اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره درمانهای علمی درباره غم بود یعنی آنچه که انسان با معرفت در مقابل غم قدرتمند میشود بعضی از چیزهایی که لازم هست ما بدانیم را گفتم امروز میخواهم راجع به یک مسئله خیلی مهم راهکاری را که وجود مقدس امام باقر(ع) فرمودند تقدیم کنم بسیار این مسئله، مسئله کلیدی و مهمی هست.@ این مسئله در مورد ریشه یکی از بزرگترین بیماریهای روحی است که هم دنیای انسان را کاملاً خراب میکند و هم آخرت انسان را، ما خیلی وقتها هست که اذیتهایی در دنیا میشویم که این اذیتها هم کفاره گناهان ماست و هم موجب ارتقاء مقام ما در آخرت هست اذیتهایی که از طرق مختلف به ما میرسد.@ یکی از آن آزارها آزارهایی هست که از انسانها به ما میرسد یعنی مربوط به حوادث دیگر نیست مربوط به ارتباطی هست که ما با آدمها داریم در این ارتباط با آدمها ممکن است انواع و اقسام آسیبها به ما برسد اگر ما بدانیم که باید با این آسیبها چگونه برخورد بکنیم میتوانیم این آسیبها را تبدیل به بهترین فرصت و سود برای آخرت خودمان بکنیم.@ اما اگر ندانیم با این آزارهایی که از طرف اطرافیان ما به ما میرسد پدر مادر خواهر برادر همسر فرزندان دوست شاگرد استاد چگونه باید برخورد بکنیم هم دنیای ما خراب میشود و هم آخرت ما خراب میشود.@ یکی از بیماریهای فوقالعاده خطرناک که مادر بیماریهای دیگر است به قول علی(ع) بیماری مسری هست یعنی همه جای وجود انسان دنیا و آخرت انسان را میگیرد سرطانی است بیماری زودرنجی، حساسیت و کینه هست.@ البته زودرنجی و حساسیت مقدمه میشود برای اینکه انسان در دلش درچرکینی و کینه قرار بگیرد و این فوقالعاده خطرناک است چون به محض اینکه این کینه میاید مثل عفونت شدیدی است که وارد یک بدن شده این بدن قادر به دفع آن نیست و این عفونت شدید میماند تا به همه جای بدن سرایت میکند و در نهایت بدن را نابود میکند.@ در روح هم همینطور هست کینه به محض اینکه وارد بشود اگر انسان بداند که باید چگونه دفعش بکند زود این عفونت را از خودش بیرون میکند ولی اگر کینه را نگه دارد و بپروراند این کینه به تمام ابعاد وجودی انسان جسم انسان روح انسان سرایت میکند هم دنیای انسان را خراب و تلخ میکند و هم آخرت را.@ و آنچه که در آخرت به واسطه کینه و زودرنجی و حساسیت به واسطه دلچرکین ماندن نصیب انسان میشود بینهایت تلختر عذابآورتر غصهدارتر از آن چیزی است که در دنیا نصیب ما میشود یعنی اگر واقعاً انسان باطن کینه را ببیند و متوجه بشود که یک کینه میتواند با یک انسان در قبرش در آخرتش قیامتش چه بکند از آن بسیار متنفر میشود و مثل بدترین زشتترین ترسناکترین وحشیترین دشمن خودش از آن فرار میکند.@ یعنی اصلاً اجازه نمیدهد که دلچرکینی و کینه در دل او بماند انسان به هر حال احساسات دارد عواطف دارد ممکن است رفتارهای کسی او را برنجاند این طبیعی است اما نگهداشتن آن خطرناک است مثل ظن میماند در گمان انسان یک دفعه یک فکر بدی میاید ولی مؤمن هیچ وقت همچین چیزی را در خودش نگه نمیدارد.@ در روایت داریم حقد مؤمن کینه مؤمن لحظه است در همان لحظهای که ممکن است کسی به او آسیب بزند آزاری به او برساند دلش یک ذره دلچرکین بشود اذیت بشود ولی به محض اینکه از آن شخص جدا بشود همه آن عفونتها و ناراحتیها را همانجا میگذارد و میرود امام صادق(ع) میفرماید به طوری که دفعه بعد وقتی این شخص را زیارت میکند هیچ چیز از آن ناراحتی و دلچرکینی در دل مؤمن وجود ندارد.@ یکی از چیزهایی که میتواند در ما دلچرکینی ایجاد بکند این هست که ما وقتی داریم با دیگران گفتگو میکنیم دیگران بد ما را بگویند از ما انتقاد بکنند بدگویی بکنند بدی از ما گفته باشند غیبتی از ما کرده باشند تهمتی به ما زده باشند با آنها چگونه باید برخورد بکنیم بالاخره ما هستیم و متخصصین معصوم.@ مثل اینکه شما وقتی که مریض میشوید خودتان خوددرمانی نمیکنید به نزد پزشک متخصص میروید من الان اینطوری شدم سرطان گرفتم چکار کنم الان چشمم درد میکند چکار کنم الان صدمه دیدم چکار کنم الان دچار شکستگی هستم چگونه با این بیماریم برخورد کنم که خوب بشود؟.@ پزشک هست که میگوید نحوه برخورد صحیح با این آسیب چگونه هست تا شما زودتر بهبود پیدا کنید اما اگر کسی بخواهد خودش خودددرمانی بکند بدون اینکه آگاهی و تخصص داشته باشد که با ساختار نفس هنگام اینگونه آسیبها چگونه برخورد بکند ممکن هست منجر به بدتر شدن بیماریش بشود.@ الان ما در محضر امام باقر(ع) هستیم به امام باقر عرض میکنیم آقا یک موقعهایی یک کسی بد ما را میگوید یک کسی از ما انتقاد میکند آن هم میتواند یک آدم غریبه باشد یا یک آدم عزیزی برای ما باشد.@ میتواند کسانی باشند که هم عزیز هستند ما گردن آنها حق داریم مثل فرزندانمان شاگردانمان یا نه عزیز هستند هم کُفّ ما هستند مثل زن و شوهر دوست یا نه عزیز هستند ولی آنها به گردن ما حق دارند مثل اساتید مثل اولیاء الهی مثل پدر مادر حالا در اینگونه موارد ما چگونه برخورد بکنیم؟.@ ببینید چقدر زیبا امام باقر(ع) این مطلب را برای ما توضیح میدهد در وصیتش هم هست(فی وَصیَّتِهِ لِجابِر بنِ یَزیدِ جُعفی اِن مُدِحتَ فَلا تَفرَح) اگر از تو تعریف کردند شنگولی نکن فرح، شادی زیاد هست ذوقزدگی است اگر از تو تعریف کردند مواظب باش دچار ذوقزدگی نشوی.@ (وَ اِن ضُمِمتَ فَلا تَجزَع) اگر از تو بد گفتند تو را مذمت کردند بیتابی نکن به هم نریز که بگویی خواب از چشمم رفت به من اینطوری گفت شوهرم اینطوری گفت مادرم اینطوری گفت پدرم اینطوری گفت دوستم اینطوری گفت دیگر نمیتوانم غذا بخورم اعصابم خورد شده درس نمیتوانم بخوانم خوابم نمیبرد از اشتها افتادم اینطوری بیتاب نشو.@ (وَ فَکِّر فی ما قیلَ فیک) خوب فکر کن که چه چیزی راجع تو گفتند آن چیزی که راجع به تو گفتند چیست یک نفر در مورد تو قضاوتی کرده گفته تو اینطوری هستی این نقاط ضعف را داری در مورد تو بد گفته.@ (فَاِن عَرَفتَ مِن نَفسِکَ ما قیلَ فیک) اگر دیدی که طرف راست گفته دیدی واقعاً آن چیزی که در مورد تو گفته درست است اینجا نقطه شروع بهشتی و جهنمی شدن آدمها است وقتی از من یک انتقادی میکنند من اینجاست که تازه میتوانم راه بهشت و جهنم را انتخاب بکنم.@ انسان در مرز خطرناکی قرار میگیرد آن موقعی که بدش را میگویند یک موقع هست یک کسی میگوید بله راست میگوید حق با این است شما درست میگویید حق با شماست این انتقاد به من وارد است این ضعف در من وجود دارد خیلی ممنون که تذکر دادید.@ خدا انشاالله کمکم کند برطرفش کنم انشاالله شما دعا کنید که برطرف بشود سعیم را میکنم که این را برطرف بکنم این ضعف در من وجود دارد انسان ضعیف است این هم یکی از ضعفهایی هست که در من هست.@ این خیلی زیباست که اگر انسان مورد انتقاد قرار گرفت زود عکسالعمل نشان ندهد نخوتش تکبرش خودشیفتگیش نیاید مانع بشود از اینکه این را بپذیرد خوب نگاه کنید شاید واقعاً طرف که دارد میگوید راست میگوید.@ کسانی که از ما انتقاد میکنند همسرم هست فرزندم هست پدرم هست مادرم هست دوستم هست معلمم هست دارد یک چیزی میگوید راست میگوید دارد میگوید خواهر برادرانم هستند راست میگویند این مسئله واقعاً هست یک ذره فکر بکنیم نه اینکه بلافاصله متکبرانه فقط در مقام دفاع از خودمان و رد کردن حرف طرف مقابل یا توجیه مشکل بربیاییم چون این چیزی را تغییر نمیدهد.@ چون ما حرکتمان حرکت جنینی در رحم دنیاست، داریم به سمت آخرت حرکت میکنیم اگر عیب در ما باشد حالا شما هر چه هم بپوشانیدش اینجا موقع مردن بیرون میاید تولد است.@ احمقانهترین کار این کار است یک مادری میداند بچهاش الان آسیب دیده در رحمش هست دکتر هم میگوید برطرفش کنیم قبل از تولد، نمیرود این کار را انجام بدهد این یعنی دارد بچه را دستی دستی میکشد تو که میدانی الان این مشکل هست برو برطرفش کن که موقع زایمان یک بچه بد نبینی یک بچه خوب ببینی.@ ما در رحم دنیا اگر الان سر خودمان و دیگران را کلاه بگذاریم دیگران ما را خیلی خوب بدانند خیلی مقدس بدانند خیلی التماس دعا به ما بگویند خیلی تعریف و تمجید بکنند وقتی خودم باطنم خطرناک است موقع تولد معلوم میشود آن موقع دیگر کار از کار گذشته.@ خیلی خطرناک است انسان موقع تولد از رحم دنیا میخواهد وارد فضای بهشت بشود فضای بهشت شکل خاصی از انسان را میطلبد یعنی انسان را با یک خصوصیت ظاهری و باطنی خاصی در بهشت راه میدهند همانطور که دنیا را هم بچهها را با یک وضعیت خاصی فقط میپذیرد.@ گفتیم از شش تا تولدی که بچهها دارند دو تا را فقط دنیا میتواند خوب بپذیرد یکی تولد سالم یک سالم قوی، آن چهار تا تولد دیگر یعنی تولد ناقص تولد معلول تولد بیمار و تولد ضعیف همه آنها دردسر دارند چون قاعده وجود دارد اینجا دردسر هست.@ اینجا نمیشود سر دنیا و شرائط زیستی دنیا را کلاه گذاشت حالا عیب ندارد این کور است تو به او چشم بده نمیشود کارش کرد هیچ کاری نمیشود کرد چون قانون حاکم است در آخرت هم اینطوری است ما وقتی میخواهیم وارد برزخ بشویم برزخ واقعاً یک شرائط زیستی و آب و هوایی شرائط ریاضی خاصی دارد.@ کیلویی نیست که یک نفر بد باشد برود یک دفعه خوب بشود جهنمی باشد برود بهشتی بشود نه، دقیقاً هر شکلی که وارد میشوی روی تو حساب میشود همانطوری هم با تو رفتار میشود بنابراین این را خوب دقت بکنیم ما باید باطنمان را به شکل خاصی که موقع مردن نکیر و منکر دیگر نیایند بالای سرمان بلکه بشیر و مبشر بیایند.@ ما باید باطنمان را شبیه بهشت بکنیم تا وقتی از اینجا آنجا رفتیم زندگی کنیم ما باید باطنمان را ثروتمند قدرتمند بار بیاوریم تا موقع رفتن از اینجا خوشبخت وارد آخرت بشویم اینطور نیست که شما اگر حسود هستی اگر بداخلاق هستی اگر زودرنج هستی اگر بددهان هستی اگر سخنچین هستی اگر خودشیفته هستی از اینجا رفتی آنجا به جایی برنخورد تمام اینها مانع میشود از اینکه تو بتوانی از آخرت استفاده بکنی.@ بنابراین حضرت چقدر دقیق میگوید، میگوید اول خوب فکر کن ببین واقعاً این حرفها در تو هست این انتقاداتی که از تو میکنند این ایراداتی که از تو میگیرند اول خوب فکر کن ببین در تو هست یا نه.@ اگر بود یکی از این دو حالت ایجاد میشود 1 ـ اینکه من خوشحال میشوم حضرت فرمود بهترین دوستان من کسانی هستند که عیب من را به من هدیه میدهند همسر من از من انتقاد کرده فرزند من از من انتقاد کرده دوست من از من انتقاد کرده شاگرد من از من انتقاد کرده یک ذره فکر کنم ببینم این ضعف در من هست یا نه.@ اگر پذیرفتم که هیچی، اما اگر نپذیرفتم چه اتفاقی میافتد اینجا حضرت میفرماید از چشم خدا میافتی خدا دارد نگاهت میکند یک نفر آمده به تو گفته تو چند روز دیگر میخواهی بمیری این عیبها را هم داری.@ مثلاً شما داری رانندگی میکنی یک کسی میاید میگوید آقا بزن کنار لاستیکت باد کرده الان میترکد میایی پایین از آن طرف تشکر میکنی یا خانم چادرت برعکس است خانم بند کفشتان باز است آقا لباستان اینطوری است آقا یک لکه روی صورتت هست خوشحال میشویم تشکر میکنیم که زودتر به ما خبر دارد مواظب باش جلو جاده لغزنده است مواظب باش پل شکسته مواظب باش آنجا شما را برق نگیرد.@ میگوییم اینها چقدر مهربان هستد همین است عیبگیری از ما آنها که قصدشان زدن در سر ما نیست حالا ممکن است از دست ما هم ناراحت بشوند عیب ما را بگویند ولی درست هم هست اگر از دست ما هم ناراحت هستند عیب را که میگویند حالا عیب اگر باشد خطرناک است این خیلی مهم است.@ بنابراین شما برایت خیلی مهم است که آدمهایی را پیدا بکنی که واقعاً عیب تو را به خودت بگویند یعنی مثل یک کسی که میخواهد یک جایی برود در پنج تا آیینه خودش را نگاه میکند مثلاً دو ساعت بعد میخواهد برود ولی تا آن دو ساعت یک ربع یکبار در آینه خودش را نگاه میکند که نکند من آنجا رسیدم ظاهرم استاندارد نباشد مناسب نباشد.@ انسان واقعاً احتیاج دارد به شرائطی که آن شرائط ضعفهایش معلوم بشود زود برطرف بکند چون هر لحظه ممکن است بمیرد و اگر با این عیب آنطرف برود دردسرساز است یا چرا نمینشیند غصه بخورد بنشیند به او بربخورد فلانی به من اینطوری گفت چرا ناراحت است؟.@ این جز خودشیفتگی و نشناختن خودمان نشناختن آخرتمان نشناختن شرائط زیستی برزخ چیز دیگری نیست نشناختن قیامت، برای چی به من بربخورد دارد یک چیزی به من میگوید که کمکم میکند برطرف بکنم.@ میگوید اگر یک کسی ناراحت بشود مثل اینکه الان شما رفتی به یک نفر گفتی آقا جلو خطرناک است مواظب باش جانت در خطر است جانش را نجات دادی رفتی به او یک چیزی را گفتی که نمیرد کار خوبی را گفتی آنهایی که در جاده میایستند پرچم میگیرند که جلو جاده باریک میشود مواظب باشید جلو نروید.@ این زیرعلی خواجوی که ریزعلی میخوانند در دهقان فداکار چرا یک دفعه بزرگ شد هنوز هم زنده هست و دهها سال در کتاب درسی بچهها اسمش آمده الان هم هست آن موقع در نوجوانیش رفته یک قطار را نجات داده.@ حالا فکر کن مثلاً الان یک کسی میخواهد بیاید که به او تذکر بدهیم که آن جلو خطرناک است جانش را نجات داد حالا این یک دفعه بلند بشود بگوید بیخود کردی به من گفتی غلط کردی به من گفتی چرا گفتی اصلاً به تو چه، چقدر این برخورد زشت است کسی ناراحت بشود چرا به من گفتی جلو خطرناک است میخواستی جلو بروی کشته میشدی سرمایهات از بین میرفت عزیزانت کشته میشدند باید تشکر بکنی.@ حضرت میفرماید کسی که اینقدر احمق است که وقتی از او انتقاد میکنند به او برمیخورد به هم میریزد ناراحت میشود اگر حق باشد واقعاً راست باشد یعنی این عیب در من باشد وقتی به او میگویند ناراحت میشود این آدم اینقدر آدم پستی هست اینقدر آدم بدی هست اینقدر آدم نفهمی هست که از چشم خدا میافتد.@ (فَسُقُوطُکَ مِن عَینِ الله عَزَّوَجَلّ) اینکه تو ناراحت شدی این از چشم خدای عزوجل سقوط میکنی میافتی خیلی خدای رحیم خدای رحمان خدای مهربان خدا نکند کسی از چشم خدا بیفتد یعنی ما پناهی نداریم اگر از چشم خدا بیفتیم مگر مهربانتر از خدا هم کسی هست که ما را نجات بدهد معصومین هم دیگر نمیتواند کاری بکند.@ آدم وقتی که از چشم خدا بیفتد هیچ معصومی کاری نمیتواند بکند چون هیچ معصومی از خدا مهربانتر نیست شما وقتی زیارت امام رضا میروی اول به خدا متوسل میشوی میگویی خدایا(شَفِع لی صاحِبَ هذَا القَبر) خدایا صاحب این قبر را امام رضا مهربان بکن که من را پیش تو شفاعت بکند یعنی دل امام رضا دست خداوند است.@ اصلاً شفاعت را خود خدا گذاشته همه مهربانیها اصل و ریشهاش دست خداوند است پس ما وقتی از چشم خدا بیفتیم از چشم همه افتادیم نمیشود ما از چشم خدا بیفتیم یک کسی بیاید ما را نجات بدهد هرگز، امکان ندارد که ما بتوانیم نجات پیدا بکنیم.@ میگوید(فَسُقُوطُکَ مِن عَینِ الله عِندَ غَضَبِکَ مِنَ الحَقّ) به خاطر ناراحت شدن تو از حق، یک کسی که از حق ناراحت بشود مثلاً رفته دکتر دکتر به او گفته آقا شما یک غده دارید بزند در گوش دکتر، دکتر مثلاً بگوید شما این عیب را داری در گوش دکتر میزند یا تشکر میکند؟ تشکر میکند.@ میگوید برای چه از حق ناراحت میشود مثلاً راهنمایی رانندگی زده آنجا جاده باریک میشود پیچ خطرناک وجود دارد جاده لغزنده است چرا باید ناراحت بشوی آقا یک کاری حق است خدا میگوید من گذاشتم.@ مثل اینکه شما بروید یک ساختمانی مهندسی دارد یک ساختمانی میسازد میلگرد میگذارد دارد یونولیتهای قطور در ساختمان میگذارد برای چی باید عصبانی بشوید علم این را میگوید برای اینکه ساختمان شما محکمتر راحتتر ضد زلزلهتر باشد باید اینها باشد.@ مکانیک دارد کار خودش را انجام میدهد ما از حق و ریاضیات و اندازه و قدرهای تخصصی مگر ناراحت میشویم چرا وقتی یک چیزی حق است یک کسی به او برمیخورد؟ این مربوط به عصبانیت و ناراحتی نیست مثلاً در رساله یک چیزهایی داری میخوانی خوشت نمیاید همین که در رساله یک چیزی هست که تو خوشت نمیاید خطرناک هستی.@ چون حق را دارد میگوید این اینطوری است حکم خدا این است وقتی آیه قرآن میخوانی یک حکمی میدهد عصبانی میشوی از دست خدا عصبانی شدی خدا قانونگذار این عالم است این عالم را ریاضی خلق کرده از مادهاش از اتم.@ یک کسی که از حکم خدا عصبانی میشود مثل یک کسی که ناراحت بشود H2O است بگوید من از O خوشم نمیاید کاشکی به جای O مثلاً یک چیز دیگری بود این دقیقاً همینطوری است قانون خداست خدا گفته این کار حلال است این کار حرام است از حرام برای چه عصبانی میشوید یا از حلال برای چی عصبانی میشوید.@ لذا میزان انسانیت و ایمان افراد به این هست که چقدر وقتی قوانین الهی را با آن روبرو میشوند به شیرینی و تواضع میپذیرند در روایت داریم کسی که به او برمیخورد در دنیا و آخرت ذلیل میشود حکم خداست به او برمیخورد ناراحت است عصبانی که چرا در اسلام اینطوری هست این ناراحتکننده است نمیتواند تحمل بکند.@ خدا گذاشته کسی که تواضع در مقابل خداوند ندارد حکم خدا را نمیپذیرد انگار که من نعوذبالله شعورم، عقلم، درکم، فهمم از خدا بیشتر است خدا چرا اینکار را کرده من اگر جای خدا بودم این کار را نمیکردم یعنی من بیشتر از خدا میفهمم.@ وقتی شما ناراحت میشوی معنایش این هست که خدایا تو نمیفهمی من میفهمم نباید این کار را میکردی من اگر جای تو بودم یک طور دیگر رفتار میکردم خیلی بد است اینطوری یک کسی به حکم خدا ایراد بگیرد حکم شفاف و صریح خداوند یک کسی به او بربخورد یعنی این آدم خیلی خطرناک است.@ آدم بسیار نادانی هست این آدم خودشیفتهای هست این آدم خیلی خطرناکی هست یک کسی که به خدا بگوید تو اشتباه کردی این کارت ایراد دارد این کارت منطقی نیست این کارت معقول نیست با کدام عقلت داری خدای بینهایت را میسنجی؟ عقلت چقدر میرسد؟.@ مگر یک مهندس کار میکند تو فلسفه همه کارهای یک مهندس را میفهمی او درسش را خوانده اگر یک پزشک کار میکند مگر تو همه فلسفههای کاری یک پزشک را میفهمی او تخصص دارد میداند یک کسی که به کارهای مهندس و پزشک ایراد میگیرد میگوید این آدم خودشیفته و خطرناکی هست.@ این آدم جایش برسد هزاران آدم را حاضر بکشد به خاطر هواهای نفسانی خودش، وقتی یک کسی به خدا ایراد میگیرد خدا را زیر سؤال میبرد این حتماً الله را نمیشناسد خودش را هم نمیشناسد.@ لذا میگوید وقتی که از تو ایرادت را میگیرند عصبانی میشوی حق گفتند یا باطل گفتند؟ حق گفتند حضرت میفرماید اگر این مشکل در تو بود به محض اینکه ناراحت بشوی از چشم خدا میافتی میگوید این بنده نادان را نگاه کن یک کسی نزدیکی مرگش هر لحظه ممکن است ما بمیریم.@ دارد جلوتر از اینکه برسد به خط پایان به او میگوید مشکل را برطرف کن آنجا برسی به مشکل برمیخوری موقع برزخ موقعی که داری از اینجا وفات پیدا میکنی میخوری به ده سال صد سال هزار سال عذاب آنجا معطل میشوی به او برخورده ناراحت شده که به او گفتند این که به او برمیخورد جنبه شیطانی و حیوانی ماست.@ ولی کسی که عاقل است کاملاً خودش را در معرض این انتقادات قرار میدهد تا شخصیتاً له بشود یعنی این بخش حیوانی سر جای خودش بنشیند ناراحت نشود به او هم بر نخورد یک کسی که به او برمیخورد یعنی شیطانش خیلی بزرگ است یعنی بخش حیوانیش خیلی قدرتمند است زودرنج و حساس آدمهای اینطوری خیلی آدمهای خطرناکی میشوند.@ و جالب است آدمهای زودرنج و حساس مثل آدمهای حسود در حدیث داریم شبیهترین ظالمان به مظلوم حسودان هستند دل آدم برایش میسوزد همچین هم مینشیند قیافه میگیرد گریه میکند من بدبخت هستم من بیچاره هستم همه با من بد هستند اینطوری به من گفتند تو زودرنج هستی تو حساس هستی تو لوس بار آمدی نازکنارنجی بار آمدی تا به تو میگویند دو بیشتر است یا سه اعصابت خورد میشود.@ نه با مادرشوهر میتوانی کنار بیایی نه با پدرزن کنار میایی نه با پدرشوهر کنار میایی نه با جاری نه با باجناق نه با شوهرت نه با برادرزن خواهرزن برادرشوهر خواهرشوهر نه با همسایه با هیچ کس کنار نمیایی هر جا هستی دردسر داری هر جا هستی دلخوری داری هر جا هستی با همه کشمکش داری معلوم هست تو مشکل داری.@ حالا یک کسی آمد به تو گفت این را حذفش کن این زودرنجی این حساسیت این عصبانیت این نخوت این تکبر این خودشیفتگی را کنار بگذار چون اگر آدم با این وارد برزخ بشود صدها و هزاران سال انسان گرفتاری دارد به راحتی دیگر نجات پیدا نمیکند.@ مثل یک بچهای هست که یک ناخن نیاورده باشد یک بند انگشت نیاورده باشد این وقتی در دنیا میاید مگر میشود این بند انگشت را درست کرد طول میکشد اگر بخواهد درمان بشود شاید هم اصلاً درمان نشود ساختار دنیا نمیتواند به یک کسی که چشم ندارد چشم بدهد امکان ندارد یعنی در فیزیک این عالم یک همچین چیزی گنجانده نشده.@ آخرت هم در بهشت راه بازسازی به راحتی وجود ندارد طول میکشد اینکه علی(ع) فرمود کسی که یک گناه بکند بدون توبه وارد آخرت بشود صد سال عذاب میبیند یعنی اینقدر کُند است روند این پاک کردن از داخل روح، یک گناه، نه یک اخلاق بد.@ اخلاق بد خیلی وحشتناک است یک گناه معمولی مثلاً یک دزدی کرده یک لیوان شراب خورده یک زنا کرده یک گناه کرده از دستش در رفته اخلاق خیلی خطرناک است اخلاق چون تولیدکننده است سرطانی است مریضی نیست که برود آنجا دکتر آن را در بیاورد بگوید تمام شده بلند بشو برو.@ تا میگوید اخلاق بد یعنی سرطان یعنی شیوع دارد در این آدم هست این باید خودش به فکر خودش باشد و درمانش بکند خودش باید این عصبانیتها و ناراحتیها و زودرنجیها را درمان بکند حضرت میگوید اگر ناراحت شدی راجع به عیبی که به تو میگویند از چشم خدا میافتی.@ (عِندَ غَضَبِکَ مِنَ الحَقّ) این سقوط برای تو(اَعظَمُ عَلَیکَ مُصیبَۀً مِن ما خِفتَ مِن سُقُوطِکَ مِن اَعینِ النّاس) میگوید بیچاره تو الان از تو انتقاد کردند میگویی الان شوهرم اینطوری گفت، من برایش زیر سؤال هستم از چشمش افتادم مادرشوهرم اینطوری گفت دوستم اینطوری گفت همسایهها اینطوری گفتند مردم اینطوری گفتند.@ میگوید بنده خدا حواست باشد تو از چشم خدا افتادی وقتی عصبانی شدی دیگر از چشم مردم افتادن که دیگر ارزشی ندارد مردم مهمتر از خدا هستند مردم بزرگتر از خدا هستند که تو میترسی از چشم مردم بیفتی و نمیترسی که از چشم خدا بیفتی.@ (فَسُقُوطُکَ مِن عَینِ الله عَزَّوَجَلّ) اینکه تو سقوط بکنی از چشم خدای عزوجل(عِندَ غَضَبِکَ مِنَ الحَقّ اَعظَم) بزرگتر است(عَلَیکَ مُصیبَۀً) مصیبت این سقوط، تعبیر میکند از چشم خدا افتادن به مصیبت، مصیبت اینکه تو از چشم خدا بیفتی خیلی بالاتر از آنچه که تو میترسی از چشم مردم بیفتی.@ مردم که منشأ عزت نیستند واقعاً اگر کسی از ما بدش بیاید ما عزتمان کم میشود الان مثلاً آبرویت را میبرم حالا وقتی میایند میگویند آبرو دست خداست خیلی وقتها یک کسی میاید میگوید اینقدر بد میگویند میبینی اصلاً بدگویهایش در قلب کسی اثر نمیگذارد دل دست خداست.@ یک کسی میخواهد علیه شما توطئه بکند بد بگوید آیا شما از چشم خدا میافتی از چشم مردم هم آدم نمیافتد چون آبرو دست خداست مگر خدا اراده کرده باشد که تو از چشم کسی بیفتی و الا مردم نمیتوانند آبروی ما را ببرند.@ طرف شوهرش میرود علیه او یک عالم تبلیغ میکند بعد میبیند نه هزاران نفر دوستش دارند روی هیچ کدام هم تأثیر نگذاشته زنش میرود علیه او تبلیغ میکند میبینی نه اصلاً تأثیری نگذاشته پنج نفر با او قهر میکنند میلیون آدم دوستش دارند از چشم مردم نمیافتد.@ (تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ) خدا عزت میدهد خدا ذلیل میکند یک کسی که عصبانی میشود وقتی با حکم خدا روبرو میشود ببینید خدا چند تا برخورد با ما دارد 1 ـ یک سلسله دستور میدهد در دین هست در رساله هست اگر از یکی از این احکام بدت میاید از این دستوراتی که در شرع مقدس هست.@ شوهرداری قانون زنداری شوهرداری تربیت فرزند حرمت مادر حرمت زن حرمت شوهر حقوق زن حقوق شوهر قوانینی که در دین هست از یکی از آنها که بدت بیاید برای بدبخت شدن آدم خطرناک است، برای چی بدت آمد؟ مگر نمیفهمیدم که این حکم را گذاشتند تو بهتر از من میفهمیدی که از این حکم عصبانی شدی و ناراحت شدی؟ چرا به من اعتراض کردی؟.@ 2 ـ کار خداست یک موقع هست خدا با انسان یک کاری میکند یک رقمی میزند خدا میگوید مگر من تو را بیشتر از خودت دوست نداشتم مگر من مصلحت تو را بهتر نمیدانم مگر من تو را به اندازه جاودانگی و ابدیت به اندازهای که خودم زنده هستم تو را دوست ندارم مگر من تو را نیافریدم به اینکه تو شبیه من بشوی بالاترین قرب را به من داشته باشی؟ بله، پس چرا کاری را که برایت کردم برای مصلحت خودت کردم عصبانی شدی تسلیم نبودی؟.@ ما این همه چیزهایی که خودمان دوست داریم میرویم به آن میرسیم از آن پشیمان هستیم شغل، همسر، فرزند، میگویم خدا لعنت کند این بچه من را کاشکی او را به دنیا نیاورده بودم چقدر مادرها از این بچههایشان عصبانی هستند دختر و پسرشان میگوید کاش این بچه را نداشتم.@ زن و شوهرها هم که اغلب همینطوری هستند چند سال که میگذرد پشیمان هستند از اینکه به هم رسیدند میگویند یکسال نذر کردم به این خانم یا این آقا برسم هفت سال است نذر میکنم از او جدا بشوم.@ خانه، اتومبیل، چقدر چیزها هست آدم وقتی به اینها میرسد میفهمد که بلای جانش بوده ثروت، شهرت، زیبایی، هنر، آبروهای ظاهری و عزتهای ظاهری که هست همه برایش خطرناک بوده تمامش برایش عفونت درست کرده خدا میگوید تو خودت اینها را دوست داشتی که همه را میگویی خدایا از من بگیر.@ حالا من صلاح دانستم یک چیزی را به تو ندهم صلاح دانستم یک چیزی را از تو بگیرم به خاطر آخرتت به خاطر انسانیتت به خاطر حفاظت از تو، برای چی از دست من عصبانی شدی برای چی تسلیم نبودی برای چی اینقدر نق و غر زدی برای چی اینقدر غصه خوردی؟ این هم خیلی خطرناک است.@ حالا این دو مطلبی که دارم میگویم مربوط به بحث نیست میخواهم بگویم دو تا چیز بالاتر داریم این یک کسی از ما انتقاد کرده انتقادش هم درست بوده بد ما را گفته این عیب هم واقعاً در ما هست حالا برای چی به هم بریزم و عصبانی بشوم.@ میگوید عزیزم تو از چشم خدا بیفتی مصیبتش خیلی بالاتر از این هست که تو میترسی از چشم مردم بیفتی اصلاً اینکه خیلی به چشم مردم نگاه میکند از چشم مردم نیفتم مردم مردم میکند این یک شرک است یعنی مردم را شریک خدا کرده از چشم خدا نیفتم خدا از من بدش نیاید خدا دوستم داشته باشد.@ آدمهای عاقل وقتی که به محبوبیتشان نزد خدا فکر میکنند به اینکه هیچ کس من را نمیپذیرد خدا من را میپذیرد اینقدر سرشار از این پذیرش هستند که اصلاً برایشان مهم نیست که کسی تحویلشان بگیرد یا نگیرد.@ (وَ اِن کُنتَ عَلی خِلافِ ما قیلَ فیک) اگر آن چیزی که به شما گفتند دروغ بوده خلاف است اصلاً همچین چیزی در تو نیست باز عصبانیت دارد؟ نه(فَثَوابٌ اِکتَسَبتَهُ مِن غَیرِ عَنه یَتعَبَ بَدَنُک) میگوید بدون اینکه به زحمت بیندازی بخواهی بروی ثوابی بدست بیاوری کاری بکنی یک کسی یک بدی گفت در حق تو به یک ثواب رسیدی.@ اول از این آن شخص وقتی که دارد بد میگوید گناهان تو را پاک میکند به یک ظریفی گفتند که فلان کس غیبت تو را کرده یک هدیهای برایش فرستاد گفت خیلی ممنون که گناهان من را قبول کردی گفت ممنون من این همه گناه داشتم نمیدانستم چکار کنم یک احمقی مثل تو پیدا شد اینها را تحمل بکند.@ باز به یک ظریف دیگری گفتند که فلانی غیبت تو را کرد گفت آخ چقدر احتیاج داشتم یک نفر گناهانم را بپذیرد همین مفت مفتی با غیبت کردن ما عفونتها و زشتیهای دیگران را برای خودمان برمیداریم.@ غیبت که میکنیم این هست فردا قیامت میریزند گناهان او را در نامه عمل تو، میبینی چقدر چیزهای خلاف نوشته میگویی خدایا من این کارها را نکردم میگوید درست است ولی تو غیبت کسی را کردی که این کارها را کرده به تو دادیم از او بدی گفتی حالا خودت بردار، پشت سر یک نفر حرف زدی.@ غیبت یعنی یک چیزی که در طرف هست من میگویم راست گفتم حق گفتم راست و حق، حق نداری تو پشت سر کسی حرف بزنی میبینی خیلی راحت میرود پشت سر شوهرش صفحه میگذارد پشت سر زنش صفحه میگذارد پشت سر فرزندش صفحه میگذارد پدرش مادرش همینطوری راحت غیبت میکند.@ یک موقع هست یک مشکلی داری با یک مشاور کارشناس متخصص در مقام رفع مشکل داری حرف میزنی آن یک بحث دیگر است آن اشکالی ندارد ولی برای چی جلوی مادرت این حرفها را میزنی جلوی خواهرت این حرفها را میزنی پیش دوستت از یک کس دیگر بدگویی میکنی این خطرناک است آنها چکاره هستند که تو رفتی به آنها گفتی.@ یا پیش یک کارمند با یک کارمند دیگر مینشینی راجع به یک مدیرعامل حرف میزنی اگر مدیرعامل آدم بدی است باید به خودش بگویی یا بالادستتر از او، به کارمند کناری گفتی کارمند کاری که نمیتواند بکند غیبت میشود ظلمی در حق تو کرده باید به بالاتر بگویی که ظلم را برطرف بکند.@ اگر بروی به همه بگویی این در حق من این کارها را کرده اینطوری کرده وقتی تعریف میکنی که با تو چه کارهایی کرده همه غیبت است بعد میبینی آن کاری که او با تو کرده یک هزارم آن گناهانی هست که تو داری نسبت به او میکنی آنها هم همینطور جا دارد مسئولین مملکتی نقد باید بشود آدم نقد بکند نقد سازنده بکند این غیبت نیست.@ اگر یک مسئول مملکتی که کارش علنی است برملا است اصل کارش شفاف است شما ارزیابی بکنید این نوع تصمیمگیری مجلس، دولت اشکال ندارد چون چیز مخفی نیست یک کار علنی است.@ غیبت یعنی یک کاری که کسی از آن خبر ندارد شما رفتی داری یک عیبی را میگویی ولی یک کاری که علنی هست همه هم میدانند این که دیگر غیبت کردن ندارد همه میدانند که این شخص این کار را کرده.@ میگوید به یک ثواب رسیدی یک کسی پیدا شد یک حرفی زد تو به یک ثواب رسیدی میگوید من دلم نمیاید فرزندم بود شوهرم بود زنم بود من دلم نمیخواهد این گناه من برای او برود خدا میگوید باشد همین که تو او را بخشیدی ما یک ثواب به تو میدهیم بخشیدن خودش یک ثواب بزرگ است اصلاً این رحمانیت که تو بدست آوردی خیلی مهم است.@ ما قبلاً گفتیم خداوند زمینه ارتباطات را بخصوص برای همین متشنج روابط بین انسانها را خلق کرد تا انسانها بتوانند اگر به آنها فشاری آمد شبیه الله بشوند خداوند سیستم دنیا را متضاد با تقابل با اختلاف با تنگنا با محدودیت آفریده که انسانها شبیه خدا بشوند.@ یک کسی را میگذارد که غیبتت را میکند تو عفو میکنی یا مغفرت میکنی به عفوو تبدیل میشوی یک کسی اعصابت را خورد میکند ناراحت نمیشوی حلیم میشوی راز یک کسی را میفهمی برایت فاش میشود پنهان میکنی ستار میشوی یک کسی از تو کمک میخواهد به او عطا میکنی جواد و کریم میشوی یک کسی در حق تو ظلم میکند او را عفو میکنی مغفرت میکنی بزرگ میشوی پس به نفع تو است.@ حالا میگوید نه زنم بیاید بارم را بکشد من که نمیتوانم تحمل بکنم زنم به خاطر من جهنم برود شوهرم به خاطر من جهنم برود فرزندم به خاطر من جهنم برود که گناه ما را بردارد میگوید عیبی ندارد حلالش کن اگر حلالش کردی بخشیدیش رد شدی من هم به تو ثواب بالاتر میدهم دو تا ثواب بردی.@ بخشیدی چون میگویی عزیز من است دوستش دارم هم ثواب رحمت را داشتی هم ثواب عفوو بودن را داشتی هم ثواب مغفرت را داری هم ثواب حلیم بودن را داری چه خوب است یک کسی یک گناه کرد چندین اسم در تو فعال شد مگر بد است چند روش برای شبیه شدن به خداوند تبارک و تعالی پیدا کردی.@ اسم گرفتی وقتی کسی با اسم آنطرف برود یعنی خیلی ثروت دارد اسم یعنی خصوصیت است کسی که اسم بگیرد یعنی یک چیزی دارد که در آخرت به راحتی کسی نمیتواند این را دیگر عذابش بکند خدا میگوید این مهربان بوده این جواد بوده این کریم بوده این عفوو بوده این ستار بوده این غفور بوده.@ مگر میشود یک همچین کسی را عذاب که نمیکنند هیچی میلیونها فرشته را خدا میگذارد تجلیل و تکریم و احترام و خدمت به او بکننداین شبیه الله شده وقتی یک کسی صفت الله را داشته باشد جهنم اسم الله را نمیتواند بسوزاند خیلی سربسته گفتم جهنم اسم الله را نمیسوزاند جهنم کسی که صفات الهی دارد را قادر به سوزاندن نیست خیلی بهتر شد.@ برای چی ناراحت شدی این همه دعواهای زن و شوهری و طلاق دعواهای عروس و خانواده شوهر زن و خانواده شوهرش مرد و خانواده زنش باجناق و جاری این بچهبازیها چیست که الان در زندگی ما هست این آمار زشت طلاق در جامعه ما چیست؟.@ این همه درگیری این همه خاله خالهبازی این همه پچپچ کردن این همه شکایت این همه غصه خوردن این همه ناآرامی این همه ناشادی برای چیست؟ حالا حضرت میخواهد ما را وارد یک درجه بالا بکند(وَ اعلَم بِأَنَّکَ لا تَکُونُوا لَنا وَلیّاً حَتّی لَوِ اجتَمَعَ عَلَیکَ اَهلُ مِثلِک وَ قالُوا اِنَّکَ رَجُلٌ سُوء لَم یَحزُنکَ ذلِک).@ تو اصلاً دوست ما نخواهی بود امام باقر میفرماید تو دوست ما نیستی حالا یک کسی میخواهد به مقام شرافت اهل بیت برسد میخواهد یک طوری باشد که دوست اهل بیت باشد مگر این چیز کمی هست امام باقر به او بگوید تو دوست ما هستی مگر میشود هر کسی را خطاب دوست اهل بیت دوست امام زمان کرد.@ مگر هر کسی لیاقت ولی الله شدن را دارد حضرت میگوید تو اگر میخواهی دوست ما باشی دوست یعنی همدرجه امام یعنی هر جا امام برود این هم با او خواهد رفت میگوید(وَ اعلَم) بدان این را حواست باشد.@ (بِأَنَّکَ لا تَکُونُوا لَنا وَلیّاً) دیگر دوست ما نمیتوانی باشی یاور ما نمیتوانی باشی بدرد ما نمیتوانی بخوری خاصیتی برای ما اهل بیت نداری مگر اینکه اگر همه همشهریهای تو به تو گفتند تو آدم بدی هستی ناراحت نشوی.@ یک آقایی بود خدا رحمتش بکند به او اصغر بینماز میگفتند چون هیچ کس نمازخواندن او را ندیده بود این آقا در جامعه به اصغر بینماز معروف بود بعداً معلوم شد سه وعده نمازش خدمت امام زمان بوده اینجا نماز نمیخوانده جامعه میگفتند ما نمازخواندنش را ندیدیم.@ اصلاً ککش نگزیده که همه دنیا به او میگویند اصغر بینماز مثل یک آدم غنی هست ثروتمند است حالا همه به او میگویند بدبخت بیچاره فقیر، او در حسابش پر پول است یک لباس ساده هم میپوشد من دیدم آدمهایی بودند که حساب بانکیشان پر، ساختمان همه چیز امکانات دارند باور کنید لباس میپوشید لباسش پاره بود به ریش همه هم میخندید.@ میگفت اینطوری خوب است هیچ کس از من توقعی ندارد طمعی ندارد راحت هستم ولی داشت حالا یک کسی ثروت داشته باشد همین امام باقر یک جای دیگر هم میگوید تو اگر میخواهی آدم حسابی و مؤمن باشی اگر یک گوهر کف دست تو هست اگر همه مردم آمدند گفتند گردو است ناراحت نشو این گوهر است و اگر گردو بود همه آمدند گفتند گوهر است باور نکن نگو نکند گوهر است نه جدی باش حقیقت را ببین حقیقت مهم است.@ ما الان چقدر بانوانی داریم که وقتی خدا به آنها عفت عصمت ایمان تقوا حیا حجاب داده قدرش را نمیدانند که خدا این گوهر به این بزرگی را به آنها داده من همین فرانکفورت که بودم چند روز پیش در یک جایی بودیم خیلی از بانوان ایرانی آمده بودند که بیحجاب بودند.@ بعد یک دفعه چشمم خورد به دو سه تا خانم خیلی محجوب خوب با چادر هم آنجا آمده بودند فعالیتهای خیلی زیاد فرهنگی هم داشتند رفتم از آنها تشکر کردم گفتم شما ثوابتان میدانید مثل چه کسی میماند؟ مثل یک شهید است.@ چون در روایت داریم کسی که در وسط یک مشت آدمها غافل خدا را به یاد بقیه بیندازد دین را به یاد بقیه بیندازد خودش به یاد خدا باشد(کَالمُستَشهَدِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ الله) مثل کسی هست که در راه خدا در خون خودش غلتیده.@ یک جا در فامیلها غافل یک کسی غافل نیست یک جا که همه دارند معصیت میکنند این معصیت نمیکند یک جا که همه غفلت دارند این غفلت ندارد یک جا که همه بیحیا هستند این بیحیا نیست.@ بعد به من گفت که خیلی از مدیران من از تهران که میخواستم بیایند مدیران ما در راه گفتند که اینجا آلمان است ولش کن این لباس را در بیاور گفت همین که من احساس میکنم اینجا تک افتادم خیلی لذت میبرم قدر اینکه خدا به من چه چیزی را داده خیلی بیشتر میدانم از اینکه پرچم دین پرچم ایمان پرچم انسانیت را نگه داشتم دست من است من خیلی خوشحال هستم.@ حالا بعضیها وقتی یک جا تک میافتند غصه میخورند یک خانمی بود در هلند دیدمش آمده بود به من مراجعه کرد دختر محجوب و خوبی بود او این را نمیدانست به این توجه نداشت مقاومت میکرد گفت آقا من در فامیل محجوب شدم بعد تک افتادم بعد یک عده هم تحت تأثیر من محجوب شدند ولی آنها یک دفعه بریدند مثلاً دو ماهی خوب شدند بعد همه یک دفعه ول کردند من تنها افتادم یک ذره به من فشار میاید.@ گفتم این تنهاییت قیمت دارد مثل یک ثروتمند هست وسط یک مشت گدا، یک دارایی به تو داده یک عزت به تو داده یک افتخار به تو داده یک شرافت به تو داده این چه ناراحتی دارد که ما تک بیفتیم در فامیل یا هر جای دیگر، چرا تا ما تک میافتیم از نظر تقوا غصه میخوریم زود دوست داریم خودمان را شبیه دیگران بکنیم اصلاً ناراحت نشو.@ (وَ لَو قالوا اِنَّکَ رَجُلٌ صالِح لَم یَصُرُّکَ ذِلک) اگر همه همشهریها گفتند تو آدم خوبی هستی خوشحال نشو تعادلت به هم نخورد که ذوقزده بشوی طرف از بچهاش تعریف میکرد به دوستش میگفت این بچه ما خیلی بچه خوبی است بچه هم داشت نماز میخواند، نماز میخواند بچه هم نمازش را شکست گفت روزه هم هستند.@ حالا هُل تو را برندارد اگر از تو تعریف کردند، حالا چکار بکنیم این بماند برای جلسه بعد چون اگر بخواهیم واردش بشویم خیلی زیباست این چند تا قوانین ریاضی زیبا دارد که حیف هست در تنگی وقت بخواهم عرض بکنم.@ من قبلاً عرض کردم که اگر ما بتوانیم انشاالله همین عزادارانی که برای امام حسین عزاداری میکنند از رتبه سوم برسانیم به چهارم شما مطمئن باشید شرائط ظهور امام زمان همه فراهم شده و موانع ظهور امام زمان برطرف شده و این رساندن همین عزاداران با مردم جاهای دیگر کار نداریم همین عزادارانی که در کشور ما دارند عزاداری میکنند و خارج از کشور اینها را ما معرفتی به آنها بدهیم.@
جلسه 035 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 035 - راههای مبارزه با غم