جلسه 010 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - دشمن‌شناسی (خاوران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره حملههای شیطان، گفتیم از قول قرآن کریم که شیطان اولاً سر صراط مستقیم به سراغ انسان میاید یعنی زمانی که انسان تصمیم میگیرد آدم خوبی باشد تا وقتی که تصمیم نگرفتی آدم خوبی باشی اساساً در حزب شیطان هستی.@ ولی وقتی که تصمیم میگیری آدم خوبی باشی در صراط مستقیم قرار بگیری حملهها آنجا برای شما شروع میشود که گفتیم چون ما رابطه فیزیکی با شیطان نداریم این حملهها حملههایی هست که در دل ما در خیال ما و ذهن ما انجام میگیرد.@ قرآن میفرماید شیطان به خداوند اینگونه عرض کرد(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ) از جلو حتماً سر راه صراط مستقیم تو مینشینم(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ) مینشینم منتظرشان هستم که از جلو عقب، راست و چپ به آنها حمله کنم.@ داشتیم حملهها را میگفتیم که چه نوع حملههایی دارد جلسه گذشته یک مقدار در مورد حمله از آینده و از جلو خدمتتان توضیح دادم که انواع دلشورهها نسبت به آینده زندگی ما آینده تحصیلی آینده ازدواجمان، بچههایمان، بچهداریمان، آینده اقتصادیمان و آیندههای دیگر، آیندههای معنوی را شیطان برای ما ایجاد میکند که در ما دلشوره ایجاد کند.@ گفتم که ما باید توجه داشته باشیم به چه عواملی تا بتوانیم از این دلشورهها نجات پیدا کنیم و هی دلشوره آینده ما را اذیت نکند یکی دیگر از مظاهر حمله شیطان از جلو من مختصر عرض میکنم تا برسیم به حمله از عقب، این هست که شیطان ما دوتا آینده داریم.@ یک آیندهای هست که در هر نقطهای که از دنیا قرار داریم نسبت به جلو خودمان میگوییم آینده است اینجا که هستیم از اینجا به بعد نسبت به اینجا آینده است از اینجا به بعد نسبت به اینجا آینده است یک آیندهای ما داریم که موهوم هست معلوم نیست قطعاً بیاید مشخص نیست.@ (ما مَضی مَضی وَ ما سَیَأتیکَ فَعَین) آنچه که گذشت گذشته و آن که قرار است بیاید معلوم نیست بیاید مشکوک هست واقعاً نمیدانیم بیاید از مظاهر حمله شیطان این هست که دلشورههای زیادی را نسبت به این آینده در ما ایجاد میکند آیندهای که معلوم نیست قطعاً باشد یا نباشد.@ ممکن است ما اینجا از دنیا برویم پس کسی نمیداند چقدر عمر کند وقتی که این آینده، اینجا اینده احتمالی هست ما با آینده احتمالی روبهرو هستیم این قسمت از اینجا به بعد آینده ما هست اما آینده قطعی برای ما هست.@ از جمله ترفندهایی که شیطان میزند این است که آنقدر ما را مشغول آینده احتمالی میکند که از توجه به آینده قطعی باز میمانیم غافل میشویم دیگر کاری با آینده قطعیمان نداریم که هر لحظه ممکن است به آنطرف منتقل بشوی شاد برویم.@ یعنی تولد را، وفات، گفتیم یعنی همان تولد و بعد از تولد را از یاد ما میبرد تهیه ابزار مناسب برای شرائط زیستی آخرت و ابدیت را از یاد ما میبرد نمیگذارد که ما متوجه این مرحله از حیاتمان باشیم ما را دچار غفلت و فراموشی میکند و مکانیزمش هم این است شما متوجه نمیشوید.@ چون انسان یک طبیعت دارد یک فطرت دارد این انسان که یک طبیعت دارد یا بُعد حیوانی، یک فطرت دارد که همان انسانیت انسان است اصل انسان است یعنی خود حقیقی انسان هست به این ناخود میگویند جنبه طبیعی است که مهمان ماست و موقتاً با ما هست.@ بعد با مرگ بدن این قسمت از ما گرفته میشود ما فقط با این قسمت منتقل میشویم به برزخ، وفات یعنی تحویل، تاریخ وفات یعنی تاریخ تحویل، آینده دنیایی ما را وصل میکند به این ناخود ما که ما اشتباهاً خودمان تلقی میکنیم مسائل مربوط به خودمان میدانیم و همین باعث میشود که ما اشتباه بکنیم جدی نگیریم و آینده خود حقیقی از یاد میرود.@ اما چون نحوه خلقت خدا قانونمند هست سر خود را نمیشود کلاه گذاشت خود کار خودش را همیشه میکند مثل بدن میماند بدن با شرائط خاصی سالم است نمیشود شما سرش را کلاه بگذارید یعنی اگر غذای آلوده به او بدهی هوای آلوده بخورد آب آلوده بخورد از خودش واکنش نشان میدهد اصلاً نمیتوانی گولش بزنی.@ یعنی وقتی خراب کردی نشان میدهد زود با مریضی با تب با سردرد با کلیه درد با سرطان خودش را نشان میدهد آنقدر درد میگیرد که شما بفهمی یکجا اشتباه کردی این به عنوان علامت خطر به شما نشان میدهد که اشتباه کردی باید برگردی اصلاح کنی باید پیش پزشک بروی باید بیمارستان بخوابی باید داروی تلخ بخوری باید جراحی بکنی تا برگردی به وضعیت اول، و الا باید درد را تحمل کنی این قطعی است.@ وقتی با دندان درست برخورد نمیکنی دندان چنان تو را میگذارد در فشار، شما یک روز صبر کن دو روز صبر کن یک هفته صبر کن بعد دیگر دمارت را در میاورد به عصب میزند آنوقت باید داد بزنی و جیغ بکشی تا وقتی که بروی پیش دکتر و آرامش کند.@ گاهی وقتها میگوید این عضو فاسد شده به درد نمیخورد باید بکَنی دیر به دادش رسیدی. روح این قسمت اصلی شخصیت ما یک قسمتی هست که قانونمند است اصلاً نمیشود سرش را کلاه بگذاری یعنی وقتی حقش را ندهی به او نرسی تغذیهاش نکنی تربیتش کنی خوراکش را نرسی خودبهخود خودش را نشان میدهد.@ این چه موقع شاد است؟ چه موقع آرام است؟ ما با شادی این شاد میشویم با غم این هم غمگین میشویم با آرامش این آرام هستیم با اضطراب این مضطرب میشویم این زمانی آرام است که شما در دنیا به فکر این باشید یعنی شما با توجه به آینده قطعی این را میتوانی آرامش کنی و دادن خوراکش.@ اگر یادتان باشد این نسبت را گفتیم که نسبت دنیا به آخرت مثل رحم مادر به دنیا هست یک جنین در رحم مادر جریان سلامتش به شکلی هست که وقتی جنین دارد در رحم ابزار کافی را برای حیات دنیا تهیه میکند چشم، دست، پا، گوش، مغز، سلسله اعصاب، قلب، اینها را دارد تهیه میکند این روند طبیعیاش است.@ اما اگر تهیه نکند رو به انحراف و زوال و مرگ میرود ما اگر این قسمت را تأمینش نکنیم به آن نرسیم خداوند که این نظام را خلق کرده دستور داده به نفس که آرام نداشته باشد اضطراب بگیرد مثل یک ساختمان است که وقتی به آن خیانت بکنی و مصالح کافی را به پایش نریزید تیرآهن را درست برایش در نظر نگیرید وقتی راه میروید میلرزد.@ یعنی به شما نشان میدهد که خطرناک است اوضاع خطرناک است وقتی به نفس نرسی اضطراب ایجاد میشود در انسان، یعنی شما متزلزل هستی، مثلا میگوید:@

یعنی شما وقتی که به ساختار این نرسی هر چقدر در نظام طبیعی پیشرفت بکنی خوراکت را تحصیل بکنی هر چقدر این خوراک را بگیری باز این مضطرب میشود نمیتوانی کاری بکنی یعنی انسان در نظام شهوت پیش برود در نظام عالم طبیعت پیش برود چون خیانت کرده به حقیقت خودش و حقیقتش خوراکش به او نرسیده اضطراب انسان را برمیدارد.@ مثل بچه میماند بچه وقتی که با پستان مادر که شیر داشته باشد آرام است وقتی پستان خشک باشد یا شما به او پستانک بدهید مضطرب میشود یعنی اینطور نیست که با یک پستانک آرام بشود راحت باشد یک مقداری پنج دقیقه ده دقیقه سرپاست ساکت است بعد میفهمد نه این پستان مادر نیست شیر ندارد بیرون میاندازد شروع میکند به داد و فریاد کردن، نفس انسان اینطوری است.@ شیطان با این کار به دو هدف بزرگ میرسد 1 ـ وقتی که آیندههای دنیایی را در مقابل بزرگ میکند به دو هدف میرسد یکی اینکه اساساً ابدیت را از ما میگیرد نمیگذارد ما سالم متولد شویم 2 ـ اینکه غم و غصه ما را زیاد میکند.@ چون نفس اینطوری است(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً) این قاعده است ضنک یعنی سخت، آن که به خدا خیانت میکند یعنی به خودش خیانت میکند چون خود ما نفخه خدا هستیم خودمان را فراموش کنیم مساوی است با خدافراموشی و بالعکس، خودبهخود در زندگی آدم مضطربی است آدم قوی نیست.@ آدم غمدیده غمزده افسرده، ترسو و سبکی است سبکی یعنی با کوچکترین حادثهای با کوچکترین حرفی با کوچکترین ارتباطی به هم میریزد کاملاً متشنج میشود این سنت الهی است که به هیچ وجه آرامش نداشته باشد میبینی وضع مالیاش خیلی خوب است در دنیا خیلی غرق است.@ همه ابزار شهوت و طبیعت برایش فراهم است ولی آرامش ندارد نمیتواند خوب بخندد یک خنده از ته قلب نمیتواند بکند یک خندهای که شادی برای دلش بیاورد دلش را آرام کند نمیتواند بکند این قاعده است. پس در حمله از جلو یکی اینکه نسبت به کارهای دنیایی ما دائماً دلشوره داریم که آیا میشود، نمیشود، اگر نشود چه میشود.@ همهاش هم میگوید نمیشود، سخت است خطرناک است ممکن است اینطوری شود میترسم آنطوری شود دائماً همین ناراحتی ایجاد میکند در کارهای دنیایی ما، از طرفی هم آخرت را میپوشاند یعنی کارهای دنیایی وقتی خیلی مغز من را گرفت فضای ذهن من را گرفت من دیگر دل و دماغی برای اینکه حالا به فکر خودم و ابدیتم و آخرتم و این چیزها باشم ندارم.@ میبینی 60 سال 70 سال عمر کردم جدی به مسأله ابدیت نپرداختم در یک لحظه منتقل میشوم به ابدیت، آنجا میگویند چه آوردی؟ من اصلاً دست خالی هستم کاملاً تسلیم هیچی ندارم.@ حالا شما حال و روز یک جنین را نگاه کنید که برای شرائط زیستی دنیا هیچی نیاورده یعنی برای طول موجش چشم نیاورده برای فرکانسش گوش نیاورده برای هوایش دستگاه تنفسی نیاورده ببین چه اتفاقی میافتد.@ من دیدم بچههای اینطوری را خیلی وضعیت بدی دارند دائماً دست و پا زدند بچههایی که متولد میشوند تنگی نفس دارند نوزادها تنگی نفس دارند این بچه چه زجری میکشد که با تنگی نفس متولد میشود چقدر سختش است نمیتواند راحت هوا را بگیرد داخل بدهد.@ شما شاید در بزرگی به آن مبتلا شده باشید یا بالای کوه رفته باشید آدم اکسیژن کم بیاورید اینطوری میشود راحت نمیتواند نفس بکشد یا اصلاً جلوی چشمش تار بشود یا اصلاً نبیند گوشش شنواییاش سنگین شود یا اصلاً نشنود.@ این چقدر سخت میشود حالا فکر کنید یک نفر اینطوری بیاید عیب بردارد بیماریهایش شدتش زیاد شود یعنی واقعاً آدم را غافلگیر میکند نمیگذارد به خود واقعی و خود حقیقی توجه کنی فکر ابدیت را از تو میگیرد دائماً تا آخرین لحظه عمرت دلشوره مسائل دنیایی را داری یا بچههایت یا کسی که با تو ارتباط دارد یعنی تا آخر عمر، نمیگذارد آرام باشی.@ بعداً وقتی آنطرف منتقل میشوی میبینی که دست خالی رفتی هیچی با خودت نبردی چقدر بد است در دعاها داریم خدایا ما از بد مردن به تو پناه میبریم لحظه تولد ما برسد ما دست خالی بخواهیم آنجا برویم ابزار کافی را نبریم شرائط آخرت هم یک شرائط زیستی ثابت است.@ من اگر نتوانم از کمالات دست پایین اینجا که تجلی برزخ هست استفاده کنم از آنجا که نمیتوانم استفاده کنم من باید برای موسیقی بهشت با خودم گوش ببرم یک روح راحت ببرم بتوانم موسیقی بهشتی را گوش کنم موسیقی بهشت شوخی نیست یعنی موسیقی بهشت به قدری جذاب است که اگر کسی بخواهد از موسیقی بهشت استفاده کند.@ اینجا در روایت داریم میمیرد، مثل عطر بهشتی است عطر بهشت به قدری زیاد است یعنی عالی است که یک شامهای میخواهد که تربیت شده باشد برای این عطر، اگر نتواند او را میکشد مثل کلهپاچه میماند برای بچه یک ساله، به او بدهی ببین چه اتفاقی میافتد.@ یک بچه شش ماهه که تازه میخواهد غذاخور شود کلهپاچه بده یا غذای سنگین بده، نمیتواند تحمل کند، من باید برای طول موج آنجا یک چشم بینا ببرم برای صداهای دلنواز آنجا یک گوش خیلی شنوا و خوب ببرم وقتی آلودهاش کردم خرابش کردم آنجا کر و کور متولد میشوم باید اینجا بینایش بکنم چون کمال بالاتر است.@ شما حداقل همین مقداری که مرحوم آقا میرزا اسماعیل فرمودند بزرگان دیگر هم فرمودند ما در نسبت این را ثابت کردیم حالا خوب نسبت را توجه کنید یک مقدار این قضیه روشن میشود.@ از رحم به دنیا را توجه کنید یکی از مباحث در نسبت همین است بزرگی آخرت و تنوع نعمتهای آخرت چقدر هست از رحم به دنیا چقدر است فرق بین رحم و دنیا از نظر مکانی چقدر اختلاف وجود دارد؟ اصلاً میشود حساب کرد؟ نمیشود، دنیا چقدر بزرگتر از رحم است؟@ خوراکهایش، قدرت بهرهبرداری، تنوعش چقدر است تنوع غذاهایش، تنوعهای دیگر که در دنیا هست؟ نمیشود با رحم مقایسه شود عین همین نسبت اینطرف برقرار است یعنی شما وقتی از دنیا میروی به آخرت متوجه میشوی که فقط از یک رحم در آمدی وارد یک عالم دیگر شدی.@ یکی از بچهها که در جبهه به شهادت رسید یک روحانی داشتیم گفت خوابش را دیدم شهید زینعلی را، گفتم چطوری مُردی چطوری شهید شدی؟ گفت انگار از طویله درآمدم برایم اینطوری بود وقتی میخواستم از دنیا در بیایم انگار از یک طویله در آمدم رفتم در یک جای بزرگ و باصفا.@ حالا شما نعمتهایی که در ابدیت است در آخرت در این فاصلهای که گفتم یعنی از وفات تا قیامت عظمت این عالم حداقل ده میلیارد برابر کل دنیا هست از نظر شدت، زیبایی، لطافت، علم، هر چه که شما در نظر بگیرید هر کمال و زیبایی که شما در نظر بگیرید دیگر حداقلش این است ده میلیارد برابر بکنید ببینید میخواهیم کجا وارد شویم.@ حالا من اگر در دنیا نتوانم خودم را برای یک همچین فضایی آماده کنم قطعاً ورودم به آنجا خیلی دردآور خواهد بود مثل رحم، جنینی که از رحم میخواهد متولد شود بیرون بیاید بیاید در فضای دنیا قرار بگیرد.@ وقتی که یک سلول تخم هست و بعد شروع میکند به تقسیم، اگر آن ابزار لازم را اُرگانزایی را اصطلاحاً میگویند آن را انجام ندهد و خودش را برای شرائط زیستی دنیا آماده نکند میبینی ورودش چقدر غمانگیز است تولد اصلاً مبارک نیست.@ شیطان میخواهم بگویم یک همچین خیانتی به ما میکند سر ما را به قدری شلوغ میکند با مسائل دنیاییمان که آرامش را از ما میگیرد فرصت را برای نگاه کردن به ابدیت و آخرت از ما میگیرد یعنی من عاشق خودم نمیتوانم بشوم یعنی تنفر دارم تنها چیزی که میتوانم به او خدمت بکنم خود طبیعیام است خودم را به بلندای ابدیت نمیتوانم دیگر دوست داشته باشم.@ چون بلندای ابدیت مربوط به خود حقیقیام است وقتی خود حقیقیام را نمیبینم خیانت به خودم میشود دائماً به چیزی توجه میکنم که هیچی را از اینجا منتقل کنم به اینجا با خودم ببرم فقیر متولد میشوم یعنی نمیگذارد که تو عشق داشته باشی.@ عشق ابدی و علاقه ابدی به خودت داشته باشی خودت را به بلندای ابدیت دوست داشته باشی تازه فقط به همینجا هم ختم نمیشود میخواهم بگویم یک دلشوره الکی چقدر میتواند به ما لطمه بزند ما اینقدر دلشورهها را دست کم میگیریم وقتی من این دلشوره را از اینجا داشتم نسبت به اینجا غافل میشوم یعنی کلاً نگاه ابدی به خودم را از دست میدهم.@ بنابراین اینطرف کلاً به خطر میافتد بعد هم چون یک انسان هستم در یک نظام ارتباطی قرار میگیرم با این و آن، ازدواج میکنم یک دختر طبیعتگرا با یک پسر طبیعتگرا ازدواج میکنند دوباره به این غفلت شدت میدهند وقتی به این غفلت شدت دادند حالا میخواهند بچهدار شوند بچههایی هم که از اینها به وجود میاید همینطوری هست.@ یعنی بچهها را هم بر اساس نظام دنیا فقط تربیت میکنند از تولد تا وفات، همینطوری تربیت میکنند به آنها هم خیانت میکنند و بچهها هم اینطوری سلسله بچههای بعدی میشوند ببینید چه افتضاحی بار میاورد که انسان یادش برود که ابدیتش چه هست.@ لذا خیلی من خواهش میکنم عزیزان به مسأله دلشورهها، اضطرابها توجه کنید خیلی کار میکند از یک سرطان برای انسان بدتر است که آینده چه میشود بعداً چه میشود حالا چه میشود نکند اینطوری شود نکند آنطوری شود همینطوری انسان را دائماً بدواند به این خیلی توجه کنید که یک موقع ما دچار این نشویم.@ مضافاً اینکه واقعاً اگر کسی بخواهد در دنیا خوش بگذراند با دلشوره نمیتواند خوش بگذراند کسی که میخواهد خوش باشد لذت ببرد با دلشوره نمیتواند الکی خوشی ممکن است آدم الکی خوشی کند و بخندد ولی در دلش خیلی غم دارد.@ علامتش این هست که یک آدمی که به خودش نمیرسد و شادی واقعی ندارد این هیچ وقت از خودش نمیاید تحمل خود حقیقیاش را ندارد یعنی تا تنها میشود میترسد زود تلفن را برمیدارد به 50 نفر زنگ میزند که از تنهایی در بیاید یک روزش که بیکار میشود اعصابش خورد میشود.@ یک جمعهای که نمیتواند اینطرف و آنطرف برود خانه است به هم میریزد حتماً یا میخواهد با تلویزیون یا با چیزهای دیگر از خودش در بیاید تحمل خودش را ندارد اما کسی که آرام است شاد است با خودش خیلی شاد است اینطوری نیست که با کمک دیگران بخواهد شاد باشد همیشه گدا باشد یک کسی دستش را باید بگیرد با وجود یک نفر معنادار شود، نه.@ کسی که به ثروت درونی خودش اضافه میکند و دائماً خودش را غنی میکند این احتیاج به کسی ندارد دیگران از او شاد میشوند به او تکیه میکنند از او نیرو میگیرند اما این احتیاج ندارد از کسی نیرو بگیرد مگر از منبع نیرو(لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم) از کانون شادی یعنی خداوند تبارک و تعالی، از کانون آرامش از آنجا باید بگیرد و میگیرد.@ پس حمله از جلو بسیار حمله خطرناکی هست مواظب باشیم تا میتوانیم دچارش نشویم آخرین نکته در مورد حمله از جلو را بگویم برویم سراغ حمله از عقب، گاهی وقتها هست که زمینههای غم و غصه و دلشوره را خودمان عمداً فراهم میکنیم.@ با تنبلیها، تنپروریها، بیبرنامهگیها وضعیت زندگیمان را به نحوی جلوم میبریم که بعد دچار مضیقه میشویم بعد دلشوره سراغمان میاید یعنی درایت نداشتن فهم اقتصادی نداریم پول خوب دستمان میاید بلد نیستیم چطور خرج کنیم بعد میبینیم که دهم برج کم آوردیم پانزدهم کم آوردیم حالا اضطراب میگیریم.@ یک کسی که اینطوری هست بعد هم نمیتواند بنشیند جدی به مسائل ابدیتش فکر کند میگوید من الان پانزدهم هست جیبم خالی است چکار کنم. درس میتواند بخواند نمیخواند، وقت دارد تنبلی میکند من آن موقع که در حوزه درس میخوانم 23 ـ 24 سال پیش روزها میرفتم حوزه، شبها میرفتم دبیرستان شبانه درس میخواندم.@ کم سن و سالترینشان ما بودیم 16 ـ 17 سال بودیم دبیرستان میرفتیم بقیه همه 30 سال 40 سال آمده بودند دوم و سوم را بخوانند اول من تعجب میکردم میگفتم شما برای چه درس میخوانید؟ میگفتند ما اگر دیپلم بگیریم یک پایه به حقوقمان اضافه میشود به سابقه و موقعیتمان اضافه میشود، میگفتم چرا آن موقعها نخوانید؟@ یک درصد بودند که عذر درست داشتند بقیه هیچ کدام عذر نداشتند جز تنبلی، تنپروری، آدمی بود که در جبهه من به او میگفتم بخوان تو الان فرصت داری بخوانی ما خودمان چون تمام مدتمان در جنگ تمام شد اصلاً فرصت نداشتیم کار کلاسیک اینطوری بکنیم همه را در جبهه را انجام دادیم کل کارها، تحقیقات، مباحثات، مطالعات غالباً آنجا انجام میشد.@ به آنها گفتم شما وقت دارید این همه امکانات، دولت هم آمده برای شما امکانات گذاشته در جبهه مدرسه گذاشته چرا نمیروید؟ وقت تلف میکردند کسانی بودند که من اصلاً از نظر هوش و ذهن و استعداد به گرد آنها نمیرسیدم خیلی آدمهای تیزهوشی بودند ولی فقط به خاطر تنبلی، با تنبلی الان هشتش گرو نُهش است.@ در کارهای دنیایی نباید تنبلی بکنید اگر قرار است درس بخوانی درس بخوان اگر قرار است کار بکنی کار بکن در یک شرائطی نگذاریم از ما فوت شود که آیندهمان به خطر نیفتد بعداً زمینه اضطراب نداشته باشیم خودمان زمینه اضطراب را خیلی وقتها فراهم میکنیم با تنبلیهایمان.@ شما الان بروید مدارس شبانه نگاه کنید چقدر آدمهایی هستند که خیلی بیشتر از من و شما مشغله دارند ولی دارند درس میخوانند شما بروید دانشگاه آزاد نگاه کنید دانشگاه پیام نور نگاه کنید پر هستند آدمهایی که گرفتاریهای زیادی دارند اما دارند میخوانند چارهای ندارند باید بخوانند قبلاً کوتاهی کردند حالا دارند جبران میکنند باز هم اینها بهتر هستند.@ بعضیها که اصلاً تا آخر عمر سر هوش نمیایند تنبل و تنپرور میمانند یک آقایی من پانزده سال پیش به او میگفتم خدا این همه به تو استعداد داده تو اگر الان بجنبی بعداً از همه جهت در زندگی راحت هستی این کار را نکرد رفت خارج یللی تللی کرد درس نخواند.@ از خارج آمد هر چه به او گفتم تو استعدادت خیلی زیاد است بچسب به درس به کار این همه توانایی داری توانایی ورزشی داشت توانایی نقاشی داشت رنگ روغن خیلی خوبی کار میکرد توانایی هنری دیگری داشت زبان خوب بلد بود چند تا زبان بلد بود الان کارش به جایی رسیده که از این و آن پول تو جیبی میگیرد.@ چهل و خوردهای سال، گفتم یادت است آن موقع به تو گفتم تو اگر الان زودتر بجنبی بروی دانشگاه چه اتفاقی میافتد همینطوری پشت گوش انداختند امروز و فردا کردند نباید تنبلی بکنیم امیرالمؤمنین(ع) فرمود(مَن کَسَلَ عَن أمرِ دُنیا فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أکسَل) کسی که در کارهای دنیاییاش کسل هست در کارهای آخرتیاش حتماً کِسلتر است.@ یک تفکر خیلی بدی که هست این است که بعضیها که میخواهند بیفتند در راههای خودسازی و مسائل معنوی کارهای دنیایی را تحقیر میکنند میخواهد درس دانشگاه بخواند تنبلی میکند میخواهد برود زبان بخواند تنبلی میکند میخواهد برود با رایانه آشنا بشود تنبلی میکند.@ میخواهد برود یک رشته یاد بگیرد فنی حرفهای هنری تنبلی میکند که من میخواهم به آخرت برسم این حرف شیطان است یعنی شیطان اگر بتواند نمیگذارد تو به ابدیت فکر کنی اما اگر تصمیم بگیری که به ابدیت فکر کنی دورت میزند میگوید میخواهی به آخرت بپردازی حالا بیا آنقدر راجع به آخرت در گوش تو وزوز میکند که تو کاملاً هوشیاریات را از دست میدهی.@ ابزار لازم برای حرکت به سمت آخرت را از دستت در میاورد آنقدر بزرگ میشود نمیگذارد کار بکنی آنوقت میشوی یک آدم تنبل، تنپرور، مفتخور، بعد از یک مدت میبینی نه آخرتبازی و این حرفها برای آدم هیچی نمیشود از آن هم میافتی برای همین در روایت داریم مؤمن بسیار باهمت است چون هم دقیقاً همت کارهای دنیایی را دارد هم کارهای آخرتی.@ به هر دو میپردازد یادمان باشد با تنبلی و تنپروری، در روایت داریم(الکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) تنبلی آخرت را فاسد میکند بعضیها 3 سال 4 سال وقت دارند کارهای علمی کنند صبح تا شب میخوابد پای تلویزیون از این کانال به آن کانال، 3 سال 4 سال وقت داریم باید بنشینیم.@ خدا توفیق داده مریض شدی حالا نمیتوانی تکان بخوری باید در بیماری یک کاری بکنی میشود در این بیماری کاری کرد من زیاد سراغ دارم آدمهایی که در این بیماریها و معلولیتهایشان بهترین کارها را تولید کردند نرمافزارهای خوب کامپیوتری تولید کردند.@ کتابهای مناسبی را ترجمه کردند درسهای مدارج عالی و علمی و دانشگاه یا حوزه خواندند در بیماری در معلولیت، اگر مریض شدیم ما هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم! خیلی راه برای ما وجود دارد همه اینها را ما بهانه قرار میدهیم که آخر شیطان زندگی ما را ضعیف، سست و شکننده بار بیاورد.@ بعضیها آنقدر به خودشان میرسند یعنی دو طرف را دارند اگر مریض هم بشوند جنازهشان کار میکند همین که روی زمین افتاده خیلی کار تولید میکند خوابیده ولی تولید دارد یک خانم مریض در خانه نشسته کار زیادی نمیتواند بکند یک کتاب را برمیدارد یک هفته ویراستاری میکند.@ رفته یک دوره یکساله ویراستاری دیده چهارتا کتاب هم خوانده پانصد هزار تومان یک هفته کار، بهتر از ده تا مرد کار میکند عرضه داشته از وقتش استفاده کرده اگر به این بگویی بنشین برای آخرت و ابدیتت فکر کن راحت میتواند فکر کند.@ چون حداقل نیازهایش را میتواند تهیه کند عُرضه داشته خداوند هیچ وقت باب روزی را روی ما نبسته ما با بد سلیقگی و اینکه من حتماً راه روزیام از این راه است راه دیگر نمیشود رفت یا باید این شرط این شرط برای ما فراهم شود. این آقایی که میگویم یکبار آمد به ما گفت یک شغلی برای ما پیدا کن.@ اول خیلی فاز بالا یک چیزهای عجیب و غریبی میگفت بعدها که دید نه همچین خبری هم نیست تنبلی کرده دیگر الان دیپلم چیزی نیست آمد گفت حالا یک نگهبانی تلفنچی باشد، دید نه این هم گیرش نمیاید به او گفتم خیلی زمینههای کار وجود دارد برو کار کن.@ بیا تو را آنجا ببرم به او گفتم من کار علمی میکردم بنایی و عملگی هم میکردم کار علمی میکردم در اتوبوس کار میکردم خرید و فروش میکردم مگر ننگ دارد بعد به او گفتم نگاه کن در بازار که ردش کردم گفتم نگاه کن پنج تا مغازه دیدم نوشته کارگر احتیاج داریم گفتم بیا یکجا مشغول شو مگر ننگ است.@ امیرالمؤمنین(ع) چاه میکَند کارهای دیگر میکردند کشاورزی میکردند بیل میزدند این که ننگ نیست میگوید نه، حاضر نیست بکند به تنبلی و تنپروری عادت کرده یک موقعی خدای نکرده تنبلی و تنپروری نکنیم هیچ مشکلی سر راه ما نیست.@ اصلاً مشکلی وجود ندارد که مانع فعالیت بانشاط ما و کار ما بشود اصلاً مشکل اینطوری وجود ندارد مثلاً فلانی مرده، همسرم مرده، طلاق گرفتم، ماشینم خراب شده، تصادف کردم، الان در زندان کسی که زندان میرود در زندان کار تولیدی دارد یاد میدهند که چطوری کار کنی حقوق بگیری هیچ کس بهانه ندارد ما خیلی تنبل شدیم ما ایرانیها روحیهمان فرهنگمان اینطوری است خیلی تنبل هستیم خیلی کار میتوانیم تولید کنیم ولی نمیکنیم.@ من یک مادربزرگ داشتم ایشان در دوران جوانی شوهرش را بنا به دلائلی چندین سال دسترسی به شوهرش پیدا نمیکند چند تا هم بچه داشت شش تا دختر داشت یک پسر داشت چند تا هم مُرد، خانواده را اداره میکرد به دیگران هم میرساند قابلهگی میکرد.@ آرایشگری میکرد نان میپخت، با چندتا کار دیگر، یک زن، زندگیاش را آبرومندانه دخترهایش را شوهر داد پسرش را زن داد آنوقت دائماً هم خیرش به همه میرسید به همسایهها میرسید اگر کسی مریض میشد او دکتر میبرد بیمارستانها را میشناخت افراد را میشناخت تا آخر عمرش بیسواد بود ولی همت داشت اصلاً تنبل نبود.@ در حمله جلو شهوت شکم، پرخوری و پرخوابی بسیار خطرناک هست این بسیار خطرناک هست که آینده را از ما میگیرد بعداً وقتی مُردیم میگوییم خدایا پنج دقیقه من را برگردان از این پنج دقیقهها پنجاه سال را خراب کردی.@ وقت داشتی به بهانههای مختلف دست به کار نزدی طرف میبینی دو هزار جلد کتاب در خانهاش است چند تا را خواندی، گرفته فقط پزش را میدهد چقدر را توانستی بخوانی، بعضیها در یک اتوبوس به یک مسافرت میروند و میایند دو سه تا کتاب عوض میکنند از مردهترین وقتهایشان استفاده میکنند.@ ما نفخه خدا هستیم خدا مثل خودش ما را اینطوری قوی آفریده اگر بخواهیم تصمیم بگیریم میتوانیم هیچ چیز نیست سر راه ما قرار بگیرد که ما نتوانیم انجامش بدهیم بگوییم استعداد نداریم کلمه استعداد نداشتن یک دروغ است چون خداوند میگوید من شما را از خودم خلق کردم.@ مگر میشود آدم از خدا خلق شده باشد استعداد هیچی نداشته باشد، نمیشود، باید بخواهی، وقتی خواستی میشود، خوابهایمان را تنظیم کنیم یاد بگیریم که کم بخوابیم پرخوری نکنیم شکممان را کنترل کنیم تلقین بکنیم یکی از راههای خوب ورزش کردن است ورزش مثل نماز واجب است.@ سیدالشهدا فرمود در تمام مدت عمرتان برای سلامتی بدنتان اقدام کنید نگذارید مریض شوید میتوانید ورزش کنید بکنید خیلی کمک میکند اینکه امام میفرماید ورزشکاران معارف الهی را بهتر از بقیه میفهمند برای اینکه ورزشکار تلاش کرده که طبیعتش را مهار کند با ورزش، تمرین کرده تو دهانی بزند به طبیعتش به تنبلی خودش.@ من بعضی از آقایان بدنشان سالم است توصیه میکنم چرا ورزش نمیکنید فردا این ورزش نکردن، ضعف بدن، مریضی، برای انسان گناه میاورد خودت عاملش شدی باید اقدام کنی به ما دستور دادند در شرع دستور دادند بدنتان را سالم نگه دارید قوی نگه دارید نیم ساعت ورزش کردن که کاری ندارد یک تلقین است.@ یک زور به خودت بگویی تمام میشود اینها باعث میشود مجموعاً انسان کارهای دنیاییاش را جدی بگیرد وقتی کارهای دنیاییاش را جدی گرفت دنیا را خوب میتواند آماده نگه دارد بسازد از وقتهایش استفاده کند. یک مقدمهای بگویم از حمله از عقب بقیهاش بماند برای جلسه بعد.@ حمله از عقب حمله نسبت به گذشته است عقب یعنی پشت سر ما، هر چه که گذشته این حمله از عقب میشود این هم دقیقاً مثل حمله از آینده مرتبهها و راههای مختلفی دارد چنان ما را به گذشته مشغول میکند که حالا این چند نحو است دانه دانه به شما میگویم که ما دائماً با گذشته سروکار داریم به گذشته فکر میکنیم.@ با گذشته سرپا میایستیم مشغول هستیم به هیچ وجه دیگر حس و حال حرکت نداریم حالمان را از ما میگیرد وقتی حال را گرفت آینده را هم از بین میبرد آن تاکتیک مهم را که قبلاً خدمتتان عرض کردم یادتان نرود ما فقط از نظر وقت حقیقی حال را در دست داریم گذشته که گذشته، آینده هم که معلوم نیست.@ شیطان میاید دست روی جایی میگذارد که بتواند حال تو را از تو بگیرد اگر بتواند حال را بگیرد هم آینده را از تو گرفته هم حال تو را خراب کرده به این معنا که الان که دلشوره ایجاد میکند دارد حال تو را خراب میکند.@ ولی با این خراب شدن حال آینده را هم خراب کرده در گذشته هم اینطوری است حمله به گذشته برای این است که نگذارد تو در حال باشی میگویی من الان این وقت را دارم باید از آن استفاده کنم یک ساعت وقت دارم شروع کنم یک کاری بکنم یا میبینی نیم ساعت نشستی به اتفاقی که در گذشته اتفاق افتاده داری فکر میکنی.@ به صحبتهایی که دیشب بین تو و مادرت گذشته میبینی نه صبحانه میتوانی بخوری سر صبحانه نشستی خشکت زده که دیشب یک همچین اتفاقی افتاده بین ما ردوبدل شد با پسرم با دوستم با همسرم با نامزدم، نگهات میدارد.@ این ور رفتن با گذشته که مراحل مختلفی دارد که حالا دانه دانه خدمتتان توضیح میدهم و گذشته را آوردن در حال گذاشتن، حرص و جوش نسبت به گذشته چرا اینطوری شد چرا آنطوری شد نباید اینطوری میشد باعث میشود که حالت را خراب کند حال که خراب شد آینده را هم خراب میکند.@ شما باید توجه داشته باشید به عنوان یک اصل حتی اگر در گذشته مقصر هم بودی الان ذهنت را دیگر مشغولش نکن یعنی زدی یکجا را خراب کردی حالا بایستیم غصه بخوریم که این خراب شده که فایده ندارد اشتباه هم کردی کار درست این است که قبول بکنی که اشتباه کردی تکبر نداشته باشی لوس نباشی قبول کنی اشتباه کردی.@ ولی دیگر الان وقت این نیست که بایستم غصه بخورم باید برسم تمیز کنم شروع کنم به سازندگی، بعضیها دیدید میایند خانه، میبینند خانه خیلی به هم ریخته بچهها شلوغ کردند همه وسائل را به هم ریختند میایند مینشیند حرص و جوش میخورد گریه میکند میگوید من چقدر زحمت کشیدم تمیز کردم حالا خانه اینطوری شده.@ میبینی یک ربع بیست دقیقه نشسته دارد به وضع نگاه میکند در این یک ربع بیست دقیقه اگر جنبیده بودی خانه از این وضعیت درآمده بود این تنبلیها و این حمله از گذشته باعث میشود هم حال ما خراب شود هم آینده ما.@ خدا رحمت کند علامه جعفری را میگفت من در خانه یک موقع میدیدم هیچ کاری نداشته باشم ولو خانه هم تمیز باشد بلند میشوم یک جارو دستم میگیرم شروع میکنم به جارو کردن، نفس اینطوری است(إن لَم تَشغَلها شَغَلَه) مشغولش نکنی مشغولت میکند.@ اگر برای آن کار تولید نکنی یکدفعه میبینی پنج ساعت نشستی داری به گذشته فکر میکنی یا خوب یا بد، ولی همهاش خیال است جدی نیست پنج ساعت وقت را از دست دادی ثروت کلانی است تمام شد قلم و کاغذ دستت بگیر بنشین راجع به آینده بنویس این بهتر است چه کارهایی باید بکنم این را فکر کن.@ اما اینکه بین من و فلانی این گذشت، اینطوری شد، آنطوری شد، اعم از خوب یا بد باید دقت بکنیم حمله از عقب حمله خطرناکی است که هم مربوط به امور دنیایی است و هم مربوط به امور آخرتی، شیطان هم حمله از عقب از طریق امور آخرتی ما میکند.@ مثل اینکه گناهانمان را به رخمان میکشد که این خوب نیست و یا اشتباهات ما را، لغزشهای ما را، کارهایی که دیگران با ما کردند حالا من اینها همه را دانه دانه برایتان میگویم اینها را به رخ ما میکشد تا بتواند نگهمان دارد آنقدر نجوا میکند که(لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) غمگینت بکند اعصابت را خورد بکند به هم بریزد بعد تو دیگر نمیتوانی حرکت درستی داشته باشی.@ نعمتهای زیادی داری که میتوانی از آنها لذت ببری چشم تو را نسبت به داشتن این همه نعمت کور میکند دیگر حرکت موفقی انسان ندارد حالا بحث کاربردیاش با مثالهای متنوع را انشاء الله میگذارم برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@