جلسه 015 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
9
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - راه‌های مبارزه با غم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهداء(ع) و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره غمهای بدون علت بود که یکی از آنها این بود که چون ما یک اتحاد روحی با معصومین(ع) داریم شادی آنها که اصل هستند و ریشه هستند در شادی ما که فرع هستیم و شاخ و برگ تأثیر دارد همچنان که غمهای آنها در غمهای ما اثرگذار هست این یک نکته یک نکته دیگر درباره غمها و ریشه نابسامانیها چون ما رابطه وجودی با اهل بیت داریم.@ خود این دوری از اصل یک حزن و زمینه حزن دائمی برای ما دارد(اُصِبنا بِکَ یا حَبیبَ قُلُوبِنا فَما اَعظَمَ المُصیبَۀَ بِکَ حَیثُ انقَطَعَ عَنّا الوَحیُ وَ حَیثُ فَقَدناکَ) روزهای شنبه به رسول خدا میگوییم دلهای ما مصیبت زده هست.@ به خاطر تو چرا که(حَیثُ انقَطَعَ عَنّا الوَحیُ وَ حَیثُ فَقَدناکَ) هم وحی از ما قطع شده و هم ما تو را نداریم مثل یک بچهای که از پدر و مادرش دور است یا مسافرت میرود میرود یک کشور خارجی یا دور است خود این دورافتادگی از اصل برای انسان یک غربت یک غمی میاورد که این زمینه هست همیشه وجود دارد.@ حالا این بچه در خارج از کشور با رفقایش هست تفریح میرود خوش میگذراند ممکن است آنجا ازدواج بکند اما ظاهراً هم کسی او را غمگین نمیبیند ولی در نهاد خودش همین دوری از وطن و دوری از والدین یک حزن زمینه در نفس او میگذارد یک ناآرامی برای او دارد.@ ما اساساً از آن جهت که امام که اصل ماست پدر ماست بالای سرمان نیست یک حزن داریم شما اوجش را در جمعهها عصر میبینید جمعهها بعدازظهر همه این را میفهمند که جمعهها بعدازظهر چه روز غمگینی هست یعنی همه درک میکنند.@ گاهی وقتها جمعهها شما اگر بخواهید در خانه بمانید که اصلاً توصیه میکنیم نمانید در خانه اگر بمانید آدم میخواهد اصلاً بپوسد این دل میخواهد بترکد آدم باید زود خودش را برساند به یک حرم مسجد یکجایی که یکذره شادش بکند یکطوری که یک مقدار رنگ و حس و بوی بیشتری از پدرش و خانواده آسمانیاش داشته باشد که شادتر بشود.@ اینها هست اینها بدون علت وقتی میگوییم بدون علت حضرت میگوید علتش را شما متوجه نمیشوید و الا علت دارد الان خود حضرت هم در مورد غم بدون علت طرف سؤال میکند من نمیدانم چرا دلم گرفت؟ حضرت علتش را میگوید، میگوید چرا یک ریشه دارد.@ اما شما متوجه این ریشه نیستید و اساساً نبودن معلم متخصص نابسامانی و غصه هم دارد مشکلات اقتصادی، زناشویی، خانوادگی، مشکلات فرهنگی، مشکلات سیاسی، مشکلات اجتماعی ما همه بخاطر نبودن متخصص معصوم بالای سرمان هست همه بدبختیهایی که بشر و جهان کنونی درگیرش هست.@ این است که متخصص بالای سرش نیست معلم معصوم بالای سرش نیست اگر او باشد برای همین هم در روایت داریم وقتی امام زمان بیاید اصلاً کسی نه مریضی هست مریضی ما نداریم فقر نداریم غم نداریم بیاید همه برطرف میشود خودبهخود انسان شاد میشود.@ پس خود همین دور بودن از معصوم نبودن معصوم یک مصیبتهایی را برای همه اهل جهان آورده و چون جامعه جهانی بالای هزار سال هست که عادت کرده به نبودن معصوم انگار که غصه داشتن جنگ داشتن ناراحتی داشتن مریض بودن یک امر طبیعی شده در حالی که هیچ کدام از اینها طبیعی نیست.@ (الحزن مرضٌ النفس) قاعدهاش این است حزن بیماری هست مثل درد که بیماری هست ولی مردم مثل اینکه در واقع این را دیگر پذیرفتند که بله درد هست مریضی هست غم هست غصه هست بالأخره هست ولی اینها هیچ کدام طبیعی نیست.@ ما چون از سیستم نظام خلقت الهی تبعیت نمیکنیم مسیر سلامت و سلم را طی نمیکنیم افتادیم به نافرمانی از فرمولها و قواعد ریاضی خداوند که درباره سلامت نفس و تولید شادی و آرامش هست حالا گرفتاری داریم بعد میگوییم طبیعی است مثل کسی هست که بهداشت را رعایت نمیکند.@ بعد مریض شدن و درد کشیدن برایش طبیعی باشد بگوید بله مریضی هست در حالی که نه اگر بهداشت را رعایت بکند مریضی نیست به راحتی مریض نمیشود. وضعیت کنونی جهان اینگونه است یعنی ما با یک دنیای نابسامان یک دنیای عقب افتاده.@ یک دنیای طبیعی و نه فطری یک دنیای حیوانی و نه انسانی و یک دنیای خشن و نه مهربان، رحیم و رحمان روبرو هستیم بنابراین در یک همچین جهانی نباید توقع داشته باشیم که مردم آرامش داشته باشند مردم بتوانند شادی زیادی را دریافت بکنند.@ ما با فقر شادی با فقر آرامش در دنیا روبرو هستیم چطور وقتی که میگویند دنیا مثلاً از نظر طبیعی دارد آسیب میبیند مثلاً لایه ازن پاره میشود از هر 60 نفر یک نفر سرطان میگیرد سرطان پوست میگیرد و سرطانهای دیگر، چطور اکوسیستم اگر به هم بخورد مصائبش به بشر میرسد در طبیعت چطوری است.@ اگر غذا کم بشود گرسنگی به همه جا، قحطی به همه میرسد الان غذاهای روحی غذاهایی که تولید شادی و آرامش بکند در جهان واقعاً کم است و دنیا با یک قحطی در غذای شادی و آرامش و آسایش و عشق و محبت و رأفت و رحمت و همدلی روبرو هست.@ همانطور که در ثروت هم ما همینطور هستیم در ثروت وقتی که شما در آمریکا میبینید نهضت والستریت الان یکسره مثل آتش زیر خاکستر گاهی بالا میاید گاهی میخوابد به آن نهضت 99% میگویند، یعنی چی 99%؟ یعنی ثروتشان یک درصد دست کیست؟@ 99% ثروت دست یک درصد از جمعیت هست و بقیه جمعیت 99% جمعیت باید با یک درصد ثروت زندگی بکنند نابسامانی ایجاد میشود فقر و قتل و تجاوز و اضطراب و خودکشی و الان شما نگاه کنید ثانیه به ثانیه ما قتل داریم ما خودکشی داریم ثانیهای شده وضعیت نابسامانی است توزیع غلط است.@ حالا در نظام فطری هم این مسأله هست در نظام فطری چون مؤمنین کم هستند قرآن میگوید(أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ) (أَكْثَرُهُمْ لا يَشْعُرُونَ) (أَكْثَرُهُمُ الْکافرون) (أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ) اکثر گرفتار این وضعیت هستند یعنی اکثراً مریضند چون خطا میکنند از مسیر طبیعی دور میشوند از صراط مستقیم فاصله میگیرند.@ این گرفتاریها برایشان طبیعی هست ولی آن اقلیتی هم که در صراط مستقیم هستند میتوانند از شادی، آرامش و قدرت بهرهمند بشوند آنها هم که این ثروت را دارند یک وظیفه دارند آن هم این هست که(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) شادیهایشان را به بقیه بدهند.@ آرامششان را به بقیه بدهند علمشان را به بقیه بدهند بینش و بصیرتشان را به بقیه صدقه بدهند و تا آن جایی که میتوانند دیگرانی را که احتیاج دارند به این علم به این بینش به این جهانبینی به آنها کمک بکنند در روایت داریم(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) آیه قرآن اول سوره بقره هست دارد ترسیم میکند انسانهای حقیقی را.@ (ذلكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) بقیه که دیگر ولمعطل(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ) تا میاید میرسد به(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) حضرت فرمود(وَ مِن عِلمِهِم) حضرت میگوید از علمشان انفاق میکنند یعنی آنهایی که اهل بیت را دارند خانواده آسمانی دارند وصلند به خانواده خودشان.@ پدر و مادر بالای سرشان هست در واقع، خانوادهدار هستند، خانوادهدار هستند یعنی چی؟ یعنی یتیم نیستند به اهل بیت وصل شدند اینها موظفند وظیفه شرعی و الهیشان هست ائمه بارها این را گفتند که بقیه مردم جهان را هم به آنها غذا برسانند آنها هم به اهل بیت برسانند.@ آنها را هم شاد کنند آنها هم آرام کنند من تجربه سالهای کار بینالمللی که دارم تبلیغات بینالمللی وقتی با آدمهایی که مسلمان نیستند یا حداقل شیعه نیستند روبرو هستیم در بحثهای علمی آنها را میرسانیم به این نقطه که شما بچههای اهل بیت هستید شما نمیدانید اینها چه حس و حال قشنگی پیدا میکنند.@ یعنی ما الان مثل کسانی هستیم که پدر داشتن برایمان عادت شده طبیعی شده یک کسی که پدرش بمیرد یتیم بشود میفهمد که یتیمی یعنی چی، چقدر سخت است مادرش بمیرد پدرش بمیرد ما پدر همیشه بالای سرمان بوده عادت کردیم به اینکه چهارده معصوم در زندگیمان هست.@ شما نگاه کنید کسانی که حتی در خود شیعیان در زندگیشان چهارده معصوم دخالت ندارد چقدر زندگیشان غمزده است چقدر اضطراب، اضطرار در زندگیهایشان هست یک کسی که چهارده معصوم را ندارد در زندگیاش من نمیدانم چطوری میتواند صبحش را شب بکند شبش را صبح کند.@ چطوری میتواند آرامش داشته باشد چطوری میتواند شاد باشد هر چقدر شما ارتباطتان با اصلتان با خانواده آسمانیتان بیشتر میشود غصههایتان کمتر میشود شادی و آرامشتان بیشتر میشود چون مابهازاهای جاودانه پیدا میکنید و شما جبرانکننده دارید این خیلی مهم است.@ حالا آنها شما نمیدانید من وقتی حالتهای اینها را میبینم که وقتی میفهمد که اصلاً داستان خلقت چه بوده اینها بیحساب و کتاب در عالم نیستند بیصاحب نیستند اهل بیت را دارند وقتی اینها را میفهمند خیلی خیلی بیشتر از من و شما به پدر و مادری که پیدا میکنند عشق میورزند و واقعاً هم تلاش میکنند.@ یعنی شما الان تلاشهای خیلی از کسانی که تازه شیعه شدند و تازه مسلمان شدند را ببینید حیرتزده میشوید که اینها چقدر برای این فرهنگ تلاش میکنند زحمت میکشند و کار میکنند و سعی میکنند که انسانهای بیشتری را به این فرهنگ دعوت بکنند فرهنگ اهل بیت چون فرهنگ بینظیری است فرهنگ پیشرفته است.@ عالیترین و مترقیترین فرهنگ فرهنگ پیشرفته اهل بیت(ع) هست آنهایی که اصلاً وصل به هیچ جا نیستند نه به معصوم نه به متخصص نه به خانواده آسمانی این دنیا برایش چه میشود جهانبینیاش حق دارد که به پوچی برسد و حق دارد که خودکشی میکند و حق دارد که افسرده میشود و حق دارد که مریض میشود سرطان میگیرد و میمیرد.@ حق دارد که دیوانه میشود این همه آمار تیمارستانها و بیماریهای روانی حق است این آدم در یک عالمی که هیچ پشتوانهای ندارد خودش و ول است و به جایی بند نیست چطوری میتواند آرامش کسب کند بنابراین(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) یعنی آنهایی که وصل به اهل بیت هستند خانوادهدار هستند.@ به این ثروت عظیم رسیدند باید این ثروت را انفاق کنند و به دیگران هم برسانند آدم خودخواه آدم خودمحور آدم خودشیفته که هیچ کاری با بقیه ندارد این یک آدم بسیار خطرناکی است گفتم آیت الله بهجت فرمودند من اگر برای شیعیان و مسلمانها دعا نکنم برای چینیها مینشینم دعا میکنم.@ اگر یکجایی سیل بیاید زلزله بیاید برایشان دعا میکنم آنها هم خواهر و برادرهای ما هستند قاعدهای که هفته پیش گفتیم(هو أنت) همه آنها ما هستیم ما هم آنها هستیم ما باید خودمان را جای آنها بگذاریم آنها هم نیاز دارند به اینکه اهل بیت را بشناسند آنها هم نیاز دارند که جهانبینی را پیدا کنند آنها به الله نیاز دارند به خانواده آسمانی نیاز دارند.@ بنابراین یک انسان مهربان یک انسان رئوف یک انسان رحیم انسانی هست که تکخور نیست انسانی هست که سعی میکند آنچه که روزیاش شده حالا یک کسی روزی مادی دارد در روزی مادی انفاق بکند یک کسی روزیهای بالاتر دارد در روزیهای بالاتر انفاق بکند.@ وقتی یک نفر عالیترین درجه روزی یعنی روزیهای فوق عقلانی دارد این موظف است که این روزیهای فوق عقلانی را به سایر انسانهایی که نیازمند هستند مستحق هستند مگر نمیگویند به مسکین و فقیر به هردو بدهید قرآن فرمود(لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ) فقیر کیست؟@ فقیر کسی هست که دارد ولی به اندازه کافی ندارد خرجش با دخلش هماهنگ نیست خرجش بیشتر از دخلش است نه اینکه ندارد فقیر ندار نیست، دارد کم دارد، آنقدر نیست که بتواند خرج و دخل را یکی بکند، مسکین کیست؟ مسکین کسی است که هیچ چیز ندارد قرآن میگوید هم به فقرا برسید هم به مساکین.@ معصوم هم میگوید منظور ما از انفاق فقط انفاق پول نیست زکات زکات پولی نیست خمس خمس پولی نیست صدقه صدقه پولی نیست اینکه حضرت فرمود بوسه صدقه است نوازش صدقه است خنده صدقه است این بنده خدا کمبود عاطفه دارد کمبود محبت دارد.@ شما از عاطفه بالایی برخوردار هستید باید دست نوازش به سرش بکشید باید ببوسیش باید تأمین عاطفه از شما بشود بنده خدا پدرش تأمینش نمیکند مادرش تأمینش نمیکند شما داری باید تأمین بکنی آن عاطفه را باید به آن هم بدهی محبت را باید به آن هم بکنی پول میخواهد پول، علم میخواهد علم.@ شخصیت میخواهد شخصیت، جا میخواهد جا بدهید یعنی در واقع انسانها در این مسیر یاد میگیرند که مثل الله که دارد خلق را روزی میرساند انسانها یاد میگیرند که در همه بخشها روزیرسان باشند در ماده در احترام و ادب در شخصیتدهی در علمدهی و در معنویت.@ اهل روزی دادن باشند تا یاد بگیرند شبیه خدا بشوند ما اینطوری به هدف خلقت خودمان نائل میشویم متخلق به اخلاق الهی میشویم چون پنج بخش داریم از هر پنج بخشممان بتوانیم انفاق بکنیم(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) از هر چیزی که خدا روزیات کرده باید انفاق بکنی، این انفاق چه خصوصیتی دارد؟@ میگوید چون در جریان میاندازی در خودت نگه نمیداری هیچ کدامش را، هر کدام که نگه داری گندیدگی ایجاد میشود این کنز میشود کنز میشود عذاب، عُقده، مثل اینکه بگویند رگ قلب شما بسته است به سکته نزدیک میشوی هر جا بستگی ایجاد بشود مرگ میاورد.@ در هر بخشی که شما میتوانید خروجی داشته باشید و نداشته باشید فساد ایجاد میشود مرگ ایجاد میشود غصه میاید گرفتاری میاید هر چه شما رد میکنید، دریافت را از کجا میگیرید؟ چون الحمد لله مال خداست مال تو که نیست این تو امانتداری هستی به تو دادند باید بدهی برود.@ هیچ کدام مال خودت نیست این چیزهایی که داری پس وقتی که یاد میگیری که الحمد لله همه خوبیها کمالات قوا، داراییها مال الله است مال الله را نباید نگه داشت مال تو نیست رد کن برود وقتی رد میکنی هر چقدر خروجی بیشتری داشته باشی ورودی بیشتری هم خواهی داشت و دریافت بیشتری از الله خواهی کرد.@ چه ماده چه معنویت هیچ فرقی نمیکند یعنی در هر کدام از بخشهای وجودیت شما خروجی بیشتری داشته باشی دریافت بیشتری هم از الله داری اینطوری هست که انسان ذره ذره بزرگ میشود و شبیه الله میشود.@ آدمهای خودخواه حسود آدمهای تنگنظر آدمهایی که بخیل هستند از خروجی از دادن به دیگران از اعطا اینها زود به سکته و مرگ و غصه و محرومیت میافتند خودشان هم محروم میشوند شما به محض اینکه گدابازی در بیاوری گدابازی تک افتادن به تو هم میرسد یعنی شما وقتی که نسبت به دیگران بخل میکنی از خودت داری کم میگذاری.@ چون گفتیم طرف مقابل(هو أنت) است خودت هستی وقتی به طرف مقابل میتوانی چیزی بدهی و نمیدهی یک محبت یک انصاف یک حق با تو است یک معذرت میخواهم حقش این است که تو به آن بگویی معذرت میخواهم و تو خودخواهی میکنی و میگویی حق با من است.@ داری دروغ میگویی تو اشتباه کردی باید به سهم خودت معذرتخواهی کنی وقتی این کار را نمیکنی همین اتفاق میافتد که زندگیها گند میخورد کار به طلاق و مشکلات و گرفتاریها میرسد و هر چیزی که حقش است وقتی که تو خروجی نداری زورت میاید که این کار را بکنی کم میگذاری راه را میبندی.@ شما نگاه کنید یک طلافروش بگوید من چرا اینجا طلافروشی بگذارم میروم یکجایی که هیچ کس نباشد مغازه من تک بیفتد طلافروشی بلند شود برود وسط بازار پارچه طلافروشی بزند، چقدر فروش دارد یا ندارد؟@ کسی در پارچهفروشی دنبال طلا نمیرود ولی وقتی میگویی ما هم مثل بقیه میرویم در بورس طلافروش وسط صدتا مغازه طلافروش درآمدش بیشتر است چون محل رجوع هست. پس هر جا بیشتر هست خدا رحمت کند امام(س) میگفتند شما مرجع تقلید هستید حیف است شما در شلوغیها حرم نروید شبهایی که حرم شلوغ است نروید.@ موقعهایی که خلوت است خدمت آقا برو قشنگ با خیال راحت زیارت کن فرمود به هر کس هر چه میدهند در شلوغی میدهند امام رضا وقتی شلوغتر است فیوضاتش هم بیشتر است الان حرم خلوت است کسی نیست دهش هم کمتر است به تو هم نمیرسد نگاه خیلی نگاه قشنگی هست.@ کسانی که از جمعیتها فرار میکنند از شلوغیها فرار میکنند در واقع روزی خودشان را کم میکنند کسانی که خودمحور میشوند مثلاً طرف عروس خانه است به این پسر میگوید حق نداری خانه مادرت بروی خانه خواهرت نرو به مادرت محبت نکن.@ به خواهرت محبت نکن تو خواهرت را میبوسی من ناراحت میشوم تو با فلان کس دوست میشوی من ناراحت میشوم اینجا مهمانی نرویم آنجا مهمانی نرویم یا مرد زن میگیرد بعد حواسش نیست فکر میکند این زن را خریده از این به بعد راضی نیستم خانه مادرت بروی راضی نیستم خانه پدرت بروی.@ مگر اسلام نگفته که بدون اجازه مرد نباید بیرون بروی من هم اجازه نمیدهم یک آدم عُقدهای نادان، جاهل راه را میبندد خودش، همسرش، بچههایش به مرور زمان منزوی میشوند بچهها مریض میشوند بچهها پسرخاله میخواهند دخترخاله میخواهند همبازی میخواهند رفیق میخواهند همسایه میخواهند.@ بچه الان 20 سالهاش شده اصلاً روابط عمومی ندارد تربیت نمیشود رفت و آمد نکرده نمیداند الان باید بیرون در جمع چکار بکند این باید در جمع برود جمع هم هر چه هست هر چه سر همه میاید خیر است.@ مجموعاً خوبی یا بدی، میرود چهارتا فحش میشنود چندتا کتک میخورد عوضش قوی میشود این بچه اصلاً تا حالا نه فحش شنیده نه کتک خورده نه بالاتر از گُل به او نگفته چون محدود بوده حالا الان میرود خانه شوهر میبینی که کم آورده جلوی همه آنجا با مادرشوهر درگیر میشود با خود شوهر درگیر میشود.@ لوس است یک بچه لوس رشد نکرده بیظرفیت حرف نشنیده محدود، پسر هم همینطور در زرورق نگه داشتند این بنده خدا اصلاً رابطه ندارد مدرسه هم رفته جاهایی رفته مثل دانشگاه جایی که رابطهها کم است در محیط دانشگاه نمیتواند با کسی ارتباط برقرار کند در محیط خانه هم نمیتواند در محیط بیرون هم نمیتواند ضعیف بار میاید.@ پس راه را وقتی بستی در واقع داری روی خودت میبندی راه را نبند در هیچ مقولهای انسان راه را نبندد. برایتان حدیث بخوانم سؤال کردند از معصوم(ع) (رُویَ أنَّهُ سُئِلَ عالِم) عالم اهل بیت در چهارده معصوم کیست؟@ امام رضا(ع) میگویند عالم آل محمد، از او سؤال میکنند(أنِ الرَجُلِ یُصبِحُ مَغمُومً لا یَدری سَبَبُ غَمِه فَقالَ إذا أصابَهُ ذلِکَ فَلیَعلَم أنَ أخاهُ مَغمُوٌم) چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند و این اسرار را کشف بکند برای ما غیر از معصوم، ما چقدر خوشبختیم که 260 سال شیعه بالای سرش معصوم بوده و ما اینقدر علوم معصومانه داریم.@ هیچ مکتبی اینقدر قدرت ندارد(وَ کَذلِکَ إذا أصبَحَ فَرحان لِغَیرِ سَبَبٍ یُوجِبُ الفَرَح فَبِالله نَستَعینُ عَلی حُقُوقِ الإخوان) از حضرت سؤال میکنند میگوید یک کسی غمگین میشود علتش را نمیداند چطوری است به امام رضا میگوید؟@ حضرت میفرماید اگر اندوهی به او برسد این بخاطر اندوهی هست که به برادرش رسیده برادر یعنی خواهر را هم در برمیگیرد(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) بعد حضرت میفرماید(وَ کَذلِکَ إذا أصبَحَ فَرحان) این خوشی یکدفعه در دلش میاید خودش هم نمیداند برای چه امروز شنگول است خوش است چه رمزی را دارد میگوید.@ میگوید آن که در این آدمها تو با آنها برادری سنخیت داری چون روحها فرمود(الأرواحُ جُنُود مُجَنَدَه) آدمها لشکریان دستهبندی شده هستند یعنی آدمها فازهایشان با هم همه یکجور نیست دستهبندی شده هستند مثل حیوانات شما ببینید چطوری هستند طبقهبندی هستند گروههایشان با هم زندگی میکنند.@ آدمها هم همینطوری هستند یعنی یک صنف یک طبقه نیستند ذهنهایشان شخصیتهایشان باید با همدیگر جفت بشود باید با همدیگر جور بشوند که با همدیگر رفیق شوند کنار هم بیایند با هر کسی رفیق نمیشوند با هر کسی دوست نمیشوند طبقهبندی شده هستند.@ در بهشت هم که اینها میروند باز دستهای بهشت میروند الان کسانی که با همدیگر مهمانی میروند دیدید در زندگیهای الان، آدمهایی که با هم مهمانی میروند با هم دوست دارند مسافرت بروند، مثلاً میگویند در این ششتا باجناق با چه کسی دوست داری مسافرت بروی؟@ میگوید من فقط با این دوست دارم با فلانی دوست دارم، با خواهرهایت با کدام بیشتر جور هستی؟ از این پنجتا خواهری که دارم با این بیشتر جور هستم در رفقها من با این بیشتر دوست دارم اینها جفتی میشوند به قول معروف با همدیگر کِر میشوند میروند با همدیگر کارهایشان را دوست دارند مشترک انجام بدهند.@ آنطرف هم که میروند باز همینطور هست در برزخ هم همینطور است در بهشت هم همینطور است اینها مثلا با هم دستهای با هم محشور میشوند شبیه هم هستند آدمهایی هستند که به قول امروزیها در حد قیمتی در رِنج قیمتی همدیگر هستند.@ خیلی خوب است حالا در اینها آدم با کسی هست که یک سنخیتهایی دارد یک شباهتهایی دارد یک نزدیکیهایی دارد یک یکیشدنهایی دارد. آن شاعر چه گفت: کبوتر با کبوتر باز با باز همین که فرمودند بنی آدم اعضای یکدیگرند بالأخره هر زبانی این را دارد(الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ) و اینکه ما دو یک روحیم اندر دو بدن.@ دقیقترش این هست چون حضرت فرمود(لأنّا وَ إیّاکُم مِن نُورِ الله عَزَّوَجَل) حدیثی که هفته قبل خواندم همه ما یک نور هستیم بنابراین این همسان بودنها یکی بودنها باعث میشود که اگر در این همگروهیها یکی ناراحت بشود بقیه هم ناراحتند.@ در این رفیقها صمیمیها یکی مریض بشود بقیه هم حالشان بد میشود یکی کمک بخواهد همه برای او سرمایهگذاری میکنند پس چقدر حضرت زیبا میگوید میفرماید که این بخاطر غمی هست که به برادرت رسیده و یا حتی اگر خوشحال هم بشوی و ندانی خوشحالیت هم همینطور هست.@ حضرت یک نتیجه میگیرد از این جهت، چه را میخواهد بگوید؟ حضرت قاعده را نگفته در حدیثی که هفته گذشته خواندیم حضرت وقتی که میگوید این بخاطر این هست که ما ناراحت میشویم شما ناراحت میشوید ما خوشحال میشویم شما خوشحال میشوید.@ دلیلش را هم حضرت میگوید میاید به ریشه اشاره میکند وجود مقدس امام صادق(ع) فرمود(لأنّا وَ إیّاکُم مِن نُورِ الله عَزَّوَجَل) ما همهمان نورمان یکی است یک نور هستیم یک حقیقت هستیم اینجا دیگر امام(ع) این را نمیگوید و چون نمیگوید تو را دعوت میکند به این که این را بفهمی وقتی فهمیدی.@ حالا میگوید(فَبِالله نَستَعینُ عَلی حُقُوقِ الإخوان) ما از خدا کمک باید بگیریم در حقوق برادران دینیمان، برادر یعنی خواهرها را هم میگیرد اصلاً کلاً مسلمانها، میگوید خیلی انسان باید از خدا کمک بگیرد.@ چون حقوق برادران خیلی، ما در بحث مهرورزی یک بحثی داریم تحت عنوان حقوق که آنجا حضرت میگوید یک مسلمان گردن مسلمان دیگر سی حق دارد که اگر اینها را رعایت نکند از ولایت خدا خارج میشود اینطوری به شما بگویم هر حقی که به برادر جنسی خودت برادر طبیعی خودت که از یک پدر و مادر زمینی متولد شدید.@ خواهر زمینی متولد شدید حق برادرهای دینی بسیار شدیدتر از این هست حال بله خواهر و برادرهای زمینی ما بخاطر اینکه از نظر پدر و مادر با هم هستیم یک حقوق ویژهای دارند اما حقوق برادرهای دینی خیلی خیلی سنگین هست.@ میگوید شما اگر دوتا خدمتکار دارید آن در خانهاش خدمتکار نیست یکی از خدمتکارهایت را به او بده اگر دوتا لباس داری و او لباس ندارد باید حتماً یکی از لباسهایت را به او بدهی اگر دوتا مرکب داری و او مرکب ندارد یکی از مرکبهایت را باید به او بدهی چون یک نفر هستی.@ کسی که میبیند در خودش بهرهمندیاش بیشتر از بقیه باشد این آدم خودخواه است یک کسی میبیند در خودش بالاتر از بقیه باشد از نداشتن بقیه لذت میبرد خیلی آدم وحشی هست خطرناک است یک کسی که در خودش میبیند که بیاید برای یک کسی که ندارد پُز بدهد این خیلی وحشتناک است.@ یک کسی که ندارد بیایی برای آن پز بدهی آن خود تو هستی در واقع داری برای خودت پز میدهی چقدر این کار قباحت دارد داشتن پز دادن ندارد لذا قرآن فرمود کسی که روحیهاش این هست که از یک نفر جلو بزند دیگر به بهشت راه پیدا نمیکند.@ در بخشهای طبیعی جلو بزند حتی بخشهای علمی، در یکجا گفتند جلو بزنید وقتی هم آنجا جلو بزنید دیگر با جلو افتادن بقیه مهم نیست چون وقتی جلو میافتی بقیه را هم با خودت میبری در بحثهای فوق عقلانی میگوید(سارِعُوا) سرعت بگیرید(و سابِقُوا) از بقیه هم سبقت بگیرید چون آنجا دیگر با وحدتتان منافات ندارد.@ (سابِقٌ بِالْخَيْراتِ ) (يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ) این در رسیدگی به مردم از بقیه سبقت میگیرد در کار خیر سبقت میگیرد منتظر نیست طرف مقابل از آن بخواهد خودش پیشنهاد میدهد خودش میگوید و چون ما با این فرهنگ دور هستیم الان این فرهنگ خیلی غریبه است خیلی ناآشناست لذا نداریم و مشکل پیدا میکنیم.@ علامه یکی از شاگردهایش مرحوم ملا صالح مازندرانی زنش به رحمت خدا رفت گفت من شب نشسته بودم دیدم استادم آمد گفت نباید بدون همسر باشی بیا با دختر من ازدواج کن تنها نمانی آن هم دختر علامه یک دختری بوده آن دختر علامه یک آدم خیلی برجسته و بزرگی بوده.@ یک مجتهده کامل قدرتمند خیلی یک آدم بسیار برجسته، استاد است میگوید بیا با دختر من ازدواج کن تنها نمانی با یک شرایط سخت، ولی اگر الان یک نفر بیاید بگوید بیا با دختر من یا خواهر من ازدواج کن تنها نمانی.@ میگوید حتماً دخترش یا خواهرش یک مشکلی دارد میخواهد به ما بیاندازد هی دارد میگوید چون ما با فرهنگ آسمان کنار نیامدیم فرهنگ زرنگبازی فرهنگ زمینی خودخواهی، فرهنگ زمینی اینطوری هست فرهنگ شخصی است یعنی آدمها با هم فرق دارند بنی آدم اعضای یکدیگر نیستند زمین تا آسمان این اخلاق با آن اخلاق فرق دارد.@ لذا حضرت میگوید حالا که اینطور هست آدم باید به خدا پناه ببرد از اینکه حقوق برادرهایش را رعایت بکند خیلی سخت است خیلی کمرشکن است رعایت حقوق افراد و این اینطوری هست که انسان شبیه الله میشود.@ همه حرف عرفان همین است که تو باید در ارتباطی که با آدمها داری سعی بکنی فاصلهات را از بقیه کم بکنی یعنی هر خیری به تو میرسد به دیگران هم همان خیر را برسانی چون دیگران خود تو هستی لذا کسی که دست خالی در قیامت میرود خیلی تحویلش نمیگیرند این را خوب دقت کنید خیلی مهم است.@ این نکتهای که میخواهم بگویم کسی که دست خالی میرود در قیامت افراد به میزانی نزدیک به خداوند هستند که با تعداد بیشتری به نزد خدا بروند یعنی تعداد بیشتری را انفاق کرده باشند چون هر چه که شما انفاق بکنید دیگران تحت نامه عمل شما هستند.@ یک کسی میاید همه خیرات معنویش را به میلیونها آدم میرساند اینها از این میخورند بچههای این میشوند این روز قیامت به صورت یک آدم محشور نمیشود آن بحثی که ماه رمضان کردیم که گاهی وقتها افراد با قَدَر یک نفر زندگی میکنند اما گاهی وقتها افراد با قَدَر میلیونها انسان و میلیاردها انسان زندگی میکنند.@ یک کسی که با قَدَر میلیونها انسان رفته باشد در زندگی میلیونها انسان نقش داشته باشد این وقتی وارد برزخ میشود با همین میلیونها انسان جزء شئونات وجودی این هستند که محشور میشوند لذا افراد که میگویند قیامت افراد قدرت شفاعت دارند، یعنی چی قدرت شفاعت دارند؟@ چون در دنیا شفاعت کردند، شفیع یعنی چی؟ شفع یعنی جفت شدن، این میاید پولدار است میاید کنار یک فقیر قرار میگیرد آن را بالا میکشد از نظر آبرو آبرومند است کنار یک آدم ضعیف قرار میگیرد به آن هم آبرو میدهد میاید کنار یک یتیم قرار میگیرد به او عاطفه میدهد بالا میکشد میاید کنار یک بیسواد قرار میگیرد به او علم یاد میدهد بالا میکشد.@ میاید کنار یک آدم ضعیف بیایمان قرار میگیرد او را بالا میکشد هر تعدادی که این دارد با خودش میبرد جزء نامه اعمال خودش میشوند لذا قدرت شفاعتیاش روز قیامت، چون در دنیا شفاعت کرده این آدم همه جور شفاعتی کرده روز قیامت دستش باز است خودش که هیچی اصلاً خودش آنجا مشکلی ندارد نه در برزخ نه در قیامت.@ حالا نه خودش مشکلی دارد در روایت داریم خدا میگوید تنها نرو هر کس را میخواهی بردار با خودت ببر هر کس را دوست داری بردار با خودت ببر چون این آدم بزرگ شده این آدم جزء شئونات وجودیاش اینطوری شده.@ پس هر چقدر شما مال خودتان نباشید مال خدایید هر چقدر مال خودتان نباشید به الله نزدیکترید لذا امام رضا(ع) فرمود بهترین زندگی زندگیای هست که دست بیشتری در آن هست تعداد بیشتری در زندگی سهم دارند مثل غذاست پیامبر فرمود بهترین غذا غذایی است که دست بیشتری در آن غذا باشد.@ بعضیها خودخواهانه میخواهند یک پُرس غذا را خودشان بخورند یک کسی میبینی نه اصلاً چون این روحیه را اصلاً ندارد آدم طبیعتگرایی نیست با نصف پُرس هم سیر میشود با یک چهارم پرس هم واقعاً شکمش سیر میشود بعد میبینی این یک پُرس غذا را هم که میخواهد بخورد دوست دارد چند نفر جمع شوند بیایند این یک پرس را با او بخورند.@ گاهی وقتها یک غذای کم ده نفر را سیر میکند و گاهی وقتها یک غذای زیاد یک نفر را هم سیر نمیکند. آمد به پیغمبر گفت یا رسول الله من قبل از اینکه ایمان بیاورم غذای چهل نفر را میخوردم الان که به شما ایمان آوردم با یک وعده سیر میشوم، این مباحث روانشناسی خیلی دقیق است.@ حضرت فرمود آن موقع معده تو معده کفر بوده یعنی معده خودخواهی معده انفکاک معده جدایی چهل نفر را هم غذا میخوردی ولی الان نه الان معدهات معده ایمان شده تو معده ایمان شدی تو دیگر یک نفر نیستی جزئی از یک خانواده هستی یکذره هم کافی است.@ لذا این خیلی خیلی مهم هست که انسان یاد بگیرد که مال دیگران باشد یک کسی که نمیتواند انفاق بکند نمیتواند زکات بدهد نمیتواند خمس بدهد نمیتواند از مالش به دیگران کمک بکند حالا دیگران یک بحث، امامش که چیز دیگر است.@ الان امام زمان ما دعوت کرده ما را به انفاق به او، خدا ما را دعوت کرده به کمک به او، عجیب است خدا برای تربیت ما میگوید به من کمک بکنید خیلی عجیب است(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) بیایید به من خدا قرض بدهید میخواهد ما را آدم بکند میخواهد ما را شبیه خودش بکند میگوید من نقش گدا را بازی میکنم شما نقش خدا را بازی کنید.@ خدا نقشها را عوض کرده چه خدایی است آدم میخواهد یک میلیون بینهایت بار جانش را برای خدا بدهد برای اینکه ما را تربیت بکند نقشها را عوض کرده میگوید شما دارا من ندار، ائمه هم همینطور هستند.@ میگویند شما دارا ثروتمند، ما نداریم در حالی که خودش میگوید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً) خدایی خودش را ول نمیکند میگوید من نقش گدایی را بازی میکنم اما شما اگر به من بدهید من بینهایت به شما برمیگردانم مضاعف به شما میدهد یک تا هفتصد بار.@ بعد میفرماید(وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ) برای هر کس هم بخواهم بیشتر از اینها هم میدهم اصلاً حد ندارد میخواهد ما را تربیت بکند زمینههای تربیت را اینطوری در جامعه ایجاد میکند یکی را فقیر میکند یکی را غنی میکند ولی دوتایی در واقع یک نفر هستند میگوید تو حالا نقش غنی را بازی کردی به فقیر عنایت بکن.@ یکی را عالم میکند یکی را جاهل میکند عالم باید به جاهل بدهد یکی از عزت و آبروی بیشتری برخوردار هست میگوید به دیگران هم عزت و آبرو برسان اینطوری است در بازار قدیمها مرام خوبی داشتند بازاریهای قدیمها بازاریها مؤمن بودند.@ مثل الان نیست که هر فاسقی برود یک مغازه باز بکند بازاریهای قدیم(الکاسب حبیب الله) بودند آنها خیلی آدمهای برجستهای بودند حضرت علی فرمود یک چهارم دین خدا روی ستون متدینین و تجار متدین میگردد ثروتمندان متدین میگردد اینها هستند که اسلام را تا اینجا رساندند اینها در بازار اینطوری رسم بود.@ چون دینداری بود تقوا بود من خودم مثلاً حدود سی و خوردهای سال پیش که طلبگی شروع کرده بودم حوزه، شبها من میدیدم در این حوزه ما خدا رحمت کند استاد ما آیت الله مجتهدی را در همین حوزه میدیدیم شبها یک درس حوزه دیگر هم برقرار است.@ همه کاسبها دارند میایند کاسبهای بازار میامدند زیر نظر ایشان حلال و حرام و مکاسب یاد میگرفتند یک کاسبی که حلال و حرام سرش میشود مکاسب سرش میشود خمس سرش میشود زکات سرش میشود صدقه سرش میشود اینطوری است که مالشان هم خیر و برکتهای فراوان داشت.@ یکدفعه یک نفر که ورشکست میشد در بازار، در طبیعتگرا وقتی یک شرکت ورشکست شود در بانکدارها وقتی یک بانک ورشکست بشود همه چیز هم با آن است ولی اینجا در فطرتگرایی اینطوری نیست در فطرتگرایی یک بازاری که ورشکست میشد همه بازاریها سرمایه میگذاشتند به آن میدادند خودش را بالا میکشید.@ بعداً وقتی میامد بالا یواش یواش سرمایه بقیه را به آنها پرداخت میکرد تجارت طبیعتگرا با تجارت فطرتگرا زمین تا آسمان با هم فرق دارد در تجارت فطرتگرا تجارت یک بهانه است برای شبیه شدن به الله، در تجارت طبیعتگرا تجارت یک بهانه است.@ برای تقویت حیوانیت برای پز دادن برای خودفروشی برای فخرفروشی برای رقابتهای حیوانی، پولدار شدن یک بهانه است مثل الان بعضیها دکتر و مهندس میشوند برای اینکه عبودیت بکنند از همین دکتر و مهندسی استفاده میکنند برای عبودیت، بعضیها دکتر و مهندس میشوند برای اینکه پزش را بدهد.@ پولش را بخورد زمین تا آسمان این دو نگاه با هم فرق دارند نگاه طبیعتگرا و نگاه فطرتگرا. اینجا یک بابی باز میشود که من توصیه میکنم حتماً این را پیگیری بکنید چون آن پنجاهتا سؤال قیامت هم که گفتم بحثش به همین برمیگردد.@ رساله حقوق امام سجاد(ع) این را یادتان نرود حتماً مطالعه بکنید آن پنجاهتا حق را قشنگ ببینید که انسان باید چکار بکند حالا بعضی از کتابها اگر بتوانم خودم در طول هفته یک نگاهی بکنم ببینم کدام کتابها شرح بهتری دارد از همان برایتان بگویم بیاورم بخوانید به هر حال دنبالش باشید که حقوق خیلی سنگین است.@ حقوق برادران دینی بسیار بسیار سنگین هست. از جلسه بعد انشاء الله اگر عمری باشد و توفیقی میخواهم راجع به غمهای خوب صحبت کنیم چه غمهایی خوب هستند تا الان گفتیم غم بد است غمهایی که مربوط به شئونات پایین هست خوب نیست.@ ولی چه غمهایی خوب است چه غمهایی ارزش دارد و الهیت و شادی میاورد در واقع غمهای خوب خصوصیاتش این هست که بر خلاف غمهای بد مثل اشک است گفتیم اشکهایی که مال دنیاست گرم است ولی اشکهایی که مال آخرت است سرد است خنک است گاهی وقتها شما از شادی گریه میکنید.@ این گریهتان از شادی خیلی به شما میچسبد وقتی شادید و گریه میکنید ولی یک موقع هست غمگینی و گریه میکنی این خوب نیست غمها هم همینطور هست ما غمهایی داریم که وقتی میخورید شادت میکند هر چه بیشتر میخوری بیشتر شادتر میشوی بیشتر سالمتر میشوی.@ مثل اینکه ما برای عزای امام حسین ما غمگین هستیم روضه که میخوانیم گریه میکنیم ولی این گریه برای ما شادی میاورد شما جمکران میروید گریه میکنید مسجد میروید گریه میکنید میروید حرم امام رضا گریه میکنید سر نماز گریه میکنی ولی این گریهها را خیلی دوست داری.@ اصلاً ممکن است یک ماه دو ماه سه ماه شش ماه داری التماس این دلت را میکنی که یک گریه اینطوری بکند چون از آن شادی میاورد آرامش میاورد نشاط میاورد قدرت میاورد غمهای بد نه اینطوری نیست گریههای بد نه شما هر چه بیشتر گریه میکنی یا بیشتر غمهایت را تعریف میکنی غمگینتر میشوی نه غمهایت را برای کسی تعریف کن و نه بنشین راجع به این چیزها گریه کن اینها اصلاً هیچ کدامش خوب نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با هم پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگی همه نیازمندان، رفع اضطرار از اهل قبور و امواتمان.@ رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، شفای مریضان و ادای قرض قرضمندان، حل مشکل ازدواج و مسکن و مشکلات دیگر جوانها دعا میکنیم و بخصوص مریضان منظور مریضانی که به نفس پاک شما امیدوار هستند أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سربازان فداکار و فرزندان وفادار حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@