اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثهایی را که انتخاب کردیم از دروس راهشناسی مطالبی هست که دانستنش برای هر زن و مرد مسلمان و بخصوص جوانان از نظر شرع واجب هست و ندانستنش یک جهل به اینها یک گناه محسوب شده در روایات، آنچه که قرآن و معصومین(ع) بر ما دانستنش را واجب کردند من برای شما عرض خواهم کرد.@ ما به عنوان یک انسان احتیاج داریم که از خودمان یک اطلاعات و شناساییهای روشن و کلیدی داشته باشیم و بدون آن اطلاعات ما راه به جایی نمیتوانیم ببریم یکی از آن مسائلی که باید دانسته بشود و به آن توجه بشود این هست که ما میدانیم که انسان هستیم مخلوق خداوند تبارک و تعالی هستیم مدتی را در این دنیا زندگی میکنیم و پس از یک مدتی از این دنیا میرویم.@ مرگ ما یا وفات ما پایان کار نیست پایان حرکتی که ما از دنیا شروع کردیم نیست و بنا بر اینکه روح انسان مجرد هست و جاودانه هست و هیچ نقطه پایانی برای روح وجود ندارد و به عنوان یک موجود زنده و باشعور خداوند او را جاودان خلق کرده.@ ما هم پس از مرگ که صرفاً انتقال ما به یک عالم جدیدیی هست و رها کردن این بدنمان بدن مادی هست و ارتباط با یک بدین جدید که مناسب با آن جهان هست سیر ما ادامه پیدا میکند و پایانی برای ما وجود ندارد.@ اسم آن جهانی که ما وارد میشویم بعد از یک مدتی که در این دنیا زندگی میکنیم جهان برزخ هست و شروع مرحله دوم زندگی ما به نام آخرت. جهان برزخ یک جهانی است که وسیعتر از این دنیا هست آنچه که ما در این دنیا از کمالات میبینیم عصاره و چکیده آن چیزی هست که در برزخ وجود دارد.@ و یک جهانی است که بسیار بسیار بزرگتر و باکمالتر از این جهانی که در آن هستیم و از نظر کمالات آن دنیایی که ما وارد آن میشویم با آنچه که الان داریم در آن زندگی میکنیم قابل مقایسه نیست.@ از هر جهت از جهت اندازه و بزرگی از جهت نعمتها از جهت کمالات حتی از جهت بدیهایش هم همینطور یعنی آنچه که شما بدی اینجا میبینید و سختی میبینید یک چکیده کمرنگی از سختیهای عالم برزخ هست این اندازهگیری را نمیشود کرد من اگر بخواهم مثال بزنم باید از همان رابطه و نسبتی که همیشه در درسها تذکر دادم استفاده کنم.@ شما این جهان به این بزرگی را در نظر بگیرید که الان ما داریم در آن زندگی میکنیم کره زمین با این عظمتش و فضای بیپایان این فضا از اطراف چقدر هست میلیاردها سال که شما با سرعت نور یعنی 300 هزار کیلومتر در ثانیه بروید تازه به بعضی از این اجرامی که در آسمان هست خواهیم رسید.@ این زمین چقدر کوچک هست این دنیا با این عظمتش در مقابل برزخ مثل رحم مادر میماند در مقابل این دنیا یعنی شما در این دنیا مثل یک جنینی هستید که در رحم مادر هست بعد از مرگ وارد یک عالمی میشوید که رابطهاش با این دنیا مثل رابطه اینجا هست با رحم مادر یعنی برزخ اینقدر عظیم هست.@ اینجا شما چقدر مقررات و قوانین در نظام طبیعت میبینید بشر از روز اولی که خلق شده چندین هزار سال تا الان دارد قوانین را کشف میکند هنوز قوانین این دنیا را نتوانسته کشف بکند آن دنیا از نظر قوانین، نظم، مقررات بسیار بسیار پیچیدهتر از این جهان هست این عالم برزخ هست و عجیب هست که در روایات رابطه برزخ را با این دنیا مثل رابطه همین دنیا با رحم مادر ذکر کردند.@ فرمود(اَلآخِرَۀُ مُحیطۀٌ بِالدُنیا) آخرت بر دنیا احاطه دارد یعنی در دل برزخ همراه برزخ و آخرت دنیا هست و ما وقتی میمیریم متولد میشویم به یک جهانی که محیط با ما بوده و با ما بوده فقط کافی است این بدن را شما رها بکنید مثل خواب.@ خواب که میبینید، میبینید چطور هست شما به محض اینکه میخوابید و خوابتان میبرد بدن رها میشود و وارد یک فضای جدید با مقررات جدید میشوید که در اینجا نیست این بدن که رها شود انسان وارد برزخ میشود ببینید چقدر برزخ به ما نزدیک هست چطوری ما را احاطه کرده.@ این عالم برزخ یکی از آن ایستگاههایی هست که ما قرار است منتقل بشویم به آنجا مرحله دوم زندگی ماست بعد از مدتها که ما نمیدانیم چقدر هست کل نظام جهان چه نظام مادیش و چه نظام برزخیش به امر خداوند تبارک و تعالی به هم میریزد.@ و انسانها همه جمع میشوند در روزی که آن روز روز قیامت هست برای محاسبه و ورود به یک عالم جدید که آن عالم خودش از برزخ بسیار بزرگتر و با یک مقررات و قوانین جدید هست این مسیری هست که قرآن و اسلام برای ما ترسم کرده خداوند مشخص کرده و صدها آیه یک قسمت مهمی از آیات قرآن اختصاص داده شده به زندگی آن دنیا، به ما دائماً این را تذکر دادند.@ این نکته اول که ما بدانیم که مسافر هستیم و خواهیم رفت و دائماً هم به ما تذکر دادند که بدانید یقین کنید مواظب باشید که به سراغ شما لحظه انتقال خواهد آمد هیچ کس همانطور که هیچ جنین نیست که متولد نشود هر طور تولدی چه سقط بشود و چه سالم متولد بشود چه هر طور دیگر هیچ انسانی نیست که اینجا بماند.@ (إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ) به پیغمبر فرمود که تو خواهی مُرد و دیگران هم همینطور نمیگوید تو میمیری میگوید تو مرده هستی(إِنَّكَ مَيِّتٌ) نمیگوید آینده میمیری میگوید همین الان توی مرده هستی و بقیه هم مرده هستند برای اینکه مرگ خیلی نزدیک است یعنی باید خودت را مرده حساب بکنی.@ چون آینده مشکوک هست و معلوم نیست بیاید برای همین حضرت فرمود(مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتوا) بمیرید قبل از آنکه شما را بمیرانند(اَقرَبُ الشَیء اَلاَجَل) امیرالمؤمنین(ع) فرمود نزدیکترین چیز به انسان مرگ هست مرگ دائماً همراه ما هست و در روایت داریم که حضرت ملکالموت عزرائیل(ع) روزی چند بار نگاه میکند به انسان یعنی اینقدر ما در محاصره مرگ هستیم.@ من مثال بزنم از انسانهای زیادی اعم از زن و مرد که خودشان را برای یک زندگی دائم یا یک زندگی طولانی آماده کرده بودند ولی چند دقیقه هم از این فکرشان نگذشته بود که منتقل شدند ناباورانه به یک عالم دیگری با یک مقررات دیگری چه حساب کتابهایی کرده بودند که همه اشتباه از کار درآمد.@ شما حتماً قبرستان میروید قبرستان چیزهایی هست که خیلی مفید هست رفتنش و خیلی آموزنده است هر کس به خودش نگاه بکند برود ببیند که همسن خودش چقدر آنجا هستند چه جوانهایی با بینهایت آرزو آنطرف رفتند و به هیچ کدام از آن چیزهایی هم که فکر میکردند نرسیدند این را دائماً به ما تذکر میدهند بعد هم میگویند آنجا که میخواهید بروید حواستان را جمع بکنید که یک مقررات جدیدی دارد.@ مطلب بعد این هست که فرمودند نوع زندگی در آنجا بستگی به این دارد که شما اینجا چطوری دنیا را بگذرانید نوع زندگی در برزخ و قیامت و به بعد بسته به همین چند روزی هست که اینجا داری زندگی میکنی به کیفیت گذران عمرت و بخصوص جوانی، این را چطوری گذراندی و چطوری میگذرانی.@ همه چیز از سعادت ابدی ما یا خدای نکرده از بدبختی و عذاب طولانی بسته به این دارد که ما اینجا را چطوری بگذرانیم این را به ما تذکر داده باز هم مثل جنین که جنین نوع دوران جنینی نوع تولد به اینجا را تعیین میکند نوع زندگی جنینی نوع زندگی در اینجا را تعیین میکند.@ اگر دوران جنینی موفقی داشته باشد یک جنین سالم متولد میشود و اگر دوران جنینی ناموفقی داشته باشد سالم متولد نمیشود و تولدش شروع دردسرها و عذابها است. دائم به ما این تذکر را دادند و میدهند و میگویند که خودتان را به صورت یک مسافر دیار ابدیت ببینید.@ هر کس باید خودش را همینطوری ببیند یعنی با مقیاسی که خالق ما به ما معرفی میکند چه کسی حق اظهارنظر در مورد ما را دارد؟ خدا، فقط او میتواند بگوید من که تو را آفریدم چطوری تو را آفریدم به قول امروزیها با چه مکانیزیمی تو را خلق کردم.@ خداوند که ما را خلق کرده اعم از اینکه ما بفهمیم یا نفهمیم یا قبولش داشته باشیم یا قبولش نداشته باشیم به ما میگوید من تو را اینطوری خلق کردم که این نقطه آغاز را داری یک نقطه مرگ داری همان کلمه وفات که گفتیم روی سنگ قبر مینویسند تاریخ وفات یعنی تاریخ تحویل، تحویل کامل هم هست کلمه وفات جایی هست که یک شیئی کاملاً تحویل داده میشود به یک جا میگویند این وفات پیدا کرد.@ مثل اینکه الان من این ماژیک را کاملاً میدهم به دست آقای اسحاقی میگوییم این ماژیک وفات پیدا کرد یعنی کاملاً تحویل داده شد پس از نظر قرآن که در مورد ما کلمه وفات را به کار میبرد یعنی ما تحویل داده میشویم.@ و جالب اینجاست که این کلمه نشاندهنده این هست که بدن مادی ما فقط تا زمانی که ما در این دنیا زندگی میکنیم با ما هست ولی اصل شخصیت ما را این بدن تشکیل نمیدهد و اصل ما روح ما هست که ما کاملاً تحویل داده میشویم و بعد یک بدن برزخی داریم در آن عالم بعد از آن هم یک بدن آخرتی خواهیم داشت در قیامت تا به بعد تا بینهایت.@ قرآن و معصومین خیلی تأکید کردند که شما مواظب باشید غافل نشوید از این دیدگاه که شروع همه اشتباهات و همه لغزشها از اینجاست که شخص یادش میرود که کیست و یادش میرود که چه موجودی هست و بعد شخص دچار خودفراموشی میشود.@ یک دفعه میاید خودش را از تولد تا مرگ معنا میکند و دیگر ابدیتش را نمیبیند و سرمنشأ همه اشتباهات هم همین هست آن روایتی هم که روی تخته لطف کردند آقایان نوشتند خیلی آموزنده است حدیث بسیار زیباست که امام صادق(ع) فرمودند اگر میخواهید نجات پیدا بکنید باید غفلت را کنار بگذارید و ملازم با جدیت و کوشش باشید.@ پس ما باید بدانیم که یک موجودی هستیم که حرکت به سمت ابدیت داریم و دیر یا زود انتقال پیدا میکنیم به آخرت در سوره نساء میفرماید(أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ) هر جا باشید مرگ شما را خواهد گرفت هر چند که شما در کاخهای بسیار محکمی باشید به سراغ شما خواهد آمد.@ پس ما این حرکت را فهمیدیم که داریم حرکتمان به سمت بینهایت هست نوع زندگی ما در بینهایت در آخرت بسته به نوع زندگی ما در اینجا دارد. دو سه تا اصل را میگویم در این چند دقیقه که در مورد این حرکت قوانین حاکم هر حرکتی هست از جمله این حرکت.@ اصل اول این هست که از امیرالمؤمنین(ع) (ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَتِه) هیچ حرکتی نیست مگر تو در انجام آن احتیاج به شناخت داری و وقتی میگوید هیچ حرکتی نیست یعنی استثناءبردار هم نیست مطلق حرکتها، حرکت اینجا به معنای عمل هست یعنی هیچ عملی نیست مگر اینکه انسان بخواهد انجام بدهد حرکت عمل هر چه که میخواهید معنا بکنید مگر اینکه در انجام آن حرکت یا عمل احتیاج به شناخت و آگاهی دارد.@ از طریق آموزش الان رنگ این تختهای که میبینید سفید است با رنگ آبی روی آن نوشتیم با یکی ماژیک نوشتیم این اطلاعات به این سادگی را شما یک زمانی بوده نمیدانستید یعنی اصلاً نمیدانستید اسم این تخته است.@ بعد فهمیدید که یک همچین چیزی هست به نام تخته، رنگ سفید را نمیدانستیم اگر والدین ما به ما یاد میدادند که به این سیاه بگویید ما سیاه میگفتیم اطلاعات به این سادگی را ما یک زمانی نمیدانستیم قرآن میفرماید(وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً) خداوند شما را خارج کرد از شکم مادرهایتان در حالی که هیچ چیزی نمیدانستید.@ (وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) برای شما گوش چشم و قلب قرار داد اینها وسیلههای فهم هستند بلکه تشکر کنید حالا یک ظرافتی هست این را دوستان همینطوری در ذهنشان باشد که چرا اول گوش را فرمود.@ برای شما گوش را قرار داد بعد چشم را بعد قلب را که بعداً حالا یک درسهای دیگر هست برسیم عرض میکنم که مهمترین عضو در رشد انسان گوش انسان هست و بعد چشم انسان هست مقدمه گوش و بعد چشم.@ پس ما در انجام هر حرکتی احتیاج به شناخت داریم این اصل اول ماست چه کاری را شما سراغ دارید که کسی بخواهد انجام بدهد و بدون آگاهی انجام بدهد حتماً باید برود آموزش ببیند دوره ببیند بیاید این کار را بکند هر کاری که شما بگویید احتیاج به آگاهی دارد هر حرکتی احتیاج به آگاهی دارد این اصل اول.@ اصل دوم از امام صادق(ع) بخوانم(اَلعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کَصائِرِ عَلی غَیرِ طَریقٍ لا تَزیدُهُ سُرعَۀِ السَیر اِلاّ بُعدا) یکی بخواهد از اصل اول و قانون اول تخلف بکند بدون اینکه بخواهد یاد بگیرد بخواهد عمل بکند میفرماید کسی که عمل میکند بدون آگاهی مثل کسی است که دارد مسیری را طی میکند اما در مسیر و راه اصلی نیست هر چقدر سرعت بگیرد از مسیری اصلی دور میشود.@ (وَ لا تَزیدُهُ السُرعَۀُ السِیر اِلاّ بُعدا) چیزی به او اضافه نمیکند سرعت سیرش مگر دوری. شما الان که اینجا نشستید دچار فراموشی بشوید در جبهه دو نفر با هم شوخی میکردند یکی از آنها یک چیزی پرت کرد سمت این دوستش، خورد در سرش، سه روز حدوداً همه چیز را فراموش کرده بود.@ یعنی تا سه روز هیچی را به یاد نمیآورد نه خودش را نه اسمش را نه دوستانش را نه اینکه کجاست برای چی آمده چکار میخواهد بکند این اتفاق ممکن است بیفتد شما از همین جا که میخواهید بیرون بروید الان نقشه خانهتان در ذهنتان هست میدانید که کجا میروید.@ حالا از همین جا دچار فراموشی بشوید میدانید که اینجا الان میگویند آقا بفرمایید بیرون خوش آمدید میخواهیم در را ببندیم از در این مسجد که رفتی بیرون کدام طرف میروی راست میروی یا چپ میروی وقتی همه چیز را فراموش کردی؟ چند درصد احتمال دارد وقتی هیچی را نمیدانی به خانه برسی؟.@ حالا فکر کن عجله هم داشته باشی دچار فراموشی شده باشی یک موتور هوندای 250 هم زیر پایت باشد بگاز حالا تو هر چه بگازی به خانه نزدیکتر میشوی یا دورتر میشوی؟ دورتر میشوی چون نمیدانی کجا میخواهی بروی مسیر را بلد نیستی اصلاً نمیدانی الان از در مسجد در میایی به راست میخواهی بروی یا به چپ بروی هیچ چیز نمیدانی همه چیز فراموشت شده واقعاً دور میشوید.@ حضرت میفرماید کسی که عمل میکند عمل کردن مثل همین که سوار موتور بشوی گاز بدهی بروی این یک عمل است اما آگاهی نداری فراموش کردی هیچی نمیدانی بدون آگاهی مثل کسی است که مسیر را میخواهد طی بکند اما هدف اصلی را حرکت نمیکند هر چقدر با سرعت میرود دورتر میشود به مقصد نمیرسد.@ اصل سوم تکمیل اصل دوم هست از امام صادق(ع) (مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کانَ ما یُفسِدُهُ اَکثَرَ من ما یُصلِح) کسی که عمل میکند اما با آگاهی عمل نمیکند از روی بصیرت عمل نمیکند این خرابکاریش بیشتر از اصلاحش هست.@ حالا همین آقایی که همه چیز را فراموش کرده آمدیم و موتورسواری را هم فراموش کرده یا اینکه بلد نبود یادش رفته یک جزئیاتی از موتور میداند اما یادش میرود چطوری باید رانندگی بکند دنده یک کجا میخورد دنده دو چطوری میخورد چه خواهد شد؟.@ یا اینکه نه یک کسی که اصلاً وارد نیست فقط نشسته کنار پدر در رانندگی دیده که این اینطوری رانندگی میکند با دیدن که مشکل حل نمیشود انسان یاد نمیگیرد تمرین باید بکند هیچ کس نیست دوچرخهسواری یاد گرفته باشد زمین نخورده باشد موتورسواری یاد گرفته باشد زمین نخورده باشد بالاخره سعی و خطاست.@ همه کارهای انسان روندش روند سعی و خطاست اشتباه، تلاش بعدی تا موفقیت به دست بیاید همه کار همینطور است حالا یک کسی ناشی بنشیند پشت ماشین چه بلایی سرش میاید؟ هم ماشین را از بین میبرد هم ممکن است خودش را از بین ببرد هم دیگران را از بین میبرد یک آدمی ناشی بخواهد اسلحه دستش بگیرد ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد یک آدم ناشی بخواهد برود کنار یک دستگاه برقی خطرناک.@ میفرماید کسی که میخواهد عمل بکند وقتی آگاهی ندارد خرابکاریش بیشتر از اصلاحش هست حالا من در مسائل مادی فقط مثال نزنم مسائل معنوی را هم بگویم یک کسی میخواهد ازدواج بکند آگاهیهای لازم را ندارد این فسادی که در اثر این ازدواجش میکند بیشتر از خیری هست که میخواهد ایجاد بکند بیشتر از سودی هست که از این ازدواج گیرش میاید.@ یک کسی میخواهد معلم بشود همینطور، یک کسی میخواهد یک جا مدیر بشود همینطور، یک کسی بخواهد رئیس بشود همینطور، یک کسی بخواهد عبادت بکند ناشی باشد نداند چقدر جوان داشتیم که نمیدانستند چطوری عبادت بکنند فقط چون خوششان میآمد عبادت میکردند بعد به انحرافات و اشتباهات زیادی دچار شدند این هم واردیت و آگاهی میخواهد.@ هر چیزی بدون آگاهی اگر عمل بکنی ضررش بیشتر از منفعتش هست هر کاری مطلق کارها اینطور هست پس اصل اول این شد که ما در انجام هر کاری احتیاج به شناخت داریم اصل دوم این شد که اگر بدون آگاهی عمل بکنیم از مسیر اصلی دور میشویم یعنی اتلاف وقت اتلاف عمر و سرمایه.@ و نکته سوم این هست که اگر کسی بدون آگاهی عمل بکند ضررش بیشتر از منفعتش هست این هم اصل سوم. ما یک حرکتی داریم به سمت بینهایت و به سمت آخرت، این حرکت سرنوشتسازترین حرکت انسان هست و حرکتی هست که همه انسانها بدون استثناء در آن شریک هستند و این حرکت انجام خواهد شد.@ از اینطرف میدانیم که حرکت باید توأم با آگاهی و شناخت باشد و اگر بدون آگاهی و شناخت انجام بشود مفسدههای زیادی به بار خواهد آورد. حالا جلسه بعد میخواهیم رابطه این سه اصل را با حرکت خودمان به سمت آخرت بیان بکنیم.@ وقتی کلمه آخرت یا معاد را میگوییم ذهن شما نرود آن لحظهای که ما میمیریم و از آنطرف منتقل میشویم چون مسئله معاد و مسئله آخرت زمانی ارزش دارد که من همین الان بتوانم از آن استفاده بکنم و لذا اگر این صحبت را میکنیم میخواهیم مقدمهای باشد که در مورد مسائل زندگی دنیاییمان حرف بزنیم مسائل زندگیساز حرف بزنیم.@ فقط باید بدانیم مسائل زندگی باید بر چه اساسی تنظیم بشود من الان به شما بگویم فردا میخواهیم اردو برویم سر ساعت 6 صبح اینجا باشید یک اردوی یک ماهه میخواهیم برویم هیچی هم دیگر به شما نگویم نه بگویم کجا میخواهیم برویم نه بگویم چه چیزی احتیاج داریم، به نظر شما این اردویی که میخواهید بیایید با آمادگی میتوانید بیایید یا نه؟.@ یک روزش هم اگر من به شما نگویم کجا میخواهیم برویم همان یک روزش هم کلی دردسر خواهید دید اذیت میشوید ولو بهترین جاها هم باشد ولو جای خیلی خوبی هم باشد اذیت میشوید اگر سخن از معاد میگوییم فقط به خاطر این هست که ما بدانیم کجا میخواهیم برویم.@ و آنجا چون رابطه نوع زندگی ما در آنجا بسته به نوع زندگی ما در اینجا دارد اینجا باید چکار بکنیم کاری با آنطرف نداریم میخواهیم ببینیم در اینجا باید چکار بکنیم بخصوص که یک جوان در آغاز زندگیش خیلی چیزها را باید بلد باشد بداند که باید چطوری زندگی بکند.@ یک تصمیم اشتباه در انتخاب رشته تحصیلیش یک تصمیم اشتباه در نوع ازدواج یک تصمیم اشتباه در موقع ازدواج یک تصمیم اشتباه در انتخاب شغل یک تصمیم اشتباه در انتخاب محل زندگی در شهری که میخواهی زندگی بکنی ممکن است عواقب آخرتی بدی برای انسان داشته باشد اینها خیلی مهم است میخواهیم راجع به مسائل زندگیمان صحبت کنیم که انشاءالله جلسه بعد یواش یواش شروع خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 001 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 001 - راهشناسی