بأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثی که جلسه گذشته عرض کردیم در مورد عمر بود چند جلسهای مختصری در مورد عمر و ضرورت استفاده از عمر بحث شد یک سؤال مهمی که ممکن است برای شما پیش بیاید آن این هست که ما حالا میخواهیم تصمیم بگیریم از عمرمان و جوانیمان و از وقتمان استفاده کنیم چطوری از وقتمان و جوانیمان استفاده کنیم؟@ یک فرمول از امیرالمؤمنین(ع) تقدیم کردیم که اصل اول بود در مورد حرکت و ضرورت آگاهی قبل از حرکت، فرمول این بود که(ما مِن حَرَکَۀٍ إلاّ وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَۀٍ) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن حرکت احتیاج به شناخت داری.@ ما در استفاده از عمرمان هم که در عمر حرکتهای بسیاری انجام خواهیم داد اصلاً عمر یعنی حرکت به سمت آخرت، ما در بستر عمر به سمت آخرت و بینهایت حرکت میکنیم باید در این حرکت هم احتیاج به شناخت داریم و باید با شناخت جلو برویم کسی که آگاهیهای لازم برای استفاده از عمرش را ندارد عمرش را به بطالت میگذراند و تلف میکند.@ آنچه که گفته شد این هست که ما یک حرکتی از دنیا تا بینهایت داریم این حرکت هم حرکت روحی هست قوانین حاکم بر این حرکت هم مقداری عرض کردیم گفتیم که حرکت از دنیا به آخرت مثل حرکت از رحم مادر هست به دنیا.@ با توجه به این نسبت باید توجه داشته باشیم که نوع زندگی ما در آخرت در بینهایت بسته به نوع زندگی ما هست در دنیا، اینکه ما اینجا چکار کردیم و چه نوع آمادگیهایی کسب کردیم چگونه خودمان را ساختیم تعیینکننده است برای زندگی ما در آخرت.@ مثال: فرض کنید آقای عباسی اعلام میکنند که آقایان میخواهیم هفته دیگر با همدیگر یک اردو برویم که همه آقایان تشریف بیاورند میخواهیم اردو برویم اولین سؤالی که در ذهن شما پیش میاید این هست که کجا میخواهیم برویم، چرا مسأله کجا میخواهیم برویم سؤال مهمی هست؟ چرا اولین سؤال این هست که ما میپرسیم کجا میخواهیم برویم؟@ یعنی فقط کجا رفتن برای این نیست که ما حس کنجکاویمان را ارضا کنیم نه بیشتر بار این سؤال برای این هست که ما میخواهیم خودمان را برای آنجا آماده کنیم حالا آمدیم و آقای عباسی جواب نداد گفت نه من نمیگویم کجا میخواهیم برویم فقط همین را به شما میگویم که روز جمعه ساعت 6 صبح کنار مسجد حاضر باشید.@ حالا به نظر شما وقتی ایشان راهنمایی نکنند و نگویند که ما کجا مخواهیم برویم میتوانیم خودمان را آماده کنیم واقعاً منطبق با آنجایی که میخواهیم برویم یا نه؟ نمیتوانیم، هر چقدر هم به ذهنمان فشار بیاوریم که آنجا ممکن است چطور جایی باشد این وسیله و آن وسیله را ببرم در نهایت شما به یک کمبودهایی در منطقهای که میروید برخورد میکنید.@ ولی وقتی آنجا میروید میگویید اگر من میدانستم که قرار است اینجا بیایم حتماً آمادگیهای لازم را به دست میاوردم حتماً خودم را آماده میکردم وسائل لازم را تهیه میکردم دانستن اینکه ما کجا میخواهیم برویم خیلی اهمیت دارد.@ مثلاً شما فرض کنید از شرائط معتدل تهران بخواهیم برویم به سمت مناطق سردسیر نوع وسائلی که تهیه میکنیم منطبق هست با شرائط سردسیری اگر نه بخواهیم به سمت جنوب و مناطق گرمسیری برویم نوع وسائلی که از اینجا تهیه میکنیم منطبق هست با شرائط گرمسیری، یعنی وقتی میدانیم کجا میخواهیم برویم نوع حرکت و عمل ما را اینجا تنظیم میکند.@ اگر بدانیم کجا میخواهیم برویم میفهمیم که اینجا باید چکار کنیم اینجا باید خودمان را چطوری آماده کنیم اما اگر ندانیم کجا میخواهیم برویم نمیتوانیم آمادگی لازم را به دست بیاوریم لذا علی(ع) اولین آگاهی را که برای انسان نیاز هست اینگونه میفرماید، میفرماید(رحم الله امرء عن علم من أین و فی أین و إلی أین).@ خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود اینکه میفرماید خدا رحمت کند نه اینکه صرفاً حضرت میخواسته دعا کند میخواهد بفرماید رحمت یعنی همین فهم، رحمت مساوی است با فهمهای سهگانه، این سه فهم این سه آگاهی را هر کس به دست بیاورد رحمت شامل حالش میشود.@ امام معصوم هست اینگونه فرمود فهم اینکه از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود، اگر ما بدانیم به کجا میخواهیم برویم و قرار است به کجا متولد بشویم اینجا خودمان را منطبق با آنجایی که قرار است برویم آماده میکنیم.@ از وقتمان از جوانیمان از عمرمان به تناسب مکانی که قرار است برویم و آنجا هم بینهایت هست یعنی 60 سال و 70 سال و 1000 سال و ده هزار سال و یک میلیون سال نیست بینهایت است قرآن 80 مرتبه مسأله جاودانگی را در قرآن به انسان تذکر میدهد که مسأله کم اهمیتی نیست مسأله بینهایت است که قرار است برویم.@ چه کسی میتواند از آن فرار کند(وَ لا یُمکِنُ الفِرارُ مِن حُکُومَتِک) چه کسی میتواند نرود همه رفتنی هستند(أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ) هر جا باشید مرگ شما را فرا خواهد گرفت حتی اگر در قصرهای مهم و سنگین و قصرهای بسیار محکم هم باشید مرگ شما را خواهد گرفت.@ مگر سلیمان(ع) نبود سلیمان(ع) کسی بود که حکومتی داشت که نه قبل از او کسی این حکومت را داشته و نه بعد از آن، ولی در همان قصرش تکیه به عصایش کرده جان به جان آفرین تسلیم میکند مدتها کسی نمیدانسته سلیمان از دنیا رفته.@ همه خواهند رفت(إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ) پیامبر تو خواهی مُرد و دیگران هم خواهند رفت همه اینطور هستیم و همه این سفر ابدی را داریم حالا که میدانیم باید برویم به سمت ابدیت و میرویم باید اینجا نوع زندگیمان را وضعیت وقتگذاری و تعیین وقت و برنامهریزی و ارتباطاتمان را طوری تنظیم کنیم که با سفر ابدیمان که غیر قابل برگشت هست تنظیم کنیم.@ قرآن میفرماید(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) یکی که مرگ به سراغش میاید میگوید خدایا من را برگردان که کارهایی را که نکردم و ترک کردم آنها را انجام بدهم(كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها) هرگز یعنی حرف مفت میزنی باید زودتر میجنبیدی و فکر میکردی آنقدر امروز و فردا کردی و وقت تلف کردی و بازی کردی که وقت به سر آمد، ناگهان بانگی برآمد خواجه مُرد.@ نگذاریم به آن روزی بیافتیم که بگوییم خدایا من را برگردان درست از وقتمان استفاده کنیم و این درست استفاده کردن معلول درست فهمیدن هست شناخت آنجایی که میخواهیم برویم آگاهی، پس احتیاج داریم بدانیم از کجا آمدیم در کجا هستیم به کجا میرویم آن قانون نسبت یادتان نرود.@ اگر بدانیم کجا میخواهیم برویم احتیاج داریم بدانیم که کجا میخواهیم برویم، اگر بدانیم کجا میخواهیم برویم پس میدانیم که اینجا باید چگونه عمل کنیم و چگونه رفتار کنیم که منطبق با آن حرکتمان باشد احتیاجات اینجایی را هم باید بشناسیم.@ یعنی ما هم باید بدانیم که کجا میخواهیم برویم که خودمان را منطبق بکنیم و هم باید بدانیم که اینجا باید هر یک از ارتباطاتمان را چگونه تنظیم بکنیم تا موفق به یک حرکت خوب و زیبا بشویم تا در تجارت بینهایت ببریم تا آن بینهایت را سود ببریم کم نیست مسأله بینهایت، یک شادی بینهایت یک بهشت و فوق بهشت بینهایت چیز کمی نیست.@ در روایت داریم سه چیز هست از اصل بهشت بالاتر هست یکی این هست که بهشتیان وقتی در بهشت هستند یادشان میافتد که از این بهشت هیچ وقت بیرونشان نمیکنند هیچ وقتی نمیاید که به آنها بگویند بیرون بروید تمام شد.@ به این مسأله بینهایت با آن نعمتهایی که خداوند در قرآن میشمارد نعمتهای مادی و نعمتهای معنوی بخصوص فکر کنیم این جای تأمل دارد تا وقتی آن درست برای ما روشن و شفاف نشود ما اینجا دچار گیجی هستیم و نمیدانیم از جوانیمان و عمرمان و وقتمان چگونه استفاده کنیم.@ کسی که خودش را درست میبیند او میتواند خودش را آماده کند برای بینهایت، کسی که درست خودش را نبیند اینجا به یک سلسله امور حیوانی و گیاهی اکتفا میکند یک بدن قوی داشته باشد زن باشد شوهری بکند خانوادهای تشکیل بدهند بچهای داشته باشند بزرگ کنند بعد همه بمیرند کاری و بخور و بخواب، چون خودش را درست نگاه نمیکند.@ ولی اگر کسی خودش را درست نگاه کرد شغل و ازدواج و همه چیزش را در استخدام حرکت بینهایت خودش در میاورد پس ما باید در درجه اول آخرتشناسیمان خوب باشد بدانیم کجا میخواهیم برویم تا بتوانیم خودمان را آماده کنیم.@ لذا نبی اکرم(ص) فرمود(إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد مبغوض میدارد مورد بغض خداست هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت باشد بعضیها خوش به حالشان هم عالم به دنیا هستند هم عالم به آخرت هستند بعضیها به هر دو جاهلند.@ بعضیها که عده زیادی را تشکیل میدهند به مسائل دنیا آگاهی دارند اما به آخرت آگاهی ندارند(يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ) فقط از خودشان و از جهان همان قسمت دنیایش را میبینند علم و اطلاعات و معلوماتشان همه در محدوده دنیاست هیچ وقت آنطرف را نمیتوانند ببینند میگوید خدا از یک همچین آدمهایی بدش میاید.@ آدمهایی که خدا آنها را بینهایت خلق کرده اینها فقط همین شأن گیاهی و جمادی و حیوانی و شأن دنیایی خودشان را میبینند و اصلاً خودشان را به بلندای ابدیت نگاه نمیکنند وقتی کسی خودش را به بلندای ابدیت یعنی همانطوری که خدا خلقش کرده ندید هیچ وقت هم کاری برای ابدیت خودش نمیکند.@ آنوقت چنین شخصی وقتی ازدواج میکند برای همسرش هم همینطور هست یعنی هم نسبت به خودش خائن است هم نسبت به همسرش، هم نسبت به فرزندش، با هر کس ارتباط برقرار میکند چون خودش را همینطوری میبیند شعاع ارتباطش فقط در محدوده مسائل دنیایی هست.@ لذا دیگران را هم آلوده میکند وقتی به او میگویی حرام است گناه دارد خدا راضی نیست اصلاً نمیفهمد یعنی چی چون هیچ وقت خودش را درست نگاه نکرده همیشه خودش را ناقص دیده خیلی حدیث ظریف هست میفرماید کسانی که به دنیا آگاهی دارند اطلاعات و معلومات دنیاییشان خوب هست اما ابدیت و آخرت را نمیشناسند اینها کسانی هستند که خدا از آنها بدش میاید.@ کأنه پیامبر میدیده روزی را که یک عده از جوانهای ما و مردم ما افتخارشان به علوم دنیایی هست وقتگذاری و سرمایهگذاری برای زبان اجنبی و ریاضی و فیزیک و کامپیوتر حاضرند سرمایهگذاری کنند وقت بگذارند پول بدهند بروند در این دانشگاه آزاد پولهای کلان بدهند که علوم دنیایی را یاد بگیرند.@ اما وقتی دعوتشان میکنی به اینکه بیایند کار آخرتی بکنند اطلاعات آخرتی را یاد بگیرند بیرغبت هستند نه مطالعه میکنند نه وقت میگذارند نه حاضرند بروند یکجا بنشینند گوش کنند نه شجاعت این کار را دارند نه همتش را دارند دائم کسل، دائم تنبلی نسبت به اطلاعات بینهایتی که برای خودشان نیاز هست.@ تو اگر ندانی که کجا میخواهی بروی چطوری میخواهی خودت را آماده کنی تو اگر بخواهی تمام عمر و جوانیات را صرف اطلاعات دنیا بکنی چه موقع میخواهی خودت را برای آنجا مهیا کنی بعد کور وارد میشوی به یک عالمی که هیچ سنخیتی با آن نداری و هیچ نوع آمادگی هم برایش تحصیل نکردی این اولین بدبختی و حسرتت هست.@ مثل یک جنینی که وارد دنیا میشود اما در رحم مادر لوازم کافی را تهیه نکرده اول تولدش اول دردسرش هست شروع عذاب و بدبختی و ناراحتیاش همان موقع هست که متولد میشود یکدفعه وارد میشود میبیند عجب جایی است این هیچ نوع آمادگی و سنخیتی با اینجا ندارد.@ جوانی که اطلاعات آخرتی ندارد سرمایهگذاری برای شنیدن مسائل دینی نمیکند برای مطالعات بینهایتش نمیکند برای مطالعاتی که مربوط به شأن ابدی خودش هست نمیکند برای مطالعاتی که به او کمک میکند به او یاد میدهد که چگونه خودش را برای بینهایت بسازد وقتگذاری نمیکند این جوان مورد بغض خداست خدا از آن جوان خوشش نمیاید.@ چون او همه چیز را فراموش کرده او شأن اصلی خودش یعنی خود واقعی خودش را فراموش کرده یک همچین جوانی به چه درد میخورد از این جوانها بدتر پدر و مادرهایی هستند که جوانهایشان را نمیگذارند بروند یاد بگیرند و به آنها یاد نمیدهند و اگر هم میخواهند بروند بچههایشان را سرزنش میکنند.@ پیامبر فرمود من از پدران آخرالزمان بیزارم آنها هم از من بیزارند، گفتند یا رسول الله پدران مسلمان یا پدران یهودی و مسیحی؟ فرمود نه پدران مسلمان، گفتند چرا؟ گفت فرزندانشان علاقه دارند که علوم دینی و مسائل معنوی یاد بگیرند اینها سفت فشار میاورند که نه شما حق وقتگذاری برای اینجا را ندارید.@ چقدر جوان نامه مینویسند برای من که ما میخواهیم مسجد بیاییم پدرمان نمیگذارد بیاییم مسجد یاد بگیریم میخواهیم حوزه برویم میگوید نه برو دانشگاه درس بخوان که حالا راجع به مسأله حوزه و دانشگاه جلسه آینده صحبت میکنیم که اصلاً جایگاه هر کدام چیست باید چطوری به هر کدام نگاه کرد.@ میخواهیم کلاس برویم اگر بگوییم میخواهیم برویم کلاس بسیج یا پای فلان منبر و سخنرانی بنشینیم یاد بگیریم میگویند تو مگر خُلی که میخواهی وقتت را تلف کنی اگر بگوییم کلاس کامپیوتر و زبان داریم میگویند برو دختر مسلمان میخواهد مسجد بیاید مسائل دینیشان را یاد بگیرد هزار تا بهانه میاورند که این دختر نرود مسائلش را یاد بگیرد.@ میخواهد این دختر بنشیند چهار تا کتاب در خانه بخواند هزار تا کار به او میدهند نمیگذارند که یک مطالعهای هم برای خودش داشته باشد میخواهد الان بعد از نماز مغرب و عشا بیاید میگویند شب است زن مگر شب بیرون میرود دختر جوان مگر شب بیرون میرود.@ آقا تو موظفی که بچهات را بیاوری یاد بگیرد زن و بچهات و خواهرت و مادرت را بیاور یاد بگیرند آنقدر موارد زیاد در مشاوره داشتیم که نگو همین دختر دانشگاه قبول میشود دانشگاه تهران، شیراز، کرمان، زاهدان، پدر میگوید بچهام میخواهد برود لیسانس بگیرد عیبی ندارد برو.@ این ناموس تو نبود این دختر جوانی که تو میترسیدی چهارتا کوچه بیاید برود مسجد مسائل دینش را یاد بگیرد نبود دختران را میگذارید از شهرستان میایند در شهر تهران هزار و یکجور بلا سرشان میاید عشقتان این هست که بچهام رفته لیسانس بگیرد برای علوم دنیایی.@ ولی همین بچه میخواهد حوزه برود پدر و مادر هزار جور بهانه میاورند برادرها غیرتهای بیجا دارند و الکی به خواهرشان گیر میدهند شوهرها به زنشان گیر میدهند که میخواهند بروند چیزی برای آخرتشان یاد بگیرند.@ پیامبر(ص) فرمود هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت اهلش و اولادش ملاقات نمیکند پدر موظف است برای خانوادهاش سرمایهگذاری کند درود بر پدرهایی که هم خودشان میایند هم بچههایشان را میاورند.@ اینها پدرهایی هستند که دوستداشتنی هستند اینها پدرهای قیمتی هستند چون عاشق بچههایشان هستند نه فقط عاشق دنیای بچههایشان، نه فقط عاشق زندگی اینجای بچههایشان، بچههایشان را دوست دارند اما به بلندای ابدیت دوست دارند خواهر و فرزند و مادرشان را دوست دارند.@ اما این عشق همانطوری هست که خدا انسان را آفریده مگر انسان را خدا فقط برای دنیا آفریده که ما فقط دنیای همدیگر را ببینیم و دنیای همدیگر را دوست داشته باشیم و برای دنیای همدیگر به همدیگر خدمت بکنیم و زحمت بکشیم چرا نباید زن و شوهر همدیگر را به بلندای ابدیت دوست داشته باشند.@ پدر و فرزند، مادر و فرزند، برادر و خواهر، برادر و برادر همدیگر را به بلندای ابدیت دوست داشته باشند و همانطوری با هم رفتار کنند اگر یک پدری یک مادری بچهاش را درست نگاه کند میفهمد که این بچه برای حرکت ابدیاش احتیاج به خوراک دارد.@ پدر که فقط وظیفه ندارد نان و آب و لباس بدهد و بهداشت تهیه کند جهیزیه بدهد و عروسی بگیرد میفرماید که هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و اهلش و اولادش ملاقات نمیکند.@ خانواده الان ممکن است چیزی نگویند و الان ممکن است به پدر بگوید بیخیال شو ما را کجا میبری میخواهی مسجد ببری این کتاب را بخوانیم، ول کن بگذار ما در کار خودمان باشیم بگذار برویم فوتبال بازی کنیم پای تلویزیون وقت تلف کنیم با پدرها زیاد جوش نخورند.@ ولی قیامت یقه همین پدر را میگیرد میگوید من نمیدانستم تو چرا به من نفهماندی تو چرا من را به خودم نشناساندی چرا به من نگفتی که من باید چه بکنم(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) روزی که انسان از برادرش و مادرش و پدرش و همسرش و فرزندش فرار میکند الان فرار نمیکنند الان با هم دارند زندگی میکنند قیامت فرار میکنند فرار معلول خیانت است.@ چون به همدیگر خیانت کردند چون اصلاً بنای زندگیشان در دنیا یکطوری بود که هیچ وقت این زندگی اعضای خانواده را به یاد ابدیت نیانداخت به یاد قسمت اعظم وجودشان نیانداخت روابط خیانتآمیز است.@ لذا میگوید اینها تا پرده کنار میرود میفهمند باید اینها چه میفهمیدند و این پدر و مادرهای بیقید و بیخیال و این همسران غافل و بیخیال از اینها دریغ کردند و نگفتند چون خودشان هم به خودشان همان دیدگاه را نداشتند شکایت میکنند.@ خدایا این بود ما را جهنمی کرد این بود ما را غافل کرد این بود به ما یاد نداد میفرماید خدا بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است ما نه میگوییم دنبال مطالعات علمی و دانشگاه نروید خیلی هم خوب هست که دانشگاه بروید.@ ولی برادر عزیز دانشجو و محصل و حتی طلبه که ما احتیاج به مطالعات آخرتی داریم نه از آن جهت که میخواهیم در این دنیا زندگی کنیم از آن جهت که مخلوق اشرف خداوند هستیم و از آن جهت که مسافر دیار ابدیت هستیم احتیاج به تحصیلات درباره آخرت داریم.@ کسی نمیگوید که شما دانشگاه نرو اصلاً این سؤال غلط است بعضیها میایند سؤال میکنند حوزه برویم یا دانشگاه؟ حوزه یا منظور اگر مطالعات دینی باشد سرمایهگذاری جدی برای مطالعات دینی باشد از آن جهت که همه ما انسان هستیم نیاز داریم.@ دانشگاه ما از آن جهت که در این دنیا زندگی میکنیم به درد ما میخورد رشتههای تخصصی دانشگاه، چون در این دنیا میخواهیم زندگی کنیم اموراتمان باید یکطوری بگذرد یک رشتهای آدم میرود میخواند بعد هم منبع درآمد میشود بسته به علاقهاش، اصلاً این نباید با علوم آخرتی مقایسه بشود.@ شما مهندس، پزشک هستی خوش به حالت مبارکت باشد باید از آن جهت که انسانی مطالعات آخرتی داشته باشی آگاهی داشته باشی چون مورد آن بغض خدا قرار نگیری خداوند بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست ما باید کسب معلومات اینچنینی بکنیم مسجد بیاییم پای سخنرانی، مطالعه، دوستان خوب، دوستانی که مباحثه میکنند دوستانی که ما را راهنمایی میکنند حوصله شنیدن داشته باشیم.@ علاقه به فهم مسائل ابدی و اسلامی و دینی و معنوی داشته باشیم چون ما انسان هستیم و حقیقت ما را معنویت تشکیل میدهد اصل ما آخرتی است چطور میتوانیم نسبت به اصلمان اینقدر بیخیال و غافل باشیم لذا پیامبر یادگیری را بر همه مسلمانها واجب کرده.@ فرمود(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَۀ) طلب علم بر هر مرد و زن مسلمانی واجب هست، کدام علم است؟ علم دنیایی است؟ یعنی همه زن و مرد مسلمان باید بروند دانشگاه و علوم دنیایی یاد بگیرند؟ خیر میفرماید بر هر مرد و زن مسلمان یعنی واجب عینی است نه واجب کفایی که اگر یک عده رفتند یاد گرفتند از دیگران ساقط بشود نه استثناءبردار نیست.@ اگر مسلمانی چه مرد باش چه زن باش واجب است در مورد حرکتت به سمت آخرت اطلاعات لازم را داشته باشی تا خودت را منطبق با آن حرکت بکنی و الا(الجَهلُ یُفسِدُ المَعاد) جهل معادت را فاسد خواهد کرد آخرتت را از تو خواهد گرفت.@ اگر کوتاهی در یادگیری بکنی خودت میبازی و خودت تجارت ابدی را از دست خواهی داد و در این تجارت ابدی میبازی(يَوْمُ التَّغابُنِ) یعنی همین روز قیامت یکی از اسمهایش روز تغابن است یعنی باختن.@ اطلاعات باید کسب کنیم چه عمل کنیم چه عمل نکنی باید اطلاعات کسب کنیم و یاد بگیریم این علم را پیامبر فرمود که بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است بدون استثناء، پس معلوم است علم خاصی است چون هیچ وقت منطقی نیست که خداوند بیاید تحصیل همه علوم را بر همه زن و مرد مسلمان واجب کند.@ هر زن و مرد مسلمانی به آن احتیاج دارند زن و مرد مسلمان در چه چیزی اشتراک دارند؟ در اینکه انسان هستند و حرکت به سمت ابدیت دارند هر انسانی به آن احتیاج دارد لذا از پیامبر ما سؤال میکنیمم که این علمی که فرمودید که واجب است هر زن و مردی یاد بگیرند چه علمی است؟@ فرمود(إنَّمَا العِلمُ ثَلاثَۀٌ آیَۀٌ مُحکَمَۀَ فَریضَۀٌ عادِلَۀ أو سُنَتٌ قائِمَه) علم سهتاست اصول عقائد و اصول دین، اخلاق و احکام، این سه تا علم را از آن جهت که مسلمانی انسانی حرکتی به سمت بینهایت داری و بینهایت خلق شدی دارای روح بینهایت هستی باید یاد بگیری.@ سایر علوم را دوست داشتی یاد بگیر تمام رشتههای علوم دوستداشتنی و نورانی است و نور هستند میخواهی زبان، کامپیوتر، شیمی، فیزیک، نجوم، هیئت، روانشناسی، تاریخ، جامعهشناسی، علوم سیاسی، حقوق بخوان اما اینها از آن جهت که انسانی به گردنت واجب نیست از آن جهت که انسانی این سه علم را باید یاد بگیری.@ از آن جهت که حرکت به سمت بینهایت داری این سه تا علم را یاد بگیری 1 ـ اصول عقائد، عقائدت را باید بلد باشی خوب هم باید یاد بگیری که شک و شبههای نداشته باشی 2 ـ اخلاق، یعنی نحوه برخوردت تنظیم رابطهات با خدا، با مردم و با خودت، اخلاق این را به تو یاد میدهد که با خدا و مردم و خودت چطوری تنظیم رابطه کنی خودت با خودت چطوری کنار بیایی.@ 3 ـ احکام، همان مسائل حلال و حرام است احکام به شما یاد میدهد که دنیایت را چطوری منطبق با آخرتت بکنی در دنیا ارتباطاتی که داری تنظیم میکنی چطوری تنظیم کنی که این به ضرر تو تمام نشود با نامحرم، با تجارت و معامله، با اشیاء و امور، با همسر، و با هر چیزی که میخواهی ارتباط برقرار کنی.@ احکام به شما یاد میدهد که حلالش کدام است و آن که آخرتساز و روحساز و بهشتساز است کدام هست و حرامش کدام هست لذا باید اهل رساله باشی مسلمان رسالهای، مسألهدان و مسألهشنو، نه اینکه مثل بعضیها که هستند نه خودشان را میشناسند نه هیچی، کور و کر و لال هستند.@ ادعای روشنفکری میکنند چهار صباحی هم دانشگاه راه پیدا کردند میگویند رساله قدیمی شد رساله مال پیرمردها بوده الان عصر عصر تکنولوژی است از این حرفهای شیک امروزی که خودشان نمیفهمند چه میگویند.@ عصر صنعت و اطلاعات و تکنولوژی و فضا هست ما رساله به چه دردمان میخورد بله وقتی تو خودت را به صورت حیوان میبینی واقعاً رساله به درد حیوان نمیخورد شما یک گاو در خانه داشته باش هر چه برایش رساله بخوان اگر به دردش خورد! واقعاً رساله به درد خر و گاو نمیخورد درست میگویید اخلاق هم به درد حیوان نمیخورد.@ تو به حیوان اخلاق یاد بده اگر به دردشان خورد، نمیخورد، عقائد بگو از توحید و ولایت بگو از معاد و امامت بگو به درد حیوان نمیخورد کسی که میگوید اینها به درد من نمیخورد اصلاً خودش را نشناخته نمیفهمد کیست.@ فقط همان شأن حیوانی خودش را میبیند یعنی از تولد تا مرگ و جماد و نبات و حیوان، در همان محدوده کمالات حیوانی که معرفی کردم میگوید من نیازی ندارم به احکام چه نیازی دارد نه میخواهد نماز بخواند نه میخواهد روزه بگیرد.@ نه میخواهد خمس بدهد نه میخواهد زکات بدهد نه ازدواجش نه حلال و حرامش، نه میخواهد ارتباطاتش را تنظیم با شرع کند، نمیخواهد تنظیم کند من میروم یک رشتهای میگیرم حالا یا کار آزادی، یا مغازه، یا حمالی، یا کارگری، یا استاد دانشگاهی، یا دکتری و مهندسی، پول هم در آن هست زندگی میکنیم زندگی کردن آگاهی نمیخواهد کاری ندارد یک عمری را هم میگذرانیم.@ بعد دیگر ته ندارد؟ با مرگ همه چیز فوت میشود ابدیت و بینهایت و جهان پس از مرگ خبری نیست که تو هم آنجا که نمیخواهی بروی هیچ اطلاعاتی هم که نسبت به آنجا نمیخواهی داشته باشی حرکتت هم حرکت روحی نیست.@ پس روحت هم هیچی(وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند خدا هم آنها را دچار خودفراموشی کرد، خود ابدی، چون کسانی که خدا را فراموش میکنند اتفاقاً خیلی حواسشان به خودشان هست و خودخواهترین آدمها کسانی هستند که خدا را فراموش میکنند.@ پس خدا در قرآن چه میگوید که هر کس خدا را فراموش کند او را دچار خودفراموشی میکنیم؟ خود ابدی، یعنی آن را خدا یک کاری میکند که فراموش کنی و توجه به آن نکنی اینطوری نباشیم کسانی که میگویند رساله به چه درد ما میخورد مطالعات دینی به چه درد ما میخورد مسجد و منبر و نمازجماعت را برای چه میخواهیم به چه کار ما میاید!.@ بله تو اصلاً خودت را فراموش کردی وقتی کسی فراموش کرد مسجد بیاید که چه بکند قرار نیست که از نماز و عبادات استفادهای کند قرار نیست از مسجد، ذکر، جمع مؤمنین، دعا، عبادات دیگر استفاده کند از بسیج، جهاد، حج، او اصلاً کاری با این کارها ندارد.@ بعد هم میگوید ما که اصلاً در نخ خرافات و اُملبازیهایی که اینها میکنند که نیستیم هیچ طوری هم نشده داریم زندگی میکنیم راحت هستیم بله شما یک حیوان راحتی هستید مبارکت باشد راحت باش قرآن میفرماید یا رسول الله ولشان کن.@ (ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا) تا اینکه بازی کنند و متاع دنیایی را استفاده کنند اینها میخواهند در این دنیا بچرند بگذار بچرند چند جا به پیغمبر میگوید ولشان کن اینها دیگر آدمبشو نیستند اینها میخواهند بچرند از دنیا و خودشان همین را فهمیدند و میخواهند همین کار را کنند بخورند و بازی کنند و بگردند و لذت ببرند از انسانیت همین را فهمیدند.@ پس باید دقت کنیم که ما به اطلاعات دینی از آن جهت که انسان هستیم نیاز داریم از آن جهت که سیر بینهایت داریم و از آن جهت که روح بینهایت داریم روحمان همان نفخه الهی است ولی به علوم دنیا از آن جهتی که در دنیا باید زندگی کنیم نیاز داریم زندگی را بگذرانیم خیلی هم خوب هست که انسان حرفه بلد باشد کار بلد باشد.@ در روایت داریم(إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُؤمِنَ المُحتَرِف) خداوند مؤمنی را که حرفه بلد است و بلد است روزیاش را خوب در بیاورد از طریق حرفه و شغلش دوست دارد خیلی خوب هست شما مکانیک خوبی باشید خدا دوستت دارد.@ نانوا، کارگر، مهندس، کاسب، معلم خوبی باشی خیلی خدا دوست دارد که حرفه و صنعت کسی بلد باشد که از دسترنج خودش لقمه حلال به دست بیاورد آن سر جای خودش اما از آن جهت که انسان هستی به اطلاعات دیگری هم نیاز داری.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 010 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 010 - راهشناسی