جلسه 005 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - دشمن‌شناسی (خاوران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته بحثمان درباره شیطان بود و فلسفه وجودی شیطان را خدمتتان عرض کردیم و گفتیم که ما برای حرکتمان به سمت سعادت ابدی نیاز داریم به وجود شیطان، درباره نحوه عمل کردن شیطان در درون ما و ایجاد افکار مختلف و خیالات مختلف هم خدمتتان عرض کردم که شیطان به چه ظرافتی در ما عمل میکند و تولید فکر و خیال میکند.@ بنابراین ما باید دقت بکنیم که در طول روز مقدار زیادی از پیامهایی که دریافت میکنیم افکاری که داریم نسبت به خودمان نسبت خداوند تبارک و تعالی نسبت به انسانهای دیگر اعم از انسانهای خوب یا بد پیامهای ما نیست یعنی از ما نیست فکری هست که شیطان در ما القاء میکند.@ اما به واسطه همان بحثی که جلسه گذشته کردم شدت نزدیکی که به ما دارد ما فکر را به خودمان انتساب میدهیم یعنی فکر میکنیم ما بودیم این کار را کردیم حالا بعداً در بحثهای کاربردی برایتان توضیح بیشتری میدهم که برای ما ایجاد میشود خدمتتان عرض میکنم.@ بنابراین کسی که میتواند اینقدر به ما نزدیک بشود و از دل ما با ما سخن بگوید به طوری که ما خیال بکنیم خودمان هستیم همین این خیلی خطرناک است یعنی اینکه انسان یک فکر بدی یک اندیشه بدی یک خیال بدی در او القاء شود که منفی است آزاردهنده است میتواند جهنم درست کند میتواند آرامشش را سلب کند در آن ایجاد شود.@ بعد به عنوان نظر و خیال و سلیقه خودش آن را اصالت بدهد و بر مبنایش عمل کند گاهی وقتها ما تسلیم خیالاتی میشویم که باطناً دوستش نداریم ولی تسلیمش میشویم و بر اساس آن خیال عمل میکنیم جلو میرویم که آنوقت با موانع و سختیها و مشکلات زیادی روبهرو میشویم.@ گاهی وقتها حرفهایی میزنیم که خودمان اصلاً نسبت به آن یقین نداریم باورش هم نداریم ولی این حرف را میزنیم به زبان میاوریم که برای ما خیلی دردسرساز میشود و برای دیگران هم دردسر درست میکنیم رنجش ایجاد میکند غم ایجاد میکند هم برای خودمان هم برای دیگران.@ گاهی وقتها تصمیمهایی میگیریم که با ساختار وجودی ما سازگاری ندارد خودمان هم میدانیم که این با خوشبختی ما سازگاری ندارد ولی میگوییم مجبوریم این کار را بکنیم من ناچارم این کار را بکنم، این ناچار بودن از کجا میاید؟ میگوید نمیتوانم، میدانم که این کار نباید بشود نمیدانم نمیتوانم ولش کنم.@ میدانم که فلان چیز به درد من نمیخورد و نباید بشود ولی نمیتوانم دست از آن بکشم، این کلمه نمیتوانم، نمیدانم، نمیخواهم که میاید حاکی از یک تعارض هست ولی انسان هم به نحوی در مقابلش سر تعظیم فرود میاورد با توجه به اینکه در درون خودش دچار تضاد و تعارض هست.@ ولی مع ذلک بر خلاف میل خودش، بر خلاف خواسته خودش، بر خلاف مصلحت خودش، اقداماتی انجام میدهد که دودش بعداً هم در چشم خودش میرود هم در چشم دیگران میرود.@ بنابراین ما باید دقت کنیم که اگر با این دشمن خطرناک داخلی که به نحوی هم خارجی است چون اصل شیطان موجود خارجی است یک کسی او را یک امر موهوم تصور نکند یک دشمن خارجی است حقیقت خارجی دارد اما از داخل با ما میتواند ارتباط برقرار کند در واقع هم دشمن خارجی است هم دشمن به یک نحوی داخلی هست.@ با این کسی که آنقدر به ما نزدیک هست که ما تولیدات آلوده او را محصول خودمان میدانیم و به خودمان انتساب میدهیم و تصمیمش هم حتماً نابود کردن ما هست منحرف کردن ما از صراط مستقیم هست باید خیلی مواظب باشیم که با این چطور میخواهیم برخورد کنیم.@ متن فرمایش علامه را برایتان خواندم که ایشان فرمود که شیطان متأسفانه موضوع مبتذلی پیش ما شده نهایت کاری که بکنیم این هست که مثلاً چند بار لعنتش بکنیم لعنت بر شیطان، اما واقعاً این نیست یک حقیقی هست که در زندگی ما وجود دارد تولید فکر میکند.@ در روابط ما با دیگران تأثیر میگذارد در اندیشههایی که ما نسبت به خودمان و دیگر چیزها داریم تأثیرگذاری میکند خیلی برای ما مهم است که این دشمن را شناسایی بکنیم ترفندهایش را شناسایی بکنیم بوها و رنگهایی که در کارهای مختلف تولید میکند شناسایی بشود تا بعد بتوانیم از این آفات دور باشیم یکی از وظائف مهم ماست کسی که اینقدر به من نزدیک است که میتواند اینطوری ضربه بزند اگر او را نشناسم گرفتارش میشوم.@ شما نگاه کنید الان بیماری سارس آمده بیماری سارس شما روی هوا دارید نفس میکشید یکدفعه یک چیزی از راه تنفس میاید و مریض شدی به همین راحتی مریض میشویم بعد از چند وقت هم آدم را میکُشد مثل بیماری سارس خطرناک است بیماری آسم.@ یک بنده خدایی داشت تعریف میکرد که من داشتم نفس میکشیدم تنفس کردم دیدم یک حالت خاصی به من دست داد چند تا سرفه کردم بعد مبتلا به آسم شدم به همین راحتی یک چیزی در فضا میاید و به آدم میخورد خیلی خیلی خطرناک است ولی ظریف، ما باید توجه کنیم اینها را شناسایی کنیم که ما را از بین نبرد.@ ما قبلاً که میخواستیم برویم آرایشگاه، خیالمان راحت بود که آرایشگاه میرویم نهایت ضربهای که ما در آرایشگاه ممکن بود بخوریم تیغ یکذره گردن و صورت ما را ببرد دندانپزشکی قبلاً میخواستیم برویم میرفتیم حالا یک سوزنی داشت دردمان میامد الان میخواهیم آرایشگاه برویم یا دندانپزشکی برویم باید مواظب باشیم مبتلا به ایدز نشویم.@ خیلی راحت از طریق دستگاهی که در دهان ما میکنند ما ممکن است مبتلا به ایدز شویم هپاتیت بگیریم بیماریهای کشنده دیگری بگیریم ظرافت بیشتر شده وقتی میفهمیم که دشمن آنچه که خطرناک هست برای وجود ما از راههای حساستری ممکن است به سمت ما بیاید دقت ما هم بیشتر میشود.@ حالا این دشمنی که اگر ما نتوانیم با او کنار بیاییم و بتوانیم حیلههایش را خنثی کنیم در همه زمینهها شکست میخوریم این خیلی خطرناک است که ما بخواهیم خیلی ساده از کنارش رد شویم و بیخود خودمان را با دشمنان خارجی مشغول کنیم.@ شیطان کسی هست که اگر نتوانی حریفش شوی و در داخل کنترلش بکنی و دامنه فعالیتش را کم بکنی دیگر هر پیروزی در خارج بر علیهات تمام میشود هر چه هم پیروزی به دست بیاوری به ضررت تمام میشود اساساً همه شکستهای خارجی غمها و غصههایی که متوجه ما میشود مال این هست که ما در درون شکست خوردیم از این دشمن شکست خوردیم.@ دشمن خارجی امکان ندارد بر انسان غلبه بکند مگر اینکه اول انسان از درون شکست خورده باشد ضربه خورده باشد وقتی از درون ضربه بخوری دشمن خارجی راحت با یک تلنگر تو را میشکند اما آن موقع که انسان به این دشمن داخلی خوب غلبه میکند از بیرون هیچی نمیتواند در او اضطراب، ترس، غصه ایجاد بکند که شکستش بدهد همیشه قوی است همیشه شاد است.@ مهم این است که ما در درون از این دشمن شکست نخوریم برای همین یکی از چیزهایی که قرآن کریم به ما دستور داده این هست که شما باید مواظب این دشمن باشید بدانید یک دشمن دارید نحوه عملکردش هم در دو سه جلسه قبل توضیح دادم خدمتتان، با توجه به اینکه یک همچین دشمنی دارید باید مواظب باشید که شما موضعگیری خاص داشته باشید.@ اگر من بدانم که از طریق نوشیدن این آب امکان دارد بیمار شوم درصدش هم زیاد باشد بگویند 50% احتمالاً در این آب مواد سمی هست بخورم آلوده شوم چه کسی مقصر بوده؟ خودم، یک درصد هم که بگویند در این امکان آلودگی وجود دارد امکان کشته شدن وجود دارد.@ یعنی صد تا لیوان اینجا بگذارند من هم تشنهام باشد بگویند شما بفرمایید تشنهتان هست از این آب بخورید ولی یکی از این لیوانها در آن یک مادهای هست که اگر بخورید شما را میکشد در یک درصد باز ما ریسک نمیکنیم در یک درصد میگوییم نه من میروم بیرون آب میخورم از این صد تا لیوان نمیخورم میروم یک جایی که مطمئن باشم آبش سالم است میتوانم این را بخورم.@ قرآن کریم میفرماید شیطان هست بحثش هم یک درصد و دو درصد نیست اگر هوشیار نباشید تمامیتخواه هم هست همه وجودت را تصرف میکند همه آخرتت را از تو میگیرد دنیایت هم از تو میگیرد یعنی نه در دنیا میگذارد احساس خوشبختی و لذت و آرامش بکنی نه در آخرت، یک همچین دشمنی ما تا به حال چه موضعگیری نسبت به او داشتیم در زندگیمان.@ الان بنشینیم با هم بررسی کنیم ببینیم ما در برنامهریزیهای زندگی که داشتیم نشستیم راجع به گرانی فکر کردیم راجع به کرایه خانه فکر کردیم راجع به مشکلات ازدواج فکر کردیم راجع به آمریکا فکر کردیم میخواهیم با آمریکا چطور بجنگیم.@ راجع به خطرات زیاد فکر کردیم تا حالا چقدر نشستیم فکر کردیم که یک کسی که اینقدر به ما نزدیکتر هست ما تا به حال چه تاکتیکی چه روشهایی برای مبارزه با او داشتیم، تا به حال چکار کردیم؟ در زندگیمان تا حالا فکر کردیم راجع به همچین دشمنی که منشأ همه دشمنیها و بدبختیها همین هست و اینکه باید برای این برنامهریزی کرد.@ باید روش داشته باشیم برای مبارزه با یک همچین دشمنی که به راحتی نتواند خوشبختی ما را از ما بگیرد آرامش را از ما سلب بکند و دنیا و آخرت ما را تلخ کند چقدر نشستیم فکر کردیم راجع به این دشمن، چقدر برنامهریزی کردیم تا حالا شده که در خانه که نشستیم در مهمانی که رفتیم در مجلسی که رفتیم در ارتباطاتی که داشتیم یک مطلب بدی پیش بیاید.@ چون در همه جا هست پیش میاورد یک مطلب بدی پیش بیاید بعد من شناسایی کنم بگویم این بوی شیطان میدهد باید با او مقابله کنم یا نه هر وقت چیز بدی پیش آمده همان بد را گرفتیم جلو رفتیم اگر سوءظنی بوده بر اساس همان عمل کردیم دلخوری بوده بر اساس همان عمل کردیم فحشا و منکرات بوده.@ همان را پیگیری کردیم جلو رفتیم فکر کردیم خودمان هستیم اگر هوس یک گناه در دلم افتاد نمیگویم این هوس از کجا آمد میگوید دلم این را میخواهد نمیدانم چرا خوش میاید بروم این کار را بکنم نمیتوانم جلوی خودم را نگه دارم.@ حالا اگر بفهمم این از کجا دارد میاید دارد به من القاء میشود با اینکه خودم دوست ندارم آلوده شوم اگر بفهمم این از کجا دارد به من القاء میشود آنوقت میتوانم نسبت به آن یک موضعگیری داشته باشم موضع خوب بگیرم ولی معمولاً همه کارهای آن را به خودمان انتساب میدهیم.@ فکر نمیکنیم که من الان عصبانی شدم این عصبانیت از کجا سراغ من آمده و اگر فحاش شدم از کجا دارم فحش میدهم اگر بلند شدم فلانی را زدم برای چه این را زدم چه کسی باعث شد من این را بزنم، واقعاً خودم هستم؟@ اگر یک ظرفی را به سمت یک نفر پرت کردم برای چه پرت کردم این را فکر نمیکنیم برای همین هم هیچ وقت ردش را نمیبینیم از اول تا آخر عمر اشتباه میکنیم تلخیها و اضطرابهای زیادی را در زندگی خودمان تحمل میکنیم به دیگران هم تحمیل میکنیم ولی هیچ وقت ردپایی از او نمیبینیم ردپا از خودش نمیگذارد.@ خدا دارد لو میدهد پرده را کنار زده میگوید مواظب باش فلان جاست دارد کار میکند(إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) طائف گفتیم یعنی طوافکننده، قرآن میفرماید اساساً شیطان دائماً دور قلب شما طواف میکند تا راه نفوذ پیدا کند و بتواند به شما آسیب بزند.@ موقعی که شما خواب هستید او خواب نیست حتی اگر شده شما با خانمتان رابطه خوبی داشته باشی یا خانم با آقایی رابطه خوبی داشته باشد رابطهشان خراب نباشد میبینی با یک خواب بد آنها را به هم میریزد در عالم خیال میاید صبح بلند میشوی میبینی مثل اینکه میخواهی چاقو برداری بزنی شکم همسرت را پاره کنی دوست نداری نگاهش بکنی، برای چی؟@ دیشب خواب دیدم، این خواب از کجا آمده؟ پس کسی اینقدر ظریف میتواند ما را بازی بدهد باید حواسمان جمع باشد هوشیار باشیم که ما باید نسبت به او حتماً موضعگیری داشته باشیم حتماً ما هم متقابلاً برنامه داشته باشیم.@ چه کسی شک میکند در یک کشور ارتش لازم نیست نیروی نظامی لازم نداریم نیروی هوایی لازم نداریم نیروی دریایی لازم نداریم نیروی زمینی لازم نداریم چه کسی شک میکند کدام عاقل شک میکند؟ حتی بعضی از کشورها که جزء سازمان ملل نیستند اساساً در هیچ مناظره بینالمللی شرکت نمیکنند که جنگی برای آنها اتفاق نیفتد میان خودشان باز ارتش دارند.@ در سوئیس من میدیدم یک موقعی از این شهر به آن شهر میرفتم میدیدم در راهآهن یک تعداد زن و مرد همه مسلح لباس نظامی پوشیدند میگفتم اینها به سنشان نمیخورد میگفت اینجا سربازی به این صورت ندارند که بگویند دو سال سربازی بروید ولی همه تا آخر عمرشان باید سالی یک ماه باید بیایند آمادگی نظامی ببیند زن و مرد، چرا؟@ چون هر لحظه احتمال خطر وجود دارد تاریخ جنگ هم دارند جنگهای خونینی هم این کشور دارد. ما ارتش لازم نداریم، در وجود خودمان چی؟ ما الان گلبول احتیاج داریم خداوند به صورت طبیعی در ما گذاشته گلبولها مدافع بدن هستند بدن سیستم دفاعی دارد.@ اگر نه از بیرون که ما هر لحظه در بمباران انواع میکروبها هستیم زود از پا در میاییم اگر بدن سیستم دفاعی نداشته باشد هوشیار باشد ما الان حواسمان نیست دستمان به یک جایی میگیرد میبُرد ولی بدن چون سیستم دفاعی دارد خودش عمل میکند ترمیم میکند میکروبها را بیرون میکند عفونت را به موقع بیرون میدهد.@ شما وقتی سرما میخوری و بدنت عفونی میشود نشاندهنده این است که آسیب خوردی از یک جا میکروب ورود کرده بدن هم بعد از یک مدت واکنش نشان میدهد که درگیری و جنگ اتفاق میافتد بالأخره بدن این میکروبها را بیرون میکند شما حتی اگر امکان بدهید که بدنتان زورش نمیرسد.@ مثلاً میگویید من سرما خوردم اما فکر نمیکنم بدنم از پس این سرماخوردگی بر بیاید میروم از نیروهای خارجی کمک میگیرم میروم نزد دکتر به دکتر میگویم به من تجدید قوا بده دکتر به ما سلاح میدهد اسلحه میدهد علیه بیماری، که شما این بیماری را از بدنت بیرون کنی.@ گاهی وقتها کار به جایی میکشد که دکتر خودش در گود میاید با چاقو هم میاید و میبرد و زائدهای را خارج میکند چون اگر او نیاید به داد ما برسد تمام میشود ما را میکُشد کمک میگیریم بیایید به داد من برسید تنهایی نمیتوانم از پس همچین عامل و مشکلی بربیایم.@ در مورد مسائل روحی هم همینطور است در مسائل روحی ما به شدت احتیاج به سیستم دفاعی داریم یعنی مسائل زیادی در زندگی هست برای ما غمانگیز است اضطراب میاورد ترس میاورد فکرهای خراب میاورد فکرهای کثیف و آلوده میاورد.@ ما را درگیر میکند شادی ما را از ما میگیرد نشاط ما را از ما میگیرد آرامش ما را از ما میگیرد امید ما را از ما میگیرد نمیگذارد ما راحت و شاد زندگی کنیم نمیگذارد ما آرام و شیرین زندگی کنیم. میبینی زن و شوهر هستند خیلی هم همدیگر را دوست دارند خواهر و برادر هستند برای همدیگر میمیرند ولی میبینی سر چه مسائل مبتذلی در خانه به جان هم میافتند بیخود بیخود زندگی خودشان را تلخ میکنند.@ یک موقع میبینی بین پدر و فرزند، مادر و فرزند یک مسائل واقعاً مبتذلی به وجود میاید که بین آنها شکرآب میشود حواسشان نیست که یک کس دیگری دارد بین اینها دو به هم زنی میکند حالا فرمولها را قرار شده یواش یواش قرار شده جلو برویم دانه دانه فرمولها را میگویم بحث داریم همه فرمولها را میگویم که ما هر جا توانستیم شامهمان کار کرد بو بکشیم.@ بفهمیم که اگر الان این چیز آمده بین من و همسرم، بین من و پدرم، بین من و مادرم، بین من و خواهر و برادرم، بین من و دوستم، بین من و شاگردم، بین من و استادم کدامشان منفی است بتوانیم شناسایی کنیم. حالا ببینیم خداوند چه میگوید.@ نکتهای که هست من خواهش میکنم خیلی به آن دقت داشته باشید وقتی صحبت از خداوند میشود سنتی به خدا فکر نکنید مردم خیلی عادت کردند به کلمه خدا، وقتی میگوییم خدا، قرآن، پیغمبر، عادت کردند به این کلمهها، حالا هر کس یک تصوری از خدا دارد وقتی داریم راجع به خدا صحبت میکنیم میگوییم خدا گفت حواستان باشد.@ خدا یعنی کسی که 160 هزار میلیارد سلول را در بدن ما خودش اختراع کرده خودش سرهم کرده 160 هزار میلیارد کارخانه را، تا این شدیم کسی که صدها هزار دانشمند در سراسر جهان به خاطر مطالعه قطرهای از تجلیات او ذرهای از مخلوقات او عنوان پروفسور و مهندس و دکتر و استاد به خودشان گرفتند همه مشغول مطالعه مخلوقات خدا هستند.@ وقتی میگوییم خدا دقت کنید یک چیز سنتی در ذهنمان نیاید وقتی میگوییم پیغمبر، پیغمبر یعنی چی؟ یعنی اگر همه دانشمندان عالم جمع شوند از اول خلقت تا آخر خلقت به قطرهای از علم پیغمبر نمیرسند وقتی میگوییم قرآن یعنی کتاب تخصصی، بر اساس همان هفت تخصصی که خدمتتان عرض کردم باید خیلی حواسمان جمع باشد وقتی داریم راجع به خدا صحبت میکنیم خدا دارد راجع به ما حرف میزند.@ یعنی کسی که این نظام را خلق کرده آفریده حالا او دارد به ما میگوید شما در درون خودتان یک شیطان دارید این شیطان را ما آفریدیم سوره فاطر آیه 6 (إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ) میفرماید شیطان دشمن شماست شما هم باید دشمن شیطان بشوید، چرا باید دشمن شیطان بشوید؟@ (إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ) چون شیطان حزب خودش را، حزب یعنی پیروان خودش را کسانی که به وسوسههایی که در درونشان ایجاد میشود گوش میکنند کسانی که به سوءظنهایی که در درونشان ایجاد میشود عمل میکنند کسانی که به عصبانیتهایی که در آنها ایجاد میشود طبق همان عصبانیتها عمل میکنند.@ کسانی که به فکرهای پلیدی که در درونشان ایجاد میشود همان فکر پلید را پیروی میکنند و جلو میروند کسانی که همان وسوسههایی که ایجاد میکند دعوتهای بدی که ایجاد میکند بر اساس همانها تسلیم میشوند حزب یعنی پیرو، (حزبه) یعنی کسی که جزء حزب شیطان هستند پیرو شیطان هستند.@ میگوید شیطان(إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ) دعوت میکند حزب خودش را که در جهنم ببرد پیروان خودش را به جهنم میبرد یک کسی که اینقدر برای ما دشمن خونی هست تصمیم دارد ما را نابود کند.@ یک همچین کسی را ما نباید دشمن بگیریم نباید نسبت به او در درون خودمان یک ارتش داشته باشیم که بتوانیم با حملههای مختلف او عمل کنیم خودش میگوید در قرآن دارد(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ) از جلو، عقب، راست و چپ حمله میکنم.@ من چه سلاحی دارم که بتوانم حمله جلو شیطان را بگیرم حمله عقب شیطان را بگیرم حمله راست شیطان را بگیرم حمله چپ را جلویش را بگیرم میگوید از چهار طرف حمله میکنم مثل کشوری که از چهار طرف ممکن است مورد حمله قرار بگیرد.@ برای هر طرفی ما باید فکر ارتش قوی، طرح و برنامه عملیاتی، سلاحهای خوب، سیستمهای دفاعی خوب که حمله نکند اگر هم حمله کرد حملهاش با شکست روبهرو شود حالا خدا وکیلی ما چقدر نشستیم راجع به این در زندگیمان فکر کردیم که این افکاری که در سرم میاید همه مال من نیست یک حمله است واقعاً دارد میشود.@ انوع و اقسام فکر و خیالات کثیف و منفی و زشت و ناامیدکننده و وحشتآور و غمانگیز، تا به حال ما چقدر نشستیم فکر کردیم که من الان در خانه نشستم یک همچین صحنهای اتفاق میافتد شیطان این وسط عمل میکند.@ من باید جلویش را بگیرم یا اصلاً نگذارم این اتفاق بیفتد یا اگر این اتفاق افتاد بتوانم در مقابلش قد علم کنم چقدر نشستیم فکر کردیم، هیچی، همه را نمیشناسیم. دشمنشناسی خوبی نداریم روش مبارزه را بلد نیستیم فکر میکنم اگر مثلاً من حالا بچه باسوادی هستم یا رفتم دانشگاه در فلان رشته فارغ التحصیل شدم بلد هستم زندگی هم بکنم و خودم را خوشبخت کنم.@ اگر اینطوری بود شما بروید دادگاهها را نگاه کنید بیشترین مراجعه طلاق و درگیری خانوادگی و گرفتاریها مال طبقات تحصیلکرده است مال مرفهین است بروید نگاه کنید اینها که خوشبختی نمیاورد من در زندگی آرامش میخواهم خوشبختی میخواهم راحتی میخواهم آرامش روح میخواهم میخواهم درست بتوانم از صمیم قلب بخندم.@ نه یک خندهای بکنم که هزار تا غم پشتش باشد نه میخواهم شاد باشم دنیا را شاد بگذرانم آخرت هم شاد باشم اساساً کسی به بهشت راه پیدا نمیکند کسی نمیتواند در آخرت شاد باشد مگر اینکه در دنیا شاد باشد آرامش داشته باشد آدمهای مضطر و غمگین و افسرده به بهشت هم راه پیدا نمیکنند.@ چون همین اضطرار و افسردگی و غم هست که منشأ خیلی از گناهان و فسادها و آلودگیها میشود پس ما احتیاج به ارتش درونی داریم در مقابل یک همچین دشمن خطرناکی که مخفیانه عمل میکند از درون عمل میکند بیصدا عمل میکند.@ طوری عمل میکند که تو فکر کنی خودت هستی حتماً احتیاج به نظام دفاعی و حملهای داشته باشی هم دفاع هم حمله، قرآن میفرماید که اولاً حواستان باشد(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ) دشمن شماست بعد میفرماید(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم باید او را دشمن بگیرید، دشمن بگیریم یعنی چی؟@ اول بحث اینجاست، شما این را دشمن بگیرید یعنی باید روش داشته باشید در مبارزه با این، اگر روش نداشته باشید هر دفعه به شما ضربه میزند شما فکر میکنی خودت هستی با پای خودت در دام میافتی مثل اینکه دست آدم را بگیرد با دست خود آدم سیلی بزند در گوش خود آدم، مشت بزند در صورت خود آدم.@ (فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم این را دشمن بگیرید یعنی روش داشته باشید ارتش تشکیل بدهید یعنی باید نحوه حملههایش را شناسایی کنید خودتان را مسلح کنید اگر حمله هوایی کرد آژیر قرمز به صدا در بیاید دارد حمله میشود ما زمان جنگ سه تا آژیر داشتیم آژیر قرمز یعنی حمله هوایی انجام شده یا میشود، آژیر زرد یعنی احتمال حمله هست آژیر سفید یعنی حمله برطرف شده.@ باید روح ما آژیر بکشد وقتی جایی میرویم با یک نفر داریم بحث میکنیم با یک نفر داریم صحبت میکنیم با همسرمان با بچهمان با پدرمان با مادرمان با شاگردمان با استادمان، با خیلی کسان دیگر باید آژیر بکشد اگر حمله شد بفهمیم که اینجا حمله شد زمین خوردیم.@ اینجا را بمباران کردند نباید این اتفاق بین ما میافتد ولی افتاد اگر بمباران شده سریع باید بازسازی شود اگر احتمال هست سیستم دفاعی کار کند موشکها آماده باشند هواپیما و ضدهوایی کار کنند او را بزنند نگذارند جلو بیاید آژیر سفید یعنی بروید بگیرید بخوابید؟ نه.@ یعنی رادار باید کار کند که اگر دوباره خطر حمله احتمال حمله وجود داشت عمل بکند خبر بدهد ما باید هوشیار باشیم آدم هوشیار چون شائق به شادی و نشاط و امید و خوبیهاست حساستر است به محض اینکه بوی غم بیاید بوی اضطراب بیاید بوی ترس بیاید بوی شکست بیاید بوی تلخی بیاید میفهمد.@ ولی آدمهایی که دائماً بمباران شدند دیدید سرزمینهایی که بمباران میشوند هر روز یک قسمتش را میزنند داغون میکنند هر روز گلوله و توپ میاید اینها دیگر ول میکنند دیگر همه مردم در همان خرابهها زندگی میکنند بمب هم آمد میافتد در سرشان آنها را میکشد این همه کشته شدند ما هم رویش، دیگر سیستم دفاعی کاملاً از بین میرود.@ ولی کسی که اینطوری نیست سالم است حساس است نسبت به حملههای شیطان، حملههای شیطان را خوب میشناسد قشنگ هم میتواند جواب دهد سریع بو میکشد میفهمد که در این رابطهای که من با فلانی یا فلانیها یا فلان جا دارم این خطرات هست بویش هم دارد میاید خیلی حواسم را جمع میکنم آسیب نبینم.@ این را نگاه کنید الان سفید است من با ماژیک یا خودکار یک نقطه هم که بگذارم شما میبینید، چرا؟ چون تمیز است خودش را نشان میدهد اما اگر روی آنجا بگذارم کمتر میبینید روی این پارچه من بگذارم خیلی سخت شما میتوانید لکه را پیدا کنید.@ کسانی که عاشق شادی هستند عاشق نشاط هستند عاشق امید هستند عاشق عشق هستند عاشق محبت هستند عاشق دوستی و ارزشهای والای انسانی هستند اینها همیشه حساس هستند به محض اینکه با خانمش دارد صحبت میکند با دوستش دارد صحبت میکند با پدر و مادرش صحبت میکند اصلاً مسلح است.@ میداند که این کلمهای که از دهان پدرش آمد ممکن است علیه خودش استفاده شود سریع سیستم دفاعی میگیرد که این کلمه به او برخورد نکند شیطان بتواند درونش را آتش بزند یا این کلمهای که از دهان خودش در آمد ممکن است زلزله ایجاد کند گاهی وقتها یک کلمه باعث شده یک زندگی به هم بپاشد.@ گاهی وقتها یک کلمه دو تا کشور را به هم انداخته صدها هزار نفر کشته شدند آدم میفهمد اگر سر سفره نشستم ادب سفره نشستن را بلد هستم میدانم که من باید چطوری غذا بخورم از کجا بخورم که فردا فلانی نگوید این فلانی شکمو است کوفت بخورد دعوا بشود با خانواده فامیل نشستم سر پاچه مرغ و زبان گوسفند دعوا کنیم اصلاً یک ماجرا در خانواده شده.@ یعنی یک کلمه بیهوده کار را خراب میکند که حالا بحث کلمات و مکالمه را توضیح مفصل داریم حالا الان به آن نرسیدیم من دارم مثال میزنم پس ما باید حتماً کسی را که اینقدر میتواند نفوذ داشته باشد و همه را آسیب بزند شادی ما را از ما بگیرد نشاط ما را از ما بگیرد یک همچین کسی را شناسایی بکنیم و من بدانم در مواقعی که من دارم با همسرم صحبت میکنم مواقع خطر کجاست.@ کلماتی را که استخدام میکنم که با همسرم صحبت کنم با کدام کلمات باید حرف بزنم چه کلماتی را نباید به کار ببرم چه کلماتی را میتوانم به کار ببرم چه کلماتی را بهتر است به کار ببرم با مادرزنم دارم صحبت میکنم با پدرزنم صحبت میکنم یک خانم با پدرشوهرش مادرشوهرش دارد حرف میزند چه کلماتی را استخدام بکند که بمباران نشود، چرا؟@ چون آن شیطان طائف دور قلب دارد عمل میکند به محض اینکه شما فضا باز باشد داخل میرود از یک کلمهای که شنیدی یا کلمهای که زدی سوءاستفاده میکند همان را یک ماجرایی برایت و علیه تو استفاده میکند و غمگینت میکند بعد مینشینی در سر خودت میزنی میگویی این زبان ما، نباید این حرف را میزدم زدم چکار کنم.@ نباید من اینجا این کار را میکردم کردم، تمام شد فاجعه درست میشود حالا بازسازیاش سختتر است خراب کردن کاری ندارد من این لیوان را بیاندازم میشکند کاری ندارد خراب کردن راحت است یک بمب در اینجا در دو ثانیه همه اینجا را روی هم میاندازد.@ ولی وقتی بخواهی بسازی چقدر طول میکشد برای همین جلوگیری کردن از اینکه یک خرابی ایجاد شود خیلی بهتر از این است که بخواهیم بازسازی کنیم پس میفرماید که شیطان دشمن شماست شما او را دشمن بگیرید یعنی سیستم دفاعی علیه همچین کسی داشته باشید بلد باشید که کجاها ممکن است به شما آسیب بزند و آنجا باید چه موضعی بگیرید این را باید بلد باشید.@ (فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم او را دشمن بگیرید، چرا؟ چون اگر او را دشمن نگیرید سر از جهنم در میاورید(إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ) دعوت میکند حزب خودش را تا به جهنم بروند باید مواظب باشیم که زندگی به هم نریزد دنیای شیرین میخواهی باید ارتش تشکیل بدهی کشور قدرتمند باید ارتش قدرتمند داشته باشد.@ کشوری که میخواهد در آسایش باشد همین است قرآن هم همین را میگوید میگوید برای اینکه به شما تجاوز نشود و جنگی صورت نگیرد ارتش قوی تشکیل دهید(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ) تا میتوانید(مَا اسْتَطَعْتُمْ) یعنی تا آنجایی که در توان دارید.@ (أَعِدُّوا لَهُمْ) آماده کنید علیه دشمنانتان، دشمنان خودتان و دشمنان خدا، چون دشمنان شما و خدا همیشه یکی است اسلحه تهیه کنید هر چه که میتوانید وقتی یک کشور قوی بود از آن میترسند، امام برای چه گفت شما ارتش بیست میلیونی تشکیل دهید؟@ برای اینکه وقتی یک کشوری بیست میلیون ارتشی داشت بیست میلیون بسیجی داشت چون آنها حمله کردند از روزی که عراق حمله کرد مگر فکر میکرد که بعد از هشت سال آن همه کشته دهد آن همه خرابی در کشورش ایجاد شود بعد هم یک وجب هم نتواند از ما بگیرد آبرویش برود.@ مگر ابرقدرتها فکر میکردند بعد از هشت سال آبروی همهشان میرود دوتا ابرقدرت با قدرتهای زیاد با دلارهای میلیاردی کشورهای خلیج فارس حمله کنند به کشوری که ضعیف است انقلاب شده است ارتش ندارد هیچ بودجهای ندارد حمله کردند به یک کشوری که کاملاً از نظر خودشان و محاسبات خودشان سه روزه باید این کشور شکست میخورد.@ صدام در اولین مصاحبهاش گفت ناهار و شام در اهواز، مصاحبه بعدی در تهران، اینقدر مطمئن بودند اگر میدانستند که آبرویشان میرود بعد از هشت سال همهشان مفتضح میشوند دست از پا درازتر برمیگردند که از روز اول حمله نمیکردند امام میگوید شما ارتش بیست میلیونی تشکیل بدهید.@ برای اینکه اگر یک کشوری بیست میلیون نظامی داشته باشد هیچ کش جرأت نمیکند به او حمله کند کشوری که زنش میتواند اسلحه دستش بگیرد مردش اسلحه دستش میگیرد چه کسی میتواند به این حمله کند افغانستان که نیست عراق که نیست به ارتش از آنطرف بگویند یک هواپیما بلند نکن.@ دیدیم در عراق یک هواپیما بلند نشد کسی واقعاً نرفت آنطرف بجنگد یک مقاومت الکی و سوری صورت گرفت بقیهاش فرمالیته و ماستمالی شد لذا میترسند حمله کنند وقتی ترسیدند حمله کنند شما در آسایش و آرامش هستی. بنابراین شما هر چقدر خودت را در مقابل شیطان قویتر بکنی و نظام دفاعی خودت را یک نظام قوی بکنی آرامش بیشتری داری شادی بیشتری در زندگی داری.@ میبینی در زندگی زناشویی با هم مشکلی ندارید در رابطه پدر و فرزندی مشکلی ندارید هیچ جا مشکلی ندارید کار اقتصادی میکنید کمتر به مشکل برخورد میکنی همیشه شاد و شنگول و بانشاط و قوی و آرام و امیدوار هستی دیگر غم و اضطراب به سراغت نمیاید ترس و ناامیدی به سراغت نمیاید، چرا؟@ چون سیستم بدنیات قوی هست مثل بدنی که قوی است وقتی با یک میکروب روبهرو میشود میکروب نمیتواند او را از کار بیاندازد بعضی بدنها اینطوری هستند آنقدر قوی هستند چیزهایی که در بیرون بدنهای ضعیف را از بین میبرد بدن آنها را از بین نمیبرد.@ بعضی از بدنها آنقدر قوی هستند که جریان برق هم نمیتواند کاری با آنها بکند برق که بقیه را خشک میکند کاری با اینها نمیتواند بکند نهایتاً آنها را میلرزاند ولی کاری نمیتواند بکند.@ یک آقایی بود وقتی میخواست برق وصل کند نمیرفت کنتور را قطع کند این سیمها را که میخواست بپیچد نمیرفت کنتور را قطع کند بدنش خیلی کشش داشت این سیمها را میبست بعد خودش هم میلرزید چون برق آنقدر قوی بود که این را بلرزاند اینطوری میلرزید و این را میبست.@ دوباره ول میکرد و آن کار را میکرد کارش این بود آقا لرزانک شده بود ولی قوی بود اگر ما بخواهیم برویم یک همچین کاری بکنیم ادای این را در بیاوریم جا در جا خشک میشویم مثل جوانها بودند که فیلمهای کاراتهای نگاه میکنند بروسلی و چیزهای دیگر، بعد از سینما بیرون میامدند احساساتی میشدند دست و پایشان میشکست کارشان به بیمارستان کشیده میشد.@ فکر میکردند اگر بروسلی از آنجا پریده این هم میتواند بپرد یا اگر بروسلی با مشت زده چوب را شکسته این هم الان اینقدر قدرت دارد که بتواند بزند بشکند، میزد انگشتانش له میشد، حالا برو چند وقت بیمارستان بخواب، نه آن قوی است.@ یک کسی را در جبهه داشتیم هر وقت برای ما میوه میاوردند به هر حال میوه خوردن یک آدابی دارد مثلاً آلبالو که میاوردند ما آلبالو دهانمان میریختیم بعد میجویدیم هستهاش را در میاوردیم این همه را با هسته میخورد میگفت عقب میمانم وقت ندارم هستهاش را در بیاورم بعد خودش میگفت من هیچ طوریم نمیشود.@ من الان 23 سال نمیفهمم شما میگویید دردم میاید مریض شدم اصلاً نمیفهمم یک همچین کلمه یعنی چی، تا به حال یک بار هم دردم نیامده مریض هم نشدم خدا هم بالأخره تلافیاش را در آورد در یکی از این عملیاتها یکی از پاهایش قطع شد گفت حالا بنشین یکذره درد بکش ببین بقیه چه میکشند.@ حالا من هم بیایم آلبالو را با هسته بخورم رودل میکنم فردا پدرم در میاید باید بیمارستان بروم این نمیشود شما جگر میخوری پسته میخوری فندق میخوری کلهپاچه میخوری هیچ طوری نمیشود بدن کشش دارد حالا ببر به بچه کوچک نوزاد یک بچه شش ماهه کلهپاچه بده پسته بده بادام بده ببین چه اتفاقی میافتد بدن نمیکشد سیستم دفاعی ندارد اینقدر قوی نیست از بین میرود.@ به هر حال ما باید این سیستم را قوی کنیم حساس باشد که وقتی حمله کرد بتوانیم مقاومت کنیم روح ضعیف آسیب میبیند روحی که ضعیف بود تا شیطان یک حمله میکند میبینی که سر از فحشا و منکرات در آورد سر از غم و غصه در آورد سر از خودکشی در آورد سر از زندان در آورد سر از طلاق در آورد.@ سر از گوشهگیری در آورد سر از افسردگی در آورد سر از بیمارستان در آورد سر از قرص در آورد اینها فکر میکنند که اگر رفتند پیش روانپزشک و روانشناس با قرص میشود مشکل من را حل کند، نه تو باید خودت را قوی بکنی کمک خواستن از دیگران نمیشود.@ مثل مترسک که بخواهیم بلندش کنیم نگهاش داریم با قرص نمیشود خودت را قوی کن که میکروب با خودت کاری نداشته باشد یک کسی میبینی با یک مشکل داخلی در خانواده سر از فرار از خانه و خودکشی و طلاق در میاورد یک کسی میبینی صد برابر او فشار به او میاید اصلاً مشکلی ندارد قوی و شاد میتواند عمل کند.@ پس(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما دشمنانتان را این کسی که با شما دشمنی میکند شما هم با او دشمن باشید یعنی رفیق نباشید ما خیلی وقتها این دشمن خودمان را رفیق خودمان میگیریم با او مسامحه میکنیم مداهنه داریم بغلش میکنیم، چرا؟@ برای اینکه اینقدر زیرک است که میتواند از زبان خود ما با ما حرف بزند ما دیگر احساس دوگانگی و دشمنی نمیکنیم فکر میکنیم خودمان هستیم حواسمان نیست در حالی که کس دیگر است آنوقت همه چیز به هم میریزد(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) یعنی حواست باشد تو هیچ وقت یک شخصیت نیستی دو نفر هستید.@ یک کسی با تو هست که میتواند پیامهای منفی، افکار پلید، کثیف، آلوده به تو منتقل کند باید تشخیص بدهی کجای زندگیات، کجا ارتباطاتت، کجای حرف زدنهایت، کجای خوابیدنهایت، کجای مسافرتت، کجای دوستی میتواند آسیب بزند و همانجا زده یا میخواهد بزند آنوقت تشخیص میدهم دیگر در محل کار نمیخورم حواسم هست.@ قرآن میگوید این دشمن میاید لباس خودت را میپوشد همرنگ خودت میشود کار سختتر میشود باید حواست باشد دیگر مثل عراقیها نیست که قیافهشان معلوم باشد رنگ لباسشان معلوم باشد از نظر وضع جغرافیایی در نقطهای واقع شده باشد که تو بدانی این خودی است و آنها دشمن هستند.@ نه کاملاً در سپاه خودت است در لشکریان خودت است در خانه خودت است با رنگ خودت میاید با تو حرف میزند هنر تو این است که این را از خودت جدا کنی همیشه بتوانی این کسی که دارد در درون تو پیامهای منفی به تو میدهد تو را دچار خودکمبینی، منفیبافی، غم، غصه، اضطراب، ترس، سوءظن میکند او را بشناسی.@ بدانی که این مال من نیست کس دیگر است من باید با او موضعگیری کنم با او برخورد کنم(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) یعنی شما هم دارای یک همچین مکانیزمی باشید شما هم باید سیستم دفاعی داشته باشید شما هم باید روش داشته باشید.@ شما باید موشک بسازید بمب بسازید مسائل دفاعی داشته باشید تأسیسات دفاعی داشته باشید خاکریزها، سنگرها همه را باید آماده کنی بدانی باید چکار کنی آمده دو به هم زنی کرده کاری ندارد هزار تومان مشکل را حل میکند حمله کرده.@ زده مشکل ایجاد کرده بین تو مادرت، بین تو و همسرت، هزار تومان هم کمتر یک دسته گُل میگیری بلند میشوی میروی یک جعبه شیرینی میگیری حل میشود یک هدیه میخری حل میشود یک لبخند میزنی حل میشود یک همآغوشی میکنی یک بوسه مشکل را حل میکند شیطان از دست شما عصبانی میشود.@ چون تو دهانی بزرگی است اما اگر عرضه یک بوسه را نداشتی عرضه یک لبخند را نداشتی عرضه یک لطیفه گفتن را نداشتی عرضه هدیه خریدن را نداشتی به تو آسیب میزند و از بین میبرد یعنی در واقع سیستم دفاعی کامل نداشتی، آمد زد مثل آدمهای ذلیل درمانده ایستادی خوردی بعد هم بنشین گریه کن که آمد من را زد.@ دیدید مادرها با اوج علاقهای که به بچههایشان دارند وقتی میبیند بچهاش رفته بیرون کتک خورده و دارد فقط گریه میکند که مامان جان من را زدند میگوید برو بمیر به دَرَک که تو را زدند، دو بار مادر میرود دفاع میکند مثلاً بچه همسایه را مادر میزند آی بچه تو چکار داشتی این را زدی، ولی دفعه سوم میگوید بگذار کتک بخورد تا یاد بگیرد که از خودش دفاع کند.@ همیشه پدر و مادر که پیش ما نیستند دست ما را بگیرند میگوید برو بزن تا یاد بگیری دو بار سه بار کتک بخورد عیبی ندارد باید یاد بگیری که دفعه بعد خواستند بزنند بتوانی آنها را بزنی پس ما باید مکانیزمها را داشته باشیم شناسایی بکنیم که من الان در این موقعیت که رابطهام با رفیقم به هم خورده چکار باید بکنم.@ در این موقعیت که رابطهام با همسرم به هم خورده چه روشی را پیش بگیرم در این موقعیت که با دوستم رابطهام به هم خورده چه روشی را پیش بگیرم در این رابطهای که برادر من، خواهر من دارد علیه من توطئه میکند.@ مادر من از روی نادانی اسیر شیطان شده شیطان مادرم مادرم را فریب دارد و به کمک شیطان میخواهند من را از بین ببرند و به من آسیب بزنند و آلوده کنند من چطوری میتوانم با مادرم از اینطرف با او رابطه عاطفی دارم از آنطرف باید از خودم دفاع کنم یعنی از ابدیتم، از آرامشم، از پاکی روحم، حتی از آرامش او و آخرت او باید دفاع کنم چطوری باید دفاع کنم.@ مثل ما و مردم عراق، عراقیها آمدند ما را بمباران میکردند ما میخواستیم برویم آنها را بمباران کنیم نمیتوانستیم چون بمباران زن و بچه اخلاقاً درست نیست آدم میماند شیمیایی میزنند ما میخواهیم شیمیایی بزنیم میماند، باید بالأخره یک روشی داشته باشیم، کجا، چه موقع بزنیم چطوری به مردم اعلام کنیم آدم باید روش داشته باشد پس باید جدی بگیریم.@ ما اگر میخواهیم واقعاً مزه شادی، آرامش، خوشبختی را در زندگی احساس بکنیم حتماً باید روش داشته باشیم حتماً باید نظام دفاعی داشته باشیم در وجودمان، حتماً باید روشهای خنثی کردن حملههای شیطان را بلد باشیم و روشهای حمله کردن به شیطان را بلد باشیم.@ بعضی جاها داریم که بعضی از بندگان خدا کاری میکنند که شیطان رویش سیاه میشود اینقدر ذلیل میشود(یُسَوِّدُ وَجهَه) یک جاهایی میفرماید بینی شیطان را به خاک میمالند.@ هر کدام از ما تا به حال صدها مورد تجربه زدن شیطان را داشتیم که بینیاش را به خاک مالیدیم رو سیاهش کردیم دست از پا درازتر رفته نتوانسته در حریم ما کاری بکند حمله کرده ولی همیشه دست از پا درازتر برگشته و ما قوی هستیم میتوانیم خیلی کار کنیم.@ امام کاظم(ع) (لَمّا سُئِلَ عَن أوجَبَ الأعداء مُجاهِدَۀً أقرَبُهُم إلَیک وَ أعداهُم لَک وَ مَن یُحَرِضُ أعدائَکَ عَلَیک وَ هُوَ إبلیس) به امام کاظم(ع) میگویند ما با کدام دشمن باید بیشتر بجنگیم؟ روش معقولی حضرت میدهد میفرماید که دشمنی که از خانگی است از همه نزدیکتر به توست این خطرناکتر است.@ چون به تو نزدیک است آسیب زدنش بیشتر است دشمنی که دور است آنطرف خاکریز گرفته هزارمتری در خاکریز است آن خطرناکتر است یا آنهایی که در لشکر خودت هستند الان ستون پنجم هستند گرههای تو را به دشمن میدهند با بیسیم یواشکی میگویند اینجا را بزنید اینها خطرناکتر هستند یا آنها؟ اینها خطرناکتر هستند.@ (وَ أعداهُم لَک) آن که بیشتر از همه با تو دشمن است با آن دشمن باید بیشتر بجنگی(وَ مَن یُحَرِضُ أعدائَکَ عَلَیک) کسی که دشمنان تو را علیه تو تحریک میکند هم به تو نزدیکتر است هم خودش دشمنیاش بر تو بیشتر است هم دشمنان تو را علیه تو تحریک میکند با این باید بیشتر بجنگی.@ حالا جوانهای ما آنهایی که اصلاً بیخیال دشمن و آنقدر بیغیرت هستند نسبت به مملکتشان و دینشان و ناموسشان، آدمهایی که فقط مفتخور هستند کاری ندارند که دشمن چکار میخواهد با مملکتشان بکند بیعار و بیدردهایی که اصلاً کاری ندارند.@ آنهایی هم که عار و درد دارند آنقدر میافتند در مسائل سیاسی و مبارزاتی، مسائل ژورنالیستی، و مسائل دیگر و چه کسی چه گفت فلان حزب چه گفت فلان جناح چه گفت فلان وزیر چه گفت فلان نماینده مجلس چه گفت ما باید چکار کنیم مرگ بر فلانی، درود بر فلانی.@ باید بگوییم دشمنترین دشمنهای خودت چی، برای این هم فکر کردی برنامه سیاسی داری حزب تشکیل دادی گروه تشکیل دادی احزابی که میتوانند کمک تو کنند در رابطه با دشمن داخلی خودت کدامها هستند پاتوقهایی که میتوانند کمکت کنند کدام پاتوقها هستند.@ کجا میروی آموزش نظامی میبینی علیه دشمنان خودت که آرامشت را در درون سلب کنند، نه من جایی را سراغ ندارم کسی را سراغ ندارم نه پزشک سراغ دارم نه بیمارستان سراغ دارم نه درمانگاه سراغ دارم نه رفیق سراغ دارم نه جایی که بتوانم آموزش نظامی ببینم در این زمینه سراغ دارم نه در این زمینه درسی خواندم نه علاقهای هم دارم که بروم یاد بگیرم.@ از همه بدتر همین است برایم جالب نیست پس دشمن داخلی را باید بیشتر بچسبیم دشمن خارجی لباسهایش مشخص هست. در این لطیفه فوتبالی گفته بود مارادونا را ول کن غضنفر را بچسب خودش دارد به ما گُل میزند جلوگیری مارادونا پیشکش، فعلاً غضنفر خودمان را بگیریم از همه بیلیاقتتر است.@ خودش تا به حال چند تا گُل به ما زده وضعیت ما اینطوری میشود ما آنقدر میرویم در مبارزه با مسائل سیاسی و آمریکا و شوروی و انگلستان که اینقدر از خودمان گُل میخوریم که حد ندارد امتیاز میدهیم امام اگر موفق بود که بتواند پوزه آمریکا را به خاک بمالد این بود که در درون تمام غضنفرها را از بین برده بود.@ زحمت کشیده بود با اینها مبارزه کرده بود درون خودش را آرام کرده بود من پیش یک پزشکی رفتم طبیب خیلی حاذقی بود دارد که برای من نوشت یک حرفی زد خیلی تکاندهنده بود برای همین قضیه سرطانی که من داشتم اولش تب و لرزهای شدید داشتم چند ماه خیلی اذیت میشدم بعد خدمت ایشان رفته بودم انصافاً هم داروهای خوبی داد و موفق بود.@ بعد گفت به یک نفری که به آرامش رسیده در درون خودش، آدمی که شاد است، این حرف را نگاه کنید چقدر معنا دارد این طبیب خودش چقدر روی خودش کار کرده چقدر آدم قوی است، به یک نفر که در خودش آرام است بگو برایت دعا کند.@ برای همین هم وقتی امام خودش در درون خودش آرامش دارد دعا میکند دیگران هم خوب میشود الان هم کسی مرقدش میرود شفا میگیرد همه دشمنان را از بین بردند آرام است دشمن خارجی هم راحت میتوانند ببینند بنابراین ما حتی اگر کار سیاسی هم بخواهیم بکنیم مقداری میتوانیم با دشمن سیاسیمان بجنگیم که در داخل پیروز شده باشیم.@ قرآن میگوید و اینها را به ما یاد میدهد کسانی میتوانند در مقابل ابرقدرتها و بزرگان بایستند قلدرها بایستند که در درون شجاعت داشته باشند و بتوانند با خودشان حریف بشوند با خودشان مبارزه کنند، با ناخود، خود طبیعی نه خود اصلی، خود حیوانی بتواند مبارزه کند.@ اگر حریف آن شد در بیرون هم ترسی ندارد همه کسانی که از دشمنها ترسیدند خائن بودند خودشان را فروختند مملکتشان را فروختند کسانی بودند که اول در درون شکست خورده بودند در بیرون هم همیشه به دشمن باج داده بودند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@