جلسه 015 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - دشمن‌شناسی (خاوران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره وسواس بود که در واقع حمله از سمت راست شیطان هست یعنی کمکگیری، بهرهگیری از دینداری ما علیه دین ما، حقیقتاً وسواس بیماری هست که اگر به سراغ انسان بیاید مثل خوره نخاعی میماند بیماری MS که انسان به مرور زمان توان خودش را در تمام قسمتهای بدن از دست میدهد.@ وسواس اینطوری است وقتی ورود میکند اول با مسائل خیلی سطحی، ارتباط با اشیاء، کم و زیاد، تعداد، شستشو، چیزهایی از این قبیل، مثلا فرض بفرمایید که شب چند بار بلند میشود کلید گاز را کنترل میکند که بستم یا نبستم، در خانه را قفل کردم یا نکردم، دو قفله بوده یا سه قفله بوده، همینطور دائم از همین چیزها شروع میشود ولی به این حد متوقف نمیماند و به مرور زمان به سطح اخلاق و بعد به سطح عقائد ما راه پیدا میکند.@ پذیرش وسواس در واقع عبارت است از عبودیت شیطان، در قرآن انسانها را به دو قسمت تقسیم میکند انسانهایی که عابد خداوند تبارک و تعالی هستند و انسانهایی که عابد شیطان هستند معبودشان شیطان هست.@ وسواس یعنی از تحت ولایت خدا، اندازه خدا، حدود خدا خارج شویم و اندازه و حدودی را که شیطان برای ما تعیین میکند بپذیریم این یعنی خروج از تحت ولایت خداوند تبارک و تعالی، در واقع بیادبی است نپذیرفتن اندازهها و حدود الهی هست که مساوی هست با ظلم به نفس.@ (وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) کسی که حدود و اندازههای خدایی را رعایت نمیکند به خودش ظلم میکند بیحرمتی به تخصص است بیحرمتی به علم هست و این نکته را امروز قرار بود برای شما اضافه کنیم در بحث وسواس که گاهی وقتها شیطان برای این که ما حدود را بهم بزنیم در مقدسات به ما توصیه عبادات بیشتر میکند.@ همانطور که در شستن میگوید بیشتر بشوی در عبادات هم توصیه عبادات اضافی میکند که حالا من توضیح خواهم داد قبل از این که وارد این بحث شویم یک نکته را من تذکر دهم و این است که ما باید دقیقاً آن شماره و کدی که به ما دادند رعایت کنیم و الا مثل یک شماره تلفن هست که اگر درست نگیرید چه کم بگیری و چه زیاد موفق به تماس نخواهی شد.@ اضافه بر شمارهها و اعدادی که خدا به ما گفته است اگر ما بخواهیم بیشتر از آن شمارهها برویم جلو یعنی رعایت بیشتر، گفت دو بار ما میگوییم سه بار، گفت چهار بار ما میگوییم پنج بار، گفت دو رکعت ما میگوییم چهار رکعت، هر چیزی که گفت ما بیشتر کردیم این حمله از راست هست.@ اما اگر گفت عدد را کمتر بگیر یعنی گفت از این سطح بیا پایین، گفت دو بار بریز گفتی عیب ندارد پاک است یک بار میریزیم این را حمله چپ میگویند، چرا؟ چون گناه مستقیما یک معصیت است یعنی حدود را من رعایت نمیکنم.@ ادعایش در وسواس این است میگوید من میخواهم حدود خدا را رعایت کنم اما در کم گذاشتن، کم رعایت کردن، بیمبالاتی کردن نسبت به طهارت و نجاسات و پاکی و حلال و حرام این مستقیماً معصیت هست، یعنی حمله از سمت چپ هست انسان حدود را رعایت نکند و تنبلی کند در اجرای حدود الهی، این یادمان نرود.@ به هر حال باید آن اندازهای که خداوند میفرماید ما رعایت کنیم نه کم و نه بیشتر، این حمله گاهی وقتها در مسائل معنوی هم همچنین است یعنی به ما را وادار میکند بیش از آنچه که باید رعایت کنیم رعایت کنیم.@ مثلا شما فرض بفرمایید که قنوت هست در نماز جماعت، امام جماعت را میشناسی امام جماعتت یک کسی است که مثلا مجموعه قنوتش ده ثانیه است شما نماز امام را اگر دیده باشید قنوتش همین است(رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْ‏آخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ) چقدر شد؟ ده ثانیه پنج ثانیه.@ یا خیلی کوتاهتر(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) یک قنوت این قدری امام جماعت قنوتش این قدر است گاهی وقتها امام جماعت قنوتش بیشتر است مثلا نیم دقیقه است من دیگر حد امام جماعت دستم هست.@ اگر دعایی را انتخاب بکنم که بیش از این حدود طول میکشد این هم خطرناک است من میدانم مثلا نباید دعای فرج را شروع کنم چون دعای فرج را بخواهم شروع کنم(اَللّهُمَّ کُن لِوَلِیِکَ حُجَۀ إبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیه) رسیدم به(صَلَواتُکَ عَلَیه ) آن گفته(رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْ‏آخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ) حالا او رفته رکوع، من میخواهم دعای اضافه بخوانم.@ یک موقع تصادفی اینطوری میشود عیبی ندارد ولی باید به رکوع برسی اگر به رکوع نرسی باید در سجدهها حتماً خودت را برسانی این هم گناه دارد که انسان در رکن نرسد اگر مخصوصاً عقب بیندازد که هیچی، دو بار عقب بیفتی در رکن نماز را باطل میکند.@ من در حال بودم، داشتم مکاشفه میکردم حالم خیلی خوش بود دوست داشتم یک دعای اینطوری بخوانم، نه این دعاها را انسان باید بگذارد برای نماز مستحبی، اصلا علت اینکه گفتند شما نماز واجبتان را خیلی کِش ندهید بعضیها از نماز میدزدند فرمود دزدترین مردم کسی است که از نمازش میدزد این معصیت میشود حمله از چپ است.@ یعنی طرف اصلا رعایت نمیکند تند میخواند به قول خود حضرت فرمود مثل کلاغ نوک میزند فرمود این اگر اینطوری بمیرد مسلمان نمرده با این نماز خواندن اگر بمیرد کسی مسلمان نمرده یک نماز تند تند بیحوصله بدون رعایت، آن هیچی، از آنطرف هم میگوید یک نماز واجبت را خیلی کِش ندهد یک نماز معمولی یک وقت معمولی.@ اگر واقعاً تو آدم باتقوایی هستی اگر یک آدمی هستی که دلت برای خدا تنگ میشود دوست داری بیشتر با خدا حرف بزنی تعقیبات هست ثوابش هم خیلی بیشتر است تعقیبات، نمازهای مستحبی خیلی بیشتر است شما برو در نمازهای مستحبی هر چقدر دلت میخواهد کِش بده آنجا قنوت انتخاب کن یک ساعت.@ ما بعضی از بزرگان داشتیم در قنوتشان دعای کمیل میخواندند در قنوتشان ابوحمزه ثمالی میخواندند یک ساعت یک ساعت و خوردهای، حرف است میخواهی حرف بزنی لذت ببری کیف کنی با خدا، اصلاً خستگی ندارد ولی اگر این کاره هستی واقعاً جلوی مردم ریاکاری نکن نماز واجبت مختصر، مختصر نه از آن بدزدی، نه تند تند باشد، نه یک نماز معمولی، و نماز مستحبی را نه چون آنجا عشق هست.@ اصلا مستحب یعنی طلب محبت کردن، در آن جا هر قدر دلت میخواهد خلوت کن طولانی بشود عمداً طول بدی معصیت کردی در نماز، از امام جماعت نباید عقب بمانی در سجده طول بدهی امام بلند شود تو هنوز داری سجده میگویی اشتباه کردی.@ سه مرتبه(سبحان الله) تمام، شد چهار ثانیه سه ثانیه پنج ثانیه، اما حالا اقا دارد بلند میشود تو دوست داری هفت مرتبه مستحبی را بگویی بعد صلواش را بفرستی بعد دعاهای دیگر دارد اینها مال موقعی هست که تو تنها هستی هیچ کس کنارت نیست حالا میخواهی یک حالی کنی حالا برو.@ مرحوم ملاهادی سبزواری یک موقعی که خودش تنها نماز میخواند یک ساعت و نیم نمازش طول میکشید یک مغرب و عشا یک ساعت و نیم دو ساعت طول میکشید تنهاست دوست دارد با خدا حرف بزند خدا هم خوشش میآید ولی وقتی کسی هست در جمع هست شما نمازهای واجبتان مختصر، نماز مستحبی بله هر چقدر دلت خواست بنشین نماز مستحبی بخوان.@ نیم ساعت جلوتر برو در مسجد نماز مستحبی بخوان خیلی هم خوب است بین نماز مغرب و عشا معمولا تعقیبات میخوانند شما هم تعقیبات بخوان نماز مستحبی بخوان بعد هم دوست داشتی وتیره بخوان اما در نماز واجب نباید کِش دهی.@ امام جماعت بلند شود شما هنوز در سجده باشی درست نیست حالا در سجده باشی نه به این معنا که حالا ما دو ثانیه پنج ثانیه با هم اختلاف پیدا نکنیم یک موقعی هست من یک ذکری را شروع کردم حالا مثلا فرض بفرمایید که معمولی هم داشتم میگفتم اما امام جماعت عجلهاش خیلی زیاد بود آن تندتر خوانده حالا عیب ندارد ولی تعمداً نباید انسان از امام عقب بماند عقب بماند گرفتار میشود.@ گاهی وقتها شیطان مستحباتی را به ما تحمیل میکند که واجبات را از ما بگیرد چند مثال برای شما بزنم مثلا من میدانم شب اگر بیدار بمانم دعای کمیل بخوانم توسل بخوانم حتماً نماز صبحم قضا میشود این دیگر حرام است من دعای کمیل بخوانم یا دعای توسل بخوانم یا تا دیر وقت بیدار باشم یا هیأت مثلا تا ساعت یک بخواهم عزاداری کنم این حرام است.@ اصلا ما قاعده داریم مستحبی که واجب را لطمه بزند حرام است دیگر اصلا مستحب نیست من میدانم اگر امشب بیدار بمانم فردا نماز صبحم قضا است حق ندارم بیدار بمانم باید بروم بخوابم عبادت هم باشد باشد، تخت باید بگیرم بخوابم.@ زیاد داریم ما افرادی که دعای کمیل میخوانند شب جمعه تا ساعت 12، یک بیدار هستند صبح هم نماز صبحشان راحت قضا است حال ندارند نماز بخوانند نماز اول وقت نمیتوانند بخوانند این توفیق از آنها گرفته میشود.@ دیروز یک جلسهای داشتیم با بعضی از این خارجیها در قم یک آقای طلبهای بود اسپانیایی بود گفت من این حرفهای قشنگ شما را در اسپانیا که بودم از این حرفهای شما شعارهایتان زیاد به گوش ما میخورد بعد خیلی شیفته شدم بعد هم آمدم شیعه شدم.@ جلسه اول که وارد ایران شدم حالا در کتابهایتان خوانده بودیم مثلا نماز این آداب را دارد نماز صبح اینطوری است نماز جماعت اینطوری است گفت مجردی هم آمده بودم و خلاصه با چند نفر از این ایرانیها خوابیدیم.@ صبح با یک شوق و ذوقی از خواب بلند شدم با صدای اذان، از خواب پریدم گفتم الان اینها همه بلند میشوند و خلاصه یک نماز جماعت خوب و عالی میخوانیم دیدیم به هر که گفتیم گفت برو بابا من بعدا خودمان میخوانیم، ول کن بابا حالا وقت هست، تا آفتاب بزند زیاد وقت هست، گفت من همینطوری یخ کردم.@ بعد آمدیم رفتیم مسجد، گفت گفتم این شورهای عرفانی اول همینطوری است گفت خلاصه شور در سرمان بود بلند شدیم از خانه بیرون زدیم یک مسافت زیادی را هم راهپیمایی کردم از روی ریل راه آهن رد شدم و رفتم در منطقه دیگری و خلاصه یک مسجد خیلی نوساز و شیک و تمیز پیدا کردم و با یک حالی رفتم در مسجد.@ رفت دیدم که پیرمرد کج و کوله آنجا هست با ضبط دارد ور میرود خلاصه اذانی گذاشت بعد من رویم نشد که بگویم حالا امام جماعت میآید، نمیآید، دیدم خودش بلند شد نمازش را خواند و بعد من حالا منتظر هستم الان امام جماعت میآید مومنین میآیند اینجا شلوغ میشود.@ به پیرمرد گفتم که امام جماعت، گفت نه بابا این جا کسی نیست یکسال است من تنها میآیم اینجا نماز میخوانم حالا حرف قشنگی به ما میزد میگفت برای چند تا از ایرانیهایی که سرشان داغ بود این اسپانیایی میگفت، خیلی مسائل را قشنگ گرفته بود.@ میگفت ببینید شما اگر نمیتوانید یک نماز صبح بلند شوید با هم جماعت بخوانید و نمیتوانید با هم یک لذت ببرید بنشینید با هم یک چایی بخوریم دم صبح، بیخود دنبال کارهای بزرگ و عملیات بزرگ نمیخواهید بروید شما مشکلات اینطوری را حل کنید حالا تا فکر کارهای بزرگ باشید.@ اتفاقاً جلسهای داریم ما با اینها، پیشنهاد شد گفتم چه موقع پیشنهاد میدهی باشد؟ گفت سحر جمعه مسجد جمکران، بعد دوست داشتید پیاده میرویم دوست داشتید با ماشین میرویم سحر آنجا جمع شویم با هم نمازی بخوانیم جلسهای بگذاریم ندبهای بخوانیم حالا این داشت پیشنهاد میداد.@ حالا ما باید رعایت کنیم که مستحباتمان به چیزهایی که باید رعایت کنیم لطمه وارد نشود به واجبات ضربه بزند حرام هست گاهی وقتها هست صبح بلند شدی شارع مقدس میگوید که شما اگر بلند شدی دیدی وقت وضو نداری حرام است وضو بگیری.@ من زیاد دیدم افرادی که در مجموعهای حالا در اتوبوس بوده جاهای دیگر، مسافرت، بلند شده وقت هم نیست به او هم میگویند تو وقت وضو نداری تیمم کن میگوید دلم نمیآید تیمم کنم یعنی وظیفهای که خدا از او خواسته تو حق نداری دیگر اینجا وضو بگیری چون بروی وضو بگیری به وقت نماز لطمه میخورد آفتاب میزند حرام است وضو بگیری حالا تازه میرود وضو میگیرد.@ مثل کبک که سرش را میکند زیر برف، فکر میکند اگر خودش کسی را نمیبیند کسی هم او را نمیبیند توجه نمیکند انگار نه انگار، به او میگویی تو همهاش سه دقیقه تا طلوع افتاب وقت داری پنج دقیقه وقت داری بخواهی بروی و بیای آفتاب زده است همین جا تیمم کن نمازت را بخوان که در وقت بخوانی.@ حالا بعضیها دیگر از این مسخرهتر میآیند میخواهند قامت ببندند اینجا تازه میخواهند اذان و اقامه میخواهند بگویند یعنی میخواهند این مستحب را هم رعایت کنند(الله اکبر (4) اشهد ان لااله الا الله) هنوز اذان تمام نشده به اقامه نرسیده آفتاب زده بعد به رویش هم نمیآورد اقامهاش هم میگوید انگار زور میخواهد بزند آفتاب را آنطرفتر ببرد یا به خدا بگوید مثلا خدایا تو چشمت را ببند.@ اصلا معلوم نیست این وضو و این اذان و اقامه به فرمان کیست چه لطفی دارد وقتی خدا راضی نیست و حرام کرده چه اصراری دارم که من حتماً وضو بگیرم برای نماز، چه اصراری دارم من حتماً اذان و اقامه بگویم.@ تو تیممت را سریع بکن همانطوری که از رختخواب بلند شدی تیممت را بکن برو روی سجاده، مُهر، نمازت را بخوان، تازه یک موقع اصلا وقت نداریم سجاده را باز کنیم یک کاغذی، مهری دستت بگیر نمازت را بخوان در وقت نباید باشد.@ تعبد یعنی همان حدی که خدا گفته حد این است من قبل از اینکه آفتاب بزند نمازم تمام شده باشد اگر اول وقت نمیخوانم در آن لحظهای که آفتاب میزند من قبل از آن نماز بخوانم دیگر این اذان اضافه اقامه اضافه، وضو، این چیزها دیگر چه صیغهای هست، اینها دیگر فرمان شیطان هست.@ دلم نمیآید، چه کسی دلش نمیآید؟ خدا از این راضی نیست، یا روزه مطمئن است روزه برایش ضرر دارد میگوید که نه من هرطور شده باید بگیرم، میداند ضرر دارد، تهاش را که میشکافی میگوید ببین همه که روزه میگیرند روزه گرفتن راحت است یک ماه رمضان همه میگیرم با همدیگر، من پدرم در میآید بعد ماه رمضان خوب شوم بقیه بخورند من نخورم.@ یعنی این هوای نفس پشتش خوابیده است چون حاضر نیست موقعی که خوب شد تنها روزه بگیرد حاضر نیست یک روزه باطل میخواهد بگیرد میگوید خدا میخواهد قبول کند میخواهد نکند، بعضیها واقعاً اینطوری هستند.@ یعنی به خدا میگویند یکی چیزی از ما خواستی انجام دهیم این قدر برای ما شرط نگذار واقعش اینطوری است به خدا میگویند اینقدر شرط نگذار حدود معین نکن هر طوری خودمان خواستیم.@ یک خانمی آمده بود گفته بود آقا من آرایش میکنم صبح از خانه بیرون میروم تا شب هم بیرون هستم آرایش را هم نمیتوانم پاک کنم نه لاکم را میتوانم پاک کنم نه رژم را میتوانم پاک کنم همان شب که میآیم 17 رکعت را با هم میخوانم، جدی، یعنی واقعا همین کار را میکرد یعنی همان شب17 رکعت را با هم میخواند میگفت مگر از من نماز نمیخواهد، نه دلش میآید نخواند یعنی به خدا بگوید نمیخوانم.@ گفته بودند طرف روزه نمیگرفت افطارش را میخورد افطار که میشد میآمد مینشست سر سفره افطار خیلی هم با آداب افطار میخورد گفتند دیگر این چکاری میکنی؟ میگفت اگر این را هم نخوریم کافر هستیم حالا اقلاً افطارش را بخوریم.@ حالا بعضیها اینطوری هستند خدا گفته نماز صبح باید اینطوری باشد میگوید نه من همان17 رکعت خودم ما داریم از مکاتب مختلف، من درآوردی اینطوری باز میشود شما الان بروید در این فرقههای تصوف، انواع تصوفها، خانقاهها که بروید میببینید هر کدامشان برای خودشان یک رساله نوشتند.@ آدمهای بیسواد درس نخوانده چهار کلاس پنج کلاس درس خواندند رساله احکام برای خودشان نوشتند مطابق میل خودشان شیطان به آنها دستور داده رساله نوشتند من دیدم به اندازه خیلی قطور یک رساله ولی همه من درآوردی است.@ یا مثلا فرض بفرمایید صد تا مسألهاش با مسائل فقهی شیعه تطبیق میکند بقیهاش دیگر در از خودشان انشاء کردند مسائل فقهی را، خودشان نوشتند میگوید من اینطوری نماز میخوانم دلم میخواهد اینطوری نماز بخوانم یک این تعبد خیلی مهم است.@ یکی از دوستانمان روحانی است خیلی شوخ است من آن موقع که قم خودم ساکن نبودم هر چهارشنبه میرفتم برای درس و برای ملاقات بعضیها، قبل از مغرب میرفتیم خدمت ایشان حجره ایشان مینشستیم مثلا حالا یک مطالعهای میکردیم یا کاری داشتیم یا صحبتی بود تا اذان میشد و با هم میرفتیم.@ یکی از این بچه حزب الهیهای خیلی محجوب و مقید، از آنهایی که میگویم حدود را میخواهد رعایت کند، آمده بود خورده بود به تور این بنده خدا، این هم شوخ اذیتکن، گفته بود که قبله کدام طرفی است من نماز ظهر و عصرم را بخوانم؟ حالا قبله اینطرف بود به او گفته بود آنطرف است این نماز ظهر و عصرش را خوانده بود.@ گفته بود اکبر شوخی کردم اینطرف است بعد هیچی یک ظهر و عصر هم اینطرف خوانده بود، بعد دوباره خندیده بود گفت اکبر شوخی کردم آنطرف است، آن بیچاره بازگفته بود من باید نمازم درست باشد دوباره خوانده بود، بعد به او گفته بود شوخی کردم اینطرف است آخرش این است هیچی آمد اینطرف هم خواند.@ نمازش را خواند و اذیت شد ولی میگفت این دارد من را اذیت میکند من که باید با خدا حدود را رعایت کنم، حالا این داستان اتفاق افتاد، برای من تعریف کرد گفت آن هفته جواد فلانی را میشناسی؟ گفتم بله، گفت جواد آمده بود همین بلا را سرش آوردم حالا آن اصلا این حرفها زیر بار نمیرود.@ به گفته بود قبله اینطرفی است نماز را خوانده بود بعد گفته بود جواد جان شوخی کردم قبله اینطرفی است، گفته بود خدا برود کلایش را بالا بیاندازد همین چهار رکعت نماز خواندم به من چه، این حرفها کدام است، بعضیها اینطوری هستند یعنی میخواهند به خدا زور بگویند.@ این خیلی مهم است که دقیقا ما باید شماره را رعایت کنیم شماره را یکذره اینطرف آنطرف بگیرید کار خراب میشود میگوید آقا شما الان با این وضع مثلا تیمم کنید، میگوییم نه تیمم نمیشود این خطرناک است، آقا خانمها موقعی که در ایام عادت هستند میتوانند حرم بروند؟ بله.@ شما حرم امام رضا میتوانید بروید داخل خود حرم نمیتوانید بروید حرم امام معصوم هست ولی در ساختمانها، زیر ساختمانها، قسمتهایی که خطبه صیغه مسجد نخوانده شما تا نزدیک ضریح هم میتوانید بروید، شیطان میآید میگوید نه خوب نیست تو اینجا آلوده هستی درست نیست حرم خیلی مقدس است شما این کار را نکنید.@ اینطوری وارد میشود که اینجا جای خیلی مقدسی است، مقدس و غیر مقدس تعریفش را ما باید از چه کسی بگیریم؟ از خدا بگیریم خدا گفته تو اجازه داری در این حیات بیایی، چرا نیاییم؟ یا مثلا میگویند برای مردها بعضی از ایام هست یا برای خانمها بعضی از ایام هست که شما مثلا قرآن خواندن مکروه است.@ مکروه این یادتان باشد نه اینکه بهتر است نخوانید، یک موقع به شما میگویند مثلا شما فلان غذا را نخورید مکروه است فلان کار را نکنید مکروه است، مکروه یعنی بهتر است ما انجام ندهیم، اما در مورد عبادت اگر گفتند، گفتند مثلا خانمها یا آقایان در فلان شرایط بهتر است این کار را نکنند مکروه است، هم خانمها دارند هم آقایان دارند، این به این معنا هست که ثوابش کم است نه اینکه نخوانیم ثوابش کمتر از آن حدی هست.@ لذا خیالمان را راحت نکنیم شیطان میآید اینطوری فریب میدهد بعد میگوید من نماز میخوانم دوست دارم نماز بخوانم، میگویید حالا اگر خانم هست در آن ایام میتواند بنشیند سر سجاده ذکر بگوید، ذکر هم همان نماز هست.@ مثل تعقیبات است چون فرمود نماز قبول نمیشود مگر با حضور قلب، حالا شما آمدی نماز واجب خواندی حضور قلب هم نداشتی راه جبران دارد؟ میگوید بله، بلافاصله که نمازت تمام شد شروع کن با حضور قلب تعقیبات بخوان.@ تعقیبات را که بخوانی جبران ضعف نمازت را در حضور قلب جبران میکند و نماز شما مقبول میشود با تعقیبات، برای همین هم حضرت سجاد(ع) فرمود تعقیبات جوهر نماز هست میگوید نه من اصلا در این ایام خوشم نمیآید دلم نمیچسبد بنشینم ذکر بگویم روی سجاده، این هم شیطان هست.@ میگوید چند آیه بیشتر مکروه است، مکروه است یعنی ثوابش کمتر است نه اینکه نخوانی، نه بخوان چه اشکال دارد بنشین بخوان، اصلا با ثوابش چکار داریم خودش مهم است خود این انس این لذت موسیقی فطری برای ما خیلی کار میکند موسیقی فطری وقتی به گوشمان میشنود خودمان بخوانیم از این موسیقی استفاده کنیم.@ مثل موقعی که کسانی هستند ترانه برای خودشان میخوانند آهنگ برای خودشان میخوانند که خودشان لذت میبرند از خواندن خودشان، صدایش هر چقدر میخواهد خوب باشد یا بد، خودش خوشش میآید.@ در قرائت قرآن هم در موسیقیهای فطری هم این است انسان خودش برای خودش بخواند لذت میبرد آدم چرا خودش را از این لذت محروم کند اصلا از این بیرون بیایم مسأله ثواب زیاد دارد یا کم دارد، برایم که حیات دارد برایم که لذتبخش است روحم را که شاد میکند همین را الان رعایت کنم انجام بدهم.@ بعضی از موارد هست میگوید اصلا شما نمیتوانی وضو بگیری تیمم هم نمیتوانی بکنی همانطوری بخوان، میگوید نه، میگویم که بیمارستان چکار کردی؟ میگوید بیمارستان خونی بودم لباسم کثیف بود نجس بود نماز نخواندم به دلم نمیچسبید گفتم همه را یک جا بیایم خانه قضا کنم.@ این گفتم را شیطان گفته، حرام است ترک نماز کردی فعل حرام، گناه کبیره مرتکب شدی تو باید در بیمارستان در همان خونآلودگیات نمازت را میخواندی شارع مقدس میگوید میتوانید وضو، نمیتوانید وضوی جبیره، نمیتوانید تیمم، جبیرهاش ولو، نمیتوانید بدون آن اصلاً، نه به دلم نچسبید چون خوابیده بودم،حالا شیطان چطوری میگوید، خوابیده بودم دیدم بیادبی است حالا میخواهد ادب خدا را رعایت کنم.@ بد بود به دلم نچسبید گفتم بگذار حالم خوب شود بعد یک نماز باحال برای خدا بخوانم، انگار خدا معطل نماز ماست لنگ است ما یک نماز باحال برایش بخوانیم، خدا از ما عبودیت میخواهد یعنی در هر شرایطی بگویی، بله، حتی آن موقع که به دلت نمیچسبد.@ اصلا علت اینکه بما گفتند شما نماز بخوانید روزه بگیرید حدود را رعایت کنید برای این است که ما پا روی دلمان بگذاریم به طبیعت نه بگوییم در هر شرایطی، وقتی یک چیزی از قبیل پاکی، ادب، رحمت، در مقابل خدا میگذاری، میشود بیادبی.@ مثلاً میگوید این خانم و آقا زنا کردند شما باید موظف هستی قرآن هم میگوید نباید با رحمت بزنید بعد من میگویم نه من دلم نمیآید گناه دارد، گناه دارد را اینجا چه کسی میگوید؟ یعنی تشریع میکند برای ما دین میآورد گناه دارد، این گناه را شیطان میگذارد، گناه دارد نه من نمیزنم دلم نمیآید، این دلم نمیآید را هم شیطان میگوید نزن، برای چی میگوید نزن؟ دیگر این رأفت نیست مهربانی هم نیست.@ شما وقتی نزنی این زن و مرد را فردا در اجتماع این فساد رواج پیدا میکند حالا شما رحمت کنید مثلاً:@

حالا شما این زن و مرد را نزنید چه اتفاقی میافتد؟ میرود زندگی مثل خودت را هزار دفعه بهم میزند، همان خانمی که میگوید این حکم حکم خشنی است فردا میبیند وقتی فساد رواج کرد شوهرش را هم از دستش درآوردند پسرش را هم از دستش درآوردند فساد همه جا را میگیرد بعدها اگر خودش به فساد نیفتد آن یک بحث دیگر است.@ اسلام میگوید شما بزنید، اسلام میگوید کسی که لواط کرده، همجنسباز باید کشته شود حکمش قتل است یا باید او را بسوزانید یا باید در گونی بیندازید از کوه پرتش کنید پایین، یا اعدام است، دارش بزنید، چرا این قدر سخت گرفته؟ برای این که وقتی همجنسبازی شد خانواده به خطر میافتد.@ مثل آن چیزی که الان در غرب است مردها به مردها اکتفا میکنند زنها به زنها، آن وقت همه معطل میمانند سنهای ازدواج یکسره بالا میکشد هم برای مردها هم برای زنها، فاجعه اتفاق میافتد لذا قرآن سفت میگیرد که حدود رعایت شود.@ حالا تو رحمتت واقعاً بیشتر از خداست میگویی این گناه دارد یا این حکم خشن است این بیادبی نیست؟ این مثل این است به یک جراحی که دارد بدن من را میشکافد که مثلا یک گلوله را از بدنم در بیاورد بگوییم تو چقدر بیرحم و خشن هستی، یک پزشکی که دارد پای مرا قطع میکند برای این که این قند به بالاتر نزند چشم مرا کور نکند قسمتهای دیگر بدن را از بین نبرد من را نکشد میگوییم چقدر بیرحم.@ این رحمتهای میلیاردها انسان را جمع کنید در مقابل رحمت خدا چقدر است؟ یک قطره است در مقابل اقیانوس، حالا ما کارمان به جایی رسیده که از خدا رحیمتر شدیم دلمان بیشتر میسوزد برای مخلوقات خدا که بگوییم نه این خشن است این تند است این حکم اینطوری است این شیطان است.@ اصلا بعضیها را وادار میکند علیه حدود الهی، دیات، قصاص بنشینند نامه، مقاله بنویسند در این روزنامهها که اسلام دستوراتش خشن است این قاعده ذبح گوسفند را فیلمش میکنند دیدید شما فیلم را، من هم در خارج دیدم این فیلم را، هم در داخل بدون دخترم هرگز، اصلا این بریدن گوسفند را.@ یعنی آنها خودشان گوشت میخورند چطوری میخورند؟ آنها سر نمیبرند؟ شما غرب وحشی را نگاه کنید کارهایی که آنها میکنند یک میمون را میآورند میگذارند زنده این وسط، دو طرف میز را میچسبانند اینجا میگذارند بعد سرش را زنده زنده میچرخانند بعد میکَنند مثل کلهپاچههایی که ما درست میکنیم یا زنده زنده حیوان را میبرند از شکمش چیز درمیآورند میخورند.@ خدا میگوند بعضی از حیوانها خوردنی هستند شما که از سوسک و موش و گربه از دست شما امان ندارد زنده زنده میخورید، شما مثلا رحمتتان زیاد است؟ شما آن موقع که بزرگانتان از رئیس جمهورتان بگیر وزرایتان همه در بوسنی داشتید هزاران بوسنیایی را قتلعام میکردید.@ زن و بچه و پیر و زن باردار را زنده زنده شکمش را پاره میکردید جنینش را در میآوردید با آن فوتبال بازی میکردید شرطبندی میکردید شما تمدن داشتید، بعد سازمان ملل یک هواپیما فرستاده بود من فیلمش را دیدم.@ در دل آن آتش یک دانه خرس را نجات دهند بین چقدر اینها مهربان هستند آنوقت آدمها، بچههای کوچک داشتند تکهتکه میشدند له میشدند زنده زنده زیر تانک و ماشین اینها اشکال نداشت ولی نباید یک دانه خرس آنجا بماند یک طوریاش شود یک هواپیما فرستادند یک دانه خرس آوردند در آن هواپیما هیچ کس را راه ندادند.@ خود سربازان سازمان ملل چقدر جنایت کردند آنجا، آن وقت نفهمها فریب خوردهها بیعقلهای داخلی مثلا میایند مینشینند میگویند بله احکام اسلام واقعاً خشن است یعنی شما واقعاً این احکام اسلام را از خدای بشتر رأفت و رحمت دارید خدا خشن است نمیفهمد بیرحم است شما رحم دارید.@ این رحم شما از کجا آمده؟ چه کسی این رحم را به شما داده؟ این رحمی که تو داری الان به خدا اعتراض میکنی میگویی خدایا تو بیرحمی خشنی، این رحم را چه کسی به تو داده؟ مگر غیر از این است که خدا به تو داده این عقلی که تو داری خدا را محاکمه میکنی چه کسی به تو داده؟ قوه تشخیص را چه کسی به تو داده؟@ با عقلی که خدا به تو داده قوه تشخیصی که خدا به تو داده با رحمتی که خدا به تو داده رأفتی که خدا به تو داده خدا را محکوم میکنی این حرف خیلی مسخره است ببین شیطان چه بلایی سر آدم میآورد یعنی آدم را کاملاً احمق میکند راست راحت آدم را میفرستد به جنگ خدا در جهنم و حماقت.@ یک کسی نیست بگوید شما که مثلا دارید ایراد میگیرید به قوانین اسلام که خشن است خودتان چکار میکنید خود شما خشونت نیست وحشیگری نیست شما بمب میسازید حلبچه چکار کردید با زن و بچه مردم، با بیگناهان چکار کردید بوسنی چکار کردید جاهای دیگر چکار کردید کشمیر چکار کردید فلسطین دارید چکار میکنید آنها خشونت نیست!.@ در لبنان این همه بکشند در خانه میآمدند میکشتند من یک موقعی لبنان رفته بودم شبانه رفتم در خط خانههای این و آن میرفتیم سر میزدیم خیلی باید یواش میرفتیم میآمدیم، بو ببرند یک هلیکوپتر برایتان بلند میکنند هیچی امنیت ندارد از دست اینها.@ آنوقت حالا دیگر اینها رحیم و رحمان و مهربان شدند و متدین هستند و اهل ازادی هستند و اهل دموکراسی و اهل تساهل و تسامح هستند این بلا را شیطان سر انسان میآورد که بنشیند دست به قلم هم شود علیه خدا نامه بنویسید مقاله بنویسید که حکم اسلام حکم خشنی است حکم اسلام حکم تندی است نمیشود رعایتش کرد!.@ خودشان در ممالک زیادی در بوق و کرنا کردند که اعدام باید برداشته شود اعدام خشن است هر کس هر جرمی کرد دیگر نباید اعدام شود ولو آدم بکشد، چه اتفاقی افتاد؟ جنایت در آن کشورها به اوج خودش رسید آن وقت یواشکی خودشان زیر 18 سال هم اعدام میکنند.@ بیشترین زندانیها در دنیا در آمریکا است و بدترین و کثیفترین وحشیانهترین زندانها را غربیها دارند دیروز یکی از همین خارجیها میگفت من در زندان انگلیس بودم ده ماه، میگفت برای اینکه مسلمان بودم مرا انداختند در باندی جنایت، زندان جنایی.@ میگفت آنجا هر کدام از آنها برای خودشان باند دارند راحت آدم میکشند رئیس زندان است هیچکس هم نمیتواند اعتراض کند باندی عمل میکنند در بعضی از فیلمهایش هم شما شاید دیده باشید فیلم خانه شیشهای را شما نگاه کنید ببینید چه خبر است حقیقتی از زندانهای آنجاست.@ دوستان دیگر که آنجا زندان بودند برای من تعریف کردند چقدر سیاه چقدر تاریک چقدر خشن سر یک آب خوردن آدم میکشند این قدر راحت، خیلی راحت به بهانه کوچکی، داشتی رد میشدی سایهات روی من افتاده واقعا همینطوری است به همین بهانه، باید حواست جمع باشد که سایهات روی من نیفتد.@ آنوقت اینها میخواهند بما درس تمدن یاد بدهند اینها عبد شیطان هستند بنده شیطان هستند مواظب باشیم یک موقع بدلیل رعایت مسائل اخلاقی و اسلامی و ارزشی، اسلامی که نه، ارزشی به قول خودشان انسانی درمقابل خدا قرار نگیریم.@ چون خدا ما را بهتر از خودمان میشناسد(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ) خدا به مردم رحمان و رحیم است رئوف و رحیم است آسایش مردم را میخواهد حالا ما بیاییم در مقابل خدا بایستیم.@ یک موقعی شیطان میآید اینطوری ما را مقدس میکند در مقابل خدا، در مقابل احمام الهی گیر میدهیم به احکام الهی، میگوییم خدایا این تند بود اینجا خشن بود هیچ کس هم نمیآید بما بگوید تو که داری به خدا ایراد میگیری با کدام رأفت، رأفتت را از کجا آرودی؟ از جایی غیر از خدا گرفتی؟ کسی نمیآید این را به ما بگوید.@ البته این بحث بحث خیلی مفصلی است من یکی دو تا مثال دیگر بزنم در بحث اذکار و عبادات بعد انشاء الله جلسه بعد بپردازیم به قسمت دیگر حمله از راست، گفتیم که شیطان برای این که بتواند در حمله از سمت چپ موفق شود ما را به گناه بیندازند اگر مقاومت ببیند از سمت راست حمله میکند.@ حدود را ما اگر در سمت راست بشکنیم چون در لباس مقدس هست متوجه نمیشویم ولی باطن قضیه اتفاق افتاده حد بهم خورده، وقتی جرأت بهم زدن حد را ما پیدا کنیم جلو خدا در مقدسات مسائل ارزشی بایستیم آنچه باید اتفاق بیفتد اتفاق افتاده یعنی در درون حریم خدا شکسته شده گناه هم یعنی همین.@ ما میگوییم ما قمار نمیکنیم مشروب نمیخوریم آدم نمیکشیم زنا نمیکنیم چون حدود الهی است میگوید حدود الهی است باشد شما رعایت کن تقوا داشته باش، در اینجا قشنگ ما را معصوم میکند.@ میآورد در عبادات در آن جا یک مقدار حدود را بهم میزند یعنی جرأت میدهد تو یک چیزی علاوه بر آنچه خدا گفته اضافه و کم کنی آنجا که بتوانی چون مقدس هم هست متوجه نمیشوی که این گناه است صورت زشتی که ندارد ظاهرش یک سبحان الله اضافه گفتن است مگر بد است.@ یک بار آب ریختن است مگر بد است دو بار آب اضافه ریخیتم اشکالی ندارد به طهارت نزدیکتر است یک رکعت اضافهتر خواندیم احتیاطاً مگر بد است، اینجا چون لباس لباس مقدس است انسان متوجه نمیشود که دارد در لباس مقدس حریم خدا را بهم میزند باز حریم بهم خورده هیچ فرقی نمیکند.@ مثلا یک بچهای میخواهد حدود ادب را رعایت کند بچه باید وقتی میخواهد راه برود با پدر مادرش، یا هم سطح پدر مادر راه برود یا یک چند قدمی عقبتر باشد یک مقدار عقبتر از پدر مادر، جلو نباید بیفتی، نسبت به امام جماعت، نسبت به معلم، نسبت به پدر مادر اینطوری است حق نداری جلوتر راه بروی قدمهایت را باید خیلی حواست باشد یا نزدیکش است یک مقدار عقبتر از آنها.@ حالا یک بچه میخواهد این را رعایت کند پدر معذب است پدر میگوید عزیزم بیا پیش من با هم راه برویم بیا جلوتر، بچه میگوید نه من باید ادب را رعایت کنیم بیا من اینطوری معذب هستم ناراحت هستم، وقتی پدر معذب است و ناراحت است یعنی دیگر نباید این ادب را رعایت کنی باید بیایی کنار پدر راه بروی این اینطوری بیشتر دوست دارد.@ خودش دارد به تو دستور میدهد ما دستور پدر را زیر پا میگذاریم خراب میشود در حمله از سمت راست وضعیت دقیقا همینطوری است ما به احترام خدا معصیت خدا را میکنیم شیطان اینطوری به گردن ما میاندازد ظاهراً داریم به احترام خدا این کار را میکنیم در حالی که غلط است.@ خدا گفته همین شماره، همین عدد، نمیشود بگوییم خدا یکذره بیشتر، نه، وقتی توانست در معنویات و مسائل مذهبی به تو تحمیل کند که حدود را بهم بزنی بعد که تو را میآورد در گناه راحتتر جرأت میکنی گناه بکنی.@ برای همین کسانی که یک مدت مذهبیهای سفت و سختی بودند و حدود را خیلی رعایت میکردند بعد کشیده شدند به افراط، که اساتید دائماً تذکر میدهند زیادهروی نکنید به اعتدال، شما امت وسط هستید هر چیز به اعتدال، وقتی در هر چیزی زیادهروی میکنند بعداً از آنطرف یکدفعه ول میشود.@ چون در اینطرف که زیادهروی کنی یعنی در واقع حد را بهم زدی بعداً تو را میکشد سمت گناه، میبینی شجاعتش را داری این کار را بکنی پس انسان باید مواظب باشد در مقدسات هم جلو نیفتد از همان نماز جماعت به تو گفت اگر یکذره طولش بدهی بیشتر از امام جماعت، معصیت کردی که حواست را جمع کنی.@ فردا در جبهه فرماندهات به تو گفت اسیر، حق نداری بکشی، نمیتوانم بگویم اقا این برادر مرا کشته این ملت ما را کشته این جنایت کرده ما باید بکشیم، نه دستور داده اسیر، نکشید، باید نکشی، بکشی معصیت کردی قتل نفس است.@ آنجایی که دستور رسید تا اطلاع ثانوی حق نداری اسیر بگیری یعنی باید بکشی، بگویی من دلم نمیآید اینها را نباید بکشید، این هم شیطان است امیرالمومنین(ع) یک موقعی به 12 هزار نفر یک نفره حمله میکرد به او میگفتند(حیدر کرار) یک شمشیر داشت حالا معمولا شمشیر را در عکسها اینطوری میکشند شمشیرش ذوالفقار دو طرف شمشیر تیز بوده یعنی مثل یک طرف عمل میکرده.@ ایشان وقتی ضربه را که میزده با شمشیر، وقتی میزده موقعی که برمیگردانده با این طرفش هم یکی را میزده یعنی در یک رفت و برگشت شمشیر دو نفر میافتادند، اینقدر قوی و سریع، راحت یکدفعه حمله میکرده صدها نفر را از دم تیغ میگذرانده سرشان را میانداخته روی زمین میرفته، آرام آرام.@ بعد هم میآید وقتی به یک پیرزنی، به یک بچهای برخورد میکرد که گرفتار است خاکسار، ذلیل، زانوهایش میلرزید شروع میکرد زار زار گریه کردن، این امیرالمومنین(ع) هست یعنی در آنجا(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ) در بین خودشان(رُحَماءُ بَيْنَهُمْ) در واقع دو طرف یک سکه است.@ شما اگر بخواهی خنک شوی باید نسبت به گرما خشونت داشته باشی یعنی گرما را از خودت دفع کنی دو طرفش یکی است شما وقتی پشهها را دور میکنید از خودتان به عشق بچهات است نمیگوییم مثلا اینها را دور نکنیم بیایند بچه را اذیت کنند مورچه است بیاید برود درگوش بچه، چشم بچه را اذیت کند.@ ولی شیطان نمیگذارد این را شما بفهمید و باعث میشود ما در مقابل خداوند قرار بگیریم پس خیلی باید دقت کنیم هر دو یکی است آنجا که میگوید بِکُش عبادت است آنجا که میگوید نکُش عبادت است.@ به مالک اشتر میگوید برو جلو بکش میرود، نزدیک حریم و چادر معاویه میگوید برگردد، چشم برمیگردم، اگر یکی بگوید نه من باید بروم خطرناک میشود، خوارج را شما نگاه کنید خوارج همه گرفتار شیطان بودند از امامشان جلو افتادند(المُتِقَدِّمُ لَهُم مارِق وَ المُتَأخِّرُ عَنهُم زاهِق) جلو بیفتی منحرف هستی عقب بیفتی هلاک شدی.@ هیچ فرقی نمیکند باید قدم به قدم همان جایی که او پا گذاشته پا بگذاری از امام از رساله از خدا جلو نیفتی عقب هم نمانی آنجا که باید خشونت داشته باشیم داشته باشیم آنجا که باید بکشیم بکشیم آنجا که باید نکشیم نکشیم.@ انسانیت یعنی این، یعنی عبد خدا بودن، براساس میلم تصمیم نمیگیرم به خشونتم به غضبم کاملا غلبه دارم میتوانم یک کسی که میدانم تیراندازی کرده عدهای از دوستان من را کشته نکشم چون دستور رسیده نکش باید اسیر بگیرم.@ میدانم این آدم خبیثی هست ولی حق ندارم به او خشونت داشته باشم امام(ع) دارد تعلیم دعا میکند برایتان مثل اینکه گفتم دعای غریق را تعلیم میکند(یا الله یا رَحمانُ یا رَحیم یا مُقَلِّبَ القُلُوب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک وَ اکفِنا یا قاضِیَ الحاجات یا کافِیَ المُهِمّات إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر).@ گفت حالا خودت بخوان ببینم، گفت(یا الله یا رَحمانُ یا رَحیم یا مُقَلِّبَ القُلُوب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک وَ اکفِنا یا قاضِیَ الحاجات یا کافِیَ المُهِمّات إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر برحمتک یا أرحم الراحمین) حضرت فرمود خدا رحمان و رحیم است ولی من به تو نگفتم تو بگویی(برحتمک یا ارحم الراحمین) در دعا این نبود نباید یک کلمه از خودت اضافه کنی.@ گاهی وقتها شیطان میگذارد شما هزار تا حرف خوب را بشنوی قشنگ در اطاعت هم کمکت میکند یک جا میگوید یکذره عدد را بلا ببر همان یکجا حریم میشکند مثل سد است همه جا را که خراب نمیکند از یک جا سد را میشکافد سد یک جایش ترک بردارد دیگر بدرد نمیخورد از همان جا داخل میآید و کار را خراب میکند تمام میکند.@ گاهی وقتها طبیعت با انسان این کار را میکند که انسان حرف خدا را بشنود رعایت کند اطاعت کند نماز شب بخواند دعا بکند گریه کند امام حسین سنیه بزند مسجد برود همه را پشتوانه قرار میدهد برای یک جایی که آنجا دیگر راحت بتواند خطا کند.@ بعد وقتی به او میگوییم میگوید من این همه سابقه عبادت دارم جبهه دارم جنگ دارم خانواده شهید هستم نماز شب خواندم روضه رفتم این همه مسجد، حرم رفتم این همه کمک کردم همه اینها را میکند برای اینکه وجدان خودش را آرام کند یک جا به خدا بگوید نه، آنوقت همانجا همان تَرَکی هست که در سد وارد میشود.@ برای همین وقتی زورش نرسد یک نفر را از طریق گناه بزند زمین، میگوید تو به دعا اضافه کن، به دعا یک کلمه(برحتمک یا ارحم الراحمین، اضافه کن اضافه که میکند کار خراب میشود.@ شما در دعاها نگاه کنید زیارت عاشورا، الان ما میخوانیم زیارت عاشورا را چطوری میخوانیم؟ مینشینیم میگوییم(بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا اباعبدالله) در حالی که اصلا(بسم الله الرحمن الرحیم) ندارد شما وقتی مینشینی باید بخوانی(السلام علیک یا اباعبدالله).@ دعای ایام هفته شما نگاه کنید، دعای ایام هفته دعای روز شنبه، یکشنبه، دوشنبه، (بسم الله الرحمن الرحیم) دعای مناجات خمس عشر(بسم الله الرحمن الرحیم) ولی صدها مناجات دیگر داریم مناجات با خدا هم هست اما حق نداری باید بدون بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنی.@ (إلهی مَن أنا أنا إلهی من أنا حَتّی تَغضِبَ عَلَی) و خیلی دعاهای دیگر، عرفه شروع میکنی(الحمدلله الذّی لَیسَ لِقَضائِهِ دافِع وَ لا لِعَطائِهِ مانِع) (بسم الله الرحمن الرحیم) ندارد من یک بسم الله خودم شروع کنم.@ یک موقع هست به نیت ورود ما نمیخوانیم میگوییم ما مستحبی همینطوری یک بسم الله میخواهیم بگوییم برای تیمن و تبرک بخوانیم یک بحث دیگر است ولی یک موقع هست باب میشود.@ الان شما در مفاتیح نگاه کنید(یا ذی الجَلالِ وَ الإکرام یا ذَی النَعماءِ وَ الجُود یا ذَی المَنِّ وَ الطَّول حَرِّم شَیبَتی عَلَی النّار) ولی الان چی به آن اضافه میشود مثلاً(بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آله الأطهار) یک چیزی که قشنگ به آن بخورد اینجا هم نباید اضافه بکنیم حضرت نگفته اینجا تو(بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آله الأطهار) بگویی، باید چه میگویی؟@ دعای فرج میخواهی بخوانی(اَللّهُمَّ کُن لِوَلِیِکَ الحُجَۀ ابنِ الحَسَن) تا آخر(حَتّی تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً) تمام، ولی ما میگوییم(برحتمک یا ارحم الراحمین) از کجا آمده؟ چه کسی آورده؟ چه کسی اضافه کرده؟ همینطوری در دین اضافه میشود بعد میبینیم اصلاً یک چیز دیگر شد ریخت به هم میخورد.@ میآییم کمیل بخوانیم میبینیم کمیل نییست دعای توسل است واقعا اینطوری است کمیل مناجات با خداست یعنی من نشستم با خدا دارم حرف میزنم ده دقیقه میخوانی آقایان بلند شوند سینه بزند، دارم با خدا حرف میزنم ما را بردی گودال قتلهگاه چرا؟ ما داریم با خدا حرفیم میزنیم.@ آنجا که قرار است با(محمد و آل محمد(ص)) قرار است حرف بزنیم خود حضرت چند تا صلوات دوانده در کمیل، کمیل را بخوان داریم با خدا حرف میزنیم داریم، با خدا حرف میزنیم بعد برای حضرت عباس سینه میزنیم.@ بله شما دوست داری یک ذکر مصیبتی کنی تیمناً یک چیزی بگویی از زیارت از روضه یک چیزی بگویی حضرت را مقدم بگذاری بر عبادتت برخدا، اول کمیل این این کار را بکن آخر کمیل هم خواستی این کار را بکن دعا را خرابش نکنید.@ مثلا یک دعای کمیلی که مثلاً نیم ساعت طول میکشد میبینی ده شروع کردند یک همه دارند میروند پایین، چرت میزنند میآیند بالا، هنوز تمام نشده، چرا؟ چون مثلا پنج تا سینهزنی وسطش بوده چقدر توسل بوده وسطش، به هم میریزد این خراب میشود.@ بعد میبینیم جمعیت مثلاً با 500 نفر عشق و حالش کمیل شروع شده من یادم است یک زمانی کمیلهای تهران میرفتیم مگر جا بود بنشینیم در خیابان کیلومترها جمعیت بود حالا برو ببین چه خبر است، اصلا هست یا نه؟ هست مثل این که یکی و نصفی آدم میآیند.@ اگر میگذاشتند دست نمیزدند از خودشان اضافه نمیکردند آن کمیل را با همان شیرینی که از اول وارد شده میخواندند کسی که لذت میبرد از یک پاتوق ول نمیکند میآید، ولی خراب شد طرف دید نه فردا نماز صبحش قضا شد زن مثلا نُه شب رفته دعای کمیل، میبینی یک نصف شب زنها در خیابان ول، ماشین گیرشان بیاید، نیاید، اصلا خیلی ناجور است.@ من یک موقع خودم داشتم میآمدم شب بود با موتور دیدم یک آقایی با زنش ایستاده ساعت یک، از کجا میآید؟ دعا، گفتم بیا موتور مرا بردارید شما بروید حالا بعد بیا فلان جا موتور مرا به من بده، حالا شما بروید اینجا نمایند یا دو تا خانم سه تا خانم در خیابان چکار میکنند 12 شب یک نصف شب، کمیل رفته بودیم، نمیشود جور در نمیآید.@ کمیلی که وارد کردند بعد از نماز مغرب و عشا، نیم ساعت 40 دقیقه آن هم فقط حرف با خدا بزنید تازه اگر خواستید وسطش هم یک حالی بدهید چون مردم معمولا عربی بلد نیستند یک چیزی باید بگویی که بفهمند لذت ببرند حالا مثلاً یک مناجات آدم با خدا اضافه کند بگوید.@ اگر خواستید مثلا روضهای باشد آخرش یا اولش یک چیزی آدم بگوید کمیل را بگذارید همینطوری باشد همین چیزها آمده ما اضافه کردیم یکدفعه میبینیم خیلی از نظامهای عبادی ما بهم خورده.@ الان ما چند جور سفره داریم سفرههای من درآوردی که مثلا برای حاجت گرفتن است، درآمده، هر کسی یک چیزی از خودش در آورده است بعد چیزهای دیگر اضافه شده شما حرمها که بروید میبینید خیلی از مظاهر خرافه آمده و اینها شیطان میآورد تا شما را زده کند و ناامید کند و بدبین کند.@ این را خیلی باید ما دقت کنیم به دعا اضافه کنی به اذکاری که وارد شده است به خصوص جایی که جمع است و دیگران یاد میگیرند خطرناک است شیطان اینجا حریم را میشکند آنجا تا بتواند در گناه هم به تو شجاعت حریم شکستن را بدهد.@ ولی یک موقعهایی هم هست خودت تنها هستی گفتم در تنهایی احکام فرق میکند چون خودت هستی و خدا، حالا نمازت را که گفتند نماز واجبت را مختصر بخوان حالا دوست داری مثلاً یک سوره طولانی انتخاب کنی نوش جانت بخور، هر چقدر میخواهی با خدا صفا کن.@ یکی از بچهها میگفت من یک بار نماز خصوصی امام را دیدم شما همین امام را در فیلم نگاه کیند نماز واجبش را میخواند نماز جماعتش را میخواند سه چهار دقیقه نمازش است گفت یک بار خصوصی دیدم امام نماز میخواند بساطی بود برای من که تعریف میکرد.@ میگفت سجاده را که آنجا میگذاشت از اینجا شروع میکرد یک قدم میآمد جلو یک ذکر میگفت گریه میکرد، دوباره یک قدم دیگر میرفت جلو، یک ذکر میگفت گریه میکرد، تا هفت قدم که رفت روی سجاده، بعد میگوید تا اذان را میخواست بگوید آدابی داشت اذان گفتنش، قبلش، وسط اذان، بین اذان و اقامه چه حالی میکرد، اقامه را گفت قبل از اینکه بخواهد نماز را شروع کند یک دعاهایی ما داریم.@ شما بروید بخوانید در مفاتیح ببینید چقدر صفا دارد یک نماز واجب آدم تنهایی میخواهد بخواند تازه وقتی شروع میکند میگوییم(الله اکبر) ما شروع میکنیم(بسم الله الرحمن الرحیم) خیلی میگوییم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین).@ ولی شما بروید نگاه کنید در مفاتیح چه غوغایی است چند دقیقه یک الفاظ و اذکار خیلی زیبا دارد همچین شما اگر این را بخوانید کاملاً تکانت میدهد همچین حضور قلب برایت میآورد بعد که میخواهی بیایی بگویی(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) دیگر آدم را آتش میزند ولی این فراداست این مال خودت است قابل تعمیم هم به دیگری نیست.@ اگر کسی میخواهد خودش برای خودش، اما حالا من بروم آنجا امام جماعت شوم، ما این هستیم، حالا چی؟ باید یک ساعت پشت سر اقا پارک کنیم، نمیشود، میخواهد قنوت چی بخواند، تو امام جماعت هستی مختصر و مفید، این باید خیلی رعایت شود که شیطان حدود را از ما نگیرد.@ چون بگیرد آنوقت به معصیتهای خیلی بزرگ میاندازد یعنی حمله از چپ قطعی است این را مطمئن باشید زیادهروی در مسائل مذهبی حدود به هم زدن مطمئن باشید یقین کنید که حمله از چپ صورت خواهد گرفت و قطعی هست.@ این آژیر قرمزها میکشیدند زمان جنگ که حمله هوایی قطعی است آژیر قرمز که میشد میگویند معنی و مفهوم این است حمله قطعی صورت میگیرد حالا من به شما میگویم از الان آژیر بکشم شما به محض این که رفتی در وسواس مطمئن باش حتماً معصیت خدا را هم خواهی کرد جلوی خدا میایستی گناه هم بعدها مرتکب میشوی گناهان سنگین، چون اصلا وسواس بودن به خود آدم یک چهره مقدس میدهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@