جلسه 009 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - راه‌های مبارزه با غم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان جلسه گذشته به غم و شادی البته هنوز بحث شادی را شروع نکردیم فعلاً در مورد غم داریم صحبت میکنیم رسید به اینجا که ما بخش اصلی وجودمان بخش جاودانه ما و بخشی است که از خداست.@ یعنی نفخه الهی هست در وجود ما که همان جنبه فوق عقلانی ماست و همانی هست که امانت خداست در دست ما و ما باید آن را سالم و قدرتمند به خداوند تبارک و تعالی برگردانیم و غرض از خلقت و آن خواست همیشگی همه ما شبیه شدن به خداست.@ انسان تا به جایی نرسد که مثل خود خداوند بتواند همه قدرتها را از خودش بروز بدهد مَثَل خدا بشود نمونه خدا بشود آرامش پیدا نمیکند.@ انسان دوست دارد جاودانه بشود مثل خدا دوست دارد مثل خدا همه چیز را بداند دوست دارد مثل خدا همه کاری بتواند بکند دوست دارد به لذت مطلق قدرت مطلق زیبایی مطلق برسد دوست دارد مثل خدا حاکمیت داشته باشد.@ دوست دارد مثل خدا بتواند خلق بکند و هیچ چیز سر راه اراده او قرار نگیرد خداوند هم ما را برای همین خلق کرده که ما مَثَل او باشیم و متخلق به اخلاق او و شبیه به او باشیم.@ بنابراین در بخش اصلی و آن بُعدی که از خدا در وجود ماست همان کودک عزیز روان او را با یک سلسله از داراییها میفرستد به یک فضایی که محیط امتحانی است یعنی به یک باشگاهی میفرستد به نام دنیا که به او شأن حسی میدهد شأن خیالی میدهد.@ شأن وهمی میدهد و شأن عقلی میدهد و از کمالات کمالات جمادی، نباتی، حیوانی را به ما میدهد جنبه فرشتهای هم میدهد و خود ما آن فوق عقل هستیم.@ یعنی آن اصل حقیقت انسان این هست اما داراییهایی که خداوند تبارک و تعالی به ما میدهد اینهاست این داراییها را خداوند تبارک و تعالی به ما میدهد و ما را میفرستد در دنیایی که جای اضطراب جای تضاد جای به دست آوردنها و از دست دادنهاست.@ این فضایی هست که به ما میدهد خداوند تبارک و تعالی یک سلسله دادهها به ما دارد که به ما میدهد و یک سلسله گرفتنیهاست ما را میگذارد در معرض انواع سختیها و تضادهایی که با خدا پیدا میکنیم ببینیم آیا عشق ما به خدا واقعاً ثابت هست یا نیست.@ تضادهایی که میتوانیم با خانواده آسمانیمان پیدا بکنیم و تضادهایی که با مردم پیدا میکنیم اینها تقسیم میشود تضادهایی که حتی با حیوانات پیدا میکنیم.@ تضادهایی که با گیاهان پیدا میکنیم و تضادهایی که با اشیاء پیدا میکنیم این هم مهم هست که من توضیح بدهم در رابطه با تضادهایی که با خدا پیدا میکنیم خداوند تبارک و تعالی اصل ماست اله ماست.@ یعنی همان معشوق اصلی است که ما از اول هم با خدا بودیم و زندگی میکردیم و برای همین گفتیم که ما معاد را داریم معاد یعنی بازگشت و بازگشت مال کسی است که قبلاً با خدا زندگی میکرده.@ گفتیم ما آن موقع که پیش خدا بودیم بدن نداشتیم جنبه زنانگی و مردانگی نداشتیم شوهر نداشتیم زن نداشتیم پدر نداشتیم مادر نداشتیم بچه نداشتیم مال نداشتیم خانه نداشتیم اینها مال بخش حیوانیمان هست.@ حالا که آمدیم اینجا خداوند امتحان میکند میخواهد ببیند که ما هنوز بر آن عهدی که از اول با آن داشتیم یعنی عهد عشق، عشق به خدا یعنی چی؟ یعنی اینکه من میخواهم به تو برسم، به خدا رسیدن یعنی چی؟@ شبیه شدن به خدا، به خدا رسیدن مثل رسیدن یک دختر و پسر به هم نیست که به هم میرسند رسیدن به خدا یعنی شباهت باید داشته باشی به آن برسی تا به آن نزدیک بشوی مثل شاگرد با استاد، کدام شاگرد با استاد تقرب بیشتری دارد؟@ آن که شبیهتر هست از نظر همان کمالی که استاد دارد درس میدهد بنابراین خداوند میخواهد ببیند ما واقعاً صادق هستیم در لا اله الا الله که از اول گفتیم یعنی هیچ معبودی جز تو ندارم هیچ معشوقی جز تو ندارم.@ تو همه کس من هستی تو همه اله من هستی تو حبیب من هستی تو رفیق من هستی تو مونس من هستی تو عشق من هستی تو دوست من هستی واقعاً ما صادق هستیم یا نه، ما چطوری میتوانیم بفهمیم؟ چطوری میتوانیم به این امتحان برسیم؟@ اینکه خداوند تبارک و تعالی در نظام دنیایی ما را در فضاهایی تکانمان میدهد در بخشهای عقلی بخشهای وهمی بخشهای خیالی و بخشهای حسی.@ یعنی گاهی وقتها میدهد و عطا میکند که ببیند که این عطا کردن ما را از خدا غافل میکند مال میدهد یک جنس مخالف خوب به ما میدهد همسر خوب به ما میدهد بچه میدهد میخواهد ببیند ما غافل میشویم از آن یا نه.@ یعنی میافتیم به همسربازی و بچهبازی و خانهبازی و مالبازی و شرکتبازی و کار سیاسی و کار اجتماعیبازی یا نه، و اصل خدا را یادمان برود دیدید بعضیها تا چیزی به آنها میرسد اولین چیزی که میشود نمازشان را از دست میدهند.@ نماز اول وقتشان عقب میافتد این نشان میدهد که ذوقزده شده مثل یک بچهای که وقتی پدر و مادر به آن یک هدیهای میدهند اصل پدر و مادر را فراموش میکند.@ و بعد دیگر هر چه مادر به آن بگوید بچه بیا برویم فلان جا، بچه فلان کار را بکن، میبینی با آن هدیه پدر و مادر مشغول است و خود پدر مادر را اعتنایی نمیکند.@ مثل بچههایی که شما میدانید وقتی زن میگیرند پدر و مادر را فراموش میکنند این را میگویند نمکنشناسی، وقتی که شوهر میکنند پدر و مادر را فراموش میکنند این پدر و مادری که یک عمر برای تو زحمت کشیده.@ چطور با یک تازهواردی که آمد دل دادی آنقدر که اصل خودت و ریشه خودت را فراموش کردی این خدا ما را همینطوری امتحان میکند، در امتحان ما به کدام مقام خدا نزدیک میشویم؟@ خدا میگوید هر وقت من گرفتم باید بگویی سبحان الله، سبحان الله کجا گفته میشود؟ آنجایی که میگیرید و به تو برنخورد، آنجایی که میاندازد تو را در دستانداز و تو رابطهات با خدا اصلاً خراب نمیشود سبحان یعنی تو منزهی.@ مو لای درز کار تو نمیرود من با از دست دادن هیچ چیزم با تو درگیر نمیشوم تو هر کاری با من بکنی من با تو بد نمیشوم ای خدا، تو هر کاری میکنی من از تو متنفر نمیشوم با تو درگیر نمیشوم.@ اینقدر دوستت دارم با خودت و با عشقت دلشاد هستم و خودت بالاترین عشق من هستی خودت بالاترین دارایی من هستی بنابراین تو هر کاری با من بکنی امکان ندارد من با تو رابطهام یکذره سایه بیفتد.@ این در ترانهها و شعرهایی که لیلی و مجنونی هست دیدید که میگویند دنیا بدون تو جهنم است و آن شعرهای کوچه بازاری، من بچه بودم اینها را میشنیدم این جدیدیها هم میخوانند که دنیا بدون تو جهنم است و جهنم با تو بهشت است.@ به یک جنس مخالف دارد میگوید، همهاش هم دروغ است اینها بعداً سر پفک و چلوکباب و سر خانه و اینطرف و آنطرف مسافرت با هم دعوایشان میشود سر مال با هم دعوایشان میشود سر اینکه خانه چه کسی برویم و نرویم.@ سر اینکه چقدر خریدی و چقدر نخریدی اینها دروغ است ولی بالأخره میخواهد عشق را بگوید در واقع، اینها در واقع مال ما با خداست خدا میگوید من از تو میگیریم اگر تو عُرضه داشتی بگویی سبحان الله آنوقت معلوم است آدم هستی.@ معلوم است خود حقیقیات را نفروختی خودفروشی نکردی فحشا کمترینش این هست که انسان بدنش را میفروشد.@ ولی فحشای حقیقی آنجایی است که انسان روحش را یعنی بخش فوق عقلیاش را به این بخشهای پایینی میفروشد بخاطر پایینیها با خدا درمیافتد از معنویت میافتد از حس میافتد از انس میافتد انگار که دیگر اصلاً خدا و خانواده آسمانی و بهشت و ابدیت برایش معنا ندارد، چرا؟@ چون یا یک نعمتی در این چهارتا به آن رسیده، مثلاً یکدفعه دکتر شده میبینی بعضیها دکتر میشوند یکدفعه بینماز هم میشوند.@ قبلاً میرفت راز و نیاز میکرد حرم میرفت میچسبید مدرک تحصیلی را بگیرد حالا گرفت که تمام شد میبینی که شروع میکند به شاخهشونه کشیدن برای خدا، یک خانمی یادم هست راز و نیاز میکرد و میگفت برایمان دعا کنید ما پزشکی قبول بشویم.@ قبول شد یواش یواش خانم دکتر شد، خانم دکتر شد یواش یواش حجاب را کنار گذاشت حجاب را کنار گذاشت یکدفعه دیدیم همان نیم من بوق بن پشم پونزده شد از آنطرف قضیه.@ یکبار نعمت آدم را اینطوری میکند پیروزی، ریاست، مقام، مدرک تحصیلی، شهرت، قدرت، خدا اینطوری میدهد امتحان میکند ببیند که تو با این جیجیویجیهایی که به تو میدهد واقعاً خودش را فراموش میکند.@ خانواده آسمانی را فراموش میکنی آن امام حسینی که از آن خواستی به تو بچه بدهد امام رضایی که از آن خواستی شفا بدهد حالا که شفا گرفتی بعضیها تا شفا میگیرند دیگر اصلاً یادشان میرود.@ همه را از آنها گرفتی همه چیز را، بعد چطور شد بالا یادت رفت انس یادت رفت رفت و آمد یادت رفت توجه یادت رفت پس یک موقعهایی با دادهها و نعمتها خدا امتحان میکند که اصطلاحاً به آن میگویند مستی نعمت.@ یک شوهر یک زن یک بچه یک مال یک موقعیت یک شهرت، چهار نفر برای آدم کف بزنند دست بزنند چهار نفر جلوی آدم دولا و راست بشوند دست آدم را ببوسند یکدفته آدم قاطی میکند بیظرفیتی میکند بچگی میکند و یادش میرود که اینها هیچ کدام مال خودش نیست.@ در الحمد لله، امتحان الحمد لله در نعمتها خیلی مهم است وقتی خدا میدهد شما باید بگویی الحمد لله یعنی مال من نیست مال خداست.@ پس اگر جوانی هست زیبایی هست شهرت، قدرت، توجه، عزت، پول، امکانات، سلامت، الحمد لله، الحمد لله باعث میشود که ما لوس نشویم اصلاً، یعنی هیچ چیزش مال من نیست مال خداست.@ وقتی آمدند گفتند شما خیلی آدم خوبی هستی اگر شما نبودی چنین و چنان شما چنین، هر وقت از شما تعریف میکنند آدم بگوید الحمد لله یعنی همه قشنگیها و خوبیها همهاش مال خداست من خودم هم مال خدا هستم.@ هیچ چیزی از خودم ندارم ما یک جلوه هستیم از خودمان که هیچ ذاتی نداریم کمالات هر انسانی (اوله بالذات) مال خداست (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ) هر قشنگی که به شما میرسد هر حسن و زیبایی که میرسد خدا دارد به شما میدهد مست نکن یکدفعه.@ یاغی نشو طغیان نکن مثل قارون که یکدفعه ثروت به آن رسید اول خیلی مرید شش دانگ بعد که به ثروت رسید به دعای موسی یکدفعه شروع کرد طغیان کردن بعضیها اینقدر میروند راز و نیاز میکنند ذکر میگیرند.@ خدا باب روزی را روی ما باز بکند چنین کند چنان کند وقتی پولدار میشود خمس نمیدهد زکات نمیدهد به فقرا نمیرسد بخل میکند خوب این نشان میدهد طغیان کرده@ همین پول و همین مال و همین سلامتی و همین کار و همین شرکت را همه را از خدا گرفتی پس الحمد لله یک سپری هست در مقابل نفس ما که نمیگذارد به خود عزیز ما به کودک عزیز ما آسیب برسد الحمد لله حفظ میکند.@ این کودک عزیز روان را از دست آسیبهایی که این چهار بخش ممکن است به آن بزنند سپر بخش انسانی ماست الحمد لله یعنی همهاش مال خداست خدایا اگر دادی من به خاطر این مستی نمیکنم که با تو غفلت بکنم.@ یک ویلا میگیرد بجای اینکه از این ویلا خوشحال باشد لذت ببرد در آن عبادت بکند شاد باشد میرود در آن معصیت میکند یک سفر خارجی میخواهد برود میبینی که در آن با خدا درگیر میشود در این سفر خارجی.@ جوانی و خوشگلی خدا به آن میدهد بجای اینکه از آن استفاده درست بکند این جوانی و خوشگلی و هنر و زیرکی و تواناییها را در راه معصیت خدا نعمت را استفاده میکند.@ بابا اینها را خدا به تو داده که با آن آشتی باشی رفیق باشی خرج خدا و عشقت بکنی تو داری خرج کس دیگر میکنی مثل دقیقاً زشتیاش اینطوری است مثل اینکه یک زنی در خانه شوهر باشد همه چیز را از شوهر بگیرد ولی برود با یک نفر دیگر رابطه پنهانی داشته باشد.@ یا یک مردی همه چیزش را از پدر زنش بگیرد خانم برایش جور بکند و بعد برود با یک زن دیگر هزینه بکند همین ثروت را، این میشود یک فحشا، میشود خودفروشی، بد است آدم با نعمت خدا با خدا درگیر بشود با نعمت خدا از خدا دور بشود غفلت بیاید سراغش.@ این بخش الحمد لله، پس نعمت نباید مستی بیاورد در روایت داریم ما چندتا مستی داریم مستی جوانی مستی ثروت مستی علم اینها مستیهایی هست که میاید سراغ انسان.@ علم، دیدی طرف هیچ خدایی را بنده نیست چهارتا کتاب خوانده چهارتا مدرک تحصیلی گرفته یکذره به آن استاد استاد بستن به آن حالا مگر کوتاه میاید.@ یا جوانی یا شهرت ثروت اینها مستیهایی هست که شرابهای خطرناکی هست که از شراب طبیعی بسیار ضررش بیشتر است آن که نجس و حرام اینها بیشتر نجاست میگذارد در روح انسان و حرامتر هست.@ پس مواظب باشیم داراییهایی که خدا به ما میدهد باعث گرفتن تصمیمهایی که آن تصمیمها ما را از خدا دور میکند نشود که در روایت داریم (المالُ مادَۀُ الشَهَوات) مال ماده همه شهوتهاست.@ همین است پول داده به آن، بجای اینکه با آن آخرتسازی بکند هی مبل میخرد عوض میکند کریستال میخرد عوض میکند تلفن همراه را عوض میکند خانه را عوض میکند فرش را عوض میکند کابینت را عوض میکند یکسره همینطوری.@ ماشین را عوض میکند بابا این پول را به تو نداد که آن را اینطوری هزینه بکنی این پول را به تو داد که کاخهای بهشتیات را تکمیل بکنی بالأخره تو میخواهی بروی در آن سرزمین زندگی بکنی.@ آنجا همه نیازهایت واقعی است که بروی آنطرف یکدفعه بخوری به یک بیابان پر از مار و عقرب و پر از آتش چطوری میخواهی، آن هزینهها را داده بودیم که تو اینجا را خاموش بکنی و اینجا را آباد بکنی.@ داری هزینه جای دیگر میکنی از طرفی بلا میفرستد در این چهار بخش، در بخش حس مریضی میاید در بخش خیال انسان دچار کمبودها و ضعفهای زیادی میشود.@ در بخش وهم انسان در روابط عاشقانهاش با انسانها در روابط با پدر و مادر بچه، عزیزان انسان از دست انسان میروند مقام است یک موقع آبروی آدم به خطر میافتد هر چیزی در این بخش وهمی مقام را از آن میگیرند.@ خدا از آن مقام را میگیرد ببیند که الان رأی نیاورد همان نماز را میخواند موقعی که رأی آورده بود الان شد نماینده مجلس همانطوری بندگی خدا را میکند که اگر نبود.@ الان شد سردار الان شد دکتر الان شد مهندس همانطوری، امتحان میکند خدا انسان را، یک موقع میگیرد از انسان، مال را میگیرد آبرو را میگیرد یک موقعهایی تواناییهای جسمی را میگیرد.@ فرزند را میگیرد همسر را میگیرد ببیند وقتی از تو گرفتند رابطهات با من چه شد، بالأخره چطوری است امتحان انسان باید پس بدهد مثل بچهای که پدر و مادرش برایش یک هدیه خریدند حالا اینقدر با این هدیه مشغول هست که میبینی که اصلاً به خواهرش محل نمیگذارد.@ به پدرش محل نمیگذارد به مادرش محل نمیگذارد حالا میزند در اثر بیعرضهگی خودش این هدیه میشکند و خراب میشود لذا میبینی یکسره مینشیند گریه میکند جیغ میزند داد میزند با پدر و مادرش بد میشود.@ یا نه اصلاً پدر و مادر باعث میشوند این هدیه خراب میشود مادر آمده بنده خدا این را بردارد بگذارد جای دیگر یکدفعه شکسته حالا از مادرش بدش میاید، چرا؟@ تو این هدیهای که برای من خریده بودی خودت، خودت خریده بودی از من گرفتی خراب شد، مادرت بود مادرت برایت گرفته حالا پس گرفته دیگر ناراحتی ندارد که، مادرش برایش میرود زیر سؤال.@ بعضیها بخاطر یک شوهر بعضیها بخاطر یک زن، بعضیها بخاطر یک خانه، بعضیها بخاطر مال میبینی با مادر و پدرش بد میشود من یک موقع یک کسی را میشناختم خیلی اهل فضل بود اهل مطالعه، اصلاً باورم نمیشد.@ یک موقعی دیدم مادرش و پدرش آمدند گفتند این آقا سر قضیه تقسیم ارث، یک مالی دستمام رسیده بود میخواستیم تقسیمبندی کنیم پدر به رحمت خدا رفته بود عذر میخواهم فقط مادرش آمده بود.@ میگفت سر تقسیم ارث با همه ما قهر کرده این نشان میدهد که مال از عشق بالاتر است از عواطف بالاتر هست این خیلی مهم است اگر یادتان باشد در مهارتهای خانواده سهتا مهارت را گفتیم.@ آنها که کار نکردند حتماً توصیه میکنم فیلم مهارتها را ببینند سهتا مهارت، گفتیم مهارتها به این شکل است اقتصاد، که حالا انشاء الله فکر میکنم تا دو هفته دیگر میاید رسالت خانواده بیرون آن را حتماً بگیرید.@ ما از 46 جلسه 20 جلسهاش اقتصاد خانواده را توضیح دادیم که اصلاً باید اقتصاد چطوری باشد که منجر به خراب شدن ما نشود به فوق عقل ما لطمه نخورد عواطف و عشق که بزرگتر و مهمتر هست که وسط قرار دارد و معنویت.@ گفتیم باید همیشه تنظیم مسائل اقتصادی، عاطفی، و معنوی به همین شکل باشد این باید اقتصاد خانواده باشد مسائل مالی.@ ولی باید حتماً عواطف مهمتر از اقتصاد در خانواده باشد وقتی که زن و شوهر همدیگر را بیشتر از دنیا دوست داشته باشند هیچ وقت سر مسائل مالی با همدیگر درگیر نمیشوند تلخی در زندگی بوجود نمیاید پدر و مادر.@ آنجایی که بین عشق بین حفظ رابطه با پدر مادر همسر دوست و مال یکی باید انتخاب بکند طرف مقابلی که انسان هست عواطف را انتخاب میکند و مال را از آن میگذرد دعوا و درگیری با کسی پیدا نمیکند.@ دادگاه و دادگاهکشی ندارد میگذرد خراب نمیکند رابطه را، مگر یک جایی که قلدری و ظلم باشد آن بحثی دیگر است آن ارزش الهی است که انسان باید رعایت بکند معنویت هم که گفتیم باید بیشتر باشد به این شکل است.@ معنویت گفتیم باید بیشتر باشد چرا؟ چون محبتها گاهی وقتها انسان در زمینههای وهمیاش که روابط انسانی هست ممکن است آسیب ببیند شوهر آدم بمیرد زن آدم بمیرد بچه آدم بمیرد طلاقی اتفاق بیفتد.@ چه چیزی پاسداری میکند از یک نفری که الان طلاق گرفته احساس بیپناهی احساس تنهایی میکند یک مرد یا یک زن یا یک کسی که پدرش مرده مادرش مرده بچهاش مرده.@ چه کسی میاید کمک بکند آنجا و حامی دل آن است؟ الله، وقتی یک کسی که الله را از دست داده باشد به محض اینکه در این روابط شکست بخورد فرو میریزد.@ و یک کسی که بیعاطفه باشد به محض اینکه در اقتصاد لطمه بخورد اقتصاد لهاش میکند پول کاملاً جهنمیاش میکند پس ما باید ترتیب اینها را خیلی دقت بکنیم که یک موقعی بخاطر مسائل پایینی مسائل بالایی را فدا نکنیم.@ و بخاطر مسائل حیوانی و مسائل بخشهای دیگرمان به بخشهای انسانیمان لطمه وارد نشود این میشود خودفروشی و از دست دادن آخرت و ابدیت.@ پس در مقابل امتحانهایی که خدا میدهد به ما برای اینکه ما ذوقزده نشویم و هُل نشویم باید الحمد لله بگوییم الحمد لله یعنی خدایا همهاش مال خودت است من مال مستم نمیکند پول زیاد دیوانهام نمیکند که آی حالا بدوم بروم.@ حالا چون پول دارم بروم هر غلطی دلم خواست بکنم دارندگی و برازندگی، دل بقیه را بسوزانم هی به رخ بقیه بکشانم دارایی و ثروتم را، هی در رقابت و چشم و همچشمی بیفتم.@ ماشینم را، لباسم را، قیافهام را، خانهام فلان جاست، ویلایم را به رخ کسی بکشم این خوب نیست مست نمیکنم اصلاً، به هیچ وجه مستی برایم نمیاورد هر چه بدهی من حواسم هست که روی صراط هستم و سقوط نمیکنم اگر هم گرفتی از من، اتفاقی افتاد.@ طلاقی اتفاق افتاد در خانه، برای خودم، برای بچهام، کسی مرد، کسی مریض شد، کسی سرطان گرفت، دنیا این هست جای اتفاق است.@ دنیا اساساً ما در یک کشتی هستیم هی فراز و نشیب دارد میدهد و میگیرد، ما دائماً به دست میاوریم و به دست میاوریم اینها همهاش امتحان است چه دادههایش امتحان است چه گرفتنهایش، وقتی اینطوری شد سبحان الله.@ سبحان الله خیلی ذکر قشنگی است سبحان الله حافظ الله است الحمد لله حافظ من است کودک عزیز روانم است حافظ بخش انسانیام است اما سبحان الله حافظ خود خداست.@ یعنی حافظ عشق من است نمیگذارد من به عشقم لطمه بزنم نمیگذارد این چهار بخش من حمله بکنم به خدا که آی چرا این را از من گرفتی و شیطان هم بیاید کمک بکند بگوید این خدا بود ازت گرفت نگاه کن این خدا بود با تو این کار را کرد.@ همان کاری که شیطان با حضرت ایوب حضرت ابراهیم دائماً شیطان میامد وسوسه میکرد بیا این خدای تو میخواهد اینها را از تو بگیرد.@ اینها خیلی زیرک بودند ابراهیم کوتاه نیامد سنگ زد که الان این رسم سنگ زدن و رمی جمرات مانده اسماعیل هم گفت (افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ) پدر هر کاری میخواهی بکنی بکن من حتماً صبر میکنم.@ من را از صابرین بدان اصلاً ناراحت نباش و من هم ناراحت نیستم ایوب همینطور، و اوجش در کجا بود؟ اوجش هم در کربلا بود که همه آمده بودند آنجا که هر که هر چه دارد بدهد به خدا.@ همه سبقت میگرفتند که هر که هر چه دارد بدهد به خدا و خدا بپذیرد از آن انشاء الله و بیشتر از همه امام حسین داد آبرو داد بدن داد ناموس داد بچهها را داد تمام تعلقاتی که مربوط به جنبههای پایینی بود همه را از امام حسین گرفتند.@ حتی به بدنش هم رحم نکردند یعنی روح بعد از بدن یک تعلقی دارد به بدن، بعد از رفتنش هم به بدنش رحم نکردند یعنی روح سید الشهداء همان موقعی هم که رفته بود.@ دیگر از دنیا رفته بود اینقدر به این بدن جسارت کردند اذیت کردند انگشت را قطع کردند بدن را تیرباران کردند نیزه زدند شمشیر زدند روح اذیت میشود.@ یعنی هر تعلقی که امکان دارد وجود داشته باشد خداوند امتحان کرد سید الشهداء را، برای همین سید الشهداء هر چه روز عاشورا میداد خوشحالتر بود شادتر میشد در جنبههای زینب کبری خیلی خیلی استمرار داشت زینب کبری همه را داد حتی حسین را داد.@ حالا کتک خوردنهای زینب مانده اسارتهایش مانده فحش شنیدنهایش مانده اینکه جلوی زینب برادرزادهها را بزنند خواهرزادهها را بزنند جلوی زینب بدن را تیرباران بکنند.@ جلوی زینب سر میبرند جلوی زینب یک عمه با آن تعلقات، یک عمه میمیرد برای برادر و برادرزادههایش، آن برادرش را اینطوری بکنند جلویش، بعد یک علی اصغر کوچکی را بیاورند جلویش ببیند سر ببرند.@ از قبر این بچه را درآوردند سرش را بریدند جلوی مادر به نیزه زدند جلوی عمه به نیزه زدند جلوی همه متعلقات زنها این سرها را روی نیزه دهها روز نگه داشتند.@ بعد فرمود (وَ ما رَأیتُ اِلا جَمیلا) جز زیبایی من هیچ چیزی ندیدم، همهاش قشنگ بود، چرا قشنگ است برای زینب؟ برای اینکه زینب همه را دارد هدیه میکند به خدا و آن بخش انسانیاش دارد روزبهروز با خدا انس بیشتری پیدا میکند.@ با اصلش با معشوقش دارد انس بیشتری پیدا میکند. فهم اینکه من در جایی هستم که با هر چیزی پیوند برقرار کنم از اول باید بدانم از من جدا میشود این خیلی کمکم میکند.@ یعنی من وقتی مسافری برخورد کردم شما وقتی مسافرت هستید خدا تمرین میدهد به ما، وقتی میروید در هتل بین راه یک جایی است پرسبزه و قشنگ، هر جا میروی شما وسط راهی با آن برخورد میکنی دل به آن نمیدهی.@ میگویی من یک چند روزی اینج هستم رفقها دوستان همه اینطوری هستند یا من از آنها جدا میشوم یا آنها از من جدا میشوند یا من از اینها گرفته میشوم یا آنها از من گرفته میشوند.@ دنیا را وقتی مسافرتی دیدی معصوم میتواند اینقدر قشنگ حرف بزند (الدُّنیا دارُ مَمَر) محل عبور است پل است جای مستقر نیست (لا دارُ مَقَر) استقرارتان در بهشت است فقط.@ لذتها و خوشیها و با هم بودنها در بهشت آنجا سر جای خودش هست اما این وسط جای استقرار نیست که تو فکر کنی که قرار است همه چیز بماند برای تو، سلامتی نه میگیرند از تو، جوانی میگیرند از تو، آبرو ممکن است از بین برود.@ پول از بین ممکن است برود، ممکن است تا آخر بدهند به تو این پول را باید بتوانی عرضه داشته باشی با آن جهنم درست نکنی در دنیا، ماده شهواتت نشود.@ ماده آخرتسازیات بشود که بعداً حسرت بخوری به یک ریالش احتیاج داری میبینی که بچهها و شوهر و زن همه دارند با آن عیاشی میکنند و تو آنطرف برای یک ریالش لنگ هستی.@ فرزند به تو میدهند بدان که قرار نیست برایت بماند از اول به این فرزند نگاه میکنی یکطوری دل ببند به آن که با آن باش اما حواست باشد بک روزی ممکن است خدا بگوید من میخواهم ببرم پیش خودم.@ شوهرت همینطور زنت همینطور یک روز ممکن است طلاق اتفاق بیفتد یک روز ممکن است یک چیزی که به آن دل بستی و عاشقش هستی از تو گرفته بشود بنابراین وقتی من از اول رابطهام را با دنیا تنظیم میکنم به بخش اصلی شخصیتم دیگر آسیب وارد نمیشود.@ برای همین این شخص همانطور که قرآن میگوید مؤمن همیشه در نشاط است (المؤمنُ دائمُ النِشاطه) مؤمن حقیقی را از کجا میشناسیم؟@ از اینکه نشاطش دائمی است، چرا؟ چون هیچ وقت در بخشهای پایینی که مؤمن این بخش است در بخشهای پایینی به یک چیزی اینقدر نمیچسبد که اگر از آن گرفته بشود بریزد به هم، و هیچ وقت هم اینقدر دلبستگیاش به خانواده آسمانیاش و الله زیاد است.@ اینقدر سرمست است که دلخوش نیست که یک چیزهایی در اینجا به آن بدهند مثل این بچهها ذوقزده بشود یکدفعه و اصلاً اصل را فراموش بکند تمام بخشهای پایینی قاقا است او هیچ وقت با قاقا اینقدر سرگرم نمیشود که یکدفعه اصلش یادش برود.@ اصلاً اینطوری نیست چون خودش را میشناسد قیمت دستش هست اصلاً در قیمتها اشتباه نمیکند در دنیا و در بخشهای پایینی هیچ چیز نیست که قیمت جاودانگی تو ابدیت تو آخرت تو و عشق تو با خدا و خانواده آسمانیات را داشته باشد.@ بنابراین مراقب باش با یک رشته با یک دانشگاه رفتن با یک چهارتا رفیق پیدا کردن با چهارتا سفر با یکذره پول با موقعیت اجتماعی با مدرک تحصیلی با شهرت و قدرت یکدفعه غفلت نکنی یک لذت نتواند تو را بِکَند از خدا جدا بکند از خانواده آسمانی جدا بکند.@ ما اینطور جاها میشود که دچار خسران میشویم دچار ظلم به خودمان میشویم، چرا ظلم به خودمان هست؟ برای اینکه قیمتهای بالایی را از دست میدهیم بالاتری را از دست میدهیم.@ حالا نگاه کنید علی(ع) چقدر زیبا میگوید (لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ عَلی مافات فَیَشغَلَکَ عَما هُوَ آت) چقدر زیبا، دلت را مشغول چیزی که از دستت رفت دیگر نکن، چرا؟@ چون نعمتهای برتر آمادگیهای بیشتر که دارد میاید همه آنها را هم از دست میدهی یعنی آدم همین که از دست داد تمام شد رفت پیش خدا (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تمام شد خدا گرفت خیلی خوب الان آماده باش نعمتهای بعدی هست.@ اینها را از دست نده عمر، جوانی، عمر از همه بیشتر، حالا جوانی هم نباشد عمر هست مواظب باش این را خرابش نکنی گند نزنی به این عمرت.@ گاهی وقتها انسان مینشیند غصه یک چیزهایی را میخورد که هزار هزار برابر که بعداً به آن داده میشود همه آنها را از دست میدهد قدر نشناسی، (لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ عَلی مافات فَیَشغَلَکَ عَما هُوَ آت) دلت را مشغول نکن به غصه خوردن در مورد چیزی که رفته وقتی رفته یا کفاره گناهانت است یا درجه است برایت.@ یا آزمایش و امتحان است پس رفت دیگر، بر هم نمیگردد پس نشین غصه بخور این غصه خوردن مال شیطان است این غصه خوردنت توهمات شیطانی است این بیسلیقگی است.@ نشین غصه بخور حالا از بین رفت آخ، کاش، نه رفت، بنشینی پای غصه، گفتیم در حمله عقب شیطان گذشته را خیلی به رخ میکشد گذشته سه تا بخش داشت کدورتها، شکستها، گناهان.@ هی به رخت میکشد آخ اینطوری شد گناه را من مرتکب شدم پس من دیگر آدم نیستم پس من دیگر رشد نمیکنم پس من دیگر به درد نمیخورم پس من نمیتوانم رشد بکنم به امام زمان برسم به خانواده آسمانیام برسم همهاش از این چیزها.@ دروغ است گناه کردی تمام شد صلواتش را بفرست برو توبهاش را بکن راه بیفت برو مسیرت را ادامه بده هی نایست بشین غصه بخور نشستن یکجا هی گیر این بودن که حالا من چرا یک همچین گناهی از من سر زد چرا من دچار فحشا شدم.@ قرآن میگوید متقین ممکن است فحشا مرتکب بشوند (وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ) سوره آل عمران، یک آدم باتقوایی است آدم خوبی است آدم مؤمنی است ولی ممکن است یک موقعی یک جایی پایش بلغزد.@ حالا لغزید چکار میکند؟ یاد خدا میکند استغفار میکند حرکت را ادامه میدهد اما اگر نشست فلج شد فلج میشود دیگر نمیتواند حرکت بکند همان میشود محل دفنش.@ یعنی گناهی که بماند گناهش خیلی بیشتر از اصل آن گناهی است که انجام داده ناامیدیاش بیشتر از گناهش بیشتر از این هست آن گناهی است که انجام دادی حرکت کن برو خدا جبران گذاشته حق الناس است بپرداز برو.@ حق الله است قضا کن راه بیفت برو نایست این وسط روی صراط هستی صراط خطرناک است پایت بلغزد میافتی تَه جهنم، راه بیفت برو بهشت منتظرت است.@ سرعتت نباید کم بشود گناه شد گناه توقف میاورد گناه سرعت را کم میکند حالا یکذره بدو جبران میشود راهش را هم که خدا یاد داده دچار اشتباه، انحراف، فحشا، منکراتی انسان میشود هیچ کس هم معصوم نیست.@ شدی بلند شو کمرت را ببند بدو جبرانش میکنی یکذره، مثل کسی که عقب مانده حالا همه رفتند میدود خودش را میرساند سرعتش را یکذره زیادتر میکند چهارتا کار خیر انجام میدهد (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) انسان با کارهای خیر اثر گناهان را از خودش دور میکند.@ کار خیر انجام بده یکذره کار بیشتر انجام بده عبادت بیشتری انجام بده یکذره نفست را اذیت بکن یکذره ریاضت به آن بده یکذره پررویی کرده یکذره تنبیهاش کن راه بیفت برو.@ شکستها، از دست میدهد بلاها مصائبی هست هی میاید به رخت میکشد اینطوری شد حالا شد که شد حالا الان با گریه کردن و داد و فریاد کردن و غصه خوردن مشکل حل نمیشود بلند شو کمرت را ببند حرکت کن چون چیزهای دیگر را از دست میدهی موقعیتهای دیگر را از دست میدهی.@ من قبلاً عرض کردم آنهایی که میروند در بهشت حسرت پنج، جهنمیها که دیگر هیچی خیلی کلاهشان پس معرکه است آنها خیلی بدبخت هستند.@ ولی آن که میرود در بهشت حسرت پنج دقیقه وقت زندهها را میخورد پنج دقیقه میگوید اگر من برگردم به آن دنیا یک پنج دقیقه از آن وقتهای دنیایی را خدا به من بدهد من با پنج دقیقهاش این درجهای که اینجا در بهشت دارم هزار برابر میکنم با پنج دقیقهاش.@ غصه خوردن بزرگترین حماقتی که برای انسان میاورد این هست که وقت را آدم از دست میدهد بزرگترین سرمایه یک نفر برای حرکت به سمت جاودانگی عمرش است وقتش هست میبینی چهل ساعت نشسته همینطوری دارد غصه میخورد.@ هی فکر میکند توهم زده است چرا فلانی اینطوری شد چرا فلانی آنطوری شد چرا از دستم رفت، این دیگر حماقت است اگر رفتی در چنبره غصه اگر رفتی در چنبره خیال دیگر فایده ندارد داری وقت تلف میکنی.@ ما باید تمرین بکنیم یک موقعهایی که اینطوری میشویم باید تمرین بکنیم بدون تمرین هم نمیشود خدا میفرستد مصیبت را ما باید تمرین بکنیم.@ یکی از اسمهایی که خدا دارد خیلی اسم قشنگی است اسم موفی است موفی، استیفاء را شنیدید استیفاء حق، پس گرفتن، موفی یعنی تحویل میدهد برمیگرداند خدا میگوید اگر کسی از تو چیزی گرفت یک ظلمی کرد من جایش جبران میکنم تو راه بیفت بیا زود من منتظرتم در بهشت.@ معطل نکن هی نایست بیا من خودم به تو میدهم من خودم هزار هزار برابرش را جبران میکنم نایست بنشین وسط گریه بکنی گفتم مثل این مثالی که زدم یک موقعی در دوره آموزشی ما فرماندههای ما خیلی ما را اذیت میکردند مخصوصاً میخواستند ما قوی بشویم.@ یکی از تمرینهایی که میدادند به ما این بود که در خوابگاه را شب که ما خواب بودیم قفل میکردند اول قبل از اینکه قفل کنند یک گاز اشکآور میانداختند در خوابگاه.@ مثلاً یک فضای اینطوری بود گاز اشکآور پوست میکند از آدم، میرفتند در آهنی را قفل میکردند حالا این یکدفعه همه در خواب بودند نفسها یکدفعه خراب میشد شروع میکردند به سرفه کردن و اشک آمدن و سوختن و گریه کردن.@ بعد میگفتند شما مشکل خودتان است باید از خوابگاه بزنید بیرون، کار ما چه بود؟ کار ما این بود که بچهها از طبقه دوم باید میپریدند پایین، یا باید پنجرهها را میشکستند و میرفتند بیرون.@ گاهی وقتها خود در را من یادم هست در این خوابگاه ما بچهها در آهنی را از چارچوب کنند آنوقت همه در فکر فرار بودند یک بنده خدایی آمده بود نمیدانست اصلاً ماجرا چیست.@ خوابش خیلی سنگین بود این بیدار شده بود رفته بود روی گاز اشکآور نشسته بود بعد اینطوری میکرد آی مُردم آی چشمم کور شد یعنی این گاز از زیرش در میامد بجای اینکه فرار بکند نشسته بود روی خود این گاز.@ این گاز از زیرش درمیاید میرفت در چشمش جیغ میزد، ما خیلی وقتها همینطوری هستیم یعنی بجای اینکه فرار کنیم و برویم همان روی آن مصیبت مینشینیم همان مصیبت ماست همان ماندن آنجا مصیبت ماست.@ نایستیم سرعتمان گرفته میشود معطل نشویم اگر معطل شدید باخت کردید ذهن ما خیلی قیمت دارد فکر ما خیلی قیمت دارد وقت ما خیلی قیمت دارد بعداً اینقدر ما در آخرت غصه بخوریم که ما بیخود نشستیم برای چه چیزهای مزخرفی گریه کردیم غصه خوردیم.@ برای چه چیزهای بیخودی نشستیم غصه خوردیم برای چه چیزهایی عصبانی شدیم عصبانیت گفتم هر یک بارش حجم زیادی فشار قبر برای انسان میاورد مثل غصه میماند غصه فشار قبر میاورد عصبانیت فشار قبر میاورد زودرنجی فشار قبر میاورد.@ انقباض است دیگر (الحُزنُ مَرَضُ النفس) حزن و غصه مرض نفس است یعنی بدن را در زندان نگه میدارد روح را در زندان نگه میدارد غصه، شما به مقداری که در دنیا غصه بیخودی میخوری در شب اول قبر به بعد غصه داری.@ همینطوری این نفس در زندان است در آن قبر تنگ، بعد میگویند قبرش گشاد بشود گفتیم نفس ما قبر ماست ما در دنیا در 20 سال نشستی هی این را فشارش دادی.@ حالا متولد شده از رحم دنیا به آنجا مثل یک مادری که بچهاش در رحم آسیب دیده قُر شده درب و داغون شده حالا وقتی میاید اینطرف این درب و داغونی را با خودش دارد این مشکلات را دارد آسیب دیده.@ دیگر در دنیا به راحتی جبران نمیشود غصه خوردن خیلی گران است این را یادتان باشد به عقب برگشتن خیلی گران است شما شخصیتهای بزرگی در میان بانوان دارید از عرفا بانوان عارف که اسمهایشان الان هست.@ این کتاب ریاحین الشریعه را مطالعه بفرمایید فقط راجع به خانمهاست از آقایان شما ایاض را دارید حر را دارید کسانی دیگر، حر زمانی بزرگ شد که گذشتهاش را باور کرد که میتواند بگذارد کنار.@ تمام گذشته را گذاشت کنار در چند ساعت رسید همه را جبران کرد خانمهایی دارید که دهها سال اهل فحشا بودند این خانمها اهل فحشا بودند معروف بودند اصلاً.@ همین الان چیزی که در تلویزیون زیاد میشنوید رابعه رابعه در مصر یک بانویی بوده که اینطوری بوده ولی وقتی توبه میکند به معرفت الله میرسد میشود یک عارف به تمام معنا، میشود صاحب کرامت.@ گذشته را تف کن برود پی کارش ولش کن دیگر، یک حدیث بگویم حضرت میگوید وقتی یک نفر به یک نفر یک هدیهای میدهد خیلی تعبیر قشنگی دارد پیغمبر، میگوید وقتی یک نفر به یک نفر یک هدیهای میدهد بعد چشمش دنبال هدیهاش است و هی میخواهد هدیه را پس بگیرد.@ اگر پس گرفت پیغمبر میفرماید مثل کسی است که استفراغ خودش را نشسته خورده مینشیند استفراغ خودش را میخورد حضرت میگوید حتی اگر دست کرد جیبش یک پولی دادی به یک فقیر.@ الان سر چهار راه ایستادید پشت ماشین پشت چراغ قرمز یک فقیری آمد تو دست کردی جیبت پول بدهی یکدفعه چراغ سبز شد آن هم دید چراغ سبز شد رفت کنار، میگوید این پول را دیگر برنگردان در جیبت.@ نیانداز در جیبت چون درآوردی از جیبت، بگذار کنار به فقیر اول رسیدی زود ردش کن برود دیگر برنگردد در مالت این، بعضیها تا یک کسی را از دست میدهند میگویند این یک هدیه بود به خدا (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ بعضیها همهاش چشمشان دنبال همین یک هدیهای است که داده به خدا، هی مینشیند با خدا درگیر میشود این خوب نیست این استفراغ خوردن است.@ اگر یک چیزی از دست رفت خدا را شکر که از دست رفت، چرا خدا را شکر؟ چون رفت ذخیره آخرتت شد مالت است رفته باشه، هر چه اصلاً رفته خوب هدیه شد رفت در آخرت ذخیره شد برایت ماندگار است پس برای چه غصه میخوری هی چشمت دنبال این نباشد.@ هیچ چیز چشمت دنبالش باشد دادی به خدا تمام شد نشین غصهاش را بخور خوب نیست کوچکی میاورد برای آدم، بیآبرویی میاورد برای آدم، فشار قبر میاورد برای آدم.@ (فَیَشغَلَکَ عَما هُوَ آت) دیگر تو را مشغول میکند از نعمتهایی که قرار است بیاید، مهمترینش چیست از آن نعمتهایی که میاید؟ مهمترین نعمتی که میاید و ما از دستش میدهیم چیست وقتی مینشینیم غصه میخوریم؟@ وقت، که پنج دقیقهاش آدم میتواند یک جاودانگیاش را با آن بسازد میتواند ابدیت با آن بسازد، وقت، فکر، خیال، ذهن، دل، خراب میشود.@ نعمتهای دیگر هم قرار است بیاید آدم این را از دست میدهد دوبار سه بار پنج بار در کنکور شکست خورده بعد مینشیند یک عمر غصه میخورد که من شکست خوردم بابا دفعه ششم شرکت کن دفعه هفتم شرکت کن برو موقعیتت را عوض کن.@ یکطور دیگر خودت را برسان با یک کمال دیگر از یک راه دیگر راهها بسته نیست که اصلاً، این شغل نشد یک شغل دیگر، نشین غصه بخور، خدا به من بچه نداده.@ خوب نداده این همه بچهها هستند که تو میتوانی به آنها عشقورزی بکنی میلیونها بچه یتیم هستند بچههای تو میشوند روز قیامت همهشان، گاهی وقتها شما بچهداری میکنی میبینی بچه خودت موفق نیستی.@ خیلی با آن کار بکنی دوتا سهتا پنج تا بچه داری میبینی اصلاً نمیتوانی با آنها ارتباط برقرار بکنی ولی تو به عنوان یک معلم به عنوان یک آدم خیر میتوانی میلیونها بچه روز قیامت جزء نامه عمل تو محشور بشوند.@ یکدفعه میبینی در نامه عملت نوشته این مادر چند میلیون بچه است پدر چند میلیون بچه است ثواب آنها، حیات آنها، عبادتهای آنها، کار خیر آنها، همهاش در نامه عمل تو است.@ یکدفعه میبینی یک نفر محشور شده در غالب یک امت محشور شده، برای چه؟ برای اینکه یک آدم خیری بوده به فکر مردم بوده حالا چه کارهای خیر فرهنگی که مهمتر است یا کارهای خیر مادی.@ یک کسی مسجد میسازد یک کسی درمانگاه میسازد میلیونها آدم میایند میخورند اینها همه بچههای تو هستند برای ایتام سرمایهگذاری میکند اوه فردا روز قیامت میبینی به صورت هزاران انسان میلیونها انسان بچه داشته این.@ حالا به خودت نداد که نداد، چه بسا میداد خراب میشد بچهات، یا اگر میماند خراب میشد ولش کن تمام شد دیگر، منی که الان میتوانم میلیونها بچه داشته باشم میتوانم میلیونها بچه را سیراب بکنم تغذیه بکنم جسماً و روحاً و ثوابش در نامه عمل خودم باشد برای چه درگیر دوتا بچه هستم.@ همه دنیا همین دوتا بچه من هستند ما غصه خوردن کار اشتباهی هست باز حضرت میفرماید چقدر زیباست (الدَهرُ یَومان) روزگار دو روز است کلاً، زمانه دو روز است.@ (یَومٌ لَک وَ یَومٌ عَلَیک فَإن کانَ لَک فَلا تَبطَل وَ اِن کانَ عَلَیک فَلا تَزجَر) دو روز است یک روزش به نفعت است در روزگار یک روزهایی خوشت است میگوید آن موقعی که خوشی خیلی شنگولی نکن طغیان نکن از خدا غافل نشو.@ دوران خوشخوشیهایت اینقدر با نعمت خدا مشغول نشو که خدا از یادت برود که بعد اگر نعمت گرفته شد دیگر خدا هم معنا نداشته باشد برایت.@ معنویت معنا نداشته باشد اصلاً اصل خدا مرده باشد برایت، اینقدر مشغول نعمت نشوید اینقدر مشغول داراییهایی که خدا به شما میدهد مثل آدم بیظرفیتی که با قاقا و جیجیویجی و اسباببازی سرگرم میشود اینها بچگی است.@ اینقدر مست نشو با نعمتها، با زنت، با شوهرت، با بچههایت با خانهات، با شغلت، خیلی مست نشو (فلا تبتل) اگر به نفعت است لذتش را ببر خدا را شکر کن ولی مستی نکن.@ آن ثروت اصلی دستت باشد یعنی الله یعنی خانواده آسمانیات یعنی آخرتت آن در مشتت باشد آن را از دست نده عشقها را از دست نده دلخوشیهای بالاتر را از دست ندهی اگر این را گرفتند دیگر ککت نمیگزد و ناراحت هم نمیشوی.@ (وَ یَومٌ عَلَیک) حالا (وَ اِن کانَ عَلَیکَ فَلا تَزجَر) اگر آن روز به ضرر تو بود دورانی بود که نوبت تو بود که غصه بخوری (فَلا تَزجَر) دیگر بیحوصلگی به خرج نده دیگر دلمردگی نداشته باش دلگیر نشو.@ (زجر) یعنی دلمردگی، دلگیری، دلگیر نشو، حالا الان اوضاع به نفعت نیست دلگیر نشو چون تو دلخوشیهای بالاتر باید داشته باشی و داری چرا از آنها استفاده نمیکنی.@ مگر همه دنیا همین است مگر همه زندگی همین است ما یک جاودانگی یک ابدیت سر راه خودمان داریم همین بَن کردیم به همین یک موضوع که الان گیر میکند و گیر میدهیم به یک موضوع این حتماً باید باشد.@ اینقدر آدمها هستند گیر میدهند که به یک موضوعی برسند وقتی به آن میرسند متنفر میشوند از آن، همسر هست، شش سال هفت سال نذر و نیاز میکند به آن برسد.@ بعد شش ماهه طلاقش میدهد یا از آن طلاق میگیرد بچه هست اینقدر میرود در این حرمها متوسل میشود دعا میکند دوا و دکتر میکند میلیونها هزینه میکند بچهدار میشود بعد از یک مدت میگوید دیوانهام کرد.@ خدا شاهد است من با چشم خودم دیدیم گفتم حالا که دیگر باردار شدی ادامه بده یک چندتا بچه، گفت غلط کردم من دیگر مگر باردار میشوم به این راحتی این پدر من را همین یکی درآورد.@ و این داستان اینکه چند سال نذر و نیاز کردم که به آن برسم یکسال دو سال نذر و نیاز کردم که به آن برسم ده سال است نذر و نیاز میکنم که خدا از من بگیردش داستان همیشه آدمهاست.@ عرض کردم اگر به اکثر قریب به اتفاق آدمها بگویید که اگر برگردی به عقب همین مسیر را میایی غالباً میگویند نه، همین زن را انتخاب میکنی میگوید نه، همین شوهر را انتخاب میکنی میگویند نه، همین شغل را انتخاب میکنی میگویند نه.@ همین رشته را انتخاب میکنی میگوید نه، برای همه اینها نذر و نیاز کرده بود که به آنها برسد خوب حالا که مدیر ماست رب ماست خودش دارد ما را مدیریت میکند.@ ما برای چه در کار خدا فضولی میکنیم با خدا درگیر میشویم سبحان الله دل ما را آرام میکند سبحان الله تو منزهی تو ظلم نمیکنی تو بینیازی از اینکه ظلم بکنی تو اگر میدهی بخاطر نیاز نیست و اگر میگیری بخاطر نیاز نیست.@ تو اگر میدهی بخاطر محبتت است و میگیری هم بخاطر محبتت به ما است تو تنها کسی هستی که هیچ وقت از ما بدت نمیاید ما گناهکار هم باشیم تو ما را دوست داری گناهکار هم باشیم ما را دوست داری.@ (اِجعَل ما طَلَبتَ مِنَ الدُّنیا فَلَم تَظفَر بِهِ بِمَنزِلَۀِ ما لَم یَخطُر بِبالِک) حضرت مجتبی(ع) میفرماید هر چه که از دنیا میخواستی و به آن نرسیدی هر چه میخواستی از دنیا نرسیدی به آن، هی تلاش کردی که برسی به آن و نشد.@ میگوید این را اینطوری فکر کن که اصلاً هیچ وقت به مغزت هم خطور نکرده اصلاً انگار نبود اینطوری تصورش کن چقدر قشنگ ما را آرام میکند اصلاً انگار که نبود تمام شد ما وقت نداریم بنشینیم غصههای اینطور چیزها را بخوریم.@ فرصت نداریم بنشینیم فکر بکنیم که این رفت و آن رفت. وقت ما خیلی مهمتر از این حرفهاست خیلی گران است شما با یک وقت با ده دقیقه یک ساعت میتوانید تمام اشتباهات یک عمر را جبران بکنید و یک آخرت با آن بسازید نمیشود گفت وقت طلاست.@ آن که گفته وقت طلاست اصلاً نشناخته انسان را، طلا چیه، توهین است به انسان اگر کسی بگوید وقت طلاست وقت آخرت است وقت ابدیت است یک وقت یعنی یک خدا یک وقت یعنی بینهایت خوشبختی.@ مگر میشود مفت جوانیاش را بگذارد خراب بکند سر اینطور چیزها، تا خوردی زمین بلند شو ادامه بده معطل نشو یکجا، عزادار نشو یکجا، گرفتار نشو یکجا هر اتفاقی افتاد ادامه بده مسیرت را.@ یعنی نشین غصهاش را بخور طلاق گرفتی طلاق دادند طلاق دادی بچهات طلاق گرفت طلاق داد، چهارده صیغهاش را صرف بکنیم، کسی مرد، پول رفت اینطرف و آنطرف، جابجایی شد، چیزی شد، دعوایی شد.@ بلند شوید ادامه بدهید اینقدر ما آسیب میبینیم که پیغمبر فرمود اگر یکجا جر و بحثت گرفت با یک نفر نایست حساب کن حق با تو است.@ تو این مقداری که میایستی که حق با تو است اینقدر ضرر آخرتی کردی که ایستادی ثابت بکنی که خودت نمیفهمی لذا پیغمبر فرمود من اصلاً یک کسی که اهل بگومگو هست شفاعت نمیکنم روز قیامت.@ یعنی آدم اینقدر از دست میدهد نیایست هی چند سال خواهرشوهری و مادرشوهری دعواهای عروس و مادرشوهر، حرص و جوشهای الکی خوردن برای اینکه روی همدیگر را کم کنند باجناقها و از این مزخرفات در زندگی و بچهبازیها و ما اصلاً وقت این کارها را نداریم.@ ما اصلاً نیامدیم به دنیا برای اینطور چیزها، برای روی همدیگر را کم کردن برای رقابت کردن با همدیگر برای جلو زدن از همدیگر برای پز دادن به همدیگر برای دل یک کسی را سوزاندن.@ برای دل خودمان را خنک کردن ما اصلاً برای این چیزها نیامدیم در دنیا، یک کسی که ذهنش و عمرش را صرف اینها میگذارد کودک است واقعاً کودک است.@ خدا میگوید نگاه کنید من این را برای بزرگ شدن به اندازه خودم خلق کردم من برای این یک بهشت آفریدم به اندازه همه آسمانها و زمین میخواهم این را بسپارمش به این، این نگاه کن سر چه چیزهایی دارد در دنیا.@ بعضی از این شاهها میزدند تا بچهدار بشوند مثلاً زنشان چند تا ازدواج میکردند که بالأخره یکی از آنها پسر بزاید که مثلاً این بشود ولیعهد، بعد این پسر بزرگ میشد خوب این مادر نقش دارد آن هم ژنهایش تأثیر دارد در این بچه دیگر.@ بعد میبینی که اصلاً این بچه عرضه ندارد فکرش کار نمیکند بیعرضه است کتک میخورد عیاش است بعد پدر پادشاه ناامید میشود میگوید نگاه کن این میخواهد مملکتداری بکند جای ما، این نمیتواند پادشاه بشود این نمیتواند ولیعهد بشود.@ برادرم بشود بهتر است برادرزادهام را بکنم پادشاه عرضهاش بیشتر از این است این اصلاً به درد نمیخورد برای پادشاه، خدا ما را برای پادشاهی خلق کرده.@ در مورد بهشت چه میگوید خدا (وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) وقتی نگاه میکنی به بهشت نعمتهای بیکران و پادشاهی کبیر، خدا اگر بگوید کبیر میدانی یعنی چی، خدا همه این دنیا را میگوید بازیچه است به اندازه بال مگسی هم ارزش ندارد.@ بهشت را میگوید کبیر، میگوید یک پادشاهی کبیر من گذاشتم این بشود پادشاه، این سر چه چیزهایی مینشیند غصه میخورد دعوا میکند با زنش دعوا میکند با شوهرش دعوا میکند با بچهاش دعوا میکند.@ طلاق و طلاقکشی راه میاندازد اینها که اصلاً خیلی کودکانه است عقدههای گذشته دارد آن را اذیت میکند. نشسته غصه میخورد بله شما 15 سال پیش که من خدا به من پسر داد وقتی آمدید دیدن ما هیچ چیزی برای ما نیاوردید.@ این مشاروهها که به طور ما میخورد، 15 سال پیش خدا به ما بچه داد بعد 14 سال پیش که دوباره دختر داشتیم اینطوری شد مرد و زن الان مینشینند الان 60 سالهشان است شب عروسی یادته چنین و چنان، 60 سالهشان هست روی آنطرفی هستند.@ این الان یاد شب عروسیشان هستند که مادرت چکار کرد میبینی این بنده خدا از دنیا رفته این هنوز نسبت به این میت عقده دارد کینه دارد.@ کینه هم یک چیزی هست که وقتی آدم نگهش میدارد مثل یک آشغالی هست که در خانه نگهش میداری اگر سر ساعت 9 نگذاری بیرون بوی گندش خانه را میگیرد یک کسی که از کسی کینه در دل نگه میدارد خیلی بیچاره است تمام وجودش بوی گند میگیرید.@ یک کسی که اهل مغفرت نیست اهل عفو نیست این تمام وجودش عفونی است مثل همین بیماریهای عفونی است پر از سرطان دارد ولی درمان این از قبر شروع میشود بیچاره.@ لذا فرمود اگر یک کسی کوچکترین کینهای از کسی به دلش باشد وارد بهشت هرگز نمیشود این باید برود در جهنم درمان بشود اول، دهها و صدها سال طول تا این قلب این را پاکش بکنند بعد برگردد به بهشت.@ اصلاً آدم باید خیلی قدر و قیمت خودش را بداند حواسش به خودش باشد که من مفت به این دنیا نیامدم خدا این عمر را به جای یک ابدیت به من داده خدا این چند سال عمر را به من داده که من با آن جاودانگی بخرم خیلی سرمایهاش گران است من اصلاً نمیتوانم مفت از دستش بدهم.@ یک دوستی دارم خدا حفظش بکند این چندتا کارخانه داشت یک بار نمازش از اول وقت افتاد چهار بعدازظهر رفت کارخانه را تعطیل کرد و گفت خراب کردم.@ حرص دنیا گرفت من را و باید نماز اول وقت میخواندم افتاد 4 بعدازظهر دارم خراب میکنم به درد نمیخورد دستی را کشید آدم اگر مال میاید سراغش باید غفلت نیاورد برایش.@ زیبایی میاید کمال میاید هنر میاید شهرت میاید قدرت میاید علم میاید هر چه خدا میدهد نباید آدم را مشغول بکند، علامت اینکه یک نفر مشغول نیست چیست؟ اینکه تا اذان را گفتند میدود، عایشه چقدر قشنگ میگوید.@ میگوید رسول خدا(ص) با ما میگفت میخندید شاد بود خیلی صمیمی ولی وقتی یکدفعه اذان میگفت الله اکبر میگفت پیغمبر انگار با همه غریبه میشد دیگر، تا الله اکبر میگفت اصلاً معشوق صدایش کرده.@ دیدید دختر پسرهایی که در خانه هستند یکدفعه مادر به آن میگوید برو فلان چیز را بخر پسر جان برو نان بخر برو ماست بخر برای شب، مامان حال ندارم خستهام.@ دوست دخترش زنگ میزند نامزد زنگ میزند مثل فنر، خوب شفا گرفت اصلاً با تلفن آن شفا میگیرد میپرد اصلاً یادش میرود پدر و مادرش را، میگوید ورپریده نگاه کن این همه ما به آن گفتیم بلند شو برو این کار را بکن اصلاً نه.@ اما این میاید میبینی که قشنگ تا سه نصف شب هم حرف میزند و اصلاً خوابش هم نمیگیرد. خیلی بد است آدم با خدا و خانواده آسمانیاش غریبه باشد وقتی خدا صدایش میکند به خدا بگوید حوصلهات را ندارم.@ اَه دوباره نماز، دوباره اذان، خیلی بد است باخته اینطور آدمها، معلوم است بچگی کردی معلوم است آدم یک گندی زده در وجود خودش.@ در این بخشهای پایینی یک دلبستگیها و خودفروشیهایی کرده که وقتی خدا صدایش میکند دیگر اصلاً حس و حالی برای خدا برای شب برای سحر برای جمعه برای عصر جمعه برای صبح جمعه حس و حالی دیگر اصلاً نمانده برایش.@ حتماً آدم یک ظلمی در خودش کرده زیادهروی کرده در بخشهای پایینی، یک زیادهروی کرده در دلدادگیها در کینهورزیها الان وقتی خدا به آن میگوید بیا پیش من خستگیات در برود.@ بیا پیش من، بیا در بغل من، بیا سرت را بگذار روی پای خودم میبینی که اصلاً حس ندارد اصلاً حالی ندارد که با خدا حرف بزند بجای اینکه برود در بغل خدا میگوید روانپزشک سراغ ندارید روانشناس سراغ ندارید بروم مشاوره.@ تو اصلاً مشاوره لازم نداری تو برو بغل معشوق خودت سرت را بگذار، فرمود سجده سر گذاشتن روی پای خداست.@ امام صادق(ع) برو یک سجده درست و حسابی برو سرت را بگذار روی پای خدا تمام وجودت آرام میشود با قرص که خوب نمیشود آدم.@ روح درگیر است با قرص خوب نمیشود آن روح را شاد میکند (یا حَبیبَ مَن لا حَبیبَ لَه) ای دوست کسی که دوستی برایش نمانده (یا طَبیبَ مَن لا طَبیبَ لَه) ای طبیب کسی که طبیبی ندارد.@ (یا ذُخرَ مَن لا ذُخرَ لَه) ای ذخیره کسی که ذخیره ندارد (یا کَنزَ مَن لا کَنزَ لَه) ای گنج کسی که گنجی ندارد (یا خَیرَ مَن خَلی بِهِ وَحید وَ آوا الیه الطَرید) ای بهترین کسی که آدمهای تنها میتوانند با آن انس بگیرند و آنهایی که طرد شدند میتوانند به آن پناه ببرند.@ زمینیها اگر به آدم گفتند نمیخوامت دوستت ندارم به جهنم، خدا ما را رد نکند خدا نگوید برو، یک کسی که وقتی مشکلات به آن فشار میاورد نمیرود پیش خدا و خانواده آسمانیاش.@ یعنی یک کارهایی کرده که قفل است لذا در حدیث داریم اگر یک موقع برایتان یک مصیبتی پیش آمد یادتان رفت ما را، خدا را یادتان رفت در مصیبت که بروید پیش خدا.@ یعنی آن بیچارگیات ادامه پیدا میکند آن گرفتاریها و سختیها و غصههایت همینطوری استمرار دارد بریز دور، بریز به حساب خدا، یکی از کارهایی که ائمه میکردند خیلی کار قشنگی بود.@ در زیارتنامههایشان میخوانیم که من شهادت میدهم که تو هر مصیبتی داشتی به حساب خدا ریختی، اصلاً کلمه حساب میاید (وَ احتَسَبتَ) ریختی به حساب خدا.@ دیدید شما با یک نفر رفیق هستید در مغازه یک موقعی یک جایی یک کسی میگوید این را بده به فلانی به حساب من، یعنی من برایم آن خیلی عزیز است بیا هر چه میخواهی برداری من با آن حساب میکنم حساب شده.@ چقدر خوب است آدم از خدا طلبکار بشود یعنی خدایا هر چه به من غصه دادی ریختم به حسابت، خدا هم میگوید ما هم دریافت میکنیم غصههایت را برمیگردانیم خدایا یک جایی مشکل مالی خوردم ریختم به حساب تو.@ غصه خوردم بچهام مرد، شوهرم اینطوری شد طلاق گرفتم طلاق دادم یک جایی کسی اذیت شدم فحش شنیدم بداخلاقی این و آن را تحمل کردم خدا میگوید همه را بریز به حساب خودم همه را به تو میدهم.@ شادیهایش را همه را به تو میدهم ثروتها را همه را به تو میدهم چقدر خوب است آدم عرضه داشته باشد پای خدا بریزد نشیند هی غصه بخورد و بعد احساس بدبختی بکند و با آدمها بخواهد تسویه بکند.@ نه، خدایا ریختیم به حسابت، خدا هم میگوید دریافت میکنم، (نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ الوکیل) وکیل یعنی چی؟ یعنی تو درگیر دیگر نمیشوی وکیلت را میفرستی جلو.@ کار قضایی داری میگویی نه شأنم اجازه میدهد نه وقتش را دارم یک وکیل میگیرم وکیل خودش میرود قاضی و دادگاه و کارهایش را وکیل انجام میدهد میگوید نه وقت دارم نه حوصله دارم برای چه هی بروم در دادگاه و اینطرف و آنطرف یک وکیل میگیرم میرود.@ خدا میگوید هر طوری اذیت شدی خودم وکیلتم من هم مولایت هستم هم وکیلتم بگذار به حساب من، من وکیل، وکیلی قشنگتر از خدا و بهتر از خدا و قویتر از خدا هست تکیه کن به خدا، توکل یعنی چی؟@ یعنی وکیل گرفتن خدا، وکیل بگیر خدا را، وکالت بده به خدا، بسپارش به من، خیلی خوب است یکی بیاید اینجا بگوید ببین تو اصلاً ناراحت نشو برو عشق و حالت را بکن بسپارش به من، علی(ع) میگوید وقتی در کوچه به من فحش میدهند.@ این را هزار بار کمتر از هزار بار برایتان گفتم، وقتی در کوچه به من فحش میدهند میگوید با یک علی دیگری هستند برای اینکه از دست نمیرود چیزی، فحش شنیده ذخیره شد برای علی، آخرتش بهتر میشود.@ فردا میبینی چندتا درجه آخرتی به آن میدهند میگویند این به خاطر فحشهایی که شنیدی، ای کاش همه به ما فحش میدادند آنجا.@ ما چقدر سهم فحش کم داشتیم خدایا این چه بود ما همهاش در دنیا عزیز بودیم همه به ما احترام گذاشتند، خدا میگوید به کیفش را کردی در دنیا، عزت داشتی احترام داشتی قبولت داشتند حالش را بردی دیگر اینجا سهم نداری.@ برای همین است میگوید خدایا این چرا این رفیق ما بوده دوست ما بوده این چرا رفته آنجا؟ میگوید آن موقع که به تو احترام میگذاشتند به این فحش میدادند آنوقت که از تو تعریف و تمجید میکردند از این غیبت میکردند با آبرویش بازی میکردند ولی گذاشت به حساب ما.@ آن موقع که تو با خانوادهات راحت بودی این راحت نبود آن موقع که تو شکمت سیر بود آن شمکش سیر نبود آن موقع که تو سیر بودی این گرفتاری داشت آن موقع که تو سیراب بودی این تشنگی را تحمل میکرد.@ آن موقع که تو در بخوربخور بودی این روزه میگرفت آن موقع که تو خواب بودی این بیدار بود خیلی فرق هست بین شما، لذا مؤمن میگوید وقتی میرود در آنجا به آن میدهند میگوید اَه کاشکی در دنیا من را با قیچی تکه تکه میکردند.@ تازه این یک بخشش است بعد میگویند حالا بیا برو این قسمت هم میخواهیم بدهیم بخاطر دعاهایی که میکردی و ما به تو نمیدادیم.@ بخاطر مصلحت یا بیظرفیتی تو میترسیدیم اگر به تو بدهیم از ما فرار بکنی و غافل بشوی بیظرفیت بودی هی میگفتی این را بده آن را بده میترسیدیم به تو بدهیم اگر میدادیم مثل بچهها میرفتی دیگر اصلاً پشت سرت را هم نگاه نمیکردی.@ گفتیم بابا بگذار این همینطور مشکلدار باشد نالهاش را بکند ولی از ما دور نشود حالا الان همه را به تو میدهیم بعد در روایت داریم امام صادق میفرماید مؤمن میگوید ای کاش در دنیا هیچ کدام از دعاهایم مستجاب نمیشد.@ لذا قشنگیهای زندگی داراییهای زندگی نیست فقط، این را دقت کنید قشنگیهای زندگی صحنهای نیست که تو به همه خواستههایت میرسی.@ قشنگیهای زندگی این نیست که تو مثل همه باشی همه شوهر میکنند تو هم شوهر بکنی همه زن میگیرند تو هم زن بگیری به موقع، همه پولدار هستند تو هم پولدار باشی همه آبرومند هستند تو هم آبرومند باشی.@ همه تحصیلات دارند تو هم تحصیلات داشته باشی این نیست، از این قشنگتر آن موقعهایی هست که تو نمیرسی از این قشنگتر آن موقعهایی هست که به تو نمیدهند.@ اگر تو عُرضه داشته باشی از نرسیدنها و ندادنهایت خیلی بیشتر استفاده میکنی تا رسیدنها و دادن، مثالش را هم همیشه زدم این را بزنم بس است دیگر، مثل دو نفر که با پول مساوی میروند در خارج از کشور، یا نه میروند خارج از کشور کار میکنند.@ یک کسی این هی کار میکند پولها را میفرستد تهران میگوید برایم خانه بخرید اتومبیل بخرید زمین بخرید یک کسی همان پول را عیاشی میکند میخورد آنجا.@ بعد از یکسال دو سال میخواهند برگردند این که میخواهد بیاید ایران، ایران که میاید عیاشیهایش را آنجا کرده هیچ چیزی ندارد گداست آن که آمده اینجا آنجا کارگریهایش را کرده الان نوبت آقاییاش است.@ دو سال کارگری کرده یک عمر هم آقایی میکند آقاییهای آخرت را (ملکاً کَبیرا) را گند نزنیم بخاطر دو روز دنیا، مگر ما چقدر قرار است در دنیا باشیم فرمود متوسط عمر امت من 60 سال است 60 سال به بالا همه قاچاقی زندهاند.@ حالا بعضیها مثل من که سرطان گرفتند قبلاً دیگر زیادی قاچاقی زنده هستند ده سال پیش با سرطان قرار بوده برویم قاچاقی زندهایم الان، همان موقع تمام بوده در قبر بودیم.@ پس چقدر قرار است بمانیم اینجا که بخواهیم هی بنشینیم غصهاش را بخوریم ناراحتیاش را بکشیم ما نداشتنها و نرسیدنهایمان خیلی قشنگتر از رسیدنها و داشتنهایمان هست.@ البته نباید باعث تنبلی ما بشود بعضیها به بیعرضهگی و تنبلی از دست میدهند آن خوب نیست باید تلاشت را بکنی اگر محرومیتی آمد شکر کن خدا را، تلاشت را باید بکنی در دنیا کسل نباید باشد آدم برای کارهای دنیاییاش تنبل نباید باشد.@ میخواهد زن بگیرد بجای اینکه برود تحقیق بکند بجای اینکه بداند ازدواج چه شرایطی دارد یک دختر خوب باید چه خاصیتهایی را داشته باشد چه کارکردهایی داشته باشد.@ همان مهارتهای سهگانهای که گفتم ژنهای پنجگانه که گفتم وقتی میخواهید ازدواج بکنید اینها را در نظر بگیرید پنج تا خصوصیت اصلی را، تنبلی میکند بروم یک استخاره بکنم.@ آدم تنبل میرود استخاره میکند زود، با استخاره که نمیشود کار کرد برو شناسایی کن چهار نفر بفرست تحقیق بکنند همینطوری ازدواج الکی، مهارتهایت را زیاد بکن ژنهایت را قوی بکن الان ازدواج کردی خوب.@ با شرایط ضعیف ازدواج کردی کار کنید با زنت کار کن با شوهرت کار کن تلاش کن ژنهایت را قوی کن بچههای بهتری به دنیا بیاوری زندگیتان را بسازید الان تنفر دارید میشود به عشق تبدیلش کرد زود برویم دادگاه.@ همین الان دیگر اینقدر تنبل شدند در کشور ما گفتم از هر سه چهارتا ازدواج سهتایش الان شکست میخورد مد شده تا میگویی دو بیشتر است یا سه.@ بدویم برویم دادگاه، با دادگاه که حل نمیشود صورت مسأله را پاک کردن است برویم طلاق بگیریم طلاق بدهیم که نشد که کار، بایست بساز زندگیات را، گاهی وقتها آدم همینطوری میخواهد فقط زودتر صورت مسأله را پاک بکند تنبل است.@ بچه تنبل بار آمده بگذار کار بکند بچه یکذره تلاش بکند خودش را برساند خیلی وقتها مشکلات ما مال این نیست به خدا ربطی ندارد اصلاً.@ این بچه فلج است خوب بچه فلج است برای اینکه تو آمیزش بلد نبودی چطوری آمیزش بکنی شبش را بلد نبودی زمانش را بلد نبودی ساعتش را بلد نبودی غذای بد خوردی این بچه فلج شده.@ پیغمبر 1400 سال پیش گفته این در این کتابهای ما پر است از این داستانهایی که برای اینکه آدم بخواهد بچهدار بشود چه چیزهایی را باید رعایت بکند نمیرود بخواند تنبل است برای دکتری وقت دارد برای زبان و کامپیوتر وقت دارد.@ ولی برای یادگیری مسائل انسانیاش وقت نمیگذارد برود یاد بگیرد اصلاً مهارتهای جنسی، مهارتهای عاطفی، مهارتهای کلامی مهارتهایی که باید یاد بگیرد وقت نمیگذارد یاد بگیرد اینها را بعد شکست میخورد بعد هم میگوید خدایا ما قسمت بود.@ قسمت چیه قسمت نداریم اینطوری اصلاً، خواست خدا بود، خدا میگوید اینجا آدم تو روح آدم دروغگو، قسمت چی، تنبل هستی نرفتی کار بکنی روابط زن و مرد، تو میخواهی بروی خیاطی بکنی شش ماه میروی دوره میبینی.@ یک گلسازی برایش سه ماه میروی دوره میبینی وقت میگذاری پول میگذاری کلاس میروی یاد میگیری تمرین میکنی زنداری اصلاً وقت نمیگذارند مردم، شوهرداری وقت نمیگذارند انتخاب همسر وقت نمیگذارند تربیت بچه وقت نمیگذارند.@ تقویت ژن وقت نمیگذارند بعد وقتی خراب میشود بعد هم میگذارند پای خدا، در روایت داریم کسانی که در اثر گناه میمیرند بیشتر از کسانی هستند که بخاطر اجلشان میمیرند.@ این قرار بوده 60 سال زندگی بکند بر اثر معصیت زودتر مرده قرار نبوده الان بمیرد بیاحتیاطی کرده مرده گناه کرده مرده به خدا ربطی ندارد حالا خدا میگوید، چقدر مهربان است خدا.@ خدا میگوید اگر خودت هم گند زدی بیاحتیاطی کردی خراب کردی پای من بگذارش عیبی ندارد بگذار پای من، خودت رفتی غذای آلوده خوردی الان شکمت آمده بالا.@ اضافه وزن گرفتی بعد زودتر سرطان گرفتی قند گرفتی چربی گرفتی مشکلات پیدا کردی اینها را که من به تو نگفتم این کار را بکن ولی حالا داری درد میکشی باشه من آخرت بخاطر اینکه درد کشیدی در مملکت من من جبران میکنم.@ چه خدای مهربانی، خودت خودت را مریض کردی ولی خدا میگوید من جبران میکنم ما با این خدا دیگر چه غصهای داریم با این خدا چرا بنشینیم حرص و جوش بخوریم و زندگیمان را خراب بکنیم.@ پس یادمان نرود شعار کلاس ما چیست؟ (الحُزنُ مَرَضٌ النَفس) غصه بیماری روح است آدم مریض غصه میخورد همانطور که آدم مریض درد میکشد آدم سالم درد نمیکشد.@ باید برویم خودمان را شفا بدهیم خوب بکنیم که دیگر غصه نخوریم، غصه مال کیست؟ و این شعار یادتان نرود از امام کاظم که (مَن اِغتَمَّ کانَ لِلغَمِّ اَهلا) هر کس مینشیند هی غصه میخورد لیاقتش همان غصه خوردن است.@ خوب نیست آدم لیاقتش غصه خوردن باشد اصلاً خوب نیست پس چشممان اگر به آینده باشد یکذره حاضر نیستیم بنشینیم غصه بخوریم.@ یک آینده جاودانه سر راه ما هست و هنوز زنده هستیم ما، مهمتر از آخرت و مهمتر از بهشت دنیاست که ما زنده هستیم و میتوانیم با آن میلیاردها بهشت بسازیم میلیونها جهنم را خاموش کنیم از این عمرمان لذت ببریم از این که هستیم لذت ببریم از این که وقت داریم لذت ببریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با هم دعا بکنیم پنج مرتبه دعا میکنیم جهت رفع موانع ظهور حضرت صاحب (س) پدر آسمانیمان که در تنهایی و آوارگی و غصه به سر میبرد رفع اضطرار از وجود مقدسشان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان هر جای عالم هستند.@ حل مشکلات خودمان دفع غمهامان و غصههایمان و دغدغههایمان سلامتی رهبرمان دفع بلاها از کشورمان از مردممان.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و اینکه انشاء الله فرزندان وفادار و سربازان فداکار حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@