جلسه 070 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
70
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
10
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 070 - راه‌های مبارزه با غم

غم (جلسه 70) 18/10/95

بحثمان درباره راههای برطرف کردن غم بود، گفتیم که یکی از راههای برطرف کردن غم این هست که انسان به سراغ مسب ال اسباب برود ما بطور طبیعی وقتی که غمی به سراغ مان می آید وقتی که ناامید می شویم از اینکه بتوانیم کاری بکنیم به سراغ کسانی می رویم که از آنها کاری برمی آید مثلا ما وقتی که در جنبه جمالی مان دچار مشکل مادی و مالی می شویم به بن بست می خوریم می گوئیم که بروم سراغ چه کسی که بتواند به من کمک کند اولین کسانی که انسان به ذهنش می رسد که بتواند کمک بکند تو جنبه های مالی چه کسانی هستند ،کسانی که انسان با آنها رابطه عاطفی خوبی دارد ،مطمئنی که دوستت دارند و قبولت دارند و چشم دیدن سختیها را در تو ندارند ،آنها که این پیوند عاطفی را با آنها داری ذهن انسان به طور طبیعی و معصومانه اول می رود سراغ چه کسانی ، سراغ این طور افراد که عبارت است در درجه اول چه کسانی ،پدر،مادر،برادر خواهر ،عمو و دائی ، خاله ، عمه این چیزی است که انسان طبیعی است یا اگر نداشته باشد اول چیزی که ذهنش می آید دوستهای مهربانی است که دارد که می داند آنها می تواند توی این مشکل یاری کند حالا اگر دوست نباشد تازه می رود سراغ غریبه ها ،غریبه ها را همان طور تقسیم بنددی می کند که احتمالا کدامشان به من ،آدم خوبی است،آدم مهربانی است ولو من را نمی شناسد کدامشان ازش کار برمی آید توانائی دارند ،مهربانند،خوبند خوب این آدم را توی ذهنش می پروراند ، شناسائی مکند و بعد به سراغ اینها می رود تا اگر این را پیدا نکرد می رود سراغ غریبه ،غریبه مثلا بانک می رود از بانک درخواست می کند ، در جنبه گیاهی هم همانطور هست در جنبه گیاهی ، انسان مثلا ممکن است مریض بشود، شما وقتی مریض می شوی درمانهای خودت موثر نیست از کی کمک می گیری، ازکی کمک می خوای از پزشک دیگر، شناسائی می کنی برم ببینم کدام پزشکها هستند که بهتر هستند،برم مشکل جسمی را در میان بگذارم ، که حل کند مشکل گیاهی من را یا در بخش حیوانی انسان ممکن است د ربخش کمالات جنسی حیوانی به مشکل بخورد یا د ربخشهای عقلی همانطور، خداوند تبارک و تعالی می گوید« قل ما یعبعوا بکم ربی لولا دعاکم » به همه بندگانم بگو اگر دعای شما نباشد ، پروردگار من به شما هیچ عنایتی نمی کند ،یعنی انسان باید برود به سراغ کی؟ مسبب السباب ، اول برود به سمت خدا در روایت داریم بلائی که انسان وقتی دچارش می شود توی ذهنش نمی آید که برود از خدا بخواهد توذهنش آدم ها اول می آیند، آن بلا خیلی طول می کشد، به راحتی حل نمی شود، ولی وقتی که با مشکل روبه رو شدی رفتی یکسره سراغ مسبب اسباب نه اینکه کارهای قانونی وعقلانیش را انجام ندهی آنها را انجام بده ولی از خدا کمک بخواه برای حل زندگی و مشکلاتت ،از دعا کمک بگیر که دعاء معجزه می کند،واقعا خیلی معجزه می کند یک توصیه هست امام علی (ع) به امام مجتبی(ع) می کند می گوید:« ولم ان الدی بالیدهی الخزانه السماوات والارض قد اذن لک فی الدعا» آن کسی که خزیبه ها آسمان و زمین به دستش است به تو اجازه داده که باهاش حرف بزنی از او بخواهی « اذن لک » این چیزی است که ما واقعا قدرش را نمی دانیم یعنی از عظیم چیزهائی که نصیب مان کرده « ومن اذن نعم العلینا» جریا ن وذکر« علی السنتنا » از عظیم ترین نعمتهائی که خدا به ماداده این است که به ما اجازه می دهد که باهاش حرف بزنیم حالا یا دعا بکنیم یا نه عشق بازی بکنیم ،حرف بزنیم ،ذکر بگوئیم ، کنارش بشنیم،درد دل بکنیم، یا نه قربان صدقه اش برویم ، رابطه دیگر ی باهاش داشته باشیم هیچ کس توی زندگی ما هیچ کس نیست که اینطوری به ما اجازه ورود بدهد، توی دسترس باشد،در را نبندد، حوصله اش هم از ما سرنرود ما نزدیکترین کسانمان که پدر و مادرمان هستند،حوصله اشان ممکن است از ما سربرود، یک وقتی دارند،یک قانونی دارند توی شرایطی می توانند مارا بپذیرند ،تنها کسی که بی نهایت در خانه ا ش به روی ما باز است، و بدون هیچ معطلی ای نوبت نمی دانم تحدید زمانی می پذیرد ما را خداوند تبارک و تعالی است که قدرش را نمی دانیم زمانی ما قدر این نعمت را می دانیم که دیگر دستمان از این دنیا کوتاه شده است ،سلطنت خدا توی نظام برزخی و قیامتی هویدا شده بعد تازه تو می گوئی ای بابا من با این سلطان چه روابطی می توانستم داشته باشم ،چه برو و بیاهائی می توانستم داشته باشم ، چه رفاقتی می توانستم داشته باشم ،بعضیها توی دنیا اینقد رزیرک هستند به قول یکی از بزرگان پارچه ور مالدیم پارچه و رمالدنی ترین آدمها کسانی هستند که با خدا رفیق می شوند یعنی چی ،یعنی کدخدا را ببین ده را بچاپ خدا اینطوری است دیگر،خدا دنیا را می دهد دست کسانی با او رفیق اند، در روایات داریم خدا رفیقهاش را روزقیامت اصلا نمی آورد توی صحنه قیامت اینا که دوست خدا هستند شما بیایید بریم همینجا کنار من بیائید اینجا اصلا نروید توی آن صحنه خوب نیست شما رفیق های منی اینقدر خدا رفیق باز است اصلا یکی از اسمهائی که خدا دارد خیلی هم خوب است انسان این اسم را بکار ببرد ، ذکریا رفیق است که خدا با او رفق و مدارا داشته باشد،باهاش راه بیاید و باهاش دوست بشود ،یا حبیب خیلی عالی است، یا رفیق اسم خیلی قشنگ هست،اینها خیلی اسمهای زیبائی هست .

خیلی اسمهای زیبائی خدا توی این ضمینه دارد،« یا ذخرالمعدمین» یکی از ذکرهای قشنگ هست ذخیره کسانی که هیچی ندارند تو همه چیز بیچاره ها هستی ،همه چیز بیچاره ها، این خداست می گوید من هستم کنارتان تنهاتونم نمی گذارم، با من هم عزیز هستید احتیاج به عاطفه هیچ کس ندارید ،گدائی عاطفه کسی را نمی خواهد بکنید خودم دوستت دارم، خودم بی نهایت محبت می ریزم پات.

«یاخیرمن خلابه وهید و آوا علیه الطرید» ای کسی که ،بهترین کسی که آدمهای تنها به او پناه می برند و ای بهترین کسی که آدمهای طرد شده می توانند با او انس بگیرند، با او خلوت کنند ،این خداست ، می پذیرد ما را ، نه فقط برای حاجتها ی این بخش این خوب نیست ما فقط بریم پول بخواهیم،شفاء بخواهیم، یا شوهرو زن بخواهیم، بچه بخواهیم یا بگوئیم نمی دانم لیسانس قبول بشوم،دکترها قبول بشوم، از این چیزها ،قشنگترین رابطه این است خودت با خودش داشته باشی به عنوان معشوق اصلیت،الهت مگر نمی گوئی لا اله الله دونفر که همدیگر را دوست دارند بیشترین چیزی که نیاز دارند چی است ، تهائی با هم بودن ، این باهم بودن اشباء می کند انسان را ،پر می کند انسان را ، غنی می کند انسان را، غنی می کند انسان را ، با شخصیت می کند انسان را، عزیز می کند انسان را ، قبلا به شما گفتم دیگر آن خانم گفت چی؟ گفت دوست دارم شوهرم بیشتر من را دوست داشته باشد پیامبر چی به آن گفت ،گفت برو نماز شب بخوان پس ، یعنی برو عاطفه بالا را بگیر، آن را که بگیری خدا خود به خود به تو محبوبیت می دهد، لازم نیست کاری بکنی که بقیه دوستت داشته باشند، وقتی با خدا دوست هستی بقیه دوستت دارند، «ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعاوا الهم الرحمان وددا» آنهائی که اهل ایمان هستند وعمل صالح ،خداوند خود به خود محبوب شان می کند، یعنی نمی شود دوستش نداشته باشیم،این طوری نیست که بگوئی که حالا می روم دماغم را عمل می کنم ،آرایش می کنم این کار می کنم،آن کار را می کنم شوهرم بیشتر عاشقم باشد ، تو برو به کانون آرامش ،شادی ، محبوبیت، نورانیت اتصال داشته باش خود به خود خدا« سیجعاوا الهم الرحمان وددا» آن عشق را می دهد ،محبت را می دهد، گاهی وقتها خود انسان ضعف عاطفه دارد اصلا یعنی نمی تواند زنش ،شوهرش ،بجه اش ، خانواده اش را دوست داشته باشد، قاعده چی بود یادتان هست گفتیم هر چقدر آدمیت یک آدم بیشتر بشود، عشقش به همسرش بیشتر می شود، پیغمبر فرمود: نه فقط همسر ، خانواده همسر، همسایه ها نمی دانم دوستان، کافرها حتی نمی دانم اشیاء ،جمادات،حیوانات، گیاهان همه چیزآدم مهر پیدا می کند، چون گفتیم قرب الله یعنی چی؟ قرب به اسماء الهی ،مهمترین اسم خدا چی بود؟رحمان بود، پس شما وقتی قرب پیدا می کنید رحمانیت در شما زیاد می شود، دیگر مشروط کسی را دوست نداری که اگر آن به من محبت کرد، اگرآن دوست داشت منم دوستش داشته باشم نه تو می شوی یک کس شبیه خدا، که بدون نیاز افراد را دوست داری، بدون که به آنها نیاز داشته باشی ، گداشون باشی ،آویزین شان باشی دوست شان داشته باشی ، ازشون توقعی داشته باشی می توانی به ایشان مهر بورزی، دیگر کینه ای در دل تو نمی ماند، دیگردلت مشکلی ندارد،دلت درگیرمسائل خاله بازی زندگی نیست، چون این اینجوری کرد دیگر من بدم آمد دیگر حالا کینه دارم دیگر نمی توانم فراموش کنم تو کلا از هیثیت زنانگی و مردانگی در می آئی به هیثیت چی می رسی انسانی می رسی، علاقه هات دیگر ،عشق و محبت ، عواطف دیگر که پای افراد می ریزی از جنس الهی است ازجنس انسانی است نه از جنس زنانگی و مردانگی که از جنس حیوانی هست،اینطوری دیگر نیست خیلی زیباست بدان آن که خزائن آسمان و زمین دستش است به تواجازه داده بروی دعا کنی آن که همه چیز دستش است گفته است به من نزدیک بشود

ر» باز کرده برای تو در چی را در توبه را باز کرده  

قبلا هم صدبار این را گفته ایم که آدم شصت سال هم گناه بکند، شصت سال هم گناه بکند، به قول امام رضا(ع) شصت نفر را بکشد به قول خدا رحمت بکند مرحوم حق شناس هفتاد تا پیغمبر را هم بکشد باز راه توبه برایش باز است این راه خداست ،خدا به هیچ وجه در را روی کسی نمی بندد به هیچ وجه تمام است گفتم یزید هم که به امام سجاد گفت می توانم توبه کنم ،حضرت گفت بله راست هم گفت دروغ هم نگفت ولی یزید خودش نتوانست بیاید توبه کند والا حضرت فرمود اگر تو توبه بکنی بله،این خداست پس باز کرده در برگشت و در پوزش طلبیدن را عذر خواهی کند ازاو به خاطر این که باهاش بد رفتار کردی روشش را نرفتی سبک زندگیش را نگرفتی دستوراتش را اجرا نکردی نافرمانی کردی ، نامحرمی را به دلت راه دادی غیر از خودش چون آن معشوق اصلی ماست دیگر اله ما کیه اله ما نه اله این خانم و آقا اله کی اله من ،اله انسانی من اله بخش اصلی من، الله است خودت هم که می گوئی

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ » این اله را گم بکنی توی ازدواجها ی چهار گانه انسان شکست می خورد یعن تو ازدواج های مالیت خیر نمی بینی ، این مال می شود بلای جون خودت ،خانواده ات و فرزندانت، بیچاره ات می کند،پیرت می کند، آخر هم هیچی ازآن خیری نمی بینی، بعد هم گرفتاریهای آخرت دارد ،تو ازدواج ها ی گیاهی ات خیر نمی بینی آدم تو ازدواج های حیوانی با جنس مخالف به هزار بک جور گرفتار ی تو فعالیتهای علمی اش هم همینطور آن هم نکبت می شود برای آدم دردسر می شود ولی انسان وقتی ازدواج اصلی با الله را خوب انجام بدهد همه چیزها درست می شود ،همه چیزها شاد می شود، آرام می شود، همه چیز قشنگ می شود « و اذا نادیه السمع النداک »اگر صدایش کنی ،ندا کنی خدا را می شنود صدای تورا واذا ناجیه علم نجواک» ندا صدا دار است ،آی خدا فریاد است این را می گوئم ندا، نجوا نه بین خودت و خدا آهسته انسان یک موقع سرش م یکندزیر پتو با خدا حرف می زند مثلا یک گوشه ای می نشیند آهسته نجوائی می کند آنجا «علم النجواک کنارت هست

  «ف افضیه علیک بهاجتک و ابصسته ذاته نفسک شکرت علیه حمومک و ستشفکته الغوبک » در خواستت را به آن می گوئی، حاجت هایت را به آن بگو و حرف دلت را آن در دلت را با آن در میان بگذار، شکایت راز دلت را می توانی برای آن آشکار بکنی« ذات نفسک» یعنی آن چیزی که در وجودت هست می توانی پیش خدا بگوئی«و شکرت علیه حمومک » از هم هایت به او شکایت بکنی بگو خدا من گرفتاری الان توی زندگی ام هست تو داری می شنوی و «ستشفکته الغوبک » از آن می خواهی که غصه هات را برطرف بکند این خداست.

آدم صادقانه برود در خانه خدا اینها را بگوید از خدا هم کمک بخواهد مام صادق (ع) می فرماید کان ابی (ع)« اذا هذنه امرو جمعا النساء و سبیان ثم الدعاء و امن» از این کارهائی که ماکمتر بلد هستیم بکنیم می گوید بابام هروقت با یک مشکلی روبه رو می شد چیزی غمگینش می کرد به خانها می گفت بیائید،خانمها را صدا می کرد و بچه ها را که معصوم هستند بچه ها دعا می کرد به آنها می گفت شما آمین بگوئید فرهنگ خیلی مهم هست که ما ازنزدیکترین کس هایمان بخواهیم این کار کار بکنند یکی از بهترین کسانی که شما همیشه می توانید باب الحوائج هستند واقعا آدم می تواند به آنها پناه ببرد والدین هستند اگر والدین یک نفر ازش راضی باشند سریع یک کار گیر کرد یک زنگ بزن به پد رو مادرت بابا مامان دو رکعت نماز بخوان خدا رحمت کند اموات آنهائی که به رحمت خدا رفتند ،حضرت فرمود به رحمت خدا رفتنید الان قدرشون توی برزخ بیشتر است برو سر قبرشان توسل کن مثل اینکه می روی سر قبر امام می روی برو سر قبر بابا و مامانت آنها هم آبرو دارند الان پیش خدا، برو سرقبر پدر و مادرت بگو برات دست بلند کنند ،خیلی موثر است،پدر و مادر هم توی برزخ می توانند نفرین کنند بچه را اگر بچه فراموششان کرده باشد کار آدم هزار و یک جور نکبت و گرفتاری می افتدکه آدم بابا و مامانش را فراموش می کند خیلی اثر دارد هم می توانند دعا کنند، دعا هم بکنند دعایشان مستجاب است، پدر و مادر زنده هستند به آنها توسل کن ، زنگ بزن بابا ومامان امشب ،امروز رفتید حرم برید حرم پاشو همین حالا یک دو رکعت نماز بخوان برای من دستت را ببر بالا دعائی بکن ،دوستان آبرو مند دارد انسان ، از همسرش بخواهد،از فرزندانش بخواهد، از آنها که با آنها رابطه عاطفی خوب دارد بخواهد که برایش دعا بکنند، اینها خیلی موثر است ،دعاهای جمعی فوق العاده موثراست، انسان چه کار بکند دعا بگیرد از بقیه بخواهد که آنها دعا بکنند البته پدر آسمانی مونم خیلی مهم است ، خدا نکند امام زمانمان هم از دست کسی شاکی بشود ،آدم وقتی با قطب عالم رابطه اش خراب می شود اینگا رهمه عالم با آدم خراب می شوند ،اینگار همه عالم با آدم بد می شوند، وقتی با پدر و مادر زمینی بریزی به هم عالم می ریزد بهم با پدر و مادر آسمانی و خانواده آسمانی ات یعنی اهل بیت علیه السلام رابطه ات خراب بشود ،خیلی چیزها خراب می شود توی زندگی انسان، وقتی با آنها دوست هستی امام زمان همه چیز توی دستش است دیگر خدا همه چیزرا داده به امام زمان،آدم می تواند سراغ پدر آسمانی برود به امام زمان بگوید آقا تو برای ما یک دستی بالا بزن ،تو برای ما یک دعائی بکن و خیبلی هم موثراست خیلی،آدم می تواند خیلی از کارها بکند که خود امام زمان برایش دعاکند حل بشود،نشود ما یک موقع رابطه مان را با غیب با آسمان خرابش بکنیم ،بعد حالا بریم سراغ کسی که رابطه مان را باهاش خراب کردیم از او کمک هم بخواهیم مثلا به او می گویند آقا دائی ات خیلی پول دار است تو چرا نمی روی از دائیت کمک بگیرید میگوید نه ما باهم دعوا داشتیم با دائ ام رابطه ام شکر آب است خوب نیست رابطه تان را با غیب با خانواده آسمانی تان نگذارید خراب بشود، تو صلح باشید چون به زودی به آنها می خواهید ملحق بشوید ،خانواده زمینی ما را می گذارند و می روند تمام هیچ کس از خانواده زمینی با تو ماندگار نیستند ،نه شوهرت،نه زنت ،نه پدر و مادرت، نه بچه ها همه می روند ،تومی مانی و خانواده آسمانی ات و ابدی ات پس خوش به حالت اگر رابطه ات با خانواده آسمانی ات قشنگ باشد، خوب باشد ، در صلح باشی ، اگر با آنها در صلح باشی آن موقع است که هم دنیا آرامش داری،شادی داری ،آبرو داری، عزت داری هم آخرت هروقت که هم بری می دانی که داری می روی در آغوش کسانی که بی نهایت بیشتر از پدر و مادر زمینی و همسرت وبچه هایت دوستت دارند،بی نهایت بیشتر از آنها دوستت دارند، این خیلی مهم است که انسان آن طرف را خراب نکند، نریزد بهم آن طرف را، این برای اینکه آن طرف را بهم نریزد چه کار کند به نظرشما ،شما برای اینکه رابطه ات با آسمان قشنگ بشود به بک چیز احتیاج داری ،اینکه با خودت رابطه ات قشنگ بشود کدام خود،خودی که از جنس اهل بیت هست، خودی که از جنس خداست خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه ای را که می گفت ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم ما خیلی وقتها تو ی پرداختن خدا، به معشوق چهار گانه تن اصلی مان را له می کنیم ،فراموشش می کنیم مثل مادری که چند تا بچه دارد یکی را اصلا یادش می رود مثلا به او برسد یادش می رود فراموش می کند نمی رسد به او خدا رحمت کند جوانی بود جوانم هم بود ولی خدا بیامورز دوازده تا بچه داشت تقریبا چهل سال اش بود بعدمی گفتم محمد آقا اینها حسابش را داری بعد گفت چند روزپیش رفتیم مرقد زیارت آمدیم خانه جا انداختیم می بینیم یکی نیست یکی نیست بعد می گفت وقتی می خواهم صدایشان بکنم بلد نیستم صدا کنم می گویم بیا اینجا ببینم اسم توچی بود میگوید فلانی می گویم مثلا برو این کار را بکن ما اینطوری شده ایم ما چسبیده ایم به این چهار تا بچه ها این اصلی را فراموش کردیم نه آب می دهیم نه دانه می دهیم نه ازدواجش را جور می کنیم نه بساط ازدواج اش را با خدا فراهم می کنیم هیچی هرچی ازما می خواهد به او می گوئم تو نه ،تونه ،تونه، خوب اینطوری له می شود آدم من اصلی ومن جاودان تو این است دیگر این من را شما به او برس دنیایت خیلی شیرین و شاد می شود ،این من را تو به او برس از تمام غصه ها و فشارهای روانی تو در می آئی و آخرتت هم قشنگ می شود ولی اگر به این نرسی هم دنیا کوفت می شود هم آخرت «خسرالدنیاو الاخره » آدم باید برای رفقات آسمان فقط باید با خود ش رفیق بشود، خودش را دوست داشته باشد به بلندای ابدیت به جاودانگی عاشق خود ش باشد ، یک دعا بخوانم برایتان از امام صادق (ع)

« لهم صل علی محمد و آل محمد وجعلی فی صلاه ی و دعائی برکه تتهرال علی قلبی» خدایا تونماز برکتی قرار بده که دلم با او پاک بشود،نماز اینطوری می کند با آدم ،دعا هم اینطوری می کند با آدم « و تفرج بها همی » غصه ام برطرف بشود ، دغدغه ام از بین برود و« تسلی بها غمعی » غمم را ساکت کنی ،ساکن کنی از بین ببری، تسلی بدهی غمم را و« تشفی بها صغمی » چشمم را بدنم را با هاش شفاء بدهی «و تعمنوا بها خوفی» اضطرابهای زندگی مان را از من بگیری،ترسها ،اضطرابها یادتان هست دشمن شناسی یادتان دادیم ،بیشتر ترسها یا مال آینده است یامال گذشته ، اضطرابهای گذشته ،غمهای گذشته یا ترسهای آینده می گوید این از دلم بگیر همه را «و تجلوا بها حزنی» به به اندوهم را از من بزدای این هم از دعاهای فوق العاده قشنگی هست که امام دارد .

یک دعا بخوانیم از امام صادق (ع) ثلاث لا یزل دمعه شئعا الدنیا معهن الدعا عند الکربات و استغفار عند ضعف و شکر عند النعمه سه جیز هست که با آن چیزهای دیگ نمی توانند به تو صدمه بزنند، یکی دعا کردن موقع غم زدگیها، وقتی غم زده هستی در خانه خدا برو دعا کن ،استغفار موقع گناه ،چون گناه مثل مریضی می ماند دیگر سیستم جسم که حالا در بخش خود شتوضیح می دهیم روح مثل ساختار جسم ریاضی است شما وقتی که یک غذای آلوده می خورید می ریزد سیستم بهم دیگر ،تعادل از بین می رود مریضی می آید این باید این آلودگی بره از بدن بیرون ، تا خوب بشوی وقتی می آید تعادل بهم می خورد گناه،معصیت اینطوری است وقتی که آمد توی روح کسی مرتکب گناه شد ،ساختار روحی خود به خود غم زده هست شما هی برو روانشناس ،هی برو روان پزشک ،برو یوگا هی برو ورزش کن ،برو تفریح ،برو مهمانی نمی شود اصلا گفتیم ما الان بیشتر خودکشی هامان ،بیش از نود درصد خود کشی هامان توی تحصیل کرده هامان و ثروتمندان است یعنی هر چقدر تحصیلات و ثروت می رود بالا آرامش کمتر می شود ،سلامتی جسمی و روحی کمتر می شود ،طلاقها بیشتر می شود بنابراین اینطور نیست که شما بگوئید حلا من یک طوری سرخودم را گرم می کنم ،اینطوری نیست اصلامعصیت که آمد اضطراب،ترس ،غصه، تزلزل ،ناامیدی ، بد بینی ،حسادت، زود رنجی ،حساسیت، عصبانیت،خوابهای وحشت ناک دارد اصلا،طبیعی است، چطور می گویند که اکس را بخوری توهم می زند شخص آدم خوب باورش نمی شود این یک تکه دارو هست چه کار می کند یا روح من ،جسم می خورد این را ،اما چی می ریزد بهم،روح می ریزد بهم ، مثل مال حرام است ،شما وقتی مال حرام می خورید نمی توانی آرامش داشته باشید، نمی توانی خوش بگذارانی اینها که خمس شان را نداده اند ،زکاتشان را نداده اند مال پاکی نیست یا با ظلم به دست آمده است ،یا راه نامشروع به دست آمده است، این وقتی از دهان رفت پایین میریزد بهم ساختار روح را ، نظام خلقت این طوری درست شده است می ریزد بهم روح این طوری است که اگر گناه آمد ،معصیت آمد اضطرابها شروع می شود ،داغونیها،غم زدگیها شروع می شود حالا این شخص هرچقدر پول هم از راه حرام به دست آورده است میدهد به دکتر به چی برسد می رود پیش روان پزشک، روانشناس،مشاورکه یک طوری آرام بشود در حالی که آن چیزی که این دارد این سبک زندگی این غصه آور هست، مسله اینجاست یعنی اگر یک قرصی هم به شما بدهند خوب بشوی باز توخودت خودت را خراب می کنی کار را توضیح می دهم این را «والشکر عندالنعمه» یکی از چیزهائی که انسان خیلی کمک می کند این است که موقع نعمت خدا را شکر بکنیم ،چون نعمت مثل بلا می ماند

فرقی نمی کند نعمت با بلا هردو یکی است قرآن می گوید :

« و َنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً » ما هم با خوبها شمار ا امتحان می کنیم و هم با بدیها، به یک کسی زیبائی میدهند از زیبائی ها ش سوء استفاده می کنند می کشد به گناه و معصیت ،فحشاء،بی حیائی ، بی غیرتی و اینها ، به یک کسی صدای خوش می دهند از صدایش سوء استفاده می کند، به یک کسی آبرو می دهند از آبرویش سوء استفاده می کند، عزت می دهند ا زعزتش سوء استفاده می کند، به یک کس پول می دهد خدا سوء استفاده می کند خدا، به کسی سلامتی می دهد از جسمش توی معصیت خدا استفاده می کند ، به یک کس علم ،سواد ،علم ،هوش ،نبوغ می دهند از این دانش اش برای سرکیسه کردن مردم ،اذیت کردن مردم ،چاپیدن مردم ،سوار شدن روی غرده مردم اینها استفاده می کند سوء استفاده ا زنعمت هست پس چیزمبارکی نبود، بعدا زقیامت هم می گوید ای کاش خدا اینها را به من نمی داد اینطور نیست که اگر یک شوهر خوب داد حتما بنفع ات است حتما یک دختر خوب زن خوب داد حتما بنفع ات هست آدم سوء استفاده بکند اذیت بکنه ناراحت بکنه، لیاقتشان را نداشته باشند که درست تربیت نکند این بچه را فردا همین بچه یقه پدر و مادر را می گیرد، چرا قیامت می گوید

« وم یفروا مررفی اخی و امهی و ابی و صاحبتی و بنی » داداش ،مامان ، بابا،همسر و فرزند قیامت از اینها فرار می کند چرا ؟ این ها نعنت هستند یا نعمت نیستند، نعمت اند چرا فرار می کنند چون سوء استفاده کرده درست با اینها رفتار نکرده است ، پس نعمت هم می تواند خطرناک باشد ،خیلی ها با نعمت نه با گناهای دیگر فقط به خاطر نعمتها و سوء استفاده از نعمتهای زیادی که خدا داده به ایشان بدبخت می شوند و جهنمی می شوند چون ظرفیت ندار د می گیرد یادارد حالانمی تواند درست استفاده بکند ازاو توراه معصیت و غفلت در روایت داریم « لمال مادة الشهوات » مال ماده همه شهوتها و غفلتهاست یعنی یک آدم وقتی مالش زیاد می شود حوسهایش هم زیاد می شود ببین این مال وقتی زیاد می شود می گوید این را بخرم،آن را بخرم یکسره هی وسوسه هست برای فقرها این بی نهایت طلبی اش را می خواهد در خرید جبران بکند، نمی شود دیگر بعد از بخشهای دیگرش چی می شود قافل می شود این مال نامبارکی است می گوید که اگر می خواهید که مال تان به شما آسیب نزند ،دارائی ها و نعمتها به شما آسیب نزند شکرش را به جا بیاورید ، شکر نعمت یعنی چی؟ یعنی از نعمت درست استفاده بکنیم معقول استفاده بکن ، مواظب باش منحرفت نکند ،غافلت نکند خوب یکی ا ز چیزهائی که خیلی مهم است در برطرف کردن غمها خود استغفار است باید توضیح بدهم براتان که چطوری است قبلا گقتیم که سیستم نفس یک سیستمی است که ریاضی طراحی شده است مثل جسم ما کاملا ساختارش یک ساختار ریاضی است یک سیستم زنده است یک موجود زنده است مثل بدن ،مثل پوست شما زنده است شما یک موقع مشکل پوستی پیدا می کنید می روی دکتر ،دکتر می گوید باید به پوستت برسی ، پوست زنده اس باید به آن برسی ممکن است تقویت بخواهد و بهداشتش را هم رعایت بکنی خوب شست و شوی بدهید کثیف نماند، یا طرف رفته می گوید سرم دارد می ریزد موهام دارد می ریزد باید به بهداشتش برسی اینطوری بکنی این دارو را بزنی تیقویت بکنی زنده است باید بهش برسی بدن هم همانطور این وقتی که عفونی می شود با مشکلات روبه رو می شود پوست یا بدن سیستم یوا ش یواش کارائی خود شرا از دست می دهد مثلا مواد مضر می خورد این می رود توی بدن مثلا مواد رنگی هائی که هم دارید استقاده می کنیم همه مان ژله هائی که استفاده می کنیم این رنگش را دوست دارم ،آ« رنگش را دوست دارم فکر می کنید مثلا خیلی هم خوب است الانم متسفانه کلاس شده باید حتما سرسفره بزارند این می رود توی کبد دفع ام نمی شود متسفانه می رود و می ماند توی کبد هی از این مواد رنگی ها می خورند ،می خورند یکدفعه الان سن سکته و سرطان ما یکدفعه آمده پایین من امسال گفتم آن موقع که خودم سرطان داشتم بچه ها ی هفت وهشت ساله را می دیدم ولی الان امسال دیدم بچه یک ساله سرطان گرفته است خوب بچه یک ساله چطوری سرطان می گیرد پدر و مادر این بلا را سرش می آورند دیگر محیط این بلا را سربچه می آورد تغذیه آلوده ،بی مبالاتی توی دوران بارداری ، این بچه گرفتار می شود وقتی می خوری چون بدن معصوم است سیستم معصوم است ،طراحی اش معصومانه است ،اشتباه ندارد توی بدن که نمی شود که مثلا شما یک چیز آلوده بدهید بدن قوی بشود ،نمی شود یک چیز که باید ساختارش بخورد وقتی بهش میدی عکس العملش این است که توی بیماری توی درد ،یواش یوا ش کلیه از کار می افتد ، کبد از کار می افتد نمی دانم جاهای دیگر همین جوری عکس العمل نشان می دهد خراب می کند بعد می بینی اینجا درد گرفت ،آنجا درد گرفت اینجا بی حوصله شدی ،اینجا خواب آلود شدی ، اینجا کسلی ،اینجا عصبانی هستی اینجا خوب نمی توانی کار بکنی،دندانت مشکل پیدا می کند گوشت مشکل پیدا می کند ، نشان می دهد دیگر من معصومم با من درست رفتار بکن ،وقتی که مریض می شود شما باید آن عامل بیماری را ازاین خارج کنی وقتی مسموم شدم اگر بخواهد سیستم کار بکند چه کار می کنند میبرند بیمارستان حالا یا قدیمها کف صابونی چیزی می ریختند الان پرمنگنات می ریزند مواد دیگر شست و شوی می دهند معده را بعد می گویندکه هیچی هم نخورتازه شست و شوی می دهند هرچی هست تخلیه می کنند استراحت بکن بعد شروع کن به خوردن آن هم چیز خوب بخور دوباره بک چیزآلوده و مصموم بخوری عکس العمل نشان می دهد روح ام دقیقا همینطوراست یعنی وقتی که شما گناه م یکنید ،غفلت جذب می کنید مستی انسان بدست می آورد این چهار بخش ،شیفتگی ها و مستی های این چهار بخش را دارد ،غفلت می کند از اله اصلیش،تغذیه اصلی کودک اصلیش، سیستم می ریزد بهم ،شما بچه را بهش نرسید چه اتفاقی می افتد بچه کوچلونرسیم مریض می شود ودردسر درست می کند این کودک عزیز روانم هم اینطوری است وقتی به او نمی رسی به شدت عکسعمل نشان می دهد توی ساختار روحی و نفسانی انسان بنابراین تنها راهش این است که آن عفونت بیماری را از تویش در بیاری ،شما مثلا فکر کنید الان سه روز هست حمام نرفتید بدن چطوری می شود آدم سه روزحمام نرود یواش یواش بدن کند می شود،یعنی بو می گیرد،پوست خراب می شود مو خراب می شود خودش عصابش هم خراب می شود وقتی مسواک نمی زنند اینطوریند دیگر آنها که اهل مسواک هستند وقتی بیست و چهار ساعت مسواک نزنند تعادلش هم حفظ نیست باید این مسواک را بزند تا آرومش پیدا کند،حمام شما نروید چه اتفاقی می افتد بگوخوب حالا می توانم سه روزنروم ،یک هفته نرم ولی دیگر بیشتر از این بشود دیگر بدن یواش یواش هیچ کس طرفت نمی تواند بیاید چون بدن بومی کند خودت هم از خودت حالت بهم می خورد نمی توانی خودت هم تحمل بکنی می گوئی این لباسها را باید در بیاورم ،این بدن هم باید خوب شست و شو بدهم تا نفس بکشد روح دقیقا همانطور است خوب حالا حمام روح چی است، استغفار است ،توبه کردن است، یعنی شخص با توبه باید روحش را پاک نگه دارد ،پیغمبر که لطیف تر ین روح عالم را دارد از پیغمبر لطیف تر که خلق نسده است که در دعا هم داریم «والاانس ال لطیف» بی نهایت لطافت دارد پیغمبر که از آن لطیف تر که خدا خلق نکرده است این موجودی که اینقدر لطافت دارد می گوید من در روز چون با مردم هی ارتباط دارم تاریک می شوم ، بلاخره آدم یک کسی را می بیند که نباید ببیند،با کسی حرف می زند که نباید حرف بزند، یک فکری به سرش می آید که نباید بیاید، یک خوابی می بیند که آلودگی دارد نمی دانم اینها هست دیگر دیدنی ها،شنیدنیها،خیالات، افکاری که می آید سراغ آدم اینها همه روح به این لطافت اثر می گذارد، روح اینقدر لطیف است که و قدرت دارد که می تواند یک موجودی شبیه خدا بشود یادتان هست که حدیث اش را برایتان خواندم خداوند وقتی مومن می رود در بهشت خطاب اش چیه « از من الحی القیوم الذی لایموت الی حی قیوم الذی لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمی میرد به زنده پایداری که هرگز نمی میرد انسان می تواند مثل خدا بشود ،هرکدام از ما می توانیم یک کسی شبیه پیغمبرباشیم هم در جه پیغمبر این می خواهیم دیگر سردعا مگر نمی گوئم اسالهم «ان یبلغنی مقام محمود» «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» اینقدر این روح لطافت دارد حالا شما این روح را ببر پای اینترنت ،ببرش پای تلفن همراه،ببرش پای تلگرام، ببرش پای ماهواره، ببرش کوچه و خیابان ، هینطور آلوده اش کن ،چشم هر چی بخواهد دریافت می کند، گوش هر چی می خواهد در یافت می کند، پوست هر چی بخواهد در یافت بکند، ذهن سازی می کند،ذهن هم هزارتا افکار منفی توی کله اش هست،کدورت هست ،کینه هست، فش هست،ناراحتی هست، عصبانیت هست ،زود رنجی هست ،حساسیت هست هزار تا میکروب می گیرد این خیلی پیعمبرمی گوید من عصمت دارد دیگر گناه که نمی کند می گوید من در طول روز طوری گرد می نشیند توی قلبم «انهم لیوهانوا علی قلبی » غین یک گرد نازک را می گویند گاهی وقتها روی شیشه دست می کشی دستت یه کمی یک چیزی می آید می گویدغ ،می گوید لیوغان علی قلبی و استغفرالله صبری » پیغمبر می گوید من هفتاد بار در روز حداقل استغفار می کنم تا آن پرده برود کنار ما ها نه ماها از پیغمبر خیلی پاکتر هستیم اصلا یکاستغفار هم نداریم به هیچ وجه وای استغفار کسی نداشته باشد ،مثل کسی است که حمام نرفته باشد ،حالا بعضی ها عادت دارند هر شب یک دوش بگیرند ،یعنی اگر نرود دوش بگیرد راحت نمی تواند بخوابد اصلا صبح نمی تواندکار بکند اگر کسی استغفار نداشته باشد امروز یک چیزی جمع کرده ،فردا جمع می کند،پس فیردا جمع می کند شش ماه جمع می کند یواش یواش روح وارونه و عوضی می شود روح ،خراب می شود روح،اصلا سیستم خراب می شود بعد می بینی خوب نمی فهمه خوب درک نمی کند ،خوب نمی تواند عمل بکند ارتباطش با غیب قطع می شود سیستم خراب می شود دیگر شما الان موبایل دارید می گویید آقا این موبایل انتن نمی دهد ،خریدی ام هی رفتی باطریش ام شارژکردی بعد روشن می کنی می بینی که آنتن نمی دهد حالا به من بگویید سیستم ماهواره ای که با این تلفن ارتباط بگیرد هست یانیست ،هست مشکل از کجاست این گیرنده است که ارتباط نمی تواند بگیرد باآن نیستش الان ارتباط نمی گیرد شما باید این سیستم را نصب کنی آن که سرجای خودش است ارتباطه تو مشکل داری برو حلش کن این عدم ارتباط را حل بکن وقتی که گناه جمع می شود ،شخص شعورش را از دست می دهد ،عقلانیت اش را از دست می دهد ،فهم هایش غلط در می آید ،ازدواجش غلط در می آید تو نمی دانی باید با کی ازدواج بکنی ،می زند اشتباهی یک کسی را انتخاب می کندکه بعد به روز سیاه می نشاندش ،عروس می خواهد انتخاب کند اشتباه،داماد می خواهد انتخاب کند اشتباه، خانه می خواهد انتخاب کند اشتباه،رشته تحصیلی می خواهد انتخاب کند اشتباه انتخاب می کند،حرف می خواهد بزند اشتباه می شود فاجعه درست می شود که نمی دانی که چطوری باید حرف بزند ارتباط کلامی با بقیه برقرار بکند می خواهد کا راقتصادی بکند می افتد توی تله و اشتباه سرش کلاه می رود تا کجا ،می خواهد کار سیاسی بکند انحراف دارد یعنی چون سیستم از کار می افتد همه چیز خراب می شوداستغفار پاک می کند آدم را ،استغفار تمیز می کند نفس را ، خالی می کند یعنی خدایا من باید یک کارهائی را انجام نمی دادم خودم هم می دانم ازت معذرت خواهی می کنم گفتیم استغفار غیر از طلب عفو است عفو یادتان هست دیگر توضیح دادیم عف «الهی العفوا» یعنی خدایا جریمه ام نکن بابت گناهم دامنم را نگیرد گناهم اما استغفرالله نه استغفرللله یعنی خدایا اصلا اینگار شتر دیدی ،ندیدی ،بی خسال شو خدایا،پاک پاک، همه موانع بین من و خودت را برطرف کن ،استغفار موانع سلوکی انسانرا برمی دارد ،راه را باز می کند ما به استغفار عزیزان بیشتر از آب ،هوا بیشتر از غذا احتیاج داریم به استغفار ،بیشتر از حمام جسمی ، اگر استغفاری توی روز کسی نداشته باشد مشکلات روحی ،روانی ،اقتصادی ،بدنی ،حیوانی ، ذهنی و فوق عقلی بدن همه بخشهای وجودی اش با مشکل روبه رو می شود اگر کسی استغفار نداشته باشدآلودگی دیگه سیستم را از کار می اندازد ما به استغفار خیلی احتیاج داریم ،استغفار حمام نفس است، یعنی شما باید هرزوزعزیزانی که برنامه گرفته اند صدمرتبه ای نوشته ایم خیلی کم است صد مرتبه شما صبح انجام بدهید،عصر انجام بدهید،غروب انجام بدهید، این خیلی خوب است هر چقدر بیشتر باشد ،سرعت و قدرت شما هم بیشتر می شود، یعنی توی هم بخش ها کمک می شود یکی مشکل اقتصادی دارد دستش هم به چائی بند نیست می گوید برو استغفار بکن مشکل اقتصادی هم حل می شود خیلی مهم است، یک جا ازدواج داری گیر کرده ،کار اقتصادی داری ،کار تحقیق داری ،تحصیلی داری یک کاری داری گیر دارد ،گفتم وقتی گناه بکنی گیر توی کجاها پیدا می شود توی پایینی ها دیگر پس برو استغفار کن این بخش را یک ذره برایش برس ،تقویتش کن،توبه کن ، تمام بختها باز می شود، تمام گرفتاریها برطرف می شود ، استغفار یعنی راه را بازکنی بگی آخیش رفتم حمام پوستم نفس کشید،بدنم نفس کشید، راحت شدم چقدر ،آدم وقتی استحمام می کند نشاط می گیرد اصلا ،استغفار اینطوری است ما احتیاج داریم،صبح احتیاج داریم ،عصر احتیاج داریم برای همین بعد از نماز عصر وسط روز وارد شده است، وسط روز توی نماز عصر می گوید بعد نماز عصر بنشین حداقل عفتاد مرتبه استغفار بکن، خالی کن خودت را تتا راه نفس کشیدنت باز بشود ،شب هم قبل از خواب ،آقا تو رختخواب خوابیدی به جای اینکه فکرها ی اشتباه بکنی ،فکر هائی که آلوده است،حرص و جوش،کینه ، دعوا نمی دانم فکرهای منفی خالی کن خودت را ،آنجا را بکن حمام نفس خودت همان توی رختخواب بخواب آروم کن خودت را بعد می بینی که خوابهای بد برطرق می شود ،آدم زود خوابش می برد دیگر خوابهای بد کابوس نمی بیند، صبح هم که می خواهد بلند بشود سبکتر بلند می شود، روح که سبک بشود جسم هم سبکتر است،صبح می خواهد که بلند بشود بانشاط بلند می شود،می گوید چرا نماز صبح ام قضا می شود ،چرا این را نمی توانم انجام بدهم ،چرا خواب آلود هستم ،چرا پا می شوم توی روز،بابا روح سنگین است ،روح که سنگین باشد جسم هم با خود ش سنگین می کند، روح را سبک کن جسم هم غبراق می شود، راه می آید باهات، قوی می شود انسان .

از نبی اکرم برایتان بخوانم (ص) «من کثرت حمومک فلیوک فیل یکثرت من الااستغفار» هر کس غم هایش زیاد است، غصه هایش زیاد هست، چه کار کند زیاد هم استغفار بکند ،چون غصه ها اینطوری هست دیگر یا جمادی است ،یا گیاهی ،یا حیوانی یا عقلی است ، یا حتی فوق عقلی بریزش بیرون با استغفار همه را چه کار بکن کم بکن مشکلات دارد تند تند اذیتت می کند پشت سر هم هی کارت به گره می خورد،ترمز کن یک حمام برو ،روحت باید برود حمام که غصه هایت هم با خودش ببرد ،بشینی روی سجاده با تمزکز استغفار بکنی ،خوب استغفار بکن ،حوصله ات هم سر نرود، ببینید الان شما نگاه کنید این را گذاشتن جلوی من، این هم دستمال،دستمال کاغذی برای چی اینها را گذاشتن ،دستمال کاغذی به چه کار می آید ،نیاز داشتی می خواهی عرقت را پاک بکنی، بینی ات را پاک کنی نمی دانم هر چی،اشک ات را پاک کنی دستمال ،آب را برای چی می گذارند،تشنه ات شد ،گلوت گرفت بخوری ، لامپ را برای چی روشن می کنیم نور بدهد،قانون است خدا دارد قوانین خودش می گوید دیگر ،قوانین نفس را برای تو بیان می کند می گوید هروقت غصه هاتان زیاد شد گناه زیاد آمده توی زندگی تان بردارید،استغفار کنید تا غصه هاتان چی بشود ،فرمول دارد دست ما می دهد،فقط همه فرمولها که فیزیکی نیست، فرمولهای متافیزیکی هم ما داریم ،فرمولهای بخش متافیزیک ماست ،پیچیدگی زیاد داری استغفار بکن برطرف می شود باز نگاه کنید خود پیغمبر

آنجا گفت زیاد استغفار کنید اینجا می گوید «من كثرت همومه فعليه بالاستغفار».

باید استغفار بکنید،باید برود استغفار بکند کسی که غصه هایش زیادمی شود،دغدغه هایش زیاد می شود برود استغفار بکند ، فقط غصه ها نیست یادتان باشد ما گفتیم ما یک هم داریم و یک غم داریم فرقشان که یادتان هست که چی گفتیم هم وغم ،غم غصه است می آید سراغم غمهایم دیگر، ابری می شود روح مان ،می گیرد دلمان، هم نه یکدفعه می بینی تو چند تا کار می ریزد سرت کنکور داری از این طرف فالنی مرده است، ازاین طرف هم بدنت یک مریضی پیدا کرده است، از این طرف هم مشکل مالی گیر کرده ای چهار تا کار می ریزد سرآدم،یکسره مشکلاتی هست که باید برطرفش بکنی گره هائی هست که باید برطرفش بکنی ، قدمهائی است که باید برداری ، هم ات زیاد شد یا غمت زیاد شد فرقی نمی کند « فعليه بالاستغفار» زیاد استغفار بکنید تا کارها سبکتر بشود، کارها سبک می شود یک کسی می گوید می روم کلاس مهارتهای نمیدانم چی چی می بینم حلش می کنم این کلاس فرمولها را می روم اینطوری نیست اگر روح آلوده باشد شما صد تا کلاس هم که بروی حل نمی شود یک روان پزشک ،یک روان شناس بیاید خوب حالا این فرمول را رعایت بکن اینطوری بکن حل می شود ،این قرص را بخور حل می شود ،نمی شود ساختار روح مشخص است رسول اکرم «من اکثر الا استغفار » کسی که زیاد استغفار بکند چه اتفاقی می افتد«جعل الله لهم من کل هم فرجه» خدا دغدغه هایش را برایش فرج ایجاد می کند ،گره ها را برایش وا می کند کسی که زیاد استغفار دارد «و من کل ذیق المخرجا» هر تنگنائی را یک راه خروج به او خدا یاد می دهد، یک راه فراری ،یک راه درست شدن ،حل مشکلاتی می گذارد سرراهش ، گره خورده می گوید الان نمیدانم باید چه کار بکنم ،نمی دانم باید این مشکلم را چطوری حل بکنم گیرکردم تویش نمی دانم ،می گوید خوب بنشین خوب استغفار بکن ازخدا معذرت خواهی بکن یک ذره باخودت آشتی بکن ، یک ذره با خدا آشتی بکن آن گره ها را هم خدا باز می کند، راه می آید سراغت «ویرزقه من حیث لا یتسع» از یک جائی که اصلا فکرش نمی کند خدا روزیش را می رساند اصلا حساب نمی کند به هیچ وجه روزیش را می دهد خدا، این خاصیت استغفار هست بس دیگر ببین استغفا ر می گویم «من کل الهم» تمام دغدغه هایت را برطرف می کند آیه قرآن سوره نوح دیگر «یا قوم استغفرربهم » اگر استغفار کنید خدا برایتان باراش می بارد ،فرزند می دهد، مال می دهد ببین همه چیز به شما می دهد استغفار اینطوری است روح را انسان جلاء می دهد راه رزق باز میی شود ،همه چیز ،همه جیز استغفرالله یعنی معذرت خواهی کنید واقعا صادق باشد انسان دروغ نگوید به خدا امام رضا فرمود : «من استغفرا بالسانه و لم یندل بلسانهی و لم دم بل القبه ....» اگر یک کسی با زبانش بگوید خدایا معذرت می خواهم اما قلبا پشیمان نشود خود ش را مسخره کرده است خیلی بد است آدم بگوید خدایا من از گناهان استغفار می کنم و تصمیم داشته باشد دوباره همان گناه را ادامه بدهد ،پشیمان هم نشده باشد قلبا این خدا را مسخره کردن است در روایات داریم و خودتان را مسخره کرده است بدتر می شود آوضاع اگر رفتی استغفار کردی واقعا آن گناه را تکرار نکن اگرمصیتی هست، حرامی هست روش غلط ،سبک زندگی غلط رفتی دگر تکرارش نکن مسخرگی می شود استغفار یعنی خدایا من اشتباه آمدم مسیر را جبران کن برام می گویدخوب پس برگرد دیگر نه اینکه می خواهم دوباره ادامه بدهم این مسیر اشتباه را و تو هم درست بکنی غلط است اصلا همچین چیزی نیست استغفار بگیر و قلب هم واقعا پشیمان باشد نخواهد اصرار به ادامه آن مسیر نداشته باشد می گفت رفتم توی مغازه ای دیدم که نوشته بود که این مغازه مجهز به دوربین مدار بسته است هی نگاه کردم دیدم اصلا دوربینی هم نیست به فروشنده گفتم دوربین کجاست گفت یک تابلو نشان داد نوشته بود الله گفتم یعنی خدا ما را می بیند گفت حالم گرفته شد یک ذره گریه کردم داشتم گریه می کردم یواشکی دو تا پفک هم دزدیدم بردم ،این تحت تاثیر هم هست گریه اش را دارد می کند گناهش را هم دارد می کند می گویی خوب بلداست گریه کند روضه می خوانی براش خدا،توبه اینها،اشک در می آید مشکشم می آید دوباره همان روش قبل یعنی هیج تغییری توی این سبک زندگی ،این ظاهر زندگی باطنی اتفاق نمی افتد این مسخره کردن خودت و خدا است، این جور در نمی آید اینطوری استغفا راول پشیمانی است خوب می گویی پشیمانم نمی کنم واقعا مهم است ایت سبک زندگی درست دو تا مشکل هست یا حق الله است یا حق الناس است اگر حق الله است شروع کن به قضاء کردنش ،جبرانش نمازی ،روزه ای چیزی ،یا اگر حق الناس است شروع کن به ادا کردنش این تمام است حل بشود درست می شود همه چیز بر می گردد سر جایش ،نه حال خیلی مهم است ببینید معذرت خواهی خیلی مهم است شما یک موقع می گوئی معذرت می خواهم ،یک موقع می گویی ببخشید اوضاع خیلی خراب است می گوئی غلط کردم دیگر این کار را نمی کنم درست شد این حس و حال خودت البته خیلی قشنگتر است که انسان ذکر استغفار کامل بگوید «استغفرالله ربی » از رب خودم ،پرورنده خودم عذر خواهی می کنم و برمی گردم واقعا برمی گردم دیگر این غلط را نمی کنم ،دیگر تکرار نمی کنم ولی «استغفرلله » هم کافی است بگو خدایا ببخش استغفرالله ببخش بقیه بخشتون را ببرید توی سی دی استغفار توضیح دادم روشها را هم گفتیم .

استغفار یعنی برگشتن شما یک مسیری را رفتید مثلا می خواستید بریم قم رفتید گرمسار درست است یا آمدی تهران اشتباها مثال می گویم حالا الا می خواهی برگردی می توانی از جاده قدیم بری ،می توانی از اتوبان بری زودتر می رسی که مااصلا تکنیک برای همین است مشاورو یا کارشناس که می آید کمک می کند ببین الان می خواهی چهل سال گناه را جبران کنی این مسیر را بیا خوب می بینی آدم یک ماهه ،دوماهه ، شش ماهه چهل سال معصیت را جبران می کند و تکنیک هست این یک موقع است بلد نیست طول می کشد دیگه به این راحتی نمی تواند حالش را خوب کند میدانی چی می گویم یک موقع یک کسی هفتاد نفر آدم را کشته می رود پیش یک کارشناس اینها را قبلا توضیح دادم سه تا رحم بود ،رحم زمانی ،رحم مکانی ،رحم کارشناس،رحم استاد یا مربی ،استاد خودش یک کارشناس است یک رحم است خودش ،رحم یعنی چی؟ یعنی وقتی تویش یک موجودی قرار می گیرد تویک زمان کوتاهی تبدیل می شود به یک موجود کامل این را می گویند رحم ،بعضی از رحمهای زمانی هست که شما وقتی می روید نهصد سال برات عبادت می نویسند یعنی خیلی می توانی جبران کنی توی یک شب «لیله القدره الخیره من الفع الشهر» ماه رمضان همه اش شب قدر است ،شب قدرش دیگر خیلی شب قدر است سیستم زمانی قرار می گیرید تمامش می توانید توی یک زمان خاص جبران کنید مثل شب جمعه می ماند شما چهار شنبه توبه کنی زورش ضعیف است ولی شب جمعه استغفار کنی زورش خیلی قوی است دو برابر زور دارد یا روز جمعه فضای ذهن روح برای پاک شدن آماده تر است رحم های مکانی هم همانطور یک موقع است توی اینجا که حسنیه است محیط پاکی است استغفار می کنی دعا می کنی یک موقع توی خانه ات که هزار تا ممکن است که معصیت تویش باشد آلودگی باشد ،عکس باشد، پرده باشد ،مجسمه باشد ،ماهواره باشد خوب این نمی گیرد دعا چون فرشته ها اصلا آنحا نمی آیند که بخواهند کاری بکنند خونه آلوده است فرشته جضور ندارد اصلا توی آنحا نمی شود ولی یک وقت می روی توی حسنیه ،توی مسجد، رحم مکانی می روی توی حرم حضرت عبدالعظیم یک قدرتی دارد توی حرم سید الشهداء یک عظمتی دارد می روی حرم امام رضا رحم مکانی است استاد هم یک رحم است ،استاد وقتی می روی می گوئیآقا من پنجاه سال گناه داشتم مثل جراح می ماند ،جراح قوی می ماند می ری می گویی که آقامن این غده ها را دارم سرطانی است ولی می تواند درمانت بکند می گوید باشد استاد می گیرد همه آن عفونتهارا خارج می کند با مهارت همه را خارج می کند توی یک زمان کوتاه شفاء می گیری خوب می شوی مربی این است دیگر پس تکنیک خیلی مهم است ،تکنیک دست کی است دست اساتید هست ،دست آـنهائی که می توانند این تکنیکها را به ما بدهند مثلا آدم عصبانی هستم می توانم بروم پیش یک استادی حالا ممکن است که مسلمان هم نیاشد حتی مثلا یک پزشک یک دکتر روانشناس خوبیه است یک کارشناس خوبی است می تواند مهارتها و سبک های غلبه بر عصبانیت را به من یاد بدهد خوب می شود دیگر چون عصبانیت هر یک بارش حجم زیاد یفشار قبر می آورد برای آدم شوخی که نیست کسی که عصبانی بشود یا زود رنجی یا حساسیت یا غصه خوردن ،غصه خوردن فشار قبر می آورد خودش یک معصیت بزرگ است غصه خوردن برای چی من برای چهار تا غصه بخورم در حالی که من یک چیز قوی تر دارم نباید غصه بخورم اگر غصه خوردید گناه است حالامن چه کار کنم غصه نخورم ممکن است یک استادی بتواند یاد بدهد من غصه نخورم مهارت است دیگر ولی باید درست یاد بدهد نه اینکه بگوید برو برقص شاد بشوی ، نمی دانم برو آرایش کن خیابان شاد شی نمی دانم برو یوگا ،سوگا حالا تمرینهای ورزشی خوب است ولی مکتبش به درد نمی خورد یا مثلا چیزهای دیگر نه درست بتواند روح را واقعا شاد بشود اینها خیلی مهم است