جلسه 020 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - راه‌های مبارزه با غم

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضرت مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. ما قرار بود که بحث غم را زودتر به پایان ببریم بحث شادی را آغاز بکنیم اما در منابع که من بیشتر تفحص کردم دیدم که بهتر هست این بحث غمهای خوب را حزنهایی که خودشان شادیآور هستند را تکمیل بکنم و درمان غم را هم بگوییم اول.@ یعنی ما بعد از این بحث غمهای خوب برویم به سراغ درمان غم بعد بحث شادی را آغاز بکنیم که بحث خیلی مفصلی هست فکر میکنم اگر خداوند بخواهد اراده بکند و توفیقی باشد حداقل یکسال این بحث طول دارد بحث شادی که بحث بسیار مهمی هم هست باید به آن بپردازیم.@ یکی از غمهایی که غم خیلی خوبی هست غم بر نفس بود که گفتیم هر کس که این کار را انجام بدهد روایتی از علی(ع) خواندیم که خداوند چشمش را روشن میکند روز قیامت و او را در سرای ابدیت جای بده یعنی مراقبت از خود.@ من این را توضیح بدهم ببینید وقتی که یک نطفه میخواهد بسته بشود پدر مادر یک ناراحتیهایی دارند که این نطفه درست بسته بشود یعنی مراقبتهای قبل از انعقاد نطفه اهمیت زیادی دارد که شبش مناسب باشد غذایش مناسب باشد غذایی که قبل از انعقاد خورده میشود نور اتاق مناسب باشد.@ افکاری که زن و مرد دارند باید آنروز به آرامش و خوبی رسیده باشد و تقویتهای لازم قبلش شده باشد بعد از اینکه تازه انعقاد نطفه صورت میگیرد هم پدر هم مادر و هم کسانی که این دو نفر را دوست دارند و بچه را دوست دارند منتظر بچه هستند یک دلشورههایی دارند.@ در طول مدت این نُه ماه یک فشارهای روانی روی دختر و پسر زن و شوهر هست نسبت به اینکه بچه کاملاً اوضاعش خوب باشد و نسبت به همین نگرانی هم به دلیل همین نگرانی هم به پزشک مراجعه میکنند مثلاً ماهی یکبار میروند کنترل میکنند که مبادا آسیبی دیده باشد مشکلی ایجاد شده باشد سونوگرافی میکنند اینها مراقبت است نسبت به این بچه که چگونه هست.@ این غمها و اضطرابهایی که پدر مادر دارند غمها و اضطرابهایی هست که شادیآور است یعنی دلشوره هست ولی هم کفاره گناهان هست برایشان هم عبادت هست برایشان به هر حال دارند نسبت به یک امر خیر خوب مفید و لازم دلشوره دارند همهای مثبت دلشورههای مثبت همه شادیآور هست همه خوب است و هم کفاره گناهان هست و هم سازنده هست برای آخرت.@ دقیقاً چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا هست ما الان جنین هستیم در رحم دنیا مادر ما دنیاست دلشورههای یک آدم که باور کرده مؤمن هست انسان هست بخش فوق عقلانیش فعال هست نسبت به اوضاع خودش هست.@ یعنی نسبت به این هست که الان من در رحم مادر چه شکلی هستم چه وضعیتی دارم الان و اگر به تولد برسم یعنی وفات منتقل میخواهم بشوم آنجا سالم منتقل میشوم یا نه اینکه در دعا هم داریم(اَللّهُمَّ اَخرِجنی مِنَ الدُنیا سالماً) خدایا من را از دنیا سالم خارج بکن.@ این غمهایی که مؤمن برای حالتهای اینگونه خودش میخورد که اگر گناه کرده غصه میخورد اگر مثلاً وضعیتش ضعیف است ارتباطش با غیب ضعیف است غصه میخورد و ناراحت هست این ناراحتیها شادیهای زیادی را در پی خواهد داشت توضیحش را هم دادم چرا چرا؟@ چون کسی که واقعاً به معنای واقعی نگران آخرت خودش هست خیلی وقت و فرصت و فضایی در قلب خودش برای غصه خوردن برای دنیایش ندارد دنیا را خیلی سهل میگیرد همه چیز را آسان میگیرد و رد میشود برای همین فرصت غصههای تلخ را ندارد اصلاً به هیچ وجه.@ برای او دغدغه آخرت به قدری مهم است سالم متولد شدن به قدری برایش مهم است که بقیه چیزها را به شیرینی تحمل میکند به یک مادر میگویند شما الان وضعیت جنینت یک طوری هست که باید استراحت مطلق بکنی یعنی بگیر این نُه ماه را بخواب تکان نخور سفر نرو کار دیگری نکن سخت است.@ ولی مادر به چه عشقی این را تحمل میکند؟ عشق بچهاش میخواهد بچهاش به دنیا بیاید و سالم میخواهد به دنیا بیاید میبینی که نُه ماه تحمل میکند این استراحت مطلق را یعنی زندانی شدن و محدودیت را تحمل به عشق این که بچهاش سالم به دنیا بیاید.@ بچه هم که سالم به دنیا میاید دیگر واقعاً خستگیش در میرود ما باید در دنیا این غصهها را زیاد بکنیم جلسه گذشته آخرین جملهای که داشتیم چه بود؟ هر چقدر شما غصههای فوق عقلانیتان بیشتر میشود به حجم شادیهای دنیاییتان اضافه میشود یعنی شخص در دنیا شادتر هست.@ هر چقدر شما غصههای آخرتیتان بیشتر بکنید شادیهای دنیاییتان خندههایی دنیاییتان آرامش دنیاییتان بیشتر میشود یک کسی که توجه دارد یک موجودی جاودانه است یک موجودی ابدی است به این توجه دارد نگران آن هست این دیگر نمیاید در دنیا به خاطر دنیا عصبانی بشود غصه بخورد و میفهمد.@ که بخصوص وقتی که پیغمبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند به گریه بیندازدش میتواند عصبانیش بکند میتواند ناراحتش بکند فقدانهای دنیا میتواند اذیتش بکند این جهنم برای خودش درست کرده وقتی این را میفهمد آرام میشود.@ یعنی اصلاً جرأت نمیکند به سمت این غصه نمیرود یعنی خودش حیا میکند خودش زشت میداند خودش قبیح میداند از اینکه غصه بخورد برای یک آدمی که آخرت را خوب شناخته(وَ بِالْ‏آخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) ایمان آورده به آخرت یقین دارد به آخرت غصه خوردن مثل یک فحشایی میماند که یک زن پاکدامن مرتکب بشود یعنی اینقدر کشنده است و ناراحت است.@ از غصه خوردن ناراحت میشود یعنی اگر یک بار هم غصه بخورد غصهاش این است که چرا من بیخورد ناراحت شدم بیخود غصه خوردم بیخود عصبانی شدم این ناراحتش میکند و الا خود دنیا اینقدر جان ندارد که دستش به این برسد بخواهد این را اذیت بکند فقدانها هیچ کدام آزاردهنده نیست برای ما چون پشت فقدانها این دارایی میبیند وجدان میبیند.@ پیامبر فرمود(مَرارَۀُ الدُنیا حَلاوَۀُ الآخِرَۀ) لذا اصلاً مرارتها برای او مرارت نیست چون این با مرارت حلاوتهایش را میبیند(إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً) همراه عسر یسرش را هم میبیند این قرآن میگوید هر سختی که شما دارید میکشید همراهش یک شادی وجود دارد ولی این شادی ذخیره میشود.@ مثل دارو است که شما دارو که میخورید چه چیزش را دریافت میکنید تلخیش را اما همراهش شادی است پزشک همان لحظهای که دارد شما را مداوا میکند شما میگویید آخ آخ دردتان میاید با این آخها دارد یک چیزی را یک عفونتی را یک مریضی را یک غدهای را یک ناراحتی را از شما دور میکند.@ الان درد دارید چند دقیقه بعد شادی و سلامتش میماند آرامشش میماند بیدردیش میماند لذا امام عسکری(ع) فرمود هیچ بلایی در دنیا به سر مؤمن نمیاید مگر این بلا هر چه که باشد در هالهای از نعمت و شادی به سراغ مؤمن میاید.@ لذا کسی که زیرک هست در هر دردسری که دارد برایش پیش میاید چشمش به خود دردسر نیست به سودش است مثل یک کارگر زیرک وقتی دارد کار میکند شغل گیرش میاید چرا یک نفر بیکار هست ناراحت است عصبی است وقتی شغل گیرش میاید خیلی خوشحال میشود.@ همه خوشحال میشوند این یک شغل گیرش آمده حالا مگر در شغل چکار میخواهد بکند در شغل میخواهد برود کارگری بکند زحمت بکشد خیلی خسته میشود چرا این را میفهمد خوشحال است هیچ کس نمیتواند بگوید این چقدر ساده است کار گیرش آمده خوشحال است خوش به حال ما که بیکاریم معقول است یک کسی اینطوری بگوید.@ کسی اینطوری نمیگوید میگویند خوش به حالش الحمد لله یک کاری پیدا کرد چرا؟ چون کسی که دارد کار میکند به خود کار توجه ندارد به اثر کار توجه دارد و با آن هم خوش است و آن هم به او قدرت میدهد.@ یک کسی آمد خدمت فاطمه زهرا(س) یک سؤال کرد از حضرت چند بار سؤال کرد حضرت جواب میداد با شیرینی و خوش برخوردی آن طرف حیا کرد از اینکه سؤالهایش را ادامه بدهد خانم گفت پس چرا دیگر سؤال نمیکنی یعنی خانم اعتراض میکند میگوید یعنی روزی ما را بستی.@ میگوید خانم من حیا کردم که با سؤالهایم شما را اذیت بکنم فرمود تو اگر بدانی با هر سؤالی که از من میکنی و من جواب میدهم به چه چیزی میرسم اصلاً ملاحظه من را نمیکنی سؤالهایت را میکنی پس در غمهای دنیایی اینطوری است حتی اگر تقصیر خودش هم باشد حتی اگر خودش هم کوتاهی کرده باشد حداقلش کفاره است برایش.@ بنابراین اصلاً میگوید غلطی کردم که کردم حالا کردم بگذار چوبش را هم میخورم هر کس خربزه میخورد پای لرزش هم مینشیند این یعنی اگر یک غلطی کرده باشد در زندان هم انداخته باشندش در زندان هم شاد است میگوید بالاخره برایم جبران میشود هیچ ناراحتی ندارد.@ این حزن علی نفس خیلی قیمت دارد یک کسی که دارای این حزن بشود حزن آخرت حزن ابدیت سالم متولد شدن درجات آخرت برایش مهم باشد این اصلاً در چنبره غم نمیافتد به هیچ وجه گرفتار غم نمیشود همیشه نشاطش سر جای خودش است لذا نشاط دائم مال غیر مؤمن امکان ندارد باشد هیچ کس غیر از مؤمن نمیتواند نشاط دائمی داشته باشد.@ پیامبر فرمود(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) نشاط مؤمن دائم است چرا؟ چون مؤمن از اسمش معلوم است امنیتگیرنده است مؤمن یعنی از امن میاید این دلش آرام است این دلش آرام است که هر چه در دنیا به سرش میاید ما به ازای ابدی دارد ما به ازای جاودانه دارد.@ هیچی مفت پایش تمام نمیشود نمیگوید بیخود اینطوری بیخود آنطوری شد سرطان داشته باشد مریض باشد کسی اذیتش بکند طلاقی باشد شکستی باشد هر چه باشد این چون ما به ازای جاودانه دارد اصلاً ناراحت نیست چون یک چیزی گیرش میاید حتماً در درگاه خداوند تبارک و تعالی اینگونه است.@ لذا اصلاً غصه خوردن برای مؤمن معنا ندارد پس نگوییم چرا پیغمبر و امیرالمؤمنین فرمودند مؤمن همیشه با نشاط است نشاطش دائمی است چون او هیچ چیز هدر رفته ندارد حتی آنجایی که خودش اشتباه کرده و کوتاهی کرده باز میبینی خداوند به خاطر دردسری که سرش میاید یک چیزی به او میدهد.@ با یک خدای کریم و مهربان سروکار دارد لذا هیچ چیزش هدر رفته نیست حالا با این توضیحی که دادم یکبار دیگر ببینیم(مَن طالَ حُزنُهُ عَلی نَفسِهِ فِی الدُنیا اَقَرَ اللهُ عَینَهُ یَومَ القیامَه وَ اَحَلَهُ دارَ المُقامَه) کسی که نگرانیش برای خودش در دنیا غصهاش برای خودش در دنیا زیاد است این میفرماید خداوند در روز قیامت چشمش را روشن میکند.@ چشمش را روشن میکند یعنی به شادی میرسد(وَ اَحَلَهُ دارَ المُقامَه) این به سرای جاودانه به یک رفاه جاودانه میرسد پس خوش به حال کسی که عاشق خودش باشد کدام خود؟ خود جاودانهاش خود ابدیش اگر کسی عاشق این شد نگرانیهای مخصوص خود ابدی را هم دارد.@ پس چون رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست شما همانطور که یک پدر و مادر دلشورههای یک جنین را دارند تا متولد بشود باید دلشورههای خودتان را داشته باشید تا متولد بشوید ترسهایتان ترسهای قشنگی میشود خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را یادتان هست که این شعر:@

این ترس ترس قشنگی است این ترس مبارکی است اگر یک کسی اینطوری بترسد دیگر هیچ وقت غصه نمیخورد در دنیا میداند غصه خوردن در دنیا یعنی حماقت یعنی جهالت اوج حماقت و غصه خوردن در دنیا این همیشه دیگر نشاط دارد.@ آیت الله بروجردی(ره) یکبار عصبانی شد سر درس یک طلبه ناشی آمد با اعصاب آقا ور رفت سر درس آقا ناراحت شد این آدم مراقب است حزن بد نفس دارد ترس دارد که آقا من عصبانی شدم چون گفتیم هر یکبار عصبانیت حجم زیادی فشار قبر دارد برای آدم، شوخی نیست برای چی عصبانی بشویم.@ این اینقدر ترس برش آیت الله بروجردی که گفت نذر میکنم اگر یکبار دیگر عصبانی بشوم یکسال روزه بگیرم زد و اتفاقا آن آقا آمد دوباره آقا را عصبانی کرد آقا هم یکسال روزه گرفت چرا؟ چون میفهمد که درد یکسال روزه خیلی کمتر از درد عذاب عصبانیت است عذاب زودرنجی حساسیت خودخوری عذاب بدبینی عذاب بدجنسی اینها خیلی خطرناک است.@ لذا این آدمی که یکسال روزه میگیرد که چرا یکبار عصبانی شده دیگر اصلاً عصبانی نمیشود بنابراین یک مؤمن همیشه حیایش از این است حیا میکند از اینکه عصبانی بشود برایش یک فحشاء بزرگ است که اگر غصه بخورد یعنی احساس پستی میکند احساس کوچکی میکند احساس میکند چقدر ریز بوده که دنیا توانسته عصبانیش بکند.@ چون پیامبر فرمود کسی که دنیا میتواند عصبانیش بکند جهنمی است(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) ببین شما اگر یک موقعی بروید بیرون با یک نفر دعوایتان بشود یک آدم هیکلداری بزنندتان ناراحت نمیشوید میگویید این خیلی زورش زیاد بود ما را زد یک کسی هم قد و هم زور و هم وزن شما باشد باز هم میگویی این ورزیدهتر بود.@ ولی بروید یک بچه پنج ساله بگیرد شما را بزند یک دختر بچه پنج ساله پسر هم نه دختر بچه بگیرد شما را بزند بیشتر از این که از کتک دردت بیاید از اینکه یک دختر بچه زدتش این خیلی حرص میخورد این شاید تا آخر عمر حرص بخورد که چه صحنهای بود اصلاً چرا داستان اینطوری شد.@ ما با این هیکل چرا یک دفعه اینطوری کتک خوردیم از این الان دیدید بعضیها با یک سوسک تا سکته میروند با یک موشی با یک سوسکی با یک چیزی میروند تا سکته این خیلی بد است یک مؤمن چون اساساً به بزرگی خدا فکر میکند قرار است به اندازه الله بزرگ بشود و هدفش بردش آنقدر بزرگ است این آدم اصلاً اگر دنیا بخواهد ناراحتش بکند خودش احساس شرمندگی دارد.@ یعنی خودش خیلی افت میداند برای خودش که ما برای چه چیزهایی ناراحت شدیم سر چه چیزهایی غصه خوردیم بیخود بدبین شدیم بیخود حسود شدیم برای چی من رنجش کردم برای این، خودش برایش اُفت دارد مثل یک فحشا است انگار که دچار یک فحشای بزرگ شده و خودفروشی کرده واقعاً غصه خوردن برای دنیا از خودفروشی خیلی بدتر است.@ لذا مؤمن اصلاً افت دارد برایش اصلاً برایش خیلی ننگ است اُفت دارد که اصلاً بنشیند برای دنیا غصه بخورد و دنیا بتواند دستش به او برسد چون افق پروازی او کوچک نیست کوتاه نیست یا متوسط است یا خیلی بلند است زینب کبری هیچ کس دستش به او نرسید در کربلا.@ لذا هر چه بچههایش را کشتن برادرزادههایش را کشتند برادر را کشتند تکهتکه کردند خودش را اسیر گرفتند کتک زدند اصلاً دست هیچ کس نرسید به زینب کبری فرمود(و ما رأیت الا جمیلا) جز زیبایی هیچ چیزی ندیدم اصلاً یک ذره احساس غمی احساس ذلتی خود سیدالشهدا هم همینطور برایشان خیلی افت دارد که دنیا بتواند دستش به آنها برسد.@ این حزن بر نفس خیلی قیمت دارد آدمی که قیمت خودش را میشناسد به قیمت با خودش رفتار میکند به جاودانگی که خدا آفریده او را، عاشق خودش هست و اساساً اندیشهاش از زندگی کردن مثل یک جنین هست که در رحم است یا تنها همتش تولد سالم هست به آن طرف خود رحم را خیلی جدی نمیگیرد جنین.@ لذا جنین وقتی که در رحم هست محیط تنگ و تاریک و غذای خون هست و محدودیت اصلاً اذیت نمیشود او فقط دارد خودش را آماده میکند برای تولد لذا کمترین دریافتی که از رحم دارد میگذارد برای حیات آنجا بقیه چیزهایی که دریافت میکند بیشترش را برای تولدش برای آمدن به دنیا ذخیره میکند.@ یک آدم مؤمن اینطوری است خیلی زیرک است او شوهرداریش را مفت نمیفروشد به شوهرش نمیدهد زنداریش را به زنش نمیدهد بچهداریش را به بچهاش نمیدهد منت سر بچهاش نمیگذارد سر همسرش هیچ وقت منت نمیگذارد که من این کارها را برای شما کردم چون خیلی افت دارد برایش بگوید من کارم را به شما فروختم.@ اصلاً اینطوری نیست او بیدریغ مهربان است بیدریغ عاشق همه انسانهاست نه فقط خانواده خودش، عاشق همه دنیاست عاشق حیوانات حتی عاشق اشیاء است اشیاء را واقعاً دوست دارد عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست او میلیونها آدم را میتواند از محبت خودش سیراب بکند اما از کسی توهین نمیفهمد.@ هر کس هم به او توهین بکند درکی ندارد از توهین گدایی عاطفه از هیچ کس نمیکند حتی از همسرش از پدرش از مادرش از خواهرش از برادرش هیچ کس نمیتواند قالش بگذارد هیچ کس نمیتواند دورش بزند چون بزرگ است بلند است ذلیل نیست خوار نیست که اگر کسی به او بیاحترامی کرد احساس بیاحترامی بکند احساس ذلت بکند آویزان و وابسته کسی نیست یک آدم خیلی بزرگی است.@

اصلاً این در دام نمیافتد کسی دستش به این آدم نمیرسد که بتواند این آدم را شکارش بکند به راحتی مثل یک خاکسار خیلی متواضع در اختیار همه هست اما به هیچ کس وابسته نیست کسی نمیتواند کم بگذارد از او چون اصلاً نیازی به این جیفهها ندارد.@ (اَلدُنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کَلاب) دنیا یک جیفهای هست که طالبش سگ است او اصلاً نمیافتد مثل بقیه تحریک نمیشود به بخور بخورهای دنیا بخور بخورهای دیگران هم این را تحریک نمیکند برود ببیند یک مشت سگ دارند یک جیفهای را میخورند اصلاً آدم تحریک نمیشود بگذار هر کس میخواهد بخورد بخورد.@ (ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا) قرآن میگوید ولشان کن بگذار بخورند لذت ببرند پیغمبر میگوید خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا بود من چهارشنبهها خدمتشان میرفتیم خدمتشان میگفت ما با علامه طباطبایی(ره) درس داشتیم و انس داشتیم یک موقعی میامدیم از درس بیرون یک آدمی که یک ماشین خیلی شیک دارد یک خانه آنطوری دارد اینقدر دلمان برای این بنده خدا میسوخت.@ نه تنها حسرت نمیخوردیم بلکه دلمان برایش میسوخت که مبادا خدای نکرده دفع بشود این بیچاره، این کودک عزیز روانش سقط بشود آن امانتی که از خدا دارد در این اتومبیل و در این خانه در این شغل و در این موقعیت اجتماعی و در وضعیت دفن میشود و خیلیها دفن شدند.@ (اِجعَل هَمِّکَ لِآخِرَتِک وَ حُزنَکَ عَلی نَفسِک فَکَم مِن حَزینٍ وَفَدَ بِهِ حَزنُهُ عَلی سُرورِ الاَبَد وَکَم مِن مَهمومٍ اَدرَکَ عَمَلَه) آدم کیف میکند یک امام اینطوری دارد ملائکه غبطه میخوردند به زمینیها، به خدا گفتند بابا تو برداشتی علی را گذاشتی زمین برای زمینیها اینها که اصلاً قدرش را نمیدانند یک علی به ما بده ببین ما این را سجدهاش میکنیم عبادتش میکنیم.@ لذا خداوند یک تمثال از علی برای ملائکه گذاشت که ملائکه اشباع بشوند به اینکه دور این آقا بگردند آدم خیلی کیف میکند یک امام اینطوری دارد هیچ کس نمیتواند غیر از علی غیر از معصوم اینطوری حرف بزند.@ میگوید هم و غمت را بگذار برای ابدیتت برای حیات جاودانهات غصه اینجا را خیلی نخور چون تو چند روز دیگر متولد میشوی آنجا مگر ما چقدر وقت داریم الان اگر به فرمایش پیغمبر توجه بکنیم که متوسط عمر امامت من 60 سال است که الان هم کوتاهتر شده مگر ما چقدر از آن داریم.@ (وَ حُزنَکَ عَلی نَفسِک) غمهایت را هم بگذار برای خودت، برای کدام خود؟ خود اصلی آن خودهای طبیعی یعنی خود حسی خیالی وهمی قابل غصه خوردن نیست لیاقت غصه خوردن ندارد خود جمادی و گیاهی و حیوانی غصه ندارد معمولاً نوع غصهها اینطوری است.@ یا بعضی از آدمها هستند که از این مرتبه میرسند به غصههای عقلی ولی عقلشان هم در اختیار حیوانیتشان هست حالا کنکور قبول نشدی نشدی غصه خوردن ندارد سال دیگر شرکت کن نه آخر پسر خالهام دختر خالهام همه قبول شدند اُفت دارد برای خانواده ما ما قبول نشده باشیم این دچار توهم است رقابت مال بخش توهمی انسان است.@ آدم باید عقلش را زیاد بکند که دچار توهم و رقابت با هیچ کس نشود کسی که میافتد در دنیا به رقابت با دیگران یعنی به جای اینکه خودش را با امیرالمؤمنین بسنجد با الله بسنجد با آدمهایی کوچکی مثل خودش میسنجد.@ او دکتر شد من هم باید دکتر بشوم این مهندس شد من هم باید مهندس بشوم این رفت خارج من هم باید بروم خارج این خانهاش را برد اینجا من هم باید خانهام را ببرم ماشین اینقدری دارد من هم باید ماشین اینقدری داشته باشم بچهاش فلان جا قبول شد بچه من هم باید فلان جا قبول بشود.@ موبایل اینطوری دارد من باید موبایلم یک درجه از این بالاتر باشد اینقدر میلیون جهیزیه داده ما هم باید اینقدر میلیون جهیزیه بدهیم اینقدر میلیون مهریه کرده ما هم باید اینقدر مهریه بکنیم شوهر این اینطوری است شوهر من هم باید اینطوری باشد همه خواستگارها را رد میکند که یک کسی مثل شوهر مثلاً دختر خالهاش گیرش بیاید.@ اینقدر از این توهمات هست که نگو تا آخر عمر گیر توهمات میگوید آقا غصهاست را بگذار برای نفست، کدام نفس؟ نفس جاودانهات، حالا نگاه کنید چقدر زیبا میگوید(کَم مِن حَزینٍ) چه بسیار اندوهگینی که اندوهش او را به شادمانی جاودانه رسانده.@ این غصهها غصههای خیلی مبارکی است آدمی که غصه خود اصلیش را بخورد و غصههای دیگر را ول کند(وَ کَم مِن مَهمومٍ اَدرَکَ عَمَلَه) چه بسیار غمزدهای که به آرزویش میرسد با غم آدم به خیلی از آرزوهایش میرسد حالا توضیح خواهم داد.@ پس این یک نوع از غمهای خوب هست غمهای مثبت این غمها اصلاً آدم را درگیر نمیکند هر چقدر انسان غمهای آخرتیش را بیشتر میکند شادیهای دنیاییش بیشتر میشود لذت دنیایش بیشتر میشود.@ الان چقدر آدم ما داریم در دنیا خدا به آنها میلیونها نعمت داده عُرضه ندارند از نعمتهای دنیا استفاده بکنند چرا؟ چون غم دنیا دارند هنوز، میخواهد بینهایتطلبیش را با دنیا سیر بکند آن را که خدا به او داده راضیش نمیکند دنبال بیشتر است لذا نمیتواند لذت ببرد.@ نمیتواند از خوابیدن لذت ببرد از تماشای تلویزیون از بوسیدن بچهاش از نوازش بچهاش از با همسرش بودن از اینکه بنشیند با همسرش یک چایی بخورد یک میوه بخورند دور همدیگر از اینکه یک مسافرت بروند از اینکه یک پارک بروند از اینکه یک سینما بروند از اینکه یک کوه بروند از یک مهمانی نمیتواند خوب لذت ببرد.@ حضرت فرمود کسی که نمیتواند از آب لذت ببرد این عذاب دارد آب به این قشنگی خدا به تو داده چرا غفلت میکنی یک ذره نگاهش کن این گلها به این زیبایی این درختها به این زیبایی این عطرها به این خوبی نمیتواند همه را هم دارد در خانهاش پر اینهاست ولی کور است اصلاً نمیبیند.@ لذا یک موقعی خدا به این یک سرطان میدهد این را میفرستدش یک جایی که نتواند از این نعمتهایش استفاده بکند بعد حسرت میخورد طرف مهمانی میداد انواع و اقسام غذاهای خوشمزه را فراهم کرده بود که مهمانها بخورند.@ بعد نوبت خودش که شد دیدند که یک تکه مرغ بینمک با یک ذره نان سوخته برایش آوردند از این سوخاریها گفت من غیر از این نباید غذا بخورم دکتر گفته همه با آن نعمتها دارند میخورند آنوقت خودش حسرت یک دانه از آنها را دارد میگفت من حسرت میخورم حتی خواب هم ندارم اینقدر حرص و جوش دارم در طول روز شبها آرامش ندارم.@ میگفت چند وقت پیش یک کارگر را دیدم دو تا آجر گذاشته زیر سرش خوابیده در خیابان اینقدر با حسرت نشستم این کارگر را نگاه کردم که چقدر قشنگ میخوابد خدایا یک دو ساعت از این خوابها نصیب ما بکن.@ لذا گفتیم دو تا چیز هر چقدر زیاد شده در دنیا در کشور ما هم همینطور افراد ناآرامتر شدند یکی تحصیلات یکی رفاه هر چقدر آسایش بیشتر شده آرامش کمتر شده.@ هر چقدر شما آسایش را بالا ببرید اگر کسی میخواهد آسایش زن و بچهاش را بالا ببرد اول باید برای اینها یک طور تربیتشان بکند شرایط را فراهم بکند که این آسایش ناآرامشان نکند در غیر این صورت ظلم کرده به زن و بچه خودش.@ یک زنی که فشار میاورد به شوهرش میگوید این را بخر آن را بخر متوجه نیست که الان چقدر ناآرام است این فکر میکند اگر الان خانه را عوض بکند موبایل را عوض بکند مبل را عوض بکند اتومبیل را عوض بکند آرام میشود بعد هم که میاید میبیند نه اضطرابش چند برابر شد دوباره اضطراب بیشتر.@ برویم سراغ غم بعدی یک غصه دیگر هست که آن هم غصه خیلی خوبی هست که انسان داشته باشد این غصه را از نبی اکرم(ص) هست(یَنبَغی لِلمُؤمِنِ اَن لا یُمسی اِلاّ حَزیناً وَ اِن کانَ مُحسِناً وَ لا یُسبِحُ اِلاّ حَزیناً وَ اِن کانَ مُحسِناً لَاَنَّهُ بَینَ مَخافَتَین ذَنبٌ قَد مَضی مِنهُ لا یَدری مَن اللهُ صانِعٌ فی وَ ما بَغیَ مِن عُمرِهِ وَ لا یَدری ما یُصیبُهُ مِنَ المَهالِک).@ مؤمن دو بال دارد یک بالش امید به رحمت خداست مؤمن هیچ وقت به خاطر هر اشتباهی که کرده گفتیم چهار نوع حمله دارد شیطان حمله جلو عقب راست و چپ در حمله عقب گفتیم وسوسههایی که شیطان میکند این هست که گناهان شخص را خیلی به رخش میکشد.@ میگوید اَه تو گند زدی گذشته یک عالم گناه کردی تو دیگر آدم بشو نیستی تو کثیفی تو لجنی تو نمیتوانی کارهای بزرگ بکنی تو گذشته منفی را داشتی گفتیم این غلط است آدم پنجاه سال هم که گناه کرده باشد حق ناامیدی ندارد.@ این خود ناامیدی در ردیف شرک به خداست حق ندارد مؤمن ناامید بشود چون میتواند جبران بکند پس این نوع غصه خوردن به گناه بد است هر غصهای بر گناه که ما را ناامید بکند از حرکت به سمت خداوند دوست شدن رفاقت پرواز این بد است گناهان را به رُخ میکشد.@ دیگر شکستها و کدورتها را به رُخ میکشد شیطان این سه تا در گذشته است به این حمله از عقب میگویند یعنی دائماً این گذشته گناهآلوده شکستآلود و درگیریها را میاورد در ذهن این شخص میگذارد چرا به این وسیله هم حالش را خراب میکند هم آیندهاش را خراب میکند.@ لذا یک مؤمن اصلاً تن نمیدهد به گذشته خیلی زیرکتر از آن هست که بایستد ببیند دیگران با او چکار کردند زنم با من چکار کرد مادرزنم چکار کرد جاریم چکار کرد باجناقم چکار کرد اصلاً گیر نمیافتد آنجا خیلی زیرک است چون سرعت دارد وقت ندارد برگردد به عقب.@ خیلی مؤمن زرنگ است اگر هم گناه بکند میداند با یک بینهایت سروکار دارد در تعقیب نماز میگوییم(اِلهی اِن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیما فَعَفوُکَ اَعظَمُ مِن ذَنبی) خدایا اگر گناهم نزد تو عظیم است عفو تو عظیمتر است پس در این جهت غصه ندارد حالا پیغمبر چه میگوید باید این را خوب بفهمیم دقیق است خیلی فنی است این فرمایش.@ میگوید برای مؤمن شایسته است که وقتی شب میکند شب غمگین باشد حتی اگر آدم خوبی باشد و وقتی صبح میکند صبح هم غمگین باشد حتی اگر آدم خوبی باشد پس این که صبح و شب شد غم، خودش توضیح میدهد این کدام غم است؟ غمهای دنیایی نیست.@ فقدانها نیست کمبودها نیست کدورتها نیست چه میگوید زیرا مؤمن بین دو ترس هست این دو ترس ترسهای قشنگی است همان ترسهایی که اول گفتم مثل ترسی که یک مادر دارد اگر شب انعقاد نطفه این چطوری شده الان بچه سه ماهش شش ماهش هست خدایا اگر یک آسیبی دیده.@ من یک موقعی یک مادری آمد به من گفت که میخواهم سقط بکنم گفتم برای چی گفت من خیلی مریض بودم خیلی اشعه زدم هی رفتم عکس گرفتم دارو هم زیاد خوردم این بچه دیگر بچه بشو نیست برای من، این حتماً درب و داغون است گفتم نه حق نداری این قابل جبران هست میشود جبران کرد.@ بعدش هم دستورالعمل دادم هم غذایی هم چیزهایی دیگر پایش را کرده بود در یک کفش که من میخواهم این را سقط کنم بالاخره جلویش را گرفتیم این مال گذشتهاش غم آینده چیست این که حالا نکند سه ماه بعد اتفاقی برایش بیفتد حمله از جلو است آینده آینده چه میشود آینده بچهام چه میشود آینده خودم چه میشود آینده خانوادهام چه میشود.@ بعد از چند وقت دیدم یک بچه خیلی دختر بچه ناز و خوشگل و خوب و سالم آورده بود گفت این همان بچه است که شما نگذاشتید ما بیندازیمش الان هم بعد از سالها آن دختر بچه را میبینم چه دختر خوبی هم هست.@ میگوید مؤمن بین دو تا ترس است این ترس ترس خوبی است(ذَنبٌ قَد مَضی مِنهُ لا یَدری مَن اللهُ صانِعٌ فیه) یک گناهانی کرده که نمیداند بالاخره خدا میبخشدش یا نمیبخشدش این ترس ترس قشنگی است نمیگذارد پررو بشود ناامید نیست از خدا ولی مغرور هم نیست.@ این همیشه این احتمال را میدهد نکند خدا یک دفعه به ما گیر بدهد حق الناسها چی خدا گیر ندهد بندگان خدا گیر میدهند به ما حق الناسهایی که مرتکب شده این غم غم خوبی است باعث میشود آدم غمهای دیگر را فراموش بکند یک کسی که غم جهنم دارد غم جهنم غم مبارکی است این دیگر غم دنیا ندارد اصلاً.@ (وَ ما بَقیَ مِن عُمرِهِ وَ لا یَدری ما یُصیبُهُ مِنَ المَهالِک) این که نمیداند آینده چه میاید بر سرش، این هم خیلی غم قشنگی است باعث میشود مؤمن پررو نشود باعث میشود مؤمن هیچ وقت خودش را بهتر از هیچ کس نداند.@ امام صادق(ع) فرمود کسی که خودش را بهتر از یک نفر میداند(فَهُوَ مُستَکبِرٌ) این آدم آدم مستکبری است یکی از اصحاب خیلی زورش آمد امام صادق اینطوری گفت گفتش که آقا ما شیعه هستیم مؤمن هستیم عبادت میکنیم اینهایی که شما میگویید یعنی ما از اینها بهتر نیستیم.@ اینها گناه میکنند آن چیزهایی که ما داریم ندارند حضرت فرمود از کجا میدانی شاید تو موفق به توبه نشدی و او موفق شد به توبه خدا توبه او را پذیرفت و توبه تو را نپذیرد ما چه میدانیم چه اتفاقی میافتد.@ ما آدمهایی داشتیم که با امام حسین بودند پیش امام حسین بودند شما شمر را نگاه کنید در لشکر امیرالمؤمنین است جانباز لشکر امیرالمؤمنین است ولی عاقبت بخیر نشد آمد روی سینه سیدالشهدا نشست سر حضرت را برید.@ معلم قرآن است شمر یک آدم همینطوری لات کوچه بازار نبوده یک آدمی بوده معلم بوده استادی بوده برای خودش کسی بوده این سر از اینجا در میاورد ولی کسانی را داشتیم که تا لحظه آخر با سیدالشهدا جنگیدند ولی عاقبت بخیر شدند.@ یکی از بزرگان میگفت روز عاشورا شما فکر نکنید چند هزار نفر شب عاشورا با حضرت بودند حداقل گفتند 1500 نفر بودند همه رفتند تمام تا دم در بهشت بیایی برگردی تا دم در بهشت یعنی چند ساعت صبر میکردند تمام بود.@ یکی از بزرگان فرمود 32 نفر از تو لشکر عمرسعد لحظه آخر آمدند کمک امام حسین یعنی امام حسین چند نفر برایش مانده بود عاشورا حدود 40 نفر این 72 نفری که میگویند حالا روایت تا 150 نفر هم داریم 32 نفرشان همان روز برگشتند آمدند عجب کاری هست.@ ما چقدر آدمهای بزرگ داریم زبیر ببینید خواهرزاده حمزه است فامیل پیغمبر است همسران پیغمبر بعضیهایشان ما امامزادههایی داشتیم چقدر منحرف شدند امامزاده است بچه امام است ولی بچه امام بودن به او کمکی نمیکند بچه پیغمبر همسر پیغمبر اصلاً هیچ وقت هیچ کس نمیتواند بگوید ما از یک نفر بهتریم.@ شما یک فاحشه را میبینید در خیابان گفتم علما ما میگفتند خدایا به حق این فاحشه در حق ما رحم بکن چون خیلی زیرک بودند حتی از یک حیوان هم خودشان را بهتر نمیدانستند چون داریم حیوانات خیلیهایشان روز قیامت به بهشت میروند آدمها نمیروند بهشت خیلی از آدمها بهشت نمیرود در حالی که قیامت حیوانات به بهشت راه پیدا میکنند حیوانات اهل نماز هستند.@ قرآن میفرماید(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) هر حیوانی نماز دارد تسبیح دارد خیلی از آدمها هستند اهل عبادت خدا نیستند تکبر میکنند در مورد خداوند قطعاً پیامبر فرمود(رُبَّ مَرکوبٍ خَیرُ مِن راکِبِه لِاَنَّهُ اَکثَرُ ذِکراً مِنه) چه بسیار مرکبهایی که از صاحبشان بهتر هست چون مرکبها بیشتر از صاحبشان ذکر میگویند.@ والله قسم قرآن میگوید این در و دیوار ذکر میگویند اینها ذکرشان نکند از ما بیشتر بشود این سنگ و چوب، لباسهایمان ذکرشان از ما بیشتر بشود مؤمن با این خصوصیت با همه راحت همه را تحمل میکند با همه صفا میکند چون هیچ وقت بیآبروتر از خودش سراغ ندارد که بخواهد ببندد خودش را با کسی رابطه نداشته باشد.@ این اینطوری خوب نیست آن آنطوری خوب نیست این در شأن من نیست آن در شأن من نیست بعضیها اینقدر ابله میشوند میگوید زنم در شأنم نیست بروم طلاقش بدهم با یک کس دیگر ازدواج بکنم شوهرم در شأن من نیست من کلاسم بالاتر از شوهرم هست از او طلاق میگیرد میخواهد با یک کس دیگر ازدواج بکند چه فاجعههایی.@ بعضیها میگویند پدر مادرمان در کلاس ما نیست ما یک مدت از اینها جدا بشویم من آدم دیدم وقتی پدر مادرش آمدند یک جایی به او سر بزنند رفقایش به او گفتند اینها چه کسانی بودند اینطوری گفت هیچی این کلفت خانهمان بود این هم نوکر خانهمان بود رویش نشده بگوید پدرم است عجب آدم چقدر بدبخت میشود.@ میگوید آدمها در شأن ما نیستند میگوید مؤمن یک مارگزیدگی دارد که دیگر نیشهای زنبور دنیا اذیتش نمیکند این مار آخرت وقتی میزند زنبور دنیا دیگر درد نمیاورد این وقتی یادش میافتد که چه گناهانی کرده یک معلوم هم نیست عاقبت بخیر بشود یا نه ترس دارد.@ مگر در این انقلاب مرجع تقلید نداشتیم مجتهد نداشتیم یار امام نداشتیم پیش کسوتهای جهاد و خون نداشتیم کسانی که سالها زندان رفتند سر از کجا درآوردند مگر ما یاران پیغمبر نداشتیم سر از کجا درآوردند مگر ما امامزاده نداشتیم که حضرت لعنتش میکند.@ پس چه کسی میداند که چه میشود من چه میدانم عاقبتم چه میشود برای همین آدم پررویی نباید بکند هی کلاس بگذارد برای بقیه و گندهتر از بقیه بداند خودش را بقیه را اَخ و کوچک و آلوده و گناهکار و معصیتکار بداند ریز ببیند بقیه را این غم غم قشنگی است.@ این غم باعث میشود آدم نه غم دنیا را بخورد چون لحظه تولد خیلی لحظه باشکوهی است شما نگاه کنید لحظهای که ما وفات پیدا میکنیم اولین کسی که ما باید ملاقتش بکنیم خود خود خداست خیلی صحنه هم باشکوه و هم خطرناک است.@ یک صحنهای که فرشتهها تو را میبرند پیش یک کسی که اسمش خداست خدا یک شخص است مفهوم که نیست باید رو در روی الله بایستی با تو حرف میزند و اگر انسان گند زده باشد به عمر و جوانیش چطوری میخواهد بایستد با خدا حرف بزند.@ خدا میگوید من امانت دادم از خودم این کودک عزیزی که از خودم سپردم چکارش کردی این امانتی که به تو دادم چکار کردی خیلی بد است و فوقالعاده باشکوه است یک کسی که از اول گفته لا اله الا الله من معشوقی جز الله ندارم.@ یک عمر به عشق الله زندگی کرده با عشق الله با بقیه آدمها رفتار کرده شوهرداریش به عشق الله بوده زنداریش به عشق الله بوده تجارت و کاسبیش به عشق الله بوده فعالیتهای اجتماعی و سیاسیش به عشق الله بوده کار هنریش به عشق الله بوده.@ این وقتی به او میگویند که الان داریم میرویم پیش الله این سر از پا نمیشناسد این آدم لحظه بسیار شیرین و باشکوه مگر ما تا این لحظه چقدر فاصله داریم مؤمن وقتی درگیر یک همچین چیزی هست محال است بیفتد در چنبره غم دنیا اصلاً نمیافتد.@ مؤمن با هیچ کس درگیر نمیشود مؤمن با هیچ کس رقابت نمیکند مؤمن با هیچ کس کلکل نمیکند مؤمن محال است در مراء بیفتد جدال نمیکند با کسی، مؤمن با کسی دهان به دهان نمیشود پیامبر فرمود کسی که دهان به دهان بشود من شفاعتش نمیکنم.@ با همدیگر زن و شوهر پدر مادر خواهر برادر دوستان با هم دهان به دهان نشوید قیل و قال خیلی خطرناک است فرمود حق با شماست زود کوتاه بیا اصلاً نگذار طول بکشد زشت است اصلاً این اُفت دارد برای آدم که بنشیند قیل و قال بکند خودش بد است این کار اساساً زشت است.@ بعضیها میبینی شش ماه یکسال دو سال ده سال بیست سال کینه دارند از این و آن در دلشان چرا به من این حرف را زدی اُه تو کی هستی حالا علی(ع) میگفت من در کوچه که میروم به من فحش میدادند میگویم با یک علی دیگر است این میبینی شش ماه زنش را زجر میدهد شوهرش را دارد زجر میدهد قهر کرده قهر خیلی خطرناک است.@ در روایت داریم اگر دو مسلمان سه روز قهر باشند از ولایت خدا خارج میشوند خدا میسپارندشان به شیطان شیطان هم میگوید اینها خیلی آدمهای عوضی هستند من هم قبولشان نمیکنم خیلی بد است شیطان هم قبول نکند آدم را یعنی این خیلی ضایع است.@ قهر چیه دیگر چه صیغهای است سه روز با هم حرف نزدیم یک هفته است با هم حرف نزدیم زن و شوهر خواهر و برادر پدر مادر و فرزند دو تا دوست چرا تو آن دفعه به من اینطوری گفتی به من خیلی برخورد این من را فقط یک چیز میتواند از بین ببرد جهنم.@ اگر الان میتوانی از بین ببریش زودتر دفنش کن برود پی کارش اگر نمیتوانی از شب اول قبر دردسر دارد آدم یک کسی که اینقدر منش گنده است هر کس هر جا هر چیزی میگوید هر چیزی به این برمیخورد این دیگر اصلاً خیلی گرفتار است.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(سُرورُ المُؤمِنِ بِطاعَتِ رَبِّه) شادی مؤمن موقعی است که طاعت انجام میدهد خیلی خوشحال است آن موقع که موفق به طاعت میشود انبساط میاورد برایش.@ شما نگاه کنید وقتی میروید حرم امام رضا شاد هستی میروید مکه شاد هستی نماز میخوانی شاد هستی گریهات نمیگیرد ناراحت هستی ولی گریهات میگیرد شاد هستی طاعتی انجام میدهی انسان به یک حیوان میرسد به یک حیوان محبت میکند شاد است به یک درخت آب میدهی شاد هستی چون درخت خیلی حرمت دارد خیلی قیمت دارد میبینی شما شاد هستید.@ به یک مورچه کمک میکنی شاد هستی شادی مؤمن در جاهایی هست که فرصت شبیه شدن به خدا را پیدا میکند طاعت انسان را شبیه الله میکند آنجایی که یک کسی را میبخشی خیلی شاد هستی و آن موقعی که نمیتوانی ببخشی خودت بیشتر غمگین هستی.@ آنجایی که کینه داری افسرده هستی و داغون و عصبی و آن موقعی که میگویی ولش کن تمام شد اصلاً کاری نداری به انبساط و شادی میرسی کینه خیلی عفونت سختی است آدم یک دفعه ولش کند هر کس هر چه گفت گفت مفت هم که نمیخواهی ببخشی.@ وقتی ببخشی دو اتفاق میافتد شبیه الله میشوی گناهان خودت هم بخشیده میشود به درجات عالی هم میرسی بخشش مفت نیست وقتی میبخشی خیلی چیزها گیر آدم میاید اولین چیزی که گیر آدم میاید همین شادی است.@ لذا میبینی مادر وقتی بچهاش را کشتند میخواهد برود این جوان را ببرد پای دار ناراحت است انتقام میخواهد بگیرد ولی ناراحت است اما وقتی میگذرد به شرط آن قاتل ارزش بخشیدن را دارد این خوب نیست ما همیشه مجرم را بخواهیم ببخشیم ولی ارزش بخشیدن را دارد وقتی ارزش بخشیدن را دارد آدم وقتی میبخشد خیلی آرام میشود.@ شما وقتی پولت را میگذاری در جیبت غصه میخوری ولی وقتی در میاوری میدهی به یک نفر شادیهایت بیشتر میشود وقتی دست میکنی در جیبت پول خوررد میدهی خیلی شادت نمیکند اما وقتی پول درشت میدهی با اینکه دردت میاید کدام بخش دردش میاید؟ بخش طبیعت و حیوانیت ولی بخش الهی خیلی شاد میشود.@ برای همین هم حضرت فرمود روزهدار دو موقع شاد است یکی موقع افطار شاد است چون توانسته ساعتها شیطان را بزند زمین به انبساط میرسد یکی هم روز قیامت ولی آن که روزه نمیگیرد بخور بخور داشته ولی موقع افطار اصلاً شاد نیست این آدم روزهخوار اصلاً شاد نیست.@ بینماز اصلاً شاد نیست طاعت ذاتش شادیآور است چون کارت درست است شما ورزش میکنی شاد هستی چرا وقتی میروی باشگاه شاد هستی چرا وقتی مسواک میزنی خوشحال میشوی نشاط میاورد برایت چرا حمام میروی شاد هستی چون کار صالح است کار قشنگی است هر کار قشنگی شادی و نشاط خودش را دارد.@ ولی(سُرورُ المُؤمِنِ بِطاعَتِ رَبِّهِ وَ حُزنُهُ عَلی ذَنبِه) غصهاش به گناهانش هست حق الناسها حق الله وقتی هم کسی درگیر این غصهها باشد با هیچ کس کلکل ندارد با هیچ کس بگو مگو ندارد در دعواهای بچگانه و خاله خالهبازیهای دنیا اصلاً گرفتار نمیشود.@ این را هم بخوانیم بس است دیگر از امام صادق(ع) هست(کَم مِمَن کَثُُرَ ضِحکُهُ لاعِباً یَکثُرُ یَومَ القیامَۀِ بُکائُه وَ کَم مِن کَثُرَ بُکائُهُ عَلی ذَنبِهِ خائِفاً یَکثُرُ یَومَ القیامَۀِ فِی الجَنَّۀِ سُرورُهُ وَ ضِحکُه) میگوید چه آدمهایی هستند در دنیا خیلی بیهوده الکی خوش هستند بیخودی میخندند همینطوری هرهر کرکر دارند و میخندند.@ به بچهبازیهایشان به کارهای اشتباهشان به سبک زندگیشان به انتبخاباتشان به ارتباطاتشان به رفتارشان به چینشهای فکریشان خیلی میخندند شاد هستند چه اتفاقی میافتد(لاعبا) یعنی بازیکننده هستند با بازیهای دنیا بگو بخند زیاد دارند آدمهایی هستند که بازیکن هستند بازی بد نیست.@ در روایت داریم مؤمن سهمی از بازی و خنده دارد آن هیچی که حالا بعداً راجع به آن در بحث شادی مفصل توضیح میدهیم بحث بازی و خنده را الان داریم بحث غم را میگوییم.@ ولی بعضیها هستند 40 سال 50 سال هنوز غافل است هنوز نوع فکرهایش غصههایش ناراحتیهایش میبینید که این بازیکن است یعنی یا بازیهای خیالی دارد یا بازیهای وهمی دارد.@ میبینی الان 40 سالش است 50 سالش است با زن و بچهاش رابطهاش حسنه نیست اما هنوز دنبال این هست که کدام تیم چه گلی زده اگر تیمش ناراحت بشود غصه میخورد این نمازش قضا بشود غصه نمیخورد خدا شاهد خیلی شرمآور است.@ گناه بکند غصه نمیخورد ولی اگر تیمش ببازد تا سکته میرود غصه میخورد اگر تیمش ببازد به حزن میافتد این معلوم است آدم توهمی است این اینقدر توهمی است که مینشیند یک فیلم نگاه میکند مثلاً فیلم را نوشته افسانه است یعنی اصلاً حقیقت ندارد با آن گریه میکند با آن شاد میشود با افسانه شاد میشود گریه میکند.@ ولی این هیچ وقت به خاطر گناهانی که کرده غصه نخورده اصلاً اصلاً یکبار غصه آخرت شب اول قبر سؤال پنجاه تا سؤال روز قیامت اصلاً هیچ ناراحتش نکرده تا بحال، این را بازیگر میگویند(وَ کَم مِن کَثُرَ بُکائُهُ عَلی ذَنبِهِ خائِفاً) چه کسانی داریم که گریهشان زیاد است به خاطر ترس از گناهانشان.@ وقتی یاد گناهانشان میافتند حیا میکنند گریه میکنند ناراحت هستند حتی اگر مطمئن باشند خدا بخشیده خودش حیا میکند برای او بخشش فقط مهم نیست برای اینکه من با خدا بد کردم با امام زمانم خیلی بد کردم که 40 سال زندگی کردم هیچی از من کمکی به حضرت نشد.@ او در آوارگی و طردشدگی و تنهایی و یگانگی به سر برد و من نتوانستم یک قدم کمک این آقا بکنم مهمترین سؤال قیامت را از ایشان میپرسند که آقا امام زمان شما آواره و طردشده و تنها و یگانه بود یا نبود هست یا نیست؟ هست تو چه خاصیتی داشتی برایش.@ هم امامت بوده هم پدر اصلیت بوده برایش چکار کردی تو چه خاصیتی برایش داشتی پولت آبرویت هنرت قدمت قلمت اعتبارت چه مانعی از موانع ظهور حضرت را برطرف کردی چند بار توانستی پدرت را بخندانی.@ ولی در عوض چقدر به گریه انداختیش فرمود دوشنبه و پنجشنبه که نامه اعمال را میبیند گریه میافتد و خجالتزده میشود جلوی فرشتگان و ما چقدر به گریه انداختیمش مؤمن وقتی یادش میافتد که با امام زمانش چکار کرد با خدایش چکار کرده با مادرش فاطمه زهرا چکار کرده غصه دارد.@ این غصهها دیگر نمیگذارد در دنیا با کسی درگیر بشود این اینقدر خودش درگیری دارد ماجرا دارد مشغول خودش است که اصلاً فرصت ندارد سر دنیا با کسی خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای گفتند خانهات را دزد برد گفت حلالش اصلاً وقت ندارم قیامت بایستم ببینم چه برده و چه نبرده این آدم آدم جدی است.@ (شُغِلَ مَنِ الجَنَّۀُ وَ النّارُ اَمامَه) کسی که بهشت و جهنم سر راهش هست آدم بیکاری نیست آدم خیلی مشغولی است آدم برنامهریزی است یک آدم باشخصیت است یک آدم بزرگ است یک آدم کلاسدار است به قول امروزیها.@ یک کسی که سر راهش بهشت است چند روز دیگر ممکن است به آن برسد و سر راهش جهنم است چند روز دیگر ممکن است بیفتد در آن این آدم اصلاً وقت این کارها را ندارد بچهبازیهای دنیا را ندارد این آدم جدی جدی است(شُغِلَ) یعنی این اصلاً بیکار نیست.@ (کَم مِن کَثُرَ بُکائُهُ عَلی ذَنبِهِ خائِفاً) به گناهش گریه میکند ناراحت است در دنیا(یَکثُرُ یَومَ القیامَۀِ فِی الجَنَّۀِ سُرورُهُ وَ ضِحکُه) میگوید بابت این گناهان و نگرانیهایی که داشته در دنیا به خاطر عمل کرده حیاهایی که کرده از مادرش فاطمه زهرا از پدرش امام زمان از خدایش حیا کرده میگوید این تبدیل میشود برایش به شادی و خنده.@ البته این فقط ذخیره قیامتش نیست کسی که در دنیا غصه این چیزها را بخورد در دنیا شادی و خندهاش هم بیشتر است چند تا دیگر غم خوب مانده غمهای خیلی خوشگل و خوب مانده که اینها را هم بگوییم.@ بعد میرویم به سراغ انشاء الله اگر عمری بود و توفیق بود میرویم سراغ درمان غم که چه چیزهایی باید در ما نباشد چه کارهایی نکنیم که گرفتار غم نشویم بعد انشاء الله بعد از این میرویم سراغ شادیها.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از همه شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم رفع اضطرار از کشورمان حل مشکلات خودمان حل مشکلات کشورمان گرفتاری اموات بدوارثها بیوارثها که در برزخ گرفتارند خدا همهشان را شاد بکند انشاء الله.@ شفای مریضان مریضان منظوری که به نفس پاک شما عزیزان امیدوار هستند بخصوص عزیزی که الان سفارش کردند گفتند در بیمارستان هست و سرطان دارد و به شما گفته که برایش دعا بکنید با همدیگر با حضور قلب پنج مرتبه آیه شریفه را میخوانیم.@ (اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@