک عمر با عزت و احترام و فهم زندگی بکند.@ کسانی که از اول مدرسه نرفتند یکسره بازی و بازیگوشی و خوشگذرانی کردند در مجموع شما این دو لذت یا سختیها را معنا کنید چه کسی برده اولی یا دومی؟ اولی برده یک مدت سختی کشیده ولی یک عمر راحتی و آرامش گیرش میاید شخصیت دارد عزت دارد احترام دارد درآمد بهتری دارد از راه تحصیلاتش، زندگی راحتتری دارد.@ بنابراین وقتی ما میخواهیم معنا کنیم در مقطع دنیا هم اینطوری معنا میکنیم در مقطع دنیا افراد میروند یک سختیهایی را میکشند ولی برای تمام مدت عمر راحت است میگوید میارزید مثل بنایی میماند که بنایی کار خیلی سختی هم هست اتفاقاً آدم در بنایی پوست میاندازد اینقدر سخت است.@ تخریب خانه اینکه بیفتی در گچ و خاک و سیمان و تیرآهن و شهرداری و گرفتاریهای دیگر در محیط شهرداری، کوچه و پسکوچههای شهرداری تا یک خانه ساخته بشود وقتی یک خانه ساخته شد آدم یک عمر راحت در این خانه مینشیند کدام عاقل هست از سختی بنایی فرار کند سختی دارد ولی هیچ عاقلی فرار نمیکند.@ آنهایی که فرار میکنند تنبل و کمعقل هستند که فرار میکنند وقتی میخواهی خودت را معنا بکنی اگر نگاه ابدیات را از دست بدهی تمام شعورت را از دست میدهی یعنی همه چیز را خراب میفهمی وقتی به خدا غر میزنی که چرا این فاسق و کافر باید وضعش خوب باشد و من وضعم بد باشد خداوند به تو جواب میدهد که لذت این موقت است.@ سختی تو هم موقت است عذاب این طولانی است عذاب تو یا نداری یا خیلی کوتاه است اگر واقعاً به خدا ایمان داشته باشی اعتماد کنی به اینکه تو را دوست دارد چون خداوند بندههایش را دوست دارد ما هر چقدر خودمان را دوست داشته باشیم خداوند میلیاردها برابر بیشتر ما را دوست دارد.@ هر چقدر عاشق خودت باشی خدا میلیاردها برابر بیشتر رأفت و رحمت نسبت به تو دارد او چون تو را به بلندای ابدیت میبیند حیفش میاید که تو در بلندای ابدیت دچار گرفتاری و عذاب و مشکلات بشوی ولی ما چون فقط دنیا را میبینیم عجله داریم همین محدود را میبینیم.@ میگوییم ما میخواهیم همینجا شاد باشیم همینجا میخواهیم کیف کنیم همینجا میخواهیم مشکلی نداشته باشیم همینجا میخواهیم زندگی خوشی داشته باشیم مثل فرعون، فرعون وقتی کارش خیلی گیر کرد آبرویش در خطر افتاد دید دارد جلوی موسی کم میاورد.@ شب بلند شد رفت شبانه با اسب یک منطقهای را طی کرد و رفت بعد پیاده شده در بیابان رفت شروع کرد به گریه کردن به خدا، یعنی همان فرعونی که ظاهراً کافر بود و میگفت من خودم خدا هستم رفت در خانه خدا گریه کرد گفت خدایا من میدانم موسی راست میگوید من میدانم تو هستی همه را قبول دارم ولی خدایا من آخرت نمیخواهم من دنیا میخواهم.@ یک مشکلی داشت به خدا گفت خدا هم برایش حل کرد اگر انسان به بلندای ابدیت یعنی همانطور که خدا آفریده خودش را نگاه کند و عاشق خودش باشد آن موقع در تفسیر خوشبختی و بدبختی، سختی و شادی، آسایش و بلا، این همه اشتباهاتی که ما میکنیم نمیکند.@ حالا این صحبتهایی که کردم مقدمه بود برای اینکه این حدیث را توضیح بدهم میفرماید خداوند از آدمهایی که شیطانصفت هستند شما خودتان هم از این آدمها بدتان میاید میگویید آدمهایی هستند که دینی ندارند ارتباط با خدا ندارند آدمهای فاسق و فاجری هستند ولی اینها این همه خوش هستند.@ میگوید آن آدمهای شیطانصفتی که(لَم یُضرَع فی جِسمِهِ وَ لا مالِه) بلا نمیبیند در بدنش و در مالش خدا از اینها بدش میاید دشمن میدارد(إنَّ اللهَ یُبغِضُ) میگوید آدمهای شیطانصفت را خدا بدش میاید برای همین هم اینها ابتلا ندارند در بدن و مالشان، یا اگر داشته باشند خیلی کم است.@ ولی مؤمن اینطوری نیست به مؤمن اگر بلا و دردسر و بیماری میدهد برای اینکه دوستش دارد مؤمن یک موقع کار اشتباهی میکند گناهانی میکند خطاهایی مرتکب میشود خدا هم چون دوستش دارد و نمیخواهد این بعداً دچار عذابهای آخرتی بشود موقع مرگ میخواهد راحت باشد بنابراین کفاره گناهانش را اینجا به او میدهد.@ تازه در قرآن میفرماید(وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) بسیاری را هم میبخشد به خاطر بسیاری از گناهان ما عقابی هم نمیکند ولی یک مقدار از گناهان هست که نیاز هست ما به واسطه آن گناهان بلا و مصیبت ببینیم نیاز هست حالا چه نیازی هست جلسه آینده خدمتتان میگویم که این چقدر اثر دارد که ما در مقابل گناهانی که مرتکب میشویم یک آسیبها و دردسرهایی ببینیم.@ این کفارات بسیار برای شخصیت ما سازنده است سختیهایی که ما میبینیم خیلی ما را آماده میکند برای حیات برزخ، یکی این هست که اگر من سختی دیدم در میدان آزمایش عشق الهی بتوانم غرغر نکنم بتوانم رابطهام را با خدا خراب نکنم و چیزهای دیگری هست که جلسه بعد توضیح میدهم.@ پس فکر نکنید که خدا عاشق اینهاست که حالا برای اینها زیاد میگذارد برای شما کم میگذارد به آنها میرسد به شما نمیرسد که چرا فلان کس که آدمی است که خیلی بدجنس است ظلم کرده به من خیلی بدی کرده خدا باید تقاص من را از آن بگیرد خدا باید از او انتقام بگیرد، چرا خدا از این نمیگیرد؟@ چرا روزبهروز وضعش بهتر میشود با اینکه ظلم کرده ولی من که مظلوم هستم دوست خدا هستم مؤمن هستم این سختیها را باید تحمل کنم چرا باید اینطوری باشد، پیغمبر میفرماید این علتش این نیست که خدا از تو بدش میاید یا تو را رها کرده یا از او خوشش میاید علت این است که او سهم لذت ابدیاش را دارد در دنیا میبرد.@ برای همین میگوید اگر مؤمن حسودی نمیکرد اگر از حسودی مؤمنین نبود من ناودان خانه اینها را هم طلا میکردم یعنی اینها در مقابل ابدیت چیزی نیست که یک عمر دنیا لذت ببرند تازه لذت هم خیلی نمیبرند ولی حالا یک مقدار خوشی و دلخوشی اگر داشته باشند دیگر مؤمنین نباید حسودی کنند.@ مثلاً میگفتند چرا صدام که این همه جنایت میکند هنوز زنده و پابرجاست خود فرعون وقتی دید حضرت موسی کارد به استخوانش رسید و با هارون(ع) هر دو دعا کردند در حق فرعون، گفتن خدایا نابودش کن آیه قرآن است میفرماید که دعای شما حتماً اجابت شد، نمیگوید اجابت میشود میفرماید اجابت شد.@ ولی وقتی گفت اجابت شده من نابودشان میکنم دعای شما قبول است ولی در روایت داریم 40 سال بعد فرعون نابود شد 40 سال طول کشید که حالا بعد توضیح میدهم که چرا این زمان را یک ظالم دارد که در دنیا باشد و استفاده بکند و لذت ببرد.@ کسی مثل معاویه، معاویه از زمان پیغمبر بود جزء کُتاب وحی هم هست یعنی جزء ده نفری هست که وقتی آیات نازل میشد وحی را مینوشت آدم نفهمی نبود که نداند آیات و وحی چیست پیغمبر از دنیا رفته حضرت زهرا از دنیا رفته معاویه اینقدر عمر میکند که امیرالمؤمنین هم از دنیا میرود تا امام حسن، با امام حسن هم میجنگد ده سال امام حسین هم باز معاویه زنده است.@ چرا این اینقدر عمر میکند و آنها اینطوری از دنیا میروند؟ این فرصتی که خدا میدهد برای چیست؟ که حالا جلسات بعد در این مورد صحبت میکنیم. روایت بعدی از امام زینالعابدین(ع) میفرماید(إنّی لَأکَرَهُ أن یُعافِ الرَّجُلُ فِی الدُّنیا وَ لا یُصیبُهُ شَیءٌ مِنَ المَصائِب).@ میفرماید که من بدم میاید یک شخص، هر وقت کلمه رجل آمد مرد به معنای مذکر نیست یعنی انسان، خیلی وقتها کلمه مرد به معنای مذکرش نیست به معنای انسان است، میفرماید من بدم میاید یک نفر اینکه در دنیا عافیت داشته باشد بلا نبیند چیزی از مصائب و سختی به او نرسد، چرا میگوید بدم میاید؟@ برای اینکه کسی در دنیا به او مصیبت و بلا نرسد معلوم است که کفاره گناهانش عذاب گناهانش ذخیره شده برای آخرت، لذا این خیلی بد است برای همین خود اهل بیت را که نگاه کنید از پیغمبر بگیرید تا امیرالمؤمنین تا فاطمه زهرا حضرت مجتبی سیدالشهداء و بقیه بیشترین سختیها را در زندگی سختیشان داشتند غیر از مسائل اجتماعی سیاسی.@ پیامبر هر وقت بیرون میرفت غالب وقتها اینطوری بود که با بدن زخمی و مجروح به خانه میامد کمتر اتفاق میافتاد که پیامبر بیرون برود و کتک نخورد اینکه با عزت و احترام بیرون برود و برگردد نه اینطوری نبود غالب وقتها که بیرون میرفت تا رسید به زمان مدینه تا آن موقع که دیگر حکومتی تشکیل داد آن موقع آزارها و شکنجههای روحی شروع شد.@ ولی شکنجههای جسمی زیادی دید خیلی کتک خورد خیلی زخم خورد طوری که حضرت خدیجه(س) میدانست پیغمبر هر وقت از در بیرون برود زخمی برمیگردد یا زخمی برمیگردد یا اگر برنگردد یکجا بدنش افتاده.@ حضرت خدیجه(س) یک جعبهای درست کرده بود که مرهم و دارو با خودش داشت و وقتی پیغمبر دیر میکرد میدوید میرفت پیدایش میکرد میدید یکجایی افتاده شما انبیاء را نگاه کنید در قرآن میفرماید(يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ) (يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ) هر دو تعبیر را هم داریم آنها را کشتن 124 هزار پیغمبر در راه خدا، بعضیهایشان را با اره از بالا تا پایین بریدند در راه خدا اینطوری شکنجه دیدند.@ مؤمنین دیگری به قول قرآن(رِبیّونَ کَثیر) اینها را میانداختند در روغن زیتون داغ در حال جوشش میسوزاندند و از دینشان برنمیگشتند شکنجهها، مسلح شدن، تکهتکه شدن، برای خدا تحمل میکردند.@ حالا شما نگاه کنید یک پیغمبری مثل حضرت که میگوید با اره بریدند پیغمبر میفرماید همه این زحمات و کتکها و شکنجههایی که پیامبران دیدند و اذیت شدند به اندازه اذیتی که من شدم نبود(ما أوذِیَ نَبیٌ مِثلَ ما أوذیت) هیچ پیغمبری به اندازه من سختی نکشید او الگوی ماست.@ امیرالمؤمنین گاهی وقتها در جنگ 90 زخم برمیداشت زخم نیزه، شمشیر، کو تا خوب بشود مریضی، سردرد، چشمدرد، امام حسن امام حسین، اینها از بچگی گرفتاری داشتند مریض میشدند به سختی خوب میشدند.@ فاطمه زهرا(س) که در سختی متولد شد اوائل تولدشان بود که مادرشان(س) حضرت خدیجه را از دست دادند و سختیهای زیاد، شعب أبی طالب را فاطمه زهرا گذرانده دختر کوچک و کوچولو شعب ابی طالب را گذرانده سه سال تشنگی و گرسنگی و بدبختی در آن شعب که برای ما اگر بخواهیم یک هفته در آنجا باشیم کار سختی است.@ ده تا آدم یک خرما دهانشان میگذاشتند میخوردند که نمیرند ده تا مرد یک خرما دهانشان میگذاشتند که نمیرند این سختیها را گذراندند لذا حضرت میفرماید که من دوست ندارم شما اینطوری باشید و مثل ما نباشید و سختی نکشید.@ چون اگر کسی سختی نکشد علامت این هست که سختیهایش مانده برای آنطرف و این خیلی بد است برای همین سختی زینت هست برای مؤمن، برای مؤمن قشنگی دارد مؤمن عاقل هیچ وقت سر سختیهایش به خدا غرغر نمیکند ایمانش ضعیف نمیشود زندگی را تیره و تار نمیبیند چون فقط همین چند روز دنیاست این نیز بگذرد.@ زندگی مگر همین مقدار است مگر ما قرار است اینقدر زنده باشیم ما ابدی هستیم مرگی برای ما وجود ندارد وقتی ابدی هستیم و مرگی برای ما وجود ندارد حالا چهار روز اولش را آن هم در رحم دنیا نه زندگی اصلی آخرت، چون اینجا واقعاً زندگی اسمش را نمیشود گذاشت.@ اینجا امکانات ما برای زندگی به اندازه امکانات یک جنین هست در رحم برای زندگی، ما اینجا الان زندگی نمیکنیم نباید هم برای خودمان توقع زندگی داشته باشیم که فکر کنیم ما در این دنیا آمدیم که خوش باشیم هیچ مشکلی نداشته باشیم.@ زندگیمان همه چیزش به راه باشد اگر یک عده فاسق و فاجر را ما میبینیم که اینها دارند خوش میگذرانند اصلاً نباید خودمان را با آنها مقایسه کنیم آنها تصمیم گرفتن بهرهشان را از ابدیت همینجا ببرند خدا هم به آنها میدهد خودشان تصمیم گرفتن ولی واقعاً اینجا زندگی نیست.@ مثلاً اگر الان به ما بگویند چند سالتان است مثلاً میگوییم من الان 40 سالام است نُه ماه هم در شکم مادرم بودم 40 سال و نُه ماه، اصلاً آن را جزء زندگی حسابش میکنیم اسم آن را نمیشود زندگی گذاشت در دنیا این فکر فکر غلطی است که یک مؤمن بکند بگوید من باید خوش باشم به من باید همیشه خوش بگذرد هیچ سختی نداشته باشم.@ البته توضیح دادم که وقتی میگوییم غم و غصه، این غم و غصه مربوط به جنبه حیوانی ماست جنبه فطری ما غم و غصه ندارد جنبه فطری ما همیشه شاد است مربوط به بخش دنیایی و بدنی و حیوانی ماست.@ بلاهایی هم که سر ما میاید مربوط به اصل شخصیت ما که نمیاید به بخش حیوانی میاید سر بخش حیوانی هم که بیاید چقدر خوب است چون بخش انسانی رشد بیشتری میکند این پنبه را باید از گوشمان بیرون کنیم که ما اینجا آمدیم که خوش بگذرانیم.@ اگر من این را متوجه شدم که اینجا جای خوشگذرانی نیست دار قرار نیست جای ماندن نیست فقط یک ممر هست که ما باید از آن رد شویم مثل یک قهوهخانه بین راه هست که شما وقتی میروید دیگر انتظار ندارید که حتماً ظرفهایی که جلویتان میگذارند مثل کریستالها و چینیهای خانهتان باشد.@ میز و غذا و امکاناتش، نه واقعاً توقعی نداری میگویی چند دقیقهای میخواهیم اینجا بنشینیم یک چایی بخوریم توراهی هست مشکلی ندارد تحمل میکنیم صد بار به ما گفتن دار ممر، که محل گذر است وقتی محل گذر است نباید خیلی از آن توقعات زیادی داشته باشیم.@ آنچه که باعث میشود ما ناامید و افسرده و پژمرده بشویم دست به خودکشی بزنیم در اثر کمبودهای دنیا مشکلات دنیا این هست که ما فکر میکنیم همه عمر اینجاست. چند وقت پیش یک کسی آمده بود میگفت من میخواهم خودکشی کنم میگفت دیگر تحمل ندارم.@ گفتم حالا شما خودکشی کنی فکر میکنی کجا میروی مثلاً یک جایی بهتر از اینجا، گفت من میخواهم از این زندگی راحت شوم، گفتم راحت نمیشوی آنجا که بروی میلیارد برابر عذابش بیشتر از اینجاست حداقل کم کمش، هم طولانیتر است هم غم و غصهها و تنهاییهایش، یک دقیقهاش را نمیتوانی تحمل کنی.@ گفتم برو دستت را بگیر روی شعله گاز در خانهتان، اگر توانستی یک دقیقه نگه داری برو خودت را بکش عذاب برزخ حداقل آتشش ده میلیارد برابر بالاتر از آتش اینجاست تنهاییها و غصهها و مار و عقربها و گرفتاری و گرسنگی و تشنگی و ذلّت و خواری، تو اینجا نمیتوانی تحمل کنی آنوقت میخواهی خودت را بکشی.@ میگوید تحمل حرف شنیدن را ندارم تحمل نیش شنیدن را ندارم تحمل آبروریزی ندارم، آبرویت رفته که رفته اصلاً آبرویت رفته بیحیثیت شدی اگر دست به خودکشی بزنی کسی که خودکشی میکند در روایت داریم هیچ وقت از جهنم در نمیاید مخلل در عذاب است در عذاب جاودانه است رسوایی آنجا را میتوانی تحمل کنی.@ آبروریزی اینجا با آبروریزی آنجا اصلاً قابل مقایسه نیست که ما اگر خودمان را کشتیم جای خوبی میرویم مثلاً راحت میشویم!. چند روایت در این زمینه برایتان بخوانم در مورد بیماری، این روایت از پیامبر(ص) هست(المَریضُ تَحاطُ خَطایاهُ کَما یَتَحاطُ وَرَقُ الشَّجَر) میفرماید که شخص بیمار گناهانش مثل برگ درخت میریزد.@ همین که بیمار هست چطور برگ درخت میریزد و درخت در عرض چند ساعت و چند روز دیگر هیچ برگی برایش نمیماند میفرماید گناهان شخص بیمار اینطوری میریزد این مژده خیلی خوبی هست یعنی شما وقتی که درد میکشید مریضی داری تب میکنی گرفتاری داری مفت پایت تمام نمیشود اینطور نیست که داری میبازی.@ الان شما مریض هستی بقیه سالم هستند دارند میگویند و میخندند و خوش میگذرانند شما مریض هستی شما داری از آنها جلو میزنی آنها سالم هستند شما داری پاک میشوی هفته بعد توضیح میدهیم فقط پاک شدن نیست بلکه چیزهای بالاتر از پاک شدن هم هست.@ مسائل بالاتر از پاک شدن هم هست درجات خیلی بزرگی هست که با همین سختیها انسان به آن میرسد بنابراین شما در واقع وقتی دارید سختی میکشید مثل سختی کسی هست که دارد در ادارهای، سر زمینی کار میکند دارد کار میکند بعدش پاداش گیرش میاید به هر حال اینطور نیست که بگوییم بد شد مفت شد.@ اگر واقعاً انسان بیماری را تحمل کرد خیلی برایش خیر دارد البته ما حق اینکه از خدا بیماری بخواهیم نداریم این را چندین بار دارم عرض میکنم که یک موقعی اشتباه برداشت اسلام تلقی نکنید به ما گفتن شما باید بهداشت را کامل رعایت کنید بدن فوقالعاده در اسلام مقدس است.@ اینقدر که اگر وضو برایش ضرر داشته باشد میگوید وضو نگیر روزه برایش ضرر داشته باشد میگوید روزه نگیر قضایش را بعداً بجا بیاور یا کفاره بده برای وضو تیمم کن غسل ضرر دارد نکن هیچ وقت اسلام هر چیزی هم که به بدن ضرر برساند حرام میکند.@ بدن مقدس است خیلی مهم است ما صدها و هزاران دستورات بهداشتی داریم خیلی سفارش شده شما شرائط عربستان را نگاه کنید از نظر کمبود آب و آن موقع 1400 سال پیش که شما تندتند بهداشت و پوشیدن لباسهای رنگ روشن و غسل کردن و استحمام را چقدر سفارش کردند.@ تمیز بودن و سالم بودن و شاید ما چند هزار روایت داریم در مورد غذاها، سبزیجات، گوشتها، گوشتهای قرمز و سفید، پرندهها، چند هزار روایت داریم در این زمینه که به ما توصیه کرده ما از چه موادی استفاده کنیم از چه موادی استفاده نکنیم مواد را چطوری استفاده کنیم که بدن را باید سالم نگه داریم.@ چقدر در مورد مسواک داریم که پیامبر میفرماید اگر سخت نبود برای امتم مثل نماز واجبش میکردم آن همه سفارشات بهداشتی و پزشکی، ما باید واجب است که مراقبت بهداشتی بکنیم به بدنمان برسیم بعد اگر مراقبت کردیم کوتاهی نکردیم دردسری و بیماری آمد آن را دیگر خداوند میفرماید غصهاش را نخور.@ حالا تصادف کردی کسی به تو زد مریض شدی غذا یک موقع مسموم بود خودت متوجه نشدی به هر حال یک دلیلی برای آسیبهای جسمانی، این دیگر عیبی ندارد ولی نه به این معنا که خودمان ضعیف بگیریم بد و بیسلیقه زندگی بکنیم مراقب خودمان نباشیم مریض شویم و بگوییم این اجر دارد این گناه دارد.@ مسواک بزن تنبلی نکن دندانهایت را سالم نگه دار باید این کار را بکنی سفارش شده حمام برو غسل جمعه بکنید جمعهها کوتاهی نکنید نسبت به بهداشتتان، در روایت داریم از اصبغ بن نباته میفرماید که(کانَ أمیرَالمُؤمِنین(ع) إذا أرادَ أن یُوَبِخَ الرَّجُل یَقُولُ لَهُ أنتَ أعجَزُ مِن تارِکِ الغُسل لِیَومِ الجُمُعَه).@ هر وقت امیرالمؤمنین(ع) میخواست یک نفر را توبیخ بکند میگفت تو از کسی که جمعه غسل نمیکند تنبلتر و عاجزتر و بیعرضهتری، کسی که جمعه نمیرود غسل بکند آدم بیعرضهای است از نظر امیرالمؤمنین، آدم تنبل و به دردنخوری است تنبلی نباید کرد در مراقبتهای بدنی و رسیدن به بهداشت بدن.@ ولی حالا اگر یک موقعی بلا و سختی آمد در بقیه مسائل زندگی هم اینطوری است ما کوتاهی نباید بکنیم اما اگر سختی آمد سختی را با جان و دل میپذیریم.@ روایت بعدی از امام کاظم(ع) هست میفرماید هر وقت مؤمن بیمار میشود خداوند به یک فرشته دست چپ او وحی میکند چون ما دو فرشته داریم که همیشه همراهمان هست از اذان صبح تا مغرب دو فرشته هستند از مغرب هم تا اذان صبح بعدی دو فرشته با ما هستند که حالا این چپ و راست یک باطنی دارد.@ حالا الان من نمیتوانم راجع به این چپ و راست توضیح بدهم یعنی چی فرشته چپ، فرشته راست یعنی چی، اصلاً آیا ما با فرشتهها رابطه فیزیکی داریم به این معنا که یکی چپ باشد یکی راست.@ این بحث دارد ولی به هر حال آنچه که در روایت هست این است که ما یک فرشته سمت چپ داریم یک فرشته سمت راست داریم این چپ و راست یک معانی دارد که حالا فرصت نمیکنم راجع به چپ و راستش توضیح بدهم.@ بعد میفرماید که به فرشته دست چپ وحی میکند میگوید برای بندهام تا زمانی که در زندان و بند من است یعنی در درد و مریضی است محدود میشود آدم وقتی در مریضی است احساس میکند در زندان است گناهی ننویس اگر یک موقع هم گناهی کرد گناهش آمرزیده است.@ و به فرشته دست راست او وحی میفرماید که همان حسناتی را که در زمان سلامتی بندهام مینوشتی برایش بنویس الان نمیتواند خیلی از کارها را بکند ثوابی هم ندارد نمیتواند برود روضه بخواند نمیتواند مسجد برود نمیتواند نماز جماعت برود خانمها مثلاً یک هفته معاف هستند نمیتوانند بروند نماز بخواند ثواب ببرند قرآن بخوانند.@ کارهای عبادی بکنند یا زن باردار هست بسیاری از کارها را نمیتواند انجام بدهد یک خانمی هست به خاطر موقعیتش جبهه و جنگ نمیتواند برود خانمها نمیتوانند جبهه و جنگ بروند یک آقایی هست مثلاً مریض است دوست دارد نماز جمعه برود تظاهرات و راهپیمایی برود برود کمک به مردم بکند.@ کمک به مناطق محروم بکند برود سینهزنی بکند برود نماز شب بخواند نمیتواند میفرماید که این به خاطر اینکه من گرفتارش کردم نمیتواند لذا همه ثوابها را برایش بنویسید این حدیث ادامه دارد که اینجا ننوشته در جای دیگر فرمایش معصوم دیگر هست که میفرماید بیشتر از آن کسی که اگر سالم بود و انجام میداد برایش بنویسید.@ اگر سالم بود چقدر انجام میداد بیشتر از آن برایش بنویسید این دیگر غصه دارد که ما فکر کنیم اگر مریض شدیم بگوییم خوش به حال اینها مکه رفتند ما نتوانستیم برویم خوش به حال اینها که میتوانند پیاده مشهد بروند ما نمیتوانیم برویم، نه همین که در دلت باشد و واقعاً هم صادقانه اینطوری باشی که اگر سالم بودی میرفتی خداوند ثوابش را به تو میدهد بیشتری را هم میدهد.@ بنابراین نباید از این جهت غصهای سراغ ما بیاید. یک روایت بخوانم از امام باقر(ع) میفرماید که(الجَسَدُ إذا لَم یَمرَض عَشِر وَ لا خَیرَ فی جَسَدٍ یَعشَر) این مقدمه میشود برای بحث هفته آینده ما، میفرماید جسم اگر بیمار نشود سرمست میشود طغیان میکند بدن وقتی مریض نشود آدمی که همیشه نشاط دارد همیشه بدن سالم دارد میگوید این طغیان میکند.@ (وَ لا خَیرَ) خیری نیست در بدنی که این بدن طغیانگر است آدم وقتی سالم است کمتر به یاد خدا میافتد این سلامت و قدرت به او سرمستی برای خیلی از گناهان میدهد این خوب نیست میافتد در کارهای بدنی خیلی غرورآور بعد یادش میرود خدا و آخرت را.@ مثلاً میافتد در ورزش، قهرمان میشود و همیشه رشد میکند و این در بادش کردن و قهرمان شدن و رشد کردن و پول درآوردن و شهرت و محبوبیت ممکن است روحیه شخص را فاسد کند اگر آدم حسابی باشد یک موقع میبینی که خدا ترمز را میکشد میگوید نه برای تو کافی است بیشتر از این نرو بیا برو یک کار دیگر بکن اینطوری روحیهات فاسد و خراب میشود.@ میافتد در اسکیبازی و آن کار تبعات دیگری دارد بعدش هم به فلان جا راه پیدا میکند و بعد هم با فلان کس رفیق میشود و بعد هم خیلی چیزهای دیگر، طغیانهای ناجور برایش میاورد خدا زود ترمزش را میکشد چهار روز باشگاه بدنسازی میرود بدنش خیلی خوشگل میشود روی فرم میاید قوی میشود.@ بعد برای دیگران گردن کلفتی میکند چون زورش زیاد است فردا تا میگویی دو بیشتر است یا سه، دستش را روی این و آن بلند میکند آن موقع که ضعیف و مریض بود اینطوری بیادبی و جسور و ظالم نبود ولی الان که قدرت بدنی دارد ظالم است.@ قدرت بدنی پیدا کرده بانشاط است میبینی پدر و مادرش را میزند دایی و عمو و همسرش را میزند قلدری میکند من دیدم یک موقع بچهها معلمشان را هم کتک میزنند سلامت بدن اینطوری بد است یک موقع کسی هست سلامت ندارد ولی آدم آرامی است به نفعش هم هست که همینطوری مریض باشد خیلی از گناهان دیگر به خاطر این مریضی از او سر نمیزند.@ یک خاطره از جبهه بگویم یک فرماندهای داشتیم این معاون اطلاعات عملیات یک قرارگاه بود آن موقع بچه 23 ـ 24 سالش بود بعد خیلی بدن قوی و سالمی داشت مثلاً یک موقعی آلبالویی گیلاسی میاوردند در جعبه کمکهای مردمی میاوردند یک قسمت میرسید که بچهها با هم بخورند بعد ایشان با هسته میخورد.@ میگفت وقت ندارم هستههایش را در بیاورم از شما عقب میافتم هیچ طوری هم نمیشد بعد گفتیم تو مریض نمیشوی اینطوری میخوری میگفت من در طول عمرم تا به حال درد نکشیدم یعنی وقتی میگویند فلان رزمنده مجروح شده درد میکشد نمیفهمم یعنی چی، نمیدانم.@ خدا هم چون خیلی دوستش داشت آدم مؤمنی هم بود چون دوستش داشت خدا این را شنید خلاصه عملیات بعدی پایش قطع شد بعد رفته بودم به او سر میزدم میگفتم حالا میدانی درد یعنی چی، گفت بله الان فهمیدم درد یعنی چی.@ سؤال کردن بچهای که انگشت اضافه میاورد مریض متولد میشود در واقع این بچه چه گناهی کرده بچهای که یک انگشت پای و دست اضافه دارد چگونه است؟ خداوند نظام این عالم را طوری قرار داده از روز اول خلقت که هیچ بچهای مریض، زشت و نامتعادل، عقبافتاده، بداخلاق، عصبی، روانی بار نیاید متولد نشود.@ نظام را اینطوری قرار داده و برای اینکه یک بچه اینطور نشود به انبیاء دستوراتی داده که شما به امتتان یاد بدهید که وقتی میخواهند بچهدار بشوند اول از این به این گونه ازدواج کنند بعد قبل از انعقاد نطفه این مراقبتها را بکنند هنگام انعقاد نطفه آن ساعت و لحظه و شبی که میخواهد انعقاد نطفه بشود این مراقبت را بکنند.@ ماه اول تا نهم بارداری این مراقبتها را بکنند یک بچه زیبا در میاید این بیتوجهی مردم به آموزشهای الهی باعث میشود که بچهها اینطوری بشوند هیچ ربطی به خدا هم ندارد خداوند میگوید من این آتش را آفریدم برای اینکه شما از آن استفاده کنید آب را آفریدم که استفاده کنید.@ حالا من اگر رفتم در آب بدون اینکه شنا بلد باشم و خفه شدم تقصیر من است یا تقصیر خداست؟ تقصیر من است، اگر رفتم خودم را از کوه انداختم بگوییم خدایا این چه نظامی است تو آفریدی که من اگر از کوه بیفتم چرا باید دستم بشکند خداوند همه چیز را قدر و اندازه برایش قرار داده.@ بارها عرض کردم به عزیزان که 55% مادرها و 45% پدرها در پنج عامل سهیم هستند سلامت و زیبایی، عقل، هوش، دین و اخلاق، این پنج تا ژن قبل از انعقاد نطفه قابل تقویت هست.@ یک خانمی که میخواهد باردار بشود یک آقایی که میخواهد پدر بشود باید چند ماه قبل از انعقاد نطفه، اصلاً دختر و پسری که میخواهند ازدواج کنند باید در انتخابشان هم دقت کنند شما طرفی که داری انتخاب میکنی یک سرمایهای از این پنج تا دارد وقتی ضعیف باشد از نظر عِرق این پنج تا انتظار نداشته باش بچهات خوب در بیاید.@ وقتی میروی با یک آدم فاسق و فاجر ازدواج میکنی انتظار نداشته باش بچهات یک آدم خیلی خوب در بیاید چون ژن فسق و گناه در این زن هست در این مرد هست بینماز است فسق دارد، ژن عقل، چقدر عقلانیت دارد.@ ژن هوش، چون عقل و هوش با هم فرق میکند کلمه ژن انگلیسی است عربی عِرق است حالا نه انتخاب کردی عیبی ندارد حالا چیه دنیا روی سرت خراب شده مثلاً دنیا به آخر رسیده، نه انتخاب کردی حالا در زمینههایی بد است عیبی ندارد قابل تقویت است خودت میدانی مثلاً عِرقهایی که در تو هست بد است.@ مثلاً عصبانی هستی زودرنجی، حسودی، بیماری روانی داری باید اینها برطرف شود میتوانی قبل از انعقاد نطفه خودت اینها را برطرف کنی قابل درمان هم هست اینها را ما به خانمها و آقایان دستورالعمل دادیم باز هم میدهیم.@ اگر کسی خواست مؤسسه بیاید برنامه هست که ما قبل از انعقاد چکار کنیم تا زمان انعقاد، بعد ماه اول تا نُهم بارداری چکار کنیم دو سال اول چکار کنیم پنج سال بعدی چکار کنیم این به هر حال به خود ما بستگی دارد به خدا ربطی ندارد خدا فرمول داده قانون داده که یک بچه از این پنج جهت قوی بار بیاید خدا فقط این را میخواهد.@ اگر بچه در یکی از این جهات ضعیف باشد به خاطر نادانیهای پدر و مادر است گناه پدر و مادر است بیعقلی پدر و مادر است ممکن است یک کسی بگوید ما نمیدانستیم باید چوب ندانستنمان را بخوریم؟@ خدا آنوقت از شما سؤال میکند میگوید شما که میگویی من نمیدانستم اگر پنجاه میلیون تومان پانصد میلیون تومان پول داشته باشی میخواهی بروی یک گاوداری بزنی میخواهی بروی یک مرکز پرورش گُل بزنی میخواهی بروی یک گلخانه بزنی یک مرکز جوجهکشی درست کنی.@ اگر مثلاً داییات مکانیک است آمد گفت که دایی جون این پانصد میلیون تومان یا پنجاه تومان را بده من میخواهم گاوداری بزنم شما پولت را به دایی میدهی خیلی هم دوستش داشته باشی میگویی نه این گاوداری متخصص گاو میخواهد یک کسی باید دوره دیده باشد.@ گاوداری، جوجهکشی، بهداشت جوجه، بهداشت مرغ، غذایشان، غذای گاو، غذای گوسفند، یا میخواهیم جایی گلسازی بزنیم میخواهیم یکجا پرورش گل فروش کنیم صادرات کنیم اول میگویی دایی جان متخصص داریم برای پرورش گل یا نداریم من که بلد نیستم شما هم بلد نیستی پس چطوری میخواهیم گل صادر کنیم.@ شما برای گاو و گوسفند و جوجه معتقد هستی که حتماً مربی و متخصص و استاد میخواهد وقتی میخواهی یک بچه را به بلندای ابدیت به این دنیا بیاوری و مسئولیتش را هم خودت قبول میکنی با ازدواج، عقلت نمیرسد که این تخصص میخواهد تا این پرورش پیدا کند.@ همینطوری کیلویی ما بچهدار شویم و بچه را بیاندازیم خودش رشد بکند، این بچه قرار است تا ابدیت برود باید تا بهشت بتوانی راهنماییاش بکنی باید عُرضه داشته باشی تا بهشت او را ببری مسئول هستی باید تا بهشت بچهات را ببری یک بچه یک انسان از جوجه و مرغ و گاو و گوسفند و گل کم ارزشتر است.@ این سؤال را اگر یک فرشته آنطرف قبر از ما کرد چه بگوییم، به شما میگویند برو تایپ یاد بگیر میگفتی بلد نیستم باید بروم دوره ببینم به تو میگفتند گلسازی کن میگفتی بلد نیستم سرمهدوزی شش ماه دوره دارد دوره اولیه دارد باید بروی سرمهدوزی یاد بگیری.@ چطور بچهداری، همسرداری، رفتار با همسر، رفتار با شوهر، رفتار با زن، دوران عقد، دوران نامزدی، اینها آموزش و اطلاعات و مطالعه نمیخواهد! یک خانم و آقایی پیش من آمده بودند گفتن کارمان دارد به طلاق میکشد به خانم گفتم از صنایع و هنر چه بلد هستی؟ گفت سرمهدوزی بلد هستم، گفتم چقدر دوره دیدی؟@ گفت شش ماه، گفتم شش ماه راجع به زندگیات مطالعه داشتی شش ساعت راجع به شوهرداری کتاب خواندی؟ گفت نه، به آقا گفتم تو کارت چیه؟ گفت فلان صنعت را بلد هستم، گفتم برای زندگیات اینقدر وقت گذاشتی یاد بگیری مطالعه بکنی، شما نمیروید زندگی یاد بگیرید.@ برای همین در تخصصیترین موضوعتان میمانید عُرضه ندارید زندگیتان را با شادی و آرامش جلو ببرید پس این به خدا برنمیگردد. پنجاه هزار سال قیامت شامل چه سالهایی است؟ پنجاه هزار سال به سال ما میشود(مِمَّا تَعُدُّونَ) دارد(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ). ما بعضی از مؤمنین را داریم که همه چیزشان خوب است زندگی شاد و خوبی دارند مشکلی هم ندارند؟@ اینطور نیست مؤمن بالأخره دردسرهایی سر راهش قرار میگیرد چه شخصی چه نسبت به دیگران چه نسبت به مسائل اجتماعی سیاسی در دردسرها میافتد اینطوری نیست که هیچ مشکلی نداشته باشند امکان ندارد اگر مؤمن باشند. چرا اهل بیت با اینکه پاک هستند عذاب میکشیدند؟ این جوابش بماند برای جلسه بعد، جلسه بعد میخواهیم راجع به همین صحبت کنیم.@ همه سختیها از طرف خدا نیست خیلیهایش به خاطر نفهمیهای خود ماست. افسردگی و اضطراب اگر ارثی باشد قابل رفع کردن هست چون انسان مظهر خداست حتی چیزهایی که ارثی و وراثتی به او رسیده را میتواند از بین ببرد هیچ چیز ارثی ماندگار نیست در خصوصیات میتواند از بین ببرد اگر خودش بخواهد.@ احادیثی که خواندم از بخش بلای کتاب میزان الحکمه بود در مورد امام زمان(ع) هم آن کتاب آشتی با امام زمان و عزادار حقیقی را مطالعه کنید تا وظائفتان را نسبت به ایشان بدانید الان باید چکار کنید.@ آیا اینکه پیغمبر فرمودند همیشه از خدا طلب عافیت کنید با این سخن امام سجاد که الان خواندیم که میگوید من دوست ندارم کسی در عافیت باشد در تضاد نیست؟ نه، چون ما عافیت را باید بخواهیم اگر بلا آمد باید بپذیریم در تضاد نیست ولی امام سجاد نمیگوید شما بلا بخواهید.@ مدت برزخ افراد یکی نیست برزخ از زمانی که یک شخص میمیرد تا قیامت است قیامت هر چقدر شد این برزخ میشود بحث زمان را در آخرت و برزخ در سلسله مباحث معاد توضیح دادم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@