جلسه 014 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - دشمن‌شناسی (خاوران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشتهمان حمله شیطان از سمت راست بود که گفتیم مربوط هست به امور دینی که گفتیم وقتی شیطان دستش به ما نرسد که از سادهترین راه و نزدیکترین راه که عبارت است از گناه که حمله از سمت چپ هست به ما آسیب برساند این حمله را از سمت راست که عبارت است از صور مقدس به ما میزند.@ در این حمله که مظاهر مختلفی دارد که من یک مظهرش را هفته گذشته شروع کردم که عبارت است از وسواس، شیطان تلاشش این است که اندازهها را بهم بزند شیطان خوب میداند این را که ما اگر اندازههایی را که خداوند تبارک و تعالی برای حرکت ما به سمت خوشبختی، حفظ خوشبختی دنیایی، شادی دنیایی، آرامش دنیایی و خوشبختی ابدی به او نیاز داریم اگر اینها را رعایت نکنیم هیج وقت به آنجایی که باید برسیم نمیرسیم.@ شما تهران قم را که میخواهید بروید باید 130 کیلومتر 135 کیلومتر مسیر را طی کنید کمتر بروید نمیرسید این مقدار کیلومتر باید طی شود در تمام خلقت خداوند تبارک و تعالی ما با اندازه روبرو هستیم گاهی وقتها این اندازهها کمتر از میکرون هست به طوری که با قویترین میکروسکوپها هم خیلی از آن چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی خلق کرده دیده نمیشود.@ در قرآن هم فرمود خیلی چیزها را شما نمیدانید، میدانید مقداری از مسائل خلقت را، خیلی چیزهای دیگر را هم نمیدانید بشر در طول این مدت سعی کرده با علم، کمک گرفتن از خود خداوند تبارک و تعالی، عقلی که خدا به ما داده چیزهایی را کشف کند اما هنوز آن چیزهایی که قرار است کشف شود بسیار بیشتر از آن چیزی است که کشف نشده.@ در روایت داریم علم از 27 پلهاش فقط دو پله، یا از 25 پله فقط دو پله تا زمان ظهور حضرت امام زمان(ع) طی میشود لذا خیلی چیزها هست که ما نمیدانیم آنچه که بدست آوردیم در مقابل آنچه که نمیدانیم همانطور که خود دانشمندان ما گفتند مثل قطر دایره در مقابل محیط دایره هست.@ اطلاعات ما قطر دایره است و مجهولات ما محیط دایره است که هر مقدار قطر زیادتر میشود محیط هم بیشتر میشود، در نظام مادی ما با اندازههای بسیار کوچکی روبرو هستیم در نظام معنوی هم همینطور.@ البته اگر شما بخواهید این را بدانید باید اطلاعات روحی زیادی داشته باشید مثل مباحث معرفت نفس و مباحث دیگری که ما در آنجا به جزئیترین مسائل روح پرداختیم آناتومی روح در واقع انسان باید پی ببرد.@ کسانی که پزشکی نخواندند آناتومی نخواندند پاراتولوژی نخواندند اینها وقتی که با بدن سر و کار دارند فقط یک هیکل میبینند یکسری اطلاعات محدود هست ممکن است از دبیرستان، راهنمایی بدست آورده باشند ولی وقتی میروند پزشکی بدن را که میشکافند میبینند بسیار عجیب است و ظرافتها و لطافتهای بسیاری دارد که محیر العقول هست.@ ولی چون دیگر عادتاً با آن سروکار داریم یواش یواش آن حالت تعجببرانگیزیاش برای ما برطرف میشود ولی وقتی بخواهیم غیرعادی به آن نگاه کنیم انسان بسیار تعجب میکند در حرکت روح، که روح به مراتب لطیفتر از بدن هست و ظرافتهای بیشتری نسبت به بدن دارد.@ روح به قدری لطیف است که گاهی وقتها حتی قرآن که کلام خداست میتواند برایش مضر باشد و لطافتش را از بین ببرد لذا در بعضی از موارد گفتند که قرآن نخوانید یا فلان سوره را نخوانید این به این دلیل هست که روح از لطافت بسیار بالایی برخوردار هست شیطان هم این را خوب میداند.@ لذا اگر بتواند اندازهها را بهم بزند موفق شده است مهم نیست که شما عمل انجام میدهید مهم این هست که آن که باید بشود نشود، این که حضرت میفرماید چه بسا یک نفر 60 سال نماز بخواند یا 50 سال نمازبخواند حتی یک رکعتش هم قبول نشود بخاطر این جهت هست که طبق اندازه نیست.@ آن اندازهای که باید ما را برساند به هدف، نمیرساند، آن استاندارد مسائل معنوی و روحی در آن رعایت نشده که انسان یک عمر نماز بخواند ولی هیچ نتیجهای نگیرد یا روزه بگیرد هیچ نتیجهای نگیرد.@ (یا رُبَّ تالِ القُرآن وَ القُرآنُ یَلعَنهُم) چه بسیار قرآنخوانی که قرآن آنها را لعنت میکند زیاد داریم پس این که پیغمبر میفرماید امت من در روز قیامت به صورت ده حیوان محشور میشوند یعنی به صورت انسان و آدم محشور نمیشوند آنجا گرفتار هستند.@ اگر به شکل سگ میآید اگر به شکل بوزینه محشور میشود یک مسلمان، از امت پیغمبر، اگر به صورت خوک میآید، یا به صورتهای دیگر میآید این به این علت هست که مسلمانی آنها همراه صور مقدس بوده با مقدسات سروکار داشتند اما نحوه ارتباطشان طبق آن استاندارد نبوده محصول یک چیزی دیگری از کار در میآید.@ مثل جنینی که در رحم مادر هست وقتی که طبق استاندارد حرکت سالم، به سمت تولد سالم بار نیاید یک جنین محصول میبینید که یک چیز وحشتناکی از کار در میآید حالا من یادم باشد این آلبوم عکسهای ناقص الخلقه را بیاورم شما ببینید یا حداقل به این کتابی که هست بنام ناقص الخلقهها مراجعه کنید.@ البته همه خانمها نه، آنهایی که به اصطلاح آمادگی دارند نگاه کنند ببینید وقتی که طبق استاندارد نباشد یک چیز خیلی وحشتناکی در میآید یک هیولا از کار در میآید که اصلا هیچ چیزش شبیه به انسان نیست اصلا شباهتی به انسان ندارد.@ انسان به جای اینکه از آن لذت ببرد بیشتر از آن میترسد، چرا؟ چون آن چیزی که در دوران رحمی که انجام شده سیری که انجام شده سیر مطابق با شرایط زیستی دنیا نبوده رعایت نشده، یعنی بارداری صورت گرفته است دوران حمل انجام شده کاملاً، تغذیهها انجام شده جنین همه چیز را از مادر گرفته.@ ولی وقتی که میخواسته متولد شود چیزی متولد شود که اساساً با شرایط زیستی دنیا تطبیق ندارد این را ما باید خیلی دقت کنیم نسبت به آن که خدای نکرده برای ما یک همچین مشکلاتی پیش نیاید ما کافی است اندازهها را رعایت نکنیم وقتی که اندازه رعایت نشود همه چیز به هم میخورد.@ پس دقت کنید اینکه در اسلام خیلی سفارش کردند که شما قبل از هر حرکتی مطالعه داشته باشید در مورد آن، این خیلی مهم است(ما مِن حَرِکَۀٍ إلاّ وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَه) هیچ حرکتی نیست مگر این که تو در انجام آن احتیاج به شناخت داری.@ این که پیغمبر میفرماید که(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) طلب علم بر هر مسلمانی واجب هست خودش فرمود این که بر هر مسلمانی واجب است احکام هست اخلاق هست عقائد هست هر سه تا علم ریاضیات است اندازهگیری است.@ شما در رساله میبینید همهاش با عدد سروکار دارید با ریاضیات حرکت ما به سمت ابدیت، رساله که همان فقه است علمی که از اهل بیت گرفته شده چیست؟ رساله چیست؟ رساله میگوید که آن موجودی که از خدا دمیده شده آمده در ترکیب پیچیدهای که پیچیدهتر از آن وجود ندارد.@ بنام بدن و کالبد، از آسمان آمده از ملکوت، از بالاتر از ملکوت، از جبروت و بالاتر از جبروت، از نزد خدا آمده آن نفخه رسیده به نطفه و یک انسان را تشکیل داده این موجود بسیار ظریف، حساس و پیچیده فقط طبق یک ریاضیات خاصی میتواند هم خوشبختیاش را در دنیا حفظ کند و هم خوشبخت متولد شود به جهان بعدی.@ موقع مردن خوشبخت برود آرام برود بتواند با شرایط زیستی ابدی تناسب پیدا کند این خیلی مهم هست یعنی ما دقت بکنیم که عالمی که قرار است متولد شویم در آن یک عالم کاملاً ریاضی هست عالم ملکوت، اساساً اندازههایی که در عالم دنیا هست فشرده و به قول میرزا اسماعیل یک ده میلیاردم اندازههای عالم ملکوت هست.@ یعنی شما اینجا هر چی از اندازه و ریاضیات دارید میبینید معلول یک ریاضیات بسیار پیچیدهتری هست که عالم ملکوت هست آنجا فوقالعاده ریاضیاتش قوی است لذا شما اگر نتوانید در این شرایط ریاضیات حرکت را به یک عالم کاملاً ریاضی را رعایت کنید با اندازهها و استاندارهای بهشت و ملکوت تربیت نکنی خودت را، موقع ورود نمیتوانی بهرهبرداری کنی.@ کسی هم اذیتت نمیکند جهنم چیزی نیست که از بیرون بیاید ما را اذیت کند جهنم عبارت است از عدم تطبیق ما با بهشت، مثل جنین، جنین وقتی متولد میشود به دنیا میآید درد را با خودش میآورد الان ما درد داریم این نیست که یک کسی از بیرون دارد به ما فشار میآورد ما را میزند ما درد بگیریم.@ نه درد از عدم تطبیق قسمتی از بدن ما با شرایط زیستی خارج است یعنی درد از خودمان است جهنم هم همینطور است جهنم یعنی وقتی یک کسی با بهشت تطبیق نداشته باشد آنجا جهنم میشود شما دیدید وقتی مشامت بهم میخورد بوی گُل را خیلی ناجور این را استشمام میکنی خیلی بوی متعفنی برایتان دارد بوی غذای بسیار آزردهتان میکند چون ذائقه به هم ریخته.@ چشمتان بهم بریزد یک نور معمولی که همه از آن لذت میبرند شما را آزار میدهد دکتر هم میآید این را تنظیمش میکند یعنی به این کمک میکند بها خارج، هیچ وقت دکتر دیدید به خارج دست بزند؟ نه، میگوید تو باید خودت را با آنجا تنظیم کنی.@ لذا خیلی خواهش میکنم در بحث وسواس توجه کنید که ما با یک عالم کاملاً ریاضی داریم زندگی میکنیم و از اینجا هم میرویم وارد یک عالمی میشویم که ریاضیاتش بسیار پیچیدهتر حساستر و دقیقتر از این جا هست خیلی قویتر از این جا هست.@ لذا اگر ما ریاضی زندگی نکنیم اهل حساب کتاب و دقت و اندازه نباشیم به هیچ وجه نمیتوانیم آنجا در آن شریط زیستی بیحساب و کتاب وارد شویم اصلا اینطوری نیست قرآن کاملاً این را نفی میکند که کسی بدون آمادگی بیاید برود در بهشت و بتواند از بهشت بهرهبرداری کند، نه.@ جنین بدون آمادگی آمده در شرایط زیستی لذتبخش دنیا نمیتواند استفاده کند نه از هوایش نه از نورش نه از طول موجش نه از فرکانس نه از رنگهاش نه از مزههایش نه از بوهایش نمیتواند استفاده کند چه چیزهای قشنگی خدا در این طبیعت گذاشته اینها قابل استفاده نیست برای جنینی که آمادگی ندارد و دستگاههای لازم را برای بهره برداری از این نعمتهای الهی با خودش نیاورده است.@ این را شیطان خوب میداند بنابراین برای شیطان مهم نیست تو نماز بخوانی یا نخوانی، اول برایش مهم است مهم است تو فاسد، فاجر، فاسق، اهل گناه، معصیت باشی ولی وقتی مقاومت میکنی در مقابلش، نمیخواهی گناه کنی میآید در دینداریات اندازههایی که خدا برای بهشت رفتنت تنظیم کرده از تو میگیرد.@ همین اندازههایی که از تو گرفت کافی است که تو جهنم بروی که گرفتار شوی کافی است 60 سال به قول امام صادق نماز بخوانی یک رکعتش هم قبول نشود برای همین پیغمبر میفرماید از ما نیست کسی که هفتهای یک روزش را به آموزش دینش اختصاص نمیدهد، آموزش دین یعنی چی؟ یعنی آموزش اندازهها، ریاضیات.@ احکام را یاد بگیرند حلال و حرام، چقدر حق داریم جلو برویم، کجاها باید جلو برویم، کجاها نمیتوانیم جلو برویم، کجا استفاده کنیم، همهاش ریاضیات است در اخلاقیات چی، حد پدر و مادر چیست، کافی است شما با پدر و مادر نتوانی رابطهات را تنظیم کنی ساقط میشوی حالا نماز هم بخوانی.@ (یُقالُ لِلعاق إعمَل ما شِئت فَإنّی لا أغفِرُ لَکَ أبَدا) به عاق والدین گفته میشود تو هر کاری میخواهی بکن بکن من هرگز تو را نمیبخشم شهید هم شود فایدهای ندارد وقتی کسی نمیتواند با پدر و مادر که نماینده خدا هستند ارتباطش را خوب برقرار کند به هم میریزد.@ یک خانمی آمده شأن همسری را قبول کرده یعنی قبول کرده یک شوهر با و باشد باید حقوقش رعایت شود یک آقایی آمده قبول کرده یک خانم در حریمش باشد باید حقوقش رعایت شود وقتی برادر شدی به عنوان برادر یک وظایفی داری که اندزه است اینطوری نیست کیلویی هر طوری با خواهر یا برادرت رفتار کردی به هیچ جا برنخورد.@ کاملاً در روحت عکسالعمل ثبت خواهد شد و روحت را شکل میدهد نوع رفتاری که با خواهر برادرت داری با معلمت هر رابطهای داشته باشی در روحت ثبت میشود با شاگردت هر رابطهای داری ثبت میشود.@ حالا در شرح زیارت عاشورا اینها را من در حرم بحث دارم بعدها به شما میگویم گاهی وقتها هست ما یک شرایط بسیار عالی خدا برایمان فراهم میکند دقیقاً با همان شرایط بسیار عالی معنوی جهنم میرویم، چرا؟ چون عُرضه نداریم رابطه ریاضی بین خودمان و آن شرایط عالی را تنظیم کنیم.@ شما معده بچه را نگاه کنید معده است انسان است ولی کلهپاچه هم غذای خوبی است غذای قوی است پسته و فندق هم غذای خوبی است ولی از نظر ریاضی با هم نمیخورند کلهپاجه بده بچه بخورد ببین چه اتفاقی میافتد یا یک شربت قوی بده بچه بخورد ببین چه اتفاقی میافتد او را میکُشد.@ گاهی وقتها ما خداوند نعمتهای زیادی در اختیارمان قرار میدهد یک استاد خوب یک شوهر خوب یک زن خوب یک برادر خوب یک پدر خوب و مهربان و دلسوز و مفید، ولی عُرضه استفاده از او را نداریم لیاقتش را نداریم که از او درست استفاده کنیم.@ یعنی اندازهای که با این میگیریم در مسیر زندگی یک اندازه ضعیف است کار را خراب میکند وقتی ریاضیاتت خراب میشود به هم می ریزد اندازه به هم بریزد فایدهای ندارد، بله ماشینهای خوبی هم هستند ولی وقتی شما نتوانی در رانندگی دقیقاً اندازه را رعایت کنی منفجر میشود یا به انفجار ماشین یا به تصادف یا به سقوط در ته دره، این اندازه رعایت نشده است.@ یعنی نظام نظام قضا و قدر است قدر را میبری همیشه قضا را میگیری این اینطوری هست الان این آب با معده من تنظیم هست قدر را بردم قضاش این شد که لبم و گلویم از سوزش و تشنگی در آمد، حالا من میخواهم پارچ را بخورم چه اتفاقی میافتد؟ دل درد میگیرم یعنی یک قدر بزرگ بردم قضایش یک چیز بد میشود خوب نمیشود آب زیاد میبینی سر کلاس چرتم هم گرفت.@ شما میخواهی رانندگی کنی باید طبق یک قدر خاصی حرکت کنی یعنی با یک اندازه و سرعت خاص، استاندارد خاص، یک کمی قضا و قَدَرت کم شود نتیجه میشود تصادف یا اصلاً به مقصد نمیرسی همه چیز به هم میریزد عالم عالم ریاضی است.@ بله قرآن نور هست(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ) هم شفا هم رحمت است برای مومنین، اما(وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً) ظالم یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که با وجود داشتن قرآن نمیتواند با آن خودش را تنظیم کند به هم میریزد.@ هوای بیرون هوای خوبی است نور بیرون نور خوبی است ولی چشم من خراب شده وقتی چشم من خراب شده یعنی نمیتوانم با اندازه فرکانس و طول موج طبیعی گوشم با فرکانش طبیعی و چشمم با طول موج طبیعی نمیتواند ارتباط برقرار کند وقتی نمیتواند ارتباط برقرار کند نور بیرون برای من آزاردهنده میشود.@ یا باید بروم عینک آفتابی بگیریم یا فوتوکرومیک بگیرم یا بروم سمعک بگیرم که با بیرون بتوانم تنظیم شوم همه نعمتهایی که در اطراف ما هستند همینطوری هستند حالا من بحث تخصصی و کاربردیاش را در شرح زیارت عاشورا برایتان مفصل خواهم گفت به این بحث زیاد ربطی ندارد یک کمی ربط داشت.@ ما با قدرها و قضاها، اندازههای مختلفی سروکار داریم در هر حرکتمان، زندگی کیلویی نیست که من هر وقت دلم خواست با یک کسی ازدواج کنم، یک کسی کیست، معلوم نیست، با هر کسی دوست شوم هر چیزی را ببینم هر چیزی را بشنوم هر چیزی را بخورم هر چیزی را بگویم.@ بگویم دلم میخواهد چون از آن لذت میبرم چون از آن کیف میکنم چون با آن شاد هستم این نیست قانون ریاضیات است مگر شما ریاضیات بدنت الان به شما اجازه میدهد هر چیزی بخوری، بخور ببین عکسالعملت چیست، در کشور ما سالانه چند ده هزار نفر از این که بدنشان را ریاضیاتش را حفظ نکردند میمیرند.@ روزانه دهها نفر بخاطر این که ریاضیات را در رانندگی مراعات نکردند میمیرند زور نیست شما زوری میخواهی بگویی من هر چی دلم خواست گاز دهم با موتور سوار شوم عکسالعملش خطرناک است پایت میشکند موتورت را از دست میدهی ضربه مغزی میشوی تا آخر عمر معلول میشوی.@ این همه شما بروید جوانهایی که در بیمارستان خوابیدند تا آخر عمر هم باید تحمل کنند معلولیت را، برای چی بوده؟ برای این که فکر کرده هر کاری که دلش خواست میتواند بکند هر چیزی دلش خواست میتواند ببیند هر چی دلش خواست میتواند بخورد هر چی دلش خواست میتواند بشنود، نه جهان جهان ریاضی است.@ (جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) برای هر چیزی قدری قرار داده خداوند تبارک و تعالی(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) تمام چیزها در نزد خدا ریاضیات دارد اصلا عالمی که خدا خلق کرده یک عالم کاملا ریاضی است ما دنبال کشف فرمول باشیم نه این که کیلویی بخواهیم زندگی کنیم هر تصمیمی گرفتیم.@ اینجا است که انسان وقتی با یک عالم ریاضی روبرو میشود باید برود پیش ریاضیدان، باید برود پیش کسی که همه قضا و قدرها دست اوست با او رفیق شود از او اطلاعات بگیرد که بگوید من موقع انتخاب همسر با چند فرمول انتخاب همسر کنم.@ نه اینکه در اتوبوس دیدم خوشم آمد در تاکسی دیدم خوشم آمد تلفنی با هم آشنا شدیم به هم دل بستیم در مهمانی همدیگر را دیدیم دل بستیم، کیلویی، یک انسان است این شوخی نیست دقت کنید از نظر جسم پیچیدهترین مخلوق خداست از نظر روح یک مخلوقی هست که مثل خود خدا بزرگ است خداوند بزرگتر از انسان پیچیدهتر ازانسان خلق نکرده از نظر روح.@ آنوقت ما برویم کیلویی همسر برایش انتخاب کنیم رفیق انتخاب کنیم دوست انتخاب کنیم پای هر چیزی بنشینیم نگاه کنیم یعنی با این سیستم، سیستم خیلی پیچیده است نمیشود، هر چی پیچیدهتر است حساستر است دیدنیهایش حساس است شنیدنیهایش حساس است خوردنیهایش حساس است بوییدنیهاش حساس است ارتباطاتش حساس است گفتنیهاش حساس است.@ چیزهایی که باید اینجا بیاید حساس است باید کنترل شود اصلا ما دشمنشناسی برای همین گذاشتیم که هر چیزی نباید در ذهن من بیاید هر فکری من نباید بکنم، چرا؟ چون این مجموعه خیلی عزیز است، عزیزیاش چقدر است؟ این قدر هست که بهشت با همه عظمتش را امام کاظم میفرماید برای جسم شما آفریده، خود شما قیمتی کمتر از خدا ندارید خدا فقط لایق شماست به کمتر از خدا نباید بفروشید.@ یک موجودی که اینقدر پیچیدگی دارد که میتواند مثل خدا باشد اینکه نمیشود هر طوری با او رفتار کرد صرف اینکه دلم خواست، نه اینکه نشد که دلم خواست دوست داشتم، نه حساب کتاب دارد قلدری هم نیست با یک عالم ریاضیات سروکار داریم خوشبختی ما با این قاعده است در دنیا هیچ چیز بینظم نیست بیحساب کتاب نیست همه چیز ریاضیات دارد.@ میخواهی خوشبخت شوی فرمول دارد، نمیتوانم بگویم من پشت میکنم به فرمولهای خوشبختی بعد هم دلم میخواهد خوشبخت شوم، نمیشوم سر از قرص اعصاب و بیمارستان و افسردگی و پژمردگی و هزار و یک جور گرفتاری درمیآورم اصلا نمیشود.@ عقل میگوید شما هر وقت با یک عالم ریاضی سروکار دارید فرمول را کشف کن شما الان یک تلفن جلویت بگذارند بگویم زنگ بزن خانه فلانی، یا مثلا من به شما بگویم که شما هر وقت کار داشتی بمن زنگ بزن، بعد شما اولین سؤالی که میکنی چیست؟@ شمارهتان چند است؟ من میگویم این حرف چیه شماره چیه هر چی عشقت بود بگیر داداش تو آزاد هستی، من چرا خودم را محدود به شماره کنم این حرفها چیه مگر ما با هم این حرفها را داریم هر چی دلت خواست شماره بگیر من گوشی را برمیدارم، شما هم میگویی مثل اینکه ما را مسخره کردی، نه آقا اینطوری نیست عالم مخابرات یک عالم حساب کتاب دارد.@ ما چهار تا سیم را روی هم کرده بشر میگوییم حساب کتاب دارد آنوقت یک بشری که فقط سلسله اعصابش پنج دور دور کره زمین میچرخد حساب کتاب ندارد هر چی خورد هر چی شنیده هر چی خیال کرد، هیچ حسابی، اصلا سیمپیچیهایش نمیسوزد، کیلویی است هر طوری زندگی کرد، نمیشود، جدی باید زندگی کنیم با برنامه با حساب کتاب با فکر، کاملاً جدی.@ هر شمارهای که بگیری که نمیشود، این شماره فقط خانه ما برمیدارد حالا شما اینها همه از من شماره تلفن بخواهید من هم بیایم بگویم نه انسان خیلی محترم است انسان خیلی مهم است انسان باید آزاد باشد ما قائل به دموکراسی هستیم محدودیت نه، ما باید هر چی دلمان بخواهد هر چی تابع اراده شماست.@ گفته بود که کرامت انسان، گفته بود که لویی شانزدهم گفته بود که ساعتت چند است؟ گفته بود هر ساعتی که شما میل کنید یکی از بزرگترین چاپلوسیهای تاریخ که ثبت شده در تاریخ مال همین است گفته بود، ساعت چند است؟ گفته بود آقا هر چی شما بگویید.@ این احترام به بشر است! آقا تو آزاد هستی تو کرامت داری تو دست خودت است تو باید هیچ کس برایت تعیین تکلیف نکند، باید نباید یعنی چی، حرام و واجب یعنی چی، هر چی عشقت بود، از همه ابلهتر کسانی هستند که میگویند که این اندازهها را نباید به ما تحمیل کنید بگذارید ما خودمان به این اندازهها برسیم.@ مثل اینکه من به شما بگویم بگذارم خودت برسی مثل این است که بگویم باشد شما زنگ بزن به من، خودت فکر کن ببین از این نُه رقم شماره تلفن مرا در بیاور، حالا بیاور در احتمال ریاضیات ببین چقدر میشود، چند تا شماره تلفن هفت رقمی میتوانیم بگیریم، تازه هشت رقمیها هم هست شش رقمی هم هست، کدامشان هست؟ نمیدانیم، میگویم خودت آزاد هستی.@ این تلفت کردند، فرمول این است، چرا معطلت بکنم، ما به خدا میگوییم خدایا تو حرف نزن فرمول نده، باید نباید را مشخص نکن، ریاضیات نگذار، اندازه نگذار، بگذار خودم بروم فکر کنم کشف کنم خودمان بفهمیم، خودت که یک عمر میشود، الان بشر چند ده هزار، بالای ده هزار سال است هنوز نفهمیده است.@ این بدترین وضعی است که الان روی زمین هست، فهمید بالاخره باید چه کار کند؟ میلیون تا دانشمند آمدند رفتند فهمیدند اندازهها آمد دستشان که بشر بالاخره خوشبختیاش چطوری است؟ بدبختتر از الان ما وضیعت داشتیم در تاریخ؟ بیشترین قتل بیشترین فساد بیشترین فقر بیشترین نکبت بیشترین تجاوز بیشترین خودکشی.@ ما متخصص را کنار بگذرایم به خدا بگوییم اندازهها را شما نداشته باش ما اندازه تعیین کنیم اینهایی که گفتم برای اینکه متوجه شوید بیماری وسواس چقدر احمقانه است در بیماری وسواس ما مثل این است من به شما بگویم شماره تلفن من عبارت است از 5 ـ 372002 فرهنگسرای جوان دفتر مشاوره.@ شما بگو که نه 2005 که اصلا رقمی نیست زشت است 2005، چیه، بگذار 2999 این قشنگتر است بهتر است شمارهاش بیشتر است، یا آقا این چه شمارهای است دادی رُندش میکنیم اصلا آن پنجش را هم بینداز بنویس 2000 بهتر است که یک پنج آنطرف باشد ما راحتتر شماره میگیریم، هیچ کدام نتیجه نمیدهد.@ وسواس یعنی خدایا تو نمیفهمی چی گفتی، یعنی وقتی گفتی دو بار بریز، من سه بار میریزم، این توهین به خداست و کار احمقانهای هم هست یعنی همه اندازهها را به هم میزنیم ما در وسواس اصلاً رستگار نمیشویم اصلا به نتیجه نمیرسیم، نه تنها به نتیجه نمیرسیم کاشکی فقط همین باشد به نتیجه نرسیم.@ اما این نیست مشکلمان حل نمیشود مشکلات بیشتری برای ما بوجود میآورد نوزاد بیچاره را برمیدارد میبرد زیر شیر آب، بچه حساس است بدنش خیلی حساس است بچه یک ذره گرمش میشود گریه میکند.@ الان در آموزشها ما به مادرها میگوییم اگر یک موقع بچه گریه میکند بچه گریهاش چند تا علت دارد یا گرمش است یا سردش است یا گرسنهاش است یا خستگی روحی دارد یا سروصدا دارد اذیتش میکند حساس است دلایل مختلفی دارد.@ حالا این بچهای که یک ظرفیت خاصی دارد برای شستشو، این را آویزانش میکند بچه را زیر شیر، همینطوری آب را رویش میگیرد یکذره آب یخ میکند بچه یک شوک به او میآید یکذره داغ میشود یک شوک به او میآید بعد نیم ساعت پوست این بچه اصلاً میرود.@ گناه، هم ظلم به بچه میکنی، هم جسم بچه آسیب میبیند بهم بچه روحاً آسیب میبیند، بعد از چند وقت میگوید نمیدانم چرا بچه من اینقدر عصبی است بچه من چرا اینقدر حساس است چرا جیغ میزند چرا شبها از خواب میپرد، بچه را کُشتی، هم جسمش را لطمه زدی هم روحش را لطمه میزنی هم اسراف گناه کبیره.@ آن کسی که آب را خلق کرده است به شما گفته دو بار بریزی بس است تو واقعاً تابع خدا هستی میخواهی اندازه را رعایت کنی ما اصلا برای چی میگوییم خدا باید حرف آخر را بزند؟ چون خدا متخصص است اگر متخصص گفته دو بار، سه بار، یعنی اندازه بهم میخورد پس پنج بار هم میشود آنوقت هر وقت دلش خواست اندازههای دیگر را هم تحمیل میکند میگوید ده بار.@ فکر میکنید شوخی است یک نفر شش ساعت زیر دوش باشد برای یک غسلف زن میگوید من شوهرم استاد دانشگاه است دو تا توالت ساختیم در خانه، چون اصلا نوبت هیچ کسی نمیشود با یک توالت، یعنی وقتی برود توالت همه باید بروند خانه همسایهها، واقعاً اینطوری است استاد دانشگاه پرستیز هم دارند اندازهها به هم ریخته.@ حالا میخواهد چکار کند؟ میخواهد طهارت بگیرد، طهارت را چه کسی گفته؟ خدا، خدا گفته آب قلیل دو بار بعد از برطرف شدن عین نجاست آب کر یک بار، اندازه دارد، چقدر میطلبد؟ ده ثانیه، حالا سه ساعت چهار ساعت، این حماقت نیست!.@ اسراف گناه کبیره، آن هم چی یک سرمایهای که مال مردم هست بنابراین ما علاوه بر اسراف دچار حق الناس هم میشویم آب مال مردم است شوخی نیست آن هم کشور کم آبی مثل کشور ما، آب مال مردم است برای چی داریم مصرف میکنیم ببین چقدر گناه میشود.@ یعنی ما اصلا رشد که نمیکنیم هیچی با یک طهارت گرفتن با یک شستشو در مورد نجاست با یک غسل کردن، مگر نباید برای قربۀ الی الله باشد مگر نباید ما را نزدیک کند مگر ما به فرمان خدا این کار را نمیکنیم مگر به فرمان خدا نیست.@ میگوید فرمان خدا را انجام دهید هزار تا معصیت میکنید دیگران را اذیت میکنید خودت را اذیت میکنی شوهرت ناراحتی روانی میگیرد زنت ناراحتی روانی میگیرد تبعاتش اصلا نمیشود حساب کرد که وسواس چقدر میتواند به آدم ضربه بزند اصلا نمیشود این قدر زیاد است این تبعاتی که دارد قابل حساب نیست.@ دیگر از خطراتی که دارد اتلاف عمر است شیطان دقیقاً میداند چکار بکند تو اگر دو بار را نریزی شیطان دیگر برایت اندازه نمیگذارد یک بار میگویی سه بار بریزیم به دلم نچسبد یک بار میگویی چهار بار به دلم نچسبید یک بار میگویی ده بار به دلم نچسبید.@ میگوید من اذان شروع میکنم نمازم را، اذان مغرب را میخواهند بگویند هنوز سر سجاده نمازم هستم آن همچون میدانم دیگر دارد الان اذان میگوید مجبور هستم یکطوری سر و تهاش را هَم بیاورم باز هم به دلم نمیچسبد، این با چه رقمی تکرار کرده الفاظ را؟ معلوم نیست چقدر تکرار کرده اتلاف می کنیم.@ یعنی شیطان از اینکه میداند میگوید آدم مقدسی هستی میگوید میخواهی نماز بخوانی بایست نماز بخوان، نمازی که خودم به تو میگویم بخوان، شروع کن نماز خواندن شروع کن غسل کردن، طهارت گرفتن، طبق همان دین صد تا گناه برایت میآورد.@ دلت خوش است که آدم خیلی خوبی هستی آدم پاکی هستی آدم سالمی هستی مثلا زنا نمیکنی حجابت را رعایت میکنی مشروب نمیخوری آدمکُشی نمیکنی دلت خوش است آدم خوبی هستی وقتی میگویند آدم خوبی هستی من چه آدم خوبی هستم ولی نمیدانی هزار تا جنایت داری مرتکب میشوی در خانه از راه مقدسات، این جنایت را هم سر خودت در میآوری هم سر دیگران.@ میایستد به ریشت هم میخندد اتلاف عمر، فقط همین میشود؟ نه خستگی از دین، زدگی از دین، وقتی میگویند الان اذان نزدیک است من میگویم از اینطرف واجب است نماز بخوانم از اینطرف هم میدانم الان میخواهم وارد نماز شوم چه مصیبتی سراغم میآید چقدر باید داغون شوم، مگر چقدر میتوانم ادامه دهم، بعد از یک مدت میبُریم.@ یعنی میآیی یک مسأله احکام را رعایت کنید راست راست جلوی خدا میایستی میگویی اصلا نماز نمیخوانم خسته شدم از دین زدهات میکند لذا غالب وسواسیها بعد از یک مدت دیگر میبُرند، آن هم همین را میخواهد، آن هم دقیقاً همین را میخواهد که تو این کار را بکنی قطعش کنی وقتی قطع کردی ساقط میشوی بعد هم سر وقتت میآید نماز نمیخوانی راحت شدی.@ نماز نمیخوانی یعنی چی؟ یعنی(ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلاۀ) در اندازهگیری ریاضی خداوند تبارک و تعالی فاصله بین کفر و ایمان ترک نماز است نماز را نخوانی ساقط هستی یعنی اصلا دیگر طبق یک مبنا حرکت نمیکنی اساساً ساقط هستی.@ نکته خیلی مهمتر در مسأله وسواس این است که وسواس هیچ وقت متوقف در ظواهر و احکام شرعی ظاهری نمیماند یعنی شیطان اول اندازههای محسوس را از شما میگیرد میشود دو بار، سه بار، دو رکعت، سه رکعت که اینها را برایتان توضیح میدهم بعد میآید روی اندازههای نامحسوس که دیگر حساستر هست یک مقدار هم نامحسوستر هست.@ در اخلاق ما اندازه داریم روابط با پدر کاملاً ریاضی است روابط با مادر کاملا ریاضی است تربیت بچه ریاضی است روابط با همسر ریاضی است خواهر برادر ریاضی است شاگرد و استاد ریاضی است با مردم میخواهی انجام دهید یک حدودی دارد همهاش ما حد داریم ما در اخلاق، اگر دقت کرده باشید ریاضی است.@ در عرفان هم شما ببینید که(وَ واعَدنا مُوسی ثَلاثینَ لَیلَۀ وَ أتمَمناها بِعَشر) با ده تمامش کردیم که چهل شب بشود روزه سی روز، این ذکر این تعداد، اینها همه میدانید ریاضی است وقتی میروید در عرفان یعنی چه فقه اصغر چه فقه اوسط و چه فقه اکبر هر سه تا ریاضی است.@ شما کافی است ریاضیات را رعایت نکنید وقتی ریاضیات ظاهری که دوباره است نمیتوانی رعایتش کنی زورت به خودت نمیرسد و منظم نیستی بینظم هستی بیادب هستی نمیتوانی ادب را رعایت کنی نمیتوانی چیز به این بدیهی را بفهمی که این عدد باید رعایت شود در اخلاقیات دیگر به هم میریزد.@ یعنی وسواس در احکام بعدها میآید سراغ وسواس در اخلاق، نکند اینطوری که میگوید نباشد، از کجا معلم درست باشد، شاید اینطوری نباشد، آن بحث حمله از آینده دلشورههایی که برایتان گفتم یک قسمتش همین است یعنی از این طرف آمده بدبینی، سوءظن به هم میریزد.@ در مورد شوهر یک بدبینی، در مورد زن یک بدبینی، در مورد پدر در مورد مادر در مورد بچهات، همه چیز، اصلا انسان کاملاً به هم میریزد یعنی اصلا تمام ریاضیات اخلاقی آدم به هم میریزد دیگر نمیتوانی حدود را رعایت کنی در اخلاقیات هم دچار افراط و تفریط شدید میشویم.@ افراط و تفریط یعنی چی؟ یعنی اندازه نداشتن، زیادهروی یا کوتاهی، بعد هم میآید سراغ عقاید که حالا در بحث عقاید مفصل برایتان توضیح خواهم داد بحث عقاید چون یک بحثی داریم خود شیطان مستقیم روی مقدسات کار میکند این بحث بحث مهمی است گذاشتم برای یک موضوع مستقل که بعد از وسواس برایتان میگوییم، بعد میآید روی عقاید.@ اول سر رکعات نماز شک کردی بعد سر خود خدا شک میکنی سر آخرت شک میکنی، چه کسی رفته، چه کسی آمده، اصلاً این حرفها راست است، ول کن تو هم دلت خوش است، از یک جای مقدس هم شروع کرد ولی بالاخره نگذاشت تو تعادل پیدا کنی روی صراط، هولت داد آنطرف، با همین نماز آدم را جهنم میفرستد.@ صحنه شیرین، دلانگیز، شورانگیز و زیبای زندگی ما همین است که ما میدانیم یک کسی میخواهد اذیتمان کند و یک مبارزه جدی حقیقی با او داریم مبارزهای که اگر ببریم امتیاز میگیریم بالا میرویم ما اینها را رها میکنیم میرویم سراغ مسابقه منچستر و بایرمونیخ، عشقمان این است که چه کسی این را میبرد چه کسی آن را میبرد آبیها میبرند کشور خودمان، قرمزها میبرند.@ یعنی از یک مبارزه حقیقی و شیرین که خودمان در آن امتیاز میگیریم و دائماً به خدا نزدیک میشویم فرار میکنیم دنبال مبارزات این و آن هستیم چه کسی چه کسی را زد، نتیجه فیلم سینمایی چی شد، بالاخره آخر فیلم چی میشود، سر کار هستیم تا آخر عمر با موهومات و مخیلات.@ ولی در عالم خودمان دائماً شکست خورده هستیم چون فرار کردیم از مبارزه، شما هر باری که یکی از احکام شرعی را رعایت میکنید یک امتیاز میگیری و بالا میروی خودت هم این را میفهمی که داری شادتر میشوی انبساطتت بیشتر میشود نشاطتت بیشتر میشود قدرت روحیات بیشتر میشود قربت بیشتر میشود.@ از یک چیزهایی لذت میبری که دیگر قبلا لذت نمیبردی حیطه لذاتت خیلی زیاد میشود فقط به محسوسات و امور حیوانی نیست یک چیزهایی ماوراء اینها برای تو شیرین و لذیذ میشود، چرا؟ چون هی داری قویتر میشوی قدرتت بیشتر میشود.@ این میدان به این قشنگی را ما داریم از آن فرار میکنیم باید دقت کنیم این میدان برای ما گذاشته شده تا ما رشد کنیم بالا برویم یعنی هر بار که شما آن حدود رعایت میشود دستاندازها رعایت میشود اوج میگیریم هر وقت که اندازه را به هم میزنی سقوط میکنی آن وقت این هم دائمی است در همه جا این میدان هست این مسابقه هست این میتواند یکسره امتیاز بگیرد هر چی میگیری بالاتر میآیی.@ ببین چقدر قشنگ میفرماید خیلی زیبا است سوره ملک آیه2(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) موت را آفرید، موت یعنی تولد، تولد از دنیا به برزخ به ملکوت، موت را انتقال را آفرید مثل زایمان، و به شما گفت که شما منتقل خواهید شد و موت خواهید داشت وحیات را هم آفرید تا بداند(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) تا ببیند شما کدامتان بهتر عمل میکنید.@ بهتر عمل میکنید یعنی چی؟ در هر مرحله بهتر عمل کردن یک معناست در ارتباط با من بهتر عمل کردن این هست که بگویی آقا شمارهتان را دقیقاً بفرمایید وقتی گرفتی شماره را بگویی این شماره است؟ بله همین است، این میشود بهتر عمل کردن یعنی دقیق عمل کردن اما اینکه نه بگویی حالا هر چی شد شد هر شمارهای گرفتم، این بهتر عمل کردن نیست خراب است به نتیجه نمیرسد.@ بهتر عمل کردن یعنی آن که بیشترحدود را رعایت میکند یعنی خوددرمانی نکردن یعنی احترام علم و تخصص و عقل را داشتن یعنی مطیع بودن(أعقَلُکُم أطوَعُکُم) عاقلترین شما مطیعترین شما است هر چقدر انسان عاقلتر است فرمولها را بیشتر رعایت میکند چون میداند حساب کتاب دارد.@ آنوقت همین بیشعوری که در ارتباط با خداوند تبارک و تعالی هیچ حدودی ندارد میگوید ولش کن، حالا ببینیم چی میشود، حالا تا بعد، جواب نمیدهد از این جا به بعد به یک مفهوم مهمی که من توضیح دادم فقط به شما تذکر میدهم متوجه میشویم آن عبارت است از مفهوم عدد در فقه، چه فقه اصغر چه فقه اوسط چه فقه اکبر.@ ما در هر سه مرحله فقه عدد داریم، پس فلسفه اعداد در دین چیست؟ این است اندازهها باید رعایت شود در حرکت به سمت عالم ریاضی، آقا این حرفها کدام است خرافه است غسل خیس کردن است هر طوری خیس کردی خیس کردی، نه باید نیت کنی.@ حیوان باید درست سرش بریده شود حلال و حرام غذایی که میخواهی بخوری با آنهایی که نمیتوانی بخوری با هم کاملا فرق دارد به این مفهوم عدد توجه کنید پس مفهوم عدد برای این است که شیطان اندازهها را بهم نزند شما اگر حاضر نباشی این مفهوم را رعایت کنی شماره من را دقیقا آن که هست بگیری بینهایت شماره در مقابلت هست و گرفتار میشوی معلوم هم نیست به نتیجه برسی.@ پس این حد را رعایت کنید تاگر حد را رعایت نکنیم گرفتار میشویم ما گاهی وقتها بین دو تا حدش هم تحمل نمیکنیم اگر وسواس را بپذیریم حدود زیادی برای ما میگذارد که دیگر تا آخر عمر جزء کسانی که دچار تحیر هستند میشویم.@ گفته بود نمیدانم ساعت یازده با یک نفر قرار دارم یا ساعت یک با یازده نفر، ببین فرق بین این دو تا حد چقدر است، این را چند خریدی؟ نمیدانم 25 تومان خریدم یا 725 تومان، بیا و درست کن دو تا حد، حالا باز خدا پدرش را بیامرزد بین دو تا حد معطلی دارد 25 و 725، میگوییم حالا ممکن است 25 تومان باشد 26 ـ 27 ـ 28 تا 725 تومان هست دیگر بالاخره، این قدر حدود است.@ حالا وقتی شما به هیچ جایی بند نیستی شیطان هزار و یک جور بلا سرت میآورد تازه مسأله احکام که نیست میآید در اخلاقیات آنجا دیگر همه چیز را به هم میریزد دائما در حیرت هستی سرگردانی، تحیر، بالا پایین شدن دائم، یکسره این گرفتاری را داری.@ لذا بگذار خودت را بسپار از اول دست متخصص، یک دکتر بالای سر آدم باشد آدم امنیت دارد این را بخور این را نخور اینطوری بخور آنطوری نخور این حد را رعایت بکن آن حد را رعایت نکن خیلی راحت هم هست میدانی میخواهی چه کار کنی این دکمه را بزن آن دکمه را بزن.@ شما وقتی بلد نیستی وقتی میخواهی بنشینی پشت کامپیوتر همینطور تحیر تو را میگیرد میگویی بالاخره من با این دستگاه چه کار کنم، یک بچه 4 ساله را بگذار پشت دستگاه بگو برو بازی کن اولین کاری که میکند میگوید بابا جان بیا ببین من چه کار باید بکنم این را روشن کن کدام را بزنم این بازی چطوری انجام میشود یعنی احتیاج به متخصص دارم.@ به دستگاه همینطوری دست نمیزند میگوید یک کسی بیاید به من بگوید چه کار کنم، وقتی خدا بالای سر آدم است دیگر راحت است(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) یعنی همین، فقط تو، تو حرف آخر را بزن خدایا، تو را میپرستم از تو کمک میخواهم اندازهها را تو بگو، حالا خدا نگوید چه کسی میخواهد اندازهها را معین کند؟ کانت، دکارت، هنگل، مارکس، چه کسی میخواهد بگوید؟ فروید بگوید، کدامشان درست است.@ آن نظریه خوشبختی را که بررسی میکردم بالای 300 نظریه در مورد خوشبختی بود، حالا ببین کدامش درست است؟ همه هم بدون استثنا جاهل، متخصص باید حرف بزند من موجود بیهودهای نیستم او باید حرف بزند عدد اینش مهم است.@ (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ) یعنی من نمیخواهم کسی به من دستور دهد چون هر کسی یک چیزی میخواهد به من بعداً بگوید، این کار را بکن آن کار را نکن، آنوقت من تحیر برم میدارد خوشبخت نیستم تو که میگویی من راحت هستم میدانم هم درست عمل کردم چون تو خالق من هستی(أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ) آیا کسی که خلق کرده نمیداند بعد کسان دیگر میخواهند بیایند برای من تعیین تکلیف کنند.@ فکر نکنم بتوانند همچین کاری بکنند، چون آن تخصصهای هفتگانه را که گفتم ندارند آن تخصصهای هفتگانه حتما باید باشد قانون شکیات، شکیات در رساله برای چی هست؟ برای جلوگیری از وسواس.@ این شکها را کردی نمازت باطل است اصلا معطل نکن وقتی رسیدی به این شک، شک یعنی 50% یادتان باشد، ما گاهی وقتها احتمالات قوی را با شک یکی میگیریم چون مفهوم شک را بلد نیستیم اگر الان فکر میکنی که چهار رکعت خواندی یا سه رکعت شک کردی تحیر کردی در واقع، ولی فکر می کنی چهار رکعت است اسلام میگوید همان چهار رکعت است تمام است نمازت هم درست است.@ شک یعنی 50 ـ 50 یعنی دقیقاً نمیدانی تحیر داری به هیچ سمت هم ذهنت نمیکشد این میشود شک، نه اینکه من 70% احتمال میدهم چهار رکعت خواندم 30% هم احتمال میدهم سه رکعت خواندم خیلی خوب 70% که احتمال میدهی همان70% درست است سه رکعت یا چهار رکعت، آن که گرایش به آن هست 70%این درست است.@ شکیات که میگویند یعنی50 ـ 50، یک کمی فکر میکنی به نتیجه نرسید نتیجه یعنی یک کمی از 50% اگر یک جایش بالا کشید تمام است تو دیگر تکلیف خودت را میدانی ولی وقتی بالا نکشید هی ماندی، یک لحظه صبر کردی بالاخره سه رکعت بود چهار رکعت بود میگوید در نماز چهار رکعتی این وظایف را داری.@ بگو چهار رکعت ولی چون ممکن است سه رکعت بوده یک رکعت نماز احتیاط بخوان دو تا سجده سهو هم بجا بیاور، تمام، این کاری داشت، نماز سه رکعتی است شک کردی در نمازهای سه رکعتی کلاً شک باطل است وقتی نفهمیدی دو رکعت است یا سه رکعت، یک کمی صبر کردی، باطل، نماز از نو بخوان، تکلیفت را روشن کرده در دو رکعتی هم باطل هست.@ شکیات مال چهار رکعت به بالاست یعنی دو رکعت به بالا، در چهار رکعت، سه و چهار، در چهار رکعتیها این حدود بیست و خوردهای شک ممکن است باشد این تعدادش باطل است این تعدادش را هم اصلا محل نگذارید هر وقت شک کردید اصلا محل نگذارید.@ مثلاً میگوید دخترم میآید نماز بخواند، هی میگوید که این جمله را درست گفتم یا نگفتم، تسبیحات را سه مرتبه گفتم یا دو مرتبه، رکوعم درست بود یا نبود، فقه هم برای شما فرمول گذاشته که تو دیگر راحت باشی.@ میگوید وقتی ایستادی داری حمد و سوره میخوانی شک کردی در یک کلام شک کردی اگر از کلمه گذشته بودی دیگر برنگرد به آن کلمه، در حین ادا اگر شک کردی یک بار آدم تکرار کند آن هم وقتی رفتی پیش یک آدم متخصص یک بار قرائتت را درست کردی دیگر معنا ندارد ده مرتبه بگویی(وَ لاَ الضَّالِّينَ) خودت را خسته کنی.@ یک بار برو پنج دقیقه ده دقیقه پیش یک نفر که بلد است نه غلیظش را خیلی، رفته بود احکام تجوید یاد گرفته بود رفته بود گفته بود اقا ربع داری؟ گفته بود رب داریم اما اینقدر غلیظ نیست پنج دقیقه ده دقیقه یاد بگیر هر چی گفتند همانطوری بگو.@ شما فیلم نماز امام را نگاه کنید خیلی ساده، اصلا از این اداها(صراط) صراط سوت ندارد، گردن رگش باد میکند چشمها میخواهد از حدقه دربیاید، میرود عقب، میآید جلو، نماز معمولی، شما امام را نگاه کنید چقدر معمولی(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) این کاری داشت.@ از لفظ گذشتید دیگر شک شک باطل است، گفت شک کردی گفتی(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) در(الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) شک کردی که(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) را درست گفتی یا نه، انشاء الله درست است حمد را رد کردی داری توحید را میخوانی شک کردی انشاء الله درست است.@ از حمد رد شدی رفتی رکوع، شک کردی حمد سوره اصلا خواندی یا نخواندی یا اصلا درست بوده یا نبوده، انشاء الله درست است انشاء الله خواندم، بعداً هم فهمیدی که نخواندی، اشکالی ندارد چون رکن که نبوده اشکال ندارد.@ در رکوع، رکوع را بجا آوردی، رفتی سجده، شک کردی رکوع داشتی یا نداشتی یا درست خواندی یا نخواندی، محل گذشته بیخیال، تمام، این کاری ندارد همه در رساله هست، سلام را دادی تمام شد حالا شک کردی که نمازم درست بود یا نبود.@ میگوید ده دفعه میآید میپرسد که موهایم معلوم است، قبله درست است، شما قبله تا چند درجه میتوانید اینطرف آنطرف بروید هیچ اشکالی هم ندارد درجه دقیق نیست همینطوری بروی صورتت بخورد به خانه کعبه، قبله اینطرفی هست حالا یک ذره هم اینطرف آنطرف بشود مانعی ندارد.@ شما برای موهایت یک بار نگاه میکنی در آینه، دیگر وظیفهای هم نداری بعداً هم بیرون بیاید به تو ربطی ندارد اصلاً ما مسئول نیستیم که اینقدر بررسی کنیم حضرت غسل کرده بود بیرون آمده بود یک فضولی به او گفت که آقا پشتتان کاملاً خیس نشده بود یک قسمت خشک است.@ حالا حضرت دیگر نگفت بتو ربطی ندارد گفت من وظیفهای ندارم من این قدری که بدانم خیس شدم باید خودم را بشویم حالا ممکن است خشک هم بماند خشک بماند دانهدانه تار موها را نگاه کنیم ببینیم آب به آنها رسیده یا نرسیده، نه اینقدری که عرفاً آب میرسد زیر دوش بایستد حالا ممکن است به موهای شما 50 تار مو آب نرسد خب نرسد وظیفهای نداریم این قدر ما بایستیم بررسی کنیم.@ این قدری که عرفاً میگویند خیس شده کنکاش هم نباید بکنیم فکر کردم شاید اینطوری باشد، احساس کردم خیس است، نمیشود، احساس کردم نجس است، با احساس نمیشود، نجاست راه دارد، دو راه یبشتر ندارد یا خودت باید عین نجاست را دیده باشی با چشم خودت که حکم کنی یک چیزی نجس است و یا کسی که قبولش داری نجاست را دیده است به شما بگوید که این جا نجس بوده.@ وارد توالت شدی این ورودی است به توالت، آمدی دیدی این جا اطراف کاسه توالت همه خیس هست اگر دستمالت، دسته کلیدت، خودکارت بیفتد چه کار میکنی؟ هیچی برمیداریم میگذاریم جیبمان، نمیتوانی بگویی نجس بوده، برای چی چون خیس بوده نجس بوده؟ نه من نجاست را ندیدم با چشم خودم.@ من گفتم شاید آن رفته باشد شاید ترشح کرده باشد اسلام شایدی ندارد با احتمالات نمیتوانیم ما حکم دربیاوریم باید یقین باشد حضرت فرمود(کُلُّ شَیئٍ طاهِرٌ حَتّی تَعلَمَ أنَّهُ نَجِس) هر چیزی پاک است مگر این که یقین کنی نجس است.@ یقین هم فقط از دو راه است یا باید با چشمت ببینی یا یک عادل بگوید این نجس است با احتمال و فکر درست نمیشود، آن رفته شاید ترشح کرده این آدم طهارت را رعایت نمیکند شاید به اینجا پاشیده باشد، شاید نمیشود، شاید هم نپاشیده باشد.@ با کت و زیرشلواری نشسته بود در خانه، زنش آمد گفت چرا کت پوشیدی؟ گفت شاید میهمان بیاید، گفت پس چرا زیرشلورای پوشیدی؟ گفت شاید نیاید، ما چرا همیشه بگوییم شاید، شیطان اینطوری به ما میگوید نجس است، ما هم میگوییم نجس نیست.@ (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) خدا برای شما آسانی را میخواهد سختی را نمیخواهد آسانش را شما بگیرید برای همین هم در نماز وقتی میگوید شما بین سه و چهار شک کردی، میگوید بنا را بگذار به چهار، بعداً یک رکعت نماز اضافه بخوان نماز را تمام کن.@ آمدی روی اینجا که مینشینی پایت را میگذاری در اطراف کاسه توالت افتاده بود نجس است؟ نه، در کاسه افتاده بود نجس است؟ نه، خیس هم هست نفر قبلی هم دیدیم در آمد ولی ممکن است آب ریخته باشد ما که اینجا نجاست را نمیبینیم چون خیس است ممکن است نجس باشد؟ نه، برمیداری جیبت میگذاری.@ همین که گذاشتی جیبت شیطان خیلی هم از دستت عصبانی میشود چند بار این کار را بکنی دیگر سراغت نمیآید میداند تو خیلی زرنگتر از این حرفها هستی به این حرفها تن نمیدهی کسی نباید ما را وادار کند به اینکه احکام به ما سخت شود.@ اسلام میگوید شما آیهای را که سجده واجب دارد شنیدید به طور طبیعی باید سجده کنید حالا کسی بخواهد یکی را اذیت کند، من بخواهم شما را اذیت کنم آیه سجده بخوانم که شما مثلا هی سجده بروی اسلام میگوید واجب نیست عسر دارد یک کسی خواست بخواند که شما را اذیت کند سجده نکنید.@ هیچ چیز مقدسی ما نداریم که بخواهیم تا آخر حفظش کنیم اگر مقدسات قرار باشد با حیثیت انسانی انسان لطمه وارد کند منافات داشته باشد دیگر مقدس نیست، آخه من فکر کردم، احساس کردم، اصلاً احساس و فکر جواب نمیدهد من درآوردی است، اسلام میگوید نجاست از این راه هست.@ ترشح کرد، ترشح که نجس نیست ترشح اگر آب قلیل مثل پارچ به یک چیز نجسی ترشح کرد به شما پاشید شما باید آب بکشید، آب کُر بود شما آب شیر داری مثلا فرض بفرمایید کهنه بچه را زیر شیر داری میشویی به شما ریخت به لباسهایت ریخت، باید بشویی؟ نه واجب نیست.@ رفتی خودت را آب بکشی یک دفعه شیر را زیاد باز کردی مثل شیرهایی که خراب است مثلا ده دور میزنی آب نمیآید یک دفعه همه آن آب ده دور را با هم بیرون میدهد، حالا داد بیرون به شما پاشید، معلوم نیست.@ چون در ترشح برای این که ما بگوییم ترشح نجس است شرط است آب عین نجاست را با خودش بلند کرده باشد آورده باشد روی لباس شما روی بدن شما، ما میدانیم آورده یا نیاورده؟ الان ما آب شیر را گرفتیم به جایی که نجس است به ما هم پاشید مطمئن هستیم با خودش خون آورد روی لباس ما یا نه؟ نه ولی احتمال دارد آورده باشد.@ شیطان هم همین را میگوید، میگوید احتمال دارد آورده باشد احتیاط کن، بشوی، این احتیاط شیطانی است چون میگوید شاید هم نیاورده باشد ما از آنطرفش را میگیریم، میگوییم شاید نپاشیده باشد، شاید نجاست را نیاورده باشد.@ بررسی کنم لباسم را، میگوید حق نداری به لباست نگاه کنی، جستجو وظیفهات نیست، هی بگردم شاید یک قرمزی خونی این جا پیدا کنم، نه، لازم نیست وظیفهای نداریم جستجو کنیم این که ما هی بنشینیم بسازیم شیطان مینشیند برای ما میسازد میگوید احتیاط کن بهتر است شاید نجس شده باشد، حالا نجس شده باشد.@ ما یک جاهایی میبینیم اصلا ما نمیتوانیم وضو بگیریم، میگوید بدون وضو نماز بخوان، یک جایی هست اصلا لباسمان را نمیتوانیم بشوییم، میگوید با لباس نجس نماز بخوان، یک جا هست اصلاً نمیتوانیم غسل کنیم تیمم هم نمیتوانیم بکنیم میگوید همانطوری بخوان، قصد تقرب به خداوند تبارک و تعالی است ببین خدا چی دارد میگوید.@ از خودت حد نباید بگذاری وقتی از خودت یک چیزی میگذاری کار خراب میشود هیچی از خودت نباید اضافه کنی میخواستم وسواس در معنویات را هم بگویم که برای بعد میگذارم.@ یک عزیزی بیمار هست همه با هم تمرکز میگیریم انشاء الله با همه حضور قلب با نهایت ذلت و درماندگی به درگاه خداوند تبارک و تعالی پنج مرتبه آیه(امن یجیب) را میخوانیم بلکه انشاء الله خداوند تبارک و تعالی ایشان را شفا دهد.@ در مورد وجود شک هم مرقوم فرمود به اصطلاح شک در وجود انسان بعد از به حرکت در آمدن خوردن لقمه حرام ظاهر میشود؟ یکی از مظاهرش این است نه همیشه، همیشه اینطور نیست بله لقمه حرام تأثیری در تصرف شیطان دارد، در مورد آیه شریفه(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) هم باشد سر فرصت توضیح خواهم داد.@ اول یک سوره حمد تمرکز بکنید انشاء الله بخوانید برای شفای این عزیزمان، (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) خدایا بحق محمد و آل محمد این مریض را و همه مریضان اهل اسلام شفا عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@