جلسه 038 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - انسان در گستره منازل آخرت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ خوب امشب شب بسیار مهمی است برای همین هم صبح شما در دعا با اینکه ما شب بیست و سوم را رد کردیم گذراندیم شب بیست و سوم را، ولی دعا را صبح داریم که(اللّهُمَّ ارزُقنی فَضلَ لَیلَۀ القَدر) خدایا فضیلت شب قدر را نصیب ما بکن.@ لذا مهم این هست که معلوم است که شب بیست و هفتم شب بسیار پراهمیتی است و انشاء الله خداوند به همه ما این توفیق را عنایت بکند که بیشترین بهرهبرداری را بکنیم حتما.@ امشب دعایی که وارد شده دعای ویژهای که وارد شده از امام سجاد(ع) که تا صبح این دعا را کردند شما هم حتما امشب این دعا را تکرار کنید چون خیر دنیا و آخرت ما در همین دعاست اگر اجابت بشود انشاء الله@ (اللّهُمَّ ارزُقنی تَجافِی عَن دار الغُرور وَ الاِنابَۀِ اِلی دارِ الخُلود وَ الاِستِعداد لِلموت قَبل حُلول الفَوت) خدایا روزی من کن که من تجافی از خانه فریب داشته باشم یعنی دنیا@ تجافی گفتم حالتی هست که انسان رکعت دوم وقتی میرسد، مثالش این هست رکعت دوم نماز جماعت وقتی میرسید رکعت اول شماست لذا وقتی همه نشستهاند شما نمیتوانید بشینید@ و نمیشینید روی پنجه پایتان و پنجههای دستتان فقط همین با زمین تماس دارد اما شما نه میخواهید بشینید و نه باید بشینید وقتی قصد بلند شدن، آن حالت هم یک حالتی نیست که انسان بخواهد زیاد در آن حالت بماند@ چون اگر بخواهد زیاد بماند اذیت میشود بنابراین فقط یک راه دارد که دوست دارد زودتر به آن حالت برسد آن حالت چیست؟@ ایستاده است میخواهد از آن حالتی که نشسته فقط روی نوک پنجههای پایش و دستش را گذاشته زود بلند شود و راحت بشود، حضرت میفرماید خدایا به من کمک کن من رابطم با دنیا اینطوری باشد که اگر یک موقعی خدا صدایم کرد به خدا نه نگویم@ بدم نیاید از اینکه اجابت بکند من را، من را صدا بکند و من اجابت بکنم بدم نیاید، خدا نکند خدا نیارد برای کسی که موقع رفتنش بشود و بخواهند صدایش بکنند پیش خدا و خانواده آسمانیاش، آمادگی نداشته باشد این فسق است و غیر طبیعی است چرا؟@ ببینید یک کسی که از اصل خودش دور بوده یعنی از پدر و مادر خودش از همسر خودش از بچههای خودش از مملکتش دور بوده@ این وقتی میخواهد از یک سفر غریب برگردد بیاید در کشور خودش خیلی چیزها را از دست داده قبلاً، کشورش را از دست داده@ رفته یک مملکت غریب از پدر و مادرش همسرش بچههایش دور بوده از دوستهایش رفیقهایش، همه چیزش اینجاست در این کشور است، حالا وقتی میخواهد برگردد این آدم اشتیاق خیلی زیادی دارد شوق دارد@ از یک اسارت میخواهد برگردد بیاید در کشور خودش، خیلی آدم اشتیاق دارد خیلی خوشش میآید ما خودمان هم یک موقعهایی که میرویم کشورهای مختلف وقتی اعلام میکنند وارد فضای ایران شدیم@ اصلا دلمان میرود میگوییم الحمد لله یک سلامی به آقا امام رضا میدهیم هوای کشور خودمان است خیلی کِیف دارد@ حالا یک کسی اصلا این کِیف را نکند میگویند آقا میخواهی برگردی پیش خانوادهات پیش زن و بچهات، پیش پدر و مادرت پیش دوستهایت@ کشور خودت مملکت خودت، اصلا، این آدم معلوم است تعادلش را از دست داده این آدم طبیعی نیست دیگر، ما خانواده آسمانیمان حضرت زهرا(س) مادرمان منتظرمان هستند@ آبا و اجداد و طاهرینمان همه منتظرمان هستند آنجا، خدا منتظر ما هستند، فرشتهها منتظر ما هستند، شهدا منتظرمان هستند، مملکت بهشتیای که قرار است ما در آنجا حکومت کنیم همه منتظر پادشاه آن کشور هستند@ چون در روایت داریم که انسان آنجا در بهشت حکومت میکند این حکومت عناصر حکومتی زیادی دارد آنجا اعوان و انصار و فرشتهها و دربانها و تشکیلات حکومتی آنجا خدا برای هر مؤمن درست کرده@ همسران بهشتی، دوستان بهشتی، گفتیم ندارترین آدم در بهشت یک میلیون خادم دارد آنجا در بهشت، همه اینها الان منتظر هستند آنجا@ آنها اشتیاق دارند این آقا زودتر از اینجا بیاید از دنیا، بیتابی دارند میکنند برایش که این از این دنیا برود و این برود آنجا مملکتشان سر و صاحب پیدا بکند آنجا، هر مؤمنی هم آنجا همین وضعیت را دارد@ یعنی میرود در بهشت به سلطنت میرسد آنجا در حیطه خودش، حالا یک کسی اصلا یادش رفته باشد که مملکتی دارد مثل یک کسی که رفته باشد یک شهری زن و بچه، خانواده تشکیل داده باشد@ خانه خریده باشد بعد بیاید یک شهر دیگر یادش برود آنجا یک کسانی هم منتظرش هستند دلشورهاش را دارند یک عالم اموال و املاک دارد آنجا، اصلا یادش رفته، این معلوم است که این آدم طبیعی نیست.@ من در بهشت این همه کار دارم میلیونها نفر در بهشت منتظر من هستند، من اصلا دارم خودم را برای جهنم آماده میکنم، و این آدم وقتی میرود جهنم.@ یکدفعه همه آنچیزهایی که مال این است از جهنم نشانش میدهند میگویند ببین این مملکت تو بوده اینها خادمهای تو بودند چند میلیون خادم همه منتظر تو بودند همسرهایت منتظر تو بودند کاخهایت را نشان میدهند@ انبیاء را نشان میدهند اولیاء را نشان میدهند شهداء را نشان میدهند امامزادهها را نشان میدهند امامها، همه را از دست داده این آدم، این آدم مست شده آمده اینجا، یادش رفته اصلا چکاره است؟@ اصلا یادش رفته آدم است یادش رفته ابدیت دارد، خانوادهاش یادش رفته اصلا، یادش رفته اصلا خانواده دارد آنجا، فکر کرده خانوادهمان، ما شناخت انسانشناسیمان وقتی ضعیف میشود@ همین وقتی فکر میکنیم که زنیم یا مردیم همه اشتباهات از اینجا شروع میشود من فکر میکنم زَنَم، مَردَم، خوب زن و مرد گفتیم مال جنبه طبیعی دنیایی ماست@ ما قبلا وقتی پیش خدا زندگی میکردیم نه زن بودیم نه مرد، ما یک زمانی قبل از اینکه بیاییم اینجا آنطرف بودیم آن موقع که ما زن و مرد نبودم اینجا بدن به ما دادند محدودمان کردند@ بعضیهامان را زنانه بعضیهامان را مردانه، برای اینکه یک وظایفی را انجام دهیم، وقتی من خودم را طبیعی معنا میکنم دنیایی معنا میکنم از تولد شکم مادرم تا موقع مُردنم همه اشتباهات نگاهها غلط از کار درمیآید.@ بنابراین انتخابها، ارتباطات رفتار و افکار من همه غلط از کار درمیاید چون نگاه نگاه غلطی است. یک آدم باید دلشوره آنطرف را داشته باشد آدم اگر آدم باشد@ اگر عاقل باشد من یک عالم کس و کار، اینجا ممکن است یک آپارتمان شصت متری هم نداشته باشم، هشتم گرو نهم باشد، اما این آدمی که اینجا یک آپارتمان شصت متری هم ندارد هشتش گرو نهش است آنطرف پادشاه است.@ آنطرف یک سلطنت تضمین شده از طرف خدا دارد تضمین شده، لذا حضرت میفرماید خدایا یک کاری بکن من رابطم با دنیا یکطوری تنظیم بشود که نچسبم اینجا تجافی داشته باشم@ آماده باشم هروقت صدایم کردند با اشتیاق بروم وای بحال کسی که صدایش بکنند اشتیاقی برای رفتن به خانهاش نداشته باشد این معلوم است که به قول حضرت ابوذر(ره) آنطرف را خراب کرده بیشتر به آبادانی اینجا پرداخته تا آنطرف.@ اصلا یادش رفته آنطرف چه خبر است، این آدم فراموش کرده آنطرف چه خبر است، این فقط همینجا را میبینید همینجا را ساخته است به همینجا فقط فکر کرده.@ یعنی همین فقط ماهیت رحمی خودش را یادش رفته که قرار است چند روز دیگر متولد بشود، به قول قرآن اخلاد الی الارض سنگینی روی زمین پیدا کرده.@ روی زمین سنگین شده اینجا دیگر نمیخواهد تکان بخورد از جایش، بابا اینجا تو مسافر هستی باید بروی جای دیگر، تمام ذهنش افکارش، انتخاباتش، ارتباطهایش، چینشهای فکریاش تنظیم شده با طبیعت با دنیا، این فراموش کرده.@ اصلا به این دلیل به دنیا میگویند ناسوت، ناسوت یعنی محل نسیان فراموشخانه است، اصلا آدم یادش میرود، انبیاء آمدند اولیاء خدا آمدند که یاد ما بیاندازند ما آنطرفی بودیم@ علمای ما بزرگان ما یاد ما انداختند و یاد ما میاندازند که ما اصلا مال آن سمت هستیم و مال اینجا نیستیم وقتی مال آنجا باشم در دنیا خیلی با احتیاط رفتار میکنم خیلی نمیچسبم@ یعنی یکطوری هست وقتی که سوت پایان را زدم واقعا آماده هستم که بروم اصلا غصه ندارم برای رفتن، چرا، مثل سید الشهدا(ع) بخواهم یک چند دقیقهای نمازی بخوانم@ یک چند دقیقهای نمازی بخوانم یک قرآنی بخوانم یک شبی به من فرصت بدهید من قرآن بخوانم اینطوری خوب است یا وصیتنامهام را تنظیم بکنم یا خداحافظی بکنم@ یا حلالیتی چند دقیقه بخواهم اما من خیلی وقت است منتظرم اصلا من تمام مدت جوانی و عمرم عاشق آنطرف بودم خانه خودم روز و شب هم اشتیاقش را داشتم@ عجب کاری کرده امام سجاد(اللهم ارزقنی تجافی عن دار الغرور) خدا رحمت کند حضرت امام را سلام الله علیه رکوع آخر نمازشان میخوانند خوب هم هست ما هم طبعیت بکنیم.@ خدایا روزی ما کن به دنیا نچسبیم(و الانابۀ الی دار الخلود) آماده برای خانه جاودانگیام باشم خانه جاودانگی، مگر شوخی است@ خانه جاودانگی یک چیزی هست که قرآن میگوید همه انبیاء با یاد جاودانگی خانهشان و خانهشان سالم ماندند گناه دیگر نکردند معصیت دیگر نکردند شاد بودند آرام بودند (إنّا اَخلَصناهُم بِخالِصَۀ ذِکرَ الدّار) تمام انبیاء با شوق بهشت و بالاتر از بهشت اینجا سالم زندگی کردند@ اگر کسی عاقل باشد شعور داشته باشد بخواهد دنیا را خوش بگذراند چون گفتیم اگر کسی دنیا را خوش نگذراند آخرت هم به آن خوش نمیگذرد@ اگر کسی عرضه ندارد در دنیا شاد باشد عرضه ندارد در دنیا آرامش داشته باشد یا گرفته و پژمرده و عصبانی و اینطوری آدم بدبخت حسود و اهل رقابت با این و آن باشد@ پر است دلش از خودکمبینیها و غرورها و عُقدهها باشد این آدم آدم آرامی نیست خیلی دارد ولی آدم آرامی نیست آدم بیچارهای است اگر یک کسی بخواهد دنیا به آن خوش بگذرد باید اشتیاق بهشت را بالا ببرد@ یعنی انابه الی دار الخلود لذا حضرت دوتا کلاف را با هم آورده میگوید روزی من کن تجافی از دار غرور را و الانابۀ الی دار الخلود از اینجا بکنم اما رویم آنطرف باشد@ لذا حضرت فرمود کسی که اشتیاق به آخرت ندارد و آخرت را نمیشناسد هرگز نمیتواند از جیفه دنیا از این مردار دست بردارد، فرمود دنیا جیفه است طالبش سگ است@ میگوید هیچ کس نمیتواند از ماهیت سگی خودش آدم بشود بیرون بیاید همهای میچسبد به این دنیا با این جیفه سروکار دارد مگر اینکه یک چیز بهتر سراغ داشته باشد که دیگر دست از این جیفه بردارد@ لذا اگر یک کسی میخواهد دنیا به آن خوش بگذرد همین یک لیوان چای خوردن یک کسی که اهل آخرت است واقعا یک لیوان چای خوردنش یک غذا خوردنش یک آب خوردنش یک چُرت زدنش@ با رفیقها بودنش گشتنش یک دریا رفتنش یک کوه رفتنش هزار برابر بقیه صفا دارد چرا؟ برای اینکه وقتی یک نفر دلش از دنیا خارج شد رفت به سمت بهشت دلبستگی که غصهدارش کند اینجا ندارد@ رمز شادی و آرامشی که قرآن برای مؤمن میشمارد همین است. زینت کبری چرا بعد از همه آن مصیبتها گفت (وَ ما رَأیتُ اِلاّ جَمیلا) جز زیبایی چیزی ندیدم برای اینکه دلش اینجا نبود هر چی هم که داده بود فرستاده بود آخرت.@ بنابراین غصه چه را بخورد، این ادامه آن حدیثی است که چند شب پیش شب آخر برایتان گفتم که (مَن بَکی لّلدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که برای دنیا غصه بخورد برای دنیا، این آدم بدبختی است این آدم نکبتی است این آدم بیچاره و مفلسی است@ این آدم خودکمبین است خودش را نشناخته کسی که برای دنیا غصه بخورد آیات عذابش را خواندیم دیگر، برای دنیا غصه بخورد حرص و جوش بخورد گریه بکند فرمود این داخل آتش میشود.@ چون دلچسب است خیلی چسبیده به اینجا که میتواند گریهاش بیاندازد، خوشانصاف تو الان مثلا سی سال چهل سال از عمرت گذشته است چند شب یادت است از شوق بهشت گریه کرده باشی@ چند شب یادت است از ترس جهنم گریه کرده باشی چند شب یادت است از شوق خود خدا گریه کرده باشی؟@ آنوقت برای دنیا، من از شکم مادرم درآمدم همهاش گریه کردم تا الان دارم گریه میکنم برای دنیا، حالا تندتند برای هر چیزی من غصه میخورم. لذا شما میبینید ما آدمهای وارونهای شدیم، مثلا موسیقیها را نگاه کنید موسیقی برای چیست؟@ برای شاد شدن است دیگر، موسیقیهایمان همهاش فحش به همدیگر است همهاش تهمت و فحش و تو من را قال گذاشتی و من بدبختتم و من آویزانت هستم@ و من میمیرم برایت و جفا کردی و دلم را سوزاندی و همهاش چرت و پِرت یعنی همهاش آدم وارونه شده مثلا این ساز را گرفته دستش که یک کم شاد بشود میبینی که این هم عُرضه ندارد@ چون همهاش دنیایش همین است همهاش غصه است همهاش قال گذاشتن همهاش تحقیر شدن همهاش لِه شدن همهاش بیوفایی، عرضه این را هم ندارند. شما صدتا قطعه موسیقی پیدا بکنید پنجتا از آنها شاد نمیکند وارونه شدیم.@ لذا حضرت میفرماید من تعجب میکنم چطوری میتواند یک نفر دست از دنیا بردارد در حالی که برای آخرت آماده نیست باید برای آخرت آماده باشد پس انابه@ انابه یعنی بازگشت وقتی رویت را میکنی به یک سمت میلت میرود به یک سمت دلت را یک چیزی میبرد به آن میگویند انابه، برگشتن به خانه جاودانگی تا عاشق بهشت نشوی دست از جیفه دنیا برنمیداری.@ دست برنمیداری. ما باید بهشت را بشناسیم چطور جایی است بهشت را اگر کسی نشناسد به فرمایش پیغمبر منفور خدا میشود یعنی خودش یک کارهایی انجام میدهد که خدا از این بنده خیلی بدش میاید@ چون آماده نیست اصلا برای آنجا، هیچ وقت هم برای بهشت کار نمیکند برای بالاتر از بهشت که خود خداست کار نمیکند اصلا آماده نیست این بنده خدا، خودبهخود اینطوری است.@ فرمود (اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَ عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِل بِالآخِرۀ) خدا بدش میاید از هر عالم به دنیایی که آخرت را نمیشناسد جاهل است به آخرت.@ یک کسی که جهنم را نشناسد سکرات موت را نشناسد سؤالهایش را نشناسد سؤالهای قبر را نشناسد نداند قبر باید چکار کند پیچ و خمهای آنجا را خانهای قبر را نمیداند چیست برزخ را نمیشناسد قیامت را نمیشناسد@ پنجاهتا سؤال قیامت را نمیشناسد بهشت را نمیشناسد، این چطور میتواند آماده باشد این هیچ نوع آمادگی نمیتواند داشته باشد در دنیا، این یک آدم همینطوری ؟؟؟همهجور رعاست.@ به قول حضرت میفرماید خاشاک روی آب است باد هرطرف بیاید آب هرطرف بیاید این هم یکطرفی میرود، این آدم جهتدار نیست این آدم برنامهدار نیست این آدم بانشاطی نیست@ این آدمی که شخصیت ابدی برای خودش ساخته باشد نیست. باید بهشت را بشناسیم باید وقت بگذاریم دکتر و مهندس بودن آدم را نجات نمیدهد این همه افراد میروند سراغ مطالعات مختلف از آنها بپرسید پنجاهتا سؤال بلد هستید چی هست؟@ چند نفر بلد هستند پنجاهتا سؤال قیامت چیست؟ چون کتبی و شفاهی هم که نیست سؤال آنجا، تو باید سؤال آنجا را باور کرده باشی@ و با آن زندگی بکنی و جوابهایش هم عملی بدهی که دیگر آنجا معطل نباشی اصلا معطل سؤال هم نباشی آنجا میگویند این همه سؤالها و جوابها را خودش دارد بیاید برود داخل اصلا معطلی ندارد، سؤال کردند چرا شهید سؤال ندارد؟@ شهید سؤال ندارد اصلا از شهید هیچ کس جرأت ندارد برود سؤال کند، شهید همینطوری سرش را میاندازد میرود در بهشت.@ اصلا معطلش نمیکنند که بایست جواب بده و صراطی و حسابی و بساطی و اینها اصلا معطل نیست آنجا یک پادشاهی است برای خودش آنجا، سرش میاندازد میرود در حیطه حکومتی خودش در بهشت، کسی نمیتواند شهید را نگه دارد.@ پیغمبر فرمود شهید زیر برق شمشیر دشمن جوابها را همه را داده، ما هم به عشق خدا به عشق امام حسین، به عشق این دین به عشق قرآن، بلند شدم رفتم جبهه.@ جواب داده دیگر همه را بلد بوده اعتقاد داشته برایش هم جانش را داده دیگر این چه سؤالی از آن بکنند؟ از این سؤال کنند خدا کیست؟ من عاشقش هستم از این سؤال کنم خدا کیست؟ من باید از تو سؤال کنم.@ شهید به بقیه میگفت من بیشتر از شما خدا را میشناسم من عاشقش بودم من آنوقت که تیر میخورد به بدنم، ترکش داشت میخورد.@ روی میدان مین بودم پنجاهتا ساچمه 100 تا 1700 ساچمه مین والمری داشت آبکشم میکرد داشتم میگفتم یا حسین داشتم میگفتم یا زهرا، داشتم میگفتم یا الله، تو میخواهی به من بگویی خدا کیست.@ سؤال بوده جوابش را داده میرود کنار، ما باید با این پنجاهتا سؤال زندگی بکنیم وقت باید بگذاریم بشناسیم اینها را زندگی کنیم با آنها، زندگی یعنی پاسخ درست برایش داشته باشیم، یعنی خدا بگوید این مثلا در زنداری موفق بود در شوهرداری درست.@ یکی از خانها شوهرداری است یکی از خانها زنداری است یکی از خانها تربیت بچه است یکی از خانها لقمه حلال است.@ میبینی بله همه جوابهایش را این داده خمسش را داده زکاتش را داده دزدی نکرده حق الناس، یکی از خانهای گردن کُلُفت پدر و مادر است اما بزرگترین خان قیامت میدانید چیست؟@ خیلی کمرشکن است اگر کسی نتواند از آن رد بشود بزرگترین خان آنجا امام زمان است اگر کسی نتوانسته باشد در این دنیا با این آقا رفیق بشود هیچی نمازهایش کشک، روزههایش کشک، هیچی دیگر به دادش نمیرسد.@ يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ هر کسی را با امام زمان خودش، اگر رفاقتش با امام زمان خوب باشد نماز کم بیاورد حدیث داریم، روزه کم بیاورد چیزی کم بیاورد حضرت هست@ دارد برایش هزینه کند اما وقتی تو زیر نظر صاحبت نیستی با امام زمانت قهری ارتباطت هیچ است آنجا وقتی امامت را صدا میکنند میروی زیر پرچم شیطان زیر پرچم امریکا زیر پرچم اسرائیل زیر پرچم انگلیس.@ این آقا اصلا انگلیسی بوده این آقا نماز میخوانده اما فرهنگش انگلیسی بوده زنش حجابش حیایش انتخابهایش ارتباطهایش معاملهاش غذایش خوراکش رفیقهایش تفریحگاههایش همهاش آنطرفی بوده@ این آدم حالا برای احیاء هم میآمده یک مسجدی هم میامده ولی فرهنگش فرهنگ آمریکایی است فرهنگش فرهنگ غربی است این با ماهواره صفا میکند@ این سیرهای اینطوری دارد این آدم اصلا فرهنگش این بوده این که نمیتواند فردا وقتی که امام زمان ایستاده برود زیر پرچم امام زمان بگوید ما در دنیا با شما رفیق بودیم اصلا همچین خبری نیست@ رفیق بودیم یعنی رفیق بودیم، رفیق بودیم یعنی در چادرت بودم در دنیا، رفیق بودیم یعنی من 24 ساعت چند بار به شما سر میزدم تو به ما سر میزدی.@ من یادت بودم دعا کردم برایت صدقه برایت دادم برایت وقت اختصاص دادم آقا از جوانیام وقت گذاشتم برایت، از احساساتم از عواطفم از اشکم از قلمم، از هنرم از آبرویم از اعتبارم هزینه کردم برایت آقا، نکردم بگو نکردی.@ آدم باید آخرت را بشناسد (وَ الانابَۀ اِلی دار الخُلود) من برگردم به سمت جاودانگی، چون همه انبیاء از همین طریق درست شد کارشان ما هم باید دنبال انبیاء راه بیفتیم.@ همین امشب کار قشنگی که شما امشب کردید احیاءش آمدید 27 که خیلی از جاها نمیگیرند. علی(ع) میفرماید (یَقول الرَّب لِمَلائِکَتِه) خداوند میگوید(یا مَلائِکَتی اُنظروا اِلی عَبدی اَحیا لَیلَۀ لِمَرضاتی)@ ای فرشتههای من نگاه کنید به این بنده من یک شب را بخاطر من بیدار مانده بخاطر رضای من یک شب را بیدار مانده. بخاطر عشق من آمده اصلا، حالا بیدار بودن فقط در مسجد نیست.@ یک کسی مادرش مریض است بالای سر مادرش در خانه است، در بیمارستان بالای سر برادرش است، یک رفیق دارد حق رفاقت را بجا میاورد رفیقش الان در بیمارستان، رفته بالای سر رفیقش در بیمارستان ایستاده آن را پرستاری کرده.@ پاسداری داده، برای رضای خدا یک شب بیدار بوده، درس خوانده به عشق خدا، عبادت کرده، همان کار احیا که ما انجام میدهیم@ ماهی یک شب جمع میشویم دور هم در همین مسجد پنجشنبههای آخر هر ماه این ده دوازدهتا احیایی که انجام دادیم، حالا بعضیها خوش به حالشان هست@ هر شب جمعه را حداقل دارند در خانهای، جایی، حرمی، گاهی وقتها بعضیها یک شب در هفته دو شب در هفته در خانه احیا دارند@ حالا نه لااقل ماهی یک شب را که آدم میتواند این کار را بکند آن هم شب جمعه که فردایش تعطیل است. خوب حالا چکار میکند خدا با یک نفری که شب را به عشق خدا، برای خود خدا فقط، برای رضای خدا بیداری کشیده.@ فرمود (اَسکِنُوهُ الفِردُوس) این را ببرید در بهشت، کجای بهشت؟ بهشت نه، فردوس، فردوس یعنی بالاترین جای بهشت. دو سه شب برایتان از جهنم گفتم یک شب هم از بهشت بگویم برایتان.@ پیامبر فرمود(سَلُوا اللهَ الفِردوس فَإنها سُرَتُ الجَنۀ) از خدا فردوس را بخواهید چون بهترین جای بهشت است باز خودش فرمود بالاترین زمینهای بهشت و بهترینها باکیفیتها در فردوس است.@ باز فرمود(الفِردُوس سَیِدُ الجَنان) فردوس آقای همه بهشتها است. آقا الان میگویند فلانی پولدار است وضعش خوب است رفته در شمال بهترین زمینها را خریده برای خودش ویلا ساخته لب دریا در جنگل همه چیز را دارد@ پول دارد دارندگی و برازندگی داشته رفته خریده، رفته فلان کشور بهترین زمینها را در فلان کشور خریده دارد.@ خدا میگوید من بهترین زمینهای بهشت را به شما میفروشم پول هم نمیخواهد عشق میخواهد محبت میخواهد پول نمیخواهد داشته باشید. بالأخره ما میرویم آخرت یا نه؟ میرویم قطعی است مگر یک کسی که کافر باشد شک کند.@ آنجا بالاخره تو زمین میخواهی یا نمیخواهی زندگی میخواهی یا نمیخواهی کاخ میخواهی یا نمیخواهی، خانه زندگی حیطه حکومتی همه چیز میخواهی دیگر.@ خدا میگوید هر کس بهترین زمینها را میخواهد زود بیاید بخرد بعدا دیگر جا نیست هر کس میخواهد بیاید من بهترین جا من الان میفروشم بهترین جای بهشت به آن زمین میفروشم، آدم دیوانه باشد که به این چیزها ایمان نیاورد.@ خدا نکند آدم باور نکند این فرمایشات امیر المؤمنین را، آن هم چی؟ میگوید (یقول الرب) مستقیم از خود خدا نقل میکند امیر المؤمنین، مقام را ببینید.@ بهترین جای بهشت، ببریدش آنجا، الان دارند میفروشند بدویم الان دیر میشود، فروش اینترنتی الان پر میشود، صف بایست بعد به شما ندهند، اینها نیست. بعد حضرت میفرماید مرتفعترین جای بهشت هم هست@ وقتی میگوید مرتفعترین جای بهشت یعنی چه؟ یعنی همه بهشتهای دیگر هم زیر پایت است، همه جای بهشت زیر پایت است. ببرید(اسکنوه الفردوس) این بنده من که به عشق من یک شب را بیدار مانده جایش آنجاست.@ عجب معاملهای میکند این خدا، چه رفیقباز است چه خدای کریمی. بخوانم بقیهاش را برایتان، بعدش چی؟ وقتی رفت در بهشت چه اتفاقی میافتد؟ در فردوس رفت؟@ میفرماید وقتی رفت در فردوس خداوند صدهزارتا شهر به این بنده خدا میدهد(مِئَۀ ألف) میشود چندتا صدهزارتا شهر. اگر کسی انسانشناسی نکرده باشد اینجا گیج میزند یا باید حدیث را انکار بکند.@ حدیث را انکار کن بگو آقا این حدیث است اعتبار ندارد صدهزارتا شهر چیست؟ آیه را میخواهی چکار کنی صدهزارتا شهر را انکار کن آیه را میخواهی چکار کنی؟@ فرمود (سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) آیه 33 سوره آل عمران (سرعت بگیرید به سوی بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است). چندتا شهر در آن جا میشود؟@ اندازه همه آسمانها و زمین. دوبار در قرآن آمده شوخی است؟ نه. نسبت را اگر کسی فهمیده باشد این را میفهمد که رابطه ما با دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ ما اینقدری که یک جنین در رحم از دنیا میفهمد ما هم از آخرت میفهمیم هیچی دیگر بیشتر از این نمیفهمیم چقدر بزرگ است. اندازه بهشت نسبت به دنیا به اندازه دنیاست نسبت به رحم مادر، اینجا چند میلیارد میلیارد میلیارد سال نوری برد داریم رحم مادر چقدر است.@ (وَ لَهُ فیها مِئَۀُ ألفَ مَدینَۀ) این حدیث را چند وقت پیش هم در همین احیاهامان خواندم صدهزارتا شهر دارد@ که در هر شهری (فی کُلِّ مَدینَۀ جَمیع ما تَشتَهی الأنفُس وَ تَلَذُ الأَعیُن) در هر شهری جداگانه هر چیزی که این اشتها داشته باشد میل داشته باشد و هر چیزی که از دیدنش لذت ببرد هست. این میدانی یعنی چه؟@ یعنی نفس انسان اینقدر بزرگ میشود که میتواند همزمان از صدهزارتا شهر استفاده کند. این را فقط اولیاء خدا میفهمند و خوب جواب میدهند اینجا بزرگانی که من خودم شخصا خدمتشان رسیده بودم بودند در یک شب سهتا احیاء اجرا میکردند@ همزمان سهتا بدن تولید میکرد یک نفر سه جا میرفت احیا میگرفت. کار خیلی عادی هست برای اولیاء خدا.@ یعنی نفس تولید بدن میکند با هر بدنش در هر شهری هر لذتی هر نوع عشق و حالی که بخواهد جداگانه میکند یکجا همهاش را میفهمد فرمود در بهشت یک نوشیدنی است صد و پنجاه هزارتا مزه دارد صد و پنجاه هزار مزهاش را یکجا مؤمن میفهمد@ مثل این معجونهایی هست که ما میخوریم بیست سیتا را قاتی میکند یک چندتاییش را میفهمیم. تمام شد؟ نه.@ (وَ لَم یَخطُر عَلی بالِه) خدا میگوید هیچ کس نمیتواند بفهمد به هیچ ذهنی خطور نمیکند که آنجا چه خبر است هیچ کس نمیتواند بفهمد که آنجا چه خبر است@ همان قدری که جنین از دنیا بفهمد ما هم از آخرت میفهمیم چند بار در قرآن گفته شما نمیدانید آنطرف چه خبر است، خود پیغمبر فرمود نمیدانید.@ امام باقر(ع) فرمود راجع به بهشت هر چه میخواهید بگویید بگویید آیه روایت هر چه که به شما گفتن اما آنجا بزرگتر از آن چیزی هست که شما میفهمید و شنیدید و وصف شده حتی بزرگتر از آن چیزی هست که خدا دارد میگوید@ چون خدا به اندازه فهم اینجایی ما دارد میگوید خود خدا هم آخرش هم در قرآن این همه بهشت را توصیف کرد آخرش فرمود (فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ) هیچ کس نمیداند آنطرف چه خبر است.@ آدمی که آخرتشناس نیست اشتیاق به بهشت ندارد روح سالمی ندارد حتما روحش درگیر است اینجا، چرا گفتم هر کس شوق بهشت دارد دنیا به آن خوش میگذرد@ برای اینکه این دلش را از دنیا کرده بیرون دیگر حرص و جوش ندارد حسادت ندارد چشم و همچشمی ندارد کسی جایش را تنگ نمیکند رقابت با کسی ندارد، بخور بخورهای دیگران آن را اصلا هول نمیکند@ دعوا ندارد با کسی چیزی ندارد دلخور بشود هیچی از جهنم فرار میکند اشتیاق به بهشت دارد یک آدم کاملاً شاد. اما اگر یک کسی آخرت را نشناسد اشتیاق بهشت نداشته باشد مگر میتواند دلش را از دنیا خارج کند@ اصلا نمیتواند از دنیا خارج بشود. پس عزیزم اگر دنیا مُچالهات میکند اگر هنوز برایت مهم است کی دوست داشته باشد کی دوست نداشته باشد@ کجای مجلس بشینی کجای هواپیما بشینی کجای اتوبوس بشینی کجای سفره بشینی برایت مهم است اتومبیلت چی باشد برایت مهم است که خانهات کجا باشد از نظر شخصیتی.@ گاهی وقتها آدم برایش مهم است میگوید نه من باید یکجایی باشم از نظر فطری بتوانم خودم و بچههایم تغذیه بشویم از نظر فطری این کار درستی است@ اما یک کسی شعورش را از دست میدهد میگوید من بروم یک جایی بشینم که بتوانم پز بیشتری بدهم وقتی آدرس میدهم مثلا من آنجا میشینم.@ برایش مهم است این مسأله اگر اینطوری است داری لِه میشوی اگر نمیتوانی در دنیا شاد و آرام باشی یقین بدان شوق آخرت در دلت نیست اگر شوق آخرت بود اصلا در دنیا مُچاله نمیشدی اصلا لِه نمیشدی.@ تحویل گرفتن دیگران یا نگرفتنشان برایت هیچ فرقی نمیکرد آویزان کسی از نظر عشق و محبت و عاطفه نبودی گدای عواطف هیچ کس نمیشدی چون برای خودت خیلی بزرگ بودی@ خانواده آسمانیات عشق میریزند پایت، مگر آدم با عشقی که خانواده آسمانی میریزد پایش آویزان کسی میشود در دنیا، جیفه، آویزان محبتهای اینجا بشود؟ اصلا. خیلی بزرگ میشود. فلان تحویلم نگرفت.@ فلان به من زنگ نزده، اساماس نزده، تلفن نزده، قهر کرده با من، هیچی یک آدمی که اینقدر توسریخور و بیچاره است که به مثل خودش وابسته شده اینطوری این دیگر چه عزتی دارد چه قدرتی میتواند داشته باشد چه نشاطی میتواند داشته باشد.@ تمامش کنم همه اینها را فرمود، فرمود: (سَوی ما اَعدَدتُ لَه مِن الکَرامَۀِ وَ المَزید وَ القُربَه) اینها را دیگر عرض کردم آدمهایی مثل من خیلی گُندهتر از من ما که هیچی نیستیم@ آنهایی که بزرگند ما که ریزیم آنهایی که بزرگ هستند از پَسِ آن برنمیایند این یک تکه را توضیح بدهند یعنی نمیشود دیگر کاریش کرد همین فقط میتوانیم ترجمهاش کنیم فقط و فقط و فقط بعضیها میفهمنش نمیتوانند عمراً توضیح بدهند@ بعضیها هم اصلا نمیفهمند برای فهمش فقط یک راه دارد این چیزی که خدا دارد میگوید فقط یک راه دارد اینکه بروید و برزخ را ببینید بروید بالاتر از برزخ را ببینید بعد بفهمی که منظور خدا چیست@ میگوید این صدهزارتا شهر را با هر چه که دوست دارد به آن میدهم هر چه که دوست دارد اما اینها غیر از سهتا چیزی هست که خودم یواشکی به آن میدهم.@ سهتا چیز هم جداگانه خودم برایش ذخیره کردم به آن میدهم چی؟ کرامت، یعنی این آدم در این صدهزارتا شهر همه این صدهزارتا شهر عاشق این هستند بزرگ، سلطان صدهزارتا شهر است کرامت دارد آنجا.@ گرامی است خیلی، تازه کرامت را من خیلی ضعیف معنی کردم خیلی مسأله بزرگتر از این حرفهاست (و المزید) اضافهتر از آن چیزی که خودش میخواهد و فکرش آنجا میگنجد@ فکرهای آخرتیش، نه فکرهای دنیاییاش، فکرهای دنیایی که آدم چیزی نمیتواند بفهمد که بخواهد فکر آنجا که همه چیزها را میداند یعنی غیر از اینکه آنجا هر چیزی که میخواهد اضافهتر هم به آن میدهند@ و سومی که اصلا تیر خلاص را زده (و القربه) یک تقربی من به آن میدهم یک نزدیکی با من دارد یک صفایی با من میکند این بنده، من یک صفایی با این دارم.@ یک سَروسِری من خدا با این دارم آنش خیلی قیمت دارد تو چه میفهمی یعنی چه، در رحم دنیا نشستیم داریم راجع به بعداً، آنجایی که میخواهیم تولد پیدا کنیم داریم صحبت میکنیم که آنجا چه خبر است چقدر مگر میتوانیم درک کنیم.@ هیچی نمیتوانیم درک کنیم. لذا امشب این دعا را خیلی زمزمه کنید در فواصلی هم که هست این را بگویید بعد هم الان هم نگذارید الان.@ انشاء الله بعدها هم در نمازهایتان اگر شد گهگاهی در رکوعهای نمازتان، رکوع آخر نمازتان بگویید این دعا را: (اللّهُمَّ ارزُقنی تَجافی عَن دارِ الغُرور وَ الاِنابَۀِ اِلی دارِ الخُلود وَ الاِستِعداد لِلمَوت) آماده شوم برای رفتن@ (قَبلَ الحُلوُل الفُوت) قبل از اینکه فرصت از دستم برود. یک حدیث هم بخوانم از حضرت خیلی غوغاست راجع به همین این میفرماید که امیر المؤمنین(ع) است (اِیّاکَ اَن یَنزِل بِکَ المُوت وَ اَنتَ عابِق عَن رَبِّکَ فِی طَلَبِ الدُّنیا)@ کمر آدم را میشکند این، میگوید مواظب باش امیر المؤمنین دارد به ما هشدار میدهد پدرمان دارد هشدار میدهد به ما میگوید مواظب باش@ نباشد یک موقعی مردن بیاید سراغت اما تو فراری از خدا باشی در طلب دنیا، به خدا بگویی خدایا حوصلهات را ندارم، اصلا نه حوصله تو را دارم، نه حوصله پیغمبر را دارم@ نه حوصله اهل بیت را دارم، نه حوصله انبیاء را دارم نه حوصله بهشت را دارم نه حوصله شوهر را دارم خدایا دست از سرم بردار من الان فقط دنیا میخواهم. این خیلی خطرناک است آدمهایی که اینطوری هستند@ پای درس پیغمبر پای درس امیر المؤمنین پای درس اولیای خدا بشینند گوشهایشان کر است هیچ اصلاح نمیشوند.@ چون شهوت دنیا، اصلا این چیزها گوششان را کر میکند@ پیامبر فرمود محبت تو به یک چیزی تو را کَر و کور میکند (حُبُّ کُل شیء یعمی و یصم) نمیگذارد بفهمی. چکار کرده امیر المؤمنین (اِیّاکَ اَن یَنزِل بِکَ المُوت وَ اَنتَ عابِقٌ عَن رَبِّکَ فِی طَلَبِ الدُّنیا) تو فراری باشی از خدا.@ عابق یعنی فراری، هر وقت اسم موت آمد گفتی آخ جان، خدایا من واقعا آمادهام به خدا خدایا من به خودت قسم خیلی سال است آمادهام من از همان جوانی آماده بودم@ وقتی فرشته مرگ میاید انگار عزیزترین کَسِ تو آمده آن هم چقدر خوشکل میاید هم خوش قیافه است و هم خیلی با کرامت و عزت میاید یک مؤمنی که علاقه دارد و میبردش.@ چون وقتی میاید مثل یک غلام میاید میگوید این پنج تن هستند آمدند سراغ شما تشریف بیارید برویم بَهبَه چقدر قشنگ است اینطور رفتنها، اما اگر یک موقعی فرشته بیاید یک کسی بگوید آخ من الان من الان وقت ندارم@ حالا کار دارم من اصلا آماده نیستم من کارهایم را نکردم من خیلی کار زمین مانده دارم.@ رفتم لبنان مرز اسرائیل رفتم به خانواده چندتا از شهدای استشهادی سر زدم به یکی از آنها گفتم پسرت چطور شهید شد؟@ مادر بود چقدر اینها باصفا بودند شب بود قاچاقی هم رفته بودیم آنجا که اسرائیلیها ما را نبینند گفت شب عروسیاش بود@ گفت من چند دقیقه بروم بیرون کار دارم و میایم ماشین را سوار شد به آن زنگ زدند که نوبت تو است عملیات استشهادی شب عروسی، به آن گفتیم عروسی داری عقب بیاندازیم@ گفت حلالتان نمیکنم اگر نوبت من را عقب بیاندازید عروسی کدام است گفت بنز را سوار شد ماشین گُل زده زد به اسرائیلیها دکمه را زد یک عملیات استشهادی. به یکی دیگر از آنها گفتم، الان یکی از خیابانهای تهران به اسم آن است گفتم چطور رفت؟@ احمد چطور رفت؟ گفت هیچی زیرشلواری پایش بود و یک دمپایی ابری پایش بود اصلا نگذاشت کسی چیزی بفهمد با یک زیرشلواری گفت مامان من دارم میروم بیرون یک گشتی بزنم و میایم@ یک چند دقیقه، سوار ماشین شد پر از مواد منفجره رفت در مقر اسرائیلیها. اشتیاق آنجا دعوا مثل دعواهای شب عملیاتهای خودمان پدر و پسر یقه همدیگر را میگرفتند@ که نوبت من است بروم در میدان میگفت من پدرت هستم باید اجازه بدهی من اول بروم چه اشتیاقهایی داشتند اینها چه کسانی بودند ما چه کسانی هستند@ ما الانش هم بیایند سراغمان میگوییم قربانت بروم برو همسایه را بکش من وقت ندارم پدرم را بکش مادرم را بکش یک کسی را بکش دست از سر ما بردار الان وقت رفتن نیست.@ چقدر آماده بودند اینها، شهدای خودمان ماشاء الله آماده آماده آماده. خدا نکند یک موقعی بیایند سراغ ما، ما را بخواهند ببرند به خدا بگوییم خدایا من واقعا حوصلهات را ندارم اصلا الان هیچ حالی نمیکنم باهات.@ نه با تو، نه با بهشت، نه با اهل بیت، نه هیچ کس اصلا واقعا حوصلهتان را ندارم. حسش نیست به قول امروزیها میگویند حسش نیست الان من مثلا بلند شوم بروم برزخ و اینها من الان کار دارم@ هزارتا کار و گرفتاری دارم، خیلی خطرناک است اینطوری زندگی کردن. اینقدر خطرناک است علی(ع) فرمود(ایاک) بپرهیز اینطوری نشوید یک موقعی اگر صدایت کردند آماده نباشی معنایش چیست؟@ معنایش این است که باید درست زندگی کنید رابطهات را با همه چیز یک طوری تنظیم کنی که وقتی خدا به شما گفت بفرمایید پنج تن آمدند سراغت با اشتیاق بدوی و بروی.@ بچهها را دیدید چقدر قشنگ به ما درس یاد میدهند اگر آدم بخواهد درس یاد بگیرد توحید و زندگی را باید از بچه کوچک یاد بگیرد بچه کوچک مادرش میگذاردش مهدکودک.@ بازی میکند صفا میکند کِیف میکند همه کار میکند بعد وقتی مادر را میبیند اصلا یادش میرود این رفیقها و مهدکودک را همه را فراموش میکند و میرود در بغل مادر.@ یعنی اصل فراموش نمیشود با اشتیاق، تا میگویند مادرت آمد، دِبُدو تمام مهدکودک با همه آن مربیهای قشنگ و زیبا و مربیهای بااخلاق و مهربان و بچههای خوب و اسباببازی و خوراکیها همه را وِل میکند بدوم بروم پیش مادرم، پیش اصلم.@ ای خدا نشود یک موقعی خانم فاطمه زهرا ما را صدا کند بگوییم مادر حوصله نداریم بیاییم یک موقعی پدرمان امیر المؤمنین صدایمان کند بگوییم اصلا شرمنده اصلا حست را ندارم الان بیایم، خیلی بد میشود.@ بنابراین امشب وقتی این دعا را میخوانیم از خدا جدی بخواهیم خدا یک حال خوبی به ما بدهد یک مرام خوبی به ما بدهد@ برای زندگی کردن یک روش صحیحی به ما بدهد برای زندگی کردن یک تصمیم خوبی بدهد رابطهمان را بتوانیم با دنیا تنظیم کنیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@