جلسه 072 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
72
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
1
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 072 - راه‌های مبارزه با غم

بحث مان درباره ی راه های مقابله با غمها بود که رسیدیم به استعاذه. در مورد استعاذه آخرین جلسه اسفندماه یک سلسله مقدمات علمی و قوانین استعاذه را توضیح دادیم. حالا اینجا می رویم به سراغ خود استعاذه. استعاذه به این معنا است که انسان درک درستی از جایگاه خودش در نظام خلقت داشته باشد یعنی بداند که وجود او و وجود همه ی موجودات و همه ی انسانها افاضه ی خداوند است و انسان در اصل وجودش و صفاتش و دارایی هایش عین ربط و فقر به خداوند تبارک و تعالی است. هیچ چیز او مال خودش نیست. لا املک لنفسی نفعا و را ضرا و لا موتا و لا حیاتً و لا نشورا. اینکه آن به آن فیض، وجود، رزق به انسان اعطا می شود. نظام خلقت به این گونه نیست که خداوند موجودی را بیافریند و بعد او را رها بکند. و بعد حالا از بالا او را مدیریت کند بلکه مدیریت خداوند مثل مدیریت صورت ذهنی ماست. ما یک صورت ذهنی داریم در ذهن مان نگهش می داریم تا وقتی که به آن توجه می کنیم و از نور خودمان و از وجود خودمان واز قدرت خودمان و صفات خودمان بهش می دهیم آن سر پاست. و به محض این که عنایت مان و توجه مان را نسبت به او قطع کنیم او فانی می شود. موجودات همه آن به آن و لحظه به لحظه از خداوند هستی می گیرند اصل وجود و صفات مربوط به جود همه آن به آن و لحظه به لحظه کسب می شود از طرف خداوند تبارک و تعالی. خوب وقتی که انسان به این فقر خودش و عین ربط بودن خودش نسبت به حق تعالی پی برد آن موقع معنای استعاذه یعنی پناهندگی، طلب پناهندگی به حق تعالی روشن می شود این که خدایا من از خودم چیزی ندارم، و هر حول و قوه ای از جانب توست. این را بهش می گویند توحید افعالی. در توحید افعالی شعار ما این است که لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. هیچ حول و قوه ای هیچ موجودی به هیچ کس ندارد مگر از جانب خداوند. این که انسان اختیارا هم می تواند با خود خدا مقابله بکند و حتی با خود خدا بجنگد این حول و قوه ی جنگیدن و مخالفت را هم باز دارد از کی دریافت می کند؟ از خودش نیست، انسان از خودش وجود ندارد، نه به خودش و نه به هیچ چیز دیگری نمی تواند وجود بدهد. بنابراین وقتی که انسان قلبش این را باور کرد که لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم حالا در مسیر زندگی اش با مخالفت ها و مشکلات و دشمنی ها و موانعی روبرو می شود که می خواهد آنها را از سر راه خودش بردارد خطراتی وجود دارد که باید اینها را از سر راه خودش بردارد. خوب، عقل سلیم چی می گوید؟ می گوید همان کاری را بکنید که یک بچه می کند. یک بچه در اوج ناتوانی، ناتوانی خودش را درک می کند یعنی شهود به ناتوانی خودش دارد بچه ها از نظر توحید به اهل عرفان نزدیکتر هستند. وقتی که بزرگ می شوند مشرک می شوند یواش یواش اسباب و علل را می بینند. لذا بچه را نگاه کنید شما چون واقف به عجز خودش است هیچ من منِ ندارید به محضی این که دچار مشکل شود جیغش در می آید می داند سلاحش چیست؟ گریه است. و یک کسی که در عالی ترین درجات هم قرار می گیرد آن هم همینطور است. ارحم من رأس الرجا و سلاح البکا امیدش رأس مال سرمایه اش امید به خداوند است و اسلحه اش هم گریه است. این که انسان گریه کند. یعنی به خداوند عاجزانه بگوید که من هیچ کاره ام لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیات و لا نشورا حالا خدایا به دادم برس این می شود همان توحیدی که با حقیقت انسان سازگاری دارد ولی خوب نفس و شیطان و منیت های ما این را خیلی دوست ندارد و یک برداشت توهمی از خود ما به ما میدهند و آن این است که تومستقلی. تو همه چیز دست خودت است و حتی در مقابل خدا هم می توانی بایستی. و فقط تکیه کن به خودت و توان خودت. اسلام اعتماد به نفس را خیلی قبول دارد ولی می گوید بعد از اتکال به خدا. یعنی موسی چطوری جرأت می کند یک نفره در مقابل فرعون بایستد خیلی اعتماد می خواهد انسان به خودش که من می توانم با فرعون بجنگم یک نفر. می توانم، ولی چطوری می توانم؟ این طوری که انّ معی ربی سیهدین یعنی درست در لحظه ای که فرعون آمده تعقیب شان کرده گیرشان انداخته لب دریا، اختیاری هم ندارند پشت فرعون و لشکریانش است جلویشان هم دریاست آنجا موسی چی می گوید؟ همه ترسیدند موسی می گوید نه خدا با من است خدای من با من است. عرضه ی یک انسان دیدن این واقعیت است که من در همه ی صحنه های زندگی ام وابسته به خداوند هستم من من نکند حالا با تکیه بر خدا اعتماد به نفس داشته باشد. بگوید من به حول و قوه ای الهی می توانیم این کار را می توانم انجام دهم. کما این که ما در نماز هم این را داریم بحول الله و قوته اقوم و اقعد من توانم به خداست این که می توانم پا شوم و بنشینم. حول و قوه ام را خدا دارم می گیرم این که شما می توانید پلک بزنید. این که گاهی وقتها شما می روید دکتر می گویید من بدنم سالم است ولی روی پایم نمی توانم بایستم دیدید خیلی ها را؟ در حالی که بدنم سالم است دستم را نمی توانم تکان دهم دستم را نمی توانم تکان دهم چشمم را نمی توانم نگه دارم پلکم را، ما آدم داریم که الان نمی تواند پلکش را نگه دارد بعد وقتی می خواهد حرف بزند این پلکش را این طوری خودش با دست می گیرد بلند می کند بعد ولش می کند می افتد، چون نمی تواند نگهش دارد حول ندارد این حول و قوه ندارد که این را نگاه دارد خدا این را اینطوری به ما می فهماند خوب حالا می گویم بعد از اینکه من اعتراف به عجز و ناتوانی خودم و عین فقر بودن و عین ربط بودن خودم به حق تعالی دارم حالا فقط امیدم به کی می ماند؟ به آنی که همه حول و قوه ها دست اوست. بحول الله و قوه اقوم و اقعد، لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، می گوید من خودم باشم و خودم هیچ کاره ام از خودم هیچ چیز ندارم ولی وقتی خدا پشت سرم باشد همه کاری می توانم بکنم همه کاری می توانم بکنم اگر خدا بخواهد من همه کاری می توانم انجام دهم، لذا آدم قوی است قوی است به قدرت کی؟ به قدرت الهی، فهم این در پیروزی و موفقیت های زندگی ما و شکستن بن بست ها فوق العاده مهم است. در برطرف شدن غمها، حجاب ها، بن بست ها گرفتاری های زندگی فوق العاده این مهم است که من بله خودم باشم و خودم می بینم نمی توانم نمی شود، ولی وقتی می گویم خدا کنارم است می شود. شما حتی در عاشقانه ترین ارتباطات تان مثلا رفتی زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها خوب زیارت حضرت معصومه شرحش را گفتیم مباحثش را عزیزان گوش کنند یک سیر و سلوک کامل عرفانی است این زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها. چون ملاقات با الله شروع می شود بعد با انبیا عظام بعد با چهارده معصوم بعد تازه می رسید به خدمت حضرت معصومه یک سلوک فوق العاده زیباست با آن محتوای فوق العاده غنی و دوست داشتنی، خیلی تخصصی مهندسی چیده شده این ارتباط ما با ایشان، در اذن دخول چی می گویید؟ باذن الله، من دارم وارد می شوم. در زیارت امام رضا هم داریم، باذن الله و اذن رسوله و اذن ائمه المعصومین ادخل هذه الحرم به اجازه و اذن اینها من دارم وارد حرم می شوم یعنی اگر لطف و عنایت اینها نبود توفیقی برای ملاقات و زیارت برای من دست نمی داد بعد می گویید حالا که ورود شده به حرم در حرم می خواهیم ما چه کار کنیم برویم بگوییم چی، چی می خواهیم، شما در حرم گفتیم قیمت های آدم ها مربوط به آرزوهایشان است یک کسی که آرزوهایش جمادی است قیمتش هم همان است. آنهایی که آرزوها و معشوق هایشان گیاهی است قیمت شان هم همان است آنهایی که آرزوها و معشوق هایشان حیوانی است قیمت شان همان است آنهایی که آرزوها و معشوق هایشان عقلی است علمی است قیمت شان هم همان در بعد عقلی و علمی شان است و آنهایی که آرزوها و معشوق های شان انسانی است قیمت شان هم انسانی است. شما وقتی می روید در حرم هر نوع دعایی بکنی شخصیت خودت را نشان می دهی. نوع درخواست تو قیمت تو را مشخص می کند که تو اصلا کجا هستی در کدام پله قرار داری حالا چی می خواهی این که ما می رویم فرضا دعای توصیه کردند به همه عزیزان مثلا شما وقتی زیارت امام رضا علیه السلام می روید دعای عالیه المضامین را باید بخواند انسان خیلی مهم است عالیه المضامین همه 5 نوع خواسته را دارد از جمادی شروع می شود یعنی از پول شما می خواهید تا صحت و سلامتی و عافیتها تا جنبه های جنسی و اجتماعی و سیاسی و همه را می خواهید و جنبه های علمی را می خواهید بعد جنبه های فوق عقلانی تان را هم دریافت می کنید همه را دارد برای همین برایش می گویند عالیه المضامین یعنی مجموعه ای از همه معشوق ها را دارد خوب قشنگ است دیگر کامل است. یعنی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد هر چه بخواهید در آن است، حتما هم گفتم بخوانید آنهایی که عربی بلد نیستند فارسی بخوانند. ولی در واقع آن معشوق نهایی یک نفر است که قیمت را تعیین می کند یعنی وقتی شما می روید زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها، می توانید معشوق های بخش پایینی ات را هم بخواهی ولی به ما تربیت می کنند که این مقام یک مقام بزرگی است حضرت معصومه که حضرت صادق علیه السلام فرمود که اگر قیامت بخواهد همه اهل محشر را شفاعت کند خدامی پذیرد. خیلی قدرت می خواهد شفاعت یعنی چی؟ یعنی این زن سلام الله علیها قدرت هدایت همه ی آدمها را دارد. اینقدر دارد می تواند شفاعت کند. کما اینکه همه ما که اینجا نشستیم به شفاعت حضرت معصومه اینجا نشستیم. یعنی او علما را تربیت می کند در دامن خودش، و آنها هستند که در اقصی نقاط عالم دارند دین را و معنویات و معارف را پخش می کنند همه به شفاعت حضرت معصومه هستند حالا شما می گویی چی؟ می گویی حالا که من می روم پیش حضرت معصومه نوع خواسته هایم مشخص باشد شما بزرگترین خواسته ات چیست آنجا؟ خواسته فوق العاده زیبایی داریم همه اش مال بخش های فوق عقلانی است آن قسمتی که در زیارتنامه می خوانیم. در زیارتنامه ایشان خبری از هیچ کدام از این چهارتا نیست. فقط خواسته های چیست؟ مثل زیارت عاشورا تنظیم شده مثل عالیه المضامین نیست که همه چی در آن است. فوق العاده افقش بالاست. شما می گویید عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه خدا خانم من و شما را در بهشت به هم معرفی کند. ببین تو همراهی با مقام این خانم را می خواهی می گویی من با شما در بهشت با هم معرفی شویم من محضر شما باشم. این خیلی حرف است این کلام. خیلی اوج دارد خوب انسان وقتی بخواهد یک همچین ارتباطی با حضرت معصومه برقرار کند اگر خداوکیلی حضرت معصومه اینجا نشسته بود ما جگر داشتیم برویم پیشش بگوییم خانم خدا من و شما را به هم معرفی کند در بهشت. خیلی جگر می خواهد بروی با یک کسی این طوری یا با امام رضا بروی چنین چیزی بگویی چون اگر بخواهی بگویی باید صدق درش باشد مثل سیدالشهدا که شما به او می گویید ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره ولی واقعا جگر می خواهد یک کسی راست راستی به امام حسین همچین حرفی بزند به امام حسین می گویی اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله آن مقامی که شما پیش خدا دارید من می خواهم می شود به امام رضا این طوری بگویی چون امام می گوید اگر تو همچین مقامی را می خواهی باید خودت را آماده بکنی و بیایی در این مقام. هر کس بیاید که نمی تواند خودش را، باید آمادگی داشته باشد برای همین اینجا انسان وقتی می خواهد در این ارتباط قدرتمند با حضرت معصومه سلام الله علیها یا سایر معصومین یا هر حتی خود خدا قرار بگیرد استعاذه لازم است پناهندگی لازم است کسب قدرت لازم است. پناه ببرد به خداوند از ضعف ها و از اشتباهاتش از معصیت هایش و کمک بگیرد در این مرحله، برای همین می گوید چی؟ فکونوا ملائکه الله اعوانی و کونوا انصاری حتی ادخل هذه الروضه المبارکه ای فرشته ها اعوان و انصار من بشوید شماها، خیلی حرف است جبرئیل با اعوان و انصارش میکائیل همه بیایند بیایید کمک من کنید تا من بتوانم وارد این حرم شوم. بتوانم ورود ورود صادقانه ای باشد و ادعوالله بفنون الدعوات بتوانم با فن و مهارت های دعا آشنا باشم بتوانم با خدا حرف بزنم. و اعترف لله بالعبودیه بتوانم اعتراف کنم که من عبد تو هستم. چون واقعا جگر می خواهد یکی جلوی خدا بایستد و بگوید من عبد تو هستم. یعنی من از هیچ کس خط نمی گیرم سبک زندگی ام را از هیچ کس ایاک نعبد و ایاک نستعین. خیلی جگر می خواهد یکی اینطوری به خدا بگوید من ایاک نعبد و ایاک نستعین خدا هم می گوید راست می گویی. ما چون دروغ می گوییم بی خیالیم. می گوییم و می رویم ولی اگر قرار شد راست بگوییم، خیلی جگر می خواهد یکی وایستد جلوی خدا بگوید من همه سبک زندگی ام چینش معشوق هایم آرزوهایم آرمانهایم شوهرداریم، بچه داری ام، زن داری ام، کارهای اقتصادی ام کارهای فرهنگی کارهای سیاسی و هنری ام همه اش با تو تنظیم شده است. به اذن توست بدون اذن تو من انتخابی نمی کنم تصمیمی در هیچ کدام از این شئونات نمی گیرم اول همه اش می بینم که تو راضی هستی بعد من آن کار را می کنم. بدون اذن تو من ورود نمی کنم به هیچ کدام از اینها. این خیلی قدرت می خواهد. من بیایم اعتراف کنم که عبد هستم. خیلی شرافت است این، خیلی شرافت است این یک کسی بتواند بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین. وللنبی و الائمه بالطاعه بتوانم فرشته ها بیایید شما کمکم بکنید تا من بتوانم اعتراف بکنم که من فقط مطیع ائمه هستم. پیغمبر و ائمه. خیلی کار می برد ببین چقدر دقیق و ریاضی طراحی شده وتنظیم شده این اذن دخول. خیلی کار می برد بنابراین ما در این جور موارد کسانی که می فهمند هیچ کاره اند لوس نمی شوند. پیغمبر می گوید کلید آسمان و زمین دست من است انا سید ولد آدم می گوید می گوید همه را می گوید و لا فخر هیچ کدامش افتخاری نیست برای من. هیچ کدام افتخار نیست. پیغمبر در حالی که همه اینها را داشته و قطعا هم می دانسته بهشتی است، صاحب بهشت است تقسیم کننده بهشت وجهنم است ترس داشته، الهی لا تکلنی الا نفسی آن را داشته آنجا لوس نمی شده عجب خودشیفتگی خیلی خطرناک است انسان یک موقع پیدا کند. لذا استعاذه داشتند. استعاذه یعنی پناه می بردند به خدا. خدایا تو به ما از این موانع به تو پناه می بریم نه اینکه من خودم علم دارم من سواد دارم پول دارم عقل دارم من شعور دارم من خودم یک استادم اصلا نیازی ندارم به کسی هی این را به خود مان بگوییم بعد بگوییم ما از کسی نمی خواهیم این خیلی خطرناک می شود اینطوری. نه خدا خدایا تو کمکم کن. موسی را نگاه کنید موسی با آن مقامش که کلیم الله است شوخی نیست می گوید رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر خدایا هر چی که به من بدهی من فقیرم به آن نیاز دارم. ببین گرسنه اش است ببین چقدر قشنگ حرف می زند نمی گوید که خوب من حالا گرسنه ام است دست می کنم در جیبم پول در می آورم و خرج می کنم می خرم دیگر. نه رب انی انزلت ... لذا خدا می گوید موسی نمک طعامت را هم از من بخواه. این از خدا خواستنی که من هیچ کاره ام و لوس نشویم نسبت به امکاناتی که خدا به ما می دهد، خدا رحمت کند مولانا را ما همه شیریم شیران علم/ حمل مان از باد باشد دم به دم. این خیلی مهم است. شیری که روی پرچم است و باد می خورد توان ما همه اش از آنجا داده می شود اگر یک لحظه از ما قطع توجه بکنند ما چیزی نیستیم که بخواهیم غرور داشته باشیم برای خودمان و برای بندگان خدا، استعاذه اینجا شکل می گیرد اگر با مانعی روبرو شدم باید بگویم خدایا من به قوت تو پناه می برم و هر چقدر شخص معرفتش به خودش و حق تعالی بیشتر شود سطح دعاهایش، تزرعش، خواریش چی می شود؟ بیشتر می شود. حالا شما وقتی این را فهمیدی، می آیی با توجه به درکی که از این رابطه دارید، رابطه خودت با حق تعالی، حق تعالی روابط خاصی با ما دارد از طریق اسما این ها را توضیح دادیم حالا الان در ارتباطت با هر کسی که در زندگی سر راهت است بیرون یا داخل هر چی است مشکلاتی داری می گوید خوب بیا قدرت بگیر، ترس داری اضطراب داری شکست خوردگی داری می گوید بیا پناهنده شو به من. پیامبر دارد می گوید: قل برب الناس، رب، پناهنده شو به رب خودت، هر کس در مشکلات شغلی و تخصصی و صنفی خودش به مربی خودش پناه می برد به آنی که مالکش است. بچه ها به کی پناه می برند؟ چون پدر و مادر مالک بچه هستند رب بچه کیست؟ قرآن هم می گوید پدر و مادر رب بچه هستند رب الرحمهما کما ربیانی صغیرا آنها ربوبیت من را کردند ربوبیت یعنی مالکیت و تدبیر کردند هم مالک من بودند و هم تدبیرم کردند انسان می رود سراغ رب خودش می رود این بچه تا بگویی دو بیشتر است یا سه جیغ می زند مامان. می فهمد این بچه توحیدش قوی است. چون می داند که باید ربش را صدا بزند مامان، بابا. درست شد در مسیر باید ربش را صدا کند پس این بحث رب خیلی مهم است که حالا در مباحث اسماءالله یک مقداری توضیح دادیم. پس شما اول باید پناهنده شوید. قل اعوذ برب الناس رب الناس. یعنی تو باید یک درک درستی از روابط خودت با رب خودت داشته باشی یعنی بفهمی رب ات کی است یعنی واقف باشی شعور داشته باشی یعنی بفهمی ربت کی هست. بعد از این که فهمیدی او رب تو هست قل اعوذ برب الناس پادشاه تو هم هستی یعنی شاه مملکت وجود است یعنی هر کاری بخواهد می کند دیگر. شاه است باید به مقام شاهی و پادشاهی خدا هم پناه ببرید همه کاره است دیگر. الان در کشور به ما ظلم شود به کی پناه می بریم؟ به قوه قضائیه دیگر. به حاکمیت پناه می بریم. به پادشاه حاکمیت پناه می بریم می گویم آقا یکی در حق من ظلم کرده. قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس. اله دیگر چرا؟ آن بحث های قدرتی و حاکمیتی اش، این معشوق من هم است پس یک رابطه ی عاشقانه و عاطفی هم بین من و او برقرار است مثل وقتی که یک کسی صدا می زند، مامان، یعنی مامان تو صاحب من هستی، حاکم من هستی، دوستم داری دوستت دارم. همه را در لفظ مامان آورد. یعنی هم رب و هم اله را و هم ملک را در لفظ بابا یا مامان که صدا می کند در هر سه هست. من شرالوسواس الخناس الذی یوسوس فی الصدور الناس از وسوسه هایی که من را شل و سست می کند غمگین و غصه دارد می کند کسل و تنبل می کند به شک و تردید می اندازد پناه می برم. بعدی اش فوق العاده قشنگ است: قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق، از شر هر چی خدا خلق کرده من به رب فلق پناه می برد بازهم ربوبیت است. درست است. من شر ما خلق هر چی خدا خلق کرده برای من شر دارد ممکن است برای من مانع ایجاد کند من را غافل کند از حیثیت و انسانیتم از هدف خلقتم پناه می برم. اینها فوق العاده است اگر کسی اینها را صبح بگوید مگر کس دیگر می تواند این را ببندد یا جادو و سحر کنند. دیدید الان مد شده من را بستند جادو کردند این دیگر نهایت بی عرضگی توست تو خدا را داشته باشی اهل بیت را داشته باشی ملائکه پیشت باشند یک آدم پیزوری و فلانی رفت به یک کسی گفت برای من دعا گرفت را من را بسته این دیگر واقعا بی عرضگی توست که کسی برود و با تو این کار را با تو بکند اکثر شان توهم و دروغ است هرگز چنین اتفاق نمی افتد. توهمات ماست بعدش هم یک درصدی هم شد آدم خیلی قوی می باشد ما یک عالم پشتیبان قوی داریم هم می توانیم خود را واکسینه کنیم و هم می توانیم خودمان را غلبه بدهیم بر همه این قدرتها. پناهندگی همه ی غصه های ما را برطرف می کند یک کسی که اللهی دارد که دوستش دارد، هم اله اش است هم ربش است هم ملکش هست این چرا غصه می تواند داشته باشد در دنیا یک کسی که با اله و رب و ملک خودش کاملا صمیمی است و در ارتباط است مگر این که ارتباط نداشته باشی شما در کشور خودت هستی امنیتت بیشتر است یا وقتی می روی یک جایی که کشور تو نیست هیچ چیز نمی دانی از قوانینش و هیچ کس نمی شناسدت و هیچ کس را نمی شناسی کجا؟ داخل کشور امنیتت بیشتر است در مملکت خدا با خدا با صاحب مملکت رفیق ودوست و آشنا هستی روز چند نوبت می توانی با او خصوصی صحبت کنی و ارتباط داشته باشی اضطراب و ترس و غصه هایت برای چیست همه ی اضطراب ها و ترس ها و غصه ها و شکست ها زمانی می آید سراغ ما، که ما رابطه مان با حاکمیت قطع می شود یعنی با الله. حال دقت کنید. از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: انس خوب خادم پیامبر است می گوید که کان رسول الله پیامبر این طوری بود که یتعوّذ من ثمان همیشه پناه می برد به خدا از هشت چیز خدایا من از اینها به تو پناه می برم این جمله ای که قدیمی ها هم دارند تا اتفاقی می افتد می گویند پناه بر خدا. حرف قشنگی هم است که انسان حواسش باشد که با این که فارسی هم است و دارد می گوید درست بگوید پناه بر خدا. پناه می بریم بر خدا. این اتفاق می افتد خدا کمکش می کند. ببینید الهم هم را در فارسی غصه تعریف می کنند ولی غصه نیست (همّ) دغدغه است دغدغه هایی که ذهن ما را مشغول می کند و نگه می دارد حالا با این دغدغه ها می گوییم غصه ام شده این دغدغه ام شده، این گیر روحی ام شده، والحزن خود غم، خود غم گفتیم حزن فارسی می توانیم ترجمه اش کنیم اندوه، که می آید می گیرد، آدم از اینها به خدا پناه ببرد. خدایا من دغدغه های الکی نداشته باشم ذهنم آزاد باشد راحت باشد شفاف باشد قوی باشد، دیگر چی، غم نداشته باشم در دوره ای که توضیح دادیم والعجز خدایا ناتوان نباشم پناه می برم به این که از یک آدم ضعیف و ناتوانی باشم در همه مراحل از جسم بگیرید شما تا روح و خیال و وهم و عقل و فوق عقل و همه بخشها، خدایا از این به تو پناه می برم که یک آدم ضعیفی باشم. والکسل این خیلی وحشتناک است شاید از همه بدتر است چون منشأ همه غصه ها هم همین است تنبلی، کسالت که گفتیم در بخش تنبلی توضیح دادیم 60-70 جلسه این را توضیح دادیم به همان مباحث تنبلی مراجعه کنید. به اسم تنبلی و بی حوصلگی. فرمود کلید بدبختی های انسان دو چیز است در دنیا و آخرت تنبلی و بی حوصلگی، امام باقر علیه السلام این دوتا خیلی وحشتنا ک است آدم روح تنبلی و بی حوصلگی بیاید سراغش. والبخل انسان بخیل شود. چون گفتیم در هر 5 مرحله اگر قبلاً قاعده اش را گفتیم اگر کسی می خواهد از منشأ بینهایت در مراحل مادی گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی روزی بیشتری داشته باشد باید خروجی بیشتری داشته باشد نسبت به بندگان خدا. هر چه شما اهل انفاق هستید خروجی بیشتری دارید در جنبه های مختلف برای بندگان خدا برای خانواده ات پدر و مادر، دوستان همسایه ها و غیر هر چی بیشتر می ریزی پای بقیه، در دریافتت از بالا چی می شود؟ بیشتر می شود. لذا امام باقر علیه السلام یکی از گله هایش از شیعیانش این است که چرا شما نمی آیید با صدقه خودتان را ثروتمند کنید. شما هر چقدر خروجی مال تان بیشتر شود ثروت تان هم بیشتر می شود. یکی از راه های ثروتمند شدن از نظر مادی یا از لحاظ بخش های دیگر این است که انسان نسبت به بندگان خدا خروجی داشته باشد. یعنی آدمی باشد که بقول حضرت مسیحی واجعلنی مبارکا اینما کنت آدم مبارکی باشد در روایت داریم المؤمن منفعه مؤمن شخصیتا منفعت است اصلا خود شخصیتش منفعت است می فرماید ان چقدر قشنگ است این ان ما شیته ما نفعک اگر با او همراهی باشد در کار به تو سود می رساند مؤمن. مؤمن چون خودخواه نیست و قاعده هو انت رارعایت می کند همیشه خروجی هایش به نفع توست وقتی همراه توست سرت کلاه نمی گذارد دروغ نمی گوید به تو سهم خواهی اضافه نمی کند مؤمن. خودخواهی ندارد. إن شاورته نفعک حدیث نبوی است اگر با او مشاوره کنی به تو سود می دهد. یعنی مشورت درست به تو می دهد حتماً. دقت کردید. مشورت درست به تو می دهد. از تجارب خودش نمی گوید بگذار این هم مثل من دچار شوند و بدبخت شوند می گوید شما مثل من نشوید این مسیر را نروید. واقعاً صادقانه در اختیار دیگران می گذارد بخیل نیست در دادن اطلاعات و مشاوره به دیگران، حتماً مشورت خوب می دهد و ان شارکته نفعک اگر با او هم مشارکت کنی در شراکت هم نفع می رساند. مؤمن این طوری است همه چیزش خیر است مبارک است. ولی بعضی ها نه 60-70 سال عمر می کنند فقط خودش است و خانواده اش، اصلاً خروجی برای هیچ جا و هیچ کس ندارد. همین خودش است و شوهرش و بچه هایش و همه اش همین است یعنی پیله را بسته دور خودش و همین جور خفه کرده خودش را. همینطوری این شوهر و این بچه ها شده قبر این زن. این زن در این قبر دارد می میرد دیگر. مرده خیلی زود. یا در یکی از این کمالات چهارگانه اینها می شوند قبرهای آدم، آدم را له می کنند و دفن می کنند خروجی این آدم ندارد. یک کسی می بینی دکترا دارد بی برکت است. یک کسی لیسانس دارد این لیسانسش از صدتا دکترا خیر و برکتش بیشتر است. یک کسی کارگر است یک آدمی است یک میلیون، 900تومان 700 تومان دو میلیون حقوقش است. ولی خیر و برکت این از یک آدمی که ترلیاردر است مبارک بودن برکت بودن و مبارک بودن خیلی مهم است. انسان برای نظام خلقت خروجی داشته باشد برای مخلوقات الهی حتی حیوانات و گیاهان دائما خروجی داشته باشد. نخورد هی حبس کند در خودش، بگذارد رد شود از تو خودش، شما هرچه رد می کنی از توی خودت رزقت بیشتر می شود قوانینش را قبلاً توضیح دادیم دیگر توضیح نمی دهم در حد اشاره گفتم باید خروجی انسان برکت داشته باشد برای همه کس. هو أنت یعنی تو هستی. اینها را توضیح دادیم قبلاً او خود تو هستی با هر کس معامله می کنی او تو هستی جایتان را زود عوض کنید. زن وشوهر جای شان را عوض کنند. ببین اگر من جای شوهرم بودم، دوست داشتم که شوهرم با من چطوری رفتار کند جایتان را عوض کنید سریع من اگر جای بابایم بودم جای مامانم بودم جای رئیسم بودم جای ارباب رجوع بودم این کسی که آمده در خانه ما، این فقیری که الان دارد با من حرف می زند اگر خدا جای ما دوتا را عوض می کرد من دوست داشتم این آقا با من چطوری رفتار کند. فروشنده با خریدار، خریدار با فروشنده، همه این هو أنت را رعایت کنند تند تند جایتان را عوض کنید بعد رفتارتان دقیق و ریاضی است. بخل خیلی خطرناک است در روایت داریم بخل تمام زشتی های همه ی گناهان و بداخلاقی ها در خودش جمع کرده، یعنی شما همه ی بدی ها را جمع کنی البخل جامع لمصابع العیوب جمع کننده زشتی های همه ی عیبهاست. یعنی جرثمه ی زشتی و پلیدی و بدی همه می شود آدم خسیس. آدم بخیل. خیلی خطرناک است آدمی که شجاعت خروج و مصرف ترس دارد اعتقادی به خدا و برکت ندارد. این به این که مرکزی که 20 درصد می دهد اعتماد دارد ولی خدا می گوید که من یک درصد تا 70 درصد سود می دهم قبول ندارد. اعتماد ندارد. به خدا اعتماد ندارد که من بدهم برای خدا قرض حسنه بدهم و سود هم نگیرم یا انفاق کنم برای دین خدا برای امام زمان انفاق کنم می ترسد اعتماد ندارد ترسش رفت خیر و برکت می آید سراغش. در ارتباط تان چطور برای زن و بچه تان هزینه می کنید برای شوهرتان برای کس دیگر، آدم در ارتباطات با دین چرتکه نیندازد یعنی دین خدا مکتب اسلام برطرف کردن موانع ظهور به خروج ماست در هر 5 جهت و خرج شدن ماست خرج شو وقف شو. چقدر قشنگ می گوید پیامبر، طوبی لمن حبس نفسه فی سبیل الله خوش به حال کسی که خودش را حبس کند و وقف کند برای خدا. از مالش بگیر تا همه بخش هایش را بریزد پای معشوق پای آسمان و پای خانواده آسمانی عاشقانه هزینه کند نه چرتکه بیندازد عاشقانه هزینه کند. آن موقع است که خدا هم عاشقانه می ریزد پایش. بخل خیلی خطرناک است طرف آب خریده بود رفته بود خانه گفته بود این غلیظ است یعنی یک چیزی باید قاطی آب بزنیم بخوریم حیف است این را همینطوری بخوریم. خوب، ولجبن جبن که خودش ریشه همان بخل است. ترس، خدایا من به تو پناه می برم که ترس بیاید سراغم، آدم ترسویی باشم. آدم های ترسو رشد نمی کنند. ضربه می زنند به خودشان روح شان را دائماً در عذاب نگه می دارند گفتیم قبر ما نفس ماست و نفس ما قبر ماست شما هر چقدر در نفست ترس باشد فشار و ترس شب اول قبرت وحشتناکتر است. وحشت قبرت بیشتر است. هر چی به عشق خدا و اهل بیت شجاع باشی، ترس های زندگی را کلاً بگذاری کنار از هیچ چیز نترسی، قبرت هم قبر خوبی است ترس در آن نمی آید ولی تو به میزان ترس ها و رنج ها و زودرنجی ها عصبانیت ها حساسیت ها غرو نق هایی که زدی فشار قبر بیاید سراغت، تو نفس را ترساندی قبر خودت را داغان کردی. چون قبر ما ظهور نفس ماست. اینها را در بحث های معاد توضیح دادیم شما وقتی وارد برزخ می شوی وارد باطن خودت می شوی وارد ملکوت خودت می شوی. مثل بچه بچه که می آید در این دنیا، واقعا وارد دنیا می شود یا نه؟ از نگاه و دریچه کارهایی که در رحم مادر انجام داده به رحم دنیا می آید. بله؟ بچه جهان را از دریچه چشم خودش و زحمات نه ماهه خودش می بیند یا نه دنیا را خالص می بیند؟ خالص نمی بیند. یعنی اگر مریض باشد او درد می بیند با این که در دنیا دردی وجود ندارد ولی این درد می کشد چون این تطبیق نیاورده. خود این مشکل دارد. اگر یک چیزی را تار می بیند بچه تا چند پدر و مادر را تار می بیند آیا پدر و مادر تارند؟ این مشکل دارد این باید تا تاری اش برطرف شود زمان می برد پس ما وقتی وارد برزخ می شویم هر بلایی سرمان بیاید از لحظه مرگ به بعد وارد خودمان می شویم. باطن خودمان آنجوری که در دنیا ساختیمش. حالا هر چقدر تو در اینجا شاد هستی آرامش داری راحت هستی خیر داری بخشنده هستی آرامی آن طرف هم همین داستان ادامه دارد. هرچقدر کینه ای غصه اضطراب ترس ناامیدی سراغت می آید افکار منفی سراغت می آید همه اش در قبر گیرت می افتد ولی در شکل برزخی اش گیرت می افتد وقتی عصبانی هستی پرخاشگر هستی درنده هستی می دری آنجا گیر سگ و گرگ های آنجا می افتی چون نیش در روایت داریم آنجا عقرب هایی است که وقتی انسان را می زنند انسان برای اینکه خنک شود خودش را در سرب مذاب می اندازد. این باطن عقرب گونه ی خودت است جانشان را آتش می زدی. زنت را شوهرت را بچه ات را پدرت را مادرت را همیشه نیش داشتی همیشه کینه داشتی همیشه حقارت دیگران برایت مهم بوده همیشه از آزار و اذیت دیگران لذت می بردی. خیلی خطرناک است عقرب برای همین هم امام علیه السلام فرمود خداوند حیوانات را از انسان خلق کرده انواع این همه حیوانات که شما می بینید شکل های مختلف انسان است سگها مارها عقرب ها گرگ ها کلاغ ها روباه ها آدمی که مکار است آنجا شکل روباه محشور می شود. باطنش این بوده باطن خودش آدمی که هی سر دیگران کلاه می گذارد حقه می زند این طوری است. پس ترس این طوری است دائما هی اضطراب داری اضطراب یک کار بی منطق است یک کار بی اساس است یک چیز دروغ است ترس و اضطراب دروغ است. ما هستیم که با محدودیت خودمان عالم را همه چیزش را ترسناک می کنیم. هی می گوییم این ترس دارد نکند من فردا بمیرم نکند من تصادف کنم نکند این طوری شود یک سره افکار منفی، می بینید این همه اش ترس دارد. خوب حالا ممکن است، دنیا ذاتش رفتن است، مثل یک پل است نکند من از پل رد شوم نکند پل تمام شود. برای همین تونل نکند تمام شود تونل اصلا برای همین است که شما رد شوید دنیا شما آمدید که رد شوید یعنی همه می آیند دارالممر است محل خانه ی گذر است باید از آن رد شد همه رد می شوند ترسش چیست اضطرابش چیست، چه ترسی دارد رد می شویم کجا می رویم خوب، می رویم یک جای بهتر و قشنگتر و ماندگارتر و شیرین تر و مهربان تر و یک جای بهتر می رویم. همیشه آدم یک جای بهتر می رود از رحم مادر آمدیم یک جای بهتر نیامدید؟ از دنیا می روید یک جای بی نهایت قشنگ تر از این جا مهربانتر از این جا زیباتر از اینجا رحمتش 99 درصد بیشتر از اینجاست. ترسش چیست پس الان. حالا گفتند سرطان داری چرا اینقدر ترس برت داشت. چند وقت پیش آقایی آمده بود اضطراب گرفت بچه اش آمده بود خودش هم سن من بود به او گفت بابایم مضطرب شده ما ناراحتیم افسردگی دارد گفتم بابایت مشکلش چیست، گفت بابام بهش گفتند سرطان داری گفتم چند سالش است گفت 80 سال. گفتم 20 سال بابایت قاچاقی زندگی کرده فرمود 60 سال به بالا قاچاقی است بالاخره بعد 80 سال آدم یک چیزی ببرد آن طرف این اضطراب گرفته اش نکند من بمیرم. اصلاً داستان را متوجه نشده که اصلاً ماجرای آمدن اینجا، اصلاً نفهمیده داستان آمدن دنیا چیست، داستان را متوجه نشده، مسئله اصلا چیست. با یک کسی گفتند مادرت مرد ما یک خبر بد می خواهیم بدهیم گفت بگویید گفت مادرت مرده گفت نه شما نمی خواهید به من بگویید گفتند خبر بد همین است که مادرت مرده گفت نه شما دارید از ما پنهان می کنید نه همین بود دیگر. همین وفات بود. خوب حالا این بعد از 80 سال ترس دارد گفتم خواهر من شما که بابایت افسردگی دارد همسن من هستید من سال 80 سرطان داشتم یعنی من آن سرطان خونی که دکتر گفت برو بمیر این طوری است. یعنی چی این چیست که ما ترس داشته باشیم. اضطراب بگیرد ما را برای چی. بسیاری از اضطراب ها و ترس های ما عقلانی ندارد ما ترس هایی داریم عقلانی است ترس عقلانی اضطراب زا نیست. اما ترس هایی که از توهم ناشی می شوند شیطان می زند تمامش اضطراب زاست یادتان است انواع غصه ها را خواندیم گفتیم ما ده نوع غصه داریم که غصه های شادی آور است غم است اما از نوع شادی است. شادی می آورد برایتان. که این هارا در بحث رشد و قدرت و شکر و توکل و بحث رضا کامل توضیح دادیم به آن مباحث مراجعه کنید. در همین مباحث خودمان هم زیاد گفتیم و غلبه الدین خدایا من پناه می برم از این که بدهکاری هایم زیاد شود، غلبه کند به وضعیت درآمدی من. این دارد سبک می کند به شما، وقتی می خواهید به کار اقتصادی وارد شوید باید یک جوری وارد شوید که غلبه دین نداشته باشید یعنی همه چی را یک دفعه نبرید آنجا چون فرمود دین پیر می کند آدم را. انسان وام می گیرد معقول وام بگیرد یک جوری نباشد که کمرش را بشکند هوس هایش را کم کند قناعت کند یک جوری نباشد که بخاطر افزایش هوس ها و آرمان و آرزوهای الکی امل دیگر امل پدر انسان را در می آورد آرزو، هی آرزوهای زیاد رقابت ها و چشم و همچشمی ها و دائماً هم بدهکار تا آخر عمر. چون می خواهد خودش را با چند نفر تراز نگه دارد رقابت دارد با جاری اش با باجناق و خواهر و برادر و همسایه و رئیسش با کارمندان دیگر، این دائماً دررقابت است لذا همیشه هم بدهکار است. می گوید خودم پناه می برم به این که من در زندگی همیشه بدهکار باشم. و غلبه العدو غلبه ی دشمن، پناه می برم به این که، خوب این پناهندگی یک بخش دارد بخش اصلی اش چیست یک بخشش دعاست پناه بردن و بخش دیگر این است که تو طراحی های لازم را برای این کار بکنی. شما اگر از غلبه ی دشمن می ترسی پس باید نسبت به دشمن در بخش اقتصادی که آقا می فرماید با اقتصاد مقاومتی این است دیگر در بخش سیاسی می ترسی بخش نظامی می ترسی اندازه کافی قرآن همین را می گوید و اعدوا لهم ماالستعطم من القوه و من رباط الخیل ... عدوالله و عدوکم فرمول قرآنی است اعدوا یعنی آماده کنید و اعدوا لهم من استطعتم علیه دشمنان تان تا آنجایی که می توانید به قدری سلاح آماده کنید که نخواهند حمله کنید چون ما حمله و تجاوز نداریم در اسلام برای کشورگشایی و اهداف مادی که تجاوز است این اصلا. جنگ در اسلام وجود ندارد جهاد داریم جهاد هم برای اهداف چیست؟ مال اهداف مقدس است. اهداف انسانی است نه اهداف طمعی. هیچ کدام از این چهارتا جنگ نداریم ما. ترهبون به عدوالله و عدوکم دشمنان خدا و دشمنان خودتان را بتوانید بترسانید بازدارندگی داشته باشد که فردا هوس و طمع غلبه بر شما را نداشته باشند. اگر بخواهید اسلحه به اندازه کافی نداشته باشید و کار نظامی به اندازه کافی نکنید نیروی نظامی کافی نداشته باشید دشمن طمع می کند به شما حمله کند. دشمنی که الان شما می بینید هر وقت با ما حرف می زند در هر چیز می گوید گزینه نظامی رو میز است یعنی می زنیم و هر جا هم توانستند زدند آن جایی هم که نزدند می ترسند آن جایی که توانستند به مظلوم رحم نکردند، همه جای دنیا این طوری است. غلبه دشمن در بعد اقتصادی می ترسید پس خودتان بجنبید و کارهایی بکنید ما یک زمانی که کشور اسلامی تحت حاکمیت غیر کشورهای اسلامی بودند از نظر مسائل اقتصادی و مالی بعد یک تهدید خیلی وحشتناک کرده بودند که ما چه کارتان می کنیم آمدند به امام باقر علیه السلام گفتند امام باقر گفت سکه های خارجی ها را مثل الان که می گویند دلار را از دور خارج کنید راحت شوید. خیلی ها که شیفته ی دلار هستند نمی گذارند. مسئولین خودمان خیلی هایشان مشکل دارند به قول این استاد می گفت که سی سال است مسئولین ما می خواهند جمهوری اسلامی نابود کنند مردم نمی گذارند. خوب این طوری است. خوب امام گفت آقا شما بیایید از شر این حاکمیت پول خارجی راحت شوید. امام باقر گفتند چه کار کنیم گفت سکه بزنید اصلا طرح سکه اسلامی و استقلال کشورهای اسلامی در سکه در پول با امام باقر بود امام باقر طراحی کرد سکه را و دستور داد سکه زدند و طلا نقره زدند و استقلال مالی پیدا کردند و آن سیطره اقتصادی دشمن را از بین بردند در هر بخشی که می ترسی دشمن به تو غلبه کند قبلا خودت را قوی کن. الان شیطان وسوسه می کند خوب شیطان وسوسه می کند باید راه های وسوسه اش را بشناسی بحثی ما در دشمن شناسی داریم حمله جلو عقب چیست حمله جلو چیست حمله راست و چپ چیست الان که یک چیز دارد من را غصه دار می کند یا خواب بد دیدم یا افکار منفی دارم بدانم کدام حمله دارد به من می شود چون مال خودم نیست و حالا باید چطوری این را دفعش کنم. پس مسلط شو روی این. حالا علیه این شیطان هم از خدا و معنویت قوت بگیر که بتوانی شاد و آرام زندگی کنی. خوب بس است وقت مان تقریبا تمام است ان شاءالله از ماه رجب عزیزان استفاده کنند ما سالهای قبل مفصل راجع به رجب صحبت کردیم در کانال هم هست. ما به هیچ وجه به خانواده ها و مردم توصیه نمی کنیم که به فضای مجازی بروند ولی آنهایی که دیگر حالا کلاس دارند می خواهند بروند در فضای مجازی کانال را بروند به بقیه هم معرفی کنید آنجا خیلی از سوالات و مشکلات برطرف می شود.

والحمدلله رب العالمین.