اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ یک حدیث را برای پیشدرسمان که پیرامون اهمیت تحصیل علم بخصوص علوم اسلامی و اهمیت آشنایی با دین عرض میکردیم امروز انتخاب کردیم از امام صادق(ع) هست میفرماید(قالَ الصادقُ(ع) لَستُ اُحبُّ اَن اَرَی الشّاباً مِنکُم اِلاّ غادیاً فی حالَین اِما عالِما اَو مُتَعَلِما فَاِن لَم یَفعَل فَرَطَ فَاِن فَرَطَ ضَیِّعَ فَاِن ضَیِّعَ اَثِم فَاِن اَثِم سَکَنَ النّار و الَّذی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالحَقّ).@ من دوست ندارم یکی از شما جوانان را ببینم خطاب به جوانان شیعه هست دوست ندارم یکی از شما را ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حال باشید یعنی حالت سومی را برای شما نمیپسندم(اِما عالما) یا اینکه شما باید عالم باشید یعنی آگاه به دین شده باشید(اَو متعلما) یا اینکه متعلم باشید در حال یادگیری باشید در حال آشنایی با علوم اسلامی و مسائل دینیتان باشید.@ (فَاِن لَم یَفعَل فَرَطَ) اگر کسی از شما این کار را نکند کوتاهی کرده کوتاهی کرده یعنی در انجام وظیفه انسانیش کوتاهی کرده(فَاِن فَرَطَ ضَیِّعَ) اگر هم کوتاهی بکند ضایع کرده آن حقوقی که به گردنش هست یا خودش را روحش را تباه و ضایع کرده(فَاِن ضَیِّعَ اَثِم) اگر ضایع بکند گناه کرده و اگر گناه بکند ساکن جهنم میشود قسم به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرد.@ حضرت میفرماید من دوست ندارم یکی از شما را ببینم وقتی میگوید دوست ندارم حضرت میلش که شخصی نیست میلش میل الهی است دوست داشتنش همان دوستی خدا هست وقتی میگوید دوست ندارم یعنی خدا هم دوست ندارد.@ چون آنها معصوم هستند و حبّ و بغضشان همان حبّ و بغضی هست که خدا دارد حبّ و بغضشان در راه خداست حبّ و بغض شخصی از کسی یا چیزی ندارند وقتی میگویند ما دوست نداریم.@ یعنی این شخص پیش خدا هم منفور هست یعنی ما اگر ادعای شیعه بودن آنها را میکنیم باید بدانیم که آنها فقط در یکی از این دو حال به ما علاقه دارند ما را دوست دارند اگر حالت سومی داشته باشیم آنها از آن حالت سوم ما خوششان نمیاید در یکی از این دو حال دوست دارند.@ (لَستُ اُحبُّ اَن اَرَی الشّاباً مِنکُم اِلاّ غادیاً فی حالَین) دوست ندارم جوانی از شما شیعیان را ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حال صبح بکند(اِمّا عالِماً) یا باید عالم باشد یعنی مسائل دینیش را یاد گرفته باشد(اَو متعلما) یا در حال یاد گرفتن باشد یعنی دیگر وجه سومی ندارد.@ در روایتهای دیگری از معصومین(ع) نقل شده که گروه سوم خاشاک روی آب هستند خاشاک روی آب یعنی به هر طرف که موج بیاید به همان طرف میروند دلشان، روحشان اینطوری هست که قرار درست و حسابی ندارد به قول معروف حزب باد هستند.@ هر روز روحشان متعلق به یک چیزی هست از یک چیزی خوششان میاید از یک چیزی بدشان میاید حالت ثابتی ندارند قرار روحانی ندارند متلون میشوند رنگ رنگ میشوند افرای ملونی هستند یا تعبیر به وحشی، حیوانصفت کردند از گروه سوم یعنی آدم نیستند.@ آن که میشود اسمش را آدم گذاشت در یکی از این دو حالت هست یا مسائلش را فهمیده و عالم هست و یا اینکه در حال یادگیری مسائل دینیش هست مسائلی که در حرکتش به سمت آخرت به آنها نیاز دارد حالا اگر این کار را نکرد چی یعنی جزء گروه سوم بود؟ میگوید اگر این کار را نکرد(فَاِن لَم یَفعَل فَرَطَ) اگر این کار را نکرد این کوتاهی کرده در انجام وظیفهاش.@ وظیفه شخصی خودش نسبت به خودش و نسبت به دیگران کوتاهی کرده چون کسی که جاهل باشد اینطوری هست آدم جاهل هیچ موقع نمیتواند آن حق ارتباط را برقرار بکند آنطوری که باید با هر چیزی یا هرکس ارتباط برقرار بکند ارتباط برقرار بکند.@ در رابطه با شخص جاهل و نفهم داریم که(لا یُریَ الجاهِلُ اِلاّ مُفرطاً اَو مُفَرِطا) شخص جاهل دیده نمیشود الا اینکه یا افراطکار است یعنی زیادهروی میکند در ارتباطاتی که برقرار میکند یا کوتاه میکند یعنی آن حق مطلب را نمیتواند به جا بیاورد حق ارتباط را نمیتواند به جا بیاورد به هر چیز که ارتباط میکند یک اثر بدی در روح او از این ارتباط پیدا خواهد شد چون جاهل هست.@ میگوید این کوتاهی کرده هم در حق خودش کوتاهی میکند آخرت خودش را به خطر میاندازد چون راه آخرت گفتیم آگاهی میخواهد اطلاعات میخواهد به هر حال یک مسیری هست که انسان باید طی بکند و این مسیر را بدون دانش هیچ کس نمیتواند طی بکند و هم در حق دیگران کوتاهی کرده.@ یعنی کسی که جاهل بود نمیتواند آن وظیفهای را که باید در مقابل دیگران انجام بدهد انجام بدهد آن چیزی که بر عهدهاش هست و مسئول هست او نمیتواند انجام بدهد به خاطر اینکه جاهل هست اگر فرزند هست نمیتواند در مقابل پدر مادرش برخورد صحیح داشته باشد.@ اگر همسر هست در مقابل همسرش اگر مادر هست در مقابل فرزندش اگر معلم هست در مقابل شاگردش اگر شاگرد هست در مقابل استادش اگر خواهر هست در مقابل خواهر و برادران دیگرش اگر همسایه هست در مقابل همسایه اگر دوست هست در مقابل دوست دیگر یعنی در تمام ارتباطات خراب میکند چون جاهل هست.@ (فَاِن لَم یَفعَل فَرَطَ) اگر این کار را نکند این دچار کوتاهی و تقصیر شده(فَاِن فَرَطَ ضَیِّعَ) اگر این دچار تفریط و کوتاهی و تقصیر بشود این خودش را ضایع کرده خودش را تباه کرده و چه بسا دیگران را هم تباه بکند به خاطر جهلی که دارد.@ (فَاِن ضَیِّعَ اَثِم) اگر ضایع بکند ضایع کردن گناه است نباید تباه بکند باید از هر چیز آنطوری که باید و شاید استفاده کرد آنطور که خداوند فرموده استفاده کرد نباید تباه بکنید مخصوصاً استعدادهای عالی که خداوند به انسان داده و انسان آنها را در جهت غیر از آن جهتی که خداوند امر فرموده مصرف میکند و به کار میگیرد این میشود ضایع کردن و تباه کردن.@ این گناه هست ضایع کردن و تباه کردن استعدادها و نعمتهایی که خداوند به انسان داده این خیلی گناه بزرگی هست نوع زندگی ما در آخرت بسته به این هست ما از این استعدادها و نعمتهایمان در دنیا چگونه استفاده بکنیم.@ پس آگاهی میخواهد که ما از این استعدادها و نعمتهایی که خداوند به ما داده از روحمان چگونه استفاده بکنیم میفرماید اگر تضییع کرده دچار گناه میشود و اگر گناه کرد(فَاِن اَثِم سَکَنَ النّار) اگر گناه کرد ساکن در جهنم میشود.@ بعد حضرت برای اینکه جدیت حرف خودش را بیشتر برساند قسم هم یاد میکند(وَالَّذی بَعَثَ محمداً(ص) بِالحَقّ) قسم به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرده این کلام این چنین هست که گفتم یعنی تأکید میکند با این قسم که اگر انسان عالم نباشد یا در حال یادگیری نباشد بسیار به گناه میافتد به خاطر جهلش به گناهان زیادی دچار میشود.@ پس شایسته است که انسان بسیاری از اوقاتش را صرف آموزش مسائل دینیش بکند و به هیچ وجه حاضر نشود که این آموزش از بین برود و قطع بشود و نگذارد چیزی جای این آموزش را بگیرد حتماً باید به این بپردازد چون این چیزی نیست که اگر ما بلد نبودیم به جایی برنخورد ما اگر بلد نبودیم مسائل دینیمان را آخرتمان و قیامتمان را خراب میکنیم و این چیز کمی نیست که انسان بخواهد نسبت به آن بیتوجه باشد.@ میپردازیم به بحثی که جلسه گذشته پیرامون قرآن داشتیم اعجاز قرآن از جهت فصاحت و بلاغت و جاذبهای بود که قرآن داشت راجع به فصاحت و بلاغت صحبت کردیم راجع به نظم و نثر قرآن صحبت کردیم که نثر ویژهای هست و بسیار ترکیب منسجم و دقیقی دارد.@ که این انسجام و آهنگی که قرآن دارد در هیچ کتاب دیگری تا به حال نمونهاش پیدا نشده و گفتیم که این متن قرآن طوری هست که آهنگهای مختلفی را میپذیرد و برای همین هم هست که هم میشود با آهنگ خوب قرآن را خواند و هم با آهنگ زشت و زننده.@ به هر حال متن قرآن متنی هست که آهنگ را میپذیرد در رابطه با موسیقی صحبت کردیم و عرض کردیم که موسیقی کارش تأثیر در روح هست ایجاد هیجان در روح هست و همه انواع موسیقی این خصوصیت را دارند که در روح انسان هیجان ایجاد میکنند تحریک ایجاد میکنند.@ بعد انواع موسیقی را عرض کردیم گفتیم که موسیقی انواع مختلف دارد هر کدام از موسیقیها دستهدسته میشوند یک دسته با یک حس انسان سر و کار دارند دسته دیگری با حس دیگر انسان سر و کار دارند و حواس مختلفی که روح انسان دارا هست موسیقیهای مختلفی برای آن هست.@ مثال زدیم مثل حس جنگجویی که برای آن مثلاً موزیک جنگ هست که اگر بخواهیم در کسی حس جنگنجویی و مبارزه با دشمن را تحریک بکنیم یک موزیک و موسیقی خاصی برای این هست و مثل شیپورها مثل مارشهایی که میزنند سرودهای مختلفی که میخوانند برای تحریک حس جنگجویی.@ مثال زدیم باز حواس دیگر را مثل حس شهوترانی مثال زدیم که گفتیم بعضی از موسیقیها هستند فقط با حس شهوترانی انسان سر و کار دارند یعنی وقتی انسان آنها را میشنود روحیه گرایش به پستی به پلیدی به مسائل شهوانی در او زنده میشود.@ و آن موسیقی چون تأثیرش خودبهخود هست یعنی تحریککننده هست و احساسات را تحریک میکند اگر منطبق با مسائل شهوانی و حواس شهوانی انسان باشد با آن مرحله حیوانی روح انسان باشد آن مرحله را تحریک میکند و تغذیه میکند آن نوع موسیقی.@ و گفتیم چه بسا افراد زیادی به خاطر شنیدن همین موسیقیها به فساد کشیده بشوند و اختیار از کف بدهند و ارادهشان از دست برود به مرور زمان و رفته رفته تبدیل بشوند به یک مشت افرادی که بیاراده هستند و اسیر خواهشهای شهوانی و نفسانی میشوند.@ در رابطه با موسیقی در نهایت این نتیجه را گرفتیم که موسیقی باید با حرکت انسان به سمت آخرت و ابدیت سازگاری نداشته باشد بعضی از موسیقیها هستند که با مراحل عالی نفس انسان با مراحل عالی روح انسانی سر و کار دارند و مطابق آن هستند آن را تحریک میکنند یعنی مرحله گرایش به بینهایت گرایش به خدا گرایش به کمال مطلق.@ بعضی از موسیقیها، شعرها، ترانهها هستند که با آن حس سر و کار دارند آن بُعد را در روح انسان تحریک میکنند این موسیقیها موسیقیهای مبارک و خوبی هست که انسان گوش بدهد این نغمهها و نواها هم نغمهها و نواهای خوبی هست که انسان گوش بدهد.@ اگر میدانید شما در اثر شنیدن یک موسیقی که مثلاً هم موسیقیش مناسب هست و هم خواننده در آن دارد از متنی استفاده میکند که انسان را متوجه خدا میکند متوجه معشوق واقعیش میکند متوجه کمال مطلق میکند میبینید که چقدر همین موسیقی تأثیر دارد در حرکت انسان به سمت کمال مطلق، تحریک میکند به هیجان میاورد روح را همین موسیقی به روح قوت میبخشد.@ همانطور که در ابعاد پایین هم همینطور هست یعنی به روح در هر جهتی که موسیقی در هر جهت انسان سازگاری داشته باشد همان جهت را قوت میدهد هیجان میدهد حرکت میدهد انسان را به یک اراده بالاتر و قویتری در آن جهت به حرکت میاندازد.@ وقتی موسیقی هماهنگ با حس بینهایتطلبی انسان حس خداخواهی انسان شد انسان در همان جهت به حرکت وادار میکند و در انسان شور و هیجان و قوت ایجاد میکند که انسان مسیر عشق به سمت کمال مطلق و محبوب واقعی را طی بکند.@ قرآن هم موسیقیش بر این اساس هست یعنی قرآن اگر آنطور که باید تلاوت بشود آهنگ قرآن متناسب هست با حس خداخواهی انسان یعنی انسان وقتی که موسیقی قرآن را میشنود به یاد فضیلتها به یاد ارزشها به یاد کمالات واقعی به یاد ابدیت به خداوند تبارک و تعالی میافتد و این مسئلهای هست که قابل انکار نیست.@ لحنهای مختلف قرآن که انسان را به یاد خدا میاندازد در انسان معنویت در انسان ارزشهای والا را متذکر میشود و ایجاد میکند خود قرآن هم به این جنبه خودش توجه دارد لذا سفارش زیادی میکند به قرآن خواندن و کافی نمیداند که فقط قرآن را بخوانند بلکه هم میگوید تدبر کنید و هم برای خواندن میگوید با آهنگ خاصی خوانده بشود مثلاً میفرماید(وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً) قرآن را با ترتیل بخوانید.@ ترتیل یعنی طوری قرآن خوانده بشود که آنقدر تند نباشد که انسان نفهمد دارد چه میخواند یعنی دقت به معنا را تندی قرائت، توان دقت در معنا را از انسان نگیرد و آنقدر هم با فاصله نخواند که آن انسجام کلام از دست برود بلکه با حالتی ما بین اینها بخواند.@ سفارش شده که مسلمانان از این روش استفاده کنند ما در جاهایی داریم که قرآن را با حزن بخوانید با آن آهنگ بخوانید به هر حال در این باب صحبت بسیار هست در رابطه با موسیقی قرآن و تأثیر مقام قرآن در روح انسان.@ به هر حال سفارش میکنند که حتماً یک قسمتی از جزء را اختصاص بدهید به قرآن، شنیدنش هم ارزش دارد قرآن همه چیزش نگاه کردن به خطش نگاه کردن به خود قرآن عبادت شمرده شده و لو انسان نخواند همینطور نگاه بکند در روایت داریم که نگاه کردن به قرآن عبادت هست حالا شنیدنش هم عبادتی هست انسان بشنود نوای قرآن را بشنود.@ این باقیمانده بحثی از جلسه گذشته مانده بود راجع به فصاحت و بلاغت و جاذبه قرآن، چند قسمت هم برای این جلسه از اعترافات دانشمندان انتخاب کردم که میخوانم این بار هم این اعترافات پیرامون همین جاذبه قرآن هست پیرامون لحن قرآن هست.@ این اعتراف از یکی از خاورشناسان غربی هست به نام موریگیلردورمن ایشان میگوید قرآن لفظ به لفظ به وسیله جبرئیل بر محمد(ص) وحی شده و هر یک از الفاظ آن کامل و تمام است قرآن معجزهای است جاوید و شاهد بر صدق و ادعای محمد پیغمبر خدا، قسمتی از جنبه اعجاز آن مربوط به سبک و اسلوب انشای آن است و این سبک و اسلوب به قدری کامل و عظیم و باشکوه است که نه جن و انس نمیتوانند کوچکترین سوره نظیر و شبیه آن را بیاورند.@ قسمتی دیگر از اعجاز آن مربوط به تعلیمات و پیشگوییهایی است که در آن مندرج هست و به نحو اعجابآوری دارای اطلاعاتی است که مرد درس نخواندهای مانند محمد هیچگاه قادر نبوده که شخصاً آنها را جمعآوری کرده باشد.@ در رابطه با مسائل علمیش که جلسات گذشته توضیح دادیم در رابطه با پیشگوییهایی که در قرآن آمده انشاءالله جلسه آینده عرائض کوتاهی خواهم کرد که قرآن یکسری مسائل را از آن زمان پیشگویی کرده که در جهان اتفاق میافتد که یک مقدار زیادیش اتفاق افتاده و بقیه آنها هم انشاءالله به مرور زمان اتفاق خواهد افتاد ولی برای کسانی که معتقد هستند به قرآن این مسئله قطعی هست.@ اعتراف بعدی از یکی از دانشمندان انگلیسی هست به نام توماس کارلایل ایشان میفرماید هنگامی که ما قرآن مجید را مطالعه میکنیم میبینیم این کتاب علاوه بر آنکه وحی آسمانی است از نظر کلمات و ترکیب بلیغترین کتاب است.@ هیچ کس قرآن را با دقت نمیخواند مگر آنکه میبیند حقایق اصیل در برابر وی آشکار است و در میابد که این کتاب وابسته به اصل حقیقی و به مبدئی عالی و مقدس پیوسته است و تردیدی نیست که گفتار حقیقی و درست نفوذ خاصی در دلها دارد و حق آن هست که تمام کتابها در برابر قرآن ناچیز و کوچک هستند و این کتاب از هر گونه عیب و نقص و اصول ناپسند پاکیزه و مبراست.@ اعتراف بعدی از یکی از دانشمندان هست به نام جان ویلیام دراپر، قرآن تذکرات عالی اخلاقی و دستورات زیادی دارد سبک انشاء قرآن طوری تنظیم شده که ما به هیچ صفحهای مراجعه نمیکنیم جز آنکه عالیترین چیزی که همه کس تصدیق میکند و میپسندد در آن خواهیم یافت این قطعههای کوچک آیات مطالب، شعارها و قوانینی را به ما میآموزد که برای تمامی حوادث و احتیاجات زندگی مناسب و قابل استفاده است.@ اعتراف بعدی از یک دانشمند لهستانی هست به نام گازیمرسکی قرآن مجموعهای است دلنشین زیرا در آن اخلاق و تمدن و سیاست و وعد و وعید در کنار یکدیگر قرار دارد. این مطلبی بود که از جلسات قبل در رابطه با جامعیت قرآن و هماهنگی مسائل قرآن عرض کرده بودم وعد یعنی همان وعدهای هست که خداوند برای بهشت داده وعید یعنی وعدهای هست که خداوند برای عذاب داده.@ اعتراف بعدی از کوسیندیرسوال مردم شرق عموماً اعتراف دارند که قرآن آیاتی است که فکر بنی نوع بشر از آوردن به مانند آن از حیث لفظ و معنی عاجز و ناتوان خواهد بود به هر حال اگر میتوانستن دشمنان اسلام شما ببینید چقدر برای مبارزه با اسلام اینها دارند سرمایهگذاری میکنند.@ اینها چقدر جنگها داشتند چقدر پولهای زیادی خرج کردند اما هیچ وقت به خودشان جرأت ندادند که این مبارزه را با خود قرآن بکنند و از راه مبارزه با قرآن وارد بشوند هیچ کس این جرأت را به خودش نداده چند نفر بودند که دیوانگی کردند و خواستند این کار را بکنند جز اینکه آبروی خودشان رفت و خودشان را مفتضح کردند چیز دیگری نصیبشان نشده.@ آخرین اعتراف از ؟؟؟نوتر استوار مورخ معروف آمریکایی ایشان میگوید برای عظمت اسلام همین بس که با این همه موانع باز هم حقایق و فضیلت خود را در جهان آشکار میسازد زیرا اسلام یک آیین ساده و خردمندانه است.@ در جهان الان میبینید که تبلیغات جهانی به دست مستکبرین هست و خبرگزاریهای مهم که معروف شدند به امپریالیسم خبری مثل یوناتدپرس، آسیشودپرس، رویتر اینها دست یک مشت صهیونیسم و ضد بشر یک مشت نژادپرست ضد دین و ضد اسلام هست بیشترین خبرهایی که در سطح جهان پخش میشود، ؟؟؟برای کشورهای زیادی تبلیغات میکند و فیلم تهیه میکند.@ یعنی کلاً این ابرقدرتها جنایتکارها بیشترین کارهای تبلیغاتی را در جهان به دست دارند بیشترین سرمایه را دارند بیشترین بودجه را دارند بیشترین امکان را دارند الان برای خیلی از کشورها توسط ماهواره برنامه میفرستند بیش از ده کانال بیست کانال برنامه را از طریق ماهواره میفرستند به کشورهای مخالف خودشان.@ مثلاً برای کوبا که یک کشوری هست که از نظر حکومت ضد آمریکایی هست میبینید که برای اینکه مردم آنجا را با تبلیغات چون تبلیغات خیلی مهم هست به قول حضرت امام سلاح تبلیغات از سلاح جنگ هم بُرندهتر هست تبلیغات خیلی نقش دارد.@ ما در صدر اسلام هم این را دیدیم که مثلاً وقتی علی(ع) شهید شد معاویه علیه اللعنه به قدری علیه حضرت تبلیغات کرده بود که مردم تعجب میکردند که حضرت در مسجد کشته شده چون فکر میکردند که حضرت نماز نمیخوانده میگفتند مگر نماز هم میخوانده حالا در مسجد چکار میکرده که کشته شده این نقش تبلیغات هست.@ و الان ثابت شده در دنیا بیشترین جنگ بیشترین پیروزی متعلق به کسی هست که بیشتر بتواند تبلیغات بکند و زودتر بتواند تبلیغات بکند لذا خیلی نقش مهمی در پیشبرد اهداف دارد مسئله تبلیغات الان نمیخواهیم وارد این بحث بشویم این خودش یک رشتهای هست که سر دراز دارد.@ اما به هر حال نقشش چیزی هست که در روایت هم آمده که اگر یک حکومتی بخواهد خودش را قوی نگه دارد و پابرجا بماند باید تبلیغات زیادی بکند به هر حال آمریکا ابرقدرتها دشمنان اسلام که بیشترین امکان تبلیغاتی دارند همیشه برای اینکه کشورهای خودشان را بهشت موعود معرفی بکنند زندگی را به طریقی که آنها میگویند بهترین نوع زندگی معرفی بکنند از همین وسائل تبلیغاتی خودشان استفاده میکنند.@ مثلاً برای همین کشور کوبا که مخالف هست میبینید که یک ماهواره میفرستند که برای این کشور برنامه پخش بکند یا مثلاً در کنار مرزهای آنجا یا کشورهایی که هممرز هستند با کوبا حکومتهای آنجا را مثلاً تحت سیطره خودش درآورده از طریق آن مرزها برای کل سرزمین کوبا برنامههای زیادی را پخش میکنند که تلویزیونها وقتی پخش بشود میگیرد.@ یا مثلاً برای آوردن یک همچین برنامهای اعلام کردند که میخواهند انجام بدهند میخواهند ماهواره بفرستند میخواهند برنامه پخش کنند برنامه مبتذل، این برنامهشان ببینید اگر عمومی بشود یعنی مردم هر کس تلویزیون وصل کرد این صحنههای زننده این برنامههای زشت و بد را بخواهد ببیند.@ برنامههایی که تمامش یا مسائل شهوانی مسائل جنسی در آن هست یا مسائل خشونت و کشت و کشتار و چیزهای وحشتناک که خودشان الان اعتراف کردند که خیلی از افراد در کشورهای غربی به خاطر دیدن این فیلمها بیمار شدند.@ بیماریهای روحی زیادی پیدا کردند به خاطر دیدن فیلمهای وحشتناک یا فیلمهایی که اضطراب در آن هست یا فیلمهای جنسی که تأثیر میگذارد خیلی میتوانند مؤثر باشند در ضعیف کردن ایمان مردم در اینکه مردم را به فساد بکشانند به آلودگی بکشانند.@ اما نگاه کنید اینها با تمام امکاناتی که دارند جلوی یک چیز را نتوانستند بگیرند جلوی پیشرفت اسلام را نتوانستند بگیرند الان کشیشهایشان خودشان دارند داد میزنند که اسلام دارد با چه سرعتی بدون اینکه کسی تبلیغش بکند چون خودش فطری هست چون خودش مطابق فطرت سالم هست وقتی یک نفر میشنود خودبهخود شیفته اسلام میشود شیفته قرآن میشود.@ شده مثلاً بعضی از قاریهای مسلمان در کشورهای غیر مسلمان فقط با خواندن قرآن افراد زیادی را مسلمان کردند همین که قرآن را خواندن هیچ تبلیغ دیگری نکردند فقط و فقط قرآن را خواندند با آن نوای خوش خودشان خواندند.@ در رابطه با مرحوم عبدالباسط هست که ایشان در خیلی از کشورهای دیگر که میرفتند با همین خواندن قرآنشان افراد را جذب به اسلام و دین میکردند این تأثیر زیادی دارد آنها میگویند ما این همه تبلیغ علیه اسلام میکنیم این همه وسائل تبلیغاتی داریم نمیتوانیم مسیحیت کُند پیش میرود اما اسلام و قرآن اینگونه نیست با سرعت.@ برای همین هم هست که خیلی تلاش میکنند که جلوی پیشرفتش را بگیرند خیلی تلاش میکنند با تبلیغات نگذارند که کسی این کار را بکند آزادی نمیدهند برای تبلیغات صحیح اسلامی، شما میبینید خود همین اسلام در کمتر از یک قرن نیم قرن در همین 50 سال اول دو تا از ابرقدرتها که آن موقع دو تا ابرقدرت بود مثل الان یا مثل سابق که بگوییم که آمریکا و شوروی بودند آن موقع هم ایران بود.@ و روم کمتر از 50 سال غلبه میکند تا پشت دیوارهای پاریس میرود خیلی از مردم جهان مسلمان میشوند در کمتر از 50 سال اما مسیحیت میبینید که اینطور نیست مسیحیت از زمان مسیح(ع) میبینید که بسیار کُند پیش میرود چند قرن طول میکشد تا یک عدهای مسیحی بشوند.@ اما اسلام اینگونه نبوده اسلام خیلی سریع پیشرفت کرده به خاطر همان خصوصیاتی که دارد این مربوط به همین اعترافی هست که این دانشمند استوارد کردند که قرآن خیلی سریع دلها را به دست میآورد به قدری جاذبه دارد که خود آهنگش خود متنش یک طوری هست که نیاز به تبلیغ هم ندارد.@ خودش بهترین مبلغ خودش هست خود قرآن، لحن قرآن، موسیقی قرآن، معنی قرآن، اطلاعات علمی قرآن، فصاحت قرآن، بلاغت قرآن، جامعیت قرآن، هماهنگ بودن مسائل قرآنی و آن جنبههایی که در این چند جلسه عرض کردیم هر کدامش خودش به تنهایی میتواند افراد زیادی را تسلیم بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 054 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 054 - راهشناسی