اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته در مورد تطابق دین با خلقت بحث کردیم عرض شد که خالق همه جهان یکی است و مالک همه جهان هم همینطور رب و مدبر کل جهان هم یکی هست و این خالق و رب و مدبر حکیم هست کار عبث نمیکند و خلقتی که کرده این خلقت یک هدفی برایش وجود دارد که آن را خداوند تبارک و تعالی به سمت هدفش هدایت میکند.@ بر کل نظام هستی یک اراده و یک برنامه حکومت میکند و همه نظام هستی از جمله انسان را یک رب تدبیر میکند که رب همه هست ربالعالمین هست بعد توضیح دادیم که ممکن نیست که خداوند که انسان را که اشرف مخلوقات هست خلق کرده و حال هدایتش میخواهد بکند به سمت کمال مخصوص خودش راهی را جلوی پای او بگذارد که این راه با سایر اجزای خلقت هماهنگی نداشته باشد.@ چون انسان به وسیله بدنش و روحش با همه اجزای خلقت در ارتباط هست با سایر موجودات عالم در ارتباط هست پس راهی را که خداوند جلوی انسان میگذارد و به انسان ارائه میکند راهی هست که متناسب با ساختار وجودی جهان و همچنین ساختار وجودی خودش هست.@ بنابراین دین خدا چیزی نمیتواند باشد مگر یک برنامهای که هماهنگ با همه نظام خلقت هست و برگرفته شده از ساختار وجودی انسان و جهان، نمیشود که خداوند راهی را جلوی پای انسان بگذارد و انسان در عمل به این راه دچار تناقض بشود دچار مشکلات باشد از آن جهت که این راه با ساختار وجودیش سازگاری ندارد نمیخورد آن را نمیپسندد قبولش نمیتواند بکند و همچنین با خلقت جهان هم سازگاری ندارد.@ قرار شد که این بحث یعنی بحث تطابق فطرت و ساختار وجودی بشر با دین خداوند تبارک و تعالی را بررسی بکنیم از قرآن کریم، آیهای را که انتخاب کردم آیه بسیار مهم و عمیقی هست در مورد این مسئله.@ میفرماید که(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) خداوند میخواهد دین خودش را معرفی بکند میفرماید که توجه کن رویت را متوجه کن جانب قلبت را متوجه بکن به دینی که این دین فطری هست دینی که حنیف هست.@ حنیف یعنی دینی که متعادل و فطری هست یک دینی هست که افراط و تفریط در آن نیست کاملاً تعادل در این دین هست در همه اجزای این دین تعادل و تناسب وجود دارد به سمت یک همچین دینی روی برگردانید(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها) که این دین براساس همان خلقتی هست که خداوند بشر را خلق کرده این دو با همدیگر تطبیق دارند و تناسب کامل دارند.@ (لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) چون این دین براساس خلقت بشر هست و براساس نظام خلقت هست در خلقت هم که تغییری نیست هیچ تغییری در خلق خدا پیدا نخواهید کرد لذا این دین دین ثابت است چون دین براساس خلقت است اگر خلقت متغیر باشد دین هم متغیر میشود.@ ولی چون خلقت ثابت هست میفرماید که(ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ) این دین یک دین محکم و ثابت هست بعد نکته خیلی ظریفی که میفرماید این هست که میگوید اکثر مردم دین را نمیفهمند نه اینکه نفهمند میگوید نمیفهمند این حقیقت را که اصلاً این دینی که ما برایشان فرستادیم صرفاً یک سلسله بایدها و نبایدهای اعتباری نیست.@ این دین متکی بر یک سلسله حقائق وجودی است و آن حقائق وجودی خلقت انسان و جهان هست میفرماید(وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) اکثر مردم نمیدانند که این دین یک دین محکم، استوار و براساس خلقت جهان و بشر و رابطه بین این بشر و جهان تنظیم شده این را نمیدانند این ترجمه مختصری بود از این آیه شریفه که این جلسه را فقط اختصاص میدهیم به همین آیه و در مورد این آیه صحبت میکنیم.@ بحثی که شد این هست که چرا میگوید رویت را برگردان به این دین توجه به این دینی که من آوردم بکن چون قبلاً گفتیم این دین را خداوند به انسان عرضه کرده خداوند خالق و مالک و رب بشر هست رب کسی است که مالک و مدبر باشد.@ حالا که من خالق تو و جهان هستم و مالک تو هستم و تدبیر امور تو با من هست همه ساختار وجود تو را من خلق کردم همچنین همه ساختار وجود عالم را من خلق کردم من ربالعالمین هستم حالا که این دین را فرستادم برای تو این را دین را برای تو فرستادم نه برای خودم حالا که این دین را برای تو فرستادم محکم روی این دین بایست و رویت را فقط به سمت این دین بکن.@ (فَأَقِمْ وَجْهَكَ) وجه یعنی چهره، چهره منظور چهره جان هست دلت را متوجه یک همچین دینی بکن و مستقیم روی همین دین بایست و جای دیگری نرو نه شرقی و نه غربی با هیچ آیین دیگری کاری نداشته باش چون هر آیینی که از طرف من خدا تنظیم نشده باشد ناقص است و شما را به انحراف میکشاند.@ فقط دینی به درد شما میخورد که این دین را چه کسی درست کرده باشد چه کسی تدوین کرده باشد؟ چه کسی تشریع کرده باشد؟ آن که هم خالق شماست هم خالق جسمتان هم خالق روحتان هم خالق نظام طبیعت هست و هم همان هست که رابطه بین جسم و روح و رابطه بین شما و طبیعت را برقرار کرده.@ اگر کسی غیر از این خدا و غیر از این رب برای شما دینی آورد از کسی قبول نکنید دین را شما باید از خالق خودتان بگیرید آن که شما را آفریده و بهتر از هر کس دیگری شما را میشناسد(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) در سوره بنیاسرائیل میفرماید پروردگار شما از هر کس دیگری به شما آگاهتر است او این دین را برای شما آورده رویت را به سمت این دین برگردان.@ بعد میخواهد این را توضیح بدهد این را معرفی میکند قبلاً توضیح دادیم که خداوند تبارک و تعالی همه موجودات را بعد از اینکه خلق کرد به سمت کمال ویژه خودشان هدایت کرد توضیح هم دادیم و آیاتش را هم خواندیم.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى) کسی که خلق کرد و ساختار وجودی کامل داد حدود موجودات را معین کرد تقدیر و اندازهگیری کرد بعد همه موجودات را هدایت کرد یعنی خدا در چهار مرحله در خلقت معرفی میکند.@ میگوید اول من خلق کردم بعد به هر موجودی ساختار ویژه خودش را دادم اندام مشخص اندازه مشخص همه چیز را مشخص دادم تصفیه کردم کامل کردم هیکل و بدن و ساختار وجودیشان را مرحله سوم تقدیر هست اندازهگیری کردم همه موجودات را یعنی اندازههای مشخص هر موجودی را خلق کردم و حالا که اینطور شد همه را به سمت کمال ویژه خودشان هدایت میکنم.@ انسان هم همینطور انسان هم خداوند خلق کرده و به سمت کمال ویژه خودش هدایت میکند موسی(ع) به فرعون فرمود(رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) در سوره مبارکه طه فرمود رب ما رب یعنی آن که هم مالک ماست و هم تدبیر امور ما به دست اوست رب ما کسی است که خلقت هر موجودی را به او داد و سپس به سمت کمال ویژه خودش هدایت کرد.@ انسان را هم هدایتش به عهده خداست انسان را وقتی میخواهد به سمت کمال خودش هدایت بکند هدایت دو جور است در مورد موجودات، یک هدایت تکوینی داریم یک هدایت تشریعی، هدایت تکوینی یعنی موجودات خلقتشان طوری هست که به طور طبیعی خودبهخود میروند به سمت هدف خودشان.@ شما یک دانه سیب را که بکارید تکویناً خداوند طوری در این انرژی و استعداد خاص قرار داده که خودش میرود به سمت درخت سیب شدن، درخت گردو همینطور، سایر موجودات همینطور، یک نطفه را وقتی در جایگاه خودش قرار میگیرد خودبهخود به طور طبیعی این نطفه میرود به سمت یک موجود کامل شدن این را هدایت تکوینی میگویند.@ تکوین یعنی خلق، آفرینش، وجود، خداوند موجودات را اینگونه خلق کرده انسان را هم همینطور انسان وقتی نطفهاش تشکیل میشود در رحم مادر به طور طبیعی میاید تا میرسد به این بدن بعد هم بزرگ میشود.@ اما چون انسان حیوان نیست یعنی قرار نیست وقتی متولد شد به طور طبیعی برود به سمت نیازهای حیوانی فقط غذا خواب خوراک مسکن ازدواج هدف از خلقت انسان این چیزها نیست و یک هدف بالاتری از خلقت انسان هست لذا یک هدایت دیگری انسان دارد اضافه بر هدایت سایر موجودات آن هدایت تشریعی است یعنی دین میدهد خداوند، آیین معرفی میکند و میگوید در زندگیت چگونه عمل کن.@ حالا که میخواهد این دین را بیاورد باید در وجود انسان یک قوه و کششی به سمت این دین بیافریند یعنی اینطور نیست که خداوند انسان را آفریده باشد بعد بیاید یک آیینی را براساس خلقت این بیافریند نه اصلاً هم دین را براساس خلقت بشر قرار داده هم بشر را براساس همان دین تجهیزش کرده.@ یعنی بشر به طور فطری به سمت این دین کشیده میشود چون میخواهد هدایت بشود دنبال راه میگردد همه انسانها سعادت خودشان را میخواهند به دنبال خوشبختی میگردند و همه میخواهند بروند خوشبخت بشوند و سعادتمند بشوند دنبال راه میگردند.@ خداوند میگوید من در وجود همه انسانها یک کششی را به سمت دین خودم قرار دادم به طور فطری که انسانها را این را میپذیرند و قبول میکنند و آن دین خداست برای همین شما میبینید هیچ کس در طول تاریخ بشر به اندازه انبیاء و بخصوص انبیاء صاحب شریعت موفق نبوده.@ الان پنج میلیارد جمعیت جهان را که در نظر بگیریم اکثر قریب به اتفاق این پنج میلیارد همه دینی را که خدا فرستاده قبول کردند حالا بگذریم که این دینها بعضیها مثل یهودیت و مسیحیت در طول زمان انحراف پیدا کرده ولی بالاخره بیشترین جمعیت را به سمت کتب آسمانی در انسانها وجود دارد.@ کمشان بودند اعتقادی به خدا نداشتند آن هم نه اینکه حقیقتاً نداشتند لفظاً برای اینکه بتوانند گناه بکنند معصیت بکنند زیر دین میزدند میگفتند نیست و الا باطناً که نمیتوانستند این را انکار بکنند دیگر ما 70 سال کمونیست شوروی را داریم میبینیم که چطوری شد خود رؤسایش گفتند اشتباه ما این بود که به خدا توجه نداشتیم.@ یعنی بشر به صورت فطری به سمت دین کشیده میشود خدا اینطوری هر انسانی را تجهیز کرده یعنی تا دین به او عرضه شود دین فطری دینی که کامل هست مثل اسلام، نه مثل مسیحیت مسخ شده یا یهودیت مسخ شده نه، دین فطری کامل وقتی عرضه میشود بشر به طور طبیعی کشیده میشود.@ برای همین هم شما همه جای دنیا که نگاه بکنید روزبهروز به جمعیت مسلمانان دارد اضافه میشود شما خیلی کم ممکن است ببینید یک مسلمانی به خاطر یک مسلمان کشیده شده به سمت مسیحیت یا یهودیت، ولی بسیار میبینید در نقاط دنیا که مسیحیان میایند مسلمان میشوند یهودیان میایند مسلمان میشوند.@ شهید مطهری(ره) در این کتاب حماسه حسینی خودش این را دلیلش را دقیقاً همین ذکر میکند میگوید علت اینکه اسلام با فقر مادی که دارد و مسلمانان با فقر زیادی که دارند میتوانند در نقاط دنیا طرفداران زیادی را جمع بکنند.@ ولی مسیحیت با خرج کلانی که میکند با بودجه زیادی که میگذارد نمیتواند افراد را مسیحی بکند یا خیلی کمتر میتواند مسیحی بکند همین هست که اسلام منطبق با فطرت هست وقتی عرضه میشود شخص راحت قبولش میکند.@ شما الان خیلی از بزرگان را میبینید علما و دانشمندان بزرگ که بعد از مطالعه اسلام به اسلام گرویدند شما الان یک شخصیت بزرگ مثل رُژگارودی را دارید که از اعضای مؤثر حزب کمونیست فرانسه بود الان مسلمان شد در کشور خودمان چقدر از این سران حزب توده و مارکسیسمها و کمونیستها بودند که بعد از مطالعه آمدند اسلام آوردند اسلام را قبول کردند.@ اسلام اینطوری است روان هست هر طبعی آن را میپسندد به هر انسانی که عرضه میشود اگر نخواهد لجبازی بکند و عناد بکند اگر گرفتار شهوت و تعصب نباشد قبولت میکنند وقتی میگویی میپذیرد ما زیاد امتحان کردیم ما چون کار تبلیغ داریم تبلیغ داخل کشور و تبلیغ خارج از کشور داریم الی ماشاءالله من دیدم کسانی که خیلی راحت وقتی اسلام به آنها عرضه شده قبول کردند.@ یک موقعهایی بود من با بعضی از این خارجیها در خارج که بودیم صحبت میکردم کافی بود ده دقیقه یک ربع نیم ساعت که با آنها صحبت میکردی خیلی راحت میآمدند خودشان را تسلیم میکردند میگفتند همین است غیر از این چیز دیگری نیست میپذیرفتند.@ چون منطبق فطرت است یعنی طرف میفهمد که این با وجودش سازگاری دارد قبولش میکند هیچ جای دین با خلقت انسان ناسازگاری ندارد فطرت این را راحت میپذیرد ولی یک بُعد در انسان هست که زیر بار دین نمیرود آن طبیعت انسان هست طبیعت انسان غیر از فطرت انسان هست.@ طبیعت همان بُعد حیوانی هست بُعد حیوانی تا به آن دین عرضه میشود شروع میکند به مقاومت کردن چون میگوید من میخواهم نماز بخوانم صبح بلند بشوم نماز بخوانم وضو بگیرم چه کسی حالش را دارد بایستد صبح نماز بخواند.@ این فطرت نیست فطرت میپذیرد برای همین هم شما الان با لذت صبحها بلند میشوید نماز میخوانید چون فطرتتان حاکم است بر طبیعتتان راحت میپذیرید راحت بلند میشوید میایید مسجد با آرامش در مسجد مینشینید لذت میبرید از اینکه ذکر خدا را بگویید از اینکه نماز بخوانید از اینکه قرآن بخوانید از اینکه در این فضا قرار بگیرید.@ سالی یک مقدار زیادی از بودجه مالیتان را میگذارید از اینجا تا مشهد میروید زیارت میکنید میایید مسلمانان دیگر هم شما بروید مشهد میبینید از روسیه آمدند از پاکستان آمدند از افغانستان آمدند از کشورهای عربی آمدند همه در این مشهد مقدس دارند زیارت میکنند چون با فطرت تطبیق دارد.@ اینقدر تطبیق دارد که پیامبر(ص) فرمود(اَلمُؤمِنُ فِی المَسجِد کَالسَمَکِ فِی الماء) مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب میماند یعنی احساس حیات میکند وقتی در مسجد هست لذت میبرد اینطور نیست که از فضای مسجد تنفر پیدا بکند بگوید زودتر بلند بشوم بروم نه لذت میبرد آرامش دارد وقتی در آن فضا مینیشیند این برای این هست که دین و اسلام با فطرت تنظیم شده.@ میفرماید(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً) این دینی که فطری هست(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها) همان خلقتی هست که خداوند انسان را براساس آن خلق کرده بنابراین به این نتیجه میرسیم که آن فطرتی که در وجود انسانها قرار دارد فطرت خودبهخود دین اسلام را میطلبد و میخواهد آن فطرت انسان خودبهخود دین را میخواهد و میخواهد به سمت دین برود.@ الان بعضی از کشورهای فقیر هست که هستند افرادی که به خاطر فقر میروند مسیحی میشوند کشورهای آفریقا بنگلادش افراد فقیر هستند مسیحیان بودجه خیلی کلانی میگذارند میگویند که اگر بیایید مسیحی بشوید ما به شما آب و غذا میدهیم.@ افرادی که هیچ شناخت درستی از دین نداشته باشند و میافتند در ناچاری، میپذیرند که بروند مسیحی بشوند ظاهراً قبول میکنند که مسیحی بشوند خیلی از آنها هم واقعاً مسیحی نمیشوند ولی فقط به خاطر اینکه پولی نانی آبی به آنها برسد این را قبول میکنند.@ از پیامبر(ص) میفرماید که منظور از فطرتی که خداوند مردم را بر آن فطرت آفریده دین خداست یعنی فقط اینطور نیست که خداوند مقررات دینی را براساس ساختار وجودی انسان خلق کرده باشد خیر، انسان را هم براساس دین خودش خلق کرده این دو تا کاملاً با هم تطبیق دارند.@ آن فطرتی که خداوند مردم را براساس آن خلق کرده عبارت است از دین خدا یعنی اصلاً خمیرمایه انسان از روز اول که آفریده شده براساس و کشش به سمت دین است لذا شما وقتی میروید تاریخ ادیان و تاریخ مذاهب و تاریخ ملتها را بخوانید میبینید که هیچ وقت در تاریخ بشر وجود نداشته که دین نباشد.@ بشر حتی اگر قوانین الهی را هم نمیشناخته دستش از انبیاء کوتاه بوده اما عبادت را کرده مثلاً ستاره را پرستیده یک بت را پرستیده یک درست را پرستیده یعنی پرستش یک قوه ماورای وجود خودش به طور فطری در همه انسانها بوده.@ کسی باید میامده به او میگفته که این درخت خدای تو نیست این درخت هم مثل تو کسی آن را آفریده و خدای تو خدای واحد و نادیدنی هست ولی آنجاهایی که بشر این اطلاعات را نداشته از عبادت روی نگردانده همیشه عبادت در تاریخ بشر بوده و لو شده خورشید را بپرستند ولو شده یک حیوان را هم بپرستند پرستش وجود داشته.@ انسان فطرتاً نیاز به پرستش دارد و پرستش جزء فطری وجود انسان هست در واقع آن هم که او داشته میپرستید خدایش بوده یعنی خدا را میطلبیده حالا در مصداق اشتباه کرده داستان معروف موسی و شبان یادتان هست یک کسی از خدا یک تصوری دارد.@
خدا را اینقدر شناخته خدا میگوید همین هم قبول است چون این حقیقتاً ما را میخواهد حقیقتاً ما را میطلبد همه انسانها همینطور هستند همه انسانها فطرتاً همینطور هستند به سمت یک قوه ماورای خودشان کشش دارند.@ در این کشتی تایتانیک، کشتی تایتانیک یک کشتی بود که چند ده سال پیش سازندهاش وقتی آن را ساخت گفت کشتی من را خدا هم نمیتواند غرق کند اینقدر مغرور ادعا میکرد این کشتی به قدری قوی و بزرگ و محکم هست خدا هم نمیتواند غرقش بکند اتفاقاً در همان اولین سفرش بود مسافر سوار کرد رفت خورد به کوه یخ و غرق شد خدا بادش را خالی کرد.@ در این کشتی تایتانیک دو نفر بودند یک نفر خداپرست بود و یک نفر مادی قبل از اینکه کشتی به کوه یخ بخورد بحث میکردند راجع به خدا، یکی از آنها زیر بار نمیرفت تا کشتی به کوه یخ میخورد بعد این خداپرست بعداً نجات پیدا کرده بود میگفت من وقتی رفتم در کابین دیدم همین کسی که داشت با من بحث میکرد و خدا را قبول نمیکرد دارد گریه میکند خدایا من را نجات بده.@ این همان آیه شریفه است که میگوید وقتی میخورند به موج موج اینها را میگیرد خطر غرق شدن تهدیدشان میکند همه میروند به سمت قدرتی ماورای خودشان که آنها را نجات بدهد همه انسانها همینطور هستند بدون استثناء.@ بعد میفرماید(ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ) این دینی که من برای شما فرستادم دین بسیار مستقیم و محکمی هست خیلی این دین استحکام دارد برای همین هم پیامبر را ضرث قاطع میگوید(اَلاِسلامُ یَعلُوا وَ لا یُعلی عَلَیه) اسلام به همه ادیان غلبه میکند و هیچ دینی به اسلام نمیتواند غلبه بکند از بس استحکام در ساختار این دین وجود دارد.@ (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ) محکم این دین اینقدر استحکام دارد بحث سر این هست که چرا خدا میگوید این دین دین قیم است دنبال دین محکم باشید دینی که مو لای درزش نرود از همه جهت محکم باشد؟ چون فرمود براساس خلقت هست.@ (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها) چون همه مردم را براساس همین دین خلق کردیم و دین را هم براساس خلقت جهان قرار دادیم چون براساس خلق هست فرمود(لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) خلق خدا تغییرپذیر نیست چون خلقت خدا تغییرپذیر نیست این دین دین ثابتی هست.@ اگر شما انسانها را نگاه کنید انسانها در همه زمانها انسان واحدی هستند یعنی ما یک نوع واحد از انسان داریم که همیشه همینطوری بودند زمانشان فرق کرده مکانهایشان فرق کرده یک مقدار شرائط زیستی حیاتیشان فرق کرده.@ مثلاً ما الان روی صندلی مینشینیم از بلندگو استفاده میکنیم روی فرش مینشینیم جای دیگر هستند که بلندگو ندارند برق ندارند روی زمین ممکن است بنشینند اما این تغییری در انسانیت نمیدهد انسانهایی هستند که از ما خیلی پیشرفتهتر هستند انسان انسان است انسان با تکنولوژی و علم و بود و نبودش کم و زیادش تغییر نمیکند در انسانیتش، انسانیتش انسانیت است ثابت هم هست.@ قرآن میفرماید این خلق را ما ثابت قرار دادیم تغییر نمیکند در طول زمانها ثابت است لذا دین هم ثابت هست دین هم تغییر نمیکند برای همین اصول دین همانطور که در بحث اسلام و مقتضیات زمان قبل از بحث ولایت توضیح دادم اصول دین همیشه ثابت هست تغییر نمیکند 1400 سال پیش با الان یکی هست.@ بعضی از فروع مطابق زمانها تغییرات جزئی میکند اما اصل تغییر نمیکند و ثابت هست چون انسان ثابت است چون خلقت ثابت است(لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) خلقت خدا تبدیل پیدا نمیکند که این انسانها یک زمانی خدا را بطلبند یک زمانی یک چیز دیگر بطلبند نه همه انسانها و خلقت جهان و خلقت انسان و خلقت روح ثابت است.@ وقتی ثابت است دینی که براساس این خلقت تنظیم شده باشد و خلقتی که براساس دین خدا باشد ثابت است تغییر نمیکند لذا میشود دین قیم یعنی دین استوار، محکم، این دین تغییر نمیکند لذا این سؤال احمقانه و جاهلانه جوابش مشخص شد که اسلام مگر میشود بعد از 1400 سال بشر را هدایت بکند؟ میگوییم بشر که بشر است تغییر نکرده.@ (لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) خلق خدا مگر تغییر کردند مگر بشر ساختار وجودیش تغییر کرده که یک چیز دیگر برای آن احتیاج باشد نه، قبل از اسلام هم همان دین اسلام بوده فرقی نمیکند(مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ) این دینی که ما برای شما فرستادیم همان آیین ابراهیم هست او شما را مسلمان نامید ابراهیم از اول گفت مسلمان.@ (رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ) در سوره بقره میخوانیم که وقتی ابراهیم خانه کعبه را ساخت عرض کرد به خدا خدایا من و اسماعیل را مسلمان قرار بده یعقوب به فرزندانش میگوید(فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید اسلام یک حقیقت واحدی هست.@ از اول حضرت آدم(ع) وجود داشته تا الان هم اسلام هست برای همین هم خداوند در قرآن کلمه دین را میآورد ادیان نمیاورد جمع نمیآورد دینها یک دین واحد هست از اول تا آخرش چرا یک دین واحد هست؟ برای اینکه خلقت ثابت هست(لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) چون خلق خدا هیچ تغییری نمیکند دین هم ثابت هست و این همان دین الهی هست.@ نتیجه گرفتیم از مجموعه دو جلسه قبل اینکه دستورالعملهایی که در دین هست بایدها و نبایدهایی که در دین هست این پنج حکم تکلیفی به نام واجب، حرام، مستحب، مباح و مکروهی که هست براساس یک سلسله امور قراردادی نیست.@ بلکه براساس خلقت و ساختار وجودی انسان هست ریشه دارد بیریشه نیست ریشهاش در خلقت هست و اگر چیزی مکروه هست حقیقتاً برای انسان بهتر است انجام ندهد اگر چیزی حرام هست به تعبیر امام رضا(ع) فرمود اگر چیزی را خداوند حرام کرده حتماً برای بشر مضر بوده و با ساختار بشر سازگاری ندارد و اگر چیزی را واجب کرده حتماً برای ساختار وجودی بشر لازم هست که باید باشد.@ اگر چیزی را مستحب کرده حتماً برای ساختار وجودی بشر مفید است کمکش میکند یعنی فکر نکنید اگر یک چیزی را گفتند حرام است بگوییم این یعنی چی حرام است یعنی من خدایی که تو را خلق کردم به تو میگویم این چیز حرام است یعنی برای وجود تو مضر است دیگر دنبال دلیل دیگری هم نمیخواهد بگردی سر خودت را کلاه بگذاری.@ طلا چرا بر مرد حرام است؟ تو خیلی چیزها را نمیفهمی دلیل نیست که بخواهی همه چیز را بفهمی الان بشر خیلی مجهولات دارد بعد هم قیافه روشنفکرانه به خودمان بگیریم و فکر کنیم که آدم خیلی باسوادی هستیم بگوییم من باید بفهمم که چرا علم سالهای سال باید بررسی بشود.@ تیمهای پزشکی متخصص باید کار کنند تشخیص بدهند که طلا برای مرد چرا حرام است توانستند علمشان جواب داد میفهمند نتوانستند امام زمان انشاءالله میاید به شما میگوید چرا ولی خدا میگوید من میگویم حرام است نکن به تو هم میگویم اینکه میگویم حرام است انجام نده برای خودت ضرر دارد.@ اگر میگویم این واجب است حتماً برای خودت لازم هست دیگر دلیل از این محکمتر ما برای چی میخواهیم دنبال چه چیزی بگردیم دنبال چه توجیهی برای اثبات مسائل دینیمان بگردیم و برای اجرای بایدها و نبایدها بگردیم.@ میفرماید خانم حجاب را رعایت بکن این هم حدود حجاب هست زنهای ما و مادرهای ما چه موقع رفتند نشستند کلاس حجاب ببینند مثلاً بنشینند بگویند ما به این دلیل میگوییم شما حجاب داشته باشید نه میگویند خدا فرموده حجاب را رعایت کنید ما هم رعایت میکنیم حق هم همین است.@ بهترین نوع عبادت همین عبادت است اینکه انسان مدام دنبال علت نگردد خدایی که رب من است خالق من است مالک من است مدبر امور من است به من میگوید من یک آیینی فرستادم برای سعادت و کمالت و این آیین هم براساس خلقت وجود تو و وجود انسان و وجود جهان تنظیم شده رعایت کن.@ دیگر از خدا مهمتر از خدا بزرگتر از خدا عالمتر چه کسی هست که ما بخواهیم دنبال این باشیم که فلان متخصص فلان دانشمند فلان دکتر فلان تحصیلکرده به ما بیاید توضیح بدهد که ما از دین تبعیت بکنیم یا نکنیم ما به کسی احتیاج نداریم خداوند فرموده چشم، عمل میکنیم کافی هست.@ قرآن فرموده این کار را بکنید چشم میکنیم میفرماید این کار را نکنید چشم نمیکنیم چه دلیلی مهمتر از این میخواهیم روز قیامت خدا ما را اینطوری محاکمه میکند حالا شما بگو من نمیدانستم دروغ است، نمیدانسم یعنی چی، من گفته بودم یا نه دستور من به تو رسید یا نرسید.@ توسط آن طلبهای که در محله شما دارد درس میخواند او آمد پشت بلندگو نشست حکم من را برایتان خواند یا نخواند پیشنماز مسجدتان گفت یا نگفت قرآن بود یا نبود جلویتان دسترسی داشتید یا نداشتید از من هم مهمتر کیست؟.@ دیگر بعد از اینکه من حرف را زدم(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) آیا خدا برای بندگانش کافی نیست که ما احتیاج به کس دیگری داشته باشیم که یک کس دیگر بیاید دین خدا را تأیید بکند اسلام را تأیید بکند بگویید ببینید فلان دانشمند و متخصص هم تأیید کرده فلان دکتر و مهندس هم گفته اسلام چیز خوبی است.@ فلان ورزشکار هم فلان هنرپیشه هم تأیید کرده نماز میخواند، با این چکار داری فلان هنرپیشه بخواند یا نخواند ما تأییدیه دین را و لزوم اجرای دین را که از این و آن نمیگیریم وقتی ما از این و آن بگریم وابسته میشویم ببینیم که فلانی هم نماز میخواند که ما هم بخوانیم فلانی هم روزه میگیرد که ما هم بگیریم فلان کس حجاب را رعایت میکند که ما هم رعایت بکنیم یا نه فردا اینها رعایت نکردند این حق است؟.@ یعنی دین تو براساس خدا نیست براساس این هست که فلانی چکار میکند بعد هم میگوید برای شما الگو گذاشتیم(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) یک کسی بگوید آقا ما دسترسی به خدا که نداریم میگوید خیلی خب من تجسم میکنم تجلی میکنم در وجود پیغمبر من خدا این خدای مجسم روی کره زمین.@ (لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) اسوه کامل شما الگوی شما که باید از او فقط تقلید بکنید پیغمبر هست پیغمبر نبود امیرالمؤمنین هست حضرت زهرا هست حضرت مجتبی هست حضرت سیدالشهدا(ع) هست در زمان غیبت ما هم فقها و بزرگان هستند مراجعه کنید تبعیت کنید.@ نه اینکه فلان هنرپیشه الگوی من هست الگوی من فلان ورزشکار هست فلان زن هست اینها چه کسی هستند انسان خیلی عزیزتر از این هست که کمتر از معصوم مرجعش باشد و کمتر از معصوم الگویش باشد معصوم را برای ما قرار دادند الان هم دسترسی به معصوم ندارید تاریخشان هست ملاحظه بفرمایید تاریخ زندگی پیغمبر هست کلمات و فرمایشاتشان هست.@ الگوی مجسم میخواهی فقها و بزرگان اولیاء خدا هستند پس استحکام دین ما به این ربط دارد که دقیقاً خداوند ما را براساس این دین خلق کرده این دین هم براساس نیازهای ما فطرت ما و ساختار وجودی ما خلق کرده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@