جلسه 047 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
47
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
3
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 047 - راه‌های مبارزه با غم

غم و شادی (47) 16/3/1394

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ// الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه‌ی شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان درباره‌ی درمانِ اعتقادیِ غم بود، آخرین بحثی که به محضر مبارکتان تقدیم شد درباره‌ی قضا و قدر بود، این جلسه بحث جدیدی را داریم و آن، شناخت بهشت و شناخت پاداش آخرت هست.

جهان‌بینیِ هرکس در سبک زندگی او نقش اساسی دارد. یعنی این‌که انسان خودش را چگونه می‌شناسد، چگونه معنا می‌کند، و عالم را چگونه معنا می‌کند و چگونه می‌شناسد در انتخاب‌های او، ارتباطات او، رفتارهای او، و چینش‌های فکری او تأثیر اساسی دارد. وقتی که انسان خودش را یک موجود جاودانه می‌بیند که عمرش به اندازه‌ی عمرِ خداوند تبارک و تعالی است، انتهایی ندارد، آخری یا پایانی ندارد و عشق اصلی او حق تعالی است، بی‌نهایت شدن هست، تشبه به حق تعالی است، حتی بهشت هم پاداش او نیست بلکه پاداش بدن اوست، وقتی انسان ماهیت قبل از دنیایی دارد، وقتی انسان یک خانواده‌ی آسمانی و حقیقی دارد که نزدیک‌تر، محبوب‌تر، با ارزش‌تر از خانواده‌ی زمینی‌اش هستند یعنی اهل بیت علیهم السلام، وقتی که قرار است در حیات جاودانه‌اش به آن‌ها ملحق بشود، وقتی که خداوند همیشه و هر لحظه در کنار انسان هست، وقتی که انسان می‌فهمد که زن نیست، مرد نیست، ‌بدن نیست. این‌ها جنبه‌های جنسی، طبیعی و دنیایی ماست که وسط راه به ما داده‌اند و وسیله‌ای برای آزمایش ماست. تعلقات جنسی ما، زنانگی و مردانگی ما، تعلقات گیاهی ما، وقتی که انسان این‌ها را خوب می‌فهمد، نوع نگاهی که به زندگی پیدا می‌کند یک نگاه بسیار جدید، نو و مقرون و مملو از شادی و آرامش است.

وقتی که انسان هر غمی و هر غصه‌ای که در دنیا سراغش می‌آید یک ما به ازای آخرتی برایش دارد، هم کفاره‌ی گناهانش هست و هم می‌تواند درجات آخرتی برایش باشد. وقتی که حوادث و تلخی‌های زندگی انسان وسیله‌ای برای تقرب انسان به خداست، برای اسم‌گیری و درجه پیدا کردن، لیاقت پیدا کردن، کمال‌یابیِ انسان هست، لحظه به لحظه‌ی زندگی برای انسان معنا دار است. لحظه به لحظه‌ی زندگی برای انسان ارزش دارد، ثانیه‌ی دنیای، ساعت دنیای ما معادل میلیون‌ها سال از آخرت به درد ما می‌خورد و می‌تواند سازنده باشد. وقتی انسان این توانایی را دارد که اگر شصت سال اشتباه کرد، گناه کرد، معصیت کرد، راه را خراب رفت می‌تواند جبران و همه‌اش را مجدد می‌تواند بازسازی کند، تمام قدرت‌ها، امیدها و نشاط‌ها که به زندگی انسان راه پیدا می‌کند. پس نگاهِ درست کردن فوق‌العاده مهم است. نگاهی که خداوند نظام خلقت را همین‌گونه آفریده، آن‌جوری که من و نظام خلقت را آفریده.

بنابراین اصل خودشناسی، خداشناسی، عالم را ما بشناسیم، جهان‌بینی ما همه‌ی داراییِ ماست برای این‌که ما بتوانیم یک زندگی شاد و آرام داشته باشیم. این‌که مؤمن همیشه شاد و آرام است بخاطر این است که نوع نگاهش به خودش و و به عالم، نگاهِ فوق العاده دقیق، درست، ریاضی و عمیقی هست. وقتی که این نگاه را از دست دادیم، خرافات سراغمان آمد، نگاه‌های غلطی که از منشأ تخصصی یعنی الله و معصوم نیست یعنی تأیید نشده، این نگاه‌ها آمد در زندگی ما، نگاه‌های غلط آمد، دیدهای غلط نسبت به خودمان آمد، رفتارهای غلط هم می‌کنیم، انتخاب‌های غلط می‌کنیم، چینش‌های فکری غلط خواهم داشت. کار غلط مثل بدن می‌ماند. روح هم مثل بدن وقتی غذای قلابی به او بدهی، غذای آلوده به او بدهی، عکس‌العمل نشان می‌دهد.

چرا الآن در این سال‌های اخیر سرطان‌های ما چند برابر شده؟ چرا آلزایمرهای ما، پارکینسون‌های ما، سکته‌های قلبی و مغزی ما بیشتر شده؟ چرا در مرگ و میرهایی که در کشور ما هست، ایست قلبی رتبه‌ی اول را دارد؟ چرا این‌جوری هست؟ برای این‌که ما با بدن که سیستم معصومی هست داریم غلط رفتار می‌کنیم. بدن منتظر ما نیست که بایستیم برایش چه تصمیم بگیریم. بدن چون سیستمش معصوم است هر تصمیمی بگیرد عکس‌العمل خاص خودش را نشان می‌دهد، نمی‌شود سرش را کلاه گذاشت.

روح هم این‌جوری است، یعنی نمی‌شود سرش را با یک چیزی کلاه گذاشت، بدون این‌که واقعاً شاد کننده باشد یک چیزی بخواهیم که ما با آن روحمان را شاد کنیم. این دروغ است. نمی‌شود سرش را کلاه گذاشت. روح کاملاً ساختار ریاضی دارد. خداوند هیچ مخلوقِ غیر ریاضی خلق نکرده. «كُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ» (سوره رعد/ آیه 8)، «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» (سوره طلاق/ آیه 3) «وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا» (سوره جن/ آیه 28) همه چیز عدد، اندازه و قدر و قَدَر و مقدار دارد. بنابراین روح را نمی‌شود شما در هر شرایطی سالم، شاد، امیدوار و آرام نگهش داری.

روح ساختار ریاضی خودش را دارد. باید احترام بگذاری و با آن ساختار با آن رفتار کنی. یکی از چیزهایی که حقیقتِ در نظام خلقت است این هستش که نظام خلقت ما یک نظام سه قسمتی است: یک قسمت از خدا آمدیم تا زمین (که تصاویرش را در نمودارها قبلا برای شما نصب کردم، نمودار منحنی و خطی‌شان را)، یک بخشی آمدیم به زمین و اینجا بدن‌گیری کردیم، حالا یا زنانه یا مردانه یا خنثی. بعد هم از اینجا وفات پیدا می‌کنیم و وارد نظام برزخی و ملکوت‌مان می‌شویم که شروع مرحله اول حیات جاودانه ماست تا قیامت، بعد از پنجاه هزار سال قیامت هم تازه حیات اصلی ما در کنار خدا شروع می‌شود. این عمر ماست، میزان حیات ماست، مراحل زندگی ماست که هرگز هم از ما گرفته نمی‌شود. این مراحلی است که شما باید طی کنید.

در این مراحل یکی از چیزهایی که خیلی خیلی می‌تواند به انسان آرامش بدهد مرحله‌ی غیب زندگی ماست. خداوند می‌گوید که شما فهمتان از حیات، یک فهم نوعاً یک مرحله‌ای است و باید دو مرحله‌اش کنید. یک مرحله از حیات شما شهود است که الآن او را داریم می‌بینیم. دنیا را می‌بینیم، آدم‌ها را می‌بینیم، طبیعت را می‌بینیم، این‌ها می‌شود شهود. یک مرحله، مرحله‌ی غیب زندگی شماست که الآن شما نمی‌بینیدش، شما با او ارتباطی دارید اما متوجه‌اش نیستید. با شما ارتباط دارد، در زندگی شما هست. غیب دائماً در زندگی شما هست اما شما او را نمی‌بینید. مرحله‌غیب.

برای خدا غیب معنا ندارد، چون خدا چی هست؟ «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ» (سوره حشر/ آیه 22) هست. هم غیب و هم شهادت برای خدا یکی هست. هیچ فرقی نمی‌کند ولی برای ما این‌جوری هست که ما یک مرحله‌ی شهود داریم که به او می‌گویند عالم شهادت. این را داریم می‌بینیم، آسمان‌ها، ستاره‌ها، کهکشان‌ها، میلیاردها با سال نوری بعد داریم و در طبیعت می‌بینیم. اما این مرحله‌ی زندگی ماست. یک مرحله‌ی غیب داریم که با ما همین الآن هست، همین الآن فرشته‌ها با ما هستند. (در بحث فرشته‌ها این را مفصل توضیح دادم عزیزان مراجعه کنند به بحث نقش فرشتگان در نظام) ‌فرشته‌ها همین الآن دارند با ما زندگی می‌کنند، فرشته‌ها همین الآن دارند به ما تنفس می‌دهند. این نفسی که ما داریم می‌کشیم، هوا و اکسیژنی که در زندگی ماست، این دم و بازدمِ ما با کمک فرشته‌ها دارد انجام می‌شود.

یک بچه‌ای که در شکم مادر هست، این اسپرم و تخمک، حرکت اسپرم تا برسد به تخمک، لقاح پیدا کند، تقسیم سلولی، میتوزی و میوزی، تا بیاد توده‌ی سلولی بشه، تا بیاد اندام‌زایی کنه، همه را فرشته انجام می‌دهد. یک دانه‌ای که ما در زمین می‌کاریم فرشته‌ها روی آن کار می‌کنند تا این دانه رویش پیدا کند و بشود چی؟ بشود گیاه، تا گیاه می‌شود. این گل‌ها ا‌گر طبیعی هست، (طبیعی‌اش را عرض می‌کنم) اتم به اتم یک گل را فرشته‌ها می‌نشینند برای ما می‌بافند، یعنی کار دست‌باف است. دقت کنید؛ مثل قالی ماشینی و قالی دست‌باف.

شما یک خیار که می‌خورید، یک موز که می‌خورید،‌ یک سیب که می‌خورید، چقدر فرشته روی این کار کرده تا این را برای شما چیده است، رنگش زده، طعمش داده، طراحی‌اش کرده و تحویل شما می‌دهد. «أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ»(س واقعه. آیه ۵۸) «أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ»(س واقعه. آیه 59) منی‌ای که امناء می‌کنید، این منی‌ای که شما امناء کردید، شما آن را بچه می‌کنید یا کسی دیگر بچه می‌کند؟ پدر و مادر که این وسط نقشی ندارند، چه نقشی دارند که یک بچه می‌شود؟

اتم این چند میلیارد سلول را فرشته‌ها می‌چینند و خدا. ببینید این خیلی مهم هستش «هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ» (سوره آل عمران/ آیه 6) خود خدا می‌گوید من در رحم همه‌ی زن‌ها خودم حضور دارم و خودم بچه‌ها را طراحی می‌کنم «يُصَوِّرُكُم» خدا تصویرگری می‌کند. میلیاردها گیاه را شما نگاه کنید، برگ‌هایش را، تک به تک این برگ‌ها با این قشنگی‌ها، دانه به دانه‌اش را خداوند طراحی می‌کند. «کُلَّ یَوْم هُوَ فِى شَأْن» (سوره رحمن/ آیه 29) خدا لحظه به لحظه در حال خلق است، در حال تجلی است، در حال جلوه است، دائم، آن به آن، غیب این‌قدر ارتباطش با ما نزدیک است. بدن برزخی‌ای که شما دارید، قبلاً به شما تمرین داده‌ام. الآن خوابتان می‌رود، یک لحظه خوابتان می‌رود، خواب می‌بینید. با کدام بدن؟ بدن برزخی‌تان. می‌روید این طرف و آن طرف، دیگر با بدن طبیعی نیست. اصلاً همین الآن بدن برزخی‌تان با شما هست. این بدن دوم برزخی و ملکوتی شما همین الآن با شما هست. فقط چون شما توجه‌تان کلاً به دنیاست از آن بدن غافل می‌شوید. به محض این‌که توجهتان از این دنیا کم شد، همین رفتید به خواب، از این بدن غافل می‌شوی. اولین چیزی که انسان در خواب از دست می‌دهد چیست؟ بدنش است. بدن ولش می‌کند، تا ول می‌کند می‌بیند این بدن دوباره آمده سر جایش و داری با آن می‌روی. آن‌هایی که یک ذره قوی‌تر هستند عرضه‌شان یک کمی بیشتر هست. آن بدن را در بیداری هم بکار می‌برند، لازم نیست بخوابند، همین‌جا هم می‌توانند بکارش بگیرند و استفاده‌های زیادی از آن بدن می‌کنند. خوش به حال آن‌ها.

پس نظام برزخی با ما هست، نظام غیب همین الآن با ما هست. همین الآن دارد کار می‌کند. این‌جوری نیست که ما بمیریم، می‌گویند اینطرف مرد و روح از بدنش خارج شد. آن لحظه‌ای که هنوز قطع ارتباط با این بدن نشده (در منازل توضیح دادم. اگر عزیزان خواستند به آن بحث انسان در گستره‌ی منازل آخرت مراجعه کنند، آن‌جا توضیح مفصل داده‌ایم که اول کدام بخش‌های ما ارتباطش قطع می‌شود، به موازاتی که ارتباطمان قطع می‌شود و به کجا ارتباطمان در بررزخ باز می‌شود) این شخص قبل از این‌که کامل بمیرد، از این‌جا برود، دارد آن طرف را می‌بیند، ارتباطات باز می‌شود.

پس این غیب دارد همین الآن با ما کار می‌کند. شهدا همین الآن با ما هستند، ما را می‌بینند، اهل بیتعلیهم السلام ما را می‌بینند، انبیاء ما را می‌بینند، صدیقین و صالحین و نظام برزخ ارتباط کامل با ما دارد. ‌که ما به آن‌ها سلام می‌دهیم، ارتباط برقرار می‌کنیم. در قرب اهل بیت من چقدر تمرین دادم که شما بتوانید ارتباطاتتان را قوی برقرار کنید که در بیداری هم از آن لذت ببرید نه این‌که بماند برای مردن. برای چی بگذاریم برای مردن؟ ما همین‌جا از این ارتباطات غیبی‌مان خیلی می‌توانیم لذت ببریم، خیلی می‌توانیم شادی و آرامش کسب کنیم. به آن بحث قرب به اهل بیت علیهم السلام مراجعه کنید، تمرین‌هایش را انجام بدهید. تمرین‌هایش هم تمرین‌های خیلی ساده‌ای است. اگر در طول روز چند دقیقه برای این تمرین‌ها وقت بگذارید، می‌بینید که رنگ و بوی زندگی شما فوق‌العاده عوض می‌شود. به یک لذت و به یک آرامش خوبی خواهید رسید.

پس ما با آخرت خیلی می‌توانیم زندگیمان را شاد کنیم. این‌که من بزودی وارد فضایی می‌شوم که بی‌نهایت زیباتر از این‌جا، کامل‌تر از این‌جا، بزرگ‌تر از این‌جا، پیشرفته‌تر از این‌جا، قشنگ‌تر از این‌جا است و مهربانی‌ای که آن‌جا دارم جذب می‌کنم از طرف کسانی که دوستم دارند یعنی خانواده‌ام، خدا، اهل بیت علیهم السلام که همه آن‌ها من را دوست دارند و بغضی از من ندارند، کینه‌ای از من ندارند ولو گناهکار هم باشم، دوستم دارند. چون فرزندشان هستم، چون مال آن خانواده هستم، آن محبت و عاطفه خیلی بیشتر از محبت و عاطفه‌ای هست که در دنیا به من شده و می‌شود. یک ذره از عاطفه‌ی آن‌جا از عواطف میلیون‌ها مادر، پدر، خواهر، برادر، همسر قشنگ‌تر و بیشتر هست. خدا خودش می‌گوید من دنیا را دارم با یک درصد رحمتم می‌گردانم، با یک درصد مهربانیم دارم اداره می‌کنم. تمام این مهربانی‌ها که در قلب همه‌ی مادران نسبت به بچه‌هایشان هست، در قلب پدران، در قلب فرزندان نسبت به پدر و مادر، در قلب خواهر و برادرها، در قلب زن و شوهرها، در قلب حیوان‌ها، در قلب گیاهان، گیاهان هم احساس‌های عاطفیِ قشنگی دارند، در قلب فرشته‌ها، در قلب جن‌ها، همه‌ی این قشنگی‌ها که هست، مهربانی‌ها، یک صدم مهربانیِ خداست که خلق کرده و داده، در ما پخش‌ کرده.

خدا می‌گوید من 99 درصد مهربانیم را گذاشتم آن‌طرف برای بنده‌های خودم. ببین چقدر قشنگ است. برای همین هم بزرگان چه می‌گویند؟ مردم چه می‌گویند؟ یک اصطلاح قشنگی دارند وقتی یک نفر میمیرد چه می‌گویند؟؟ به رحمت خدا رفت. این خیلی قشنگ است. به رحمت خدا رفت. هیچ کلمه‌ای قشنگ‌تر از این کلمه نیست. مُرد، فوت کرد. این‌ها همه‌اش بیخود است. نه. به رحمت رفت، از یک اقیانوسِ یک درصدیِ رحمت وارد یک اقیانوس چی شد؟ 99 درصدیِ رحمت می‌شود.

انسان نادان می‌نشیند هی غصه می‌خورد، دلم می‌سوزه، فلانی مرد. آن فلانی که می‌گویی دلم می‌سوزد فلانی مرد، به او بگویند برگرد عمراً حاضر نیست بیاید برگردد پیش تو. شوهر توست، زن توست، بچه‌ی توست، مادر توست، پدر توست، عمراً نمی‌آید. فیلم مستندی که تلوزیون پخش کرد خیلی هم قشنگ بود، هم مستند خارجی هم مستند ایرانی، هرکدام از کسانی که رفته بودند در کما، از کما رفته بودند به آن‌طرف وصل شده بودند، بعد از چند ماه که از کما برگشته بودند همه آن‌ها ناراحت بودند. گفتند ما یک چیزهایی آن‌جا دیدیم که دوست نداشتیم برگردیم. هِی التماس می‌کردیم ما را برنگردانید. آن‌ها می‌گفتند که برگردید نوبت شما نشده. آن آدم بدهایشان هم خیلی خطرناک بودند. می‌گفتند وقتی ما رفتیم آن‌جا آتش را دیدیم، جهنم را دیدیم، وقتی وارد دریایی از آتش شدند التماس می‌کردند خدایا ما را برگردان چون آن‌هایی که برگشته بودند دو گروه بودند. آن‌هایی که رفته بودند جهنم و آن‌هایی که رفته بودند کجا؟ بهشت.

اگر انسان درک درستی از آخرت داشته باشد در زندگی با خودش بدرفتاری نمی‌کند. اصلاً معصیت نمی‌کند، اصلاً گناه نمی‌کند، اصلاً چموشی نمی‌کند، نافرمانیِ خدا را نمی‌کند. یک سبک زندگیِ پیشرفته و جالبی که متناسب با فضایی بی‌نهایت زیباتر از آن‌جاست برای خودش انتخاب می‌کند با یک کلاس بالاتر، کلاسی که تنظیم شده برای جایی که بی‌نهایت از این‌جا زیباتر است. این‌قدر خودش را بدبخت و پست و بی‌ارزش نمی‌کند که برود از یک هنرپیشه، از یک فوتبالیست، از یک ماهواره، از توی اینترنت برود الگوی رفتاری برای خودش انتخاب کند، سبک زندگی‌اش را از آدم‌های مثل خودش و اندازه‌ی خودش بگیرد. هرگز حاضر نیست این‌کار را کند چون قیمتش این نیست. یک کسی که قیمتش مقام اهل بیت علیهم السلام است نه کمتر، شما در زیارت عاشورا چه می‌گویید؟ « اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ» همان مقامی که شما پیش خدا دارید من هم می‌خواهم. یک کسی که قیمتش مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها است اصلاً حاضر نیست از کمتر از حضرت زهرا دستور بگیرد چون الگوی هر کس قیمت خودِ شخص را مشخص می‌کند.

شما از چه کسی الگو می‌گیرید؟ قیمتتان هم همان هست. چه کسی در زندگی شما طراح است؟ چه کسی در زندگی شما تأثیرگذار است؟ قیمتت هم همینی هست که تأثیرگذار است. از کجا سبک زندگی‌ات را می‌گیری؟ قیمتت هم همان است. هرکس دارد به تو سبک زندگی را یاد می‌دهد، اصول و قواعد شوهرداری، ازدواج، روابط با نامحرم، با محرم، پدری و مادری و خواهری، برادری، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، هنری، چه کسی دارد به شما یاد می‌دهد؟ از هرجا می‌گیری قیمتت هم همان است. معلمت کیست؟ الگویت کیست؟ مربی‌ات کیست؟ قیمتت همان است.

اگر کسی می‌خواهد به آن قیمت، به قیمت مادرش فاطمه‌زهرا سلام الله علیها، به قیمت پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام ، به قیمت پدرش امام زمان عجل الله تعالی می‌خواهد رشد کند، باید حتماً سبک زندگی عالی‌ای را انتخاب کند. به هیچ‌وجه به الگویی کمتر از معصوم نباید قانع و راضی شود. اگر خودش را فروخت، خودفروشی است دیگر. فحشا فقط به این نیست که برود بدنش را بفروشد، بدتر از این، این هست که آدم روحش را بفروشد به این و به آن. یعنی اجازه بدهد دیگرانی که ضعیف هستند، ذلیل‌اند، خوارند، بی‌مقدارند، فرهنگ ندارند بیایند و روح من را چکار کنند؟ من را چکار کنند؟ من را شکل بدن. این فحشا از فحشای بدنی خیلی بالاتر هست. ما فاحشه‌های زیادی داشتیم. در تاریخ فاحشه داشتیم، روحش را خراب نکرده. جسمش را داده دست این و آن ولی توانسته روحش را بالأخره سالم نجات بدهد. توانسته نجات پیدا کند. ولی آدم‌هایی داشتیم که ظاهراً اهل فحشاء و منکرات و این چیزها نبودند، فحشاهای ظاهری، ولی روحشان را قبلاً دادند، فروختند به این و آن و هرگز هم نتوانستند به راحتی نجات پیدا کنند مگر استثناء.

چه کسی به من انتخاب‌ها، رفتارها و چینش‌های فکری را یاد می‌دهد؟ آن تعیین کننده ست.

وقتی من متوجه می‌شوم قرار است من وارد چنین جایی شوم نام بهشت و زحمت‌های من، اذیت‌های من، حتی فقدان‌هایی که این‌جا داشتم، از دست دادن‌هایی که این‌جا داشتم، آرزوهایی که به‌ آن‌ها نرسیدم، دعاهایی که برایم اجابت نشد، گفتم خدا ولی خدا به من نداد، وقتی این‌ها را ثروت قرار می‌دهد می‌بیند که این‌ها برای انسان جمع می‌شود و می‌شود ثروت. انسان این‌جا خیلی خوش است، خیلی راحت است. دقت کنید برایتان بخوانم.

از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله «لَو تَعْلَمونَ ما ذُخِرَ لکم، ما حَزِنْتُم عَلی ما زُوِیَ عَنکُم» اگر می‌دانستید برای شما چه ذخیره شده اصلاً به چیزهایی که از دست داده‌اید غم نمی‌خوردید. جلسه‌ی قبل راجع به شیطان‌ها صحبت کردیم که ای کاش‌ها چقدر می‌تواند راه شیطان را بروی ما باز کند. توجه به گذشته، خاطرات گذشته، ای‌کاش ای‌کاش، اگر این‌جوری می‌شد حیف ‌شد. این کلمات، کلماتِ شیطانی است. اصلاً خوب نیست آدم به کار ببرد چون شما هر چه را از دست دادید ذخیره می‌شود، می‌رود آخرت. برای چه ناراحتی؟

شما یک آدم عاقل دیدید پول بگذارد در بانک بعد بگوید چقدر حیف شد من پول گذاشتم در بانک. گذاشتی در بانک سود رویش می‌رود دیگر. کجایش حیف شد؟ چه حیف شد؟ من یک میلیارد تومانم رفت در بانک. تا به‌حال کسی را دیده‌اید این‌جوری بگوید؟ بله؟ یا خوشحال است که گذاشته است در بانک؟ بله؟ خوشحال است. شما کسی را دیده‌اید برای این کارها غصه بخورد؟

ما ایمانمان به آخرت ضعیف است، ما متأسفانه ایمانمان به این حرف‌ها ضعیف است، باورهایمان ضعیف است و گند زندگی می‌کنیم، غصه می‌خوریم. ناآرام زندگی می‌کنیم، اضطراب داریم، گذشته‌ها داغونمان می‌کند، اضطراب‌های آینده داغونمان می‌کند چون نمی‌خواهیم بفهمیم حقیقت عالم غیر از این چیزی هست که ما داریم فکر می‌کنیم. برای خودمان یک عقاید من‌در‌آوردی بی ریشه و اساس درست کردیم، یک دین مخلوطی که از هرجایی آمدن برای ما هِی دین بافتند دادند دستمان، چیزهای قلابی و دروغ. برای همین هم هِی می‌نشینیم حرص و جوش می‌خوریم، هی می‌نشینیم غصه می‌خوریم، هی ناراحتی داریم، هی اضطراب داریم، هی فشار خونمان بالا میرود، هی این ‌همه سکته در کشور ما زیاد شده، این همه سرطان زیاد شده، این همه آلزایمرها. خیلی از بیماری‌هایی که الآن هست دقیقاً ربط زیادی با اضطراب دارد. اضطراب‌های الکی، حرص و جوش‌های الکی، غصه‌های الکی، دعواهای الکی. برای این‌که ما نمی‌خواهیم باور کنیم. حتی وقتی می‌شنویم هم باز دوباره از این گوش می‌دهیم تو و از آن گوش دَر می‌کنیم.

حضرت می‌گوید هر چه که از دست دادی، پیروزیِ تو است. آن‌جا یکی از درجات شما و شرافت‌های شما را که می‌سنجند به میزانی این هست که در دنیا چه چیزهایی را نداشتی. نه چیزهایی را داشتی و مصرف کردی. چه چیزهایی را نداشتی؟ چه چیزهایی را از دست دادی؟ این‌ها می‌شود شرافتت. این می‌شود امتیازت. شکست‌هایت، زحمت‌هایی که کشیدی، فحش‌هایی که خوردی، اذیت‌هایی که شدی، حرف‌هایی که شنیدی، بی محلی‌هایی که به تو شد، توهین‌هایی که به تو شد، فقرهایی که داشتی، عدم امکان برای تهیه‌ی خیلی چیزها که داشتی، کمبودهای زندگی‌ات، این‌ها ثروت‌های تو بود. پس چرا غصه می خوری؟ «لو تَعْلَمونَ»

اگر می‌دانستید چه چیزی برای شما ذخیره شده، هیچ‌وقت بخاطر چیزهایی که از دست داده‌اید غصه نمی‌خوردید. «ما زُوِیَ عَنکم» فعل مجهول آورده، خیلی قشنگ. «ما زُوِیَ عَنکم» یک لطافتی دارد. یعنی بازداشته شدید، به آن نرسیدید. این بازداشتن را جلسه قبل توضیح دادم، یا بندگان خدا نمی‌گذارند ما به آن چیزهایی که دوست داریم برسیم، باعث شکست ما می‌شوند، یا خودمان حماقت‌ها و اشتباهات و تصمیم‌های غلطی داریم که خودمان را از خیلی چیزها محروم می‌کنیم، یا خدا این کار را بخاطر مصلحت ما می‌کند. فرقی نمی‌کند. خدا می‌گوید اگر خودت هم اشتباه کرده باشی من برایت جبران می‌کنم. بالأخره غصه خوردی، این غصه‌هایت را هم جبران می‌کنم.

خدا به این قشنگی و به این مهربانی نمی‌ارزد آدم در همین‌جا با او رفیق بشود؟ از همین‌جا با او دوست شود؟ از همین‌جا بغلش کنی؟ از همین‌جا ببوسد‌ش؟ از همین‌جا با او صفا کند؟ اگر کسی این‌جا با خدا رفیق نشد می‌تواند آن‌طرف رفیق بشود؟ اگر فرصت از دست برود؟ بزرگ‌ترین حسرت یک انسان، این‌هایی که من می‌گویم نیست. بزرگ‌ترین حسرت یک انسان در آخرت این است که من با خدا می‌توانستم چقدر رفیق باشم! با خودِ خدا و با اهل بیت علیهم السلام و انبیاء. این‌ها بماند که متأسفانه ما خیلی در رفت و آمد با این‌ها بی‌رغبتی می‌کنیم. مگر کارمان گیر باشد و برای حل مشکلات پیششان برویم. این عشق نیست، این دوست داشتن نیست. دوست داشتن یک شخص، حتی یک آدم، زمانی قشنگ است که طرف به ما نیازی نداشته باشد یا ما به او نیازی نداشته باشیم ولی دوستش داشته باشیم، ولی برایش وقت بگذاریم، این قشنگ است. این‌که یک نفر هست به من نیاز دارد، من هم به او نیاز دارم که حیوان‌ها هم همین‌طور هستند دیگر، مهربان هستند.

الله‌یی که به ما نیاز ندارد این همه به پای ما عشق می‌ریزد. این همه عشق. اهل بیتی که به ما نیاز ندارند این همه عشق پای ما ریختند. بهترین رفیق‌های ما این‌ها هستند. قرآن هم می‌گوید «حَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا»(س نساء آیه69)

می‌دانید بهترین رفیق‌ها چه کسانی هستند؟ چهار گروه: انبیاء، صدیقین، شهداء، صالحین. قیمت شما این است. اگر از این پایین‌تر آمدید، خودفروشی کردید. اگر سبک زندگی‌ای غیر از سبک زندگیِ این چهار گروه را انتخاب کردید، انبیاء صدیقین، شهداء و صالحین، خودتان را فروخته‌اید. خودت را مفت فروختی، دچار خسران شدی. کج سلیقگی کردی، خودت را دست کم گرفتی، به قیمت نفروختی. خیلی چیزها را از دست دادی و می‌دهی. این می‌شود تخم یک غصه. بعداً می‌فهمی. من چقدر بد زندگی کردم، چقدر بد تصمیم گرفتم، چه سبک زندگیِ ضعیف و غلطی داشتم، چه سبک زندگیِ ناپسندی داشتم!

چرا سبکِ زندگی‌مان را این‌جوری کنیم؟ ببینید حضرت چه دارند می‌گویند؟ خودِ خدا در قرآن چه می‌گوید؟ از این قشنگ‌تر: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ» (سوره سجده. آیه 17) هیچ‌کس نمیتواند بفهمد که من چه چشم روشنی‌هایی برای بندگانم کنار گذاشته‌ام. نسبت که یادتان نرفته. در فهم آخرت یادتان باشد، آن قاعده را که شاید ده‌ها جلسه روی آن کار کردیم، نسبت یادتان نرود. رابطه دنیا با آخرت مثل چی شد؟ رحم مادر با دنیا. جنین نمی‌تواند بفهمد دنیا یعنی چی؟ یعنی شما به او بگو شما بزودی می‌خواهی وارد عالمی شوی که بی‌نهایت از اینجا زیباتر است، کامل‌تر است، پیشرفته‌تر است. جنین نمی‌فهمد، نمی‌تواند این را درک کند، ظرفیتش را ندارد.

ما هم که الآن در رحم دنیا هستیم نمی‌توانیم بفهمیم وقتی خدا می‌گوید می‌خواهید وارد یک جایی بشوید که بی‌نهایت از این‌جا زیباتر است، کامل‌تر است، پیشرفته‌تر است، ما نمی‌توانیم درکش کنیم. ما نمی‌توانیم بفهمیم قرآنی که می‌گوید بهشتِ هر کدام از شما به اندازه‌ی همه‌ی آسمان‌ها و زمین است، خرابش نکنید، از دستش ندهید، ضایعش نکنید، خودتان را به یک فشار قبر نرسانید.

خیلی بد است که یک کسی یک بهشتی دارد به اندازه‌ی همه‌ی آسمان‌ها و زمین، می‌افتد به فشار قبر. این فشار قبر یعنی چی؟ یعنی این جایش خیلی تنگ است،یعنی بنده‌ی خدا جا ندارد. قبر که همین‌جوری فشار نمی‌دهد. مگر بچه‌ای که در رحم مادر سالم به دنیا آمده، اذیتش می‌کند؟ اذیت می‌شود؟ نه. بچه‌ای که وسیله را نیاورده اذیت می‌شود. ما هم همین‌طور. قبلاً آن قاعده را توضیح دادم. گفتیم قبر ما چیست؟ نفس ماست و نفس ما و روح ما چیست؟ قبر ماست. اگر این‌جا غصه می‌خوری، یعنی فشار قبر داری. اگر این‌جا ناآرامی یعنی فشار قبر داری، پس می‌روی آنجا همین است دیگر. اگر این‌جا عُرزه داشتی شاد باشی، آرامش داشته باشی، لذت ببری، صفا کنی، خوب باشی، آن‌جا فشار قبر نداری.

ما به تعداد غصه‌های دنیایمان و به تعداد ناآرامی‌ها و عصبانیت‌ها، زودرنجی‌ها، حساسیت‌ها، حسادت‌ها، بدبینی‌هایمان فشار قبر ذخیره می‌کنیم. برای چه این‌کار را کنیم؟ می‌ارزید؟ حالا آن کارهایی که کردیم، چیزی دستمان آمد؟ آن موقع که حسود شدیم، آن موقع که حسود شدیم، آن موقع که دعوا کردیم، آن موقع که نق زدیم، آن موقع که غر زدیم، آن موقع که همسرمان را اذیت کردیم، آن موقع که کم گذاشتیم، آن موقع که رقابت جهنمی با اعضای خانواده و همسر و فرزندانمان شروع کردیم، آن‌جا که می‌خواستیم روی بقیه را کم کنیم، آن‌جا که می‌خواستیم بهترین باشیم، این خاله خاله بازی‌ها و این رقابت‌ها و چشم و هم چشمی‌هایی که داشتیم، حالا الآن خیلی خوب شده مثلاً؟؟ خیلی آرام شدیم؟ خیلی خوش‌بختیم؟

تا جانت را آرام نکنی نمی‌توانی فشار قبر را برداری. حضرت می‌گوید سر این‌جور چیزها هیچ‌وقت غصه نخور، با هیچ‌کس دعوا نکن،. چرا فلانی دارد ما نداریم. زندگی همه‌اش این نیست. آن‌هایی که دارند، هر چقدر داراتر هستند، هم دنیایشان سخت‌تر می‌گذرد هم آخرتشان سخت‌تر می‌گذرد. مگر این‌که بتوانند دارائی را تبدیل به بهشت کنند. که آن هم عمراً !!

خیلی از آن‌هایی که دارا هستند عرزه‌ی این کار را ندارند، بلد نیستند ثروت را چگونه به آرامش بهشت تبدیل کنند. تبدیلش می‌کنند به غصه. برای همین هم گفتم دو گروه در کشور ما بیشترین بیماری‌های روحی و روانی و طلاق و خودکشی را دارند. آن‌هایی که از آسایش بیشتری برخوردارند یعنی از ثروت بیشتری یا آن‌هایی که از تحصیلات بالاتری برخوردار هستند. بروید آمار بگیرید ببینید. ما نود درصد خودکشی‌هایمان مال تحصیل کرده‌ها هست. هرچقدر پول بیشتر، آسایش بیشتر می‌آید، آرامش از آن‌طرف فرار می‌کند چون این عرزه ندارد آسایش را به بهشت و آرامش تبدیل کند. پولدارتر هست، خانه‌اش بهتر هست، ماشینش بالاتر هست اما ناآرام است. با خدا دوست نیست، با اهل بیت دوست نیست، با آخرت دوست نیست، ناآرام است. بلد نیست. سال خمسی ندارد، جهنم را می‌آورد، تمام این لقمه‌ای که می‌آورد، جهنم و فشار و بدبختی می‌شود.

کسی که خمس نمی‌پردازد دیگر نمی‌تواند بگوید من یک آدم شاد و آرام هستم. این یک لقمه‌ی حرام، آتش، کوفت را می‌آورد می‌دهد به خودش و زن و بچه‌اش میدهد می‌خورند. همه می‌ریزند به همدیگر. سر هر چیزی با هم غصه می‌خورند و دعوا می‌کنند. این مسئله هست. یا چیزهای دیگر که در مسائل اقتصادی خانواده ما در بیست جلسه توضیح دادیم، در مهارت‌های دو، بخش اقتصاد هست، در آن‌جا مراجعه کنید. یا بخش‌های دیگر، بخش‌های عاطفی، بخش‌های اخلاقی، بخش‌های معنوی، بخش‌های دیگر...

امام صادق علیه‌ السلام می‌گوید اگر شما می‌دانستید چه چیز برای شما ذخیره شده، یعنی آماده است، یعنی همین الآن آماده است می‌توانید بروید، چه چیز برای شما ذخیره شده؟ اصلاً غصه نمی خورید. «ما حَزِنتُم» به هیچ‌وجه به خاطر محدودیت‌هایی که در دنیا داشتید غصه نمی‌خوردید. مسابقه با هیچ‌کس نمی‌گذاشتید، رقابت با هیچ‌کس نمی‌کردید. البته باز این بهانه نشود. جلسه‌ی قبل توضیح داده‌ام. ما موظفیم تلاش‌هایم را همیشه برای سلامتیِ بهتر، برای تحصیلات بالاتر، برای برکت بیشتر تلاشمان را کنیم. ولی متعادل. وقتی می‌گوییم پنج بخش شخصیتی داریم، همه‌ی بخش‌های شخصیتی شما بدن نیست که هِی از صبح تا شب بدوید دنبال پول و ثروت، وقت برای بخش‌های دیگر نداشته باشید. نه. برای همه‌ی بخش‌هایت تلاش کن.

وقتی می‌گوییم شما پنج تا ژن داری که باید به بچه‌ات بدهی، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، هِی به بچه‌ات نگو، تمام عمرت و تلاشت این باشد که بچه‌ات فقط سالم و زیبا باشد یا درس خوان باشد و دکتر مهندس شود. همه‌ی دکتر مهندس‌ها خوشبخت نیستند. اگر آن سه بخشِ دیگرِ شخصیتی کنارشان نباشد، دکتر مهندس‌ها، ثروتمندها، تحصیل کرده‌ها بدبخت‌ترین آدم‌ها هستند. وقتی آن سه بخش کنارش نیاید، یعنی عقل، اخلاق، معنویت. اگر کنارش نیاد. هر چه که شما موفقیت‌های بخش پایینی‌تان بیشتر شود یعنی بخش‌های دنیایی‌تان، از آخرت دورتر می‌شوید.

هر چه که می‌خواهید دنیایتان را شیرین‌تر کنید آخرتتان تلخ‌تر می‌شود چون شخصیت شما متعادل بار نمی‌آید. یک شخصیت ضعیفی است. یک شخصیت ضعیف، کوتوله، کوچک است. بله. خوشگل است، خوش اندام است، پول دار است، دکتر است، مهندس است، موبایل آن‌چنانی دارد، تلفن همراه آن‌چنانی دارد، لب تاپش چهل میلیون تومان است، ماشین 150 میلیونی، 200 میلیونی، یک میلیاردی دارد، ویلا دارد ولی آدم شاد و آرام نیست. این اگر بمیرد آن‌طرف هیچ چیز ندارد، هیچ‌چیز ندارد. یعنی اگر برود، دست خالی به آن‌جا می‌رود. چون بلد نیست زندگی کند،‌ مهارت‌ها را یاد نگرفته، نمی‌دا‌ند. این هُل شده، همین‌جوری فکر می‌کند زندگی یعنی این‌که یک جنس مخالفی کنار آدم باشد، همه‌ی زندگی یعنی بچه‌دار شدن، مامان و خاله و عمه و عمو شدن، درس خواندن و کار کردن، صبحانه، ناهار، شام، مسافرت رفتن، تفریح رفتن، میهمانی رفتن، این شد زندگی. اگر این‌جوری بود چرا الآن 75 درصد ازدواج‌های ما شکست می‌خورد؟؟ اگر زندگی همین بود مگر آن‌ها، این‌ها را ندارند؟ چرا فقط 20، 25 درصد از زندگی‌هایشان راضی هستند؟ در طول زمان پشیمان نمی‌شوند؟ چرا 75 درصد،‌ 80 درصد کسانی که ازدواج می‌کنند بعد از مدتی از این‌که زندگی را با این شخص شروع کرده‌اند پشیمان می‌شوند؟ برای این‌که اصلاً نگاهشان به زندگی غلط بوده، به خودشان غلط بوده، به خوشی به معنای واقعی، به آرامش به معنای واقعی، غلط بوده. اصلاً خودش را نشناخته. (برویم بعدی ببینیم چقدر صفا دارد. آدم لذت می‌برد، آدم اصلاً دوست ندارد از این بیاید بیرون)

به به جانم به امام صادق علیه السلام. یک صلواتی به محضر مقدسشان ختم بفرمایید. چقدر ما را دوست دارند، این‌جوری با ما حرف می‌زنند. چقدر ما را دوست دارند که اینجوری پای ما عاطفه می‌ریزند، می‌خواهند دل‌نگرانی‌هایمان را از بین ببرند. در دنیا غصه نخورید، اصلاً غصه نخورید. واقعاً دنیا ارزش غصه خوردن ندارد. هر چه در دنیا کمبود داشتید ذخیره‌تان می‌شود، هم کفاره‌ی گناهانتان می‌شود، هم برایتان درجه می‌شود، هم ذخیره. دیگر چه غصه‌ای دارید؟ برای چه بنشینید غصه بخورید؟ دلیلی برای غصه خوردن، عصبانی شدن، ناراحت شدن هست؟ برای چه؟ مگر آدم نادان باشد، خودش را نشناسد، مگر نادان باشد. غصه کار آدم عاقل نیست.

امام کاظم علیه السلام چه فرمود؟ در درس اول یادتان هست چه گفتیم دیگر، «مَنِ اغتَمَّ کانَ لِلغَمِّ أَهلا» یک کسی که غصه می‌خورد، لیاقتش هم همان غصه هست. خلایق هر چه لایق.

ببینید امام صادقعلیه السلام چه می‌گوید، چقدر قشنگ با ما حرف می‌زنند سلام الله علیهم اجمعین. یک صلوات عاشقانه، از روی محبت، از روی عشق، از روی ارادت، از روی دلتنگی برای همه‌ی اعضای خانواده‌‌مان هدیه می‌کنیم.

«إِذا بَلَغَت نَفسَ أَحَدکم» (سوره واقعه/آیه 83) ببینید به شیعیانش دارد می‌گوید، می‌گوید شما شیعیان، یک نفرتان، هر کدام از شما (هذه) هرگاه نفس یکی از شما برسد به اینجا، حضرت به گلویش اشاره کرده، یعنی آن لحظه دارد جان می‌دهد، هر وقت نَفَسِتان دارد این‌جوری می‌شود. «قیل لَهوا» فرشته‌ها به او چه می‌گویند؟؟ «امّا ما کُنتَ تَحضَر مِن هَمِّ الدُّنیا وَ حُزنِها فَقَد أَمِنتَ مِن» یعنی نمی‌گذارند بمیرد به او بگویند، دقت کنید نمی‌گذارند بمیرد به او بگویند، همین‌جا قبل از این‌که بمیرد فرشته‌ مژده را به او می‌دهد. دارد میرود، عجب استقبال قشنگی. چه استقبال قشنگی. می‌گوید هنوز نرفته فرشته‌ها به استقبال می‌آیند. قربان فرشته‌ها بروم، سلام الله علیهم اجمعین. به محضر همه‌ی فرشته‌ها هم یک صلوات ختم بفرمایید. فرشته‌ها به او چه می‌گویند؟ از هر چه گرفتاری و غصه‌ی دنیا که ترس داشتی، اضطراب داشتی، «فَقَد أَمِنتَ مِن» دیگر راحت شدی. همه‌ی غصه‌هایت مال این‌جا بود، راحت شدی. تمام شد. «وَ یُقالُ لَهوا» به او چه می‌گویند؟ اول از این، مژده را به او می دهند. بعد به او چه می‌گویند؟ «وَ یُقالُ لَهوا». اگر آدم در دنیا یک عمر سختی بکشد، برای این‌که موقع رفتن این کلمه را بشنود، به خدا می‌ارزد. یک عمر سختی بکشد، تلخی بکشد، نداری بکشد، فقر بکشد، بیماری بکشد برای این‌که این یک جمله را موقع رفتن به او بگویند، اول از این راحت شدی، دیگر تمام شد. تمام، دیگر از این به بعد راحتی.

می‌دانی از این به بعد یعنی چی؟ بی‌نهایت است، یعنی ته ندارد. از این به بعد یک روز، دو روز و یک سال و یک میلیارد سال و ده میلیارد سال نیست، از این به بعد راحتی. این را بشنود...

ببینیم عرزه داریم این‌کار را کنیم یا نه؟ یا همه‌ی بدبختی‌ها و فشار قبر و دردسر و مار و عقرب‌ها را نگه داشتیم برای آن‌موقع؟؟ خودمان از خودمان سؤال کنیم ببینیم ما چه جوری داریم زندگی می‌کنیم؟ الله اکبر «وَ یُقالَ لَهوا رَسولُ الله وَ عَلی وَ فاطِمَة أَمامَک» رسول خدا، امیرالمؤمنین، فاطمه، منتظرت هستند، امامک، أمامک می‌دانی یعنی چه؟ یعنی روبرویت ایستادند، نگاه کن. نگاه کن ببین پیغمبر است، امیرالمؤمنین است، مادرت به استقبالت آمده، مادر مهربان که چقدر در آخرت برای تک تک ما، حرص و جوش می‌خورد. چقدر غصه‌ی تک تک ما را می‌خورد. بچه‌ام خوب متولد شود، بچه‌ام ناقص نیاید، بچه‌ام بیمار نیاید، بچه‌ام ضعیف نیاید، بچه‌ام جهنمی نشود، چقدر برای ما نگران‌اند، چقدر ما بی‌فکر هستیم داریم زندگی می‌کنیم.

این بچه‌های کوچک را دیده‌اید یکی دو ساله، حواسشان نیست می‌روند لب پشت بام، می‌روند در خیابان؟ مادر چقدر حرص و جوش می‌خورد، بچه‌ی نادان همین‌جوری می‌دود بازی می‌کند، یکدفعه می‌بینی می‌رود. آیا ما نباید برای دلشوره‌های خانواده‌مان احترام قائل باشیم؟ مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها چقدر نگران ماست؟ پدرمان امیرالمؤمنین، پدرمان رسول خدا چقدر نگران ما هستند؟ چقدر به تک تک ما فکر می‌کنند و دوست دارند ما سالم متولد شویم؟ ما خیلی داریم بازیگوشی می‌کنیم، خیلی داریم در زندگی‌مان بازیگوشی می‌کنیم. اصلا حواسمان نیست برای چه به این دنیا آمدیم. تمام غصه‌هایمان شده غصه‌های بخش‌های گیاهی، غصه‌های بخش‌های حیوانی، همین. در حیوانیت قوی هستیم.

حضرت می‌فرماید خیلی از آدم‌ها در دنیا عاقل هستند برای آخرت احمق‌اند. همین کلمه‌ی احمق را می‌آوردند. می‌گوید اگر الآن پیشنهاد بدهی به یک دختر، به یک زن شوهردار می‌گوید نه من شوهر دارم، باید از شوهرم اجازه بگیرم، پدرم ناراحت می‌شود، برادرم ناراحت می‌شود، مادرم. حواسش هست که آن‌ها را ناراحت نکند. زنم ناراحت می‌شود، بچه‌هایم غصه می‌خورند. نه. آن‌قدر شعورش میرسد با یک شوهر جهنمی، با یک آدم ظالم، یک شوهر نادان، با یک شوهر به درد نخور میگوید می‌سازم، بخاطر بچه‌هایم. بخاطر بچه‌هایم با این زن جهنمی، با این زن بداخلاق، با این زن نادان می‌سازم. بخاطر بچه‌هایم. تو که داری بخاطر بچه‌های زمینی‌ات تحمل می‌کنی، به حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله، پدرت است، بی‌نهایت بیشتر از پدر و مادر زمینی‌ات دوستت دارد، فاطمه زهرا سلام الله علیها مادر حقیقیِ توست، بی‌نهایت بیشتر از مادر زمینی دوستت دارد و گردنت حق دارد، مادر و پدر زمینی‌ات چه حقی گردن ما دارند؟ یک حقِّ جسم است. ما را به این دنیا آوردند که این هم خیلی است. که این هم آن‌قدر مهم است که خدا می‌گوید اگر می‌خواهی من راضی باشم پدر و مادر زمینی‌تان باید راضی باشند. ولی پدر و مادر آسمانی‌تان چی؟

امام مجتبی علیه السلام فرمود: ما پدر و مادرِ دینیِ شما هستیم، پدر و مادر دینی شما باید از پدر و مادر زمینی شما و دنیایی شما برای شما عزیزتر باشند، باید مهم‌تر باشند، ولی واقعاً ما این‌جوری زندگی می‌کنیم؟ شده به ما یک گناه پیشنهاد بدهند، یک سبک زندگی غلط بگویند، بگویی نه. مادرم فاطمه زهراسلام الله علیها ناراحت می‌شود؟ این خوب نیست، مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها دوست ندارد من این‌جوری لباس بپوشم، پدرم امیرالمؤمنین علیه السلام دوست ندارد من این‌جوری معامله کنم، پدرم امام زمانعجل الله تعالی دوست ندارد من این‌جوری کارهای اجتماعی کنم و درس بخوانم.

تا‌بحال شده بگوییم این‌ها مراقب هستند، دارند می‌بینند، بد است‌ زشت است جلوی این‌ها، دارند می‌بینند یا نمی‌‌بینند؟ جزء اعتقادات ما هست یا نه؟ قرآن می‌گوید پیامبر همیشه شاهد شماست. در حدیث داریم همه‌ی نامه‌ی عمل شما به امام زمان عرضه می‌شود. اگر می‌بینند پس این ماهواره چه چیزی است در خانه‌ات گذاشته‌ای؟ اگر می‌بینند این چه جور لباس پوشیدنی است؟ این چه جور لقمه خوردنی است؟ این چه جور شغل است؟ این چه جور کار اقتصادی است؟ این چه اخلاق زن‌داری است؟ دارد می‌بیند، حق نداری با زنت این‌جوری رفتار کنی. حضرت فرمود اگر همسرت را دوست نداری مهر به پایش بریز چون دوست داشتن شرط مهرورزی نیست. وقتی یک پیوند را قبول کردی باید پایش بایستی، نگو دوستش ندارم پس نمی‌توانم به او محبت کنم. باید عشق به پایش بریزی اگر نریزی بخل می‌کنی، فشار قبر سراغت می‌آید. آن‌هایی که قرار است به تو محبت کنند دیگر خبری نیست، تو داری در واقع از محبت میبُری.

کم نگذارید برای همسرانتان، برای پدر و مادرتان، برای خانواده‌ی همسرتان، برای کسانی که می‌دانید اگر به آن‌ها محبت کنید جذب دارند، نیاز دارند، بخل نکنید، کم نگذارید. هرجا بخل می‌کنید از یک خنده، از یک بغل کردن، از یک در‌آغوش‌کشیدن، از یک بوسیدن، از یک نوازش کردن، از یک پول خرج کردن، از یک هدیه دادن، بدانید از خودتان دارید کم می‌کنید.

«وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ» (سوره محمد/ آیه 38) کسی که دارد از دیگران می‌کَّند، می‌گوید نه نه، نکنم، نخندم، نبوسم، بخل نکنم، در‌آغوش نگیرم، اشباء نکنم، ارضاء نکنم، خب تو داری از خودت کم می‌کنی، نمی‌فهمی. قاعده چی بود؟ «هُوَ أَنت» وقتی با یک آدم روبرو هستی هر کاری با او کنی، داری با خودت می‌کنی. فکر نکن از زنت جلو می‌زنی، فکر نکن روی زنت را کم می‌کنی، روی شوهرت را کم می‌کنی، زن‌سالاری جهنم و فشار قبر است، نه دنیا دارد نه آخرت. مردسالاری جهنم و فشار قبر است، نه دنیا دارد و نه آخرت. روی دست دیگران بلند شدن، روی بقیه را کم کردن، یک کاری کنیم بقیه از ما حساب ببرند، از بقیه جلو زدن. غُلو

فرمود اگر با یک بند کفش به یک کسی پز بدهی دیگر به بهشت راهت نمی‌دهند. نمی‌فهمی نباید آدم‌ها را تحقیر کنی؟ با لباس پوشیدنت، با اتومبیلت، با خانه‌ات، همه مثل تو هستند. چقدر الآن دارند جان میکَنند، جهنم و گناه و معصیت ولقمه‌ی حرام می‌آورند در خانه برای این‌که می‌خواهند از بقیه ماشینشان بهتر باشد، با بقیه فرق داشته باشند. ماشینشان، خانه‌شان، بچه‌شان، فخرفروشی‌های کاذب جهنمی، مسابقه‌های الکی، مسابقه در فرار از خانواده‌ی آسمانی و نزدیک شدن به جهنم.

شب‌هایی که ما احیاء داریم یک بحثی داریم به نام احسان، بحث احسانمان تمام شد، در آن‌جا داشتیم. می‌گوید آدم‌های مهربان قیامت که می‌شود، حاضر نیستند یک نفر جهنم برود. می‌گویند خدایا هر چه ثواب لازم دارد از من بردار به او بده تا گناهانش جبران شود و به بهشت برود. من راضی نیستم، من نمی‌توانم. یک آدم مهربان این‌جوری است. آدم‌های اهل احسان این‌طوری هستند. در دنیا آدم‌هایی بودند که خیر بودند، راضی نبودند هیچ‌کس سختی بکشد، حاضر بودند سطح زندگی‌شان را در یک سطحی نگه دارند ولی بقیه هم مثل آن‌ها باشند، به آن‌‌ها برسند. با بقیه صفا می‌کردند، با داشتن‌های بقیه لذت می‌بردند نه با داشتن‌های خودشان.

در حدیث داریم، آدم‌های پست از بالا بودن خودشان و خوردن خودشان لذت می‌برند اما آدم‌های کریم از خوراندن به دیگران لذت می‌برند. دیگران بیایند بالا. آدم‌های کریم و بزرگ هیچ‌وقت از جلو افتادن از کسی لذت نمی‌برند مگر در معنویت، در قرب به خداوند، در آن هم باشد بقیه را با خودش می‌برد. می‌گویند این‌ها در قیامت می‌ایستند، بهشت نمی‌روند. می‌گویند خدایا ما ثواب خیلی داریم، از این ثواب‌های ما بردار بده به هرکس که می‌خواهی. می‌دانی این صحنه چقدر قشنگ است؟ می‌گوید به یک جایی می‌رسد که به او می‌گویند اگر ثوابت را بدهیم به کسی برود بهشت، برای خودت هیچ چیز نمی‌ماند، می‌گوید باشد بده. خدایا بده این‌ها بروند بهشت. خالیِ خالی می‌شوند به عشق خدا، به عشق بندگان خدا، خالیِ خالی، همه‌ی ثواب‌هایشان را می‌دهند. خدا با این بنده‌هایش چه کیفی می‌کند. تکلیف این چه می‌شود؟ تکلیف این چه می‌شود که همه چیزش را به بقیه داده که به بهشت بروند؟ می‌شود «منا اهل البیت» اهل بیت می‌گویند این هم مثل ماست. مادر ما شب عروسی‌اش چقدر مهربان بوده، خدا می‌گوید مهریه چه می‌خواهی؟ می‌گوید مهریه‌ی من این است که گناهکاران امتم، بچه‌هایم قیامت گیر نباشند. چقدر این مادر مهربان بودند، ما الآن با این مادر مهربانیم؟ یعنی ما الآن حرمتش را داریم در زندگی‌مان رعایت می‌کنیم؟ می‌گوید گناهکارها، من نگرانشان هستم. این مادر مهربان ماست.

یک کسی که مثل اهل بیت این‌جوری است، از خودش خارج شده، خودش مال دیگران است، خودش وقف دیگران است، در دنیا این‌جوری است، خیّر است، در آخرت هم همین‌جوری است. می‌گوید خدایا من هر چه که کار خیر کردم به بقیه بده، ثواب‌ها را، همه را بده به بقیه بروند بهشت. کسی لنگ نماند. هر چه دارم بده. این شبیه اهل بیت شده، شبیه خدا شده، این دیگر با حساب انسانی به بهشت نمی‌رود، با حساب چه کسی می‌رود؟ این خودش یک شأن الهی پیدا کرده، این خالق بهشت خودش است. آن‌وقت ما این‌جا از این‌که خانه‌مان، ماشینمان، لباسمان، بچه‌مان، قیافه‌مان هیکلمان از بقیه بهتر باشد لذت می‌بریم، رقابت. نمی‌فهمیم.

می‌گویند طرف با خودش کشتی گرفت، دوم شد. این‌جوری است. وقتی ما داریم با یک نفر رقابت می‌کنیم، می‌خواهیم بزنیمش زمین، حالش را بگیریم، نه بخششی داریم، نه عفوی داریم، نه ندید گرفتنی داریم، به دلمان کینه می‌گیریم. وقتی ما این‌جوری هستیم، داریم با خودمان بد می‌کنیم. هر چه سخت می‌گیریم.

در روایات داریم، آدم‌هایی که سخت نمی‌گیرند، آن‌جا حسابشان خیلی آسان است. این‌هایی که در دنیا خیلی اذیت می‌کنند، هِی سخت می‌گیرند، همسرانشان، فرزندانشان را، بچه‌هایشان را، به دیگران هِی گیر می‌دهند، هِی سخت می‌گیرند، هِی غُر دارند، هی نق دارند، آن‌طرف حساب‌ها خیلی سخت است. خیلی سخت است. خوش به حال کسی که به دیگران اصلاً سخت نگیرد. نمی‌ارزد برای چنین صحنه‌ی قشنگی آدم یک عمر قشنگ زندگی کند؟ خوب زندگی کند؟ مهربان باشد؟؟

ما با خانواده‌ی آسمانی‌مان خیلی خشن هستیم، با خانواده‌ی آسمانی‌مان خیلی غریبه زندگی می‌کنیم. واقعاً غریبه است. یعنی آن‌ها را از خودمان نمی‌دانیم، خودمان را هم از آن‌ها نمی‌دانیم. یک نمونه بگویم:

ما امسال گفتیم نیمه‌ی شعبان می‌خواهیم امام زمان دست مردم را به همه‌ی دنیا معرفی کنیم، همه پدرشان را بشناسند، باید هزینه‌ی کار فرهنگی کنیم. می‌خواهیم در کشور خودمان ده میلیون نسخه آشتی با امام زمان رایگان دست مردم بدهیم، برای خارج از کشور، ما الآن داده‌ایم چند تا از علمای بزرگ، کار ترجمه کردن هزینه نداریم بدهیم، بیایید کمک کنید تا پدرمان امام زمان عجل الله تعالی را همه جای دنیا بشناسند، بچه‌های امام زمان‌اند دیگر، غصه می‌خورند. می‌دانید کل اعلامی که ما کردیم، در همه‌جا، نه این‌جا، همه‌جا چقدر جمع شد؟؟ چند هزار نسخه. پارسال هفتصد هزار نسخه، امسال دویست هزار نسخه به زور توانستیم چاپ کنیم. در حالی که می‌خواستیم برای موج ایجاد کردن، حتی در کشور خودمان حدأقل ده میلیون نسخه داشته باشیم. برای این‌‌که مردم امام زمان را مال خودشان نمی‌دانند، برای امامشان سختشان است، برای خانواده‌شان. برای خانواده‌ی زمینی‌شان اگر زنش بگوید طلا می‌خواهم، یک پنجاه میلیونی هزینه می‌کند، برای بچه‌اش صد میلیون هزینه می‌کند، ولی وقتی نوبت امام زمان و خانواده‌ی آسمانی می‌رسد، ولی آن‌ها که احتیاجی ندارند، ما احتیاج داریم.

این سرمایه‌گزاری برای خودت است، باور نداریم. ما حتی یک نسخه نتوانستیم چاپ کنیم برای میلیون‌ها آدمی که در هند، در پاکستان، در آمریکا، در اروپا هستند. در آمریکا، در اروپا چقدر به ما اصرار کردند، حتی یک نسخه هم نتوانستیم امسال بفرستیم. چون بچه‌های امام زمان، امام زمان را مال خودشان نمی‌دانند. چرا یک شربتی، یک شیرینی‌ای؟ فقط همین‌قدر می‌فهمند، شربت، شیرینی، شامی بدهند، همین. برای این‌جور چیزها هم بیشتر هزینه می‌کنند. برای شکم، می‌خواهند خودشان بخورند، فکر نمی‌کنند که الآن امام زمان غریب است، آواره است، ترد شده است و تنهاست. فقط با کار فرهنگی می‌شود امام زمان را از این آوارگی درآورد نه با شام و نهار دادن و شربت و شیرینی، این را متوجه نمی‌شوند. هرچه می‌گویی این سرمایه‌ات را بگذار برای کار فرهنگی، برای معرفی امام زمان، خدا قول داده همین دنیا هفتصد برابر، یک تا هفتصد برابر به تو برگرداند، نترس، بردار هزینه کن ببین به جایش می‌آید یا نمی‌آید.

نوعاً ما اهل بیت را از خودمان نمی‌دانیم. نوعاً ما امام زمان را از خودمان نمی‌دانیم. یعنی به غربت و آوارگی و ترد شدگی آن‌ها راضی هستیم ولی به پول ما دست نخورد، به سرمایه‌مان دست نخورد. خیلی خشونت می‌خواهد. اگر کسی پدر زمینی‌اش الآن در زندان باشد، بگوید من دلم نمی‌آید بروم سند بگذارم، به او چه می‌گویید؟ می‌گویید خیلی آدم پستی هستی. مادرت دارد می‌میرد، عملش کنیم درست می‌شود یا اصلاً معلوم نیست درست بشود فقط باید عمل بشود. یک کسی هزینه داشته باشد ولی نکند خیلی آدم پستی است.

برای پدر مادر زمینی، برای بچه‌ات، برای نامزدت، برای شوهرت، برای زنت، برای دوستت. ظهور امام زمان لنگ شناختن حضرت است در دنیا. فرمود مردم دو تا صفت داشته باشند با عجله می‌آیم: وفاداری و همدلی. دو تا کار فرهنگی می‌خواهد شناختن امام زمان، وفادار شدنِ به او و همدلی. همه با هم کمک کنیم، همدلی یعنی این. همه با هم کمک کنیم آقا را بیاوریم. ولی ما خیلی خشن هستیم، حاضر نیستیم این کار را کنیم. چرتکه می‌اندازیم. می‌ارزد برای امام زماناین‌قدر هزینه کنیم؟ یعنی آشغال‌های پول‌هایمان، یعنی بدرد نخورترین پول‌هایمان را می‌خواهیم در این کار بیاوریم. می‌ترسیم، باور نداریم.

رفتارهای ما خشن نیست؟ رفتارهای ما غریبانه نیست؟ حالت انزجار و فرار، انگار می‌خواهیم به امام زمان صدقه بدهیم.

خب، بحث بهشت ماند. حیف است، بگذاریمش إن‌شاء الله برای جلسه‌ی بعد تکمیلش می‌کنیم.

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله محمد و آله الطاهرین»

با همدیگر پنج مرتبه آیه «أمّن یُجیب» را می خوانیم جهت رفع اضطراز از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین، مستضعفین عالم، برای شادی همه اموات، مؤمنین و مومنات، مسلیمن و مسلمات، بدوارثان و بی وارثان، برای شادی اموات خودمان و برای شفای مریضانی که به نفس پاک شما خیلی احتیاج دارند، به من هم خیلی سفارش شده، از نفس پاک شما عزیزان استفاده بکنیم تا انشاء الله شفا پیدا کنند، برای حل مشلکلات کشورمان، نابودی دشمنان مان، سلامتی رهبرمان، با همدیگر دعا می کنیم.

أعوذُ بالله مِن الشیطانِ الرجیم: «أمّن یُجیبُ المضطر إذا دَعا وَ یَکشِفُ السوء» (5 مرتبه)