أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحث غم و شادی در آخرین جلسه در جلسه گذشته موضوع غمهایی که تولید شادی میکنند را تمام کردیم از این جلسه میخواهیم در مورد درمان غم و اندوه سخن بگوییم و درمانهای علمی و عملی آن را با هم بررسی کنیم.@ بعضی از راهکارها راهکارهای علمی هست که انسان باید دانش و باورها و معرفت خودش را بالا ببرد و بعضی وقتها باید کارهایی را انجام بدهد که از غم نجات پیدا کند یعنی عملی هست انشاء الله بعد از این بحث نوبت میرسد به آفتهای شادی، که انشاء الله آفتهای شادی را باید بگوییم و بعد هم بپردازیم به خود شادی.@ بحث شادی که بحث مفصلتری هست اولین نکته در بحث علمی این هست که ما اندازههایی را که خداوند تبارک و تعالی در نظام خلقت قرار داده شناسایی کنیم قبلاً بحث قضا و قدر را اینجا توضیح دادیم که خداوند تبارک و تعالی برای هر چیزی قیمت و قدر و اندازهای را قرار داده(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً).@ و اساساً نظام خلقت یک نظام ریاضی است نظام اندازهدار هست شما وقتی که بازار میروید میخواهید چیزی را خرید کنید پول که همراهتان هست پولها همه حد و قدر دارد یعنی از یک ریال تا میلیونها تومان صدها میلیون اندازه است شما دستتان هست و با این اندازهها وارد بازار میشوید و خریدتان را انجام میدهید.@ تازه مواظب هم هستید که با توجه به اینکه میروید یک جنسی را قیمت میگیرید همیشه این در ذهنتان هست که آیا واقعاً این قدری که دارند میگویند میارزد یا نمیارزد.@ خودتان توجه میکنید که ارزش دارد من این را بخرم یا نه، ثانیاً اگر قطعاً خواستید این کار را انجام بدهید شروع میکنید به چانه زدن که آقا ما میخواهیم این را از شما بخریم شما یک تخفیفی به ما بدهید بعد هم جنس را میخرید و راضی برمیگردید.@ در بحث غم و شادی چیزی را که خداوند تبارک و تعالی به ما تأکید دارد این هست که قیمتها دستتان باشد چون شما وقتی که میخواهید برای چیزی غم بخورید یا برای چیزی شاد باشید باید یک سرمایه بپردازید هیچ غمی مفت نیست و هیچ شادی مفت نیست همهاش قیمت دارد.@ اول از این ما از چه داریم میپردازیم؟ غم و شادی از چیست؟ ما یک سرمایه داریم به نام نفس، که خودمان هستیم، این سرمایه قیمتش چقدر است؟ جز خداوند تبارک و تعالی هیچ کس قیمت سرمایهای را که به ما داده یعنی خودمان را نمیدانیم اینقدر هست که حضرت میفرماید پاداش بدنهای شما بهشت است.@ بهشت چیست؟ این بهشتشناسی یک بحث مفصلی هست که حالا ما در بحث بهشت این مسائل را گفتیم که بهشت چقدر عظمت دارد الان مردم را نگاه کنید در دنیا یک جای کوچکی یک کره خیلی کوچک به نام زمین هست نزدیک دویست کشور در آن هست و هفت میلیارد جمعیت و میلیاردها جمعیت آمدند و رفتند.@ الان شش هفت میلیارد جمعیت هست نوع دعوا و درگیریها و غصهها و غمها را شما در نظر بگیرید که من سر چه چیزهایی ناراحت میشوند شادیشان چطوری هست میگوید بهشت یک جایی هست که نه به اندازه این کره زمین، ماه را اضافه کنید خورشید را اضافه کنید.@ نه به اندازه منظومه شمسی، نه به اندازه کهکشان راه شیری که مثلاً فقط قطرش ده میلیارد سال است نه به اندازه کیهان، بهشت جایی هست به اندازه همه آسمانها و زمین مال یک نفر شماست به تک تک شما یک بهشت اینقدری میدهند(لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ) هر چه هم که خوشت بیاید در آن هست.@ یعنی امکان ندارد یک چیزی شما بخواهید آنجا نشود خدا میگوید هر چیزی را میخواهید خودت میتوانی بیافرینی خودت پادشاه این فضا و بهشت هستی هر چه دوست داری بیافرین ته هم ندارد.@ یکی از چیزهایی که لذت بهشت را بالا میبرد این هست که بهشت ابدی است انتها ندارد جاودانه است آخر ندارد که یک روز بیرونت بکنند هر چه میخواهی بیافرین و هر چه میخواهی خلق کن و الان هم کسی نمیفهمد که آنجا چه خبر است از نظر لذت و زیباییها، چون نسبت دنیا به آخرت مثل رحم مادر با دنیاست.@ اگر یک جنین در رحم مادر بتواند بفهمد دنیایی که محاصرهاش کرده هیچ فاصلهای هم با این دنیا ندارد فقط یک تغییر جا باعث میشود که اینطرف بیاید از رحم بیرون بیاید به همین دنیا میرسد بین از رحم یعنی نیم متر بیرون از رحم به اندازه قد خودش.@ همین که بیرون بیاید وارد یک فضایی میشود بینهایت، حالا او که در رحم هست نمیداند که نیم متر آنطرفتر یک جهانی وجود دارد چه هایوهویی در این جهان هست چه قوانینی هست چه شخصیتهایی هست چه نعمتهایی هست چه تنوع نعمتهایی هست چه عظمتی هست چه ماجراهایی هست اصلاً خبر ندارد.@ ما اگر یک لحظه از این بدن غافل بشویم شما وقتی شبها غافل میشوید ببینید چقدر جالب است همین الان بعضیها سر کلاس ممکن است چرت بزنند به همین مقدار که از این بدنت غفلت بکنی این بدنت را ول کن در رانندگی میگویند که خوابآلودگی باعث مرگومیر شده یعنی بدن را ول کرده فرمان را ول کرده در برزخ رفته.@ همین یک لحظه شما بدن را ول کنید وارد یک فضایی میشوید بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر و بزرگتر و نعمتهایش بینهایت متنوعتر هست یک لحظه است در یک لحظه اتفاق میافتد به آن وفات میگویند وفات یعنی انتقال، یک انتقال صورت بگیرد تمام است.@ انتقالش این است که بیخیال این بدن بشوی همین یک لحظه که بیخیال شدید برای همین بیخیال که میشویم خواب میبینیم ما وقتی خوابمان میبرد و این بدن را ول میکنیم آن بدن دیگری میاید و با همان میرویم.@ اینقدر هست که حضرت میگوید اگر یکی از آن عطرهایی که در بهشت هست یکذره از آن موسیقی که آنجا هست یک مزهای از خوردنیهای آنجا، یک صحنه از زیبارویان آنجا، یک شمیمی از عطر آنجا اگر بخورد به مردم دنیا، همه میمیرند تحمل یک همچین درجهای از زیبایی، لذت را ندارند واقعاً هم سخت است.@ شما یک بچه را نگاه کنید که به دنیا آمده مادرش به او کلهپاچه بدهد کباببرگ بدهد او را میکشد این الان ذائقهاش نمیگیرد این بهشت است میگوید تازه من این را گذاشتم به عنوان پاداش بدن شما، همین کارهای بدنی که انجام میدهید.@ زحمت بدنی که دارید میکشید یا اذیتهای بدنی که حتی میشوید نه فقط اعمال بدنی که انجام میدهید مثلاً یک موقعی یک خانمی دارد زحمت میکشد غذا درست میکند چهار تا از این روغنهای بادمجان که دارد سرخ میکند روی دستش میسوزد.@ یک آقایی دارد زحمت میکشد برای زن و بچهاش کار میکند اذیت میشود میگوید یک همچین بهشتی را گذاشتم پاداش بدنی شما، مریضی میاید پاداش بدن هست یک کسی ممکن است صدمهای ببیند صدمهای به بدنش بخورد یا کسی به او صدمه بزند یک همچین بهشتی را خدا برایش در نظر گرفته با این عظمت.@ بعد میگوید این بهشتها مال بدنت است مال بخش حیوانیات است برای خودت یک چیزهای دیگر بالاتر از بهشت گذاشتم این سرمایه ماست خود ما یک همچین جزایی داریم معادل ما این میشود معادل من(لَیسَ لِأنفُسِکُم ثَمَنٌ إلاّ الجَنّۀ فَلا تَبیعُوها إلاّ بِها) برای تک تک شما قیمتی کمتر از بهشت نیست به کمتر بفروشی ضرر کردید.@ (فَلا تَبیعُوها إلاّ بِها) خودتان را نفروشید مگر با یک بهشتی به این بزرگی، اگر کمتر از این گیرتان آمد دیگر حماقت و ظلم و خسارت است ضرر کردید اگر کمتر از همچین جایی را بخواهید دریافت بکنید ضرر کردید قیمتش هم در همین دنیا مشخص است که شما بپردازید که به بهشت برسید.@ تازه میگوید این بهشت یک جنبه سوری و ظاهری دارد که همین نعمتهای ظاهری هست یک جنبههای انسانی و بالاتر و برتر هم دارد که آن هم پاداش روح شماست از سرمایهها عمر داریم برای اینکه ما بتوانیم آن بهشت را تهیه بکنیم احتیاج به فرصت داریم.@ باید یک فرصتی برای خریدن آن بهشت و تهیه آن بهشت ما داشته باشیم عمر هم به ما داده پس قیمت این عمر خیلی گران است چون شما با آن میتوانید یک بینهایت را خریداری کنید اینقدر قیمت این عمر گران است که میگوید مثلاً شما به جای بهشت جهنم خریده باشید.@ مثلاً یک نفر 60 سال گناه کرده رفته عظیمترین قسمتهای جهنم را خریده مارها و اژدها و شکنجهها و شرابهای جهنمی و حمیم و زقوم و تنهاییها و تشنگی مدام در جهنم، عذاب گرسنگی دائم، خواری و ذلت را برای خودش خریده میگوید این سرمایه و عمر اینقدر گران است.@ شما میتوانی مثلاً الان رسیدی به سن 60 سالگی دیدی که خیلی خرابکاری کردی بهشت که هیچی یک وجب هم به تو نمیدهند جهنم هم که همهاش مال توست میگوید تو با سرمایهای که به نام عمر داری میتوانی جهنم را بفروشی دوباره بهشت را بخری.@ علی(ع) میفرماید(بَقِیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما فات وَ یُحیی بِها ما مات) بقیه عمر قیمت ندارد هم میشود همه خرابکاریها را جبران کرد اصلاح کرد هم میشود هر چه که مُرده و از بین رفته را زنده کرد.@ اینقدر این عمر قیمت دارد جوانی به خصوص، و عمر کلاً، اینقدر این سرمایه سرمایه گرانقیمتی است یعنی خیلی گران است که آدم میتواند با آن یک همچین چیزی را بخرد عجیب است که شما میتوانید با عمرتان جهنم را بفروشید و بهشت را بخرید بعضیها در آخر عمرشان فقط ده دقیقه پانزده دقیقه خوب زندگی کردند.@ ولی این پانزده دقیقه اینقدر کیفیت داشته که با آن آن 20 سال 30 سال 40 سال 50 سال جهنم را توانستند بفروشند و بالاترین درجات بهشت را بخرند با 15 دقیقه زندگی کردن خوب و باکیفیت، یعنی طرف از زمانی که مثلاً یکدفعه توبه کرده و خودش را به امام حسین رسانده تا گفته آقا من غلط کردم آمدم که جبران کنم میشود جبران کنم؟ حضرت گفته بله.@ تا وقتی که رفته به شهادت رسیده مجموعاً 15 دقیقه شاید کمتر شده ولی مُرده پس یک مکانیزمهایی وجود دارد که 15 دقیقه را تبدیل میکند تمام جهنمها را با 15 دقیقه میشود از بین برد و عالیترین درجات بهشت را میشود با آن خرید کیفیت این عمر خیلی عجیب است خیلی قیمتش قیمت مهمی هست.@ این سرمایهها را آدم باید اول بشناسد که من چه کسی هستم چطوری هستم به کجا میتوانم برسم بعد میگوید شما در بهشتی که هستید مثل خود خدا هستید اینطور نیست که در بهشت باشید و به خدا بگویید خدایا این کار را برای من کن، نه قرآن میگوید اصلاً شما در بهشت اینکه خدایا این را میخواهم یا این کار را بکن ندارید.@ شما در بهشت سفارش میدهید خلق میکنید همان لحظه مثل خدا آفرینش ایجاد میشود شما یک کسی مَثَل خدا شدید خودتان هر چه میخواهید خلق میکنید میافرینید معطل اینکه خدا بخواهد و خدا اراده کند و بروم سفارش بدهم این کار را برایم انجام بدهند اصلاً معطل این چیزها نیستی خودت آفرینش میکنی.@ خدا چقدر روی بندههایش حساب کرده چقدر به بندههایش عزت گذاشته چقدر بندههایش را دوست دارد میگوید من اصلاً شما را برای همین که شبیه من بشوید خلق کردم غایت و قیمتت را داشته باش که تو چقدر مهمی، بعد در دنیا سرمایهات چیست؟@ نفس و روحت است که همان جنینی هست که در رحم دنیا داری این جنین را باید آدم پرورش بدهد وقتی که داری یکسال دو سال است چقدر زنده هستی این بزرگترین سرمایهات هست ولی یک نکتهای که هست این هست که این سرمایه را که به تو دادند تهاش را نبستند.@ یعنی میگوید معلوم نیست چقدر زنده باشی همین مقداری که هستی بهانه نگیری که من کم زنده بودم آن هفتاد سال بود من بیست سال، خدا میگوید ما با یک ربع 15 دقیقه درست زندگی کردن اتفاقات خوب میافتد خوب زندگی کن باکیفیت زندگی کن این را به ما میگوید.@ بعد میفرماید اگر میخواهی شادی بکنی در این شادی یادت باشد هر شادی کردی، مادر چطور میگویند اگر مادر غصه بخورد یا شادی داشته باشد روی جنین اثر میگذارد سیگار بکشد اشعه ایکس به او بخورد فلان دارو را بخورد یا نخورد مثلاً میگویند فلان دارو برای زن باردار ضرر دارد حالا اگر این خانم باردار نبود این دارو را میخورد عیبی ندارد.@ ولی چون باردار است روی جنین اثر دارد این را نخورد باید حرمت جنین را رعایت کند اشعه ایکس به او نخورد سیگار نکشد یک واقعیت و حقیقتی است در عالم خارجی. ما در رحم دنیا جنین هستیم خدا میگوید اگر شادی کردید یا غصه خورید یک سلسه از غصهها شما را به آن درجات میرسانند غصههای قشنگ.@ یک سلسله از غصهها حقیرتان میکند جهنمی میکند و پست میشوید شخصیت و قیمتتان به واسطه این غصهها از بین میرود به جنین به آن کودک عزیز روان که از خدا در وجود ما هست آن آسیب میبیند لذا آن غصهها را نباید بخورید.@ شادیها هم همینطور است بحث شادیها را میرسیم شادیهای مثبت و شادیهای منفی، همانطور که غمهای مثبت و منفی داشتیم بعضی از شادیها شادیهایی هست که وقتی استفاده میکنی این کودک عزیز روان مثل اینکه به او غذا دادی لذت میبرد و اوج میگیرد و با آن بهشت میسازی بعضی از شادیها هست که به خاطر شادیها بهشت را از دست میدهید و جهنم میسازید.@ نفس شادی که آدم یکجایی شاد بشود خدا میگوید این شادیاش خیلی قیمت داشت جهنم را خاموش میکند و هم بهشت را میافریند بنابراین در مورد برخورد با مقوله غم باید دقت کنیم اگر چیزی قیمت ما نباشد ما باختیم.@ مثلاً من امروز خودم جای شما خالی دعاگوی همه شما مشهد مقدس بودم همه را یاد کردیم خدمت امام رضا، صبح من رسیدم آمدم بیایم دیدم راننده گفت کجا میروی؟ گفتم شهرری، گفت کرایه شما حدوداً 50 تا 55 هزار تومان تا شهرری میشود میای؟ گفتم نه، گفت حالا چقدر میگویی؟ گفتم هیچی من با شما نمیایم.@ چون قیمت دستم بود رفتم خود ترمینال تاکسی دارند آنجا قیمت خود فرودگاه ارزانتر در میاید، گفتم چقدر؟ گفت 25 تومان، 55 تومان کجا 25 تومان کجا، یعنی میخواست بیش از دو برابر از ما بگیرد آن کسی هم که میخواست ما را ببرد میخواست با یک ماشین خیلی داغون ببرد و 55 تومان بگیرد.@ اینها نه ماشینهای خیلی خوب و شیک و عالی امکانات عالی دارد راحت تا در خانه آدم را میرسانند درست است هر دو رسیدن است ولی آن اولی دو برابر قیمت داده این خوب نیست که بیخود بها بپردازی چیز گران بخرید.@ قیمت پایینتر میتوانم بدهم خیلی هم بهتر از آن بگیرم با نصف قیمت بهتر از آن میتوانم بگیرم قیمت که دست آدم باشد میتواند تشخیص بدهد که کجا باید هزینه بپردازد غمهایی که ما میخواهیم بخوریم باید ببینیم که آیا این غمی که داریم میخوریم ارزشش را دارد یا ندارد چیزی بابت این غم گیر ما میاید یا نمیاید.@ آیا میتواند بهشت بسازد یا نه اگر بهشت نمیسازد حماقت است آدم این غم را بخورد گاهی وقتها بهشت که نمیتواند بسازد جهنم هم درست میکند این خیلی آدم واقعاً باید بیعقل و جاهل باشد که از این غمها بخورد بنشیند برای چیزی غم بخورد که فقط همین دنیایش را گند میزند خراب میکند این جنین بیچاره مظلوم را داغون میکند.@ این کودک عزیز روانی که از جنس خداست و بعد فشار قبر هم برای ما میاورد آدم دیوانه است که یک همچین غمی بخورد غمی بخورد که هم دنیا را خراب میکند و هم آخرت را، همانطور که در بحث عصبانیت گفتیم که هر بار عصبانیت میتواند حجم زیادی فشار قبر را ذخیره بکند.@ غم هم همینطور است شما هر بار غم بیهوده بخورید فشار قبر دارید فشار قبرهای زیادی را برای خودت ذخیره میکنی صرف اینکه دنیایت را دارد خراب میکند همین غم الان دارد دنیا را برای آدم خراب میکند اما فشار قبر هم میاورد چون روی جنین اثر میگذارد.@ یک آدمی که یکسره غمهای الکی میخورد شخصیتش برای پروازهای کوتاه آخرتی به درد نمیخورد چه برسد به پروازهای متوسط یا بلند، این شخصیت شخصیتی است که دائماً در سر خودش زده و خودش را از بین برده این یک موجود بدبخت و بیچاره و ذلیلی شده که با خودش این کار را کرده.@ لذا خداوند میفرماید اگر میخواهید برای چیزی غصه بخورید غصههایتان را اول باید بچینید مهندسی کنید ما اینجا مهندسی آرزوها و مهندسی فکر را هم درس دادیم غمها و شادیها باید مهندسی بشود.@ یعنی من باید ببینم اگر میخواهم بها بپردازم از کودک عزیز روان برای یک چیزی غصه بخورم برای یک چیزی شادی بکنم باید بیارزد مثل اینکه الان یکدفعه به من بگویند الان یک رستوران زدند میگوید شما میخواهید واردش بشوید باید اول صد هزار تومان ورودی بدهید.@ حالا از این بالاتر هم داریم خیلی جاها داریم که چندین برابر شما باید ورودی بدهید، حالا ما میخواهیم آنجا برویم چه بخوریم؟ یکذره فکر بکنم من قرار است در این رستوران بروم چکار کنم این بهایی که میخواهم بپردازم بعد غذا بخورم بعد سرویس حساب کنند یکدفعه وقتی میخواهم در بیایم مثلا میگوید 250 هزار تومان شد حالا برای نیم ساعت که من آنجا رفتم میارزید یا نمیارزید.@ شما بیایید جایی بروید که اینجا شهربازی هست اگر برای بچهام هزینه کنم شادی کند شادی برای این جذب دارد ولی برای من این شادی جذب ندارد که بروم ماشین عروسکی سوار شوم یک مرد 40 ساله، این شادی مثل یک چربی اضافه است.@ یک کسی که دارد از اضافه وزن میمیرد دکتر هم به او گفته اوضاعت خیلی خطرناک است قندت خیلی بالاست حالا یکجایی او را ببرند بگویند یک پولی بده ما به تو شیرینی بدهیم بخوری میگوید من اصلاً شیرینی برایم ضرر دارد من این را بخورم برایم کوفت است.@ ولی یک کسی نه ظرفیت شیرینی خوردن را دارد بدنش هم نیاز دارد لذت هم میبرد آن هزینه برای او میارزد. پس غم و شادی باید مهندسی بشود یعنی من اگر قرار است غصه یک چیزی را بخورم باید اول از این فکر بکنم که این به جاست که من راجع به این چیزها ناراحت شوم الان میخواهم برنجم برای چه چیزهایی برنجم.@ این رنجش غیر از غصه خوردن است آن غصه بحث استمراری دارد، الان یکدفعه بگوید فلان چیز به من برخورد، زودرنجی و حساسیت هم فشار قبر دارد انسان حق ندارد از هر چیزی برنجد، من اینطوری هستم من خوشم نمیاید من لوس هستم، این کلمه به من برخورد یعنی چی؟ فلان چیز به او برخورد یعنی چی؟@ یعنی یک چیزی مثل این بوده در سر یک نفر زدیم به او برخورده یا نه میگوییم برخورد یعنی من شخصیتم اینجا آسیب دید ناراحت شدم، شخصیتم یعنی کودک عزیز روان یعنی آن چیزی که از جنس خداست شما حق نداری از هر چیزی بدت بیاید.@ از این چیزها بدم میاید یا از این چیزها خوشم میاید، اصلاً خوش آمدن و بد آمدن یک امری نیست که کیلویی باشد اگر قرار است آدم از یک چیزی بدش بیاید باید معقول بدش بیاید اگر از یک چیزی هم خوشش بیاید باید معقول خوشش بیاید ارزشش را داشته باشد، این را دوست ندارم آن را دوست ندارم این را نمیخواهم.@ مثل یک بچه کوچک که بهانه میگیرد و میگوید این غذا را نمیخورم این را دوست ندارم بعد وقتی میگویی چه چیزهایی را دوست داری آنهایی که دوست دارد هیچ کدام به دردش نمیخورد.@ ما آفریده شدیم ما نماینده خدا روی زمین هستیم خلیفۀ الله هستیم مظهر خدا هستیم اینطور نیست که یک کسی برای هر چیزی بنشیند غصه بخورد گریه بکند ناراحت شود اضطراب داشته باشد دلشوره سراغش بیاید یا برای هر چیزی خوشحالی و شنگولی بکند در حالی که ارزش ندارد.@ یک شنگولی مثل این هست که یک بهای اضافه بپردازی برای یک چیزی که پوچ است و ارزش ندارد یک کسی که 500 هزار تومان یک میلیون تومان در ماه درآمدش است باید با این یک میلیون تومان خیلی از کارها را انجام بدهد برای خودش و همسرش و فرزندانش، به این بگویی حالا بیا یک شب مهمانی برویم یک میلیون تومان بپرداز خیلی خوش میگذرد.@ این واقعاً میتواند از این لذت ببرد؟ میگوید نه من اگر قرار باشد یک میلیون تومان الان بدهم همه دارایی ماهانه را بدهم این هر چه باشد کوفتم میشود بیست دقیقه یا نیم ساعت طول میکشد شما این کار را انجام بدهید و پول را بپردازید میگویی یک ماه باید زجر بکشم غصه بخورم گدایی بکنم به فقر میافتم خیلی از نیازهایم زمین میماند برای یک ربع لذت.@ خداوند میاید ما را درمان میکند، چطوری درمان میکند؟ چون موضوع بحثمان درمان غم است فعلاً درمان علمی است میگوید اول بیایید قیمتها را بشناسیم بیخود برای چیزی که هزینه گزافی گردن شما میگذارد به شما صدمه میزند ضرر دارد هزینه نکنید اگر میخواهید غم بخورید غم باید تولید بهشت و شادی بکند اگر نه، نه نمیارزد.@ غمی که تولید جهنم بکند چه فایدهای دارد من هم بیایم غصه بخورم دنیایم را خراب بکنم هم جهنم بروم مثل مادری که بگوید من سیگار میکشم قلیان میکشم مواد مخدر مصرف میکنم تو هم داری به خودت صدمه میزنی هم بچه را داغون میکنی بچه هم که فردا به دنیا میاید میبینی که بابت او هم باید غصه بخوری این کار کار عاقلانهای قطعاً نیست.@ لذا خدا میگوید برای چیزهایی غم بخورید که قیمت دارد و برای چیزهایی شادی بکنید که آنها هم قیمت دارد بحث علمی اینطوری هست که وقتی ما میگوییم میخواهیم درمان علمی بکنیم اول باید مواردی را که باید غصه بخورم بشناسم آنوقت غصهها را هم درجهبندی کنیم.@ یک سلسله غصهها داریم که غصههای خوب است ولی اگر اینها را پذیرفتی باید بهایش را به اندازهای که لازم است غصه بخوری مثلاً این سبد گل مصنوعی میارزد در خانه باشد؟ میگویی زیبایی است ارزش دارد یک ارزش خوب هم دارد در خانه باشد شادی میاورد رنگها متنوع است میارزد، بعد میگویی چقدر میارزد؟@ مثلاً بیرون میگویند 30 هزار تومان، بعد میگویی نه من خریدم 300 هزار تومان، واقعاً نمیارزد بروم بدهم برای چیزی که استفاده کنم میخواهم لذت ببرم ولی نمیارزد. غمها هم همینطور هست شما وقتی بخواهید غم بخورید باید قیمتش دستتان باشد که اگر قرار است من بپردازم به اندازهای که میارزد بپردازم.@ گاهی نباشد که من بخواهم یک غمی را قبول کنم ولی برایش یک بهایی را بپردازم که بعداً دچار خسران بشوم. اولین مورد فرمایش نبی اکرم(ص) هست چندتا فرمایش دارند فرمایشات فوقالعاده زیبا و تعیینکننده است در مورد قیمتهاست.@ قیمتهای چیزهایی که من میارزد برایش غصه بخورم و اگر نخورم حماقت کردم یا میارزد برایش شادی کنم و اگر شادی نکنم حماقت کردم و همچنین برعکس چیزهایی که نمیارزد من برایشان شادی کنم یا غصه بخورم.@ (قالَ الله تَعالی) خدا دارد با ما حرف میزند پیامبر از قول خدا به ما میگوید(إبنَ آدَم) ای پسر آدم(تُؤتی کُلَّ یَومٍ بِرِزقِک وَ أنتَ تَحزَن وَ یَنقُصُ کُلَّ یَومٍ مِن عُمُرِک وَ أنتَ تَفرَح) شما رزقتان هر روز دارد به شما میرسد ولی باز غصه میخورید، یک از چیزهایی که خدا خیلی بدش میاید این کار است و آدمهایی هم که اینطوری هستند.@ دارند یعنی میداند که این آدم به گرسنگی و تشنگی و بیجایی و بیلباسی نمیافتد رزقش را دارد ذخیره خیلی چیزهای دیگرش را هم دارد باز حرص و جوش دارد غصه دارد ناراحتی و نگرانی دارد، میگوید تو رزقت دارد به تو میرسد راه رزقت بسته نیست.@ اینطوری نیستی که بیافتی به لَنگی، ما در دنیا آدمهایی داریم تقریباً یک میلیارد از این هفت میلیارد اینطوری هستند این ساعتی که من و شما نشستیم آنها نمیدانند که امشب میتوانند چیزی بخورند یا نه، یعنی یک چیزی که سیرشان کند هر چند چیز پستی هم باشد یک چیزی که بتوانند قورتش بدهند و پایین برود و اینها زنده بمانند.@ یعنی برای یک لقمه غذا لنگ هستند یک میلیارد آدم اینطوری هستند یا برای پوشاک لنگ هستند آدمهایی داریم که امشب را نمیدانند کجا قرار است بخوابند یعنی جایی ندارند بخوابند خدا میگوید شما رزقتان میرسد غصه میخورید.@ (وَ یَنقُصُ کُلَّ یَومٍ مِن عُمُرِک وَ أنتَ تَفرَح) هر روز دارد از اصل سرمایهات که عمر است که گفتیم با آن چه میشود کرد و خیلی قیمت دارد هر روز دارد از عمرت کم میشود و تو خوشحال هستی یا حداقل غصه نمیخوری که سرمایهام رفت 24 ساعتم رفت کم شده یک ماه رفت یک هفته رفت.@ اصل سرمایه که من با آن میتوانم جاودانگی را بخرم چیزی نمانده دارد کم میشود اصلاً معلوم نیست فردا به من بدهند یا ندهند معلوم نیست فردا زنده باشم یا نباشم همین چند روز پیش یکی از اقوام ما جوانی هم بود حدود 40 سال داشت رفته بود منزل عموی ما به عمو گفته بود که من چندتا خانه دارم چندتا مغازه دارم اتومبیل دارم.@ میخواهم اینها را بفروشم یک شرکت راه بیاندازم طرحهای اقتصادیاش را داشت تعریف میکرد پسفرداش به ما زنگ زدند که سکته کرد و مُرد به برزخ رفت یک حقیقت است ما یک واقعیت و یک حقیقتی است که داریم میبینیم میگوید تو نمیدانی که از اصل سرمایهات که میشود با آن جاودانگی را خرید چقدر از آن الان باقی مانده.@ چون کسانی که میروند در کار تجاری میگویند ما در حسابمان یک میلیارد دو میلیارد پنجاه میلیارد هست در حسابمان داریم بر اساس آن میخواهیم نقشه بریزیم، من الان میدانم که چقدر سرمایه عمر دارم یعنی قرار است چقدر زنده باشم و اگر از دستش بدهم تمام شود و من یک عالم جهنم خریده باشم چکار کنم.@ آن به کنار، با آن بهشت نخریدم ممکن است اصلاً جهنم نباشد بهشتی نخریدم من میخواهم بخرم میخواهم آنجا زندگی کنم آنجا فضایش فضایی است که کسی با جای کم نمیتواند راضی بشود این غصه دارد و باید برای این غصه بخوری که من باید چکار کنم.@ لذا اگر کسی برای این غصه خورد که من اگر مُردم الان بهشت میروم یا جهنم، گناهانم را جبران کردم حق الله و حق الناسها، با خدا تسویه کردم یا نکردم آن پنجاه تا سؤال قیامت را آمادم اگر واقعاً آنطرف رفتم دیگر تمام است یا نه چیزی را آماده ندارم اگر آنجا سؤال کردند.@ پیامبر فرمود(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) هر کس بمیرد قیامتش برپاست من همین الان وارد برزخ شوم سؤالها شروع میشود مثل بچه است بچه هم وقتی به دنیا میاید سؤالهای دنیا همانجا شروع میشود سؤال یعنی طلب، تا به دنیا میاید نمیگوید حالا من چشم نیاوردم بیخیال شوید بعداً چشمدار میشوم دست نیاورم پا نیاوردم.@ همان لحظه همه چیز را از جنین میخواهند دست و پا و چشم و گوش و سلسله اعصاب و مغز و پلک و چانه و بینی میخواهند همینجا میخواهد تا بیایی همه بالفعل لازم است من همه چیزهایی که لازم است برای آخرت دارم تهیه کردم که اگر آنطرف رفتم راحت باشم؟@ من الان همه چیز را واقعاً آماده کردم هیچ مشکلی ندارم جهنم که اصلاً نمیروم برای بهشت هم که همه چیز را آماده کردم این واقعیتی حقیقتی است که من هر لحظه به این مرحله دارم نزدیک میشوم و نمیدانم چقدر زنده هستم در همین کلاسی که ما چند سال است داریم چند نفر هر سال ما دیدیم سه نفر چهار نفر پنج نفر از دنیا رفتند.@ خدا میگوید اگر میخواهی گریه کنی برای چیزی گریه کن اگر میخواهی برای چیزی غصه بخوری بیارزد غصه بخوری رزقت میرسد غصهاش را میخوری در حالی که این غصه ندارد بالأخره آدم میخواهد یک چیزی بپوشد یک چیزی بخورد میرسد، الان واقعاً در این کشور کسی مشکل گرسنگی دارد؟ یعنی شما میتوانی بگویی یک نفر گرسنه مانده؟@ نه این هر جا برود به هر کدام از شما بگوید به هر کس دیگر بگوید به آنها غذا میدهند کسی مشکل گرسنگی در این کشور ندارد که بگوید من گرسنه ماندم این بلند شود پیاده برود در قبرستانها در امامزادهها یک کیسه دستش بگیرد میتواند غذای یک هفته زن و بچه و خودش و خوراکیاش را تأمین کند خانه بیاورد.@ همین یک نصف بعدازظهر برود بهشت زهرا و بیاید میتواند چند کیلو خرما و چقدر شیرینی و چقدر شکلات و میوه و خوردنیهای مختلف، انرژیزا تهیه کند بیاورد اصلاً مشکلی ندارد به هر کس هم بگوید به او میدهند.@ به نانوایی بگوید من گرسنهام هست یک نان به من بدهید به او میدهند این همه هیئتها و جلسات ائمه و سفرههایی که به برکت ائمه در این کشور برپاست هیچ کس نیاز ندارد احترامت هم میگذارند خیلی خوش آمدید بفرمایید من بارها دیدم این هیئتها لیست میدهند میگویند شب اول ماه مبارک افطار خانه فلانی هیئت دعوت دارد تا شب سیام پر است.@ طرف میداند مشکل افطار ندارد بعد هم میتواند برود سحریاش هم بگیرد برای این چیزها برای شکم اگر کسی غصه خورد خیلی کوچک است که برای شکم ناراحت شود یا غصه بخورد عمر سرمایهای است خیلی جاودانه سرمایه باعظمتی است.@ این دارد از آن رد میشود تو هنوز خوشحال و شنگول هستی اصلاً حواست نیست که چه سرمایه عظیمی را داری از دست میدهی، چه موقع آدم این را میفهمد؟ آن موقعی که به او میگویند تو یک ماه بیشتر زنده نیستی یک هفته بیشتر زنده نیستی 24 ساعت بیشتر زنده نیستی زندان رفته میگویند حکم اعدامت آمده فردا صبح در برزخ هستی 24 ساعت زنده هستی.@ گفتم تلویزیون یک برنامه داشت خبرنگاری رفته بود به مردم میگفت اگر امروز روز آخر عمرتان باشد چکار میکنید؟ سؤال خیلی دقیق و خوبی است ولی ما اگر یک کسی همچین سؤالی از ما بکند میگوییم برو دنبال کارت من که خیال ندارم بمیرم من حالا حالاها هستم.@ من آدم میشناسم پیرمرد است 70 سالش است دوتا سکته کرده هر چه هم میگوییم آخرتت را بساز، مثلاً وقتی حرف میزند میگوید من الان یک پروژه مسکونی دستم گرفتم با آن صدای لرزانش که علامت این است که دارد آنطرف میرود با هزینه چند میلیارد میخواهم بسازم برای پنج سال آینده این پروژه تمام میشود.@ این الان نشسته فکر میکند که پنج سال دیگر هست میخواهد این پروژه را بسازد اینقدر هم سود میبرد برای ضروریترین چیزهای آخرتش در بهشت هیچی ندارد بهشتش خالی خالی است اصلاً وسائل و جهیزیه بهشت را تهیه نکرده هیچی ندارد.@ الان دارد سودهای اینطوری را برای خودش بررسی میکند من چقدر سود گیرم میاید هیچی هم آخرت نمیفرستد اصلاً ندارد بفرستد همه را در دنیا مصرف میکند یا میدهد ورثه میخورند بیباوری، بیاعتقادی چقدر حماقت برای انسان میاورد.@ انسان وقتی ایمانش را از دست میدهد باورها و نگاه جاودانهاش را به خودش از دست میدهد ببینید چه خسارتهایی به خودش و دیگران میزند به خانواده و بچههایش صدمه میزند بچههایش هم مثل خودش تربیت میکند شاگردان و اطرافیان و همکارانش مثل این حریص میشوند.@ (أنتَ فی ما یَکفیک وَ تَطلُبُ ما تُطغیک لا بِقَلیلٍ تَقنَع وَ لا مِن کَثیرٍ تَشبَع) میگوید تو در آن چیزهایی که داری طلب میکنی و آنها را میطلبی کفایتت میکند اینها را که داری برخوردار هستی ولی دائماً دنبال چیزهایی هستی که به غفلت و سرکشی و طغیانت اضافه میکند.@ شخصیت ما مثل این پنج انگشت میماند پنج پایه دارد سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، حالا یک کسی الان سلامتی دارد هوش هم دارد درس خوانده به جایی رسیده در بخش اخلاقی و عقلی و دینی ضعیف است و در اینها اگر ضعف بیاورد هم دنیا را خراب میکند هم آخرت را.@ دنبال این نمیرود دوباره میرود روی یک چیزی که این قسمتها را ضعیف میکند تو همین لیسانس و ارشد برایت کافی است دکترا گرفتی کافی است دوباره آرزوهای علمی و شهوتهای علمی زیاد، پیشرفت علمی تا هر جا ممکن است خیلی خوب است آدم انجام بدهد ثواب دارد و عبادت است.@ ولی تنها کسی از پیشرفت علمی سود میبرد که بقیه قسمتهای شخصیتیاش تقویت شده باشد علت اینکه ما الان بیشتر طلاقها خودکشیها بیماریهای روحی و روانی در تحصیلکردهها هست این هست که تحصیلکردههای ما طغیان میکنند درس خواندن و دانشگاه طغیان میاورد.@ علت اینکه بیشتر بیماریها یعنی این دو گروه در کشور ما بیشترین صدمهها را میبینند یعنی مریضیها، مشکلات روحی و روانی، جسمی، و طلاقها و خودکشیها، در این دو گروه است یکی تحصیلکرده ها یکی پولدارها، آنهایی که از آسایش بیشتری برخوردار هستند هر چقدر آسایش بیشتر شده آرامش کمتر است.@ این با این حال که دارد میرود دنبال تحصیلات بالاتر و پول بالاتر، ولی وقتی به او میگویی که الان شما بخش عقلانی و اخلاقی و فطری رابطه عاشقانه با غیب چقدر داری میبینی دو رکعت نماز با حضور قلب هم نمیتواند بخواند یعنی این اصلاً عُرضه ندارد دو دقیقه با خدا حرف بزند.@ یک سری به اهل بیت و امام زمان و فرشتهها و امامزادهها و شهدا بزند همینها که سر نماز هر روز میگوید(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) این چهار گروهی هم که میگوید من میخواهم به راه اینها بروم وقتی میگذاری در مقیاس سنجش که ببینی این واقعاً با این چهار گروه چقدر ثروت دارد.@ نسبت به این چهار گروه چقدر شخصیت پیدا کرده میبینی که اصلاً هیچی از او نه به انبیاء نه به صدیقین نه به شهدا نه به صالحین میخورد با آن شخصیتها واقعاً این تنظیم نیست این اصلاً شباهت شخصیتی و روحی به آن شخصیتها ندارد این ثروتمند نیست ولی دنبال چیزهایی است که طغیانش را زیادتر میکند.@ بروم درس بخوانم کار علمی کنم، این درس و کار علمی یکجایی باید جلویش را بگیری بخشهای دیگر تو هم شخصیت تو هستند مثل اینکه یک مادری به یک بچهاش برسد و بچههای دیگرش را بکُشد این ظلم است اشتباه و حماقت است.@ چند تا بچه دیگر هم در خانه هستند این غذایی که میاوری باید بین همه بچهها تقسیم شود نمیشود که یک بچه را شکمش را بالا بیاوری اضافه وزن بگیرد از اضافه وزن بمیرد و یکی از بچهها از گرسنگی بمیرد کار غلطی است.@ اکثر اتفاقاتی که در دنیا و در زندگی ما دارد میافتد این هست که ما بعضی از قسمتهای شخصیتیمان را خیلی پروار کردیم مثل بخشهای علمی و هوشی و جسمی ولی بخشهای دیگر نه، گفتیم طبق آماری که دادند 70% بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارند ما بچههایمان را چاق تربیت کردیم.@ معنایش این هست که سکته و سرطان این بچهها را بالا بردیم آیا این بچه من ادب و اخلاق و معنویت دارد آیا بچه من بهشت و گناه را میشناسد بچه من اینقدر عرضه دارد که اگر خواست معصیت به او حمله کند بتواند دفاع کند بچه من شیطان را میشناسد که اگر خواست گولش بزند گول شیطان را نخورد.@ بچه من خانواده آسمانیاش را میشناسد که از من مهمتر هستند میداند مادر و پدر حقیقیاش کیست بچه من آسمان را میشناسد؟ من به چه چیز این بچه دلخوش کنم فقط شکمش گنده است و یکذره درس هم میتواند برود بخواند.@ همین فقط درسخوان باشد و دکتر و مهندس شود و شکمش هم اینقدر اضافه وزن هم دارد این پز دادن دارد که من بچه تربیت کردم، این بچه وقتی میزند به برزخ باید ثروتمند وارد برزخ شود این باید بتواند پادشاهی کند برای پادشاهی باید تربیت بشود.@ شما شاهها و رئیس جمهورها را نگاه کنید شخصیتهایی که در کارهای سیاسی و بزرگ هستند وزرا بچههایشان را برای یک همچین پستهایی تربیت میکنند یعنی من وزیر هستم تو اگر بخواهی وزیر بشوی باید این مهارتها را داشته باشی.@ اگر بخواهی رئیس جمهور بشوی برو درس بخوان این کار را بکن بعد هم بیا پیش خودم زیر دست خودم یکجایی کاری به تو میدهم که یواش یواش بزرگ شوی بعداً بتوانی یک وزیری رئیس جمهوری بشوی یک کسی که قرار است در بهشت سلطان بشود باید برای سلطنت تربیت شده باشد.@ این بچه خودش هم نمیتواند مدیریت بکند میخواهد بهشت را مدیریت بکند این بچه شکمش را نمیتواند مدیریت بکند این بچه خشمش و اعصابش را نمیتواند مدیریت بکند این چطوری میتواند استحکام داشته باشد از پس خودش برنمیاید.@ مثل همان لطیفه که میگویند هر کس این ژله را بخورد بدنش قوی میشود گفته بود این ژله خودش را نمیتواند نگه دارد این شل است چطوری بدن من را قوی و سفت میکند خودش شُل است. خیلی زیباست میگوید آن چیزهایی که در شما دارد طغیان ایجاد میکند شما هنوز ول نمیکنید دست از سرش برنمیدارید چیز خوبی هم هست ولی زیادش ضرر دارد.@ مگر چربی و قند و نمک چیز خوب و لازمی نیست خوشمزه هم هست زیادیاش سیستم را میکشد چون حق بقیه بخشها دارد گرفته میشود تو کلسیم و فسفر نداری پتاسیم تو ضعیف است ویتامین D ضعیف است ولی چربی را بالا بردی هزارتا چربی گرفتی.@ قندت روی 600 روی 400 زده مرض قند گرفته این همه قند مصرف کردی ولی الان میبینی قسمتهای دیگر بدنش ضعیف است ویتامینها ضعیف است خیلی چیزهای دیگر را ندارد این نامتعادلی میکشد همیشه هم میبینیم که افراد در اثر نامتعادلی دارند کشته میشوند ولی باز هم دست برنمیداریم.@ لذا اینطوری نیست که بگوییم بچهام اینجا قبول شده بهترین دانشگاه قبول شده باید تلاش بکنی بهترین دانشگاه شوی اگر این بهترین دانشگاه قبول شود بعداً طغیانش بیشتر میشود یا نه، اگر درست تربیتش کردی آن دانشگاه بهتر برایش خوب است ولی اگر تربیتش نکرده باشی این رشتهها این بچه را داغون میکند.@ الان اشتباهی که اکثر خانوادهها دارند میکنند بچهام را در تیزهوشان بگذاریم بچهام استعداد دارد در سر بچهها کردند نخبگان، استعدادهای درخشان خوب است ولی به شرطی که بچه متعادل بار بیاید بله خیلی هم خوب است.@ ولی اگر بچهای که الان استعداد درخشان و نخبه است در یک رشته، این میخواهد تا ته رشته برود این میفهمد باید آدم تربیت شود جاودانگی را فهمیده چیست این در ارتباطش با فاطمه زهرا نابغه است در ارتباطش با مادرش با پدرش با خانواده آسمانی با خود خدا که معشوقش هست در کسب بهشت هم این هوشیار است یا نه منگول است.@ ما هر چه تحصیلکردههایمان بیشتر شده تعداد منگولهایمان نسبت به ابدیت و آخرت و انسانیت هم بیشتر شده تحصیلاتشان خیلی بالاست متخصص است کار میکند اتم را برایت میشکافد ولی به او بگو بیا دو رکعت نماز بخوان میتوانی به غیب بزنی یا نه، نمیتواند.@ میدانی باید با مادرت چطور رفتار کنی، میبینی با مادرش اصلاً نمیتواند خوب رفتار کند با زنت چطوری رفتار کنی با بچههایت چطوری رفتار کنی، بچههایت و زنت عاشقت هستند؟ پزها رفته روی چیزهایی که همهاش جهنمی است طغیان ایجاد میکند.@ طرف میگوید عیبی ندارد ما اگر طلاق گرفتیم اگر طلاق دادیم در زندگی شکست خوردیم ولی عوضش من نماینده مجلس شدم اینطوری هست شخصیتهای سیاسی را نگاه کنید دلش خوش است که شخصیت سیاسی شده بعد میبینی که بچهاش خودکشی کرده زنش بنده خدا داغون، بچهاش داغون.@ الان وزیر، رئیس جمهور، وکیل شده ولی تو شکست خوردی نتوانستی یک بچه را درست تربیت بکنی در زناشویی شکست خوردی تو نتوانستی یک کاری بکنی که یک جنس مخالف به اسم زنت که همسرت است امانت خدا بوده در دستت و وجودش را به تو سپرده عاشق تو تربیت بشود یکطوری بشود که در طول عمر نیاز عاطفیاش تأمین بشود.@ تو غذای این را ندادی حالا بشو رئیس جمهور، نماینده مجلس، سفیر، وکیل بشو هر چه که میخواهی بشوی فقط شهوت سیاسی در این طغیان ایجاد کرده برای همین خیلیها برای اینکه برسند به مقامات بالای اجتماعی و سیاسی آخرتشان را زیر پا له میکنند میگوید من اگر بخواهم بروم آنجا برسم دیگر نمیتوانم بایستم مثل بقیه رفتار کنم.@ زن و بچه و خودش را له میکند تا به او یک امر اعتباری بدهند اعتباری است حقیقی که نیست وزیر مقام است مقام جزء کمالات وهمی حیوانی بود اعتبار قشنگ ندارد.@ چند وقت پیش یک فیلم آمریکایی داشت نشان میداد این صحنه را دیدم یک آقایی به یک خانمی که هنرپیشه بود این خانم هنرپیشه خیلی این آقا را دوست داشت بعد خانم به او گفت دوستت دارم با من ازدواج میکنی یا نه؟@ مرد گفت نه مگر من عقلم کم است با تو ازدواج کنم من یک آدم گمنام هستم تو یک زن هنرپیشه و مشهور هستی برای من این شهرت تو دردسر دارد تو اینطرف و آنطرف میروی من یک آدم گمنام هستم بعد هم تو چون شهرت داری اصلاً این کار برای من خطرناک است اصلاً ما به هم نمیخوریم.@ زن یک حرف خیلی قشنگی زد گفت آن که حقیقت دارد این است که من یک زن هستم حقم این هست که با یک کسی که دوستش دارم زندگی کنم عشق حقیقی است ولی شهرت یک امر حقیقی نیست واقعاً یک امر توهمی است حالا که مشهور شد چه شد مگر به قیمتش اضافه شده؟ نه.@ اگر در ذهن مردم هزار نفر بیشتر آدم را بشناسند یا برای ما دست تکان بخورند یا عکسش اینطرف و آنطرف بخورد یا آدم پشت دوربین برود به قیمت حقیقیاش چیزی اضافه میشود یا نمیشود؟ نه.@ ما حقایقا را فدای وهمیات کردیم میگوید مگر مدرک تحصیلی و تخصص وهمی است؟ نه حقیقی است این هم قیمت و ارزش دارد اما چیزهای بالاتری که بخواهی برایش بپردازی اینقدر نمیارزد نمیارزد که دکتر بشوی اما عُرضه نداشته باشی به برزخ بروی و برگردی عرضه نداشته باشی دو رکعت نماز با حضور قلب بخوانی، نمیارزید.@ مردهشور این دکتری و این مقام و تخصص و پول و ثروت و خانه، صاحبخانه شدن به چه قیمت، نمیارزید تو ویلا بخری ماشین اینقدری بخری ولی به این قیمت که این همه به خودت صدمه بزنی نمیارزید میگوید این دائماً در تو دارد طغیان ایجاد میکند تو همهاش دنبال چیزهایی هستی که طغیان ایجاد میکند.@ یک کسی که عُرضه ندارد خمس بدهد یعنی لقمه حلال دست زن و بچهاش بدهد یا خودش بخورد برای چه کار اقتصادی بیشتر میکند که طغیانش بیشتر شود این هر چه ثروتمندتر میشود از خمس فراریتر است خمس چیزی است که امام زمان فرمود خدا لعنت کند کسی را که از خمس ما در دستش چیزی مانده باشد بدهکار باشد.@ فرمود چون خمس میدانید نصفش مال این همه سادات فقیر ما داریم خمس 50% مال نیازهای مردم است غیر از سادات فقیر، ما همین لحظه که اینجا نشستیم الان میلیونها شیعه فقط، حالا اهل سنت هم محترم هستند غیر اهل سنت هم محترم هستند انسان هستند دهها میلیون شیعه در دنیا الان نیاز به غذا دارند.@ در همین آمریکا در این اردوگاهها شیعیان را بردند میگویند اگر میخواهید در آمریکا زندگی کنید یا غذایتان تأمین شود یا بیایید مسیحی بشوید یا اگر اینطوری باشد شما در این جامعه ول هستید مگر کسی میتواند این پول خمس را در دست خودش نگه دارد بعد رفته ثروتش را افزوده میکند.@ این ثروت افزوده طغیان تو را اضافه کرده تو از خمس فراری هستی این طغیان ایجاد میکند اگر توانستی همان مال اول درآمدت را خمسش بپردازی میگویم خدایا من ظرفیت دارم تو امسال به من پنج میلیون تومان دادی من یک میلیون تومان را خمس دادم اضافهاش را میگوید بده، میگوید اگر اضافه در مالت آمد از اضافه یک پنجم را خمس بده، این درد دارد؟@ بعد هم خدا میگوید قول میدهم به تو برگردانم ولی ما به خدا اعتماد نداریم این چطور زندگی نکبتی است که ما داریم طرف میگوید من چون باید خانهام اینقدر باشد ماشینم اینقدر باشد، چه کسی گفته تو این شأن را داری تو یک ماشین معمولی هم برایت کافی است.@ چه کسی گفته تو باید ماشینی بخری، بعد میگوید الان من ندارم خمس بدهم وقتی خمس را که اگر نپردازی ملعون میشوی امام زمان لعنتت میکند پرداخت نمیکنی چه کسی گفته بروی یک همچین ماشینی بخری زیر پایت بیاندازی یک همچین مبلی بخری یک همچین خانهای بخری.@ چه کسی گفته بلند شوی مسافرتهای اینطوری بروی در حالی که تو حق دیگران در اموالت هست میشود آدم به قیمت فقر دیگران ثروتمند باشد میشود انسان به قیمت گرسنگی و بیآبرویی دیگران، دیگران دینشان در خطر است لنگ همین خمسهای ماست.@ در جامعه اگر همه خمس بپردازند هیچ فقیری پیدا نمیشود هیچ بیمسکنی پیدا نمیشود جوانها مشکل ازدواج پیدا نمیکنند اگر زکاتها پرداخت بشود کشور ثروتمند است خدا سیستمش نقص ندارد نمیخواهد دو پنجم بپردازی خدا میگوید همان یک پنجمی که من خواستم همه شما تنظیم بپردازید زکاتی که مشخص کردم خدا ریاضی بلد است.@ خدا یعنی منشأ ریاضیات و عدد، میگوید اگر افراد یک جامعه خمس و زکاتشان را بپردازند هیچ جا مشکل و فساد و بدختی و گرفتاری وجود ندارد من دارم پولدارتر میشوم طغیانم را بیشتر میکند بعد بیظرفیتی و تحملم در پرداخت کم میشود.@ در دعای بعد از زیارت ائمه میگوییم خدایا به من تحمل پرداخت حقوق تو را به من بده شجاعت داشته باشم بتوانم حقوق را بپردازم از آن نترسم آدم باید برای این چیزها بنشیند غصه بخورد اگر یک کسی یک زندگی ساده و معمولی دارد و در آن طغیان نیست همه چیزش به راه است این شاد باید زندگی کند.@ میگوید ما الحمد لله بخور و نمیر داریم زندگیمان دارد اداره میشود ولی الحمد لله همه اعضای خانواده سالم هستند یعنی اگر بمیرند به بهشت میروند در رحم دنیا درست تربیت شدند اینها موقع تولدشان همه اعضای این خانواده زن و شوهر و بچهها همه وقتی آنجا میروند وارد بهشت میشوند اصلاً سر از جهنم در نمیاورند این شادی دارد.@ آنوقت ما خیلی وقتها تضمینهای سلامتی بهشتیمان را حاضریم کنار بگذاریم برگه بهشتی به ما دادند میفروشیم مثل اینکه حواله مکه و مدینه را میفروشند. یکی از دوستان ما میگفت یکی از این پولدارها عمره آمده بود عمره هم اعمال دارد چند ساعت هم که بیشتر نیست.@ گفت این اینقدر تنبل و خوشگذران بود بعد از اینکه سعی صفا و مروه تمام شد طواف نساء را خواند همه کیف میکنند که تمام شد حالا دیگر آزاد مکه و مدینه میرویم قبر پیغمبر صفا میکنیم، میگفت چرا ولمان نمیکنند برگردیم برای چه ما را نگه میدارند مکه چیست.@ میگفتند بالأخره تور است شما اینجا آمدید هفت روز مکه است هفت روز مدینه است باید بمانید زنگ زد به زنش گفت پول آن حج واجب را پس بگیر نمیخواهیم برویم ما چقدر آدم پولدار داریم میتواند برود رسید بدهد یک فیش آزاد بخرد برود حج گردنش نماند عمراً این کار را نمیکنند فرمود کسی که حج نرفته بمیرد مسیحی یا یهودی مرده مسلمان از دنیا نرفته.@ مگر فیش آزاد چقدر است پولدار است میتواند برود بخرد حج واجب است دین باید همه چیزش تکمیل باشد این کار را نمیکنند آنوقت ده برابر این فیشها را در معصیت و گناه مصرف میکنند این چطور عقلانیتی است.@ خدا دارد از این بندهها اظهار تعجب میکند میگوید شما آن چیزی که کفایت میکند دارید ولی در پی چیزی هستید که باعث سرکشی و طغیان تو میشود به اندک قناعت نمیکنی و از بسیار هم سیر نمیشوی پس ما باید بیاییم اساساً شکل غمها و شادیهایمان، غصهها و دغدغههایمان را مهندسی کنیم.@ من به عنوان یک موجود جاودانه و ابدی باید برای چه چیزهایی نگران بشوم و از چه چیزهایی بترسم چه چیزهایی را باید در حیات جاودانه تهیه کنم آنها واجب است بعد بنشینم غصه آنها را بخورم غصه غصه قشنگی است من اگر الان بروم بهشت میروم یا جهنم میروم، غصه زیبایی است جوابش را خدا به شما میدهد.@ وقتی به شما داد بدو اگر کمبود داری پس همین الان سرمایهگذاری کن برای جبران آنها، چون هر لحظه ممکن است بروی در را باز کنند صدایت کنند خیلی کار خراب میشود اگر انسان آماده نباشد برای این چیزها آدم غصه بخورد خوب است حالا این بحث ادامه دارد بحث فوقالعاده مهمی هست بحث ملاکهای غم و شادی که انشاء الله جلو برویم ببینیم به کجا میرسیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 031 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 031 - راههای مبارزه با غم