جلسه 004 - راه‌شناسی
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1376
ماه
6
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - راه‌شناسی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره قوانین حاکم بر حرکت انسان از دنیا به آخرت بود اصل و فرمولی را که خدمتتان معرفی کردیم این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست از این فرمول دهها بحث مهم و کلی اشتقاق پیدا میکند که یکی از آن درسها و بحثها بحث انواع تولد هست.@ گفتیم که جنین پنج نوع تولد از رحم مادر به دنیا دارد و انسان هم پنج نوع تولد از دنیا به آخرت دارد اولین تولدی که ذکر شد تولد ناقص بود که توضیح دادیم که بعضی از جنینها در رحم مادر نمیتوانند ابزار اصلی و مهم زندگی در دنیا را با خودشان بیاورند.@ یعنی خودشان را از نظر اعضا نمیتوانند با شرائط زیستی حیات دنیا وفق بدهند اینها وقتی متولد میشوند ناقص متولد میشوند و این نقصشان هم ناشی از نقصی هست که با خودشان آوردند.@ از دنیا به آخرت هم انسانهایی متولد میشوند به صورت ناقص، اما گفتیم تولد انسان منظور تولد جسم نیست بلکه تولد روح هست روح متولد میشود تولد ناقص روح که گفتیم مخصوص سه دسته هست کفار، مشرکین و منافقین.@ این سه گروه مثل جنینی که ناقص متولد شده باشد و جنین تا وقتی که در دنیا هست به خاطر نقص عضوش معذب هست این سه گروه وقتی متولد به آخرت میشوند به خاطر اینکه خودشان را با شرائط اصلی حیات ابدی آماده نکردند مخلد در عذاب و جهنم هستند از نظر ساختار روحی و شاکلهشان.@ از امشب میپردازیم به چهار تولد دیگر، تولد نوع دوم تولد نوع بیمار هست بعضی از نوزادان وقتی متولد میشوند اعضای اصلی را که یک بدن برای حیات زیستی در دنیا احتیاج دارد با خودشان میاورند.@ اما یک سلسله بیماریهایی هم ممکن است داشته باشند بعد بچه متولد میشود یرقان دارد یا یک رگ قلبش گرفته یا استخوان دستش یا پایش کج است یا پایش از لگن در رفته اینها نقص عضو نیست یک بیماریهایی هست که با خودش میاورد و اینجا برطرف کردنی هست.@ ولی متأسفانه وقتی به دنیا میاید این یرقان، زردی، شکستگی استخوان، لگن، کج بودن لگن و مسائلی از این قبیل بچه را آزار میدهد و تا مادامی که درمان صورت نگرفته بچه نمیتواند مثل سایر بچهها یک زندگی معمولی و بیدرد را داشته باشد چون بیمار هست عذاب میکشد ناراحت هست به او فشار میاید نمیتواند راه برود بعضی از بیماریها درمانش طول میکشد بعضیها خیلی زمانش کوتاه هست.@ حالا فرض کنید بچهای که استخوان پایش شکسته چکار میکنند یا لگنش در رفته؟ اول از این صبر کنند تا زمان لازم برای درمان برسد احتیاج به درمان دارد دو سال سه سال بدنش شکل خاص خودش را بگیرد که بشود به این بدن تیغ زد بعد که تیغ میزنند باید بدن را بشکافند عمل جراحی کنند استخوان لگن را صاف کنند.@ بعد مجدداً میبندند یعنی بخیه میزنند بعد گچ میگیرند حداقل سه ماه این بدن در گچ میماند تا استخوانی که شکستند صافش کردند گچ گرفتند یا لگنی که در رفته بوده صاف کنند پا را صاف در آن قرار بدهند بعد گچ بگیرند تا خوب شود.@ حداقل سه ماه هست بعضی وقتها بیش از سه ماه طول میکشد بچه باید از نظر بدنی کلاً در گچ باشد خیلی زندگی سختی هست برای یک بچهای که تازه متولد شده برای آدم بزرگ هم همین است شما یک آدم بزرگ را در نظر بگیرید که کل بدنش را از کمر به پایین یا از سینه به پایین را در گچ بگذارند و بگویند سه ماه در گچ باشد به هر حال اذیت میشود.@ این بچه چرا این اذیتها را دارد میشود؟ به خاطر اینکه با خودش بیماری آورده نقص عضو نیاورده اما بیماری با خودش آورده و بسته به اینکه نوع بیماریاش چه باشد و چندتا بیماری با خودش آورده باشد.@ به این عناوین دقت کنید چون بعداً در مسائل اخلاقی به آن احتیاج داریم، بسته به نوع بیماری و تعداد بیماری که با خودش میاورد در دنیا گرفتار هست تا بیماریاش رفع شود بعد این میپیوندد به بچههایی که سالم هستند.@ در انتقال و تولد از دنیا به آخرت یک سلسله افراد با یک سلسله بیماریها متولد میشوند به آخرت، یعنی روحشان سالم متولد نمیشود ملاک هم گفتیم ملاک تولد یک جنین بدن سالم هست ملاک تولد یک انسان به برزخ و آخرت روح سالم بود قرآن کریم فرمود(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ).@ روزی که هیچ چیز به درد نمیخورد نه مال نه فرزند، مگر کسی که با خودش قلب سالم آورده باشد پس ملاک در موفقیت انتقال از دنیا به آخرت داشتن یک روح سالم هست انسانهایی که روحشان سالم نیست نقص عضو ندارند یعنی نقص روحی و عظیم ندارند مثلاً کفر و شرک ندارند منافق نیستند مسلمان و متدین هستند اما روحشان بیماری دارد.@ مثلاً حسادت، کبر، عُجب، سوءظن، بیماریهای روحی دارند یا گناهانی را مرتکب شدند توبه نکردند حقالناس گردنشان هست گردن کسی ظلم کردند مانده، غیبت کسی را کردند گردنشان مانده، به مال کسی لطمه زدند گردنشان مانده، در عبادات ممکن است کوتاهی کرده باشند اینها همه انواع و اقسام بیماریها را برای انسان درست میکند.@ شخص کافر، منافق یا مشرک متولد نمیشود اما مریض متولد میشود روحش بیماری دارد بسته به اینکه چه مقدار بیماری با خودش برده باشد مثلاً کبر، غیبت، حسادت، کینهای نسبت به مؤمنین، فحش و بددهانی، سوءظن بوده بداخلاقی که از همه بدتر است که عذاب خیلی دردناکی دارد.@ اینقدر این بداخلاقی بد هست که پیامبر(ص) فرمود(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود خیلی بداخلاقی سخت هست از همان موقع که در قبر میگذارند فشار قبر دارد تا به میزانی که این شخص چقدر بداخلاق بوده اینها بیماریهایی هست که شخص ممکن است با خودش ببرد و آنجا گرفتار شود.@ داستان معروفی هست مربوط به سعد یکی از اصحاب پیامبر، سعد در جنگ خندق مجروح میشود و مجروحی او هم خیلی سخت است بدن سعد را در مسجد میاورند سه روز هم در مسجد بوده پیامبر هم دائم به او سر میزده و از او عیادت میکرده بعد از سه روز به شهادت میرسد.@ حالا نگاه کنید یک شخصیت بزرگی مثل سعد یک شخصیتی که واقعاً پیش پیغمبر خیلی محبوب و دوست داشتنی بوده خدا هم او را دوست داشته و این شخصیت شهید میشود در رکاب پیغمبر، این کم نیست شهیدی که گفتند وقتی اولین قطره خونش ریخته میشود همه گناهانش هم آمرزیده میشود.@ این سعد را پیامبر شخصاً مراسم کفن و دفنش را به عهده میگیرد و معروف هست که رسول خدا این تابوتی را که مربوط به سعد بوده میبرند به احترام سعد یک موقع این گوشه را میگرفته یک موقع آن گوشه را میگرفته چهار گوشه را گرفته دور تابوت سعد میگشته خیلی با تجلیل.@ پیامبر فرمود که میکائیل با هفتاد هزار فرشته، و جبرئیل با هفتاد هزار فرشته آمدند به تشییع جنازه سعد، یک تشییع جنازه بسیار باشکوه روی زمین در میان انسانها پیامبر هست امیرالمؤمنین هست.@ شخصیتهای خیلی بزرگ و عزیز هستند و در آسمان هم فرشتهها میکائیل و جبرئیل و بیش از صد هزار فرشته به تشییع جنازه سعد آمدند سعد را با یک احترام خاصی پیامبر به خاک میسپارد پیامبر برایش نماز میخواند کم نیست.@ مثلاً ما میگوییم اگر یک موقعی ما مُردیم فلان سید بیاید به ما نماز بخواند چون از خاندان پیامبر هست سید بودنش شاید تأثیر داشته بر ما و تخفیف فشار قبر بده مشکل ما حل شود فلان آقا فلان سید بیاید بر ما نماز بخواند در نماز میت داریم(اَللّهُمَّ اغفِر لِهذَا المَیِت) خدایا این میت را ببخش و بیامرز.@ پیغمبر همه این کارها را برایش کرده دعا کرده دعای پیغمبر هم که رد نمیشود که خدایا این میت را ببخش و بیامرز، بعد پیامبر سعد را در قبر میگذارد و بیرون میایند و خاک میریزند مادرش که این شکوه و عظمت تشییع جنازه را میبیند و از پیغمبر میشنود که فرشتهها به تشییع جنازه سعد آمدند خیلی خوشحال میشود و میگوید پسرم بهشت گوارای تو باشد.@ پیامبر به مادرش میگوید زود قضاوت کردی معلوم نیست الان فرزند تو در بهشت باشد الان فرزند تو را قبر چنان فشار داد که استخوانهای سینهاش خورد شد که الان سعد در فشار هست بعد همه تعجب میکنند که یک همچین شخصیتی چطور در فشار هست حضرت میفرماید(إنَّهُ کانَ فی خُلقِهِ مَعَ أهلِهِ سُوءا) این در خانه نسبت به زن و بچهاش یکذره بداخلاق بوده.@ ببینید باید دقت کنیم که پرونده حقالله ما یعنی عبادات، حج، جهاد، نماز، روزه ما با پرونده حقالناس جداست حقالناس یعنی ارتباطاتی که ما با مردم داریم ارتباطات مالی، اخلاقی داریم این ارتباطاتی هست که بین ما وجود دارد.@ اینها را خدا کاری ندارد و دخالت هم نمیکند مگر روز قیامت که خدا دخالت کند و یک مقدار بندهها را بین همدیگر آشتی بدهد و از قدرت خودش استفاده کند برای اینکه بعضی از بندگان بعضی دیگران را ببخشند تازه آنجا خدا زوری این کار را نمیکند.@ خدا یک سوبسید میپردازد میگوید هر کس میخواهد من گناهانش را ببخشم او هم اگر از بنده من طلبی دارد او را ببخشد اینطوری گروگذاری میکند تا کسی را آزاد کند از روی رحمت خودش، حقالناس یک چیزی هست که هیچ کس واقعاً نمیتواند از زیرش در برود مگر خود صاحب حق، مگر اینکه صاحب حق اجازه بدهد.@ این خیلی مهم است کسی که ارتباط با مال و آبروی مردم دارد باید خیلی دقت کند که حقالناس مالی و معنوی ایجاد نکند البته بحث حقالناس در احکام وضعی فرصت شد خواهم گفت ولی اجمالاً بدانید که حقالناس اینطور نیست که اگر من شهید شدم حالا قبل از شهادتم چهارتا غیبت کردم چهارتا آدم را مورد اذیت و عذاب قرار دادم تا خون من ریخته شده همه چیز مالیده شود و به بهشت برویم نه اینطور نیست.@ مسأله حقالناس یک مسألهای هست که گیر دارد حواسمان را باید جمع کنید برای همین هم پیامبر فرمود(یُغفَرُ لِلشَّهید کُلَّ ذَنبٍ إلاّ الدَّین) شهید همه گناهانش بخشیده میشود مگر بدهکاری، بدهکاری یعنی هم بدهکاری معنوی و هم مادی، اینها را کسی نمیتواند کاری بکند.@ لذا باید انسان خیلی دقت بکند در برخورد با مردم که دچار حقالناسهای مادی و معنوی نشود حالا این کسی که اینطوری متولد شده بیماری دارد یا با بداخلاقی، تکبر، حسادت، عجب رفته به هر حال با یک ضعف عقیده رفته نسبت به ائمهاش اعتقاد داشته ولی اعتقادش ضعیف بوده درست و حسابی اعتقاد نداشته نسبت به پیامبر اعتقادی داشته عمل هم میکرده اما اعتقادش قوی نبوده.@ این با ضعف رفته بیماریهای اخلاقی و عقیدتی آنجا رفته همه باید در روح ظاهر شود این روح به محض اینکه آنطرف منتقل میشود شرائط زیستی عالم برزخ و شرائط زیستی قیامت را خدا طوری قرار داده که کسی که روحش پاک و سالم باشد میتواند راحت باشد و در بهشت قرار بگیرد.@ اما کسی که با آلودگی و با بیماری آنجا متولد میشود ورودش آنجا مشکلزا هست تا بیماریاش خوب شود آنجا درمان داریم اما درمانش مثل درمان دنیا هم معطلی دارد معطلیاش هم خیلی طولانی هست.@ در بعضی از روایات فرمودیم چند صد هزار سال ممکن است معطلی داشته باشد و خیلی هم دردناک هست بیماریهایی که شخص با خودش میبرد وقتی خوب شد بله آن موقع میگویند شما شفا گرفتید خوب شدید بفرمایید بهشت تشریف ببرید اما تا وقتی که خوب نشده این بیماریها هست خیلی به مسأله بیماریها باید دقت کنیم.@ وقتی این مسأله هست ما باید حتماً توجه کنیم که یک جوان به خاطر اینکه فرصت و توانایی بیشتری دارد برای مداوای خودش و مبارزه با بیماریها حتماً باید با طب روحانی سروکار داشته باشد با اخلاق و کتاب اخلاق سروکار داشته باشد.@ نمیشود ول کند بعداً بیافتد در خط زندگی، زندگی بکند با هر کس هر طوری رفتار کرد با زنش، بچهاش، مادرزنش، پدرزنش، پدر و مادر خودش، دوستان نمیشود اینطوری کیلویی زندگی کردن دردسرهای زیادی برای انسان میاورد.@ وقتی خداوند با سعد تعارف ندارد با هم به طریق اولی تعارف ندارد با هیچ کس تعارف ندارد نمیشود گشاد و بیخیال و بیفکر زندگی کرد باید انسان روی اینها یک مقدار حساسیت داشته باشد خودش طرف میاید میگوید ما این هستیم.@ من یکذره قُد هستم مگر قُد بودن چیز کمی است فکر میکنی قُد بودن پایت ارزان تمام میشود و برایت خرج ندارد خیلی خرج دارد الان نمیفهمی الان تو مثل جنینی هستی که در رحم مادرت هستی و بیماری داری اما چون این بیماری در رحم معلوم نمیشود تو هم دردی احساس نمیکنی وقتی به آخرت و آن دنیا منتقل شدی معلوم میشود که این بیماری چقدر برای تو گران تمام میشود.@ من یکذره حسود هستم مگر حسادت شوخی است اگر قرار بود هر کس هر طوری باشد و همینطوری عشقی ول کند خودش هم میداند هست ولی تلاشی برای درمانش نمیکند سعی برای اینکه این را از دلش بیرون کند نمیکند اینها خیلی گرفتاری برای انسان میاورد.@ خلاصه باید یکذره محکم زندگی کرد همچین بیخیالی خوب نیست بخصوص توصیه میکنم به دوستان جوانم که اول کار هست خیلی فرصت دارید برای اینکه خوب مداوا کنید و بیماریها را خوب بشناسید و قلع و قمع کنید اگر الان نجنبید سن که بالا برود درمان مشکل هست و سختتر میشود.@ مولوی یک داستان دارد که یک جوانی را مردم به او انتقاد میکردند میگفتند تو سر راه این بوته خاری که کاشتی چه هست بیا این را بکَن مردم اذیت میشوند گفت باشه میکَنم مدام این کَندن بوته را عقب میانداخت تا سنش زیاد شد و پیر شد و ضعیف شد.@ بعد مردم هم دائم به او لعنت میکردند که چرا این را اینجا کاشتی این برای ما دردسر شده گفت من آن موقع که جوان بودم و این بوته هم ضعیف بود من نکَندم حالا که من ضعیف شدم و این قوی شده نمیشود، خیلی باید مواظب باشیم و با مسئولیت و آگاهی زندگی کنیم در زندگی بیفکر نباشیم.@ یکی از چیزهایی که خیلی ممکن است برای ما آفت شود و اصلاً توجه نکنیم مستیهای مختلفی هست که به سراغ ما میاید مستی جوانی، یا این جوانی کردن از یاد انسان ببرد که باید خودش را بسازد خودسازی باید بکند نباید بگذاریم جنون جوانی مانع از توجه به نفس خودمان بشود.@ در روایت داریم مستی علم، طرف چهار کلاس یا ده کلاس درس حوزه میخواند درس دانشگاه میخواند لیسانس و مهندس میشود فکر میکند که از بینی فیل افتاده و هیچ احتیاجی ندارد به مسائل اخلاقی بپردازد.@ مطالعه را میگوید وقت ندارم اینها را بخوانم اصلاً بعضی وقتها خیلی بیتوجه رد میشود فکر میکند این علمایی که این کتابها را نوشتند برای غیر از این نوشتند این همه کتاب و کار اخلاقی، پس اینها بیکار بودند یا نعوذبالله در میدان نبودند نشستند اینها را نوشتند، برای چه کسی این همه کتاب اخلاق نوشتند؟@ خواندن و مطالعهاش لازم نیست که ما فکر کنیم لازم هست کامپیوتر و زبان و فلان رشته و شعر و رمان و هنر و تئاتر و سینما بخوانیم ولی کتاب اخلاق نخوانیم اگر شد یک وقتی میخوانیم فکر میکنیم اینها هیچ ضرورتی برای ما ندارد و این جهالتها و بیخیالیها و اسیر فرمولها و دیکتههای اجتماع شدن خیلی دردسر برای ما درست میکند.@ نگذاریم روندی که الان در جامعه ما هست قبلاً بوده و الان هم دارد شدیدتر میشود روندی که مدام به غفلت و خودفراموشی جوانها اضافه میکند باعث شود که ما دچار خودفراموشی بشویم که خیلی خطر بزرگی هست.@ مستیهای مختلفی ما را تهدید میکند برای همین پیغمبر فرمود خدا دوست دارد جوانی را که جوانی نکند یعنی مستی جوانی سراغش نیاید واقعاً از اول جوانی یک پیوند درستی با زندگی ابدی بخورد.@ سومین تولد تولد ضعیف هست تولد ضعیف بچههایی هستند که نه نقص عضو دارند و نه بیماری با خودشان آوردند فقط مقداری ضعف با خودشان آوردند دیدید بچهاهایی که متولد میشوند بعضیها میگویند این بچه خیلی فسقلی و کوچک و ضعیف است این نمیتواند راحت ملحق بشود به یک زندگی عادی.@ بچههایی که ضعیف هستند را در دستگاه میگذارند تقویت میکنند هم دارو به آنها میزنند یک مدتی در دستگاه باید بمانند همینطوری که متولد شد دست مادر نمیدهند که بچه را بردار ببر نه این بچه هنوز آمادگی ملحق شدن به بچههای معمولی را ندارد لذا یک مدتی معطلی دارد و تقویت دارد تا بتواند به بچههای دیگر ملحق شود.@ در مورد انسانها یک تعدادی از انسانها بیمار متولد نمیشوند نقص عضو هم ندارند اما ضعف دارند ضعف در عقائد دارند بیشتر مربوط به ضعفهای عقیدتی هست ضعف در توحید، نبوت، امامت، اینها بلافاصله وارد بهشت نمیشوند یک مدتی معطلی دارند تا تقویت شوند.@ در حدیث داریم که آموزش دارند آموزش قرآن میبینند تا لیاقت ورود به بهشت را پیدا کنند بعد از اینکه این آموزشها را در برزخ دیدند و تقویت شدند آمادگی و استحقاق ورود به بهشت را پیدا کردند اینها وارد بهشت میشوند.@ خداوند تبارک و تعالی در مورد شیعیان این لطف را کرده که هم درمانشان را در دنیا انجام میدهد هم تقویتشان را، یعنی به فضل و رحمت خودش یک چیزهایی را در دنیا قرار داده که شیعیان همینجا که آلوده میشوند همینجا هم پاکسازیشان شروع میشود نه اینکه کامل پاک شوند این کار را هم میکند.@ ولی بعضیها بیماریشان آنقدر زیاد است که این کارهایی که خدا برایشان میکند کافی نیست که پاک شوند بله آنوقت با بیماری به آنطرف ملحق میشوند ولی مقدار زیادی از بیماری را خداوند لطف کرده که در دنیا پاکسازی میکند.@ تقویت را هم همینطور قرار داده بسته به این هست که ما خودمان چه مقدار از این امکانات پاکسازی و مداوایی که خداوند در دنیا قرار داده استفاده کنیم مثل جنین، یکی بگوید جنین را مگر میشود قبل از اینکه به دنیا بیاید مداوا کرد که شما میگویید قبل از اینکه ما متولد به برزخ شویم؟@ بله الان جنین را در میاورند قلبش، کلیهاش و مشکلاتی که دارد عمل میکنند دوباره برمیگردانند به رحم مادر تا دورانش تمام شود و سالم متولد شود مثلاً یا بعضی از اعضایش را از جنین برمیدارند عضو جنین را از او برمیدارند بعد او را منتقل میکنند به رحم مادر، بعد این عضو را خودشان جدا تقویت میکنند بعد از اینکه متولد شد به جنین ملحق میکنند این کارها هست و میشود.@ خداوند تبارک و تعالی در مورد شیعیان این کار را قرار داده که چیزهایی را قرار داده که در دنیا بیماریشان به وسیله آن شفا پیدا کند گناهانشان کم شود کفاره گناهانشان را همینجا بدهند و اینجا تقویت شوند که وقتی آنطرف میروند دردسر زیاد نداشته باشند.@ داریم در دعای عرفه سیدالشهدا(ع) عرض میکند به خداوند در روز عرفه که خداوندا هر چقدر سختی و دردسر و عذاب اینجا میخواهی به من بدهی بده اما آنطرف من راحت باشم این دعایی هست که سیدالشهدا میکند.@ تولد چهارم تولد سالم هست یک جنینی مثل اکثر انسانهایی که متولد میشوند دوران جنینی موفقی داشتند در رحم مادرشان، گوش، قلب، پا، سر، اعضای متناسب و متوازن و سالم تهیه کردند بچهای که متولد میشود تولد سالم دارد این چون از نظر بدنی و تا حدودی روحی و ذهنی منطبق با شرائط زیستی دنیا هست این زندگی راحتی دارد درد و عذابی ندارد.@ عدهای از انسانها هستند که همینجا قلب و روح سالم را تهیه میکنند با سلامت روح به برزخ متولد میشوند اینجا آن چیزهایی که لازم بوده تهیه کردند ابزار لازم از نظر عقیدتی و اخلاقی تهیه کردند احکام را خوب شناختند به آن عمل کردند کوتاهی نکردند گرد گناه نگشتند اگر هم آلوده به گناه شدند استغفار و توبه کردند.@ اهل استغفار و توبه بودند نگذاشتند آلودگیهای روحی سراغشان بیاید اگر هم آلودگیهای روحی سراغشان آمده اقدام به مداوا کردند به هر حال آدمهای زرنگی بودند افراد کَیسی بودند به قول حضرت زرنگ و زیرک، و کسانی بودند که دائماً از خودشان مراقبت میکردند توجه به خود داشتند دچار خودفراموشی نشده بودند.@ خیلی به خودشان توجه داشتند به روحشان، و بسیار زیرکانه مواظب بودند که آلودگی دامن آنها را نگیرد از نظر عقیدتی و اخلاقی مشکل پیدا نکنند به محض اینکه یک سؤال عقیدتی داشتند میرفتند برطرفش میکردند از استاد، کتاب، معلم، سؤالشان را برطرف میکردند.@ مثل بعضیها نبودند که وقتی چهارتا سؤال عقیدتی برایشان درست شود بزنند زیر همه چیز و بگویند چه دروغی چه کشکی، بعضیها وقتی برایشان سؤال پیش میاید یکذره در وادی شک میافتند میبینی روزه و نمازشان شُل شد سؤال پیش میاید سؤال و شک سازنده است.@ اگر شک سازنده باشد تو را وادار میکند که بروی شکت را برطرف کنی این همه عالم و کتاب بیخود که نوشته نشده سؤال برایت مطرح هست برو سؤال کن چرا نماز و روزه را کنار میگذاری و زیر همه چیز میزنی شبهه داری شکی برایت ایجاد شده در عقائد، در ولایت، ولایت فقیه، قیامت، توحید، نبوت، قرآن سؤال برایت مطرح شده این همه عالم هست بروید سؤال کنید.@ زود رفتند سؤالشان را مطرح کردند نگذاشتند شیطان شک را در دلشان بپروراند اگر دچار ناراحتی قلبی شدند یعنی روحشان آلوده شده فهمیدند مریض هستند کسل هستند درک میکند سر نماز میرود میبیند مدتی سر نماز حواسش نیست میفهمد اصلاً اشک ندارد.@ در روایت داریم(جُمُودُ العَین مِن شِقاءِ القَلب) خشکی چشم که نمیتواند گریه کند مال قساوت قلب است معلوم است قلب مریض است قلب اگر سالم باشد اشک انسان میاید برای خدا، قیامتش، ائمه(ع) گریه میکند کسی که نمیتواند گریه کند مشکل دارد یک بیماری دارد که باید برود برطرف کند حساس باشد که من چرا اشکم نمیاید.@ اگر شما سردرد بگیرید ول نمیکنید دکتر میروید که من سرم درد میکند چرا اینطوری شدم علامت یک بیماری را ببینید 20 دفعه به دکتر مراجعه میکنید مگر این یک بیماری کمی است که انسان نتواند گریه کند گریه کردن خیلی مهم هست.@ در دعای مناجات خمسه عشر داریم دوتا از مناجاتش مربوط به روز شنبه است که من پناه میبرم به تو(وَ عَینًا عَنِ البُکآءِ مِن خَوفِکَ جامِدَۀً) که خدایا من پناه میبرم به تو از چشمی که از خوف تو گریه نمیکند آیات عذاب و قیامت را میشنود نمیترسد گریه هم نمیکند شوق به بهشت ندارد که باز گریه کند.@ شوق به بالاتر از بهشت هم ندارد به خداوند تبارک و تعالی، نه شوق به معصومین، نه شوقی به وجود مقدس امام زمان(ع) دارد که دلش برای امام زمان تنگ باشد اصلاً طالب آمدن حضرت باشد و دوست داشته باشد حضرت را ملاقات کند دوست داشته باشد با حضرت زیارت داشته باشد دوست داشته باشد.@ حتی در خواب حضرت را ببیند شوق ندارد اصلاً بیذوق است کاملاً خشک است کاملاً روحش افسرده است این بیماری است باید برطرف شود یا بیماری دیگر، میبیند نسبت به برادر دینیاش حسادت میکند هر وقت او را میبیند دلش یکطوری میشود.@ یکذره تندتند کینهای است یا آدم حساس و زودرنجی است تا میگویند دو بیشتر است یا سه، به او برمیخورد قهر میکند بد برمیدارد زود عصبانی میشود داد و بیداد میکند یا میبیند کنترل زبانش را ندارد فحاشی میکند بددهانی میکند حساس است تا میبینی مشکل دارد میرود مراجعه میکند که من اینطوری هستم چکار کنم خودم را مداوا کنم چکار کنم روحیه قویتری پیدا کنم.@ چکار کنم بددهانی نکنم چکار کنم حسود نباشم چکار کنم بتوانم زود عصبانی و خشمگین نشوم بداخلاقی نکنم چکار کنم بتوانم گریه کنم چکار کنم که یک نماز باحالی داشته باشم مراقب است شوخی نیست چرا باید مراقبت کرد؟@ برای اینکه با ابدیت سروکار داری اصلاً عمر را برای همین کار دادند برای ساختن خودت، عمر ندادند که مثل حیوانات ازدواج کنیم تولیدمثل کنیم بچه بزرگ کنیم بخوریم و بخوابیم اینها که زندگی حیوانات هست اگر به ما اجازه دادند برای اینکه در سایه اینها ما بتوانیم آن کارهای مهم را بکنیم.@ و الا اگر ما هیچ خودسازی نکنیم به روح انسانی توجه نداشته باشیم به سلامت قلب هیچ توجهی نداشته باشیم پس با حیوانات چه فرقی کردیم! هر وقت به او میگویی یک وقتی برای آخرتت بگذار یک مطالعهای، بنشین موعظهای گوش کن نصیحتی، مسجدی، نماز جماعتی، نماز جمعهای، سحری، ذکری، کمیلی، میگوید وقت نداریم آنقدر سرمان شلوغ است مجبوریم دو شیف کار کنیم.@ مگر تو نمیخواهی قیامت زندگی کنی قیامت هم خرج و مؤنه دارد میخواهی زندگی کنی آن هم زندگی 700 سال و 70 هزار سال و 700 میلیون سال هم نیست یک زندگی ابدی است باید از همین عمر کوتاه از آن استفاده کنی جنین نُه ماه تلاش میکند صد سال زندگی میکند.@ شما باید صد سال 20 سال 30 سال تلاش کنی تا بتوانی ابدیت سالمی را داشته باشی که هر وقت به تو میگویند میگویی وقت نداری سرم شلوغ است نمیرسم، زندگی مگر میگذارد، شما فکر کنید که خدا ما را آفریده برای همین که زن بگیریم بچهدار شویم این بچهها را بزرگ کنیم نان و آب بدهیم.@ یک همچین کسی که به خودش نمیرسد شروع خیانت به همسرش و فرزندانش هست کسی که به خودش دیدگاه آخرتی ندارد یعنی نمیتواند خودش را به صورت یک موجود ممتد از دنیا تا ابدیت ببیند او نه در ازدواجش موفق هست نه در بچهداریاش موفق خواهد بود، نه اینکه بگویم در ازدواج موفق نیست دختر دلبخواه یا یک خانم پسر دلبخواهش را گیر نیاورد و با هم شنگول و منگول نباشند و کیف نکنند.@ نه ممکن است این باشد اما موفقیت زندگی به این هست که ته قضیه ما سالم متولد بشویم چه فایده که ما یک زندگی داشته باشیم که در آن رفاه و خوشی و لذت و تفریح باشد آنوقت شب اول قبر ما شب اول دردسر و بدبختی ما باشد(اَللّهُمَّ اجعَل خَیرَ أیامی یَومَ لِقائِک) خدایا بهترین روز من را روز ملاقات خودت قرار بده اول آسایش ما باشد.@ آنطور که امام سجاد(ع) فرمود که مرگ مثل بو کردن یک گُل هست مثل این هست که انسان لباس کثیفش را در میاورد و لباس تمیز میپوشد اول راحتی، خدا رحمت کند شهید زینعلی از بچههای بسیج بود من با او در جبهه بودم تا به شهادت رسید یک روحانی گردان داشتیم او هم شهید شد بعد از زینعلی.@ گفت من زینعلی را خواب دیدم به او گفتم که شهادت چطور بود؟ گفت انگار که از یک طویله در آمدم خیلی راحت هستم خیلی لذتبخش بود وقتی روحم خارج شد چند سؤال جالبی از او کرده بود شهید زینعلی هم جوابهای انصافاً قشنگی داده بود.@ اول راحتی اول اینکه وقتی جانت در میاید میبینی رسول خدا بالای سرت هست امیرالمؤمنین آمده چون فرمود(مَن یَمُت یَرَنی) بدون استثناء هر کس بمیرد من را خواهد دید حضرت امیر(ع) و فرشتهها به استقبال بیایند خوبانی که زیارتشان رفتی به استقبال بیایند اولیاء خدا، شهدا بیایند خیلی تشریفات عجیبی دارد.@ موقعی که یک مؤمن از دنیا میرود خیلی خدا برایش تشریفات راه میاندازد یک تشریفاتی که اصلاً در ذهن هیچ کس نمیاید آن موقع آن لحظهای که یک نفر جانش در میاید چه لحظه باشکوه و لذتبخشی هست و بعدش هم مقابلت یک ابدیت هست.@ این نمیارزد ما برایش تلاش کنیم و وقت بگذاریم خودسازی کنیم و این را جدی بگیریم مگر ابدیت کم چیزی است شما الان آدمها را میبینید طرف 50 سالش هست به خاطر اینکه معلوم نیست چقدر دیگر زنده باشد ولی آنقدر میدود که نگو چقدر دیگر میخواهد زنده باشد عمر کند 50 سال نه اصلاً 20 سالش باشد.@ چقدر دارد میدود برای چند سال عمر، چقدر با تلاش وقت میگذارد چقدر شب و روز میدود حتی شبها هم خواب پول و چک و سفته و وام و صندوق قرضالحسنه و وام و بانک میبیند، برای ابدیت چی خواب نمیبینی وقت نمیخواهد بگذارد این خیلی بیانصافی هست.@ امام علی(ع) فرمود(لا تُحصَلُ الجَنَّۀُ بِالتَّمَنا) بهشت که تازه پاداش جسم ماست نه پاداش روح، برای روح پاداشی بالاتر از بهشت است بهشت با تمنا و آرزو به دست نمیاید به قول شهید بهشتی بهشت را به بها دهند نه به بهانه، باید وقت بگذاریم.@ آدمهایی که کیس و زرنگ و زیرک هستند حواسشان هست که فقط تا دم مرگ زنده نیستند میدانند حیات ابدی دارند در تجارتهای سنگین با خدا میایند اهل کاسبی و تجارت و زیرک هستند اما در تجارتهای سنگین با خداوند تبارک و تعالی وارد میشوند تجارتهای آن چنینی میکنند.@ اگر کسی به خودش یک همچین دیدگاهی نداشته باشد اولاً به خودش ظلم میکند دوم از این با هر کس که ارتباط مؤثر دارد به او هم ظلم میکند نه رفیق خوبی هست یک رفیق نحس و نامبارک هست.@ چون وقتی کسی خودش را تا دم قبر فقط دید با رفقایش هم که رفاقت میکند آنها را هم همینطوری نگاه میکند رفتاری هم که با آنها دارد همینطوری هست ازدواج که میکند با زن و بچهاش همین است فکر میکند وظیفهاش همین است که به اینها لباس و نان و آب بدهد هیچ کاری برای آخرتشان نمیکند.@ وقتی بچهدار شد سعی در تربیت درست و حسابی و ادبی بچه نمیکند سعی در آگاه کردن بچههایش نمیکند نسبت به مسائل آخرتی، لذا هم پدر نحس و نامبارکی است هم دوست نحس و نامبارکی است هم همسر نحس و نامبارکی است.@ یک خانم هم وقتی اینطوری به خودش دیدگاه نداشته باشد همینطور هست هم باید خودش دیدگاه صحیح به خودش داشته باشد و مطالعه کند نسبت به همین دیدگاه، آگاهی داشته باشد و هم باید این آگاهی را به همسرش و فرزندانش منتقل کند.@ این یکی از وظائف واجب یک مرد و بعد یک زن در زندگی این هست که آگاهیهای لازم را برای زندگی ابدی در خانواده تحصیل کنند خانه باید خانه علم باشد در خانه باید اطلاعات کافی در مورد زندگی آخرتی وجود داشته باشد در خانه باید احکام رواج داشته باشد در خانه باید مسائل اخلاقی رواج داشته باشد.@ این حدیث را مرحوم فیض در مهجۀ البیضاء در کتاب النکاح آورده رسول خدا فرمود(لا یَلقَی الله سُبحانَهُ أحَدٌ بِذَنبٍ أعظَمُ مِن جَهالَۀِ أهلِهِ وَ أولادِه) هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از ناآگاهی خانوادهاش و فرزندانش ملاقات نمیکند.@ یک مرد ضمن اینکه موظف هست نان و آب و غذا خانه ببرد موظف هست اطلاعات کافی در مورد زندگی آخرت به بچهاش بدهد چون این بچه اسیر اوست نمیفهمد وقتی اطلاعات غلط به او بدهی فکر میکند زندگی همین است بچهها از پدر و مادرشان تأثیر میگیرند.@ شما این همه دخترهای بدحجاب را در جامعه ما نگاه کنید این همه پسرهای پانکی و رپ را نگاه کنید اینها در خانوادهها پدر یکذره به اینها غذا نداده مادر غذا نداده پدر و مادرشان را غالباً که نگاه کنید میبینید پدر و مادرشان هم مثل خودشان هستند.@ هر طوری بیرون آمد با حجاب تحریککننده و ناجور، پسر هر طوری بیرون آمد پدر اصلاً ناراحت نیست خیلی لطف کند پول دانشگاه آزادش را بدهد برود درس بخواند عروسی خواست بکند برایش خرج کند برایش تالار بگیرد دو میلیون خرج کند در تالار ازدواج کند.@ فکر میکند در حق بچهاش لطف کرده فکر میکند همه کارهایش را در حق بچهاش انجام داده یا یک مادر، نمیتوانی توانایی نداری بچهات را مسجد بیاور مگر پدر و مادر ما آیت الله یا عالم یا طلاب حوزه علمیه بودند یا دانشجو بودند، نه پدر ما کارگر بوده.@ اگر خودش نمیتوانست آموزش بدهد ولی همیشه دست من را میگرفت مسجد میبرد پای منبر مینشاند حرم میبرد اینها را تقویت میکرد اگر نمیتوانی خودت به همسرت آموزش بدهی مواد لازم را در خانه بیاور به همسرت اجازه بده که او برود یکجایی آموزش ببیند و یاد بگیرد ما باید نسبت به این دقت کنیم ما آخرین تولد که تولد قوی هست برای جلسه بعد میماند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@