جلسه 018 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - دشمن‌شناسی (خاوران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ درباره حملههای شیطان آیه مفصلی را خدمتتان توضیح دادیم که عبارت بود از آیه 118 و 119 سوره مبارکه نساء و از این جلسه بحث مفصلی را شروع خواهیم کرد در زمینه حملههای شیطان و آن عبارت است از یک کلمه جامعی که خود شیطان صریحا به آن اعتراف کرده که به عنوان یک وسیله خیلی مهم از آن استفاده میکند.@ این وسیله کاربردهای مختلفی دارد و بعد از این که از این وسیله استفاده کرد و نفوذ کرد میتواند ضربات پیدرپی و مُهلکی را به انسان بزند آن وسیله عبارت است از تأثیر در خیال و واهمه انسان و زینت دادن، زینت دادنِ چه؟@ در یک کلام میفرماید که من همه چیز را زینت میدهم حالا دانه دانه در جلسات مختلف میرسیم به این که چه چیزهایی دلبری میکند از ما و زینت داده میشود برای ما و منشأ اشتباهات و سوء برداشتها میشود.@ دوآیه داریم که الآن خدمتتان دو آیه را بخوانم به عنوان زمینه اصلی بحث بعد وارد جزئیات میشویم آیه اول سوره مبارکه ص آیه 82 و 83 هست (قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِينَ)@ قسم به عزت تو که همه بندگانت را گمراه میکنم مگر آنهایی که خودشان را وقف تو کرده باشند مُخلَص شده باشند که معنای وقف و مخلص شدن را توضیح میدهم یعنی چه در اصل بحث این مبسوط توضیح خواهیم داد.@ آیه بعد همان آیه 39 و 40 سوره مبارکه حجر هست که میفرماید (قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِينَ) تقریبا شبیه به آن است در اینجا یکی از خصوصیات مهم شیطان را که در پیروانش هم وجود دارد بیان میکند و آن عبارت است از فرافکنی که در اصطلاح روانشناسی به آن میگوییم فرافکنی یعنی وقتی که انسان دچار اشتباه گناه و لغزش میشود عیب را به گردن کس دیگری میاندازد.@ شیطان هم در این آیه شریفه به خداوند تبارک و تعالی اینگونه عرض میکند به خدا میگوید تو به خاطر این که مرا فریب دادی به خاطر این که من را اِغوا کردی من هم (لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) هر چه که روی زمین هست زینت میدهم و بعد بندههایت را اِغوا میکنم.@ پس این را دقت بکنید جنبه روانشناسیاش خیلی مهم است اول انسان گرفتار زینت میشود بعد اِغوا میشود یعنی اول از او دلبری میشود و جزم میشود توهم برمیدارد بعد یواش یواش اغوا میشود و اسیر و گرفتار میشود.@ لذا شیطان به جای این که بگوید (رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) به خاطر این که من را فریب دادی اغوا کردی من هم بقیه را فریب میدهم میاید لازمه فریب را اول توضیح میدهد یعنی بیان میکند.@ شیطان بیرون رانده شدن خودش از بهشت را چه میداند؟ به نافرمانی خودش نگاه نمیکند به این میبیند که این دستگاه دستگاه توست اگر من گرفتار شدم نافرمانی کردم تو همه کارهایش را کردی که من نافرمانی کنم و بعد به این خاطر من اغوا شدم و از بهشت بیرون رانده شدم.@ حالا من هم به این خاطر میخواهم آدمی را که بر من ترجیح دادی اغوا بکنم. وسیله اغوا را چه بیان میکند؟ زینت دادن (لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) بعد همهشان را اغوا میکنم گرفتارشان میکنم.@ مگر بندگان مخلص تو که گفتیم بندگان مخلص یعنی کسانی که خودشان را اساساً وقف حقتعالی کردند که بعد توضیح میدهم این به چه معناست که چطور میشود انسان بتواند از چنگ شیطان فرار بکند و این زینتها اساسا دل او را نبرد.@ یک آیه دیگر هم بود که حملههای چهارگانه را میگفت که کامل برایتان توضیح دادم که قسمت اولش طلیعه آیه این بود که (بِما أَغْوَيْتَنِي) باز تهمتی که به خدا میزند چون من را اغوا کردی به سبب این که من را به بیراهه کشاندی (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) سر صراط مستقیم تو مینشینم و (ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ) از جلو عقب راست و چپ به آنها حمله میکنم.@ اگر اینها را بغل هم بگذارید یک جا گفت که (لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ) آنچه که روی زمین هست را برایشان تزیین میکنم از یک طرف فرمود از چهار طرف به آنها حمله میکنم.@ از این جهت ما میفهمیم که آن تزیین شیطان یک تزیین یکجانبه نیست یک تزیین همهجانبه هست در قسمتهای مختلفی که انسان با آنها در ارتباط هست انسان میتواند دچار این فریفتگی و گرایش بیهوده و وهمی و خیالی به زینتها بشود این از کلیات بحث.@ اما در رابطه با زینت این نکته را خدمتتان عرض بکنم که همانطور که از کنار هم گذاشتن این چند آیه این را فهمیدیم زینت یک امر جزئی و یک جهت نیست جهات مختلفی دارد که انسان گرفتار آن میشود.@ اینطور نیست که اگر کسی در یک جهت یا دو جهت یا چند جهت آدم قویای بود و آدم زاهدی بود حتما جهات دیگر برایش زینت نداشته باشد برایش مهم نباشد.@ شما نگاه کنید یک بچه ممکن است الآن مسائل شکمی برایش زینت داشته باشد مسائل مالی چون مسئول هزینه کردن نیست برایش اهمیتی ندارد با خوراکی ممکن است فریفته شود ولی مسائل مالی برایش مهم نیست مسائل سیاسی برایش مهم نیست مسائل انتخاباتی برایش مهم نیست.@ ولی یک کسی از این جهات گذشت کرده ولی در جهات سیاسی خیلی ضعف دارد قابل فریفته شدن هست بعضیها از جهات دیگر هستند که قابل فریفته شدن هستند بعضیها به مقام گرفتار میشوند، زینتهای مختلف که حالا إن شاء الله یکی یکی به اینها میپردازیم.@ پس توجه داشته باشیم که وقتی راجع به زینت صحبت میکنیم جلوهگریهای شیطان جلوهگریهای مختلفی هست کاملا گوناگون هست اول حالت کلیاش را توضیح بدهم بعد وارد مصادیق میشویم.@ انسان گاهی وقتها چیزهایی را که خودش هم میداند خوب نیست برایش قشنگ میشود یادتان باشد یعنی وقتی که به عقلش مراجعه میکند میفهمد که کار کار خوبی نیست ولی برایش جاذبه دارد.@ زینت داده میشود که برود این کار را انجام بدهد که این هم جهات مختلفی دارد که من جهات مختلفش را هم خدمتتان عرض میکنم فعلا همینطور داریم در سطح بحث حرکت میکنیم تا یک معرفی از مسائل و مباحث کلی شده باشد.@ گاهی وقتها این زینت مربوط به امور عقیدتی و فکری هست فکرهای باطل عقاید باطل برای انسان انقدر قشنگ جلوه میکند که انسان به آنها گرایش پیدا میکند عقیده حق و مستقیم را کنار میگذارد گاهی وقتها در سطح کارهایی غیر از عقیده هست که برای انسان زینت داده میشود.@ گاهی وقتها امور حرامی هست که برای انسان زینت داده میشود که از آنها استفاده بکند، به هر حال سلاح زینت یک سلاح بسیار مهمی هست که در این رابطه اول چند آیه برایتان بخوانم بعد إن شاء الله جزئیتر وارد مبحث خواهیم شد.@ آیهای که جلسه گذشته برایتان خواندم این بود که شیطان تسویل میکند اصلا ما چیزی داریم به نام تسویل که در قرآن چندین جا این به کار رفته که (سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ) شیطان آنها را فریفت و آرزومندشان کرد یعنی آرزوها را برایشان جلوه داد و به آنها زینت داد که به وسیله اینها به این سمت کشیده شوند این سوره محمد(ص) آیه 25 بود.@ یک جا آیهای بود که جلسه گذشته برایتان توضیح دادم فرمود (فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) اینها زمانی که با حوادث مختلفی در زندگی روبرو میشوند به جای این که از این حوادث عبرت بگیرند و متنبه بشوند که این حوادث به سر ما هم خواهد آمد میآید آنقدر آن کارهایی که به آن مشغولاند برایشان جذابیت دارد که این شهوت نمیگذارد که اساسا خوب فکر کنند.@ شما نگاه کنید ما زلزله بم را گذراندیم الآن هم 30 و چند بار مسجد سلیمان و ایزه مردم همه بیرون هستند امروز مثلا میگفت 100 واحد مسکونی کاملا خراب شده چندصد واحد نیمهخراب هست این وضعیت مردم در آنجا هست تهرانش هم چهار روز دیگر ممکن است چنین اتفاقی خدای نکرده بیفتد.@ هر لحظه انسان در معرض رفتن هست ولی نگاه کنید انسان از غفلت و مستی بیدار نمیشود این برای چه است؟ قرآن میفرماید (وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) یعنی آن کارهایی که مشغولش هستند دارند انجام میدهند شیطان در آن کارها آنقدر برایشان دلخوشیها ایجاد میکند که اساساً به آنها میپردازد.@ یکی با موسیقی، یکی با هنر، یکی با نقاشی، یکی با تجارت، یکی با کار سیاسی، یکی با کارهای علمی هر کس یکجوری این شهوتش نگهش میدارد این فرمول یادتان نرود قرآن میفرماید (كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) هر گروهی هر دستهای به آنچه که نزد آنها دلخوش هستند.@ هر گروهی با صرف عقائد خودش کارهایی که دارد میکند دلخوش هست و صرف این دلخوشی آنها را سرِ پا نگه میدارد و (بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) یعنی شادند دلخوش هستند به آن چیزی که در نزد آنها هست.@ شیطان کاری که میکند همین است که انسان را جایگزین میکند یعنی یک چیزی را زینت میدهد که انسان به آن بپردازد از یک امر حقیقی و قطعی بازمیماند، بهترین مثالی که در این زمینه زدند مثال خیلی زیبایی هست که بعضی از اساتید اخلاق این را آوردند.@ میگویند کسی بود که توی چاهی افتاده بود به طنابی آویزان بود پایین چاه مثلا اژدهایی دهان باز کرده بود که او را ببلعد و بخورد و به طناب آویزان شده بود دوتا موش سفید و سیاه داشتند این طناب را میجویدند که یواش یواش قطعش بکنند که این بیفتد آنجا.@ این در این هیرودار اینطور که آویزان شده بود یک کندوی عسلی چیزی آنجا دیده بود دلش خوش بود حواسش نبود که آن موش سیاه و سفید دارند طناب را میخورند شروع کرده بود انگشت میکرد و عسل میخورد به این دلخوش بود.@ خیلی وقتها هست که ما مسائل جدی زندگی را اصلا نمیبینیم و نمیخواهیم ببینیم که چه مسائلی سر راهمان هست بعد میپردازیم به اموری که اگر ما هر لحظه منتقل بشویم به برزخ برایمان هیچ ارزشی ندارد کاش فقط ارزش نداشت وبال گردنمان هم هست.@ قرآن و در روایات ما زیاد داریم هم در آیات قرآن هست هم در روایات هست که وقتی کسانی منتقل میشوند به برزخ از یکی از چیزهایی که خیلی اظهار پشیمانی میکنند این بود که ما وقتمان را در چه راههای بیخودی گذراندیم.@ (إِلاّ کانَ ذلِکَ المَجلِس حَسرۀً عَلَیهِم یَومَ القِیامَۀ) هیچ مجلسی نیست که انسان بنشیند در او رشدی نباشد حرفی از خدا آخرت ابدیت حرفهای جدی زده نشود مگر اینکه انسان در روز قیامت حسرت میخورد که چرا در آن مجلس رفته نشسته بیخود وقتش را تلف کرده در آن جلسه نشسته فلان وقت را گذاشته یکی از غصههای بزرگ انسان همین است.@ تشبیهشان این بود که آن موش سفید و سیاه مثلا شب و روز بودند آن اژدهایی که آنجا بود مرگ و ورودی قبر بود و آن عسل هم زینتهای دنیا واقعا همینطور است ما خیلی مستی داریم به صورت جدی فکر نمیکنیم به لحظه تولد، این مستیهای زیادی است که بحثش خیلی مفصل است.@ نمیدانم از رفقا کسی بود مثل این که فقط یک نفر از دوستانمان بود که این هفته با من رفته بودیم قم منزل یکی از مراجع خدمتشان رسیدیم تا نشستیم من یک احوالپرسی از ایشان کردم.@ دیدم که ایشان خیلی حالتشان منقلب بود بغض هم داشت به من گفت آقا خیلی مرگ سخت است راجب این صحبت میکرد که ما چقدر غفلت داریم و خودمان را اصلا برای چنین لحظهای آماده نکردیم این مستیها خیلی انسان را دور میکند.@ در این آیه میفرماید شیطان تزیین میکند برای شما (زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) یعنی الآن یک قِسم از چیزهایی که دارد معرفی میکند زینت عملها، اعمالی که انسان انجام میدهد برایش قشنگ است حتی گاهی وقتها کثیفترین اعمال برای انسان قشنگ میشود.@ مثلا فرض بفرمایید آدمخوری دیگر از این کار زشتتر نیست. الآن چقدر افراد هستند که برایشان این کار زینت داده میشود، از این آدمهایی که چند روز پیش مصاحبه کرده بود گفته بود که آدمخوری خیلی کار خوبی است.@ اول این که به کنترل جمعیت کمک میکند مزایای زیادی شمرده بود برای فواید آدمخوری، یک کاری را که انقدر زشت و قبیح و وحشتناک است سایت اینترنتی هم دارند و با همدیگر ارتباط دارند یک چندصد نفری هستند که آدمخور هستند.@ فواید ذکر کرده بود که این باعث چه میشود خیلی چیزهای مختلفی آورده بود ساخته بود قوه واهمه میسازد این کار را برای انسان تزیین میکند یعنی برای انسان توجیهاتی درست میکند که این کار کار خوبی هست باید انجام شود یعنی آدم یکسره این را میسازد برای خودش و إلا کیست که نداند کار کار بدی است.@ خود ما خیلی وقتها در مشاورهها با یک کسی که هر کاری میکند مورد انتقاد هست وقتی با او صحبت میکنیم میگوید این کار کار خوبی نیست خودش میپذیرد که کار خوبی نیست ولی نمیتواند از زینتش هم بگذرد و دست بردارد برایش سخت میشود.@ از دیگر چیزهایی که شمرده بودند برای آدمخوری گفته بودند زمین را از محدودیت منابع غذایی درمیآورد یعنی یک موقعی با خطر منابع غذایی از نظر اقتصادی روبرو شدیم میتوانیم همدیگر را بخوریم آدم که زیاد است میلیاردها آدم هستند بیکار وِل در این دنیا اینها را بخوریم لااقل به این کار میآید.@ این توجیه توجیه اقتصادی است خیلی راحت، جدی هم میگویند معتقد هستند بعد خیلی هم باکلاس مثلا فرض بفرمایید طرف رئیس جمهور یک مملکت هست آدمخور است وقتی رفتم در خانهاش تقریبا در فریزرش 12 تا از جنازههای مخالفانش را پیدا کردم کلهپاچه آماده.@ یا اصلا طرف سایت اینترنتی دارد مثلا دعوت میکند کسانی که مایلند مثلا اول سه شقهشان بکنیم بعد کبابشان بکنیم چطور خورده شوند به سایت من مراجعه کنند خیلی حساب و کتابدار و خیلی از کارهای دیگر هم همینطور است.@ شما اگر نگاه بکنید حالا ما در فرهنگ خودمان یکذره میخندیم من هم مخصوصا برای همین میگویم که بدانید کار خیلی مزخرف و خندهدار است ولی خیلی جاها جدی است فرض بفرمایید ازدواج مرد با مرد، ازدواج زن با زن.@ در جامعه ما بگویند دو تا خانم با هم ازدواج کردند یا مثلا دو تا آقا با هم ازدواج کردند جامعه ما این حرف را مسخره میکنیم در جامعه ما جا ندارد ولی جوامع دیگر آنها قانون دارند اصلا مجلس دارند در مجلس تصویب کردند که مثلا زنها میتوانند با همدیگر ازدواج کنند و شرایط دارند مثل همین ازدواج زن و مرد.@ محضر دارند عقد دارند حق و حقوق دارند باب مفصلی از حقوق آنجا باز است ازدواج خانمها با همدیگر، ازدواج آقایان با همدیگر، بابی باز شده، شیطان اینطوری کارها را برای انسان تزیین میکند یعنی واقعا میشود یک کار، اصلا کِه گفته مرد و زن باید ازدواج کنند دوتا مرد باهم ازدواج کنند دوتا زن ازدواج کنند.@ ازدواج انسان با حیوان مخصوصا این را داریم مفصل، خیلیها هستند که با یک حیوان زندگی میکنند از نظر جنسی هم فقط با یک حیوان ارتباط دارند ببینید چطور شیطان کار را زینت میدهد برای همین در جلسه قبل روی ریاضیات حرکت ما از دنیا به آخرت توضیح زیادی دادم.@ صراط را گفتم وقتی که صراط از توی جهنم رد میشود از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر هست هر طرفش بروی بینهایت راه وجود دارد در ریاضیات هم شما دارید وقتی که از خط مستقیم عبور کنیم ما بینهایت خط میتوانیم ترسیم کنیم اطراف یک خط مستقیم.@ وقتی شما نیایی روی صراط مستقیم قرار بگیری شیطان هم همین را میگوید، میگوید من میآیم روی صراط مستقیم، کلمه مستقیم را که بیخود اینجا نیاورده، روی صراط مستقیم میآیم از هر جهت حمله میکنم دیگر فرقی نمیکند کجا، مهم این است روی صراط مستقیم نباشید.@ وإلا شما وقتی از این خط گذشتید هر چیزی احتمال دارد دیگر تعجب ندارد شما بشنوید که مثلا مَردها با هم ازدواج کردند یک زمانی اینها نبوده در جامعههای قدیم هم این حرفها نبوده بعدا جا افتاده که مَردها با هم ازدواج کنند زنها با هم ازدواج کنند.@ اصلا همجنسبازی برای خودش قانون دارد علامت دارد قانون دارد حتی لباس مخصوص دارد خیلی چیزهای دیگر دارد آداب خاصی دارد برای خودشان برنامه دارند اینها شبکه تلویزیونی دارند شبکههایی دارند که همجنسبازهای کشورهای مختلف با هم ارتباط دارند همدیگر را پشتیبانی میکنند خانمها جدا آقایان جدا برای خودشان.@ مجلس دارند، علیه ازدواج خیلی تبلیغات دارند، جلسات دارند، میتینگ دارند، سمینار دارند، بودجه دارند، جلسه میگذارند، مثلا وقت میگیرند با رئیس جمهور مملکتشان جلسه میگذارند که از حقوقشان باید دفاع شود نماینده میفرستند مجلس، زنها جدا مردها جُدا، یک بساط خاصی برای خودشان دارند.@ این چطور ایجاد شده؟ این را شیطان درست میکند این کارها را زینت میدهد و خیلی چیزهای دیگر که من یکی یکی اینها را در طول مباحث عرض میکنم خدمت شما الآن فعلا با همین کلیات ذهن شما آماده شود برای حرکت تویِ بحث.@ (زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) شیطان آنی که نمیگذارد بیاید سرِ صراط مستقیم این است که کارهای انسان برایش زینت داده میشود، لذا شما وقتی بروید میبینید گروهههای مختلفی را که اصلا ما اینها را نمیشناسیم با عقاید مختلف با رفتارهای مختلف ارتباطات مختلف تا شیطانپرستی.@ خود شیطانپرستی یعنی شیطان عدهای را وادار کرده که او را بپرستند کسی در قبح این شک دارد یا ندارد؟ ولی چطور زینت داده میشود؟ حالا کاری با خارج کشور از ندارم در کشور خود ما هم هستند در کشور خود ما هم جاهایی هستند که الآن شیطانپرست هستند.@ اینها چطوری هست؟ فرهنگ شیعه هست، فرهنگ اسلامی هست، فرهنگ غنی توحید هست، چطور میشود بعضیها خدا را رها میکنند مثلا میروند شیطانپرست میشوند چطور میشود؟ واقعا عقلشان نمیکشد این کار بد است؟@ چون در تمام ادیان، در تمام ادیانی که ریشه الهی و آسمانی دارد و حتی در همه ادیانی که ریشه آسمانی ندارد مندرآوردی است شیطان مظهر شرارت، زشتی، خباثت. اما چطور میشود یک عده همین مظهر شرارت را پرستش بکنند؟@ اگر به خدا دعوتش کنی خوشش نمیآید اگر دعوتش کنی به توحید خوشش نمیآید حداقل به این که شیطان را نپرستند چون ما آدمهای احمقی هم داشتیم که مثلا با این که میدانستند سنگ و چوبی که خودشان درست کردند قابل پرستش نبودند ولی چطور بُتپرستی کردند؟@ قرآن میفرماید شیطان برایشان زینت داده که اینها بُت را میپرستند یک آدم واقعا انقدر بیشعور میشود که یک چیزی مثل این را خودش درست بکند بعد بیاید بپرستدش، چطور میشود آدم اینجور میشود که این کار انقدر برایش زینت داده میشود که حتی از خداپرستی، مثلا گاو میپرستد.@ شما الآن میبینید طرف فیزیکدان است از بزرگترین فیزیکدانهای دنیاست شیمیدان برجسته است ریاضیدان برجسته است بروید در هند ببینید استاد درجه یک در انفورماتیک است ولی گاو میپرستد همین آدمی که تحصیلات عالی دارد پروفسور است در دانشگاه به او میگویند پروفسور، واقعا این امتیاز را دارد این درجه را گرفته است اما گاو میپرستد.@ چطور میشود آدم به اینجا میرسد ما الآن تعجب میکنیم ولی میخواهم بگویم وقتی آدم سراغ صراط مستقیم نرود سر از هر جایی درمیآورد وقتی سقوط بکنی دیگر مهم نیست هر جا افتادی افتادی خیلی جاها آدم ممکن است بیفتد هزار بلا سرش بیاید.@ وقتی قرار نیست ما راه مستقیم را برویم و خودمان را مقید به ریاضیات الهی نکنیم هر کاری میکنیم مثلا شما فکر میکنید در قم چطور میشود آن هم در قم، مثلا یک شهر عقبمانده بود، پیشرفتهترین شهر ما از نظر علمی از نظر علوم انسانی، البته پیشرفتهترین شهر جهان از نظر علوم انسانی.@ فرض بفرمایید یکی میآید میگوید من خدا هستم خیلی راحت ادعای خدایی میکرد، یکی میگفت من جبرئیلم یکی دیگر هم شده بود پیغمبر یکی هم شده بود امام زمان. یک موقع است آدم میرود در یک کوره دهاتی آنجا یک ادعایی میکند آنها هم بیسواد هستند قبول میکنند.@ غرب من با پروفسور مولانا یک شب صحبت میکردیم جلسهای داشتیم تا دیروقت شاید تا نزدیک صبح صحبت میکردیم راجب به همین بحث مکاتب و مذاهب مختلف ، میگفت آنجا اصلا این چیزها فروشی است هر روز یک چیزی درمیآورند.@ انقدر زیاد است که شما نمیتوانی حساب بکنی راههای مختلف هر روز یک شیوهای درمیآید یک عده هم خوششان میآید میروند دنبال این راه، حالا در آمریکا باشد فقر فرهنگی زیاد است مردم آنجا در اروپا در آمریکا آدمهای به شدت خرافی هستند کاملا راه حق نیست هر کس هر عَلَمی بلند کند یک عده حتما میروند دورش سینه میزنند.@ اینطور نیست که مثل مردم اینجا باشند مردم رشدیافتهای باشند که مثلا راههای باطل زود لو برود شناسایی شود اینجا به کمتر از معصوم کسی راضی نیست مردم الآن میگویند کسی که میخواهیم به او اعتقاد کنیم یا خدا باشد یا خودش معصوم باشد این نهایت رشد فکری یک نفر را میرساند.@ میگوید آن کسی که میخواهد بیاید من او را الگو قرار بدهم حتما باید اشتباه در او راه نداشته باشد این فرهنگ را نگاه بکنید که من تابع این فرهنگ هستم که مربی و الگوی من حتما باید اطلاعات تخصصی داشته باشد حداقل آن 7 دسته اطلاعات تخصصی که توضیح دادیم باید داشته باشد و این که معصوم هم باشد.@ این یک اندیشه کجا که یک خانم مثلا روستاییِ ما که شاید از سواد هم بهرهمند نباشد یا یک آقای روستایی که از سواد بهرهمندی نداشته باشد این را خوب درک میکند استدلال برایش دارد قدرتمند است.@ این غیر از محیط مثلا بیفرهنگ و بیفکر اروپا یا آمریکا یا کشورهای افریقایی است که آنها هر کس برود یک عَلَمی بزند باور میکنند و میروند دورش جمع میشوند میگویند این درست است، شما اگر آنجا بروید میبینید هزاران نوع مکتب ساختگی وجود دارد.@ این آمده توی قم ادعا کرده من امام زمانام! یکی گفت من جبرئیلم یکی گفت من خداأم، چهارتایشان را هم گرفتند اعدام گرفتند هم خدا را هم جبرئیل را هم امام زمان را هم پیغمبر را، از خودشان هم هیچ دفاعی نتوانستند بکنند.@ ولی جایی که فرهنگ عقلانی هست شیطان نیست یک روستایی راحت میتواند استدلال بکند قوی است انگلیسها وقتی که در جنگی که رضاشاه با لُرها داشت مداخله کردند وقتی رهبر لُرها را گرفتند انگلیسی گفته بود که حالا تو میگویی شما امامانتان معصوم هستند گفته بود بله با همان لهجه لُری.@ انگلیسی گفته بود حالا قبول مثلا امامان شما معصوم اما شما یک حرفهایی راجب امامانتان میزنید شما میگویید امامان فکر گناه هم به سرشان نمیزند گفته بود بله، گفته بود چطور میشود آدم فکر گناه به سرش نزند؟@ با همان لهجه لُری این را آیت الله حائری نوشته بود، نوشته بود تو هیچ فکر ایکنی که گی ایخوری! گفت تو فکر میکنی که مدفوع خودت را بخوری؟ از تمام شقّ استدلال از نظر منطقی کامل است.@ میگوید آدم خیلی غلطها ممکن است بکند ولی دیگر به فکرش نزند که چنین کاری بکند معصوم اینطور جواب میدهد میگوید معصوم گناه را مثل این میبیند اصلا به فکرش نمیزند.@ اصلا شما تا به حال فکر کردید مثلا ما آدم بکشیم در طول روز ما وسوسه میشویم به فکرمان میآید یا فرض بفرمایید مثلا یک جایی را آتش بزنیم یک بچهای را سَر بِبُریم هیچ وقت آدم به فکر این چیزها نمیآید ما معصومیم در خیلی جهات.@ ما که اینجا نشستیم در بسیاری از گناهها معصوم هستیم گناه نمیکنیم به فکرمان نمیآید بعضی گناهها را ممکن است انجام دهیم خیلی از گناهها هست که هرکدام از ما اصلا فکرش را هم نمیکنیم به مخیلهمان هم نمیآید این استدلال چقدر قوی است.@ این طرف شما نگاه کنید خیلی راحت خدا کنار گذاشته میشود ستاره میپرستند خدا کنار گذاشته میشود ماه پرستش میشود خدا کنار گذاشته میشود گاو را میپرستند سنگ را میپرستند چوب را میپرستند چطور میشود آدم اینطور میشود؟ (زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ).@ خودبخود وارد بحث شدیم پس یکی از مظاهر زینت زینت در عقیده بود که انسان اعتقادات باطل زیادی را پیدا میکند این برایش زینت داده میشود به این قائل میشود مثلا وقتی میگوییم خدا واهمه ما اول این کار را میکند میگوییم خدا یعنی که خدا یعنی کسی که در آسمان هفتم است کسی است که یک مقری دارد عرشی دارد یک عده مثلا فرشتهها دورش هستند یک مرکز و کانونی هست که خدا آنجا نشسته.@ این خدا کیست دست دارد پا دارد چشم دارد سر دارد تختش چطور است جایش چطور است چطور اراده میکند چطور حرف میزند صدایش چطور است این را واهمه میگوید وقتی به واهمه مراجعه کنی میگوید.@ عقل است که با برهان به ما ثابت میکند که چنین خدایی نمیتواند وجود داشته باشد امکان وجود چنین خدایی نیست چون اگر قرار باشد اینطور باشد محتاج است محدود است جسم دارد خدا نمیتواند این خصوصیاتی که ما میگوییم داشته باشد.@ در مذاهب اسلامی ما مذاهب اسلامیی داریم که خدا را قبول دارند پیغمبر را هم قبول دارد ولی بعد معتقدند که ؟؟؟ مجسمه، حتما شما در تاریخ ادیان خواندید نه خدا جسم است بدن دارد (وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) کُرسی دارد.@ شما اگر الآن تورات را نگاه بکنید تورات و انجیل من دیدم مصورش را، خدا را واقعا جسم دانستند این شکل خداست اینجا نشسته همین الآن شما بروید تورات و انجیل را بخوانید جریان کُشتی خدا را با حضرت یحیی، حسادت خدا را نسبت به پیغمبرش.@ پیغمبر مبعوث کرده پیغمبر محبوب شده گفته این خیلی معروف شده کَلَکَش را زودتر بکَنَم. کُشتی گرفته با خدا خدا را زده از آن جالبتر. یکی با سایهاش کُشتی گرفت دوم شد، با خدا کُشتی گرفته تازه خدا را هم زده، این جزء اعتقادات پیروان ادیان آسمانی است.@ نگاه بکنید در انجیل در تورات مملو از این مزخرفات هست. شیطان چطور میکند حالا در بحث تفسیر مفصل توضیح دادم شما نگاه کنید خداوند تبارک و تعالی میاید موسی را مبعوث میکند با معجزات و دلایل محکم، جنگ با سَحَره میکند، همه سَحَره ایمان میآورند، ساحران مؤمنان راستین میشوند.@ بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات میدهد شرّ فرعون را کم میکند دریا را بریشان میشکافد از دریا ردّشان میکند با چشم خودشان دارند میبینند غرق شدن فرعون را میبینند باز شدن دریا را میبینند آمدن غذا از آسمان را دارند میبینند آخرسر به حضرت موسی میگویند که یک گوساله بگذار ما بپرستیم آخرِ حرفشان این بود.@ رفته بودند یک جا دیده بودند یک گروهی گوساله میپرستند گفته بودند یک دانه از این گوسالهها بگذار ما بپرستیم آخر هم ایمان نیاوردند وقتی موسی میگذارد میرود در کوه تور سامری با یک مجسمه گوساله اینها را میتواند فریب بدهد زینت اینطوری است.@ خیلی وقتها خیلی از کارها این را باید بدانیم اگر برای ما جذاب است حق نیست این نتیجه یادتان باشد اگر جذاب است حق نیست اگر دوستداشتنی است حق نیست اگر محبوب است حق نیست.@ نه دیگر من خیلی خوشم میآید آخه من دوست دارم، نمیشود. آخه من دوست دارم آخه خیلی خوشم میآید دلیل نیست، کِه خوشش میآید کِه دوست دارد؟ واهمه این کار را میکند طبیعت این کار را میکند معلوم نیست حق باشد دوست داشتن و خوش آمدن مبنا نیست.@ من این حرفهایی که بصورت پراکنده دارم میزنم إن شاء الله دستهبندی میکنم به شما میگویم، رفتارهای بسیار زیادی هست که انسان انجام میدهد برایش زیبا جلوه میکند این کار قشنگ است.@ مثلا یک زن باردار را چند نفر بگیرند بیاورند مثلا مسخرهاش بکنند بعد هم شکمش را زنده زنده پاره بکنند بعد جنینش را دربیاورند بعد با آن فوتبال بازی کنند چطور میشود آدم برایش چنین جذابیتی پیدا میکند.@ شرطبندی، شرط چند که این خانم که باردار است مثلا بچهاش دختر است یا پسر، شرط میبندی؟ پاشو شکمش را پاره کن، انقدر راحت. آدم سر از اینجا درمیآورد ببین دختر است یا پسر.@ اسلحه را بردار برو دم پنجره هر کس دارد میرود به او تیر بزن بعد که میگیرندش میگوید من میخاستم ببینم مزهاش چطور است آدمکُشی تا به حال حس نکرده بودم میخاستم ببینم مزهاش چطوری است نشستم آنجا وسوسه شدم که چندتا تیر بزنم چند نفر را بکشم ببینم تجربه است.@ یعنی شما فکر کن وقتی نخواهی به این ریاضیات تن بدهی سر از هزارتا راه خراب درمیآوری و اینها هم درجات دارد نگاه کنید وقتی صراط مستقیم را ترسیم بکنم شما این سیم را در نظر بگیرید به عنوان راه، وقتی غیر از این باشیم هر جایش باشیم اندازههای مختلف دارد.@ این یادتان نرود یعنی گاهی وقتها یک تصویری یک فرهنگی 90 درصدش اسلامی است 99 درصدش اسلامی است 1 درصدش کار را خراب میکند گاهی وقتها 85 درصدش اسلامی 15 درصدش باطل است گاهی وقتها 80 درصدش، یعنی همینطور درصد درصد فاصله میگیرد.@ صِرف این که یک اندیشهای بوی اسلام، قرآن، پیغمبر خدا در آن باشد دلیل نمیشود که حتما حق باشد کدام حق است؟ همانی که خدا تعیین کرده با آن دو شرط، تخصص و عصمت، باید حتما حرف آخر را متخصص بزند.@ اگر تخصص بود و احتمال اشتباه در آن راه نداشت آن راه راه حق است، راهی که شما را به عصمت منتهی نمیکند و تخصص پشتش نیست تأیید شده نیست از ناحیه خود خداوند که مرکز علم و تخصص است به درد نمیخورد.@ شما فکر کنید این 4 تا دکانی که مذاهب اهل تسنن زدند به تعبیر و اعتراف خودشان هر کدامشان 50-100 به بالا با پیغمبر فاصله داشتند بعدها این دکانها باز شده زمان پیغمبر که نبوده بعدها این دکانها درآمده اینها که نمیدانستند بیایند از اول یک راه دیگر بروند.@ هزارتا چیزهای اسلامی را رعایت کردند ولی با آن 10 درصد خودشان فقط میخواستند به سهم خودشان برسند این همان حرفی است قبلا به شما زدم که طبیعت گاهی هزارتا حرف حق را میزند و هزارتا مسیر حق انسان را میبرد تا بتواند یک راه باطل را به انسان تحمیل بکند اینجوری است.@ هزارتا توجیه قشنگ، فلسفی، مذهبی درست میکند همهاش هم خوب تا بتواند یک راه باطل انسان را ببرد برای همین شما نگاه بکنید از بعد از امیر المؤمنین(ع) آنهایی که غصب خلافت کردند انحرافاتشان را اگر نگاه بکنید پله به پله زیاد شد.@ اینطور نبود که از اول جرأت بکنند مثلا کاری که عثمان کرد خلیفه اول اصلا جرأت نداشت بکند خلیفه اول فقط آمد چیزی به نام ولایت، مودت ذی القربی اینها را زیر پا گذاشت سِفت ایستاد و حضرت زهرا را کُشتند و امیر المؤمنین را، بعد راجع به قسمتهای دیگر خیلی رعایت میکردند.@ زهد زیاد، نمازهای زیاد، خیلی خدمات زیاد به حساب خودشان، اینجا فقط ماستمالی کردند، یواش یواش میبینید سر از معاویه درمیآورد، رسماً مشروب میخورد، نماز صبح هم 4 رکعت میخواند از شدت مستی، چهارشنبه میرود نماز جمعه میخواند هیچ کس هم صدایش درنمیآید، یعنی ذرهذره است.@ این را باید بدانیم وقتی میگوییم زینت داده میشود از یک راه به مرور زمان این اتفاق میافتد ولی همان (نیم من بوق بن پنج پونزده) میشود، سر از اینجا درمیآورد اینطور نیست که یک دفعه نیم من بکُنند بشود پنج پونزده، ذره ذره سر از اینجا درمیآورد.@ پس توجه داشته باشیم زینتی که میدهد با واهمه ما کار دارد در واهمه ما این اتفاقات میافتد در خیال ما این زینتها اتفاق میافتد ولی مبنای عقلی ندارد برای همین هم اگر چیزی زیبا بود چیزی جذاب بود باید حتماً خداوند اجازه ارتباط مصرف به ما داده باشد یعنی از مرکز تخصص برای ما تعیین شده باشد.@ لذا خیلی از خوراکها هست انسان دوست دارد بخورد دوست دارد زینت هم داده میشود برای انسان ولی آیا واقعا خوردنی است؟ اصلا طرز خوردنها، یک ذره حالتان را به هم بزنم! اینها مستند است فیلم سینمایی نیست کارتون نیست مستند است.@ طرف مثلا وقتی میخواهد غذا بخورد حیوان را زنده زنده سرش را میکَنَد نمیدانم دیدید در فیلم یا نه، میز دارند مثلا میمون سفارش میدهند یک میمون را زنده میآورند میگذارند اینجا میز باز میشود گردنش را میگذارند آنجا، بدنش کلا پایین است سرش را هِی میچرخانند این هی جیغ میزند تا کَنده شود، این کار برای آنها جذابیت دارد ولی واقعا معقول است حق است؟@ آبمیوه که شما میروید در مغازه بخورید خانمها هم حساس این حرف را نباید جلوی خانمها بزنیم! آبمیوه که میروند سفارش میدهند مثلا یک لیوان خون سگ بده بخوریم یک لیوان خون موش بده بخوریم این برایشان جذابیت دارد.@ غذاها که دیگر شما ببینید از سوسک و قورباغه و مار و موش و اینها بهترین غذاهایشان شناخته میشود سگ و گربه، الآن پرورش گربه برای غذا، الآن سارس گرفتند هزاران نفرشان دارد میمیرد به خاطر ارتباطشان با گربه، هنوز دست برنمیدارند هنوز پرورش گربه دارند میدانند از این است ولی دست برنمیدارند.@ همجنسبازی، ارتباط نامشروع زن و مرد که ایدز را به وجود آورده الآن صدها میلیون نفر در خطر افتادند 40-50 میلیون نفر که تا به حال رفتند 40-50 میلیون نفر هم در نوبت مُردن هستند از کجا آمده؟@ بیماریهای دیگر که قبلا دهها میلیون نفر را کشتند دهها میلیون نفر را قبلا از بین برده اینها چطور آمده، هنوز هم دست برنمیدارند بشر اینطوری است تمام اینها این را نشان میدهد که انسان با عقل خودش نمیتواند مسیر را طی بکند.@ اگر بخواهد به عقل اکتفا بکند حتما باید معصوم، خداوند تبارک و تعالی بالای سرش باشد حتما باید تخصص بالای سرش باشد تخصص حقیقی که مبتنی است بر شناخت دقیق انسان در همه ابعاد وجودی.@ حداد میگفت من در سازمان ملل که رفته بودم جلسه بود راجب انحرافات جنسی و چیزهای دیگری که ایجاد شده و مرگ و میرها و این حرفها و کنترل که چطور با این بیماریها مبارزه کنیم میگفت ما از در سازمان که رفتیم یک دکهای گذاشتند آنجا انواع فیلمهای مبتذل را میفروختند در همان جلسهای که قرار بود شرکت بکنیم.@ بعد رفتیم نشستیم توی جلسه گفتیم شما که مرگ و میر را در این قضایا میبینید چرا کنترل نمیکنید ؟؟؟ خودتان که دارد میلنگد، اعتراض کردند شما ضد آزادی هستی این حرفها چیست خلاف آزادی حرف میزنی. یعنی یک چیزی به آنها گفته که انسان همیشه باید در همه جهت آزاد باشد و اگر قرار است کنترلی باشد حذف بشود با حفظ آزادی.@ الآن شما نگاه کنید ایدز آمده میلیونها انسان را کُشته شما در غرب ندارید که بگویند این روایت باید محدود بشود حرف بزنی خلاف است کفر است این حرف، خلاف اصول و قاعده لالیسم هست ؟؟؟اگزیستالسیالیسم هست اومانیسم است خلاف اینهاست.@ آزادی باید باشد اگر قرار است مبارزه شود باید بیماری مبارزه شود ؟؟؟واکسینه شود ؟؟؟آزادی در جای خودش باید باشد پس قرآن روی این خیلی حساب باز کرده آیات متعددی گذاشته به این که شیطان انسان را فریب میدهد و زینتهای مختلفی میکند که من چند نمونه از زینتها را برایتان توضیح دادم.@ این سئوال هم چون سوال مهمی است برگرفته شده از بحث ماست این را هم مطرح کنم بحث را خاتمه بدهیم تا جلسه بعد، سئوالی مهمی هست، فرموند با توجه به این که انسان موجودی مادی است و نیاز به ارتباط با موجودات مادی مثل خود را دارد و خداوند موجودی غیر مادی است و دیده نمیشود تکلیف انسانی که دنبال محسوسات است چیست؟@ یعنی چون خدا را نمیبیند فراموشش میکند، احساس نیاز میکند به موجودی که او را ببیند و او را بپرستد حالا صغرا کبرای سئوال غلط طرح شده سئوال معروف و مهمی هست ولی صغرا و کبرایش غلط است.@ اول این که انسان موجود مادی نیست کِه گفته انسان موجود مادی است؟ انسان یک بُعد به عنوان بُعد طبیعیاش بدنش است فقط همین مادی است بقیه حسهایش هیچ کدام مادی نیست عاطفه مادی است؟ عاطفه همسری، عاطفه فرزندی، عاطفه پدری، مادری، دوستی، قومی، قبیلهای، هیچ کدام مادی نیست.@ در بخش حیوانیت شهوت مادی نیست سیرشدنی نیست ماده اگر بود باید ظرفیت داشت تکمیل میشد ولی نیست تازه انسان حقیقتش را در این کلاس معنا کردیم این عزیزی که این سئوال را نوشته حتما سر کلاس نبوده موقعی که ما معرفی کردیم.@ چون کلاس ما انسانشناسی است ما چند جلسه در مورد حقیقت انسان صحبت کردیم گفتیم انسان یک حقیقت ماوراء طبیعی دارد انسان به واسطه داشتن فوق عقلش انسان هست در آن جهت که اصلا مادهای در کار نیست.@ حقیقت انسان یک موجود مجرد و فوق تجرد، حتی بالاتر از تجرد، گفتیم یک بینهایت ؟؟؟ روی تخته هم که من مفصل برایتان 4-5 هفته پیش کشیدم اصلا ما ذاتا نمیتوانیم با ماده سروکار داشته باشیم ماده محدود است اگر قرار بود آمریکاییها خوشبخت میشدند شاه خوشبخت میشد سلاطین که همه مادیات را در اختیار داشتند.@ ما چون اساسا نمیتوانیم با ماده کنار بیاییم نمیتواند ارضاءمان بکند نمیتوانیم با آن خوشبخت باشیم داریم این همه اینور و آنور میزنیم ما اِلهمان، جفتمان، همسر حقیقیمان یک موجودی است که بینهایت است عاشق او هستیم (لا إِلهَ إِلاَّ الله).@ برای همین هم آرامش نمیگیریم برای همین هم نمیتوانیم با هیچ موجود مادیای کنار بیاییم با هیچ موجود مادیای نمیتوانیم ارضاء شویم و کنار بیاییم و گمان بکنیم که این را میتوانیم بپرستیم.@ خیلی زیباست ابراهیم چه کرد؟ ابراهیم با اندیشه بُتپرستی چطور مبارزه کرد؟ گفتند اینها خدای ماست از پَستترین مرحله شروع کرد آمد همه بُتها را شکست غیر از بُت بزرگ را، آمدند گفتند تو این کار را کردی؟ گفت نه این بُت کرده است.@ گفتند این که کاری نمیتواند بکند گفت پس شما خودتان اعتراف دارید، ببینید آدم اعتراف دارد ولی بُتپرستی برایش زینت داده میشود، میشود زینت. به ابراهیم میگویند که تو اینها را کشتی از بین بردی؟ میگوید که نَه، این کرده است.@ میگویند آخه این میتواند بیاید برود بُتهای دیگر را از بین ببرد؟ ببینید باطن خودشان فطرت خودشان، ابراهیم میگوید مگر شما خودتان اعتراف ندارید که این نمیتواند کاری بکند پس چطور میگویید این خدای ماست از او حاجت میخواهید خودتان مگر درستش نکردید؟@ قرآن میگوید (فَرَجَعُوُا إِلیَ أَنْفُسَهُمْ) رجوع به نفس کردند بازگشت به خودشان کردند. عقل اینجا میآید به کمک آدم میرسد که موجود مادی و محدود نمیتواند معشوق من باشد نمیتواند من را آرام کند نمیتوانم بپرستمش محدود است معشوق نامحدود نمیشود من نامحدودطلب هستم.@ توضیح دادیم گفتیم طلب هر چیز نشانه ظرفیت آن چیز هست 5 مرحله بود شناخت آن چیز هست، بهرهبرداری از آن چیز هست، وجود آن چیز هست و سنخیت با آن چیز. اگر ما بینهایت میطلبیم پس هستیم خودمان که مادی نیستیم.@ بعد رفت بیرون در یک شهری وارد شد و دید اینها ستارهپرست هستند اول دید خورشیدپرستاند وارد خوشیدپرستها شد گفت این خدای من است (قالَ هذا رَبِّي) شروع کرد عبادت کردن همینطور خورشید را مثل بقیه عبادت میکرد.@ شب که شد دید خورشید رفت گفت این خدای من نیست (إنّی لا أُحِبُّ الْ‏آفِلِينَ) خدایی که غروب کند برود خداییش کجاست، با ستارهپرستها هم همینطور، یکی یکی برمیگرداند، فکر هست که به انسان میگوید ماه خورشید و چیزهای محدود نمیتوانند معبود ما بشوند.@ اگر ما بر فرض سئوال فکر کردیم که انسان موجود مادی است میگفتیم ماده معشوقش است، اما مادی نیست اگر مادی معشوقش بود بالاخره یک مادهای در این دنیا، یک شکلی، یک ترکیبی، یک چیزی پیدا میشد که یک سلسله از انسانها برای یک بار هم که شده در طول تاریخ بشر رام شده باشند آرام شده باشند شما چنین چیزی را سراغ دارید؟@ از اول تاریخ بشر تا الآن سراغ دارید یک شرایط خاص مادی و یا چیز مادی توانسته باشد انسان را ارضاء بکند انسان بگویم بَستَم است دیگر دنبال چیز دیگری نباشد دنبال قتل و جنایت و زیادهطلبی نباشد؟ نه.@ بنابراین ما اصلا مادی نیستیم برای همین هم ماده نمیتواند ارضاءمان بکند، لذا ما معشوقی را میخواهیم که فوق ماده باشد نامحدود باشد محدود ما را ارضاء نمیکند.@ شخصیتهایی مثل پیغمبر، مثل امیر المؤمنین، 14 نور مقدس که اینها هم از تجلی خدا هستند و واقعا مظاهر نامحدود هستند باز مخلوق هستند و عشقشان یک عشق وسیلهای هست برای رسیدن به معشوق نهایی.@ عشقشان وسیله است اصلا خودشان وسیله هستند هدف نیستند (وَ ابتَغُوا إِلَیهِ الوَسیلَۀ) خداوند در قرآن فرمود اگر میخواهید پیش من بیایید با وسیله بیایید حضرت فرمود (نَحنُ الوَسیلۀ) وسیله ما هستیم با ما بیایید ما مرکب شما هستیم ما نردبان شما هستیم با ما میتوانید بیایید ولی آنها نمیتوانند خودشان هم معشوق باشند.@ خیلی زیباست این داستان رسول خدا وقتی که رد میشد یک بچه کوچکی بود هر دفعه میآمد به پیغمبر خیلی نگاه میکرد پیغمبر دوستداشتنی بوده خوشکل و نمکی و خیلی زیبا بود و دلبر، بچه خیلی به پیغمبر زُل میزد.@ حضرت هم نگاهی میکرد لبخندی به او میزد یک روز صدایش میکند میگوید من را دوست داری؟ میگوید خیلی شما را دوست دارم، من را بیشتر دوست داری یا پدر و مادرت را؟ میگوید شما را، بعد میگوید من را بیشتر دوست داری یا خدا را؟ میگوید شما را به خاطر خدا دوست دارم.@ اصلا غیر از آن نمیشود یعنی شما دست روی هر چیز بگذاری اشباعکننده نیست اینکه میفرماید (إِنّی لا أُحِبُّ الْ‏آفِلِينَ) من افولکنندهها را دوست ندارم همه چیز افول میکند موقت است و رفتنی، لذا لیاقت دل بستن معشوق بودن و محبوب بودن ندارد.@ در روایت فرمود (فَإِنَّکَ أَحبِب ما شِئت) هر چه را میخواهی دوست داشته باش ولی بدان یک روزی بین تو و محبوبت جدایی میافتد شما هیچ عاشق و معشوقی را تا به حال دیدید تا آخر با هم باشند؟ یک مورد شما سراغ ندارید بالاخره بینشان جدایی افتاده.@ همیشه همینطور بوده مگر (إِلاَّ الْمُتَّقِينَ) مگر کسانی که معشوقهایشان رنگ خدا داشته باشد وإلا بقیه همه جدا میشوند (يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ) همه دشمناند آنجا، روز قیامت لیلی و مجنونها به جان هم میافتند، فقط کسانی که با خدا انس گرفتند با خدا رفاقت کردند آنها هستند که میمانند و خوشبخت هستند میدانند درست انتخاب کردند.@ حالا این عزیزمان که این سئوال را کرده به بحثهای قبلی حتما مراجعه کند اما نکتهای که اشاره کردند چون خدا را نمیبینند فراموش میکند حرف درستی است انسان چون با محسوسات زیاد سروکار دارد از اول هم که متولد میشود در عالم محسوسات متولد میشود محسوسها برایش قابل قبولتر هستند.@ برای همین یکسره معشوقش را اشتباه میگیرد معشوقهایش را تند تند عوض میکند فکر میکند این است آن است فکر میکند پول نیازش را برطرف میکند بعد میبیند نَه مدرک تحصیلی باید بگیرد رتبه میگیرد رئیس میشود بعد میبیند ارضاء نشد، خانهاش را عوض میکند پیامبران از اول آمدند گفتند (لا إِلهَ إِلاَّ الله) از اول گفتند که إِله شما اوست بیخود دل اینور و آنور نده.@

قاعدهاش است خودتان را گرفتار نکنید، شیطان هم از همین روش استفاده میکند از روش گرایش ما به محسوسات، علاقه ما به محسوسات استفاده میکند و او را از ما میگیرد، کو خدا، کی رفته، کی آمده، قیامت کِه دیده، این چیزها را بارِ ما میکند. چه به داد ما میرسد؟ عقل، عقلانیت به داد ما میرسد، برهان و استدلال.@ حالا جلسه بعد إن شاء الله چارچوبهای بحث را کلا برایتان میبندم که یک بحث شُستهورُفته از بحث زینت در ابعاد مختلف داشته باشید امروز فقط یک معرفی بود از این بحث متفرق هم صحبت کردیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@