جلسه 037 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
37
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 037 - دشمن‌شناسی (خاوران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره خطرات و مضرات بدبینی بود که چند روایت را خواندیم چند روایت دیگر را بخوانم تا إن شاء الله این بخش تکمیل شود، یک روایت این بود از امیر المؤمنین(ع) (سُوءُ الظَّنِّ بِمَن لا یَخُون مِنَ اللؤم) نمیدانم هفته گذشته من این را خواندم یا نه، بدبینی به کسی که کار بدی نکرده خیانت نکرده این از پَستی است.@ یعنی انسان ممکن است دچار این پَستی بشود و به کسی که کاری نکرده بدبین بشود میگوید این لعامت است پَستی است حالا من یک نکته خیلی مهمی را میخواهم خدمت شما عرض کنم آن این است که اساساً بدبین، کسی که بدبین است ببنید کسی که پرواز میکند سطحهای پایین مربوط به ضعف خودش هست بهشت جای سالمهاست.@ یعنی شما نگاه کنید یک کسی را که روی صراط میگذارند سه هزار سال راه، این وقتی میخواهد از توی جهنم رد شود مثل یک چشم به هم زدن رد میشود و داریم اینها توی بهشت که میرسند میگویند که (جُزناها وَ هِیَ خامِدَه) ما از جهنم گذشتیم در حالی که جهنم خاموش بود.@ اینکه گفتند صراطی هست و جهنمی هست و باید از روی صراط رد شویم و از توی جهنم ما که چیزی نفهمیدیم همین که پایمان را گذاشتیم یک لحظه دیدیم که توی بهشتایم این به خاطر این است که اینطور اشخاص قدرتشان و سرعتشان در دنیا نسبت به کنار گذاشتن رذائل اخلاقی، مفاسد اخلاقی و گناهها خیلی زیاد است.@ یک موقع است به یک نفر میگویند حد و حدود و ریاضیات بهشت این است یعنی شما باید این را رعایت بکنی این دردسر ندارد، خیلی راحت چَشم این را رعایت میکنیم گفتند این کار را نکنیم.@ مثل یک مریض، یک مریض آگاه و خوب کسی هست که وقتی میرود پیش پزشک کاملا دقت میکند به دستورات پزشک، بعد از این دقت میبیند که چه میگوید این کار را نکن آن کار را نکن این کارها را هم انجام بده.@ خیلی زود این مسئله توی دلش جا میگیرد و انجام میدهد بعدا میبیند که خیلی مرتب منظم پرهیز میکند، آقا چربی نخور واقعا نمیخورد سرِ سفره حریف شکمش میشود بچه نیست بعضیها هستند 40 سال 50 سالشان است بچه هستند یعنی شهوت شکم نمیگذارد که خوب باشند.@ من آدم سراغ دارم که میدانست فلان مواد برایش ضرر دارد و دکتر هم بشدت پرهیز داده بود و اخطار کرده بود که اگر ادامه بدهد با خطر جانی روبهرو میشود ادامه داد و مُرد، یک خودکشی خیلی راحت، میداند این کار برایش ضرر دارد و میکند.@ حالا کسی که تیر میزند توی سر خودش، خودش را دار میزند با کسی که میداند فلان مواد برایش مرگآور است و میخورد چه فرقی با هم میکنند؟ پدرخانم من تعریف میکرد که یک همکاری داشتند میگفت دکتر به او گفته بود که اگر کلهپاچه بخوری برایت خطر مرگ دارد.@ میگفت که این یکی دو ماهی طاقت میآورد بعد میگفت من یک روز صبح میآمدم میدیدم که کلهپاچه بارگذاشته از دیشب کلهپاچه بارگذاشته صبح ما را دعوت میکرد قبل از این که شروع کنیم زنگ میزد به اورژانس میگفت آقا یک مصدوم فوری بیایید، بعد میخورد بلافاصله هم خراب میشد یعنی میافتاد، تا میخورد بیهوش میافتاد و خلاصه میآمدند برمیداشتند میبردند.@ میگفت یک چند وقتی توی بیمارستان بود تا مثلا راستوریستش بکنند خوب میشد میآمد، دیگر تحمل میکرد میگفت دو سه ماه میگذشت بعد دوباره ما میآمدیم میدیدیم یک کلهپاچه بارگذاشته خودش کارش این بود میخورد و زنگ میزد به اورژانس.@ بعضیها اینجوریاند، من کسی را میشناختم قند داشت به او میگفتیم نخور طوری نمیشود که، 60 سالش بود هیکل بزرگی هم داشت نمیتوانست تحمل کند به شکم خودش نمیتوانست فشار بیاورد.@ ادامه داد تا یک انگشتش را بریدند، انگشت پایش را، بعد ادامه داد پایش را قطع کردند ادامه داد کور شد، ادامه داد مُرد. بعضیها وجودهایشان وجودهایی هست که بدقِلِقاند یعنی صاف و راحت حرف را نمیگیرند در آنها مقاومت هست.@ این را بدانید مقاومت مساوی است با جهنم، هر مقدار سطح مقاومت یک نفر زیادتر باشد حجم خشونت، عذاب، آتش، قیافههای وحشتناک، گرز و فریاد و نعرههای جهنمی که باید بشنود و تحمل کند بیشتر هست مقاومت این است این حتما جهنم است.@ بعضیها هستند که مقاومت ندارند یعنی وقتی به آنها میگویی خیلی راحت شکل میگیرند مثلا فرض بفرمایید که وظایف شما نسبت به همسرت این است خیلی راحت میپذیرد و آن را انجام میدهد مقاومت نمیکند لجبازی هم نمیکند.@ مثلا مقابل پدر و مادر باید اینگونه رفتار کنی خیلی شیرین این فرمول و ریاضیات بهشت را یاد میگیرد و این ریاضیات و رقمها را رعایت میکند ببینید ما نمیدانیم آن جنینی که در رَحِم مادر هست چه اتفاقی میافتد طبق چه فرمولهایی یک سلول تخم میشود یک بچه.@ یک ریاضیات دقیقی دارد که از فهم بشر خارج است بشر نمیتواند این ریاضیات را درک کند ولی بالاخره این سلول تخم در نهایت میشود یک بچه کامل، چه نسبتی است بین این با آن هست کسی نمیداند هیچ کس هم نخواهد فهمید که این چه میشود اینجوری میشود.@ ما قرار است در رحم دوممان که دنیا هست، حداقل نجات ما این است که هنری هم نیست این است که ما وارد بهشت شویم یعنی وقتی تولد پیدا میکنیم سالم توی بهشت برویم به محض این که این قالب و تعلقمان را رها کردیم وارد فضای بهشت شویم بتوانیم از فضای حداقل ده میلیارد برابر بزرگتر از اینجا بهرهبرداری بکنیم این علامت سلامت است.@ مثل جنینی که وقتی در رَحِم مادر هست به دنیا میآید میتواند از یک دنیایی که میلیاردها برابر از رَحِم بزرگتر است برداشت کند برای همه چیزش دستگاه آورده، برای طول موجش، برای فرکانسش، برای هوایش، همه چیزش آماده است همه چیز را با خودش آورده.@ ما قرار است این بشویم، ریاضیاتی که سر راه ما قرار گرفته فرمولها و حدود و اندازههایی که سر راه ما قرار گرفته لازم نیست ما واقعا بفهمیمش بعد بخواهیم به آن عمل کنیم.@ چرا نماز صبح 3 رکعت است خب 3 رکعت است کسی که این فرمول را گذاشته یعنی بین رحم دنیا و برزخ، او میداند که این 3 رکعت برای شما خوب است، 4 رکعت عشاء خوب است این کار را بکن، با مادرت اینطوری رفتار کن با پدرت اینطوری رفتار کن با همسرت اینطور رفتار کن با فرزندت اینطور رفتار کن.@ این ریاضیات و حدود طوری هست که وقتی رعایت شود مثل یک هیکل است که چشمش میزان است، ابروهایش میزان است، گوشش میزان است، لبش میزان است، بینیاش میزان است، قلبش میزان است، مغز و سلسله اعصاب میزان است همه اینها ریاضی است یعنی یک هیکل متعادل بیرون میدهد وقتی این ریاضیات و حدود رعایت میشود.@ ما وقتی حدود و ریاضیات را رعایت میکنیم متناسب شرایط زیستی بهشت متولد میشویم آنجا، یعنی وقتی متولد میشویم میتوانیم از تمام این امکاناتی که هر کدامش در هر بُعدش میلیاردها برابر بزرگتر از دنیاست استفاده کنیم چرا؟ چون تجهیزات لازم را با خودمان آنجا بردیم.@ این مال این است که یک نفر کاملا به این ریاضیات و فرمولها تسلیم باشد و حدود را رعایت کند مقاومت نکند نسبت به این حدود، خراب نکند، چون یک مقدار که مقاوم باشد مثل کروموزوم میماند که اگر یک تکهاش جهش بخورد یا جهش کروموزومی اتفاق بیفتد یا پاره شود طرف مُنگل از کار درمیآید.@ قیافهی آدم را دارد بدن بدن آدم است، چشم دارد، گوش دارد، همه چیز هست، اما قیافه طبیعی نیست چون در یک قسمت یک کار جزئی در یکی از کروموزومهایش چنین شکلی برایش درست کرده است.@ در برزخ هم اینطوری است این که حضرت میفرماید که امت من بصورت 10 حیوان روز قیامت محشور میشوند برای این که اینها ریاضیات را رعایت نمیکنند، ریاضیات و حدود الهی و اندازهها را، وقتی آنجا متولد میشوند میبینی که آن شکلی که باید بشود دیگر نشده.@ مثل یک گُل است وقتی کسی میرود گلسازی کار میکند یک کسی نقاشی دارد میکشد شما نگاه کنید یک نقاش قشنگ چهره را خیلی زیبا درمیآورد دقیقا مثل اصل خودش، دقیق کامل این چهره را درمیآورد وقتی نگاه میکنی میبینی خیلی زیباست خوب درآورده.@ ولی یک نقاش میبینید که میآید نقاشی بکند مثلا چیزی میکِشد که هیولا درمیآید دلش خوش است که از روی آن دارد میکِشد بعد میبینید که چشمش کج است لَبَش کج است بینیاش یکجوری است مژهاش یکجوری است.@ آنطوری که باید دربیاید درنمیآید یا شباهت دارد ولی شباهتش مثلا 90% است 95% است ولی دقیق و 100% نیست. پس وقتی این حدود و اندازهها دقیق رعایت میشود آن چیزی که باید آنطرف حاصل شود حاصل میشود وقتی هر مقدار ریاضیات به هم بخورد آنجا بینظمی اتفاق میافتد.@ مثلا فرض بفرمائید میگویند حدود حجاب اینجوری است میبینی طرف حجاب را کاملا رعایت میکند بعد مثلا یک جای قضیهاش میلنگد مثلا عطر میزند، عطر برای نامحرم.@ کاملا چادرش محجوب خوب هیچ مشکلی هم ندارد ولی عطر زده آمده بیرون بویش به نامحرم میخورد، ریاضیات حجاب به هم میخورد، کاملا پوشش دارد تمام لباسش پوشیده است هیچ جای بدنش معلوم نیست ولی شرط حجاب این نیست.@ حجاب یعنی اندام زن معلوم نباشد نامحرمی که نگاه میکند چیزی از اندام او سردرنیاورد، ولی میبینی که آخر اینطوری میشود یعنی هم زحمتش را میکشد هم هدر رفته است. مثلا 80%، 90% به حجاب اسلامی نزدیک است ولی 10% کار خراب شده با این ریاضیات وقتی به برزخ متولد میشود میبیند که همه چیز به هم میریزد.@ بنابراین بعضی از آدمها هستند که مقاومتهایشان خیلی اندک است اینها بهشتیاند خیلی زود وارد بهشت میشوند معطل نمیشوند در روایت داریم اینها از کل 50 هزار سال قیامت به اندازه 4 رکعت نماز عصر که کسی بخواند حسابکِشیشان را میکنند و خیلی کلی (إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ)@ این که میگویند خدا سریع الحساب است یعنی 50 هزار سال برای او میشود دو سه دقیقه، این را حساب میکنند بفرمایید بروید تمام شد، اصلا انگار نه انگار که یک حسابی داشت حرفی داشت هیچ مشکلی ندارد چرا؟ چون این شخص در دنیا خودش با سرعت به حسابهای خودش رسیده.@ اینکه میگویند به حساب خودتان برسید قبل از این که به حسابتان برسند (حاسَبُوُا قَبلَ أَن تُحاسَبُوُا) حساب بکنید خودتان قبل از این که مورد محاسبه قرار بگیرید یا اینکه ریاضیات را رعایت کنید، من وقتی حدود دستم بوده همه چیز را رعایت کردم دیگر مشکلی ندارم.@ میگویند همه چیز میزان است مثل یک شاگرد خوبی وقتی که معلم مثلا گفته دفترت را خطکش بکن تمرینها را حل بکن معلم میآید میبیند خیلی زود میگوید خوش آمدی نمرهاش را میدهد میرود.@ ولی حالا یک کسی میآید میبیند دفترچهاش ورقش پاره است، خطکشی نکرده، دو خط نوشته، تمرینها را یکی در میان حل کرده، غلط دارد این معطل میشود، یکسره هِی گرفتاری دارد.@ بنابراین بعضیها خودشان به خودشان خوب میرسند و اینجا آن محاسبات را میکنند آنجا هم گرفتاری ندارند (جُزناها وَ هِیَ خامِدَه)یعنی این، یعنی من وقتی از توی جهنم رد میشوم جهنم خاموش است من هم به سرعت برق از توی جهنم رد میشوم دیگر معطلی ندارم.@ اصلا 50 هزار سال که گفتند زمین است، قیامت از جهنم است، معطلی دارد، گرفتاری دارد، ذلت دارد، این 50 هزار سالِ قیامت مال کسی است که اینجا همه ریاضیات را به هم زده یعنی هیچ چیزش درست نیست.@ این در ارتباط با پدر و مادر خراب کرده در ارتباط با همسر خراب کرده در ارتباط با خواهر خراب کرده در ارتباط با فامیل و ارحام خراب کرده در رابطه با خودش خراب کرده در رابطه با خدا با گرفتاریهای مختلف روبرو هست.@ در حق الناس در مسائل مالی همه را گَند زده همه را خراب کرده این گرفتاریش زیاد است، چون 50 تا ایستگاه است و هر ایستگاه هم 1000 سال محاسبهاش طول میکشد این دَنگوفَنگ دارد معطلی دارد.@ یک خانمی چند وقت پیش با شوهرش اختلاف داشت آمد خیلی زیبا به من گفت که من آوردم با شما مشکلم با همسرم را حل کنم برای این است که میخواهم روز قیامت در موقف خانواده معطل نشوم.@ ببنید چقدر این زن زیرک است میگوید میخواهم آنجا معطل نباشم وظیفهام است بالاخره مشکل با شوهرم داریم من چکار باید بکنم که خدا راضی باشد یعنی میگوید کاری ندارم که حالا شوهرم خوشش میآید نمیآید من از کار شوهرم راضی میشوم یا نه.@ میگوید من چه وظیفهای دارم انجام بدهم چون من در مقابل خدا بدهکارم. شوهر کسی نیست که آدم مثلا بخواهد خودش را با او تطبیق کند بعد ریاضیات خدا را به هم بزند.@ بعضی از خانمها میآیند خودشان را با شوهرشان تطبیق کنند ریاضیات ابدی خودشان را خراب میکنند بعضی از آقایان میآیند خودشان را با زنشان تطبیق کنند ریاضیات حدود الهی را در مورد حرکت روحشان به سمت بهشت به هم میزنند این خراب میشود.@ باید دقیقا آن ریاضیاتی که من را بهشتی، آدم بار میآورد یعنی وقتی میخواهم متولد شوم بصورت انسان متولد میشوم آن را باید تحصیل بکنم، بعضیها هستند این حرفها را خیلی سریع میگیرند.@ به قول استاد ما بعضیها وجودشان مثل دینامیت است که وقتی کبریت میزنی جادرجا منفجر میشود خوب میگیرد بعضیها مثل چوب خشکاند باز هم خوب است بالاخره میگیرد و دود میکند مثل زغال بعد هم هی باد میزنی انقدر تکان میدهی بالاخره میگیرد.@ بعضیها مثل چوب خیساند یعنی وقتی میزنی هِی دود میکند به راحتی نمیگیرد یعنی یک مطلبی را که یک نفر مثلا در جلسه اول یک کلاس اخلاق میفهمد و عمل میکند یک نفر باید 10 سال به او بگویی تا یواش یواش حالیاش بشود و بعد برود عمل کند این آنطرف معطلی دارد.@ شما نگاه کنید 10 سال را بردار ببر در برزخ در ابدیت، بینهایت است این 10 سال یک دفعه میبینی آنجا معادل چند میلیون سال میشود خودت را معطل کردی 10 سال معطلی که نداشت.@ مثلا فرض بفرمایید حدود ارتباط با پدر و مادر این است چَشم، حدود ارتباط با همسر این است، با کسی که میخواهی ازدواج کنی این خصوصیات را داشته باشد، پسر باید این خصوصیات را داشته باشد، دختر باید این خصوصیات را داشته باشد.@ مثلا مراسم عروسی باید اینجوری باشد این حق زن است این حق شوهر است تمام شد، خیلی راحت طرف میگیرد و عمل میکند اصلا مقاومتی ندارد میگوید خدا اینطور گفته، چَشم.@ بعضیها اینطور نیستند بعضیها وقتی میخواهند با احکام الهی روبرو شوند مثل آن چوب خیس است که هی دود میکند راحت هم نمیگیرد این مقدار مقاومت جهنمزا است یعنی طول میکشد تا آن ریاضیات و حدود را رعایت بکند.@ یعنی یک خانمی که دستش قدرت دارد مثلا به او بگویی بیا گلسازی کار کن یا خط کار کن یا آقایی که اینطور است میبینی مثلا در 5 جلسه گلی میسازد که وقتی شما این گل را نگاه میکنید تردید میکنید که این گل طبیعی است یا مصنوعی است.@ خیلی زیبا اندازهها، تناسبها، بین پرچم، کاسبرگ، برگها، شاخهها همه چیز رعایت شده ولی یک کسی هم میخواهد گل درست کند نگاهش میکنی خندهات میگیرد به تنها چیزی که نمیخورد گل است یک چیز عجیب و غریبی درآمده.@ برای همین این آن لطافت دست این را ندارد که بتواند یک برش خوبی بدهد این تمرین را ندارد بعضیها اینطوری هستند وقتی میخواهند حدود را رعایت کنند نسبت به حدود مقاومت میکنند.@ بنابراین اینها طول میکِشد تا آن مسیر بهشت را طی بکنند تا برسند به بهشت قرنها طول میکِشد حتما به بهشت میرود شیعیان را حتما تضمین کردند بهشت بروند ولی خیلی طول میکشد تا خودش را به بهشت برساند.@ ولی یک کسی مقاومت ندارد یعنی وقتی میفهمد این حدود را متخصص داده است یعنی (رَبُّ العالَمین) این حدود و اندازهها را داده خدایی که تمام ماوراء برزخ، برزخ، دنیا را همه را خودش یکجا خلق کرده همین الآن او دارد اداره میکند و بهتر از ما میداند که چه چیزی ما را خوشبخت و سعاتمند میکند دقیق رعایت میکند دیگر مقاومت ندارد.@ مثلا یک خانمی چند وقت پیش برای من نوشته که شما گفتید ما نسبت به پدر و مادرمان باید تواضع داشته باشیم این کار برای من سخت است من گاهی وقتها به آنها پرخاشگری میکنم بعد گفتید که باید ببوسیم من نمیتوانم ببوسم بعد گفتید چکار کنید من نمیتوانم چکار کنم هرچه ما گفتیم این میگوید این را نمیتوانم.@ مثل آن بنده خدایی که میخواست خالکوبی کند که تا اولین سوزن را میزد میگفت این کجایش است میگفت این دُمش است میگفت حالا شیر دُم نمیخواهد یک جای دیگر را بزن، دوباره یک سوزن میزد میگفت این کجایش است میگفت این یالَش است میگفت حالا شیر یال میخواهد چکار که مولانا میگوید@

من میگویم شکمش را بزنم میگویی این شکم نمیخواهد یال نمیخواهد دُم نمیخواهد نمیشود که، هر چه میگویی میگوید اینجایش را نمیتوانم این نمیتوانم را که میگوید؟ طبیعت میگوید فطرت که اصلا نمیتوانم ندارد.@ فطرت خیلی قشنگ همه چیز را میپذیرد چرا؟ چون حدودی هست که او را به معشوق خودش نزدیک میکند و کاملا در آغوش معشوقش میاندازد خیلی پردهها را زود برمیدارد، شما به محض این که ریاضیات را عمل میکنید زود میرسید.@ مثل یک شماره تلفن است شما وقتی شماره تلفن را دارید رعایت میکنید همان شماره تلفنی که به تو دادند میزنی گوشی جواب میدهد ولی حالا مثلا شما فکر کن شک بکنی وسواس داشته باشی بگویی که نه این 63 آخرش شاید 36 باشد، من اول یک 36 بگیرم.@ بعد دوباره تغییرش میدهی، شاید این 3 نبود 2 بود شاید 2 نبود 4 بود به همین میزانی که شما رقم را تغییر میدهی معطلی دارد به آنجایی که باید برسی نمیرسی حالا اینها را مقدمه دارم میگویم که برسیم به این مطلب.@ ببینید وقتی میفرماید که سوء ظن از پَستی است یعنی اساساً آدمهایی که اهل رعایت ریاضیات و حدود نیستند زود در دام اخلاق جهنمی میافتند ولی کسانی که رعایت میکنند زود اوج میگیرند یعنی خیلی زود سطحش بالا میآید فرار میکند.@ خیلی زیبا فرموده شارح زیارت عاشورا مرحوم تهرانی میفرماید که شما یک اخلاق را مثل یک مار مثل یک عذاب باید نگاه بکنید یعنی وقتی سراغت میآید بعضیها کِیف میکنند مثلا آدمهای وسواسی هستند، کِیف میکنند آدمهای حساسی هستند.@ کِیف میکنند آدمهای لوسیاند، از این لوسیشان خیلی حال میکنند که چقدر لوساند اصلا این لوسی برای خودشان یک کلاس است، حسودی برای خودشان یک کلاس است، عصبانی شدن یک پرستیژ برای بعضیهاست، جیغ و داد کردن این که دیگران از آنها بترسند حساب ببرند، اصلا به عنوان یک امتیاز نگه میدارند در حالی که این یک مار بزرگ و یک اژدهای بزرگ دارد.@ گفتم به شما من یکی از اقواممان را خواب دیدم، دیدم این یک اژدهای خیلی وحشتناکی از آتش بود یک تکه از آتش بود خیلی ترسناک بود به او چسبیده بود و این توی چنگال این اژدها جیغ میزد من خیلی ناراحت شدم خیلی گریه کردم به او گفتم که دستت را بده به من از دست این بیرون بِکِشَمت.@ به من گفت تو هیچ کاری نمیتوانی بکنی این از من اصلاً جداشدنی نیست بعد من فهمیدم این خُلقش است چون خُلق از آدم جدا نمیشود یک کسی نمیتواند با اخلاقش مبارزه کند به او میچَسبد دیگر ولش نمیکند باید بگذاریش کنار، این کار بد است بگذار کنار.@ نمیتوانم، نمیشود، دلم نمیآید، آخه مثلا یکجوری است هیچ مقاومتی نکن حدود این است اندازه این است چَشم این حدود را رعایت میکنیم وقتی که طول میکشد رعایت بکنی به حدود و اندازههای خدا یعنی اندازههای بهشت.@ حالا ما لیاقت بالاتر از بهشت ما را داریم حداقلش بهشت است بهشت حداقل چیزی است که به کسی میدهند بالاتر از بهشت هم ما داریم وقتی با این حدود و اندازهها نمیتوانی خودت را رعایت بدهی هِی مقاومتت زیادتر میشود و این مقاومت بعدا عذاب میآورد.@ مثل جنین؛ شما جنین را نگاه کنید یک جنین خوب چه جنینی است؟ که وقتی تشکیل میشود و در رحم استقرار پیدا میکند کاملاً تسلیم شرایط یک تولد سالم بشود و خودش را بسپارد ببیند آن فعل و انفعالات و رَحِم با او چکار میکند و مقاومت نکند.@ در مورد تولدهای ناقص یکی از خواهران این آلبوم را در اختیار ما گذاشت بد نیست اینها را ببینید؛ این خانم 3 تا چشم دارد 2 تا بینی، این آقا 2 تا کله دارد، اینها زنده بودند، ایشان 2 تا صورت دارد، این آقا یک چشم دارد یک ابرو، قیافههای مختلف بعد نشانتان میدهم اگر دلتان آمد ببینید نگاه کنید.@ این تسلیم نبوده توی رَحِم، یعنی توی رحم با مقاومتهای زیادی در مورد دستورالعملهایی که به او داده میشده روبرو شده آن چیزی که به او دستور داده شده برای تولد سالم انجام نداده حدود و ریاضیات به هم خورده وقتی متولد میشود یک شکل عجیب و غریبی درمیآید دیگر به آدم نبرده.@ در حرکت به بهشت هم اینطوری است بعضیها با ریاضیات و حدود بهشت کاملا آشناأند فطرتشان هم بهشتخواه است انس دارد با بهشت بنابراین به محض اینکه به یک دستور از دستورات خدا میرسند خیلی سریع انجام میدهند مقاومت نمیکنند.@ وقتی مقاومت نکرد در پایان که سوت پایان را زدند این آماده است یعنی کاملا برای شرایط زیستی بهشت مهیاست ولی کسانی که مقاومت کردند هِی هربار بهانه گرفتند هربار تنبلی کردند این که در روایت ما داریم (اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) همین است.@ تنبلی و کسالت آخرت انسان را فاسد میکند یعنی چه؟ یعنی تولد را فاسد میکند جنینی که در رحم تنبل است و در عرض 9 ماه نمیتواند خودش را برای دنیا آماده کند برای لوازم دنیا همه آن چیزهایی که لازم دارد تهیه کند این جنین تنبل وقتی متولد میشود دیگر در دنیا گرفتار است.@ شرایط اینجا این را میخواهد چشم میخواهد گوش میخواهد بنابراین تنبلی، تنپروری و این که حضرت امام باقر(ع) میفرماید کلید بدیها در دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی، هر چه میگویی: حالش را ندارم، خوشم نمیآید، نمیتوانم، یکسَره دائما غُر میزند.@ حدود را رعایت نمیکند مسخره میکند باور ندارد که باید این حدود را رعایت کند مثلا نماز میخواند بعد در یک جمع فاسق که قرار میگیرد خجالت میکشد نماز را ترک میکند این ریاضیات را باور نکرده که این نماز سعادت من در آن است نجات من در آن است خودش یواشکی میرود در خانه میخواند.@ اگر در مهمانی باشد رویش نمیشود بلند شود نمازش را بخواند میگوید ممکن است اینها یک چیزی به من بگویند چون باور نکرده ابدیتی هست جدی هم نیست لذا با یک مختصر فشاری نمازش را میگذارد کنار با یک مختصر فشاری واجبات دیگرش را ترک میکند.@ خیلی راحت دست از ریاضیات بهشت برمیدارد این نمیتواند سالم متولد شود خودش را گرفتار میکند حالا این که حضرت میفرماید سوء ظن به کسی که خیانت نکرده بدبینی به کسی که خیانت نکرده پَستی است میخواهم مفهوم پَستی برای شما جا بیفتد.@ فقط مشکل ما در پَستی این نیست که ما بدبین میشویم زودرنجی هم یک نوع پَستی است یک کسی که نمیتواند مقاومت کند قدرت ندارد که عصبی نشود زودرنج نباشد حساس نباشد بداخلاق نباشد پرخاشگر نباشد حسود نباشد این هم پایین است.@ خودش را از جهنم حسادت نمیتواند بالا بکشد پایین میپَرد یعنی لب به لب جهنم میآید گاهی وقتها توی جهنم میفتد گاهی وقتها بالا میآید اینطوری میشود.@ این که میگویند روی صراط سه هزار سال راه بعضیها سینهخیز میروند بعضیها مثل پیاده میرود بعضیها مثل اسبسوار میروند بعضیها مثل برق رد میشوند، یک چشم به هم زدن مربوط به این است که سطح پرواز افراد فاصلهای که از رذائل میگیرند اینطوری است نزدیک پرواز میکنند.@ در آداب پرواز به خلبانها میگویند وقتی میخواهید پرواز کنید خیلی نزدیک سطح آب پرواز نکنید نسبت به کوهها فاصلهتان باید چندین برابر باشد که اگر یک موقعی خوابتان گرفت در چاه هوایی افتادید یک حادثهای اتفاق افتاد که هواپیما مجبور شد یک مقدار زیادی پایین بیاید به کوه یا آب نخورد و منفجر نشود.@ کسانی که لب به لب حرکت میکنند به خطر میافتند بنابراین ما باید خیلی دقت بکنیم که این حدود و اندازهها را رعایت بکنیم و سطحمان بالا بیاید یعنی واقعاً حیف بدانیم که برویم جهنم، خودمان را حیف بدانیم که بداخلاق باشیم.@ زشت بدانیم یعنی بفهمیم که بداخلاقی یک اژدهای وحشتناکی است که به سراغ ما میآید یک سگ خیلی تندخو است که به سراغ ما میآید سگ خیلی وحشتناکی است با ما میآید توی قبرمان برای چه میخواهی این بداخلاقی را ببری؟ بگذارش کنار.@ چرا عصبانی میشوی چرا انقدر زودرنجی؟ چرا تکبر داری خودت را بهتر از بقیه میدانی؟ چرا خودت را یک تافته جدابافته نسبت به دیگران میدانی؟ این چه خصوصیتی است چرا حرف میزنی دیگران را تحقیر میکنی دیگران را کوچک میبینی؟@ چرا دیگران را مسخره میکنی؟ چرا خودت را با مسخره کردن دیگران ارضاء میکنی اشباع میکنی با کوچک دیدن دیگران چرا میخواهی سر پا باشی؟ نکن، حیفت باشد آلوده باشی، یک اژدها با آدم باشد خیلی بد است.@ الآن این خانمی که من به شما نشان دادم این را خوب دقت کنید 3 تا چشم 2 تا بینی دارد نوشته تا سن 48 سالگی بیشتر نتوانسته مسخره شدن را تحمل کند و اقدام به خودکشی کرده، البته من میگویم چون خانم شبیه خانمهاست ولی نوشته آقا بوده، یعنی دیگر بدتر.@ گفته بود خسن و خسین دوتا دخترهای معاویه بودند مثلاً فلان شهر، گفت اول از این خسن و خسین نبودند حسن و حسین بودند بعد هم دختر نبودند پسر بودند بعد هم معاویه نبود امیر المؤمنین بود همه را از اول خراب دید، حالا این خانم اینطوری مسخره میشود نمیتواند.@ ببینید فرشتهها وقتی ما را میبینند نباید حالشان نباید به هم بخورد خیلی بد است یک کسانی هم آدم را میبینند بعضیها مثلا یک عیبی دارند عیب ظاهری است عیب ظاهری هم هیچ اشکالی ندارد خودش را میپوشاند میگوید بد است من در اجتماع بروم مثلا بگذار موهایم را ردیف کنم ناجور است موهایم اینطور باشد.@ بگذار مثلا این چیز را درمان کنم عملش کنم اذیتم میکند این شکلی هست خیلی وقتها ما به زشتیهای باطنی توجهی نداریم یک عدهای هم هستند که ما را با باطنمان قشنگ میبینند کاملا ما را میبینند بنابراین آدم باید دقت بکند.@ خدا میبیند ائمه میبینند فرشتهها میبینند اولیاء خدا میبینند آدم زشت است به شکل هیولا یا اژدها باشد، یعنی چه؟ صورتت را پاک کن حیفت بیاید که اینطور باشی بنابراین وقتی بحث از سوء ظن میشود سوءظن یکی از جهنمهای خیلی وحشتناک است که باطن انسان را به شدت خراب میکند.@ لذا اصلا حیفش بیاید ببینید ما کاری نباید داشته باشیم طرف مقابل واقعا عیب دارد یا ندارد ولی این که یک کسی توی ذهنش میآید کلید میکند میگردد جستجو میکند بررسی میکند تاریخچه از یک نفر برمیدارد به ذهنش میسپارد و میرود میگوید غیبت میکند و خیلی کارهای دیگر، این معلوم است که در سطح جهنم پرواز میکند.@ عیبجویی، مُچگیری، فضولی کردن، جستجو کردن، اینها کار آدم بهشتی نیست چون فرمود (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً، إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) بهشتیها از همدیگر حرفهای بیهود و پَرتوپَلا و زشت نمیشنوند فقط به همدیگر سلام میکنند سلام یعنی از دست همدیگر در آسایش هستند.@ اینکه میگویند مسلمان کسی است که مسلمانهای دیگر از دست و زبان او در آسایش باشند همین است مسلمانی که کسی در کنارش امنیت ندارد غیبت، تهمت، گرانفروشی، احتکار، دروغ، خیلی چیزهای دیگر.@ اینهایی که ما الآن در اجتماع داریم میبینیم به دست مسلمانها داد انجام میشود این همه جنایتها، این مسلمان نیست چون دیگران از دستش در سلم نیستند در سِلم بودن یعنی کسی بتواند در کنار شما شر نبیند نه از زبان شما، از دهان شما، از قلب شما، از رفتار شما شر نبیند اینجوری میشود.@ این معلوم است در این سطح پرواز میکند سطح پایینی دارد پرواز میکند که میتواند خیلی راحت به دیگران بدبین شود اظهار نظر کند این را به دیگران منتقل بکند ولی یک نفر که بهشتی هست قدرتمند است به راحتی حاضر نیست راجب یک نفر حرف بزند یا راجب عیبش سخن بگوید.@ یک کسی فضولی کرده بود گفت یا رسول الله من دیدم یک خانم و آقایی رفتند توی یک منزلی فلان میکنند، حضرت هم میدانست کِه را بفرستد، میدانست این کار زشتی کرده رفته تفحص کرده عقلش هم نمیرسید انقدر شعور نداشت که پیغمبر به او بگوید این کار کارِ زشتی است.@ به امیر المؤمنین(ع) گفت شما پاشو برو ببین چه میگوید حضرت علی هم خیلی زیرک وقتی داشت میرفت میدانست ممکن است چنین صحنهای باشد انقدر حضرت سرو صدا کرد (یا اَلله) گفت که صحنه گناه را کاملاً عوض کرد یعنی اصلاً نمیخواهد این بَرملا شود خوب نیست برملا شود.@ حالا مثلا دیدی، حالا که چه؟ (طُوبی لِمَن شَغَلهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النّاس) خوش به حال کسی که آنقدر به عیبهای خودش مشغول است که از عیبهای دیگران غافل است من کسانی را میشناسم خیلی چیزها دیدند ولی میگوید من خودم انقدر بدترم که نگو.@ آن که در روایت داریم که افراد و انسانها هر کدام یک شأن و مشغله و گرفتاری و نیازی دارند پرهیز کنید از بدبینی یعنی این، یعنی حالا ممکن است هزارتا دلیل داشته باشد که این کار را کرده هزار تا دلیل ممکن است برایش وجود داشته باشد که این رفتار را کرده.@ دلیلی ندارد من بشوم مثل مگس فقط روی کثافت بنشینم و به محض این که یک چیزی شنیدم و یک چیزی دیدم این را بزرگش بکنم و ذهنم رویش کار بکند.@ علی(ع) بعضی از این شخصیتها را خیلی خوب در نهج البلاغه ترسیم کرده میگوید اینها وقتی که یک گناهی از دیگران میبینند افراد را بسیار نصیحت میکنند و پند میدهند و جهنمی میدانند ولی وقتی که خودشان گناه میکنند آلودگیهای اخلاقی و باطنی دارند خیلی راحت از خودشان میگذرند.@ خودشان را آدمهای خوبی میدانند ولی نسبت به دیگران سخت میگیرند نسبت به خودشان خیلی مُداهنه میکنند، دُهن یعنی روغنمالی کردن یعنی ماستمالی، بقول حضرت علامه میگفت قبلاً میگفتند سرشان شیره میمالند شیره گران شده حالا میگویند ماستمالی میکنند.@ برای خودشان خیلی زود ماستمالی میکنند ولی نوبت به دیگران میرسد خیلی سختگیر هستند دیگران را خیلی زیر سوال میبرند و به آنها فشار میآورند که چنین کردی و چنان کردی.@ پس لُعم را خواستم توضیح بدهم پَستی یعنی چه، یعنی اساسا آدمهای پَست هست که گرفتار گناه است هم حسادت، هم غیبت، هم تهمت، هم سوء ظن، هم بداخلاقی، هم حساس بودن، هم غُرغُرو بودن، هم مُچگیری کردن از همدیگر.@ هم کارهای ریز همدیگر را در ذهن نگه داشتن و هِی به رخ همدیگر کشیدن، تحقیر کردن دیگران، همدیگر را زیر سئوال بردن و یکسَره همین، این آدم پست است ولی کسی که بهشتی هست تابع پیغمبر است.@ پیغمبر فرمود (بُعِثتُ لِأتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق) یعنی مَکرُمتهای اخلاقی، میگوید من نیامدم برای شما اخلاق بیاورم آمدم بزرگواریهای اخلاقی اخلاق بسیار پسندیده و عالی را به شما بدهم انسان اوج بگیرد و نزدیک رسول خدا شود.@ پس این را خوب دقت بکنیم فقط این سوء ظن نیست که اگر انسان داشته باشد آدم پستی است این که آدم نمیتواند کارهای دیگران را توجیه خوب بکند واقعاً پستی است چون نمیتواند بالا بیاید از جهنم خودش را نجات دهد توی سوء ظن میافتد.@ فقط این نیست هر گناهی که ما نمیتوانیم دست از آن برداریم نشاندهنده این است که ما در سطح پایین پرواز کردیم و این پَستی هست بعضیها هستند خیلی زود میکِشند بالا و ندارند وقتی نگاهشان میکنی میفهمی که بوی بهشت از آنها میآید واقعا آدمها بو دارند.@ واقعا شما میفهمی که در این یک بوی بهشت هست ممکن است یک بار دیده باشی یک ساعت با او باشی اما خوب متوجه میشوی که این بوی بهشت میدهد بعضیها نَه انقدر مقاومت در آنها هست در مورد خصوصیتهای مختلف هزار بار باید یک حرف را به او بزنی تا برود انجام دهد.@ (سُوءُ الظَّنِّ بِالمُحسِنِ شَرُّ الإِثم وَ اَقبَحُ الظُّلم) سوء ظن به نیکوکار بدترین گناه و زشتترین ظلم هست خوب دقت کنید بدبینی را یک گونه ظلم شمردند باز یک جای دیگر هم همین را دارد (لَیثَ مِنَ العَدل القَضاءُ عَلَی الثِّقَۀِ بِالظَّنّ) میفرماید که قضاوتی که با تکیه بر گمان باشد یقین نه، میگوید احتمال قوی این اینطوری است.@ میگوید اگر اینطور بخواهی قضاوت بکنی با احتمالات ولو احتمال بالایی هم باشد اگر بخواهی در حق فرد قضاوت کنی میگوید این عادلانه نیست ظلم است بخواهیم با احتمالات حتی با احتمال بالایی هم در مورد دیگران قضاوت بکنیم، نمیشود.@ (إِیّاکَ أَن تُسیءَ الظَّنَّ فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِّ یُفسِدُ العِبادَۀَ) این هم خیلی خطرناک است هفته قبل هم خدمتتان گفتم که (لا دینَ لا ایمانَ مَعَ سُوءِ الظَّن) یعنی انسان از تعادل انسانی خارج میشود.@ اصلا از ریاضیات به سمت برزخ درمیآید میشود یک جنینی که میرود به سمت سقط یا میرود به سمت ناقصالخلقه متولد شدن، بنابراین میفرماید بپرهیزید از این که بدبینی داشته باشید نسبت به دیگران چون عبادتهای شما را فاسد میکند.@ آدم بهشتی کسی نیست که میخواهد ثابت کند که دیگران اشتباه کردند نیازی به این کار ندارد خود این اثبات اشتباه دیگران ولو اشتباه هم کرده باشند فساد میآورد حضرت میفرماید حالا تو آمدی پیگیری کردی و برایت یقین شدی که چنین اشتباهی بوده، بعدش چه میشود؟@ خودت بدبخت شدی، چه اصراری داری ما به این یقین برسیم که آیا دیگری فلان گناه را کرده یا نکرده؟ وقتی هم تحقیق کردی و تجسس و تفحص کردی به این رسیدی خودت این وسط باختی شکست میخوری، تحقیق هم کردی به اینجا رسید.@ آدم عاقل این نیست آدم عاقل کاری با این ندارد اصلا با مورد کار ندارد با خودش کار دارد میگوید من اگر بدبینی به سراغم بیاید یک آفت خطرناکی که دین، ایمان و همه عبادتهای من را خراب میکند آمده به سراغم، مرض ندارم گِردَش بگردم به من چه.@ من باید سالم بمانم چکار دارم چه کسی چکار کرده حالا ثابت شده یا نشده مگر خود ما آلودگی نداریم؟ هزار برابر بیشتر آلودگی داریم از کسان دیگر، کِه میتواند بگوید من آلودگی ندارم؟ گیرم آمدی خودت را از فحشاء ظاهری پاک کردی بیرون یک آدم خیلی سالم پاک، فحشاهای باطنی به مراتب بدتر است.@ تکبّر، عُجب، حسادت اینها به مراتب بدتر است فسادش خیلی بدتر است، غیبت مگر ما اینها را نمیکنیم؟ بد بایستیم به یکی نگاه کنیم بگوییم قیافهات زشت است؟ در روایت داریم بعضی وقتها آدم چنین چیزهایی به دیگران میگوید در حالی که خودش به مراتب وضعش بدتر از دیگران است.@ غصه میخورد برای دیگران در حالی که یک کسی باید بیاید برای اینها غصه بخورد ما غصه خودمان را بخوریم با دیگران کاری نداشته باشیم (إِنَّ سُوءَ الظَّنِّ یُفسِدُ العِبادَۀَ) عبادت را فاسد میکند.@ عبادت که میدانید یعنی چه؟ عبادت مجموعه حرکتی است که شخص به سمت تشبه به بهشت و هماهنگی با شرایط زیستی بهشت انجام میدهد وقتی میگوید عبادت را فاسد میکند یعنی هر چه چیدی محاسبات به هم میخورد.@ یک عبارت هم مانده این را تمام کنیم (شَرُّ النّاسِ مَن لاَ یَثِقُ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ) بدترین آدمها کسی است که (لاَ یَثِقُ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ) نمیتواند به دیگران اطمینان کند به خاطر بدبینیاش.@ تفاوت بین طبیعت و فطرت را این عزیزی که آمده حتما جدید آمده توصیه میکنیم نوارهای جلسات قبل را گوش بکنند ما توضیحات کافی دراینباره دادیم، این که مثلا بعضی وقتها لازم است ما سوء ظن داشته باشیم را گفتم کجاها میتوانیم سوء ظن داشته باشیم آنجا از پَستی نیست آنجا از عقل و درایت است.@ کتاب آشتی با امام زمان هم توصیه کردم تا قبل از تولد امام زمان آنهایی که نخواندند حتما بخوانند. چطور میشود این حدود و ریاضیات را رعایت کرد؟ یک: آگاهی که قبلا توضیح دادم اول باید حدود و ریاضیات را یاد بگیریم تا بتوانیم إن شاء الله رعایت بکنیم بدون علم نمیشود.@ (لِکُلِّ شَیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الجَنَّۀِ العِلم) برای هر چیزی مسیری هست مسیر بهشت هم علم است اول حدود را یاد بگیریم بعد رعایت کنیم برای همین شما وقتی در سطح پایین، سطح احکام ظاهری میآیید کتاب حدود را میخوانید رساله را که باز میکنید میبینید که از اول تا آخر رساله عدد است.@ یکسره در رساله 2 بار، 3 بار، 5 بار، 7 بار، 10 بار، 10 تا، 4 تا، همهاش ریاضیات است این حدود و ریاضیات است در اخلاق هم ما ریاضیات داریم در اعتقادات هم ریاضیات داریم باید این ریاضیات را یاد بگیریم تا آنطور که باید سعادتمند شویم هم در دنیا و هم در آخرت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@