جلسه 016 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - دشمن‌شناسی (خاوران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ تلاش ما این هست که در این جلسهای که در فرهنگسرا خدمت شما هستیم بیشتر بحثهای کاربردی را تقدیم کنیم ولی گاهی وقتها برای این که بشود از کاربرد استفاده کرد و عزیزان توانایی داشته باشند در عمل بتوانند از مباحث استفاده کنند گاهی وقتها نیاز به مباحث نظری هم هست.@ که یک موقعهایی کشیده میشود به بحثهای نظری مثل همین یکی دو جلسه است که در خدمتتان بحث نظری کردیم باید یک مقدار تحمل کنید تا مباحث کاربردی انشاء الله فصلش برسد چند دقیقهای در مورد موضوع بحثمان صحبت میکنم بعد هم مقداری از ماه مبارک رمضان که در آستانهاش هستیم مطالبی را خدمتتان تقدیم میکنم.@ جلسه گذشته در مورد بدعت صحبت کردیم گفتیم بدعت هم مثل وسواس تغییر اندازهها هست یعنی چیزهایی که در دین نیست ما بیاوریم در دین قرار دهیم یکی از عزیزان جلسه گذشته از من سؤالی کرد آن این است که من گفتم ما گاهی وقتها سفرههای قلابی داریم ذکرهای قلابی داریم که به ما داده میشود.@ دعاهایی داریم که قلابی هست یا بعضی از مسائلی هست یا ثوابهایی ذکر شده که اصلا ممکن است که حقیقت نداشته باشد بحثهایی از این قبیل، گفتند حالا ما که نمیدانستیم اگر این کار را کرده باشیم چی هست؟@ این را حضرت فرمودند جواب دادند، فرمودند اگر از ما به شما حدیثی رسید از قول ما به شما حدیثی گفته شد که اگر این عمل را انجام دهید این قدر ثواب دارد و شما به اعتماد به این که این حدیث از ما هست و با اعتماد به ما این کار را انجام دادید ولو دروغ هم که باشد ثوابش را نصیبتان خواهیم کرد.@ در واقع به اعتقاد خود شخص برمیگردد یک موقع هست من معتقد هستم که این را امام صادق(ع) فرموده و یک کسی به من اینطوری گفته، من هم به همین نیتی که حضرت فرموده و میخواهم ثوابی ببرم این کار را انجام میدهم لذا ثواب را خداوند تبارک و تعالی به ما خواهد داد.@ بنابراین از این جهت اشکالی ندارد ولی ما نباید دروغ بسازیم اساساً، یا چیزی را که مطمئن نیستیم به راحتی زیر بارش برویم بلکه باید جستجو کنیم سؤال کنیم مطمئن باشیم و بعد اعمالی را انجام دهیم.@ اگر کسی بیاید یک چیزی را در دین بگذارد که در دین نباشد یعنی چیزی را به عنوان ارزش یا قاعده در اجتماع مُد کند یک سنتی را بگذارد یک ارزشی را بگذارد یک قاعدهای را بگذارد در دین، که در دین نیستف همچین چیزی وجود ندارد و این منشا اثر بشود فرهنگسازی بکند سنتسازی کند نه سنت خیر، بلکه سنت بد، چیزهایی که با ساختار انسان سازگاری ندارد.@ اگر یک همچین کاری بکند وقتی که جایی این چیز مُد شود جایی جا بیفتد به صورت فرهنگ و سنت در بیاید حضرت میفرماید که این دیگر تا آخر تا قیامت هر فسادی که از این عمل ایجاد میشود گردن این شخص هست.@ الان مثلا فرض بفرمایید در جایی ما دستورات شرعی داریم بعضیها بخاطر اینکه فرهنگشان اقتضا نمیکند آن دستور شرعی را اجرا نمیکنند این دیگر هر فسادی از آن بیرون بیاید کسانی هستند متوجه این فساد، گناهش متوجه کسانی هست که این سنت را گذاشتند بعد این فساد دارد.@ مثلا فرض بفرمایید که میگویند دختر و پسر وقتی که شیرینی خوردند به همدیگر مَحرم هستند یا دختر میتواند کشف حجاب کند در حالی که شیرینی خوردن مبنا نیست عقد شرعی، مَحرمیت شرعی که اگر موقت باشد باید به اذن باشد صددرصد، اگر که دائم باشد گاهی وقتها به اذن هست گاهی وقتها بدون اذن هست.@ میگوید حالا یک سنت است، میگوید سنت ما اینطوری است ما این سنت را داریم، وقتی از این فساد بیاید گناه بیاید دائماً اگر این رسم شود در اجتماع، گناه میشود گناه ایجاد میکند و این رسم تا قیامت وقتی یک کسی میگذارد یک سنت بدی را، یک چیزی را می گذارد تا آخر دیگر هر کس هم انجام دهد گناهش غیر از آنکه خود شخص هم که انجام میدهد گناه میکند مربوط به کسی که سنت را گذاشته هم میشود.@ لذا پایهگذاری سنت خیلی غلط است باید دقت کنیم یک موقعی افکار ما سلیقههای ما به صورت یک سنت در یک خانواده یا در فامیل یا یک جایی بنا نهاده نشود اگر ما سنتی را گذاشتیم تصمیم گرفتیم جایی چیزی را که در شرع نیست گذاشتیم به سلیقه خودمان، شرع هم آن را نمیپسندد از این به بعد هر کس که انجام دهد گناهش گردن ما هم هست و کار بسیار خطرناکی است.@ وقتی پایهگذاری گناه ما بکنیم بسیار خطرناک است حضرت میفرماید(إیّاک أن تُسَنَّ سُنَۀَ بِدعَۀٍ فَإنَّ العَبدَ إذا سَنَّ سُنَۀَ سَیِئَۀً لَحِقَهوا وِزرُها وَ وِزرُ مَن عَمِلَ بِها) پیغمبر میفرماید که بپرهیزید(إیّاک) یعنی فعل مفرد هست یعنی نهی از مفرد هست میفرماید که مواظب باشید بپرهیزید بترسید از این که سنتی را بدعتگذاری کنید سنتی را که در دین نیست و دین هم آن را قبول ندارد.@ بعد میفرماید چرا؟ (فَإنَّ العَبدَ) زیرا اگر بندهای(سَنَّ سُنَۀَ سَیِئَۀً) یک سنت سیئهای بگذارد یک سنتی بگذارد که در دین نیست(لَحِقَهوا وِزرُها) گناهش به او میرسد(وَ وِزرُ مَن عَمِلَ بِها) و گناه کسی که به آن عمل میکند.@ یعنی بنده وقتی یک چیزی را سنت میگذارم که در دین نیست و بقیه به آن عمل میکنند خلاف هم هست خوب هم نیست وقتی به آن عمل میکنند همه آنهایی که دارند گناه میکنند گناه آنها را در نامه عمل من مینویسند غیر از این که یک گناه برای من ثبت شده بخاطر بدعتگذاری، آنها هم که برای خودشان که میکنند گناه دارد.@ ولی هر قدر گناه دارد دو برابرش میکنند در نامه عمل من هم مینویسند مثل آموزش کار خیر است اگر شما به کسی کار خیری یاد بدهید یک ذکری یاد بدهید یک نمازی یاد بدهید یک دعایی یاد بدهید یک اخلاق خوبی یاد بدهید یک شخصیتی را بسازید.@ این شخص تا آخر عمر تا قیامت هر اثری از او وجود داشته باشد در نامه اعمال آن کسی هست که این شخصیت را درست کرده و ساخته، غیر از اینکه برای خود آن هم ثواب دارد بچه اینطوری است پدر مادری که بچه خوب تربیت میکنند ما در فوائد ازدواج یکی از مباحثی که داریم مرحوم فیض هم در کتاب النکاح از فوائد ازدواج آوردند همین هست.@ که یکی از فوائد ازدواج این است که از انسان بچههایی تولید میشوند که این بچه ها بچههای خوبی باشند وقتی این بچه بچه خوبی هست کار خیر میکند نمازخوان است اهل عبادت است اهل خدا است واجبات را انجام میدهد از محرمات پرهیز میکند شخصیت خوبی است.@ این تا قیامت از این بچه هر چیز خیری بوجود بیاید در نامه عمل پدر و مادر هست غیر از این که در نامه عمل خود آن شخص هم هست بنابراین ما باید دقت کنیم آنطور که قرآن میفرماید (نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) قرآن میفرماید ما هر چی هر کس فرستاده برای خودش مینویسیم(نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) آثار کار را هم مینویسند این را باید دقت کنیم که ما آثار کارمان هم با ما خواهد آمد ما در گرو آثار کارمان هستیم.@ بنابراین اگر کسی جایی مسجدی بسازد راهنمایی بکند هدایتی درست کند کار خیری بکند بنای خوبی بگذارد آدمی را تربیت کند سنت خوبی را بگذارد وقتی این بماند تا قیامت دیگر برای این ثواب است متقابلاً اگر چیز بدی باشد تا بماند تا هست تا قیامت که انجام میشود و آثار دارد روی این شخص هم میماند.@ حالا شما فکر کنید وزر و وبال کسانی که خلافت را غصب کردند از امیرالمومنین، مسیر تاریخ را عوض کردند، چقدر میشوند، تاریخ از کشته شدن حضرت علی، از بین در و دیوار ماندن حضرت زهرا چقدر ضربه خورده، هر چقدر خورده وزرش گناهش تا قیامت در نامه اعمال کسانی هست که این کار را انجام دادند.@ مواظب باشیم منشأ خدای نکرده یک سنت سیئه قرار نگیریم چیزی را بدعت نگذاریم از ما چیزی نماند یک موقع شیطان ما را وسوسه نکند یک چیزی بگوییم که جزء دین نیست بعد هم همه به آن عمل کنند.@ ما الان خیلی داریم اگر بخواهیم بشماریم زیاد است مواردی داریم که از زندگی ما مسلمانها هست جزء دین هم نیست اسلام هم به آن راضی نیست ولی دارد عمل میشود وزرش مال کسانی هست که دارند این سنت را نگه میدارند یا ایجاد کردند یا نگه میدارند این را فراموش نکنید.@ پس مواظب باشید با هیچ یک از سنتهای پیغمبر مخالفت نکنید مخالفت باعث میشود ما در جنایتی سهیم بشویم در اوج تقدسمان که تا قیامت باید وزر و وبالش را تحمل کنیم.@ چیزی هم که مخالف سنت هست نیاوریم داخل سنت بگذاریم بدعت نیاوریم التقاط ممنوع، یک چیزی را مثلاً از مکتب فلان جا بگوییم یک چیزی از یک جای دیگر بگوییم با اسلام قاطی کنیم جور در نمیاید اسلام کامل است به هیچ چیزی خارج از وجود خودش هم احتیاج ندارد.@ روایت بعدی از رسول خدا(ص) هست(أهلُ البِدَعِ شَرُّ الخَلقِ وَ الخَلیقَۀ) میفرماید که کسانی که نوآوری میکنند در دین بدعت میکنند چیزی که در دین نیست وارد دین میکنند بدترین خلق و مخلوقات هستند بلکه بدترین مخلوقات هستند این قدر اثر دارد، چرا؟ توضیح فنیاش را قبلاً خدمتتان دادم، چی بود؟@ این که حدود بهم میخورد ما در حرکتمان به سمت ابدیت با یک حدود بسیار دقیقی روبرو هستیم یک کمی اینطرف آنطرف شود کار خطرناک میشود در قرص در بدن چند میلیگرم اینطرف آنطرف میشود شخص یک چیز دیگر از کار در میآید در بیهوشی چند میلیگرم مواد اضافه تزریق شود شخص میمیرد این خیلی مهم است.@ کمتر تزریق شود میبینی وسط عمل شکم طرف را شکافتند به هوش میآید، چرا؟ چون طبق حد نبوده است بعد در کشورهای مختلف از نظر پزشکی آمار مختلف داریم که فرض بفرمایید در کدام کشورها مثلا این درصد عملها منجر شده به اینکه بیمار وسط بیماری به هوش بیاید این پیش میآید.@ اگر بیشتر بزنند طرف ممکن است بمیرد کمتر بزنند وسط عمل به هوش میآید شکم شکافته شده به هوش بیاید چقدر درد دارد، من یادم است یک بار عملم کرده بودند وسط عمل، از داخل دهانم شکافته بودند کل صورتم را پوستش را برداشته بودند یعنی با اسکلت داشتند کار میکردند.@ بعد یک دانه مثلا قلم فلزی خیلی تیزی را کرده بودند در سوراخ بینی من با چکش داشتند آن داخل را میکندند، وسطش به هوش آمدم دیدم که اینها مشغول بنایی هستند خلاصه گچ و سیمان و ملات و ماسه و فرغون و همه چیز در اتاق عمل داشتند.@ بعد این که میزد من خیلی دردم میگرفت میخواستم به اینها بفهمانم، لب نداشتم چون لبم را کنده بودند برده بودند بعد همینطوری لای دندانهایم صحبت میکردم اول به دکتر گفتم یواشتر بزن بعد گفتم لااقل حالا بیهوشم کنید بگذارید راحت باشم سخت است اگر حدود رعایت نشود کلی گرفتاری برای شخص ایجاد میکند.@ کسی اهل بدعت است میآید در دین یک چیزهایی را قاطی میکند که نیست همه اندازهها را به هم می ریزد یعنی چون حرکت انسان از حرکت یک جنین، از حرکت یک گُل، از حرکت هر چه که شما بگویید بسیار حساستر است.@ ما هیچ حرکتی حساستر و دقیقتر از حرکت یک جنین در رحم مادر به سمت تولد نداریم این را شما بدایند یعنی در دنیا اصلا همچین چیزی نیست جنینهای حیوانات دیگر هم مثل جنین انسان حساسیت ندارند.@ یعنی شما جنین مثلا فرض بفرمایید یک نهنگ یک بچه نوزادش چند تُن است وقتی متولد میشود ولی آن هم به این حساسی نیست یعنی همین دو سه کیلویی که بدنیا میآید این پیچیدهترین مخلوق خداوند هست از نظر جسمی، خیلی حساس است آنوقت حرکت به سمت ابدیت میلیونها برابر از این حساستر هست.@ لذا فقط باید حدود الهی رعایت شود بخواهید در آن دست ببرید یک چیزش را خراب کنید نمیشود مثلا بگوییم من دینداری دارم ولی انگشتر طلا را دیگر بگذارد باشد به هم میریزد این کار را خراب میکند میگوید موسیقی حرام گوش نکن، میگوید من اصلا موسیقی حرام گوش نمیکنم مثل این آقایی که چند روز پیش داستانش را برایتان گفتم.@ میگوید من موسیقی حرام اصلا گوش نمیکنم ولی از حمیرا نمیتوانم بگذرم حمیرا را باید گوش بدهم همین جا کار را خراب میکند بعد خانم میگوید من همه چیز را رعایت میکنم آرایش نمیتوانم نکنم، باز قضیه خراب میشود چون حدود به هم میریزد.@ بحث قلدری نیست بحث این است که شما در حرکت به سمت جنینی که حرکت میکند به سمت تولد باید همه جنبهها حدودها اندازهها رعایت شود تا یک بچه سالم بدنیا بیاید یک جا بلنگد میبینی روز تولد یک جای قضیه میلنگد آنجا خراب میشود.@ برای همین امام صادق(ع) قسم میخورد به خدا قسم هیچ عملی از هیچ کس با اصرار بر حتی یک گناه پذیرفته نیست روی این حساب ما باید اساساً در حرکتمان به سمت ابدیت و خوشبختی تصمیم به گناه را از خودمان دور کنیم.@ حالا یک موقعی گناه کردیم، شده دیگر، ما تصمیم نداشتیم اتفاق افتاده انسان جبران میکند توبه میکند ولی کسی که میداند فلان کار گناه است بعد هم انجامش میدهد و اصرار هم دارد انجام دهد همین را بگیرد برود، میدانی این کارش نباید بشود این کارش حرام است نباید بشود، وقتی این کار را ادامه میدهد بقیه کارهایش نتیجه نمیدهد یا اگر بدهد کم نتیجه میدهد.@ آنوقت این خرابی در آن گناهی که یکسره دارد میکند بعداً روز تولد کار دستش میدهد لذا اگر خودت میدانی بداخلاق هستی زودتر بجنب اخلاقت را خوب کن اگر میدانی حسود هستی زودتر بجنب حسودیات را برطرف کن اگر میدانی بددهان هستی فحاش هستی بقیه از دستت ناراحت میشوند زودتر خودت را معالجه کن.@ یک چیز بد را نگه نداریم با خودمان حفظش کنیم چون این مثل این میماند که ثوابدان ما سوراخ باشد ما از اینطرف ثواب میکنیم از آنطرف از آن یک گناه پایین میریزد و کار را خراب میکند باید توجه کنیم(أهلُ البِدَعِ شَرُّ الخَلقِ وَ الخَلیقَۀ) بدترین هست چون اندازهها بهم میخورد، چرا بدترین هست؟ چون اندازه همه را بهم میزند تمام نظم حرکتی همه موجودات را اهل بدعت بهم میریزند.@ یک آیهای در قرآن داریم(مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً) این(شِيَعاً)که میفرماید، میفرماید کسانی که دین خودشان را برداشتند فرقه فرقه درست کردند یک اسلام آمد پیغمبر آورده بود برداشتند از آن اسلام به قول پیغمبر هفتاد و سه تا اسلام درست کردند.@ (وَ كانُوا شِيَعاً) شعبه شعبه شدند گروه گروه شدند چون در بدعت اینطوری میشود یعنی یک کسی یک چیزی اضافه میکند یک مکتب جدید درست میشود آن یکی چیزی کم میکند یک مکتب دیگر درست میشود همینطوری اسلامهای مختلف از آن در میآید این آیه شریفه هست که اینطور میفرماید.@ پیغمبر میفرماید که این آیه شریفه در حق کسانی نازل شده است که اهل بدعت هستند(هُم أصحابُ البِدَع وَ أصحابُ الأهوا) اینها کسانی هستند که بدعتگذار هستند هواپرست هستند بعد تهدید پیغمبر خیلی عجیب است(لَیسَ لَهُم تَوبَۀٌ) توبهشان هم قابل قبول نیست(أنا مِنهُم بَریئٌ وَ هُم مِنّی بُرَئاء) من از اینها بدم میآید اینها هم از من بدشان میآید از همدیگر بری هستیم از همدیگر بیزار هستیم.@ حالا سؤال: چرا میفرماید بدعتگذار، اهل بدعت توبهاش پذیرفته نیست؟ در روایت داریم آدم بداخلاق گناهش آمرزیده نمیشود بداخلاقی گناههی است که بخشیده نمیشود، یک موقع هست من سر کسی داد میزنم یک فحشی میدهم یک پرخاشگری میکنم عصبی میشوم یک بار است بعد هم میروم معذرتخواهی میکنم.@ ولی کسی که خُلقش این است زود جوش میآورد زودرنج است حساس است بعد هی میپرد به این و آن، این معذرتخواهی میکند دوباره فردا همینطور، یک ساعت بعد همینطور، این خلقش این شده خُلق مثل سرطان است که دیگر با دارویی سرما خوردگی به او آمپول بزنید درمان نمیشود مگر این که غدهش را از بدنش بردارند یعنی بشکافند کل غده را بردارند دور بیندازند.@ توبه ممکن است یک شخصی ممکن است بکند از سوءخلق، اما سخت است توبهاش به این است که اصلا بداخلاقی دیگر نکند دیگر پرخاشگری نکند دیگر به این و آن نپرد دیگر حرف بد نزند این یعنی برداشتن غده سرطانی، کار راحتی نیست باید یک مبارزه با خودش بکند با معذرتخواهی درست بشو نیست.@ الان ما کسانی داریم میآیند میگویند چند تا خاطرات هنرپیشهها و خوانندههای زن مصری را من میخواندم اینها خیلی هم متحول شده بودند بعد از تحولشان حالا خیلی هم متدین و مذهبی شده بودند بعد سعی کرده بودند که نوارها و فیلمهایی که از آنها دست این و آن است جمع کنند.@ اعلام اجتماعی هم کرده بودند من راضی نیستم مثلا کسی ترانههای من را گوش کند یا فیلمهای ما را ببیند سخت هم هست چون رفته دست این و ان، بعد که مرده بودند یکی از چیزهایی که خیلی اذیتشان میکرده آنجا همین بوده که میگفتند مثلا به دوستشان یا به کسی گفته بودند تو رو خدا بروید هر چی از من دست هر کسی هست جمع کنید چون پخش میشود خیلی کار راحتی نیست یک کسی بیاید یک بدعتی بگذارد بعد بیاید جمعش کند.@ یکی میگفت من پدرم سینما داشت دو تا پسر بودند میگفت پدرمان سینما دارد سینما زمان شاه، مرده است، حالا سینمایش هم سود خوبی دارد حالا گُرگُر هم میآید در خواب من، هم میآید در خواب برادرم میگوید بروید این جهنم را خاموش کنید نگذارید باشد ما هم نمیتوانیم از سودش بگذریم، چه کار کنیم؟@ یعنی بچه دیگر رحم نمیکند میداند پدر دارد آنجا میسوزد ولی میگفت نمیتوانیم این سینما را برویم ببندیم این مرکز فساد را مرکز انحراف جوانها را گذاشته بودند همینطوری باشد حالا آن آنجا دارد میسوزد داد میزند چون برای خودش باقیات السیئات گذاشته نه باقیات الصالحات، یک چیزی گذاشته که این دائما دارد تولید گناه میکند برای همین میگوید توبهاش فایده ندارد.@ اصل توبه به این است که ریشه گناه کنده شود این نکنده گذاشته باشد برای همین خیلی ما باید دقت کنیم که یک موقع یک تصمیم در زندگیمان نگیریم که یک بدعتی بگذاریم که بعد دیگر نشود جوابش داد آدم باید بترسد.@ یک جانبازی آمده بود علاقه داشت با یکی از دختران فامیل ما ازدواج کند بعد در جبهه با خودم بود یک پسر خیلی خوبی بود بعد یک چشمش را هم از دست داده بود حالا هر دختری حاضر نیست با یک کسی که یک چشم دارد ازدواج کند این آمد به من گفت من میخواهم با این دختر ازدواج کنم گفتم من به دختر میگویم ببینم چی میگوید.@ وقتی به دختر گفتیم خانم شما میخواهی ازدواج کنی با این پسر؟ گفت حالا صحبت کنیم ببینیم به کجا میرسیم، صحبت کردند به نتیجه هم رسیدند دختر گفت باشد من میپذیرم، مادر دختر حاضر نبود میگفت آخه من یک داماد اینطوری به چه دردم میخورد.@ مثلا فردا حرف مردم چی میشود، فردا خواهرهایم این را میگویند، آن یکی میگوید پسر قحطی بوده در اجتماع، یا آن یکی میگوید ما خودمان پسر داشتیم میآمد او را میگرفت هر کسی هر چیزی میگوید، مانده بود دختر هم این پسر را میخواست میخواستند با هم ازدواج کنند تنها مانع مادر بود.@ بعد اینطور موارد مواردی هم نیست که بشود خیلی راحت نصیحت کرد من خیلی نرم به او گفتم که اینها همدیگر را دوست دارند این که گناه نکرده سالم بوده خوش قیافه بوده رفته جبهه برای ما، برای اسلام، برای دین.@ اگر نمیرفتند که الان عراقیها یک زن سالم یک ناموس سالم یک بچه سالم در آن جاهایی که گرفت بودند نگذاشتند اینجا هم که میآمدند نمیگذاشتند تصمیم داشتند یک هفتهای بیایند کل ایران را بگیرند میدانید چه فسادی میکردند ما قبلا تجربه داشتیم از روسها از آمریکاییها از کسان دیگر در همین شهرهای مختلف کشورمان در تهران در کاشان در اصفهان، هر جا اینهار رفتند فساد کردند.@ (إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها) هر جا وارد شدند فساد کردند بعد گفتم اینها برای چه کسی رفتند این جوان برای چه کسی رفته، گناه کرده برای خدا رفته، حالا یک کسی باید به او بگوید نه، این که زیباتر شده زشت نشده، درست است چشمش را از دست داده یکذره ساخت صورتش به هم ریخته ولی باطناً که جذابتر شده باطنا که زیباتر شده نورانیتر شده.@ همین یک چند دقیقهای برایش صحبت کردم و تمام شد، بعد گفت نه، من نمیتوانم دختر هم دختر عاقلی بود تسلیم مادر شد در اینطور جاها نباید آدم وقتی یکی اینطوری میکند با پدر و مادر مخالفت کنند خوب نیست برای انسان خیر ندارد.@ آن هم گفت چشم، مادرم که میگوید نه، باشد، همینطوری مانده بود بعد یک روزی این مادر فرستاد دنبال من، آمد گفت که شبها تا صبح خواب ندارم میخواهم نماز بخوانم رویم نمیشود جلوی خدا بایستم، میفهمم کار بدی کردم.@ خدا به من میگوید تو دروغگو هستی میشنوم که به من اینطوری میگویند دیگر میخواهم نماز بخوانم نمیتوانم بخوانم، میخواهم دعا بخوانم میفهمم که خراب کاری کردم دیگر نمیتوانم، خراب شده، اصلا شبها تا صبح عذاب وجدان دارم به او بگو بیاید، من آخرتم را بخاطر دخترم نمیسوزانم، فردا نمیخواهم بروم جهنم، دخترم خودش انتخاب کرده سختیهایش را هم خودش تحمل میکند من برای چی آخرتم را بسوزانم.@ یک چیزی را بگذارم باشد آنوقت فردا تا قیامت نتیجه دارد، حالا در یک فامیل نذر شود اگر یک پسر معلول آمد به او دختر ندهیم، این بدعت میشود دخترهایی که ازدواج کردند هیچ پسری با آنها ازدواج نکند چون قبلا ازدواج کردند، بدعت است، قبلاً ازدواج کرده، ازدواج کرده باشد.@ امیرالمومنین با کسی ازدواج کرد که قبل از آن چند تا شوهر داشته زنش بود زن خیلی خوبی هم بود از بهترین زنهای حضرت بود، بهشتی، زن خوب، شوهرهای عوضی هم داشته، دلیل نمیشود چون ازدواج کرده، این سنتها در اجتماع ما هست، بگوییم دختر ازدواج کرده دیگر نباید ازدواج کند، پسر قبلا زن گرفته دیگر نمیشود با او ازدواج کرد، نه میشود، چرا نمیشود، این چه فکری است.@ این بدعتها تختهای ذهنی که ما درست کردیم قالبهای ذهنی خطرناک است وقتی این دارد به صورت یک رسم میشود در اجتماع، بسیار خطرناک میشود، من یادم هست آن موقعی که اوایل ازدواجمان بود ما دیگر ازدواج کرده بودیم ولی وقتی سر درس آیت الله مظاهری میرفتیم به همه آقایان میگفت بروید اول خانمهایی که قبلاً شوهر کردند شوهرشان را از دست دادند بروید با اینها ازدواج کنید.@ حالا در یک خانوادهای یک پسری میخواهد برود با یک دختری ازدواج کند که قبلاً طلاق گرفته این طاعون میشود، طلاق گرفته پس هیچی، این یعنی چی، این یعنی ما یک بدعتهایی را گذاشتیم یک سنتهایی را گذاشتیم که خطرناک است.@ یا مثلا این سنت خیلی بد که فساد میآورد فسادش هم تا قیامت میماند، فرض بفرمایید طرف زنش مرده، حضرت زهرا(س) قبل از اینکه بمیرد میگفت هیچ مردی نیست مگر اینکه احتیاج به زن دارد تو هم که علی هستی احتیاج داری یعنی حضرت علی با همه علی بودنش احتیاح به زن دارد، نداشته باشد روحیهاش خراب میشود اذیت میشود زن می خواهد مرد این است.@ حضرت زهرا(س) میفرماید(لا بُدَّ) چارهای نیست زن و مرد احتیاج دارند به همدیگرف باید ازدواج کنند، فقط میگوید اگر خواستی ازدواج کنی با این خصوصیات ازدواج کن بنابراین حضرت ازدواج میکند.@ حالا نه عجب مرد بیوفا و بیشعوری بوده باید یکسال بگذرد بعد یک سالش را حتماً مشکی هم بپوشد بعد بیاید برود، الان پیرمرد آمده پیر هم نیست 50 سالش هست زنش مرده احتیاج به همسر دارد میگوید من مُردم از دست این دخترها، پسرهایم خوب هستند من احتیاج دارم باید کسی بالای سرم باشد کنارم باشد.@ دخترها تا میخواهم بروم زن بگیرم دخترهایم میگویند بیخود کردی، هوسباز، پیر فلان فلان شده تو دیگر 50 سالت است زن میخواهی چکار، این معصیت است سنتی است که در اجتماع میگذاریم به عنوان یک تابو، بعد تا قیامت اثر بد دارد بعد همه خاله خالهبازیها هم به اینها دامن میدهد.@ اگر به یکی از اینها انسان اعتقاد پیدا کند ولو خودش هم نکند این کار را، ممکن است در زندگی ما همچین چیزی پیش نیاید اما همین که به آن راضی باشیم در روایت داریم گناهش را پای ما مینویسند به این حرفها راضی باشیم یک موقع هست عمل باید بکنیم پای عمل باید سفت بایستیم.@ یک موقع هست ما در زندگیمان به آن برخورد نمیکنیم ولی اگر در دلمان راضی باشیم به این حرفها در گناه شریک هستیم چون خود ما در تابو درست کردن در اجتماع شریک هستیم چون اینها همهاش این است که مردم چی میگویند، در مردم زشت است، این کفر است مردم چه کسی هستند.@ ما فقط با یک نفر در این جهان ارتباط داریم و در مقابل یک نفر مسئول هستیم آن هم خداوند تبارک و تعالی هست، مردم چی میگویند یعنی چی، یا خانم میخواهد ازدواج کند شوهرش مرده یا طلاق گرفته، میخواهد ازدواج کند، میگویند عجب بیحیاست، عجب زن بیوفایی است، خود خانمها بعضیهایشان از این حماقتها زیاد میکنند نه میخواهم به شوهرم وفادار بمانم، چه وفاداری.@ آن الان خودش با صد تا حوری هست آنجا، اصلا وفادار هم نیست به شما، اصلا عُلقه خانوادگی و زناشویی مال عالم طبیعت است در دنیا که از طبیعت که ما رفتیم این عُلقهها اصلا نیست مال نظام طبیعت است اصلا یک نظامی با یک قوانین خاص دیگر میشود اصلا این حرفها چی هست.@ ما بعضی از بزرگان یا معصومین داشتیم وقتی با کسی ازدواج میکردند آن خانم چند تا شوهر داشته قبلاً، در فاصله کمی بعد از اینکه شوهرشان از دنیا رفتند آقا رفته ایشان را گرفته این تابو را در اجتماع بکنیم بعد فساد از آن درست میشود قوانین الهی ما نباید بهم بزنیم حدود بهم بخورد طبق سلیقه.@ ما ایرانیها اینطوری هستیم ما تُرکها اینطوری هستیم ما لُرها اینطوری هستیم اصلاً نمیشود، تُرک و لر ندارد قانون خدا که شوخی نیست بگوییم ما تُرکها مثلا فرض بفرمایید از مغز سرمان نفس میکشیم از دهان نفس نمیکشیم همچین چیزی میشود؟@ قوانین فیزیکی بدن تُرک و لُر ندارد همهشان یکی هستند طبیعت اینطوری هست درخت ما لرها ما گلابی میکاریم هندوانه در میآید، نمیشود اصلا همچین چیزی نداریم، طبیعت یک اثر دارد ما اصلا قومیت چیزی در نظم فیزیکی حرکت به سمت عالم ماوراء طبیعت خیلی دقیق است این مسخرهبازیها را برنمیدارد که ما اینطوری هستیم و عادتمان اینطوری است و رسممان این نیست این چیزها همه حدود را بهم میزند.@ آنوقت حدود بهم بخورد میبینی فاجعه ایجاد میشود طرف میافتد به گناه به معصیت، صد برابر فسادش خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما فکر میکنیم و هزاران چیز دیگر در اجتماع ما زیاد است.@ بنابراین باید خیلی دقت کنیم که جزء این کسانی که حضرت میفرماید نباشیم که(لَیسَ لَهُم تُوبَۀ) چون اگر از کار ما، حتی از رضایت ما، حتی از همراهی ما، سنتی پا بر جا بماند دیگر فردا گرفتار میشویم.@ خواستگار آمده، میگوید نه زشت است خجالت بکش تو الان دو تا خواهر داری فعلا جلوتر از خودت، نباید ازدواج کنی اصلا حرفش را هم نزن، پسر زن میخواهد سنش هم شده 25 سالش 22 سالش شده، بعد میخواهد برود ازدواج کند در واقع پیرپسر شده 25 سالگی تازه میخواهد برود زن بگیرد.@ آمده به من میگوید برادرم الان 35 سالش است تصمیم ندارد، من چه کار کنم تصمیم ندارد ازدواج کند اصلا نمیخواهد ازدواج کندف بعد هم میگویند حرمت برادر بزرگت را باید نگه داری این حرمت نیست اینها نفهمی است، الان هم تابو شده.@ خواهر میگوید من برای خواهر کوچکم از وقتی خواستگار آمده ما با هم دو سال اختلاف سنی داریم برای خواهر کوچک آمده، میگوید از وقتی که خواستگار آمده من دیگر از خواهرم بدم آمده از شوهرش هم دیگر بدم میآید هر وقت بیایند از هر دوشان متنفر هستم، چرا؟ حسودی منشأ بدعت گذاری شده است.@ چون حسود است میگوید من خواهر را نمیتوانم تحمل کنم خواهرش با او رفیق بوده با هم خوب بودند ولی چرا جلوتر از خواهر بزرگ شوهر کرده این یک بدعت است همچین چیزی نداریم هر خواهری خواستگار برایش آمد باید برود ازدواج کند.@ رعایتش هم به این هست که مهربانی کند با خواهر بزرگترش، بعد کارهایی انجام ندهد که در محضر خواهر بزرگتر زشت باشد یا تحریک کنند باشد، ولی قرار نیست ازدواج نکند، مثل اینکه من بگویم که من به احترام خواهر بزرگترم غذا نخورم، نمیشود، ازدواج از غذا خوردن واجبتر میشود غذاست باید غذا بخوری بگویی من به احترام او دارم میمیرم، نمیشود، آنجا احترام ندارد.@ اصلا اینچیزها مسائل فیزیولوژی است مسائل ذاتی است مسائلی است که باید انجام شود به احترام برادر بزرگتر ازدواج نکردن، به احترام خواهر بزرگتر ازدواج نکردن، باید صبر کنی این حرفها نیست، اینها بدعتهایی است که در اجتماع گذاشته میشود حالا مقوله خانواده را من مثال زدم مسائل دیگر هم ما زیاد داریم.@ اینها منشأ اثر میشود منشأ گرفتاری میشود، در اسلام داریم کسی که مُرد تا چند روز غذا درست نکنند صاحبین عزا، غذا درست نکنند همسایهها برای اینها غذا بیاورند نباید آشپزخانه کسی که عزادار است کار کند عزادار است متأثر استف الان نه، الان یک کسی میمیرد این قدر باید فکر شام و نهار دیگران باشد به قول استاد میگفت عزای پذیرایی از اینها از عزای اصل مرده بالاتر میشود.@ یعنی فشاری که به او میآید اینطوری است این قرض را چکار کنم مردنش یک عذاب است من باید بروم یکی دو میلیون قرض بگیرم فقط وام بگیرم که مراسم را بپا کنم چکار کنم.@ یک پیرمردی بود خیلی پیرمرد با صفا و نورانی بود در این بروجرد ما فوت کرد پدر باجناقم بود بعد هر وقت من میدیدم یک نورانیتی یک حالت خوبی داشت خیلی زرنگ بود وقتی فوت کرد ما رفتیم مراسم ختمش شرکت کردیم بعد دامادش آمد گفت که طبق وصیت خودش نه مراسم هفت داریم نه چهلم نه سال، هر چی گفته تمام است این چیزی که از من میماند تمام پولی که میخواهند برای این قضیه بدهند به خیریه بدهند.@ ما موظف هستیم این کار را بکنیم ما موظف هستیم هم ختم بگیریم و هم چهل بگیریم ولی خودش همه را راحت کرده بود مجلس نداریم بروید دنبال کارتان، تا چهلم هی میآیند از شهرستان میآیند، شام بده، ناهار بده، صبحانه بده، جا بده، اصلا به هم میریزد عزادار است حالا این رسم رسم اسلامی است خدا وکیلی؟ نه، چه بدعتی است در جامعه ما گذاشته شده است.@ البته خوب هم هست چون اصل عزا فراموش میشود فکر بدهکاری و پولش آدم میافتد اصل عزا را فراموش میکند یک مقدار تسلیت است، برای بدعت باید آثارش را از بین ببریم اگر آثار را توانستیم از بین ببریم ممکن است برای همین(فَلَیسَ لَهُم تُوبَه).@ گاهی وقتها هست که نه شخص یک بدعتی را میگذارد ولی بعدا یک سنتهای حسنه خیری هم میگذارد که جبران کننده است باز هم این خوب است یعنی شخص یک بدعت گناه گذاشته چون ریاضی است حالت آخرت ریاضی است شخص بدعتی گذاشته بعد حالا برای اینکه جلویش را بگیرد میآید چند تا سنت خوب میگذارد.@ میرود یک مسجد میسازد یک مرکز فرهنگی میسازد میرود یک بیمارستان میسازد میرود جایی یک درختکاری میکند چند تا عروس را خانه بخت میفرستد چند تا زندگی را سر و سامان میدهد اینها برایش میآید همانطور که آنها میآید این هم میآید.@ آنوقت طبق قاعده(إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) کارهای خیر کارهای بد را میبرد با یک کارهای خیر دیگری آثار بد این را از بین میبرد تجارت است از این طرف چرا امکان دارد همچین کاری کند اگر شخصی هوشیار باشد یا ما برایش یک همچین کاری کنیم ما برایش یک چیزی بنا بگذاریم اگر عزیزی بوده از دست رفته یک همچین سنت بدی را هم گذاشته برای جبرانش بیاییم برایش یک بنیان خوبی بگذاریم.@ مثلا الان یک میلیون تومان از طرف رسیده این یک میلیون تومان را بگویم یک میلیون تومان را شام بدهیم شام خوردند یک بار ثوابی دارد محدود، یک موقع هست این یک میلیون تومان را میآیم یک جایی سرمایهگذاری میکنیم برایش که تا قیامت اثر دارد.@ این یک میلیون تومان را میروم میدهم حرم حضرت عبدالعظیم، تا قیامت این یک میلیون در حرم عبدالعظیم دارد گردشی کار میکند یکسره دارد برایش میزاید این برایش میماند میبروم میگذارم مشهد حرم امام رضا، میروم نواری میخرم کتابی میخرم میگذارم در جریان هدایت مردم.@ یک جلسه علمی را راه میاندازم یک جا در مسجد یک جلسه قرائت قرآن راه میاندازم یک جلسه نهجالبلاغه راه میاندازم یک کلاس احکامی راه میاندازم این کلاس رویش دارد شاگردانی در آن تربیت میشوند افرادی اصلاح میشوند رویش دارد تا وقتی که تا قیامت آدمهایی که اینجا ساخته میشوند محصولش میماند برای آن کسی که بنیانش را گذاشته.@ بنابراین این خیلی مهم است که ما بتوانیم راهش هم این هست قرآن روی آثار خیلی اصرار دارد یعنی اثر کار نباید باشد یعنی وقتی توبه بخواهیم بکنیم آثار باید از بین برود میماند شخص را گرفتار میکند خود توبه اینقدر نمیتواند قدرت داشته باشد به تنهایی که مثلا بتواند آنها را از بین ببرد، (إلاّ ماشاء الله) یعنی مگر خدا خودش بخواهد یکطوری جبران کند او به فضل خداست ما هم نباید رویش حسابی باز کنیم.@ دو دو تا چهارتایی که یاد دادند به ما، این است که نمیتواند به تنهایی توبه کند اگر سنت بدی بگذاریم برای همین هم از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است خطرناک است انسان باید حواسش را جمع کند.@ یک چند دقیقه هم من در مورد ماه مبارک رمضان خدمتتان عرض کنم ببینید ما باید، این که میگویم باید یعنی باید جبراً ما راهی غیر از این نداریم اگر بخواهیم ملحق شویم به پیغمبر در دنیا و آخرت چون غایت انسان این هست که در دنیا و آخرت با پیغمبر باشد و اهلبیت، خداوند تبارک و تعالی که زیارت عاشورا را برای ما گذاشته غایت ما را این قرار داده که(أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخرۀ) این است که من میخواهم با شما باشم.@ معیت با اهل بیت در دنیا، معیت حقیقی با آنها بودن در خانه آنها بودن و در آخرت، در برزخ با آنها باشیم در قیامت با آنها باشیم و بعد از قیامت هم با آنها باشیم همانطور که خودشان خیلی دوستان داشتند باشیم اهل بیت یعنی خدا خیلی دوست دارد اینطوری باشیم.@

خدا اینطوری است به ما خیلی مشتاق است از بس به ما اشتیاق دارد نمیخواهد بین ما و خودش جدایی بیفتد لذا میفرماید شما وقتی میخواهید امام حسین را زیارت کنید بگویید که(أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخرۀ) خدا ما را با شما در دنیا و آخرت قرار دهد این معیت غایت ماست.@ اگر ما بخواهیم به این معیت برسیم باید نگاهمان با آنها یکی شود یعنی اگر این قرمز است همه باید قرمز ببیند ما الان همه به این میگوییم این قرمز است پس همه همدرجه هستیم در فهم این، این آب است این یخ است این لیوان هست یکی هستیم برای همین اختلافی در این قضایا نداریم پس در این جهات ما در واقع با هم یکی هستیم.@ اگر بخواهد رأیگیری شود یک رأی بیشتر از این مجلس نمیآید آن این است که این قرمز است این پارچ است این لیوان است این کتاب است یکی میشویم پس با هم هستیم اگر بخواهیم همیشه با خدا و با اهل بیت باشیم باید مثل آنها حقایق را ببینیم یعنی نگاه ما با نگاه آنها یکی باشد وقتی آنطوری که آنها میبیند من نمیبینم.@ آنها که کوررنگی دارند مثلا این را سبز ببیند من اتفاقاً یک آقایی کنارم نشسته بود یک روزی داشتیم با هم کامپیوتر کار میکردیم نمیدانستم کوررنگی دارد خودش میدانست لو نرفته بود، داشتیم روی رنگها کار میکردیم.@ گفت ببین این قرمزش چقدر قشنگ است بعد من فهمیدم که این کوررنگی دارد چون یک رنگ دیگری بود اصلا قرمز نبود بعد به او گفتم گفت بله من اینطوری هستم این چند تا رنگ را نسبت به آنها کوررنگی دارم.@ وقتی انسان یک چیز دیگر میبیند هیچ وقت یک رأی بیرون نمیآید شما وقتی این را قرمز نبینی، وقتی گفتند چه رنگی بود شما میگویی آن رنگ، جدایی میافتد، یک عده میگویند قرمز است یک عده میگویند سبز است.@ بنابراین اگر ما بخواهیم معیت با اهل بیت داشته باشیم همین بحث بدعت که الان کردیم به هیچ وجه نباید چیزی را وارد دین کنیم چون به هم میزند اختلاف و اندازهها را، وسواس بین انسان و خدا و اهل بیت فاصله میاندازد، چرا؟ چون از حدود الهی که تعیین شده آدم کنار میرود، میرود در یک اندازه دیگر حرکت میکند اصلا جادهاش فرق دارد.@ وسواس هم اینطوری است شما اگر بروید کنار جاده یک کمی زاویه بگیرید این در دراز مدت خیلی میشود هر چقدر جلوتر بروی سر از کفر در میآورد ما وسواسیهایی داشتیم که سر از کفر در آوردند بدعت همینطور است دیدن بقیه مسائل هم همینطور است.@ حالا پیغمبر در مورد ماه رمضان نگاهش چیست؟ ببینیم ما هم همینطوری نگاه میکنیم یا نه، فرمود(شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلی ضِیافَۀِ الله) ماهی هست که شما در آن به میهمانی خدا دعوت شدید صحبت از ضیافت است، مهماندار خداست.@ حالا من باید ببینم الان میتوانم بسنجم با پیغمبر چقدر شباهت دارم، آیا من مفهوم ضیافت را برداشت میکنم از ماه رمضان یا نه آنطوری که امام سجاد فرمود مجرم هستم، مجرمین تا اسم ماه مبارک میآید میترسند میگویند ای وای دوباره آمد.@ میگویند یک خارجی آمده بود ایران، دو بار سفر کرد به ایران، یک بار ماه محرم آمده بود دید شلهزرد میدهند حلیم میدهند شربت میدهند، گفت چه خبر است؟ گفتند آقا محرم الحرام است، یک بار هم ماه رمضان آمد همه جا تعطیل، بسته، غذاخوریها تعطیل، گفت چه خبر است؟ گفتند رمضان المبارک است، گفت شما چرا عوضی فکر میکنید بگویید رمضان الحرام محرم المبارک، چرا شما به اصطلاح قاطی میکنید.@ حالا مجرم اینطوری فکر میکند مجرم وقتی ماه رمضان میآید همهاش ناراحت است، چرا؟ چون از آن معنای محدودیت میفهمد طبیعت فقط محدودیت میفهمد فطرت در آن آزادی، عیاشی، کیافی، عشقبازی، ضیافت، بزم، رقص از ماه رمضان میفهمد برای آدم سرمستی میآورد.@ ولی مجرم اینطوری نیست مجرم تا اسم ماه رمضان میآید ناراحت است وقتی ماه رمضان دارد میرود خیلی خوشحال است امام سجاد در وداع آوردن من در کتاب پرتویی از اسرار روزه آوردم وداع را هم مفصل توضیح دادم.@ میگوید چقدر سخت است برای ما دوری تو ای ماه رمضان که داری میروی، چقدر دوست خوبی بودی برای ما، من چقدر از رفتنت ناراحت هستم، چقدر دیر آمدی چقدر زود داری میروی، دیروز چقدر خوشحال بودیم از آمدنت و امروز چقدر ناراحت هستیم از رفتنت، این مال فطرت است یعنی آدم.@ حالا اگر من بخواهم با قیامت در قیامت در برزخ در بعد از قیامت با امام سجاد همخانه باشم همدرجه و همخانه باید مثل امام سجاد نگاهم باشد و الا بین ما اختلاف میافتد او میگوید رمضان المبارک، من میگویم رمضان الکوفت رمضان الحرام رمضان مزاحم، نمیشود دیگر بین من و او اختلاف میافتد.@ لذا اولین چیز این است که آیا من مفهوم ضیافت، ضیافت میدانید یعنی چی؟ یعنی یک عالم میهمانهای باحال آنجا هست که آدم با تکتکشان میتواند کلی بگو بخند و صفا داشته باشد عیاشی دارد کیافی دارد بخوربخور دارد بنوش بنوش دارد برقص دارد سرمستی دارد تازه از همه بالاتر صاحبخانه.@ یک امام زمان دارد که(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) که آدم این شبهای قدر چه غوغایی دارد آدم ارتباط با امام زمان(ع) داشته باشد بالاتر از آن خود خداست که فرمود(الصُومُ لی وَ أنا اُجزا بِه) روزه مال من است من هم جزای روزه هستم یعنی روزهدار آخر به خودم میرسد مرا در آغوش خودش میگیرد.@ عید فطر عید فطرت است فطرت به معشوق خودش میرسد، ببینیم اینطوری هستیم یا نه، اگر نیستیم باید خودمان را برسانیم، با ماه مبارک رفیق باشیم((السَّلامُ عَلَیکَ یا عیدَ الله الاکبر) سلام بر تو ای عید بزرگ خدا.@ فردا انشاء الله میخواهیم دعا بخوانیم در صحیفه هست چقدر حرفهای قشنگی دارد با این ماه رمضان، چون اینها در بزرخ شکل دارند در برزخ روزههای ما به صورت یک شخصیت حقیقی در میآید روزههایتان را قشنگ کنید تا آنطرف با یک رفیق قشنگ باشید.@ مثل نماز است که نماز را هر چقدر زیبا کنید چهرهاش آنطرف زیباتر است با او هم باید باشید تا قیامت و بعد از قیامت باید با او باشید لذا بپردازیم به زیباسازی دوستانمان، در واقع به زیباسازی خودمان، مثل سورههای قرآن است.@ میفرماید روز قیامت وقتی بعضی از چهرههای خیلی زیبا، توانا، دوست داشتنی میآیند آدم همین که آنها را میبیند کلی لذت میبرد میداند این هم صاحب قدرت است از آن خیلی کار بر میآید میرود با اضطرار کنارش میگوید، یک جایی دیدید آدم گرفتار میشود یک نفر را میبیند که به او میآید این را کمک کند.@ میرود کنارش میگوید شما چه کسی هستید؟ میگوید من فلان سوره هستم که مرا حفظ کرده بودی، میگوید کمکم کن، میگوید متأسفانه مرا در دنیا از یادت بردی من را فراموش کردی من الان نمیتوانم برایت کاری کنم اگر این سوره را حفظ نگهاش میداشتی الان من شدم این کمکت میتوانستم بکنم الان نمیتوانم کاری کنم.@ قرآن اینطوری است وقتی قرآن را فراموش میکنید(أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏) امروز هم تو فراموش شده هستی کسی با تو کاری ندارد این را باید خیلی توجه کنید که این رفیقهایمان را قشنگ کنیم تا میتوانیم زیباسازی کنیم.@ قرآن را زیبا کنیم سورههایش را زیبا کنیم با آنها صفا کنیم با آنها نشست و برخواست داشته باشیم با روزه نشست و برخواست داشته باشیم با خود ماه مبارک صفا کنیم با قرآن صفا کنیم با روح ماه مبارک که امام زمان(ع) هست صفا کنیم با خود خداوند تبارک و تعالی برو بیا داشته باشیم تا بعداً بتوانیم به یک لذت خوب برسیم با اینها باید باشیم.@ میخواهیم بدانیم آخر قضیه چه میشود الان ببین چطوری هستی خود خدا هم فرمود هر کس میخواهد ببیند پیش من چقدر قیمت دارد نگاه کند به دلش ببیند من پیشش چقدر قیمت دارم نگاه کند به دل خودش ببیند خدا چقدر قیمت دارد.@ مثل اینکه فرمود هر کس میخواهد بداند کسی دوستش دارد یا نه نگاه کند به دلش ببیند این او را دوست دارد(سَلُّ القُلُوب فَإنَّها شَواهِدٌ لا تَقبَلُ الرِّشاد) این هست بنابراین ماه مبارک انشاء الله میآید سعی کنیم با رفاقت در ماه برویم با آرامش برویم از ثانیه به ثانیهاش استفاده کنیم چون میدانید ضریبهایی که در این ماه هست هیچ وقت دیگر بوجود نمیآید ضریب هزار ماه در این ماه هست.@ یعنی شما یک تومان صدقه بدهید در این سه تا شب، یک ضریب هزار ماه جلویش میگذارند بعد در نامه اعمالتان ثبت میشود یک مریض را پرستاری کنید دل یک نفر را بدست بیاورید یک نفر را شاد کنید با یک نفر آشتی کنید که قهر بودی، کینهات را از دل یک نفر بیرون کنید.@ به یک خانواد فقیر برسی دو رکعت نماز بخوانی یک آیه قرآن بخوانی یک سورهای بخوانی یک دعایی بخوانی ضریب هزار ماه جلویش هست این را از دست ندهید در طول روزش هم همین است ماهی که وقتی شما در خواب هستید دارید نفس میکشید نفسهایت را تسبیح مینویسند ببینید یعنی چی، حالا تسبیح را چی میخواهند بنویسند بدانید این چه ماهی هست.@ بنابراین باید بدانیم داریم در چه شهری وارد میشویم در چه ماهی وارد میشویم آماده باشیم برای جمع کردن، تنبلی نکنیم، کسالت نداشته باشیم، بیعُرضگی به خرج ندهیم الان کسانی که تاجر هستند دیدید از زنش میزند از بچه اش میزند تلویزیون نگاه نمیکند.@ از خیلی از عیاشی و کیافیهایش میزند از رفاقتش از صلهارحامش، از پدر مادرش، درس هم حاضر است نخواند دانشگاه هم حاضر است نرود دو ترم هم مشروط شود اصلا دانشگاه میخواهد چکار، میگوید میخواهم پول در بیاورم.@ وقتی این ماه دارد میآید که ما برای ابدیتمان میخواهیم جمع کنیم برای صراط سه هزار سال راه، در جهنم، یا برای قیامت 50 هزار سال باید جمع کنیم باید یک مقدار فتیله کارهایمان را پایین بکشیم یک مقدار تنهاتر، ساعت کارها یک مقدار پایین.@ حتی به اساتید گفتند درسهایتان را کم کنید اساتید تخفیف دهند ما هم ده روز به شما تخفیف دادیم هفته بعد جلسه نداریم شما هم به اصطلاح کارهای دیگرتان را خودتان اختیاراً پایین بکشید تا برسید انشاء الله به کارهای دیگر، یک مقدار دنبال میهمانی باشید.@ الان بعضی از خانمها نیامدند امروز به من زنگ زده بودند چند نفر گفتند اجازه هست ما میخواهیم برویم میهمانی، یعنی حاضر است برای میهمانی این کلاسش را نیاید چون میهمانی میخواهد برود آدم وقتی میخواهد برود میهمانی یک جایی فتیله را پایین میکشد کم میکند.@ ساعت خواب را کمتر میکند تلویزیون را میبندد کنار میگذارد یکسری ارتباطات را کم میکند یک مقدار کارهای دیگر کم، (تَفَرَّغُوا) یعنی خودتان را فارغ کنید برای عیاشی و کیافی، آدم میهمانی بدون فراغت که نمیتواند برود اصلا لذت نمیبرد از مهمانی، نه میفهمد ورودش را، نه میفهمد خروجش را، عید فطر هم نمیتواند عید بگیرد فطرتش، چون نرسیده به آن چیزی که باید میرسیده لذا سرمایهگذاری کنید.@ توصیهام این است که قرآن زیاد بخوانید بعد حتما یک چیزی برای فهم قرآن داشته باشید یا کتابهایی مثل کتابهای شهید دستغیب یا کتابهای تفسیر حتماً بخوانید و محتوا را بیشتر به فکرش باشید قرآن چی میگوید، حرف خدا چیست، نه اینکه یکسره فقط بخوانید خواندن کمتر ثواب دارد بیشتر در بطن بروید.@ نوارهایتان را خوب گوش کنید مرتب کتاب بخوانید این کتاب آشتی با خدا الان فصلش است اگر میخواهید یعنی دو تا کتاب را حتما در ماه رمضان هم آشتی با خدا هم آشتی با امام زمان بخوانید چون امام زمانی چیزی است که روح ماه مبارک است شما هر شب دعای افتتاح را یادتان نرود بخوانید دعای افتتاح شما را در نهایت در آغوش امام زمان(ع) میبرد.@ (اَللّهُمَّ إنا نَشکُو إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا و غَیبَۀَ وَلِّینا) خدایا ما شکایت میکنیم هر شب، صائم شکایت میکند، ما شکایت میکنیم از این که پیغمبر پیش ما نیست امام زمان بالای سرمان نیست دستمان از پدرمان کوتاه است شکایت میکنیم این خیلی خوب هست.@ یاد امام زمان، تنهاییاش، مظلومیتش، دادی که دارد میزند ما را صدا میکند به کمک خودش باشید و سعی کنیم از خدا بخواهیم که از این جنایت بیرون بیایم نسبت به پدرمان که داریم میکنیم نسبت به امام زمان اینطوری نباشیم آشتی کنیم با امام زمان.@ و شبها که میخوانیم از این که شکایت میکنیم، از این که نیست، از اینکه دشمنانمان چنین و چنان هستند ببین خودت میتوانی چکار بکنی برای امام زمان، بجُنب، ببین چه کاری میتوانی بکنی برای حضرت، چه مشکلی را میتوانی برطرف کنی، چه قدمی را میتوانی برایش برداری که به سمتش بروی.@ برای امام زمان کار کنیم بچههای مفیدی باشیم نه بچههای مفتخور، یک باری یک غمی را از او برطرف کنیم بخواهیم که اصلا خودش کمکمان کند که اینطوری باشیم، کَلِّش نباشیم مزاحمش نباشیم شر به او نرسانیم اینها خوب است یاد امام زمان، با خدا هم، آن کتاب آشتی با خدا خیلی خوب است که آشتی کنیم ببینیم خدا یعنی چی، آنکه میگوید جزای من است یعنی چی جزای من است.@ این دو تا کتاب خیلی میتواند کمکتان کند در شبها دعای افتتاح یادتان نرود بعد از دعای افتتاح چند تا دعا دارد تا سر دعای سحر اینها را بخوانید سحرها اگر انشاء الله موفق شدید دعای سحر خیلی دعای قشنگی است دعای سحر همهاش بینهایتخواهی است همهاش معشوقخواهی است همهاش پاره کردن حدود است همهاش از زندان در آمدن است همهاش پرواز است این را نگاه کنید.@ دعای فرج امام زمان بعد از هر نماز آمده(اَللّهُمَّ أدخِل عَلی أهلِ القُبُورِ السُّرُور اَللّهُمَّ أغنِ کُلُّ فَقیر اَللّهُمَّ أشبِع کُلَّ جائِع اَللّهُمَّ أکسُ کُلَّ عُریان) دعای فرج امام زمان هست ما بوسیله این دعا میخواهیم که حضرت زودتر بیاید همه فقیرها غنی بشوند همه عریانها پوشیده شوند همه غمها برطرف شود.@ (اَللّهُمَّ أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن أمُورِ المُسلِمین) همه فسادها را از جامعه ما بردارد این دعای فرج است برای همین هم ثوابش از همه دعاها بالاتر است بخوانید تعقیبات دیگر(یا علی یا عظیم) (اَللّهُمَّ أرزُقنی حَجَّ بَیتِکَ الحَرام فی عامی هذا وَ فی کُلِّ عام) آنها که وارد شده عجله نداشته باشید غذا، میهمانی فقط باید آرامش داشته باشید.@ در میهمانی هول هولی بروی هول هولی بیایی هیچی نه از میهمان میفهمی، نه از غذا میفهمی، نه از صاحبخانه، هی برای خودتان برنامههایی نچینید که مجبور شوید بلند شوید از سر سفره زود بروید بزم را خرابش نکنید آرام، راحت، بنشینید عیاشی کنید دغدغه کارهایتان را نداشته باشید.@ بگو خدایا کار زیاد دارم همه را سپردم به خودت، خودت برو انجام بده داریم وقتی میاندازید گردن خدا خود خدا انجام میدهد همهاش تلاش من که نیست، نوبت عاشقی است چند روزی، به قول سعدی میگوید باید آهندلی کنید یک چند روزی هم نوبت عاشقی است اگر الان عاشقی نکنیم چه موقع بکنیم.@ فصل عاشقی الان است هیچ فصلی مثل ماه رمضان برای عاشقی خوب نیست برای دل دادن، بزم، می، و مطرب و رقص، این ماه خوب است این ماه را بچسبیم اگر این از دست برود بعداً دیگر فرصت نیست بعداً دیگر همچین بهاری نیست همچین میکند که تو نفس بکشی در آن برایت تسبیح بنویسند درهای جهنم بسته شده است شیاطین در بند هستند.@ فرصت خیلی خوبی است یک ماه عیاشی است طرف یک زن میگیرد یک شوهر میکند میگوید یک ماه برویم ماه عسل، کار نه، تعطیلی، برو تعطیلی بگیر مرخصی بگیر که ما میخواهیم برویم فقط با هم عیاشی کنیم.@ 60 سال 70 سال عمر میکنیم ده روز با خدا ماه عسل نرفتیم ده روز با خدا فارغ از همه کس پدر، مادر، کار، شغل، یک بار هم برویم با خدا ماه عسل، نمیرویم از او هیچ لذتی نمیبریم قساوت ما را گرفته بیاییم این یک ماه ماه عسل را ماه عسل بگیریم انشاء الله.@ با معشوقان ماه عسل برویم و با خدا باشیم در این ماه عسل، از او لذت ببریم یک وقت جدی انشاء الله بگذاریم خودمان را فارع کنیم برسیم به این کار، در ساعتهایی هم که دارید راه میروید در مدرسه اینطرف، آنطرف، دانشگاه، محیط تسبیح دستتان باشد ذکرهایتان را بگویید حرفتان را بزنید.@ هیچ کس را جز تو دوست ندارم یعنی(لا اله الا الله) (لا اله الا أنت سُبحانَکَ إنی کُنتُ مِنَ الظّالِمین) بد کردم تو را ول کردم رفتم سراغ کسان دیگر، بد کردم دل دادم به کسان دیگر، به هر کس دل دادم مرا غال گذاشت، به هر کس دل دادم لهام کرد، به هر کس دل دادم کامیاب نشدم.@ معنای قشنگی دارد(لا اله الا أنت سُبحانَکَ إنی کُنتُ مِنَ الظّالِمین) بد کردم تو معشوق من بودی تو عزیز من بودی اولش باید به تو دل میدادم گفته بودی از اول(فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ) جز خدا دلبر دیگری را نخواهید معشوق دیگری نخواهید، هی شنیده بودیم هی سر نماز هم میگفتیم اما حواسمان نبود همهاش دنبال این و آن بودیم نماز میخواندیم اما معشوقمان کسان دیگر بودند.@ این را هی بگوییم هی تمرین کنیم در این ماه، یک مقدار با خدا باشیم که انشاء الله بعد از آن پایان ماه خدا بیاید در آغوش ما، آدم وقتی این را پیدا کند دیگر بیمهری هیچ کس او را اذیت نمیکند غال گذاشتن هیچ کس او را اذیت نمیکند تحویل نگرفتن هیچ کس اصلا براش اهمیت ندارد نه تحویل گرفتنش مهم است نه تحویل نگرفتنش.@

این خوب است حیف است این ایام انشاء الله استفاده کنید من هم فرصت ندارم بیشتر از این صحبت کنم نوارهایی که در آموزش دین هست نُه تا نوار داریم در بحث آموزش دین انشاء الله از آن نُه تا نوار انشاء الله به خصوص بحثهایی که مربوط به مراقبات شب قدر هست پنج تا نوار هست انشاء الله استفاده کنید.@ البته انشاء الله من برگردم غیر از این سه شبی که احیا هست اینها را به عهده خودتان گذاشتیم اینکه در احیاها هم چکار کنید در نوارها گفتیم ولی شب 27 را یک احیا داریم انشاء الله شب 27 را اعلام میکنیم حالا یا میگذاریم همین فرهنگسرا جمع میشویم دور همدیگر، بناست در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) باشد.@ اگر امکانات جایی آنجا فراهم شود مکان مقدسی هست و انشاء الله همان جا یک مراسم داریم تا صبح شب 27 یک احیای خوب انشاء الله اگر که نبود میآییم همین جا دور هم جمع میشویم انشاء الله احیا خواهیم گرفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@