أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ ما در موضوع غم فعلاً داریم مسائل علمیاش را کار میکنیم تا انشاء الله به بحثهای عملی مبارزه با غم هم برسیم فرمایشی هست از امیرالمؤمنین(ع) که خطاب به همه انسانهاست(یَابنَ آدَم لا تَأسَف عَلی مَفقُودٍ لا یَرُدُهُ إلَیکَ الفَوت وَ لا تَفرَح بِمَوجُودٍ لا یَترُکُهُ فی یَدَیکَ المَوت).@ ای فرزند آدم برای آن چیزی که از دستت رفته و برنمیگردد غصه نخور غمگین نباش و برای آنچه که در دست داری اما مرگ نمیگذارد که برای تو بماند برای آن هم شادی نکن این یک قاعده فوقالعاده مهم هست که در واقع به قول خود حضرت اگر ما بخواهیم برای کلمه زهد که در قرآن نیامده چیزی بیابیم تعریفی همین تعریف هست.@ در قرآن هم توضیح دادیم(لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) چیزهایی که ما در دستمان هست و از دستمان میرود از دست میدهیم چون ساختار ما یک ساختار جاودانه و ابدی هست در واقع از دست نمیرود، چه اتفاقی میافتد؟@ از دست ما میگیرند برای ما در سرای آخرت میگذارند بهشت کاشته میشود ابدیت ساخته میشود بعداً به ما برمیگردانند پسانداز است پس این واقعاً حماقت است که یک کسی یک چیزی از دستش برود و بگوید آخ، از دست چیزی به معنای حقیقی نمیرود.@ الان ممکن است من نتوانم از آن استفاده نکنم الان پیش من نیست یک فراقی دارم این غصه و این فراق چندتا خاصیت دارد که قبلاً توضیح دادم ولی مسأله اصلی این هست که اساساً فقدانی در کار نیست الان موقتاً از دست من رفته بعداً به صورت جاودانه و بینهایتش در دست من قرار میگیرد پسانداز شده به من میدهند.@ لذا ناراحتی و غصه ندارد یک چیزی گم شد یک کسی سر ما کلاه گذاشت پولی از ما برد، چیزی در خانه شکست چیزی آسیب دید کسی که به آن دل بستیم از دستمان رفت اینها همه به ما برمیگردد هیچی تلفات نیست به معنای حقیقی.@ مشکل ما در غصه خوردن این است که باور کردیم که ما 1 ـ موجودی هستیم که از تولد تا مرگ هستیم ابدیت، جاودانگی و حیاتی که میخواهیم خودمان زندگی کنیم و به زودی هم به آن میرسیم چند روز دیگر و چند ساعت دیگر باورش نکردیم.@ یعنی حیاتی که خیلی به من نزدیک است برزخ ما را احاطه کرده رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر بود با دنیا، همانطور که دنیا ما را احاطه کرده یک جنین اصلاً متوجه نیست که الان چند سانتیمتر بیرون رحم مادر آنطرفتر یک عالمی بینهایت زیباتر، باشکوهتر، بزرگتر از آنچه که او بتواند تصور کند، تصور که نمیتواند بکند.@ بینهایت بزرگتر از رحم مادرش وجود دارد نمیتواند درکش بکند ما هم به اندازه یک خواب همین مقداری که این بدن را رها بکنیم وارد فضایی میشویم که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و بزرگتر و پیشرفتهتر و ماندگار هم هست خیلی فاصلهاش به ما نزدیک است.@ ولی ما متأسفانه خیلی دور میبینیم آنچه که از دست ما میرود در این فضاست همین فضای نزدیک است به زودی هم به آن میرسیم و بینهایتش را برداشت میکنیم بنابراین وقتی کسی خودش را میشناسد غصه خوردن کار احمقانهای است چون هم دنیا را خراب میکند هم ثوابت را از بین میبرد.@ وقتی یک چیزی از اینجا کَنده میشود آنجا میرود چند خاصیت دارد یکی اینکه کفاره گناهانت میشود درجات آخرتی برایت دارد ماندگاری دارد بهتر و قویتر به تو میدهند هر چه که از تو به آنطرف میرود پرورانده میشود و به بلندای آخرت و جاودانگی به تو تحویل میدهند.@ مضافاً آن امتحانی که خدا گفت خیلی قشنگ است خدا میگوید وقتی من یک چیزی را از تو کم میکنم، از کجای ما کم میکند؟ یادمان نرود حس، یعنی کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، خدا وقتی یک چیزی را از ما میگیرد آسیب را در اینجا اصلاً به ما نمیزند چون از جنس خودش است.@ حوادث، تلخیها در بخشهای حیوانی نهایتاً هم یک مقدار بخشهای فکری و عقلی به انسان وارد میشود مثلاً من میخواستم کنکور قبول شوم میخواستم دکترا بگیرم نتوانستم بگیرم یک چیزی میخواستم یاد بگیرم، نشد، حالا یک چیز دیگر میروم میخوانم، مقولههای اینطوری، وقتی که ما را عریان میکند چون اینها لایههایی هستند که روی کودک عزیز روان کشیده شدند.@ وقتی که خدا اینها را از ما میگیرد این بیشتر در اختیار خداست به خدا نزدیکتر میشود، خدا گلهاش از ما چه بود؟ میگوید وقتی من یک چیزی را از شما میگیرم شما به من نزدیکترید ولی غصه میخورید وقتی یک چیزی به شما میدهم از من دور میشوید ولی متأسفانه خوشحال هستید این خیلی بد است یک بیفرهنگی و بیانصافی است اصلاً قاعده دوستی نیست.@ وقتی از شما میگیرم مگر به من نزدیکتر نمشوید پس خوشحالتر بشو که از تو گرفتم و به من نزدیکتر میشوی ولی ما غصه میخوریم با اینکه آن صحنهای که خدا از ما گرفته ما به خدا نزدیکتریم، چون وقتی از شما گرفته میشود دست چه کسی میماند؟ دست خداست هر کس هست امانت است به او برمیگردانیم و هدیه میدهیم.@ شما وقتی یک نفر را دوست داری از خودت یک چیزی به او هدیه میدهی خوشحالی یا ناراحتی؟ خوشحالی، که پول زیادی را توانستی به یک کسی که خیلی دوستش داری بدهی یک چیزی که خیلی برایت عزیز است دادی به آن کسی که دوستش داری خیلی قشنگتر است به او نزدیکتر میشوی.@ چرا ما وقتی که خدا روی دنیای ما دست میگذارد به خاطر خودمان چون دوستمان دارد روی دنیامان دست میگذارد یکذره دنیا و حیوانیتمان را میگیرد و آنطرف میکشد که تازه همان را آخرت هم میخواهد به ما بدهد چرا اینقدر غصه میخوریم؟ چرا ما نباید خودمان را بشناسیم و افسوسهای الکی در زندگی بخوریم؟@ یک امتحان قشنگ است اینجا خداوند ما را امتحان میکند در واقع افراد به میزان دادههایی که به حق تعالی میدهند چون عریانی است شما هر چقدر این لباسها را از تن این کودک عزیز روان میکَنید این بیشتر در اختیار حق تعالی است برای همین هم ماه رمضان یکدفعه میاید همه چیز را حرام میکند.@ چون عریانت میکند تا خودت در اختیار خدا قرار بگیری. چرا در حج خدا یکدفعه میاید 24 چیز را حرام میکند که دیگر کاملاً اینها را عاری بشوی و کنار بگذاری؟ برای اینکه خودت با حق تعالی باشی قشنگی و بزرگی کربلا به این هست که همه کسانی که به کربلا آمدند مسابقه گذاشته بودند که هر کس هر چه دارد به خدا بدهد.@ همه هم میفهمیدند که آمدند کربلا هر کس هر چه دارد به خدا هدیه کند برای همین همه هر چه بیشتر میدادند چون مسابقه آدمیت و عشق و لا إله إلا الله بود روز عاشورا روز ظهور لا إله إلا الله است یعنی من اله و دلبری جز الله ندارم پس حالا که اینطور هست هر چه داری به الله هدیه کن.@ یک دشمن هست آن که گزارشنویس عاشوراست میگوید من هیچ شکستخوردهای را ندیدم مثل حسین بن علی اینقدر بشاش و سرحال باشد در عمرم ندیدم یک کسی از صبح تا حالا آسیب ببیند یکسره هم بشاشتر و باصفاتر باشد حضرت فرمود(کُلَّما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونا) هر چه بیشتر کار شدیدتر میشد.@ قشنگتر و برافروختهتر و خوشحالتر و بانشاطتر میشد، چرا؟ چون فرصتی بود برای اینکه همه دار و ندارشان را به الله تقدیم کنند قشنگی عاشورا این است برای همین زینب کبری(س) (و ما رأیت إلا جمیلا) برای حضرت زینب عمراً دیگر صحنهای مثل کربلا پیش میامد که میتوانست هر چه دارد به خدا هدیه کند.@ چیزهایی که هدیه کرد هم هیچ کدامش از بین نرفت همه به او برمیگردد عزت و آبرو و فرزندانش هر چه که بخواهد هست این فقط یک انتقال است. آنچه که به دست میاوری و داری و قرار است مرگ از تو بگیرد خیلی برایش شنگولی نکن چون هر چه که ما داریم یک خطری برای ما دارد.@ داشتنها چه خطری برای ما دارد با توجه به توضیحی که دادم؟ وابستگی فاصله بین من و الله میاندازد شما هر چقدر داراییهای بخشهای چهارگانهات را زیاد بکنی قساوت قلبت، میگویی وقت ندارم برای نماز، الله، سحر، سجاده، سجده، سرکشی به آسمان وقت نداری.@ اینجا والله بالله تالله همین الان ما در این وضعیت زندگی که الان داریم میتوانیم شرکت کنیم در مهمانیهای بهشتی، ولی ما اصلاً وقت نکردیم به آنجا سر بزنیم در ذهن و مخیله ما نیامده که من میتوانم با امام زمان دوست شوم رفت و آمد کنم با فرشتهها، جبرئیل، میکائیل، عزرائیل، اسرافیل، شهدا، انبیاء، اصلاً در مخیله ما نیامده آنقدر خودمان را در سرمان زدند و ما را کوچک کردند.@ مثلاً اگر بگویند یک مهمان بزرگ، فکر میکنیم یک مهمان بزرگ یعنی چه کسی، میخواهیم مهمانیاش برویم و شرکت بکنیم، اصلاً مهمان بزرگ از نظر ما کیست، خیلی کوچک است اینهایی که ما در نظر میگیریم در حالی که خدا نگذاشته خدا برای ما نسیهکار نیست نگذاشته برای آخرت که ما بمیریم و آنجا برویم.@ میگوید شما همین دنیا میتوانید با اینها ارتباط برقرار کنید در همین دنیا با همینها میتوانید ارتباط داشته باشید رفت و آمد بکنید لذت ببرید از رفاقت با اینها(وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) مگر شما سر نماز نمیگویید(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ).@ ما با این راهها، میخواهیم با اینها آشنا بشویم این راهها را برویم انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، بعدش خدا فرمود(وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) اینها رفیقهای خوبی هستند نه فقط برای آخرت، همینجا رفیقهای خوبی هستند والله بالله تالله اینها در اینجا میتوانیم با آنها رابطه داشته باشیم رابطه خوب و صمیمی.@ اینقدر آدم لذت میبرد اگر کسی با اینها خودش را بشناسد احساس نمیکند که بیکس و تنهاست اصلاً کلمه تنهایی کلمه غلطی است چرا در بخش بدن و جسم، در بخش زنانگی و مردانگی بله میگویم من همسرم مرده تنها هستم طلاق گرفتم طلاق دادم تنها هستم.@ رفیقهایم کنارم نیستند تنها هستم بچههایم کنار من نیستند تنها هستم ولی این تنهایی یک توهم است در بخش جسمی من است ولی در بخش شخصیتی و انسانی من اصلاً تنهایی معنا ندارد همه غیب پیش من هستند همه بزرگان پیش من هستند.@ من هیچ فاصلهای از نظر شخصیتی، ارتباطی با مادرم فاطمه زهرا و اهل بیت و فرشتهها ندارم تمرینها را هم دادیم بحث قرب به اهل بیت را حتماً بگیرید آن تمرینها را شما انجام بدهیم به همه قول دادم اگر شما 40 روز این تمرینها را مرتب انجام بدهید واقعاً زندگیتان زیر و رو میشود واقعاً یک اتفاقات قشنگی در زندگیتان میافتد.@ واقعاً میفهمید که تنها نیستید در طول روز چند دقیقه خیلی وقت نمیبرد تمرینهایش را انجام بدهید تمرینهای نزدیک شدن، قرب، رفت و آمد، ارتباطی را شما انجام بدهید چند دقیقه در روز بیشتر تمرکز نمیخواهد همین خانواده آسمانی که پنجشنبهها داریم تمرینها را گفتیم تمرینها را که دادیم انجام بدهید فقط با تمرکز.@ واقعاً تنهایی حرف مسخرهای است که بگوییم من تنها هستم من بیکس هستم من کسی را ندارم من الان احساس تنهایی میکنم، اصلاً واقعاً اینطوری نیست خداوند برای ما نسیه کار نکرده نقد نقد کار کرده.@ برای همین میگوید وقتی چیزی را به دست میاوری خیلی شنگولی نکن اول مواظب باش بین تو و طرف مقابل یعنی غیب و الله، همین فاصله نیاندازد همین سرت را شلوغ نکند اینطوری خوش به حالت نیست که خیلی موقعیتهای خوب به دست بیاوری.@ خیلی خوش به حالت نشده چون دارد اُنست را با غیب کم میکند دنیا زمانی ارزش دارد ثروتش، همسرش، فرزندش، موقعیت اجتماعی، کارهای اجتماعی، سیاسی، هنری، مقام، مال، زمانی مبارک است که اصلاً نتواند بین تو و غیب فاصله بیاندازد و بتواند یک وسیلهای برای نزدیکتر شدن تو با غیب باشد نه فاصله انداختن.@ بعضیها تا لیسانس خوب هستند یک ارشد یا دکترا میگیرند سوت میشوند این مدرک تحصیلی اینها را در غیب که هیچی، در دنیا هم گیجشان میکند طرف اصلاً خودش نیست یک کسی کار تجاری ظرفیت ندارد.@ قبلاً یک حجره داشت در این حجره نماز شبش هم میخواند قدیمها حجرهدارهای ما اولیاء خدا بودند در مغازهشان قبرشان را میکَندند هر روز صبح یکبار میرفتند در قبر میخوابیدند بعد میامدند پشت میزشان مینشستند(الکاسب حبیب الله) ولی یک موقع میبینی کار توسعه پیدا کرده میبینی این توسعه توسعه حیوانی بود اصلاً توسعه انسانی نیست.@ این گیج و منگ و غافل و مست اصلاً خودش را یادش میرود خود حقیقی خود اصلی خود جاودانه خودی که از جنس الله است به ابدیت کلاً این همچین ضربه محکم بوده این دکترا، این ارشد، این پول، این ازدواج که کرده، چنان ضربهاش مهلک بوده که این هنوز گیج است.@ دروازهبانی برای من تعریف میکرد میگفت من اول دروازهبانی در فوتبال که بود حریف یک شوت محکم زد خورد در سر من، میگفت من تا نیم ساعت نمیفهمیدم کجا هستم میگفتم اینها چه کسانی هستند؟ چرا اینها اینطرف و آنطرف میدوند؟ تعجب میکردم، ضربه خیلی محکم بود.@ حالا گاهی وقتها انتخابهای ما، موفقیتهای دنیای ما چنان مستمان میکند برای همین فرمود از چندتا از مستیها بپرهیزید یکی مستی جوانی، بعضیها خیلی میگویند الان جوان هستیم هر کاری دلمان خواست بکنیم.@ اصلاً متوجه نیستند که این جوانی را خدا برای عاشقی به آنها داده از این جوانی استفاده میکند هر چه در جوانی هست فاصله پیدا میکنند تا دهها و صدها و هزاران سال از مقصد خودشان، از خود حقیقیاش فاصله میاندازد.@ مستی علم، میخواهی بروی دانشگاه درس بخوانی میخواهی بروی حوزه درس بخوانی، من خودم 30 سال در حوزه هستم 25 سال هم در دانشگاه هستم دیدم، اگر من قرار است بروم طلبه بشوم و اگر قرار است بروم دانشگاه درس بخوانم باید حواسم باشد که این درسها و اصطلاحات و معلومات، بار عقلی است بار فوق عقلی که نیست.@ مقدمه است وسیله است خودش یکدفعه گیجم نکند که یکدفعه از انس و ارتباط و انسانیت بیفتم خیلیها با درس خواندنشان در حوزه یا دانشگاه جهنمی میشوند اگر درس نمیخواندند در حوزه یا دانشگاه آدمهای خوبی بودند ولی همین که اینجا رفتند چنان مست شدند که غافل شدند.@ لذا حضرت میفرماید خیلی خوش به حالتان نیست که به امکانات دنیایی شنگولی کنید اگر شاکرید بلد هستید عرضه دارید از آن استفاده کنید برای ابدیتت، استفاده کن یک کسی خدا یک بچه به او میدهد با این بچه تا عشق به الله و معراج میرود.@ اذیتهای بچه را خیلی شیرین تحمل میکند نق ندارد غر ندارد بوسه بلد است استفاده کند نوازش بلد است با همسرش همینطور، با خانواده همسرش ولو بد باشند عرضه دارد از اینها استفاده میکند تا الله میرود.@ بعضیها نه تا یکذره مشکلات در زندگیشان هست همهاش غصه و ناراحتی و افسردگی گریه، این هم دنیایش را از دست میدهد هم آخرتش را، بعضیها نه دانشگاه درس میخوانند هر چقدر بالاتر میروند به الله نزدیکتر میشوند چون بلد هستند از این درسشان چطوری استفاده کنند برای معشوقشان، مال بیشتر به دست میاورند به الله نزدیکتر میشوند.@ شهرت و قدرت بیشتری به دست میاورند هر چقدر امکانات دنیایی اینها زیادتر میشود اینها در واقع امکانات آخرتیشان هم به موازات بیشتر میشود لذا در روایت داریم(نِعمَ العُون المال الغِنی عَلَی الآخِرَۀ) غنا و ثروت یار خوبی برای آخرت است.@ (نِعمَ العُون الدُّنیا) دنیا یار خوبی برای آخرت است رحم هر چقدر قدرتمندتر باشد رحم هر چقدر ثروتمندتر باشد بچه سالمتر به دنیا میاید اینکه ما عرض میکنیم عزیزانی که میخواهند باردار بشوند قبلش بیایند ما الان حتی به دختر و پسرهای مجرد هم این تقویت ژنها را میدهیم چون ثروت باید زیادتر بشود.@ از الان میخواهد ازدواج کند پنج سال بعد سه سال بعد، ولی الان بیاید تخمکهایش را ثروتمند کند این پنج ژن را قوی کند برنامه بگیرد سلامت و زیبایی، هوش و عقل و دین و اخلاق، ثروتهایش را زیاد کند بعد هم میخواهد انتخاب بکند درست انتخاب بکند.@ وقتی که یک رحم قدرتمند و ثروتمند هست وقتی بچه به دنیا میاید زیبایی دارد سلامت دارد هوشش خیلی خوب است عقلانیتش خیلی خوب است این بچه خیلی خوش اخلاق است خیلی هم راحت با غیب ارتباط دارد چون مادرش به او ثروت داده مادرش ثروتمند بوده به او ژنهای قدرتمند داده این بچه هم قوی به دنیا آمده.@ پس دنیا یار خوبی است کسی نمیگوید دنبال دنیا نباشیم ولی میگوید مواظب باش اگر دنیا به دست آوردی خیلی شنگولی نکن حواست باشد مست و غافل نشوی لذا انسان باید خیلی دقت بکند که وقتی میخواهد با دنیا ارتباط برقرار بکند یک چیز دنیایی حتماً تضمینی در آن باشد که این چیز من را از بهشت و الله و آخرت و خانواده آسمانیام دور نمیکند.@ مگر خدا به ما نگفته شما مال خدایید(إنا لله) پس اگر مال خدایی حواست باشد وقتی میخواهی تصمیم بگیری تصمیماتت را طوری نگیر که از ملکیت خدا خارج بشوی چون اگر از ملکیت خدا در بیایی مال شیطان و جهنم میشوی از ملک خدا یعنی بهشت خارج نشو یک قدم آنطرفتر بگذاری آنجا جهنم است.@ پس مواظب باش در انتخابها، ارتباطات، رفتارها و چینشهای فکریات یکطوری بچین که از بهشت جدا نشوی چون اگر در آن حالت بمیری در آن وضعیت بمیری واقعاً وضع خوبی نیست ما مال خداییم.@ چطور یک خانم شوهردار الان وقتی مجرد است اگر به او بگوییم بیا اینجا برویم این کار را بکن، اگر پدر و مادر داشته باشد میگوید باید به پدر و مادرم بگویم چون ملکیت دارد یک تعلقی دارد وقتی شوهر میکند میگوید باید با اجازه شوهرم بروم به همین راحتی نمیتوانم هر جایی بروم شوهر هم همینطور هر جا نمیتواند برود میگوید من زن و بچه دارم.@ وقتی میخواهم در زندگی تصمیمی بگیرم باید یکطوری تصمیم بگیرم که یک تعلقی به این همسر و بچهها دارم ما باید حواسمان باشد که ما مال خداییم خیلی پرت نپریم برای همین نعمتها و ملکیتهای دنیا آن چیزهایی که به دست میاید مواظب باشیم خدا میدهد.@ ولی بیظرفیت و بیجنبه نباشیم که تا داد مشغول این باشیم و اصل الله را فراموش کنیم ابدیت و آخرت را رها کنیم این خیلی بچگی و حماقت است خسرانش هم خیلی سوزاننده است. در روایت هست(ما بالَکُم تَفرَحُونَ بِالیَسیرِ مِنَ الدُّنیا تُدرِکُونَه وَ لا یَحزُنُکُمُ الکَثیرُ مِنَ الآخِرَۀِ تُحرَمُونَه).@ شما را چه شده یعنی مست هستید حواستان نیست شما را چه شده که یک چیز کوچک دنیایی را به دست میاورید اینقدر خوشحالید شنگول میشوید، دیدید بعضیها جشن و مهمانی میگیرند اصلاً معلوم نیست که واقعاً این چیزی که الان به دست آورده به نفعش هست یا نه.@ مثلاً میگوید یک عروسی کردم چهل میلیون تومان هزینه کردم جشن گرفتم بعد سه ماه بعد میخواهند طلاق بگیرند همان که این همه برایش هزینه کرده به مبارکی و میمنت چی بود حالا میگوید نه، اتومبیل میگیرد با آن تصادف میکند به آن دنیا میرود همه میایند تبریک میگویند مبارک است ولی همین ماشین همین بچهای که به دنیا آمد تو را بدبخت کرد.@ ما واقعاً نمیدانیم چه چیزی خیر ما است و چه چیزی نیست. حضرت میفرماید چیه شما یک چیز کوچک دنیایی که به دست میاورید اینقدر شنگولی میکنید(وَ لا یَحزُنُکُمُ الکَثیرُ مِنَ الآخِرَۀِ تُحرَمُونَه) ولی غصهدار نمیشوید که چیزهای عظیم آخرتی را از دست بدهید شما نسبت دنیا و آخرت را داشته باشید.@ الان اینجا که من شما هستیم خانهای که من و شما در آن زندگی میکنیم بگو یک خانه 50 متری چند برابر رحم مادرمان هست همین یک اتاقی که در آن هستیم؟ دنیا چند برابر رحم مادرمان هست؟ میشود گفت این عالم به این عظمت چند برابر رحم مادر هست؟@ خدا میگوید بهشت هر کدام از شما به اندازه همه آسمانها و زمین است شما باور نمیکنید یک خانه بهشتی از این کره زمین شما بزرگتر است و شما قادرید آنجا آنقدر وسعت قدرت دارید که این خانه برایتان فقط یک خانه است با این عظمتش.@ وقتی پیغمبر میگوید گداترین آدمی که در بهشت است یعنی ناپلئونی قبول شده روز آخر قیامت، پنجاه هزار سال هم در صحنه محشر بدبختی کشیده روز آخر که میخواهند بساط قیامت را جمع کنند تمام بشود این یک نفر مانده حالا خدا گفته تو هم به بهشت برو این آخرین نفر است کمترین جا را به او میدهند.@ میگوید این وقتی آنجا میرود یک میلیون خادم دارد بهشتش هم بینهایت بزرگتر از این دنیاست ما نمیفهمیم چه چیزهایی را از دست میدهیم ما بلد نیستیم برای چه غصه بخوریم برای چه شادی کنیم برای چه غصه نخوریم تجارت آخرت شوخی نیست.@ واقعاً تو وارد فضایی میشوی که داراییهایی که با خودت بردی ملاک تو است آنجا شما کاخ و غذا و وسائل خانه هست تمام وسائل خانه که شما میگویید آنجا هست تخت، مهمانی، مهمانی رفتن، لباس، مدرسه، حوزه علمیه، دانشگاه، رتبه، قیمت، موقعیت بالا و پایین دارد ما بهشت بالا و پایین داریم همه چیز آنجا هست.@ ولی ابدی و جاودانهاش با میلیاردها برابر بینهایت برابر از اینجا کاملتر و پیشرفتهتر است. این توانایی را از کجا باید ببریم؟ از همینجا باید ببریم پس باید با خودت ببری و تهیه کنی اینها اگر از دست برود اینها غصه دارد دنیا اگر از دست برود غصه ندارد چون جاودانه و آخرت میشود.@ پس من چه غصهای بخورم لباسم سوخت خیلی به آن علاقه داشتم ماشینم خیلی علاقه داشتم همسرم برداشت بیرون رفت زد ماشین از بین رفت، حالا امتحان خوبی است ببین جگرش را داری داد نزنی غر نزنی.@ ماشین است خدا داده برای زدن به اینطرف و آنطرف، ناراحتی ندارد وقتی از دستت رفت شنگول باش که ضربه خوردی بگو خداروشکر که ولم نکردی خداروشکر که حواست به من هست داری برایم ذخیرهسازی میکنی خداروشکر که دوستم داری.@ ولی اگر هیچ اتفاقی نخواهد بیفتد یعنی آدم خیلی بدبخت و بیچاره است. گفتم پیامبر رفته بود خانه یکی از اصحاب نشسته بود یک تخممرغ از بالا افتاد نشکست همه تعجب کردند پیامبر در فکر رفت او هم گفت یا رسول الله ما خانهمان اصلاً بلا نمیبیند پیامبر بلند شد در رفت گفت این خانهای که بلا نبیند یعنی خدا همه را برای آنطرف گذاشته.@ بلا دید که دید چرا غصه بخوریم؟ چه چیزی از بین رفته؟ چه چیزی به ما برنمیگردد؟ یک چیزی هست که از بین برود شغل، موقعیت اجتماعی یا هر چیز ما برای چه غصه بخوریم؟ دلیلی وجود دارد؟@ وقتی من باور کنم که جاودانه هستم بله اصلاً غصه ندارد غصهها زمانی است که من باور نکردم قبول ندارم آخرتی و جاودانه هستم اینجا غصه سراغم میاید که جاری، باجناقم دارد من ندارم یک کسی که خودش را ابدی میبیند بدون اینکه تنبلی کند در مسائل دنیاییاش، آدم تنبلی نیست.@ در روایت داریم شما در دنیاتان تلاش کنید(مَن کَسَلَ عَن أمرِ دُنیا فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أکسَل) کسی که در کارهای دنیاییاش کسل است در آخرتش هم کسلتر است نه اینکه برای دنیا تلاش نکنید.@ طرف تجارت میکرد کنار گذاشت، امام صادق(ع) گفت برای چه کنار گذاشتی؟ گفت من دارم هفت پشتم هم بخورند دارم، حضرت گفت نه تجارت که فقط برای خوردن نیست خود تجارت یک عبادت و ارزش است داشته باش آدم با این تجارت خیلی میتواند جاودانگی بسازد.@ درس بخواند دانشگاه برود پیشرفت کند تحقیق کند فعالیتهای اجتماعی داشته باشد خوب است به شرطی که باظرفیت، از آن جدا نشود، غافلش نکند دنیا خوب است تنبلی نکنیم کسالت نداشته باشیم ولی وقتی که تنبل نیستیم تلاش میکنیم از دست رفتههایمان ثروتمان است، چه کسی در سرای آخرت بیشتر ثروت دارد؟@ آن کسی که اینجا بیشتر محرومتر بوده، پیامبر فرمود(مَرارَۀُ الدُّنیا حَلاوَۀُ الآخِرَۀ) هر چه تلخی در دنیا سراغت میاید برایت شیرینی میسازد من الان برای چه ناراحت باشم این تلخی مثل آمپولی هست که میدانم اگر بزنم چی می شود؟ بهبودی دارد درد دارد ولی خودم گران رفتم پول این آمپول را دادم.@ چند وقت پیش یک کسی بود من که خارج از کشور رفته بودم لَنگ بود برای آمپول MS، اینجا پیدا نکردیم گفتم حالا اگر من آنجا رفتم چون برای پزشکان هم سخنرانی و دوره داشتم گفتم این آمپول را میگیرم بعد یکی از پزشکان آنجا خودش داروساز و داروخانهدار بود تا گفتم گفت بله داریم بعد رفت و در کامپیوتر زد بعد گفت واقعاً میخواهی؟@ گفتم بله برای مریض میخواهم، گفت میدانی چقدر است؟ گفتم نه، گفت 900 یورو، یعنی 900 را ضربدر 4150 تومان بکنید بالای سه میلیون، گفتم بله بده بنده خدا میخواهد همین آمپول را میدهیم که بزنیم چون میخواهیم خوب بشویم.@ پس این همه فقدانهای دنیا مثل آمپول هست که خدا میزند ما را خوشگل و زیبا کند تراشمان بدهد. (لا تَفرَح بِالغَناءِ وَ الرَّخاء) از دارایی و آسایش سرمست نشو، نمیگوید شاد نباشید قدر ندانید، فرح غیر از سرور است.@ سرور شادی است فرح یعنی سرمت و غافل شدن آن سرمستی که من را غافل میکند یکدفعه من را غفلت میگیرد. مثل عروسیهایی هست که خیلیها میگیرند در آن پر معصیت میکنند این را فرح میگویند.@ یک کسی عروسی میگیرد خیلی هم خوشحال است و نمیگذارد معصیت خدا بشود اهل بیت و فرشتهها و فاطمه زهرا و همه میایند در این عروسی شرکت میکنند این عروسی خوبی است یک کسی نه عروسیاش فرح است یعنی آنقدر شنگول است که پر از معصیت و گناه و آلودگی در این عروسی اتفاق میافتد فرح میشود.@ یک جشن تولد میگیرد خودش و هزار نفر دیگر را هم جهنمی میکند. (لا تَفرَح بِالغَناءِ وَ الرَّخاء) با دارایی و آسایش سرمست نشوید(وَ لا تَغتَمَّ بِالفَقرِ وَ البَلاء) با فقر و بلا هم غمگین نباشید، چرا؟ (فَإنَّ الذَّهَبَ یُجَرَّبُ بِالنّار وَ المُؤمِنُ یُجَرَّبُ بِالبَلاء) طلا چطوری به دست میاید؟@ سنگ طلا باید در کوره برود و بسوزد تا خالص طلایش به دست بیاید یعنی باید در کوره برود تا بشود آن طلای ناب و خالص، میگوید مؤمن با بلا اینطوری میشود مؤمن دائماً امتحان و بلا و سختی دارد تا شبیه الله بشود.@ هر بلایی مثل سنگی است که سنگتراش روی سنگ میزند تا آن را به یک مجسمه خوب تبدیل کند بلاها ما را شبیه الله میکند بلاها ما را شبیه خانواده آسمانیمان میکند ما را شبیه فاطمه زهرا، امیرالمؤمنین، بهشتی میکنند بلاها اینطوری است.@ سختیهای زندگی غصه ندارد یک فرصت است حالا یک کسی نه خودش را میشناسد نه از این بلا عرضه دارد استفاده کند فقط همیشه احساس خاک در سری و بدبختی و بیچارگی و احساس محرومیت و بروم خودم را بکشم و قرص بخورم این چون خودش را نمیشناسد نمیدانید این چقدر برایش خیر داشت.@ لذا علی(ع) فرمود(رُبَّ مَرحُومٍ بِالبَلاء هُوَ دَواءٌ) چه بسیار افرادی که تو دلت برایشان میسوزد که بلا دارند ولی دارد قشنگ و خوشگل و ساخته میشود این فردا از تو جلو میزند وقتی که سختیها و بلاهای زندگی دارد من را زیبا میکند شکل من را عوض میکند دارد من را قویتر میکند من از چه غصه بخورم.@ مگر چیزی از دست من رفته، چیزی نرفته ما چون خودمان را حیوان معنا میکنیم نه انسان و جاودانه، با ارزشهای حیوانی مسنجیم میگوییم من نتوانستم زن بگیرم شوهر کنم من الان طلاق دادم طلاق گرفتم فلان کس مُرد من الان پدر ندارم یتیم شدم، انبیاء، بزرگان، اولیاء الهی یتیم بودند از این یتیمی خدا کلی استفاده کرده به اینها سود رسانده.@ من مستأجرم یا من الان آن چیزی که دلم میخواهد ندارم، چون ما خودمان را اینطوری معنا میکنیم و مقایسه میکنیم خودمان را با جنسها، نه آدمها، با زنها و مردان دیگری که با آنها زندگی میکنیم بعد میگوییم من محرومم، من ندارم، من بدبختم، آن دارد، با همین چیزها غصه میخوریم.@ ولی وقتی من خودم را انسان دیدم همانطوری که خدا دارد من را نگاه میکند همانطوری که خدا دوستم دارد همانطور که خدا خلقم کرده همانطور که خدا من را میبیند همانطوری هم من ببینم این نگاه الله را به رسمیت بشناسم.@ یعنی یک موجود جاودانه که ظرفیت دارد خلیفۀ الله بشود آن موقع است که غصههای زندگی برایم اضطرابآور نیست نمینشینم که شیطان بگوید اگر خبر بدی بدهند چی، میخواهند بگویند که چیزی از دنیایت آسیب دیده خبر بد یعنی یک چیزی به آخرت رفت و آخرتی شد از چه چیزی بترسم، خبر بدش به اندازه خبر خوشش خوش است.@ مگر شما الان خودتان این کار را نمیکنید شما خودتان را در دنیا مگر محروم نمیکنید میگویید یک قسمتی از پولم را برای بیمه بگذارم بعداً برای بازنشستگی میخورد یک مقداری را هم پسانداز کنم یک مقداری هم کمتر لذت ببریم برویم یک باغ یا ملکی بخریم شاید بعداً، آخرت و ابدیت هم همینطور است.@ پس ما الان برای چه باید غصه بخوریم و نگران باشیم من وقتی باور نکنم جاودانه و ابدی هستم چرا آن موقع است که این حرفها را باور نمیکنم حالا عصبانی میشوم چند سال چند ده سال فشار قبر برای خودم ذخیره میکنم روح دیگران را خراب میکنم.@ دیگران تحقیر میشوند خودم غصه میخورم و با این غصه خوردنها چیزی هم برنمیگردد نه زنده میشود و نه برمیگردد فقط من سرمایهام را از دست دادم چقدر این آموزههای معنوی ما زیباست.@ (کُن بِالبَلاءِ مَحبُورَاً وَ بِالمَکارِهِ مَسرُورا) علی(ع) میفرماید در بلا گشادهرو بودند همانطور که ائمه اینطور بودند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بچهشان مریض بود پدر و پسر این امتحان را خوب پس دادند امام خمینی هم که پسرش چقدر راحت شهید شد.@ سید احمد میگوید من کتاب پدرم را علامت زدم ببینم مصطفی شهید شده در ترسش تأثیری دارد یا نه، دیدم همان 70 صفحه کتابی که هر روز میخواند خوانده، تازه یکی میگفت ما روز قبلش قرار گذاشته بودیم با ایشان برویم به یک نیازمندی سر بزنیم ایشان در مجلس پسر خودش گفت راستی یادمان نرود ساعت دیر نشود قرار است برویم به کسی سر بزنیم.@ حضرت نگران است هر دو پدر و پسر اینطوری بودند هر دو این امتحان را دادند نگران بچه است دعا میکند که خدا بچهام را شفا بدهد بالأخره پدر است علاقه دارد دلشوره دارد این دلشورهها هم خودش عبادت است.@ این نگرانیها و دغدغهها خودش کفاره گناه است که انسان به خاطر یک عزیزش میافتد به دغدغه و نگرانی و ناراحتی که این آسیب دیده یا بیمارستان است یا بچه زجر میکشد بچه گریه میکند اینها همه عبادت است هم کفاره است خیلی ارزش دارد.@ بعد یکدفعه گفتند بچه تمام کرد این حادثه دو بار اتفاق اتفاد یکی برای امام باقر، یکی برای امام صادق، جالب است هر دو بعد از آن یکدفعه لبخند به لبشان میاید امام باقر میگوید ما نگرانی داریم ولی وقتی که خدا انتخاب کرد ما به آن چیزی که خدا انتخاب میکند تسلیم میشویم اصلاً حرفی نمیزنیم چون خدا برای ما بهترین را انتخاب میکند.@ چون من را بیشتر از هر کس دیگر دوست دارد خدا من را از میلیونها پدر و مادر بیشتر دوست دارد بنابراین یک کسی که عاشق من است دوستم دارد برایم یک چیزی را انتخاب میکند خیلی قشنگ است گفت ما دغدغههامان تا قبل از رسیدن مسأله است.@ مسأله وقتی اتفاق افتاد دیگر غصهاش را نخور چون بعدش میبازی اگر بخواهی غصه بخوری چون گناهانت زیاد میشود هم گناه تولید میکنی هم آنچه که برایش غصه خوردی برنمیگردد چرا آدم باید حماقت بکند غصه بخورد یا کسی را ناراحت بکند.@ سر کسی داد بزند اعصاب کسی را خورد بکند بداخلاقی بکند خانه و محیط کار و جاهای دیگر را جهنم بکند، برای چی؟ امام صادق(ع) وقتی بچهاش فوت کرد فرمود(سُبحانَ الذّی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه است خدایی که فرزند ما را میکشد و ما جز محبت او چیزی در دلمان اضافه نمیشود.@ چون بچه من قبل از اینکه مال من باشد مال خداست بندهاش پیش خودش به بهشت میبرد، مگر جای بدی میرود؟ مثلاً من میخواستم چه گُلی به سر این بچه بزنم که حالا میماند 50 سال با ما زندگی میکرد میخواستم چکارش کنم!.@ هر کاری میخواستم بکنم خدا همان لحظه که میبرد همه را به او میدهد بچهام که بچه نیست جسماً بچه است وقتی آنجا میرود یک انسان کامل است همه چیز دارد. تو که میگفتی الان بچهام را خارج فرستادم.@ چند کشوری که من به اروپا رفتم دیدم خانوادهها بچههایشان را فرستادند خارج که درس بخوانند چقدر شرائط اینها شرائط سختی هست برای درس خواندن، خیلی باید محدودیتها و محرومیتها را تحمل کند که میخواهد درس بخواند.@ این پدر و مادر چه دلی داشته که فرستاده؟ برای چه فرستادی از خودت دورش کردی؟ میگوید از خودم دور بشود برود یک آیندهای برای خودش بسازد، پس تو چی تو مادر نیستی عواطف و احساسات نداری، میگوید من بچه و آیندهاش را دوست دارم.@ پس آینده آخرتش را هم دوست داشته باش اگر رفت این بچه پیش الله میرود جای بدی نرفته رفته یک جایی که رحمت خدا 99 برابر بیشتر از دنیاست پس چه غصهای بخورم، بله عاطفه دارم ناراحت هستم گریه هم میکنم هیچ اشکالی ندارد ولی فرمود ما چیزی نمیگوییم که خدا ناراحت بشود حرف کفرآمیز نمیزنیم غصهدار هم نمیشویم.@ بله عاطفه است انسان یک عزیزی که دارد از او جدا میشود غصه میخورد این برخورد صحیح، تسلیم بودن، لذا حضرت فرمود کمترین درجه شرک این هست که انسان به کار خدا یا دستورات خدا راضی نباشد به دستورات دین غر بزند.@ یک کسی که به دستورات دین غر میزند خدا چرا این را حرام کرده چرا این را واجب کرده چرا این را اجازه داده چرا این را اجازه نداده، با خدا در نیفت فرمود غر زدن به احکام الهی شرک است نه به احکام الهی غر بزن و نه به کارهایی که خدا میکند غر بزن.@ خدا ما را دوست دارد خیلی ما را بیشتر از خودمان و بیشتر از هر کس دیگر ما را دوست دارد ما هر چه که در این دنیا دارد به سرمان میاید در آغوش پر مهر و محبت الله دارد میاید و ما چیزی را از دست نمیدهیم ما با یک دنیای بیرحم روبهرو نیستیم ما هر جا هستیم در آغوش حق تعالی هستیم.@ سؤال کردند که زیارت عاشورا حتماً باید صد لعن و صد سلام باشد؟ نه امام هادی(ع) به ما یاد دادند یکبار بگویید وقتی رسیدید به(السلام علیک یا أباعبدالله) تمام شد بگو(مائۀ مرۀ) صد مرتبه این سلام باشد یا به لعن رسیدید بگو(مائۀ مرۀ) صد مرتبه این لعن من باشد این نیت صد بار را بکن ولی اگر نمیتوانی صد بار را بخوانی اشکال ندارد.@ از بیراهه رفتن و از مسیر الهی خارج شدن عزیزانمان را چگونه توجیه کنیم؟ یک سلسله مسائلش مربوط به ضعفها و روشهای ماست ضعفهایی که خودمان داشتیم که اینها اینطوری شدند و یک قسمتش هم این هست که همانطور که ما سرماخوردگیهای جسمی داریم سرماخوردگیها و زکامهای روحی هم داریم.@ در سرماخوردگی و زکام شخص از بوی گُل و غذا بدش میاید زکام است خوب میشود یک دوره دارد باید دورهاش تمام بشود برگردد عجله نکنید این دوره تمام میشود برمیگردند آشتی میکنند خوب میشود فرصتهای خوبی پیدا میکنند و جبران میکنند دعایشان خیلی بکنید دعا خیلی مهم است.@ راجع به اینکه بچهها هیئت میروند شبها تا دیروقت نمازشان قضا میشود؟ هر مستحبی که به واجب ضربه بزند حرام هست اگر مثلاً من بدانم دو ساعت قرار است در هیئت باشم نماز صبحم قضا میشود یا دعای کمیل بخواهم بخوانم یا کار مستحبی انجام بدهم یا زیارت باشم ولی نمازم قضا میشود اصلاً آن مستحب حرام است.@ ولی بچههای ما این چیزها را خیلی سرشان نمیشود اینها الان عشقان این هست که اینطوری تخلیه شوند نماز کار سنگینی است هر کسی با نماز ارتباط برقرار نمیتواند بکند حالا نمازخوان هست الحمدلله، نمازخوان نباشد خطرناک است که کافر میشود که در روایت داریم(ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلاۀ).@ این هم یک نوع کفر سرماخوردگی عملی است خوب میشود حوصله کنید تغذیه کنید مشاوره برود استاد ببیند آشنا بشود با حوصله، ولی این الان دارد این عشق و حال را میکند و این را خوب درک میکند واقعاً هم دارد از آن لذت میبرد.@ اگر ما بیاییم این را از او بگیریم و محرومش بکنیم و بگوییم که تو اگر بخواهی بروی نماز صبحت نباید قضا بشود ممکن است این هم از دستش برود این عشق و حال این ولایت این پیوند با سیدالشهداء، ریخته شدن روح امام حسین در روحش را از دست بدهد برای خودمان این حرفها خوب است ولی خیلی به بقیه گیر ندهیم.@ مگر آدمهای خیلی بزرگی باشند که این را بگوییم متوجه باشد و الا بیشتر جوانها(الشَّبابُ شُعبَۀُ مِنَ الجُنُون) پیامبر فرمود جوانی شعبهای از دیوانگی است یکذره بگذاریم دیوانگی بکنند بد نیست.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، از جوانهایمان، شادی اموات، مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات، انشاء الله گره همهشان برطرف بشود در عالم برزخ، بیوارثان، بدوارثان.@ برای حاجتهای دنیاییمان، برای کشورمان، سلامتی رهبرمان، خواری و ذلت دشمنانمان دعا میکنیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم انشاء الله فرزندان وفادار، سربازان فداکار برای حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 034 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 034 - راههای مبارزه با غم