جلسه 009 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - دشمن‌شناسی (خاوران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ درباره یکی از حملههای شیطان که عبارت بود از ایجاد اختلاف بین انسان و طرفهای او، حالا هر کس که میخواهد باشد، یا خداوند تبارک و تعالی است یا ائمه و اهل بیت(ع) هستند و یا دوستان انسان، همسر انسان.@ کسی که انسان با او در زندگی و ارتباط هست گذشت در رابطه با ایجاد اختلاف بین انسان و خداوند تبارک و تعالی یعنی در واقع شکرآب کردن رابطه انسان با خداوند و همچنین به هم زدن رابطه انسان با ائمه(ع) و شخصیتهای مقدسی که ما با آنها در ارتباط هستیم بحثهایی داریم که انشاء الله آن را هم خدمتتان عرض خواهم کرد که در بحث حملههای چهارگانه شیطان آن بحث میگنجد.@ بحثی که امروز داریم انشاء الله بحث مهمی هست که در رابطه با چارچوب حملههای شیطان هست که این را خدمتتان عرض میکنم تا با سرعت بیشتری انشاء الله این را جلو ببریم.@ آن بحث حملههای چهارگانه شیطان هست که در قرآن کریم از قول شیطان خداوند تبارک و تعالی این را نقل کرده البته حالا من این را به تناسب و اختصار خدمت عزیزان مطالبی را عرض کردم اما بحث مبسوط و کاملش را از امروز انشاء الله خدمتتان تقدیم خواهیم کرد.@ سوره اعراف آیه 16 و 17 گزارشی است که خداوند تبارک و تعالی از نظام خلقت خودش برای ما میدهد از زبان شیطان اینگونه نقل میکند که(قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ).@ اولاً اول نسبتی که به خداوند تبارک و تعالی میدهد نسبت اغواگری است به خدا میگوید تو مرا اغوا کردی فریبم دادی گمراه کردی(قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي) به خاطر اینکه من را گمراه کردی من هم متقابلاً(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) سر راه مستقیم تو مینشینم و از جلو، عقب، راست و چپ به بندگان تو حمله میکنم.@ طبیعتگرا اینطوری هست طبیعتگرا وقتی صحبت از هدایت میشود فکر میکند خدا باید دستش را بگیرد راه بهشت را باز کند با هیچ مشکلی روبهرو نشود با هیچ گناهی، وسوسهای، مشکلی، تحریکی روبهرو نباشد بعد به بهشت برود و شکستهای خودش را بد انتخاب کردن خودش را و بد اختیار کردنهای خودش را به حساب خداوند تبارک و تعالی میگذارد.@ این مثلاً به خدا میگوید تو اگر میخواستی که من منحرف نشوم چرا در من شهوت آفریدی چرا در من غضب آفریدی یا خود شیطان به ذهن انسان میاندازد که تو اگر میخواستی من منحرف نشوم چرا شیطان را آفریدی، در مورد فلسفه خلقت شیطان و وسوسهها و شهوات قبلاً توضیح دادیم که اگر اینها نباشند اساساً انسانی هم وجود ندارد.@ انسان موجودی است که تحققش، کمالش به این بستگی دارد که با این مجموعه از موانع روبهرو باشد و روند رشدش در برخورد با جریان مخالف هست بدون جریان مخالف انسان رشدی نخواهد کرد وجود جریان مخالف سر راه انسان هست که عامل رشد انسان میشود که مثالهای متعددی در دو سه جلسه برایتان زدم.@ بعد هم شهوت، غضب هیچ کدام بد نیستند که اساساً بگوییم اگر میخواستی ما بهشت برویم چرا شهوت را آفریدی، شهوت برای انسان لازم است شهوت یعنی مطلق میل، حالا اعم از شهوت جنسی، شهوت شکمی، خوراکی، شهوت مقام، شهوتهای دیگر، شهرتطلبی اینها انواعش در انسان وجود دارد اینکه اگر این نباشد انسان رشدی نمیکند.@ یعنی شما نگاه کنید این رومیزی به این زیبایی که الان اینجا هست ما از آن استفاده میکنیم در اثر یک میل ساخته شده یعنی تولید زیبایی در اثر شهوت است اساساً اگر شهوت نباشد ما هوس بهشت هم نمیکنیم هوس خود خدا را هم نمیکنیم هوس مقامات بالا را نمیکنیم با شهوت و میل هست که انسان هوس رشد میکند و تمنای رشد در او به وجود میاید.@ قوه غضب بد نیست به وسیله قوه غضب ما هر چه که با ما ناسازگاری داشته باشد دفعش میکنیم چیز بدی نیست بد استفاده کردن از یک وسیله غیر از بد بودن خود آن وسیله است چاقو بد است آتش بد است؟ نه.@ ولی میلیونها انسان در اثر بد استفاده کردن از چاقو و آتش تا به حال کشته شدند اگر بشر خودش لیاقت نداشته از چاقو و آتش خوب استفاده کند و عده زیادی تا الان کشته شدند ما بگوییم آتش و چاقو در زندگی آدم بد است؟ نه، ارتفاع و ساختمانسازی بد است؟ حالا یک نفر از ارتفاع افتاده مُرده.@ بد نیست این بد استفاده کردن از یک قوهای هست که خداوند در اختیار ما گذاشته میتوانیم از آن درست استفاده کنیم الان برق را ما استفاده میکنیم در زیرزمین که تاریکی مطلق است اگر اینجا الان برق برود ما اینجا تاریکی مطلق داریم.@ یک فضای خوبی درست کردیم هم با شهوت درست شده میل در آن به کار رفته سلیقه به کار رفته که آدم در آن آرامش داشته باشد هم از قوای دیگر خوب استفاده شده از قوه برق خوب استفاده شده از بلندگو استفاده شده از الکتریسته استفاده شده از صوت استفاده شده اینها چیز بدی که نیست.@ حالا اگر کسی از برق خوب استفاده نکرد او را کشت یا باعث مرگ دیگران شد این بد است شهوت به هیچ وجه بد نیست خوب است لازمه رشد انسان است غضب لازمه رشد انسان هست بدون غضب انسان نمیتواند موانع رشد خودش را برطرف کند.@ انسان با قوه قهریه هست که میتواند آنچه که به مصلحتش نیست از خودش دور کند و با شهوت هست که آنچه که به نفعش هست میتواند به سمت خودش جذب کند چه اشکال دارد، هیچ مانعی ندارد انواع و اقسامش که در ما هست همه مبارک هستند و نور هستند خوب هستند بد استفاده کردن ما از این قوا باعث میشود که آنها بد بشوند دشمن ما بشوند.@ پس یکی از توهماتی که شیطان در دل انسان میاندازد همین شبهات این چنینی هست که در بحث شبهات توضیح خواهم داد در به هم زدن رابطه انسان با خود خداوند، بعداً در این رابطه توضیح خواهم داد.@ برویم به سراغ حملهها، اولاً میگوید که من حمله را از روی صراط مستقیم حمله میکنم یعنی وقتی تصمیم میگیرند آدمها آدمهای خوبی باشند حملهها شروع میشود بنابراین اگر کسی فکر میکند که میخواهد آدم خوبی باشد میخواهد آدم متعالی و خوب و باارزشی باشد اما دغدغه فکری نداشته باشد نه اینطور نیست حمله حتماً صورت خواهد گرفت حتماً دغدغه خواهیم داشت.@ شما تا وقتی که اسارت شیطان را داری دغدغه نداری چون همه کارهایت اساساً شیطانی هست در جهت خواستههای شیطان است خیلی تعارض نداری دغدغه هم زیاد نداری وقتی میخواهی دیگر شیطانی نباشی در اختیار شیطان نباشی اصل جنگ آنجا شروع میشود.@ ما زمانی که به آمریکا بگوییم باشه شما تشریف بیاورید مملکت ما مثل همان زمان شاه، روزی شش میلیون بشکه که تا الان در این 25 سال انقلاب ما هیچ روزی شش میلیون بشکه برداشت نکردیم او آن موقع روزی شش میلیون بشکه نفت میبرد مفتی میبرد.@ بیا روزی شش میلیون بشکه نفت ببر اورانیوم ما طلای ما مس ما صنایع ما همه چیز ما دست تو باشد ما با آمریکا اینطوری مشکل پیدا میکنیم؟ نه، چه درگیری داریم نه جنگی هست نه تروری هست نه گرفتاری هست.@ اما وقتی به آنها گفتیم نه ما نفتمان را نمیدهیم شما مفت آنجا ببرید طلای ما را معادن ما را سنگ ما را اورانیوم ما را، میخواهیم برای خود مردم مصرف کنیم کولی نمیخواهیم بدهیم میخواهیم آزاد باشیم آقای خودمان باشیم استقلال داشته باشیم اینجاست که اول دردسرها شروع میشود.@ شیطان هم همینطور هست وقتی به او نه میگویی اول دردسر از همانجا شروع میشود یعنی روی صراط مستقیم سر وقتت میاید پس وقتی تصمیم گرفتی که آدم خوبی باشی فکر نکن آدم خوبی شدن یعنی دردسر ندارد آدم خوبی شدن یعنی اینکه با مشکلات روبهرو نمیشوی، نه.@ مشکلاتش کمتر هست از آدمهای بد، چون آدمهای بد همیشه مشکلاتشان زیادتر از آدمهای خوب است ولی مشکلات دارد اینطور نیست که شما فکر کنید حالا اگر خواستی توبه بکنی حالا اگر خواستی آشتی بکنی حالا اگر خواستی آدم خوبی باشی دیگر هیچ وقت مشکل نخواهی داشت چرا مشکلات داری بالأخره هم با طبیعت خودت درگیر میشوی هم با کسانی که نمیخواهند تو آدم خوبی باشی درگیر هستی.@ پیامبر(ص) میفرماید آدم وقتی میخواهد آدم خوبی بشود همیشه با پنج مانع روبهرو هست پنج تا مانع هستند باید با آنها درگیر شویم(المُؤمِنُ بَینَ خَمسَ شَدائِد) یکی با نفس عماره خودش هست هوسبازیهای خودش کار دستش میدهد گرفتارش میکند رسوایش میکند.@ یکی با شیطان هست با شیطان هم درگیر هست که الان بحث ما در بخش شیطان هست دردسرهایی که شیطان برای ما درست میکند یکی با کافرین هست یکی با منافقین هست یکی هم با رفیقان و دوستان و آدمهای خوبی که به آدم حسودی میکنند.@ آدم خیلی خوبی است ولی حسود است برادرت است به تو حسادت میکند شوهرت است به تو حسادت میکند همسرت است به تو حسادت میکند مادرت است گاهی وقتها به تو حسودی میکند پیش میاید آدم یک عزیزانی در اطراف خانواده دارد که چشم دیدن رشد انسان را ندارند به آدم حسودی میکنند آدم را اذیت میکنند.@ آدم با آدمهای خوب و مؤمنین حسود هم برخورد دارد درگیر میشود آدم خیلی خوبی است آدم مقدس و خوبی است ولی حسودی هم میکند یک توطئههایی هم ممکن است بکند یک حرفی هم پشت سر آدم بزند یک صابونی هم زیر پای آدم بیاندازد پیش میاید.@ به هر حال آدم روی صراط مستقیم با اینطور آدمها روبهروست هم از آدمهای خوب میخورد هم از آدمهای بد میخورد چهار گروهشان بد هستند کافر و منافق و نفس و شیطان، یک گروهشان هم که آدمهای خوب هستند آدم از اینها میخورد.@ پس وقتی میگوید صراط مستقیم یعنی هر وقت تصمیم گرفتی رشد بکنی تصمیم گرفتی آدم خوبی باشی حتماً دغدغهها میاید، آنوقت حمله شیطان کجاست؟ چون رابطه فیزیکی و بدنی که ما با شیطان نداریم حمله شیطان در ذهن است یعنی تفکراتی در ما ایجاد میشود که ما را مضطرب میکند اذیت میکند ناراحت میکند فریب میدهد از ناحیه فکر است.@ با توجه به توضیحات مفصلی که در این چند جلسه دادم باید شما الان دیگر یواش یواش این توانایی را پیدا کنید که وقتی فکر سراغتان میاید یکدفعه دارد شما را به هم میریزد بتوانید تشخیص بدهید که این فکر من نیست اصلاً مال من نیست نباید به آن فکر بکنید کس دیگری دارد در گوش من وزوز میکند و ناراحت میکند.@ گاهی وقتها شما میبینید آدمی هست که آدم خوبی نیست میاید در گوش شما وزوز میکند ناراحت هستی میگویی هر وقت من با این مینشینم یک حرفهایی میزند مضطربم میکند با شوهرم خوب هستم با زنم خوب هستم اما هر وقت با این مینشینیم حرف میزنیم یکدفعه دعوایمان میشود.@ شما میفهمی مال آن نیست خانم میگوید من شوهرم هر وقت میرود خانه مادرش و برمیگردد اخلاقش بد میشود خراب میشود یعنی خودش میگوید من شخصاً با شوهرم مشکلی ندارم با هم خوب هستیم یک خارجی است یک کس دیگر غیر از ما دوتاست دارد مشکل درست میکند این را تشخیص میدهیم.@ مثلاً اگر خانم من نرود خانه مادرش ما با هم مشکل پیدا نمیکنیم با هم خوب هستیم وقتی میرود پیش خواهرش چهار جلسه با خواهرش مینشیند میاید میبینم که تنظیمش به هم میخورد تعادل به هم میخورد زندگی ما خراب میشود میگوییم کار کار فلانی است.@ در روابط خودمان هم باید یاد بگیریم که بتوانیم بین آن کسی که تولید فکرهای خطرناک و باطل میکند فکرهای غمانگیز، ناراحت کننده، افسردگیهای بیخود برای ما ایجاد میکند دلشورههای الکی ایجاد میکند با کسی که به ما امید میدهد شادیبخش هست آرامبخش هست تفکیک بشود و بدانیم که آن فکر فکر خودمان نیست.@ همه دلشورههایی که مبنا ندارند دلشورههایی که به سراغ ما میایند باید بدانیم که مبنایش مبنای درست و حسابی نیست یک مبنای وهمی هست که شیطان از آن استفاده میکند و در ما فقط برای اینکه بتواند حال ما را به هم بزند ایجاد میکند.@ چون شیطان میداند اگر بتواند حال ما را به هم بزند آینده را هم خراب کرده یعنی اگر بتواند در من اضطراب ایجاد کند به محض اینکه اضطراب ایجاد شد این اضطراب مال الان نیست روی من یواش یواش تأثیر میگذارد بدنم را ضعیف میکند اعصابم را ضعیف میکند خوردم میکند.@ بعد از یک مدت میبینم که حال و حوصله ندارم میشوم یک آدم مضطر، عصبی، زودرنج، تأثیرپذیر که حال خوشی ندارم الان اینطوری هفتههای بعد هم اینطوری است همیشه اینطوری هستم یعنی وقتی بتواند حال را از دست ما در بیاورد چون آینده مبتنی است بر حال، آینده را هم خراب میکند.@ حالا برویم سراغ حمله از جلو، جلو یعنی چی؟ آینده ما، یعنی آن که قرار است بیاید ما میخواهیم به آن برسیم هنوز به آن نرسیدیم مثلاً پنج دقیقه بعد، ده دقیقه بعد، نیم ساعت بعد، یک ساعت بعد، فردا، پسفردا، یکسال بعد، ده سال بعد، این را آینده میگویند.@ شیطان در مورد آینده چند جور حمله دارد که حالا من اینها را تفکیک خدمتتان عرض میکنم اولاً تاریکنمایی خیلی دارد اضطراب، دلشوره نسبت به اینکه آینده چه خواهد شد چه میشود در ما زیاد ایجاد میکند، نکند اینطوری شود، نکند بعداً اینطوری شود.@ یک خانمی آمده بود یک شوهر خوبی هم داشت افسرده بود هم این شوهرش را دوست داشت هم شوهر این را دوست داشت خیلی هم با هم خوب بودند این خانم افسرده شده بود شیطان اینطوری اذیت میکند.@ بعد میگفت چون من این را خیلی دوستش دارم فکر میکنم این اگر یک روزی بمیرد من چکار کنم، از الان، یکی نیست بگوید شاید خودت زودتر مُردی، اشتباه فکر کردن این است فکر میکند خودش میماند بعد یک زمانی شوهر میمیرد نه شاید تو زودتر مُردی، اگر این یک روزی مُرد من چکار کنم، این میشود وسوسه شیطانی، یعنی حالمان را خراب میکنیم آینده هم از بین میرود.@ به قول شهید مطهری(ره) بعضیها برای اینکه مبادا یک روزی فقیر شوند مجبور شوند نان و پنیر بخورند یک عمر نان و پنیر میخورند که مبادا یک زمانی فقیر شوند نان و پنیر بخورند، یعنی آن اضطراب را جلوتر میاوریم این مرگ حاضر است تو همین الان شوهرت را کشتی چرا عزا میگیری نشستی عزا میگیری.@ من آن موقع که سرطان گرفته بودم یکی از اقوام زنگ زده بود شروع کرد به حرف زدن حالش خراب شد شروع کرد به گریه کردن بعد دیدم که این اضطرابش از مریضی من نیست اضطرابش این است که من را الان کشته این فکر میکند که من میمیرم بعدش چه میخواهد بشود، گفتم تو که ما را کشتی این روحیه دادن است!.@ ما بعضی وقتها اینطوری مینشینیم فکر میکنیم مینشینیم غصه میخوریم که مبادا اینطوری شود من بعضی از مادرها را دیدم که دختر و پسر دارد دوستشان دارد آنوقت وقتی اینها خیلی ناز و ملوس میشوند میخواهد بغلشان کند و ببوسد هم بغلشان میکند هم شروع میکند زارزار گریه کردن، میگویم چرا گریه میکنی؟@ میگوید اگر اینها بمیرند من چکار کنم بدون اینها، همین فکر شیطانی باعث میشود در تربیت بد عمل کند بچه میخواهد بیرون برود اضطراب دارد اینطوری شیطان دلشوره ایجاد میکند از پله میخواهد برود میترسد، میخواهد به چیزی دست بزند میگوید نه تو دست نزن.@ بچه میشود یک آدم دست و پا چلفتی به درد نخور هر حرکتی میخواهد انجام بدهد بعد هم خودش از همین بچه متنفر میشود شروع میکند آنوقت الهی بروی زیر ماشین تکه تکه بشوی بعد همه چیز برعکس میشود.@ خودت نگذاشتی این بچه تربیت بشود یکسره ترسیدی با این نروی با این دوست نشوی آنطرف نروی در خیابان نروی یکسره فشار بیش از حد آوردن، سؤال و جوابهای الکی، کجا بودی، چکار کردی، با چه کسی بودی، دلشوره، نکند اینطوری باشد.@ مثلاً بعضی از افراد هستند شخصیتاً آدم به آنها نگاه میکند میفهمد که شخصیتاً شخصیتی نیست که برود دسته گُل آب بدهد بعد نشسته راجع به بچهاش که همه او را میشناسند که بچه خوبی هست نشسته هزار و یکجور فکر میکند مثلاً این اگر برود معتاد شود من چکار کنم.@ بالأخره آدم باید یک ارزیابی داشته باشد این آدم برود معتاد بشود، شیطان اینطوری میکند یعنی منفیترین برداشتها، منفیترین پیشبینیها را برای انسان رقم میزند در مورد اعضای خانواده، که اگر اینطوری شود من چکار کنم آنوقت یکسره مینشیند عزا میگیرد.@ آنوقت همه حالش خراب میشود هم آیندهاش خراب میشود هم به طرف مقابل فشار میاورد، دوستیهای خاله خرسه که مبادا من این را از دست بدهم یا حوادث دیگر، میگویی حالا اقدام کن برای خانهدار شدن، میگوید نه من اگر بروم اقدام کنم برای خانهدار شدن قرضها را چکار کنم بدهکاریها را چکار کنم ول کن یکدفعه دیدی نتوانستم از پسش بربیایم اگر بیایند من را بگیرند چه میشود.@ مینشیند برای خودش یک تراژدی درست میکند الان نشستی سر جایت، میخواهی بنشینی راجع به خانه فکر کنی اصلاً نمیگذارد حرفش را بزنی تا میخواهی حرف بزنی این آینده را میبیند قرض گرفتن و بعد این نمیتواند پول را بدهد بعد مأمورهای کلانتری میایند او را گرفتند و بعد پشت میلههای زندان را میبیند و آبرو رفتن را میبیند میترسد.@ یعنی هیچ وقت شجاعت در کار ایجاد نمیکند یعنی هم در کارهای دنیا کسالت ایجاد میکند هم در کارهای آخرتی، در بخش آخرت بعداً برایتان میگویم در بخش دنیایی اینطوری کسالت ایجاد میکند.@ در روایت هم داریم کسانی که در دنیاشان کسل هستند در آخرتشان کسلتر هستند(مَن کَسَلَ عَن أمرِ دُنیا فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أکسَل) هر اقدامی میخواهد بکند ترس ایجاد میکند، نه نمیشود، موفق نمیشویم، مثل این قهرمان بود در گالیور همیشه میگفت من میدانم، من میدانستم.@ این هم اینطوری است یکسره برای آدم میگوید یعنی هر کاری میخواهی بکنی این یکسره در گوش آدم این را میگوید اگر اینطوری بشود حالا آدم این همه آدم را نگاه میکند که رفتند شده هزار نفر موفق شدند ما خدا را داریم(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) من با خدا هستم دارم جلو میروم در بدترین شرائط وقتی بگویی مسبب الأسباب با من هست موفق هستی در انسان ترس ایجاد نمیکند.@ یک رفیقی داشتیم دکتر بود گفت که یک مجروحی را آوردند شیمیایی بود بدنش کاملاً سوخته بود ولی شدت سوختگی طوری بود که این بیشتر از دو سه روز زنده نمیماند مقدار گازی که روی او اثر گذاشته بود خیلی زیاد بود چشمانش هم جفت کور شده بود صورت خیلی سوخته.@ میگفت این با این وضعیت افتاده بود آدم بیرودربایستی هم بود میگفت به او گفتم دیگر فاتحهات خوانده است دیگر چیزی زنده نخواهی بود سه چهار روز دیگر مهمان ما هستی گفت او در این حال گفت کور خواندی فکر کردی ما صاحب نداریم خدا میگوید هر وقت روی من حساب کنید من هم کنارتان هستم.@ هر وقت بگویی من به امید خدا میروم واقعاً کمک میکند گفت فردا صبح آمدم بیمارستان دیدم پشت در ولوله است پرستارها دارند در را هُل میدهند میکوبند او هم در را از داخل قفل کرده بعد رفتم پرستارها را کنار زدم در را باز کردم گفتم فلانی هستم دیدم یک آدم چشمدار، پوست سالم آنجا میزان نشسته گفت به تو نگفتم ما صاحب داریم.@ گفت من که رد نکردم که صاحب داری گفتم مگر اینکه صاحبت به دادت برسد و الا از نظر پزشکی تو مُردی حالا بعضیها اینطوری هستند. اگر من بخواهم به توانایی خودم فکر کنم بدترین فکر این است که من به توانایی خودم فکر کنم این خوب است اعتماد به نفس کار خوبی است اما تنهایی نه، تنهایی شرک میاورد.@ من وقتی میخواهم اعتماد به نفس داشته باشم باید اعتماد کنم یک کسانی هستند تمام قدرت دنیا دست اینهاست همه امکانات دنیا دست اینهاست دوستم دارند شادیام را میخواهند خوشیام را میخواهند کمکم میکنند. طرف میخواهد دزدی کند میگوید انشاء الله به امید خدا بانک را میزنیم به امید خدا هم میرود بانک میزند.@ میخواهد جنسها را بردارد میگوید یا علی، یک یا علی هم میگوید، او عُرضه دارد آنجا استفاده کند بعد ما همهاش تاریکبینی، زشتبینی، سیاهبینی، بعداً چه میشود، حالا برگردی به سابقه نگاه کنی سابقه چیزهایی بوده که ما از آنها میترسیدیم الان هیچ ابهتی برای ما ندارند هیچ ارزشی ندارند هیچ ترسی ندارند.@ فکر میکردیم که چه خواهد شد بعد میبینیم که نه اصلاً آنطوری نشد چند سال پیش یکجور دیگر تاریک میدیدیم بعد میبینیم که نه نشد ازدواج میخواهی بکنی هزار و یک جور مشکلات درست میکند بین تو و همسرت، نکند بعداً اینطوری شود این نکندها باید قانونمند باشد معقول باشد.@ مینشیند با یک مشاور کارشناس صحبت میکند آیا این احتمال خطر وجود دارد یا نه؟ و الا اگر بخواهی همینطوری افکارت را ول کنی دست خودت نیست همینطوری برایت میتراشد نکند این بد باشد نکند این منحرف باشد نکند این ارتباطات نامشروع داشته باشد.@ به قول حضرت میفرماید(مَن طَلَبَ عَیبَاً وَجَدَه) کسی که دنبال عیب دیگران هست ذهنش برایش میبافد بالأخره عیب را پیدا میکند نه اینکه واقعیت داشته باشد فقط برای آدم میسازد وقتی شما از اول دوست داری طرف را منحرف ببینی بالأخره یک عواملی کمک میکنند که تو در دو سه تا سوءتفاهم شخص را منحرف ببینی.@ این همه زنها با شوهرشان برخوردهای بد داشتند مردها با زنشان بداخلاقی داشتند بددلی و سوءظنهای بیجا داشتند، نکند نکند، اینطوری میشود به هم میریزد در روابط هزار و یکجور آیندهنگریهای بد ایجاد میکند که ما نتوانیم از هم لذت ببریم صفا کنیم با هم خوب باشیم.@ در تصمیمگیریها آنقدر آینده را سخت جلوه میدهد که ما نمیتوانیم تصمیمهای جدی بگیریم میخواهد خانهاش را بنایی کند میترسد میخواهد خانه عوض کند میترسد میخواهد ماشین خرید و فروش کند میترسد میخواهد یک مسافرت برود هزار و یکجور سختی برایش ایجاد میکند که این مسافرت را نرود.@ بقیه ده دفعه میروند مسافرت و میایند و کیف میکنند این اصلاً شجاعت ندارد در مورد مسافرت آنقدر تاریک میبیند که همیشه حالش به هم میخورد دلشوره، بچههایم نکند اینطوری شوند دخترم چه میشود پسرم چه میشود زنم چه میشود شوهرم چه میشود احتمال همه جا هست یعنی همیشه احتمال هست ولی معقول فکر نمیکند.@ کسی که دچار حمله از جلو شده احتمالات را ضعیفها را جدی حساب میکند مثل همین است که من میخواهم از خیابان رد شوم چقدر احتمال دارد ماشین من را بزند؟ احتمال دارد، حالا چون احتمال دارد این بزرگ میشود نه من اگر از خیابان بروم احتمال دارد از خیابان رد نشوم سنگ روی سنگ بند نمیشود.@ احتمال دارد ماشینم را بدزدند احتمالاً اگر من فلان کار را بکنم اینطوری میشود احتمالاً دزد میخواهد خانه ما را بزند اگر از خانه بیرون بروم دزد میاید ما اینقدر آدمهای اینطوری داریم داماد میاید سراغش میگوید بیا مسافرت برویم نه شما بروید عروس میاید دنبالش بیایید برویم زنش در خانه دارد میپوسد نه خانه تنهاست.@ یک عمر نشسته بغل خانه که خانه تنهاست که نکند دزد خانه را ببرد همه جا از این احتمالات هست احتمال دارد تو هم زودتر بمیری از این احتمالات است دنیا اینطوری است دنیا دار تصادف و تزاحم و احتمالات است برای همه هم از این چیزها هست.@ حالا بنشینیم چون احتمال دارد دست روی دست نگذاریم اگر اینطوری بود که دنیا آباد نمیشد خیلی چیزها راه دارد. طرف آمد به حضرت گفت من چند تا از اقوامم را از دست دادم دیگر دلشوره دارم اینها چند نفر مردند هم میترسم که اینها را از دست بدهم هم میترسم که خودم بمیرم.@ حضرت گفت این دعا را یادت میدهم بخوان از چهار یا پنج امام را این شخص میبیند از بس عمر میکند دیگر میرسد به امام هادی میگوید اینقدر عمر کردم که دیگر خسته شدم اینقدر زنده بودم حضرت میگوید دعایت را قطع کن دعا را قطع میکند چند روز بعد میمیرد.@ ما دعا داریم شما اگر نگران زنت هستی نگران بچهات هستی نگران همسرت هستی این را بخوان خدا حفظشان میکند خودت را بسپار صدقه داریم صبح به صبح خودت را بسپار این دعایی که ما هر روز به عزیزان من در همه برنامههایشان نوشتم گفتم در برنامههایتان حتماً دعای روز را بگذارید.@ دعای روز شنبه، یکشنبه، زیارتها را هم بگذارید در زیارت مثلاً امروز شنبه است به رسول الله میگویید(هذا یَومُ السَّبت وَ هو یَومُک) امروز شنبه است روز تو(وَ أنَا فیه ضَیفٌ لَک) من مهمان تو هستم(وَ مُستَجیرٌ بِک) پناه آوردم به تو، هم از من پذیرایی کن هم پناهم بده.@ صبح به صبح این را بخوان خودت را بسپار حضرت پذیرایی میکند هم پذیرایی میکند هم پرستاری میکند هم محافظت میکند صدقه بده راحت برو ترس ندارد بعدها چه خواهد شد این همه بچه یتیم بزرگ شدند چه شده این همه خانمهایی هستند که بدون مرد بهتر از بودن زمان مردشان موفقتر عمل کردند و زندگی کردند.@ خدا که نمرده علت این هست که ما پدر و مادر اصلیمان که زنده هستند فراموش میکنیم با کس و کارهای موقتمان زندگی میخواهیم بکنیم وقتی یادم باشد امام زمان پدرم هست دوستم دارد بیشتر از هر کس دیگر با من هست خوشبختیام را میخواهد اسباب و علل عالم هم با او هست هیچ وقت احساس تنهایی نمیکنم.@ امام زمان اینقدر برای من عزیز است امام حسین آنقدر عزیز است فاطمه زهرا مادرم اینقدر برایم عزیز است و دوستم دارد و برایم دلشوره دارد برایم دعا میکند اینقدر عزیز هست برایم که ما در زیارت میگوییم(بأبی أنت و أمی) پدر و مادرم فدای شما باشد پدر و مادر طبیعی را فدا میکنیم.@ اگر او پدر نیست و مادر نیست معنا ندارد که ما عزیزترین کسمان را فدایش بکنیم اگر میگوییم پدر و مادرم فدای تو یعنی آن پدرتر است و آن مادرتر است که حاضرم اینها را فدا کنم یعنی پدر و مادر طبیعی من پدر و مادر بدنی من فدای پدر و مادر حقیقی و روحی من.@ من در طول زندگیام هزاران نفر را دیدم که خارج از اسباب و علل مادی زندگی کردند حضرت به آنها رسانده ادارهشان کرده بهترین شرائط ادارهشان کرده ولی وقتی همینطوری نگاه میکنی میبینی که واقعاً این باید الان خیلی مشکلات داشته باشد ولی میبینی نه این مشکلات را ندارد غذایش میرسد آبرویش حفظ است لباسش میرسد مکانش جور میشود.@ نه اصلاً آنهایی که کس و کار دارند چی، شما بنشینید حساب کنید. به یکی از اولیاء خدا گفتیم ما با این حقوقهای وحشتناکی که داریم همه زیر خط فقر بد میبینیم که زندگیمان دارد میگردد حساب که میکنیم میبینیم همیشه خرجمان بیشتر از دخلمان است گفت شما فضولی نکنید ننشینید حساب کنید.@ واقعاً آدم وقتی حساب میکند میبیند من اینقدر حقوق دارم وقتی حساب میکنم منطقاً نباید بتوانم یک زندگی خوبی داشته باشم میرسد داریم میگذرانیم خوب هم هست این مهم است.@ حمله از جلو، ما هزاران آرامبخش داریم آرامبخشهای خوب و حقیقی که میتوانیم از آنها استفاده کنیم برای شادی خودمان برای آرامش خودمان واقعبینی خیلی مهم هست که هر احتمالی وجود دارد اگر قرار باشد آدم با احتمال بخواهد زندگی کند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود.@ یک بنده خدایی در خانه با کُت و زیرشلواری نشسته بود زنش میگوید چرا کُت پوشیدی؟ میگوید شاید مهمان بیاید، چرا زیرشلواری پوشیدی؟ میگوید شاید نیاید، حالا اینطوری است ما چرا بدش را نگاه کنیم خوبیها را نگاه کنیم جالب هست خدا هم دارد که هر وقت خوب میبینید خوب هم میشود.@ برای همین میگوید شما هیچ وقت خوابهایتان را برای آدمهای بد تعریف نکنید آدمهای حسود نگویید قشنگ باشد اگر کسی آمد یک چیزی گفت شما قشنگ تعبیر کن خوب اثر هم میگذارد بینش اثر میگذارد یعنی خوشبینی برای آدم میاورد خوشبینی، شاد بودن، آرام بودن برای انسان شادی و آرامش میاورد.@ خوب ببینی برایت خوبی هم میاید وقتی بد میبینی بد هم میاید سوءظن هم واهمه میسازد برای انسان هم در بیرون تزلزل ایجاد میکند وقتی شما میخواهی با یک چیزی زندگی کنی احتمال خطر دارد هی فکر میکنی راجع به خطر آخر سرت میاید.@ حالا الان فرصت ندارم منطقاً اثبات کنم که چطوری میشود سر آدم میاید مثل هُل شدن است شما وقتی میخواهی رانندگی بکنی آرامش داری رانندگی کنی اما وقتی هُل رانندگی کنی که الان به این میخورم الان به آن میخورم واقعاً هم میخورد چون تعادل آدم از بین میرود.@ اما اگر گفتی نه من به امید خدا میروم توکل بر خدا میکنم این همه ما دعا داریم صدقه داریم خدا را پشتیبان خودمان دیدن شما منطقاً آدمهای بزرگ را در تاریخ نگاه کنید منطقاً نباید موفق میشدند اما آنها به خدا توکل کردند توکل کردن به خدا یعنی وکیل گرفتن خدا، از خدا کمک گرفتن استعانت کردند شما حساب دودوتا چهارتا بکنید.@ ما در جنگ تحمیلی تا الان باید هفت باره مملکتمان را از دست داده باشیم عقلاً که نگاه کنیم باید از دست داده باشیم عقلاً اصلاً نباید انقلابی میشد، حالا شد، باید تا الان از دستش داده باشیم در این تجاوزات در این حملهها، ولی نشد، و خیلی چیزهای دیگر.@ لذا هر وقت خوش ببینی خوش هم میبینی خوش به سرت میاید بد نگاه نکن بد نبین مضطرب نباشیم نسبت به آینده، نسبت به هیچی، نه بچه، چیزهای بد هم که میبینیم همینطور، در همین بحثی که جلسات قبل خدمتتان کردم بحث اختلافات، گاهی وقتها شیطان چنان دو به هم زنی میکند که شخص چهرهاش برای ما سیاه میشود.@ ایجاد تنفرهای قلابی، تلقینی ذهن ما را خراب میکند میگوید من دیگر با این آدم کنار نمیایم امکان ندارد بعد میبینی نه خیلی هم کنار آمد اصلاً آن ماجرا فراموش شد که رفت یا میگوید تو میدانستی کار بدی کردی این هیچ وقت تو را نمیبخشد با این خوب نمیشوی بعد میبینی اصلاً طرف به رویت نیاورد.@ پس کلاً این را باید دقت کنیم ما افکار منفی افکاری که اضطرابزا هستند دروغ هستند کنار بگذاریم باید بدانیم منشأش هم خودمان نیستیم فقط باید تمرین بتوانیم بکنیم که در این تمرین بین خودمان و آن افکار منفی فاصله بیاندازیم بدون این شما هرگز به موفقیتهای بزرگ دست پیدا نمیکنید.@ من بعضی از خانمها و آقایان سراغ دارم به او میگویی کنکور، میترسد، به خصوص دو سه تا سیلی هم از کنکور خورده باشد دو سه مرتبه شرکت کرده باشد آن هم روی مرز، بعد هم نمره نیاورده حالا اسمش را که میاوری حالش به هم میخورد میگوید اصلاً از درس متنفر شدم.@ یک آقایی بود از نزدیکان و دوستان ما، این حدوداً ده سال از من بزرگتر است این چند سال بود با زن و بچه هر سال کنکور شرکت میکرد هیچ وقت هم قبول نمیشد ولی شرکت میکرد من هم به وضعیتی رسیده بودم که باید دانشگاه شرکت میکردم بیا با هم درس بخوانیم با ما هم نشست درس خواند.@ یک ماهی نشستیم با هم درس خواندیم بعد من قبول شدم دوباره او قبول نشد من درس دانشگاهم تمام شد این هر سال شرکت میکرد اصلاً نبُرید صحنه بدی هم برایش نبود کارش را میکرد زندگیاش را میکرد این را هم شرکت میکرد الحمد لله قبول شد و لیسانسش را گرفت.@ امسال داشتم تشویقش میکردم گفتم دیگر ول نکنی باز با همین اراده ادامه بده انشاء الله آن چهار سال را هم تمام کن تا دکترایت را هم بگیری بعضیها نه تا یکی دو تا سیلی میخورند ناراحت میشوند دیگر همیشه تیره میبینند با یک آدم رابطهشان شکرآب میشود همیشه فکر میکنند که دیگر هیچ وقت درست نمیشود هیچ وقت اصلاح نمیشود.@ تاریک تاریک زود هم قیچی میکنند و عصبانی میشوند و به هم میریزند با بچهشان همینطور زیاد افراط میکنند با بچه درگیر میشوند یکدفعه میبینی خیلی به اوج میرساند مثلاً یک سیلی حقش است ولی چاقو در شکم طرف میکند، نه اینطور نیست.@ یک حرف میزنی میبینی چندتا فحش رکیک میزند حرفهای بد میزند یعنی میزند به سیم آخر در هر کاری، اینقدر تیره میبیند بیظرفیت است همه چیز را تار میبیند یکذره رابطه خراب میشود زود قهر میکند من دیگر اینجا نمیایم دیگر نه من نه شما، بعد چهار روز دیگر میبینی پشیمان میشود میفهمد دچار حمله شیطان بوده.@ اگر بفهمد، اگر نه میگوید من بیخود عصبانی شدم من افرادی را میشناسم سابقه داریم در کار مشاورهای زیاد دیدم شاید در طول عمرشان دوتا خواهر، دوتا برادر دیدم عروس و مادرشوهر دیدم بارها کتککاریهای شدید کردند دو ماه سه ماه قهر بودند آدم این کتککاریها را نگاه میکند میگوید اینها دیگر تا آخر با هم جمع نمیشوند.@ دو سه ماه بعد من را مهمانی دعوت میکنند حالا من هم ذهنیتم این هست که اینها به هم ریختند بعد میبینم هیچی گُل میگویند و گل میشنوند عروس و مادرشوهر با همدیگر نشستند، کتککاریها چه شد، بزن بزن چه شد فحش دادنها، هیچی تمام شد رفت انگار نه انگار، دوباره نشستند دارند زندگیشان را میکنند.@ پس این را فراموش نکنید که ما تیرهبینی در مورد آینده کار ما نیست کار شیطان هست تلقین میکند افکار مربوط به ما نیست خداوند امید، نشاط، فرشتهها صلوات الله علیهم اجمعین به ما امید میدهند نشاط میدهند.@ آینده را خوب و قوی برای ما جلوه میدهند دعوتمان میکنند به حرکت، شیطان نه، شیطان همیشه میترساند، نمیشود، نمیتوانم، آن دفعه هم نتوانستم، خراب میکند انسان مظهر خداست از روح خدا در او دمیده شده مثل خدا هر کاری را میتواند انجام دهد بخواهد میتواند انجام دهد.@ فقط کافی است بخواهد به بعضیها میگویی این کار را بکن میگوید من اصلاً از این رشته خوشم نمیاید با این سنخیت ندارم ولی در جایش که میافتد میبینی نه خیلی هم خوب توانست جلو برود، من یاد نمیگیرم، ولی وقتی نمیترسد جلو میرود یاد میگیرد، وقتی میگویی انشاء الله میتوانم شاید توانستم.@ لذا در روایت داریم هر چیزی شما را خیلی مضطرب میکند زودتر در آن بروید زودتر سر وقتش بروید زودتر به او حمله کنید، که اگر من فلانی را ببینم چه میشود، زودتر برو پیشش، اصلاً خانهشان برو در بزن خانهشان برو بگو سلام علیکم آمدم ببینم، بعد میبینی که اینقدر هم ترسناک نبود واهمه خیلی کار میکند.@ دو نفر میگویند اگر ما با هم روبهرو شویم، در دل هر دو آنها شورهای منفی هست یک موقع شورهای مثبت هست این قشنگ است آدم را لطیف میکند گرما و صمیمت را بالا میبرد ولی یک موقع هست نه هیجانات منفی است یکسره میترساند بعد که جلو میروی میبینی نه اصلاً همچین خبری نبوده.@ پس توجه داشته باشیم که منفیبافی نکنیم همیشه واهمه ما تحت تصرف شیطان قرار میگیرد بزرگنمایی زیاد دارد حالا فقط در این قسمت نیست در جنبههای دیگر هم هست یعنی از کاه کوه میسازد لذا میگوید اگر از چیزی میترسی دلشوره داری زودتر سر وقتش برو بعد میبینی که نه ترسی هم نداشت.@ بعد هم فرمودند انسان وقتی خطر نکند آرامش ندارد انسان وقتی در خطر میرود آرامش پیدا میکند وقتی در کار خطر میروی میبینی نه آنطوری هم نبود الان میگویند جنگ شده در خانهشان نشستند غذا خوردند در جنگ عروسی کردند ازدواج کردند من لبنان که رفته بودم دیدم آنجا مرز وجود ندارد.@ اسرائیلیها هر وقت بخواهند میایند در خانه لبنانیها را میگردند میایند در روستا دانه دانه هر وقت بخواهند بدون اجازه میایند آنوقت در این خانه با یک همچین شرائطی عروسی بود آرامش بود شادی بود اصلاً آدم آنجا میرفت احساس کوچکی میکرد در مقابل این زنها و مردان آنجا، خیلی قوی، خیلی آرام، خیلی شاد، بچهها شاد، دخترها شاد، پیرمردها شاد، پسرها شاد.@ گفتیم شما چطوری با اینها قاطی هستید با این اسرائیلیها که هر وقت دلشان بخواهد میایند خانه شما را میگردند و میبرند؟ گفتند ما میدانیم نباید اینجا را خالی کنیم خالی کنیم به آنها باج دادیم همین حضور ما اینجا خیلی تأثیر دارد دارند زندگی میکنند عروسی راه میاندازند جشن راه میاندازند زندگیشان را دارند میکنند کشاورزی میکنند کارشان را دارند میکنند.@ وضعیت ما الان از فلسطینیهایی که در اردوگاه هستند بدتر است آنها دارند زندگی میکنند زاد و ولد میکنند بچه بزرگ میکنند مدرسه میفرستند دانشگاه میفرستند شکمشان را سیر میکنند ازدواج میکنند شادی دارند ما در این کشور برای چه اضطراب بگیرد.@ خیلی وقتها واقعاً خوشی میزند زیر دل آدم، یا از بس آدم خوش است زیر دلش میزند شروع میکند افکار منفیبافی، یعنی قشنگیها و زیباییها و کمالات و داراییها را نمیبینیم فقط زشتیها، تاریکیها، ضعفها، نقاط منفی، در رفاقتها هم همینطور هست.@ میخواهیم با یکی رفیق شویم طرف هزار تا قشنگی دارد هزار تا خوبی دارد آن را نمیبینیم یکسره مینشینیم منفیها را نگاه میکنیم لیست میکنیم این اینطوری است قشنگیهایی هم دارد زیباییهایی هم دارد.@ عیسی(ع) قشنگ به ما یاد داده که وقتی رد میشدند به یک سگ مرده برخورد کردند یکی میگفت اَه چه بویی میدهد یکی گفت اَه چرا اینطوری شده حضرت گفت چقدر دندانهای قشنگی دارد دندانهای سفید و زیبایی دارد قشنگیها را هم نگاه کنیم بیاییم تمرین بکنیم که دست روی نقاط مثبت بگذاریم دست روی کمالات، زیباییها، تواناییها، روی نقاط مثبت بگذاریم.@ حالا بحث در حمله از عقب را که بگویم این اطلاعات بیشتر دستتان میاید که مثبتبینی و منفیبینی بحث اصلیمان در حمله از عقب هست در خطر آدم آرامش دارد قبل از اینکه وارد یک کار بشوی اضطراب میگیری خودت را در آن بینداز میبینی که نه هیچ خبری هم نیست راحت هستی خطر که زیاد میکنی دیگر به آرامش میرسی.@ مثل اتومبیلرانی است شما دفعه اول اضطراب داری میخواهی در خیابان بروی بعد از یک مدت چشم بسته رانندگی میکنی. ما یک فرمانده داشتیم این میخوابید رانندگی میکرد واقعاً میخوابید معروف هم بود میگفت بعضی وقتها خواب هم میبینم ضمن اینکه میخوابید میگفت فلان خواب را دیدم.@ من نگاه میکردم این کیلومترها این خواب است همین دستش را تکان میداد در جاده ولی واقعاً میخوابید اینقدر برایش ملکه شده بود هر چه بروید در نترسی، شجاعت داشته باشی اقدام بکنی این خیلی بهتر است اقدام با شکست بهتر از اقدام نکردن است که ترس بکنیم از اینکه شکست بخوریم.@ شکست خودش برای انسان شجاعت میاورد تجربه میاورد قدرت میاورد سیلی خوردن زمین خوردن آدم را قوی میکند نترسیم، حالا چه میشود شکست بخوریم شکست خوردن هم خودش قشنگ است.@ چه کسانی بازیهایشان قوی است؟ کسانی که در گود آمدند، چه کسانی کشتیشان قوی است چه کسانی وزنهبردارهای قوی شدند؟ کسانی که ده دفعه آمدند زمین خوردند بعد حالا موفق شدند اصلاً روند انسان روند سعی و خطاست این فرمول هیچ وقت یادتان نرود روندمان به سمت کسب خوشبختی روند سعی و خطاست.@ اشتباه میکنیم زمین میخوریم بعد بلند میشویم ادامه میدهیم هیچ عیبی ندارد شکست خوردن هیچ عیبی ندارد زمین خوردن هیچ عیبی ندارد آلوده شدن ولی اگر زمین خوردی ماندنش گناه دارد نباید زمین خورده بمانی آلوده بمانی اما اگر آلوده شدی و زمین خوردی عیبی ندارد بلند شو برو.@ بچه تا ولش نکنی اگر بگویی اگر این بچه را ولش کنم زمین بخورد بچه دست و پا چلفتی بار میاید در تربیت گفتیم بحث هفت سال اول توضیح دادیم در مورد اسباببازی و بازیها و انواع بازیها گفتیم برای خانمها و آقایان، شما بچه را اگر نگذاری زمین بخورد نگذاری سرش بخورد به در و دیوار، نگذاری از پله بیفتد نگذاری بازی کند این هیچ وقت بدن قوی ندارد.@ بعداً هم میرود در مدرسه، میبینی که از بچههای خیلی ضعیف هم کتک میخورد آنوقت خودت حالت به هم میخورد خودت باعث شدی بچه شکست بخورد بچه ضعیف بار بیاید خودت هم الان بچه را میزنی که دست و پا چلفتی بیعرضه چرا از خودت دفاع نکردی چرا او را نزدی تو هم میزدی.@ تو نگذاشتی از اول این خوب بار بیاید این را باید میفرستادی با دخترخالهاش پسرخالهاش دعوا میکرد کتک میخورد چند بار میخورد بعد قوی میشد از پله یکذره بیفتد بالا برود پایین بیاید عیبی ندارد این هیچ وقت خودش را نمیشناسد.@ باید اینها را بچه بفهد آدم بزرگ هم همینطور هست از خطر کردن نترسیم البته معقول و منطقی با مطالعه، الکی نه، خطر معقول باشد نه اینکه اطلاعات داریم پسر هیچ امکاناتی برای ازدواج ندارد شخصیتش منفی است سابقه بد دارد اینکه بگویی انشاء الله خدا با ماست او را میسازیم.@ نه اینطوری نیست بروی سر از جهنم در میاوری این حماقت است ولی نه یک جایی هست که فقط احتمالات است دو سه مورد لغزش هم بوده حالا آدم مینشیند فکر میکند بررسی میکند شرط میگذارد جلو میرود.@ آنهایی که تن میدهند به شکست، به زمین خوردن، به فشار مالی، به قرض بالا آوردن اینها به مراتب شرافتشان بیشتر از کسانی است که دائماً احتیاط میکنند که مبادا گرفتار شوند کمتر هم مریض میشوند شادتر هم هستند آنهایی که میزنند در دل مشکلات خیلی شاد زندگی میکنند.@ ولی آنهایی که میترسند نه همیشه مضطرب هستند نترسید جلو برویم منفیبافی نکنیم منفیبینی نکنیم نسبت به آینده نسبت به اقدام، خوب میشود.@ (مَن طَلَبَ شَیءً أو بَعضَه) کسی که یک چیزی را میخواهد جلو برود حضرت میفرماید بالأخره یا به همهاش میرسی یا به قسمتی لااقل میرسی بهتر از اقدام نکردن است اقدام بکند نترسد میماند حمله از عقب که بحث مهمتری هست انشاء الله بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@