أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته در مورد حملههای شیطان بحثمان به اینجا رسید که شیطان یکی از حربههایی که علیه ما دارد این است که بتواند اندازهها و ریاضیاتی که خداوند تبارک و تعالی برای حرکت ما به سمت ابدیت در نظر گرفته به هم بزند.@ اگر موفق بشود این ریاضیات را به هم بزند مهم نیست ما کجای کار باشیم حتی مهم نیست ما مقدس باشیم نماز بخوانیم روزه بگیریم، حالتها و حسهای ایمانی داشته باشیم این مهم نیست مهم این است که بتواند ما را وادار بکند که آن اندازهها را رعایت نکنیم.@ وقتی که حدود به هم میخورد نتیجه به دست نمیآید این که من زحمت بکشم تلفن بزنم، گوشی را بردارم، پول توی صندوق بیندازم برای تلفن زدن، انگشتانم را حرکت بدهم یک طرف قضیه است این که من شماره را درست بگیرم یعنی همان شمارهای که باید بگیرم یک طرف قضیه است.@ یعنی کار مهم نیست کار را درست انجام دادن مهم است، اینکه شما زحمت بکشید تلاش بکنید و بخواهید درست شود خوب نیست کافی نیست بلکه باید ضمن این که تلاش میکنید زحمت میکشید و میخواهید کار خوب انجام دهید دقیقا آن فرمولهایی که برایمان در نظر گرفتند آنها را هم انجام دهیم دقیقا همان کاری که گفته میشود.@ وإلاّ خیلیها هستند زحماتی که میکِشند حالتهایی که دارند مثل کسانی است که واقعا میخواهند کار جدی بکنند اما کار نتیجه نمیگیرد. ما خیلی از کسانی داریم که مثلا میخواهند مدرسه قبول شوند یا کنکور قبول شوند درس هم میخوانند وقت زیادی هم برای کلاس کنکور میگذارند کلاس کنکور هم میروند ولی در نهایت یک رتبه خیلی خیلی پرتی به دست میآورند.@ یک نفر هم هست مثل او وقت میگذارد و اندازه او وقت میگذارد ولی یک رتبه خیلی خوبی به دست میآورد برای این که قاعده مطالعه کردن را میداند چطور هست و میداند که باید چه بخواند چطور بخواند، رشته انتخاب کردن نحوه انتخاب رشته کد زدن و خیلی چیزهای دیگر را میداند اطلاعاتش دقیق و درست هست لذا خوب هم انتخاب میکند و برنده میشود.@ ما کسانی را داشتیم رتبههای خیلی خوب به دست آوردند اما صرفا به خاطر این که نمیدانستند باید چطور انتخاب رشته کنند چه کُدهایی را بزنند چطور از این رتبه استفاده بکنند با این که زحمت زیادی هم کشیده بودند و رتبه خوب به دست آورده بودند رد شدند کسانی داشتیم که رتبهشان از آنها بدتر بوده اما موفق شدند و قبول شدند.@ لذا این که ما زحمت بکشیم چاه بِکَنیم کافی نیست چاه باید به آب برسد اگر بخواهد چاه به آب برسد باید دقیقا ارزیابی شود کدام منطقه آب دارد و ما اگر زحمت میکشیم حتما به آب میرسیم این خیلی مهم است.@ برای همین هم حضرت میفرماید چه بسا شخص 50 سال و در یک روایت 60 سال نماز میخواند حتی یک رکعتش هم قبول نشود زحمت میکشد حج میرود کار خیر میکند عبادات انجام میدهد واقعا از اهل فسق و فجور و گناه دور است همه کارهایش هم حالت ایمانی دارد ولی به نتیجه نمیرسد.@ من در بیماری وسواس توضیح دادم شخص وسواسی اندازههای خدا را رعایت نمیکند آدم متدینی است و چون متدین است مثلا میخواهد احکام را رعایت بکند ولی چون همان احکام را طبق ریاضیاتی که خدا داده رعایت نمیکند با ریاضیات شخصی خودش میخواهد انجام دهد نتیجهای که میگیرد نتیجه غلطی هست و منجر به افسردگی خودش میشود.@ بنابراین این که خیلی مهم است این است که ما جدای از این که زحمت میکِشیم باید این به هدف بخورد کاری که میکنیم باید نتیجهبخش باشد وإلا صرف اینکه کار بکنیم کافی نیست برای همین باید همان ریاضیات را دقیقا رعایت بکنیم تا نتیجه حاصل شود.@ در این راه شیطان تلاشش این است که یک کاری بکند که ما حدود را به هم بزنیم وقتی حدود به هم بخورد همه چیز به هم میخورد این که مثلا بعضیها میگویند ما این همه زحمت کشیدیم اما کو نتیجهاش، این همه کار ایمانی اینها کو.@ خیلیها هستند نماز میخوانند نماز قاعدتا باید (تَنهَی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر) باشد بازبدارد انسان را از فحشا و منکر ولی میبینید که شخص بعد از مدتها نماز خواندن هیچ دوری از فحشا و منکرات هم ندارد علاقه به گناه در او از بین نمیرود.@ قاعده این است که انسان با یک موجودی که ارتباط دارد حتی با یک حیوان یک مدت باشد بینشان انس ایجاد میشود یک کسی 20 سال نماز میخواند حتی هیچ 5 دقیقه انس هم با خدا نمیگیرد.@ یعنی نمیتواند با خدا بنشیند دوستانه و از روی محبت و از روی انس با خداوند تبارک و تعالی صحبت بکند چرا چون این 20 سال نمازی که میخوانده طبق کد و شماره نبوده آن شمارهای که باید رعایت بکند نکرده به نتیجه هم نرسیده.@ زیاد داریم موارد اینطوری که ما تلاش زیادی میکنیم اما میگوییم چرا نتیجه نداد کتاب زیاد، درس زیاد، مدرسه زیاد، معلم زیاد، تلاش زیاد اما نتیجه نمیدهد باید ببینیم ایراد کار کجاست.@ ایراد کار این است که ما طبق آن کد و شمارهای که گفتند بروید نمیرویم یعنی زحمت میکشیم تلفن را میگیریم شماره هم میگیریم کافی نیست باید دقیقاً آن کاری که نیاز هست انجام شود.@ من چند روز پیش رفتم تلفن بزنم عجله هم داشتم کارت را گذاشتم توی تلفن کارتی بعد دیدم پیام میدهد کارت جعلی است بعد من میگفتم که نیم ساعت پیش تلفن زدم چطور کارت جعلی است دوباره کارت را میاوردم بیرون دوباره میگذاشتم صفر میکردم محکمش میکردم دوباره گوشی را فشار میدادم.@ خیلی کلافه شده بودم که چرا این پیامها را میدهد که کارت جعلی است درست کار نمیکند گفتم یعنی چه چرا اینجوری هست حالا عجله داشتم بعد از چند دقیقه معطل شدن دیدم به جای اینکه کارت تلفن را بگذارم ملی کارت بانکم را گذاشتم داخل تلفن هِی اصرار هم دارم شماره بگیرد نمیگیرد.@ یعنی شما کارت هم بگذاری شبیه همان هیچ فرقی نمیکند دوتایشان یک تکه فلز سرشان هست هیچ فرقی هم با هم ندارند ببینید تا آن کد نخواند یعنی جور درنیاید قبول نمیکند یعنی سیستم عمل نمیکند شیطان میآید حلالها را حرام میکند میریزد به هم، حرامها را هم حلال میکند.@ وقتی توانست این کار را بکند و ما (فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ) دست در خلقت خدا بردیم و آنچه که خدا خواست را نخواستیم اندازهای که خدا داد را نخواستیم خواستیم کارها را با اندازه خودمان انجام دهیم نتیجهای که میگیریم نتیجه غلطی از کار درمیآید.@ اصلا خداوند تبارک و تعالی میگوید اگر شما میخواهید سیر و سلوک خوبی داشته باشید از طریق خانواده پدر و مادر مثلا ازدواج سلوک خوبی است من بیایم حرام کنم به خودم بخواهم همینطور رشد بکنم نمیشود آن نتیجهای که باید بدهد نمیدهد.@ از این افراط و تفریطها زیاد داریم فرمول کلی همین است که ما نباید با طبیعت بیخود مبارزه کنیم و آنی که خدا واجب کرده یا حلال کرده را بیخود حرامش بکنیم وقتی حرام کردی یا با آن مبارزه کردی در واقع از آن ریاضیات و اندازه الهی خارج شدی بنابراین دیگر نتیجه درستی نمیتوانی بگیری و در زندگی شکست میخوری.@ این خیلی مهم است ممکن است ما 6 شماره را درست بگیریم کافی است شماره هفتم را غلط بگیریم این به درد نمیخورد لذا ما نباید دلمان خوش باشد به این که ما آدم خوبی هستیم خیلی از کارهایمان هم درست است باید نتیجهای هم بگیریم، نه ما باید کار غلط در روشهایمان پیدا نکنیم.@ یعنی اگر یک جای کار غلط است همانجا جلویش را بگیریم و با آن مبارزه کنیم چرا چون از همان یک راه غلط ما شکست میخوریم مثل یک سد است که همه جایش محکم استوار قوی کافی است یک جایش تَرَک بردارد از همان یک ترک کار خراب میشود و کل سد نابود میشود بنابراین ما باید اشتباه و میزان اشتباهمان را کم بکنیم.@ به یکی از اصحاب پیغمبر گفتند که چطور حرفهای تو انقدر به دل مینشیند مثل حرفهای خیلیها نیست تو چکار کردی فرمودند که هر کس رفت پیش پیغمبر از پیغمبر سوال کرد که من چه کنم بروم بهشت ولی من هر وقت رفتم پیش رسول خدا از رسول خدا پرسیدم که چه کنم که جهنم نروم.@ ما باید سوراخ آسیب را پیدا بکنیم نقطهای که میتواند به ما ضربه بزند را بپوشانیم و سدّش بکنیم نه این که صرفا داریم کار خوب انجام میدهیم صرفا داریم نماز میخوانیم دلمان را خوش کنیم که نماز میخوانیم مثلا روزه میگیریم فکر کنیم که دیگر همه چیز باید درست شود.@ وقتی که دستمان را بالا بردیم برای دعا 150 هزارتا فرشته بریزند پایین بگویند لبیک چکار داری برایت انجام دهیم چرا خدا این کار را نمیکند چرا خدا این کار را نکرد چرا امام زمان این کار را نمیکند مگر امام زمان نمیشنود مگر خدا نمیشنود.@ خیلی چیزها هست که درست نیست یعنی ما مسیر را غلط طی میکنیم باید ببینیم کجای کار اشتباه کردیم و این مسئله خیلی مهم است بنابراین ما توجه داشته باشیم حدود و اندازهها را بشناسیم و آن ریاضیاتی که برای ما در نظر گرفته شده را بدانیم.@ ممکن است ما همه کارها را انجام بدهیم فقط در این که رابطهمان را با پدرمان یا مادرمان یا همسرمان تنظیم نیست شکست بخوریم چون نماز یک قسمت کار است ولی رابطه با پدر و مادر هم یک قسمت.@ است رابطه با همسر هم یک قسمت کار است برقراری رابطه خوب با فرزند هم یک قسمت کار است و خیلی چیزهای دیگر همه اینها را باید کنار هم بگذاریم تا یک چیز تکمیل شود.@ مثل یک عدد پازل میماند شما یک پازل را که میخواهید بچینید کافی است یک قسمتش را در شکل نگذارید شکل ناقص درمیآید برای همین ما باید همهجانبه به این ریاضیات توجه کنیم به اندازهها توجه کنیم، در معماری، در نقاشی.@ شما در نقاشی ممکن است همه چیز را قشنگ بکشید کافی است مثلا یکذره دماغ طرف را کج بکِشید شکل خراب از کار درمیآید یکذره چشمش تنگتر یا گشادتر باشد یکذره ابرویش نازکتر یا کلفتتر باشد شکل به هم میریزد دقیقا به آن چیزی که باید یکی شود یکی نمیشود.@ (فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ) لذا باید مواظب باشیم که با خلقت خدا بیخود مبارزه نکنیم باید ببینیم که با خلقت باید چکار کرد با طبیعت باید چکار کرد چه نوع برخوردی کرد در اسلام ما مبارزه با طبیعت به معنای حذف طبیعت نداریم این یادتان باشد طبیعت آنی که هست را باید بپذیریم.@ در غرب زیاد اتفاق افتاده مثلا آمدند گفتند این پشه را بزنیم بکُشیم یا از فلان حیوان خوشمان نمیآید بکُشیمش یا فلان حیوان فلان ضرر را دارد اگر ضرر دارد باید در مجموعه نظام خلقت دیده شود تا بعد تشخیص دهیم که آیا ضرر دارد یا ندارد.@ اما اگر در مجموعه نظام خلقت دیده نشود من صرفا با توجه به خودم نگاه کردم میگویم اگر من باشم، مثلا خانمها میگویند همه سوسکها را میکُشیم بعضی از خانمها میگویند اصلاً خدا این سوسک را برای چه آفریده چه خاصیتی دارد؟@ موشها را میکشیم مارمولکها را میکشیم اگر ما باشیم یک دانه هم نمیگذاریم روی زمین باشد، موسی نبی(ع) یک مورچه را دیده بود گفته بود خدا این مورچه را برای چه خلق کردی اصلا برای چیست.@ گفت موسی این تا حالا 70 بار از من پرسیده موسی را برای چه خلق کردی این به چه دردی میخورد در این عالم، حالا موسی نباشد طوری میشود؟ وقتی در کل قضیه را نبینی اقدام میکنی به حذف، بعد که حذف کردی الآن مثلا تعداد حیوانات را بشر از توی طبیعت نسلشان را از بین برده یا در یک منطقه نسلش را از بین برده چه اتفاقی افتاده؟@ یک دفعه میبینی تمام کشاورزی آن منطقه به هم ریخته. چرا؟ چون درست است فلان موجود مضر بوده اما برای کشاورزی مفید بوده حیواناتی که به کِشت ضرر میزدند اینها این حیوانات را میخوردند.@ شما برداشتی این حیواناتی را که مدافع کِشت بودند را کُشتی از بین بردی در سمپاشیهای فراوان بعد میبینی تمام کشاورزیات از بین رفته. یا یک فلان حیوان را حذف کردی میبینی که بیماری در منطقه زیاد شده.@ پس در کل ما باید نگاه کنیم هیچ چیز در طبیعت اضافه نیست که ما بگوییم این اضافه است باید حذف شود ضروری نیست هر چیز در طبیعت هست باید باشد حذف کردنی نیست.@ در نظام طبیعی خودمان و قوای ما هم همینطور باید اینطور باشد، شهوت ما چیز بجایی است باید باشد ولی باید با آن درست رفتار کرد غضب ما چیز بجایی است باید باشد و باید با آن درست برخورد کرد باید به غضب غذای خاص خودش را برسانیم ما احتیاج داریم به این که غضب بکنیم احتیاج داریم به این که خشم داشته باشیم.@ احتیاج به روح مبارزه و جهاد داریم اما کجا با کی؟ همین اشتباه گرفتنش کار را خراب میکند مثلا در خانه با زن و بچه باید غضب بکنیم آنجا باید شمشیرکشی بکنیم یا با دوستها یا با کسان دیگر.@ اصلا غضب اینجورجاها کارایی ندارد ما کلا غضب را از این صحنهها حذف بکنیم باید ببریم توی کسانی که مخالف فطرت ما هستند با بدیها تمرکز پیدا کنیم آنجا به خشم بیاییم آنجا مبارزه بخواهیم بکنیم.@ اگر جابجایی صورت میگیرد کار خراب میشود افسردگی و حرص و جوش و زخم معده و زخم اثنی عشر و هزارتا بیماری دیگر انسان میگیرد شهوت چیز لازمی است باید باشد و باید هم ارضا شود اما به چه شکلی باید ارضا شود کی، کجا، چگونه؟@ طبق قاعده شرع باید ارضاء شود اما اگر حدودش را رعایت نکرد شهوتها را ریخت در خیابان، زنها رعایت نکردند دخترها رعایت نکردند پسرها رعایت نکردند ریختی به هم، همه چیز به هم میریزد.@ اندازهها که رعایت نشد از محیط خانه درآمدیم فکر کردیم اجتماع جای این است که یک زن دلبری بکند یک پسری یک مردی فکر کرد باید برود در خیابان شهوات خودش را ارضا بکند خارج از نظام شرع، همه چیز خراب میشود میریزد به هم.@ مشکلی که الآن داریم میبینیم در اجتماع ما به وجود میآید سن ازدواج از 18، 19 سال در دخترها میرسد به 24 و نیم، 25 در پسرها هم تا 28، 29 سال رفته این فاجعه از کجا آمده؟ ما تا 10 سال آینده حدود 20 میلیون خانم داریم که نمیتوانند ازدواج کنند چون با این فساد داریم جلو میرویم.@ 20 میلیون، آماری که دادند کم نیست این یعنی چه؟ ببخشید شک کردم گفته بود نمیدانم ساعت 11 با 1 نفر قرار دارم یا ساعت 1 با 11 نفر، حالا من شک کردم 10 سال آینده 20 میلیون دختر اضافه میآوریم یا 20 سال آینده 10 میلیون دختر.@ این را در آمار نگاه میکنم میگویم حالا 10 میلیون هم کم نیست 10 میلیون هم زیاد است همین الآنش که حدود 1 و نیم میلیون داریم کلی گرفتاری در مملکت داریم وای به حال این که مثلا بشود 10 میلیون.@ قواعد به هم ریخته، قواعد و روابط زن و مرد به هم ریخته حلالها حرام شده حرامها حلال شده خیلی از خانوادهها حیا را به خودشان حرام کردند حجاب را حرام کردند به خودشان تقوا را حرام کردند به خودشان گفتند اینها امّلبازی است مقدسبازی است اینها مال عقبافتادههاست ما باید روشنفکر باشیم متجدد باشیم این چیزها را بریزیم دور تا روشنفکر شویم وقتی هم ریختند بیرون اینطور شد.@ روابط در چارچوب شرع را حرام کردند ریختند بیرون توجه نکردند خارج از شرع رابطه برقرار میشود اینطور میشود وقتی اندازهها رعایت نشود همین میشود بنابراین شیطان کارش این است که این حدود و اندازهها را به هم بریزد ما باید خیلی توجه داشته باشیم.@ افراط و تفریط خصوصیت مهمی هست که شیطان در ما ایجاد میکند در روایت داریم (لا یُرَی الجاهِلُ إِلاّ مُفرِطاً أَو مُفرِّطاً) نمیبینی هیچ جاهلی را مگر این که یا افراط میکند یا تفریط میکند یا زیادهروی میکند یا کوتاهی میکند روی خط نمیرود روی خط سیر مستقیم و صراط مستقیم حرکت نمیکند.@ یا این طرف سختگیریهای بیش از حد مذهبی و دینی که اصلا خدا واجب نکرده چیزهایی که اصلا در دین واجب نیست بعضیها سخت میگیرند بعضیها این طرف میافتند.@ خدا رحمت کند مرحوم مطهری را، یک داستانی آورده میگوید زمان شاه زمانهای قدیم، زمان شاه هم نه، خیلی قدیمتر از آن گوجه فرنگی تازه در ایران آمده بود به آن میگفتند بادمجان ارمنی، یک آقای مقدسی بود یک پسری خدا به او داده بود چون تکپسر هم بود لوس شده بود نه که تکپسرها لزوما لوس میشوند ولی به هرحال لوس شدنشان بیشتر هست مثل تکدخترها.@ میگفت این هر وقت کار خلاف میکرد پدر میخواست تنبیهش بکند میگفت این یک بچه است چکار کنم دلم میسوزد هی دلرحمی بیجا نسبت به اشتباهات بچه، گفت یواش یواش نماز را هم ترک کرد روزه هم نمیگرفت فساد میکرد مشروب میخورد.@ یک روز پدر دید روابط نامشروع با خانمها دارد هر دفعه میخواست یک چیزی بگوید میدید بچهاش زنا میکند بعد میگفت بچهام است ملاحظهاش را بکنم هی اینطور ملاحظه ملاحظه کرد که الآن در خانوادهها خیلی زیاد میبینیم ملاحظات بیجا محبتهای احمقانه و جلوی فساد را از اول نگرفتن سر از یک ناکجاآباد درمیآورد، هیچ چیز نمیگفت.@ یک روز بچه رفته بود یک کیلویی گوجه فرنگی خریده بود آورده بود خانه که مثلا با غذا بخورند پدرش میگوید این چیست آوردی خانه، میگوید این بادمجان ارمنی است میگوید چه؟ بادمجان ارمنی؟ میگوید آره.@ میگوید ببین نماز نخواندی به تو چیزی نگفتم روزه نگرفتی چیزی نگفتم مشروب خوردی چیزی نگفتم زنا کردی چیزی نگفتم مرتیکه فلانفلان شده ارمنی میآوری خانه من؟ یعنی آنجا که نباید عکسالعمل نشان دهد عکسالعمل نشان میدهد برای یک بادمجان ارمنی آوردن گوجه فرنگی آوردن خانه، خیلیها اینطوریاند.@ شما اصلا سوریه که بروید مثلا خانمها از بالا چادرهایشان را گرفتند خیلی کیپ و سفت است بعضیها نقاب زدند از پایین از دامن از زانو به پایین ول کردند انگار آنجا حجاب نمیخواهد نیازی ندارد یعنی پایینتنه به هیچ وجه جزء حجاب محسوب نمیشود فقط همین بالا را حجاب میدانند.@ در یمن من که ما بودیم در هتل نشسته بودیم مثلا خانمهایی که پذیرایی میکردند همه سر باز، لباسهای مبتذل، پذیرایی میکردند و همین خانمی که پذیرایی میکرد ؟؟؟ این هتل بود موقعی که میخواست برود بیرون نقاب میزد چادرش را هم سفت میبست و همه چیز پوشیده میرفت توی خیابان.@ اینها که در داخل هستند همه محرم هستند و نامرد بیرونیها همه مرد هستند و نامحرم، اینجوری شیطان با آدم میکند زمان شاه اینطور بود زمان خودمان هم الآن همینطور است یعنی یکسَره قواعد به هم میریزد یعنی مثلا طرف 20 رقم آرایش کرده با یک لباس مبتذل میآید میرود فلان حرم آنجا دخیل میبندند.@ ؟؟؟ مال مردم را میخورد خمس نمیدهد زکات نمیدهد بعد مجلس امام حسین میرود با مجلس امام حسین خودش را ارضاء میکند با هیئت خودش را اشباع میکند نه سال خمسی دارد نه سال زکات دارد نه حقوق واجب را میدهد.@ یک عالمه فقیر دوروبَرَش هستند ولی کِیفاش این است مثلا فرش 500 هزار تومانی بخرد بیندازد در حسینیه در حالی که اطرافیانش همه دارند از گرسنگی میمیرند دختر همسایهاش میخواهد ازدواج کند جهیزیه ندارد دختر فامیل خودشان گرفتاری دارد دائماً اندازهها و ریاضیات به همدیگر میریزد افراط و تفریط اینجوری است.@ پس یادتان نرود (فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ) فقط (خَلْقَ اللَّهِ) نیست چون خلقت با دین یکی است ما وقتی در خلقت تغییر میدهیم در دین هم دست میبَریم و تغییرش میدهیم بعد یک چیزی به اسم دین برای خودمان که ملایم با ما باشد سازگاری با دنیا و نفسپرستی ما داشته باشد درست میکنیم به اسم دین شخصی میشود کاملاً دینهای شخصی میشود.@ از این موارد ما زیاد داریم إلی ما شاء الله موارد اینجوری داریم که هر کسی دینی مطابق این که اموراتش (یَحُوطُونَهُ ما دَرَّت مَعایِشَهُم) سید الشهدا میفرماید که مردم دنبال اطاعتی میروند که مادیات و حیوانیتشان بِچَربد بگذرد.@ با دین یکجوری تا میکنند بالاخره یک عناصری از دین را انتخاب میکنند که ضرری به فساد و فحشا و منکرات و یللیتللی زندگی کردن و بیحسابکتاب زندگی کردن نداشته باشد، بهانههای مختلف.@ آن هفته خانمی میگفت که من شوهرم اگر چادر بگیرم حجاب بگیرم جلوی بقیه تنبیهم میکند میگوید این زشت است بیکلاس است تو آبروی من را میبری، تغییرات اینجوری.@ یا مثلا فرض بفرمایید خانم میگوید اگر جلوی برادرشوهرم حجاب بگیرم پدرشوهرم میگوید نَه این داداشت هست تو حق نداری حجاب بگیری یعنی از آن طرف بزرگش کرده چیزی درست کرده به اسم سوء ظن، از این طرف فحشا را ترویج میکند.@ در جامعه ما خیلی چیزها هست که اصلا مال دین نیست خیلی حلالها هست که حرام است خیلی حرامها هست که حلال هست خیلی چیزهای طبیعی هست که از نظر خیلی از متدینین افراطی قرتیگری محسوب میشود مثلا با دین جوردرنمیآید.@ مثلا فرض بفرمایید آن دینداری یعنی یک آدم پژمرده هَپَلیِ لب و لوچه آویزان، این آدم متدینی است،تمیزی نظافت؛ شما اسلام و صدر اسلام را نگاه بکنید در عربستان آب که خیلی کم است آنجا، عربستان شوخی نیست آب کم، منطقه بیابانی. شما ببینید چقدر به نظافت تمیزی لباس عطر سفارش شده عطر زدن، لباس تمیز پوشیدن، لباس روشن پوشیدن.@ پیامبر تا لباسش کثیف میشد عوض میکردند یعنی یک مقدار لکه بود میشُست میفرمود لباسها تسبیح میگویند چون شخصیت قائل است برای اشیاء، همه لباسها تسبیح میگویند وقتی کثیف میشوند از تسبیح میافتند لباس باید تمیز باشد.@ مرتب ناخن گرفتن، غسل، شما نگاه کنید در هر کار عبادی که شما میخواهید با خدا شروع بکنید اولش میگوید غسل بکنید مهمترین شب سال که شب قدر هست شب بیست و سوم دوتا غسل گذاشتند غسل اولِ شب و غسل آخرِ شب.@ غسل جمعه را خیلیها اصلا توجه نمیکنند به این مسائل، نظافتها، تمیزیها، استفاده از عطر، آرایش کردن به جا و حلال، خیلی چیزها حرام شده اینها زائد است جزء قرتیبازی محسوب میشود.@ لباس خوب پوشیدن، تجمل داشتن به صورت حلالش نه به آن صورت که دو سه جلسه قبل برایتان توضیح دادم چشم و همچشمی بشود آن میشود جهنم، نَه، برای خدا به احترام مؤمنین که در محضرشان حاضر میشویم نه برای خودنمایی و پُز دادن، مثلا اینها رعایت نمیشود.@ الآن من انقدر خانوادهها را سراغ دارم صندلی نشستن را یک چیز زائد میدانند روی مبل نشستن را چیز زائدی میدانند فکر میکنند مبل مال غربیهاست، مبل مال مسلمانها بوده از ما رفته به غرب رسیده، مال ما بوده.@ یک خانمی چند وقت پیش رفته بودیم خانهشان برای کاری دیدم مبلهای خیلی خوبی دارد شوهرش میگفت میدانید اینها را چند تحمیل کرده این خانم، گفت 5 میلیون تومان.@ این جنون است این آن حس علوّ است که من مُبلم باید خیلی تک باشد ماشینم باید خیلی تک باشد ولی نه حالا یک مبل مناسب بگیرد رویش بنشیند که مثلا کمردرد نگیرد قوز نکند الآن زندگیهای شهری آدم مینشیند سختش میشود اذیت میشود.@ چه اشکالی دارد روی صندلی نشستن، نَه ما باید روی زمین بنشینیم روی فرش بنشینیم ؟؟؟ مبل مال مسلمانها بوده حمام مال مسلمانها بوده دوش گرفتن مال مسلمانها بوده، دوش گرفتن به موقع.@ نَه من از این قرتیگریها خوشم نمیآید صبح به صبح بخواهم بروم حمام یا شب به شب بروم حمام همان هفتهای یک بار میروم مثلا جمعهها، میگویی غسل جمعه بکن دردش میآید.@ میفرماید وقتی میروید مسجد (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ) وقتی میخواهید بروید عبادت مسجدتان زینتتان را انجام دهید خانمی میخواهد در خانه نماز بخواند میخواهد برود ملاقات خدا چقدر خوب است یک خانم لباسهایش را عوض بکند چادرش را عوض بکند.@ چادر مخصوص نماز داشته باشد زیباترین پارچه را برای نماز انتخاب کند آرایش بکند برای اینکه میخواهد پیش خدا بایستد احترام خداست میخواهد پیش محبوبش برود کثیف و هَپَلی نرود.@ ما اصلا مثلا جلوی چهارتا آدم غریبه میخواهیم ظاهر شویم به خودمان میرسیم بعد میخواهیم با خدا حرف بزنیم مثلا با یک زیرشلواری شل و وِل و زیرپیراهنی هم نصفش در شلوارمان است نصفش بیرون است، چشم خواب آلوده میخواهیم روی سجاده بایستیم دو رکعت نماز بخوانیم بیادبی است این که نشد جلوی خدا ایستادن.@ لباس مخصوص نماز، عطر زدن، تمیز گشتن، مسواک زدن قبل از هر نماز اینها را قرتیگری میدانیم تکلف میدانیم، شیطان این کار را با ما میکند یعنی حدودها را به هم میریزد آن چیزی که باید رعایت کنیم رعایت نمیکنیم آن چیزی که نباید رعایت کنیم برای خودمان تکلف میآوریم که باید رعایت شود.@ مثلا دِسِر بعد از غذا یک چیز مزخرف است که همهاش هم ضرر دارد اصلا در اسلام مستحب است شما میوه قبل از غذا بخورید خدایی که بدن را ساخته او میگوید میوه و اشیاء خام، سالاد قبل از غذا.@ غربیها آمدند بیسوادهایی که اصلا نه بدن را میشناسند نه چیزی به ما یاد دادند که غذا بخورید دسر بعد از غذا، شکمپرورانی بیجا مریضی هم میآورد انواع زخم معدهها و گرفتاریها دارد. ما میوه را قبل از غذا بخوریم خیلی حرف است من بعضی جاها میگویم شما میوه بخورید همچنان به آدم نگاه میکنند که انگار به او گفتی مثلا مشروب بخور.@ خدا خَلق کرده با همه قشنگیهایش با همه زیباییهایش استفاده از رنگها خیلی وقتها شیطان میآید به ما تحمیل میکند یا سیاه یا سفید یا خاکستری هیچی یک زندگی اینجوری، حالا تنوع رنگ باشد خدا موز را چطور آفریده پرتغال را نگاه کن نارنگی را نگاه کن سیب و انواع سیبها را نگاه کن.@ رُزها را نگاه کن 50 نوع رُز با رنگهای قشنگ همهشان رنگ خداست این رنگها لازم بود که برای ما آفریده، چرا از آن استفاده نکنیم؟ با یک دلمردگی میگوییم نه این دنیاست یواش یواش دنیا گرفتهات دوتا لباس اینجوری پوشیدی دیگر دنیا گرفتهات.@ یک خودکار قشنگ خریدی دنیا گرفتهات بیخود زیباییها را بر خودمان حرام میکنیم مهم این است انسان دلبسته خدا باشد عاشق خدا باشد هر وقت این گلها را میبیند از توی این گلها به آن صاحب گل راه پیدا بکند به آن که خلقش کرده لذت ببرد از هدیههای خدا اصلا برای چه ردّش میکنیم؟ مگر هر هدیهای از معشوق ما را به یاد معشوق نمیاندازد؟@ الآن طرف پدرش مرده، اصلا چیز به درد نخوری خانه را نگه داشته اصلا خانه دارد میریزد سقف از این تیرچه بلوکهایی که قدیم زدند دارد میریزد میگوید نه خانه پدرم است باید یک یادگاری باشد احمقیِ بیخود است.@ چند وقت پیش خانمی میگفت اصلا شهرداری آمده گفته خانه تا چند روز دیگر خراب میشود شوهرم میگوید نه مال پدرم است باید نگه داریم، آن وقت ما چیزهایی که مال خداست را میخواهیم نگه نداریم.@ گل مال خداست، نرگس مال خداست، مریم مال خداست، رز مال خداست، گلایل مال خداست، این همه گلهای قشنگ چرا اینها را نگه نمیداریم با آن به خدا وصل شویم چرا نمیگویم این هدیه خداست به من؟@ چرا نمیتوانیم از خوردن یک میوه خدا را در آغوش بگیریم و لذت ببریم و تشکر بکنیم و از زیباییها به زیباآفرین برسیم (إِنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال) خداست زیباست و زیبایی را دوست دارد چرا فکر کنیم زیبایی دنیاطلبی است و خودمان را از آن محروم کنیم.@ در چارچوب شرع آدم خیلی هم خوب استفاده بکند و شیطان میآید اینطوری حدود و اندازهها را به هم میریزد کار را خراب میکند میگوید محاسن را بزن محاسن اصلا از اسمش معلوم است ریش محاسن هست برای مرد زیبایی دارد.@ فطرتاً هم زنها به مردهایی بیشتر کشش و علاقه دارند که محاسن داشته باشند به ما گفتند نَه این زائد است زیادی است بزن اصلا نباید باشد مثل بدن الآن در پزشکی همینطور است مثلا طرف تا میخواهد کاری بکند اول شکمش را میشکافند چندتا چیز اضافه را میآورند میگویند این آپاندیس بیجاست بیندازیم کنار.@ آپاندیس لازم است در بدن باشد اگر یک موقعی عود کرد در اثر بیتقواییهای ما ملاحظه نکردنها و رعایت دستورات بهداشتی، یک جا رعایت نکردی که آپاندیس اینطور شده حالا باید بازش کنی ببری بیندازیاش دور، اما آپاندیس مگر زائد بوده که خدا در بدن خلق کرده؟@ این شکمش را باز کنید بیزحمت آپاندیسش را هم بِبُرید بیندازید کنار، برای یک کار دیگر شکم را باز کردند این آپاندیس هم زائد است یک موقع نکند 5 سال بعد 50 سال بعد عود کند بیندازید دور و خیلی چیزهای دیگر که الآن در طبیعت دست میبریم.@ خدا هر چه گذاشته به جا گذاشته نباید دست در طبیعت برد دست در خلقت برد پس من مثالهای متعدد میزنم که شما بدانید که ما اساسا حق نداریم سمت خلقت خدا برویم و خلقت خدا را دستکاری بکنیم یا با طبیعت مبارزه بیهوده بکنیم.@ مَردَک رفتم خانهاش میبینیم آنجا به جای چایی برای ما قهوه آورده، قِرتی؛ قهوه که مخلوق خداست خدا قهوه را خلق کرده خیلی خواص دارد حالا خوردنش اشکال دارد؟ مثل چایی چه فرقی میکند؟@ اصلا ما اول قهوه میخوردیم الآن هم میگوییم قهوهخانه نمیگوییم چایخانه، کِه میگوید چایخانه؟ خیلی کم استفاده میشود چایخانه، الآن هم که میرویم چای میخوریم میرویم قهوهخانه چای میخوریم اصلا چایخانه ضرر هم دارد.@ یکی از رفیقهای ما میگفت که من مشهد که بودم از این معتادهای چایی هست میگفت خیلی گشتیم دنبال یک جایی که چایی بخوریم پیدا نمیکردیم هی تو این خیابان تو اون خیابان یک جای دیگر پیدا کردیم.@ خلاصه دویدیم رفتیم پایین، دو طبقه رفتیم زیرزمین دیدیم آنجا تُلُق تُلُق سروصدا است بعد فهمیدیم چاپخانه بوده ما چایخانه خواندیم این اشکالها هم پیش میآید.@ اصلا قهوه در مکه ایجاد شده قهوه در قرن 15 اولینبار مسلمانها استفاده کردند اولین قهوهخانه در دنیا در مکه بوده مسلمانها استفاده میکردند شرقیها استفاده میکردند 100 سال بعد رفته به غرب، در فرانسه قرن شانزدهم اولین قهوهخانه را میزنند.@ اگر یکی اینجوری کرد میگوییم غربی شده مُدَش عوض شده مخلوق خداست میوهها و خیلی چیزهای دیگر، سبزیجات میوهها هر چه که خدا خلق کرده طبیعی است انسان استفاده میکند.@ ساعت، ساعت داشتن باور میکنید من خیلی از افراد را میشناسم که ساعت داشتند و میگویند این قرتیبازیها چیست آدم به مچ ساعت میبندد؟ ساعت اختراع مسلمانها اگر کسی به مچش ببندد ایراد میگیرند.@ میگوید خیلی خواستید چنین گناهی بکنید ساعت داشته باشید از این ساعتهایی که میزنند اینجا، بند بگیرید آویزان کنید به خودتان، نمیگویم این بد است این خوب است ولی چه فرقی میکند ساعت ساعت است من راحتم به دستم ببندم، در تاریخ پُر است از این حرفها.@ یک کلاسی بود عرفان بود رفته بودیم شرکت بکنیم یک استاد خیلی برجستهای هم بود خدا حفظش کند ما رفتیم سر کلاسش نشستیم و مطالب خیلی قشنگ و خوب درس میدادند بعد گفتیم که میشود ما این کلاس را ضبط بکنیم؟ گفت بله ضبط کنید چه اشکال دارد.@ هفته بعد ضبط برده بودیم دیدیم شاگردها ریختند سرمان، کلیسای قرون وسطی هست یک کسی جرم کرده در کلیسا همه اخراج و آتشسوزی برای حرف آدم کافر شدی، اینها چیست سر کلاس میآورید اینها چیزهایی دنیایی است ضبط برای چه آوردید کلاس عرفان به این کلاس معنوی را با دستگاههای طبیعی...@ الآن شما در عربستان که بروید وهابیت افراطی اینطور هستند تلفن نمیزنند از ماشین استفاده نمیکنند چندین بار مرکز مخابرات مدینه را، من در بحثی که درس دادم در بحث نهضت مختلف و مکاتب مختلف آنجا گفتم، چندین بار تلفنخانه مدینه را آتش زدند وهابیت افراطی اینطوری هست.@ ملا عمر را یادتان هست طالبانیها، حمام نباید باشد، عکس نباید بگیرند، زنها باید بمانند در خانه، ریشها باید دو وجب تا اینجا باشد و خیلی چیزهای دیگر، تمام آثار باستانی را خراب کردند از این تفکرات هست هنوز هم از این تفکرات پُر است.@ ببینید شیطان چطور آدمها را مشغول میکند این را باید رعایت بکنیم که دچار افراط و تفریط در مسائل دینی نشویم بیخود به خودمان فشار نیاوریم آن چیزی که حلال هست را حرام نکنیم آن چیزی هم که حرام هست را حلال نکنیم.@ در جامعه ایران ما بعد از 25 سال از انقلاب گذشته هنوز خیلی از حلالها حرام است و زشت و قبیح است و مثل فحشا به آن نگاه میکنند و حرامهای زیادی هم حلال است و سنت هم هست باید هم باشد به آن نگاه میکنند سنت باید باشد.@ اگر عروسی دختر و پسر بیایند بزنند برقصد و کثافتکاری کنند زن و مرد، خون به دل امام زمان کنند و هر کثافتکاری در آن بشود، این باید در آن باشد عروسی مگر میشود این چیزها نباشد، یک شب هم که هزار شب نمیشود هر کاری کردی کردی این واجب است اگر نباشد تعجب میکنی.@ مگر عزاداری است که مثلا ما عروسی بگیریم آلودهاش نکنیم باید باشد، همانهایی که اینها را به ما غالب کردند خودشان مسیحیها را شما نگاه بکنید عروسی را در کلیسا میگیرند مقدسترین مکان.@ ما اگر برویم در مسجد یک دختر و پسر عروسی بکنند یا اصلا جشنها شادیها در مسجد باشد؛ مسجد جای این قرتیبازیها که نیست مسجد جای نماز است کلاس میخواهیم بگذاریم، کجا؟ مسجد، مسجد کلاس نقاشی نباید بگذارید کلاس خط نباید باشد.@ درس فیزیک و ریاضی اینها نَه، اینجا مسجد حرمت دارد مسجد جای فیزیک و ریاضی و شیمی نیست که، بیایید قرآن بخوانید مثلا بیایید قرآن درس بدهید این افراط و تفریطها هست، نه مسجد جای عبادت است جای شادی است.@ ازدواجها در مساجد گرفته شود چقدر خوب است یک جای مقدس شروع شود حتی با یک موسیقی خوب، حالا نه در مسجد ولی به هرحال یک چیز خوب، یک جشن خوب، یک سروصدای خوب، یک چیز باشکوه برقرار شود هیچ اشکالی ندارد.@ ما الآن این را کفر میدانیم عروسیاش را مسجد میگیرد نه باید تالار میگیرد با فساد و فحشای اینجوری تا رسمیت پیدا کند اصلا عروسی شود حتما باید یک مقدار جنایت در آن صورت بگیرد تا عروسی رسمی شود اگر نه، نه. از این مسائل زیاد است.@ یک مسجدی من رفتم خیلی لذت بردم دیدم امام جماعت مسجد توی حیاط مسجد اسباببازی گذاشته تاب گذاشته بود سُرسُره گذاشته بود وسائل خیلی زیادی، بچه کوچکها همه میآمدند توی مسجد، میریختند توی حیاط مسجد بازی میکردند.@ اصلا فضا سازنده است محیط به آدم شکل میدهد رنگها شکل میدهند صوتهایی که آدم میشنود شکل میدهد به آدم، رنگ فساد دارد موسیقی فساد دارد سازندگی دارد بعضی از اقسام موسیقی قرب به خدا میآورد بعضیهایش انسان را به شیطان میرساند به جهنم میبرد.@ آدم باید بداند کدام موسیقی اشکال دارد کدام ندارد همه چیز را مطلقا برای خودش حرام نکند، به حضرت میگوید من میخواهم یک کنیزی بخرم این کنیز خیلی خوشصداست پول بیشتری میخواهم برایش بدهم که برایم بخواند.@ حضرت میفرماید چه اشکالی دارد برایت بخواند شعرها و ترانههایی را بخواند که تو را به یاد قیامت و بهشت و خدا بیندازد مگر بد است شعرهای اینجوری خواندن لذت بردن صفا بردن بد است؟ شعر حافظ را آدم با یک موسیقی خوب بشنود و تقرب به حقتعالی پیدا کند.@ حالا الآن بچهها بیایند مسجد نماز بخوانند پیرمردهای ما بچههای کوچک را کتک میزنند میاندازند بیرون برو بچه خجالت بکش نماز مردم را به هم میزنی مردم باید بچهها را در مسجد با همه سروصدایشان تحمل کنند بچه اگر نرود توی مسجد کجا برود؟@ اصلا صفایش به این است بیاید مُهرها را بدزد پرده را بالا بزند جیغ زنها را درآورد بچه باید وظیفهاش را انجام دهد این شیرینکاریها اصلا باید باشد ما هم موظفیم خودمان را با آنها هماهنگ بکنیم. پرده رفت بالا، مگر این زنها را بعد از این که از پشت پرده میآیند نمیبینیمشان؟@ چه اشکال دارد زنها محجوباند حالا پرده هم رفت بالا، آسمان به زمین آمد؟ چرا پرده زده بالا چرا سر و صدا کرد صدای بچه است صدایی که خداوند برایش گذاشته وظیفهاش هست داد بزند این صدا قشنگ است چرا با آن مخالفت میکنی؟ در مسجد مگر کفر است بچه بیاید؟ بچه باید بیاید دیگر.@ من پسرم یادم است هر وقت من میرفتم مسجد با من میآمد بعد به قدری به مسجد علاقه داشت که من وقتی منزل نبودم خانم بنده تماس میگرفت میگفت که اذان گفتند این دیگه داره دیوونه میشه یک فکری برایش بکنید.@ من مجبور بودم زنگ بزنم به یکی از رفقا که شما زحمت بکش برو او را بردار ببر مسجد برای نماز و ظهر و عصر، نماز هم که نمیخواند میرفت مُهر را برمیداشت ماشینبازی میکرد ولی باید حتما مغرب و عشاء ظهر و عصر مسجد میبود، رفقا به ما کمک میکردند که این کار را بکنیم.@ یک روز من آمدم و با شنگولی به او گفتم که بیا مسجد، گفت نمیآیم تعجب کردم ظهر مغرب فردا پس فردا فهمیدم یکی از این پیرمردهای نادان چنان این را زده بود و ترسانده بود که اصلا هنوز بعد از چند سال با احتیاط پایش را در مسجد میگذارد یک خاطره تلخ از آن دارد.@ مسجدیها را که ببیند پیرمردها را ببیند نمازخوانها را ببیند میگوید اینها همانهایی هستند که من را زدند بچه است تا بیاید بفهمد خیلی طول میکشد و در این مدت از خیلی از خوراکها و صداهای فطری محروم میشود این ضربه است، اینها را ما داریم اجتماع ما پُر است از این افراط و تفریطها.@ بنابراین این بحث آخر ما بود در مورد حدود و اندازهها إن شاء الله جلسه بعد میرویم سراغ یک موضوع جدید در این بحث، خیلی دقت کنیم که دچار این بدعتها نشویم و با بدعتها تا میتوانیم مبارزه بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ الآن شما خانوادهها را ببنید دختر کوچک برایش خواستگار آمده اصلا همه قبیح میدانند این را که تا دختر بزرگ نرفته این نباید ازدواج کند یا پسر بزرگتر، تا برادر بزرگتر ازدواج نکرده برادر کوچکتر باید حیا کند خجالت بکشد حرف از زن گرفتن نزند.@ کِه این را گفته کجای شرع و فقه ما این مسئله آمده؟ ازدواج مثل خوراک است میگوییم تا برادر بزرگ غذا نخورده تو غذا نخور، شاید او اشتها نداشته باشد الآن غذا بخورد ما هم غذا نخوریم این که نمیشود.@ ازدواج مثل غذا خوردن است مثل تخلّی است مثل توالت رفتن است یک امر شخصی است مثل میزان غذا خوردن است مثل اشتهاست مثل علاقه به رنگهاست که سلیقهای و کاملا شخصی است.@ در مورد روغن زدن به مو توضیحاتی بدهید که رسول خدا هم به موهایشان روغن میزدند: روغن زدن به مو چیز بدی نیست خوب هم هست، بلند کردن مو هم اشکالی ندارد اما یک نکتهای هست که من در کتاب درّ و صدف توضیح دادم.@ بعضی از مسائل هست در زمانهای خاصی ولو اشکال هم نداشته باشد ما نباید انجام دهیم آن زمانی است که دشمن دارد از این حربه استفاده میکند برای این که در جامعه اسلامی یک نوع تهاجم فرهنگی بکند، در روایت داریم تشبه به دشمن نباید بکنید.@ در یک عصری ائمه میگفتند کفش مشکی مکروه است نپوشید چرا؟ چون دورهای بود که بنی العباس بودند اینها یکی از علائمشان همان مشکی پوشیدن و پرچم مشکی بود ولی الآن باید ببینیم کفش مشکی مکروه است؟ نه.@ شطرنج، نقاشی، موسیقی، خیلی وقتها دست دشمن بوده شرع اسلام حرام کرده آن موقع، ولی حرام ذاتی نکرده چون دست دشمنها بوده گفته دشمن را خلع سلاح بکنیم از این طریق جذبشان نشویم ولی آن موقع که حکومت اسلامی میشود و فضا فضای اسلامی است معلوم نیست اینطور باشد.@ حالا برای زیبایی مو انسان بخواهد موهایش را تزیین بکند اشکالی ندارد به شرط این که آن قصد نباشد نه مَرد حق دارد لباس آنچنانی بپوشد و آرایش بکند بخاطر این که در مقابل نامحرمها جذاب باشد حرام است به همان اندازه که زن هم آرایش بکند مرد هم اگر این کار را بکند حرام است.@ اگر ما واقعا این کار را میکنیم احترام به مؤمنین و مسلمانها باشد ما در جمع مؤمنین و مسلمانها حاضر میشویم موهایمان باید قشنگ باشد، اهل بیت روغن میزدند پیامبر روغن میزده الآن هم روغن هست میشود بزنید روغن مو هست روغن طبی هست آدم بزند.@ ولی اینکه مثلا حتما بگوییم ژل بزن ممکن است ژل ضرر داشته باشد ممکن است جنبه شیمیایی داشته باشد واقعا ما این را نمیدانیم باید پزشکی تأیید بکند، ولی اگر کسی روغن به موهایش بزند برای جذابیت و براقی و خوشکلی چه اشکالی دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 017 - دشمنشناسی (خاوران)
متن کامل (خام) جلسه 017 - دشمنشناسی (خاوران)