سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
امشب به مناسبت اینکه در آستانه عید بزرگ مبعث قرار داریم، یک بحثی را پیرامون مبعث عرض خواهم کرد، این بحث پیوند بسیار مستقیمی با همان بحث عقل و روانشناسی عاقل دارد، در جلسات گذشته اگر یادتان باشد، این مطلب را عرض کردیم که انسان دارای شئون مختلفی هست، دارای شأن گیاهی هست از آن جهت که تغذیه میکند، رشد میکند، تولیدمثل دارد، قدرت بدنی دارد، اینها شئون گیاهی انسان را تشکیل میدهد.@انسان شأن حیوانی دارد از آن جهت که دارای شهوت هست، غضب هست، تشکیل خانواده میدهد، دفاع از حریم خودش و خانوادهاش و احتمالاً دفاع از حریم جامعه خودش میکند، مثل حیوانات و دیگر خصوصیات حیوانات را دارد.@اما انسان تعریفش در این دو بُعد نیست در بُعد بالاتر هست که بُعد انسانیت او است، این بُعد ویژه انسان هست، و دیگر موجودات از او بهرهای ندارند، بُعد انسانی انسان، که عبارت است از قابلیت تربیت نامحدود و لیاقت قرب الهی و خلیفة الله شدن.@یعنی انسان میتواند مظهر خداوند بشود، و مظهر اسماء و صفات خداوند تبارک و تعالی بشود اگر تحت تربیت صحیح قرار بگیرد، عرض کردیم هیچ کدام از آیینها و مکاتب جز دین الهی که الان فقط نمونه صحیح و کاملش در جهان دین اسلام هست، تربیت بُعد انسانی انسان را به عهده نگرفته است.@یعنی شما در جهان با صدها مکتب روبرو هستید، ولی هیچ کدام آنها کاری با تربیت بُعد انسانی انسان ندارند، یعنی تربیت در همه جهات آن هم به صورت بینهایت، فقط دین هست که تربیت انسانی انسان را به عهده دارد، و متولی حیات انسان در این شأنش هست، یعنی شأن انسانی او هست.@لذا کسانی که دین دارند، اهل دین هستند، متدین هستند، اینها اگر به دستورات دین خوب عمل کنند، فقط همینها هستند در میان تمام انسانهای روی زمین که امیدی هست که حیات انسانی داشته باشند، و الا کسی جز پیروان راستین دین که همان اسلام هست، چون «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلامُ» قرآن میفرماید دین فقط در نزد خدا اسلام هست، بقیه ادیان حتی ادیان الهی دیگر هم از درجه اعتبار ساقط هستند.@«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلامُ» وقتی میگوییم پیرو راستین دین یعنی پیرو راستین اسلام، فقط و فقط پیرو راستین اسلام هستند که میتوانند به حیات انسانی برسند، و بقیه از حیات انسانی محروم هستند.@لذا خداوند در سوره انفال آیه 24 میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» ای کسانی که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را میخوانند، «إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» به آنچه که شما را حیات میدهد.@یعنی موقعی که خدا و رسول میخواهند به شما حیات انسانی بدهند شما اجابت بکنید نه نگویید، عمل بکنید، تسلیم باشید تا حیات انسانی پیدا بکنید، ببینید خدا یا پیغمبر، خداوند پیغمبر را مبعوث نمیکند، برای اینکه بیاید به ما یاد بدهد چطوری نان بخوریم، چطوری آب بخوریم، چطوری خانه بسازیم، چطوری تولیدمثل بکنیم.@پیغمبر نیامده شئون گیاهی و حیوانی به ما یاد بدهد، البته در دستورات آنها مسائل مربوط به شئون گیاهی و شئون حیوانی ما هم هست، اما اینها را به این خاطر آوردند که تحت تربیت و نظم خاصی بگیرند که منجر به تربیت انسانی انسان بشود.@اگر قرار بود انسان تربیتی غیر از تربیت حیوانی یا گیاهی نشود نیازی به آمدن پیغمبران نبود، لذا میفرماید که اگر میخواهید حیات انسانی پیدا بکنید، خدا و رسول را اجابت بکنید، تا زنده بشوید، تا حیات انسانی پیدا بکنید، یعنی چی؟ یعنی کسی که اجابت نمیکند، محال هست که حیات انسانی داشته باشد.@«اسْتَجيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را به آنچه که شما را حیات میبخشد دعوت میکند، یعنی چی؟ یعنی دین آمده که به شما حیات انسانی بدهد، این وظیفه دین هست، کار دین هست، کار انبیاء هست، برای همین این همه امام در دهها سخنرانیشان میفرمود که انبیاء آمدند که انسان بسازند.@امام جمله زیبایی دارد، میفرماید موضوع علم انبیاء انسان هست، یعنی انبیاء آمدند که انسان بسازند نه حیوان و نه گیاه، آمدند آدم بسازند، و چه موقع انبیاء موفق میشوند که آدم بسازند؟ موقعی که مردم آنها را اجابت بکنند، آنها را اطاعت بکنند، «اسْتَجيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» اجابت کنید خدا و رسول را که به شما حیات بدهد، یعنی دین آمده که حیات بدهد.@قرآن فقط و فقط کسانی را زنده به حیات انسانی میداند که مطیع باشند، و خدا و رسولش را اجابت کنند، به میزانی که انسان تخلف میکند، از حیات انسانی محروم هست، یعنی هر مقدار که تخلفش زیاد باشد، تطبیق نکند، زندگیش از ظاهر و باطن، با آنچه که پیغمبر آورده، این از زندگی انسانی محروم هست.@به میزان شباهتی که انسان با الگوها و اسوههای کامل پیدا میکند از انسانیت برخوردار هست، «لَكُمْ في رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» در وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای شما اسوه حسن هست، یعنی الگوی نیکو هست، این پیغمبر که اسوه کامل و حسن هست آمده که ما را هم انسان بکند، و راهش را قرآن میگوید اجابت کردن رسول هست، تسلیم بودن در مقابل رسول هست.@پس هر کس به میزان شباهتی که با پیغمبر دارد، و با رهبران الهی دارد، به میزان این شباهت از حیات انسانی برخوردار هست، هر چقدر اختلاف بیشتر، سقوط از زندگی انسانی هم بیشتر، محرومیت از زندگانی انسانی هم بیشتر، هر کس تخلف بیشتری دارد.@لذا خودمان یک بررسی بکنیم ببینیم چقدر شباهت داریم با این الگوها و میزان الاعمال که علی (علیه السّلام) در قیامت فرمودند میزان الاعمال هست، قرآن فقط یک گروه را اهل اجابت میداند، تا الان به این نتیجه رسیدیم که فقط در اجابت هست که انسان حیات انسانی پیدا میکند و الان میخواهیم بدانیم چه کسانی اجابت میکنند.@آن کسانی که اجابت نمیکنند، آنها قائل به زندگی انسانی برای خودشان نیستند، یعنی خودشان را انسان نمیبینند، چرا؟ چون هر وقت از آنها دلیل میخواهیم که چرا شما مخالفت با احکام دینی میکنید، چرا اجرا نمیکنید؟ آنها میگویند دین با حیوانیت مخالفت دارد.@یعنی وقتی من بخواهم نماز بخوانم، روزه بگیرم، چشمم را کنترل بکنم، زبانم را کنترل بکنم، گوشم را کنترل بکنم، علت فرار این شخص از مسائل دینیش به خاطر این هست که فشار به حیوانیتش میآید، این عاشق حیوانیت هست، این نمیخواهد از حیوانیت در برود، این نمیخواهد فرار بکند.@یعنی قوانین دینی را اجرا نمیکند، چون حیوان هست، چون حیوانیت در او غلبه دارد، و آن کسی احساس فشار از ناحیه دین میکند که حیوانیت در او غلبه دارد، یعنی احساس ناراحتی میکند، میگوید نمیتوانم نماز نمیخوانم روزه نمیگیرم، مسائل دیگر اسلام، جهاد نمیرود، وظائف دیگرش را انجام نمیدهد، از محرمات دوری نمیکند.@ممکن است به زبان نیاورد، اما منطق کسی که اطاعت نمیکند، چون ما عاشق حیوانیت هستیم، دین یعنی محدودیت حیوانیت، درست است، ولی به ارزش انسانیت، برای تحصیل حیات انسانی، نمیخواهی انسان باشی، نمیخواهی سالم متولد بشوی، نمیخواهی قلب سلیم تحصیل بکنی.@در حرکت به سمت ابدیتت فقط قلب سلیم به دردت میخورد «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ» هیچی به درد نمیخورد مگر قلب سلیم، یعنی فقط با داشتن این هست که تو انسان هستی، یعنی قلب انسانی، نه قلب حیوانی و نه قلب گیاهی، قلب انسانی.@لذا وقتی آنجا دعوت به اجابت کرد اینجا میخواهد معرفی بکند چه کسانی اجابت میکنند میفرماید: «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» سوره انعام آیه 36، فقط کسانی که اهل شنیدن هستند اجابت میکنند، آیا شنیدن ظاهر هست، یعنی همین آمدن و سماع هست، ما بیاییم اینجا بشنویم، به گوشمان بخورد، البته این شرط لازمش هست، اما شرط کافی نیست.@یعنی بله برای اینکه کسی حیات انسانی پیدا بکند باید بیاید بنشیند مسائل انسانی را بشنود، راهش شنیدن است.@
یعنی انسانی اگر بخواهد حیات انسانی پیدا بکند باید از راه گوش بشنود، باید حرف بشنود، تا حیات انسانی در او شکوفا بشود، درست است اما فقط این نیست «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» نه کسانی که میشنوند، میشنوند یعنی اطاعت میکنند، یعنی میشنوند و اطاعت میکنند.@در مکالمات روزمره هم داریم، مثلاً میگوییم تو چرا حرف گوش نمیکنی، حرف گوش نمیکنی نه اینکه کر هستی نمیشنوی، میشنوی اما عمل نمیکنی، میگوییم بچه حرف گوش نمیکند، این بچه حرف گوش نمیکند نه اینکه نمیشوند من دارم با او صحبت میکنم، نه، میشنود ولی عمل نمیکند، مادر چیزی به او میگوید، پدر چیزی به او میگوید، واقعاً میشنود اما عمل نمیکند.@قرآن میفرماید: «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» فقط کسانی که به معنای واقعی میشنوند اینها اجابت میکنند، یعنی اهل شنیدن هستند، قوه شنیدن را دارند، «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» یعنی کسانی که نشستن شنیدن، این شنیدن به معنای تعقل هم هست، یعنی کسانی که میشنوند و تعقل میکنند، اینها هستند که به عمل منجر میشود.@عقل که در جلسه قبل ترجمه کردیم، «مَا يُعبَدُ بِهِ الرَّحمنُ وَ يُكتَسِبُ بِهِ الجِنانَ» چیزی که خدا به وسیله او پرستش میشود و بهشتها به وسیله آن به دست میآید، «مَنْ عَمَرَ دَارَ إِقَامَتِهِ فَهُوَ الْعَاقِلُ» کسی که خانه آخرتش را آباد بکند، یعنی ابدیتش را او فقط عاقل است.@«إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» الان دو تا نتیجه را میتوانیم از این دو آیه بگیریم، یکی اینکه میفرماید اجابت بکنید تا حیات پیدا بکنید، پس اگر کسی اجابت نکرد حیات هم پیدا نمیکند، وقتی حیات انسانی نداشت مرده است، حیات گیاهی دارد، حیات حیوانی هم دارد، اما حیات انسانی ندارد، این به زندگی انسانی مرده است.@نتیجه دوم از آیه دوم «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» فقط کسانی که میشنوند یعنی اهل عمل و تعقل هستند، اینها اجابت میکنند، تا آخر راه با رسول میآیند، کسی که اجابت نمیکند، میتوانیم بگوییم میشنود؟ نه، پس این هم میتوانیم بگوییم کر است، یعنی او که اجابت نمیکند، کر هست، و چون کر هست، مرده است یعنی حیات انسانی پیدا نمیکند.@چون گفتیم (آدمی فربه شود از راه گوش) وقتی انسان گوشش کر بود نشنید حیات انسانی هم پیدا نخواهد کرد، لذا مرده میشود، حالا هم تعبیر کر، و هم تعبیر مرده را خداوند درباره کسانی که اهل عمل نیستند و اجابت نمیکنند میآورد.@میفرماید: «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينَ وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ» آیه 80 و 81 سوره مبارکه نمل، «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى» ای پیامبر تو نمیتوانی به مردگان چیزی را بفهمانی، چون مرده که چیزی نمیشنود.@یعنی کسی که حیات انسانی را، مسائل انسانی را در وجود خودش کشته شما هر چقدر به این گوش بگویید کر است، یعنی گوش انسانیش کار نمیکند، گوش حیوانیش کار میکند اما گوش انسانی ندارد که بشنود، میگوید «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى» تو به مرده نمیتوانی چیزی بفهمانی.@نه واقعاً این مردهای که ما در ظاهر میگوییم مرده فیزیکی، کسی که روح از بدنش جدا شده باشد، نه زندهها بودند، همه زنده بودند، تو نمیتوانی به مرده چیزی بفهمانی، «وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينَ» تو نمیتوانی چیزی به کرها بفهمانی، چون نمیشنود، وقتی کرد است شما با کر چطوری میخواهی صحبت بکنی.@«إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينَ» موقعی که روی برمیگرداند، «وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ» تو هدایتکننده کورها هم نیستی، «وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ» تو نمیتوانی کورها را از آن گمراهی که در آن هستند نجات بدهی، «إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ» تو هیچ کس را نمیتوانی چیزی به او بفهمانی و به حیات انسانی برسانی مگر کسی که ایمان بیاورد، «إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ» ایمان بیاورند و تسلیم باشند، فقط همین افراد هستند که اهل هدایت هستند.@چه میتواند بگوید چرا هم تعبیر کور آورده، هم تعبیر کر؟ «حُبُّكَ لِلشَّيْءِ يُعْمِي وَ يُصِمُ» یعنی اینها اسیر عشق هستند، اسیر عشقهای حیوانی یا گیاهی هستند، چون اسیر هستند، «يُعْمِي وَ يُصِمُ» تو را کور و کر میکند.@نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «حُبُّكَ لِلشَّيْءِ يُعْمِي وَ يُصِمُ» محبت تو به یک چیزی تو را کور و کر میکند، اینها عاشق حیوانیت هستند، عاشق شئون گیاهی هستند، خوشگلی، قدرت بدنی، لباس، پوشاک، ظاهر، مسائل دنیایی، عاشق اینها هستند، اینها را کور و کر کرده، اینها دنبال تو راه نمیافتند و حرف تو را گوش نمیکنند.@لذا غالباً در طول تاریخ کسانی تابع انبیاء بودند، نمیخواهم بگویم همیشه اینطوری بوده، غالبا کسانی که پیرو انبیاء بودند که از وضعیت مالی و دنیایی خوبی برخوردار نبودند، اهل دنیا خرپولها ثروتمندان غالباً دنبال انبیاء نیامدند، یکی از موانع بزرگ راه انبیاء همین خرپولها و ثروتمندان بودند.@حضرت مسیح (علی نبینا و آله و علیه السّلام) میفرماید رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحتتر از رفتن یک ثروتمند به بهشت هست، یعنی به خاطر ثروتی که دارد، اسیر لذات حیوانی و گیاهی میشود، و این اسارتش در لذات گیاهی و حیوانی او را کور و کر میکند.@لذا میبینید غالباً کسانی دنبال انبیاء و رهبران الهی میروند که وضع مالی درست و حسابی نداشتند، خرپول نبودند، پول از پارویشان بالا نمیرفته، چرا بودند ثروتمندانی بودند، امرایی بودند که حتی امیر بودند، فرمانده بودند، رها کردند نفسشان را سلیم نگه داشته بودند.@و یا اینکه حتی با حفظ مقام و ثروت توانستند، دین با مقام و ثروت منافات ندارد، ولی خطر ثروت و مقام خطری هست که اشخاص را برای دین تهدید میکند، یعنی خیلی مرد میخواهد تبعیت بکند، با وجود ثروت و قدرت، لذا حضرت امام فرمود تنها کسانی تا پایان راه با ما هستند که طعم فقر و محرومیت را چشیده باشند.@بحث اولمان این شد که «اسْتَجيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» اگر میخواهید حیات انسانی پیدا کنید اجابت بکنید خدا و رسول را، مقدمه دوم این بود که «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ» فقط کسانی اجابت میکنند یعنی کسانی حیات انسانی دارند که اهل شنیدن هستند.@شنیدن یعنی اطاعت کردن، و کسی که نمیشنود یعنی اطاعت نمیکند، اولاً چون کر است، این مانعی در راه شنیدنش هست، آن مانعها حب و شهوات و میلها بودند، لذا هم کر هست، و چون کر است حیات انسانی هم پیدا نمیکند پس مرده هست.@لذا قرآن فرمود: «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى» تو نمیتوانی به مرده چیزی بفهمانی، پس هم کر هست و هم مرده، و هم چون اسیر شهوات و لذتها هست کور هم هست؛ برمیگردیم در مباحث خودمان آن بحث عاقل گفتیم «مَنْ عَمَرَ دَارَ إِقَامَتِهِ فَهُوَ الْعَاقِلُ» کسی که خانه ابدی خودش را آباد بکند، او عاقل هست.@از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إِنَ الْعَاقِلَ مَنْ أَطَاعَ اللهَ وَ إِنْ كَانَ ذَمِيمَ الْمَنْظَرِ حَقِيرَ الْخَطَرِ» عاقل کسی است که اطاعت خدا را میکند، حتی اگر بدقیافه باشد، یا دارای وضعیت اجتماعی خوبی نباشد، کارش از نظر اجتماعی کار پستی باشد، ولی عاقل است.@چون دارد با دیدگاه درست خودش را نگاه میکند، اشتباه نکرده، درست است شغل اجتماعیش پست است، درست است قیافهاش زشت است، اما عقلش سالم است، چون دارد درست خودش را نگاه میکند، با باطل گره نخورده، فهمیده که موجود ابدی هست، فهمیده که آدم است، حیوان و گیاه نیست، این عاقل است.@چه فایده آدم خوشگل باشد، پولدار باشد، وضعیت اجتماعی خوبی داشته باشد، اما نفهم باشد، یعنی نفهمد خودش کیست، خودش را نشناسد، خودش را اشتباهی ببیند، دیگران را هم اشتباهی ببیند، هم به خودش خیانت بکند هم به دیگران، نفهمد که خدا او را برای ابدیت آفریده، «خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ» شما برای بقاء خلق شدید نه برای فناء.@«اِنَّكَ مَخلُوقٌ لِلاخِرَة» تو برای آخرت خلق شدی، خودش را نمیبیند، لذا بعدش میفرماید: «وَ إِنَّ الْجَاهِلَ مَنْ عَصَى اللهَ وَ إِنْ كَانَ جَمِيلَ الْمَنْظَرِ عَظِيمَ الْخَطَرِ» جاهل هم کسی هست که معصیت خدا را بکند حتی اگر خوشگل باشد یا وضعیت اجتماعی خوبی داشته باشد.@ثروتمند اهل احترام باشد، به او احترام بگذارند، موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشد، رتبه خوبی داشته باشد، این نفهم است، جاهل هست، چون دیدگاه درست به خودش ندارد، از دیدگاه درست کور هست.@نتوانسته قسمت اعظم خودش را ببیند، اصلیترین شأن خودش را ندیده، این جاهل است، که اصلیترین شأن خودش را ندیده، بقیه شأن که جزء انسان نبوده، قسمت گیاهی و حیوانی بوده آن که انسان نبوده، یعنی در واقع اصلً هیچی را ندیده، این جاهل هست.@لذا عذاب قیامت را وقتی خداوند در قرآن مطرح میکند باز برمیگردد روی مسئله گوش و عقل، «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعيرِ» یعنی وقتی اینها را جهنم میبرند عذاب میبینند این را میگویند «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعيرِ» سعیر یکی از مراتب جهنم است، اگر میشنیدیم یا تعقل میکردیم الان جزء جهنمیان نبودیم.@تعقل نکردند، نشنیدن، یعنی کر بودند و قادر به تعقل هم نبودند، میگوید مشکل ما این بود، یعنی آنچه که ما را به جهنم کشاند همین بود که اهل تعقل نبودیم، ننشستیم فکر کنیم که ما آدم هستیم، نه حیوان هستیم، و نه گیاه هستیم.@خدا ما را برای اهداف عالیتری خلق کرده، باید حیات انسانی پیدا کنیم، باید غذای انسانی بخوریم، برای انسانیت خودمان وقت بگذاریم، نه از صبح بلند بشویم تا شب فقط تغذیه حیوانی و گیاهی بشویم، وقت بگذاریم، «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعيرِ» اگر تعقل میکردیم، یا میشنیدیم اهل جهنم نبودیم.@خیلی قرآن دیدگاهها را به خودمان و دیگران روشن میکند، یعنی وقتی میخواهی خودت را ارزیابی بکنی، دور و بریها را میخواهی ارزیابی بکنی، یک همسر میخواهی انتخاب بکنی، ببین کر هست یا کر نیست، ببین عاقل هست یا عاقل نیست، نرو دنبال یک نفر که کر است، نرو دنبال یک نفر که جاهل است، نه اینکه سواد نداشته باشد، خیلیها تحصیلات عالیه دارند اما جاهل هستند، دکتر هست لیسانس و فوق لیسانس دارد اما جاهل است.@اینها تو را نگیرد، ارزیابی قرآنی کن، با دیدگاه ابدی نگاه کن، به خودت و دیگران، اصلاً اگر کسی خودش را درست نبیند نمیتواند که دیگران را درست ببیند، معیارهایش روی معیارهای حیوانی و گیاهی میآید، چقدر درس خوانده، پدرش چه کاره است، چهرهاش چطوری است.@نمیگوید این اهل آخرت هست یا نه، نمیگوید این دیدگاه درستی به خودش پیدا کرده یا نه، نمیگوید این عاقل هست یا عاقل نیست، نمیگوید این شنوا هست یا شنوا نیست، خودمان را اگر بخواهیم ارزیابی بکنیم، قرآن میگوید دلت را خوش نکن، تو اگر تمام دنیا را هم به تو بدهند وقتی پیوند با ابدیت نخورده باشی، نه عاقل هستی، نه شنوا هستی، کری، مرده هستی، کور هستی، این تعابیر قرآن در سوره مبارکه نمل هست.@هر سه تعبیر را در آیه 80 و 81 دارد، کور، کر، مرده، واقعاً آدم خودش را ارزیابی بکند چطوری است، یعنی میارزد انسان حیات انسانی نداشته باشد، ولو حیات حیوانی و گیاهی داشته باشد، واقعاً ما از خودمان راضی هستیم وقتی خودمان را ارزیابی میکنیم، اینجاست که باید مواظب باشیم ارزشهایی که مردم برای ما قائل هستند، یا جامعه برای ما قائل هست گولمان نزند.@فشار جامعه، خانواده، جوّ، رفقا، دوستان ما را نکشانند به جایی که بمیریم، به جایی که کر بشویم، به جایی که کور بشویم، دلمان را خوش نکنیم به این ارزشهایی که اجتماع برای ما میگذارد، به این تحویل گرفتنها و بهبه و چهچههای دیگران.@حالا بگویند تو رئیس فلان جا هستی، دکتر فلان، مهندس فلان، آیت الله فلان، بنشین فکر کن چقدر تطبیق داری، چقدر با پیغمبر مشابهت داری، چقدر سنخیت پیدا کردی، وقتی خودم را ارزیابی میکنم، میبینم من سنخیت پیدا نکردم، اهل تعقل نیستم، اهل گوش دادن نیستم، حالا مردم ارزش قائل باشند، بهبه و چهچه بگویند، مشهور بشوم، چه فایده، خودم حالم از خودم بهم میخورد، خودم که میدانم چه چیزی هستم.@چرا خودمان را گول بزنیم دنبال سراب برویم، با خیالات سر خودمان را گرم بکنیم، زندگی و جوانی را با خیالات رد بکنیم برویم، بالاخره بعدش یک واقعیت هم هست، همیشه که در سراب زندگی نخواهیم کرد، بالاخره آنطرف واقعیت هست، شرائط واقعی هم هست.@حالا یک جنین در رحم نیاید دنبال آن دستگاه که در دنیا نیاز دارد، بگوید الان چشم میخواهم کار، گوش میخواهم چکار، در این رحم که من نه چشم نیاز دارم، نه گوش نیاز دارم، نه دستگاه تنفسی اینجا نیاز دارم، ولی یک زمانی باید از آنجا بیرون بیاید، شرائط اینجا شرائطی هست که گوش میخواهد، قلب میخواهد، چشم میخواهد، دست و پا میخواهد.@وای به حال کسی که تهیه نکرده باشد، وای به حال کسی که سنخیت پیدا نکرده باشد، وای به حال کسی که خودش را با شرائط زیستی که منتظرش هست تطبیق نداده باشد، «أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ» هر جا باشید مرگ شما را میگیرد، ببینید چقدر جوان مثل ما بودند همه رفتند، مگر ما از آنها برتری داریم که ماندیم، نوبت ما هم خواهد رسید.@سر خودمان را با سراب کلاه نگذاریم، با باطل گره نخوریم، درست فکر کنیم، یک طوری باشد که وقتی یکسال، پنج ماه، شش ماه، دو ماه میگذرد احساس بکنیم در این دو ماه ما یک مقدار داریم حیات انسانی پیدا میکنیم، داریم در فضای عالی و معطر انسانیت تنفس میکنیم، نه فقط در فضای گندآلود و متعفن حیوانیت.@احساس کنیم زنده هستیم، احساس کنیم اگر باطن ما ظهور پیدا بکند باطن خودمان را ببینیم آدم میبینیم حیوان نمیبینیم، چون اگر کسی قلب انسانی پیدا نکرد، حیوان محشور میشود، اینکه ائمه ما به اصحابشان مردم را نشان میدادند.@در مراسم حج هست حضرت سجاد (علیه السّلام) یکی از اصحاب میگوید «مَا أَكْثَرَ الْحَجِيجَ» چقدر حاجی امسال زیاد است، حضرت میگوید از دستان من نگاه کن، وقتی نگاه میکند غالب مردم را حیوان میبیند، جز چندتایی که آدم هستند، حضرت میفرماید: «مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ» چقدر سر و صدا زیاد است اما حاجی چقدر کم است.@چون اصلاً حیات انسانی نداشتند، چون زندگی نکردند، یک روز در فضای انسانیت نفس نکشیدند، چه شباهتی با انسانیت پیدا کردند، چه انتظاری هست، مدام بایستیم جامعه چه میگویند، خانواده چه میگویند، محله چه میگوید دوستان چه میگویند هولمان بکنند نگذارند با خودمان باشیم، نگذارند درست نفس بکشیم، راحت فکر بکنیم که ما این نیستیم، ما باید یک چیز بخصوصی بشویم، از ما انتظار ویژهای میرود.@جامعه ما الان همین است، غالباً متأسفانه یکسره همین ارزشها دارد تلقین میشود، تلویزیون را باز میکنی غالباً این ارزشها است، رادیو را باز میکنی غالباً آن ارزشها است، دارند تلقین میکنند، کمتر افراد را به واقعیت خودشان خودشان توجه میدهند، برای او که میخواهد بسازد باید خودش اینطوری باشد.@او که میخواهد فیلم را بسازد، او که میخواهد تئاتر را بازی بکند، نمایشنامه را بنویسد، فیلمنامه را بنویسد اینها خودشان باید حیات انسانی داشته باشند، کسی که ندارد نمیتواند قلم بزند موضوع انسانی بنویسد، کسی که میخواهد برنامهای را اجرا بکند، کسی که میخواهد پند و اندرزی بدهد، هول نباید بشود، باید فکر بکند.@و الا غیر از این نمیتوانیم از خودمان ارزیابی مثبتی داشته باشیم، سر خودمان را چطوری میتوانیم کلاه بگذاریم، چند سالی سر خودمان را با این سراب کلاه بگذاریم، مشغول بشویم به این حرفها و کارها، و به این چیزهایی که جامعه دارد به ما دیکته میکند بعدش چی.@خدا پیغمبر را برای این فرستاده، برای حیات انسانی، و فقط کسانی از وجود پیغمبر استفاده میکنند که «إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ» ایمان بیاورند و تسلیم باشند، غیر از آن کسی با پیغمبر راه نمیآید، سنخیتی حاصل نمیشود، وقتی من راهم را از راه پیغمبر جدا میکنم، سنخیتی حاصل نخواهد شد، لذا حیات انسانی هم پیدا نخواهم کرد.@پیغمبر که به تبعیت من نیاز ندارد، او آمده به ما شباهت بده، او آمده به ما حیات بدهد، «يُحْييكُمْ» آمده به شما حیات بدهد، شما را زنده بکند، اما به شرطی که «اسْتَجيبُوا» اجابت بکنید، برای همین وقتی راجع به مبعث میخواهیم صحبت بکنیم، مبعث را خداوند وقتی میخواهد در قرآن معرفی بکند میگوید این بعثت خیلی خوب است، چون انسانها را شرف میدهد از حضیض حیوانیت بالا میکشد و به قله انسانیت میرساند.@اما میگوید این فقط برای کسانی خوب است که «يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ» ایمان بیاورند و تسلیم بشوند، برای همین هم وقتی خداوند عید بعثت را در قرآن تبریک میکند، میگوید تبریکم فقط برای مؤمنین است، برای غیرمؤمنین تبریکی نداریم بگوییم.@«لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» خداوند نه برای نانش، نه برای آبش، نه برای هوا، نه برای کره زمین، نه برای غذایی که میخوریم، نه برای لباسی که میپوشیم، تمام این نعمتها را هم ذکر کرده، انعام و شیر و عسل را همه گفته، اما هیچ وقت نگفته ما به شما منت گذاشتیم و اینها را دادیم، چون اینها مسائل حیوانی بود حیوانات هم دارند.@نمیتوانیم بگوییم خدا به من منت گذاشته به ما آب و نان داده، اینها را به حیوانات هم داده، گیاهان هم از آنها برخوردار هستند، خدا منتش را زمانی مطرح میکند که یک چیزی بالاتر از حیوان و گیاه به شخص داده باشد، یعنی فقط به تو دادم نه به کس دیگر، اینجا فقط خدا منت میگذارد، یک جای دیگر هم «کَرَّمنا» میگوید اکرام کردیم، انسان را کرامت کردیم که رسولی برایشان برانگیختیم، به انسان احترام گذاشتیم، که برایشان رسولی برانگیختیم.@«مَنَّ اللهُ کَرَّمنا» با این تعابیر ذکر میکند، وقتی آمدن پیغمبر هست، بالاترین نعمت، «لَقَدْ مَنَّ اللهُ» خدا منت گذاشته، «عَلَى الْمُؤْمِنينَ» فقط بر مؤمنین، «إِذْ بَعَثَ فيهِمْ» مبعوث کرد در میان آنها، «رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» از خودشان یک رسولی برانگیخت، «يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ» آیات را برایشان بخواند، بشنوند.@«وَ يُزَكِّيهِمْ» اینها را تطهیر بکند، «وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» به اینها علم یاد بدهد، حکمت یاد بدهد، برای غیر تبریکی نیست، برای غیر بعثت مبارک نیست، و برعکس بعثت برای آنها نامبارک هست، بعثت فقط برای مؤمنین مبارک هست، کسانی که میخواهند خودشان را با بعثت هماهنگ بکند، با مبعث هماهنگ کنند، با اهداف این مبعث هماهنگ کنند، و الا بقیه که مبارکی ندارد، اتفاقاً نامبارک هست.@چون اگر پیغمبر نمیآمد، اینها قیامت جواب داشتند، بگویند خدایا کسی را برای ما نفرستادی ما هم تبعیت نکردیم هر کاری به نظرمان رسید کردیم، چون در سوره بنیاسرائیل میفرماید: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً» ما عذاب نمیکنیم کسی را تا وقتی که پیام رسول به او نرسیده باشد.@یعنی فقط و فقط عذاب مخصوص کسانی است که ندای پیغمبر، پیام پیغمبر به گوششان رسید و عمل نکردند، برای همین آنهایی که صدای پیغمبر به آنها میرسد و ایمان نمیآورند آنها بعثت برایشان مبارک نیست، چون برایشان اتمام حجت میشود.@در احوال جهنمیان میخوانیم «أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ» آیا رسول برای شما نیامد؟ خدا برای شما فرستاده بود، نمیتوانی بگویی ما نمیدانستیم، مبارک نیست، فقط برای کسی مبارک هست که پیروی بکند، قرآن هم همینطور «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً» هر چه شفا هست، هر چه شفای قلب هست، هر چه رحمت هست، در این قرآن ما فرستادیم اما «لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً» و همین قرآنی که شفا و رحمت هست ظالمین را جز زیان و خسران چیز دیگری اضافه نمیکند.@خود قرآن در سوره بقره «هُدىً لِلْمُتَّقينَ» فقط برای متقین قرآن هدایت میآورد، یعنی کسانی که خیال نداشته باشند تمرد بکنند، خیال داشته باشند راه بیایند، خیال داشته باشند جلوی نفسشان بایستند، نه اینکه من همه جهات حیوانی و گیاهیم باید تأمین بشود و الا دین نمیآیم.@من نماز میخوانم اما به شرطی که نماز کاری با مسائل حیوانی من نداشته باشد، روزه کاری با مسائل حیوانی من نداشته باشد، جهاد و سیاست و مسائل انقلابی، و مبارزه با دشمن من را محدود نکند، یک زندگی عادی مثل بقیه، فقط در همان صورت حاضر هستم دین داشته باشم.@میگوید نه کسی که خیال راه آمدن داشته باشد، یعنی اینجا باید به حیوانیتت فشار بیاوری، محدود هستی، اینجا هر کاری دلت بخواهد نمیتوانی بکنی، محدودیت داری، مبعث مبارک است، فقط برای کسانی که پیرو راستین هستند، ولی برای بقیه مبارک نیست، فقط کسی که بخواهد پیروی بکند.@و اگر بعثت نبود ما چکار میکردیم، چه نعمت بزرگی است، این نعمت را خدا سر ما منت میگذارد، و ما باید قدر بعثت را بدانیم، بعثت عید انسانیت هست، یعنی روز مبعث روز شکوفایی انسانیت هست، آمد که به انسانها حیات بدهد.@«فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ وَ حَيْثُ فَقَدْنَاكَ مَا شَاءَ اللهَ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» در زیارت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میخوانیم که ای پیغمبر چقدر مصیبت فقدان تو سخت است، در دعای روز شنبه، «حَيْثُ فَقَدْنَاكَ» برای اینکه ما تو را از دست دادیم، «انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ» وحی هم از ما برداشته شد.@ما به خاطر از دست دادن تو مصیبتزده هستیم، هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست «فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ» چه مصیبتی از این بالاتر که ما تو را از دست دادیم، و واقعاً اگر بعد از پیغمبر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نبود آنهایی که پیرو واقعی بودند چکار میخواستند بکنند، اگر حضرت مجتبی، اگر سیدالشهدا (علیهم السّلام) و ائمه نبودند چکار میخواستند بکنند.@اگر اینها این معارف الهی را برای ما نمیگذاشتند ما الان چه میکردیم، به جوامع دیگر نگاه بکنیم، در حیوانیت غوطهور هستند، بویی از انسانیت در آنها به مشام نمیرسد، این بالاترین نعمت هست که باید قدر بدانیم و خدا را شکر بکنیم، خدا به ما منت گذاشت به ما فرستادن پیغمبر را که به ما حیات انسانیت بدهد، در آن فضای عطرآگین بگذارد نفس بکشیم.@اجازه بدهند به ما این رشد را بکنیم، حیوان و گیاه نباشیم، چقدر جای شکر دارد، که خداوند پیغمبر را فرستاد و با چه زجری هم او را فرستاد، 23 سال زجر برای اینکه ما آدم بشویم، 75 روز، به روایتی 90 روز دخترش را آنطور شهید بکنند، دامادش بعدش آنطور، پسرانش، حضرت مجتبی، سیدالشهدا، همه برای اینکه ما آدم بشویم.@با اهداف بعثت پیوند بخوریم، اگر پیوند نخوردی ولو در ظاهر هم خیلی بیایی حسین حسین بکنی، و علی علی بکنی، وقتی پیوند نخوردی بهرهای نداری، باید پیوند بخوری، «إِنَ وَلِيَ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَنْ أَطَاعَ اللهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ» واقعاً دوست پیغمبر کسی است که اطاعت خدا را بکند حتی اگر از نظر خانوادگی از پیغمبر دور باشد.@سلمان از ایران میآید (منّا اهل البیت) هست به خاطر سنخیت، یعنی از آن خانواده میشود، و کسانی که فامیل پیغمبر هستند برایشان چه آیههایی میآید «تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ» «إِنَ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)» دشمن پیغمبر، «مَنْ عَصَى اللهَ» کسی است که معصیت خدا را بکند.@«وَ إِنْ قَرُبَتْ» و لو از نظر خانواده پیغمبر نزدیک باشد، سید و اولاد پیغمبر باشد، این دشمن پیغمبر است، این را وارث و جانشین پیغمبر میگوید، علی (علیه السّلام) سید است، همخانواده است، برادر امام هست، همسر امام هست، این دشمن پیغمبر هست.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@