جلسه 040 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - راه‌های مبارزه با غم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره درمانهای علمی غم بود که آخرین موضوعی که خواندیم خیلی هم طول کشید درباره شناخت دنیا و ماهیت آن و ارتباط ما با دنیا بود یکی از چیزهایی که برای برطرف کردن غم خیلی مهم هست از مواردی که در روایت آمده یاد مرگ هست که بسیار در درمان غم به انسان کمک میکند.@ اینکه من زمانی لحظه وفاتم میرسد و از اینجا نجات پیدا میکنم به برزخ وارد میشوم جایی که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر و جذابتر و پیچیدهتر هست و آنجا خبری از غمهای دنیای من نیست هر چه غم در دنیا داشتم آنجا به عنوان شادی به من برمیگردد.@ انسان وقتی وارد برزخ میشود غمهایی که در دنیا داشته اذیتهایی که در دنیا دیده مریضیهایی که داشته دردهایی که کشیده حرفهای تند و بدی که شنیده هر بدی هر سختی هر مشکلی مطلق سختیهایی که برایش آمده برایش شادی و آرامش و نعمت و لذت میشود.@ و قشنگی مرگ یکی از لطفهایی که خداوند تبارک و تعالی برای ما داشته همین هست که ما زیاد در این رحم باقی نمیمانیم و به زودی از این رحم متولد میشویم به عالمی بینهایت زیباتر، گفتم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ چطور یک جنین وقتی از رحم مادر میاید وارد یک عالمی میشود که بینهایت از رحم زیباتر و کاملتر و بزرگتر و پیشرفتهتر هست ما هم وقتی وارد نظام برزخیمان بشویم وارد جایی میشویم که اساساً قابل مقایسه با اینجا نیست.@ اینقدر هست که حضرت فرمود وقتی که یاد بکنید به اشتیاق میایید واقعاً لحظهای که انسان وارد نظام برزخی بشود یکی از اشتباهاتی که ما کردیم یعنی به ما بد آموزش دادند این هست که به ما گفتند شما وارد قبر میشوید و قبر هم گفتند همین گور خاکی هست که جنازه را در آن میگذارند در حالی که اینجا قبر ما نیست قبر هست برای بدن.@ و ما بدن نیستیم ما وارد گور خاکی نمیشویم ما را به بهشت زهرا و فلان قبرستان نمیبرند آن جسم هست که میبرند برزخ جایی هست که ما بلافاصله با رها کردن این بدن واردش میشویم که فوقالعاده زیباتر، کاملتر و پیشرفتهتر از اینجاست.@ بنابراین لذتهای انسان، عبادتهای انسان، کارهای خیر انسان، تقوای انسان، نماز انسان، خوبیهای انسان برایش ذخیره هست دردها و مرضها و سختیها و اذیتهایی هم که دیده باز برایش ذخیره است یعنی انسان دو طرف سود میبرد.@ اگر اهل خیر و خوبی باشد اهل معنویت و تقوا و ایمان و عبادت و خیرات باشد برایش سود است هر چه کاشته همان را درو میکند به قول امام صادق در یک حدیث فارسی حضرت فرمودند که هر چه بکاری همان میدروی، هر چه کار خیر کاشتید برداشت میکنید.@ سختیها و تلخیها و مشکلاتی هم که داشتید باز هم برای انسان ذخیره است فقط یک چیز آنجا خطرناک است بیماری هست که جزء شش تولدی که گفتیم جنین از رحم مادر به دنیا دارد یکی تولد بیمار است یعنی گناه، معصیت، اخلاق بد.@ انسان باید از اینها بترسد از اخلاقهای خودش، حسادتش، تکبرش، بدبینیها و زودرنجیها و حساسیتها، عصبانیت، ابتلاء به حقالناس باید بترسد یا گناهی کرده که اینجا هم قابل جبران هست انسان هم میتواند حقالله و هم حقالناس را جبران کند و توبه بکند و پاک باشد و خوب زندگی کند و خوب هم برود.@ مرگ واقعاً خبر خوشی برای مؤمن هست در روایت داریم(عُرسُ المُؤمِن) عروسی مؤمن هست لحظهای که انسان از اینجا میرود چون قبلاً گفتیم ما از فضای یک درصد رحمت به فضای 99% رحمت وارد میشویم.@ چون در رحم وقتی بچه هست چون جایش خیلی تنگ و کوچک است همه نعمتها و رحمتهای خدا در رحم جذب نمیشود چون خدا بینهایت است آن یک محیط کوچک است رحم فقط میتواند یک قطره کوچکی از رحمت و نعمت خدا را بگیرد و به جنین منتقل کند.@ بیشتر رحمت خدا مهربانی خدا نسبت به بندگانش وقتی به دنیا میاید اینجا جا دارد برای اینکه این رحمت را جذب کند مثل اینکه شما الان در یک دهات عقبمانده بروید میلیاردر هم باشید فایدهای ندارد چون آنجا فضایش برای جذب ثروت شما آمادگی ندارد مغازههایش چیز زیادی ندارند که شما بخواهید بخرید بازاری ندارد مغازهای ندارد جادهای ندارد که شما بخواهید از اتومبیل استفاده بکنید.@ ساختمانی نیست که شما بخواهید بروید در آن لذت ببرید یک ساختمانهای کوچک و خاکی به درد نخور، پس امکان جذب ثروت و قدرت شما آنجا وجود ندارد شما یک رئیسجمهور هم که باشی ثروتمندترین آدم هم باشی وقتی آنجا بروی فایده ندارد چون فضایش یک فضایی نیست که بتواند به توان شما جواب پس بدهد.@ ولی این ثروت را بردار در یک کشور کاملاً پیشرفته ببرید میبینید که میتوانید آنجا از این ثروت استفاده کنید تحصیلات عالی دارید میتوانید استفاده کنید جواب میدهد به چیزهایی که شما دارید.@ خداوند تبارک و تعالی دنیا را آفریده ولی دنیا کلش میفرماید یک درصد از رحمت من را میتواند جذب بکند با همه بزرگیاش، این همه میلیاردها آدم آمدند مادر، پدر، عمو، خاله، دایی، عمه، شوهر، همه مهربانند حیوانات مهربانند.@ تمام مهربانی این میلیاردها انسان را که جمع کنید یک درصد رحمت خدا میشود تازه یک درصد هم نمیشود خدا برای اینکه بخواهد همه رحمتش را به بندههایش نشان بدهد.@ مهربانی، رحمتش، قشنگی، زیبایی، علمش، قدرتش، عزتش را نشان بدهد نیاز هست که انسان را وارد یک فضایی بالاتر از دنیا بکند که دنیا در مقابلش یک رحم هست تا خدا بتواند تمام آن توان و کمالات خودش را ظهور بدهد.@ خدا رحمت کند میرزا را میفرمود شما وقتی این گُل را اینجا زیبا میبینید وقتی به برزخ میروید ده میلیارد برابر زیباییاش بیشتر است یک موسیقی خوب که اینجا بشنوید آنجا موسیقیهایش ده میلیارد برابر زیباتر از اینجاست.@ غذاها، کاخها، خانهها، آرامشش، شادی، انسش، مهربانیهایش، لذاتش همه توان میخورد و بالا میرود بنابراین انسان وقتی میداند که فعلاً دارد در یک جای کاملاً تنگ و محدود زندگی میکند خیلی هم از آن توقع ندارد وقتی میداند به زودی دارد نزدیک میشود به لحظه باشکوه عروسیاش ورودش به آن عالم خیلی شاد و آرام میشود.@ به این نکتهای هم که امام(ع) میدهد توجه کنید پس آن نسبت ریاضی خیلی به ما کمک میکند که ما میخواهیم از یک فضای یک درصد رحمت وارد یک فضای 99% رحمت بشویم ورود به آن عالم برای ما خیلی گشایشهای زیادی دارد.@ ابوبصیر میگوید من خدمت امام صادق(ع) رسیدم از غمهای دنیا و وسوسه دنیا به حضرت شکایت کردم گفتم اینجا اذیت میشوم و یک مقدار دلم میگیرد ابوبصیر نابینا هم بوده امام صادق(ع) چقدر زیبا به ابوبصیر جواب میدهد(یا أبا مُحَمَّد أذکُر تَقَطُعَ أوصالِکَ فی قَبرِک) یادت بیافتد که بدنت بندبند بدنت در قبر گسیخته میشود.@ این بدنی که تو الان این همه غصهاش را میخوری و حرص و جوشش را داری و برای آباد نگهداشتنش گسیختن بندهای تنت را در قبر بیاد بیاور(وَ رُجُوعِ أحِبائِکَ عَنک إذ دَفَنُوکَ فی حُفرَتِک) موقعی که دوستانت تو را در این حفره میگذارند و میروند به یاد بیاور که تو را رها میکنند و میروند.@ (وَ خُروجِ بَناتِ الماءِ مِن مِنخَرَیک) (بنات الماء) یعنی حشره، یادت بیافتد که آن حیوانات زمینی شروع میکنند بدن تو را خوردن حشرهها از سوراخهای بینی تو بیرون میایند(وَ أکلُ الدُّودِ لَحمَک) کِرمهای آنجا گوشتهایت را میخورند وقتی یاد این بیفتی به اینها فکر بکن.@ حضرت فرمود(فَإن ذلِکَ یُصَلّی عَنکَ ما أنتَ فیه قالَ أبو بَصیر فَوَاللهِ ما ذَکَرتُهُ إلاّ صَلّی عَنّی ما أنَا فیه مِن هَمِّ الدُّنیا) حضرت فرمود وقتی یادت بیاید که چند روز دیگر قرار است بدنت را اینطوری بخورند هیچی هم نمیماند همه غمهای دنیا از یادت میرود.@ ابوبصیر میگوید من هر وقت این صحنه یادم افتاد اصلاً دیگر غصه برای دنیا نخوردم دنیا ارزشی ندارد غصه دنیا فایده ندارد دنیا خیلی کوچکتر از آن است که انسان بخواهد برایش غصه بخورد چون انسان بزرگتر از همه اینهاست دنیا برای انسان آفریده شده.@ پیامبر میفرماید کسی که از دنیا کوچک میشود و دنیا از او بزرگتر میشود یعنی خودش را جهنمی میکند و دیگران را هم همینطور(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) هر کس که به دنیا گریه کند یعنی کوچک و تحقیر شده که دنیا میتواند او را به گریه بیاندازد در حالی که ما تحقیری نیستیم کل این دنیا به خاطر ما آفریده شده.@ برای چه من چیزهای پایینتر از شأن خودم یعنی جنبههای حسی، حیوانی، گیاهی، یا هوشی و عقلی، من این هستم که الله اله من هست من فوق عقل و انسان هستم اینها بخشهای پایینی است غصه خوردن برای پایینیها یعنی اینکه من چیزهای بالاتر ندارم.@ در حالی که دارم من چیزهای خیلی قشنگتر دارم مهمتر از زندگی، خانواده، پدر و مادر، فرزندان، شغل، دنیا من چیزهای خیلی بزرگتر دارم ما یک خانواده آسمانی داریم به عظمت محمد و آل محمد(ص) دوستمان دارند دوستشان داریم حامی ما هستند.@ همیشه کنار ما هستند ما بالاتر از آنها یک الله داریم که به قول خودش 99% رحمتش را نگه داشته آنطرف به ما بدهد ما بیکس نیستیم که احساس بدبختی در این دنیا بکنیم که اگر یک حادثه و مشکلی برای ما پیش آمد بنشینیم زارزار گریه کنیم خودمان را بدبخت و بیچاره بدانیم.@ فکر کنیم که حالا دیگر دنیا به آخر رسیده و ما همه چیزمان را از دست دادیم، نه بخشهای پایینی همه چیز ما نیستند همه چیز ما فوق عقل است آن نفسی که از جنس پیامبر و اهل بیت هست آن روحی که از جنس خداست آن همه چیز خداست حیثیت انسانی ما همه چیز ما هست.@ لذا دنیا ارزشی ندارد چهار روز دیگر همین اتفاقات برای خیلیهای دیگر میافتد خیلی راحت هر روز هم داریم اتفاقات را میبینیم این یک نکته که مهم هست که انسان یادش بیافتد که ته دنیا آخرش به اینجا ختم میشود.@ به این بدنی که تو سالها برایش غصه خوردی برای شکمش، دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها، برای شهواتش آخر خوراک کِرمهای قبر است خودت چی، این خیلی مهم است بیشتر برای خودت هزینه کن.@ بحث بعدی شناخت خصوصیتهای غم هست انسان باید خصوصیات غم را بشناسد شناخت خصوصیت غم باعث میشود انسان با غمها راحتتر بتواند کنار بیاید نبی اکرم(ص) (ما مِن هَمٍّ إلاّ وَ لَهُ فَرَجٌ إلاّ هَمَّ أهلُ النّار) هیچ غم و همّی نیست مگر اینکه یک فرجی برایش هست هیچ مشکل و سختی نیست مگر اینکه یک فرجی دارد مگر همّ جهنمیها، آن خیلی سخت است آدم آنطرفها نباید پیدایش بشود.@ اگر قرار است آدم از یک چیزی بترسد و غصه بخورد و ناراحت بشود باید از این ناراحت بشود که یک موقع جهنمی بشود این خیلی بد است طرف آتش پیدایتان نشود دیگر راحت باشید غمهایتان همه سرمایهتان میشود.@ هر چه غم و همّ دارید سرمایهتان میشود هر چه در دنیا به شما ندادند و به شما نرسید ذخیره میشود برای نظام آخرتی، هر چه هم دادند لذتش را میبرید به همین راحتی خدا سیستم دنیا را چیده آن چیزی که خیلی سخت است این هست که انسان در جهنم نیافتد.@ چون اگر بیفتد به این راحتی دیگر نجات پیدا نمیکند وقتی حضرت میفرماید برای یک گناه انسان صد سال آنجا گرفتار میشود اگر توبه نکرده باشد آمرزش نخواسته باشد استغفار نکرده باشد اگر یک چیزی با او مانده باشد خیلی گرفتاری دارد.@ مثل مریضی هست که یک جنین از رحم مادر میاورد در رحم میشود درمانش کرد ولی اگر بیرون بیاید در دنیا طول میکشد تا خوب بشود یکذره زمان دنیا طولانیتر میشود رحم قویتر است اینجا هم رحم هست نسبت به آخرت، خیلی قویتر از آنجاست.@ اینجا آدم 40 سال هم گناه کرده باشد میتواند جبران کند 50 سال گناه و آلودگی داشته باشد هر چه که میخواهد باشد میتواند توبه کند و صاف کند و با خدا رفیق بشود و در مسیر بهشت بیافتد به جایی برنمیخورد سیستم درمانش خیلی قوی است ولی اگر بماند و به برزخ ببری خیلی خطرناک است.@ لذا حضرت میفرماید که هیچ غمی نیست که برطرف نشود فقط آن غم خیلی خطرناک است اگر قرار است آدم از یک غمی فرار کند و بترسد بهتر است از غم جهنم و تنهایی جهنم و عذاب جهنم بترسد و از آن فرار کند.@ پیامبر(ص) فرمود(إعلَم أنَّ النَّصر مَعَ الصَّبر) بدان یاری و موفقیت با صبر است انسان وقتی صبر کند خداوند به او کمک میکند یاری میدهد بالأخره مشکلاتش حل میشود صبر جزء لوازم زندگی است در روایت داریم صبر برای مؤمن مثل سر هست برای بدن، همانطور که اگر سر نباشد بدن هم فایدهای ندارد.@ اگر کسی صبور نباشد ایمانش هم پایدار نمیماند یعنی نمیتواند وارد بهشت بشود انسان باید با صبر مسیر را طی بکند چون باشگاه است مگر شما میخواهید کلاس خط، نقاشی، گلدوزی، خیاطی، آشپزی، تایپ، رانندگی، پزشکی، مهندسی بروید مگر با صبر نمیرسید؟@ به هر کمالی که میرسید با صبر به آن مقام و درجه میرسید و آن فن را یاد میگیرید. برای اینکه انسان مهارتهای انسانی را یاد بگیرد اسمهای خدا را جذب بکند باید صبور باشد تمرین کند دنیا باشگاه ماست باید تمرین کنیم و صبور باشیم.@ صبر هم سه قسمت است صبر بر طاعت الهی، طاعت الهی را صبور باشد انجام بدهد بیحوصله در مقابل واجبات نشویم چون اینها ما را میسازند صبر در مقابل مصیبتها چون اینها هستند که ما را میسازند مصیبتها هستند که برای ما نعمت هستند.@ سازندگی و قدرت روحی و شباهت به خدا پیدا میکنیم با سختیها و مصیبتهایی که سرمان میاید و با صبر بر معصیت که اگر صحنه معصیتی پیش آمد خودداری کنیم و خودمان را به جهنم آلوده نکنیم.@ بدان که نصرت یاری خداوند تبارک و تعالی و پیروزی با صبر است(وَ أنَّ الفَرَجَ مَعَ الکَرب) گشایش همراه گرفتاری هست یعنی شما از آن زمانی که درگیر میشوی گشایش شروع میشود با هم همزمان هست.@ مثلاً یک کسی میخواهد شنا یاد بگیرد از آب میترسد همیشه احساس خفگی دارد که نکند من خفه شوم یا میخواهد کلاس رانندگی برود همیشه میترسد که نکند من تصادف کنم این وقتی شجاعت دارد میرود کنار مربی مینشیند درست است ترسش رفته آنجا نشسته ولی از همانجا موفقیتش دارد شروع میشود.@ یک کسی که درس را شروع میکند درست است سخت است تمرین و کلاس و مشق دارد هزینه کردن دارد از همان لحظه این دارد دکتر و مهندس و آقا و توانمند و هنرمند میشود پس گرفتاری وقتی میاید از همان لحظه گرفتاری گشایش و قدرت هم با او میاید شخصیتسازی میاید، نه اینکه بعداً میشود، نه در حین کار دارد انجام میشود.@ شما وقتی میروی یک ترم زبان میخوانی به همان اندازه یک ترم زبان یاد میگیری وقتی گلدوزی و خیاطی میروی به همان اندازه یاد میگیری هر چه جلوتر میروی هنرت هم بیشتر میشود سختی بیشتر میکشی به کمالات بیشتری هم میرسی(فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً) آیه قرآن است پیامبر هم در کلام خودشان هم این را برای ما ذکر کردند.@ (و أعلَم) بدان که همراه سختی آسایش هست همراه سختی آسایش هست نه بعد از سختی، همراه سختی آسایش دارد شما امروز یک جلسه باشگاه بروید همان دو ساعتی که باشگاه میروید روز اولتان هم هست بدنتان هم درد میگیرد.@ ولی وقتی از باشگاه میایید یک نشاط خوب دارید به اندازه دو ساعت هم روی بدن شما اثرش را همان لحظه میگذارد، درست است داشتی سختی میکشیدی و وزنه میزدی و بالا و پایین میپریدی ولی همان لحظه بدن دارد جان و حس میگیرد و قوی میشود همان لحظه آسایش را با خودش میاورد(إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً) بعدش نه.@ همراهش دارد این اتفاق میافتد سختیها هم همینطور است شما الان با یک مشکلی برخورد کردی از شروع برخورد با مشکل گناهان شما دارد آمرزیده میشود و میریزد پس همراهش هست الان یک سختی و مشکلی در خانه میاید یک مریضی و طلاقی هست.@ یک دعوا و درگیری هست یک کسی از دنیا رفته غصهها شروع میشود بدهکاری هست ورشکستگی هست همان لحظهای که شروع شده دارد گناهان هم میریزد آمرزش میاید گناهان از وجود شما میرود همراه آن مقام و درجات هم برای انسان میاید.@ کما اینکه در روایت داریم که انسان درجاتی در آخرت هست که جز با بیماری به آن نمیرسد از همان لحظهای که مریض شدی درجات آخرتی را داری طی میکنی و این اتفاق برایت میافتد دقیقاً مثل یک جنین که در رحم مادر است جنین درست است که در تاریکی رحم میافتد.@ به قول امام حسین در تاریکیهای سهگانه رحم قرار میگیرد در یک جای تنگ قرار میگیرد اما از همان لحظه دارد به سمت دنیا حرکت میکند ولی تا نباشد تا این نطفه تشکیل نشود ورودی به دنیا معنا ندارد باید در آن تاریکی برود تا بتواند در بیاید شما اسپرم و تخمک را در بیرون از رحم لقاح بدهید فایده ندارد بچه نمیشود باید برود در آن تاریکی قرار بگیرد.@ چون آنجا هست که آنجا هست که شرائط دارد که این موجود را تبدیل به یک انسان میکند انسان تا به دنیا نیاید و سختیهای دنیا را نکشد با سختیها و گرفتاریهای دنیا درگیر نشود به کمال نمیرسد اسمهای الهی را در دنیا به انسان میدهند.@ این هزارتا اسمی که از خداوند تبارک و تعالی است که گفتم اسمهای خود ماست این هزارتا اسمی که در جوشن کبیر میخوانیم اسمهای خود ماست اینها تنها فرصتی که ما میتوانیم شبیه الله، خانواده آسمانیمان بشویم در این دنیاست مگر تو نمیگویی که من میخواهم مقام اهل بیت را داشته باشم کمتر از آنها نمیخواهم در آخرت باشم همراه آنها باشم.@ مگر به امام حسین نمیگویی(أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) اگر قرار است به آن مقام برسی پس باید از باشگاهت خوب استفاده کنی یک شوهرداری، زنداری، تربیت بچهای را بکن که تبدیل بشوی با روابط اقتصادی و مالی طوری ارتباط برقرار کن که تبدیل بشوی.@ بشود از تو اسم جواد و کریم در بیاید و الا خیلی وقتها افراد مالدار هم هستند ولی اسم خسیس و بخیل از آن در میاید بیشتر این مال آنها را در جهنم دفن میکند هر چه ثروت بیشتر، عذاب این هم بیشتر است یک کسی میبینی نه نصف این ثروت دارد.@ ولی با این نصف ثروت میلیونها بهشت برای خودش میسازد یک کسی میبینی نه، یک کسی میبینی علم دارد از علمش جهنم میسازد و یک کسی علم دارد از علمش بهشت میسازد پس ما باید خودمان حواسمان باشد که بتوانیم از شرائط زندگی به نفع خودمان استفاده کنیم.@ اگر کسی بداند شوهرش، زنش، بچههایش، خانواده همسرش حریف تمرینیاش هستند فقط اینها وسیله هستند برای اینکه من شبیه الله بشوم آنوقت میبینی که با خود همسر هم دیگر درگیر نیست راحت میتواند کنار همسرش باشد و به کمالاتش برسد مهم این است.@ علی(ع) میفرماید(إن بَقیتَ لَم یَبقَی الهَمّ) تو بمانی غمهایت نمیمانند الان شما نگاه کنید ما در زندگیمان از بچگی چه غصههایی داشتیم که فکر میکردیم که این دیگر خیلی خیلی کمرشکن و اوج غصه است ولی الان چیز از آنها یادمان هست؟ نه، رفته، ما ماندیم و خیلی از غمهایی که ما فکر میکردیم فاجعه است.@ آنها از ما رفتند ثوابش و نتائجش مانده کفاره گناهان بوده مانده ولی دیگر از آن سختیها چیزی نمانده سختیهای عبادت که همیشه فکر میکردیم که اگر من بخواهم این عبادت را رعایت کنم این حکم شرعی خدا را چقدر سختم است حالا خیلیها هم رعایت کردند دیدند همچین سخت هم نبود.@ بالأخره سخت است نه اینکه سخت نیست اما سختیاش رفته و لذت و پاداشش میماند سختی که در عبادتهای خدا، روزه خدا، نماز، حجاب، خمس، زکات، حج، امر به معروف، نهی از منکر، جهاد اینها سختی دارد ولی سختیهایی هست که به بخش حیوانی وارد میشود نه بخش انسانی، هیچ کدام از عبادتهای خدا واجبات الهی به بخش انسانی ما فشار نمیاورد.@ بخش انسانی در آزادی و لذت است اگر دین خدا یک جایی ما را محدود میکند آن(ما را) بخش وسط بخش زنانگی و مردانگی بخش بدنی است بخش حیوانی است همان که قرار است در گور برود و آنجا متلاشی بشود حالا اگر از این بدن کار زیادی کشیدی به نفع تو هست یا نه.@ بالأخره آن قرار است آنجا برود از بیرون برود از این بدنت در راه خدا استفاده کن کار بکش لقمه حرام به آن نده انسان بیحیایی نکند تقوا و عفت را رعایت بکند حالا یکذره سختش هم میشود بله حجاب سخت است گرما دارد ولی رعایتش کن.@ همین حدودی که خدا گفته رعایتش کن سختی هم برای بدن دارد ولی تو داری از بدنت کار میکشی برای آخرت با آن بهشت میسازی نماز صبح سختی دارد وضو سختی دارد غسل سختی دارد ولی این سختیها هیچ کدام به بخش فطری ما وارد نمیشود.@ بخش فطری ما در اوج آرامش و لذت است در روزه، حجاب، نماز، خمس، زکات، حج بخش جسم ما سختی میکشد بخش حیوانی است بخش حیوانی باید در استخدام بخش الهی باشد بخش جاودان و ماندگار ما باشد اشکال ندارد.@ شما برای بخشهای کمالات دنیایی دیگرت هم بدنت را به زحمت میاندازی حالا بیانداز برای چیزی که ماندگار هست نه برای چیزی که ماندگار نیست ما برای بخشهای دیگرمان هم بدنمان را به زحمت میاندازیم حالا بیانداز برای چیزی که برایت میماند جاودانه و ابدی است از آن استفاده کن.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(لِکُلِّ هَمٍّ فَرَجٌ) هر همّی، مشکلی بالأخره یک فرجی دارد یک روزی حتماً تمام میشود مهم این هست که ما یاد بگیریم با همّها و غمها چطوری برخورد کنیم که از آن لحظهای هم که با آنها برخورد میکنیم برای ما تولید شادی بکند.@ مثل زینب کبری که فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) چون خودش را انسان میبیند نه حیوان، مصائبی که به حضرت زینب آمده به بخش طبیعیاش، سخت است ولی حضرت زینب چون بخش انسانیاش فعال است از آن مصائب لذت میبرد میداند به نفعش است.@ یک مؤمن هم همینطور چون خودش جاودانه میداند از جنس محمد و آل محمد(ص) میبیند او وقتی که یک مشکل سراغش میاید یادش هست که مادرش فاطمه زهرا همین الان دارد نگاهش میکنند پدرش امیرالمؤمنین و اهل بیت دارند نگاهش میکنند.@ همین الان جلوی چشم اینها دارد مشکل میاید میگوید پدران و خانواده عزیز من شما هم این مشکلات را داشتید الان هم نوبت ماست که ما هم مثل شما این مسیر را طی کنیم شما صبر کردید به حساب خدا گذاشتید ما هم بچه شما هستیم قرار است با شما محشور بشویم.@ مادر عزیزم فاطمه زهرا مطمئن باش من هم مثل تو این مسیر را خوب میایم نق و غر ندارم احساس کوچکی و حقارت به من دست نمیدهد مطمئن باش دنیا نمیتواند من را تحقیر بکند ما آباء و اجدادمان همه اینطوری بودند پیغمبرمان همینطور بود فرمود(ما أوذِیَ نَبِیٌّ مِثلَ ما أوذیت) هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.@ ولی پیامبر شخصیتش خوب و آرام و شاد، خودش میفرماید اگر دنیا ما را به گریه بیاندازد جهنمی میشویم و هیچ وقت نگذاشت دنیا او را جهنمی بکند به خاطر مشکلات دنیا هیچ وقت به گریه و غم نیفتاد امیرالمؤمنین چقدر سختی کشید.@ مادرمان فاطمه زهرا کشیده حسنین ببینید چقدر سختی کشیدند کربلا را ببینید ائمه دیگر را ببینید امام زمان را ببینید 1176 سال است الان طردشده و آواره و تنها و مضطر و غریب است به خاطر ما هم هست که شده، ببینید همه آبا و اجداد ما اینطوری بودند آنها که قرار است ما با آنها در بهشت باشیم تا بینهایت زندگی کنیم همه اینطوری هستند.@ ما هم زینتمان همین است به قول حضرت زینب شهادت و مصائب زینت یک مؤمن است لذا مؤمن اینطوری نیست که اگر سختی به او برسد مشکلی در زندگیاش پیش بیاید غم سراغش بیاید احساس بدبختی و بیچارگی بکند و دنیا جلوی چشمش تیره بشود.@ نه میداند که اینها تمرین است باشگاه است اینها چیزهایی هست که دارد میاید تا گناهانش را پاک کند بتراشد و بشوید و ببرد، حرفهای بدی که از اطرافیان میشنود اضطرابهایی که به خاطر عزیزانش دارد بدهکاری و مشکلات مالی و طلاق و سرطان مشکلات برای هر کسی میاید هر کسی غصه خاص خودش را دارد.@ مؤمن چون حواسش هست که الان جلوی چشم چهارده معصوم این چیزها سرش میاید اصلاً خودش را کوچک نمیکند که بخواهد نق و غر بزند مثل یک آدمی میماند که در یک باشگاه هست رفته کشتی بگیرد وزنهبردار، ژیمناست، دونده است.@ حالا زنش و نامزدش و خانواده همه در ورزشگاه آمدند دارند نگاهش میکنند حالا این سعی میکند که در باشگاه خودش را خوب و عالی نشان بدهد تمام تلاشش را میکند اینکه بنشیند زارزار گریه کند و ضعیف باشد و احساس بدبختی کند خوب نیست تلاش میکند پیروز بشود.@ پیروزیاش هم به این نیست که به خواستهاش برسد بلکه این هست که اگر از او چیزی گرفته شد باز آن هم پیروزی است. شما فکر میکنید اصحاب عاشورا چرا امام باقر(ع) فرمود(لَم یَجِدُوا ألَمَ الحَدید) اینها اصلاً موقعی که شمشیر یا نیزه به بدنشان میرفت درد احساس نمیکردند.@ چون اینها آن لحظه اصلاً شمشیر و نیزه را نمیدیدند چشمشان بالا بود داشتند بالا را نگاه میکردند چشمشان در چشم خدا و پیغمبر بود اصلاً احساس دردی نداشتند مثل رزمندههای خودمان که ما خودمان هزاران بار در جبهه در عملیاتهای مختلف این صحنهها را دیدم بچهها تیر و ترکش میخوردند دست و پا قطع میشد هیچ کس حتی آخ نمیگفت کیفشان این بود.@ میگفت آخ جون دستمان رفت الحمد لله یک چشم دادیم یک پا رفت الحمدلله ما یک تیر خوردیم چقدر شاد میشدند بچهها غروبهای عملیات که بچهها به چادرشان برمیگشتند گریهها آن موقعی که بود که طرف سالم برگشته بود هیچ طوری هم نشده بود این غصهاش بود میگفت ما را نپذیرفتند چیزی از ما برنداشتند و قبول نکردند.@ ما رفتیم و برگشتیم و الا اگر از کسی یک چیزی میگرفتند خیلی شنگول بود میگفتند خدا را شکر یک چیزی از من گرفتند یک چیزی از ما پذیرفته شد و به آخرت رفت مؤمن در دنیا اینطوری است اگر چیزی از او گرفته بشود خیلی خوشحال است.@ اگر مشکلی برایش پیش بیاید شاد است یک مقامی، ریاستی را از او بگیرند جایی قدرش را ندانند جایی پولی از او برود این وقتی رفت دیگر پیش خدا رفته خیلی خوب است بد که نیست خدا برای بندهاش بد نمیخواهد هر چیزی سر مؤمن میاید.@ امام عسکری(ع) فرمود محال است یک بلایی سر مؤمن بیاید حتماً هالهای از نعمت آن بلا را احاطه کرده نعمتش بیشتر از خود بلاست خیراتش خیلی بیشتر است پس دیگر نق و غر و دعوا و قهر و بددهانی و خشونت نباید وجود داشته باشد.@ اگر هست یعنی ما به این جیفه دنیا دلبستگیهای بیخود داریم به این سگ و جنازه و جیفه علاقه داری دلبستگی داری و این اصلاً خوب نیست. این روایت از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(الحُزنُ وَ الجَزَعُ لا یَرُدانِ الفائِت) غم و جیغ و داد کردن و جزع و فزع کردن و بیتابی کردن آن چیزی که از دستتان رفته را برنمیگرداند.@ پس بیخود نه غم به دلت راه بده نه بیصبری کن چون برنمیگردد برای همین در روایت داریم اگر کسی روی زانویش یا رانش زد اجرش را از دست میدهد یا گفت آخ آخ، موهایشان را میکَنند، خوب نیست(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) مال خداییم پیش خدا برمیگردیم.@ وقتی رفت، رفته پیش خدا میماند من بعداً به آن میرسم بهترش را به من میدهد جای بدی که نمیرود پس من برای چه غصه بخورم و داد و بیداد و بیتابی کنم. یک مادری آن هفته یک جوانی داشت 18 ساله از خانه بیرون رفت تصادف کردند و مادر را صدا کردند.@ گفتند بچهات تصادف کرده بالای سر جنازه و بچه هم از دنیا رفته حالا گذشت مادر به من میگفت که من خیلی بیتاب هستم نگران او هستم او الان چه میشود؟ به او گفتم اگر میخواهی بچهات آرام باشد اول باید خودت آرام باشی شما اگر میخواهید میت شما آرام باشد جزع و فزع شما میت را آزرده میکند در حق میت لطف نیست که مدام جزع و فرع کنی.@ بله آدم یک موقع خاطراتی میاید یادش میافتد یکذره اشکی میریزد و دلتنگی دارد ولی بیتابی و جز و فزع و غصه خوردن و وظائف زنانگی را کنار بگذاری وظائف مادری لنگ بماند وظائف شوهری و برادری و شغلیات لنگ بماند این اصلاً کار خوبی نیست(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ بارها این را گفتم که وقتی به امام گفتن بچه مُرد، اول نگران بود و قدم میزد ولی وقتی گفتن بچه مُرد آرام شد و خندید فرمود(سُبحانَ الذّی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه است پاک است خدایی که بچه ما را میکشد و ما جز محبتش چیزی در دلمان اضافه نمیشود.@ وقتی بچه ما را میبرد پیش خودش میبرد و بهتر از ما تربیتش میکند یک عزیزی را که از ما میبرد جهنم که نمیبرد پیش خودش میبرد از یک درصد رحمت گرفت برد در 99% رحمت، پیش خداست بینهایت مهربانتر از من است.@ بعد هم که با وضعیت بهتر به من برمیگرداند روح میت آزرده میشود شما سر قبرش بروید و جیغ و داد و جزع و فزع راه بیاندازد حرفهای کفرآمیز و بد بزند عربده بکشد این خیلی کار بدی است حالا انسان محزون است یک گریهای هم میکند این عیبی ندارد این خودش رحمت است ولی با شکر، این اشک با شکر با سپاس با رضایت باشد خیلی قشنگ است.@ من یادم هست برادرم یک طلبه 21 ساله جوان خیلی مستعد و قوی و صالح یک موقعی به من گفت میخواهم ازدواج کنم من هم رفتم برایش یک کسی را دیدم همینطوری یک صحبتهای اولیهای با هم کردیم که با این دختر ازدواج کند با موتور سوار شد مادرم را برد خانه خالهام رساند برگشتنی تصادف کرد و یک روزی هم ما از او خبر نداشتیم.@ سرگردان میگفتیم کجاست شب خانه نیامد تا غروب بالأخره جنازهاش را در بیمارستان پیدا کردیم پدرم بنده خدا همینطوری شب تا صبح مثل مرغ سرکَنده، ولی وقتی به او گفتم مهدی رفت بالأخره پدر به بچهاش علاقه دارد گریه میکرد ولی هر چند دقیقه سرش را بالا میبرد و میگفت الهی شکر.@ این خوب است یعنی خدایا از تو راضی هستم با تو مشکلی ندارم نشاط و آرامشم سر جایش هست او هم جای بدی نرفت خوب است آدم گریهاش را بکند و بگوید الهی شکر الحمد لله، این خوب است ولی اینکه آدم کفرگویی بکند و چرا بگوید و حرفهای بد بزند و در کار خدا دخالت بکند بنده خداست.@ تو مال خدایی بچهات و شوهرت هم مال خداست همه مال خدا هستند پدر و مادرت هم مال خداست ما مال خودمان نیستیم مال خودش است الان دلش میخواهد بگذارد باشد دلش میخواهد ببرد، به کسی ربطی ندارد اینها که دست ماست همه امانت است.@ شوهر، زن، بچه امانت است بچه را امانت به دست ما میدهند ما صاحب بچه که نیستیم خدا صلاح میداند که این بنده من الان بهتر است به بهشت پیش خودم باشد.@ بهتر است تا دست پدر و مادر، شاید دست پدر و مادر باشد خیلی هم بد در بیاید یکدفعه دیدی زیر دست تو جهنمی شد، دیگر بهشت رفت جزع و فزع معنا ندارد شکر کن حالا به روابط عاطفی دارد گریه هم کردی کردی.@ (الحُزنُ وَ الجَزَعُ لا یَرُدانِ الفائِت) آن چیزی که فوت شده رفته دیگر با گریه و داد و فریاد و غصه برنمیگردد خدا رحمت کند استادمان حضرت آیۀ الله مجتهدی(ره) میفرمود هر وقت هر مسألهای آمد این را یادت نرود(این نیز بگذرد) خیلی جمله قشنگی است یکی از حکیمانهترین حرفهایی که زده همین است(این نیز بگذرد) مثل قبلیها که گذشت.@ الان در این هستی داغ هستی و فکر میکنی که این آخر غم دنیاست بعد که رد میشود میبینی که نه اینطوری هم نبوده هر چه هست میگذرد(این نیز بگذرد) هر چه میخواهد باشد تمام میشود خیلی کمک میکند قرآن هم یک ذکر به ما یاد داده هر وقت چیزی پیش آمد(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) چقدر قشنگ و شادکننده است مال خداییم پیش خدا برمیگردیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@