جلسه 045 - راه‌شناسی
شماره جلسه
45
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
10
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 045 - راه‌شناسی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسات گذشته بحثمان به اینجا رسید که دین خداوند تبارک و تعالی برای هدایت انسان آمده به سوی کمالات ویژه انسانی و تحصیل آنها و برای آماده شدن انسان برای حیات ابدی و مخاطب دین اسلام فطرت انسان هست و آن شأن فوق حیوانی انسان هست.@ و اگر در دین احکامی مسائل در مورد شئون گیاهی یا حیوانی انسان آمده مثلاً در مورد غذا خوردن، خوابیدن، ازدواج کردن، معامله کردن، مسائل اجتماعی آمده برای این هست که تا این شئون تربیت نشوند و به کنترل عقل و فطرت انسان در نیایند انسان آن حیات ویژه انسانی را پیدا نخواهد کرد.@ لذا در دستورات دینی در همه مواردی که به بُعد حیوانی هم مربوط میشود ما احکامی داریم تا این احکام تحت کنترل عقل و فطرت انسان در بیاید رعایت این احکام منجر میشود که انسان حیات انسانی پیدا کند و اساساً همانطور که قبلاً توضیح مفصل دادیم دین برای تأمین حیاتی انسانی انسان است.@ در سوره انفال میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد یعنی خدا و رسول آمدند که به شما حیات بدهند.@ معلوم است که این حیات حیات معمولی که ما الان داریم نفس میکشیم غذا میخوریم میخوابیم شئون گیاهی و شئون حیوانیمان فعال هست نیست حیاتی که قرآن برای انسان آورده و پیامبر برای انسان آورده یک حیات فوق حیات حیوانی هست که از آن تعبیر به حیات انسانی میکند.@ دین آمده برای حیات انسانی و آنهایی که اهل دین نیستند حیات انسانی هم ندارند یعنی فقط شأن حیوانیشان فعال هست و شأن گیاهی، پس طبق این آیه شریفه اگر کسی بخواهد حیات انسانی پیدا بکند باید اهل اجابت باشد در مورد اجابت در سوره مبارکه انعام آیه 36 میفرماید(إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ) فقط کسانی اجابت میکنند که گوش شنوا دارند.@ (یسمعون) یعنی پذیرش، مثلاً شما در محاورات روزمرهتان میگویید من به این پسر خیلی حرف زدم اما نمیشنود اصلاً گوش به حرفهای من نمیدهد، یعنی کَر است یا حرفهای من گوشش نمیرسد یا نمیشنود منظور این است؟ یعنی قبول نمیکند نمیپذیرد گوش نکردن یعنی نپذیرفتن.@ قرآن هم میفرماید(إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ) فقط کسانی اهل اجابت دین هستند اجابت یعنی حیات انسانی، چون فرمود(اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) اگر میخواهید حیات انسانی پیدا کنید اجابت کنید.@ چه کسانی اجابت میکنند؟ (إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ) فقط کسانی که اهل پذیرش هستند اجابت دین را میکنند یعنی قلبشان میپذیرد لج نمیکنند عناد ندارند و دین و آیین خدا را با قلبی باز پذیرا هستند.@ شما الان گمان نکنید همین نمازی که شما میایید در مسجد میخوانید راحت است باور کنید برای کسانی که مطالعاتشان در مسائل دینی ده برابر شما هست ولی خیلی سخت است نمیتواند نماز بخواند روزه نمیگیرد چون قلبشان پذیرش ندارد.@ عمده حقیقت انسان هم قلب و دل انسان است ما یک عقل داریم یک قلب داریم قلب عربی هست فارسی دل میگوییم عقل کارش تفکر و بررسی هست عقل اگر معقول برخورد بشود معقول کار بکند تسلیم است ولی پذیرش معلوم نیست بکند.@ مثلاً عقل شما قبول کرده تسلیم هم هست به اینکه مرده با انسان کاری ندارد اما شب اگر بگویند شما در این مسجد بیایید که چندتا جنازه هست شما تا صبح آنجا بخواب همه کسی حاضر به این کار نیست، عقل ندارد؟ عقلش نمیفهمد که مرده با انسان کاری ندارد؟@ عقلش قبول کرده ولی قلبش قبول نکرده عقل غیر از قلب است خیلی از افراد اهل مطالعه هم هستند خیلی خوب میتوانند مسائل را سبک و سنگین و بالا و پایین کنند برای شما بگویند اما پذیرش قلبی خودشان هم خوب نیست قلب خیلی هم است که بپذیرد قرآن هم با قلب خیلی کار دارد.@ لذا فرمود(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) قیامت روزی هست که هیچ چیز به درد انسان نمیخورد مگر کسی که با قلب سالم بیاید قلب سالم غیر از عقل سالم است نگفت کسی که با عقل سلیم بیاید فرمود با قلب سلیم، قلب یعنی دل، دل اهل پذیرش باشد.@ شما میبینید یک نفر ممکن است هیچ سواد و مطالعاتی نداشته باشد اما به خاطر آن فطرت سالمی که دارد پذیرش میکند فرمایش علما را میپذیرد قبول میکند که ما نماز و روزه و حج و زکات و خمسی داریم میپذیرد انجام میدهد این قلبش پذیرش کرده اما بعضیها هستند که عقلاً فقط میپذیرند اما قلبشان قبول نمیکند.@ لذا موفق به عمل نمیشوند آنچه که انسان را موفق به عمل میکند قلب هست پذیرش قلبی، میفرماید(إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ) فقط کسانی اهل اجابت تو هستند اهل عمل به دستورات تو هستند که قلبشان پذیرش داشته باشد.@ بعضیها هستند میگویند ما فلان مشکل را داریم به آنها میگویی عقلاً قبول میکند ولی قلب قبول ندارد برای همین هم هیچ وقت مشکلش حل نمیشود چون قلب پذیرش ندارد وقتی قلب پذیرش کرد و قبول کرد مشکل حل میشود شخص موفق به عمل کردن میشود.@ کسانی که اهل اجابت نیستند قرآن آنها را مرده میداند، چرا؟ طبق قاعده اول، قاعده اول کسانی میتوانند حیات انسانی داشته باشند که اهل اجابت باشند کسانی که بشنوند یعنی پذیرش دارند پس کسانی که نشنوند اجابت نمیکنند و اگر اجابت نکنند حیات انسانی هم نخواهند داشت لذا مردهاند.@ بنابراین در سوره نمل آیه 82 کسانی که اهل شنیدن یعنی پذیرش نیستند مرده میداند میفرماید(إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏) به پیغمبر میفرماید یا رسول الله تو نمیتوانی به مرده چیزی بشنوانی یعنی نمیتوانی آنها را وادار به پذیرش بکنی اینها مردند یعنی حیات انسانی ندارند.@ هر چند از نظر گیاهی و حیوانی زنده هستند میخورند، میخوابند، ازدواج میکنند، کار میکنند فعالیت میکنند اما حیات انسانی ندارند لذا مرده است شأن انسانی اینها مرده است تو هم نمیتوانی چیزی به اینها بفهمانی چون مرده است مثل اینکه ما انتظار داشته باشیم که برویم بالای سر یک مرده داد بزنیم بشنود هر چقدر هم که ما فریاد بزنیم مرده چیزی نخواهد شنید.@ بعضیها اینطوری هستند شأن انسانیشان مرده است چیزی در آنها اثر نمیکند پس از اینجا نتیجه میگیریم که حیات انسانی حقیقی مخصوص اجابتکنندهاست کسانی که پذیرش دین میکنند یعنی وقتی احکام دین را شنیدند راحت قبول میکنند و عمل میکنند.@ نه اینکه قلب مریضشان سؤال و إن قلت و شک ایجاد کند تردید درست کند سر راهشان، مسأله بسازد، نه قبول میکند چون خداوند فرموده باید انجام بدهیم دیگر خیلی گیر ندارد راحت عمل میکند.@ در جاهای دیگر در روایات کسانی که اهل اطاعت هستند را عاقل دانستند و کسانی که اهل اطاعت نیستند را جاهل، میفرماید(إنَّ العاقِلَ مَن أطاعَ الله وَ إن کانَ ضَمیمَ المَنظَر حَقیرَ الخَطَر) میفرماید عاقل کسی است که اهل اطاعت دین خداست، اهل اطاعت است یعنی مدام مقاومت نمیکند در برابر احکام دین که میشنود انجام میدهد قبول میکند.@ عاقل کسی است که اهل اجابت هست حتی اگر زشت قیافه باشد و از نظر شغل و موقعیت اجتماعی پست باشد چون قیافه و موقعیت اجتماعی هر دو جزء کمالات حیوانی بودند و قیافه جزء کمال گیاهی هست و مسائل اجتماعی جزء کمالات حیوانی است.@ چون حیوانات هم مسائل اجتماعی و زندگی اجتماعی و مقررات اجتماعی دارند اما اطاعت شأن انسانی است اطاعت کار انسان هست ولی جاهل(إنَّ الجاهِلَ مَن عَسَی الله وَ إن کانَ جَمیلَ المَنظَر عَظیمَ الخَطَر) جاهل یا مرده کسی هست که معصیت خدا را میکند حتی اگر خوشگل و خوش قیافه و زیبا باشد و از نظر موقعیت اجتماعی هم خیلی موقعیت بالایی داشته باشد.@ موقعیت بالا داشتن در اجتماع، میلیاردر بودن، رئیس فلا جا بودن، شهرت داشتن، اینها هیچ کدام کمال انسانی نیست که ملاک باشد ملاک اطاعت خداست آن که اطاعت خدا میکند عاقل است و آن که نمیکند جاهل است.@ این را به ما میگوید که ما یک موقعی شهرت و موقعیت اجتماعی و مقام و ثروت کسی را ملاک قرار ندهیم که بگوییم این کارش درست است یا درست نیست یک نفر میتواند خیلی خوش قیافه باشد از نظر اجتماعی خیلی شهرت داشته باشد موقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد اما آدم بیشعور و نفهمی باشد به تعبیر قرآن آدم مردهای باشد چون اهل معصیت است اهل اطاعت دین نیست.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمود(أعقَلُکُم أطوَعُکُم) عاقلترین شما مطیعترین شماست یعنی هر وقت خواستی میزان عقل یک نفر را بسنجی ببین چقدر در مقابل خدا مطیع هست همانطور که یک بیمار باشعور و رشدیافته بیماری هست که بیشتر مطیع طبیب هست.@ یک بیمار آگاه کسی است که بیشتر اطاعت میکند تا خوب شود(أعقَلُکُم أطوَعُکُم) عاقلترین شما مطیعترین شماست آن که بیشتر از همه اطاعت میکند از همه عاقلتر هست پس اگر خواستیم میزان عقل خودمان و میزان عقل افراد را بسنجیم باید به میزان اطاعتشان نگاه کنیم.@ هر چقدر شخص درجه تسلیمش نسبت به اوامر الهی بیشتر باشد عقلش هم بیشتر هست شعور و حیات بالاتری دارد بیشتر زنده هست و هر مقدار که در مقابل اوامر الهی مقاومت میکند اطاعت کمتری دارد از درجه حیات انسانی کمتری برخوردار هست و از عقل و شعور کمتری برخوردار هست.@ در مورد جهنمیان این آیه خیلی زیباست در جهنم به آنها میگویند که چه شد شما جهنم آمدید؟ سوره ملک آیه 10 (لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما اهل شنیدن بودیم، شنیدن نه شنیدن ظاهری، شنیدن یعنی پذیرش، اگر ما اهل شنیدن و تعقل بودیم الان در جهنم نبودیم.@ پس آن که انسان را به جهنم میکشاند عدم پذیرش و تعقل هست فکر نکردن و تعقل نکردن و نپذیرفتن و مقاومت کردن آن انسان را به جهنم خواهد کشاند اما کسی که تعقل میکند اهل پذیرش هست خوب میپذیرد او رضوان خدا برایش هست.@ در سوره نمل آیه 82 میفرماید(إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِ‏آياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ) ای پیامبر تو نمیتوانی به مرده چیزی بفهمانی و نمیتوانی به افراد کرّ هنگامی که از تو روی برگرداندند چیزی را تفهیم کنی(وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ) تو نمیتوانی کورها را هدایت کنی.@ (عَنْ ضَلالَتِهِمْ) از این گمراهی که دارند کور کسانی بودند که با وجود داشتن امکان تعقل قبول نمیکردند و احکام و دستورات الهی را نادیده میگرفتند اینها از نظر قرآن کور هستند کسی که اینجا کور بود آخرت هم کور هست(وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْ‏آخِرَةِ أَعْمى‏).@ (قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏) در سوره مبارک اسراء میفرماید که اینها در جهنم کور محشور میشوند از خداوند سؤال میکنند که چرا ما را کور محشور کردی؟@ قرآن میفرماید شما در دنیا هم کور بودید آیات ما به شما میرسید آیات ما را فراموش میکردید اصلاً توجه نداشتید به اینکه قرآنی آمده دینی آمده احکام شرعی وجود دارد با این حرفها کاری نداشتید امروز هم ما تو را فراموش میکنیم امروز هم تو کور محشور میشوی و کسی با تو کاری ندارد به تو کمک و توجهی نخواهد کرد.@ این(إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ) تعبیر خیلی زیبایی هست(ولوا) یعنی پشت کردن، این یک نعلبکی هست وقتی دارد باران میاید همینطور که بگیرم در آن آب جمع میشود یعنی سوی ظرفیت این ظرف به سمت باران هست لذا باران هم در آن جمع میشود.@ حالا اگر من این ظرف را وارونه گرفتم ده ساعت بیست ساعت زیر آب بگیرم در آن چیزی جمع نمیشود چون این ظرفیت خودش را به سمت باران نیاورده(إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ) یعنی بعضیها وجودشان را پشت به دین و خدا کردند قهر کردند لذا هر مقدار هم که حرف بشنوند یا برایشان حرف زده بشود چون خیال ندارند بپذیرند اثری در آنها نخواهد گذاشت.@ چون اصلاً نمیخواهند بشنوند ضربالمثل خوبی هست میگویند کسی که خواب هست میشود از خواب بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده را نمیشود از خواب بیدار کرد چون او نمیخواهد بیدار بشود خودش را به خواب زده که شما قبول کنید که خواب است.@ (وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ) تو نمیتوانی کور را هدایت کنی. حالا چرا بعضیها اینطور میشوند پشت به دین میکنند حاضر نیستند قبول کنند؟ اینها علتشان این هست که شدیداً شیفته طبیعت و دنیا هستند انسشان به دنیا و علاقهشان به لذائذ دنیا و لذتهای طبیعی باعث میشود که آنها از مسائل معنوی لذت نبرند.@ شما نگاه کنید شبهای احیا چقدر جمعیت میاید در این مسجد مینشیند با چه صفایی میایند نماز جماعت میخوانند ذکر میگویند قرآن میخوانند توسل میکنند دعا میکنند از مسجد فضای روحانی از عبادت لذت میبرند حاضر است هزینه گزاف و سنگینی بدهد که کربلا برود، آنجا چکار کند؟@ چیزی به او میدهند؟ نه کربلا برود زیارت کند مکه برود عمره به جا بیاورد برای اینکه لذت میبرد این لذتهای طبیعی کورش نکرده از عبادت از سخن گفتن با خدا از معنویت از انجام دستورات دین لذت میبرد از اینکه روزه بگیرد لذت میبرد.@ اینطور نیست که وقتی روزه آمد از روزه بدش بیاید، نه استقبال میکند قبل از ماه مبارک به استقبال میرود بعد از ماه مبارک هم باز بدرقه میکند ماه را با روزه، لذت میبرد آنهایی که اهل اجابت نیستند به خاطر این هست که به لذتهای طبیعی انس گرفتند و عاشق لذتهای طبیعی و عاشق دنیا هستند.@ عشق هم یک خصوصیتی دارد وقتی میاید پیامبر در مورد علاقه و عشق میفرماید(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) علاقه تو به یک چیزی تو را نسبت به آن چیز کور و کر میکند انسان وقتی عاشق یک چیزی بشود یا حتی عاشق کسی بشود نمیتواند عیبهای آن چیز یا آن کس را ببیند حاضر هم نیست بشنود.@ وقتی میخواهند به او بگویند که فلان چیز صلاح نیست قبول نمیکند یا فلان چیز برای تو خوب نیست بخری به درد نمیخورد هر چقدر هم نصیحت کنی فایده ندارد کسی که عاشق طبیعت میشود نمیتواند دست از طبیعت بردارد.@ شما هر چقدر هم بیایی علیه دنیا و طبیعت به او بگویی او بدش میاید اصلاً نمیخواهد بشنود او فقط میخواهد از طبیعت لذت ببرد یک حدیث بسیار زیبایی هست از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَصیحَۀ مَن یَلتَذُّ بِالفَضیحَۀ) چگونه کسی میتواند از نصیحت سود ببرد وقتی داری او را نصیحت میکنی پند بگیرد قبول کند.@ چگونه میتواند کسی استفاده از پند ببرد کسی که از فضیحت و گناه لذت میبرد شما مدام میگویی او میرود بیرون دنبال گناه خودش چون لذت میبرد اسیر این لذتهای حیوانی است هر چه شما بگویی حاضر نیست دست از لذت خودش بردارد میاید مینشیند گوش میکند حرفها را میشنود اما پذیرشی در او نیست.@ چون در باطن خودش انس با طبیعت دارد لذت میبرد لذا کسی که لذت از حرام و گناه میبرد او نصیحتپذیر به تعبیر علی(ع) نیست(کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَصیحَۀ مَن یَلتَذُّ بِالفَضیحَۀ) چگونه سود میبرد از نصیحتهای شما کسی که لذت از فضیحت و گناه میبرد این یکی از دلائل عدم اجابت بود گرفتار لذت دنیا و طبیعت شدن.@ یکی از دلائلی که انسان اجابت نمیکند تنبلی و کسالت است بعضیها هستند عقلشان هم قبول میکند تنبل هستند قلبشان هم تا حدودی پذیرفته ولی کسالت دارند این کسل بودن و تنبلی باعث میشود که راحت تن به عبادت و اطاعت دین ندهند خیلی شُل و بیحال و سست و کسل هستند.@ در روایت داریم(الکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) کسالت نه به معنایی که ما میگوییم شخص کسل است مثلاً میگوییم شخص کسالت دارد اینجا یعنی مریض است اما کسالت در اصطلاح دین یعنی بیحالی میکند خودش سستی میکند(الکَسَلُ یُفسِدُ المَعاد) کسالت آخرت انسان را تباه میکند.@ یعنی نمیگذارد انسان خوشبخت متولد به آخرت بشود نمیگذارد شب اول قبر و برزخ خوبی داشته باشد چون مدام کوتاهی میکند تنبلی میکند در انجام کارها، یکدفعه همت نمیکند قدرتمند در کار بیافتد.@ میخواهد نماز بخواند دو روز میخواند چهار روز نمیخواند میخواهد روزه بگیرد یک روز میگیرد یک روز به یک بهانهای میخورد بقیه کارهایش هم همینطور است این خیلی خطرناک است غلبه روحیه تنبلی و کسالت، در دعا داریم(اَللّهُمَّ إنّی أعُوذُ بِکَ مِنَ الکَسَل) خدایا من پناه میبرم به تو از کسالت که وقتی میخواهم عبادت و دستورات دینی را انجام بدهم کسالت به سراغم بیاید.@ این چیز بدی است باید انسان از خودش دور کند یک مقدار عادت کند دست از تنبلی و سستی و بیحالی بردارد نگذارد سراغش بیاید یک کم به خودش زور بگوید شما نگاه کنید شبهای قدر چطوری به خودتان غلبه میکنید دست از کسالت برمیدارید میایید اینجا مینشینید.@ بعضیها نمیتوانند این را انجام بدهند خانه تخت میخوابند نمیتواند به خودش یک کمی زور بگوید نتیجه فساد آخرت میشود از دست دادن ابدیت و آخرت میشود خیلی نتیجه بدی هست.@ برای اینکه ما بتوانیم به لذت و کسالت غلبه بکنیم باید توجه به ماهیت وجودی خودمان بکنیم انسان وقتی خودشناس هست خودش را بشناسد مقام خودش را بشناسد بفهمد که اصلش چه هست کجا میتواند برود عاقبتش چه هست چه چیزی در انتظارش هست او دست از تنبلی و کسالت برمیدارد و اراده قوی پیدا میکند.@ اگر ما دانستیم که ما یک جنین هستیم در رحم دنیا و مثل یک جنین فرصت محدودی داریم برای اینکه کمالاتی را برای شرائط زیستی حیات آخرت که حیات ابدی هست کسب کنیم دیگر تنبلی نمیکنیم.@ هر وقت کسالت سراغمان بیاید یاد آخرت و ابدیتمان میافتیم و دست از تنبلی و کسالت برمیداریم لذتهای حرام هم نمیتواند ما را به سمت خودش بکشاند چون میدانیم پشت سر این لذتهای حرام عذاب و غم طولانی هست.@

این سرنوشت همه لذتهای حرام است لذتهایی که انسان را از پرداختن به خودسازی، خودشناسی و عمل و اطاعت از دین خدا باز میدارد یعنی اولش یک ذوقی دارد ولی بعدش دودش در چشم انسان میرود.@ باید توجه داشته باشیم که مثل مار میماند لذتهای دنیا ظاهرشان قشنگ و زیبا و فریبنده، نوازششان خیلی لذتبخش و نرم، ولی باطنشان زهرآگین و کشنده هست لذتها اینطوری است لذا باید همانطور که جنین بیشترین استعدادش را صرف تهیه اندام و عضو برای دنیا میکند و کمتر به مسائل رحم میپردازد ما هم همین کار را کنیم.@ وقتی توجه داشته باشیم که داریم به سمت ابدیت و آخرت با آن عظمتش میرویم بیشترین استعدادمان را برای آخرت میگذاریم بیشترین وقت و پولمان را برای آخرت صرف کنیم و اکثر استعداد و بودجه و پول و قوایمان را در دنیا حرام نکنیم هر چه هست برای آخرت.@ همانطور که معصومین(ع) چنین گفتند به هر حال در همه تصمیمگیریها آنچه که مبنای اصلی ما باید باشد مسأله آخرتمان هست که آیا به آخرت ما لطمه میزند یا نمیزند مرضی خدا هست یا نیست اگر به اینها توجه کردیم هم از تنبلی نجات پیدا خواهیم کرد و هم از لذتهای حرام، از کشش لذتهای حرام نجات پیدا خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@