جلسه 001 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
6
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ به حول و قوه الهی از این جلسه انشاالله یک بحثی را آغاز میکنیم درباره اینکه انسان چگونه با وجود سختیها و مصائب در زندگی بتواند شخصیت چابک و آرام را داشته باشد برای همه انسانها در طول زندگی در این باره سؤالات خیلی زیادی پیش میاید که چرا ما در زندگی دنیایی با سختیهای زیادی روبرو هستیم به خصوص که در بوجود آوردن بسیاری از آنها خودمان نقشی نداریم و این سختیها به ما به نوعی تحمیل شده.@ فلسفه این بلاها و مصائب در زندگی چیست؟ گاهی وقتها این سؤالات را در مورد زندگی خودمان میکنیم یا بعضی از اشخاصی که میشناسیم گاهی وقتها وقتی که مصائب و بلاها اجتماعی باشد این سؤالات پیش میاید که چرا ما با یک زلزله هزاران نفر کشته میشوند خسارتهای مادی و روحی و عاطفی زیادی ایجاد میشود اینها سؤالاتی هست که فضای ذهن انسان را اشغال میکند.@ پس یک طرف ما سؤال داریم درباره اینکه چرا اساساً اینطوری هست چرا اینگونه هست چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی، قسمت دیگر بحث این هست که حالا میپذیریم که این چیزها هست هم در زندگی خودم و هم در زندگی دیگران و هم در سطح جامعه وجود دارد.@ جامعه که میگویم یک موقعی مثلاً میگویم در یک شهر یک روستا در یک کشور مردم گرفتاری دارند گاهی وقتها هست که مصائبی هست که جهانی هست همه مردم جهان به این مصائب دچار هستند چگونه بتوانیم با وجود این مصائب زندگی شاد و قدرتمند و آرام و پویایی داشته باشیم.@ و سؤال دیگر این هست که آیا ما میتوانیم خودمان در کاهش این بلاها و مصائب نقشی داشته باشیم چه در مسائل فردی و چه در مسائل اجتماعی میتوانیم کاری بکنیم که از حجم نگرانیها اضطرابها افسردگیها پژمردگیها غمهای دیگران و غمهای خودمان کم بکنیم یا در سطح جهانی ما میتوانیم یک همچین توفقی داشته باشیم که نقشی در کاهش آلام انسانی داشته باشیم یا نه.@ گاهی وقتها هست که ما خودمان در پیدا شدن بلاها و سختیها و مصائب نقش داریم که این نقش گاهی مثبت هست و گاهی منفی، حالا بدون انتساب این مشکلات و مصائب به خداوند تبارک و تعالی یا به کسان دیگر همین که بپذیرم خودم نقش مهمی در به وجود آمدن خیلی از مشکلات و مصائبم دارم با وجود این پذیرش آیا میتوانم کاری بکنم که اینها کم بشود یا اگر چیزی به سر من آمده میتوانم جبرانش بکنم یا نه.@ پس ما باید بحثمان را با دو جهت خدمت عزیزان تقدیم بکنیم یک جهت چرایی این مسئله هست یعنی مسئله بلاها سختیها و مصائب در زندگی و یک جهت هم روش برخورد با آنها هست به طوری که بتوانیم شادی و آرامش و نشاطمان را حفظ بکنیم.@ منشأ بلاها و سختیهایی که در زندگی به آن دچار میشویم با یک نگاه مختلف هست گاهی وقتها خودمان هستیم گاهی وقتها دیگران هستند گاهی وقتها خود خداوند تبارک و تعالی است ولی بالاخره ما به عنوان بندگان خدا و مخلوقات او هیچ پناهگاهی جز خداوند تبارک و تعالی نداریم.@ اگر خودمان اشتباهی کرده باشیم در زندگیمان که دچار شکست افسردگی و ناکامی شده باشیم بالاخره پناهگاه ما خداست میگوییم خدایا ما این اشتباه را کردیم تو با ما چه میکنی تو مشکلات ما را حل کن به سراغ خدا میاییم.@ اگر دیگران هم در حق ما ظلمی کرده باشند مشکلی در ارتباط با دیگران برای ما ایجاد شده باشد باز هم به سراغ خدا میرویم که خدایا چرا این باید به من ظلم بکند چرا تو میگذاری که به من ظلم بکند و از تو میخواهم که جلوی او را بگیری جلوی این مصیبت را این مشکل را این مانع را که این شخص برای من ایجاد کرده یا مسائلی که برای من ایجاد کرده بگیری.@ یا فشارها و ظلمهایی که دارد از طرف این شخص به من میاید یا بلاهایی که بواسطه این شخص دارد سر من میاید یک طوری جبرانش بکنی یا جلویش را بگیری اگر هم به این نتیجه برسیم که این مسئله دست خداست و خود خداوند تبارک و تعالی مستقیماً برای ما یک مصیبت و یک بلایی را فرستاده باز هم به سراغ خداوند تبارک و تعالی میرویم.@ و میگوییم خدایا این مشکل را از من برطرف کن با من قهر نکن رویت را از من برنگردان و به من رحم کن خداوند تبارک و تعالی نوع رابطهاش را با ما در قرآن کریم بیان کرده توجه به نوع رابطه خداوند تبارک و تعالی با ما خودش ما را در فهم فلسفه بلاها و مصائب و نحوه برخورد با آنها خیلی عمیق و قدرتمند میکند.@ ما مخلوق خدا هستیم خداوند عبارت هست از موجود بینهایت مطلق که تمام کمالات را به طور بینهایت دارد صمد است هیچ نقطه ضعفی ندارد چون بینهایت است کمالی خارج از وجود او نیست که نداشته باشد و اساساً خارج از وجود او چیزی نیست.@ هر چه که هست تجلی خود اوست هر کمالی که هست تجلی خود اوست کمالات زیباییها قدرتها منشأ دیگری جز خداوند تبارک و تعالی ندارند او نیازی به غیر خودش ندارد چون غیر او هر چه که هستند مخلوق خود او هستند و هر کمالی که دارند از خود او این کمال را گرفتند بنابراین امکان ندارد خداوند تبارک و تعالی به بندگان خودش ظلمی بکند.@ امام سجاد(ع) (اِنَّما یَحتاجُ اِلَی الظُلم اَلضَعیف) امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه اینطوری عرض میکند که چه کسی محتاج ظلم است؟ میفرماید فقط افرادی که کمبود دارند ضعیف هستند نیازمند ظلم به دیگران میشوند که با آن ظلم بتوانند خلأیی را در خودشان جبران بکنند خداوند خلأیی ندارد صمد است مطلق است بنابراین او به کسی ظلم نمیکند.@ نکته دیگر این هست که علاوه بر اینکه به کسی ظلم نمیکند میفرماید(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) خداوند نسبت به مردم بسیار رئوف و مهربان هست شما اگر چیزی به اسم رأفت، رحمت، مهربانی، عشق، دوست داشتن، خوبی کردن را میشناسید یا دارید همه اینها تجلی خداست.@ اگر یک مادری به فرزندش نیکی میکند خداست که مهر فرزند را در دل مادر قرار داده در واقع منشأ همه عاطفهها خداوند تبارک و تعالی است هیچ وقت نمیشود یک نفر از خدا مهربانتر باشد همه عاطفههای انسانها را در طول تاریخ شما جمع بکنید و در عرض زمان یعنی الان که داریم زندگی میکنیم چند میلیارد جمعیت کره زمین دارد همه عواطفشان را جمع بکنید و در طول تاریخ، این عواطف را خداوند ایجاد کرده و داده.@ همه آن مهربانیها، عاطفهها، عشقها، محبتها عطای خداوند تبارک و تعالی است بنابراین وقتی که یک شخصی میبیند نسبت به او کسی دارد مهربانی میکند حالا مادر است با فداکاری زیاد، پدر هست خواهر برادران هستند دوستان هستند اساتید هستند مردم هستند حتی حیوانات گاهی وقتها شما میبینید یک حیوان به شما محبت میکند گاهی وقتها انسانها در جاهایی گرفتار میشوند و یک حیوان به داد انسان میرسد.@ یک سگ وفادار گاهی وقتها حیوانات وحشی به داد انسان میرسند مثلاً بارها شده گرگها بچههای انسان را یک جا پیدا کردند بردند در لانه خودشان بزرگشان کردند به آنها شیر دادند یا یک حیوان بچه یک حیوان دیگر را برده بزرگ کرده.@ این محبتهایی که به ما میشود چه از طریق انسانها چه از طریق حیوانات میبینیم که همه چکیده قطرهای از دریای بیپایان محبت خداوند هست در واقع هر باری که مادر ما را میبوسد در آغوشش میگیرد پدر به ما لطفی میکند و کس دیگری در حق ما محبتی میکند این محبت فقط از ناحیه خداوند تبارک و تعالی است.@ ما در طول عمرمان هزاران بار دست نوازشگر خداوند را در وجودمان احساس کردیم از طریق موجوداتی که با ما در ارتباط بودند بنابراین نه تنها ظلم نمیکند بلکه نسبت به بندگانش بسیار بسیار مهربان هست و مهربانی او با مهربانی مادر پدر و هر کس دیگر قابل مقایسه نیست تمام پدران تاریخ مادران تاریخ محبتشان را عواطفشان را از خداوند تبارک و تعالی دارند.@ بنابراین خداوند بد بندهاش را نمیخواهد از طرفی در قرآن میفرماید(يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) خداوند برای شما آسایش را میخواهد سختی را نمیخواهد میخواهد که شما در آسایش و رفاه و سلامت باشید من برای شما سختی را نمیخواهم بنده من هستید دوست دارم که شما مورد رحمت من باشید و در زندگیتان آرام شاد با لذت و آسایش زندگی بکنید.@ (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ) خدا برای شما آسایش را میخواهد(وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) برای شما سختی را نمیخواهد اینها را هم بگذاریم کنار بحث بلاها و سختیها، بعد ببینیم که حالا یک خدایی داریم که همه کاره این عالم هست به کسی ظلم نمیکند بینهایت به بندگانش محبت دارد و از طرفی آسایش را برای آنها میخواهد پس چرا در این عالم ما با چیزی به نام بلا و مصیبت و ظلم روبرو هستیم؟.@ بالاخره باید یک طرف قضیه را ما برای خودمان حل بکنیم آنطرف خدایی داریم که صاحب این عالم هست رب العالمین است یعنی مالک و مدبر این عالم هست که در پناه او و در نزدیکی با او ما شاد و آرام و خوشبخت هستیم و او هم میگوید من آسایش را برای شما میخواهم و هرگز به شما ظلم هم نمیکنم.@ از طرفی هم میبینیم در این نظام خلقت ما با بلاها، مصائب، سختیها، ظلمها، شرها روبرو هستیم این را چطوری میتوانیم جمع بکنیم چون اگر این جمع نشود خیلی وقتها افرادی که نمیتوانند این را جمع بکنند یا فلسفهاش را عمیقاً بفهمند سایه میافتد روی روابطشان با خداوند تبارک و تعالی.@ به جای اینکه زیباترین موجود عالم را دوست داشته باشند و بتوانند به کانون شادی و آرامش نزدیک بشوند به واسطه همین سختیها از خداوند دور میشوند از معنویت میافتند اصلاً خود خدا برایشان زیر سؤال میرود میگوید که تو اگر مهربانی تو اگر ما را دوست داری تو اگر آسایش را برای ما میخواهی تو اگر رأفت و رحمت نسبت به ما داری چرا ما باید خودمان و دیگران این همه مشکل و سختی را در عالم تحمل بکنیم؟.@ چرا باید عالم اینطوری باشد؟ گاهی وقتها انسان که نمیتواند درک عمیقی از این مسائل داشته باشد یک موقع میبینی که اصلاً با معشوقش هم به هم میزند خدایی که قرار است اله ما و معشوق ما باشد رابطهمان با او خراب میشود بخصوص در مورد مصائب و مشکلاتی که نمیتوانیم برایش یک ریشه درست و حسابی پیدا بکنیم.@ و مردم معمولاً در اینطور موارد میگویند این خواست خدا بوده قسمت بوده سرنوشت بوده تقدیر بوده که اینطوری بشود مثلاً یک خانمی با آرزوی خیلی زیاد با آقایی که خیلی به او علاقه دارد ازدواج میکند برای آیندهشان یک برنامه خوبی را در ذهن دارند ولی این شادی و آرامش زمان زیادی طول نمیکشد.@ چون یک بچه از اینها متولد میشود که این بچه کر کور و لال است فلج مغزی است نه میبیند نه میشنود و نه میتواند حرف بزند بزرگ هم که میشود نه میتواند هیچ کدام از نیازهایش را بگوید حتی نمیتواند بگوید گرسنهام هست اگر مادر جبراً به او غذا نرساند این بچه میمیرد، این بچه از کجا آمده؟ مردم معمولاً اینطور موارد قضاوت میکنند میگویند خواست خدا بوده قسمت بوده که اینطوری بشود تقدیر ما اینطوری بوده که اینطور بشود.@ حالا اگر آدم خوب و مؤمنی باشد میگوید راضی هستیم به رضای خدا، تحمل میکنیم به خاطر خدا، قسمت ما این بود امتحان الهی است گاهی وقتها اگر نظر عقیدتی هم وضعیت خوبی نداشته باشند میگویند خدا با این بچه چکار داشت چرا در حق این بچه ظلم کرده این بچه مگر چه گناهی کرده که باید با درد و بیماری به دنیا بیاید یک عمر مشکل بکشد درد بکشد مصیبت بکشد چرا خدا این کار را کرد؟.@ در حالی که خداوند میفرماید که من برای شما آسایش را خواستم حالا برای اینکه یک موقع ذهنها مشوش نشود جواب این سؤال را بدهم خداوند میفرماید که من همه آموزشهای لازم را برای اینکه شما بچهای زیبا و سالم، باهوش، خوشاخلاق، متدین و عاقل داشته باشید اطلاعات لازم را در اختیارتان گذاشتم توسط انبیاء به همه دادم.@ اینکه شما خودتان خودتان را از اطلاعات لازم برای داشتن یک بچه اینطوری محروم کردید دیگر ربطی به من ندارد ضمناً امتحان هم نیست چون من اصلاً نمیخواستم شما بچه اینطوری داشته باشیم یک موقع هست من خودم دخیل هستم چه امتحانی است خودم برای خودم به وجود آوردم.@ در اثر جهل رفتم یک بچهای درست کردم که اینطوری شده یک موقع هست نه من تمام زحماتم را کشیدم رعایتها را کردم بچه به هر حال به یک دلیلی اینطوری شده مثلاً یک بمب شیمیایی زدند بچه معلول شده آن را میتوانم بگویم امتحان است یا یک کسی ظلم کرده یا اینکه پای خدا بگذارم و با او معامله بکنم ولی در اکثر موارد دیگر از بمباران اتمی و شیمیایی و این چیزها خبری نیست.@ ما این همه بچههای معلول و ناقص داریم چون پدر مادرها عقلشان به آنها میگوید که اگر خواستند یک گل بسازند مثل این گلهایی که روی میز هست باید بروند دوره ببینند کلاس ببینند هیچ کس بدون دوره و کلاس نمیتواند برود یک گل بسازد این را یاد گرفتند.@ عقلشان میرسد که مثلاً بخواهند یک سالاد درست کنند باید بروند دوره ببیند سفرهآرایی باید دوره ببینند خیاطی و گلدوزی و گلسازی دوره میخواهد خطاطی و رانندگی دوره میخواهد رایانه و تایپ و حروفچینی دوره میخواهد تربیت یک گل طبیعی دوره میخواهد آدم باید برود دوره ببیند یک گل طبیعی را چطوری بار بیاورد باغبانی کشاورزی دوره میخواهد.@ اما عقلش نمیرسد به وجود آوردن یک بچهای که از همه این سیستمها بینهایت پیچیدهتر است و به بلندای ابدیت هم این موجود امتداد دارد این آگاهی میخواهد من که حق ندارم با هر کسی ازدواج کنم در هر شرائطی انعقاد نطفه بکنم با هر غذایی که قبلش خوردم شروع کنم انعقاد نطفه یا در هر شبی این کار را بکنم یا در هر ساعتی این کار را بکنم نمیتوانم این کار را بکنم.@ چون ما قبلاً توضیح دادیم در نوارهای تربیت که پنج عامل سلامت و زیبایی، هوش، اخلاق، دین و عقل بچه 55% به زنها مربوط است به طور متوسط و 45% به مردها مربوط است وقتی من این فرمولها را بلد نیستم و بلد نیستم ژنهای خودم را چگونه تقویت بکنم.@ در دوران بارداری چطوری ژنهایمان را تقویت بکنیم باداری همسرمان خانمها در زمان بارداری خودشان بعد از تولد چطوری بتوانیم این کار را انجام بدهیم قبل از انعقاد نطفه ما چند ماه جلوتر میتوانیم در این پنج جهت تقویت بکنیم وقتی من این کار را بلد نیستم بچه هر طوری که از کار در بیاید این مقصر خودمان هستیم.@ جهالت خودمان است که برای گلسازی وقت و کلاس و حوصله داریم برای بوجود آوردن یک انسان همچین حوصلهای نداریم طبیعی است که ما شکست میخوریم چرا باید گردن خداوند بیندازیم چون خداوند یک اصل فطری را در نهاد همه ما قرار داده یک اصل عقلانی را در وجود همه ما قرار داده.@ آن اصل این هست که انسان قبل از انجام هر کاری احتیاج به شناخت و اطلاعات و آگاهی دارد پس این همه زندگیها که دارد متلاشی میشود بر اثر این هست که ما در واقع اطلاعات لازم را برای برقراری یک پیوند شروع یک پیوند و بعد اطلاعات لازم را برای حفظ یک پیوند به صورت مناسب نداریم.@ ما الان طبق آمارمان از سال 79 تا 83 میزان رشد ازدواجمان 16% است طلاقمان 40% است این یعنی چی؟ این یعنی اکثر دختر پسران ما بخصوص طبقات تحصیلکردهشان که عقل و شعورشان به آنها میگوید که مثلاً برای زبان کامپیوتر فیزیک شیمی تاریخ باستانشناسی ادبیات باید برویم دانشگاه درس بخوانیم اگر میخواهیم تخصص داشته باشیم.@ ولی برای ازدواج شناختن یک جنس مخالف، کیفیت برقراری یک ارتباط سالم و حفظ یک رابطه سالم هیچ کس دنبال این فرمولها نمیرود. من اتفاقاً چند وقت پیش دانشگاه که برای زوجهای جوانی که ازدواج دانشجویی کرده بودند کلاس داشتم از آنها سؤال کردم گفتم شما در رشتههای مختلف دارید در دانشگاه درس میخوانید.@ چند تا از شما این فرمولها را بلد هستید؟ اگر کسی بلد هست دستش را بالا بگیرد هیچ کس دستش را بالا نگرفت وقتی خود ما عقلمان را به کار نمیاندازیم آنوقت مجبوریم بگوییم این قسمت است تقدیر اینطوری بود خواست خدا اینطوری بود نمیگوییم خودمان اشتباه کردیم میگوییم خدا خواست به دروغ، یک امتحان الهی است به دروغ.@ پس منشأ مصیبت در واقع خودم هستم نرفتم در برقراری هر ارتباطی اطلاعات یاد بگیرم اصولاً قبل از اینکه بحث را در مجرای خودش ادامه بدهیم اصولاً ما در سه محور، محور انتخابات، ارتباطات و رفتارها قبل از هر انتخاب هر ارتباط و هر رفتاری نیازمند به شناخت هستیم.@ یعنی اطلاعات تخصصی مربوط به هر انتخاب ارتباط و رفتار را باید قبلش یاد بگیریم تا کلاه سرمان نرود تا بلا سرمان نیاید تا با شکست و تلخکامی روبرو نشویم اما وقتی که انتخاب میکنیم بدون آگاهی ارتباط برقرار میکنیم بدون تخصص رفتار انجام میدهیم بدون اطلاعات و آگاهی و مهارت لازم معلوم است نتیجه رفتار ارتباط و انتخاب نتیجه تلخی خواهد بود.@ بنابراین ما باید خودمان را مذّمت بکنیم اگر یک کسی بدون آگاهی دست به مواد منفجره زد مثل این چهارشنبهسوریهایی که این بچهها دارند این همه ما تلفات میدهیم یک کسی بدون مهارت پشت ماشین نشست اتومبیل را در خیابان برد یک کسی بدون آگاهی دست به یک وسیله پیچیده زد نتیجه هر چقدر بشود هر چه باشد خودشان آن را به وجود آوردند.@ چون خداوند همه انسانها را در عقلشان مسلح کرده و تعلیم داده که بدون آگاهی نه انتخاب نه ارتباط و نه رفتار ولی ما بیاییم خودمان را بسنجیم ببینیم که چند درصد از انتخابات ارتباطات و رفتارهای ما تخصصی است با مهارت است.@ من حالا آمدم دست زدم به یک ازدواج اشتباه حالا باید بروم طلاق بدهم یا طلاق بگیرم؟ نه، حتماً اینطوری نیست ما مهارتهایی داریم فرمولهایی داریم که میتوانیم مسیر را عوض بکنیم و جبران بکنیم طلاق اول کار نیست که تا رسیدیم به یک مشکلی برویم جدا بشویم من نمیتوانم.@ وقتی من مهارت داشته باشم اطلاعات داشته باشم به جای اینکه افسرده بشوم پژمرده بشوم اعصابم خورد بشود یا زندگیم را از هم بپاشم روشهای اصلاحی را در پیش میگیرم روشهای قدرتمند کردن خودم را در پیش میگیرم و در بسیاری از موارد نتیجه میدهد بنبست، نمیشود، نمیتوانم، این بسیار بسیار نادر است آدم به یک جایی برسد که دیگر امکان اصلاح وجود ندارد.@ ولی ما اکثر موارد اینطوری فکر میکنیم چون مهارتهای لازم را نداریم آگاهیها و تخصصهای لازم را نداریم عقلمان با اینکه به ما گفته دنبالش نرفتیم حاضر نیستیم برایش سرمایهگذاری بکنیم وقت بگذاریم تا با مشکل و معزل روبرو میشویم افسردگی و پژمردگی و ناامیدی و عصبانیت و بهم زدن همه چیز را قهر و طلاق و دشمنی و این چیزها اول به سراغ ما میاید زود میرویم سراغ این کارها، برای همین ما 16% ازدواج داریم 40% طلاق داریم.@ من به عنوان یک مشاور به شما میگویم این 40%، 95% موهوم است الکی است میشد نباشد ولی چرا دختر پسرهای ما زود به این نتیجه رسیدند زن و مردهای ما زود به این نتیجه رسیدند؟ برای اینکه نمیخواهند ضعف خودشان را اشتباه خودشان را قبول بکنند.@ وقتی که من عقلم نرسیده ارتباط و انتخاب و رفتارهایم را چطوری تنظیم بکنم حالا زنم را طلاق بدهم یا یک کسی از شوهرش طلاق بگیرد در ازدواج بعدی موفق است؟ نه، ما به جای اینکه زنمان را عوض بکنیم یا شوهرمان را عوض بکنیم باید خودمان را عوض بکنیم ببینیم شاید خیلی از چیزها درست شد.@ ما میخواهیم یک دنده با تنبلی و کسالت پافشاری کنیم روی شخصیت فعلیمان حال نداشته باشیم هیچ کاری انجام بدهیم مسلم است نمیتوانیم در یک زندگی مشترک موفق باشیم مسلم است که میبریم سر از طلاق در میاوریم سر از جدایی در میاوریم سر از قهر در میاوریم سر از فرار از خانه در میاوریم.@ یک دختر خانمی دیروز برای من نامه نوشته بود من چون با پدر مادرم مشکل دارم مجبورم به درخواست یک خواستگاری که اصلاً دوستش ندارم با من سنخیت ندارد جواب مثبت بدهم که از آن خانه خارج بشوم من هم به او گفتم تو وقتی نتوانی پدر مادرت را تحمل بکنی و مشکلات با آنها بودن را هموار کنی به خودت، مهارتهای لازم را در برقراری ارتباط خوب با پدر مادر تحصیل نکنی مطمئن باش در زندگی بعدی شکست خواهی خورد.@ حتماً شکست میخوری فرار یعنی چی قهر یعنی چی چرا فرار چرا قهر؟ انسان محکم میایستد میبیند کجای کارش اشتباه بوده روشش را عوض میکند و درست میکند قهر و طلاق و دشمنی و این چیزها همیشه چارهساز نیست.@ این یک طرف قضیه که خداوند تبارک و تعالی است طرف دیگر قضیه من یک فرمول خیلی کلی به شما بدهم که این فرمول خیلی میتواند به شما کمک بکند در زندگیتان در مطالعاتتان در تحقیقاتتان در افکارتان خیلی میتواند به شما کمک بکند.@ این هست که شما هر وقت خواستید یک موضوعی را از موضوعاتی که در زندگی انسانها بوجود میاید مورد مطالعه و تحقیق قرار بدهید چه به عنوان کنجکاوی شخصی میخواهید بدانید که این چیست باطن این قضیه چیست فلسفهاش چیست جایگاهش در این نظام عالم چیست یا نه دانشجو هستی دانشآموز هستی طلبه هستی میخواهی تحقیقات انجام بدهی راجع به یک موضوع، فرمول اساسی را به شما بگویم.@ این هست که تمام نظام خلقت از عالم جبروت بگیرید عالم ملکوت بگیرید عالم ناسوت بگیرید و تمام احکام خلقت و احکام دین یک موضوع بیشتر ندارند اگر آن یک موضوع را شما بشناسید تمام خلقت را میفهمید از روز اول خلقت تا پایان همه را میفهمید همه برای شما معنادار میشود.@ آنوقت تمام احکام دین را هم میفهمید تمام احکام قرآن را میفهمید فقه اصغر را میفهمید فقه اوسط را میفهمید فقه اکبر را میفهمید همه احادیث را میفهمید همه دعاها را میفهمید اگر موضوع را بفهمید همه اینها برای یک موضوع آمده حتی خدا را هم برای همین یک موضوع میتوانیم بفهمیم اگر این را نفهمیم خدا را هم نمیفهمیم آن انسان است که محور همه مسائل هست.@ اگر کسی نتواند انسانشناسی بکند یا خودشناسی خودش را نتواند بشناسد دائماً در زندگیش اشتباه میکند انتخابات غلط ارتباطات غلط، رفتارهای غلط و این همینطوری تکرار میشود در حیطه مسائل فردی، در حیطه شناخت همه مسائل را یعنی هیچ یک از مسائل را نمیتواند بشناسد.@ لذا علی(ع) فرمود کسی که جاهل به خودش هست جاهل به همه چیز هست و کسی که خودش را میشناسد همه چیز را میشناسد از خدا بگیرید تا سایر موجودات یعنی شما از توحید تا سادهترین مسائل را در وجود خودتان میتوانید بشناسید با وجود خودتان با شناخت خودتان.@ بنابراین ما وقتی که میخواهیم فلسفه بلاها و سختیها و مصائب را در زندگی بررسی کنیم و اینکه با سختیها و مصائب و بلاها چگونه برخورد بکنیم که یک زندگی شاد قدرتمند و آرام داشته باشیم بدون اینکه خودمان را بشناسیم اصلاً به هدف و نتیجه نمیرسیم بنابراین باید یک شناخت عمیق از خودمان داشته باشیم که اصلاً من کیستم هر کس برای رسیدن به خوشبختی به سه شناخت نیاز دارد.@ علی(ع) فرمود هر کس میخواهد خوشبخت بشود این سه شناخت را باید داشته باشد اگر این سه شناخت را خوب داشت واقعاً میتواند خوشبختی را برای خودش و برای دیگران حتی تأمین بکند برای همسرش برای فرزندانش برای شاگردانش برای هموطنیهایش برای مردم جهان اگر این سه شناخت را داشته باشد.@ 1 ـ اینکه بفهمد از کجا آمده 2 ـ اینکه بفهمد الان در کجا قرار دارد 3 ـ و اینکه به کجا میرود آینده زندگی او آینده این جهان و انسان چه خواهد بود علی(ع) این حکمت را اینگونه بیان میکند(رَحِمَ اللهُ اُمرأً عَلِمَ مِن أَین وَ فی أَین وَ اِلی أین) خدا رحمت میکند کسی را که بفهمد قبلاً کجا بوده از کجا در این دنیا آمده الان اینجا که هست اینجا چطور جایی هست اینجا را خوب بتواند بشناسد و اینکه بفهمد کجا میخواهد برود قرار است کجا برود.@ اگر این سه اطلاعات کنار هم گذاشته بشود ما یک زندگی شاد آرام و خوشبخت خواهیم داشت فهم اینها نقش بسیار زیادی در تنظیم صحیح انتخابات ارتباطات و رفتارهای ما خواهد داشت بدون این شناختها ما اگر بخواهیم مطالعه کنیم خودمان را یا در مورد یک موضوع بررسی کنیم شکست میخوریم یا اگر فهمی هم داشته باشیم فهممان ضعیف هست دچار تناقض در مطالب میشویم.@ ما الان استاد دانشگاه داریم تا دکترا گرفته بالاتر از دکترا هم رفته پرفسور به او میگویند راجع به مسائل و موضوعات انسانی مقاله نوشته در زمینه جامعهشناسی مدیریت، روانشناسی، اخلاق، خانواده ولی میبینیم بسیار دچار تزلزل، اضطراب، تناقضگویی در مطالبش هست، چرا؟ چون اصلاً اصل موضوع را نشناخته قبل از اینکه بیاید حقیقت موضوع را بشناسد شروع کرده به مطالعات به تحقیقات نمیشود.@ شما میخواهی راجع به مهدویت کار بکنی بدون شناخت انسان عقیم است میخواهی راجع نماز کار کنی بدون شناخت انسان عقیم است میخواهی راجع به روزه تحقیق بکنی عقیم است میخواهی راجع به عشق تحقیق بکنی بدون شناخت انسان عقیم است میخواهی جامعهشناسی کار کنی بدون شناخت انسان این مطالعه عقیم است به نتیجه درستی نمیرسد پس موضوع را باید بشناسیم.@ ما انشاالله جلسه آینده در یک جلسه انشاالله موضوعمان را اول معرفی میکنیم که چه کسی هستیم از کجا آمدیم در کجا هستیم و به کجا میرویم بعد شروع میکنیم به بحث درباره اینکه این بلاها این مصائب این سختیها این ظلمها این ناهماهنگیها و این شرها با موضوع چه ارتباطی دارد.@ اگر موضوع را نشناسید شما هیچ شناخت عمیق و دقیقی از این بحثها نمیتوانید به دست بیاورید و وقتتان هم تلف میشود پس انشاالله جلسه بعد این کار را خواهیم کرد که در یک جلسه انسان را معرفی بکنیم که کیست از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود و بعد بتوانیم انشاالله به این موضوع بپردازیم.@ البته چون غالب چهرهها آشنا هستند میتوانیم با هم یک معامله هم بکنیم آن معامله این هست که ما به جای اینکه بیاییم در این باره بحث بکنیم من یک منبع به شما معرفی بکنم شما منبع را مطالعه بکنید بعد ما بحثمان را جلسه بعد ادامه بدهیم.@ البته این منبع به نفع شماست اگر زودتر شروع کنید چون در ماه شریف و مهم رجب قرار دارید ماه شعبان را در پیش دارید و ماه مبارک رمضان را بدون این کار و بدون مطالعه نمیتوانید از این سه ماه بهرهبرداری خوب بکنید اگر موافق باشید من منبع معرفی کنم به شما عزیزان شما تا جلسه بعد با این منبع کار بکنید اطلاعات بدست بیاورید بعد انشاالله با یک شناخت خوب برای جلسه بعد سر کلاس حاضر بشوید.@ آن منبعی که معرفی میکنم بحث مباحث معنوی است در مباحث معنوی ما انسان را از دو طریق اول در موردش صحبت کردیم که کیست از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود آنها را انشاالله خوب گوش بکنید و خوبی این بحث هم این هست که بحث درونی است.@ یعنی بحث روانشناسی است هر انسانی اعم از کافر یا مسلمان میتواند خودش به تنهایی با آن تمریناتی که در درس دادیم خودش به نتائج خوبی برسد این چیزهایی که عرض کردیم بفهمد این خیلی مهم است.@ بنابراین این بحث را انشاالله عزیزان کار کنند مباحث معنوی حداقل سه جلسه اول را کار کنند که بعد انشاالله درباره بحث فلسفه بلاها دیگر احتیاج به طرح مسئله انسانشناسی نباشیم دیگر سیر بحثمان هم یک موضوع تکراری را در خودش جای ندهد چون عزیزان این بحث در جای دیگر هم شده میتوانند به همان جا مراجعه کنند و استفاده کنند.@ سؤال کردند که بچه چه گناهی دارد که در اثر عدم مراقبت پدر مادر این بلاها سرش بیاید اینها همین سؤالاتی هست که میخواهیم در بحث بکنیم یک ذره تحمل بفرمایید این بحثها انشاالله انجام خواهد شد در مورد اعمال این ماهها سه تا سیدی را باید گوش کنید سیدی مباحث معنوی سیدی مراقبات ماه مبارک رمضان و سیدی ما و امام زمان.@ این سه تا برای این ماه کافی است و دو تا کتاب آشتی با امام زمان حداقل آشتی با امام زمان را انجام بدهید که ماه شعبان میاید ما بتوانیم یک رابطه خوب برقرار بکنیم اینهم یکی از سؤالات خوب است که چرا خداوند به بندگان اجازه میدهد تا به دیگران ظلم بکنند؟ اینها برمیگردد به انسانشناسی انشاالله اینها همه را جواب میدهیم.@ درباره چیزی که مراجع حرام کردهاند و دلیل آن را نمیگویند چه باید کرد؟ این را در بحث راهشناسی توضیح مفصل دادم که چرا ما در دین با بسیاری از دلائل کارها روبرو نیستیم فقط میگویند حلال است حرام است مستحب است واجب است مباح است مکروه است این را آنجا مفصل توضیح دادیم به موضوع بحث ما ربطی ندارد اگر خواست عزیزی که نوشتند به درس راهشناسی مراجعه کنند.@ این دروغ است که گفتند اگر امام زمان ظهور کند همه گناهکاران را از دم تیغ میگذراند این غلط است این یک تهمتی هست که به امام زمان زده شده من مفصل در کتاب آشتی با امام زمان و در همان سیدی ما و امام زمان توضیح دادم امام زمان ما بچههایش هستیم هر چقدر هم گناهکار باشیم هرگز ما را با شمشیر نمیزند هرگز ما مورد تنفر حضرت قرار نمیگیریم.@ در رابطه با توبه در هر مورد حالا گناهان کبیره یا غیر کبیره توبه عبارت است از بازگشت توأم با جبران آنوقت گناهانی که کردیم گاهی وقتها حق الله است گاهی وقتها حقالناس است گاهی وقتها مادی است گاهی وقتها معنوی است گاهی وقتها فردی است گاهی وقتها اجتماعی است.@ اینها را من در آموزش دین توضیح دادم که در مورد هر کدام از اینها به چه شیوهای عمل بکنیم تا حل بشود ولی یکی از چیزهایی که خیلی خوب است انجام بدهید این هست در بخش حق الناسش دعای روز دوشنبه فوقالعاده مهم است حتماً عزیزان آن دعا را بخوانند.@ برای اینکه ارتباطمان با خدا بهتر شود دچار وسوسه شیطانی نشویم چه کنیم؟ در مورد وسوسهها نوار دشمنشناسی را گوش کنید که تمام وسوسهها حمله از جلو حمله از عقب حمله از راست حمله از چپ اینها توضیح داده شده.@ انواع افکاری که میتواند در ما اضطراب، افسردگی، پژمردگی، ناراحتی، زودرنجی ایجاد بشود آنجا بررسی شده توضیح دادیم یک کتاب هم هست به نام وسوسه و وسواس در اسلام آن را هم از مؤسسه عزیزان بگیرند و مطالعه بکند. اگر انسان این سه شناخت را پیدا بکند آن موقع یک ازدواج موفق انجام خواهد داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@