جلسه 004 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
10
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ چند آیه را از آیات قرآن درباره فلسفه سختیها و بلاها خواندیم که آیه 108 اعراف بود که خداوند انسان را هم با حسنات هم با سیئات هم با خیر هم با شر امتحان میکند البته حسنات و سیئات همان 168 اعراف بود خیر و شر 35 انبیاء بود و سوره محمد(ص) که فرمود(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الُْمجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ).@ آزمایش میکنیم شما را با سختیها و بلاها تا اینکه مجاهدین شما را و صابرین و همچنین اخبار شما را معین کنیم معلوم بکنیم ببینیم که شما بالأخره صابر هستید یا نیستید، مجاهد هستید یا نیستید، چه میگویید، حرفتان چیست.@ گاهی وقت ها هست که انسان در مقام ادعا حرف خیلی می زند اما اگر به سختی دچار بشود چیزهایی از دهانش خارج میشود حرفهایی را میزند که تا آن موقع مخفی بوده در باب رفاقت هم همینطور هست میگویند آدم دوستش را در غضب میشناسد.@ چون غضب مثل حالت بلازدگی است عصبانیت و مشکلی هست آنجا معلوم میشود یک نفری که شما عصبانیاش قیدش را درباره تو خوب میتواند ابراز بکند باطنش را در مورد تو خوب میتواند بیان بکند.@ آیه بعدی آیه 155 بقره بود که فرمود(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) که حتماً شما را، به این کلمه دقت کنید(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ) یک لام اولش است که تأکید است یعنی حتماً امتحان میشوید.@ یک نون تأکید هم هست که این نون تأکید ثقیله است وقتی ثقیله باشد دوبار تأکید میشود سه بار میشود یعنی اگر کسی بخواهد ترجمه دقیق بکند اینطوری میشود که حتماً حتماً حتماً، در ترجمه مینویسند همانا یا هر آینه یا اگر هم بنویسند یکبار مینویسند حتماً.@ اما دقیقش این است که حتماً حتماً حتماً شما را آزمایش میکنیم به پنج چیز ترس، گرسنگی، کاهش در اموالتان یعنی آسیبهای مالی، کاهش در نفراتتان آسیبهای جانی، در زراعت و کشاورزی، شما محصول کارتان یک موقع میبینید که آسیب میبیند.@ بعد میفرماید(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) بشارت بده به کسانی که این پنج مورد اگر مورد آزمایش قرار گرفتن صبر کنند تا اینجا که در جلسه گذشته خدمتتان عرض کردیم.@ آیه بعدی سوره مائده آیه 48 هست که امروز در موردش بحث خواهیم کرد(وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ) خداوند اگر میخواست همه شما را یک امت واحد میکرد اما میخواهد در چیزهایی که به شما داده یا احکام و دینی که داده شما را امتحان بکند.@ خداوند میفرماید قوم قوم کردیم اقوام مختلف، زبانهای مختلف، رنگ پوست مختلف و میتوانستیم همه را یکجور کنیم خداوند میفرماید میتوانستیم یک کاری بکنیم که همه شما یک امت واحد باشیم اما بناست که انسان امتحان بدهد.@ این را فراموش نکنید من بارها عرض کردم که اساساً قدرتها و تواناییها استعدادها با تضاد شکوفا میشوند اگر یک دانه روی دستتان بگیرید بیرون از زمین نگه دارید از بین میرود و میپوسد چیزی از آن نمیماند اما اگر همین دانه را ببرید در محیط تضاد، در خاک ببرید در فشار خاک بگذارید قدرتش زیاد میشود.@ آنقدر قدرت پیدا میکند که گیاه به آن نرمی از دل خاک، گاهی وقتها دیدید آسفالت هست آسفالت میکشند روی جایی که قبلاً زمین بوده میبینید که آن آسفالت را با آن فشار قیر و شن و ماسه بالا میدهد آسفالت را میشکافد و بیرون میاید شما اگر شمال رفته باشید میبینید که درختان زیادی از سنگ در آمدند.@ یعنی سنگ به آن سختی شکاف برداشته گیاه به این نرمی و لطیفی از دل سنگ بیرون آمده این گیاه قدرت را از کجا آورده که بتواند از سنگ بالا بیاید بیرون بیاید سنگ را بشکافد؟ از محیط تضاد از فشار درآورده فشار استعداد را شکوفا میکند تضاد استعداد را شکوفا میکند این یک قاعده است.@ شما در فشار و تضاد مثبت و منفی جرقه برق را میگیرد در فاز و نول وقتی که با هم تضاد دارند از آن جرقه برق و برق میاید و روشنایی میاید اگر تضاد نباشد شما روشنایی هم نخواهید داشت در تمام صورتهای انرژی همینطور هست، انرژی چیست؟@ انرژی یک حقیقت موهوم است مبهم، وجود دارد ولی مبهم است کسی نمیداند چیست فقط ما میدانیم انرژی عبارت است از یک توان یک نیرو، هیچ وقت در خارج شما انرژی محض ندارید یا به صورت گرماست یا به صورت نور است یا به صورتهای دیگر بروز میکند.@ از انرژی ما شکلهای خاصی را میگیریم هر شکلی هم بخواهد از انرژی بیرون بیاید به وسیله چه بیرون میاید؟ اگر بخواهیم گرمایش بکنیم اگر بخواهیم نورش بکنیم هر شکلی از آن در بیاوریم باید با تضاد این کار را بکنیم پس در تضاد اشیاء و تضاد روح هست که قدرت ایجاد میشود توانایی ایجاد میشود.@ اگر همه مردم آدمهای خوبی بودند اگر همه مردم یک رنگ بودند اگر همه مردم یک زبان بودند اگر همه مردم یک قوم بودند دیگر اختلافی وجود ندارد بنابراین رشدی هم وجود نداشت رشد معنا نداشت در این اختلافها هست که انسان با کافر، فاسق، مؤمن دیگری، منافق روبهرو میشود با درجات مختلف از ایمان روبهرو میشود.@ اینکه پیغمبر میفرماید یکی از مصائبی که انسان دارد این هست که گرفتار مؤمن حسود میشود اینطوری است یک موقع مؤمنی هست مؤمن هست ولی درجه ایمانش کم است ضعیف است در حق یک مؤمن دیگر حسادت میکند این اختلافها باعث میشود انسان در محیطهای مختلف روحش و حقیقتش قدرتمند بشود.@ یعنی سنجیده بشود عیبها، ضعفها، توانها، کمالها بیرون بیاید پس نگوییم چرا خدا همه را یکدفعه مؤمن نکرد اگر قرار بود همه فرشته باشند نفس نباشد شیطان نباشد تضاد نباشد اگر قرار باشد اینطوری باشد دیگر خلقت آدم بیهوده و عبث است قشنگی عالم این است که چیزی به اسم شیطان در آن هست.@ زیبایی این عالم به این هست که در آن نفس اماره هست که انسان را به جای دیگری بکشاند غیر از فقط نفس لوامه که انسان را ملامت میکند و به سمت خیر میکشاند باید یک نفس امارهای هم باشد که انسان را به سمت گناه امر بکند اگر انسان در درونش دچار تضاد نشود رشدی نمیکند.@ اگر انسان وسوسه نشود به کجا میتواند برسد. شما چه موقع میگویید این آدم آدم باارزشی است؟ زمانی که بتواند به یک وسوسه غلبه بکند پس ارزش کار آدمها به میزان قدرتی هست که در غلبه بر امور ضد خودشان نشان میدهند. شما در ورزش چه کسانی را قهرمان میدانید؟@ کسانی که بتوانند بر یک نیروی مخالف غلبه بکنند اگر این نباشد قهرمانی چه معنا دارد پیروزی چه لذتی دارد امتیاز یعنی چی، پیروزی، امتیاز، شیرینی، قدرت، موفقیت در سایه تضاد به دست میاید.@ آیه بعد آیه 186 سوره مبارک آل عمران هست میفرماید(لَنَبْلُوَنَّ) باز هم حتماً حتماً حتماً هست یعنی این یک سنت است نمیشود اگر خدا این کار را نکند اصلاً خلقت نمیکرد خلقت عبث بود نمیشود آزمایش نباید نمیشود که امتحان نباشد نمیشود که سختی و بلا و تضاد سر راه انسان قرار نگیرد.@ نمیشود که به انسان فشار نیاید مصیبت سرش نیاید باید باشد تا کمال یک انسان بروز و ظهور بکند(لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ) در مالتان حتماً امتحانتان میکنیم حتماً مورد امتحان مالی قرار میگیرد گاهی وقتها آسیب مالی.@ گاهی وقتها ثروت هست به یک نفر ثروت میدهند این امتحان است که ببینند آیا واقعاً میتواند با بقیه کنار بیاید فقرا یا کسانی که نیازمند هستند را میتواند ببیند در کنار خودش و به آنها کمک بکند پس فقرا هستند کسانی که انسان با آنها سروکار دارد و به سراغ انسان میایند افزایش مال، کاهش مال و فقرا.@ در روایت داریم(المالُ مادَۀُ الشَّهَوات) مال ماده همه شهوتهاست گاهی وقتها انسان اگر نداشته باشد منحرف نمیشود اگر پول نداشته باشد وضعیت مالی خوبی نداشته باشد دینش سالم میماند اما همینکه پول دستش آمد همین که ثروتمند شد میبینی که اخلاقش هم تغییر میکند روحیهاش خراب میشود.@ بارها ما دیدیم حالا ما در مشاورهها زیاد دیدیم که آقایانی مثلاً قدر زن و بچه خودشان را میدانند با زن و بچه اخلاقشان خوب است ولی همین که یک مقدار وضع مالیشان خوب میشود شغلشان عوض میشود یا مثلاً مدرک تحصیلی میگیرند ارتقاء پیدا میکنند اخلاقشان هم با زن و بچهشان تغییر پیدا میکند.@ یا خانمهایی هستند که روحیه خوبی دارند بساز هستند خوش اخلاقند با بچههایشان، وضع مالیشان که خوب میشود اخلاقشان هم بد میشود هم با همسر هم با فرزند هم با خانواده فامیل خراب میشود این افزایش مال امتحان هست.@ اینکه میگوید(لَتَبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ) در اموالتان شما را امتحان میکنیم بدانیم به چه شکل هست گاهی وقتها کاهش مال گاهی وقتها افزایش مال، گاهی وقتها هم انسان با فقرا امتحان میشود با کسانی که اطرافش هستند نیازمند هستند امتحان میشود که آیا میتواند از مال خودش هم به آنها کمک بکند و بگذرد یا نه.@ گاهی وقتها با مال انسان چطوری امتحان میشود؟ اینکه مثلاً در منزل یک خانمی یک آقایی یک اشتباهی بکند یک چیزی خراب بشود تلف بشود سوخته بشود از بین برود گم بشود یا آسیب مالی، انسان امتحان میشود بچه شما نمیخواسته یک مالی را خراب بکند.@ خواهر شما نمیخواسته آن چیزی که از شما گرفته خراب کند اما خراب شده گم شده آسیب دیده اینجا یکدفعه میبینی که شخص عصبانی میشود حرفهای بد میزند با این آزمایش میشود پس آزمایش یک دامنه گسترده دارد.@ انسان در همه صحنههای زندگیاش دائماً در حال آزمایش هست که این چیزی که به طرف دادی سعیاش هم کرده ولی به هر حال یک آسیبی رسیده گم شده کوتاهی هم نکرده، دزدیدند کوتاهی نکرده، این خیلی مهم است که انسان با دارایی خودش امتحان بشود همه جور امتحان سر راه انسان وجود دارد.@ (وَ أَنْفُسِكُمْ) در جانهایتان هم امتحانتان میکند خداوند تبارک و تعالی، ترس، جهاد، چیزهای دیگری که هست در درون خودتان آزمایش میشوید میفرماید(وَ لَتَسْمَعُنَّ) مثل(لنبلونکم) است یعنی هم لام دارد هم نون تأکید ثقیله دارد.@ یعنی اگر بخواهیم ترجمه کنیم میگوییم حتماً حتماً حتماً میشنوید، (وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً) زیاد اذیت میشوید حرفهای بد خیلی میشنوید حرفهای ناروا که اذیتتان میکند.@ اعصابتان را خورد میکند در فشارتان میگذارد میشنوید از طبیعتگراها از فاسقان از گناهکاران از آدمهای معصیتکار، وسیعش بکنیم از آدمهای حسود و بیظرفیت انسان حرف میشنود این هم نمیشود نشنود چون یکی از مراتب خوب امتحان شنیدن حرفهای تلخ و سخت است.@ متلک و استهزاء و تمسخر شدن و فحش شنیدن هست اگر کسی بخواهد بیطاقت باشد در مقابل شنیدن حرفها ایمانش را از دست میدهد و این را هم به شما بگویم اگر کسی در شنیدن بتواند تحمل بکند یعنی بشنود از حق خارج نشود این به بالاترین مراتب حیات و ایمان میرسد.@ نگوید من خیلی زورم میاید چون مثلاً پدرم به من اینطوری گفته حالا ممکن است پدر حرف حقی هم زده باشد بنده کوتاهی کردم درس نخواندم مادرو پدرم سرزنشم میکنند باید یک کاری میکردم نکردم همسرم سرزنشم میکند آنوقت اگر شروع کنم داد و بیداد کردن سر پدر و مادر و سر همسر یا دست بلند کردن، اینجا باختم.@ شما باید بدانید قسمت زیادی از امتحانهای شما شنیدن حرفهای تلخ است هم از کافرین هم از مشرکین هم از منافقین حتی شیطان درون شما هم گاهی وقتها حرف میزند شیطان یکی از امتحانهایش حرف زدن در درون است حرفها و افکار بد به شما منتقل میکند باید بتوانید تحمل بکنید.@ گاهی وقتها شده افراد فقط به خاطر اینکه تحمل حرفهای دیگران را نداشتند تن به گناه و معصیت و کفر دادند، چرا؟ چون تحمل زخمزبان و نیشهای دیگران را نداشته خیلی توانسته مقاومت و ایستادگی بکند ولی یکجا دیگر بریده.@ میگوید حالا که اینطوری شد ما هم در این کار برویم مثلاً نیشهایی که راجع به فقر مالی هست به انسان زدند، نمیتواند اینها را تحمل کند میرود سراغ کار حرام، درآمد حرام، چون نمیتواند حرفها و نیشها را طاقت بیاورد یکی از وظائف خانمها این هست که هیچ وقت اعضای خانواده مرد خانه را، حالا این مرد خانه یا میخواهد پدر باشد یا میخواهد همسر باشد تحقیرش نکنند.@ حرف درشت و تلخ در مورد درآمد و شغل به او نزنند درخواستی نداشته باشند که او در درونش اذیت بشود چه بسا وادار بشود برود گناه انجام بدهد برود دزدی بکند برود تخلف بکند این فوقالعاده مهم است ما متقابلاً زنهایی داریم که از اول با شوهرشان شرط میکنند میگویند بیاورید ما میخوریم نیاورید هم نمیخوریم ولی حرام در خانه نیاور.@ این حرف مرد را خیلی قوی میکند که مرد یک موقعی وسوسه نشود سراغ کارهای حرام نرود خیلی از مردهایی که کشیده شدند به فساد، اشرافیت با بیتالمال، دزدی، اختلاس، تقلب، و خیلی کارهای دیگر تحت فشار اعضای خانوادهشان بوده تحت تحقیر.@ مثلاً ببین شوهر خواهر من را ماشینشان را دیدی خانهشان را دیدی پردهشان را دیدی فرششان، تو عُرضه نداری این تحقیرها باعث میشود که فرد یک موقعی خدای نکرده دچار انحراف مالی بشود کفار و منافقین هم همینطور ممکن است شما را مسخره کنند.@ الان در ماهواره دشمنان ما از طریق ماهواره چندین شبکه فارسیزبان عقائد شما را مسخره میکنند حجاب و نماز و دین و ائمه را مسخره میکنند حتی خدا و ائمه را هم مسخره میکنند بعد انسان یکجایی میبُرد این خیلی خطرناک است یا بعضی وقتها هست که افراد چون میخواهند مسخره نشوند همرنگ جماعت میشوند.@ مثلاً فرض بفرمایید که در یک مجلسی هست که همه خانمها بدحجاب و بیحجابند یک خانمی برای اینکه به او نگویند امل است بیسلیقه و عقبمانده است چون تحمل شنیدن این حرفها را ندارد معصیت خدا را میکند دچار فحشا میشود(وَ لَتَسْمَعُنَّ) یعنی زیاد میشنوید.@ این قطعی است که شما حرفهای رکیک و بد و بیادبانه و تحقیرآمیز و کفرآمیز زیاد میشنوید یک همچین چیزی هست در فامیل یک کسی یک حرفی بزند در آشناها یک کسی یک حرفی بزند ضد انقلاب یک حرفی بزند آدمهای بیدین و فاسق یک حرفی بزنند نباید انسان اگر حرفی را شنید حرف ناحقی بود ببُرد باید تحمل حرف را داشته باشد.@ (أَذىً كَثِيراً) میگوید شما با شنیدن این حرفها اذیت میشوید، خدا نمیگوید اذیت نمیشوید میگوید کثیر هم اذیت میشوید شکی نیست(وَ إِنْ تَصْبِرُوا) اگر صبر کنید(وَ تَتَّقُوا) تقوا پیشه کنید پرهیزکار باشید(فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) این نشاندهنده این هست که شما چقدر استحکام دارید از عزم امور هست شخصیت شما را نشان میدهد ثبات شما را میرساند.@ نیرو و قدرت در کارها و اراده شما در کارها را میرساند(عَزْمِ الْأُمُورِ) یعنی قدرت و اراده و نیرومندی در کارهای شما را میرساند که شما از این حرفها ککتان هم نگزد این حرفها را میزنند مسخره میکنند آزار میدهند واقعاً هم قلب شما میشکند دل شما هم میسوزد ولی باید خدای نکرده این که قلبتان میشکند دلتان میسوزد شما را به راه ناحق نکشاند.@ مثلاً یک دخترخانمی هست یک آقاپسری هست یک خانمی هست در خانهاش در مقابل شوهرش و فرزندانش قبلاً معصیتکار بوده همه هم اینطوری بودند وقتی همرنگ خانواده بوده کسی با او کار نداشته حالا از وقتی که خودش توبه کرده راه خوب را میخواهد برود دوستان و شوهرش و پدر و مادرش مسخرهاش میکنند.@ گناهان گذشتهاش را به رخش میکشند تو تا دیروز چنین و چنان میکردی حالا از الان مثلاً برای ما مؤمن و مسلمان شدی، خیلیها چون تحمل این کار را ندارند راه خدا را طی نمیکنند میگویند ما مسخره میشویم هیچ عیبی ندارد انسان مسخره شود.@ مسخره شدن خوراک انسان است مسخره شدن کفاره گناهان است مسخره شدن درجات عالی از مقامات انسانی را به انسان میدهد این خیلی خیلی مهم است این یک درجه است اگر به شما ندهند اگر فحشتان ندهند رشد نمیکنید اگر حرفهای تلخ نشنوید رشد نمیکنید اگر تهمت به شما نزنند رشد نمیکنید.@ یک لیاقت است که انسان در راه خدا حرفهای تند بشنود بسیاری از علما همیشه اینطوری بودند که یک سهمی از تهمت و اذیت و آزار اطرافیان داشتند حتی تا تکفیر هم رفتند یعنی گفتند این اصلاً کافر است عالم دین مثل ابن سینا:@

به ابن سینا میگفتند کافر است به ملاصدرا میگفتند کافر است بعضی از مراجع را میگفتند کافر است خلاصه اذیت میکردند امام(س) میگفت در خود حوزه در روحانیت چقدر امام را مسخره و اذیت کردند.@ گفت چون من فلسفه درس میدادم مصطفی از کوزهای در حوزه آب خورده بود میگفتند از این کوزه آب نخورید این بچه کافر است پدرش هم کافر است نجس است از این کوزه آب بخورید آن موقع که امام یک مجتهد مسلم و یک مرجع بوده پیش میاید به هر حال این برای انسان یک درجه است که در مورد انسان این حرفها زده بشود.@ دشمن بزند مؤمن حسود بزند فاسق بزند یک موقع میبینی خواهرت، مادرت، عزیزترین کس تو یک حرفی میزند که جگرت را میسوزاند خود خدا میگوید(أَذىً كَثِيراً) یعنی حواست باشد پیاش را به تنت بمال که زیاد اذیت میشوی.@ (وَ إِنْ تَصْبِرُوا) اگر صبر بکنید یعنی از خودتان دفاع عاقلانه و مؤدبانه بکنید اما به بیراهه نروید راه ناحق را نروید به خاطر اینکه این حرفها را شنیدید و تقوا پیشه کنید یعنی اگر قرار است دفع هم بکنید با معصیت دفع نکنید که شما هم چهارتا حرف بد به طرف مقابل بزنید یا چهارتا تهمت بزنید، نه با تقوا(ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) آنطوری که بهتر هست انسان دفع بکند.@ تقوا پیشه بکند میگوید این(فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) معلوم است تو عزم و اراده داری در این مسیر و آدم موفقی هستی کسی میتواند به بهشت برسد که عزم و اراده و قدرت روحی داشته باشد هر چه بیشتر بالاتر، شما در کدام قسمت از بهشت جای میگیرید کدام درجه از بهشت؟ بسته به این است که اینجا چقدر فشار تحمل میکنید چقدر تلخی تحمل میکنید.@ هر چقدر تلخیهایش بیشتر باشد درجهاش هم بالاتر هست همیشه اینطوری هست، بنابراین چه کسی ثروتمندتر است؟ چه کسی اشرافیتر است در آخرت؟ کسی که سختیهای بیشتری کشیده باشد زحمت زیادی کشیده باشد تلخیهای زیادی را دیده باشد حرفهای بیشتری شنیده باشد حرفهای تلخ بیشتری شنیده باشد این ثروتمندتر است. اینکه:@

هم در دنیا صادق است هم در آخرت، یعنی مزد آخرتی کسی بیشتر میگیرد که رنج بیشتری کشیده باشد در راه خدا فی سبیل الله سختی بیشتری را تحمل کرده باشد. در سوره انفال آیه 17 میفرماید(‏وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) این(منه) ضمیرش به آیه دیگری برمیگردد.@ داستان از این قرار بود که خداوند تبارک و تعالی در یک جنگ مسلمانها را پیروز کرد و کافران را شکست داد خداوند میگوید من میخواستم با این پیروزی شما را امتحان کنم ببینم وقتی که پیروز شدید خیلی سرمست میشوید یا نه، چه حرفهایی میزنید در جبهه هم گاهی وقتها پیش میامد.@ در جبهه ما گاهی وقتها عملیات میکردیم خیلی خوب، یک موقعی هم که فکر میکردیم دیگر الان پیروز میشویم اتفاقاً شکست میخوردیم موفق نمیشدیم در هر دو امتحان است هم در شکست هم در پیروزی، گاهی وقتها به انسان یک نعمت و پیروزی میرسد آنقدر ذوقزده میشود که از راه حق منحرف میشود.@ میگوید به هر حال پیروزی و موفقیتهایی که سر راه شما قرار میگیرد اینها امتحان الهی است امام خمینی(س) در جنگ میفرمودند که هرگز با پیروزیها مغرور نشوید در جنگ اگر پیروز شدید مغرور نشوید(بَلاءً حَسَناً) یعنی این، در روایت و ادیعه هم داریم خداوند(حَسَنَ البَلاء) است یعنی خیلی قشنگ امتحان میکند خوب و نیکو از انسان امتحان میگیرد.@ این آیه فوقالعاده مهم است یک فرمول خیلی مهمی هست در آزمایش انسان، سوره کهف آیه 7 میفرماید(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) ما در روی زمین هر چه قرار دادیم آن را با زینت، زینت برای جلب توجه است، جذاب، جذبکننده، جلوهکننده قرار دادیم خودش هم خدا دارد میگوید.@ مثلاً کسی بخواهد کسی را امتحان کند بگوید از اینجا امتحانت میکنم خدا چقدر کار را راحت کرده خودش میگوید میخواهم امتحانت کنم اگر من این کار را کردم تو اینطوری برخورد بکنی جایزه میگیری خداوند تبارک و تعالی کار را راحت کرده خودش دارد راهنمایی میکند انگار که صورت مسأله را قبلاً به ما گفته باشند جوابش را هم دادند.@ میگوید ما هر چه روی زمین هست چشمکزن آفریدیم همهاش چشمک میزند یعنی تو به سمتش کشیده میشوی دلیل نمیشود که اگر یک چیزی قشنگ است یکی چیزی ذلت دارد یک چیزی زیباست یک چیزی حال میدهد به قول امروزیها بروی به آن آلوده بشوی خیلی چیزها هست که خوب است اگر قرار بود لذت نداشته باشد که اصلاً امتحان معنا نداشت.@ آدم از چیز بد و تلخ خوشش نمیاید از چیزی که لذت ندارد خوشش نمیاید به هر حال میگوید ما آنچه که قرار دادیم لذتبخش قرار دادیم برای شما زینت دادیم، میگوید من فریب زینت و زیبایی و لذتش را خوردم، همهاش همین است امتحان همین است.@ جبرئیل(ع) به خداوند تبارک و تعالی عرض کرد من میخواهم بهشت را ببینم بهشت را دید بعد وقتی بهشت را دید گفت خدایا من فکر نمیکنم که هیچ کدام از بندگان تو اینقدر نادان باشند که اینجا را رها کنند و نیایند، فرمود جبرئیل اشتباه نکن مسیر بهشت را نگاه کن.@ بعد مسیر را که نگاه کرد دید چقدر سختی دارد گفت اگر این راهش باشد فکر نمیکنم همه کس بتواند اینجا بیاید جهنم را که دید دید خیلی جای وحشتناکی است گفت اصلاً کسی از بندههای تو اینقدر دیوانه نیست که اینجا بیاید خداوند فرمود راهش را نگاه کن راهش را که نشان داد دید چقدر راه لذتبخشی دارد جهنم در آن پر از لذت و چیزهای دیگر است.@ فرمود خداوندا خیلیها گول این راه را میخورند و آخر سر از جهنم در میاورند اینکه ما فکر کنیم اگر یک چیزی لذیذ بود اگر یک چیزی جذاب بود اگر از یک چیزی خوشمان آمد اگر یک چیزی برای ما حال داشت پس ما دیگر مجاز هستیم سمتش برویم یا احتیاج داشتیم به چیزی این دلیل نمیشود که بگوییم برویم.@ خود خدا میگوید حواست باشد هر وقت یک چیزی به تو چشمک زد مالی، مقامی، موقعیتی، شهوتی به تو چشمک زد مواظب باش آنجا دارم امتحانت میکنم(لِنَبْلُوَهُمْ) برای اینکه امتحان کنیم انسانها را(أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) کدامشان بهتر عمل میکنند.@ پس اینکه انسان در محیط زندگیاش در کوچه و خیابان در خیلی جاهای دیگر چیزهایی را میبیند که ممکن است اذیت بشود و تحریک بشود از آنطرف این حسن را هم دارد که اگر انسان بتواند چشمپوشی کند هر بار که چشمپوشی میکند بیخیال میشود رد میشود امتیاز و درجه میگیرد و بالا میرود.@ گاهی وقتها انسان که در معرض زینتهای مختلف قرار میگیرد برایش موقعیت رشد است خداوند او را در این موقعیت قرار داده که این هم چشمپوشی کند و امتیاز بگیرد وقتی میخواهند یک نفر را بالا ببرند اول برایش یک امتحان میگذارند بعد میگویند حالا تو بیا کارشناسی امتحان بده اگر قبول شدی مدرک میگیری کارشناسی ارشد و دکترا.@ انسان باید امتحان بشود پس شما وقتی که میخواهید به یک نفر جایزه بدهید اول برایش یک مسیر مسابقهای یک امتحان یک کاری را ایجاد میکنید تا بتواند رشد بکند و بالا برود حالا آنهایی که در محیطهای بد هستند درست است این سختی را دارد که در محیطهای بد هستند.@ اما فضیلتشان با آدمهایی که در محیطهای خوب هستند این هست که اینها امتیاز و رشدشان بیشتر است اگر تحمل کنند(إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا) اگر صبر کنند تقوا پیشه کنند درجهشان بالاتر است.@ یک خانمی که شوهر بد دارد شوهر بداخلاق دارد که اذیتش میکند این آمادگیاش برای رشد برای رفاقت با خدا و پرواز بالاتر از کسی هست که از ناحیه شوهرش اذیت نمیشود یک آقایی که یک خانم خیلی خوب دارد که اذیتش نمیکند او این موقعیت را ندارد مثل آقایی که یک خانم بد دارد و اذیتش میکند.@ حالا توصیه به خانمها این است که همیشه شوهرتان را اذیت کنید که شوهرهای شما ساخته بشوند، نه این خیلی بد است خدا نکند که انسان مایه امتحان دیگران باشد خیلی زشت است که انسان با خُلق و خویاش مایه آزمایش دیگران بشود.@ حالا ما این را از باب مزاح عرض کردیم ولی نکند خدای نکرده شما جزء کسانی باشید که اعضای خانواده شما به خاطر شما مجبور باشند که صبر کنند و از عملکرد شما اجر بگیرند این خیلی بد است.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود یک کاری بکنید که در خانوادهتان هیچ کس به خاطر شما بدبختترین افراد نباشد یک کاری بکنید که خانوادهتان به خاطر شما خوشبخت باشند به خاطر حضور شما در خانواده خوشبخت باشند یک کاری بکنید که پدر و مادرتان از اینکه شما فرزندشان هستید لذت ببرند و احساس خوشبختی کنند.@ این کار خیلی مهمی است که یک یک بچه میتواند برای پدر و مادرش انجام بدهد بچه یک کاری بکند که پدر و مادر از اینکه یک همچین بچهای دارند خدا را شکر کنند و خوشحال بشوند خیلی این برکت خوبی هست یک مردی یک کاری بکند همسرش از اینکه او شوهرش هست احساس خوشبختی بکند.@ یک خانم کاری بکند که شوهرش از اینکه یک همچین همسری دارد احساس خوشبختی بکند این خیلی اجر دارد و بسیار هم ارزش دارد. اگر پدری خمس و زکات نمیدهد یا نماز نمیخواند اشکال ندارد شما در خانهشان زندگی بکنید و میتوانید دفتر مرجعتان زنگ بزنید اجازه بگیرید در مال پدرتان این مقدار تصرف اشکالی ندارد اجازه بگیرید مشکلی پیش نمیاید.@ در رابطه با تشخیص افکار شیطنتآمیز یا افکار آلوده سیدی دشمنشناسی را توضیح کامل دادیم انواع فکرهایی که شیطان در درون انسان ایجاد میکند فکرهای اضطرابآور و نگرانکننده و غمگینکننده و فکرهای کثیف و آلوده و فکرهای نامقدس و راههای مبارزهاش حمله از جلو، عقب، راست و چپ توضیح مفصل دادیم آن سیدی دشمنشناسی را عزیزان دقیقاً استماع کنند.@ در مسائل اجتماعی سیاسی کلاً نه فقط مسأله دیدن ماه در ماه شوال بلکه کلاً مسائل اجتماعی سیاسی وقتی که یک اختلافی بین ولیفقیه یا مراجع ایجاد بشود به فتوای امام و خود همه مراجع، همه مراجع این را قبول دارند که نظر ولیفقیه اولویت دارد انسان نباید به نظر مرجعش عمل بکند همان که ولیفقیه گفت در مسائل اجتماعی سیاسی آن اولویت دارد این هم به خاطر حفظ وحدت جامعه هست.@ امکان دارد گاهی وقتها انسان از طریق آبرویش مورد امتحان قرار بگیرد این از سختترین امتحانها هست اگر اینطوری شد خداوند درجات بسیار بالاتری را به انسان در آخرت خواهد داد عزت بیشتری را خواهد داد.@ پدر و مادر یا همسرتان اگر ناراضی هستند سعی کنید سر کلاس نیایید از طریق برنامه گرفتن برنامه بگیرید جدول پر کنید برایتان برنامهریزی میکنیم در منزل انجام بدهید درستان و کتابها و سیدیها را، خدای نکرده همسر و پدر و مادر شما آزرده نشوند البته اگر بتوانید حتی چاپلوسی بکنید خواهش بکنید سرشان را کلاه بگذارید که بیایید، ولی اگر نشد اشکالی ندارد در خانه انجام بدهید آنها را هم ناراحت نکنید.@ عقد اخوت حق و حقوقی را در پی دارد سه تا حق دارد شما وقتی صیغه اخوت میخوانید که خواهر یا برادر شوید خواهر و برادری نداریم یک موقعی در عوام نگویید که صیغه خواهر و برادری با هم خواندیم اینطوری نداریم ولی دو نفر آقا یا دو خانم.@ ولی آنهایی که عقد اخوت بینشان برقرار میشود سه حق گردنشان میاید یکی اینکه واجب است شرعاً باید همدیگر را دعا کنند یکی اینکه به ملاقات همدیگر بروند یکی اینکه روز قیامت همدیگر را شفاعت کنند.@ انسان باید در مقابل فرد مغرور سعی کند تواضع پیشه کند محبت بکند تا آن غرورش را کنار بگذارد خیلی وقتها تکبر و غرور ناشی از جهالت است یا عُقده هست اگر شما محبت و تواضع بکنید گاهی وقتها هدیه بدهید گاهی وقتها روابط خوب برقرار کنید طرف مقابل اینها را کنار میگذارد.@ اگر همه این مسیرها را رفتید باز دست از غرورش برنداشت آن موقع شما اجازه دارید در مقابل غرور او هم تکبر به خرج بدهید و رابطه را با او تنظیم کنید.@ چیزهای مباح و حلال انسان میل پیدا میکند اگر انسان به یک چیز حلال میل پیدا کند امتحان نیست فقط امتحانش این است که زیادهروی و افراط نکند اما اگر حلال باشد اشکالی ندارد انسان دیگر در امور حلال خدا از او امتحانی نمیگیرد حلال امتحانش به این است که زیادهروی و اسراف نکند.@ امتحان مالی امتحان است براساس درآمد و توان خودش امتحان میشود فقرا هم حتی امتحان میشوند یک کسی وضع مالی زیادی دارد یک کسی وضع مالی کمی دارد ولی در هر صورت امتحان میشود.@ به عرف بازار آدم توجه بکند و یک مقدار اگر پایینتر بگیرد خوب هست من یادم هست یک موقعی که برای سربازان درس داشتم شاید چند صدتا سرباز بودند رفتم مغازه برای همه آنها یک دفترچه خریدم دانهای ده تومان بعد اینها را به سربازان دادیم یک تعدادی از سربازان دفترچه به آنها نرسیده بود.@ گفتن که به ما دفترچه نرسیده یک روز رفتم بازار دفترچه بخرم گفتم حالا چرا من رفتم از یک مغازه این همه دفترچه خریدم میروم از اتحادیه میخرم که ارزانتر باشد یک نامه هم نوشتیم آنجا رفتیم گفتیم میخواهیم برای یک تعدادی سرباز دفترچه بخریم.@ اتحادیه رفتیم گفت 12 تومان، گفتیم یعنی چی مغازهدار ده تومان میدهد اتحادیه که باید ارزانتر بدهد 12 تومان میدهد بعد آن مغازه رفتم گفتم دفترچه داری؟ گفت بله دارم، گفتم چند میدهی؟ گفت 12 تومان، گفتم چرا اینطوری شد؟ گفت آنهایی که من به شما دادم خرید قبل بود و نسبت به آن موقع که من ده تومان میدادم مانده بود.@ دفترچههای جدید آمده من روی قدیمیها قیمت نکشیده بودم چون آن موقع ده تومان میدادم الان هم 12 تومان میدهم نسبت به ده تومانی که میفروختم قبلا هشت تومان خریدم که ده تومان میدهم ولی این که الان به شما میدهم 12 تومان جدید آمده دیگر آن ده تومانیها تمام شده من خودم ده تومان خریدم 12 تومان میدهم این انصاف است.@ اینکه انسان بیتابی میکند برای پیغمبر برای ائمه حتی برای خدا این نشاندهنده این هست که از آنطرف اول کشش هست در روایت داریم ذکر از طرف معشوق شروع میشود تا شما بتوانید ذکر بگویید.@ لذا هر وقت دارید ذکر میگویید یاد امام زمان میکنید دلتان به سمت امام زمان به خدا به معصومین هست بدانید که آنها هم به فکر شما در همان لحظه هستند برای اینکه اساساً اول آنها یاد دل ما را میکنند(وَ لکِنَ الأوَّل مِنَ المَذکُور وَ ثانٍ مِنَ الذَّاکِر) اول مذکور یاد دل ذاکر را میکند دوم ذاکر میتواند یاد معشوق و مذکور را بکند.@ البته هر چقدر انسان تلاش بکند تقوا داشته باشد معرفتش زیاد بشود دلش برای یادآوری معصومین و خدا آمادهتر میشود آنها بیشتر یاد انسان را میکنند.@ از چند روز دیگر که انشاء الله ذیحجه هست این دهه ذیحجه را دقت کنید انشاء الله از فردا هوشیار باشید که این ده روز اینقدر مهم و مقدس هست که اگر کسی یک عمر هم به خطا رفته باشد میتواند در این ده روز جبران بکند حواستان باشد خیلی ارزشمند هست.@ حداقل یک مرتبه آنهایی که دارند آن المراقبات مرحوم میرزا جواد آقای ملکی را بخش ذیحجهاش را بخوانند یا آنهایی که دسترسی ندارند مفاتیح را نگاه کنند اعمال ذیحجه را انتخاب کنید ذکرهایی که دارد نمازهایی که دارد انتخاب کنید این ده روز را خلاصه به غفلت نگذرانید به خصوص عرفه را، روز عرفه بسیار مهم است.@ ما شب عرفه که خودمان احیا داریم ولی روز عرفه هم بسیار مهم است سعی کنید یا در این امامزاده یا حرم حضرت عبدالعظیم، جاهای مقدس، مساجدی که هست دعای عرفه میخوانند بروید ولی دعای عرفه را سعی کنید فارسیاش را هم با دقت بخوانید که بتوانید لذت ببرید و انشاء الله برداشت خیلی خوب داشته باشید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@