اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
بحثمان درباره شیطان رسید به اینکه شیطان افکار و اندیشههای باطل را در روند دشمنی با انسان برای او آرایش میکند زینت میدهد داشتیم بحث زینتگری شیطان را میخواندیم و این که چه چیزهایی را زینت میدهد که گفتیم یکی از چیزهایی که او زینت میدهد امور دنیایی هست.@ به طور کلی هر چیزی که رنگ طبیعت رنگ زمین را داشته باشد بوی زمین را بدهد بوی طبیعت را بدهد میتواند به عنوان یک دستگیرهای برای تحریک ما باشد بسیاری از چیزهایی هست که ما الان به هیچ وجه در مورد آنها وسوسه نمیشویم و شیطان نمیتواند ما را وسوسه بکند نسبت به انجام آن.@ اما نباید از کید شیطان انسان در امان باشد و احساس امنیت بکند بیخیال باشد و چه بسا بعداً به این چیزها دچار بشود من الان در همین سالهایی که مشاوره انجام میدهم آدمهایی را دیدم که سالهای گذشته هیچ وقت فکر نمیکردند که مثلاً الان به این کارهای مبتذلی که الان به آن دچار بشوند دچار بشوند ولی شدند.@ الان مثلاً ما که در این جلسه نشستیم شاید هیچ وقت وسوسه نشویم برویم مشروبخواری بکنیم ولی با این حال شما را نمیگویم خودم را میگویم که اینجا نشستم نمیتوانم بگویم صددرصد من تا آخر عمر اینطور خواهم بود ما کسانی را دیدیم که سر از مشروبخواری هم درآوردند افرادی که بسیار آدمهای برجستهای بودند سر از مشروبخواری هم درآوردند.@ آدمهای بسیار بزرگی داشتیم که سر از کارهایی درآوردند که به هیچ وجه هیچ کس توقعی از اینها نداشته شما فکر میکردید که یک روحانی بلند بشود برود خارج از کشور آنجا اعلام برائت از مسائل شرعی و دینی بکند؟ نه یک وقت میرود این کار را میکند بنابراین باید دقت بکنیم که ما هیچ وقت مغرور نشویم.@ شیطان بسیار انسان را مغرور میکند به محض اینکه در مسائل معنوی میافتد یک مدت در مسائل علمی قرار میگیرد به او یک حسهای دروغی قدرت میدهد که تو خیلی قوی هستی خیلی قَدَری خیلی توانا هستی و بعد میکشاندش در یک جاهایی که آنجا زمین بزندش.@ لاتها یک فرهنگی داشتند وقتی میخواستند یک نفر را خیلی زمین بزنند و آبرویش را ببرند به او بخندند و برای همیشه خرابش بکنند به او شجاعت میدادند این کید شیطانی است لاتها از آن استفاده میکردند آدمهای خبیث استفاده میکردند اینقدر طرف را بزرگ میکردند که شخص جرأت پیدا میکرد دست به کارهای بزرگ بزند بعد در آنجا به شدت شکست میخورد و ضایع میشد.@ این تحریکها انسان باید مواظب باشد که پایش را بیشتر از گلیمش دراز نکند هر چقدر انسان رشد میکند باید بداند که دارد رشد میکند اما رشد ما حرکت به سمت بالاست یعنی روی قله بالا میرویم قله خوبیش این هست که ما داریم بالا میرویم داریم رشد میکنیم اما یک خطر هم همزمان با بالا رفتن دارد آن چیست؟ اینکه دره هم دارد عمیقتر میشود خطرناکتر دارد میشود.@ بنابراین هیچ وقت نباید انسان از کید شیطان بترسد و اینکه فکر بکند دچار امور دنیایی زینت در مورد مسائل افکار باطل نمیشود یک موقع میبینی انسان به یک اعتقاداتی میرسد که اصلاً آدم توقع ندارد از یک نفر اینطوری حرف بزند و اینطوری فکر بکند ولی دچارش شده و افکار خیلی بد و پرت و پلا را پذیرفته خیلی راحت، هر چقدر رشد میکنیم باید بترسیم.@ امیرالمؤمنین(ع) شما در نهجالبلاغ که فرمایشاتش را نگاه میکنید چقدر ترس دارد اضطراب دارد رسول خدا چقدر میترسید گریه میکرد شبها که خدایا نکند من به خودم واگذاشته بشوم و سقوط بکنم پیغمبر خداست خیلی میترسد این ترس چیز مبارکی است وقتی با ما باشد از ما خیلی مواظبت میکند حراست میکند که نتوانیم پایمان را بیشتر از گلیممان دراز نکنیم.@ بخصوص گاهی وقتها که انسان رشد میکند ممکن است جامعه به او روی بیاورد که امام فرمود خودتان را بسازید بیش از آنکه جامعه به شما روی بیاورد همین است وقتی به انسان اقبال میشود انسان مورد توجه قرار میگیرد یکذره شهرتی پیدا میکند یکذره به او توجه میکنند خیلی باید هوشیار باشد و تواضعش ترسش اضطرابش دلشورهاش بیشتر باشد.@ دلشورههای مثبت البته، چیز بدی نیست که مبادا شیطان برایش دام بگذارد و از این موقعیت سوء استفاده بکند بسیاری از کسانی که بزرگ شدند بعد ترکیدند مثل بادکنک بودند پرمایه بالا نیامدند که هر چقدر بزرگ میشوند خوب باشند.@ شما شهید رجایی(ره) را نگاه کنید شهید رجایی تا وقتی که رئیسجمهور شد میگفت من همان کاسه بشقاب فروش هستم میگفت یک بار فقط خطر تهدیدم کرد که به عنوان رئیسجمهور رفته بودم یک جایی دیدم یک کسی از این روستائیان خیلی راحت آمد خیلی خودمانی با من صحبت کرد من هم یک طوریم شد.@ اولش گفتم ما هم رئیسجمهور مملکت هستیم بالاخره باید یک حرمتی یک فاصلهای چیزی بعد دیدم فکر فکر غلطی هست سریع رفتم طرف را بلغش گرفتم در آغوش خودم گرفتم و خیلی صمیمی نشستم با او صحبت کردم این خیلی مهم است که انسان مواظب باشد بادکنکی رشد نکند.@ حالا مثلاً یک شهرتی بدست بیاورد اعتباری بدست بیاورد چهار دفعه سر از رادیو و تلویزیون در بیاورد یا از جاهای معتبر در بیاورد خیلی خطرناک میشود باید ظرفیت داشته باشد شیطان خیلی وقتها این کار را با آدم میکند.@ یعنی در درون انسان یک بزرگی و عُجب یک حسی به انسان میدهد که انسان جرأت میکند پایش را بیشتر از گلیمش دراز میکند آنوقت سر از یک جاهای بسیار خطرناکی در میاورد حالا در مورد پندارهای باطل و افکار باطل بحث وجود ذهنی را خدمتتان توضیح دادم که اصلاً وجود ذهن در ذهن میاید یک وجود است حقیقتاً و منشأ اثر هست و میتواند خیلی از کارها را با انسان انجام بدهد.@ انواع فکرهای باطل را هم معرفی کردیم انواع و اقسام خیالات باطل که انسان مینشیند برایش فکر میکند و بیخود در خودش آنها را میپروراند آرزوهای بیجایی که هست چند تا آیه قرآن هست در این زمینه که بیان بعضی از نمونههای این نوع پندارهای باطل هست که انشاالله از جلسه بعد بحث بسیار بسیار مهمی را قرار است شروع بکنیم.@ در مورد وسوسههای شیطان و این که کجاها میتواند ما را بگیرد و زمین بزند دستگیرههایی که در وجود ما دارد چه نوع خُلقهایی هست چه نوع افکاری هست که میتواند زمین بزند انشاالله از هفته بعد آن را شروع خواهیم کرد.@ بعضی از پندارهای غلط را قبلاً عرض کردم چند نمونه قرآنی را میگویم بعد انشاالله اگر برسیم بحث روز را هم برایتان توضیح بدهم. از عقائد و افکار غلط که به سراغ انسان میاید قبلش مقدمهاش را بگویم مکانیزم این را تا بعد وقتی میخواهیم آیات را بخوانیم دقیقاً جا بیفتد و برایتان شیرینتر باشد.@ به طور طبیعی انسان این مطلب را باور دارد یعنی یک امر ذاتی و فطری هست برایش که همیشه در هر کاری یا در برخورد با هر امر پیچیدهای مکانیزیمی احتیاج به تخصص و آگاهی هست اگر تخصص و آگاهی نباشد حرف قابل اعتبار نیست اعتبار ندارد.@ مثلاً این را چند بار توضیح دادم شما ساعتتان که خراب میشود فطرتاً مسلح هستید به اینکه این ساعت را پیش ساعتساز ببرید میلیونها متخصص در رشتههای مختلف وجود دارد اما شما این را نمیبرید پیش هیچ کدام از آنها میبرید فقط پیش متخصص ساعت@ تازه اگر ساعتتان مدل خاصی باشد و آن مدل خاص آن آرم خاص مارک خاص نمایندگی جدا داشته باشد دیگر پیش ساعتسازهای دیگر هم حتی نمیبرید با اینکه متخصص هستند پیش نمایندگی خودش میبرید مثل اتومبیلتان مثلاً یک ساعتی دارید که ساخت سوئیس هست نمایندگی دارد میبرید پیش نمایندگی خودش، چون قائل هستیم حرف درستی هم هست کار عاقلانهای هم هست.@ همه عقلا در همه عالم این را قبول دارند که وقتی با یک مکانیزم سروکار داریم این را باید ببریم پیش متخصص خودش چه در مورد شروع بهرهبرداری چه در مورد ادامه بهرهبرداری چه در مورد تعمیر بعد از خرابی در سه مرحله یادتان باشد حرف آخر را متخصص میزند.@ این را ما همه قبول داریم که در هر رشتهای در هر تخصصی متخصص آن رشته باید حرف آخر را بزند هیچ کس هم منکر این نیست چون یک امر فطری و کاملاً عقلانی هست اگر یک بار از شما سر بزند این کار که یک دستگاه را ببرید پیش غیر متخصصش یعنی کسی که تخصص آن کار را ندارد هم خودتان از درون دلشوره دارید نمیتوانید اعتماد بکنید هم دیگران شما را متهم به اشتباه بیعقلی و حماقت میکنند.@ شما فرض بفرمایید یک کمردرد داری بعد من به شما میگویم که یک آقایی هست که برای کمردرد تواناییهای خوبی دارد مثلاً یک کارهایی میکند روی کمر یک ماساژهایی میدهد یک داروهایی میدهد یک چیزهای گیاهی دارد شما اولین چیزی که میپرسید این هست که این تخصصش چیست دکتر هست یا دکتر نیست؟ میگویم نه دکتر نیست دکتر تجربی است.@ بعد حالا چون من گفتم یا مثلاً همینطوری میگوید حالا برویم ببینیم شاید این یک کاری کرد برای ما، تجربی است بالاخره یک چیزهایی حالیش میشود ولی ته دلتان دلشوره دارید از اینکه خودتان را ببرید بسپارید به کسی که متخصص نیست.@ چشمتان یک موقع اینطوری باشد وقتی من بگویم با ناباوری قبول میکنید میگویم یک کسی هست آدم خوبی است دعاخوان است بیایید برویم پیش او برایتان دعا بنویسد شاید مشکل شما حل بشود شما فکر میکنید خدایا این چشم یک مکانیزم خاصی دارد این دعا چکار میتواند بکند دعا اثر دارد روی چشم من مثلاً چشم من خوب میشود یا نه.@ خیلی راحت نمیتوانید باور بکنید چرا؟ چون آن اصل فطری در درون شما دارد عمل میکند اصل اصالت تخصص که در هر کاری باید متخصص اظهارنظر بکند وقتی در مورد سادهترین دستگاهها مثل این میکروفن وقتی میخواهیم از بسته بازش بکنیم در بیاوریم یک راهنما دارد که این چطوری روشن میشود چطوری خاموش میشود چطوری وصل میشود چقدر بُرد دارد یک ضبط یک واکبندی که شما میخواهید از آن استفاده بکنید همینطور هست.@ یک ساعت معمولی شما میخواهید یک ساعت را بخرید بازش میکنید ماشین حساب هم دارد میخواهید استفاده بکنید یک دستورالعمل میخواهد که اصلاً راهاندازی این چطوری هست احتیاج به راهنما دارید سؤال اصلی این هست که در مورد ما خودمان که پیچیدهترین مخلوق عالم هستیم ما این اصل عقلی را رعایت نمیکنیم و به راه حماقت و اشتباه میرویم.@ شیطان هم اینجا میاید یقه ما را میگیرد یعنی ما در مورد مصنوعات میگوییم این گُل را چه کسی بلد است درست بکند چون مصنوعی است شما خانمهایی که مثلاً از آنها انتظار میرود کارهای ظریف و هنری بلد باشند اگر بگوییم همه بلد نیستند این را درست بکنند اگر من زور بگویم الان سر کلاس بگویم شما خانمها باید بلد باشید این را درست بکنید شما میگویید حرف حرف احمقانهای است این زورگویی است نه.@ چون ما خانم هستیم علاقهای به کار ظریف و لطیف داریم و هنری داریم دلیل نمیشود ما حتماً این رشته را بلد باشیم شما بروید فرهنگسرا نگاه بکنید صد جور کلاس سرمهدوزی، مرواریدبافی، سفرهآرایی، خیاطی، گلدوزی، گلسازی این یعنی چی؟ این یعنی هر کدام اینها تخصصی است و باید برای او وقت بگذاریم به آن تخصص ما برسیم.@ همینطوری از یک کسی انتظار داشته باشیم تو باید بلد باشی حرف احمقانهای است من به شما بگویم شما میگویید که داری زور میگویی من زمانی باید بلد باشم که این دوره را دیده باشم حتی یک خانمی که یک کسی خواستگاریش میاید مثلاً پسر میگوید همه نوع غذا باید بلد باشی این انتظار بجایی نیست خانم میگوید من تجربه شوهرداری و آشپزی ندارم در طول زندگی یاد میگیرم یعنی باید یاد بگیرد.@ شما الان وقتتان را میگذارید یک ساعتهایی را مینشینید پای تلویزیون میگویید فلان غذا را میخواهیم درست بکنیم امروز میخواهد مثلاً یک آشی یک سوپی را معرفی بکند نمیگویید که بلد هستم هیچ کس نمیگوید بلد هستم میگوید بنشینیم ببینیم چه چیزی میخواهد درست بکند سوپ جدیدی است غذای جدیدی است.@ مواد لازم اینهاست از کجا باید شروع بکنیم چطوری باید بپزیم سیرش چیست بعد چند بار هم خرابکاری میشود غذا درست میکنیم خرابکاری میشود تا بعد یک غذای جا افتاده درست بکنیم الان بین خانمها رسم است میگویند مثلاً قورمه سبزی کار هر کسی نیست یک قورمه سبزی جا افتاده خوب تمرین میخواهد که کسی بتواند یک قورمه سبزی خوب بدهد یک آش رشته خوب به آدم بدهد.@ میگویند فلانی کبابش خیلی خوشمزه است چرا؟ چون کار کرده یک کباب درست کردن تخصص میخواهد یک آش ساده تخصص میخواهد یک نیمرو درست کردن تخصص میخواهد یعنی یک آگاهی میخواهد که این تخممرغ چطوری باید درست بشود بعضیها فکر میکنند بیا یک بشقابی بگذاریم و یک روغنی و در آن بریزیم.@ در دانشگاه من که دانشجو بودم میرفتم یک موقعی غذا بخورم مثلاً سفارش میدادیم تخممرغ برای ما بیاورند این تخممرغ را یک طوری برای ما در بشقاب میاورند که دو لایه از سفیده روی آن بود و زرده هم عسلی بود بیرون هم نمیامد یعنی همینطوری که میگرفتی بسته شده بود.@ من به او میگفتم که شما تخممرغهایت را چطوری درست میکنی میگفت نه آدم طرزش را که لو نمیدهد به یک کبابی یادم هست گفتیم شما کبابهایت را چطوری درست میکنی گفت من ترفندهایم را به کسی یادم نمیدهم یعنی این کار ترفند دارد.@ یعنی باید بلد باشی که چطوری تخممرغ درست بکنی که این تخممرغ هم نیمرویی باشد که عسلی باشد بعد هم یک لایه هم روی آن باشد که اینطرف آنطرف تجاوز نکند وقتی میاوری جلوی مهمان میگذاری سفرهآرایی مگر شما چقدر میخواهید یک سفره را آرایش بدهید مجموعاً شما سفره را که میگذارید ده دقیقه اول سفره متلاشی میشود.@ یعنی همه مینشینند هر کس یک گوشهاش را برمیدارد حمله میشود نیم ساعت بعد غارت شده هیچی در سفره نیست ولی برای این دنگ و فنگ دو دقیقه اولی که باید به چشم خوشگل بیاید یک مقدار هم برای اشتها خوب باشد میبینی خانمها میروند بیست ساعت دوره سفرهآرایی میبینند.@ مثلاً این تره را کجا بگذاریم این ترب را چطوری ببریم سالاد چطوری چیده بشود مرغ را چطوری بگذاریم کنار مرغ چطوری باشد یک دانه مثلاً تو شکمی میخواهیم بگذاریم برای یک ماهی برای یک اردک برای یک مرغ این تو شکمی باید چه موادی باشد چطوری باید باشد چطوری باید کباب بشود این یک تخصص میخواهد.@ اگر میگوید یک کسی باید بلد باشد میگویید حرف زور است ولی ما در رابطه با خودمان که پیچیدهترین مخلوق خدا هستیم یک موقعهایی احمق میشویم و احمقانه عمل میکنیم یعنی یک موقعهایی دستکاریهایی میکنیم بدون تخصص خودمان را یا دیگران را یا اجازه میدهیم دیگران ما را دستکاری بکنند که هر کس بپرسد خودمان هم جواب وجدان خودمان را هم نمیتوانیم بدهیم.@ یعنی میگوییم مثلاً این آقایی که برای شما حرف زد این دستورالعمل این فرمولهایی که دارد به شما میدهد با توجه به کدام تخصصش هست مگر مکانیزم بدن را کامل میشناسد مکانیزم روح را با مراتب پنجگانه نفس را میشناسد غذاها درمانها همه را مسلط هست که دارد برای شما یک همچین توصیهای میکند.@ در رابطه با مسائل خانواده در رابطه با روابط پدر مادر در رابطه با روابط دیگر در رابطه با خیلی چیزهای دیگر این حرف حرف بدی است که کسی بیاید بگوید آقا من برای شما از آمریکا راه خوشبختی آوردم آنها چه چیزی دارند به ما بدهند مگر آنها تخصص دارند در این زمینه.@ یک کسی میخواهد حرف بزند ما باید بدانیم که اویی که میخواهد حرف بزند و حرف تخصصی میخواهد بزند باید متخصص باشد خودش که چیزی ندارد باید از جایی این تخصص را گرفته باشد تخصص هم باید معصومانه به ما برسد.@ ما در رابطه با خودمان اینجاست شیطان میاید ما را وسوسه میکند و ما میاییم به جای اینکه به مرکز تخصص و علم تکیه بکنیم یعنی خداوند تبارک و تعالی میاییم دستورات زندگی و راه و روش زندگیمان را از دیگران میگیریم از غیر از مسیر علم و تخصص میرویم رفتارهایمان را یاد میگیریم.@ در رابطه با همسر تربیت فرزند فلان جا اینطوری گفتند بچههایتان را اینطوری تربیت بکنید کسی نمیتواند اینطوری بیاید حرف بزند بچهها را باید اینطوری تربیت کرد باید تخصص داشته باشد فلان آقا اینطوری گفت فلان خانم اینطوری گفت فلان کس اینطوری گفت نمیشود.@ هر نوع رابطهای که شما بخواهید با یک کسی یا یک شیئ برقرار بکنید این باید بر مبنای تخصص این رابطه تنظیم شده باشد ولی ما هیچ وقت در رابطه با مسائل خودمان از خودمان سؤال نمیکنیم از دیگران سؤال نمیکنیم که شما روی چه تخصصی روی چه مجوزی این دستورالعمل را داری صادر میکنی برای چی؟@ حالا شیطان چطوری میتواند بیاید این حماقت را به ما تحمیل بکند مثلاً خدا را کسی رها بکند با مرکز تخصصش را رب العالمین را با همه تخصصهایش رها بکند برود گاو بپرستد الان کسانی داریم که پرفسور هستند در فیزیک در ریاضیات گاو میپرستند معبد میرود.@ ما کسانی را داریم که میروند آنجا یک بتی را که خودشان تراشیدند گذاشتند آنجا بعد بچه دو ساله سه ساله خودش را میبرد سر میبرد آنجا هدیه میکند بچه آدم با همه شیرینی با همه رابطه قربانی کنیم هدیه کنیم به بتمان، این آقا استاد دانشگاه است فکر میکنید یک آدم اینقدر احمق بشود خورشیدپرستی ماهپرستی ستارهپرستی گاوپرستی گوسالهپرستی چیزهای دیگر که الان خیلی بدتر هست.@ الان خیلی چیزهای بدتر آمده در غرب شما به تعداد موهای سر خودتان میتوانید مکتب پیدا بکنید راههای مختلف زندگی هر روز یک روشی در میاید یعنی شما الان بخواهی بروی آمار بگیری در اینترنت هم که نگاه بکنی ته ندارد یعنی اگر امروز شمارش کردی دو هزار تا مکتب هست تا فردا چند تا به آن اضافه میشود هر روز یک روش جدید میاید بشر دارد تولید میکند بیخود غیر متخصصانه.@ شما وقتی آنجا میروید میبینید طرف خیلی آدم پخته جا افتاده پرفسور است پرفسور مغز و اعصاب است پرفسور در فیزیک است به او بگویید چرا شما گاو میپرستید؟ تعجب میکنید یک آدم اینطوری همه چیزش میزان است فقط گاو میپرستد چطور میشود این آدم میاید میرود گاو میپرستد.@ آدمهای خیلی برجستهای هستند مثلاً طرف میبینی سفیر است وزیر است در مملکت بعد شیطانپرست، در کشور خودمان هم هست که شیطان میپرستند التجاء به او دارند برای تقرب به او کار میکنند چطور میشود که آدم اینطوری میشود.@ کسی که حاضر نیست یک عینکش را به غیر متخصص بسپارد معصوم معصوم عمل میکند اتومبیلش را حتماً به تعمیرگاه میبرد معصوم عمل میکند ساعتش را حتماً معصومانه عمل میکند به متخصص میبرد چطور میشود خودش را که پیچیدهترین مخلوق خدا هست کاملاً احمقانه با خودش برخورد میکند و با دیگران چطوری میشود آدم اینطوری میشود؟@ اینجاست که باید بیاییم سراغ این که شیطان از چه مکانیزمی عمل میکند که یک آدمی را که تحصیلات خوبی دارد در یک مملکت جا افتاده است آدم گری گوری از پشت کوه آمده نیست یک آدم بیمایه نیست یک آدمی هست که در مملکت خودش وزیر است پادشاه است سلطان است سفیر است مدیر یک مؤسسه آموزشی هست استاد دانشگاه هست چطوری اینها را احمق کرده که اینها تن به این کارها دادند.@ حالا فهرستش را از روی قرآن بخوانم ببینید به چه کارهایی تن میدهند چطوری میشود که آدم اینطوری میشود این خیلی مهم است این ترفند را ما باید بشناسیم الان شما نگاه کنید ما میخواهیم ازدواج بکنیم دختر پسرهای ما میخواهند ازدواج بکنند ببینید شیطان چقدر قشنگ عمل میکند.@ من برای دانشجویان میگفتم آن هفته برای دانشجویان کلاس داشتیم یک جلسه رفتیم برای دانشجویان یکی از شهرها دو سه تا از دانشگاهها این مطلب را برای آنها داشتیم به آنها گفتم ببینید شما خانمها آقایانی که نشستید دختر پسرهایی بودند که با هم تازه عقد کرده بودند یا عروسی کرده بودند.@ گفتم شما برای چی دانشگاه آمدید؟ گفتند میخواهیم درس بخوانیم، گفتم چرا میایید در دانشگاه درس میخوانید؟ گفتند میخواهیم تخصص کسب بکنیم، گفتم مثلاً رشته فیزیک شیمی ریاضی زبان ادبیات باستانشناسی تاریخ فلسفه برای چی میایید؟ گفتند ما تحصص نداریم باید بیاییم در دانشگاه تخصص کسب بکنیم.@ مراحل سخت کنکور را رد بکنیم بیاییم برویم در دانشگاه شرکت بکنیم قبول بشویم بعضیها که میروند دانشگاه آزاد دیروز یکیشان میگفت من 800 هزار تومان هر ترم میدهم که دانشگاه آزاد درس بخوانم این یعنی چی؟ یعنی اینکه هر چیزی تخصص خودش را میخواهد همه هم دارند درست عمل میکنند.@ به آنها گفتم شما که میخواهید ازدواج بکنید ازدواج یعنی ورود به یک مرحله بسیار بسیار پیچیده زندگی که پای ابدیت نسلهای مختلف نه یک انسان چون یک بچه یک نسل در قرآن میفرماید یک بچه معادل همه انسانهای جهان هست هیچ وقت یک بچه یک بچه نیست یک انسان یک انسان نیست یک انسان قیمتش معادل کل انسانهای جهان است.@ وقتی میخواهی وارد ازدواج بشوی باید بدانی که ازدواج یعنی رقم زدن سرنوشت انسانهای بیشمار وارد این مقوله میشوی با یک جنس مخالفی که برای خودش یک شخصیت خاصی دارد میخواهی زندگی بکنی به هر حال با تو یک تفاوتهایی دارد نوع تربیتش سلیقههایش تربیتی که شده مسائل اخلاقیش مسائل دینیش خیلی چیزهای دیگر شخصیش، جدای از اینکه یک جنس مخالف هم هست.@ چقدر شما دختر پسرها وقت گذاشتید برای اینکه در مورد ازدواج یا روانشناسی زن یا روانشناسی مرد آگاهی داشته باشید؟ الان شما نگاه کنید کشور ما آمار طلاق چرا بالا رفته؟ برای اینکه همه این کارها بیتخصص دارد انجام میشود میگوید من دوستش دارم صرف اینکه دوستش داری کافی نیست.@ همه مادرها بچههایشان را دوست دارند ولی بچههایشان را چطوری تربیت میکنند که دشمن هم میشوند بعد از یک مدت و بچهاش را نفرین میکند خودش اینطوری تربیتش کرده بعد نفرینش میکند من دوستش دارم میخواهم با این ازدواج کنم درست است دوستش داری میخواهی با این ازدواج بکنی اما با تخصص باید به سمت ازدواج بروید.@ شما که اینقدر کشته مُرده هم هستید شش ماه بعد در دادگاه فحشهای رکیک به هم ندهید سر از کتککاری و این چیزها در نیاورید سر از قتل در نیاورید سر از نقص عضو در نیاورید میگوید زده پهلویم را شکسته چشمم را رگش را پاره کرده بازویم را شکسته، میگویم مگر من شش ماه پیش به تو نگفتم این به درد تو نمیخورد گفتم که به درد تو نمیخورد.@ یک مثال ساده زدم که ما نمیرویم تحقیق بکنیم یعنی نمیرویم مطالعه بکنیم کسی که من میخواهم با او ازدواج بکنم بدانیم یعنی چی یعنی سرنوشت ابدیت خودم را میخواهم دست او بسپارم چه زن باشد چه مرد باشد در ابدیت من همسرم تأثیر دارد چقدر ما میرویم راجع به آن مطالعه میکنیم میخواهیم بچهدار بشویم بچهدار شدن یک مکانیزم بسیار پیچیده است.@ وقتی شما در سلامت و زیبایی در اخلاق در هوش در دین در عقلانیت بچهات مؤثر هستی تمام اینها را خدا سپرده دست تو چقدر انسان باید تخصص داشته باشد خوب بتواند از پس این کار بر بیاید قبل از انعقاد نطفه چه مسائلی را باید رعایت بکند چه کسی میرود دنبال این تخصص، نمیرویم چون تنبل هستیم کسل هستیم بیحال هستیم در همه کار میگوییم ما باید برویم تخصصش را کسب بکنیم.@ میگویم خانم اینجا آمدی چکار؟ میگوید آمدم کامپیوتر یاد بگیرم اگر به او بگویم کامپیوتر نمیخواهی برو در خانه به دردت نمیخورد میگوید به من اهانت کردی ولی همین خانم برای اینکه میخواسته ازدواج بکند هیچ تخصصی نداشته وقتی میخواسته بچهدار بشود هیچ تخصصی نداشته برای تربیت بچه در هفت سال اول تخصص نداشته برای رفتارهایی که باید در دوران بارداری بکند هیچ تخصصی نداشته هنوز هم ندارد.@ شوهر یک آدمی هست که هزار و یک نوع پیچیدگی دارد زن یک آدمی هست که هزار و یک نوع پیچیدگی دارد باید بدانیم باید چطوری رفتار بکنیم که به شکست منجر نشود چه کسی میرود دنبال این تخصص، ببینید چقدر راحت شیطان ما را تحمیق میکند چقدر راحت دچار اشتباه میشویم.@ در کارهای دیگر همیشه معتقدیم که متخصص باید حرف آخر را بزند ولی وقتی نوبت زندگیمان میشود روحمان که به اندازه خدا میتواند بزرگ باشد هیچ کار تخصصی نکردیم نه انسانشناسی نه دشمنشناسی نه مسائل اخلاقیش نه مسائل معنویش نه ارتباطاتش نه لذتهایش نه شادیهایش نه غذاهایش هیچ مطالعه تخصص نیازی نیست برای هر چیز بیخودی.@ قرآن میفرماید وقتی آدم اینطوری میشود در هر وادی سرک میشود غیر از وادی خودش، هیچ وقت به خودش سر نمیزند سراغ خودش نمیرود که تخصص داشته باشد چون ما آدمهای تنبل و تنپروری هستیم چون در برخورد با خودمان نمیخواهیم از خودمان مایه بگذاریم نمیخواهیم بنشینیم یاد بگیریم نمیخواهیم بنشینیم بخوانیم بفهمیم که باید چکار بکنیم راحت بسیاری از افکار را میپذیریم.@ اجازه میدهیم هر کسی بیاید برای ما تصمیم بگیرد هر کسی بیاید به ما خط بدهد خودمان را دست او مسپاریم هر چه شما گفتید برای همین یک کسی طمع میکند از بدترین پرمشکلترین کشور بیاید در مهد تمدن اسلامیت در ایران در مهد تشیع در قم خود ما بیاید آنجا تابلو بزند که من از آمریکا برای شما راه خوشبختی آوردم بیایید خوشبختتان بکنم هیچ کس هم صدایش در نیاید.@ معاویه یک بار داشت مسخره میکرد احمقی مردم شام را، یزید یک میمون داشت ابوغیس اسمش را گذاشته بود این ابوغیس را معاویه نشاند جای خودش روی اسب از روی اسب افتاد مُرد سه روز عزای عمومی اعلام کردند برای این میمون، مردم عزاداری میکردند برای میمون.@ گفت نگاه کن من چقدر موفق بودم در تبلیغاتم علیه علی که علی در آن تنهایی و مظلومیت کسی برایش ناراحت نیست این میمون مُرده مردم سه روز عزاداری میکنند آدم اینطوری احمق میشود الان هم همین کارها میشود در کشور ما در جاهای دیگر هم دارد میشود که هر کسی به خودش اجازه میدهد از هندوستان از آفریقا از بدترین جاها بلند بشوند بیایند اینجا در مهد تمدن.@ جالب این هست که طلبه دانشجو استاد دانشگاه میروند سر کلاسش مینشینند یک کسی نیست سؤال بکند این حرفی که شما میزنید اگر تکیه به تخصص نداشته باشد اعتبار ندارد کسی نباید از خودش حرفی بزند ما فقط باید حرف متخصص را بزنیم یعنی حرف خدا اویی که رب العالمین است اویی که الکترون به الکترون دنیا و ما را خلق کرده او باید حرف بزند.@ من بیایم بگویم آقا شما مگر وقتتان را از سر راه آوردید قیامت باید جواب بدهید بیایید اینجا 4 تا 5 شنبهها بنشینید من بیایم بگویم به نظر من، مگر مسئله تخصصی نظری است سلیقهای که نیست سلیقه کجا بود نظر کجا بود خدا باید حرف آخر را بزند ما متأسفانه این را قبول نداریم برای همین راحت هر کسی میتواند بیاید راحت در سر ما بزند و تحقیرمان بکند به استضعاف ما را بکشاند.@ علمایمان را کنار گذاشتیم در مجالسمان، مداحان دارند میایند خط میدهند مجالس ختممان را نگاه کنید روحانیت حذف شده روحانی که باید بیاید حرف خدا تخصص را بزند برای ما حذف میشود سخنرانی، مداح میاید دو ساعت برای ما پاپخوانی میکند بلند میشود میرود.@ آیت الله جوادی آملی فرمود دین مردم افتاده دست مداحان اینطوری است متخصص کنار میرود دستور زندگیمان را از این و آن یاد میگیریم حلال و حرام را از کسی که تخصص ندارد یاد میگیریم روحانی که رفته دانشگاه تخصص الهی هفت سال هشت سال ده سال درس خوانده یک روحانی متخصص است در تخصصهای مختلف باید از او حرف بگیریم کنار میرود.@ یک کسی که از یک منشأیی علمش را گرفته هزار و یک جور اشتباه هست حرفش برای ما حجیت پیدا میکند این پندارهای باطل اینطوری سراغ ما میاید حالا شما یک موقع تعجب نکنید من دارم میگویم آیات را برایتان بخوانم داستان سلیمان و هدهد.@ هدهد را که شنیدید داستانش را که میرود غیبت میکند و بعد حضرت سلیمان به او اعتراض میکند که چرا دیر کردی و دیر آمدی جواب میدهد(وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ).@ حالا یک نکته خیلی لطیف در اینجا هست اینکه خدا تشخیص حماقت قوم سبأ را به عهده هدهد گذاشت یعنی یک پرنده روز قیامت ما را محاکمه میکند میگویند این پرنده تشخیص میدهد که شما دارید خریت میکنید یک پرنده میاید گزارش میدهد خیلی حرف است.@ میگوید سلیمان یا نبی الله من دیدم که اینها چقدر احمق هستند از زبان انسان نیاورد این را خدا برای ما بیان بکند بداهت قضیه را میخواهد برساند که تخصص حیوان هم این را میفهمد که هر کاری راهی دارد.@ گفتم به شما ما جبهه گیلان غرب یک خری داشتیم این خر هر وقت سوت میامد زودتر از ما خیز میرفت اینطوری میرفت میخوابید چند تا خر بودند خیلی آنها خر بودند اینها ترکش خورده بودند مرده بودند این فهمیده بود که سوت میاید یعنی یک چیز خطرناکی دارد میاید بعد مثل خود ما که یک دهم ثانیه درازکش بودیم روی زمین یعنی باید ما سرعتمان از ترکش بیشتر باشد که بخوابی تو را نگیرد و الا ترکش تو را میگیرد.@ این خر مدتها جان سالم بدر برد در جبهه ماند هیچ چیزیش هم نشد قشنگ نکات ایمنی را میفهمید خیز میرفت تا سوت میامد باری هر چیزی داشت میگذاشت کنار میخوابید قشنگ میخوابید میگفت ترکش به من نخورد.@ شما به شعور حیوانات در قرآن خیلی شعور مهم است این شعوری که بشر تا الان کشف کرده بروید مطالعه بکنید این فیلم زیاد بیرون آمده این فیلمها دانشمندان زحمت کشیدند کار کردند بروید ببینید چقدر شعور در حیوانات وجود دارد چقدر دستورالعمل دارند چقدر زندگیشان دنگ و فنگ دارد.@ زنبور عسل فقط ساخت کندو را به یک عده خاصی میدهد کار نظامیش را به یک عده خاصی میدهد شهدسازی را به یک متخصص خاص خودش میدهد حالا شما نگاه کنید هدهد میاید این حرف را میزند به حضرت سلیمان(ع) عرض میکند که(وَجَدْتُها) این زن را دیدم(وَ قَوْمَها) و قومش را که(يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ) آفتابپرستی میکنند خورشید را سجده میکنند.@ (مِنْ دُونِ اللَّهِ) به جای خدا سراغ این رفتند(وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ) خدایی که حیوانات را خلق کرده میگوید حیوانات این شعورها را دارند(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) همه نماز و تسبیح خاص خودشان را دارند عبادتهای خاص خودشان را دارند ما حیوانات را دست کم نگیریم باید با ادب با شخصیت با مهربانی با آنها برخورد بکنیم.@ خدا رحمت کند شیخ جواد آقای انصاری همدانی را دیدند چند تا توله سگ برداشته آورده خانه، یک ولی خدا گفت بیرون بودم دیدم مادرشان مرده اینها هیچ کس را ندارند وظیفه من هست این سگها را بزرگ کنم آورد خانه رفت شیشه خرید یک ولی خدا یک پستانک سرش گذاشت شیر درست کرد میگذاشت دهان این سگها تا اینها بزرگ شدند.@ بعد هم ولشان کرد رفت گفت این به عهده ما گذاشته شده خداوند نگفت سگ است حالا مُرد که مُرد، نه شخصیت دارد خیلی چیزها دارد در روایت داریم(رُبَّ مَرکُوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه) چه بسیار مرکبهایی هستند که از صاحبانشان بهتر هستند ارزششان پیش خدا بیشتر هست.@ (خَیرٌ) بهتر است بعد حضرت فرمود(لِأَنَّهُ) برای اینکه آنها ذکر خدا را بیشتر از صاحبانشان میگویند ما اگر بخواهیم واقعاً از سگ و الاغ و گاو بالاتر باشیم اگر اهل یاد خدا نباشیم و اهل ارتباط با خدا نباشیم همان است که خدا دارد گزارش میدهد(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) مثل چهارپا بدتر از چهارپا.@ انسان زمانی از یک حیوان ارزشش بیشتر است از آن سگی که در خانهشان هست از آن گربهای که میاید در خانهشان از آن پرندهای که میاید که بیشتر از او بتواند ذکر بگوید با ماورای طبیعت ارتباط داشته باشد الهی خروس را سحر باشد حسن را سحر نباشد خروس سحر دارد سحرخیز است.@ حضرت فرمود مثل سگها نباشید که دیر میخوابند و دیر بلند میشوند سحر یک چیزی هست برای انسان، یک ارزشی دارد شب، بیداریش یک ارزشی دارد ولی ما اصلاً ارتباطی نداریم حیوان که میگوید یک پرنده، پرنده چه میفهمد آمده اینقدر قشنگ صحبت میکند مثل یک پیغمبر صحبت میکند نه آنها خوب میفهمند.@ (وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ) هدهد خیلی شیطانشناسیش خوب است میگوید شیطان آمده این بلا را سر اینها آورده برایشان زینت داده ببینید چقدر متخصصانه یک حیوان حرف میزند.@ آنوقت فردا ما بمیریم روز قیامت ببینیم که هدهد بیشتر از ما قرآن بلد بوده خیلی خجالت دارد بیشتر از ما حدیث میفهمیدند قرآن میفهمیدند حیوانات، وقتی روانشناسی اینقدر قوی که یک پرنده بیاید بگوید(يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ) چقدر تشخصیش خوب بوده چقدر روانشناسیش خوب بوده.@ ما چی ما خودمان هم تشخیص نمیدهیم شیطانزده میشویم وقتی سراغ ما میاید نمیفهمیم فکر میکنیم خودمان هستیم این میفهمد که او الان شیطانزده شده این کارهایی که الان دارند میکنند عمل شیطان هست که دارد این کارها را با آنها انجام میدهد.@ یعنی اگر نبی الله بتواند یک طوری شیطان را از آن جامعه کنار بگذارد اینها آدمهای خوبی میشوند تشخیص را شما نگاه کنید چقدر عالی است آنوقت حالا من طلبه هستم ده سال در حوزه درس خواندم پانزده سال درس خواندم در این جامعه اسلامی با این همه علما و کسان دیگر سروکار دارم هیچی از مسائل نمیدانم نه مسائل اخلاقی میدانم نه مسائل اخلاقی میدانم نه روانشناسی میدانم نه مسائل تربیتی میدانم نه مسائل خانوادگی میدانم.@ بعد هم میگوییم مطالعه مطالعه، میگوید وقت ندارم درس دانشگاه داشتیم به کارهای دیگرمان میرسیدیم برای همه چیز وقت دارد جز فهمیدن اینطوری یک دفعه آدم احمق میشود و بلا سرش میاید وقت مطالعه نمیگذارد حضرت میفرماید زشت است که شما قیامت محشور شوید قیامت که هیچی همان شب اول قبر قرآن بلد نباشید خیلی بد است.@ پیغمبر میفرماید(فَضلُ القُرآنِ عَلی صائِرِ الکَلام کَفَضلِ الله عَلی خَلقِه) برتری قرآن بر تمام اندیشهها و علوم بر همه کارها و کتابها مثل برتری خود خداست بر بندگانش آنوقت که فردا ما محشور بشویم میفهمیم که متخصصانهترین کلمات را دقیقترین علوم را هیچی را بلد نبودیم.@ پُزمان به این هست که استاد دانشگاه هستیم دکترای فلان رشته را دارم مهندسی فلان رشته را دارم ولی وقتی خدا میفرماید کلام من را که برایت فرستاده بودم آن هم با آن تشریفات عظیم فرستادم ائمه برایش کشته شدند امام حسین برایش کشته شد حضرت زینب آن بلاها سرش آمد چقدر فهمیدی در عمر 40ـ 50 سالهات با قرآن چه رابطهای داشتی اینطوری آدم احمق میشود.@ یعنی مثلاً طرف رفته دانشگاه شیمی خوانده فیزیک خوانده فیزیک میدانید که پستترین نوع مخلوق خدا ماده است خدا را در نظر بگیرید پایینترین مرحله حیات ماده است فیزیک علم به این است.@ رفته دکترای فیزیک گرفتی نمیخواهم بگویم اینها بد است خیلی هم خوب است من خودم رشتهام رشته تجربی بود الان هم تا موقعی که یادم هست مؤسسه بودم شاید نزدیک به 150 حلقه فیلم علمی من فقط دارم در رشتههای مختلف علوم، عطش دارم فقط مطالعه کنم با شدت زیاد.@ ولی این را ما میگوییم که مثلاً این فیزیک من باید بروم دانشگاه استاد دانشگاه من باید بالای سرم باشد به من بگوید بفهمم چه هست فرمولها قوانین بعد میگوید میارزد الان مثلاً من لیسانس گرفتم بعد فوق لیسانس میگیرم بعد دکترا میگیرم استاد دانشگاه میشوم تدریس میکنم مقاله علمی برای دنیا مینویسم بالاخره یک فیزیکدان شدم میارزید.@ بعد به این میگویند اویی که این فیزیک را برای شما گذاشته یعنی تمام الکترون به الکترون این عالم را خلق کرده پرتون به پرتون نوترون به نوترون مولکول به مولکول اتم به اتم را خلق کرده خداست رب العالمین هست که سر نماز میگویی الحمد لله رب العالمین آن رب العالمینی که تجلی کمش دنیا شده.@ یعنی کوچکترین تجلی خدا شده کل این نظام دنیا با میلیاردها سال نوری بُعد، چند روز پیش تلویزیون دیدید انفجار یک ستاره را که 25 هزار سال نوری با ما فاصله دارد خورشید در 150 میلیون کیلومتر 8 دقیقه با ما فاصله دارد آن 25 هزار سال نه دقیقه، با ما فاصله دارد منفجر شده دانشمندان انفجار آن را رصد کردند.@ بعد انرژی معادل انرژی تابش خورشید در این انفجار بوده یعنی خورشید که میگویند ثانیهای چند میلیون تُن از وزنش کم میشود چون باید از خودش نور بدهد انرژی بیرون بدهد در ثانیه چند میلیون تن از آن کم میشود این خورشید صد سال از آن انرژی کم بشود نور و اینها او در یک انفجار از او کم شد.@ این هم یکی از مخلوقات خداست خورشید یک مخلوق است زمین یک مخلوق است ماه یک مخلوق است مشتری یک مخلوق است میلیاردها به توان میلیارد خود خدا فرمود در قرآن که بینهایت(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) دارد دائم خلق میکند میلیونها دهها میلیون دانشمند در دنیا دارند مخلوقات ریز خدا را شناسایی میکنند.@ آنوقت وقتی به آنها میگوییم که شما این خدایی که این همه برای شما تخصصهای مختلف از اول خلقت تا قیامت ایجاد کرده که کسی میرود مثلاً انگل میشناسد یک انگلش را میشناسد میگویند آقا چکاره است؟ دکترای انگلشناسی یک متخصص است واقعاً هم ارزش دارد خیلی کارش مؤثر است سرمسازی انگلشناسی میکروبشناسی علوم آزمایشگاهی.@ یک چیزی که خدا خلق کرده تو از او شرافت گرفتی دارند به تو میگویند استاد دانشگاه تحویلت میگیرند پرفسور فلانی، حقوق کلان میدهند هیئت علمی از تلویزیون میایند با تو مصاحبه میکنند در رابطه با فلان بیماری فلان چیز یک میلیاردم از یک قطره تجلی علم بیپایان خدا را رفتی یاد گرفتی یک مدرکی هم به تو دادند تو را پرفسور کردند خدا کیست.@ آن خدا میگوید من مهمتر از قرآن برای رشد انسانها نفرستادم پیغمبر میفرماید(فَضلُ القُرآنِ عَلی صائِرِ الکَلام کَفَضلِ الله عَلی خَلقِه) برتری قرآن بر سایر اندیشهها مثل برتری خود خدا بر مخلوقاتش هست چقدر فاصله است.@ حالا ما فردا میگوییم قرآن چقدر بلدی؟ فکر میکند اصلاً نیازی هم نیست خیلیها هم پُز میدهند که اصلاً بلد نیستند حماقت از این بدتر، پُز میدهند که با کلام الله آشنایی ندارند، الله کیست؟ کسی که تو یک انگلش را رفتی شناختی در دانشگاه به تو پرفسور میگویند، از شناخت یکی از مخلوقات ریز او، طرف اتم شکافته شرافت گرفتی آنوقت افتخار میکنی که چیزی از کلام خدا و معصوم را بلد نیستی.@ فرمود روز قیامت درجات بهشت به اندازه آیات الهی هست میگویند بخوان و برو بالا، هر کس هر چقدر کلام الله را فهمیده هم سخن خدا بوده مأنوس با خدا بوده نشسته با صدای خدا قرآن را خوانده و شنیده او پیش خدا شرافتش بیشتر است هر چقدر با قرآن آشناتر باشی بالاتر میروی چقدر در ما شوق ایجاد میشود که وقت بگذاریم بنشینیم قرآن بخوانیم قرآن بفهمیم.@ شما نگاه کنید چطوری با ما حرف میزند میگوید یک پرندهای هدهد دارد میاید روانشناسی خودش را از یک جامعه بیان میکند یعنی شعور او میرسد خدایی که پرنده را خلق کرده دارد از این پرنده خبر میدهد.@ آنوقت ما تا یک دانشمندنی نرود زندگی این پرندهها را ده سال پانزده سال مطالعه نکنند با هزینه زیادی یک گزارش بما ندهند میگوییم نمیشود مگر میشود یک پرنده برود جاسوسی بکند برای سلیمان بیاید این گزارشها را بدهد.@ ولی وقتی دانشمندان میایند مثلاً زنبور عسل را کشف میکنند مسائلش را برای ما بیان میکنند میگوییم خوب این دانشمند است دارد میگوید آنوقت خود خدا که خالقش هست دارد گزارش میدهد ما قبول نمیکنیم میگوید این پرنده اینقدر شعورش میرسد که وقتی رفت قوم سبأ را دید آمد دید که اینها خورشیدپرست هستند.@ (يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ) سبیل را الف و لام سرش میاورد نمیگوید(فَصَدَّهُمْ عَن سَبِيلِ) میگوید(فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ) یعنی راه مستقیم الهی راه مشخص.@ (فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ) هدایت یافته نیستند آن پرنده شیطان را میشناسد قواعد سجده و عبادت را میشناسد میفهمد هدایت الهی یعنی چی راه مستقیم را خوب میشناسد گزارش کامل یک روانشناسی هدهد هست از یک جامعه، میاید این روانشناسی را به ما میدهد.@ آدم چطوری میشود تخصص را حذف میکند دنبال خرافه میرود تو که حاضر نبودی یک عینکت را به غیر متخصص بسپاری چطور حاضر شدی با خودت یک همچین جنایتی بکنی که به عنوان پیچیدهترین مخلوق خدا از نظر جسم و پیچیدهترین مخلوق خدا از نظر روح خودت را به هر کسی سپردی برایت تصمیم بگیرد.@ یا خوددرمانی کردی جاهلانه در مورد خودت تصمیم گرفتی یا خودت را به هر جاهلی سپردی که برایت تصمیم بگیرد و اظهارنظر بکند چطوری یک همچین جنایتی در حق خودت کردی قیامت از ما سؤال میکنند.@ اصل عقلانی اصل اصالت تخصص همین است فطری است با اصل اصالت تخصص قیامت خدا ما را محاکمه میکند شما ساعتت خراب شد رادیو ضبطت خراب شد پیش چه کسی میبردی؟ پیش متخصص.@ چشمت خراب شد مریض شد پیش متخصص و پرفسور بزرگترین متخصص مغز و اعصاب میبردی؟ میگفتی نه متخصص مغز و اعصاب در مورد چشم امی است بیسواد است من باید پیش متخصص چشم بروم چشمم را به او معرفی کنم شما در مورد چشمت، پی اینقدری، میگویی آقا حساب کتاب دارد مگر میشود هر کسی به چشم دست بزند.@ الان در خارج عدسی تخصص خاص خودش را دارد مردمک تخصص خاص خودش را دارد در کشور ما هست میگویند طرف متخصص چشم است ولی یک جایی که بیشتر رشد کردند میگویند این فقط متخصص مردمک است اگر عدسی هست به کس دیگر بسپارید.@ آنوقت نفس، بدن، بدنی که دهها میلیون انسان الان دارند به اسم پزشک در این جامعه کار میکنند یعنی مخلوق خدا را دارند میشناسند هنوز نتوانستند هر سه هفته یک بار یک بیماری کشف میکنند آنوقت در رابطه با خودت چطوری خوددرمانی میکنی مگر تخصص داری در رابطه با روحت چطوری خوددرمانی میکنی.@ نفس میدانی یعنی چی؟ نفس انسان ما در دروس معرفت نفس مفصل اینها را گفتیم که نفس انسان کون جامع است مراتب نفس را کاملاً آنجا توضیح دادیم اثبات علمی کردیم که نفس مراتب دارد این مراتب عظیمش که میتواند مثل خدا بزرگ بشود.@ پیغمبر فرمود خداوند انسان را مثل خودش خلق کرده به بزرگی خودش، ولی توضیح دادم فرق بین خدا و ما مثل سیب و دانه سیب است سیب فعلیت محض دارد دانه قوه محض است اگر این دانه در مسیر تربیت برای سیب شدن قرار گرفته در نهایت سیب میشود اگر قرار نگرفت از بین میرود.@ ولی همه کمالات سیب بالقوه در دانه هست رنگش بویش زیباییهایش همه را دارد یک دانه سیب را که کوچک نمیگیریم کشاورز متخصصین علوم کشاورزی میدانند بذر یعنی چی فکر میکنید یک مشت بذر را همینطور مثل ما ساده نگاه میکنند میریزیمش دور، یک دانه هسته خرما خیلی ارزش دارد قیمت دارد اصلاً میفروشند.@ الان این چیزهایی که ما از سیب دور میریزیم قیمت دارد من یک موقعی داشتم از ژنو میامدم در هواپیما یک آقایی با من هم صحبت شد گفتم اینجا چکار میکنی؟ گفت من اینجا ریاضیات درس میدهم دارم میروم وطنم ایران و روستایمان، گفتم روستایتان کجاست؟ گفت در قوچان هست راجع به علاقه به وطن و روستا و این چیزها صحبت شد.@ گفت من اینجا هر چقدر تحقیقات کشاورزی زیاد بشود آخرین بذرها را بهترین بذرها را شناسایی میکنم خودم هر سال یک مقدارش را میخرم میبرم آنجا معرفی میکنم که آنجا در کشاورزی استفاده بکنند بذر مگر شوخی است.@ الان ما اساتید زیادی داریم در دانشگاه میلیاردها دلار دارند خرج میکنند روی ارتقاء کیفیت بذر کار میکنند بذر که شوخی نیست میتواند آن بشود چون میتواند یک درخت کامل بشود دانشمند هست که به یک بذر با چشم یک درخت کامل نگاه میکند.@ اینکه در روایت داریم شما در جوامعی که توان رویش خرما وجود دارد کسی خرما را بخورد هستهاش را بیندازد دور اسراف کرده ما اینجا زمینهاش را نداریم دور میاندازیم یک هسته خرما میدانید چقدر پیچیدگیها دارد و چقدر توانها در یک هسته خوابیده ما خودمان را با ارزش خدا نگاه نمیکنیم.@ برای همین هم خودمان را مفت میفروشیم برای همین هم مفت هر طوری وقتمان را تلف میکنیم عمرمان را تلف میکنیم هر چیزی میتواند بیاید وقت ما را بگیرد برای همه چیز وقت داریم جز برای خودمان چون با قیمت خدا به خودمان نگاه میکنیم(خَلَقَ الله تعالی آدَمَ عَلی صُورَتِه) خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده کون جامع، قیمت نداریم از خودمان مفت میفروشیم.@
یک گوهر دستش باشد یک گوهر خوب دست بچه باشد یک شکلات به او بده آن را به تو میدهد چون نمیفهمد این چیست ما هم همینطور ما خودمان را نمیشناسیم قیمت خودمان را نداریم برای همین اینقدر غمگین هستیم اینقدر افسرده هستیم سر هر چیز بیخودی مینشینیم غصه میخوریم به هم میریزیم دعوا میکنیم در خودمان زود به هم میریزیم نمیدانیم چقدر حیف هستیم.@ نمیدانیم ما اینقدر حیف هستیم که نباید نگران زندگی کنیم وقتی نمانده باید شاد زندگی کنیم قوی شاد سرحال، حیف نیست آدم ناراحت بشود برای چی؟ برای چیزی که از خودت بیارزشتر هست نشستی داری غصه میخوری غصه بخور که این قدرت و این توان و این نیرو و این ارزش را داری از دست میدهی نمینشینی برایش غصه بخوری.@ حضرت میفرماید بعضی از شما برای یک درهم که از آنها گم میشود چقدر غصه میخورد ولی برای وقتش هیچ غصهای نمیخورد شما وقت را در مبنای ریاضیات ابدیت باید حساب بکنی بین ریاضیات دنیا با ریاضیات ابدیت رابطه مستقیم وجود دارد چون دو دقیقه اینجا مساوی هست با حداقل صد سال ابدیت، کم گفتم.@ گاهی وقتها دو دقیقه مساوی چند میلیارد سال آخرت میشود آنوقت ما ساعتها وقتمان را داریم تلف میکنیم هیچ ارزشی برایش قائل نیستیم مفت دارد تمام میشود غصه نمیخوریم ما پنج تومانمان گم بشود حاضریم برایش دعوا بکنیم اگر کسی بیخود وقت ما را بگیرد هیچ ناراحت نمیشویم.@ یللی تللی در خیابانها پای تلویزیون جای دیگر خیلی وقت تلف میکنیم اگر همان کس که خیلی برای ما عزیز است که اینطوری دارد از ما عمر تلف میکند بیاید صد تومان از ما بگیرد و به ما ندهد با او حساب کتاب میکنیم چرا؟ چون پول را قدر میدانیم قدر خودمان را نمیدانیم قیمت خودمان را نداریم مفت میفروشیم.@ به این باید خیلی توجه بکنیم که باید با خودمان متخصصانه برخورد بکنیم و با دیگران، من درآوردی و خوددرمانی نمیشود باید بدانیم ما اینقدر قیمتمان گران است که خدا به کمتر از خودش برای ما راضی نشده به عنوان معلم و استاد.@ (قُل) بگو، همه حواسشان جمع باشد(إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى) فقط هدایت خدای متخصص و علیم هدایت انسانها است هیچ کس دیگر غیر از خدا نمیتواند انسان را هدایت بکند اگر کسی خواست هدایت بکند اگر این هدایت انتساب به الله مرکز تخصص داشته باشد قبول، وگرنه نه.@ ما میگوییم این استاد است بنشین حرفهایش را گوش کن میدانی این کجا درس خوانده کدام دانشگاه دنیا درس خوانده پیش کدام اساتید میگوید آقا من شاگرد انیشتین بودم حالا چقدر مثلاً یک سال با انیشتین یک موقعی یک قهوهای خورده من شاگرد انیشتین بودم دانشگاه کجا درس خواندم اعتبار یعنی این، آنوقت کسی که علمش تخصصش اعتبارش از انتساب به خداست ما برایش ارزش قائل نیستیم یعنی به مرکز تخصص، برایش ارزش قائل نیستیم.@ ولی کسی که رفته دانش را از مرکز جهل احتمالات گرفته میگوییم دانشمند است شیطان اینطوری میاید فریب میدهد بحث پندارهای باطل اینطوری سراغ ما میاید که ما علم و تخصص حقیقی را کنار میگذاریم با احتمالات زندگی میکنیم یقینی حاضر نیستیم زندگی کنیم این بلایی هست که شیطان میاورد.@ که میفرماید(زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ) شیطان میاید اینطور کارها را اینطور پندارها را چنان زینت میدهد که نگو یک کسی به اینکه خودش را سپرده به فلان پرفسور او برایش حرف میزند یا دو ساعت رفته 40 هزار تومان داده مشاوره او برایش مثلاً چهار تا خط نوشته چیز گفته کلی افتخار میکند.@ ولی وقتی که خدا میخواهد برایش حرف بزند نه لذتی میبرد نه اطمینانی پیدا میکند نه راه محکم را قدم برمیدارد این همان زینت دادن پندارهای باطل است حالا شما نگاه کن روی کره زمین چقدر آدمها دارند با همین پندارها زندگی میکنند خدا حذف شده.@ همان مثالی که قبلاً برایتان زدم طرف پشتش را کرده بود به خورشید سایهاش افتاده بود جلویش تاریک شده بود بعد چراغ قوه انداخته بود در سایهاش دنبال گمشدهاش میگشت وضعیت بشر و علوم انسانی روز این شده که خدا و مرکز تخصص حذف شده که باید حرف آخر را بزند معصومین کاملاً کنار رفتند.@ امام زمان را 1160 سال است بردیم گذاشتیم در خانه سالمندان در را هم بستیم اصلاً کاری با او نداریم که بیاید هدایت ما را به عهده بگیرد اصلاً دنبالش هم نیستیم سال به سال عرض ارادت چند دقیقه برایش میکنیم کاری با امام زمان به عنوان مرکز تخصص یعنی مظهر تخصص الهی مظهر علم خدا نداریم.@ امام زمان میفرماید من همه 124 هزار پیغمبر و همه امامان هستم یک نفره، میرویم دنبالش بگوییم آقا تو بیا ما را هدایت بکن تو بیا حرف آخر را بزن چه کسی دنبال امام زمان میرود چه کسی دلش برای امام زمان میسوزد چه کسی دلشوره امام زمان را دارد چه کسی غصه میخورد از اینکه او مرکز تخصص نیست با ما حرف آخر را بزند ما با چه کسانی باید زندگی بکنیم.@ چه کسانی میخواهند بیایند ما را هدایت بکنند چقدر مگر میفهمند چرا جامعه چند میلیاردی بشری باید دست افراد غیر متخصص دست دیوانهها و جهال افتاده باشد این غصه ندارد این ایام گریه میکنید برای امام حسین درست گریه بکنید گریه بکنید از اینکه یک همچین شخصیتی را در روز عاشورا کشتند مظهر خدا، به چه کسی فروختنش؟ به یزید به عمر سعد به چند درهم و دینار این غصه دارد.@ بنشینید اینطوری غصه بخورید و گریه بکنید گریه هم اینطوری فایده ندارد باید گریه بکنی باید بفهمی که امام حسین کشته شد تا تو بفهمی که حرف آخر را فقط باید خدا در جامعه بزند(وَ عَلی الاِسلامِ سَلام اِذ بُلِیَت هذِهِ الاُمَّۀ بِراءٍ مِثلِ یَزید) فاتحه اسلام را باید خواند اگر جامعه به افرادی مثل یزید دچار بشود.@ یزید تخصصی ندارد که بخواهد جای پیغمبر بنشیند و خلیفه رسول الله بشود مگر شوخی است خلیفه رسول الله شدن خلیفه رسول الله باید کسی باشد که مثل خود رسول الله باشد هیچ چیز از رسول الله کم نداشته باشد او جانشین بشود و انسانها را هدایت بکند.@ برای همین خدا میگوید وقتی زیارت عاشورا میخوانی هی حسین حسین نکن وقتی داری غصه امام حسین را میخوری از اینکه یک همچین شخصیت عظیم و برجستهای را آنطوری به شهادت رساندند بگو(اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصُور) (اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ مَهدی).@ آقا تا امام زمان نیاید آتش قلب من آرام نمیشود کسی در قیمت تو نیست ای امام حسین جز امام زمان، او باید بیاید در این جامعه حرف آخر را بزند او که همه تخصصها را دارد او که مظهر کامل خداست برای این باید غصه بخوریم.@ لذا عزاداری مشکی پوشیدن سینه زدن زنجیر زدن آنچنان فایده ندارد شاید ثوابی داشته باشد ولی آن اثر را ندارد تا وقتی که سینهزن متوجه نباشد که در جامعه فقط متخصص باید حرف آخر را بزند و باید عزاداری بکند حسین حسین بگوید ولی بزند برای ظهور مهدی(ع)، دشمنی کند با همه کسانی که نمیگذارند امام زمان بیاید در این جامعه.@ سینهزن و عزاداری که کینه دشمنان امام زمان و مخالفان امام زمان و کسانی که موانع ظهور امام زمان هستند را در دل ندارد عزادار واقعی نیست برای همین خدا در زیارت عاشورا دو بار زیارت عاشورا حدیث قدسی است دو بار میگوید اگر میخواهی با امام حسین حرف بزنی بگو خدا این لیاقت را به من بدهد که من انتقام خون تو را با امام زمان بگیرم همراه امام زمان بگیرم تا وقتی نیاید جان نباید آرامش پیدا بکند.@ متخصص باید حرف آخر را بزند میگوید آقا مگر من اینقدر بیارزش هستم که خودم را بسپارم دست هر متخصصی، چه کسی متخصص است من کمتر از امام زمان قیمتم نیست او باید بیاید به من بگوید من بگویم چشم، ما در جامعه ولایت فقیه را قبول داریم برای اینکه ولی فقیه از خودش نباید حرفی بزند حرفی ندارد که بزند.@ ولی فقیه یعنی کسی که تخصص فقه دارد فقه یعنی چی؟ یعنی تمام علومی که بر اساس تمام تخصصهای عالم به عنوان دستورالعمل در راه زندگی ما به ما عرضه شد و الا ولی فقیه چه اعتباری دارد چون متخصص است فقه را که دستورات معصوم هست حرف خودش نیست ارزش دارد این باید حاکم باشد و شخصیتاً هم عادل باشد معنوی باشد از نزدیکترین شخصیتها به معصوم باشد.@ عزاداری هم که میکنیم برای امام حسین یادتان باشد اینطوری بدون امام زمان عزیزان من برای امام حسین عزاداری نکنید اگر عزاداری میکنید گریه میکنید برای علی اصغر برای علی اکبر برای رقیه برای سکینه برای رباب بکنید خیلی هم خوب است ولی توجه داشته باشید این گریهها آنها هیچ احتیاجی ندارند نمیخواهند هم که ما اینطوری برایشان گریه بکنیم.@ قمه بزنیم علامت بلند بکنیم و بچرخانیم گفتند اگر مشکی میپوشید حواستان باشد مشکی پوشیدن شعور میخواهد عزادارای میکنید امام حسین عزادار عاقل میخواهد با فهم که بداند الان با حسین زمانش باید چکار بکند و الان با یزیدیان زمانش باید چکار بکند.@ از هفته بعد انشاالله یک بحث خیلی خیلی مهم را میخواهیم شروع بکنیم که در حیطه عمل و نفس ما شیطان چگونه از دستگیرهها و جاخالیهای ما و خلأهای ما استفاده میکند برای اینکه ما را فریب بدهد بحث خیلی مهمی هست بحث مبتلا به جامعه هم هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@