أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره غمهایی بود که مثبت هستند و تولید شادی در دل انسان میکنند موضوعی را شروع کردیم در مورد غم اهل بیت(ع) و این نکته را عرض کردیم که قیمت هر انسانی به غمهای اوست.@ حزنهای هر انسان، غصههای هر انسان، دغدغههای هر کس، آرزوها و آرمانهای هر کس قیمت او را معین میکند در انسانشناسی سطح رشد یک انسان از مرحله جمادی، نباتی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی به نوع دغدغههای آن شخص تشخیص داده میشود که این چه دغدغههایی در زندگیاش دارد.@ چه آرمانها و آرزوهایی دارد و نوع غصههایی که میخورد افسردگیها، غصهها، ناراحتیهای یک شخص سطح رشد یک شخص و قیمت یک شخص را مشخص میکند در رابطه با غم خانواده آسمانی این نکته را عرض کردیم که چون اهل بیت(ع) همان نوری هستند که خداوند تبارک و تعالی ما را از آنها خلق کرده.@ و آنها یک حیثیت زمینی دارند که رابطه حقوقی با ما را تشکیل میدهند غیر از رابطه حقیقی هست که با ما دارند به عنوان اصل و ریشه ما، در این رابطه حقوقی آنها تلاششان این هست که همه انسانها را به مقام خودشان برسانند و هر انسانی بتواند به مقام اهل بیت برسد.@ (وَ مِنّا أهلَ البَیت) که در مورد بعضی از اصحاب گفتند در مورد سلمان، ابوذر، در مورد تعداد زیادی از یاران که در زمانهای ائمه بودند حضرات این کلمات را به کار بردند و این آرزوی ماست که به عنوان یک آرمان برای انسان، یک شرافت برای انسان.@ یک هدف بزرگ میگوییم که(أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) این بزرگترین کمالی که یک انسان میتواند به آن برسد اوج سعادت، شادی، و آرامش و سرمستی را دارد این هست که انسان بتواند در دنیا و آخرت با خانواده اصلی خودش باشد کما اینکه در خانواده زمینی هم افراد در جنبه حیوانی و طبیعی این را دوست دارند که یک خانوادهای داشته باشند.@ با خانواده خودشان زندگی بکنند و دور هم باشند و جمع باشند محیط گرمی داشته باشند در بُعد عقلانی هم انسان دوست دارد که با اهل علم بگردد یک خانواده علمی دارد اساتید، شاگردان، دوستان، کسانی که اهل کارهای علمی هستند یک محیط گرم و موفق و بالنده و رشددهنده علمی داشته باشند.@ در خانواده انسانی هم انسان باید اول اصل خودش را پیدا بکند خانواده خودش را که اهل بیت(ع) هستند بعد بفهمد که برای بودن با آنها خلق شده ما خلق شدیم که با خانواده آسمانیمان هم در دنیا و هم در آخرت باشیم با مادرمان فاطمه زهرا(س) و هم درجه او، با پدرمان امیرالمؤمنین و هم درجه او، با او در همه سعادتها و سرورها شریک باشیم این غایت یک انسان هست.@ لذا باز هم در زیارت عاشورا میگوییم(أن یبلغنی مقام المحمود لکم عند الله) من از خدا میخواهم به همان مقامی که شما دارید برسم همان مقامی که شما پیش خدا دارید من هم به آن برسم و خود حضرت علی(ع) در نهج البلاغه فرمودند(مَن أعطِیَ الدُّعا فَقَد أعطِیَّ الإجابَه) به هر کس دعا بدهند اجابت را هم میدهند.@ لذا این امکان هست که انسان برسد به جایی که امیرالمؤمنین هست و هم درجه پدر آسمانی خودش و با او باشد و این فقط یک راه دارد که انسان بخواهد به این درجه برسد و آن این هست آن خواستن این هست یعنی اول باید این دغدغه در دل آدم بیفتد.@ کما اینکه کسی که میخواهد ازدواج بکند اگر میل به ازدواج نداشته باشد هر چه هم خانواده بگویند برو ازدواج کن میگوید من اصلاً آمادگیاش را ندارم حسش را ندارم زوری هم که به ازدواج وادار کنند ازدواج موفقی انجام نمیدهد.@ در بخشهای علمی هم همینطور یک کسی که میخواهد دانشگاه برود رغبت داشته باشد به درس و کار علمی و دانشگاه، زود رشد میکند در رشته خودش موفق هست سرعتش از سرعت دیگران خیلی بیشتر میشود چون در آن رشته عشق دارد علاقه دارد.@ یک کسی علاقه به بازیگری دارد یک کسی موسیقی میخواهد برود یک کسی ورزش میخواهد برود یک کسی پزشکی میخواهد برود یک کسی مهندسی دوست دارد یک کسی فلسفه دوست دارد یک کسی تاریخ دوست دارد هر کس هر رشتهای را دوست دارد در آن رشته اگر علاقهمند باشد زود رشد میکند.@ این باید در دلش بیفتد که من میخواهم اینطوری باشم دیدید بعضی از بچهها از بچگی یک رشته میرود وجودشان را میگیرد یک علاقه میرود وجودشان را اشغال میکند این اصلاً هر وقت راجع به آینده صحبت میکند خودش را دائماً در آن رشته میبیند.@ حتی وقتی که بچه هم هست یا هنوز جوان یا نوجوان هست همهاش تصور میکند خلبان است معلم است پزشک است مورخ است باستانشناس است خودش را در آن رشته تصور میکند تصور میکند روحانی است عالم است مجتهد است هر کس عاشق هر چیز میشود آن را در دل خودش میپروراند.@ در رابطه با این هدف عظیم یعنی معیت با اهل بیت در دنیا و آخرت که منشأ همه شادیها و آرامشهاست این اول باید شناخت حاصل بشود که اصلاً این چیست من گاهی وقتها بعضی از عزیزان میایند راجع به رشتهها صحبت میکنند میگوید من به فلان رشته علاقه دارم.@ میگویم رشتههای دیگر را هم مطالعه کردی؟ میگوید نه، میگویم حالا این رشتهها را مطالعه کن ببین چه خاصیتهایی دارند، میاید مطالعه میکند بعد توضیح میخواهد توضیح میدهیم میبینیم علاقهمند میشود وقتی میفهمد این کاربردها را دارد از رشتهای که قبلاً علاقه داشته بیشتر علاقهمند میشود.@ چون میفهمد که چه هست در رابطه با پیوند با اهل بیت(ع) انسان اول باید بفهمد که چه کسی هست و آن منی را که مناسب اهل بیت هست در خودش پیدا بکند چون ما یک من داریم یک کودکی داریم از جنس اهل بیت در وجودمان.@ اول این کودک عزیز روان را آن کودکی که از جنس اهل بیت هست را باید به رسمیت بشناسیم بعد یواش یواش برایش فضاسازی بکنیم که آن هم سری در سرهای بخشهای دیگر ما داشته باشد.@ چون ما یک من حسی داریم یک من خیالی یک من حیوانی یا وهمی یک من عقلی داریم یک من فوق عقلی، که معمولاً این من در انسانها ضعیفترین من هست و آخرین منی هست که در انسانها بیدار میشود که عاشق الله میشود و شعار این من این هست(لا إله إلا الله) یعنی اله من الله است بخش عقلی ما میگوید اله من علم است.@ میخواهم دکتر، مهندس، عالم، فیلسوف، شاعر بشوم بخش وهمی ما الهاش کار و جنس مخالف و خانواده و همسر و بچه و خالهبازی و عموبازی و داییبازی و شغل و تجارت و این چیزهاست بخش پایینی هم الهشان فرق میکند.@ انسان در بخش فوق عقل که وقتی بالغ میشود آنجا میگوید(لا إله إلا الله) یعنی دیگر اله من از این به بعد الله هست میخواهم به مطلق و بینهایت و به غیب برسم این زمانی هست که این من در انسان فعال میشود راهش هم اهل بیت هستند.@ یعنی اگر کسی خواست به الله برسد(مَن أرادَ الله بَدَءَ بِکُم) باید اول با خانواده خودش با ریشه خودش و اصل خودش که میتوانند او را به الله برسانند آشنا بشود بنابراین اول باید این حس سراغ آدم بیاید با معرفت، اول معرفت کسب بکند خودش را بشناسد.@ بعد این حس و علاقه در وجودش بیفتد که بخواهد با اهل بیت باشد وقتی خواست نوع دغدغههایش با دغدغههای اهل بیت یکی میشود یعنی نوع افکاری که دارد مثلاً یک کسی که میخواهد پزشک بشود دغدغهاش با پزشکهای دیگر یکی میشود پزشکهای دیگر دغدغهشان درمان مردم است.@ این هم از این به بعد همهاش در فکر درمان مردم و دارو هست یک کسی بخواهد مهندس بشود دغدغهاش با مهندسها یکی میشود آرزوها و آرمانهایش با مهندسها یکی میشود ساخت و ساز و اصلاحات و چیزهای دیگر، یک کسی میخواهد شاعر باشد با شاعرها، یک کسی میخواهد هنرمند باشد با هنرمندها دغدغهاش یکی میشود.@ اگر کسی خواست با خانواده آسمانی و الله برسد دغدغههایش با الله و خانواده آسمانی یکی میشود یعنی آن دیگر نوع آرزوهایش آرزوی مادرش فاطمه زهراست آرزوهایش آرزوی امام زمان است آرزوهایش آرزوی خداست.@ آرمانهایی هست که خدا برای ما ترسیم میکند چیزهایی هست که خدا دوست دارد آن چیزهایی که خدا بدش میاید این به شدت متنفر میشود آن چیزهایی که خدا خوشش میاید این هم خوشش میاید لذا قیمت هر آدم به آن آرمانها و دلش است دلت کجاست خودت هم همانجا هستی قیمتت هم همانجاست.@ هوس چه چیزی را داری چه نوع آرزوهایی داری همانجاست پس این قاعده فراموش نشود، انسان در کدام مقام قرار دارد؟ آنجایی که دلش قرار دارد آنجایی که هوسهایش، آرمانهایش، آرزوهایش، غصههایش وجود دارد قیمتش هم همان هست، کجایی؟@ آنجایی که دلت هست چه با غصهها چه با عشق فرقی نمیکند غصههایت و عشقهایت جای تو را مشخص میکنند، برای چه غصه میخوری قیمتت همان است برای چه شاد میشوی قیمتت همان است.@ این را خوب توجه کنید روایتی را از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) خواندیم در رابطه با کسانی که آدمهای ویژهای که اینها نوع هوسها، آرزوها، دغدغههایشان با خانواده آسمانیشان و با اهل بیت(ع) یکی است میفرماید(إنَّ اللهَ إطَلَعَ إلیَ الأرض وَ اختارَ لَنا شیعَۀٌ یَنصُرُونَنا وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحَنا وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنا وَ یَبذُلُونَ أموالَهُم وَ أنفُسَهُم فینا أولئِکَ مِنّا وَ إلَینا).@ میفرماید خدا روی زمین ما را انتخاب کرد یعنی برترین انسانهای روی زمین اهل بیت(ع) هستند که اینها آیینههای تمام قد برای خداوند هستند مظاهر کامل اسماء الهی هستند یعنی دیگر از اینها موجوداتی نزدیکتر به الله و شبیهتر به الله وجود ندارد.@ بعد میگوید برای ما خانواده یک شیعیانی را هم انتخاب کردند یک کسانی را انتخاب کرده که به لیاقت ما اینها ما را دوست دارند عاشق ما هستند حالا توصیفشان میکند اول از این(وَ اختارَ لَنا شیعَۀٌ) خدا برای ما یک پیرو قرار داده، حالا این شیعهها چکار میکنند؟ توصیف شیعه چیست؟@ (یَنصُرُونَنا) کارشان نصرت خانوادهشان است شما در خانواده یک کسی که بیعُرضه است بیخاصیت است هیچ خاصیتی برای اعضای خانواده ندارد در خانواده زمینی، این از چشم خانواده که میافتد از چشم خدا هم میافتد.@ بیمصرفترین آدمها ضعیفترین آدمها کسانی هستند که در خانواده آدم بیمصرف و کممصرفی هستند به درد اعضای خانوادهشان نمیخورند پیامبر فرمود بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد و برای اطرافیانش مفیدترین باشد کما اینکه حضرت رضا(ع) فرمود بهترین زندگی زندگی هست که دیگران در این زندگی نقش دارند سهم دارند.@ از این زندگی استفاده میکنند مثل اینکه بنده و شما سالهای سال هست در زندگی عزیزمان آقای دهقان سهم داریم ما میشویم جزء شئونات ایشان روز قیامت، چون هر کس میاید اینجا درس میخواند علم یاد میگیرد در طول هفته اینجا قرآن یاد میگیرد احکام یاد میگیرد.@ هر چه که هست به خاطر این هست که ایشان در زندگی خودش این همه آدم را سهیم و شریک کرده بعضیها آنقدر بخل دارند که در زندگیشان هیچ کس سهم ندارد آدمهای کوچکی هستند کسی از زندگی اینها خاصیتی نمیبیند نه خودشان از خودشان و از تواناییهای خودشان استفاده میکنند و نه اصلاً دیگران میتوانند از اینها استفاده کنند.@ (یَنصُرُونَنا) این برای اهل بیت مفید هستند قبلاً توضیح دادیم علت اینکه اهل بیت کشته شدند یعنی سیزده تا اینطوری از دنیا رفتند این بود که شیعیانی که باید به موقع خودشان را آماده کنند و کمک کنند وجود نداشتند خیلی کم بودند آنهایی که باید کمک میکردند کمک نکردند.@ این آخری هم 1180 سال است به تعبیر علی(ع) آواره است(الطرید الشرید الفرید الوحید) طردشده آواره تنها و یگانه است، پس چه لازم داشتند که این آوارگی ایجاد نشود این کشته شدنها ایجاد نشود؟ نصرت، یاری میخواستند در زندگی ما خانواده ما سهم ندارد، تو چقدر عضو خانوادهات هستی؟@ به میزانی که خانوادهات در زندگی شما سهم دارند من شنیدم گاهی وقتها پدری میگوید من اصلاً فکر میکنم پسر به نام فلان نداشتم اصلاً فکر میکنم دختری به نام فلان نداشتم یعنی تو اصلاً هیچ خاصیتی برای خانوادهات، برای من، مادرت، خواهر و برادرهایت نداری ما هیچ خاصیتی برای اهل بیت نداشتیم.@ چرا مصرفکننده و انگلی بودیم که برویم از آنها چیزی بگیریم برای حاجتهای دنیایی یا چیزهای دیگر ولی خاصیتی برای آنها نداشتیم اول از این باز تأکید میکنم اهل بیت واقعاً به ما نیازی ندارند امام زمان در همین نامهای که از ما درخواست کمک میکند میگوید من واقعاً خودم که به شما نیازی ندارم.@ (نَحنُ صَنائِعُ رَبَّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) ما ساخته پروردگار هستیم مردم ساختههای ما هستند از نور ما خلق شدند آفریده شدند ولی اگر ما شما را به یاری خودمان و نصرت خودمان صدا میکنیم برای این است که شما به جایی برسید به خاطر رشد شماست.@ اینها مثل همان درخواست کمک خداست خدا غنی مطلق است ولی خدا در قرآن میفرماید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی به خدا قرض میدهد اگر خدا از شما قرض میخواهد میگوید به من قرض بدهید یعنی چی؟ میخواهد چه کسی را رشد بدهد؟@ میخواهد ما را رشد بدهد که به اسم کریم، جواد، متوکل ما را برساند میخواهد ما یاد بگیریم قوی شویم مثل الله، لذا خدا به ما تمرین میدهد مثل مربی که میایستد به شاگردش میگوید حالا به من ضربه بزن شاگرد میزند برای اینکه میخواهد شاگرد را تربیت بکند و قوی بشود.@ خدا میگوید به من قرض بدهید از پولی که خودم به شما دادم به خودم بدهید ببینم میتوانید بدهید یا نه، این بندهای که نمیتواند این کار را بکند اصلاً عاجز است این رشد انسانی نمیتواند بکند میگوید خمس بده، خمس یعنی چی؟ هر چه میخواهی درآمد داشته باشی درآمد داشته باش خرج کن صفا کن لذت ببر.@ کسب و کارت، خانهات، زندگی، مسافرتت، اگر سر سال اضافه آمد یک پنجمش را بده باز میبینی خیلی از آدمها این را هم نمیتوانند اینقدر عاجز هستند زکات، بعد میگوید اگر بدهی خودم دوباره به تو برمیگردانم یک تا هفتصد برابر به تو برمیگردانم باز هم به الله اعتماد نمیکند.@ اهل بیت پس نیاز حقیقی به ما ندارند آنها چون مأموریت دارند که ما را به جایگاه خودشان برسانند فرزندانشان را، مثل یک پدر و مادری هست که دوست دارد فرزندش به او در رشد خودش کمک کند میگوید عزیزم من که دارم کار میکنم پول را که دارم به تو میدهم تو تنها کمکی که به من میکنی اینکه دَرست را بخوانی.@ این درس خواندن برای پدر و مادر خوب است یا برای بچه؟ برای بچه، تو درست را بخوان تو باشگاهت را برو تو ورزشت را بکن تو ازدواج خوب انجام بده تو بهداشت را رعایت کن، همه اینها به نفع کیست؟ بچه، حرص و جوشش را چه کسی میخورد؟@ پدر و مادر میخورند اهل بیت میخواهند ما را به خودشان برسانند لذا با ما پایین میایند حالا درگیر این هستند که آیا ما حاضریم راه را برویم مسیر را برویم در این باشگاه اهل بیت قرار بگیریم یا نه، خاصیت یک شیعه این هست که میفهمد پدرش کیست با پدرش با مادرش به معنای حقیقی آشناست خانواده اصلیاش را میشناسد.@ ذلیل و درگیر خانواده زمینی فقط نیست دقیقاً قیمت خودش دستش هست میفهمد کیست حالا با این خانواده میخواهد کمک بکند، کمک بکند در واقع دارد به چه کسی کمک میکند؟ وقتی میگوید(یَنصُرُوننا) یعنی(یَنصُرُونَهُم) خودشان را کمک میکنند.@ لذا خدا وقتی میگوید من کمک احتیاج دارم برای چه میگوید؟ (إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ) خدا را کمک کنید، حالا خدا ضعیف است در مقابل بندگان ذلیل و ضعیف خودش خدا ضعیف است که میگوید من را کمک کنید دین من را کمک کنید برای چه خدا میگوید؟@ میخواهد ما رشد بکنیم به جایی برسیم و الا خدا که ضعیف نیست در مقابل بندگانش در مقابل کفار و در مقابل دشمنان که ضعیف نیست(إن الله عزیزٌ) خدا شکستناپذیر است(بالغ أمره) کار خودش را جلو میبرد برای خدا که کاری ندارد ولی داستان داستان اختیار است عالم عالم اختیار است.@ چون عالم عالم اختیار است این تزاحمات و تعارضات و زد و خوردها و کشمکشها وجود دارد پس وقتی خدا میگوید من را یاری کنید یعنی خودتان را یاری کنید چقدر این مسأله ظریف است حضرت میگوید(یَنصُرُونَنا) شیعیان ما که به خاطر ما انتخاب شدند قیمتشان با قیمت ماست اینها کسانی هستند که کمککننده به ما هستند.@ حالا اصل کمک باشد که داستان دارد(وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحَنا) اینها شادیهایشان را با ما تنظیم میکنند یعنی جاهایی که ما واقعاً شاد هستیم شاد هستند و جاهایی که ما واقعاً غمگین هستیم غمگین هستند.@ چقدر قشنگ است این شباهت دلی با اهل بیت با فاطمه زهرا(س) که انسان با دل مادرش همدل باشد و اگر مادرش شاد است او شاد باشد اگر مادرش غمگین است غمگین باشد تحمل غمگینی مادرش و پدرش را نداشته باشد.@ یک فرزند اهل هم در زمین اینطوری است یک فرزند اهل اگر پدر و مادرش را دوست داشته باشد هیچ وقت پدر و مادرش را ناراحت نمیکند و یک فرزندی که واقعاً اهل است به هیچ وجه حاضر نیست پدر و مادرش را ناراحت بکند و اگر بداند کاری میتواند بکند که پدر و مادرش را خوشحال بکند همان کار را انجام میدهد.@ یک محبت حقیقی اینطوری است همسری که میتواند همسرش را خوشحال بکند و نمیکند گرفتار تنبلی و بیحوصلگی و خودخواهی هست این در واقع محبت حقیقی ندارد چون محبت حقیقی اسمش در واقع محبت نیست اسمش مودت است.@ همان که قرآن ما را نسبت به اهل بیت دعوت کرده مودت یعنی آنجایی که وقتی محبت یک نفر در دل آدم افتاد آدم حاضر است به خاطر طرف مقابل از خودگذشتگی و فداکاری کند در رابطه با زن و شوهر قرآن میفرماید(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً).@ بین زن و شوهر فقط محبت نیست بلکه مودت است مودت یعنی همه جانش را برای زندگی و شوهرش و بچههایش میگذارد مرد هم همینطور، یک آدم بیمصرفی که تلاش نمیکند برای رشد خانوادهاش چه رشد عاطفی چه رشد اقتصادی چه رشد معنوی.@ یا یک زنی که اصلاً حاضر نیست زندگی را فعال نگه دارد شاد نگه دارد انبساط داشته باشد باطراوت نگه دارد در واقع مودتی وجود ندارد(وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحَنا) اینها همه شادیهایشان را با ما تنظیم میکنند لذا اگر کسی دلش با دل امام زمان باشد الان فکر میکند که امام زمان برای چه اموری غصه میخورد و ناراحت است و از چه اموری شاد میشود.@ لذا اینطوری است که میخواهد دل امام زمان را به دست بیاورد، چطوری دل امام زمان را به دست میاورد؟ اینکه دلش را به دل امام زمان برساند یعنی با امام زمان همدل بشود.@ امام زمان فرمود اگر دو صفت در شما باشد من با عجله میایم 1 ـ وفاداری به من، عاطفه داشتن نسبت به من، اگر انسان با پدرش وفادار باشد عاطفه داشته باشد قطعاً یک فعالیتی برای برطرف کردن موانع ظهورش انجام میدهد 2 ـ همدلی با همدیگر.@ به هم کمک کنید تا موانع برطرف بشود مثل چند تا بچه هستند که یک پدری و مادری دارند که گرفتار است حالا همه بچهها میایند روی هم نقشه میریزند فکرشان و پولشان و ذهنشان و استعدادشان را بالأخره چکار کنیم پدر و مادرمان مشکلشان حل بشود.@ یک کسی که بیخیال اهل بیت است بیخیال این آواردگی و طردشدگی امام زمان است اصلاً این نوع غصههای امام زمان، غربت امام زمان، تنهایی امام زمان در کام این هیچ تأثیری ندارد نقشی در زندگیاش ندارد در واقع با پدر خودش رابطه ندارد قهر است ارتباط ندارد پس غصه نمیخورد با غصههای امام زمان، دغدغه ندارد.@ ببیند امام زمان چه چیزی شادش میکند این تلاش بکند ببیند امام زمان از چه چیزهایی غصه میخورد آن هم غصهاش را بخورد برای برطرف کردنش فعالیت بکند، برای یک پدر و مادر مهمترین چیز چیست در رابطه با فرزندش؟@ یک فرزند اهل داشته باشد رابطهاش با پدر و مادرش خوب باشد هیچ چیز برای امام زمان خوشحالکنندهتر از این نیست که انسان ایتام اهل بیت را، در دهها روایت داریم، به اهل بیت برساند یعنی انسانها را به پدر و مادر اصلیشان و حقیقیشان و آسمانیشان آشنا بکند.@ یک کسی که امام زمان را پیدا بکند در همه شیرینیها، شادیها، خیرات، صلاحها، اصلاحات رویش باز میشود و اگر امام زمان را گم بکند در همه فسادها، غصهها و مشکلات در زندگیاش باز میشود(وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحَنا وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنا) غمهایشان هم با غمهای ما یکی است.@ این نوع آدمها، اینها شرافتمندترین آدمها هستند آدمهای طبیعی آدمهای غیر فاسق آدمهای اهل رشد، انسانهایی که باطن انسانی به معنای حقیقی دارند شکل حقیقی دارند حالا هی نگوییم من میخواهم بروم خدمت فلان ولی خدا فلان آیت الله ببینم مثلاً او به من بگوید من باطنم چطوری است.@ نه نیازی نیست شما همین کلام را که ببینید آدم میتواند بفهمد که الان غصههای بالایی دارد یا ندارد دغدغههای بالایی دارد یا ندارد(وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنا) بچههای بد بچههایی هستند که علاوه بر اینکه پدر و مادرشان را خوشحال نمیکنند ناراحت میکنند پدر و مادرشان را غمگین میکنند غصه میدهند این دیگر خیلی بد است.@ خیلی وقتها به من میگویند ما یک دختر و یک پسر داریم از خانواده بیزار است فراری است با من رابطه ندارد از من خوشش نمیاید من را تحویل نمیگیرد با من قهر کرده یک خواهر دارم اینطوری است یک برادر دارم اینطوری است غصه میخورد ما را حرص و جوش میدهد.@ حالا بعضیها اصرار دارند که در زندگیشان حتماً امام زمان را ناراحت کنند حتماً امام زمان را به خشم بیاورند میخواهد عروسی بگیرد تا این عروسی به هزار تا حرام آلوده نشود راحت نمیشود حتماً باید این عروسی به فسق و فجور و فساد و اختلاط زن و مرد و هزارتا بدحجابی و بیحجابی آلوده بشود تا بگوید حالا یک عروسی خوب گرفتیم.@ یک پاتختی خوب گرفتیم یک حنابندان خوب گرفتیم اصلاً اصرار دارند هیچ چیزشان به پیغمبر به اهل بیت به خانوادهشان نخورد اگر فاطمه زهرا یک سبکی بوده بعضیها خوششان میاید و لذت میبرند و تازه این را یک کلاس و پرستیژ میدانند که با فاطمه زهرا شبیه نباشند.@ خیلی عجیب است آدم تلاش بکند که با اصل و ریشه خودش شبیه نباشد نه لباس پوشیدنش، نه رفتارش، نه اخلاقش، نه شوهرداریاش، نه زنداریش، نه بچهداریش، نه کار علمیاش، نه عبادتش، نه کار اقتصادیاش، نه معاملاتش، اصرار دارد حتی گاهی وقتها آدمها آنقدر اصرار دارند که هیچ چیزشان شبیه نباشد.@ مثلاً یک تابلوهایی را برای خانه انتخاب میکنند که حتماً یک خونی به دل امام زمان بکند عکسهایی که انتخاب میکند آهنگی که برای موبایلش انتخاب میکند تصویری که برای موبایل انتخاب میکند فیلمها و عکسهایی که میبیند مسافرتهایی که میرود رفیقهایی که انتخاب میکند همهاش یک چیزی هست که در آن خون به دل کردن امام زمان است.@ کمک که نمیکند هیچی، غمهایش که با غمهای حضرت هماهنگ نیست هیچی بلکه دارد یکسره برای امام زمان(ع) غم ایجاد میکند حتی بعضیها آنقدر حساس هستند که شبیه فاطمه زهرا نباشند چون نمیخواهند به جایگاه او برسند نمیخواهند در مقام او باشند میخواهند قطعاً نقطه مقابلشان باشند حتماً شبیه خدا نباشند.@ شبیه اصلشان نباشند که وقتی میخواهند اسمگذاری کنند حتی برای بچههایشان اصرار دارند که اسمها به هیچ وجه مذهبی نباشد یعنی از جماد اسم انتخاب میکنند از گیاهان اسم انتخاب میکنند از حیوانها اسم انتخاب میکنند ولی از انسانها اسم دوست ندارند داشته باشند بچههایشان، خودشان، محیطشان، میترسند از اسم اینها وحشت دارند.@ از سبک زندگی اینها وحشت دارند با خانوادهاش قهر است، چرا قهر است؟ چرا اصرار دارد با خانوادهاش مقابل باشد؟ اینکه اصلاً خودش را نمیشناسد یعنی نمیداند که فرزند فاطمه زهراست اگر بداند که فرزند فاطمه زهراست شرافتش به ایشان است و قرار است با ایشان زندگی بکند انسان سبک زندگیاش را تنظیم میکند.@ با سبک زندگی خانواده اصلیاش نه خانواده زمینیاش، مادرم و پدرم اینطوری دوست دارند من هم اینطوری میشوم شوهرم اینطوری دوست دارد زنم اینطوری دوست دارد خانواده همسرم اینطوری میپسندند یک آدم باشرافت و یک انسان حقیقی اول سبک زندگی خانواده اصلیاش مهم است میگوید من خانواده اصلیام اینها هستند.@ اینها اینطوری میپسندند من اینطوری زن میگیرم من اینطوری شوهر میکنم من اینطوری بچهداری میکنم من اینطوری لباس میپوشم من اینطوری معامله میکنم من کار اقتصادیام اینطوری است تدریسم اینطوری است کار علمیام اینطوری است با سبک زندگی خانواده اصلیاش انتخاب میکند.@ (وَ یَبذُلُونَ أموالَهُم وَ أنفُسَهُم فینا) مالش در راه ما اموالشان و جانشان را فدا میکنند بذل میکنند، پول میدهند که چه بگیرند؟ جان میدهند که چه بگیرند؟ (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ) حداقلش بهشت و بالاتر از بهشت، به خانوادهشان میرسند به الله میرسند.@ پس به نفع خودشان دارند این کار را میکنند بذل مال میکنند نه صدقه میدهند یعنی خرج میکنند چطور یک کسی برای نامزدش خرج میکند برای همسرش خرج میکند برای پدر و مادرش خرج میکند برای فرزندش خرج میکند برای برادر و خواهرش خرج میکند واقعاً برای امام زمان خرج میکند حاضر است برای دینش هزینه کند.@ (وَ یَبذُلُونَ أموالَهُم وَ أنفُسَهُم فینا) در راه ما، چه قیمت دارد مال و وقت در هر راهی خرج بشود همان قیمت را دارد یعنی همان تولید را دارد اگر مال خرج حس بشود قیمتش هم حس است اگر خرج خیال بشود قیمتش همان است اگر خرج وهم و حیوانیت بشود همان است اگر خرج علم بشود قیمتش همان است.@ اگر خرج فوق علم هم بشود همانقدر قیمت دارد مثل این است که شما یک پولی را میخواهید سرمایهگذاری کنید بسته به این است که این پول را کجا سرمایهگذاری بکنید بازتابش هم همان مقداری هست که شما سرمایهگذاری کنید شما یک موقع میگویید من این پول را بردارم بروم در کار خیلی پست سرمایهگذاری کنیم.@ اهل بیت میگویند در احادیث اقتصادی داریم پولهایتان را در کارهای کوچک سرمایهگذاری نکنید برای شیعه زشت است در کارهای کوچک برود خیلی توصیه کردند شیعه در کار کوچک سرمایهگذاری نکند برود کارهای بزرگ انجام بدهد.@ کارهای پست را انتخاب نکند طبعش بلند باشد کارهای اقتصادی، تجارت، در روایت فرمود برکت ده قسم است نُه قسمش در تجارت است حالا در تجارت هم باز بسته به این است که این پول را در کجا سرمایهگذاری کنید بازتابش و سودش که شما برمیگردد همانقدر است.@ این عمر، مال، چشم، استعداد، سخن، گلو، زیبایی، پول کجا قرار است خرج بشود به چه کسی میفروشی همانقدر بازتاب دارد خرج بهشت بکنی بهشت به شما میدهند خرج بالاتر از بهشت بکنی بالاتر از بهشت به شما میدهند خرج جهنم بکنی جهنم میدهند پس ببین میخواهی پولت را کجا خرج کنی.@ جان و وقت و عمر و استعداد، یک کسی خوش صداست میزند در فسق و فجور صدایش را استفاده میکند یک کسی صدا دارد صدایش را میگذارد در تولید جاودانگی و ابدیت، خیلی عجیب است یک کسی یکذره زیبایی دارد میزند به فحشا و خودنمایی بیرون که همه ببینند از زیبایی و قیافه و هیکل و اندام او استفاده کنند.@ مثل یک شرکت سهامی همه در آن دست دارند یک کسی یک زیبایی دارد از این زیبایی خودش بهترین استفادههای معنوی را انجام میدهد یک کسی قلم دارد با قلمش جهنمسازی میکند یک کسی قلم دارد با قلمش انسانسازی میکند.@ یک کسی پول دارد با آن طبیعت و تخیلات و توهمات میسازد یک کسی پول دارد خرج میکند برای بهشت و بالاتر از بهشت، شما الان میخواهید برای امواتتان هزینه کنید یک کسی میگوید من بروم خرما بخرم این دارد خرج شکمی میکند.@ در این بهشت زهرا اصلاً مردم خرما تحویل نمیگیرند زوری تو رو خدا یکذره خرما بردارید معلوم نیست ممکن است در ماشین بماند بپوسد دلت خوش است میخواهی ثوابی بدهی این خرما را اگر واقعا میخواهی شکمی کار کنی این را یک کیلو گوشت بکن یک بسته خرما کن بده یک گرسنهای درست و حسابی بخورد سیر شود به آن واقعاً برسد درست در میاید.@ به یک کسی که حق است واقعاً اگر گرسنه باشد نیازمند باشد این گوشت و این غذا و این پرتقال و این میوه و این آش و این خورشتی که درست کردی به خیر اموات شکمی سرمایهگذاری کردی ثوابش هم خوب است ثوابش را شکمی میدهند.@ به یک کسی بده که واقعاً به این غذا نیاز دارد الان شما نگاه کنید محرم و صفر میاید آدمهایی که درک درستی ندارند اینها فقط هی شام و ناهار، دیگ میگذارند شام و ناهار، بعد بروید در این پارکهای تهران در این خیابانها در یخچالهای هر کس ده پرس بیست پرس غذای نذری هست که میماند آخر هم معلوم نیست میخورند یا نمیخورند.@ شما بروید در این خیابانها ببینید که چند تُن چند تُن مواد غذایی که یک عالم مسلمان در جاهای دیگر به آن احتیاج دارند در این خیابانها مردم دوتا قاشق خوردند دور ریختند حالا به هر حال برای امام حسین هزینه کرده امام حسین هم حالا یک ثوابی به این میدهد.@ ولی این کجا تا اینکه انسان این غذا را بردارد ببرد بدهد به یک مستحقی به یک کسی که نیازمند هست واقعاً آدم میداند نیازمند هست نیاز غذایی اینها تأمین میشود خوشحال میشوند آرامش دارد این خوشحالی و آرامش خیلی ثواب دارد به یک نیازمند برسد.@ این داستان را برایتان گفتم یک خانمی بود که این برای شوهرش هزینه میکرد هر دفعه حلوا میداد بعد چرا به خوابم نمیاید بگوید این حلوا به او میرسد نمیرسد، یکبار که این حلوا را درست کرد داد دختر و پسرش که بروند خیر بکنند شب شوهرش به خوابش آمد گفت بله این دفعه به من رسید.@ بعد دختر و پسرش گفت حلوا را کجا بردید دادید؟ بچهها ترسیدند گفتند خودمان خوردیم، به هیچ کس ندادیم، این زن نادان بچههای خودش را گرسنه نگه میداشت میگوید بروید برای پدرتان حلوا بدهید خودتان نخورید بدهید بقیه بخورند این گرسنه است این باید خودش بخورد.@ خود بچهها خورده بودند پدر خوشحال شده بود و گفت این به من رسید بقیه هیچی به من نمیرسید اگر میخواهید شکمی بدهید درست بدهید معقول بدهید. یک کسی ساختمان میسازد کارهایی میکنند که ضرورت ندارد ولی رنگ مذهبیتر دارد خوراکی نیست.@ دیدید الان مد هست میروند قرآن و مفاتیح چاپ میکنند هیچ کس هم اینها را نمیخواند از بس در خانههای مردم بیست جلد کتاب و قرآن و مفاتیح هست باز این میرود میگوید عکس میت من را اینجا بزنید این را آنطرف و اینطرف پخش کنید چه کسی میخواند، حالا خواندند چقدر میرسد؟@ یک کسی میرود بیمارستان میسازد درمانگاه میسازد کارهای عمرانی انجام میدهد این خیلی ثواب دارد یک کسی میرود کارهای علمی انجام میدهد دانشگاه میسازد یک کسی هم بالاتر از این هزینه معرفت میکند یعنی پول میدهد که مردم با اهل بیت(ع) آشنا بشوند مردم با دینشان با خودشناسی آشنا بشوند.@ هدف خلقت را بفهمند بفهمند برای چه آفریده شدند چطوری مسیر را باید طی کنند اینطوری هزینه میکنند قیمت فرق میکند که کجا سرمایهگذاری کرده باشید(وَ یَبذُلُونَ أموالَهُم وَ أنفُسَهُم فینا) حالا نتیجهاش چه میشود ما به این بحث برمیگردیم نتیجهاش این میشود که وقتی کسی دلش با ماست کمک میکند.@ شادیهایش با ماست غمهایش با ماست مالش و جانش را در راه ما هزینه میکند پنج تا صفت شد البته پنج تا نیست همهاش به یک حقیقت برمیگردد ولی حضرت تفکیکش میکند کمک، شادی، غم، بذل مال، بذل جان، به چه میرسد؟ وقتی دلت پیش ماست دغدغه ما را داری غصه ما را میخوری به کجا میرسی؟@ (أولئِکَ مِنّا وَ إلَینا) اینها از ما هستند و به سوی ما دارند میایند میشود(السلمان منا أهل البیت) پس ببین در طول روز چقدر غصه پدرت و خانوادهات را میخوری چقدر دلشوره رسیدن به امام زمان به اهل بیت را داری اگر اصلاً دغدغهات نیست هنوز آشتی نیستی اگر دغدغهات غیب نیست آسمان نیست معاد نیست.@ اصلاً فکر رفتن نیستی خودت را آماده نکردی برای آن جایی که بینهایت از اینجا زیباتر، کاملتر، شیرینتر هست پس اصلاً با آنطرف انسی نداری. شما نگاه کنید جنین وقتی در رحم مادرش تشکیل میشود این هر 40 روز یک مقام میگیرد یعنی یک شکل جدید پیدا میکند از بس اشتیاق دارد تند تند خودش را آماده میکند.@ وقتی نگاه میکنی انگار این هیچ کاری در آنجا ندارد جز آماده شدن برای تولد، ما نه وقتی یک کسی به ما نگاه میکند میبیند که داریم آماده میشویم برای بیشتر زندگی کردن در دنیا، این وسط گیر کردیم داریم نقشه میریزیم که اینجا چطوری بیشتر، اصلاً برای ابدیت شکل ما آنطوری آماده نیست.@ اگر کسی به باطن و شکل ما نگاه کند میبیند که نه این شکل این باطن برای بهشت آماده نمیشود دارد برای تولدهای ضعیف تولدهای مریض آماده میشود میبیند بعد از 40 سال 50 سال باید یک تحولی در زندگیام اتفاق افتاده باشد آن اتفاق و تحول نیفتاده من باید به انبساط به شادی به آرامش رسیده باشم.@ الان نگاه میکنم بعد از 40 ـ 50 سال همهاش غصه و دلشوره و دلهره و ناراحتی و عصبانیت و زودرنجی و حسادت و بدبینی دارد شکل میگیرد شکل اصلی پیدا نکردم باز به غم برگشتیم ما باید غم انسانی پیدا بکنیم انسانی که غم انسانی دارد غمهای طبیعی برایش دیگر قیمتی ندارد.@ اگر میخواهید در دنیا شاد باشید باید غمهایتان قیمتی بشود اگر بخواهید غمهای پایینی فشارتان ندهد غمهای بالایی را انتخاب بکنید تا دیگر به شادی برسید هر چقدر غصههای انسان متعالی میشود غصههای پایینی آزاردهندگیاش را از دست میدهد تا ما غمهای انسانی و متعالی پیدا نکنیم گرفتار غمهای پایینی هستیم.@ اگر میخواهید از دست غمهای پایینی نجات پیدا بکنید که به شادی و انبساط و آرامش برسید بروید سراغ غمهای بالاتر، آن غمهای بالاتر شادیهای بالاتری هم دارد اصلاً نوع شادیهای آنجا آنقدر زیاد است که انسان غمهای پایینی دستش به آن نمیرسد.@ زینب کبری فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) چطوری این همه اسارت و کشته شدن بچههایش و برادرزادههایش و برادرهایش نتوانست دستش به زینب نرسید که زینب را له بکند برای اینکه زینب یک معشوقی داشت یک بالایی داشت یک شرابی داشت که آنقدر این سرمست بودند.@ امام باقر(ع) فرمود(لَم یَجِدُوا ألَمَ الحَدید) وقتی به اینها شمشیر میزدند درد احساس نمیکردند والله قسم ما اینها را در جبهه دیدیم بچههایی که تیر و تَرکش میخوردند و اصلاً نالهای نداشتند از بس سرمست بودند مخصوصاً مثال میزنم نگوییم آن امام حسین بوده آن زینب کبری بوده.@ الحمد لله در کشور خودمان هیچ وقت کره زمین اینقدر آدم حسابی تولید نکرده بود که در کشور ما تولید شد الحمد لله معجزه جمهوری اسلامی این است که در آن آدم زیاد تربیت شد بعضیها فکر میکنند جمهوری اسلامی دنبال مسائل اقتصادی و با اقتصاد و شکم میخواهند کشور و انقلاب را ارزیابی کنند.@ ولی انقلاب معجزهاش این بود که آدمهایی را تربیت کرد که در شادی وصولشان و قهقهه مستانهشان(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند هیچ وقت تاریخ اینقدر آم حسابی تربیت نکرده و هیچ وقت هم تاریخ در هیچ جایی اینقدر آدم حسابی زنده زندگی نمیکند.@ الان الحمد لله ما ثروت زیادی از آدم حسابیها در کشور داریم آدمهایی که آدم هستند آدمهایی که نوع دغدغههایشان، هوسهایشان، آرزوهایشان، چیزهایی که دوست دارند بشنوند چیزهایی که دوست دارند ببیند واقعاً قیمتی است نوع غمها و نوع غصههایشان خیلی قیمتی است این معجزه انقلاب و نظام است.@ پس اول مسیر را گفتیم نتیجه را هم بگوییم حالا در مورد کیفیت مسیر بحث فرق میکند مسیر را که حضرت مشخص کرد مکان را هم مشخص کرد(منا و إلینا) چقدر کیف دارد آدم به جایی تعلق داشته باشد که آنجا بهترین قیمت را داشته باشد الان میگوید تو جزء کدام انجمن هستی جزء کدام جامعه هستی؟@ میگوید من جزء انجمن و جامعه فلان هستم این انجمن و جامعه فلان قیمت را مشخص میکند یک کسی که جزء خانواده اهل بیت است در روایت داریم این وقتی میخواهد از دنیا برود بزرگترین فرشتههای الهی با احترام به مژده دادن به ایشان میایند، چه کسی به استقبال انسان میاید موقع رفتن؟@ میگوید خانوادهاش میایند موقع استقبال خانواده میرود شما اگر عزیزی دارید که میخواهد از خارج از کشور بیاید چه کسی میرود او را بیاورد؟ پدر، مادر، نزدیکان، همسرش، فرزندان میروند میاورند هر کس به او تعلق داشته باشد.@ یک کسی که در زندگی دنیاییاش یکطوری زندگی کرده که از اهل بیت شده دغدغههایش با دغدغههای امام زمان یکی شده این آدم موقع رفتن اهل بیت به استقبالش میایند خیلی قشنگ است این صحنه، چون منا شده لذا آنها سراغش میایند خدا رحمت کند یکی از بزرگان که از دنیا رفت به او گفتن نکیر و منکر چطوری بود آمدند؟@ گفت من که نفهمیدم همین که رفتم دیدم در بهشت هستم همین که نفسم قطع شد دیدم در بهشت هستم آنجایی که باید باشم پس خودتی که تنظیم میکنی و تعیین میکنی که چه کسی به استقبالت میاید از این چهارده نفر چند تا میایند به استقبالت، همه میایند، یکی میاید، دوتا میایند، فاطمه زهرا میاید، نمیاید.@ فرشتهها چه کسانی میایند از شهدا چه کسانی میایند از انبیاء چه کسانی میایند در اسماء الله توضیح دادیم این بسته به این است که تو با کدامشان سنخیت داری با کدامشان توانستی ارتباط برقرار کنی کدامشان جزء وجودت شدند شبیهات شدند با کدامشان رابطه وجودی برقرار میکنی.@ یک موقع کسی با همه اهل بیت رابطه وجودی دارد با تکتک اینها رابطه حقیقی دارد با حضرت سیدالشهدا، با حضرت مجتبی، با حضرت امام سجاد با امام باقر، دانه دانه با اینها عشقبازی دارد و رابطه خصوصی دارد همه میایند یک کسی نه در زندگیاش نمیداند امام عسکری کیست امام باقر کیست امام هادی کیست امام جواد کیست.@ فقط از این ائمه با امام حسین رفیق بوده فقط یک امام حسین را شناخته یک امیرالمؤمنین را شناخته همین دوتا را میشناسد میتواند با آنها انس بگیرد یک کسی با چهاردهتا رفت و آمد دارد یک کسی غیر از این چهاردهتا با شهدا با ملائکۀ الله با انبیاء همینطوری ساخت و پاخت دارد اینقدر خوش اشتهاست رفیقباز است.@ برای همین شما وقتی زیارت حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم همه اینها را جلویت میکشند میگویند اول با خود خدا یک صفایی کن یک ذکری بگو بعد(السلام علی آدم صفوۀ الله) یک کسی میگوید حالا چیه (السلام علی آدم صفوۀ الله نوح نبی الله) میگوییم و رد میشویم.@ طرف میخواهد فاکتور بگیرد حس ندارد با انبیاء حال کند ولی یک کسی نه وقتی که اسم آدم و نوح میاید شخصاً با این دو ارتباط برقرار میکند با امیرالمؤمنین ارتباط دارد شما در زیارت امیرالمؤمنین میگویید(السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوحٍ) دو نفر با حضرت علی یکجا دفن هستند.@ حضرت آدم و حضرت نوح، آدم حسش به آنها برمیگردد وقتی نجف را نگاه میکند وقتی میگوید(السلام علیک یا امیرالمؤمنین) امیرالمؤمنین را که دارد میبیند با او آدم و نوح را هم میبیند بسته به این است که این عقربه دل کجا باشد دل کجاست قیمتت هم همان است هر جا دلت میرود با هر کس که پیوند میخورد اینطوری قیمت میگیرد.@ قیمتدار میشود محترمتر و عزیزتر میشوی پس نوع دغدغهها و هوسها و محبتهایت را خیلی دقت کن انسان اگر موفق بشود مهندسی محبت در وجودش بکند در این جلسات دو چیز را توضیح دادیم یکی مهندسی فکر یکی مهندسی آرزوها، محبت خیلی مهم است.@ آرزوها، محبتت و فکرت را اگر تنظیم بکنی قیمتت هم بالا میرود نوع دغدغهها را انسان باید تنظیم بکند در این بخش برود برای اینکه در این بخش برود باید فرار کند هجرت کند از غمهای پایینی تا هجرت نکند از غمهای پایینی تا هوس هجرت به سرش نزند که من از این به بعد نمیخواهم غصه اینطور چیزها را بخورم از این به بعد نه امور وهمی نه امور خیالی برای من دغدغه نیست.@ از اینها هجرت کند وقتی هجرت کرد میاید نوع آرزوها و دغدغهها و غصههایش میاید عقلی و فوق عقلانی میشود آنوقت قیمت پیدا میکند یکدفعه میبینی یک کسی در یک شب و در یک ساعت هزار سال جلو میرود اینکه امام فرمود اینها ره صد ساله را یک شبه طی کردند.@ چون نوع دغدغه یک بچه بسیجی امروز یک چیز بوده فردا یک چیز دیگر شده دغدغه که عوض بشود قیمت بالا میرود ایام ماه رجب نزدیک هست خیلی دقت بکنید هفته دیگر انشاء الله شب جمعه ما لیلۀ الرغائب احیا داریم.@ زودتر مفاتیح را از همین امشب و فردا شروع کنید به خواندن آماده بشوید برای این رحم زمانی قدرتمند که رجب و شعبان و رمضان هست و ماه رمضان شب قدر است اگر انسان آماده بشود شب قدر یک شبش معلوم نیست چقدر بشود(خیرٌ) بالاتر از هزار است.@ چقدر بالاتر است ما نمیدانیم ولی به این است که تو چقدر میتوانی هجرت بکنی یکسال دو سال پنج سال پانصد سال هزار سال چقدر میتوانی هجرت بکنی چقدر میتوانی پرواز بکنی چقدر میتوانی دست از معشوقهای پایینی و پست برداری و به معشوقهای عالی و بالایی فکر بکنی و اصلاً با آنها پیوند بخوری بچههایتان را همینطوری تربیت بکنید.@ به بچههایتان دغدغههای بزرگ آرزوهای بزرگ یاد بدهید یک کسی که آرزوهای بزرگ دارد دیگر در چنبره غمها و غصههای شیطانی و نفسانی نمیافتد. چندتا روایت در این زمینه هست انشاء الله برای بعد میگذاریم ما دو سه تا طرح داریم انشاء الله، طرح کشوری و بینالمللی هست که طرح کشوری را برای نیمه شعبان قرار است اجرا بکنیم.@ یک متنی را انتخاب کردیم که بتوانیم به همه مردم کشورمان این متن را برسانیم شما هم بچههای امام زمان هستید همه قرار شد با هم همدلی بکنیم کمک کنید که انشاء الله بتوانیم متن را برسانیم ما ده پانزدهتا کارگروه تشکیل دادیم هر کس در هر کارگروهی میتواند بیاید حتماً اعلام کند.@ حالا هفته بعد من آن فرمهای مخصوص ثبتنام را بدهم هر کس در هر رشتهای که میتواند کمک بکند این متن یک متن هشت صفحهای هست که باید مطالعه بشود حالا اگر بتوانیم مجوز مسابقهاش را هم بگیریم که مردم تشویق بشوند که بخوانند و با حضرت آشنا بشوند.@ سؤال این است: امام زمان کیست؟ کجاست؟ چه نسبتی با ما دارد؟ چرا نیست؟ چرا آواره و طردشده و تنها و غریب است؟ ما در مقابل ایشان چه وظائفی داریم؟ برای برطرف کردن موانع ظهورش چکار میتوانیم بکنیم؟@ بچههایش هستیم موضوع بحثمان هست میخواهیم آرزوهایمان را ارتقاء بدهیم این سؤالات و دهها سؤال قشنگ دیگر را جواب دادیم در این متن هشت صفحهای تنظیم کردیم حالا ما برای ده میلیون نفر برنامهریزی کردیم همتمان را بلند کردیم به اندازهای که خود امام زمان از ما خواسته حداقل در کشور خودمان که بتوانیم به ده میلیون نفر برسانیم.@ برای هر یک نفر سیصد تا یک تومانی باید هزینه بکنیم یعنی بتوانیم این فرم را تکثیر کنیم چون 300 تومان هزینه تکثیرش است الان فعلا توانستیم برای حدود، دیشب فکر میکردم پانصدهزارتاست ولی بعد رفتم حساب و کتاب کردم دیدم اشتباه کردم.@ برای حدود 200 ـ 300 هزار نفر بیشتر ما نتوانستیم فعلاً این متن را آماده کنیم و حالا تا ده میلیون نفر زیاد است حرم امام رضا، حرمهای معصومین(ع) داخل کشور، نمازجمعهها، جمکران، ایام ارتحال امام، هر جای کشور مراکز استانها میخواهیم این را انشاء الله پخش کنیم.@ از طریق فضای سایبر، وبلاگها کار بزرگی دارم انشاء الله میکنیم کسانی که میتوانند از این طریق کار کنند روی سایتها و وبلاگها کار کنند از آن طریق، کسانی که توزیعکننده خوبی هستند وزارتخانه، سازمان، نهادی، پایگاهی، مسجدی، حسینیهای هستند میتوانند اینها را تکثیر و تبلیغ و توزیع کنند.@ از طریق مطبوعات یک برنامه داریم که انشاء الله این سؤالها و جوابهاش در مطبوعات منعکس بشود از طریق رسانهها انشاء الله قرار است این کار را بکنیم و راهکارهای زیادی را انشاء الله میخواهیم تلاش بکنیم شما هم به همراه ما کمک بکنید.@ چون همه ما یک نقشه داریم و آن نقشه این است اسمش را گذاشتیم نهضت دعا، حداقل امسال به دعا برای امام زمان برسند دعا گفتیم به شکل مضطرانه، رسمی نه، چون گفتیم دعا زمانی اجابت میشود که انسان مضطر بشود مثالش را زدم گفتم وقتی آدم سرطان میگیرد چه شکلی دعا میکند.@ وقتی عزیزی از او سرطان میگیرد وقتی عزیزی از او گم میشود یا دزدیده میشود ناموسش، بچهاش چطوری دعا میکند ما پدرمان را واقعاً به غارت بردند امام زمان ما را از ما دزدیدند و او در زندان هست حالا باید چطوری دعا کنیم که خدا آزادش بکند باید بگوییم ما این آمادگی را داریم باید برایش سرمایهگذاری کنیم.@ حالا انشاء الله هر کس هر کاری میتواند بکند برای این کار وقت بگذارد بگوید من میتوانم دو روز وقت بگذارم اینقدر پول میتوانم بدهم اینقدر پول میتوانم از خیرین جمع بکنم که بیاوریم انشاء الله این متن را تکثیر کنیم یک کسی میتواند بگوید ما خودمان تکثیر کنیم.@ بعضی از عزیزان گفتند ما در شرکت خودمان میتوانیم هزارتا دو هزارتا ده هزار تا تکثیر کنیم به کارمندان خودمان بدهیم آنها توانستند این کار را بکنند این هم خودش یک کمک است به اسم خودشان هم چاپ کنند اصلاً مهم نیست اسمی از مؤسسه منتظران منجی باشد نه هر کس برود به اسم خودش هم این کار را بکند ثواب دارد برود چاپ بکند جایی بدهد.@ یک کسی میگوید من در بیمارستان هستم یک کسی میگوید در شرکت هستم در وزارتخانه هستم هر کس میتواند بالأخره سعی بکند این موج را انشاء الله امسال در ایام شعبان ایجاد بکنیم هر کس هر چقدر میتواند سرمایهگذاری بکند هر کس هر چقدر میتواند خَیِر جمع کند چون به تنهایی هر کس نمیتواند این هزینه را تأمین بکند.@ شاید افراد کمی بتوانند این کار را بکنند اما خیرین زیادی هستند که میتوانند بیاید کمک بکنند من از خواهرانی که آن هفته کمک کردند سکه و طلا آوردند تشکر میکنم اما به هر حال هر کاری که ما تا الان کردیم با محاسباتی که دیشب انجام دادیم حدوداً 250 ـ 250 هزار نفر را توانستیم فعلاً پوشش بدهیم تا کاری که بخواهیم موج ایجاد کنیم خیلی کار دارد.@ پس روی این یک مقدار فکر بکنید تا هفته دیگر انشاء الله ذهنتان مبارک باشد درگیر پدرتان باشد برای امام زمان انشاء الله یکذره غصه بخورید این خیلی ارزش دارد دلی که غصه بخورد و غم تنهایی و آوارگی و مظلومیت حضرت بیاید غم زن و بچه و مال دنیا و چیزهای پست دنیا را که ما را ذلیل و خوار میکند انشاء الله بگیرد.@ این غمهای مقدس که بیاید انسان از همه غمهای دنیا نجات پیدا میکند دلتان را یکذره مشغول آوارگی و تنهایی و مظلومیت و غربت پدر آسمانیتان بکنید که پدر حقیقیتان هست و برایش یکذره فکر کنید.@ سعی کنید شبها وقت بگذارید نقشه بریزید روی کاغذ بیاورید ببینید چکار میشود کرد هر کس هر کاری میتواند انجام بدهد یک کسی میگوید من متنهای خوبی میتوانم بنویسم یک کسی میگوید من میتوانم این متنها را در اینترنت بگذارم میتوانم روی وبلاگم کار کنم.@ کسی میگوید من کلیپ میتوانم بسازم هر کس هر کاری میتواند بکند بالأخره برای امام زمان انجام بدهد چون قیمتی هست و کار انشاء الله مهمی هست.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم رفع اضطرار از کشورمان، حل مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، حل مشکلات زندگی خودمان، مشکلات جوانهایمان، مسائل ازدواجشان، تحصیلاتشان، مسکنشان.@ انشاء الله نجات همه اموات و برطرف شدن اضطرارهای روحی ما، انشاء الله همه ما به شادی و انبساط برسیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 024 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 024 - راههای مبارزه با غم