أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث امشب در مورد عقلانیت دین هست و همچنین افتخار به دین، جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که مبنای احکام الهی از آن جهت که مبنای احکام شناخت انسان و شناخت جهان هست و احکام الهی برای هدایت بشر به سوی کمالات ویژه انسانی وضع شدند اثر اطاعت یا عدم اطاعت به خود انسان برمیگردد.@ آنهایی که اهل اطاعت هستند به آن کمالات و حیات ویژه خواهند رسید آنهایی که اهل اطاعت دین نیستند از کمالات ویژه انسانی محروم میشوند، چرا قید انسانی را میاوریم؟ چون دین اساساً برای حیات بشر آمده حیات را قبلاً تقسیمبندی کردیم که شامل حیات نباتی، حیوانی و انسانی بود و دین را عرض کردیم برای حیات انسانی آمده.@ کسی که تابع دین نیست دارای حیات انسانی نیست و از حیات حیوانی و پایینتر بهرهمند هست آیات مربوط به این بحث را هم قبلاً عرض کردیم. لذا خداوند نیازی به اطاعت ما ندارد و اثر اطاعت یا عدم اطاعت به خود ما برمیگردد.@ و بحثی که شد این شد که زیرکی، عقل و علم و شعور از آن کسی هست که تابع دین هست آن که تابع دین نیست حقیقتاً از عقل و زیرکی برخوردار نیست چون عقل حکم میکند که انسان باید تسلیم خداوند تبارک و تعالی بشود تمام این استدلالهایی هم که ما نزدیک به 40 جلسه بحث داشتیم استدلالهای عقلانی بود.@ عقل به ما میگوید برای اینکه به سعادت برسید باید تسلیم خالق خودت باشی او بهتر از هر کس دیگر تو را میشناسد بهتر از هر کس دیگر جهان اطراف تو را میشناسد بهتر از هر کس دیگر جسم و روح تو را و رابطه جسم و روح تو را با جهان میشناسد و بهتر از هر کس دیگر میداند که چه چیزی برای تو خوب است و چه چیزی بد است عقل میگوید که تبعیت کنید.@ به این مثال دقت کنید میخواهم این را بگویم که ما با عقل خودمان تشخیص میدهیم که باید به سراغ دین برویم یعنی مصلحت خودمان را به صورت عقلانی تشخیص میدهیم. شما وقتی یک مرضی داشته باشید بخواهید برای درمان بروید عقل به شما حکم میکند که حالا که این مرض را دارید باید پیش طبیب بروید، چرا عقل یک همچین حکمی میکند که پیش طبیب برویم؟@ چون تخصص دارد چون علم شناخت بدن را دارد ما خودمان نمیشناسیم یک کسی بیاید به ما بگوید مگر تو عقل نداری چه آدم بیعقلی هستی خودت خودت را درمان کن میگوییم ما که خودمان بدنمان را نمیشناسیم بدن یک تخصص ویژه میخواهد من که خودم نمیتوانم خودم را درمان کنم باید خودم را به یک متخصص بسپارم.@ پس رفتن پیش متخصص عقلانی هست منافاتی با عقل بشر ندارد بعد پیش بهترین متخصص میرویم برای اینکه آگاهی بیشتری دارد در این زمینه، پس مراجعه به بالاترین مرجع تخصص یک کار عقلانی هست عقل میگوید انسان باید به متخصصترین و عالمترین مرجع مراجعه کند.@ در رابطه با بیماری بدن، شما وقتی پیش متخصص میروید متخصص بعد از اینکه بدن شما را معاینه میکند تشخیص میدهد برای شما یک نسخهای تجویز میکند شما آیا همه مسائل مربوط به آن نسخه را میتوانید بفهمید که چرا این نسخه را تجویز کرده؟@ ممکن است یکی دوتا را توضیح بدهد اما همه را نمیفهمید ممکن است بگوید اگر این قرص را بخورید این اثر را دارد این کپسول را اگر بخورید این اثر را دارد این آمپول را اگر بزنی این اثر را دارد اما شما فقط میدانید اگر این کار را بکنید این اثر را دارد.@ چه بدانید و چه ندانید آیا عقل به شما میگوید باید حرف متخصص را گوش کرد یا نه؟ بله، عقل میگوید باید گوش کرد گوش نکردن کار عقلانی نیست ضد عقل و جهالت و حماقت است انسان متخصص خودش را بشناسد پیش او برود ولی دستور او را عمل نکند این را عقل قبول ندارد که کسی پیش طبیب و متخصص برود و اطاعت نکند این کار عقلانی نیست.@ آیا ما ریشه همه دستوراتی را که پزشک به ما میدهد میفهمیم؟ نه ممکن است یک درصدی را بفهمیم اما اکثرش را هم متوجه نمیشویم ولی باز عقل میگوید با اینکه متوجه نمیشوی باید تسلیم باشی.@ در مورد سعادت روحی ما و جنبههای عالی ما بخصوص که با ابدیت سروکار داریم یک ابدیت در مقابل ماست ما باید به کدام مرجع مراجعه کنیم؟ خداوند تبارک و تعالی، چرا باید به خدا مراجعه کرد؟ چون خدا عالمترین هست.@ (وَ اللَّهُ أَعْلَمُ) خداوند از خود شما به شما آگاهتر است چون خالق شما هست پس ما مراجعه به خدا، تسلیم بودن نسبت به خدا و دین و دستورات انبیاء کار عقلانی است ولو ریشه دستوراتشان را هم ما نفهمیم ندانیم چرا به ما گفتند این کار را بکنید عقلانی هست.@ پس ما هم عقلمان تشخیص میدهد که خودمان اطلاعات و توانایی لازم را برای درمان و هدایت خودمان نداریم و همان عقل میگوید که باید تسلیم باشید اینکه در تعریف دین گفتند(العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن) یعنی عقل چیزی است که انسان را به عبادت رحمن خداوند تبارک و تعالی دعوت میکند.@ عقل میگوید تسلیم شو کار عقلانی است تبعیت از دین کار عقلانی است درست نقطه مقابل جهل و حماقت است برای همین آن حدیث شریف را مفصل عرض کردم و توضیح دادم که پیامبر فرمود(إنَّ العاقِلَ مَن أطاعَ الله وَ إن کانَ ضَمیمَ المَنظَر حَقیرَ الخَطَر) عاقل کسی است که اطاعت میکند حتی اگر زشتقیافه باشد و از نظر موقعیت اجتماعی موقعیت پستی داشته باشد.@ (وَ إنَّ الجاهِلَ مَن عَسَی الله وَ إن کانَ جَمیلَ المَنظَر عَظیمَ الخَطَر) جاهل کسی است که معصیت میکند حتی اگر خوشقیافه باشد و از نظر موقعیت اجتماعی موقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد او جاهل است چون حرف و سخن و کلام و دستور و پیام متخصصترین و عالمترین موجود یعنی خداوند تبارک و تعالی را زمین میگذارد و عمل نمیکند این جهل هست.@ پس اگر ما با علم خودمان با عقل خودمان فهمیدیم که خودمان نمیتوانیم خودمان را هدایت کنیم خودمان نمیتوانیم برنامه کامل برای سعادت خودمان بریزیم و متخصص یعنی خداوند تبارک و تعالی که خالق ماست باید این کار را بکند و خودمان را تسلیم یک همچین آیینی کردیم.@ این کار عقلانی و بسیار خوبی هست از خدا بهتر هم هیچ کس نیست از آیین خدا کاملتر هم هیچ آیینی نیست هیچ دستوری بهتر نیست پس میتوانیم در یک جمله خلاصه بگویم که از نظر اسلام مرز بین حماقت و عقل عبارت است از اطاعت خدا.@ آن که مطیع هست عاقل است و آن که مطیع نیست جاهل هست کسی که از جرگه و از رده اطاعت خارج میشود او هر کس میخواهد باشد هر موقعیت اجتماعی میخواهد داشته باشد او جاهل و احمق است به محض اینکه آمد در کَنَف اطاعت قرار گرفت و به ریسمان الهی چنگ زد او عاقل است و کار درستی دارد انجام میدهد.@ این استدلالی است که قرآن برای ما کرد روایات گفتند و هیچ قابل انکار هم نیست هیچ کس نمیتواند این را رد کند. قرآن کریم به مسأله عبادت ما و اطاعت ما گاهی وقتها با تعابیر و نگاه تاجرانه رد میشود میفرماید که آنهایی که اهل اطاعت هستند سود میکنند سود آخرتی و کلان، چه در دنیا سود میکنند و چه در آخرت.@ آنهایی که اهل اطاعت نیستند دچار خسران هستند و ضرر میکنند چون ابدیت را در پیش دارند چون فقط با اطاعت هست که انسان خودش را برای ابدیت میتواند آماده کند و بدون اطاعت و بدون آگاهی از دستورات دینی و عمل به آنها نمیتواند برای حیات ابدی آماده بشود.@ یکی از نامهای روز قیامت یوم التغابن هست یعنی روز باختن، یعنی روزی که افراد میفهمند که چه باختی کردند یک باخت ابدی، شوخی نیست یک مقدار باید راجع به آن فکر کرد که ناگهان میبیند که دنیا را پشت سر گذاشته و هیچی دیگر پشت سرش نیست و در مقابلش فقط خسران هست و یک ابدیت طولانی اما این هیچ آمادگی برای طی این مسیر ندارد خیلی دردآور هست.@ وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ) قرآن میفرماید بترسان بندگانم را از روز حسرت موقعی که کار از کار گذشته باشد انسان حسرت زیادی دارد(وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) ای کاش با پیغمبر ارتباط داشتم ای کاش رابطهام را قطع نمیکردم با دستورات و آیین پیغمبر ارتباطم را قطع نمیکردم.@ ای کاش هر کاری میکردم زیر نظر او بود ای کاش هر کاری میکردم مورد تأیید او بود قیامت این را میگوییم پس به نفع آدم هست که وقتی خودش را به صورت یک موجود ابدی میبیند خودش را آماده کند با عبادت و اطاعت خودش را برای این حیات ابدی آماده کند.@ چون فقط با همین اطاعت هست که به خوشبختی دنیا و آخرت نائل میشویم به چنین افرادی باید تبریک گفت و اینها را آدمهای عاقل و فهمیدهای شمرد فقط این افراد هستند که مورد تمجید قرار میگیرند از نظر قرآن کریم، خدا و روایات از اینها تعریف میکنند.@ اینها افراد قابل تقدیر و تشکری هستند قابل تقدیر و ارج هستند انسانهایی که اهل اطاعت هستند و هر مقدار اطاعتشان بیشتر هست از آنها هم بیشتر باید تعریف و تمجید کرد(أعقَلُکُم أطوَعُکُم) امیرالمؤمنین(ع) فرمود عاقلترین شما مطیعترین شماست هر چقدر شخص اطاعتش بیشتر هست فهم بیشتری دارد.@ مثل مریضی هست که خودش را کاملاً با دستورات متخصص تطبیق میکند تا زودتر خوب شود هر مقدار تخلف هست بیماری هست هر مقدار تخلف هست انحراف هست و هر مقدار تخلف هست جهل و حماقت هست.@ از اینجا مسأله افتخار پیش میاید که ما باید واقعاً به داشتن یک همچین دینی که کاملترین و دین و کاملترین آیین هست افتخار کنیم و خدا را هم شکر کنیم که ما را به این دین هدایت کرد(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ) خدا را شکر که ما را هدایت کرد به این آیین، و اگر او هدایت نمیکرد ما به اینجا نمیرسیدیم.@ در قرآن کریم داریم که بهشتیان وقتی پایشان را به بهشت میگذارند یعنی صراط را رد میکنند صراط یعنی از داخل جهنم باید رد بشوند و به سلامت رد میشوند پایشان را که در بهشت میگذارند(وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) خدایا شکر که ما بالأخره رد شدیم یک ابدیت در مقابل هست و سه هزار سال راه صراط را انسان طی کند تا به آنجا برسد.@ (وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) خدا را شکر و سپاس که غم را از ما برد حقیقتاً پروردگار ما بسیار آمرزنده و شکور هست یعنی خداوند از شما تشکر میکند و فکر نکنید شما باید منتظر آن بهشت باشید الان پایتان را گذاشتید وقتی کسی آمد در صراط الهی در بهشت است و باید خیلی خدا را شکر کنیم که ما به این هدایت شدیم.@ فقط باید مراقب باشد که روی این صراط نلغزد ضمن اینکه شکرگزار هست و از خدا بخواهد که نگهاش دارد(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً) خدایا بعد از اینکه ما را هدایت کردی قلب ما را از راه خودت منحرف نکن این باید افتخار کند و شاد باشد چون از بین همه آیینها و مکاتب بهترین آیین و کاملترین آیین را انتخاب کرده.@ چرا شکرگزار و خوشحال نباشد چرا شاد نباشد به راهی که انتخاب کرده و چرا افتخار نکند، باید افتخار کند به این راهی که انتخاب کرده و سرش را بالا بگیرد ولی تا شناخت نباشد انسان این شکر را هم نمیکند.@ یعنی انسان باید بشناسد که واقعاً چه دینی را انتخاب کرده که به آن افتخار کند خیلیها هستند که اسمشان آدم مسلمانی هست ولی چون نمیدانند که چه چیزی را انتخاب کردند به خاطر جهلشان ممکن است شرمنده هم بشوند.@ دیدید بعضیها مثلاً رویشان نمیشود یک جاهایی نماز بخوانند میگویند الان بد است خوب نیست خجالت میکشند مثل بعضی از خانمها یک جاهایی میخواهند حجاب داشته باشند رویشان نمیشود جهالت به خرج میدهند چون نمیداند حجاب یعنی چی با آگاهی انتخابش نکرده.@ مثلاً میگوید اینجا خیلی بد است اینجا املبازی هست اگر چادر سرش باشد بعضی از آقایان هم همینطور هست آنقدر نافهم هستند که مثلاً اگر یک جایی باشد که خانمش بخواهد روسری سرش کند نمیگذارد میگوید نه اینجا خوب نیست تو آبروی من را میبری این اُملبازیها چیست.@ یک خانمی آمده بود تعریف میکرد ما میهمان داشتیم جلوی میهمان روسری سرم کرده بودم تازه چادرم نه، شوهرم آمد روسری را از سر من کشید گفت این اُملبازیها را کنار بگذار من جلوی رفیقهایم آبرو دارم تو روسری سرت میکنی این یعنی کسی که نمیفهمد این اصلاً با احکام دین آشنا نیست.@ نمیتواند با افتخار از چیزی که انجام میدهد این مثل این هست که دارو بخورد بگویند عجب آدم هالویی هست این چه ساده است دارو میخورد این چقدر ساده است آمپول میزند قرص میخورد شربتش را به موقع میخورد این کارها چیست اینها را کنار بگذار.@ دقیقاً مثل همین است وقتی ما داریم یک نفر را مسخره میکنیم یا یک کسی خودش احساس شرمندگی میکند از دستورات دینی که دارد انجام میدهد این مثل یک آدمی هست که از خوردن دارو خجالت میکشد، این نفهمی نیست این وارونه دیدن حقایق نیست؟@ یک کسی که خجالت بکشد صلوات بلند بفرستد یک کسی خجالت بکشد سینه بزند خجالت بکشد دعا بخواند اذان بگوید تظاهرات دینی داشته باشد از اینها خجالت بکشد، خجالت بکشد که محاسن داشته باشد بگوید من اینجا با ریش بروم همه به من میخندند میگویند این چقدر ساده است معصیت را علامت روشنفکری بداند.@ به قول علی(ع) آدم وقتی شخصیتش منکوس و وارونه بشود اینطوری است هر چه معصیت است علامت روشنفکری میداند و هر چه اطاعت هست اُملبازی میداند خیلی انسان باید بدبخت و کجفکر و وارونه باشد که اینطوری فکر کند.@ یعنی خدایی که خالق همه انسانها و همه جهان با همه روابطش هست و برای سعادت انسان احکامی را وضع کرده من خجالت بکشم از اینکه رعایت کنم به خاطر اینکه نمیفهمم بعد آنوقت دنبال چه کسی بروم از چه کسی تبعیت بکنم چه راهی را بروم.@ آنوقت خجالتآور است آنهایی که اهل اطاعت نیستند باید شرم کنند و خجالت بکشند، نه تویی که مسلمان هستی و راهت را خوب و دقیق انتخاب کردی اگر آگاه باشی بدانی چه چیزی را انتخاب کردی هیچ وقت شرم نمیکنی از اینکه آیینات را رعایت کنی از اینکه به مقدساتت توجه داشته باشی.@ آن کسی که کنار خیابان میایستد چهارتا دسته عزادار رد میشوند نشسته پا روی پا انداخته و پوزخند میزند او خیلی بیچاره است خیلی نادان است(إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ) از قیامت خدا تعریف میکند نمیگوید دنیا اینطوری است از صحنه قیامت شروع میکند دنیا را تعریف میکند میگوید مجرمین اینگونه بودند که همیشه مؤمنین را مسخره میکردند.@ (وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ) موقعی که رد میشدند با مسخرهگی نگاه میکردند به بچه حزباللهیها و متدینین(وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ) موقعی که مجرمین پیش خودشان بودند شاد و شنگول و سرمست.@ (وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ) ولی بچه مسلمانها و متدین و مؤمنین را میدیدند میگفتند اینها چقدر آدمهای پخمه و گمراهی هستند قرآن میگوید حالا که الان قیامت هست(فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ) مؤمنین به کفار میخندند نوبت خنده اینها میشود برعکس میشود.@ ما اگر راهمان را با بینش انتخاب بکنیم دقیق فهمیده باشیم که چه آیینی خداوند به ما اهدا کرده چه هدیه ارزشمندی برای ما فرستاده ما خیلی سپاسگزار خواهیم بود و خیلی شاد خواهیم بود از اینکه خدا ما را خطاب کرده و دین خودش را کامل دست ما رسانده خیلی شکرگزاری و افتخار میخواهد.@ اگر آگاهی نباشد مسلم است مسلمان هم هست ولی نمیتواند به دینش افتخار کند احساس کمبود کند چرا باید یک دختر چادری میان چهارتا مانتویی از خدا بیخبر که حجابشان را رعایت نمیکنند خجالت بکشد اگر با بینش انتخاب کرده باشد خجالت ندارد او باید محکم بایستد بقیه باید خجالت بکشند.@ یک باحجاب جلوی بقیه بدحجابها باید سرش را بالا بگیرد چون آنها منحرف هستند احکام الهی را رعایت نمیکنند از خط منحرف است وقتی منحرف است جا کجاست صراط یکی است صد تا صراط که نداریم یک صراط داریم روی صراط بروی به بهشت میروی آتش هم نمیتواند تو را بسوزاند.@ برای همین در قیامت وقتی صراط از داخل جهنم رد میشود کسانی که روی صراط هستند نمیسوزند و رد میشوند(جُزناها وَ هِیَ خامِدَۀ) خدایا ما از جهنم رد شدیم در حالی که خاموش بود جهنم ما را نسوزاند برای اینکه در دنیا روی صراط بودی دائماً گفتی(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) دائم این را در نماز خواستی که من روی صراط باشم.@ روی صراط هم بودی نسوختی وقتی داری اطاعت میکنی شیطان که با تو کاری ندارد موقعی که میکشی به سمت معصیت هست که شیطان انسان را آسیب میرساند و زخمی میکند و میسوزاند پس اگر ما صرفاً تقلیدی دین را انتخاب کنیم بله به اینجا نمیرسیم که شاد باشیم و افتخار کنیم.@ اما اگر با آگاهی دینمان را انتخاب کردیم در موردش مطالعه کردیم و انتخابش کردیم و بدانیم چه گوهری خدا به ما هدیه کرده آن موقع جای افتخار هست از اینجا میرسیم به جمله خیلی زیبا و خیلی شیرین امیرالمؤمنین(ع) عرض میکند به خداوند تبارک و تعالی(اِلهی کَفی بی عِزّاً أن أکُونَ لَکَ عَبدا وَ کَفی بی فَخراً أن تَکُونَ لی رَبّا).@ خدایا این عزت برای من بس اینکه عبد تو و مطیع تو باشم یعنی پیرو دستورات تو باشم این برای من خیلی خوب است این عزتم را از اینجا میگیرم این افتخار برای من که تو پروردگار من هستی خیلی مهم است یک کسی میگوید من شاگرد فلانی بودم شاگرد آیت الله فلان یا فلان دکتر فلان پروفسور، من در فلان دانشگاه درس خواندم.@ دیدید افراد وقتی میخواهند افتخار کنند افتخار به کسانی میکنند که آنها را پرورش دادند کسی نمیگوید من شاگرد فلان لات و اراذل و اوباش بودم من فلان چاقوکش و مشروبخور هستم، هیچ کس از این افتخارات نمیکند افتخار به کمالات هست.@ ما در دانشگاه فلان درس خواندیم هر چه اعتبار دانشگاه بیشتر باشد میگویند معتبرترین دانشگاه کشور یا مینویسند دکتر فلانی دارای تخصص از دانشگاه فلان کشور، چرا افتخار میکنند؟ چرا این را پای تابولهایشان مینویسند؟@ به آن فخر میکنند یعنی مطمئن باشید من خیلی وضعم خوب است من یک جایی درس خواندم کسی مربی من بوده علی(ع) میگوید من افتخارم به این هست که مربی من خداست نه اینکه رفتم فلان دانشگاه لیسانس و فوق لیسانس و دکترا گرفتم.@ نه من افتخارم این هست که مربی من شخص خود خداست شخص اول عالم وجود، کسی که او هست و جز او هیچ چیز نیست کسی که همه ذلیل او هستند حیف نیست آدم این افتخار را از دست بدهد که تحت تربیت خدا قرار بگیرد.@ رب یعنی مالک مدبر، انسان تحت تربیت مالک خودش و صاحب خودش و خالق خودش و مدبر خودش و مدبر همه جهان باشد او که این جهان با عظمت را خلق کرده او که(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) هست روز قیامت او مالک هست او که همه اول و آخر اصل و فرع زمین و آسمان دنیا و آخرت مال اوست همه چیز مال اوست من تحت تربیت او باشم این افتخار ندارد؟@ یک جوان باید به چه چیزی افتخار کند؟ چه افتخاری از این بالاتر که انسان تحت تربیت خدا قرار بگیرد تحت تربیت پیغمبر و امیرالمؤمنین(ع) قرار بگیرد امیرالمؤمنین میزان الأعمال هست(السلام علیک یا میزان الأعمال) در زیارت حضرت عرض میکنیم که سلام بر تو ای میزان اعمال، کسی هست که اول ورود به ابدیت اول آخرت بالای سرت هست.@ (مَن یَمُت یَرَنی) هر کس بمیرد من بالای سرش هستم کسی که قیامت همه را با او میسنجند به عنوان کاملترین انسان، من اگر از الان تحت تربیت کاملترین باشم برای من افتخار ندارد تا اینکه بگویم من شاگرد فلان کس بودم.@ ما کتابهای امیرالمؤمنین را خواندیم ما با آثار امیرالمؤمنین آشنا هستیم ما آثار اهل بیت(ع) را بلد هستیم من کتاب خدا را خواندم نبی اکرم(ص) فرمود(فَضلُ القُرآن عَلی سائِرِ الکَلام کَفَضلِ الله عَلی خَلقِه) برتری قرآن بر همه کلامها بر همه علوم بر همه سخنان مثل برتری خداوند هست بر مخلوقاتش.@ فاصله خدا و مخلوقاتش چقدر است؟ فاصله بینهایت صفر تا بینهایت مثبت، من افتخارم این هست که قرآن رفتم وقت گذاشتم روی قرآن و قرآن را یاد گرفتم فهمیدم تفسیر بلد هستم متنش را بلد هستم آیاتش را حفظ هستم خیلی افتخار دارد تا اینکه من بگویم افتخارم این هست فلان کتاب و دیوان شعر را حفظ هستم.@ احمقهایی که افتخار میکنند ما شاگرد فلان داشمند هستیم دانشمندی که خدا را هم قبول نداشته یک آدم شاک و بدبخت و بیچارهای به صرف اینکه مشهور است این هم ملاک شد! شاه هم آدم مشهوری بود کیلینتون هم مشهور هست صدام هم مشهور هست یزید، هیتلر، ابولهب، قابیل همه اینها هم معروف هستند در قرآن هم اسمشان را آورده.@ من حوزه علمیه اهل بیت(ع) نشستم درس خواندم افتخارم این هست باعث افتخار هست که کاملترین حرفها را یاد گرفتم حرفهایی که عصمت دارد پشتیبانیاش میکند پشتش عصمت هست یعنی کج و باطل در آن ندارد 30 سال نشستم پای منبر افتخارم این هست نشستم کلام اهل بیت(ع) را یاد گرفتم مگر این کم دانشی است.@ حرفهای حسابی نشستم گوش کردم حرفهای صادق آل محمد(ص) حرفهای باقرالعلوم و امیرالمؤمنین، اینهایی که دشمنان ما همه تعریفشان را کردند ببینید مسیحیان و یهودیان در مورد امیرالمؤمنین(ع) چه میگویند در مورد امام صادق(ع) کتاب مغز متفکر جهان شیعه را بخوانید چطوری به آستان حضرت صادق(ع) سر سائیدند این افتخار ماست.@ من افتخارم به تشیع هست به کاملترین دین، تا بیایم افتخار کنم که من لیبرالیسم هستم من دنبال کمونیست هستم اینها افتخار دارد! اینها گریه دارد باید دل بسوزانید آدمهای بدبخت و فقیر و بیچارهای هستند که گرفتار شدند آدم باید برای اینها متأسف بشود به هر حال آن که مطیع خداست عزیز است.@ میفرماید(کَفی بی عِزّاً أن أکُونَ لَکَ عَبدا) عزت و بزرگی و شرافت من در این هست که بنده تو هستم بندگی خدا اصلاً سرشکستگی ندارد مطیع بودن اصلاً ذلت نمیاورد نه در دنیا نه در آخرت، کدام بنده مطیع را سراغ دارید که ذلیل باشد همیشه عزیز هست.@ (وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ) عزت مال خداست و رسولش و مؤمنین، ذلت موقع معصیت میاید انسان وقتی معصیت میکند ذلیل میشود هر مقدار ما از دایره اطاعت فاصله بگیریم ذلیلتر میشویم و هر مقدار بیاییم در دایره اطاعت عزیزتر و بزرگتر میشویم چه در دنیا و چه در آخرت، اطاعت خدا عزت میاورد.@ برای من این عزت بس که خدا بنده تو باشم خیلی برای من شرافت هست بالاترین افتخار من این هست که شاگرد و بنده تو باشم و تو من را پرورش بدهی، چه کسی بهتر از تو بیاید من را پرورش بدهد مربی من باشد.@ در الگوگیری خیلی این قضیه مهم است ما الگویی را باید قبول کنیم از ظاهر تا باطنمان که پشتش تأیید خدا خوابیده باشد خدا الگو را قبولش کرده باشد و الا انحراف و بیماری و حماقت هست مسأله الگو خیلی مهم است قرآن میفرماید(لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) برای شما در وجود رسول خدا اسوه حسنه است الگوی شما رسول الله است کاملترین شخص عزیزترین مخلوق را الگوی شما گذاشتم.@ یک همچین الگویی را رها کنم دنبال چه کسی بروم؟ چه کسی الگوی من باشد؟ من وقتی رسول الله را دارم بالاتر از رسول الله چه کسی است که من به او افتخار کنم آنوقت حیف نیست من این را رها کنم دنبال الگوی دیگری بروم افتخار من این هست که اسوه من رسول الله باشد نه فلان هنرپیشه و ورزشکار و فلان کافر و فلان مشرک و فلان آدم نجس فلان آدم منحرف.@ ارزش هر کس از الگویش معلوم میشود اگر میخواهی بدانی چقدر ارزش و اعتبار داری ببین الگویت کیست چون قرآن میفرماید هر کس هر کس را دوست دارد قیامت هم با او محشور میشود ببین قیامت میخواهی کجا باشی ابدیت کجا باشی از همین الان با او باش دلت هر جا هست قیامت هم همان طرفی خواهی بود.@ (المَرءُ مَعَ مَن أحَب) هر کس با هر کس که دوست دارد محشور خواهد شد حضرت فرمود ولو تو عاشق یک سنگ هم باشی اگر یک سنگ هم دوست داشتید خداوند قیامت با همین سنگ محشورت میکند شأنت همین است بیشتر از این نیست قرآن میفرماید قیامت هر کسی را با امامش محشور میکند.@ امامش یعنی کسی که جلو هست کسی که الگویش بوده ببین امامت کیست ببین در دلت چه کسی برایت عظمت دارد چه کسی برایت بزرگ است چه کسی برایت افتخار دارد چه کسی الگو است او امام تو میشود و مطمئن هم باش که با او محشور خواهی شد.@ مؤمن وقتی با شناخت انتخاب میکند خیلی عزیز است در صدر اسلام جنگی شد عدهای از مسلمانها اسیر شدند زمان خود پیغمبر هم بود امپراطور روم اینها را گرفت و هر کاری کرد که اینها ذلیل بشوند دست از آیینشان بردارند هیچ کدام دست از آیینشان برنداشتند چون میدانستند چه چیزی انتخاب کردند خیلیهایشان را کشت.@ در نقلی میگوید که اینها را در روغن داغ انداختند دیگهایی درست کردند در آن روغن ریختند اینها را در روغن انداختند که بلکه اینها دست بردارند یکی از آنها را نگه داشتند گفتند که یا دست از اسلام برمیداری یا تو هم همین بلایی که سر اینها آوردیم گفت از خدا میخواهم شما من را زودتر به اینها ملحق کنید من را از چه میترسانید.@ مثل اینکه مرغابی را از آب بترسانند که اگر فلان کنی تو را در آب میاندازیم، دیدند که اصلاً نه این تسلیم نمیشود از آیینات دست بردار گفت نه من از خدا میخواهم که شما من را زودتر بکشید عدهای از مسلمانان هم اسیر گرفته بودند آنها هم داشتند این تعداد را کشتند این تعداد هم اسیر، هر کاری کردند که این ذلیل بشود ذلیل نشد سفت ایستاد گفت نه.@ امتیازهای دیگر خواستند بدهد هیچ کدام را نداد در اسارت عزیز هست آن آزاده ما را دیدید در اسارت آمدند با او مصاحبه کنند یک گوشهای نشسته بچه 14 ـ 15 ساله اما عزیز است با زن مصاحبه نمیکند افتخار نمیدهد مصاحبه کند مصاحبه نمیکنم برو یک چیزی سرت کن بیا بعد، عزیز است او در اسارت هست اما عزیز است.@ مثل حضرت زینب(س) تحقیر میکند یزید و ابن زیاد را اینها به ذلت میافتند از دست حضرت زینب از دست همه بچههای امام حسین و اسرا، اینها در اوج اسارت عزیز و آنها ذلیل، روی تخت نشستند ولی ذلیل هستند.@ میگوید(لأستَصغِرُنَکَ) من تو را تحقیرت میکنم تو پیش من خیلی ذلیل هستی یزید، میگوید زینب خدا با شما چکار کرد؟ میفرماید(و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی چیزی ندیدم آخر سر به حاکم روم امپراطور روم تحت تأثیر قرار میگیرد میگوید اقلاً بیا دست من را بوس کن میگوید نه نمیکنم، میگوید این کار را بکن همه بقیه را آزاد میکنم.@ میگوید اگر به خاطر آزادی بقیه است این کار را میکنم میبوسد بقیه را هم آزاد میکند با خودش میاورد عزت هست حُر عزیز است چون میفهمد چکار کرده میفهمد دنبال چه هست فهمش را دارد عزیز است همیشه عزیز است این شناخت این خیلی مهم است.@ شهید رجائی(ره)، از جاهای مختلف برایتان مثال میزنم که بدانید در همه زمانها افراد عزیز هستند دین خدا همیشه انسانها را عزیز میکند زیر شکنجه است با دوستش دارد شکنجه میبینند مأمور ساواک دارد میزند آقای رجایی که فقط قرآن میخواند یک کلام حرف دیگری نمیزد.@ شکنجهگر میبیند که این دارد با کناری حرف میزند فکر میکند میخواهند به حرف بیایند و چیزی بگویند میگوید چه گفتی بگو، گفت هیچی آیه را یادم رفته دنباله آیه را پرسیدم که چه هست این شلاق را روی زمین میگذارد و دستش را روی سرش میگذارد و بیرون میرود میگوید من با چه کسی طرف هستم خودم را خسته کردم.@ یک کلام حرف زده دارد دنباله آیه را میپرسد یکی از همرزمهای شهید محمد منتظری(ره) تعریف میکرد میگفت ایشان در زندان به او گفتند بنشین روی بخاری داغ، گفت(يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ) آیهای که برای سرد شدن آتش خداوند دارد برای ابراهیم، گفت خواند رفت نشست روی بخاری هیچی هم نشد اینقدر عزیز بود.@ آقای سعیدی(ره) چقدر با عزت شهید شد آیت الله غفاری(ره) زیر شکنجه قطره قطره من همه آنها خواهند گفت خمینی، عزت است مؤمن عزیز است به هر میزان که انسان اطاعت میکند عزیزتر میشود و دیگران هم بیشتر از او میترسند و حساب میبرند(مَن خافَ الله أخافَ الله مِنهُ کُلَّ شَیء) هر کس از خدا میترسد خدا همه چیز را از او میترساند مسلمان هیبت دارد به میزانی که اهل اطاعت هست اینچنین هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 039 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 039 - راهشناسی