جلسه 038 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
10
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - راه‌های مبارزه با غم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ ما بحثمان درباره علاج علمی غم رسید به شناخت ماهیت دنیا، که شناخت ماهیت دنیا خیلی کمک میکند به اینکه انسان غم نداشته باشد و غمگین نشود بداند که در جایی قرار دارد که بالا و پایین شدن ذاتی هست.@ شما در شهربازیها اگر دقت کرده باشید یک جایی دارند به نام تونل وحشت از اول میگویند شما میخواهید بروید بفرمایید بلیط بخرید ولی بناست در این تونل شما را بترسانیم یا ترن هوایی بناست با سوار شدن این به شما ترس و هیجان دست بدهد.@ ماهیتش این است یک عدهای که دوست دارند آنجا بروند و بترسند مثل کسانی که فیلم ترسناک خیلی دوست دارند نگاه کنند برای همینطور آدمها میسازند که از این هیجان خوششان میاید ذات آن تونل و ترن هوایی و فیلم این هست که این هیجان و ترس را دارد اینکه کوهنوردی برویم ذاتش چه دارد؟@ این همه افراد عاشق کوهنوردی هستند چقدر هم میبینند که افراد میمیرند سقوط میکنند اصلاً در کوه گم میشوند، ذات اسکی چیست؟ دست و پایت میشکند کلی دست و پا شکسته داریم تا یک کسی بتواند مهارت کسب کند ما در تلویزیون فقط چیزهای قشنگش را میبینیم که میگوییم چقدر قشنگ اسکی میکنند.@ چقدر قشنگ اسکیت سوار میشوند در این خیابانها میروند اینها چند بار زمین خوردند چقدر دست و پایشان شکسته چقدر سختی کشیدند تا بالأخره این مهارت را کسب کردند اینطوری است حالا خیلیها هم هستند که این را ادامه میدهند مثل کشتی گرفتن یک مدتی که میگذرد گوششان میشکند تا بقیه قسمتها.@ معلوم است کسی که میرود بوکس و کاراته و جودو کار میکند میداند ماهیت این پیوند این ارتباط این وقتگذاری این رشته کتک خوردن و کتک زدن است دنیا ماهیتش بالا و پایین شدن هست اصلاً ذاتش اینگونه آفریده شده که برای بالا و پایین شدن آفریده شده چون بناست شخص اسم الله دریافت بکند میخواهد شبیه الله بشود.@ آن هم نه در یک رشته در هزاران رشته از اسمهای خداست چون غایت انسان تشبه به حق تعالی است انسان میخواهد به کمال مطلق و بینهایت برسد و خودش هم مثل الله بشود یعنی قیامت که هست مؤمن خودش مَثَل الله هست خودش خالق میشود در بهشت، خودش میافریند خودش دستور میدهد خودش ملک عظیم دارد به تعبیر پیغمبر.@ وقتی بناست اینطور باشد باید بتواند این قابلیتها را در روح خودش پیاده بکند بارها عرض کردیم آن هزار اسمی که شما در جوشن کبیر میخوانید در واقع اسمهای خود ماست خود ما هم باید این اسمها را تحصیل بکنیم.@ انسان آمده در دانشگاه بزرگ دنیا که اسمهای بیشماری را کسب بکند از الله، قابلیتهای بیشماری را برای حیات جاودانهاش با خودش ببرد تواناییهای زیادی را برای حیات بینهایت خودش با خودش ببرد و بارها هم عرض کردیم که عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداوند تبارک و تعالی است انتها ندارد ته ندارد ما برای جاودانگی خلق شدیم.@ یک زندگی جاودانه در یک بهشتی با آن عظمت تواناییها و قابلیتهای زیادی را لازم دارد ما در رحم دنیا هستیم که باید برای ورود به یک زندگی که بینهایت از اینجا زیباتر، کاملتر، پیشرفتهتر و پیچیدهتر هست آماده بشویم این آمادگی باید در دنیا حاصل بشود.@ پس ما برای آماده شدن برای یک همچین زندگی بزرگی حیات طیبهای نیاز به باشگاه و دانشگاه و مربی و استاد داریم تمام ارتباطاتی که ما در دنیا داریم چه با خودمان چه با الله چه با غیب چه با انسانهای دیگر همه اینها باشگاه است و در باشگاه هم خیر نمیکنند.@ اینطور نیست که باشگاه ورزشی سراغ داشته باشید که آنجا بروند برای شما تشک انداخته باشند و به شما بگویند بنشینید برایتان آبمیوه بیاوریم بخورید لم بدهید تشک هست اما روی تشک آدم را میزنند باید کشتی بگیرید و بالا و پایین بشوید ولی اینکه تشک بگذارند و بگویند بیا یک آبمیوه بخور و یک گپی بزن و قلیانی هم بکشید و بروید از این خبرها نیست.@ باشگاه از اسمش معلوم است همین که گفتی باشگاه، کلاس، فنی، حرفهای، هنری هر چه که بگویی باید در آن سختی بکشی تمرکز و یادگیری و تکرار و تمرین همه شدن و مهارت است و تمرکز میخواهد دنیا اینطوری است شما برای هر اسمی بالا و پایین شدنهای زیادی دارید باید این اتفاق بیفتد.@ شما میگویید ما یک اللهی داریم که پشتیبانم هست کمک من هست معصومین داریم خانواده آسمانی داریم خدا برکت میدهد همه چیز دست خداست(لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم لا مُؤَثِرَ فِی الوُجُود إلا الله) این را گفتی، خدا میگوید حالا بگذار یک چیزی از تو بگیرم ببینم به عشق من تکان میخوری یا نه.@ الان این برادرت و مادرت و بچهات و پدرت را و سلامتی و پول را از تو میگیرم ببینم به عشق من تکان میخوری یا نه، میگویی الله و ابدیت و آخرت هست از زینب کبری چه گرفت؟@ زینب کبری را کشاندند از مدینه تا کربلا آوردند آنجا محاصره اقتصادی و نظامی، تشنگی، بعد هم بچههایش را جلویش دانه دانه کشتند برادرزادهها و برادرش را کشتند ببینند این بالأخره وقتی میگیرد خدا را دارد که بگوید اینها کمتر از خدا بودند خدا از من گرفته نشود.@

اصل گرفته نشود اله من از من گرفته نشود چون انسان در بخش فوق عقلانی و فوق تجرد شعارش(لا إله إلا الله) راست گفتی یا دروغ میگویی، یعنی این همه سالی که نماز خواندی و گفتی(أشهد أن لا إله إلا الله) شهادت میدهم که معشوق و دلبری جز الله ندارم، راست گفتی یا دروغ؟@ اگر راست است که اله تو الله است اله تو هیچ وقت از تو گرفته نمیشود تو همیشه در آغوش الهات هستی با این اله اگر رابطهات با کسی خراب شد اگر طلاقی پیش آمد یک کسی مُرد با این اله اگر وضعیت مالیات بالا و پایین شد به این اله اگر مشکلی در سلامتیات ایجاد شد باز آرام هستی کنار الهات هستی یا نه.@ میگویی من خدا را فقط به این شرط، نماز در این شرط، خدا در این شرط، دین در این شرائط که من بخشهای حیوانی و جمادی و گیاهی و طبیعی و مالیام تأمین باشد اگر نبود من معنویتم از دست میرود حس و حال معنوی دیگر ندارم دیگر چه خدایی چه دینی چه پیغمبری چه آخرتی این چه وضعش است، اله انسان الله است تو با این اله کنار میایی یا نه؟ اله تو همیشه کنارت هست میتوانی با او شاد باشی یا نه؟@ این ماهیت دنیا را ما اول بپذیریم که ماهیت دنیا خداوند این را در آن طراحی کرده مثل ماهیت دریاست شما وقتی دریا میروید صفایش به همان مواج بودنش و بالا و پایین شدنش و کشتی سواری است حالا اگر دریا یخ زده باشد شما را روی یخ اینطرف و آنطرف ببرند نمیگویید کشتی سواری کردم دلمان خوش بود میخواستیم دریا برویم.@ یک موقع هوس کوه میکنی باید بروی یکجایی که ارتفاع دارد یکذره خستگی و بالا و پایین داشته باشد میگویی میخواهم کوه بروم دنیا ذاتش اینطوری است دنیا ذاتاً این است اگر این را از آن بگیرند دیگر دنیا نیست باشگاه اگر وسائل و تشک و مربی را بردارند حریف تمرینی نداشته باشید دیگر اسمش باشگاه نیست.@ چطور اگر میخواهید باشگاه بدنسازی بروید بگویند استاد و وزنه و دستگاه نداریم میخواهی کشتی بگیری باید تنهایی کشتی بگیری من کشتی و کاراته و تکواندو و کنگفو را دوست دارم باید حتماً در باشگاه حریف تمرینی باشد.@ حالا شما رفتید ثبتنام کنید طرف میگوید خیلی به شما تبریک بگویم یک چیز خوب به شما بگویم شما خیلی خوشحال شو میگوید در باشگاه ما هیچ کس جز شما نیست هیچ کس نیست شما را بزند و هیچ کس نیست شما او را بزنید.@ چکار میکنید ثبتنام میکنید؟ میگویید نه همه قشنگی ورزش به این است که من یکی را بزنم یکی هم من را بزند نمیگویی پس حالا خوب شد روی تشکها میخوابیم.@ دنیا اگر قرار است کسی شبیه الله بشود بخواهد به بینهایت برسد بخواهد تشبه به حق تعالی پیدا بکند دنیا همه قشنگی و زیباییاش به بلاها و تلخیها و سختیها و خوشیهایش هست که به همدیگر آمیخته است این ذات دنیاست ماهیت دنیاست.@ یک کسی که از دنیا غیر از این توقع دارد یعنی اصلاً خودش را نشناخته یعنی اصلاً هیچ شناختی از خودش به عنوان یک انسان ندارد دنیا همه قشنگی و کمالش در آن حالتش هست مثل رحم مادر میماند رحم مادر همه کمال و قشنگیاش به این هست که فضایش آنطوری است تاریکیهای سهگانه دارد تنگی دارد قرار مکین دارد.@ طوری هست که یک نطفه بتواند در آن کاملاً امن و امان، مادر بیرون دارد هزارتا فعالیت میکند این داخل راحت دارد زندگیاش را میکند مادر میخواهد مسافرت برود درس بخواند، بخوابد، میخواهد هر کاری بکند این جایش راحت باشد فقط بتواند رشد خودش را بکند برای دنیا آماده بشود دنیا اینطوری است.@ ذات دنیا را باید بشناسید که اصلاً ذاتش بالا و پایین شدن و از دست دادن و به دست آوردن است دیگر هیچی در آن تعجبانگیز نیست دیدید یک کسی به کسی میگوید فلانی سرطان گرفته، فلانی مُرد! همه آمدند که بمیرند آمدند که سرطان بگیرند.@ طلاق بدهند، طلاق بگیرند، عروسی کنند، جشن داشته باشند، خوشی کنند، مریض شوند سالم شوند، ماهیت دنیا این است، ما چرا تعجب میکنیم؟ این هم مُرد! این جوان مُرد! دنیا به کسی همچین وعدهای نداده ذات دنیا همین است ما برای تفریح به اینجا نیامدیم اینجا باشگاه ماست آسودگی ما آخرت است.@ خداوند فرمود من آسایش را در بهشت قرار دادم بعضیها در دنیا دنبالش میگردند اینجا دوره تمرینی و شدن تو است اینجا آمدی فقط تمرینها را انجام بدهی حریف تمرینی تو شوهرت، زنت، بچه، خانواده همسرت است اینها حریف تمرینی تو هستند ارباب رجوع، حکومت، رعیت، همسایه، جامعه، اینها حریف تمرینی تو میشوند.@ غیر از شیطان هم که خدا آفریده به عنوان حریف تمرینی برای ما، دشمنان و کفار و منافقین هستند این ذات دنیاست پیامبر فرمود(المُؤمِنُ بَینَ خَمسَ شَدائدٍ) مؤمن همیشه بین این پنج شدت قرار دارد ذاتش هست اگر نیست اصلاً مؤمن و انسان نیست.@ فرمود یکی اینکه حتماً با یک شیطانی که با او درگیر باشد هست شیطان حملهها را دارد حمله جلو، عقب، راست و چپ را دارد کافری که با آن مقاتله میکند منافقی که بغضش را در دل دارد جنگ میکند مؤمن با مؤمن حسود هم درگیر است حزباللهی حسود، مؤمن حسود که برای آدم میزنند آدم متدین و خوب هست حسود هم اطراف آدم هست در قالبهای مقدس بر علیه آدم شیطنت میکنند.@ (وَ نَفسٍ تُنازِعُه) انسان یک نفسی دارد که آن هم درگیر است با خودش هم درگیر است این انسان را شبیه الله میکند حالا ما بیاییم یک باشگاه داشته باشیم بگوییم این باشگاه شیطان و کافر و منافق نداشته باشد مؤمن حسود نداشته باشد کسی به من حسادت نکند بعد نفس من آرام و یکطرفه باشد این فرشته میشود.@ دیگر اصلاً آدمی در کار نیست مقام بالاتر از فرشتهای در کار نیست تشبه به حق تعالی در کار نیست دیگر فوق عقلانیتی و فوق بهشتی و خلیفۀ اللهی معنا ندارد دنیا ذاتش این هست چرا تعجب میکنید، یعنی من هم سرطان میگیرم من هم گرفتم!.@ تو هم یکی از آدمهای دیگر، سراغ تو هم میاید مریضی سراغ تو هم میاید یک روزی عزیزان تو هم از دنیا میروند هر روز خبر مرگ جوان را به خانوادهاش میدهند فردا خبر مرگ برادرت یا کسی از عزیزانت را به تو میدهند، دنیا ماهیتش همین است ذاتش اینطوری هست، آخه چرا، چطوری شد، من که شوکه شدم اصلاً از وقتی این خبر را شنیدم افسرده شدم!.@ این یعنی اینکه شخص هنوز داستان آفرینش و انسانیت و خلقت خودش را و ماجرای آمدن به دنیا را هنوز نمیداند داستان چیست این فکر میکند دنیا یعنی اینکه من بیایم خالهبازی هست یک خانوادهای تشکیل بدهم در کنار هم خوش و خرم باشیم.@ مثل قصهها هست که مینویسند که شاهزاده خانم به آن آقا رسید و بعد هم یک عمر تا آخر عمر با هم زندگی کردند. دنیا ذاتش این هست که اگر شما به یک خوشی برسید در ذات این خوشی یک عالم غصه و دردسر و بلا بافتن لذتبخشترین چیزها که در دنیا هست خستگی، مریضی، درد، آفت دارد.@ چون الان مردم دارند غذای خوشمزه میخورند تعداد اینکه مردم از طریق مریضی و سرطان میمیرند بیشتر از تعداد کسانی است که از طریق جنگ یا گرسنگی میمیرند یعنی مردم با لذت غذا خوردن شروع میکنند خودشان را میکشند این همه بیماری سرطان و بیماری قلبی عروقی هست اکثر مردم دنیا با لذاتشان دارند میمیرند.@ ذات دنیا اینطوری بافته شده اول داستان را بفهمیم وقتی خوب شناختیم بعد متوجه میشویم که وقتی بزرگان دین به ما راجع به دنیا و ماهیت دنیا سخن میگویند چگونه است(لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ عَلی ما فات فَیَشغَلَکَ عَن ما هُوَ آت) علی(ع) میفرماید که برای آنچه که از دستت رفته غم به دلت راه نده.@ گفتیم وقتی میگوییم از دست رفت کجا میرود؟ شنیدید میگویند این ماشین را فروختی دیگر چشمت دنبالش نباشد خوب نیست دیگر فروختی رفت چشمت دنبال ماشین نباشد برای همین هم در عرف میگویند خیرش را ببینی خوش حلالت، این چقدر خوب است دعا میکنند که انشاء الله خیرش را ببینی.@ اگر یک چیزی از دستت رفت بهشت رفت ذخیره تو بشود اگر یک چیزی کم شد آخرت رفت برای تو پروریده میشود همینطور که اگر پول بانک بگذارید میگویند اگر پول بانک بگذارید به شما اینقدر سود میدهیم خدا میگوید من در دنیا یک چیزهایی از شما دریافت میکنم از همان چیزهایی که خودم به شما دادم یک چیزی را پس میگیرم.@ خودم دادم، از کجا آوردید؟ شما خودتان به خودتان را من دادم وجودتان را من به شما دادم هیچی مال شما نیست(لا أملک لنفسی نفعاً و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا) هیچی مال خودم نیست.@ حالا خودت را که به خودت داد حیات و زندگی دادم از این که حالا من یک مقدار به شما دادم یک چیزی را از شما میگیرم خانواده، همسر، فرزند، مال، آبرو، سلامت، قدرت همه را خودم دادم حالا یک چیزی را از شما میگیرم آخرت میفرستم میکارم تا ابدیت برایت در بیاید خوب است یا بد؟@ اگر کسی ایمان داشته باشد میگوید خیلی خوب است آنهایی که آدم عاقلی بودند خودشان زودتر میرفتند این چیزها را میدادند نمیگذاشتند خدا از آنها بگیرد منتظر خدا نبودند به خدا میگفتند خدایا زودتر بگیر و بستان.@ مجاهدین و شهدا و جانبازان و آزادگان ما و خانوادههای بزرگوارشان اینها به استقبال میرفتند خدایا یک چیزی را از من بردار آخرت بفرست من لازمش دارم خدایا یک چیزی را از من قبول کن من آنجا میخواهم زندگی کنم من آنجا حیات جاودانه دارم نیاز به توشه دارم.@ چقدر علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید شما در حیات جاودانهتان نیاز به توشه دارید یک آدم زیرکی که میداند قرار است چند روز دیگر از اینجا برود هیچی هم اینجا برای خودش نمیماند من که اینجا قرار نیست بمانم هیچی هم قرار نیست برای من بماند من قرار است بروم یکجایی ماندگار بشوم آنجا محل استقرار من است.@ اگر قرار است من یک جایی بروم که باورم کرده باشم که قرار است جایی بروم که محل استقرار من است پس بهتر است که خودم زودتر آنطرف را آباد کنم خودم زودتر بفرستم آنجا یک چیزهایی برود و برایم بماند خودم زودتر بروم استقبال کنم این خیلی قشنگتر است تا مدام بخواهند به من بگویند زور بگویند تا کَنده بشود.@ یک موقع خدا میبیند ما اینقدر دو دستی چسبیدیم خیال هم نداریم هیچی آنجا بفرستیم حالا خدایی که ما را به بلندای ابدیت و جاودانگی دوست دارد برای ما که نادانی میکنیم و دو دستی چسبیدیم یک چیزی را گرفتیم چطوری باید برخورد بکند میفرماید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) (أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ).@ بیایید خودتان در راه خدا بدهید قبل از اینکه روزی برسد که هیچ فایدهای نداشته باشد خودتان در راه خدا انفاق کنید با عشق و با میل، (هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) میخواهید تجارتی را به شما راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات بدهد.@ (تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) ایمان به خدا بیاورید(وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ) در راه خدا مجاهدت بکنید با مال و جانتان در راه خدا مجاهدت کنید مجاهد باشید یک کسی یک روح اینطوری دارد روح جهادی و پرتلاش دارد هیچ کس هم لازم نیست به او بگوید خودبهخود آدم فعالی است آدمی است تلاشگر و جهادگر و آخرتساز و ابدیتساز.@ آخرت را باور کرده شب و روز مثل علی(ع) که حریص بود و میگفت حریص هستم حریص برای جاودانگی و ابدیت است ذخیره میکند چون قرار است از آن برداشت بکنیم ولی یک کسی که اینقدر نمیفهمد که کجا میخواهد برود متوجه نیست که یک حیات جاودانه سر راهش هست با یک شرائط زیستی ثابت.@ این را متوجه نیست که آخرت سر راهش هست همه چیز را چسبیده سفت میخواهد پدرش را میخواهد تا 90 سالگی و 100 سالگی خودش هم میخواهد به سن پدرش برسد همه چیز را اینطوری میخواهد پول، آبرو، خانه، ویلا، مال را میخواهد دست به هیچی هم نمیتوانی بزنی به جانش بند شده.@ برای همین هم قرآن اول میگوید اموال بعد میگوید انفس، چون خیلی وقتها مبارزه مالی از مبارزه جانی برای خیلیها سختتر است به عزرائیل گفته بود جانم را بگیر ولی دست به سکههایم نزن بعضیها سختشان است خدا چکار کند خدا بندهاش را دوست دارد این بندهام برای آخرت نم پس نمیدهد بیکلگی میکند.@ الان دولتها چکار میکنند دولتها چون میدانند آدمها عقلشان نمیرسد آمدند زوری بیمه بازنشستگی گذاشتند میگویند اگر ما از اینها نگیریم اینها خودشان برای خودشان پسانداز نمیکنند زوری برمیدارند پسانداز میکنند در بازنشستگی وقتی از کار افتادی تازه به شما میدهیم بابرکت هم میدهیم چه کسی میاید آخرت را باور کند بگوید من هر چه بفرستم پیش خدا نمو میکند.@ (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آن چیزی که پیش شماست از بین میرود آن که پیش خداست جاودانه است بفرستم هر چه میتوانم بدهم دست خدا برایم نگه دارد چون قرار است خودم بروم از آن استفاده کنم ما باور نمیکنیم چیزی را که خودمان آخرت میفرستیم یک روزی میرویم با آن روبهرو میشویم.@ این بچهای که از ما سقط کرده میرویم میبینیم در بهشت نشسته منتظر ماست این بچه که از ما به رحمت خدا رفته این جوانی که به رحمت خدا رفته میبینیم که منتظر ماست مالی که فرستادیم میبینیم پروریده شده کاخهای بزرگ بهشتی.@ همان مال کوچکی که فرستادیم ذخیرههایی که فرستادیم هر کس هر چه که برای آخرتش فرستاده اگر کسی باور کند در دنیا خیلی به سادگی رد میکند اصلاً سمت تجمل نمیرود چون میداند سمت تجمل رفتن یعنی اسراف کردن یعنی آخرت را خراب کردن، میگوید اینجا به سادگی میتوانم بگذرانم بقیهاش را آنطرف برای خودم بفرستم هوسهای آنچنانی ندارد.@ یعنی وقتی میتواند سوار یک اتومبیل خوب بشود با قیمت خوب، هیچ وقت نمیرود یک اتومبیل اشرافی سوار بشود تازه اگر حلالخور باشد یعنی اگر این زندگی پاک و حلالی را هم داشته باشد هیچ وقت نمیرود به سمت تجملات آنچنانی، چون میگوید هر قیمتی اینجا بپردازم آنطرف از من کم میشود.@ برای چه این کار را بکنم میفرستم آنطرف که جاودانه است از آن استفاده بهتری میکنم وای به حال آنهایی که حرام میخورند و بعد هم به تجمل میگذرانند. چند روز پیش از کلاس داشتم بیرون میامدم یک آقایی آمد گفت من آمدم راجع به خمس سؤال دارم، گفتم بفرمایید گفت من تا به حال خمس ندادم.@ این خیلی خطرناک است که انسان سال خمسی نداشته باشد وحشتناک است یعنی تو این همه سال لقمه حرام خوردی دادی به خودت و خانواده و زن و بچه، بعد به او گفتم با این حساب که شما کردید گویا به شما خمس تعلق میگیرد؟ بله، ولی من الان ندارم بپردازم.@ گفتم این ماشین که شما الان پیاده شدید مال شماست؟ گفت بله، گفتم قیمتش چند است؟ 300 میلیون تومان، گفتم چطور میگویی خمس نداری بدهی، گفت نه من که به ماشین نمیتوانم دست بزنم این کلاس کار من است، تو میتوانی یک پژو سوار بشوی 30 میلیون یا 50 میلیون یک پژو سوار بشو هیچی از کلاست کم نمیشود.@ شخصیتی که با اتومبیل جذب شود همان بهتر که نباشد خمس نمیدهد امام زمان گفت خدا لعنت کند کسی که از خمس چیزی دستش بماند امام زمان یک نفر را لعنت بکند آدم هزار تا کار خیر هم انجام بدهد دیگر هیچی برایش نمیماند، برو نمازشب بخوان و حج و کربلا برو دیگر هیچ فایدهای ندارد وقتی مورد لعنت امام زمان هستی دیگر به درد نمیخورد.@ گفت این کلاس کار من است من نمیتوانم ماشینم را بفروشم بروم خمس را بدهم، یعنی دین ندارد یعنی به آخرت و به خودش و به دینش ایمان نیاورده یعنی این چیزها از خدا خیلی برایش عزیزتر است این چیزها از آخرت برایش مهمتر است چون آنها را باور نکرده.@ اگر کسی باور کند اصلاً اینطور سبک زندگی ندارد بله حلال داری استفاده کن امیرالمؤمنین که خودش مرد شماره یک زمان خودش بوده در ثروت، ائمه ما همیشه مردان درجه اول ثروت بودند در زمان خودشان، با کار و تلاش و کار اقتصادی و کشاورزی و بازرگانی همه آدمهای اینطوری بودند تمامشان کار میکردند.@ غیر از اینکه فعالیتهای معنوی و علمی داشتند این کارها را میکردند ولی چطوری زندگی کردند آخرتشان آنجا را بیشتر آباد کردند(لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ عَلی ما فات) آن چیزی که رفت تو را دیگر خیلی درگیر نکند و غصه نخور.@ خدا میبیند که این بنده خدا همه چیز را دو دستی چسبیده، حالا این باید چکار کند که عقلش نمیرسد خدا میاید وسط و میگیرد میگوید این عقلش نمیرسد بگذار خودم یک چیزهایی را از او بگیرم ببرم برای آینده.@ دیدید بعضی از مردها عقلشان نمیرسد همینطوری یکسره خرج میکنند زنان عاقلی دارند زنها یک چیزهایی را یواشکی پسانداز میکنند میگویند برای روز مبادا، خدا میگیرد حالا اگر گرفت که غصه ندارد رب ماست مالک ماست صاحب ماست مهربان به ماست رئوف و رحیم هست نسبت به ما.@ اشکال ندارد گرفت که گرفت، میگیرد ذخیره میکند مگر خدا نیاز دارد از ما بگیرد، حالا آدم فکر کند که برای چه از من گرفت؟ چه چیزی به تو میرسد؟ نه برای تو به درد میخورد اگر چیزی رفت دلت آرام باشد آخرت رفت حتماً میبینی قشنگتر و زیباتر و ماندگارتر آن را میبینی، چه اتفاقی میافتد؟@ یکی از صدماتی که به انسان میزند غیر از این صدمات ایمانی اگر انسان غصه بخورد برای چیزی که از دستش رفته به حیثیت انسانیاش و به ایمانش لطمه میخورد فشار قبر برای خودش درست میکند دنیایش را خراب میکند حداقل دنیایش بیمزه میشود.@ وقتی مینشیند غصه خوردن(فَیَشغَلَکَ عَن ما هُوَ آت) این خیلی خطرناک است گفتیم شیطان چهار حمله داشت جلو، عقب، راست و چپ، در حمله جلو شیطان آینده را یکسره برایت تیره میکند تو موفق نمیشوی تو ازدواج موفقی نداری همهاش از آینده میترساند دائماً آینده را تاریک و غمانگیز برای انسان جلوه میدهد.@ چون شیطان میداند اگر کسی گرفتار غم بشود حال و حوصله خودسازی و آخرتسازی ندارد همهاش ذهنش مشغول همان آینده و دلشوره هست حتی شیطان وقتی به گذشته حمله میکند برای این نیست که گذشته.@ یعنی شیطان هم اینقدر شعورش میرسد بر خلاف خیلی از آدمها که شعورشان نمیرسد شیطان شعورش میرسد که این دیگر گذشته ولی میگوید این آدم اینقدر نادان است که من اگر دعواهای شب اول عروسیاش که 20 سال پیش بوده همین الان به ذهنش بیاورم مینشیند به آن فکر میکند این خیلی نادان است.@ من شکستهای گذشتهاش را اگر بیاورم به رخش بکشم این مینشیند به آنها فکر میکند غصه میخورد و حرص و جوش میخورد و عصبانی میشود و فشارش بالا و پایین میشود بالأخره صدمه میبیند به نفع من است.@ یکی از کارهایی که شیطان میکند میگوید من اگر بتوانم این آدم نادان را گذشته را به یادش بیاورم چه در گناهانش، چه در کدورتها و چه در شکستهایش این سه چیزی که در گذشته هست اگر بتوانم اینها را به رخ این بکشم از گذشته بیاورم این حداقل کاری که میکند از ساختن آیندهاش عقب میافتد خیلی برای شیطان قیمتی است.@ میگوید این اینقدر نادان است که من مینشینم خاطرات گذشتهاش را حتی شده در خواب بیاورم که خواب ببیند که بعد فردا نیم ساعتی او را سر کار بگذارم که از خواب بلند شده حرص و جوش بخورد اینقدر نادان هست که درگیرش بکنم این دیگر فرصت نقشه ریختن برای آینده را ندارد فرصت خودسازی را دیگر ندارد.@ مینشیند آن موقع اینطوری شد همینطوری غصه میخورد یا شکستها یا کدورتها یا گناهانش، میداند این اینقدر نادان است و لذا میاید گذشته را جلوی چشم این میکشد و شیطان از او آینده را میگیرد شیطان اگر حمله جلو میکند برای اینکه آینده را بگیرد.@ اگر حمله عقب میکند برای اینکه هم حال را خراب میکند و هم آینده را، حمله عقب وقتی میکند گذشته را به رخ میکشد هم حال من را به هم میزند نمیگذارد من آرامش داشته باشم یعنی وسط خودسازی، درس، کار برای کنکور، طرف دارد کنکور میخواند باید برای کنکور آماده بشود میبینی با گذشتهاش ور میرود.@ الان شب امتحان شب کنکور است یکماه دیگر کنکور داری یک ماه دیگر امتحان داری تو درس بخوان، میبینی دوباره این طائر خیالش پر میکشد میرود یک ماجرایی را از یک گوشهای یک آشغالی را جمع میکند از گذشته اینجا میاورد میبینی یک ساعت گذشته.@ ولی این در همان صفحهای هست که بوده تمرکزش را به هم میزند درس و کنکور و امتحان و زندگیاش را خراب میکند حتی یک ماجرایی بوده گذشته الان درست در نقطه مقابل آن ماجراست الان یک شوهری داشته مُرد انشاء الله در بهشت است.@ الان که خواستگار آمده عروسی کردی بعد هم هر روز مینشیند جلوی شوهر برای آن گریه میکند اینقدر نادان است لااقل اگر میخواهی گریه بکنی یک موقع گریه کن که به زندگیات لطمه وارد نشود کار را خراب میکند.@ (فَیَشغَلَکَ عَن ما هُوَ آت) میگوید وقتی به قلب اجازه میدهید غصه بخورد برای چیزی که از دستت رفته همین غصه مشغولت میکند از چیزهایی که دارد میاید تو را از آینده میاندازد آدمی که در خانهاش آتشسوزی میشود زیرک است آن قسمتی که آتش گرفته را میبندد همانجا را خاموش میکند.@ یک آدمی که مینشیند گریه میکند که وای خانهام آتش گرفت این آتش یواش یواش به همه جا سرایت میکند در نفستان هم همینطور، اگر به نفستان یک مشکلی پیش آمد و آسیبی رسید مواظب باشید به همه جای نفستان سرایت نکند.@ یک مشکل روحی و روانی پیدا شده من الان یک مشکلی دارم حالا یا جسمی است مثلاً سرطان گرفتم مریض شدم تصادف کردم این را گوشه ذهنت بگذار بالأخره باید ای حل بشود با زنت یا شوهرت درگیری داری یک مشکلی داری گوشه ذهنت بگذار ولی در دل نریز.@ این مشکل را من دارم باید حل بشود دلت را آزاد بگذار تا بتوانی فکر بکنی نقشه بریزی با بقیه ذهنت کار بکنی آن مشکلت را بتوانی حل بکنی ولی وقتی یک مشکل بیاید به همه چیز سرایت میکند غذا که نمیتوانم بخورم از غذا افتادم دیگر درس که نمیتوانم بخوانم، سر کار میروم همهاش حواسم به آن مسأله هست شب و روز کارم شده گریه کردن.@ یعنی گذاشتی آتش به همه جا سرایت بکند زنت از تو متنفر میشود شوهرت از تو متنفر میشود بچهها داغون میشوند چون تو عرضه نداشتی یک مصیبتی که در زندگیات آمد حالا پدر یا مادرت فوت کرد باید میرفت بالأخره بعد از 60 ـ 70 سال، بعد از 60 سال همه قاچاقی زنده هستند، رفته خدا رحمتش کند بالأخره باید میرفت.@ ولی در خانه میکشی شب و روز کارش اینطوری است که 4 سال است پدرش رفته ده سال است برادرم فوت کرده هنوز آرام نیستم بچهام فوت کرده الان چهار سال است افسردگی گرفتم این آدم اصلاً نمیفهمد برای چه به دنیا آمده.@ اصلاً نمیفهمد هدف خلقت چه هست اصلاً ماهیت دنیا برایش شناخته شده نیست مثل این بچه که آمده وَر دل این باشد اصلاً هیچ چیز نمیاید که بماند(لِدُو لِلمَوت وَ ابنُوا لِلخَراب) بزایید برای مردن و بسازید برای خراب شدن، خودت هم همینطور هستی هیچ چیز در ماهیت متغیر و سیلان دنیا ماندگار نیست میاید که برود.@ قرآن فرمود(وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ) هر کس را که به او عمر طولانی بدهیم به شکست میرسد پیری و شکست پیری، وقتی به پیری میرسد آن چیزهایی که از دست میدهد میگوید همه آن چیزی را هم که میدانست همه از یادش میرود تازه مثل روز اول میشود.@ حالا خیلی خوب است بگذارد آنقدر بماند تا بعد خودت آرزوی ماندنش را بکنی؟! اگر دلت را به غصههای دنیا مشغول بکنی جاودانگیات را خراب میکنی آیندهات خراب میشود(عن ما هو آت) فقط آینده دنیا نیست هم آینده دنیایت را خراب میکند و هم آینده ابدیات را خراب میکنی به بهشتت لطمه میزنی.@ آنوقت فردا ما را میبرند در یک بهشت خراب شده یک بهشت مخروبه، میگویند این بهشت تو بوده ولی تو همهاش با این غصهها و گریهها و نالهها و عصبانیت و پرخاشگریها زدی این را داغون کردی این که خودت ساختی این شکلی است خرابش نکن اگر رفت رفت.@ خدا رحمت کند مرحوم مجلسی دختر فاضلهای داشت یک موقع دیدند از پله افتاده بود پایش شکست بعد دیدند همان لحظه که پایش شکسته بود درد هم داشت ولی میخندید، گفتند به چه میخندی؟@ گفت به اجری که خدا قرار است به واسطه این شکسته شدن پا به من بدهد، ببینید چقدر زیرک است اگر مصیبت آمد فقط تلخیاش را نگاه کن از آن نترس به این فکر کن که آن چیزی که دارد میاید آن چیزی که دارد از تو گرفته میشود چه چیزی به تو میدهد.@ وقتی انسان به مابهازایی که خداوند تبارک و تعالی بینهایت به انسان میدهد فکر میکند دیگر غصه ندارد دعوا ندارد سرزنش کسی، تحقیر کسی، سرزنش خودش، اصلاً این چیزها را ندارد این خیلی خطر بزرگی است ساده از کنارش رد نشویم(فَیَشغَلَکَ عَن ما هُوَ آت).@ ولی این یعنی هزار سال ده هزار سال صد هزار سال غصه، بعداً به آن میرسیم میگوییم من چه آدم بیکاری بودم نشستم غصه خوردم با غصههایم این همه کار را خراب کردم یک کسی که عاقل است این رمز را میفهمد که اگر خدا چیزی را بگیرد دارد به او لطف میکند.@ (إنَّ اللهَ لَیَتَغَذّی عَبدَهُ المُؤمِنَ بِالبَلاء کَما تَغَذی الوالِدَۀُ وَلَدَها بِاللَّبَن) خدا با بلا بنده مؤمنش را تغذیه میکند همانطور که مادر با شیر فرزندش را تغذیه میکند مادر اگر با شیر فرزندش را تغذیه میکند عاطفیترین ارتباط مادر با فرزند همان لحظهای که دارد شیر میخورد.@ خدا میگوید من با بلا به شما شیر میدهم تغذیه میکنم دارید شبیه من میشوید دارید جاودانگی و ابدیت میسازید اگر یک کسی بداند خدا دارد با او چکار میکند برای مشکلاتش هم به اندازهای که برای شادیهایش خوشحال است خوشحال میشود حداقل عرضه دارد ناراحت نمیشود حالا اگر عرضه ندارد شاد بشود.@ مثل زینب کبری(س) نیست که بگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) مثل اصحاب عاشورا نیست که فرمود(لَم یَجِدُوا ألَمَ الحَدید) وقتی شمشیر میخورند دردی احساس نمیکردند مثل این بچه بسیجیهای ما نباشد که وقتی تیر و ترکش میخورند شاد و سرمت بودند و در آن لحظات شوخی میکردند.@ من یک فرماندهی داشتم خیلی حالت بدی گرفته بودیم یعنی یک حالتی بود در جنگ خیلی تعداد ما کم بود یک درگیری خیلی زیاد دشمن هم مسلط بر ما در بخشی، این در آن لحظه شوخی میکرد بعد که تیر خورد آنقدر شاد بود داشت شهید میشد.@ شب قبلش به من گفت شجاعی من فردا آخرین شبم هست داشت این دکمه پیراهنش را میدوخت همینطوری که داشت میدوخت و سوزن میزد میگفت شجاعی فردا آخرین عملیات من است اینقدر شاد و آرام، وقتی او را زدند اینقدر سرمست بود که آن لحظه موعودش رسید و دارد کجا میرود به امدادگر گفت بیا بوست بکنم من دارم میروم.@ حالا ما مثل اینها نیستیم عرضه مثل اینها بودن را نداریم لااقل غصه نخوریم آدمی که غصه میخورد واقعاً بیعرضه است هم دنیا را خراب میکند هم آخرت را خراب میکند برای چه غصه میخوری شکست که شکست، سوخت که سوخت، دزد برد که برد، هر چه شد هر چه رفت آخرت و بهشت رفت ذخیره شد برای جاودانگی تو.@ پس دیگر غصه نخور اعصاب زن و بچه و همسرت را خورد نکن سر کسی داد نزن عصبانی نشو کوچک نباش این کلمه خیلی تکاندهنده است ما خیلی ساده از کنارش رد نشویم(لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ عَلی ما فات فَیَشغَلَکَ عَن ما هُوَ آت) آن چیزی که از دستت رفت غم را به دلت راه نده به خاطر آن که تو را از آینده باز میدارد آینده خیلی مهم هست هم آینده دنیایی و هم آینده آخرتی.@ شما ببینید وقتی یک بچهای در خانه یک کار غلطی میکند یک چیزی را ضربه میزند میشکند از بین میرود داشت با یک ماشین حسابی با کامپیوتری کار میکرد زن خانه مرد خانه بچه خانه یکدفعه خرابش کرد ببین شما وقتی که طرفی که بالای سرش میاید مرد خانه میاید میگوید فدای سرت صدقه بود دفع بلا بود.@ وقتی مرد به زنش اینطوری بگوید ببین چقدر عشق در این رابطه تولید میکند در واقع آینده را ساخت ولی اگر بگوید چشمت کور، دست و پا چلفتی، آن که سوخت و از بین رفت تو چرا نادانی میکنی و خرابش میکنی.@ مرد گفت بچهام مرده بود خانه رفتم زنم دیدم چقدر خوب به خودش رسیده ما هم نمیدانستیم که بچه مرده نشست و یک پذیرایی خوبی زن از من کرد و بعد گفت از تو یک سؤال دارم، گفتم بگو، گفت همچین شنگول و ریلکس به ما رسید و ما سرحال بودیم.@ گفت اگر یک کسی یک چیزی به تو امانت بدهد امانت دست تو باشد از شما بگیرد ناراحت میشوی؟ گفتم نه امانتی را باید بگرداند گفت حالا یک چیزی بگویم خدا یک چیزی امانت به ما داده بود امروز از ما گرفت، گفتم چی؟ گفت بچهات.@ گفت اینقدر از این طرز برخورد خانمم لذت بردم و کیف کردم بلند شدم با شوق و ذوق آمدم به پیغمبر گفتم گفتم یا رسول الله همسرم امروز با من اینطوری برخورد کرد فرمود او کارگزاری از کارگزاران خداست این برخورد قشنگ است یا این برخوردهای بدی که الان خیلیها هست.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما خودمان هم مال خداییم قرار است خودمان هم برویم ما هم به آنجا برمیگردیم چهار سال است افسردگی گرفته شوهر و بچههایش ناراحت، زندگی را جهنم کرده که حالا همچین اتفاقی افتاده.@ اگر کسی ایمان داشته باشد به معنای واقعی روح ایمان بر او حاکم باشد امکان ندارد برای این چیزها داد و نق و غر بزند یک بچهای که زده یک چیزی را خراب کرده حالا الان ترس دارد مادر و پدر چه میگوید.@ پدر آمد گفت عیبی ندارد عزیزم مراقبت کن اضطراب به خودت راه نده، این بچه عاشق پدر نمیشود این بچه قدرت روحی پیدا نمیکند این بچه شخصیت پیدا نمیکند این بچه شجاعت پیدا نمیکند این بچه عرضه در وجودش نمیاید، شجاعت و عرضه در وجودش میاید.@ امام صادق(ع) به کنیزش گفت این بچه من را حواست باشد از نردبان بالا نرو ممکن است بیفتی بچه هم از دستت بیفتد کنیز حواسپرتی کرد و حرف گوش نکرد و بچه امام، یعنی امامزاده یک نسل از امام میشود.@ بالا برد افتاد بچه مُرد بچه امام را کشته بود امام به او گفته بود نرو، امام یکدفعه آمد دید بچه افتاده این اینقدر ترسیده بود حضرت خیلی ناراحت شد گفت برای چه تو اینقدر ترسیدی؟ من ناراحتم از اینکه تو اینقدر ترسیدی از مردن بچه ناراحت نیستم این خیلی مهم است تربیت اسلامی و دینی یعنی این، تربیت انسان است دین انسان تربیت میکند.@ خطاب نامهای هست که امیرالمؤمنین به ابن عباس نوشته این نامه را به یک شکل دیگری چند هفته پیش خواندیم(دَع ما فاتَکَ مِنَ الدُّنیا فَلا تُکثِر عَلَیهِ حُزنا) رها کن هر چه که از دنیا از تو رفت ولش کن دیگر دلت را دنبالش ندوان با دلت به آن نچسب که بگیری و سفت نگه داری ولش کن بگذار برود هر چه بود، نه با دست و بدنت نگه دار نه با دلت.@ خدا رحمت کند آیت الله بروجردی را یک مقدار پول داست پول زیادی هم بود کنار سجادهاش گذاشته بود در حیاط فیضیه، نماز جماعت میخواند خودش امام جماعت بود بعد داشت نماز میخواند آخر نماز باد آمد این پولها را بین طلبهها کشاند و در صف پخش شد بعد از نماز هر کس پول به او رسیده بود جمع کرد بیاورد که به آقا بدهد آقا گفت مال خودتان است.@ چقدر خوب است آدم اینطوری دلش کَنده بشود ما که نمیتوانیم اینطوری باشیم ولی یکذره که میتوانیم به اینها شبیه باشیم(دَع) یعنی رها کن، ولش کن، دلت را به آن نده این دل بسته نباشد به این اتومبیل و ماشین و ظرف و کامپیوتر، همین لپتابی که امروز خریدی.@ با یک دوستی رفته بودیم جایی، میخواستیم مسافرت برویم گفت سر راه برویم من یک عینک سفارش دادم خیلی هم برایش هزینه داشت لازم داشت بگیرد عینک را گرفت و به چشمش زد و حالا شوخی که به من میاید و خوشگل شدم و رفتیم خانوادهاش را هم سوار کردیم یک بچه کوچک داشت افتادیم در جاده مسافرتی یعنی یک جادهای که داشتیم با سرعت میرفتیم.@ یکدفعه بچه دست برد عینک پدرش را برداشت از پنجره بیرون پرت کرد حالا در مسافرت و کلی دکترش را رفته و کارهایش را کرده بود و پول جمع کرده بود عینک را خریده بود بچه شیطون بود یکدفعه خوشش آمد به عینک پدر ور برود یکدفعه از شیشه به دره افتاد هم خودش هم بقیه فقط خنده، چقدر خوب است.@ داد سر زن بزنی تو مگر کوری چرا این را نمیگیری این چرا باید اینطوری بکند دوتا هم در دهان بچه بزند یکذره داد بزند، همه اینها یعنی فشار قبر و جهنم درست کردن(دَع) یعنی ولش کن رفت، اصلاً خدا خواسته با تو شوخی کند گذاشته دکترت را بروی شوخیهای خدا خیلی خوب است(یا مَن هُوَ أضحَکَ وَ أبکی) خدا هم میخنداند هم میگریاند.@ یکی از بزرگان خودش تعریف میکرد از همین آدمهای اهل معنویت بود رفیق استاد ما بود داشت برای او تعریف میکرد با خنده گفت بچهام را دزدیده بودند دنبال بچهام میگشتیم چند روز علاف و ناراحت، رفتم حرم التجا به حضرت معصومه بعد التجا که حضرت معصومه بچهام پیدا بشود.@ داشتم میامدم یکدفعه در این فکرها بودم که یک ماشین هم به خودم زد یک لحظه دیدم که روی آسمان هستم یک موقعهایی خدا هم شوخیاش میگیرد خدا میخنداند گریه هم میاندازد هر دو قشنگ است(یا مَن هُوَ أضحَکَ وَ أبکی) هم میخنداند هم میگریاند.@ چند روز پیش یادم هست با یکی از دوستانم داشتیم از دفترشان در میامدیم دیدم خیلی هیجان زده است موقعی که میخواستیم از دفتر بیرون بیاییم من فکر میکردم که دارد با کسی صحبت میکند گوشیاش را لای گوشش گذاشته بود، داشت صحبت میکرد و میامد گفتم چه شده اینقدر هیجان زده هستی؟@ گفت دنبال گوشیام میگردم گوشیاش در گوشش بود وقتی با بنده خدا صحبت کرده بود یادش رفته بود که مکالمه تمام شده این همینطوری مانده بود همینطوری داشت میگشت گفتم در گوش تو است گفت حالا من هم عجله دارم با هم دویدیم رفتیم یک ساختمان خیلی بلندی بود سوار آسانسور شدیم آمدیم برویم یکی از درها قفل بود.@ گفت کلید را جا گذاشتم گفت کتم را عوض کردم کلید را جا گذاشتم وسائل را به ما داد و این دوباره با آسانسور بالا رفت و بعد پایین آمد دیدم خیلی کلافه است گفتم چیه؟ گفت نه بابا در کتم نبود در شلوارم بود با من بود(یا مَن هُوَ أضحَکَ وَ أبکی) از این اتفاقها برای همه ما میافتد هم خنداندنش قشنگ است هم گریاندنش قشنگ است.@ (دَع) یعنی دلت را به آن نده غصه نخور اگر اتفاق افتاد ذهنت را آنطرف نکش له میشوی تحقیر میشوی کوچک میشوی دنیایت خراب میشود آخرتت هم خراب میشود(فَلا تُکثِر عَلَیهِ حُزنا) زیاد غصهاش را نخور(وَ ما أصابَکَ مِنها فَلا تُنعِم بِهِ سُرُورا) اگر چیزی هم از دنیا به تو رسید خیلی شادمانی و شنگولی و سرمستی نکن خدا را شکر کن حالا رسیده ولی خیلی برایش سرمستی نکن.@ (وَ لیَکُن هَمُّکَ فیما بَعدَ المَوت وَ السَّلام) باید، این بایدی که میگوید باید وجودی است یعنی قاعدهاش این هست حتماً این کار بهتر است، باید همّ تو آن چیزی که میخواهی برایش فشار تحمل کنی و غصه بخوری همّت تو باید صرف(فیما بَعدَ المَوت) به جاودانگی و به بعد از موتت فکر کن.@ اگر قرار است غصه چیزی را بخوری غصه آن را بخور اگر قرار است برای چیزی دلشوره داشته باشی برای شب اول قبرت که میایند سؤال میکنند آن 50 سؤالی که در قیامت میخواهند بپرسند از شب اول قبر میپرسند نه اینکه شب اول قبر ما تا قیامت خواب باشیم بعد قیامت ما را صدا کنند و بگویند حالا نماز، خدا، ولایت، امام زمان، نه.@ پیامبر فرمود(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود سؤالها شروع میشود، سؤالهایش را بلدی آن چیزهایی که میپرسند؟ چقدر فاصله داری تا آن لحظه شورانگیز سؤال؟ ما چقدر با آن فاصله داریم؟ جوابها را آماده کردیم؟@ حق والدین، حق پدر و مادر، حق همسر، حق فرزند، حق همسایه، حقالناس، خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، قرآن، حق قرآن و... خیلی چیزهای دیگر، واقعاً ما آماده هستیم اگر الان بگویند.@ ما مثل بچه مثبها دیدید که در درس خواندن خیلی راحت هستند که هر چه سؤال کنند من از حفظ بلد هستم اینطوری هستیم؟ یعنی راجع به نماز مسألهای با نماز نداریم نمازمان خیلی خوب است نمازمان تأییدمان میکند روزهمان تأییدمان میکند حجمان درست است؟@ بالأخره اگر قرار است غصه بخوریم برای آن چیزهایی که ماندگار هست آنجا قرار است تنهایی جواب بدهی کسی هم به دادت نمیرسد برای آنها غصه بخور برای چیزهایی که به تو مربوط هست غصه بخور.@ این هر شب مینشیند سریال نگاه میکند برای بازیگرانی که فیلم هست خودشان هم نوشتند که فیلم و افسانه است همچین داستانی وجود نداشته دلش را پر از شادی و غم میکند با افسانه، با چیزهای وهمی، حالا بچهها را میگوییم اینها بچه هستند آدم بزرگ مینشیند بازی کامپیوتری میکند با آن حرص و جوش میخورد.@ تو 18 سال داری 20 سال داری زن گرفتی شوهر کردی باز غصهها و شادیهایش با این چیزهاست با سریال و داستانهای پلیسی، رمان خواندن، حیف نیست این دل را سپردی به این همه ماجراهای الکی و بیخود، تازه تمام که بشود صفحه حوادث روزنامه میخواند با این صفحه حوادث خودش را سرگرم میکند.@ ما دلمان مگر اینجا زبالهدانی است که هر چه آشغال از اینطرف و آنطرف میاید در آن بریزیم حالا روزنامه هم گیرش نیامده جمعه بوده صفحه حوادث نداشته، میگوید چکار کنم.@ تلفن را برمیدارد زنگ میزند به چند نفر چه کسی عقد کرد چه کسی عروسی کرد چه کسی طلاق گرفت چه کسی مُرد چه کسی زنده است با این و آن فضولی در کار همدیگر، راستی بگو ببینم آن دخترخاله پسرعمو پسرداییات چکار کرد.@ با این چیزها خودشان را سرگرم میکنند فضولی در کار این و آن، تجاوز در حدود شخصی این و آن، پیگیری ماجراهای این و آن، ما این دل را برای خودمان لازم داریم برای غصههای حقیقی که باید بخوریم آن غصهها هم که خودش غصه آخرتی است شادی میاورد.@ از نوع غصههایی که تولید شادی میکرد غصه آخرتی بود شما هر چقدر غصه آخرتی بخورید شادتر و آرامتر میشوید غصه دنیایی دیگر یادتان میرود این را لازم داریم(وَ لیَکُن هَمُّکَ فیما بَعدَ المَوت) قرار است چه اتفاقی بیافتد.@ یک استاد شوخی داشتیم این هر وقت کسی میامد راجع به یک مسألهای صحبت میکرد که خیلی نگران بود میگفت مسأله چیست؟ گفت دو روز دیگر پنج روز دیگر، میگفت انشاء الله تا چهار روز پنج روز دیگر میمیری شوخی میکرد میگفت شاید تا آن موقع مُردی واقعاً شاید راست باشد بمیریم اصلاً اینجا نیستیم که غصه بخوریم.@ ما خیلی از غصههایمان بعد از موت به خاطر غصههایی هست که در دنیا الکی خوردیم چه چیزهایی که به خود ما ربط داشته از آن بدتر چیزهایی که به ما ربط نداشته این خیلی مهم است چیزهایی که به خود من ربط نداشته ماجرای مجله، روزنامه، کتاب رمانی، افسانه، فیلم هندی، داستانی بوده که اصلاً به من هیچ ربطی نداشته.@ این نامه یک نکته نمکی دارد حضرت با یک همچین شیبی شروع کرد بعد آخرش(وَ لیَکُن هَمُّکَ فیما بَعدَ المَوت و السَّلام) داشته نامه مینوشته، و السلام یعنی در خانه اگر کس است یک حرف بس است.@ و السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته.@ پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، برای سلامتی رهبرمان، حل مشکلات کشورمان، برای شفای مریضان بخصوص مریض منظوری که سفارش کردند و شادی همه اموات مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بیوارثان اموات خودمان.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت، سربازان فداکار و فرزندان وفادار حضرت باشیم و برای اجابت همه دعاهایمان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@