أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ طبق روال جلسات گذشته پیشدرسمان در رابطه با علم بود که این بار هم چندتا روایت را بررسی میکنیم پیرامون ضرورت آشنایی با علم و مسائل شرعی هست روایت اول از حضرت صادق(ع) هست در کتاب اصول کافی جلد یکم میفرماید(لَیتَ السِّیاطُ عَلی رُؤوسِ أصحابی حَتّی یَتَفَقَّهُوا فِی الحَلالِ وَ الحَرام).@ ایکاش با تازیانه بر سر اصحابم میزدند تا اینکه در مسائل حلال و حرام آگاه میشدند یعنی اینقدر ارزش دارد که انسان تازیانه بخورد اما مسائل حلال و حرام را بفهمد، چرا اینقدر ارزش دارد؟@ یعنی میارزد که انسان برای یادگیری مسائل دینیاش زجر بکشد حتی کتک بخورد و حتی به تعبیر دیگری که امام سجاد دارد خون دل بخورد و سختی بکشد چرا اینقدر ارزش دارد که انسان مسائل حلال و حرام را یاد بگیرد؟ حلال یعنی چی؟ حرام یعنی چی؟@ این خیلی مهم است ما در جلساتی که قبلاً داشتیم ثابت کردیم که حلال یعنی کمال یعنی آن چیزی که انسان با رعایت آن به کمال میرسد و حرام یعنی ضد کمال و ضد ارزش، این کمال و این ضد کمال متوجه چه چیزی هست متوجه چه کسی هست؟@ متوجه انسان هست در حرکتش به سمت ابدیت، گفتیم که این حرکت حرکت روحی هست پس وقتی میگوییم حلال یا حرام و به عبارت دیگر کمال و ضد کمال ارزش و ضد ارزش این همان چیزهایی هست که متعلق به روح هست.@ پس حضرت که میفرماید ایکاش تازیانه بر سر اصحابم بزنند تا حلال و حرام را یاد بگیرند یعنی با ارزشهای ابدی و ضد ارزشهایی که میتواند به طور ابدی به روح لطمه بزند آشنا بشوند اینقدر ارزش دارد.@ چون مسأله مسأله یک روز و دو روز و مسأله چیز کوچکی نیست مسأله آخرت و ابدیت هست که ما در دنیا هم اگر بدانیم که یک ضرری ما را تهدید میکند خیلی برایش سرمایه میگذاریم اموری و وقتی میگذاریم که این ضرر متوجه ما نشود یا اگر ضرری متوجه ما شد بلایی سر ما آمد حاضریم خیلی سرمایه بپردازیم وقت بگذاریم و سختی بکشیم تا آن مشکلی که برای ما به وجود آمده از بین برود.@ اما مسأله آخرت یک مسألهای هست که قابل قیاس با دنیا نیست مسأله ابدیت هست و مسأله ابدیت یعنی بیپایان بودن انتها نداشتن، شما ببینید دنیا را خدا آفریده آخرت را هم خدا آفریده وقتی میخواهد دنیا را تعریف کند میفرماید(إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) حیات دنیا یک بازیچه است.@ اما وقتی خدا میخواهد راجع به آخرت نظر بدهد میفرماید(وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) آخرت بهتر و باقیتر هست دو موجود هستند که هر دو مخلوق یک نفر هستند سازنده آخرت همان سازنده دنیاست و این سازنده بهترین کسی هست که میتواند راجع به مخلوق خودش نظر بدهد حالا خداوند راجع به مخلوق اولش که دنیاست.@ اول و دوم که میگوییم با توجه به خودمان میگوییم، راجع به دنیا میگوید بازیچه و بیارزش است اصلاً ارزش ندارد و راجع به آخرت میفرماید که بهتر و باقیتر هست از آن تعبیر به عظمت میکند در قرآن بارها(یوم عظیم) روز قیامت را روز عظیم یاد کرده.@ پس حلال و حرام با ابدیت انسان سروکار دارد کسی که حرام را دچار میشود ابدیت و آخرت خودش را به خطر میاندازد کسی که رعایت حلال را میکند دارد تأمین ابدیت خودش را میکند تأمین سعادت ابدی خودش را میکند اینها کم نیستند.@ لذا میبینید که میارزد انسان این قیمت را بپردازد که برای یادگیری حلال و حرام سرمایهگذاری کند و وقت بگذارد و زحمت تحمل کند خون دل بخورد و به قول حضرت حتی تازیانه بخورد یعنی میارزد که انسان کتک بخورد ولی حلال و حرامش را یاد بگیرد میارزد انسان سیلی بخورد ولی آشنا با دین باشد.@ کسی که آشنا نباشد اصلاً نمیتواند حرکت صحیح به سمت آخرت داشته باشد طبق اصل اول داشتیم که هیچ حرکتی نیست مگر اینکه در انجامش احتیاج به شناخت داریم(ما مِن حَرَکَۀٍ إلاّ وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَۀٍ) و چون حرکت همه ما به سمت آخرت هست محال هست که کسی با حلال و حرام آشنا نیست با حلال و حرام بیگانه است.@ علمی ندارد نسبت به حلال و حرام یک همچین کسی محال است بتواند یک آخرت زیبایی داشته باشد یک آخرت مقرون به سعادت و شیرینی داشته باشد حرکتش حرکت خوبی نیست تولدش تولد سالمی به آخرت نیست.@ فقط کسانی میتوانند نجات پیدا کنند که آگاه هستند میدانند حلال و حرام چیست روحشان را طوری تربیت میکنند که در حرکت به سمت ابدیت مریض نباشند چون در آخرت سلامت قلب نیاز هست.@ لذا خیلی باید دقت کنیم که ارزش زیادی دارد آشنایی با حلال و حرام و چقدر بیچاره هستند آنهایی که توفیق آشنایی با حلال و حرام از آنها سلب شده یعنی اصلاً به فکر یادگیری مسائل حلال و حرام نیستند به فکر یادگیری این علوم نیستند به خیلی از علوم، هنرها اهمیت میدهند پول هم میدهند وقت هم بگذارند بروند مسافت زیادی را طی کنند.@ اما وقتی راجع به آخرت و ابدیتشان میشود هزار و یکجور بهانه برایشان درست میشود درس داریم تجدیدی داریم مهمانی رفتیم عروسی داشتیم سرما خورده بودم حال ندارم راهش دور است، انگار که نیاز ندارد مسأله ابدیت و آخرت است راهش دور است چیست.@ ما اگر بخواهیم به طور ابدی خوشبخت بشویم به هر قیمتی شده باید مسائل حرکتمان را به سمت آخرت را یاد بگیریم این چیزی نیست که انسان به آن نیازی نداشته باشد مثل غذا و آب میماند برای زندگی در این دنیا، مثل قلب میماند برای حیات این دنیا، نمیشود تهیه نکرد باید تهیه کرد باید به دنبالش رفت.@ یک چیزی نیست که ما از یادگیریاش بینیاز باشیم که اگر بلد نبودیم به جایی برنخورد باید بلد باشیم انسانی که با حلال و حرام آشنا نیست این بیچاره و بدبخت است این قطعاً از سعادت دور هست با مسائل احکام، ما هر جا با هر مسألهای بخواهیم برخورد کنیم حلال و حرام هست.@ شما با پدرتان میخواهید برخورد کنید هم برخورد حلال داریم هم برخورد حرام، یعنی در برخوردها هم بهشت داریم هم جهنم داریم در برخورد با یک نامحرم هم بهشت داریم و هم جهنم داریم در برخورد با خواهر و برادرتان هم بهشت دارید هم جهنم دارید در برخورد با فرزندتان هم بهشت دارید.@ هم جهنم دارید در برخورد با همکلاسی، استاد، شاگرد، دوست، همسایه هم بهشت دارید و هم جهنم، انسان باید بهشتها را یاد بگیرد باید یاد بگیرد که من در هر رابطه فقط طریق بهشتیاش را انتخاب کنم یک طوری که در صراط مستقیم بتوانم بروم.@ صراط اگر مستقیم نبود جهنم هست ما سقوط کردیم و ما نیاز داریم یاد بگیریم که در هر مرحله خدا چطوری میخواهد که ما عمل کنیم نه خودمان چطوری میخواهیم کسی که میخواهد بر طبق میل خودش عمل کند این همان شیطان و ناخود هست.@ برای همین امام میفرماید که ایکاش بر سر اصحاب من با تازیانه بزنند تا اینکه حلال و حرام را یاد بگیریند اینقدر ارزش دارد لذا یادگیری این علم روی علوم دیگر فرق دارد زحمتی هم که انسان باید بکشد برای یادگیریاش با زحمتی که برای علوم دیگر میکشد زمین تا آسمان فرق دارد.@ باید خیلی برایش زحمت کشید باید حوصله به خرج داد کسی نگوید چقدر زیاد است چقدر مطالعه کنیم و یاد بگیریم، شما به اندازهای که میخواهید در آخرت زندگی کنید یاد بگیرید به اندازهای که میخواهید زندگی کنید و بهرهبرداری کنید باید تحصیل کنید.@ مگر ابدیت کم چیزی است شما میخواهید در دنیا زندگی کنید انسان میخواهد خوش باشد اگر بخواهد خوب در بیاید یک پزشک 15 سال 16 سال 20 سال درس میخواند که چند سال راحت باشد برای این زندگی دنیا که معلوم نیست زنده باشد.@ یک موقعهایی هست دکترایش را میگیرد تازه میخواهد بهرهبرداری کند تصادف میکند میمیرد مریض میشود میمیرد ولی هیچ کس نمیگوید این کار احمقانهای است هیچ کس تحصیل یک دانشجو را کار غیرعاقلانهای نمیداند میگویند میارزد میگویند بروید درس بخوانید که در زندگی دنیایی خوشبخت باشید.@ در زندگی دنیاییتان محتاج این و آن نباشید دچار بدبختی نباشید شرمنده خانوادهتان نباشید دستتان جلوی دیگران دراز نباشد گداصفت زندگی نکنید سربار نباشید همه تأیید میکنند که انسان دهها سال درس بخواند که در دنیا خوب زندگی کند حالا برای آخرت چقدر میارزد انسان درس بخواند و یاد بگیرید و مطالعه کند و فکر کند و زحمت بکشد برای آخرت آن ابدیت است.@ چقدر ندارد خیلی بیشتر از این علومی که باید در دنیا بخوانیم میارزد که ما مایه بگذاریم وقت بگذاریم که یاد بگیریم این جهالت ماست به ابدیت، این نفهمیدن ابدیت هست که ما را بیحوصله میکند میخواهیم چهارتا آیه قرآن بخوانیم زود بیحوصله میشویم.@ میخواهیم یکذره کتاب دینی بخوانیم کتابی که ما را با پاکی روح و سعادت و زیبایی روح آشنا میکند بیحوصله هستیم اما یک مشت داستان و دروغ و حتی افسانه، بعضیها وقت میگذارند کتاب میخوانند رمان میخوانند افسانه میخوانند چیزی که واقعیت ندارد آخر هم جز اینکه فضای ذهنشان را اشغال کند دلشان را شلوغ کند هیجانات بیموقع به آنها دهد و بالا و پایینشان کند چیز دیگری ندارد.@ همچین دل میدهند برای یادگیری و مطالعه اینها که نگو اما وقتی میخواهند قرآن را مطالعه کنند حدیث مطالعه کنند میخواهند کتابی را مطالعه کنند که به آنها آدمیت را یاد میدهد یاد میدهد که چگونه شئونات انسانیشان را شکوفا کنند میبینی که بیحوصله هستند این نفهمی انسان است این بیسعادتی هست.@ لذا امام صادق(ع) میفرماید موقعی که خداوند خیر بندهای را بخواهد او را در دین آگاه میکند(إذا أرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیرً فَقَهّهُوا فِی الدَّین) موقعی که خداوند خیر بندهای را بخواهد او را در دین آگاه میکند این سعادت یک نفر هست که با دین آشنا شود.@ در روایت بعدی داریم(مَن لَم یَصبِر عَلی ذُلِّ تَعَلُمِ ساعَۀً بَقِیَ فی ذُلِّ الجَهل أبدا) هر کس که ساعتی را به ذلت(سختی) یاد گرفتن تحمل نکند صبر نکند برای همیشه در ذلت نادانی خواهد ماند این تقریباً یک حدیثی هست کمکی آن حدیثی که دو هفته پیش خواندیم که(قَلیلُ العِلم یَنفی کَثیرَ الجَهل) کمی از علم بسیاری از جهل را از بین میبرد.@ میفرماید اگر کسی الان سختی یادگیری مسائل دینی را تحمل نکنی الان حوصله یادگیری نداشته باشید تا ابد در ذلت و خواری نادانی خواهید بود این نادانی نادانی نیست که فقط در دنیا به ضرر انسان باشد بلکه ابدیت انسان را به خطر میاندازد به این آخرت و ابدیت خیلی باید فکر بکنیم.@ اساس همه کار ما باید ابدیتمان باشد اساس هر انتخابی، هر میلی، هر وقتی که میگذاری برای هر چیز باید آخرت و ابدیت ما باشد(مَن لَم یَصبِر عَلی ذُلِّ تَعَلُمِ ساعَۀً بَقِیَ فی ذُلِّ الجَهل أبدا) تا آخر در ذلت نادانی خواهد ماند.@ روایت بعدی یک قانون کلی است میفرماید(لِکُلِّ شَیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الجَنَّۀِ العِلم) برای هر چیزی راهی وجود دارد و راه بهشت علم و آگاهی است مگر میشود انسان راه بهشت را بلد نباشد بعد بخواهد در بهشت برود چطوری میشود که انسان مسیری را بلد نباشد بعد به هدف برسد.@ طبق اصل دوم ثابت کردیم که(العامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کَالسّائِرِ عَلی غَیرِ طَریقٍ لا تَزیدُهُ سُرعَۀُ السِّیر إلاّ بُعدا) عملکننده بدون آگاهی مثل کسی است که مسیری را بر غیر راه اصلی خودش دارد میرود که هر چقدر با سرعت برود از هدف اصلی دورتر میشود نمیشود کسی با حلال و حرام با زیباییها و آلودگیهای روح آشنا نباشد و بتواند به بهشت برسد.@ ما الان در زندگی دنیایی خودمان میبینیم آنجاهایی که جاهل هستیم نسبت به بیماریها و میکروبها آلوده و مریض میشویم چون نمیدانستیم فلان چیز مریضی میاورد فلان چیز آلوده است، ما چه موقع میتوانیم بهداشت را رعایت کنیم؟@ موقعی که آلودگی را بشناسیم و طرفش نرویم وقتی ما آلودگی که میدانیم حرام است مربوط به روح نشناسیم چطور میتوانیم پاکی که حلال هست بشناسیم اینها را از همدیگر باید بشناسیم این آگاهی میخواهد برای هر چیزی راهی است اینکه به ما میگوید برای هر چیزی راهی است یعنی ناامید نباید بود.@ اینها فرمول کلی است اینها که حضرات(ع) میفرمایند اینها فرمولهایی هست که محال هست در آن اشتباه باشد وقتی میگوید هر چیزی راهی دارد یعنی شما برای هر کاری آن راه خودش را باید انتخاب کنی یعنی هیچ موقع برای یک مؤمن و مسلمان بنبست وجود ندارد.@ (لِکُلِّ شَیءٍ طَریقٌ) یعنی هر چیزی راهی دارد فقط باید راهش را پیدا کرد بعد میفرماید راه بهشت اگر کسی میخواهد برود یعنی راه سعادت و کمال و ابدیت خوش راهش آگاهی و علم هست باید آگاه و عالم بود باید مطالعه کرد باید برای این کار وقت گذاشت.@ آخرین روایت از رسول خدا(ص) که عبارت دیگر حدیث بالا هست میفرماید که هر کس در طلب علم هست بهشت در طلب اوست(مَن کانَ فی طَلَبِ العِلم کانَتِ الجَنَّۀُ فِی طَلَبِه) هر کس در طلب علم باشد بهشت در طلب اوست.@ کسی که طالب علم هست تمام موجودات عالم برایش استغفار میکنند و از خدا میخواهند که خدایا این را ببخش چون دارد راه بهشت را یاد میگیرد دارد زحمت میکشد برای اینکه راه سعادت و بهشت را یاد بگیرد.@ میپردازیم به ادامه بحث جلسه گذشتهمان که راجع به اعجاز قرآن بود، امروز یک قسمتی از اعجاز علمی قرآن را عرض خواهم کرد یکی از جنبههای اعجاز قرآن این هست که قرآن دارای علوم مختلف هست و کاملترین حرفها را در تمام علوم گفته آنچه که انسان نیاز دارد برای سعادتش، کاملترین راهها را بیان کرده.@ اگر از جنبه نظامی بگویید یک کتاب آموزش نظامی است از جنبه اقتصادی بگویید یک کتاب کامل اقتصادی است از جنبه سیاسی بگویید یک کتاب کامل آموزش سیاسی است مسائل اجتماعی و حقوقی همینطور، مسائل عبادی، قوانین دینی، معاشرت، اخلاق همینطور.@ جلسه آینده ان شاء الله من یک فهرستی را که ژوللاگون تهیه کرده جلسه گذشته از ژوللاگون یک جملهای راجع به قرآن برایتان خواندم فهرستی را که ژوللاگون تهیه کرده جلسه بعد مقداری از آن یا حتی اگر رسیدیم همه آن را برای شما میخوانم ببینید که چقدر دقیق قرآن به تمام جنبههای زندگی بشری توجه کرده و هیچ نکتهای را فروگذار نکرده.@ هر جنبهای که شما بگویید در قرآن از آن مطلب داریم و کامل هست امروز بررسی میکنیم چندتا از آیات قرآن را یعنی اعجازهای علمی قرآن را، مسائلی را که قبل از قرآن هیچ کس به آن اشاره نکرده و از این مسائل علمی زیاد هست.@ یک مسأله مسأله قانونی هست که کشف شده به نام قانون زوجیت یعنی بشر کشف کرده که در جهان هر چیزی جفت دارد همه چیزها در دنیا جفت هستند جمالات، نباتات، حیوانات، انسان و هر موجود دیگر.@ قرآن این قانون را در چند جا بیان فرمود سوره مبارکه ذاریات آیه 49(وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) که ما از هر چیزی جفت آفریدیم شاید متذکر بشوید یعنی به حکمت خدا متذکر بشوید که هر چیزی جفت دارد.@ حالا این قانون زوجیت برای خواهرانی که بعداً این توانایی را پیدا میکنند که در دروس معرفت نفس شرکت بکنند یعنی الان خواهرانی که از سال گذشته شرکت کردند یکساله هنوز آنها هم برایشان این قانون را از نظر مسائل معنوی و معرفت نفسی توضیح ندادیم یکذره طول میکشد که ذهنها و روحیهها آماده بشود.@ در همه شئون زندگی انسان این قانون زوجیت حکمفرماست و اگر در مسائل روحی کسی بتواند از آن خوب استفاده کند خیلی پیشرفت میکند که هر چیزی جفت و زوجی دارد شما در اتم هم که نگاه میکنید میبینید که باز الکترون و پروتون دارد در تمام جمادات اینطور هست قطب مثبت داریم قطب منفی داریم.@ این چیزی نیست که بشر اختراع کرده باشد بلکه وجود دارد یک چیزی است که وجود دارد فقط افراد کشفش میکنند این قاعده هست در حیوانات نر و ماده داریم در گیاهان نر و ماده داریم عمل لقاح داریم در انسانها همینطور نر و ماده داریم هر چیزی جفتی دارد.@ میفرماید(وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)، در سوره دیگری داریم(سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها) منزه هست خدایی که ازواج را آفرید همه زوجها مخلوق خدا هستند این قانون زوجیت، آنهایی که کار تجربی کردند یعنی مطالعات تجربی دارند رشتهشان تجربی هست یا مطالعات علمی دارند متوجه میشوند که عظمت این آیه چقدر زیاد هست.@ این از معجزات بزرگ علمی قرآن هست بیان قانون زوجیت در کل جهان، اما اگر کسی قانون زوجیت را خوب نشناسد خیلی برایش این مسأله شاید بزرگ و مهم جلوه نکند.@ مسأله بعد مسأله سخن گفتن حیوانات هست که این را بیان میکنیم نطق و کلام حیوانات که این هم بشر جدیداً فهمیده تا چندی پیش هم متوجه نبودند انسانها کشف نکرده بودند که حیوانات هر کدامشان با همدیگر سخن میگویند و با هم حرف میزنند مثل ما که زبان داریم آنها هم زبان مخصوص خودشان را دارند.@ حالا من چند آیه را در رابطه با سخن گفتن حیوانات میگویم آیه 16 سوره نمل هست نمل به معنای مورچه، از قول حضرت سلیمان(ع) (يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ) ای مردم ما سخن گفتن پرندگان را تعلیم دیدهایم.@ یعنی ما یاد گرفتیم خداوند به ما تعلیم داده که ما با پرندگان صحبت کنیم که در سوره نمل آیه 22 در آن جریان لشکریان حضرت سلیمان که حضرت نگاه میکند در میان لشکریانش در قسمت پرندگان میبیند که یکی از پرندگان که اسمش هدهد بوده نیست که میگوید هدهد کجاست؟ چرا غایب هست؟@ که بعد که هدهد پیدایش میشود میبیند که هدهد با او صحبت میکند از ملکه صبا برایش پیام میاورد میگوید من رفتم سرزمینی که یک خانمی آنجا سلطان بود(فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ).@ آیه 22 سوره نمل که من برای تو از جایی که خبر نداری خبر آوردم از سرزمین سبأ خبر آوردم که آنجا خانمی هست که بر مردم سلطنت میکند که بعد حضرت سلیمان هم تماس میگیرد و آن تخت خانم را احضار میکند که داستانش در قرآن مفصل هست در همان سوره نمل آیه 17 باز زبان مورچه هست(قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ).@ که یکی از مورچهها گفت وقتی حضرت سلیمان(ع) رد میشدند با سربازانشان یکی از مورچهها گفت ای مورچهها بروید در لانهتان که سلیمان و سربازانش شما را پایمال و لگدمال نکنند که حضرت سلیمان میشنود و بعد با مورچه صحبت میکند.@ این داستان را میبینید که در قرآن مسأله تکلم حیوانات را کلاً بیان میکنند هم مورچه و هم پرندگان را همه حیوانات همینطور هستند با هم صحبت میکنند و به هم پیام میرسانند.@ مسأله بعد که تاریخچهاش را شما راحتتر میدانید و مطالعه کردید بیشتر با آن آشنا هستید مسأله کرویت زمین هست که میدانید سالها میان بشر همین مسأله بوده که آیا زمین چه شکلی هست مسطح هست حرکت میکند یا نه، قرآن هم مسأله کرویت زمین را مطرح میکند و هم گردش زمین را.@ آیه 33 سوره انبیاء(وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ) او(خداوند) کسی است که شب و روز را خلق کرد و خورشید و ماه را که هر کدام در مداری سیر میکنند(یسبحون) یعنی شنا میکنند شناور بودن هست خیلی ظرافت دارد.@ وقتی کسی شنا میکند یعنی به جایی بند نیست میگویند یک چیزی حالت شناور دارد یعنی یکجا قرار ندارد مثل زمینی که در آسمان هست در آسمان حرکت میکند مثل ماه و خورشید، این حالت را شناور بودن میگویند میفرماید هر کدام اینها خورشید و ماه در مداری حرکت میکنند خوب دقت کنید این مطلب حرکت خورشید و ماه بود خلق شب و روز بود.@ سوره معارج آیه 40(فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ) قسم به پروردگار مشرقها و مغربها، یا جای دیگر داریم(مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا) مشرقهای زمین و مغربهای زمین، وقتی میگوید مشرقها و مغربها چیزی که غیر کروی باشد نمیشود مشرقها و مغربها داشته باشد مثل مکعب، مستطیل، مربع، شرق و غرب و شمال و جنوب دارد.@ اما چیزی که کروی است هم مشارق دارد هم مغارب دارد یعنی همه جایش شرق است همه جایش هم غرب محسوب میشود حرکت زمین را هم عرض کردم که چند جا این آیه هست(كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ) یعنی هر کدام از زمین و ماه و خورشید در یک مداری حرکت میکنند.@ این مسأله خیلی مهم هست 1413 سال پیش میگوید زمین در مدار مشخص حرکت میکند ماه در مدار مشخص حرکت میکند خورشید در مدار مشخص حرکت میکند حرکت خورشید که باز دیرتر از حرکت زمین چون بعدها که کشف شد زمین حرکت میکند این تصور بود که خورشید ثابت هست زمین به دورش حرکت میکند.@ بعدها فهمیدند که نه خود خورشید هم حرکت میکند یعنی این خورشید که هست منظومه هم که دورش هستند سیاراتی که اطرافش در مدارات مختلف میگردند که زمین هم سومین هست همه با هم در حال حرکت هستند.@ لذا در رابطه با حرکت خورشید در سوره یس میفرماید(وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها) خورشید حرکت میکند به سمت جایگاهی که برای او هست دوتا مطلب اینجا میفرماید یکی مسأله حرکت خورشید هست یکی جهتدار بودن حرکت خورشید.@ یعنی بیجهت خورشید حرکت نمیکند همینطوری شناور نیست که به هر طرفی برود مثل یک تکه برگی که باد بیاید به اینطرف و آنطرف برود مثل یک تکه برگی که روی آب روی دریاچهای افتاده باشد موج بیاید به هر طرف ببرد.@ نه میگوید(لِمُسْتَقَرٍّ لَها) به سمت جایگاه خودش، حرکت خورشید که الان کشف شده خورشید به طرف ستاره مشخصی با کل منظومه شمسی در حرکت هستند جهت حرکت هم بعدها کشف شده که به سمت شمال هست حرکت منظومه شمسی.@ مسأله بعد قانون جاذبه عمومی هست که بعدها فرمولهایش توسط نیوتن و دیگران مسأله جاذبه عمومی در سوره رعد آیه 2 میفرماید(اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) خداوند کسی هست که آسمانها را با ستونهایی که دیده نمیشوند برافراشت شما میدانید که وضعیت کره زمین با ماه و خورشید در چه حالی هست.@ چه چیزی باعث میشود که همیشه فاصله زمین با خورشید با اینکه در مدار بیضی شکل میگردد اما هرگز از مدار خودشان خارج نشود کم و زیاد نشود یا فاصله ماه و زمین که دورتر را نزدیکتر بشوند به هم بخورند.@ چه چیزی باعث میشود که این سیارات با این عظمت در آسمان فاصلهشان را نسبت به همدیگر حفظ کنند و این نظم زیبا که در زمین ما داریم میبینیم این حیات را درست کنند حالا جاهای دیگر هم بحثی نداریم که حیات هست یا نه، اما چطوری فاصله اینها با هم حفظ میشود به طرف همدیگر نمیروند.@ چرا ما به سمت خورشید نمیرویم که ذوب بشویم یا دورتر نمیشویم که یخ بزنیم و بمیریم سیاراتی که دور از خورشید هستند ما میدانیم که آنجا انجماد هست به خاطر دور بودن در بعضی از آنها شرائط حیات نیست، چرا اینطوری هست؟@ این جاذبهای که بین اینها هست جاذبه و دافعهای که بین اینها هست اینها را در یک حالت ثابت نگه میدارد نمیگذارد بیشتر از حد به هم نزدیک بشوند و یا از هم دور بشوند این نیروهایی که بین اینها هست اینها را نگه میدارد میفرماید خداوند کسی است که آسمانها را با ستونهایی که نمیبینید و دیده نمیشوند نگه داشته.@ آیه بعد که یک مقدار بیشتر اطلاعات علمی میخواهد میفرماید(فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ) خداوند هرگاه اراده کند کسی هدایت بشود قلب او را برای پذیرش اسلام باز میکند.@ یعنی قلبش راحت مسائل دینی و اسلامی را میپذیرد سختباور نیست دیر زیر بار نمیرود زود زیر بار مسائل دینی میرود زود رام هست در مقابل فرمایشات دینی و خداوند، راحت میپذیرد خیرهسر و سختقلب نیست کسی که هدایت میشود کسی که خدا دوستش دارد اینطوری هست.@ (وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ) و هر کس را بخواهد گمراه کند سینهاش را در فشار و تنگی قرار میدهد مثل اینکه به آسمان صعود میکند، نکته علمیاش کجاست؟@ یعنی انسان وقتی بالا میرود در ارتفاعات بالا اکسیژن کم میاید به سینهاش فشار میاید میبینید کوهنوردها با خودشان اکسیژن میبرند که در ارتفاعات زیاد دچار نفس تنگی نشوند 1413 سال پیش دارد این مطلب را میفرماید میفرماید افرادی که دین اسلام را نمیپذیرند یعنی نمیتواند بپذیرد.@ یکی از ابعاد حیات انسانی حیات انسانیاش هست حیات گیاهی، حیات حیوانی، حیات انسانی دارد این کسی که به آسمان میرود حیاتپذیر نیست یعنی وقتی میرود نفس کم میاورد میخواهد بمیرد نمیتواند بپذیرد اسلام هم حیات معنوی انسان هست حیات انسانی انسان را تأمین میکند.@ دین برای همین هست میگوید کسانی که اسلام را نمیپذیرند و تن به مسائل اسلامی نمیدهند روحشان آنقدر کوچک و تنگ هست سینهشان به قدری فشرده و تنگ هست مثل کسی میمانند که به آسمان رفته، این سؤال پیش میاید مگر کسی که به آسمان میرود سینهاش چطوری میشود؟@ چقدر لطیف این مطلب را بیان کرده که مثل کسی که به آسمان میرود دچار تنگی سینه هست البته این آیه جای توضیح دارد یک مطلب این هست که خداوند تشبیه میکند آنهایی را که مسائل دینی را میپذیرند به افرادی که سینهشان باز هست افراد هدایت شده را افرادی میداند که پر حوصله هستند دارای بزرگی و بزرگواری روح هستند.@ اما آنهایی که نمیپذیرند روحشان کوچک هست کوچک که میگوییم روح اندازه ندارد که کوچک و بزرگ، منظور این هست که کمظرفیت و بیظرفیت هستند به مسائل تن نمیدهند افراد خودخواه، افرادی که فقط دنبال میلشان میروند افرادی که نمیتوانند ابدیت را ببینند با بزرگی به خودشان نمیتوانند نگاه کنند فقط همین چند روز دنیا را میبینند.@ همین لذت چند روزه را میخواهند همین تا دَم قبر را میخواهند درست به خودشان نگاه نمیکنند مطلب بعد اینکه میگوید هر کس خدا بخواهند او را هدایت کند یا گمراه کند گمراهی و هدایت ؟؟؟ از دین خدا دور بشود چون ما همه کار را به خدا نسبت میدهیم.@ من الان اگر بخواهم گناه کنم توان این گناه را از نیرویی به دست آوردم که خدا به من داده کار خیر هم بخواهم بکنم این را هم خدا داده همه کارها انتسابش به خداست در نهایت، از آن جهت که قدرتش را خدا میدهد هر چند اختیار با ماست ما تصمیمگیرنده هستیم اما نسبتشان میدهیم به خدا، نه اینکه جبر هست.@ خدا هر کس را بخواهد هدایت میکند یا نمیکند دلبخواه خدا نیست بلکه دلبخواه خود اشخاص هست الان ما میتوانیم نماز نخوانیم هیچ کس هم نمیتواند به ما چیزی بگوید الان که نماز میخوانیم شما که حجاب را رعایت میکنید کسی به شما زور کرده؟ نه، به اختیار خودتان این کار را کردید.@
اینکه خودت میگویی من چکار کنم کدام راه را بروم با چه کسی دوست شوم چه را بخورم چه را نخورم این خودش نشان میدهد که انسان مختار هست جبری در کار نیست که اینجا یک موقع برداشت بد نشود از آیه که هر کس را خدا بخواهد هدایتش کند سینهاش را باز میکند و هر کس را بخواهد گمراه کند سینهاش تنگ میشود.@ منظور این هست کسی که خودش را اختیار هدایت یا گمراهی را انتخاب کند اینطور نیست که بگوییم مسلمان و مؤمن شد خواست خدا بود و اینکه جهنم رفت خواست خدا بود، نه انسان اختیار دارد.@ مسأله بعد مراحل خلقت انسان هست که در چند مرحله مراحل خلقت را میگوید حالا ما امکانات نداریم که برای شما نشان بدهیم یا لااقل عکسهایش را نشان بدهیم اما کتاب زیاد هست میتوانید مراجعه کنید مطالعه کنید که مراحل خلقت انسان از زمانی که نطفهاش بسته میشود.@ یعنی لقاح اسپرم با تخمک تا مراحلی که انسان کامل میشود چه مراحلی را میگذراند تمام آن مراحل را در این آیه خداوند آیه 14 سوره مؤمنون چقدر زیبا بیان فرموده علم هم به بیشتر از این نرسیده همان مراحل را کامل بیان کرده میفرماید(ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً) انسان را که خلق کردیم او را نطفه کردیم.@ (فِي قَرارٍ مَكِينٍ) در یک قرارگاه امنی یعنی رحم مادر که آسیب نبیند حالا آنهایی که زیستشناسی خواندند میدانند که بعد از اینکه لقاح انجام شد این حرکت میکند و به یک جایی میرود در رحم که محکم هست و آسیبی به آن نمیرسد تا بتواند رشد بکند تقسیمش را انجام بدهد.@ (ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ) که انسان اول نطفه بود بعد از نطفگی علقه شد بعد از علقه مضغه شد علقه یعنی خون بسته شده، بعد حالت مضغگی پیدا کرد.@ یعنی حالت پاره گوشت شدن، بعد از مضغگی استخوان پیدا میکند بعد از آن دوباره روی آن استخوان گوشت میاید بعد از اینکه این خلق جسمیاش کامل شد راجع به خلق روحیاش میفرماید(ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ) سپس او را با یک خلق دیگری میافرینیم یعنی همان مرحلهای که روح به آن تعلق میگیرد.@ (فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ) بعد خداوند به خودش تبریک میگوید از این آیات زیاد هست. آخرین مورد هم مسأله کوهها هست و نفعش برای زندگی بشر، که میدانید الان ثابت شده آن عاملی که باعث تعادل کره زمین شده وجود کوهها هست.@ در سوره نبأ اولین سوره از جزء سیام قرآن(أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً) آیا زمین را آرام نکردیم برای شما، یعنی تکان نخورد و شما نیافتید و بیقرار نشوید مهد یعنی جای آسایش و آرامش، و کوهها را میخها، اوتاد یعنی میخ، میخ کارش محکم کردن و نگه داشتن است، و کوهها را میخ قرار ندادیم محکم نکردیم اوتاد هستند برای زمین.@ آیه 7 سوره نبأ، این خودش یک کار تحقیقاتی وسیع میطلبد آیاتی که پیرامون مسائل علمی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و خانوادگی، حقوقی هست.@ سه جمله هم از اعترافاتی که هر جلسه میخوانیم بخوانم در مورد قرآن در این بُعدش، دانشمند فرانسوی به نام لیپری اگر اسلام و مسلمین در تاریخ پیدا نمیشدند حیات علمی اروپا تا چند قرن عقب میافتاد، آنهایی که با تاریخ آشنا هستند میدانند که اروپا چقدر مدیون اسلام و کشورهای اسلامی هست در مسائل علمی.@ جمله بعدی از یک دانشمند آلمانی هست به نام دیتریشی ایشان میگوید همین علوم و معارف مسلمین بود که اروپا را در قرن دهم میلادی جلو برد همان علومی است که سرچشمه آنها قرآن کریم بود و اروپا از این حیث به اسلام مدیون است.@ آخرین جمله هم از رینبورت هست یک مستشرق دیگر که میگوید باید اعتراف کرد که علوم طبیعی، فلکی، فلسفه، ریاضیات که در قرن دهم اروپا را زنده نمود از قرآن گرفته شده بلکه اروپا رحین ملت اسلام هست یعنی به اسلام مدیون هست.@ اگر بیشتر بخواهید آشنا بشوید کتابهایی هست که در رابطه با علومی که اروپائیها و کلاً الان جهان صنعتی از اسلام گرفته در قسمتهای مختلف، در قسمت فضا، پزشکی، در مسائل ریاضی، اگر خواستند من معرفی میکنم که ان شاء الله روی این قضیه تحقیق کنند.@ این خیلی مهم هست که ما بدانیم که الان چقدر از پیشرفت کشورهای پیشرفته مخصوصاً اروپا یا آمریکا مدیون اسلام هست این را باید بدانیم که مدیون اسلام و مسلمین هستند و متأسفانه سؤال بعدی که پیش میاید این هست که چرا خود مسلمین استفاده نکردند و خودشان عقب افتاده هستند.@ این هم یک بحث هست که چرا خود مسلمین عقب افتادند اگر این علوم را داشتند چرا عقب افتادند چرا الان کتابهای خواجه نصیر یا بعضی از کتابهای ریاضی دانشمندان اسلامی در اروپا تدریس میشود هنوز در ایران آن سطحها وجود ندارد که آن کتابها اینجا تدریس بشود و از آن استفاده کنند در ایران کم هستند.@ دانشمندان کمی داریم که بتوانند آن کتابها را بفهمند یا تدریس کنند اما الان آن کتابها که چپاول و غارت شده در اروپا از آن استفاده میکنند چرا اینچنین شده این هم خودش جای بحث مفصل هست که کتابهایی هست.@ مرحوم مطهری هم کتابی دارد علل انحطاط مسلمین که چرا مسلمین عقب افتادند و به پستی گرایش پیدا کردند و اینقدر عقب افتادند از نظر صنعت و علم و چرا دشمنان اسلام که زمانی که اسلام در اوج پیشرفتهای علمی بود آنها در توحش به سر میبردند اینقدر رشد کردند و جلو افتادند این هم باید رویش کار بشود حالا اگر منابع خواستند من معرفی میکنم که رویش تحقیق کنند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@