أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ امروز قرار شد یک مقدار تمرین بکنیم بحث یک مقدارش مانده بود تکمیل کنم آن تمرینها را شروع کنیم خلاصه جلسات گذشته این شد که ما در بدبینیهایمان نسبت به همدیگر از دو جا تغذیه میشویم که بدبین میشویم به همدیگر و روابطمان با همدیگر سرد میشود به جان هم میافتیم و خدای نکرده اختلاف و جدایی و چیزهای دیگر بین ما به وجود میاید.@ مسأله بدبینی گفتیم سه سطح دارد یکی سطح ارتباط شخص با خودش هست که انسان به خودش بدبین میشود و بعد به خاطر بدبینی به خودش تصمیمهای بدی در حق خودش میگیرد و به خودش صدمه میزند تصمیمهایی میگیرد که بعدها برایش پشیمانی خیلی زیادی دارد وقتی به خودش بدبین میشود و گفتیم که عواملش هم چه هست.@ سطح دوم بدبینی نسبت به دیگران هست انسان با دیگران نمیتواند خوب کنار بیاید به راحتی و شیرینی نمیتواند دیگران را بپذیرد و سازگاری بین او و دیگران کمتر برقرار میشود اساساً در زندگی ناسازگاری دارد با شوهرش با همسرش با زنش با مادرزنش با پدرزنش با برادرزنش، اینطوری است و خوب نمیتواند قشنگ نمیتواند ببیند کلاً مشهور هم هست.@ مثلاً طرف با باجناقش نمیتواند انگار که اصلاً ناف دوتا باجناق را با کنار نیامدن با هم بریدند خواهرشوهر یکطرف، مادرشوهر یکطرف، برادرشوهر یکطرف، مادرزن، خواهرزن یک موقعهایی انسان اینطوری میشود که خوب نمیتواند ببیند و توضیح دادیم که منشأ اینها میتواند دو چیز باشد.@ سطح سوم هم که گفتیم ارتباط ما با خداست که دائماً از خدا طلبکاریم با خدا نمیتوانیم کنار بیاییم قشنگ نمیتوانیم او را ببینیم و عاشقش هم نمیتوانیم بشویم اساساً با اینکه خداوند تبارک و تعالی ما را برای عشق با خودش خلق کرده و هدف اصلی خلقت انسان تشبه به حق تعالی است در روند عشق به او ولی شخص نمیتواند خدا را به عنوان معشوق دوست داشته باشد و ببیند به خاطر اینکه خداوند تبارک و تعالی برای او دائماً زیر سؤال هست.@ عواملش را هم که گفتیم چه هست یکی شیطان هست که دائماً بین انسان و خودش را به هم میزند یعنی نمیگذارد که انسان به خودش درست نگاه بکند اطلاعات غلط از خودش به خودش میدهد قیمت آدم را پیش خودش پایین میاورد آدم را بیقیمت و پست میکند.@ و این حملهها را یکی در حمله از عقب یکی در حمله از جلو یکی در حمله از چپ و یکی هم در حمله از راست انجام میدهد و یکی هم صفات، دومین چیزی که در بدبینیهای این سه مرحله اثر دارد که انسان نمیتواند به دیگران خوشبین باشد و رابطه حسنه با دیگران برقرار کند و دائماً روابطش دچار اضطراب و تشنج میشود و حتی خوبیها را زشت میبیند.@ محبتها را معنادار و تلخ میبیند و در روایت داریم از امیرالمؤمنین(ع) داریم گاهی وقتها افراد به قدری بیظرفیت هستند که به محض اینکه به آنها نزدیک بشوی و بخواهی به آنها محبتی بکنی از این محبت متنفر میشوند و به شما بدبین میشوند میگویند یعنی چه که این به ما محبت کرده این چرا دارد به من خوبی میکند.@ من این خوبی را از پدرم ندیدم از مادرم ندیدم از خواهر و برادر خودم ندیدم چطور میشود یک نفر از مادر من یا از پدر من یا از خواهر من یا از برادر من یا از همسر من حتی بهتر باشد و به من محبت بکند بنابراین این محبت را این اخلاق خوش را، این خوشرویی را یا این خدمات دادن را این کمک کردن را یا این مشارکت کردن را نمیتواند روحش بپذیرد.@ برای اینکه ذاتاً هر وقت دیده خودش نسبت به دیگران اصلاً اهل این سرمایهگذاریها نبوده یا اینکه دیگران در حق او چنین سرمایهگذاریهایی نکردند و این بدبینی در نهادش مانده و حالا اگر کسی به او محبت بکند محبتها را دائماً بودار میبینید.@ برای همین علی(ع) میفرماید بعضیها ظرفیت محبت را ندارند به محض اینکه به آنها محبت بکنید به شما بدبین میشوند به شما سوءظن پیدا میکنند پس یکی از عوامل سوءظن میتواند خوب بودن افراد باشد و خدمت کردن به افراد باشد بعضیها هستند ظرفیت خوب بودن طرف مقابلشان را یا خدمت طرف مقابلشان را ندارند وقتی به آنها محبت میشود این محبت را نوعی ترحم تلقی میکنند.@ مثالهایش را هفته گذشته زدم که خیلی وقتها افراد میگویند این به من محبت کرده قصد بدی داشته من خودم عُرضه دارم خودم از پس کارم برمیایم چرا یک همچین محبتی کرده در حالی که کافی است خودش را جای طرف مقابل بگذارد ببیند که او حس ترحم ندارد.@ در اینطور جاها فرمول این هست برای اینکه سوءتفاهم و بدبینی برطرف شود بگذاریم طرف محبت خودش را به ما ترجمه بکند یعنی بگذاریم آن معنایی که خودش از محبتش دارد به ما میگوید همان را بپذیریم، برای چه؟ چرا ما باید گزارش افراد را در مورد خودمان بپذیریم به برداشتی که خودمان داریم نباید اعتماد کنیم؟@ برای اینکه گفتم ما همیشه با دوتا فیلتر به دیگران نگاه میکنیم بنابراین قضاوتمان هیچ وقت قضاوت خوبی نیست بگذارید که دیگران این کار را بکنند و اینطوری که دوست دارند در مورد محبتشان، نگاهشان با شما صحبت کنند و سخن بگویند.@ یعنی اگر دوتا برادر هستید یک زن و شوهر هستید مثلاً اگر زن گفت من منظورم این بود مرد باید همان را بپذیرد و اگر مرد گفت من منظورم این بود بلافاصله باید همین پذیرفته بشود نگوید نه تو این قصد را داشتی برای اینکه ما وقتی میخواهیم ترجمه بکنیم قصد دیگران را با دوتا فیلتر منفی روبهرو هستیم یکی درون خودمان که شیطان هست.@ (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) قرآن میفرماید دائماً شما با شیطان روبهرو هستید که میخواهد بین شما و دیگران را به هم بزند باید مواظب عشقتان باشید کلی میگویم عشق یک چیز خیلی قشنگی هست مودت یک چیز خیلی زیبایی هست دوستی یک چیز شیرینی هست که باید از آن محافظت بشود.@ اگر محافظت نکنید یک گوهر است گرانبهاترین گوهر خلقت عشق هست اگر بخواهید از آن محافظت نکنید آسیب میبیند شما یک موقع هست سنگ دارید سنگ را هر جا انداختید انداختید یک موقع میبینی یک نفر رفته یک موتور دسته دوم خریده.@ یکی از رفقا میگفت من این ماشین را هر چه درش را قفل نکردم قفل هم به فرمانش نزدیم کسی نزدید نفسی بکشیم راحت بشویم هر وقت صبح رفتیم در خانه دیدیم این لگن سر جایش هست و نزدیدند ولی وقتی یک چیز گرانقیمت دارید خیلی از آن محافظت میکنید یک جواهر گرانقیمت را در چندتا سوراخ قایم میکنید.@ اول از این یک روکش خیلی زیبا درست میکنید که خراشی به آن نیفتد بعد یک جعبه خیلی خوب برایش درست میکنید قفل محکمی میزنید آن جعبه را در جای مطمئنی میگذارید.@ علاقه، مودت، محبت، دوستی بین ما خیلی گرانقیمت است و خیلی هم ارزش دارد آنقدر مهم است که گاهی وقتها امام صادق(ع) پول میداد به اصحابش میگفت این پول دستتان باشد اصحاب خوب و قوی و قَدَر خودش را شناسایی میکرد.@ میگفت این پول دست شما باشد هر جا رفتید دیدید دو نفر با هم اختلاف دارند و میخواهد بینشان دعوا بشود تلخی بشود مشکل هم با پول حل میشود با پول حلش کنید نگذارید بین اینها تلخی بشود.@ یک فرمول خیلی مهمی که باید به شما بگویم این هست که شیطان بیشترین گناهان را از طریق همین بدبینی و اختلافها به شخص و جامعه تحمیل میکند لذا هیچ چیز در اسلام به اندازه مودت، محبت، همدلی ارزش ندارد خیلی مهم است خدا هرگز از این نمیگذرد که ما یک جاهایی این مرز مودت و همدلی و محبت را به هم بریزیم.@ میگوید از چیزهای دیگر میتوانید سرمایهگذاری کنید ولی این را خراب نکنید نه در نظام فردی بین خودت و خودت، اعتماد به نفس داشتن، قیمت برای خودت قائل بودن با محبت با خودت رابطه برقرار کردن خشن نبودن با خودت و در نظام اجتماعی و در نظام روابط با دیگران و در نظام عشق با خداوند تبارک و تعالی مواظب باش رابطهات خراب نشود روابطتان تیره نشود بنابراین محافظت کنید.@ لذا فرموده از چیزهای دیگر میتوانید سرمایهگذاری کنید ولی این را حفظ کنید این را به هیچ وجه نگذارید خراب شود پس ما همیشه با دو فیلتر نگاه میکنیم برای همین نباید وقتی که با کسی طرف هستیم به گزارشهای دل خودمان در قسمتهای بد نباید خیلی اعتماد کنیم در گزارشهای خوب چرا، و دیگران را همیشه از دریچه نگاه خودمان معنا کنیم.@ حتی آن موقع هم که مطمئن هستیم باز ما با این دو فیلتر روبهرو هستیم حتی آن موقع که کاملاً مطمئن هستیم این دو فیلتر در مقابلش هستیم یکی فیلتر شیطان و یکی هم فیلتر بدبینیهای خودمان، صفات رذیله خودمان نمیگذارد ما قشنگ ببینیم.@ آدم وقتی سوءظن پیدا میکند در سوءظن و بدبینی در واقع به دنبال یک پشتیبان برای بد بودن خودش میگردد یعنی آدم وقتی که به یک نفر بدبین است به افراد بدبین است دوست دارد با زیر سؤال بردن دیگران و بد معنا کردن کارها و ارزش دیگران قیمت پایین دادن پشتوانهای بدهد برای اینکه خودش بتواند بد باشد.@ توضیح دادم که انسانها به طور کلی به دو گروه طبقهبندی میشوند گروه فطرتگراها و نوریها و گروه طبیعتگراها و ناریها که جهنمیان هستند و گفتم که هیچ وقت آدمهای بد تحمل ظهور قشنگی را از دیگران ندارند در حق خودشان اگر بشود قبول دارد یعنی یک آدم بد عدالت را در حق خودش رعایت بکنی قبول دارد.@ راستگویی را در حق خودش رعایت بکنی خوشش میاید تقوا را رعایت بکنی خوشش میاید حیا و عفت را رعایت بکنی برای خودش یک سودی داشته باشد اما وقتی که خودش اهل این چیزها نیست متنفر است از ظهورات خوب، بدش میاید، چرا؟ چون ظهورات یک شخص خوب برای یک آدم بد تنفرانگیز است، چرا؟@ چون او را به یاد اصل و باطن خودش میاندازد که دارد مسیر جهنم را طی میکند لذا تحمل نوریها را ندارد مثل خفاش است که تحمل نور و روشنایی را ندارد آدم بد دوست دارد آدمهای خوب هم لغزش و انحراف داشته باشند دوست دارد بتواند از آدمهای خوب بول بگیرد دوست دارد از آنها بیعفتی، بیحیایی، لغزش، شکست ببیند.@ بنابراین خوب هم نمیتواند نگاهشان بکند سعی میکند بزرگان و پاکان را یک ایرادی به آنها وارد بکند تا وقتی که توانست بگوید بزرگی به یک پاکی ایراد وارد کرد یک بهانهای باشد برای اینکه بتواند خودش آلوده باشد میگوید این آدم به این پاکی، این که اینطوری کرد ما دیگر مشکلی نداریم این که بتواند این کار را بکند برای ما جایز است.@ لذا خیلی نمیتواند خوب افراد را تفسیر کند دائماً افراد برایش زیر سؤال هستند چون زیر سؤال بودن دیگران پشتوانه روحی خوبی برایش میاورد مثل یک مأمن و پناهگاهی هست که میتواند در سایه بدبینی به دیگران بد باشد در سایه زیر سؤال بردن دیگران خودش از زیر سؤال در بیاید گاهی وقتها حتی ما دیگران را زیر سؤال میبریم که خودمان را از زیر سؤال در بیاوریم.@ گاهی وقتها ما به دیگران ایراد میگیریم ایراد وارد میکنیم عیب وارد میکنیم تا بیعیبی خودمان را نشان بدهیم گاهی وقتها با شدت درجه زیادی به دیگران اتهاماتی وارد میکنیم انگهایی میزنیم تا آن مقدار زیاد فسادی که خودمان در آن غرق هستیم نشان داده نشود.@ آنوقت به اینها دلخوش باشیم علتش هم این است مبنا عوض میشود یعنی من به جای اینکه بگویم خودم باید آدم خوبی باشم و در حرکتم به سمت ابدیت خوب بودن به نفع خودم هست میایم جنینهای دیگر را در رحم نگاه میکنم گفتیم حرکت ما به سمت آخرت مثل حرکت جنین از رحم مادر هست به دنیا.@ یعنی ما باید دقت کنیم ما زمانی که میخواهیم متولد شویم به حیات ابدی و حیات برزخ بعد از این وفات که بدن ما مرگ برایش اتفاق میافتد چون خودمان که مرگ نداریم گفتم انسان مطلقاً مرگ ندارد و هرگز مرگ به سراغ او نمیاید مرگ برای بدن هست و خود انسان منتقل میشود به یک عالم بالاتر.@ لذا وقتی که میخواهیم منتقل شویم به آن عالم بالاتر که بسیار میلیاردها برابر بزرگتر و زیباتر و جذابتر از اینجاست باید آماده باشیم وقتی باید هست مثل بایدهای جنینی هست جنین در رحم مادر وقتی نطفهاش بسته میشود باید برای موقع تولد چشم، گوش، سلسله اعصاب، دست، پا، قلب همه چیز با خودش بیاورد، چرا؟@ چون باید در دنیا با شرائط زیستی جدید بتواند زندگی کند، کدام جنین موفق هست برای تولد سالم؟ دو گونه جنین داریم چون گفتیم پنج نوع تولد داریم از رحم مادر به دنیا پنج نوع تولد داشتیم دو نوعش تولد خوب بود سه نوعش تولد بد بود تولد سالم قوی و سالم این دو تولد خوبی بودند اما تولد ناقص، بیمار و ضعیف تولدهای خوبی نیستند، کدام جنینها دو تولد خوب را دارند؟@ آنهایی که در رحم به جای اینکه به جنینها و حرکت جنینهای دیگر نگاه کنند و خودشان را با آنها مقایسه کنند به شرائط زیستی بعد از رحم نگاه کردند گفتند ما میخواهیم متولد شویم به دنیا، دنیا برای فرکانسی که وجود دارد گوشی میخواهد که بین بیست تا بیست هزار فرکانس دریافت کند من باید این گوش را مطابق آن فرکانس بسازم.@ برای طول موج رنگهای بین قرمز تا بنفش را باید بتوانم دریافت کنم یک چیزی باید بسازم که بتواند رنگ بین قرمز تا بنفش را دریافت کند فشار خونم باید اینقدر باشد پوستم باید اینطوری باشد موهایم باید اینطوری باشد چشمم باید اینطوری باشد قلبم باید اینطوری باشد چون برای آنجا دارد خودش را آماده میکند به آنجا نگاه میکند.@ اساساً با کسانی که اطرافش هستند توجهی ندارد ما دوقلو داریم متولد میشوند یکی از بچهها خوب نیست یکی از بچهها خوب هست یا دوتا زایمان داریم از یک رحم یکی خیلی خوب است یکی خیلی بد است، بنابراین کدام جنین سالم متولد میشود؟@ آن جنینی که اساساً به کسان دیگر نگاه نمیکند در حرکت به سمت ابدیت آدم نباید به آدمهای دیگر به عنوان الگو نگاه بکند فقط میتواند به الگوی کل یعنی سالمترین آدم نگاه بکند و خودش را با او مقایسه کند برای همین در حرکت ما به سمت ابدیت میزانی که ما با آن سنجیده میشویم امیرالمؤمنین(ع) هست.@ در زیارتنامه امیرالمؤمنین(ع) میگوییم(السَّلامُ عَلَیکَ یا میزانَ الأعمال) ما با او سنجیده میشویم چون زیباترین و سالمترین جنینی هست که متولد شده به برزخ بنابراین با او سنجیده میشویم اشتباه ما این است که زنم که این کار را کرده من هم با او همین کار را کنم تو اینطوری کردی من هم اینطوری میکنم.@ برادرم اینطوری کرده من هم اینطوری میکنم پدرم اینطوری کرد من هم اینطوری میکنم مادرم اینطوری کرد من هم اینطوری میکنم نه این الگوی ما نیست که ما بیاییم از رفتارهای دیگران برداشت بکنیم و همانطوری رفتار کنیم.@ آنوقت خاله خالهبازی میشود مثل بچهها، تو دوتا برداشتی من هم دوتا برمیدارم بچههای کوچک را دیدید سه چهار سالهها چرا این سه تا شیرینی برداشته من دوتا بردارم من هم سه تا شیرینی میخواهم این قاشق استیل را برداشته من هم قاشق استیل را برمیدارم این در بشقاب چینی میخواهد بخورد من هم در بشقاب چینی میخواهم بخورم.@ یعنی یک بچه زندگی کردن یک بچگی کردن بزرگانه، باجناق حالا دیگر ماشین پیکانش پراید شده من اصلاً عارم میاید پیکان سوار شوم من باید این را عوض کنم یا زن میگوید رفتیم خانهشان دیدی چه پردههایی داشتند چه مبلهایی داشتند تلویزیونشان را دیدی دیدی.@ این برای عروسیاش ما را دعوت نکرد برای عروسیاش تلفن زد کارت دعوت نفرستاد ما هم متقابلاً همین کار را میکنیم این ما را دعوت کرد به جای اینکه مرغ و کباب بدهد برای ما یک خورش درست کرده بود حالا خانه ما آمد ما هم به او املت میدهیم.@ میافتی در خاله خالهبازیهایی که فلانی طلاهایش النگویش از شش تا دوازده تا شده من هم باید دوازده تا بشود اگر نشود جلوی فلانی کم میاورم دخترداییم کنکور قبول شده من اگر قبول نشوم خودکشی میکنم من هم باید قبول شوم دختر جاریم اینطوری کرده من هم باید بچهام اینطوری باشد که دخترم جلوی دختر جاریم کم نیاورد خودم هم جلوی جاریام کم نیاورم.@ و همینطوری مقایسه و آتش زدن به دنیا و به زندگیمان، خراب کردن زندگیمان، این فرمول یادمان نرود که هیچ کس مربی و الگوی ما نیست بنابراین بچگانهترین احمقانهترین کار این هست که انسان در زندگیاش بیاید از الگوهای ناقص و ضعیف الگوبرداری کند و آنها را رهبر و مربی و نمونه زندگی خودش قرار بدهد.@ فلان فوتبالیست، فلان هنرپیشه تلویزیون، فلان هنرپیشه سینما، فلان هنرپیشه خارجی، فلان هنرمند، این کم کردن قیمت خودت است ما الگویی که فقط باید به او نگاه کنیم رفتار کنیم قرآن میفرماید(كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) یعنی آدم باید قیمت خودش دستش باشد که اصلاً من چه کسی هستم.@ خدا من را برای چه آفریده که بتواند در حرکت به سمت ابدیت درست عمل کند و از شر بدبینی و پست نگاه کردن به خودش به دیگران و به خدا بیرون بیاید چون انسان وقتی که گرفتار پایین دیدنها هست خودش هم پایین گرفتار میشود دیگر نمیتواند اوج بگیرد بالا برود.@ برای همین حضرت علی(ع) میفرماید نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی است میگوید من در کوچه دارم میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند با تو نیستند، چرا؟ چون میداند اگر بخواهد پایین بیاید از آن بالایی که هست از آن اوجی که هست دهان به دهان یک آدم جاهل بگذارد قیمت خودش پایین میاید.@ (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) سلام یعنی خداحافظ، خداحافظی هم سلام است یعنی دعای سلامتی میکنیم یعنی میگذارد میرود کاری ندارد با یک آدم احمق با یک آدم فاجر با یک آدم کثیف که روبهرو میشود قیمت خودش خیلی بالاست اینقدر نیست که بلند شود با کثافت درگیر شود.@ من باید جواب فلانی را بدهم باید در دهانش بزنم باید حقش را کف دستش بگذارم، نه اینطوری نیست شما الان که دارید از فرهنگسرا بیرون میروید اگر صد تومانیتان در لجن بیفتد نمیروید که آستینتان را بالا بزنید دستتان را در لجن بکنید صد تومانی را در بیاورید چون باید چند صد تومان هزینه کنید دستتان را بشویید و آب مصرف کنید و بوی بد دستتان را از بین ببرید.@ آدم عاقل هیچ وقت خودش را اینقدر آلوده نمیکند قیمتتان یادتان باشد شما در زیارتگاه که میروید اول با خدا شروع میکنید(الله اکبر سبحان الله الحمد لله) قیمتها را نگاه کن تو با چه کسی طرف هستی خیلی مهم است.@ وقتی میروی زیارتگاه میگویی(بإذن الله و بإذن رسوله و بإذن الأئمۀ المعصومین أدخل هذه الروضۀ المبارکۀ) با اجازه خدا با اجازه ائمه با اجازه پیغمبر با اجازه فرشتهها وارد این بقعه مبارکه میخواهم بشوم پایم را میخواهم در میکده بگذارم میکده حرمت دارد میخواهم پایم را اینجا بگذارم.@ (فکونوا ملائکۀ الله أعوانی و کونوا أنصاری) ای فرشتهها کمکم کنید یاریام کنید تا میخواهم داخل شوم قشنگ داخل شوم و بتوانم به آداب میکده خوب رفتار کنم اینها حساب دارد بعد وقتی اینها را میگویی تازه که وارد میشوی حالا نگاه کن طرفهایی که شما میخواهی با آنها حرف بزنی آدمهای قیمت داری هستند تو قیمتت با اینهاست.@ (السلام علی آدم صفوۀ الله) با آدم شروع میکنی سلام بر آدم برگزیده خدا(السلام علی نوح نبی الله) اینها پدرانت هستند شخصیتهایی هستند که قرار است بعدها در مهمانی اینها در بهشت شرکت بکنی از الان باید با صاحبخانهای که قرار است در بهشت هر هفته مهمانی بدهد رفیق شوی و رفت و آمد برقرار کنی با اینها، خودت را بزرگ کن قیمتت باید بزرگ باشد.@ چون گفتیم شنبهها مهمان حضرت آدم در بهشت هستیم تمام بهشتیها شنبهها مهمان مقام آدم هستند مقام آدم خیلی بلند است دوم با نوح، یکشنبهها مهمان نوح هستیم در بهشت، نوح یک ضیافت میدهد همه بهشتیها را یکشنبهها دعوت میکند در مقام خودش پذیرایی بهشتی میکند حالا چی هست ما نمیفهمیم آنجا چه خبر است.@ (السلام علی ابراهیم خلیل الله) دوشنبهها مهمان حضرت ابراهیم(ع) هستیم حضرت موسی ما را پذیرایی میکند در مقام خودش، (السلام علی موسی کلیم الله) سهشنبهها مهمان حضرت موسی هستیم، قرار است مهمان او باشیم او از ما پذیرایی کند.@ چهارشنبهها حضرت عیسی، پنجشنبهها(السلام علیک یا رسول الله) مهمان پیغمبر هستیم و در مقام رسول خدا پنجشنبهها مهمان پیغمبر هستیم و در بهشت پیغمبر پذیرایی میشویم جمعهها هم مهمان خود خداوند تبارک و تعالی هستیم آدم وقتی زیارت میرود قیمت خودش در میاید.@ باید یواش یواش سعی کنی که با بزرگان بپری قیمتت اینقدر است با اراذل و اوباش و پستها و کوچکها را ریزها نپری چون با اینها باشی میافتی در چرخه بدبینی و خاله خالهبازی و دعوا کردن و سر دنیا خودت را آلوده میکنی سر یک لباس، سر یک انگشتر، سر یک کفش، سر یک ماشین، سر یک خانه، سر یک آپارتمان، همیشه کوچک هستی.@ (الدُّنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) دنیا یک جیفه است و طالبش سگ است آنوقت مجبور هستی سر جیفه با بقیه سگها درگیری کنی سگ نمیخواهد باشی ما انسان هستیم سر این مسائل با هم دعوا نکنیم برای همین من به عزیزان همه عرض کردم که اگر شما میخواهید به همدیگر محبت واقعی داشته باشید به خصوص دختر و پسرها زن و شوهرها هیچ وقت همدیگر را به اندازه دنیا دوست نداشته باشید.@ چون وقتی شما به اندازه دنیا همدیگر را دوست داشته باشید سر دنیا دعوایتان میشود بالاتر از دنیا دوست داشته باشید اگر افراد بالاتر از دنیا همدیگر را دوست داشته باشند هیچ وقت به جان هم نمیافتند هیچ وقت هیچی عصبانیشان نمیکند سر غذا، غذا سوخت، مهمانی، هیچ وقت دعوایشان نمیشود هیچ اتفاقی دختر و پسر را به هم نمیریزد.@ دیر آمدی، زود آمدی، باید ساعت سه زنگ میزدی ساعت شش زنگ زدی باید ساعت سه میامدی ساعت ده آمدی مادرم را نگفتی پدرم را نگفتی زندگی خراب شد کوچک نشوید بزرگ باشید گفتم شما وقتی در زیارتگاه وارد میشوید این بزرگان هستند که لایق شما هستند و شما هم لایق اینها هستید خدا شما را به مقام اینها و به بهشت اینها دارد دعوت میکند.@ حالا حضرت نوع حضرت مسیح حضرت موسی حضرت ابراهیم مهمانی داده در این مهمانی که حضرت موسی داده در این مهمانی که حضرت ابراهیم میدهد چه کسی در این مهمانی نزدیکتر است به حضرت ابراهیم؟ کسی که در دنیا رفت و آمدش با این پیغمبران الهی بیشتر بوده انسش با این پیامبران الهی بیشتر بوده خودش را قابل و لایق دانسته بزرگ پریده خودش را کوچک نگه نداشته.@ پس ما در سوءظن و بدبینی خودمان را کوچک میکنیم خودمان را پست میکنیم دائماً خودمان را مقایسه میکنیم با پستها و کوچکها، آدمی که بزرگ است عیبهای دیگران را خیلی راحت نمیبیند و خیلی خوب هم میتواند از کنار عیبهای دیگران رد شود.@ ولی کسی که کوچک است کافی است یک لغزشی از کسی ببیند بیست جا پشت سرش صفحه میگذارد تا زنگ نزند چهل نفر را خبر نکند ننشیند با آب و تاب نگوید و تعریف نکند آرامش پیدا نمیکند این بدبخت است ولی بزرگان اینطوری نیستند به پیغمبر آمدند گفتند یک دختر و پسری یک خانم و آقایی دارند یکجایی خلوت کردند پیغمبر میدانست چه کسی را بفرستد گفت علی جان تو برو ببین قضیه چه هست.@ حضرت علی هم وقتی بلند شد رفت آنقدر سروصدا کرد که آنها اگر میخواستند کاری بکنند از آن کار منصرف شدند پشیمان شدند صحنه کاملاً به هم خورد بعد هم رفت گفت نه خبری نبود ولی آدم پست اینطوری نیست.@ آدم پست سرش را یواشکی میکند در خانه مردم ببیند که دارند چکار میکنند تلفن را یواشکی گوش میکند گوشش را میگذارد کنار دیوار ببیند چه میگویند شنود میایستد دوربین میاندازد جاسوس میفرستد فضول میفرستد زیر پا کشی میکند چون کثیف است چون آلوده است اصلاً غذایش با کثافت است.@ غذایش با لغزشهای مردم سرحال میاید با اینکه بفهمد فلانی که اینطوری کردند خیلی بدبخت است با این نشاط میگیرد آدمهای بزرگ اینطوری نیستند آدمهای بزرگ مثل خدا هست مظهر ستار العیوبی خداست هیچ وقت صدایی از آنها بیرون نمیاید هزارتا راز در سینهاش است هیچی از او در نمیاید چون بزرگ است چون پاک است کثیف هست که خیلی راحت میتواند با آبروی دیگران بازی کند.@ پس ما اگر مبنا را ابدیت قرار بدهیم خیلی راحت دچار سوءظن و بدبینی نمیشویم چون باید خودمان سالم متولد شویم فکر پاکی خودمان هستیم کاری نداریم کسی کثیف هست یا کثیف نیست کثیف بودن دیگران در پاکی ما اثر نمیگذارد.@ چون من قرار است پاک به بهشت بروم بهشت چای پاکهاست کثیفها را در بهشت راه نمیدهند(دار السلام) یعنی خانه سلامتی، کسی را با آلودگی در خانه سلامتی راه نمیدهند تولدها را خدمتتان قبلاً مفصل توضیح دادم لذا اصلاً کسی کار ندارد که چه کسی کثیف هست یا نه میگوید من باید خودم را پاک کنم اصلاً کلاً همیشه مشغول خودش است.@ سیدالشهدا میفرماید خوش به حال کسی که آنقدر به عیبهای خودش مشغول است که از دیدن زشتیها و عیبهای دیگران غافل است پیغمبر میفرماید بعضی از شما درخت را در چشم خودتان نمیبینید ولی یک خار را در چشم دیگران خوب میبینید یعنی هزارتا گرفتار و آلودگی و کثافت خودتان دارید خودتان را نمیبینید خیلی از خودتان ممنون و متشکر هستید.@ (فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ) یکسره خودتان را پاک و بری میدانید ولی وقتی نوبت به دیگران میرسد هزارتا عیب روی دیگران میگذارید یکسره دیگران را آلوده میبینید این فراموش نشود.@ قالب تمرین را بگویم که ما در چه مسیری میخواهیم تمرین کنیم در قالب تمرین از چیزی که خواستیم این همه برایش بحث کردیم برای اینکه به تمرینها برسیم این بود که فرمولهایش این بود که از سوءظن اجتناب بکنید بسیاری از سوءظنها گناه هست.@ (وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ) غیب نکنید بعضی از شما بعض دیگر را، آیا دوست دارید که گوشت برادرتان را بخورید در حالی که مرده است من یادم هست یکبار خواب دیدم یک خانمی بود خواب دیدم مُردم از بالا داشتم نگاه میکردم این با دندانهایش گوشتهای من را میکَند.@ من از آن بالا دردم میامد میگفتم ای بیانصاف برو یک چیز دیگر بخورد این مثل اینکه خیلی علاقه داشت گوشت ما را بخورد این همان باطن سوءظن و غیبت و بدگویی هست(إیّاکُم وَ الظَنّ فَإنَّ الظَّنَ أکثَرُ الکِذب) از بدبینی بترسید چون بدبینی دروغترین دروغها هست دروغترین حرفها هست.@ علت اینکه دروغ هست چیست؟ گفتیم هم فیلتر شیطان اثر میگذارد هم فیلتر صفات نفسانی خودمان، بدیهای خودمان و بد بودن ذات خودمان(وَ لا تَحَسَّسُوا وَ لا تَجَسَّسُوا) پرس و جو نکنید همدیگر را زیر سؤال نبرید حرف نکشید از همدیگر برای اینکه عیبهای دیگران را به دست بیاورید بعد کنجکاوی هم نکنید رد شوید بروید این را امر کرده.@ حضرت میفرماید کسی که این کار را بکند به خدا بد کرده کسی که این کار را بکند اهل تجسس، سؤال کردن، پرس و جو کنجکاوی باشد به خدا اسائه کرده(أساءَ إلی رَبّه) خیلی به خداوند بد کرده اگر کسی این کار را بکند فرمول بعدی(إیّاکُم وَ الظَنّ فَإنَّ الظَّنَ أکثَرُ الکِذب) دروغترین دروغها گمان بد هست از گمان بد بپرهیزید بترسید.@ چون دروغترین دروغها هست علتش را که گفتیم یکی تأثیرگذاری شیطان هست و یکی هم نفس هست. من مثالهایی را بیشتر نوشتم که مشهورتر و ملموستر هستند اولین مثالی که نوشتم البته اینها ترتیب منطقی ندارد من همینطور هر چه که در ذهنم آمده نوشتم انشاء الله خودتان با ترتیب منطقی خودتان ترتیب بدهید.@ اولین موردی که نوشتم تلفن و یا رابطه مشکوک دوتا نامحرم هست یعنی شما فرض بفرمایید در خانه میبینید یک خانمی زنگ زد دارد با شوهر شما صحبت میکند یا در اداره دیدید دو نفر که نامحرم هستند شما هم همچین کسی را نمیشناسید یک آقایی به یک خانمی زنگ زد یا یک خانمی به یک آقایی زنگ زد صحبت کرد یا ارتباطی.@ حالا الان میخواهیم بین حسنظن و سوءظن احتمالات را با هم بررسی کنیم اگر ما یک همچین ارتباطی را دیدیم یا شنیدیم مثلاً تلفن زده شد میزان وزن و قیمت خودمان را از نوع برداشت و تفسیرمان میتوانیم انجام دهیم.@ چون ائمه گفتند قیمت خودتان و جایگاه خودتان را از نوع تفاسیرتان و برداشتهایتان میتوانید بفهمید مثل خوابهاست که آدم میتواند قیمت خودش را از خوابهایش در بیاورد خوابهای یک کس قیمت شخص را برایش مشخص میکند. بدترین تفسیر چیست؟ چند تا تفسیر بد برای این داریم یکی یا چندتا؟@ تفسیر بد از یک رابطه، مثلاً یک نفر زنگ زد با برادرمان صحبت کرد یک خانمی بود من هم او را نمیشناختم یا دوست و همکارم که با خانواده و جد و آبائش هم آشنا هستم دیدم یک کسی زنگ زد و میدانم این اصلاً در این مجموعه محارم این شخص نیست، حالا شما بگویید چندتا تفسیر میتوانیم بکنیم؟@ در برداشتهای منفی چندتا میشود کرد؟ فقط یکی، یعنی این رابطه رابطه نامشروع هست. حالا برویم سراغ برداشتهای مثبت من دانه دانه میشمارم بعد شما هم یادداشت کنید آنوقت تمرین اضافه با شما که شما به من بگویید.@ یکی اینکه این میتواند جزء محارمش باشد مثل خواهرش باشد یا برادرناتنی باشد که ما خبر نداریم من دوستم را میشناسم اما نمیدانستم که مادرش یک ازدواج دیگر هم داشته پدرش یک ازدواج دیگر هم داشته خواهرناتنی بوده به ما نگفته نمیخواستند بگویند که اینطوری بوده حالا الان خواهرناتنی به او زنگ زده تماس داشته.@ خودش به ما گفته که این خواهر من هست جزء محارم من هست زیاد داریم اینهایی که من میگویم مثالهایی هست که بسیار بسیار شایع است شما یک کسی را میبینید که به هم نمیخورند یعنی شما یک آقایی را میبینید که با یک نامحرمی هست که اصلاً با هم هیچ سنخیتی ندارند میتواند چه کسی باشد؟@ ما یک موقع صحنه اینطوری برایمان پیش آمد الحمد لله بدبین هم نبودیم ولی بعد که معرفی کرد دیدم چه نسبتی با هم دارند گفت این ربیبه من است یک آقایی با یک خانمی عقد میکنند عقد یا دائم یا موقت، دختر آن خانم به این آقا محرم میشود دخترش میشود.@ یا اینکه شما میدانید یک آقایی با یک خانمی نامحرم هست ولی روابطشان نزدیکتر از دوتا نامحرم است محرمانه است با اینکه نامحرم هستند روابطشان محرمانه است مثلاً یک کسی میبیند من با خواهر خانمم دست دادم یا او جلوی من بیحجاب گشت.@ میگوید رفته بودم خانه آقای شجاعی این پدرسوختهها برای مردم از این حرفها میزنند من هم خواهر خانمش را میشناسم دیدم خواهر خانمش با پای بیجوراب جلویش آمد سر باز جلویش آمد آستین دستش بالا بود یا با هم میخندیدند یا شوخی میکرد یا دستشان به هم خورد.@ میتواند آدم با خواهرخانمش مَحرم باشد یعنی روابطشان با هم خیلی نزدیک است مجبور هستند با هم رابطه داشته باشند مثلاً در یک خانه زندگی کنند دوتا خواهر هستند با هم میخواهند در یک خانه زندگی کنند سخت میشود مثلاً میخواهم با خواهرخانمم یکسره مسافرت بروم یکسره در خانه هستم با من ارتباط دارد من با او ارتباط دارم خانمم با باجناقم ارتباط دارد بهترین راه همین محرمیت است.@ اگر یک دختر کوچک داشته باشد شما یک ساعت که محرمش بشوید مادرخانمت میشود خواهرخانمت هست ولی مادرزنت هم هست دیگر ما از جهت خواهرخانمی با او رابطه نداریم از جهت مادرخانم با او رابطه داریم محرممان است هیچ اشکالی هم ندارد.@ حالا الان کسی این را نداند میگویند این خواهرخانم خودش چقدر وضعش خراب است یا فلانی چقدر وضعش خراب است که اینقدر روابط آزاد دارند اتفاقا ما مستأجر که بودیم این خانهای که اجاره کرده بودیم خیلی ناجور بود حفاظ نداشت طبقهها با هم خیلی رابطه داشت.@ کسی میخواست حرف بزند صدایش بالا و پایین میرفت خانم ما هم خیلی معذب بود غیر از این در قم جا گیرمان نیامد بعد خانمم گفت این دختر را بردار ببر همسایه پایین یک خطبهای برایشان بخوان ما یکذره راحت باشیم میخواهیم حرف بزنیم نمیتوانیم حرف بزنیم میخواهیم بچه را صدا کنیم نمیتوانیم صدا کنیم.@ بنده میروم به مستأجر همسایه پایین میگوییم بیا با دختر من یک ساعت عقد شوید مشکلی نیست ارتباط لازم نیست داشته باشند این که میگویم محرم هستند لازم نیست در سر و کله همدیگر بزنند یا ارتباط داشته باشند ولی به هم محرم میشوند و اگر یک موقع خانم من صدایش بلند شد یک حرفی زد یا سر بچه داد زد تنبیه کرد، خندید، صدایش رفت دیگر اشکالی ندارد راحت هستند.@ یک موقعی تصادفی هست همسایه هستند با هم میروند میایند در خانههای شمالی یک همچین اتفاقی ممکن است بیفتد شرع مقدس برای این قضیه راه گذاشته. یا تلفن اشتباهی وصل شده یک روز من خودم در فرهنگسرای بهمن بودم دیدم یک آقایی گفت آقای شجاعی یک خانمی کارت دارد، بعد گوشی را برداشتم گفتم بفرمایید.@ گفت سلام علیکم، گفتم سلام، گفت با آقای شجاعی کار دارم، گفتم بفرمایید خودم هستم، گفت خودت نیستی، گفتم والله به خدا خودم هستم، گفت با آقای شجاعی کار دارم، گفتم من هم به خدا آقا هستم، بعد این گفتگوی من و ایشان خیلی طول کشید ایشان داشت از آنطرف با من جر و بحث میکرد خیلی هم عصبی بود.@ گفت آقای شجاعی، گفتم من آقای شجاعی هستم، بعد این رفیق ما آقای خرمآبادی دیدم دارد میخندد گفت ببخشید من اشتباه کردم سعید شجاعی را میخواستن به شما وصل کردم یک سعید شجاعی هم آنطرف داشتیم خانم او بوده به من وصل کردند حالا ممکن است خانم بردارد کلی هم به آدم فحش بدهد دیشب با هم یک مشکلی داشته باشند همچین مسألهای پیش میاید.@ سوءتفاهم در این قضایا زیاد است اشتباهی وصل میکنند اشتباهی میگیرند ما که الان تلفن همراه داریم زیاد از این اتفاقات میافتد خط به خط میافتد یا کسی گوشی را برداشته حساس هم هست حالا میگوید این خانم چکار دارد، زنگ زده اشتباه وصل شده.@ شباهت اسمی موجب میشود که تماس بگیرند شباهت فامیلی اشتباه میتواند باشد یا نه مزاحم است مرض دارد دوست دارد زنگ بزند اذیت کند یکبار یادم هست یک خانمی زنگ زد من را کاملاً میشناخت بعد دیدم خیلی ناجور صحبت میکند بعد گفت من باید شما را بیرون ببینم.@ گفتم بیایید دفترم وقت بگیرید گفت نه باید بیایی بیرون تو را ببینم خیلی هم اصرار داشت ما را بیرون ببیند جای بدی هم آدرس میداد میگفت بیا فلان رستوران، گفتم که نه، بالأخره دعوایمان شد معاملهمان نشد نه دفتر ما قرار شد که ایشان را ببینیم نه رستوران ایشان، ولی اصرار داشت ببیند میگفت من باید خیلی مطلب مهمی را به شما بگویم.@ یعنی در یک قالب زشت و جلفی میخواست ما را آنجا دعوت کند بعد یکطوری میخواست بکشاند بعد من گفتم بیا پایین دفتر ما من شما را میبینم قرار گذاشتیم پایین رفتیم چند نفر هم محافظ بردم که اگر خواست ما را بکشد و بزند شما باشید.@ بعد فهمیدم که شوهرش که یکی از کسانی بود که به یک واسطهای میامد در آن مؤسسه کاری میکرد و میرفت از دست شوهرش ناراحت بود میخواست یکطوری من را بکشاند و بگوید که این شوهر من اینطوری است گفتم بیسلیقه این را پشت تلفن هم میتوانستی بگویی یا نامه هم میتوانستی بنویسی اینطوری است.@ بعضیها مزاحم هستند حالا ممکن است زنگ بزنند مزاحمت ایجاد کنند برای انسان و اذیت کنند یا برای خانمی ممکن است کسی مزاحمت ایجاد کند مثلاً خانمی هست که یک کسی خواستگارش بوده به او ندادند ایستاده حالا که عقد کرده نامزد کرده شوهر کرده شمارهاش را پیدا کرده پیدا کردن شماره مثل آب خوردن است شماره را پیدا کرده حالا دیگر زنگ میزند اذیت میکند.@ اگر قرار باشد کسی اهمیتی بدهد به اینطور مسائل نهایت حماقت است لذا پیغمبر میفرماید اگر 50 نفر علیه آن دوست تو آمدند گفتند اینطوری است وقتی خودش به تو گفت نیستم همان حرف خودش را قبول کن این حرف حرف قشنگی است.@ 50 نفر آمدند گفتند رفیقت اینطوری است دوستت اینطوری است زنت اینطوری است شوهرت اینطوری است وقتی خودش میگوید حرف خودش برایت کافی باشد جالب اینجاست که شما اگر از نظر روانی هم این کار را بکنید یعنی این اعتماد را داشته باشید سازندگی خیلی زیادی دارد یا مزاحم است یا مقرض است یا قصد شوخی دارد.@ من یادم هست یکی از رفقا آمده بود یک نوار ضبط کرده بود جلوی من گذاشت بعد دیدم که صدای خودم است بعد آنقدر شِر و وِر و اراجیف و پرت و پلا در آن بود که نگو بعد تعجب کردم گفتم خدایا من در سخنرانی همچین چیزهایی گفتم.@ جالب اینجا بود که سه نفر در مؤسسه ما بودند که صدایشان شبیه من بود یعنی بعضی وقتها کسانی که میگرفتند یا خانواده ما یا هر کس میگرفتند فکر میکردند من هستم ما سه نفر صدایمان شبیه هم بود تُن صدا شبیه هم بود بعد یکی از اینها برداشته بود صدا ضبط کرده بود ادای من را درآورده بود با ما شوخی داشت.@ رفیق بودیم خیلی به هم نزدیک بودیم با نوارهای ما هم دائماً سروکار داشت برداشته بود این صدای ما را قشنگ بلد بود که من چطوری خطبه میخوانم چطوری اعلام صلوات میکنم چطوری حرف میزنم یک متن خیلی ناجور آورده بود برای شوخی.@ بعد جلوی ما گذاشت حالا من باور کنید تا یک مدتی فکر میکردم که مگر میشود من یک همچین حرفهایی زده باشم داشتم یواش یواش باور میکردم که خودم هستم بعد دیگر بو بردم که تقلید صدا کردند.@ یک کسی ممکن است تقلید صدا بکند بعضی وقتها صداها اینطوری است من یکبار زنگ زدم به ادارهای، خواستم خارج از کشور بروم مسئولی کسی که میخواست پرونده ما و گذرنامه ما را درست کند برداشت سلام و علیک کردیم بعد گفتم ببخشید شما خانم؟ گفت من آقای فلانی هستم بعد خیلی هم خجالت کشیدم رفتم دیدم یک مردی هست حدوداً 50 سالش است ولی صدایش کاملاً زنانه بود.@ بعد هم رفتم به مسئولشان گفتم من خیلی ناراحت هستم از اینکه به ایشان یک همچین حرفی زدم گفت آقا خیالتان راحت باشد همه که زنگ میزنند میگویند خانم فلانی، یعنی اینطوری میشناسند یعنی هر کس با ایشان صحبت میکند میاید در اتاق را باز کند انتظار دارد یک خانمی را ببیند میبیند یک آدم سبیل کلفت آنجا نشسته به جای این خانم، صدایشان اینطوری هست.@ بعضی از خانمها هم اینطوری هستند بعضی از خانمها هستند صدایشان مردانه است حالا آدم یک موقعهایی قاطی میکند. سؤال کردند که چرا بعضیها از پاکیهای بعضیها سوءاستفاده میکنند؟ این به خاطر آلودگیهای خودشان است که سوءاستفاده میکنند.@ راه انس گرفتن با قرآن را خواستند گفتم کسی که میخواهد با قرآن انس بگیرد از ظاهر باید شروع کنید یعنی نمیتوانید شما به باطن قرآن راه پیدا کنید مگر اینکه اول با ظاهرش دوست باشید ظاهر یعنی روخوانی، روانخوانی، ترجمه، صرف، نحو، معانی، بیان، بعد تفسیر و باطن قضیه تا یواش یواش بتوانید مثل ادبیات است.@ شما اگر الان بروید انگلستان ممکن است یاد بگیرید بگویید This is book ولی وقتی آنها با هم صحبت میکنند خیلی منظورشان را نمیفهمید کسانی که بیست سال دارند با هم با یک زبان صحبت میکنند مثل ما که فارسی صحبت میکنیم.@ اگر یک انگلیسی بیاید حتی بلد باشد فارسی صحبت کند بسیاری از وقتها منظور ما را نمیفهمد چون فرهنگ ما خیلی از مسائل فقط لفظ نیست روابط هست علائم هست دمِت گرم، مثلاً میاید میگوید دمِت گرم، میرود کتاب لغت را باز میکند میگوید دمِت یعنی چی، گرم یعنی چی، بنده خدا میماند.@ خالیبند، خالی نبند، سه شد، سه شد یعنی چی، ما همینطوری داریم به همدیگر میگوییم، ما نمیتوانیم همچین چیزی را در بیاوریم، این چطور حرف زدنی است قرآن هم اینطوری است قرآن هم بسیاری از اصطلاحاتش مال جامعهای هست که برایش نازل شده بنابراین شما باید حتماً این را بفهمید(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) موقعی که با افراد جاهل روبهرو میشوند میگویند سلام.@ در ترجمه نگاه کنید، حالا یک کسی میخواند میگوید چقدر بیمزه، یعنی چی با جاهل روبهرو شویم به جاهل سلام بگوییم، آن هم بگوید سلام، این سلام یعنی چی، بیمزه میشود، خیلی وقتها اینطوری هست ترجمه آیات را نگاه کنید خیلی وقتها این ترجمههایی که مترجمان کردند یک چیز آبکی زوار دررفتهای هست که اصلاً شما نمیتوانید بفهمید، چرا؟@ چون با فرهنگ قرآنی سازگاری ندارد درک درستی از فرهنگ قرآنی نشده شما ترجمه مرحوم الهی قمشهای را نگاه کنید جزء روانترین ترجمههاست چون با باطن رابطه داشت آن را ترجمه کرده یا بعضی از قرآنهای دیگر، یا بعضی از افراد فکر کردند که قرآن یعنی یاد بگیرد که(بسم) یعنی چی(الله) را کنارش بگذارند(الرحمن الرحیم) را بگذارند.@ دیگر ما خیلی زور زدیم کردیم به نام خداوند بخشنده مهربان، این اصلاً معنی(بسم الله الرحمن الرحیم) آنطوری که باید باشد نیست(بسم الله الرحمن الرحیم) خیلی قشنگتر است یا(لا إله إلا الله) هیچ خدایی جز خدا نیست در حالی که این معنایش نیست.@ بنابراین شما حتماً باید سعی کنید اگر کسی میخواهد با قرآن رابطه برقرار کند یاد بگیرد در مرتبه باطن قرآن معنی قرآن دوره ببیند کلاس ببیند کار قوی بکند تا بتواند با این باطن ارتباط برقرار کند.@ دوتا زن و مرد که میخواهند با هم ازدواج کنند اینها تا چند ماه بعد از عقد و عروسی هنوز همدیگر را نمیفهمند خیلی جاها منظور همدیگر را ادبیات همدیگر را درک درستی از همدیگر نمیکنند بعد همهاش با تعجب به هم نگاه میکنند میگوید تو چرا اینطوری هستی او میگوید تو چرا اینطوری هستی.@ دو نفر آدمی که مال یک مملکت هستند این مال این کوچه است آن مال آن کوچه است با هم ازدواج کردند ولی تا بخواهند ادبیات خانوادگی همدیگر را بفهمند طول میکشد حالا فکر کنید ما میخواهیم بیاییم برویم کتاب قرآن را کلام الله را بفهمیم حتماً باید این مراحل را طی کنیم.@ تجوید شرط نیست تجوید بحث قرائت هست آن هم در حد افراطی نه، یک مقدارش خوب هست انسان انجام دهد ولی روخوانی، روانخوانی، صرف، نحو، معانی، بیان، لغت اینها را باید بلد باشیم. اگر این سوءظنها واقعیتی داشته باشد همیشه نمیتوان نگاه مثبت داشت ممکن است باعث پاشیدگی زندگی شود؟@ این را توضیح میدهیم جلسات بعد که کجاها میتوانیم بدبین باشیم ولی بسیاری از مواقع سوءظن کارساز نیست یعنی مرد میخواهد زرنگی کند مچ زنش را بگیرد زن هم میخواهد زرنگی کند مچ شوهرش را بگیرد زندگیشان از هم میپاشد هیچی هم به دست نمیاورند.@ یک آقایی میگفت من یازده سال است یقین دارم خانمم اینطوری هست در همین فرهنگسرا هم آمده بودند به او گفتم مردی یک نمونهاش را ثابت کن میگفت نه نمیشود گفت، برای چه نمیشود گفت میخواهی احترام زنت را نگه داری اگر میخواهی حرمت نگه داری پس چرا به او بستی بلند شدی مشاوره برای این کار آمدی جلوی همه میگویی.@ اگر عرضه داری یکی را ثابت کن، نه من میدانم خودم میدانم، این خودم میدانم بافتههایی هست که یا شیطان به ذهنش آورده یا فساد خودش است یا زن به مرد، این خطرناک است بسیاری از موارد باید چشمپوشی کرد اصلاً دنبالش را نباید بگیرید حتی اگر بدبین هم میشوید نباید دنبالش را بگیرید.@ علی(ع) به امام مجتبی میفرماید که خانم را وقتی به او بدبین بشوید مواظب باش به خانمت زیاد سخت نگیری غیرتهای بیهوده و بیجا نداشته باشی وقتی سخت بگیری زن خوب خراب میشود حالا شما بیایید سراغ زن نگاه کنید زن شخصیتاً کیست.@ زنها شخصیتاً شوهر دوست حتی بدترین نوع زنها در اروپا هم که من دیدم همینطوری بود یعنی فاسدهایشان آنهایی که از زوار در رفتند افتادند در دام شیطان اینطوری شدند ولی همانها اگر یک مرد خوب گیرشان بیاید اصلاً حاضر نیستند با مردهای متعدد ارتباط داشته باشند.@ یک زن وقتی میافتد در ارتباط با مردهای متعدد برای این هست که مردش مرد نبوده تربیت درست هم نشده و الا اگر یک مرد خوب گیرش بیاید هرگز حاضر نیست برود سراغ کسی، زن فطرتاً خدا طوری او را ساخته که تحمل با غیر یک مرد بودن ندارد وفادار، شوهردوست، زنها وفادارتر هستند یا مردها؟@ زنها، قابل مقایسه هم نیست چقدر، یعنی زنها خیلی خیلی بیشتر از مردها به خانواده و شوهرشان وفادار هستند آنوقت زنی که نه شرعاً و نه قانوناً در عرف هیچ دینی حق ندارد بیشتر از یک شوهر داشته باشد هیچ کدام از ادیان آسمانی از اول نظام خلقت تا الان اینطوری بوده مکاتب غیر آسمانی هم همینطور بوده یک زن با یک مرد.@ زنی که نمیتواند با چندتا مرد ارتباط داشته باشد زنی که وفادارتر از مرد هست و شخصیتش هم این را میپذیرد علی(ع) فرمود همین زن را وقتی به او سخت بگیری و زیر سؤال ببری احساس کند که یک کسی دنبالش هست کسی از او سؤال میکند.@ کسی نمیتواند او را بپذیرد قبولش ندارد میگوید همین بد میشود خودت بدش کردی حالا شما یک مردی را که نه شرعاً منع دارد برای اینکه با زنهای متعدد ارتباط داشته باشد و نه قانوناً و نه وفادارتر از زن هم هست حالا یک خانم بخواهد یک مرد اینطوری را زیر سؤال ببرد خیلی زودتر از زن کشیده میشود به راههای دیگر.@ اصلاً خیلی وقتها مردها کشیده میشوند به راههای دیگر برای لج زنشان است برای اینکه اینطوری به آن نگاه کرده اینطوری دائم ترجمهاش کردند و این فاجعه است یک فساد خیلی زیادی دارد بنابراین صرف اینکه جامعه بد است خیلی راحت نمیشود رفت سراغ سوءظن.@ وقتی میبینیم که یک نفر سوءظن دارد یا بدبین هستند وقتی به ایشان تذکر میدهیم ناراحت و خشمگین میشود در این مواقع چکار کنیم؟ تذکر ندهید و ناراحتش هم نکنید اینها را باید یکطور دیگر درمان کنیم نمیشود اینطوری گفت بدتر میشوند.@ کارهای بد میتواند کارهای خوب را از بین ببرد همانطور که کارهای خوب میتواند کارهای بد را از بین ببرد این رابطه وجود دارد(إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) کارهای خوب میتواند آثار کارهای بد را از بین ببرد کارهای بد هم میتواند آثار کارهای خوب را به شرط اینکه از نظر نوع اثر با هم مساوی باشند.@ اگر کسی به کسی دید بدی پیدا کرد و شخص مقابل طوری خواست کارش را پنهان کند آیا نباید به او بدبین شد و آیا این پنهان کاری از شخص مقابل درست است؟ بله میتواند درست باشد همیشه پنهان کاری افراد غلط نیست حالا بگذارید فرمولها را کار کنیم بعد متوجه میشوید که کسی که دارد از ما چیزی را پنهان میکند حتماً پنهان کاریاش لزوماً غلط نیست و نباید سعی کنیم درش بیاوریم.@ اجازه بدهیم که بعضی از افراد همسرمان، خواهرمان، برادرمان، پدرمان یک چیزهایی مخفی خودشان داشته باشند صداقت، و پاکی و یکرنگی به این نیست که همسر ما، خواهر ما، دختر ما، پسر ما همه چیزش را برای ما بیان کند این انتظار بیجایی هست.@ بعداً توضیح خواهم داد چرا، این چرایش را نمیتوانم بگویم چون وقت کلاس گرفته میشود انتظار نداشته باشیم کسی که داریم با او زندگی میکنیم ولو نزدیکترین کس ما باشد چیز پنهان و خصوصی نداشته باشد بعضیها چون میخواهند خیلی هم با هم عیاق باشند مثلاً دارند تلفن میکنند خانمش دارد تلفن میکند با خنده میگوید چه کسی بود؟ چه شده بود؟@ به تو چه، چه کسی بود، نپرسید، من خودم اینطوری هستم خانمم با هر کس صحبت بکند مطلقاً سؤال نمیکنم یا هر جا برود سؤال نمیکنم یا از خانه بروم بیایم ببینم نیست، نبود، ساعتها خانه نباشد، یا من خانه باشم برود بیرون و بیاید مطلقاً سؤال نمیکنم کجا بودی.@ در روایت داریم بعضی انسانها حریمهای شخصی دارند که باید کاملاً محترم شمرده شوند ما حق نداریم وارد حریم شخصی افراد بشویم صرف اینکه همسرم هست یا بچهام هست نمیشود، گاهی وقتها بچه یک چیزهایی دارد خیلی هم قشنگ است و باید هم مخفی نگهاش دارد.@ اصلاً مصلحت این است که مخفی نگه دارد حق ندارید بروید کنکاش کنید بررسی بکنید جستجو کنید حق ندارید. اگر طرف مقابل انسان بدبین باشد باید چکار کرد؟ روشهایی هست برای برطرف کردن بدبینی طرف مقابل، باید تلاشمان را بکنیم هر چند دیر جواب میدهد.@ امام حسین به جهت دین خداوند به شهادت رسید یا سیاست؟ این دو دوتا نیستند یکی هستند دین با سیاست یکی است عین هم هستند سیاست و دیانت یک چیز هستند دو چیز نیستند که بگوییم. در مورد کسی که دارد مسیر رشد را طی میکند اگر بعدها در مسیر رشد خطا کرد اشکالی ندارد روند انسان سعی و خطاست که شما حتی واقعاً آن موقعی هم که جدی استغفار میکنید و توبه میکنید.@ یک موقعهایی زمین میخورید خدا هم این را میبیند که تو زمین میخوری ولی خدا نمیگوید تو چرا زمین خوردی، میگوید زود بلند شو ادامه مسیر بده یعنی دوباره آشتی کن و بیا، نمان، در لجن افتادن در گناه افتادن اینقدر گناه نیست اما در گناه ماندن و توقف کردن گناه است.@ خدا از ما میداند که ما معصوم نیستیم در گناه میافتیم مثل بچهتان، بچه شما ممکن است اشتباه کند خواهرتان اشتباه کند دخترتان اشتباه کند مادرتان اشتباه کند زود میگذرید اصلاً به آن فکر نمیکنید موضوع این هست که نباید استمرار پیدا شود یک آلودگی، در آلودگی کسی نباید توقف کند.@ میشود گره کار غیر از مسأله رضایت پدر و مادر باشد گره کار در جای دیگری باشد اگر یک موقع کسی کارش گره میخورد این عزیزمان میتواند کتباً سؤال کند یا مشاوره تشریف بیاورند. تا وقتی که طرف مقابلتان میگوید این حرفهایی را که زدم شوخی بود قبول کنید ولی شوخی هم نباید آنقدر طولش داد و تکرارش کرد که شخص تلقی جدی بکند و آزاردهنده باشد این خوب نیست.@ چه کنیم تا دید ما نسبت به کسانی که در دورهای از زندگی اشتباهی انجام دادند خوب شود و برای درمان نسبت به آن طرف چه باید کرد؟ همیشه باید یک شروع خوب برایش بگذارید افراد تابع دید شما نسبت به خودشان هستند.@ اگر ببینند خوب به آنها نگاه بکنید یواش یواش خوب میشوند در حمله شیطان یادتان هست گفتم شیطان اولین کاری که میکند قیمت آدم را پیش خود آدم پایین میاورد وقتی شما دائماً خودت را آلوده میبینی مثلاً گذشته یک گناهی کردی واقعاً هم گناه بوده.@ اما حالا که میخواهی خوب بشوی شیطان سراغت میاید تو هم فکر میکنی این هم کار خوبی است، من نباید این کار را میکردم چرا این کار را کردم من دیگر آدم خوبی نیستم من خوب نمیشوم من آلوده هستم من کجا امام رضا کجا، من کجا حرم کجا، من کجا آشتی با خدا کجا، شیطان دائماً این را به رخت میکشد تا تو نتوانی اصلاً آشتی بکنی بعد خدا نکند یکبار دیگر اتفاق بیفتد میگویی دیدی تو آدم نمیشوی.@ یعنی در سه مرحله گفتم حمله از عقب داریم، گناهان، کدورتها، شکستها، یعنی این سه تا را شیطان دائماً به رخت میکشد که تو بدانی آدم بیچاره و بدبختی هستی که نه میتوانی موفق بشوی نه میتوانی پاک باشی نه میتوانی خوب باشی یکسره اشتباهات، آلودگیها، شکستها، کدورتهایی که با طرف داشتی به رخت میکشد.@ هی یادت میافتد که او پارسال با تو این کار را کرد، مگر حالا ول میکنی میخواهی آشتی باشی نمیتوانی، بنابراین شیطان وقتی قیمتت را پایین میاورد با به رخ کشیدن اشتباهاتت و با به رخ کشیدن گناهانت، وقتی خودت را دائماً گناهکار و آلوده دیدی دیگر نمیتوانی خوب باشی.@ برای همین در نظر افراد هم، وقتی در خانه به او توهین کردی بچهات بود به او جسارت کردی دختر بد، دختر شلخته، دختر بینظم، دختر بیادب، سر به هوا، یکسره اینها را بگو، وقتی میبیند از نگاه مادرش اینطوری دارد ترجمه میشود.@ از نگاه پدرش اینطوری ترجمه میشود برادرش دارد اینطوری به او نگاه میکند این یواش یواش در خودش میبیند که اینطوری باشد بچهات را یکسره به او بدبین بودی از او سؤال کردی کجا رفتی، وارسی کردی این یواش یواش بعداً به لج میافتد همین کارهایی که تو نمیخواهی بکند میکند چون از ناحیه تو با چشم بد نگاه کردی.@ وقتی به کسی شناسنامه غلط دادی آدرس غلط دادی شخصیت غلط دادی قیمتش را پایین آوردی این نمیتواند بعداً خودش را قشنگ ببیند رشد بکند بالا بیاید بنابراین وقتی کسی اشتباهاتی داشته در گذشته مطلقاً 1 ـ به رخش نمیکشیم 2 ـ شخصیت و هویت خوبی به او میدهیم تا خودش را خوب ببیند و بتواند پیروز شود و بالا بیاید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 026 - دشمنشناسی (خاوران)
متن کامل (خام) جلسه 026 - دشمنشناسی (خاوران)